Forwarded from تاریخاندیشی ــ مهدی تدینی (مهدی تدینی)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«سرنوشت پنجشیر»
دعوت میکنم حتماً این مصاحبۀ آقای جعفریان را ببینید. این تحلیل پر از نکات مهم و قابل تأمل است. به نظر نوعی سردرگمی در مواجهه با طالبان در ایران وجود دارد. شتاب رخدادها هم به این سردرگمی دامن زده است. میدانیم ایران هم با طالبان در ماههای گذشته مذاکراتی داشته، اما تردیدها و بیمها حتی در کسانی که با طالبان مذاکره کردند نیز پیداست.
اما پرسش این است که نسبت به جبهۀ پنجشیر چه موضعی باید داشت؟ آیا طالبان به وعدههایی میدهد وفا میکند؟ آیا طالبان یکدست است؟ آیا طالبان چنین مرزهای روشنی با گروههای خطرناکتر دارد؟ آیا دستۀ رهبری طالبان عوض نمیشود و احتمال کودتاهای درونی در طالبان وجود ندارد؟ آیا امکان ندارد طالبان به سادگی به مهرۀ یک بازی خطرناک تبدیل شود؟
چین خیز برداشته تا به متحد طالبان بدل شود و از آب گلالود کنونی یک معاهدۀ اقتصادی فراگیر برای خود بگیرد. اما به نظر میرسد لحن روسیه عوض شده و حتی از پنجشیر حمایتی تلویحی کرده است.
ما چه باید بکنیم؟ تکلیف برای من روشن است و بارها گفتهام... اما به شما توصیه میکنم این مصاحبه را حتماً ببینید.
@tarikhandishi | تاریخاندیشی
دعوت میکنم حتماً این مصاحبۀ آقای جعفریان را ببینید. این تحلیل پر از نکات مهم و قابل تأمل است. به نظر نوعی سردرگمی در مواجهه با طالبان در ایران وجود دارد. شتاب رخدادها هم به این سردرگمی دامن زده است. میدانیم ایران هم با طالبان در ماههای گذشته مذاکراتی داشته، اما تردیدها و بیمها حتی در کسانی که با طالبان مذاکره کردند نیز پیداست.
اما پرسش این است که نسبت به جبهۀ پنجشیر چه موضعی باید داشت؟ آیا طالبان به وعدههایی میدهد وفا میکند؟ آیا طالبان یکدست است؟ آیا طالبان چنین مرزهای روشنی با گروههای خطرناکتر دارد؟ آیا دستۀ رهبری طالبان عوض نمیشود و احتمال کودتاهای درونی در طالبان وجود ندارد؟ آیا امکان ندارد طالبان به سادگی به مهرۀ یک بازی خطرناک تبدیل شود؟
چین خیز برداشته تا به متحد طالبان بدل شود و از آب گلالود کنونی یک معاهدۀ اقتصادی فراگیر برای خود بگیرد. اما به نظر میرسد لحن روسیه عوض شده و حتی از پنجشیر حمایتی تلویحی کرده است.
ما چه باید بکنیم؟ تکلیف برای من روشن است و بارها گفتهام... اما به شما توصیه میکنم این مصاحبه را حتماً ببینید.
@tarikhandishi | تاریخاندیشی
✅نهم شهریور، سفر بی بازگشتِ ماهی سیاه کوچولو...
✍️علی مرادی مراغه ای
صمد در دوم تیرماه1318ش. در محله چرنداب تبریز در یک خانواده ی تهیدست چشم به جهان گشود و تنها 29سال زندگی کرد و در 1347ش در ارس غرق شد.
زندگیش، بیش از تمامی داستانهایش به زندگیِ قصه معروفش ماهی سیاه کوچولو» شباهت داشت.
مانند او شک میکند، به وضع موجود قانع نمیشود، تشنه جستجو و دانستن و خطر کردن بوده و بخاطر همین، بزودی پایش به دادگاه کشانده شده و آزار و اذیت ساواک و دریافت حکم تعلیق و ...
مثل ماهی سیاه کوچولو، به وضع موجود معترض بود و روح اعتراض به نظام حاکم را در دانش آموزانش پرورش میداده، پای پیاده در روستاها راه می افتاد، کتابخانه درست میکرد، برای بچه ها کتاب میبرد و کتاب میخواند و از آنها میخواست کتابها را خلاصه نویسی کنند...
کتاب«ماهی سیاه کوچولو» از اینجا آغاز میگردد که در یک شب چله، ماهی پیری، در ته دره برای دوازده هزار تا از بچه ها و نوه هایش نقل میکند و میگوید:
«ماهی سیاه کوچولو» به همراه مادرش در جویباری زندگی میکرده روزی تصمیم میگیرد آنجا را ترک کرده و سفر کند تا ببیند در دنیا چه خبر است و آخر این جویبارِ حقیر به کجا میرسد.
مادرش و همسایگانش میخواهند مانع سفرش شوند اما موفق نمیشوند...
او در طی سفر پر خطرش با جانوران مختلفی برخورد میکند و سرانجام پس از مبارزات و کشمکشها، به دریا میرسد اما در دریا، گرفتار مرغ ماهیخوار گشته و در شکم مرغ ماهیخوار، یک ماهی ریزه ایی نیز می بیند که قبل از او گرفتار شده. ماهی سیاه کوچولو با مرغ ماهیخوار درگیر میشود و موفق میشود آن ماهی ریزه را نجات داده اما از خودش خبری نمی شود:
«مرغ ماهیخوار همینطور پیچ و تاب میخورد و فریاد میکشد تا اینکه شروع کرد به دست و پا زدن و پایین آمدن و بعد شلپی افتاد توی آب و باز دست و پا زد تا از جنب و جوش افتاد، اما از ماهی سیاه کوچولو هیچ خبری نشد و تا حال هم هیچ خبری نشد»
بدین ترتیب، قصه ایی که ماهی پیر در یک شب چله در ته دره، برای دوازده هزار ماهی روایت میکرده به پایان میرسد، یازده هزار و نهصد و نود و نه بچه ماهی میروند و میخوابند« اما ماهی سرخ کوچولویی هر چقدر کرد خوابش نبرد، شب تا صبح همه اش در فکر دریا بود...»
در این داستان، صمد به آینده امیدوار است چون ماهی ها پس از شنیدن داستان میروند میخوابند اما یکی نمیخوابد و به دریا فکر میکند. و خودِ آن پیرماهی آغازین که داستان را تعریف میکرده در واقع، خودِ ماهی سیاه کوچلو بوده که پس از بازگشت از سفر طولانی، اکنون در مرحله فرزانگی برای نوه های خود، ماجرای خویش را بازگو میکند و دانسته ها و تجاربش را به آنها منتقل میکند و باعث بیداری و بیدار ماندن «ماهی قرمز کوچولو» و استمرار مبارزه می گردد.
📌کتاب ماهی سیاه کوچولو جزو کتابهای بالینی چریکها در خانه های تیمی بوده و قهرمان آن؛ سمبل و نماینده نسل جوان انقلاب و شورشی دهه چهل و پنجاه بوده است.
وجه تمایز ماهی سیاه کوچولو با ماهی های دیگر، نه آگاهی بیشتر و متفکر بودن، بلکه شجاعت و اهل عمل بودنش است. آنجا که ماهی سياه کوچولو، ماهی ريزههای ترسیده از مرغ سقا را مورد خطاب قرار میدهد و میگوید:
«شما زيادی فکر میکنيد. همه اش که نبايد فکر کرد راه که بيافتيم، ترسمان به کلی میريزد».
در اینجا تقدم پراتیک و عمل بر تئوری و نظر به روشنی بیان شده، موضوع محوری که بعدها به کرات در آثار و کتابهای رهبران چریکی تکرار خواهد شد.
جالب اینکه، ابتدا اسم این كتاب، «ماهی سياه كوچولوی دانا» بود، اما بعداً کلمه «دانا» از آن حذف شد، چرا که این کلمه در میان چریکها نه تنها ارزش نبوده است، بلکه بار معنایی منفی نیز دربرداشته....
✅و ای کاش، آن جنبه دانایی بر جنبه عمل، تفوق می داشت...
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✍️علی مرادی مراغه ای
صمد در دوم تیرماه1318ش. در محله چرنداب تبریز در یک خانواده ی تهیدست چشم به جهان گشود و تنها 29سال زندگی کرد و در 1347ش در ارس غرق شد.
زندگیش، بیش از تمامی داستانهایش به زندگیِ قصه معروفش ماهی سیاه کوچولو» شباهت داشت.
مانند او شک میکند، به وضع موجود قانع نمیشود، تشنه جستجو و دانستن و خطر کردن بوده و بخاطر همین، بزودی پایش به دادگاه کشانده شده و آزار و اذیت ساواک و دریافت حکم تعلیق و ...
مثل ماهی سیاه کوچولو، به وضع موجود معترض بود و روح اعتراض به نظام حاکم را در دانش آموزانش پرورش میداده، پای پیاده در روستاها راه می افتاد، کتابخانه درست میکرد، برای بچه ها کتاب میبرد و کتاب میخواند و از آنها میخواست کتابها را خلاصه نویسی کنند...
کتاب«ماهی سیاه کوچولو» از اینجا آغاز میگردد که در یک شب چله، ماهی پیری، در ته دره برای دوازده هزار تا از بچه ها و نوه هایش نقل میکند و میگوید:
«ماهی سیاه کوچولو» به همراه مادرش در جویباری زندگی میکرده روزی تصمیم میگیرد آنجا را ترک کرده و سفر کند تا ببیند در دنیا چه خبر است و آخر این جویبارِ حقیر به کجا میرسد.
مادرش و همسایگانش میخواهند مانع سفرش شوند اما موفق نمیشوند...
او در طی سفر پر خطرش با جانوران مختلفی برخورد میکند و سرانجام پس از مبارزات و کشمکشها، به دریا میرسد اما در دریا، گرفتار مرغ ماهیخوار گشته و در شکم مرغ ماهیخوار، یک ماهی ریزه ایی نیز می بیند که قبل از او گرفتار شده. ماهی سیاه کوچولو با مرغ ماهیخوار درگیر میشود و موفق میشود آن ماهی ریزه را نجات داده اما از خودش خبری نمی شود:
«مرغ ماهیخوار همینطور پیچ و تاب میخورد و فریاد میکشد تا اینکه شروع کرد به دست و پا زدن و پایین آمدن و بعد شلپی افتاد توی آب و باز دست و پا زد تا از جنب و جوش افتاد، اما از ماهی سیاه کوچولو هیچ خبری نشد و تا حال هم هیچ خبری نشد»
بدین ترتیب، قصه ایی که ماهی پیر در یک شب چله در ته دره، برای دوازده هزار ماهی روایت میکرده به پایان میرسد، یازده هزار و نهصد و نود و نه بچه ماهی میروند و میخوابند« اما ماهی سرخ کوچولویی هر چقدر کرد خوابش نبرد، شب تا صبح همه اش در فکر دریا بود...»
در این داستان، صمد به آینده امیدوار است چون ماهی ها پس از شنیدن داستان میروند میخوابند اما یکی نمیخوابد و به دریا فکر میکند. و خودِ آن پیرماهی آغازین که داستان را تعریف میکرده در واقع، خودِ ماهی سیاه کوچلو بوده که پس از بازگشت از سفر طولانی، اکنون در مرحله فرزانگی برای نوه های خود، ماجرای خویش را بازگو میکند و دانسته ها و تجاربش را به آنها منتقل میکند و باعث بیداری و بیدار ماندن «ماهی قرمز کوچولو» و استمرار مبارزه می گردد.
📌کتاب ماهی سیاه کوچولو جزو کتابهای بالینی چریکها در خانه های تیمی بوده و قهرمان آن؛ سمبل و نماینده نسل جوان انقلاب و شورشی دهه چهل و پنجاه بوده است.
وجه تمایز ماهی سیاه کوچولو با ماهی های دیگر، نه آگاهی بیشتر و متفکر بودن، بلکه شجاعت و اهل عمل بودنش است. آنجا که ماهی سياه کوچولو، ماهی ريزههای ترسیده از مرغ سقا را مورد خطاب قرار میدهد و میگوید:
«شما زيادی فکر میکنيد. همه اش که نبايد فکر کرد راه که بيافتيم، ترسمان به کلی میريزد».
در اینجا تقدم پراتیک و عمل بر تئوری و نظر به روشنی بیان شده، موضوع محوری که بعدها به کرات در آثار و کتابهای رهبران چریکی تکرار خواهد شد.
جالب اینکه، ابتدا اسم این كتاب، «ماهی سياه كوچولوی دانا» بود، اما بعداً کلمه «دانا» از آن حذف شد، چرا که این کلمه در میان چریکها نه تنها ارزش نبوده است، بلکه بار معنایی منفی نیز دربرداشته....
✅و ای کاش، آن جنبه دانایی بر جنبه عمل، تفوق می داشت...
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
📌📌📌بیانیه مهم آموزش و پرورش
آموزش و پرورش گفته اگر معلمان برای سال تحصیلی جدید مانند دوسال گذشته نیاز به وسایل آموزشی مانند لپ تاپ، گوشی، تبلت و اینترنت داشته باشند،بصورت رایگان به آنها اهدا خواهد شد و از زحماتشان نیز تقدیر و تشکر می گردد.
*با تشکر وزارت آموزش و پرورش امارات متحده عربی*
🤔🤔🤔
آموزش و پرورش گفته اگر معلمان برای سال تحصیلی جدید مانند دوسال گذشته نیاز به وسایل آموزشی مانند لپ تاپ، گوشی، تبلت و اینترنت داشته باشند،بصورت رایگان به آنها اهدا خواهد شد و از زحماتشان نیز تقدیر و تشکر می گردد.
*با تشکر وزارت آموزش و پرورش امارات متحده عربی*
🤔🤔🤔
Forwarded from فوتبال برتر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎦خواستگاری از دونده نابینا در پیست دو و میدانی
🔸کوئلا نیدریا پریرا سمدو، دونده اهل کیپ ورد، موفق شد در پارالمپیک2020ژاپن به مدال طلا برسد اما اتفاق خوشایند دیگری در خط پایان انتظارش را میکشید.
🔸دونده نابینای اهل کیپ ورد کشور تازه از خط پایان مسابقه دوی 200 متر در سطح تی 11 عبور کرده بود که مانوئل آنتونیو واز داویگا، دونده همراه و راهنمایش، روبرویش زانو زده و از او درخواست ازدواج کرد.
🆔 @footballbartartv3ir
🔸کوئلا نیدریا پریرا سمدو، دونده اهل کیپ ورد، موفق شد در پارالمپیک2020ژاپن به مدال طلا برسد اما اتفاق خوشایند دیگری در خط پایان انتظارش را میکشید.
🔸دونده نابینای اهل کیپ ورد کشور تازه از خط پایان مسابقه دوی 200 متر در سطح تی 11 عبور کرده بود که مانوئل آنتونیو واز داویگا، دونده همراه و راهنمایش، روبرویش زانو زده و از او درخواست ازدواج کرد.
🆔 @footballbartartv3ir
Forwarded from اصفهان خبر
⚠️هشدار سازمان زمینشناسی کشور:
«اصفهان، خطرناکترین استان کشور به لحاظ فرونشست زمین!»
مدیر کل دفتر مخاطرات زیست محیطی و مهندسی سازمان زمین شناسی کشور:
⚠️اصفهان تنها کلانشهر کشور است که فرونشست به درون شهر کشیده شده است.
⚠️روزی نیست که برای ماپیام ناگواری ازاصفهان درباره فرونشست ارسال نشود.
⚠️مسئولان نسبت به نرخ فرونشست بی حس شدهاند.
حتی فرونشست یک سانتیمتری اثرات خود را بر روی سازهها نشان میدهد،
فرونشست از یک منظر بدترین مخاطره است،چون نشست زمین به تدریج صورت میگیرد و زمانی متوجه آن میشویم که کار از کار گذشته و دیگر نمیتوانیم کاری برای آن انجام دهیم.
اولین راهکار برای علاج بخشی این مخاطره آن است که فرونشست را جلوی چشم مسؤولان و جامعه قرار دهیم.
/نوبت زایندهرود
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
«اصفهان، خطرناکترین استان کشور به لحاظ فرونشست زمین!»
مدیر کل دفتر مخاطرات زیست محیطی و مهندسی سازمان زمین شناسی کشور:
⚠️اصفهان تنها کلانشهر کشور است که فرونشست به درون شهر کشیده شده است.
⚠️روزی نیست که برای ماپیام ناگواری ازاصفهان درباره فرونشست ارسال نشود.
⚠️مسئولان نسبت به نرخ فرونشست بی حس شدهاند.
حتی فرونشست یک سانتیمتری اثرات خود را بر روی سازهها نشان میدهد،
فرونشست از یک منظر بدترین مخاطره است،چون نشست زمین به تدریج صورت میگیرد و زمانی متوجه آن میشویم که کار از کار گذشته و دیگر نمیتوانیم کاری برای آن انجام دهیم.
اولین راهکار برای علاج بخشی این مخاطره آن است که فرونشست را جلوی چشم مسؤولان و جامعه قرار دهیم.
/نوبت زایندهرود
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
Forwarded from سهام نیوز
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅طالبان پاسخ می دهد
سوال: چرا بچههای بیگناه را در عملیات انتحاری کشتید؟
جواب: چون والدینشان گناه کرده بودند و علیه کفار جهاد نکرده بودند.
@Sahamnewsorg
سوال: چرا بچههای بیگناه را در عملیات انتحاری کشتید؟
جواب: چون والدینشان گناه کرده بودند و علیه کفار جهاد نکرده بودند.
@Sahamnewsorg
🔖 دکتر مهران صولتی (پژوهشگر و مدرس دانشگاه) در یادداشتی اختصاصی از موانع و چالشهای تحزب در ایران میگوید:
📍سودای مردمسالاری بدون وجود احزاب واقعی!
📌 احزاب را بهحق سنگ بنای دموکراسی نامیدهاند. نگاه به تحولات سیاسی جوامع مدرن در دورههای اخیر هم نشان میدهد که بدون وجود یک نظام حزبی مبتنی بر نمایندگی شکافهای اجتماعی، رقابت سیاسی، حاکمیت قانون، برگزاری انتخابات آزاد و رقابتی و چرخش روان نخبگان نمیتوان به تحقق مردمسالاری در یک نظام سیاسی امیدوار بود. در ایران هم اگرچه احزاب از بستر تحولات سیاسی منجر به انقلاب مشروطه سر برآوردند؛ ولی بیش از آنکه بتوانند در قوام بخشیدن به یک نظام حزبی کارآمد مؤثر باشند و شکافهای اجتماعی را در پارلمان نوبنیاد نمایندگی کنند بهعکس بر شدت شقاقهای موجود افزودند و ظهور رادیکالیسم را تقویت کردند.
📌 احزاب در عصر پهلوی اول تشریفاتی شده و به ابزاری برای تحقق منویات رضاشاه در پارلمان دستچینشده تبدیل شدند. دههی نخست سلطنت محمدرضا شاه اما بهار احزاب بود و نظام سیاسی نوپا به مجالی برای تمرین تحزب در کشور تبدیل شد. نتیجه اما با فقدان بلوغ سیاسی بازیگران به بیثباتی موجود دامن زد و با کودتای ۲۸ مرداد بر فعالیت احزاب مخالف مهر خاتمت خورد.
📌 در ایران پس از انقلاب میل به تداوم جامعه تودهای هنوز هم در میان سیاستگذاران جاری و ساری است. از همین رو به باور انقلابیون؛ شکلگیری احزاب سیاسی ازآنجاکه میتوانند تمایز میان تودهها را پررنگ کند، به آنها تشکل بخشند و مطالبات آنها را در مسیرهای سیاسی_ مدنی کانالیزه کنند چندان با اقتضائات جامعهی تودهای سازگار نمیباشند.
📌 پیوند میان احزاب و انتخابات چنان ساختاریافته و ارگانیک است که هیچکدام بدون دیگری نمیتوانند واقعی و کارآمد باشند. در ایران پس از انقلاب هم ازآنجاکه پیوند میان احزاب و انتخابات هرگز از مسیر شکلگیری یک نظام انتخاباتی حزبی سامان نیافته، احزاب را به زائده بیخاصیتی از نظام سیاسی تبدیل کرده است. طنز ماجرا هم اینجاست که نامزدهای ریاست جمهوری ابتدا خود را نامزد میکنند و سپس حمایت احزاب از خود را میپذیرند، تازه بعد از انتخاب شدن هموابستگی حزبی خود را در مناسبتهای مختلف انکار میکنند. نمایندگان مجلس هم ازآنجاکه معمولاً خود را مستقل میدانند معمولاً واجد هیچ برنامهای نبوده و بهراحتی بین جناحها برای پیگیری منافع شخصی خود جابهجا میشوند!
📌 دموکراسی سیاسی بر سنت به رسمیت شناختن اپوزیسیون و جابهجایی مسالمتآمیز قدرت از رهگذر برگزاری انتخابات آزاد و رقابتی استوار است. این اپوزیسیون سیاسی است که میتواند اقلیت شکستخورده در انتخابات را انسجام بخشد، نمایندگی کند و درنهایت به اکثریت انتخابات بعدی تبدیل سازد. همچنین اپوزیسیون میتواند مطالبات اقلیت را در جامعه پژواک داده و به ناظری مؤثر بر قدرت اکثریت مسلط تبدیل شود. در ایران یکصد سال اخیر اما اپوزیسیونِ رسمی و قانونی هرگز در سپهر سیاست ایران حضور نداشته است. بهجرئت میتواند گفت که در فقدان چنین نیرویی، احزاب در یک کشور نقش تزئینی یافته و قادر به گرهگشایی از مشکلات نیستند.
📌 در ایران معاصر فرهنگ سیاسیِ موجود عاملی برای تقویت احزاب سیاسی محسوب نمیشود. سابقهی وابستگی برخی احزاب سیاسی به بیگانگان در کنار بیثباتی سیاسی ناشی از فعالیت احزاب، بهانهای شده است تا احزاب بهمثابهی بچه سرراهی برای خانواده سیاست ایران تلقی شوند. در ایران پس از انقلاب هم اقسام تریبونها در خدمت مذمت قدرتطلبی و انسجام ستیزی این نهاد سیاسی قرارگرفتهاند. احزاب در نقطهی مقابل دغدغههای مردم و بیتوجه به مطالبات واقعی آحاد جامعه معرفی شدهاند. روشن است که با چنین زمینهای فرهنگی ............
☑️ متن کامل این یادداشت را در شمارهی نخست #پنداشت بخوانید 👇
📍نسخه الکترونیکی پنداشت را با تخفیف ویژه از کیوسک جار و کتابخوان طاقچه دریافت کنید:
❇️ https://taaghche.com/book/95164
@tarbd
📍سودای مردمسالاری بدون وجود احزاب واقعی!
📌 احزاب را بهحق سنگ بنای دموکراسی نامیدهاند. نگاه به تحولات سیاسی جوامع مدرن در دورههای اخیر هم نشان میدهد که بدون وجود یک نظام حزبی مبتنی بر نمایندگی شکافهای اجتماعی، رقابت سیاسی، حاکمیت قانون، برگزاری انتخابات آزاد و رقابتی و چرخش روان نخبگان نمیتوان به تحقق مردمسالاری در یک نظام سیاسی امیدوار بود. در ایران هم اگرچه احزاب از بستر تحولات سیاسی منجر به انقلاب مشروطه سر برآوردند؛ ولی بیش از آنکه بتوانند در قوام بخشیدن به یک نظام حزبی کارآمد مؤثر باشند و شکافهای اجتماعی را در پارلمان نوبنیاد نمایندگی کنند بهعکس بر شدت شقاقهای موجود افزودند و ظهور رادیکالیسم را تقویت کردند.
📌 احزاب در عصر پهلوی اول تشریفاتی شده و به ابزاری برای تحقق منویات رضاشاه در پارلمان دستچینشده تبدیل شدند. دههی نخست سلطنت محمدرضا شاه اما بهار احزاب بود و نظام سیاسی نوپا به مجالی برای تمرین تحزب در کشور تبدیل شد. نتیجه اما با فقدان بلوغ سیاسی بازیگران به بیثباتی موجود دامن زد و با کودتای ۲۸ مرداد بر فعالیت احزاب مخالف مهر خاتمت خورد.
📌 در ایران پس از انقلاب میل به تداوم جامعه تودهای هنوز هم در میان سیاستگذاران جاری و ساری است. از همین رو به باور انقلابیون؛ شکلگیری احزاب سیاسی ازآنجاکه میتوانند تمایز میان تودهها را پررنگ کند، به آنها تشکل بخشند و مطالبات آنها را در مسیرهای سیاسی_ مدنی کانالیزه کنند چندان با اقتضائات جامعهی تودهای سازگار نمیباشند.
📌 پیوند میان احزاب و انتخابات چنان ساختاریافته و ارگانیک است که هیچکدام بدون دیگری نمیتوانند واقعی و کارآمد باشند. در ایران پس از انقلاب هم ازآنجاکه پیوند میان احزاب و انتخابات هرگز از مسیر شکلگیری یک نظام انتخاباتی حزبی سامان نیافته، احزاب را به زائده بیخاصیتی از نظام سیاسی تبدیل کرده است. طنز ماجرا هم اینجاست که نامزدهای ریاست جمهوری ابتدا خود را نامزد میکنند و سپس حمایت احزاب از خود را میپذیرند، تازه بعد از انتخاب شدن هموابستگی حزبی خود را در مناسبتهای مختلف انکار میکنند. نمایندگان مجلس هم ازآنجاکه معمولاً خود را مستقل میدانند معمولاً واجد هیچ برنامهای نبوده و بهراحتی بین جناحها برای پیگیری منافع شخصی خود جابهجا میشوند!
📌 دموکراسی سیاسی بر سنت به رسمیت شناختن اپوزیسیون و جابهجایی مسالمتآمیز قدرت از رهگذر برگزاری انتخابات آزاد و رقابتی استوار است. این اپوزیسیون سیاسی است که میتواند اقلیت شکستخورده در انتخابات را انسجام بخشد، نمایندگی کند و درنهایت به اکثریت انتخابات بعدی تبدیل سازد. همچنین اپوزیسیون میتواند مطالبات اقلیت را در جامعه پژواک داده و به ناظری مؤثر بر قدرت اکثریت مسلط تبدیل شود. در ایران یکصد سال اخیر اما اپوزیسیونِ رسمی و قانونی هرگز در سپهر سیاست ایران حضور نداشته است. بهجرئت میتواند گفت که در فقدان چنین نیرویی، احزاب در یک کشور نقش تزئینی یافته و قادر به گرهگشایی از مشکلات نیستند.
📌 در ایران معاصر فرهنگ سیاسیِ موجود عاملی برای تقویت احزاب سیاسی محسوب نمیشود. سابقهی وابستگی برخی احزاب سیاسی به بیگانگان در کنار بیثباتی سیاسی ناشی از فعالیت احزاب، بهانهای شده است تا احزاب بهمثابهی بچه سرراهی برای خانواده سیاست ایران تلقی شوند. در ایران پس از انقلاب هم اقسام تریبونها در خدمت مذمت قدرتطلبی و انسجام ستیزی این نهاد سیاسی قرارگرفتهاند. احزاب در نقطهی مقابل دغدغههای مردم و بیتوجه به مطالبات واقعی آحاد جامعه معرفی شدهاند. روشن است که با چنین زمینهای فرهنگی ............
☑️ متن کامل این یادداشت را در شمارهی نخست #پنداشت بخوانید 👇
📍نسخه الکترونیکی پنداشت را با تخفیف ویژه از کیوسک جار و کتابخوان طاقچه دریافت کنید:
❇️ https://taaghche.com/book/95164
@tarbd
طاقچه
فصلنامه سیاسی و اجتماعی پنداشت ـ شماره ۱ ـ اسفند ۹۹ + دانلود نمونه رایگان
فصلنامه سیاسی و اجتماعی پنداشت ـ شماره ۱ ـ اسفند ۹۹ با قیمت ویژه | ۳۰درصد تخفیف برای اولین خرید
✅ افغانستان به حال خود رها شد...
📌تردید در متحدان امریکا
✍ جان سیمپسون/ سردبیر امور جهانی بیبیسی
📌 در سراسر جهان، کشورهایی که بطور سنتی به حمایت آمریکا متکی بودهاند، ناگهان به این فکر افتادهاند که آیا باید به فکر "تضمینهای دوبارهای " برای آینده خود باشند. تایوان که تقریبا هر روز در معرض تهدید حمله از سوی چین قرار دارد، بویژه نگران است. کره جنوبی، ژاپن، اروپای غربی و بریتانیا همه به این فکر افتادهاند که آیا تعهد آمریکا به آنها هم میتواند به همان سرعتی که در افغانستان اتفاق افتاد، دود شود و به هوا برود.
همین چهار ماه پیش، جو بایدن، رئیسجمهوری آمریکا، با اعتماد و اطمینان خاطر گفت "ما دست به اقدامی عجولانه برای خروج نخواهیم زد. ما این کار را با مسئولیت، سنجیده و به طور امن انجام خواهیم دادم.
ما آن را با هماهنگی کامل با متحدان و شرکای خود انجام خواهیم داد".
ولی اتفاقی که افتاد کاملا چیز دیگری بود.
کشوری که برای یک نسل کامل به حمایت آمریکا و غرب وابسته بود، ناگهان به حال خود رها شد. وقتی که طالبان در نوامبر ۲۰۰۱ توسط ائتلافی از مجاهدین میانهرو و با حمایت غرب، از افغانستان بیرون رانده شدند، دورانی از رفاه نسبی و آزادیهای شخصی در این کشور آغاز شد. کابل و بسیاری از شهرها دیگر قابل تشخیص با دوران طالبان و فقری که ۵ سال حکومت آنها برای کشور به همراه داشت، نیستند.
بدون شک فساد گستردهای از همان راس قدرت در دوران جدید وجود داشته ؛ اما در عین حال رشد نسبی وجود داشته و زندگی بدون ترس بوده؛ مرگ و میر نوزادن ۵۰ درصد کاهش داشت.
جنگ علیه طالبان در حد یک عملیات امنیتی کاهش یافت.
سربازان افغان، پلیس و غیرنظامیان هنوز با مشکل مواجه بودند و رنج میبردند، اما شمار بسیار کمی از سربازان غربی کشته میشدند، ۱۱ سرباز در یک سال گذشته. شمارنیروهای آمریکایی مستقر در بریتانیا بسیار بیشتر از افغانستان بود.
یک گروه کوچک از نیروهای غربی با حدود ۲۵۰۰ نفر، طالبان را کنترل کرده و کشور را باثبات نگه داشته بود. این اعلام مهلت خروج نیروهای غربی بود که به حملات گسترده وناگهانی طالبان و تصرف کابل انجامید.
اکنون همه چیز در افغانستان نامعلوم است. مدارس و دانشگاههایی که دختران در آنها تحصیلات خوبی داشتند، عملا همه تعطیل شدهاند. گزارشها از سراسر کشور حاکی از آن است که زنان بندرت در خیابانها دیده میشوند، درست مانند دوران قبل که طالبان در قدرت بودند، از ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱.
گزارشهای مکرری از بروز جنایات در مناطق مختلف وجود دارد؛ برای مثال قتل فواد اندرابی، خواننده موسیقی فولکلور در ولایت بغلان.
به مدت ۲۰ سال، طنین موسیقی در شهرها و مناطق افغانستان به گوش میرسید، و اکنون دوباره توسط طالبان ممنوع شده است. بعضی از حامیان دولت قبل، اشرف غنی، مذاکره با رهبران طالبان را آغاز کردهاند.
این امکان هست که ائتلاف جدیدی ظهور کند و حکومتی شکل بگیرد که کمی معتدلتر از رژیم طالبانی باشد که ۲۰ سال پیش کشور را اداره میکرد. اما قدرت اصلی در خارج از کابل و دیگر شهرهای اصلی در اختیار گروههایی از جنگسالارهای طرفدار طالبان خواهد بود، از آن دسته افرادی که فواد اندرابی را به دلیل خوانندگی کشتند.
این احتمال وجود دارد که رژیم جدید طالبان با دو جنگ داخلی جداگانه روبرو شود: یکی از طرف داعش خراسان، که هفته گذشته بمبگذاری فرودگاه کابل را انجام داد و طالبان را خائن به مذهب میداند، و دیگری از طرف جنبش مقاومت که متشکل از مخالفان طالبان است.
خروج ناگهانی نیروهای آمریکایی و غرب از افغانستان به این معنی است که برای مردم این کشور، افق صلح بیش از پیش به دوردست رانده شده است.
@tarbd
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
📌تردید در متحدان امریکا
✍ جان سیمپسون/ سردبیر امور جهانی بیبیسی
📌 در سراسر جهان، کشورهایی که بطور سنتی به حمایت آمریکا متکی بودهاند، ناگهان به این فکر افتادهاند که آیا باید به فکر "تضمینهای دوبارهای " برای آینده خود باشند. تایوان که تقریبا هر روز در معرض تهدید حمله از سوی چین قرار دارد، بویژه نگران است. کره جنوبی، ژاپن، اروپای غربی و بریتانیا همه به این فکر افتادهاند که آیا تعهد آمریکا به آنها هم میتواند به همان سرعتی که در افغانستان اتفاق افتاد، دود شود و به هوا برود.
همین چهار ماه پیش، جو بایدن، رئیسجمهوری آمریکا، با اعتماد و اطمینان خاطر گفت "ما دست به اقدامی عجولانه برای خروج نخواهیم زد. ما این کار را با مسئولیت، سنجیده و به طور امن انجام خواهیم دادم.
ما آن را با هماهنگی کامل با متحدان و شرکای خود انجام خواهیم داد".
ولی اتفاقی که افتاد کاملا چیز دیگری بود.
کشوری که برای یک نسل کامل به حمایت آمریکا و غرب وابسته بود، ناگهان به حال خود رها شد. وقتی که طالبان در نوامبر ۲۰۰۱ توسط ائتلافی از مجاهدین میانهرو و با حمایت غرب، از افغانستان بیرون رانده شدند، دورانی از رفاه نسبی و آزادیهای شخصی در این کشور آغاز شد. کابل و بسیاری از شهرها دیگر قابل تشخیص با دوران طالبان و فقری که ۵ سال حکومت آنها برای کشور به همراه داشت، نیستند.
بدون شک فساد گستردهای از همان راس قدرت در دوران جدید وجود داشته ؛ اما در عین حال رشد نسبی وجود داشته و زندگی بدون ترس بوده؛ مرگ و میر نوزادن ۵۰ درصد کاهش داشت.
جنگ علیه طالبان در حد یک عملیات امنیتی کاهش یافت.
سربازان افغان، پلیس و غیرنظامیان هنوز با مشکل مواجه بودند و رنج میبردند، اما شمار بسیار کمی از سربازان غربی کشته میشدند، ۱۱ سرباز در یک سال گذشته. شمارنیروهای آمریکایی مستقر در بریتانیا بسیار بیشتر از افغانستان بود.
یک گروه کوچک از نیروهای غربی با حدود ۲۵۰۰ نفر، طالبان را کنترل کرده و کشور را باثبات نگه داشته بود. این اعلام مهلت خروج نیروهای غربی بود که به حملات گسترده وناگهانی طالبان و تصرف کابل انجامید.
اکنون همه چیز در افغانستان نامعلوم است. مدارس و دانشگاههایی که دختران در آنها تحصیلات خوبی داشتند، عملا همه تعطیل شدهاند. گزارشها از سراسر کشور حاکی از آن است که زنان بندرت در خیابانها دیده میشوند، درست مانند دوران قبل که طالبان در قدرت بودند، از ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱.
گزارشهای مکرری از بروز جنایات در مناطق مختلف وجود دارد؛ برای مثال قتل فواد اندرابی، خواننده موسیقی فولکلور در ولایت بغلان.
به مدت ۲۰ سال، طنین موسیقی در شهرها و مناطق افغانستان به گوش میرسید، و اکنون دوباره توسط طالبان ممنوع شده است. بعضی از حامیان دولت قبل، اشرف غنی، مذاکره با رهبران طالبان را آغاز کردهاند.
این امکان هست که ائتلاف جدیدی ظهور کند و حکومتی شکل بگیرد که کمی معتدلتر از رژیم طالبانی باشد که ۲۰ سال پیش کشور را اداره میکرد. اما قدرت اصلی در خارج از کابل و دیگر شهرهای اصلی در اختیار گروههایی از جنگسالارهای طرفدار طالبان خواهد بود، از آن دسته افرادی که فواد اندرابی را به دلیل خوانندگی کشتند.
این احتمال وجود دارد که رژیم جدید طالبان با دو جنگ داخلی جداگانه روبرو شود: یکی از طرف داعش خراسان، که هفته گذشته بمبگذاری فرودگاه کابل را انجام داد و طالبان را خائن به مذهب میداند، و دیگری از طرف جنبش مقاومت که متشکل از مخالفان طالبان است.
خروج ناگهانی نیروهای آمریکایی و غرب از افغانستان به این معنی است که برای مردم این کشور، افق صلح بیش از پیش به دوردست رانده شده است.
@tarbd
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
✅باید به پنج بخش اصلی و ساختاری ایران تکیه کرد!!!
📌جستاری به خروج امریکا از افغانستان
🖊️دکتر مهدی کیوان
نزدیک به چهار سده است که سرزمینهای اسلامی مشرق زمین و از راه رسیدگان غرب ، وارد مناسبات اقتصادی-سیاسی جدید(استعماری)شده اند؛ از روزی که«البوکرک»آمد و بر
«هرمز»نشست تا این روزها که امریکا از افغانستان برخاست و زیر و بالای آینده منطقه را به طالبان و مثل طالبان تحویل داد.
برآیند این افت و خیزها ی
چند قرنه را در ویرانی کشورهایی میبینم با آینده ای تیره و تار و نامهایی که
روز و شب همچون زجه های شوم به گوش میشنوم : لیبی،سوریه،لبنان،عراق،
یمن،ایران و …
پیشتر آنان که خوشبین بودند هدف غرب را استبدادزدایی، ایجاد دولت-ملت و کاشتن بذر دموکراسی و حاکمیت قانون میدیدند و البته من
نیز با آنکه بیش از نیم قرن
دستیابی به چنین آرمانهایی را دشوار میدانستم اما شدنی ارزیابی میکردم.
اکنون در حال و روزی که
هشتادمین بهار زندگی را
به فصل برگریزان میرسانم،دریافته ام که تجربه ای تلخ و شکستی سنگین را پس پشت نهاده ام و با قلبی که همچنان برای پاسداشت منافع میهن می تپد از توهمی رویگردانده ام که بدنبال آشتی دادن دستاوردهای تمدن مغرب زمین با داشته های هویتی خود بود.
قصه ای که از «راه»
تقی زاده سرتاپا فرنگی آغاز شد و به«رسم»فردید و آل احمد ایستاده زیر تابوت شیخ فضل الله رسید و امروز سر به دیوار طنز تلخ طالبانی میکوبد که گویا آمده است دلخوشی دهد که اوضاع از سوریه و یمن بدتر نیست !
ملغمه اختلاط مارکسیسم و اسلام و حزب توده و مجاهدین خلق و چپها و راستها و ملی-مذهبی ها و اصلاح طلبان و غیره حاکمیتی را در ایران نقاشی کرد که دانم و دانی و سموم التقاط اسلام و سوسیالیسم و ناسیونالیسم عربی چنان بهاری عربی به ارمغان آورد که پناه بر صدام و قذافی !
اینک میخواهم به نسلی که افلاس و ابتذال تراژیک و خاکسترنشینی مارا دید اما خوب ندید بگویم که نسل ما تا بخواهی جان و زندگی داد و سرشار از احساسات پاک و ناب و البته خام و بی دانش بود که گهگاه به حماقت میمانست .
سنگواره باورهای ما ،در کشورهای اسلامی منطقه، چنان رسوباتی است که تیشه هیچ فرهادی آن را نخواهد سایید.این سخن را به شوخی نگیرید زیرا برآمده از رنجی تاریخیست که بقول«نادرپور»:این نه می ناب ، که خون دل پر درد من است. آن را آسان به پیاله مگیرید و آسان منوشید.
زمان آن فرا رسیده است که نسل پس از ما که نوع خردورزی ورشکسته مارا دیده اند اما خوب ندیده اند،در کار ما بجد بیاندیشند و با شمار اندکی از ما که مانده ایم مفاهمه ای داشته باشند ؛اما هشدار که پای منبر ما ننشینند که از فرهنگ منبرانه بیزارم.
با آنکه مصیبت در راه است اما «ذکر مصیبت»
به پایان رسیده است. اینجا دیگر قرار نیست کسی روضه بخواند، دیگر کسی نمی خواهد بگوید که«چه باید کرد».شاید بهتر بود که پیشتر میفهمیدیم که «چه نباید کرد».
امروز بر این باورم که اگر در جستجوی پاسخی درباره تاریخ ایران هستیم
بایدبه اجزاء آن توجه کنیم و آنها را در خود تاریخ ایران بجوییم و عاری از شیفتگی و رمیدگی پنج بخش اصلی و ساختاری این تاریخ را خوب شناسایی نموده ،نسبت به آن آگاه شویم که عبارتند از: جغرافیای فرهنگی ایران ، زبان فارسی، سامان سیاسی حاکمیت در ایران ،مذهب تشیع و سرانجام،مناسبات وآداب و مناسک و سنتهای نیاکان.
راه سختی در پیش داریم .
راهی که بیش از هرچیز نیازمند خرد، انصاف و شکیبایی است.
دهم شهریور سال ۱۴۰۰ش
🖊️مهدی کیوان
معلم بازنشسته.
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
📌جستاری به خروج امریکا از افغانستان
🖊️دکتر مهدی کیوان
نزدیک به چهار سده است که سرزمینهای اسلامی مشرق زمین و از راه رسیدگان غرب ، وارد مناسبات اقتصادی-سیاسی جدید(استعماری)شده اند؛ از روزی که«البوکرک»آمد و بر
«هرمز»نشست تا این روزها که امریکا از افغانستان برخاست و زیر و بالای آینده منطقه را به طالبان و مثل طالبان تحویل داد.
برآیند این افت و خیزها ی
چند قرنه را در ویرانی کشورهایی میبینم با آینده ای تیره و تار و نامهایی که
روز و شب همچون زجه های شوم به گوش میشنوم : لیبی،سوریه،لبنان،عراق،
یمن،ایران و …
پیشتر آنان که خوشبین بودند هدف غرب را استبدادزدایی، ایجاد دولت-ملت و کاشتن بذر دموکراسی و حاکمیت قانون میدیدند و البته من
نیز با آنکه بیش از نیم قرن
دستیابی به چنین آرمانهایی را دشوار میدانستم اما شدنی ارزیابی میکردم.
اکنون در حال و روزی که
هشتادمین بهار زندگی را
به فصل برگریزان میرسانم،دریافته ام که تجربه ای تلخ و شکستی سنگین را پس پشت نهاده ام و با قلبی که همچنان برای پاسداشت منافع میهن می تپد از توهمی رویگردانده ام که بدنبال آشتی دادن دستاوردهای تمدن مغرب زمین با داشته های هویتی خود بود.
قصه ای که از «راه»
تقی زاده سرتاپا فرنگی آغاز شد و به«رسم»فردید و آل احمد ایستاده زیر تابوت شیخ فضل الله رسید و امروز سر به دیوار طنز تلخ طالبانی میکوبد که گویا آمده است دلخوشی دهد که اوضاع از سوریه و یمن بدتر نیست !
ملغمه اختلاط مارکسیسم و اسلام و حزب توده و مجاهدین خلق و چپها و راستها و ملی-مذهبی ها و اصلاح طلبان و غیره حاکمیتی را در ایران نقاشی کرد که دانم و دانی و سموم التقاط اسلام و سوسیالیسم و ناسیونالیسم عربی چنان بهاری عربی به ارمغان آورد که پناه بر صدام و قذافی !
اینک میخواهم به نسلی که افلاس و ابتذال تراژیک و خاکسترنشینی مارا دید اما خوب ندید بگویم که نسل ما تا بخواهی جان و زندگی داد و سرشار از احساسات پاک و ناب و البته خام و بی دانش بود که گهگاه به حماقت میمانست .
سنگواره باورهای ما ،در کشورهای اسلامی منطقه، چنان رسوباتی است که تیشه هیچ فرهادی آن را نخواهد سایید.این سخن را به شوخی نگیرید زیرا برآمده از رنجی تاریخیست که بقول«نادرپور»:این نه می ناب ، که خون دل پر درد من است. آن را آسان به پیاله مگیرید و آسان منوشید.
زمان آن فرا رسیده است که نسل پس از ما که نوع خردورزی ورشکسته مارا دیده اند اما خوب ندیده اند،در کار ما بجد بیاندیشند و با شمار اندکی از ما که مانده ایم مفاهمه ای داشته باشند ؛اما هشدار که پای منبر ما ننشینند که از فرهنگ منبرانه بیزارم.
با آنکه مصیبت در راه است اما «ذکر مصیبت»
به پایان رسیده است. اینجا دیگر قرار نیست کسی روضه بخواند، دیگر کسی نمی خواهد بگوید که«چه باید کرد».شاید بهتر بود که پیشتر میفهمیدیم که «چه نباید کرد».
امروز بر این باورم که اگر در جستجوی پاسخی درباره تاریخ ایران هستیم
بایدبه اجزاء آن توجه کنیم و آنها را در خود تاریخ ایران بجوییم و عاری از شیفتگی و رمیدگی پنج بخش اصلی و ساختاری این تاریخ را خوب شناسایی نموده ،نسبت به آن آگاه شویم که عبارتند از: جغرافیای فرهنگی ایران ، زبان فارسی، سامان سیاسی حاکمیت در ایران ،مذهب تشیع و سرانجام،مناسبات وآداب و مناسک و سنتهای نیاکان.
راه سختی در پیش داریم .
راهی که بیش از هرچیز نیازمند خرد، انصاف و شکیبایی است.
دهم شهریور سال ۱۴۰۰ش
🖊️مهدی کیوان
معلم بازنشسته.
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
صبح یعنے یک سبد لبخنـد
صبح یعنے یک بغل شادے
صبح یعنے یک دنیا عشق
صبح یعنے
خندیـدن از اعماق وجود
به شکرانه داشتن نفسے دوباره
@tarbd
صبح یعنے یک بغل شادے
صبح یعنے یک دنیا عشق
صبح یعنے
خندیـدن از اعماق وجود
به شکرانه داشتن نفسے دوباره
@tarbd
Forwarded from مصدق به روايت تاريخ و اسناد
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فایل کامل مستند «بیبیسی و کودتا» ساخته کیوان حسینی که در سالگرد کودتای 28 مرداد پخش شد. @mohammadmosaddegh
Forwarded from 🇮🇷🇵🇸 مکشوفات
📝درباره صحت داروی منتسب به امام کاظم علیه السلام | #محمد_خراسانی، روایت پژوه
🔻چون مکرر مشاهده می کنم که دارویی را به امام کاظم علیه السلام نسبت می دهند و آن را مناسب ترین راه درمان کرونا می دانند وظیفه خود می دانم فهرست وار مطالبی بیان کنم:
🔸 نسبت دادن غیر پژوهشی خبر، روایت یا حدیث مسئولیت سنگینی دارد. عزیزان بدون تحقیق چنین کاری را انجام ندهند.
🔹منشا داروی منتسب به امام کاظم (ع) کتابی است به نام طب الائمة که توسط دو برادر ایرانی به نام های عبدالله و حسین پسران بسطام ابن شاپور روغن فروش (احتمالا عطار) نوشته شده است. روایات منقول در این کتاب عموما مرسل (بدون سند) می باشد و نسبت دادن آن به معصوم چنانکه گفته شد مسئولیت سنگینی دارد.
🔸در مورد روایتی که این روزها به عنوان داروی امام کاظم (ع) عنوان شده توضیح این نکته ضروری است که محتوای این خبر تناقضات بسیاری دارد از جمله از امام رضا (ع) نقل می کند که پدرم بیمار شد، پزشکانی را بر بالین او حاضر کردیم، آنان نسخه ای پیچیدند ولی امام علیه السلام فرمود چرا از این ترکیب (هلیله + ...) برای معالجه استفاده نمی کنید؟ می تواند دوای هر بیماری باشد. سوال این است که اگر امام از این دارو آگاه بوده است احضار پزشکان چه دلیلی دارد؟ ثانیا متن خبر کاملا مغشوش است.
🔹 بهتر است اينگونه مطالب را به همان منابع اولیه نسبت داد یعنی در این مورد به برادران فوق الاشاره که احتمالا برای اعتبار دادن به کارشان از ائمه هزينه کرده اند. اما از آنجا که خود طبیب بوده اند می توان این نسخه را هم آزمود و در آزمایشگاه مورد بررسی قرار داد بدون آنکه غوغایی مطرح شود.
🔹 لازم به توضیح است که علمای پس از این دو برادر کمترین اعتنا را به روایات کتاب آنان داشته اند و فقط مرحوم شیخ حر عاملی چند روایت مرسل را از قول آنان نقل می کند که البته فاقد اعتبار است.
t.me/maktubat/17162
@maktubat
🔻چون مکرر مشاهده می کنم که دارویی را به امام کاظم علیه السلام نسبت می دهند و آن را مناسب ترین راه درمان کرونا می دانند وظیفه خود می دانم فهرست وار مطالبی بیان کنم:
🔸 نسبت دادن غیر پژوهشی خبر، روایت یا حدیث مسئولیت سنگینی دارد. عزیزان بدون تحقیق چنین کاری را انجام ندهند.
🔹منشا داروی منتسب به امام کاظم (ع) کتابی است به نام طب الائمة که توسط دو برادر ایرانی به نام های عبدالله و حسین پسران بسطام ابن شاپور روغن فروش (احتمالا عطار) نوشته شده است. روایات منقول در این کتاب عموما مرسل (بدون سند) می باشد و نسبت دادن آن به معصوم چنانکه گفته شد مسئولیت سنگینی دارد.
🔸در مورد روایتی که این روزها به عنوان داروی امام کاظم (ع) عنوان شده توضیح این نکته ضروری است که محتوای این خبر تناقضات بسیاری دارد از جمله از امام رضا (ع) نقل می کند که پدرم بیمار شد، پزشکانی را بر بالین او حاضر کردیم، آنان نسخه ای پیچیدند ولی امام علیه السلام فرمود چرا از این ترکیب (هلیله + ...) برای معالجه استفاده نمی کنید؟ می تواند دوای هر بیماری باشد. سوال این است که اگر امام از این دارو آگاه بوده است احضار پزشکان چه دلیلی دارد؟ ثانیا متن خبر کاملا مغشوش است.
🔹 بهتر است اينگونه مطالب را به همان منابع اولیه نسبت داد یعنی در این مورد به برادران فوق الاشاره که احتمالا برای اعتبار دادن به کارشان از ائمه هزينه کرده اند. اما از آنجا که خود طبیب بوده اند می توان این نسخه را هم آزمود و در آزمایشگاه مورد بررسی قرار داد بدون آنکه غوغایی مطرح شود.
🔹 لازم به توضیح است که علمای پس از این دو برادر کمترین اعتنا را به روایات کتاب آنان داشته اند و فقط مرحوم شیخ حر عاملی چند روایت مرسل را از قول آنان نقل می کند که البته فاقد اعتبار است.
t.me/maktubat/17162
@maktubat
Telegram
مکتوبات
🔻آیت الله فاطمی نیا:
🔸سه چهار سال پیس رفتم صداسیما گفتم تو را به حضرت زهرا نگویید طب اسلامی. هر چه که هست بگویید طب سنتی.
🔹این روایت ها هیچ کدامشان منبع درستی ندارند. یا اگر هم داشته باشند مربوط به اقلیم خاصی بوده. یکی گفته قره قوروت بخور. یکی گفته فلان…
🔸سه چهار سال پیس رفتم صداسیما گفتم تو را به حضرت زهرا نگویید طب اسلامی. هر چه که هست بگویید طب سنتی.
🔹این روایت ها هیچ کدامشان منبع درستی ندارند. یا اگر هم داشته باشند مربوط به اقلیم خاصی بوده. یکی گفته قره قوروت بخور. یکی گفته فلان…
Forwarded from دو فصلنامه علمی تخصصی روزگاران دانشگاه اصفهان
Forwarded from دو فصلنامه علمی تخصصی روزگاران دانشگاه اصفهان
بسمه تعالی
فصلنامه علمی-تخصصی روزگاران انجمن علمی دانشجویی تاریخ دانشگاه اصفهان، با همکاری خانه نشریات معاونت فرهنگی دانشگاه اصفهان در نظر دارد نسبت به چاپ ویژه نامه ای تحت عنوان "ویژه نامه تاریخ اسلام" اقدام نماید. بدین وسیله از کلیه استادان و پژوهشگران محترم دعوت می نماید تا مقالات خود را در موضوع «تاریخ اسلام» و از جمله محور های زیر:
۱. پژوهش در حوزه تاریخ تشیع
۲. نقد و بررسی تاریخ اقتصادی، تاریخ اجتماعی و تاریخ نظامی در جهان اسلام.
۳. نقد و بررسی نظرات خاورشناسان در حوزه های مطالعات اسلامی، شرق شناسی و جهان اسلام
۴. نقد و معرفی کتب جدیدالتالیف در حوزه تاریخ اسلام
۵. بررسی موضوعات بدیع در حوزه جهان اسلام معاصر
به نشریه ارسال نمایند.
همچنین مجله، ترجمه مقالات غیر فارسی (انگلیسی، فرانسوی و ترکی استانبولی) که جدید و مرتبط با موضوعات فوق باشد را نیز می پذیرد.
مقالات ارسالی نویسندگان می بایست براساس راهنمای تدوین مقالات تنظیم شود تا پس از انجام مراحل ارزیابی منتشر گردد. راهنمای تدوین مقالات از طریق کانال نشریه روزگاران در واتساپ و تلگرام قابل دسترسی است.
آخرین مهلت ارسال مقاله: ۱۵ آبان ماه ۱۴۰۰
اطلاعات نشریه :
🎖صاحب امتیاز: انجمن علمی گروه تاریخ دانشگاه اصفهان
✍️مدیر مسئول: مینا معینی
✍️سردبیر: دکتر مسعود کثیری
✍️مدیر داخلی: محمد رحمانی
آدرس ایمیل جهت ارسال مقاله:
roozegaran.ui1390@yahoo.com
☎️شماره جهت تماس با نشریه: 09132312335 (شنبه و یکشنبه ساعت 10 تا 12)
@roozegaranui
فصلنامه علمی-تخصصی روزگاران انجمن علمی دانشجویی تاریخ دانشگاه اصفهان، با همکاری خانه نشریات معاونت فرهنگی دانشگاه اصفهان در نظر دارد نسبت به چاپ ویژه نامه ای تحت عنوان "ویژه نامه تاریخ اسلام" اقدام نماید. بدین وسیله از کلیه استادان و پژوهشگران محترم دعوت می نماید تا مقالات خود را در موضوع «تاریخ اسلام» و از جمله محور های زیر:
۱. پژوهش در حوزه تاریخ تشیع
۲. نقد و بررسی تاریخ اقتصادی، تاریخ اجتماعی و تاریخ نظامی در جهان اسلام.
۳. نقد و بررسی نظرات خاورشناسان در حوزه های مطالعات اسلامی، شرق شناسی و جهان اسلام
۴. نقد و معرفی کتب جدیدالتالیف در حوزه تاریخ اسلام
۵. بررسی موضوعات بدیع در حوزه جهان اسلام معاصر
به نشریه ارسال نمایند.
همچنین مجله، ترجمه مقالات غیر فارسی (انگلیسی، فرانسوی و ترکی استانبولی) که جدید و مرتبط با موضوعات فوق باشد را نیز می پذیرد.
مقالات ارسالی نویسندگان می بایست براساس راهنمای تدوین مقالات تنظیم شود تا پس از انجام مراحل ارزیابی منتشر گردد. راهنمای تدوین مقالات از طریق کانال نشریه روزگاران در واتساپ و تلگرام قابل دسترسی است.
آخرین مهلت ارسال مقاله: ۱۵ آبان ماه ۱۴۰۰
اطلاعات نشریه :
🎖صاحب امتیاز: انجمن علمی گروه تاریخ دانشگاه اصفهان
✍️مدیر مسئول: مینا معینی
✍️سردبیر: دکتر مسعود کثیری
✍️مدیر داخلی: محمد رحمانی
آدرس ایمیل جهت ارسال مقاله:
roozegaran.ui1390@yahoo.com
☎️شماره جهت تماس با نشریه: 09132312335 (شنبه و یکشنبه ساعت 10 تا 12)
@roozegaranui
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻مرغ چنگ، یکی از پرندگان بومی استرالیا، به خاطر مهارتش در تقلید طیف وسیعی از صداهای اغلب مکانیکی شهرت دارد.
ولی مسئولان باغ وحش تارونگا در سیدنی به تازگی ویدیویی از مرغ چنگ این باغ وحش را منتشر کردهاند که صدای گریه نوزاد انسان را به گونهای بینقص تقلید میکند.
به گفته مسئولان باغ وحش، این مرغ چنگ خوش صدا علاوه بر گریه بچه، صدای مته برقی و زنگ خطر آتشسوزی را هم به خوبی تقلید میکند.
باغ وحش سیدنی در حال حاضر به خاطر تدابیر کنترل شیوع کرونا تعطیل است و مشخص نیست این مرغ چنگ که به گونهای با مسما اکو (پژواک) نام دارد، این صدای گریه را دقیقا چه زمانی آموخته است.
به گفته دکتر الکس میزی از دانشگاه لاتروب ملبورن، مرغهای چنگ نر طیف وسیعی از صداها را به عنوان بخشی از مهارتهای جفتیابی تقلید میکنند.
به گفته دکتر میزی تقلید صداهایی شبیه بوق ماشین یا صدای اره برقی از سوی مرغهای چنگ به طور وسیعی مستند شده است، ولی تقلید صدای انسان توسط این پرندگان کمتر دیده شده است.
به گفته دکتر میزی اکو برای این تقلید بینقص، احتمالا صدای گریه چندین بچه را گوش کرده است.
🎥Taronga Zoo
@tarbd
ولی مسئولان باغ وحش تارونگا در سیدنی به تازگی ویدیویی از مرغ چنگ این باغ وحش را منتشر کردهاند که صدای گریه نوزاد انسان را به گونهای بینقص تقلید میکند.
به گفته مسئولان باغ وحش، این مرغ چنگ خوش صدا علاوه بر گریه بچه، صدای مته برقی و زنگ خطر آتشسوزی را هم به خوبی تقلید میکند.
باغ وحش سیدنی در حال حاضر به خاطر تدابیر کنترل شیوع کرونا تعطیل است و مشخص نیست این مرغ چنگ که به گونهای با مسما اکو (پژواک) نام دارد، این صدای گریه را دقیقا چه زمانی آموخته است.
به گفته دکتر الکس میزی از دانشگاه لاتروب ملبورن، مرغهای چنگ نر طیف وسیعی از صداها را به عنوان بخشی از مهارتهای جفتیابی تقلید میکنند.
به گفته دکتر میزی تقلید صداهایی شبیه بوق ماشین یا صدای اره برقی از سوی مرغهای چنگ به طور وسیعی مستند شده است، ولی تقلید صدای انسان توسط این پرندگان کمتر دیده شده است.
به گفته دکتر میزی اکو برای این تقلید بینقص، احتمالا صدای گریه چندین بچه را گوش کرده است.
🎥Taronga Zoo
@tarbd
Forwarded from آگاهی، مطالبهگری، حضور
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻فیلم تجمع صنفی- معیشتی معلمان مقابل مجلس و سازمان مدیریت (یکشنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۰)
یک شب آتش در نیستانی فتاد
سوخت چون عشقی که بر جانی فتاد
شعله تا سرگرم کار خویش شد
هر نیای شمع مزار خویش شد
نی به آتش گفت: کاین آشوب چیست؟
مر ترا زین سوختن مطلوب چیست؟
گفت آتش: بیسبب نفـــــــروختم دعوی بیمعنیات را سوختم
زانکه میگفتی نیام با صد نمود همچنان در بند خود بودی که بود
با چنین دعوی چرا ای کمعیار برگ خود میساختی هر نو بهار
مرد را دردی اگر باشد خوش است
درد بیدردی علاجش آتش است...
کانال دکترمعلمان ایران
https://t.me/PhDTeachers
#بیدردی
#دعوی_بیمعنی
یک شب آتش در نیستانی فتاد
سوخت چون عشقی که بر جانی فتاد
شعله تا سرگرم کار خویش شد
هر نیای شمع مزار خویش شد
نی به آتش گفت: کاین آشوب چیست؟
مر ترا زین سوختن مطلوب چیست؟
گفت آتش: بیسبب نفـــــــروختم دعوی بیمعنیات را سوختم
زانکه میگفتی نیام با صد نمود همچنان در بند خود بودی که بود
با چنین دعوی چرا ای کمعیار برگ خود میساختی هر نو بهار
مرد را دردی اگر باشد خوش است
درد بیدردی علاجش آتش است...
کانال دکترمعلمان ایران
https://t.me/PhDTeachers
#بیدردی
#دعوی_بیمعنی
✅نامه احمد شاه مسعود دوم خطاب به رهبران جهان : بی طرفی را کنار بگذارید
بسم الله الرحمن الرحیم
بنام خداوند بخشنده و مهربان!
خانمها آقایان
طالبان یک گروه تندرو است که از نام دین و مذهب جهان را به چشم افراطی و تندگرایی میبیند. این گروه افراطی در همکاری با دولتهای هدفمند بهعنوان یک بازیگر در افغانستان پرچم سفیدش را بلند کرد. هدف از تقویت افراطگرایی طالبان روشن و معلوم است و پی آیندِ گسترش دایره تندروی این گروه، امروز یا فردا کل کشورهای آسیای میانه، جنوب شرق آسیا، خاورمیانه و جهان را نیز فرا خواهد گرفت.
درحال حاضر، رهبران این گروه در مورد پیوستن به تشکیلاتهای بینالمللی تروریستی مانند القاعده و داعش علیه نیروهای آزادیخواه وادی پنجشیر اظهارات مشخصی داشتهاند. اکنون دستههای رزمجوی داعش و القاعده و دیگر گروههای افراطی در همکاری با طالبان در پنجشیر و منطقه شمال افغانستان به نسلکشی اقلیتهای ملی شروع کرده است. مسئول این همه بیثباتی آنهاییاند که طالبان را رسمیت داده و به آنها نیروی معنوی و مادی بخشیدهاند.
نیروهای آمریکا و ناتو در درازای ۲۰ سال اخیر، تعداد زیاد سلاح، لوازمات جنگی و تجهیزات حربی را وارد افغانستان کردند و همه این تسلیحات را از روی طرح و نقشه قبلی با اشرف غنی، در اختیار طالبان، داعش و القاعده قرار داده و این جنگابزارهای مهیب در آینده علیه انسانیت استفاده خواهند شد.
اکنون جهان شاهد است که طالبان بر خلاف وعدههای اعلام شده در مورد رعایت حقوق انسانها، با این همه تسلیحات عظیم، زندگی کودکان و زنان پنجشیر و ساکنان دیگر مناطق افغانستان را آماج گرفته و این جنایت علیه بشریت را از نگاه مذهبی و قومی توجیه میکند.
اصولاً برای آنها ارزشهای تاریخی، فرهنگی و انسانی افغانستان و منطقه مفهومی ندارد و حاضرند همه را تبدیل به ویرانه کرده و یادگاریهای تاریخ ۴ء۵ هزار ساله را منهدم و مضمحل کنند. این گروه جنایتپیشه سعی در جآندازی حکومتی قاتل و غاصب به نام امارت اسلامی دارند تا جهان را ترغیب کنند که آنان را به رسمیت بشناسند. متأسفانه برخی از دولتها از دهشت طالبان به ترس و هراس افتاده، شناسایی آنان را در دستور کار قرار داده و به خوش آمدگویی روی آوردهاند.
جبهۀ مقاومت ملی افغانستان علیه این جفای بزرگ درحق مردم افغانستان در سنگر مبارزه ایستاده و با تمام نیرو از حقوق مردم پنجشیر و افغانستان دفاع خواهد کرد. ما امروز نه تنها برای پنجشیر بلکه برای حفظ کل افغانستان و برای دفاع از حقیقت و حقوق بشری همه دنیا ایستادهایم. اگر وحشت طالبان به همین سان ادامه یافته و جلو دهشت فزاینده این گروه در همکاری با گروههای مختلف تروریسم جهانی گرفته نشود، خطرات کابوسی این گروه افراطی همهگیر شده و امروز یا فردا، با شتابی فراگیر، نظم جهان را متأثر خواهد ساخت. من به جهان یاد آور میشوم که فردا برای ایستاندن جهال چندملیتی در افغانستان دیر خواهد بود.
من جامعه جهانی خواستار عمل و اقدام هستم تا جلو فاجعه ترسناک علیه بشریت در افغانستان منطقه و جهان را سد شوند و بیطرفی را کنار بگذارند. پیکار کنونی ما بر ضد چند فرد نیست و برای حراست از پنجشیر و سراسر کشور و همچنین نظم امنیتی منطقه و جهان میجنگیم.
هرگاه، هیچ مرجعی هم در کنار ما نه ایستد و دست همیاری به ما دراز نکند، مبارزه ما بر ضد دشمنان افغانستان و بشریت، ادامه خواهد داشت.بگذار همه آگاه باشند که قربانیهای ما رمز آزادی انسانیت در افغانستان و منطقه است.
و من الله توفیق!
✍احمد مسعود
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
بسم الله الرحمن الرحیم
بنام خداوند بخشنده و مهربان!
خانمها آقایان
طالبان یک گروه تندرو است که از نام دین و مذهب جهان را به چشم افراطی و تندگرایی میبیند. این گروه افراطی در همکاری با دولتهای هدفمند بهعنوان یک بازیگر در افغانستان پرچم سفیدش را بلند کرد. هدف از تقویت افراطگرایی طالبان روشن و معلوم است و پی آیندِ گسترش دایره تندروی این گروه، امروز یا فردا کل کشورهای آسیای میانه، جنوب شرق آسیا، خاورمیانه و جهان را نیز فرا خواهد گرفت.
درحال حاضر، رهبران این گروه در مورد پیوستن به تشکیلاتهای بینالمللی تروریستی مانند القاعده و داعش علیه نیروهای آزادیخواه وادی پنجشیر اظهارات مشخصی داشتهاند. اکنون دستههای رزمجوی داعش و القاعده و دیگر گروههای افراطی در همکاری با طالبان در پنجشیر و منطقه شمال افغانستان به نسلکشی اقلیتهای ملی شروع کرده است. مسئول این همه بیثباتی آنهاییاند که طالبان را رسمیت داده و به آنها نیروی معنوی و مادی بخشیدهاند.
نیروهای آمریکا و ناتو در درازای ۲۰ سال اخیر، تعداد زیاد سلاح، لوازمات جنگی و تجهیزات حربی را وارد افغانستان کردند و همه این تسلیحات را از روی طرح و نقشه قبلی با اشرف غنی، در اختیار طالبان، داعش و القاعده قرار داده و این جنگابزارهای مهیب در آینده علیه انسانیت استفاده خواهند شد.
اکنون جهان شاهد است که طالبان بر خلاف وعدههای اعلام شده در مورد رعایت حقوق انسانها، با این همه تسلیحات عظیم، زندگی کودکان و زنان پنجشیر و ساکنان دیگر مناطق افغانستان را آماج گرفته و این جنایت علیه بشریت را از نگاه مذهبی و قومی توجیه میکند.
اصولاً برای آنها ارزشهای تاریخی، فرهنگی و انسانی افغانستان و منطقه مفهومی ندارد و حاضرند همه را تبدیل به ویرانه کرده و یادگاریهای تاریخ ۴ء۵ هزار ساله را منهدم و مضمحل کنند. این گروه جنایتپیشه سعی در جآندازی حکومتی قاتل و غاصب به نام امارت اسلامی دارند تا جهان را ترغیب کنند که آنان را به رسمیت بشناسند. متأسفانه برخی از دولتها از دهشت طالبان به ترس و هراس افتاده، شناسایی آنان را در دستور کار قرار داده و به خوش آمدگویی روی آوردهاند.
جبهۀ مقاومت ملی افغانستان علیه این جفای بزرگ درحق مردم افغانستان در سنگر مبارزه ایستاده و با تمام نیرو از حقوق مردم پنجشیر و افغانستان دفاع خواهد کرد. ما امروز نه تنها برای پنجشیر بلکه برای حفظ کل افغانستان و برای دفاع از حقیقت و حقوق بشری همه دنیا ایستادهایم. اگر وحشت طالبان به همین سان ادامه یافته و جلو دهشت فزاینده این گروه در همکاری با گروههای مختلف تروریسم جهانی گرفته نشود، خطرات کابوسی این گروه افراطی همهگیر شده و امروز یا فردا، با شتابی فراگیر، نظم جهان را متأثر خواهد ساخت. من به جهان یاد آور میشوم که فردا برای ایستاندن جهال چندملیتی در افغانستان دیر خواهد بود.
من جامعه جهانی خواستار عمل و اقدام هستم تا جلو فاجعه ترسناک علیه بشریت در افغانستان منطقه و جهان را سد شوند و بیطرفی را کنار بگذارند. پیکار کنونی ما بر ضد چند فرد نیست و برای حراست از پنجشیر و سراسر کشور و همچنین نظم امنیتی منطقه و جهان میجنگیم.
هرگاه، هیچ مرجعی هم در کنار ما نه ایستد و دست همیاری به ما دراز نکند، مبارزه ما بر ضد دشمنان افغانستان و بشریت، ادامه خواهد داشت.بگذار همه آگاه باشند که قربانیهای ما رمز آزادی انسانیت در افغانستان و منطقه است.
و من الله توفیق!
✍احمد مسعود
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from فوتبال برتر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حرکت عقربی ژوزه رنه هیگیتا زاپاتا برای مهار توپ
ژوزه رنه هیگیتا زاپاتا دروازهبان پیشین تیم ملی فوتبال کلمبیا بود، که به دلیل سبک و بازیهای مؤثر و گیرایش بعنوان منحصر به فردترین دروازه بان مطرح شده است.
در بازی دوستانه تیمهای انگلیس و کلمبیا حرکت عقربی رنه هیگیتا زاپاتا توجه بینندگان را به خود جلب کرد، بعد از گذشت ۲۵ سال حرکت زیبا و غیرقابل پیشبینی ژوزه زاپاتا برای مهار توپ در خاطرهها ماندگار است.
🆔 @footballbartartv3ir
ژوزه رنه هیگیتا زاپاتا دروازهبان پیشین تیم ملی فوتبال کلمبیا بود، که به دلیل سبک و بازیهای مؤثر و گیرایش بعنوان منحصر به فردترین دروازه بان مطرح شده است.
در بازی دوستانه تیمهای انگلیس و کلمبیا حرکت عقربی رنه هیگیتا زاپاتا توجه بینندگان را به خود جلب کرد، بعد از گذشت ۲۵ سال حرکت زیبا و غیرقابل پیشبینی ژوزه زاپاتا برای مهار توپ در خاطرهها ماندگار است.
🆔 @footballbartartv3ir