✅زبان آذری؛ پهلوی یا ترکی؟🤔
✍احسان یارشاطر
زبان قديمتر مردم آذربايجان، شعبهای از زبانهای ايرانی بوده است که به مناسبت انتساب به آذربايجان، آذری خوانده میشود و بعضی از واژهها و جملههای آن در کتابهای جغرافيا باقیمانده و برخی نيز در بعضی دهها و نقطههای دوردست هنوز وجود دارد. تغيير زبان گفتاری از آذری ايرانی به آذری ترکی از زمان تسلط سلجوقيان آغاز شد و در دورهی تسلط ترکمنها و آغاز عصر صفوی بيشتر شهرها و دهها را شامل شد.
ريشهی نام آذربايجان
آذربايجان در فارسی ميانه آتورپاتکان، در آثار کهن فارسی آذربادگان يا آذربايگان، در فارسی کنونی آذربايجان، در يونانی آتروپاتنه، در يونانی بيزانسی آذربيگانون، در ارمنی آتراپاتکان و در سريانی آذربايغان نام داشته است. اين سرزمين به نام سردار آتروپات (به مفهوم در پناه آتش) ناميده شده است. او در زمان داريوش سوم، ساتراب ماد بود و در جنگ داريوش و اسکندر در گوگاما، فرماندهی سپاهيان مادی و کادوسی و آلبانی و ساکاسنی را برعهده داشت.
آتروپات پس از شکست داريوش به اسکندر پيوست و از سوی او ساتراپ ماد شد. او در جشن معروفی به سال 324 پيش از ميلاد، دختر خود را به ازدواج پرديکاس درآورد. پس از مرگ اسکندر و تقسيم امپراتوری او، آتروپات استقلال خويش را اعلام کرد(328 پيش از ميلاد) و سرزمين خود يعنی ماد کوچک را در گوشهی شمال غرب کشوری که سپس ايران شد، محفوظ داشت.
سخن گفتن به آذری
سخن گفتن به آذری در آذربايجان طی نخستين قرنهای اسلامی و همچنين ايرانی بودن آن در کتابهای مختلف تصريح شده است. قديمیترين مرجع در اين مورد، گفتهی ابنمقفع(متوفي142 هجری/759 ميلادی) به نقل ابننديم است که زبان آذربايجان را پهلوی(الفهلويه)، منسوب به فهله، يعنی سرزمينی شامل اصفهان، ری، همدان، ماه نهاوند و آذربايجان، میشمارد(الفهرست، به کوشش فوگل، 13). همين قول در عبارت حمزهی اصفهانی( به نفل ياقوت در معجم البلدان) و مفاتيح العلوم خوارزمی منعکس است.
ذکر واژهی آذری را پس از ابنمقفع در کتاب البلدان يعقوبی میتوان يافت که حدود 278 هجری/891 قمری نوشته شده است. وی مردم آذربايجان را مخلوطی از ايرانيان آذری و جاودانيهی قديم میشمارد و به نظر میرسد منظورش آذربايجانیهای مسلمان و آذربايجانیهای پيرو بابک خرم دين است. ابنحوقل( متوفی 371 هجری/ 981 ميلادی) نوشه است: " زبان مردم آذربايجان و بيشتر مردم ارمنستان ايرانی(الفارسيه) است که آنها را به هم پيوند میزند و عربی نيز ميان آنان به کار میرود و از آنان که به فارسی سخن میگويد، کمتر کسی است که عربی را نفهمد..."(صوره الرض، چاپ دوم، ليدن، 248).
قول ياقوت حموی که میگويد: " مردم آذربايجان را زبانی است که آن را آذری(الاذريه) مینامند و مفهوم کسی جز آنان نيست(مجمع البلدان، ليدن، يکم، 172) رواج آذری را مقارن حملهی مغول تاييد میکند.س از بيان زکريا بن محمد قزوينی در آثار البلاد که در 674 هجری/1275 ميلادی نوشته شده است و میگويد که : " هيچ شهری از دستبرد ترکان محفوظ نماند است مگر تبريز" بر میآيد که دست کم تا زمان اباقا از تاثير ترکی بر کنار بوده است.
از اين شواهد و شواهد ديگر آشکار است که مردم آذربايجان پيش از رواج ترکی به زبانی که از گويشهای مهم ايران بوده و به مناسبت نام آذربايجان آذری خوانده میشده است، سخن میگفتهاند.آن زبان که با زبان ری و همدان و اصفهان از يک دست بوده است، تا قرن هفتم و هشتم و به احتمال زياد مدتی پس از آن نيز زبان غالب آذربايجان بوده است.
نفوذ ترکی در آذربايجان
ضعف تدريجی زبان آذری با نفوذ ترکی در آذربايجان آغاز شد. نخستين گروه ترکان در زمان حکومت محمود غزنوی به آذربايجان راه يافتند( ابن اثير، حوادث سال 420). اما از زمان تسلط سلجوقيان بود که قبيلههای ترک با فراوانی بيشتر به آذربايجان روی آوردند. با ادامهی تسلط ترکان در دوران اتابکان عدهی آنان فزونی گرفت و در دوران مغول، که بيشتر لشکريان آنها ترکنژاد بودند و آذربايجان را تختگاه خود قرار دادند، نفوذ ترکان بيشتر شد.
آشوبهايی که در فاصلهی برافتادن مغولان و برخاستن صفويان در آذربايجان پيش آمد، عدهی بيشتری از لشکريان ترک را به آذربايجان خواند که در آنجا موطن گزيدند. حکومت آققويونلوها و قرهقويونلوها در آذربايجان در همين فاصله، زبان آذری را بيش از پيش تضعيف کرد، چنانکه خاندان صفوی که در اصل ايرانی زبان بودند، در همين دوره ترکزبان شدند.
@tarbd
دنباله نوشتار:
http://www.iranboom.ir/iranshahr/tireh-ha/8725-zaban-azari-ehsan-yarshater.html
@tarbd
✍احسان یارشاطر
زبان قديمتر مردم آذربايجان، شعبهای از زبانهای ايرانی بوده است که به مناسبت انتساب به آذربايجان، آذری خوانده میشود و بعضی از واژهها و جملههای آن در کتابهای جغرافيا باقیمانده و برخی نيز در بعضی دهها و نقطههای دوردست هنوز وجود دارد. تغيير زبان گفتاری از آذری ايرانی به آذری ترکی از زمان تسلط سلجوقيان آغاز شد و در دورهی تسلط ترکمنها و آغاز عصر صفوی بيشتر شهرها و دهها را شامل شد.
ريشهی نام آذربايجان
آذربايجان در فارسی ميانه آتورپاتکان، در آثار کهن فارسی آذربادگان يا آذربايگان، در فارسی کنونی آذربايجان، در يونانی آتروپاتنه، در يونانی بيزانسی آذربيگانون، در ارمنی آتراپاتکان و در سريانی آذربايغان نام داشته است. اين سرزمين به نام سردار آتروپات (به مفهوم در پناه آتش) ناميده شده است. او در زمان داريوش سوم، ساتراب ماد بود و در جنگ داريوش و اسکندر در گوگاما، فرماندهی سپاهيان مادی و کادوسی و آلبانی و ساکاسنی را برعهده داشت.
آتروپات پس از شکست داريوش به اسکندر پيوست و از سوی او ساتراپ ماد شد. او در جشن معروفی به سال 324 پيش از ميلاد، دختر خود را به ازدواج پرديکاس درآورد. پس از مرگ اسکندر و تقسيم امپراتوری او، آتروپات استقلال خويش را اعلام کرد(328 پيش از ميلاد) و سرزمين خود يعنی ماد کوچک را در گوشهی شمال غرب کشوری که سپس ايران شد، محفوظ داشت.
سخن گفتن به آذری
سخن گفتن به آذری در آذربايجان طی نخستين قرنهای اسلامی و همچنين ايرانی بودن آن در کتابهای مختلف تصريح شده است. قديمیترين مرجع در اين مورد، گفتهی ابنمقفع(متوفي142 هجری/759 ميلادی) به نقل ابننديم است که زبان آذربايجان را پهلوی(الفهلويه)، منسوب به فهله، يعنی سرزمينی شامل اصفهان، ری، همدان، ماه نهاوند و آذربايجان، میشمارد(الفهرست، به کوشش فوگل، 13). همين قول در عبارت حمزهی اصفهانی( به نفل ياقوت در معجم البلدان) و مفاتيح العلوم خوارزمی منعکس است.
ذکر واژهی آذری را پس از ابنمقفع در کتاب البلدان يعقوبی میتوان يافت که حدود 278 هجری/891 قمری نوشته شده است. وی مردم آذربايجان را مخلوطی از ايرانيان آذری و جاودانيهی قديم میشمارد و به نظر میرسد منظورش آذربايجانیهای مسلمان و آذربايجانیهای پيرو بابک خرم دين است. ابنحوقل( متوفی 371 هجری/ 981 ميلادی) نوشه است: " زبان مردم آذربايجان و بيشتر مردم ارمنستان ايرانی(الفارسيه) است که آنها را به هم پيوند میزند و عربی نيز ميان آنان به کار میرود و از آنان که به فارسی سخن میگويد، کمتر کسی است که عربی را نفهمد..."(صوره الرض، چاپ دوم، ليدن، 248).
قول ياقوت حموی که میگويد: " مردم آذربايجان را زبانی است که آن را آذری(الاذريه) مینامند و مفهوم کسی جز آنان نيست(مجمع البلدان، ليدن، يکم، 172) رواج آذری را مقارن حملهی مغول تاييد میکند.س از بيان زکريا بن محمد قزوينی در آثار البلاد که در 674 هجری/1275 ميلادی نوشته شده است و میگويد که : " هيچ شهری از دستبرد ترکان محفوظ نماند است مگر تبريز" بر میآيد که دست کم تا زمان اباقا از تاثير ترکی بر کنار بوده است.
از اين شواهد و شواهد ديگر آشکار است که مردم آذربايجان پيش از رواج ترکی به زبانی که از گويشهای مهم ايران بوده و به مناسبت نام آذربايجان آذری خوانده میشده است، سخن میگفتهاند.آن زبان که با زبان ری و همدان و اصفهان از يک دست بوده است، تا قرن هفتم و هشتم و به احتمال زياد مدتی پس از آن نيز زبان غالب آذربايجان بوده است.
نفوذ ترکی در آذربايجان
ضعف تدريجی زبان آذری با نفوذ ترکی در آذربايجان آغاز شد. نخستين گروه ترکان در زمان حکومت محمود غزنوی به آذربايجان راه يافتند( ابن اثير، حوادث سال 420). اما از زمان تسلط سلجوقيان بود که قبيلههای ترک با فراوانی بيشتر به آذربايجان روی آوردند. با ادامهی تسلط ترکان در دوران اتابکان عدهی آنان فزونی گرفت و در دوران مغول، که بيشتر لشکريان آنها ترکنژاد بودند و آذربايجان را تختگاه خود قرار دادند، نفوذ ترکان بيشتر شد.
آشوبهايی که در فاصلهی برافتادن مغولان و برخاستن صفويان در آذربايجان پيش آمد، عدهی بيشتری از لشکريان ترک را به آذربايجان خواند که در آنجا موطن گزيدند. حکومت آققويونلوها و قرهقويونلوها در آذربايجان در همين فاصله، زبان آذری را بيش از پيش تضعيف کرد، چنانکه خاندان صفوی که در اصل ايرانی زبان بودند، در همين دوره ترکزبان شدند.
@tarbd
دنباله نوشتار:
http://www.iranboom.ir/iranshahr/tireh-ha/8725-zaban-azari-ehsan-yarshater.html
@tarbd
www.iranboom.ir
زبان آذری - احسان یارشاطر
Forwarded from معلومات عمومی
🌍 معنی نام پاریس چیست؟
نام پاریس برگرفته از نام گروهی از افراد قوم گل به نام پاریزیها است.
🌍 سابقه تاریخی:
در دوره استیلای روم نام این شهر به «لوتشیا» تغییر کرد، اما در زمان
یولیانوس پادشاه روم نام شهر دوباره به پاریس تغییر یافت.
از حدود ۲۵۰ سال قبل از میلاد مسیح
پاریزیها که شاخهای از تیره سلتها بوده و عمدتاً به شغل قایقرانی و تجارت اشتغال داشتند ساکن این مکان شدند.
رومیها در حدود سال ۵۲ قبل از میلاد پاریس را تصرف کردند.
در زمان رومیها نام این شهر به «لوتشیا» تغییر کرد.
در این عصر عمارتهای زیادی نظیر: سالنها، کاخها، حمامها، معابد، تئاترها و یک آمفی تئاتر در پاریس ساخته شد.
تعدادی از این آثار از جمله حمام رومی و آمفی تئاتر هنوز پا برجاست.
پس از پایان سلطه رومیها در قرن سوم و چهارم میلادی پاریس به شهر کوچکی تبدیل شد، اما پس از مدت کوتاهی توانست جایگاه سابق خود را بدست آورد.
پاریس دارای القاب متعدد زیادی است، اما مهمترین نام آن «شهر نور» است.
این نام هم به مرکزیت این شهر در زمینه علم و تحصیلات و هم به پر نور بودن این شهر در شبها برمیگردد
🌍 موقعیت جغرافیایی:
پاریس در مرکز کمان رود سن قرار دارد و شامل ۲ قسمت جزیره مانند است.
ایل سن لویی بخش کوچکتر و ایل دو لا سیته قسمت بزرگتر را تشکیل داده و شامل بخش قدیمی شهر است.
پاریس در زمینی بسیار هموار و صاف قرار گرفتهاست. ارتفاع شهر پاریس از سطح دریادر حدود ۳۵ متر است.
ارتفاع پستترین نقطه پاریس از سطح دریا در حدود ۲۴ متر از سطح دریا و بلندترین نقطه آن که مونمارتر نام دارد دارای ارتفاع ۱۳۰ متر از سطح دریاست
🍒 منبع :
"Paris, Roman City - The City". Retrieved 16-07-2006.
کانال کشوری تاریخ و جغرافیا اهواز
@tarbd
نام پاریس برگرفته از نام گروهی از افراد قوم گل به نام پاریزیها است.
🌍 سابقه تاریخی:
در دوره استیلای روم نام این شهر به «لوتشیا» تغییر کرد، اما در زمان
یولیانوس پادشاه روم نام شهر دوباره به پاریس تغییر یافت.
از حدود ۲۵۰ سال قبل از میلاد مسیح
پاریزیها که شاخهای از تیره سلتها بوده و عمدتاً به شغل قایقرانی و تجارت اشتغال داشتند ساکن این مکان شدند.
رومیها در حدود سال ۵۲ قبل از میلاد پاریس را تصرف کردند.
در زمان رومیها نام این شهر به «لوتشیا» تغییر کرد.
در این عصر عمارتهای زیادی نظیر: سالنها، کاخها، حمامها، معابد، تئاترها و یک آمفی تئاتر در پاریس ساخته شد.
تعدادی از این آثار از جمله حمام رومی و آمفی تئاتر هنوز پا برجاست.
پس از پایان سلطه رومیها در قرن سوم و چهارم میلادی پاریس به شهر کوچکی تبدیل شد، اما پس از مدت کوتاهی توانست جایگاه سابق خود را بدست آورد.
پاریس دارای القاب متعدد زیادی است، اما مهمترین نام آن «شهر نور» است.
این نام هم به مرکزیت این شهر در زمینه علم و تحصیلات و هم به پر نور بودن این شهر در شبها برمیگردد
🌍 موقعیت جغرافیایی:
پاریس در مرکز کمان رود سن قرار دارد و شامل ۲ قسمت جزیره مانند است.
ایل سن لویی بخش کوچکتر و ایل دو لا سیته قسمت بزرگتر را تشکیل داده و شامل بخش قدیمی شهر است.
پاریس در زمینی بسیار هموار و صاف قرار گرفتهاست. ارتفاع شهر پاریس از سطح دریادر حدود ۳۵ متر است.
ارتفاع پستترین نقطه پاریس از سطح دریا در حدود ۲۴ متر از سطح دریا و بلندترین نقطه آن که مونمارتر نام دارد دارای ارتفاع ۱۳۰ متر از سطح دریاست
🍒 منبع :
"Paris, Roman City - The City". Retrieved 16-07-2006.
کانال کشوری تاریخ و جغرافیا اهواز
@tarbd
-✅دهم شهریورماه، سالگرد درگذشت «احسان یارشاطر»
«احسان یارشاطر» بنیانگذار مرکز مطالعات ایرانشناسی و استاد بازنشستهٔ مطالعات ایرانی دانشگاه کلمبیا و نخستین ایرانیای که پس از جنگ جهانی دوم در آمریکا به مرتبهٔ استادی رسید، دهم شهریورماه سال ۱۳۹۷، در حالی که ۹۸ سال داشت در کالیفرنیا درگذشت.
نام یارشاطر به یک نام دیگر پیوند خورده است؛ «دانشنامهٔ ایرانیکا». دانشنامهٔ ایرانیکا از بزرگترین و جامعترین پروژههای ایرانشناسی است. ایرانیکا دانشنامهای است دربارهٔ تاریخ، فرهنگ، هنر و جامعهٔ ایران که به مدیریت پروفسور احسان یارشاطر و به وسیلهٔ بخش پژوهشهای ایرانی دانشگاه کلمبیا در نیویورک چاپ میشود.
کار تدوین این دانشنامه به سال ۱۳۴۷ برمیگردد. این دانشنامه به پیشنهاد احسان یارشاطر و با بودجهای دو میلیون دلاری شکل گرفت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی بودجهٔ ایرانیکا قطع شد و ادامهٔ این کار بزرگ به بخش ایرانشناسی دانشگاه کلمبیا انتقال یافت. مدیریت این کار سترگ از ابتدا تا هماکنون برعهدهٔ احسان یارشاطر بود.
احسان یارشاطر در ۱۴ فروردین ۱۲۹۹ در همدان و در یک خانوادهٔ بهائی به دنیا آمد. آنگونه که خود در برنامهٔ «چمدان» شبکهی بیبیسی فارسی گفت سن و سال کمی داشت که پدر و مادرش را از دست داد و هزینهٔ تحصیل نداشت.
یارشاطر در نیویورک مرکز «ایرانشناسی» را بنیاد گذاشت و پس از خریدن کتابخانهٔ شخصی «سعید نفیسی» آن را به این بنیاد اهدا کرد. کار بر روی ایرانیکا از کارهای بزرگ احسان یارشاطر بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی این کار برای مدتی به دلیل قطع بودجه، متوقف شد. او در این زمان ناچار میشود برای تامین مخارج انتشار دانشنامه موزهٔ شخصی هنرهای اسلامی خود را بفروشد، بعضی از این آثار یارشاطر، اکنون در موزهٔ «متروپولیتن نیوریوک» موجودند.
حامیان مالی ایرانیکا، دانشگاه کلمبیا و بنیاد ملی علوم انسانی آمریکا هستند. احسان یارشاطر سالهای نخست پس از انقلاب را اینگونه به یاد میآورد: «از بخت بد من، آن روزها ایام گروگانگیری و اشغال سفارت آمریکا بود. در واشنگتن نمیشد اسم ایران را آورد. اما چون فکر میکردم در دنیا حتماً کسان دیگری هم هستند که مانند من معتقدند سیاست نباید در کار علم دخالت کند، جرات کردم و رفتم. همان ابتدا به رئیس بنیاد گفتم که از اوضاع خبر دارم اما این کاری است که میخواهم بکنم. او گفت این کار شما از همان دسته کارهایی است که ما اصولاً حمایت میکنیم، با این حال، شما باید تقاضا و طرحی کامل با جزئیات بیاورید تا در شورای ما بررسی شود. گفتم دفتر کوچک و منشی و دبیری که الان تدارک دیده ام را نمیتوانم معطل این زمان رسیدگی کنم و نگرانم که اگر آنها را از دست دهم، دیگر نظیرشان را پیدا نکنم. مرد سنجیدهای بود. مردانگی کرد. گفت من از بودجه اختصاصی که در اختیارم هست به شما ۱۷ هزار و ۵۰۰ دلار میدهم تا شما خودتان را سرپا نگهدارید و ما فرصت بررسی کار شما را پیدا کنیم. همان بودجه در آن ایام دفتر ایرانیکا را حفظ کرد.»
این دو بنیاد -دانشگاه کلمبیا و بنیاد ملی علوم انسانی آمریکا- به مدت ده سال به دانشنامهٔ ایرانیکا کمک کردند اما تداوم کمک مالی پس از این ده سال را منوط به کمک مالی از میان ایرانیان کردند. در این صورت هر دو سازمان در مقابل هر یک دلاری که ایرانیها بدهند، هر کدام یک دلار پرداخت میکنند.
یاد احسان یارشاطر گرامی باد.
ـــــــــــــ
اندیشه
@tarbd
«احسان یارشاطر» بنیانگذار مرکز مطالعات ایرانشناسی و استاد بازنشستهٔ مطالعات ایرانی دانشگاه کلمبیا و نخستین ایرانیای که پس از جنگ جهانی دوم در آمریکا به مرتبهٔ استادی رسید، دهم شهریورماه سال ۱۳۹۷، در حالی که ۹۸ سال داشت در کالیفرنیا درگذشت.
نام یارشاطر به یک نام دیگر پیوند خورده است؛ «دانشنامهٔ ایرانیکا». دانشنامهٔ ایرانیکا از بزرگترین و جامعترین پروژههای ایرانشناسی است. ایرانیکا دانشنامهای است دربارهٔ تاریخ، فرهنگ، هنر و جامعهٔ ایران که به مدیریت پروفسور احسان یارشاطر و به وسیلهٔ بخش پژوهشهای ایرانی دانشگاه کلمبیا در نیویورک چاپ میشود.
کار تدوین این دانشنامه به سال ۱۳۴۷ برمیگردد. این دانشنامه به پیشنهاد احسان یارشاطر و با بودجهای دو میلیون دلاری شکل گرفت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی بودجهٔ ایرانیکا قطع شد و ادامهٔ این کار بزرگ به بخش ایرانشناسی دانشگاه کلمبیا انتقال یافت. مدیریت این کار سترگ از ابتدا تا هماکنون برعهدهٔ احسان یارشاطر بود.
احسان یارشاطر در ۱۴ فروردین ۱۲۹۹ در همدان و در یک خانوادهٔ بهائی به دنیا آمد. آنگونه که خود در برنامهٔ «چمدان» شبکهی بیبیسی فارسی گفت سن و سال کمی داشت که پدر و مادرش را از دست داد و هزینهٔ تحصیل نداشت.
یارشاطر در نیویورک مرکز «ایرانشناسی» را بنیاد گذاشت و پس از خریدن کتابخانهٔ شخصی «سعید نفیسی» آن را به این بنیاد اهدا کرد. کار بر روی ایرانیکا از کارهای بزرگ احسان یارشاطر بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی این کار برای مدتی به دلیل قطع بودجه، متوقف شد. او در این زمان ناچار میشود برای تامین مخارج انتشار دانشنامه موزهٔ شخصی هنرهای اسلامی خود را بفروشد، بعضی از این آثار یارشاطر، اکنون در موزهٔ «متروپولیتن نیوریوک» موجودند.
حامیان مالی ایرانیکا، دانشگاه کلمبیا و بنیاد ملی علوم انسانی آمریکا هستند. احسان یارشاطر سالهای نخست پس از انقلاب را اینگونه به یاد میآورد: «از بخت بد من، آن روزها ایام گروگانگیری و اشغال سفارت آمریکا بود. در واشنگتن نمیشد اسم ایران را آورد. اما چون فکر میکردم در دنیا حتماً کسان دیگری هم هستند که مانند من معتقدند سیاست نباید در کار علم دخالت کند، جرات کردم و رفتم. همان ابتدا به رئیس بنیاد گفتم که از اوضاع خبر دارم اما این کاری است که میخواهم بکنم. او گفت این کار شما از همان دسته کارهایی است که ما اصولاً حمایت میکنیم، با این حال، شما باید تقاضا و طرحی کامل با جزئیات بیاورید تا در شورای ما بررسی شود. گفتم دفتر کوچک و منشی و دبیری که الان تدارک دیده ام را نمیتوانم معطل این زمان رسیدگی کنم و نگرانم که اگر آنها را از دست دهم، دیگر نظیرشان را پیدا نکنم. مرد سنجیدهای بود. مردانگی کرد. گفت من از بودجه اختصاصی که در اختیارم هست به شما ۱۷ هزار و ۵۰۰ دلار میدهم تا شما خودتان را سرپا نگهدارید و ما فرصت بررسی کار شما را پیدا کنیم. همان بودجه در آن ایام دفتر ایرانیکا را حفظ کرد.»
این دو بنیاد -دانشگاه کلمبیا و بنیاد ملی علوم انسانی آمریکا- به مدت ده سال به دانشنامهٔ ایرانیکا کمک کردند اما تداوم کمک مالی پس از این ده سال را منوط به کمک مالی از میان ایرانیان کردند. در این صورت هر دو سازمان در مقابل هر یک دلاری که ایرانیها بدهند، هر کدام یک دلار پرداخت میکنند.
یاد احسان یارشاطر گرامی باد.
ـــــــــــــ
اندیشه
@tarbd
✅سالروز به شهادت رسیدن رئیسعلی دلواری
در آغاز جنگ جهانی اول در سال 1914 قوای روس از شمال و نیروهای انگلستان از جنوب، ایران را در معرض هجوم قرار دادند و بوشهر سقوط کرد. یک روز پس از اشغال بوشهر، چهارده نفر از ساکنین آن علیه اشغالگران اعتراض کردند اما دستگیر و به هندوستان تبعید شدند.
نیروهای انگلیسی همزمان با حمله به بوشهر قصد تصرف ناحیه دلوار را داشتند.منطقه دلوار محلی بود که پیش از آن چندبار سربازان انگلیسی به آن جا تجاوز کرده، اما موفق نبودند. رئیس علی دلواری و حسین خان در یک کمین و عملیات چریکی یگان رزمی انگلیس را که 5 هزار نفر بودند زمین گیر کرده و خسارت شدیدی زدند. انگلیسیها مجبور شدند نیروهای کمکی از عراق و هند به بوشهر اعزام کنند و دلوار را به شدت بمباران کردند اما همچنان موفق نشدند.
قوای انگلیس قصد داشتند از بوشهر به سمت شیراز بروند. وقتی به مانع برخوردند، یک پیک بسمت دلواری فرستادند و پیغام دادند چنانچه از جنگ صرف نظر کند، چهل هزارپوند (آنزمان رقم بسیار بزرگی بود) به او خواهند پرداخت. رئیس علی بشدت با آنان تندی کرد و جواب رد داد.بعد از اینکه از نظر رشوه موفق نشدند یک نامه تهدید ارسال شد با این متن : «چنانچه بر ضد دولت انگلستان قیام و اقدام کنید، مبادرت به جنگ مینماییم، در این صورت خانههایتان ویران و نخلهایتان را قطع خواهیم کرد.» رئیس علی در پاسخ مقامات انگلیسی نوشت: «خانه ما کوهاست و انهدام و تخریب آنها خارج از حیطه قدرت و امکان امپراطوری بریتانیای کبیر است. بدیهی است که در صورت اقدام آن دولت به جنگ با ما، تا آخرین حد امکان مقاومت خواهیم کرد.»
جنگ میان نیروهای رئیس علی از یک سو و نیروهای بریتانیا و برخی خانهای متحد آنان (خائنین به وطن) از سوی دیگر به طور پیاپی و پراکنده تا شهریور 1294 خورشیدی ادامه یافت و انگلیسیها نتوانستند بر رئیس علی و یارانش برتری یابند. سرانجام در همین روز...(11 شهریور 1294) رئیسعلی در محلی به نام «تنگک صفر» هنگام شبیخون به قوای بریتانیا توسط فردی نفوذی و اجیر شده به نام (غلامحسین تنگکی) از پشت سر هدف گلوله قرار گرفت و در سن 33 سالگی به شهادت رسید.
✍انوشیروان کیهانی زاده / تاربرگ امروز در تاریخ
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
در آغاز جنگ جهانی اول در سال 1914 قوای روس از شمال و نیروهای انگلستان از جنوب، ایران را در معرض هجوم قرار دادند و بوشهر سقوط کرد. یک روز پس از اشغال بوشهر، چهارده نفر از ساکنین آن علیه اشغالگران اعتراض کردند اما دستگیر و به هندوستان تبعید شدند.
نیروهای انگلیسی همزمان با حمله به بوشهر قصد تصرف ناحیه دلوار را داشتند.منطقه دلوار محلی بود که پیش از آن چندبار سربازان انگلیسی به آن جا تجاوز کرده، اما موفق نبودند. رئیس علی دلواری و حسین خان در یک کمین و عملیات چریکی یگان رزمی انگلیس را که 5 هزار نفر بودند زمین گیر کرده و خسارت شدیدی زدند. انگلیسیها مجبور شدند نیروهای کمکی از عراق و هند به بوشهر اعزام کنند و دلوار را به شدت بمباران کردند اما همچنان موفق نشدند.
قوای انگلیس قصد داشتند از بوشهر به سمت شیراز بروند. وقتی به مانع برخوردند، یک پیک بسمت دلواری فرستادند و پیغام دادند چنانچه از جنگ صرف نظر کند، چهل هزارپوند (آنزمان رقم بسیار بزرگی بود) به او خواهند پرداخت. رئیس علی بشدت با آنان تندی کرد و جواب رد داد.بعد از اینکه از نظر رشوه موفق نشدند یک نامه تهدید ارسال شد با این متن : «چنانچه بر ضد دولت انگلستان قیام و اقدام کنید، مبادرت به جنگ مینماییم، در این صورت خانههایتان ویران و نخلهایتان را قطع خواهیم کرد.» رئیس علی در پاسخ مقامات انگلیسی نوشت: «خانه ما کوهاست و انهدام و تخریب آنها خارج از حیطه قدرت و امکان امپراطوری بریتانیای کبیر است. بدیهی است که در صورت اقدام آن دولت به جنگ با ما، تا آخرین حد امکان مقاومت خواهیم کرد.»
جنگ میان نیروهای رئیس علی از یک سو و نیروهای بریتانیا و برخی خانهای متحد آنان (خائنین به وطن) از سوی دیگر به طور پیاپی و پراکنده تا شهریور 1294 خورشیدی ادامه یافت و انگلیسیها نتوانستند بر رئیس علی و یارانش برتری یابند. سرانجام در همین روز...(11 شهریور 1294) رئیسعلی در محلی به نام «تنگک صفر» هنگام شبیخون به قوای بریتانیا توسط فردی نفوذی و اجیر شده به نام (غلامحسین تنگکی) از پشت سر هدف گلوله قرار گرفت و در سن 33 سالگی به شهادت رسید.
✍انوشیروان کیهانی زاده / تاربرگ امروز در تاریخ
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from تاریخاندیشی ــ مهدی تدینی (مهدی تدینی)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«سرنوشت پنجشیر»
دعوت میکنم حتماً این مصاحبۀ آقای جعفریان را ببینید. این تحلیل پر از نکات مهم و قابل تأمل است. به نظر نوعی سردرگمی در مواجهه با طالبان در ایران وجود دارد. شتاب رخدادها هم به این سردرگمی دامن زده است. میدانیم ایران هم با طالبان در ماههای گذشته مذاکراتی داشته، اما تردیدها و بیمها حتی در کسانی که با طالبان مذاکره کردند نیز پیداست.
اما پرسش این است که نسبت به جبهۀ پنجشیر چه موضعی باید داشت؟ آیا طالبان به وعدههایی میدهد وفا میکند؟ آیا طالبان یکدست است؟ آیا طالبان چنین مرزهای روشنی با گروههای خطرناکتر دارد؟ آیا دستۀ رهبری طالبان عوض نمیشود و احتمال کودتاهای درونی در طالبان وجود ندارد؟ آیا امکان ندارد طالبان به سادگی به مهرۀ یک بازی خطرناک تبدیل شود؟
چین خیز برداشته تا به متحد طالبان بدل شود و از آب گلالود کنونی یک معاهدۀ اقتصادی فراگیر برای خود بگیرد. اما به نظر میرسد لحن روسیه عوض شده و حتی از پنجشیر حمایتی تلویحی کرده است.
ما چه باید بکنیم؟ تکلیف برای من روشن است و بارها گفتهام... اما به شما توصیه میکنم این مصاحبه را حتماً ببینید.
@tarikhandishi | تاریخاندیشی
دعوت میکنم حتماً این مصاحبۀ آقای جعفریان را ببینید. این تحلیل پر از نکات مهم و قابل تأمل است. به نظر نوعی سردرگمی در مواجهه با طالبان در ایران وجود دارد. شتاب رخدادها هم به این سردرگمی دامن زده است. میدانیم ایران هم با طالبان در ماههای گذشته مذاکراتی داشته، اما تردیدها و بیمها حتی در کسانی که با طالبان مذاکره کردند نیز پیداست.
اما پرسش این است که نسبت به جبهۀ پنجشیر چه موضعی باید داشت؟ آیا طالبان به وعدههایی میدهد وفا میکند؟ آیا طالبان یکدست است؟ آیا طالبان چنین مرزهای روشنی با گروههای خطرناکتر دارد؟ آیا دستۀ رهبری طالبان عوض نمیشود و احتمال کودتاهای درونی در طالبان وجود ندارد؟ آیا امکان ندارد طالبان به سادگی به مهرۀ یک بازی خطرناک تبدیل شود؟
چین خیز برداشته تا به متحد طالبان بدل شود و از آب گلالود کنونی یک معاهدۀ اقتصادی فراگیر برای خود بگیرد. اما به نظر میرسد لحن روسیه عوض شده و حتی از پنجشیر حمایتی تلویحی کرده است.
ما چه باید بکنیم؟ تکلیف برای من روشن است و بارها گفتهام... اما به شما توصیه میکنم این مصاحبه را حتماً ببینید.
@tarikhandishi | تاریخاندیشی
✅نهم شهریور، سفر بی بازگشتِ ماهی سیاه کوچولو...
✍️علی مرادی مراغه ای
صمد در دوم تیرماه1318ش. در محله چرنداب تبریز در یک خانواده ی تهیدست چشم به جهان گشود و تنها 29سال زندگی کرد و در 1347ش در ارس غرق شد.
زندگیش، بیش از تمامی داستانهایش به زندگیِ قصه معروفش ماهی سیاه کوچولو» شباهت داشت.
مانند او شک میکند، به وضع موجود قانع نمیشود، تشنه جستجو و دانستن و خطر کردن بوده و بخاطر همین، بزودی پایش به دادگاه کشانده شده و آزار و اذیت ساواک و دریافت حکم تعلیق و ...
مثل ماهی سیاه کوچولو، به وضع موجود معترض بود و روح اعتراض به نظام حاکم را در دانش آموزانش پرورش میداده، پای پیاده در روستاها راه می افتاد، کتابخانه درست میکرد، برای بچه ها کتاب میبرد و کتاب میخواند و از آنها میخواست کتابها را خلاصه نویسی کنند...
کتاب«ماهی سیاه کوچولو» از اینجا آغاز میگردد که در یک شب چله، ماهی پیری، در ته دره برای دوازده هزار تا از بچه ها و نوه هایش نقل میکند و میگوید:
«ماهی سیاه کوچولو» به همراه مادرش در جویباری زندگی میکرده روزی تصمیم میگیرد آنجا را ترک کرده و سفر کند تا ببیند در دنیا چه خبر است و آخر این جویبارِ حقیر به کجا میرسد.
مادرش و همسایگانش میخواهند مانع سفرش شوند اما موفق نمیشوند...
او در طی سفر پر خطرش با جانوران مختلفی برخورد میکند و سرانجام پس از مبارزات و کشمکشها، به دریا میرسد اما در دریا، گرفتار مرغ ماهیخوار گشته و در شکم مرغ ماهیخوار، یک ماهی ریزه ایی نیز می بیند که قبل از او گرفتار شده. ماهی سیاه کوچولو با مرغ ماهیخوار درگیر میشود و موفق میشود آن ماهی ریزه را نجات داده اما از خودش خبری نمی شود:
«مرغ ماهیخوار همینطور پیچ و تاب میخورد و فریاد میکشد تا اینکه شروع کرد به دست و پا زدن و پایین آمدن و بعد شلپی افتاد توی آب و باز دست و پا زد تا از جنب و جوش افتاد، اما از ماهی سیاه کوچولو هیچ خبری نشد و تا حال هم هیچ خبری نشد»
بدین ترتیب، قصه ایی که ماهی پیر در یک شب چله در ته دره، برای دوازده هزار ماهی روایت میکرده به پایان میرسد، یازده هزار و نهصد و نود و نه بچه ماهی میروند و میخوابند« اما ماهی سرخ کوچولویی هر چقدر کرد خوابش نبرد، شب تا صبح همه اش در فکر دریا بود...»
در این داستان، صمد به آینده امیدوار است چون ماهی ها پس از شنیدن داستان میروند میخوابند اما یکی نمیخوابد و به دریا فکر میکند. و خودِ آن پیرماهی آغازین که داستان را تعریف میکرده در واقع، خودِ ماهی سیاه کوچلو بوده که پس از بازگشت از سفر طولانی، اکنون در مرحله فرزانگی برای نوه های خود، ماجرای خویش را بازگو میکند و دانسته ها و تجاربش را به آنها منتقل میکند و باعث بیداری و بیدار ماندن «ماهی قرمز کوچولو» و استمرار مبارزه می گردد.
📌کتاب ماهی سیاه کوچولو جزو کتابهای بالینی چریکها در خانه های تیمی بوده و قهرمان آن؛ سمبل و نماینده نسل جوان انقلاب و شورشی دهه چهل و پنجاه بوده است.
وجه تمایز ماهی سیاه کوچولو با ماهی های دیگر، نه آگاهی بیشتر و متفکر بودن، بلکه شجاعت و اهل عمل بودنش است. آنجا که ماهی سياه کوچولو، ماهی ريزههای ترسیده از مرغ سقا را مورد خطاب قرار میدهد و میگوید:
«شما زيادی فکر میکنيد. همه اش که نبايد فکر کرد راه که بيافتيم، ترسمان به کلی میريزد».
در اینجا تقدم پراتیک و عمل بر تئوری و نظر به روشنی بیان شده، موضوع محوری که بعدها به کرات در آثار و کتابهای رهبران چریکی تکرار خواهد شد.
جالب اینکه، ابتدا اسم این كتاب، «ماهی سياه كوچولوی دانا» بود، اما بعداً کلمه «دانا» از آن حذف شد، چرا که این کلمه در میان چریکها نه تنها ارزش نبوده است، بلکه بار معنایی منفی نیز دربرداشته....
✅و ای کاش، آن جنبه دانایی بر جنبه عمل، تفوق می داشت...
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✍️علی مرادی مراغه ای
صمد در دوم تیرماه1318ش. در محله چرنداب تبریز در یک خانواده ی تهیدست چشم به جهان گشود و تنها 29سال زندگی کرد و در 1347ش در ارس غرق شد.
زندگیش، بیش از تمامی داستانهایش به زندگیِ قصه معروفش ماهی سیاه کوچولو» شباهت داشت.
مانند او شک میکند، به وضع موجود قانع نمیشود، تشنه جستجو و دانستن و خطر کردن بوده و بخاطر همین، بزودی پایش به دادگاه کشانده شده و آزار و اذیت ساواک و دریافت حکم تعلیق و ...
مثل ماهی سیاه کوچولو، به وضع موجود معترض بود و روح اعتراض به نظام حاکم را در دانش آموزانش پرورش میداده، پای پیاده در روستاها راه می افتاد، کتابخانه درست میکرد، برای بچه ها کتاب میبرد و کتاب میخواند و از آنها میخواست کتابها را خلاصه نویسی کنند...
کتاب«ماهی سیاه کوچولو» از اینجا آغاز میگردد که در یک شب چله، ماهی پیری، در ته دره برای دوازده هزار تا از بچه ها و نوه هایش نقل میکند و میگوید:
«ماهی سیاه کوچولو» به همراه مادرش در جویباری زندگی میکرده روزی تصمیم میگیرد آنجا را ترک کرده و سفر کند تا ببیند در دنیا چه خبر است و آخر این جویبارِ حقیر به کجا میرسد.
مادرش و همسایگانش میخواهند مانع سفرش شوند اما موفق نمیشوند...
او در طی سفر پر خطرش با جانوران مختلفی برخورد میکند و سرانجام پس از مبارزات و کشمکشها، به دریا میرسد اما در دریا، گرفتار مرغ ماهیخوار گشته و در شکم مرغ ماهیخوار، یک ماهی ریزه ایی نیز می بیند که قبل از او گرفتار شده. ماهی سیاه کوچولو با مرغ ماهیخوار درگیر میشود و موفق میشود آن ماهی ریزه را نجات داده اما از خودش خبری نمی شود:
«مرغ ماهیخوار همینطور پیچ و تاب میخورد و فریاد میکشد تا اینکه شروع کرد به دست و پا زدن و پایین آمدن و بعد شلپی افتاد توی آب و باز دست و پا زد تا از جنب و جوش افتاد، اما از ماهی سیاه کوچولو هیچ خبری نشد و تا حال هم هیچ خبری نشد»
بدین ترتیب، قصه ایی که ماهی پیر در یک شب چله در ته دره، برای دوازده هزار ماهی روایت میکرده به پایان میرسد، یازده هزار و نهصد و نود و نه بچه ماهی میروند و میخوابند« اما ماهی سرخ کوچولویی هر چقدر کرد خوابش نبرد، شب تا صبح همه اش در فکر دریا بود...»
در این داستان، صمد به آینده امیدوار است چون ماهی ها پس از شنیدن داستان میروند میخوابند اما یکی نمیخوابد و به دریا فکر میکند. و خودِ آن پیرماهی آغازین که داستان را تعریف میکرده در واقع، خودِ ماهی سیاه کوچلو بوده که پس از بازگشت از سفر طولانی، اکنون در مرحله فرزانگی برای نوه های خود، ماجرای خویش را بازگو میکند و دانسته ها و تجاربش را به آنها منتقل میکند و باعث بیداری و بیدار ماندن «ماهی قرمز کوچولو» و استمرار مبارزه می گردد.
📌کتاب ماهی سیاه کوچولو جزو کتابهای بالینی چریکها در خانه های تیمی بوده و قهرمان آن؛ سمبل و نماینده نسل جوان انقلاب و شورشی دهه چهل و پنجاه بوده است.
وجه تمایز ماهی سیاه کوچولو با ماهی های دیگر، نه آگاهی بیشتر و متفکر بودن، بلکه شجاعت و اهل عمل بودنش است. آنجا که ماهی سياه کوچولو، ماهی ريزههای ترسیده از مرغ سقا را مورد خطاب قرار میدهد و میگوید:
«شما زيادی فکر میکنيد. همه اش که نبايد فکر کرد راه که بيافتيم، ترسمان به کلی میريزد».
در اینجا تقدم پراتیک و عمل بر تئوری و نظر به روشنی بیان شده، موضوع محوری که بعدها به کرات در آثار و کتابهای رهبران چریکی تکرار خواهد شد.
جالب اینکه، ابتدا اسم این كتاب، «ماهی سياه كوچولوی دانا» بود، اما بعداً کلمه «دانا» از آن حذف شد، چرا که این کلمه در میان چریکها نه تنها ارزش نبوده است، بلکه بار معنایی منفی نیز دربرداشته....
✅و ای کاش، آن جنبه دانایی بر جنبه عمل، تفوق می داشت...
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
📌📌📌بیانیه مهم آموزش و پرورش
آموزش و پرورش گفته اگر معلمان برای سال تحصیلی جدید مانند دوسال گذشته نیاز به وسایل آموزشی مانند لپ تاپ، گوشی، تبلت و اینترنت داشته باشند،بصورت رایگان به آنها اهدا خواهد شد و از زحماتشان نیز تقدیر و تشکر می گردد.
*با تشکر وزارت آموزش و پرورش امارات متحده عربی*
🤔🤔🤔
آموزش و پرورش گفته اگر معلمان برای سال تحصیلی جدید مانند دوسال گذشته نیاز به وسایل آموزشی مانند لپ تاپ، گوشی، تبلت و اینترنت داشته باشند،بصورت رایگان به آنها اهدا خواهد شد و از زحماتشان نیز تقدیر و تشکر می گردد.
*با تشکر وزارت آموزش و پرورش امارات متحده عربی*
🤔🤔🤔
Forwarded from فوتبال برتر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎦خواستگاری از دونده نابینا در پیست دو و میدانی
🔸کوئلا نیدریا پریرا سمدو، دونده اهل کیپ ورد، موفق شد در پارالمپیک2020ژاپن به مدال طلا برسد اما اتفاق خوشایند دیگری در خط پایان انتظارش را میکشید.
🔸دونده نابینای اهل کیپ ورد کشور تازه از خط پایان مسابقه دوی 200 متر در سطح تی 11 عبور کرده بود که مانوئل آنتونیو واز داویگا، دونده همراه و راهنمایش، روبرویش زانو زده و از او درخواست ازدواج کرد.
🆔 @footballbartartv3ir
🔸کوئلا نیدریا پریرا سمدو، دونده اهل کیپ ورد، موفق شد در پارالمپیک2020ژاپن به مدال طلا برسد اما اتفاق خوشایند دیگری در خط پایان انتظارش را میکشید.
🔸دونده نابینای اهل کیپ ورد کشور تازه از خط پایان مسابقه دوی 200 متر در سطح تی 11 عبور کرده بود که مانوئل آنتونیو واز داویگا، دونده همراه و راهنمایش، روبرویش زانو زده و از او درخواست ازدواج کرد.
🆔 @footballbartartv3ir
Forwarded from اصفهان خبر
⚠️هشدار سازمان زمینشناسی کشور:
«اصفهان، خطرناکترین استان کشور به لحاظ فرونشست زمین!»
مدیر کل دفتر مخاطرات زیست محیطی و مهندسی سازمان زمین شناسی کشور:
⚠️اصفهان تنها کلانشهر کشور است که فرونشست به درون شهر کشیده شده است.
⚠️روزی نیست که برای ماپیام ناگواری ازاصفهان درباره فرونشست ارسال نشود.
⚠️مسئولان نسبت به نرخ فرونشست بی حس شدهاند.
حتی فرونشست یک سانتیمتری اثرات خود را بر روی سازهها نشان میدهد،
فرونشست از یک منظر بدترین مخاطره است،چون نشست زمین به تدریج صورت میگیرد و زمانی متوجه آن میشویم که کار از کار گذشته و دیگر نمیتوانیم کاری برای آن انجام دهیم.
اولین راهکار برای علاج بخشی این مخاطره آن است که فرونشست را جلوی چشم مسؤولان و جامعه قرار دهیم.
/نوبت زایندهرود
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
«اصفهان، خطرناکترین استان کشور به لحاظ فرونشست زمین!»
مدیر کل دفتر مخاطرات زیست محیطی و مهندسی سازمان زمین شناسی کشور:
⚠️اصفهان تنها کلانشهر کشور است که فرونشست به درون شهر کشیده شده است.
⚠️روزی نیست که برای ماپیام ناگواری ازاصفهان درباره فرونشست ارسال نشود.
⚠️مسئولان نسبت به نرخ فرونشست بی حس شدهاند.
حتی فرونشست یک سانتیمتری اثرات خود را بر روی سازهها نشان میدهد،
فرونشست از یک منظر بدترین مخاطره است،چون نشست زمین به تدریج صورت میگیرد و زمانی متوجه آن میشویم که کار از کار گذشته و دیگر نمیتوانیم کاری برای آن انجام دهیم.
اولین راهکار برای علاج بخشی این مخاطره آن است که فرونشست را جلوی چشم مسؤولان و جامعه قرار دهیم.
/نوبت زایندهرود
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
Forwarded from سهام نیوز
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅طالبان پاسخ می دهد
سوال: چرا بچههای بیگناه را در عملیات انتحاری کشتید؟
جواب: چون والدینشان گناه کرده بودند و علیه کفار جهاد نکرده بودند.
@Sahamnewsorg
سوال: چرا بچههای بیگناه را در عملیات انتحاری کشتید؟
جواب: چون والدینشان گناه کرده بودند و علیه کفار جهاد نکرده بودند.
@Sahamnewsorg
🔖 دکتر مهران صولتی (پژوهشگر و مدرس دانشگاه) در یادداشتی اختصاصی از موانع و چالشهای تحزب در ایران میگوید:
📍سودای مردمسالاری بدون وجود احزاب واقعی!
📌 احزاب را بهحق سنگ بنای دموکراسی نامیدهاند. نگاه به تحولات سیاسی جوامع مدرن در دورههای اخیر هم نشان میدهد که بدون وجود یک نظام حزبی مبتنی بر نمایندگی شکافهای اجتماعی، رقابت سیاسی، حاکمیت قانون، برگزاری انتخابات آزاد و رقابتی و چرخش روان نخبگان نمیتوان به تحقق مردمسالاری در یک نظام سیاسی امیدوار بود. در ایران هم اگرچه احزاب از بستر تحولات سیاسی منجر به انقلاب مشروطه سر برآوردند؛ ولی بیش از آنکه بتوانند در قوام بخشیدن به یک نظام حزبی کارآمد مؤثر باشند و شکافهای اجتماعی را در پارلمان نوبنیاد نمایندگی کنند بهعکس بر شدت شقاقهای موجود افزودند و ظهور رادیکالیسم را تقویت کردند.
📌 احزاب در عصر پهلوی اول تشریفاتی شده و به ابزاری برای تحقق منویات رضاشاه در پارلمان دستچینشده تبدیل شدند. دههی نخست سلطنت محمدرضا شاه اما بهار احزاب بود و نظام سیاسی نوپا به مجالی برای تمرین تحزب در کشور تبدیل شد. نتیجه اما با فقدان بلوغ سیاسی بازیگران به بیثباتی موجود دامن زد و با کودتای ۲۸ مرداد بر فعالیت احزاب مخالف مهر خاتمت خورد.
📌 در ایران پس از انقلاب میل به تداوم جامعه تودهای هنوز هم در میان سیاستگذاران جاری و ساری است. از همین رو به باور انقلابیون؛ شکلگیری احزاب سیاسی ازآنجاکه میتوانند تمایز میان تودهها را پررنگ کند، به آنها تشکل بخشند و مطالبات آنها را در مسیرهای سیاسی_ مدنی کانالیزه کنند چندان با اقتضائات جامعهی تودهای سازگار نمیباشند.
📌 پیوند میان احزاب و انتخابات چنان ساختاریافته و ارگانیک است که هیچکدام بدون دیگری نمیتوانند واقعی و کارآمد باشند. در ایران پس از انقلاب هم ازآنجاکه پیوند میان احزاب و انتخابات هرگز از مسیر شکلگیری یک نظام انتخاباتی حزبی سامان نیافته، احزاب را به زائده بیخاصیتی از نظام سیاسی تبدیل کرده است. طنز ماجرا هم اینجاست که نامزدهای ریاست جمهوری ابتدا خود را نامزد میکنند و سپس حمایت احزاب از خود را میپذیرند، تازه بعد از انتخاب شدن هموابستگی حزبی خود را در مناسبتهای مختلف انکار میکنند. نمایندگان مجلس هم ازآنجاکه معمولاً خود را مستقل میدانند معمولاً واجد هیچ برنامهای نبوده و بهراحتی بین جناحها برای پیگیری منافع شخصی خود جابهجا میشوند!
📌 دموکراسی سیاسی بر سنت به رسمیت شناختن اپوزیسیون و جابهجایی مسالمتآمیز قدرت از رهگذر برگزاری انتخابات آزاد و رقابتی استوار است. این اپوزیسیون سیاسی است که میتواند اقلیت شکستخورده در انتخابات را انسجام بخشد، نمایندگی کند و درنهایت به اکثریت انتخابات بعدی تبدیل سازد. همچنین اپوزیسیون میتواند مطالبات اقلیت را در جامعه پژواک داده و به ناظری مؤثر بر قدرت اکثریت مسلط تبدیل شود. در ایران یکصد سال اخیر اما اپوزیسیونِ رسمی و قانونی هرگز در سپهر سیاست ایران حضور نداشته است. بهجرئت میتواند گفت که در فقدان چنین نیرویی، احزاب در یک کشور نقش تزئینی یافته و قادر به گرهگشایی از مشکلات نیستند.
📌 در ایران معاصر فرهنگ سیاسیِ موجود عاملی برای تقویت احزاب سیاسی محسوب نمیشود. سابقهی وابستگی برخی احزاب سیاسی به بیگانگان در کنار بیثباتی سیاسی ناشی از فعالیت احزاب، بهانهای شده است تا احزاب بهمثابهی بچه سرراهی برای خانواده سیاست ایران تلقی شوند. در ایران پس از انقلاب هم اقسام تریبونها در خدمت مذمت قدرتطلبی و انسجام ستیزی این نهاد سیاسی قرارگرفتهاند. احزاب در نقطهی مقابل دغدغههای مردم و بیتوجه به مطالبات واقعی آحاد جامعه معرفی شدهاند. روشن است که با چنین زمینهای فرهنگی ............
☑️ متن کامل این یادداشت را در شمارهی نخست #پنداشت بخوانید 👇
📍نسخه الکترونیکی پنداشت را با تخفیف ویژه از کیوسک جار و کتابخوان طاقچه دریافت کنید:
❇️ https://taaghche.com/book/95164
@tarbd
📍سودای مردمسالاری بدون وجود احزاب واقعی!
📌 احزاب را بهحق سنگ بنای دموکراسی نامیدهاند. نگاه به تحولات سیاسی جوامع مدرن در دورههای اخیر هم نشان میدهد که بدون وجود یک نظام حزبی مبتنی بر نمایندگی شکافهای اجتماعی، رقابت سیاسی، حاکمیت قانون، برگزاری انتخابات آزاد و رقابتی و چرخش روان نخبگان نمیتوان به تحقق مردمسالاری در یک نظام سیاسی امیدوار بود. در ایران هم اگرچه احزاب از بستر تحولات سیاسی منجر به انقلاب مشروطه سر برآوردند؛ ولی بیش از آنکه بتوانند در قوام بخشیدن به یک نظام حزبی کارآمد مؤثر باشند و شکافهای اجتماعی را در پارلمان نوبنیاد نمایندگی کنند بهعکس بر شدت شقاقهای موجود افزودند و ظهور رادیکالیسم را تقویت کردند.
📌 احزاب در عصر پهلوی اول تشریفاتی شده و به ابزاری برای تحقق منویات رضاشاه در پارلمان دستچینشده تبدیل شدند. دههی نخست سلطنت محمدرضا شاه اما بهار احزاب بود و نظام سیاسی نوپا به مجالی برای تمرین تحزب در کشور تبدیل شد. نتیجه اما با فقدان بلوغ سیاسی بازیگران به بیثباتی موجود دامن زد و با کودتای ۲۸ مرداد بر فعالیت احزاب مخالف مهر خاتمت خورد.
📌 در ایران پس از انقلاب میل به تداوم جامعه تودهای هنوز هم در میان سیاستگذاران جاری و ساری است. از همین رو به باور انقلابیون؛ شکلگیری احزاب سیاسی ازآنجاکه میتوانند تمایز میان تودهها را پررنگ کند، به آنها تشکل بخشند و مطالبات آنها را در مسیرهای سیاسی_ مدنی کانالیزه کنند چندان با اقتضائات جامعهی تودهای سازگار نمیباشند.
📌 پیوند میان احزاب و انتخابات چنان ساختاریافته و ارگانیک است که هیچکدام بدون دیگری نمیتوانند واقعی و کارآمد باشند. در ایران پس از انقلاب هم ازآنجاکه پیوند میان احزاب و انتخابات هرگز از مسیر شکلگیری یک نظام انتخاباتی حزبی سامان نیافته، احزاب را به زائده بیخاصیتی از نظام سیاسی تبدیل کرده است. طنز ماجرا هم اینجاست که نامزدهای ریاست جمهوری ابتدا خود را نامزد میکنند و سپس حمایت احزاب از خود را میپذیرند، تازه بعد از انتخاب شدن هموابستگی حزبی خود را در مناسبتهای مختلف انکار میکنند. نمایندگان مجلس هم ازآنجاکه معمولاً خود را مستقل میدانند معمولاً واجد هیچ برنامهای نبوده و بهراحتی بین جناحها برای پیگیری منافع شخصی خود جابهجا میشوند!
📌 دموکراسی سیاسی بر سنت به رسمیت شناختن اپوزیسیون و جابهجایی مسالمتآمیز قدرت از رهگذر برگزاری انتخابات آزاد و رقابتی استوار است. این اپوزیسیون سیاسی است که میتواند اقلیت شکستخورده در انتخابات را انسجام بخشد، نمایندگی کند و درنهایت به اکثریت انتخابات بعدی تبدیل سازد. همچنین اپوزیسیون میتواند مطالبات اقلیت را در جامعه پژواک داده و به ناظری مؤثر بر قدرت اکثریت مسلط تبدیل شود. در ایران یکصد سال اخیر اما اپوزیسیونِ رسمی و قانونی هرگز در سپهر سیاست ایران حضور نداشته است. بهجرئت میتواند گفت که در فقدان چنین نیرویی، احزاب در یک کشور نقش تزئینی یافته و قادر به گرهگشایی از مشکلات نیستند.
📌 در ایران معاصر فرهنگ سیاسیِ موجود عاملی برای تقویت احزاب سیاسی محسوب نمیشود. سابقهی وابستگی برخی احزاب سیاسی به بیگانگان در کنار بیثباتی سیاسی ناشی از فعالیت احزاب، بهانهای شده است تا احزاب بهمثابهی بچه سرراهی برای خانواده سیاست ایران تلقی شوند. در ایران پس از انقلاب هم اقسام تریبونها در خدمت مذمت قدرتطلبی و انسجام ستیزی این نهاد سیاسی قرارگرفتهاند. احزاب در نقطهی مقابل دغدغههای مردم و بیتوجه به مطالبات واقعی آحاد جامعه معرفی شدهاند. روشن است که با چنین زمینهای فرهنگی ............
☑️ متن کامل این یادداشت را در شمارهی نخست #پنداشت بخوانید 👇
📍نسخه الکترونیکی پنداشت را با تخفیف ویژه از کیوسک جار و کتابخوان طاقچه دریافت کنید:
❇️ https://taaghche.com/book/95164
@tarbd
طاقچه
فصلنامه سیاسی و اجتماعی پنداشت ـ شماره ۱ ـ اسفند ۹۹ + دانلود نمونه رایگان
فصلنامه سیاسی و اجتماعی پنداشت ـ شماره ۱ ـ اسفند ۹۹ با قیمت ویژه | ۳۰درصد تخفیف برای اولین خرید
✅ افغانستان به حال خود رها شد...
📌تردید در متحدان امریکا
✍ جان سیمپسون/ سردبیر امور جهانی بیبیسی
📌 در سراسر جهان، کشورهایی که بطور سنتی به حمایت آمریکا متکی بودهاند، ناگهان به این فکر افتادهاند که آیا باید به فکر "تضمینهای دوبارهای " برای آینده خود باشند. تایوان که تقریبا هر روز در معرض تهدید حمله از سوی چین قرار دارد، بویژه نگران است. کره جنوبی، ژاپن، اروپای غربی و بریتانیا همه به این فکر افتادهاند که آیا تعهد آمریکا به آنها هم میتواند به همان سرعتی که در افغانستان اتفاق افتاد، دود شود و به هوا برود.
همین چهار ماه پیش، جو بایدن، رئیسجمهوری آمریکا، با اعتماد و اطمینان خاطر گفت "ما دست به اقدامی عجولانه برای خروج نخواهیم زد. ما این کار را با مسئولیت، سنجیده و به طور امن انجام خواهیم دادم.
ما آن را با هماهنگی کامل با متحدان و شرکای خود انجام خواهیم داد".
ولی اتفاقی که افتاد کاملا چیز دیگری بود.
کشوری که برای یک نسل کامل به حمایت آمریکا و غرب وابسته بود، ناگهان به حال خود رها شد. وقتی که طالبان در نوامبر ۲۰۰۱ توسط ائتلافی از مجاهدین میانهرو و با حمایت غرب، از افغانستان بیرون رانده شدند، دورانی از رفاه نسبی و آزادیهای شخصی در این کشور آغاز شد. کابل و بسیاری از شهرها دیگر قابل تشخیص با دوران طالبان و فقری که ۵ سال حکومت آنها برای کشور به همراه داشت، نیستند.
بدون شک فساد گستردهای از همان راس قدرت در دوران جدید وجود داشته ؛ اما در عین حال رشد نسبی وجود داشته و زندگی بدون ترس بوده؛ مرگ و میر نوزادن ۵۰ درصد کاهش داشت.
جنگ علیه طالبان در حد یک عملیات امنیتی کاهش یافت.
سربازان افغان، پلیس و غیرنظامیان هنوز با مشکل مواجه بودند و رنج میبردند، اما شمار بسیار کمی از سربازان غربی کشته میشدند، ۱۱ سرباز در یک سال گذشته. شمارنیروهای آمریکایی مستقر در بریتانیا بسیار بیشتر از افغانستان بود.
یک گروه کوچک از نیروهای غربی با حدود ۲۵۰۰ نفر، طالبان را کنترل کرده و کشور را باثبات نگه داشته بود. این اعلام مهلت خروج نیروهای غربی بود که به حملات گسترده وناگهانی طالبان و تصرف کابل انجامید.
اکنون همه چیز در افغانستان نامعلوم است. مدارس و دانشگاههایی که دختران در آنها تحصیلات خوبی داشتند، عملا همه تعطیل شدهاند. گزارشها از سراسر کشور حاکی از آن است که زنان بندرت در خیابانها دیده میشوند، درست مانند دوران قبل که طالبان در قدرت بودند، از ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱.
گزارشهای مکرری از بروز جنایات در مناطق مختلف وجود دارد؛ برای مثال قتل فواد اندرابی، خواننده موسیقی فولکلور در ولایت بغلان.
به مدت ۲۰ سال، طنین موسیقی در شهرها و مناطق افغانستان به گوش میرسید، و اکنون دوباره توسط طالبان ممنوع شده است. بعضی از حامیان دولت قبل، اشرف غنی، مذاکره با رهبران طالبان را آغاز کردهاند.
این امکان هست که ائتلاف جدیدی ظهور کند و حکومتی شکل بگیرد که کمی معتدلتر از رژیم طالبانی باشد که ۲۰ سال پیش کشور را اداره میکرد. اما قدرت اصلی در خارج از کابل و دیگر شهرهای اصلی در اختیار گروههایی از جنگسالارهای طرفدار طالبان خواهد بود، از آن دسته افرادی که فواد اندرابی را به دلیل خوانندگی کشتند.
این احتمال وجود دارد که رژیم جدید طالبان با دو جنگ داخلی جداگانه روبرو شود: یکی از طرف داعش خراسان، که هفته گذشته بمبگذاری فرودگاه کابل را انجام داد و طالبان را خائن به مذهب میداند، و دیگری از طرف جنبش مقاومت که متشکل از مخالفان طالبان است.
خروج ناگهانی نیروهای آمریکایی و غرب از افغانستان به این معنی است که برای مردم این کشور، افق صلح بیش از پیش به دوردست رانده شده است.
@tarbd
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
📌تردید در متحدان امریکا
✍ جان سیمپسون/ سردبیر امور جهانی بیبیسی
📌 در سراسر جهان، کشورهایی که بطور سنتی به حمایت آمریکا متکی بودهاند، ناگهان به این فکر افتادهاند که آیا باید به فکر "تضمینهای دوبارهای " برای آینده خود باشند. تایوان که تقریبا هر روز در معرض تهدید حمله از سوی چین قرار دارد، بویژه نگران است. کره جنوبی، ژاپن، اروپای غربی و بریتانیا همه به این فکر افتادهاند که آیا تعهد آمریکا به آنها هم میتواند به همان سرعتی که در افغانستان اتفاق افتاد، دود شود و به هوا برود.
همین چهار ماه پیش، جو بایدن، رئیسجمهوری آمریکا، با اعتماد و اطمینان خاطر گفت "ما دست به اقدامی عجولانه برای خروج نخواهیم زد. ما این کار را با مسئولیت، سنجیده و به طور امن انجام خواهیم دادم.
ما آن را با هماهنگی کامل با متحدان و شرکای خود انجام خواهیم داد".
ولی اتفاقی که افتاد کاملا چیز دیگری بود.
کشوری که برای یک نسل کامل به حمایت آمریکا و غرب وابسته بود، ناگهان به حال خود رها شد. وقتی که طالبان در نوامبر ۲۰۰۱ توسط ائتلافی از مجاهدین میانهرو و با حمایت غرب، از افغانستان بیرون رانده شدند، دورانی از رفاه نسبی و آزادیهای شخصی در این کشور آغاز شد. کابل و بسیاری از شهرها دیگر قابل تشخیص با دوران طالبان و فقری که ۵ سال حکومت آنها برای کشور به همراه داشت، نیستند.
بدون شک فساد گستردهای از همان راس قدرت در دوران جدید وجود داشته ؛ اما در عین حال رشد نسبی وجود داشته و زندگی بدون ترس بوده؛ مرگ و میر نوزادن ۵۰ درصد کاهش داشت.
جنگ علیه طالبان در حد یک عملیات امنیتی کاهش یافت.
سربازان افغان، پلیس و غیرنظامیان هنوز با مشکل مواجه بودند و رنج میبردند، اما شمار بسیار کمی از سربازان غربی کشته میشدند، ۱۱ سرباز در یک سال گذشته. شمارنیروهای آمریکایی مستقر در بریتانیا بسیار بیشتر از افغانستان بود.
یک گروه کوچک از نیروهای غربی با حدود ۲۵۰۰ نفر، طالبان را کنترل کرده و کشور را باثبات نگه داشته بود. این اعلام مهلت خروج نیروهای غربی بود که به حملات گسترده وناگهانی طالبان و تصرف کابل انجامید.
اکنون همه چیز در افغانستان نامعلوم است. مدارس و دانشگاههایی که دختران در آنها تحصیلات خوبی داشتند، عملا همه تعطیل شدهاند. گزارشها از سراسر کشور حاکی از آن است که زنان بندرت در خیابانها دیده میشوند، درست مانند دوران قبل که طالبان در قدرت بودند، از ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱.
گزارشهای مکرری از بروز جنایات در مناطق مختلف وجود دارد؛ برای مثال قتل فواد اندرابی، خواننده موسیقی فولکلور در ولایت بغلان.
به مدت ۲۰ سال، طنین موسیقی در شهرها و مناطق افغانستان به گوش میرسید، و اکنون دوباره توسط طالبان ممنوع شده است. بعضی از حامیان دولت قبل، اشرف غنی، مذاکره با رهبران طالبان را آغاز کردهاند.
این امکان هست که ائتلاف جدیدی ظهور کند و حکومتی شکل بگیرد که کمی معتدلتر از رژیم طالبانی باشد که ۲۰ سال پیش کشور را اداره میکرد. اما قدرت اصلی در خارج از کابل و دیگر شهرهای اصلی در اختیار گروههایی از جنگسالارهای طرفدار طالبان خواهد بود، از آن دسته افرادی که فواد اندرابی را به دلیل خوانندگی کشتند.
این احتمال وجود دارد که رژیم جدید طالبان با دو جنگ داخلی جداگانه روبرو شود: یکی از طرف داعش خراسان، که هفته گذشته بمبگذاری فرودگاه کابل را انجام داد و طالبان را خائن به مذهب میداند، و دیگری از طرف جنبش مقاومت که متشکل از مخالفان طالبان است.
خروج ناگهانی نیروهای آمریکایی و غرب از افغانستان به این معنی است که برای مردم این کشور، افق صلح بیش از پیش به دوردست رانده شده است.
@tarbd
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
✅باید به پنج بخش اصلی و ساختاری ایران تکیه کرد!!!
📌جستاری به خروج امریکا از افغانستان
🖊️دکتر مهدی کیوان
نزدیک به چهار سده است که سرزمینهای اسلامی مشرق زمین و از راه رسیدگان غرب ، وارد مناسبات اقتصادی-سیاسی جدید(استعماری)شده اند؛ از روزی که«البوکرک»آمد و بر
«هرمز»نشست تا این روزها که امریکا از افغانستان برخاست و زیر و بالای آینده منطقه را به طالبان و مثل طالبان تحویل داد.
برآیند این افت و خیزها ی
چند قرنه را در ویرانی کشورهایی میبینم با آینده ای تیره و تار و نامهایی که
روز و شب همچون زجه های شوم به گوش میشنوم : لیبی،سوریه،لبنان،عراق،
یمن،ایران و …
پیشتر آنان که خوشبین بودند هدف غرب را استبدادزدایی، ایجاد دولت-ملت و کاشتن بذر دموکراسی و حاکمیت قانون میدیدند و البته من
نیز با آنکه بیش از نیم قرن
دستیابی به چنین آرمانهایی را دشوار میدانستم اما شدنی ارزیابی میکردم.
اکنون در حال و روزی که
هشتادمین بهار زندگی را
به فصل برگریزان میرسانم،دریافته ام که تجربه ای تلخ و شکستی سنگین را پس پشت نهاده ام و با قلبی که همچنان برای پاسداشت منافع میهن می تپد از توهمی رویگردانده ام که بدنبال آشتی دادن دستاوردهای تمدن مغرب زمین با داشته های هویتی خود بود.
قصه ای که از «راه»
تقی زاده سرتاپا فرنگی آغاز شد و به«رسم»فردید و آل احمد ایستاده زیر تابوت شیخ فضل الله رسید و امروز سر به دیوار طنز تلخ طالبانی میکوبد که گویا آمده است دلخوشی دهد که اوضاع از سوریه و یمن بدتر نیست !
ملغمه اختلاط مارکسیسم و اسلام و حزب توده و مجاهدین خلق و چپها و راستها و ملی-مذهبی ها و اصلاح طلبان و غیره حاکمیتی را در ایران نقاشی کرد که دانم و دانی و سموم التقاط اسلام و سوسیالیسم و ناسیونالیسم عربی چنان بهاری عربی به ارمغان آورد که پناه بر صدام و قذافی !
اینک میخواهم به نسلی که افلاس و ابتذال تراژیک و خاکسترنشینی مارا دید اما خوب ندید بگویم که نسل ما تا بخواهی جان و زندگی داد و سرشار از احساسات پاک و ناب و البته خام و بی دانش بود که گهگاه به حماقت میمانست .
سنگواره باورهای ما ،در کشورهای اسلامی منطقه، چنان رسوباتی است که تیشه هیچ فرهادی آن را نخواهد سایید.این سخن را به شوخی نگیرید زیرا برآمده از رنجی تاریخیست که بقول«نادرپور»:این نه می ناب ، که خون دل پر درد من است. آن را آسان به پیاله مگیرید و آسان منوشید.
زمان آن فرا رسیده است که نسل پس از ما که نوع خردورزی ورشکسته مارا دیده اند اما خوب ندیده اند،در کار ما بجد بیاندیشند و با شمار اندکی از ما که مانده ایم مفاهمه ای داشته باشند ؛اما هشدار که پای منبر ما ننشینند که از فرهنگ منبرانه بیزارم.
با آنکه مصیبت در راه است اما «ذکر مصیبت»
به پایان رسیده است. اینجا دیگر قرار نیست کسی روضه بخواند، دیگر کسی نمی خواهد بگوید که«چه باید کرد».شاید بهتر بود که پیشتر میفهمیدیم که «چه نباید کرد».
امروز بر این باورم که اگر در جستجوی پاسخی درباره تاریخ ایران هستیم
بایدبه اجزاء آن توجه کنیم و آنها را در خود تاریخ ایران بجوییم و عاری از شیفتگی و رمیدگی پنج بخش اصلی و ساختاری این تاریخ را خوب شناسایی نموده ،نسبت به آن آگاه شویم که عبارتند از: جغرافیای فرهنگی ایران ، زبان فارسی، سامان سیاسی حاکمیت در ایران ،مذهب تشیع و سرانجام،مناسبات وآداب و مناسک و سنتهای نیاکان.
راه سختی در پیش داریم .
راهی که بیش از هرچیز نیازمند خرد، انصاف و شکیبایی است.
دهم شهریور سال ۱۴۰۰ش
🖊️مهدی کیوان
معلم بازنشسته.
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
📌جستاری به خروج امریکا از افغانستان
🖊️دکتر مهدی کیوان
نزدیک به چهار سده است که سرزمینهای اسلامی مشرق زمین و از راه رسیدگان غرب ، وارد مناسبات اقتصادی-سیاسی جدید(استعماری)شده اند؛ از روزی که«البوکرک»آمد و بر
«هرمز»نشست تا این روزها که امریکا از افغانستان برخاست و زیر و بالای آینده منطقه را به طالبان و مثل طالبان تحویل داد.
برآیند این افت و خیزها ی
چند قرنه را در ویرانی کشورهایی میبینم با آینده ای تیره و تار و نامهایی که
روز و شب همچون زجه های شوم به گوش میشنوم : لیبی،سوریه،لبنان،عراق،
یمن،ایران و …
پیشتر آنان که خوشبین بودند هدف غرب را استبدادزدایی، ایجاد دولت-ملت و کاشتن بذر دموکراسی و حاکمیت قانون میدیدند و البته من
نیز با آنکه بیش از نیم قرن
دستیابی به چنین آرمانهایی را دشوار میدانستم اما شدنی ارزیابی میکردم.
اکنون در حال و روزی که
هشتادمین بهار زندگی را
به فصل برگریزان میرسانم،دریافته ام که تجربه ای تلخ و شکستی سنگین را پس پشت نهاده ام و با قلبی که همچنان برای پاسداشت منافع میهن می تپد از توهمی رویگردانده ام که بدنبال آشتی دادن دستاوردهای تمدن مغرب زمین با داشته های هویتی خود بود.
قصه ای که از «راه»
تقی زاده سرتاپا فرنگی آغاز شد و به«رسم»فردید و آل احمد ایستاده زیر تابوت شیخ فضل الله رسید و امروز سر به دیوار طنز تلخ طالبانی میکوبد که گویا آمده است دلخوشی دهد که اوضاع از سوریه و یمن بدتر نیست !
ملغمه اختلاط مارکسیسم و اسلام و حزب توده و مجاهدین خلق و چپها و راستها و ملی-مذهبی ها و اصلاح طلبان و غیره حاکمیتی را در ایران نقاشی کرد که دانم و دانی و سموم التقاط اسلام و سوسیالیسم و ناسیونالیسم عربی چنان بهاری عربی به ارمغان آورد که پناه بر صدام و قذافی !
اینک میخواهم به نسلی که افلاس و ابتذال تراژیک و خاکسترنشینی مارا دید اما خوب ندید بگویم که نسل ما تا بخواهی جان و زندگی داد و سرشار از احساسات پاک و ناب و البته خام و بی دانش بود که گهگاه به حماقت میمانست .
سنگواره باورهای ما ،در کشورهای اسلامی منطقه، چنان رسوباتی است که تیشه هیچ فرهادی آن را نخواهد سایید.این سخن را به شوخی نگیرید زیرا برآمده از رنجی تاریخیست که بقول«نادرپور»:این نه می ناب ، که خون دل پر درد من است. آن را آسان به پیاله مگیرید و آسان منوشید.
زمان آن فرا رسیده است که نسل پس از ما که نوع خردورزی ورشکسته مارا دیده اند اما خوب ندیده اند،در کار ما بجد بیاندیشند و با شمار اندکی از ما که مانده ایم مفاهمه ای داشته باشند ؛اما هشدار که پای منبر ما ننشینند که از فرهنگ منبرانه بیزارم.
با آنکه مصیبت در راه است اما «ذکر مصیبت»
به پایان رسیده است. اینجا دیگر قرار نیست کسی روضه بخواند، دیگر کسی نمی خواهد بگوید که«چه باید کرد».شاید بهتر بود که پیشتر میفهمیدیم که «چه نباید کرد».
امروز بر این باورم که اگر در جستجوی پاسخی درباره تاریخ ایران هستیم
بایدبه اجزاء آن توجه کنیم و آنها را در خود تاریخ ایران بجوییم و عاری از شیفتگی و رمیدگی پنج بخش اصلی و ساختاری این تاریخ را خوب شناسایی نموده ،نسبت به آن آگاه شویم که عبارتند از: جغرافیای فرهنگی ایران ، زبان فارسی، سامان سیاسی حاکمیت در ایران ،مذهب تشیع و سرانجام،مناسبات وآداب و مناسک و سنتهای نیاکان.
راه سختی در پیش داریم .
راهی که بیش از هرچیز نیازمند خرد، انصاف و شکیبایی است.
دهم شهریور سال ۱۴۰۰ش
🖊️مهدی کیوان
معلم بازنشسته.
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
صبح یعنے یک سبد لبخنـد
صبح یعنے یک بغل شادے
صبح یعنے یک دنیا عشق
صبح یعنے
خندیـدن از اعماق وجود
به شکرانه داشتن نفسے دوباره
@tarbd
صبح یعنے یک بغل شادے
صبح یعنے یک دنیا عشق
صبح یعنے
خندیـدن از اعماق وجود
به شکرانه داشتن نفسے دوباره
@tarbd
Forwarded from مصدق به روايت تاريخ و اسناد
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فایل کامل مستند «بیبیسی و کودتا» ساخته کیوان حسینی که در سالگرد کودتای 28 مرداد پخش شد. @mohammadmosaddegh
Forwarded from 🇮🇷🇵🇸 مکشوفات
📝درباره صحت داروی منتسب به امام کاظم علیه السلام | #محمد_خراسانی، روایت پژوه
🔻چون مکرر مشاهده می کنم که دارویی را به امام کاظم علیه السلام نسبت می دهند و آن را مناسب ترین راه درمان کرونا می دانند وظیفه خود می دانم فهرست وار مطالبی بیان کنم:
🔸 نسبت دادن غیر پژوهشی خبر، روایت یا حدیث مسئولیت سنگینی دارد. عزیزان بدون تحقیق چنین کاری را انجام ندهند.
🔹منشا داروی منتسب به امام کاظم (ع) کتابی است به نام طب الائمة که توسط دو برادر ایرانی به نام های عبدالله و حسین پسران بسطام ابن شاپور روغن فروش (احتمالا عطار) نوشته شده است. روایات منقول در این کتاب عموما مرسل (بدون سند) می باشد و نسبت دادن آن به معصوم چنانکه گفته شد مسئولیت سنگینی دارد.
🔸در مورد روایتی که این روزها به عنوان داروی امام کاظم (ع) عنوان شده توضیح این نکته ضروری است که محتوای این خبر تناقضات بسیاری دارد از جمله از امام رضا (ع) نقل می کند که پدرم بیمار شد، پزشکانی را بر بالین او حاضر کردیم، آنان نسخه ای پیچیدند ولی امام علیه السلام فرمود چرا از این ترکیب (هلیله + ...) برای معالجه استفاده نمی کنید؟ می تواند دوای هر بیماری باشد. سوال این است که اگر امام از این دارو آگاه بوده است احضار پزشکان چه دلیلی دارد؟ ثانیا متن خبر کاملا مغشوش است.
🔹 بهتر است اينگونه مطالب را به همان منابع اولیه نسبت داد یعنی در این مورد به برادران فوق الاشاره که احتمالا برای اعتبار دادن به کارشان از ائمه هزينه کرده اند. اما از آنجا که خود طبیب بوده اند می توان این نسخه را هم آزمود و در آزمایشگاه مورد بررسی قرار داد بدون آنکه غوغایی مطرح شود.
🔹 لازم به توضیح است که علمای پس از این دو برادر کمترین اعتنا را به روایات کتاب آنان داشته اند و فقط مرحوم شیخ حر عاملی چند روایت مرسل را از قول آنان نقل می کند که البته فاقد اعتبار است.
t.me/maktubat/17162
@maktubat
🔻چون مکرر مشاهده می کنم که دارویی را به امام کاظم علیه السلام نسبت می دهند و آن را مناسب ترین راه درمان کرونا می دانند وظیفه خود می دانم فهرست وار مطالبی بیان کنم:
🔸 نسبت دادن غیر پژوهشی خبر، روایت یا حدیث مسئولیت سنگینی دارد. عزیزان بدون تحقیق چنین کاری را انجام ندهند.
🔹منشا داروی منتسب به امام کاظم (ع) کتابی است به نام طب الائمة که توسط دو برادر ایرانی به نام های عبدالله و حسین پسران بسطام ابن شاپور روغن فروش (احتمالا عطار) نوشته شده است. روایات منقول در این کتاب عموما مرسل (بدون سند) می باشد و نسبت دادن آن به معصوم چنانکه گفته شد مسئولیت سنگینی دارد.
🔸در مورد روایتی که این روزها به عنوان داروی امام کاظم (ع) عنوان شده توضیح این نکته ضروری است که محتوای این خبر تناقضات بسیاری دارد از جمله از امام رضا (ع) نقل می کند که پدرم بیمار شد، پزشکانی را بر بالین او حاضر کردیم، آنان نسخه ای پیچیدند ولی امام علیه السلام فرمود چرا از این ترکیب (هلیله + ...) برای معالجه استفاده نمی کنید؟ می تواند دوای هر بیماری باشد. سوال این است که اگر امام از این دارو آگاه بوده است احضار پزشکان چه دلیلی دارد؟ ثانیا متن خبر کاملا مغشوش است.
🔹 بهتر است اينگونه مطالب را به همان منابع اولیه نسبت داد یعنی در این مورد به برادران فوق الاشاره که احتمالا برای اعتبار دادن به کارشان از ائمه هزينه کرده اند. اما از آنجا که خود طبیب بوده اند می توان این نسخه را هم آزمود و در آزمایشگاه مورد بررسی قرار داد بدون آنکه غوغایی مطرح شود.
🔹 لازم به توضیح است که علمای پس از این دو برادر کمترین اعتنا را به روایات کتاب آنان داشته اند و فقط مرحوم شیخ حر عاملی چند روایت مرسل را از قول آنان نقل می کند که البته فاقد اعتبار است.
t.me/maktubat/17162
@maktubat
Telegram
مکتوبات
🔻آیت الله فاطمی نیا:
🔸سه چهار سال پیس رفتم صداسیما گفتم تو را به حضرت زهرا نگویید طب اسلامی. هر چه که هست بگویید طب سنتی.
🔹این روایت ها هیچ کدامشان منبع درستی ندارند. یا اگر هم داشته باشند مربوط به اقلیم خاصی بوده. یکی گفته قره قوروت بخور. یکی گفته فلان…
🔸سه چهار سال پیس رفتم صداسیما گفتم تو را به حضرت زهرا نگویید طب اسلامی. هر چه که هست بگویید طب سنتی.
🔹این روایت ها هیچ کدامشان منبع درستی ندارند. یا اگر هم داشته باشند مربوط به اقلیم خاصی بوده. یکی گفته قره قوروت بخور. یکی گفته فلان…
Forwarded from دو فصلنامه علمی تخصصی روزگاران دانشگاه اصفهان
Forwarded from دو فصلنامه علمی تخصصی روزگاران دانشگاه اصفهان
بسمه تعالی
فصلنامه علمی-تخصصی روزگاران انجمن علمی دانشجویی تاریخ دانشگاه اصفهان، با همکاری خانه نشریات معاونت فرهنگی دانشگاه اصفهان در نظر دارد نسبت به چاپ ویژه نامه ای تحت عنوان "ویژه نامه تاریخ اسلام" اقدام نماید. بدین وسیله از کلیه استادان و پژوهشگران محترم دعوت می نماید تا مقالات خود را در موضوع «تاریخ اسلام» و از جمله محور های زیر:
۱. پژوهش در حوزه تاریخ تشیع
۲. نقد و بررسی تاریخ اقتصادی، تاریخ اجتماعی و تاریخ نظامی در جهان اسلام.
۳. نقد و بررسی نظرات خاورشناسان در حوزه های مطالعات اسلامی، شرق شناسی و جهان اسلام
۴. نقد و معرفی کتب جدیدالتالیف در حوزه تاریخ اسلام
۵. بررسی موضوعات بدیع در حوزه جهان اسلام معاصر
به نشریه ارسال نمایند.
همچنین مجله، ترجمه مقالات غیر فارسی (انگلیسی، فرانسوی و ترکی استانبولی) که جدید و مرتبط با موضوعات فوق باشد را نیز می پذیرد.
مقالات ارسالی نویسندگان می بایست براساس راهنمای تدوین مقالات تنظیم شود تا پس از انجام مراحل ارزیابی منتشر گردد. راهنمای تدوین مقالات از طریق کانال نشریه روزگاران در واتساپ و تلگرام قابل دسترسی است.
آخرین مهلت ارسال مقاله: ۱۵ آبان ماه ۱۴۰۰
اطلاعات نشریه :
🎖صاحب امتیاز: انجمن علمی گروه تاریخ دانشگاه اصفهان
✍️مدیر مسئول: مینا معینی
✍️سردبیر: دکتر مسعود کثیری
✍️مدیر داخلی: محمد رحمانی
آدرس ایمیل جهت ارسال مقاله:
roozegaran.ui1390@yahoo.com
☎️شماره جهت تماس با نشریه: 09132312335 (شنبه و یکشنبه ساعت 10 تا 12)
@roozegaranui
فصلنامه علمی-تخصصی روزگاران انجمن علمی دانشجویی تاریخ دانشگاه اصفهان، با همکاری خانه نشریات معاونت فرهنگی دانشگاه اصفهان در نظر دارد نسبت به چاپ ویژه نامه ای تحت عنوان "ویژه نامه تاریخ اسلام" اقدام نماید. بدین وسیله از کلیه استادان و پژوهشگران محترم دعوت می نماید تا مقالات خود را در موضوع «تاریخ اسلام» و از جمله محور های زیر:
۱. پژوهش در حوزه تاریخ تشیع
۲. نقد و بررسی تاریخ اقتصادی، تاریخ اجتماعی و تاریخ نظامی در جهان اسلام.
۳. نقد و بررسی نظرات خاورشناسان در حوزه های مطالعات اسلامی، شرق شناسی و جهان اسلام
۴. نقد و معرفی کتب جدیدالتالیف در حوزه تاریخ اسلام
۵. بررسی موضوعات بدیع در حوزه جهان اسلام معاصر
به نشریه ارسال نمایند.
همچنین مجله، ترجمه مقالات غیر فارسی (انگلیسی، فرانسوی و ترکی استانبولی) که جدید و مرتبط با موضوعات فوق باشد را نیز می پذیرد.
مقالات ارسالی نویسندگان می بایست براساس راهنمای تدوین مقالات تنظیم شود تا پس از انجام مراحل ارزیابی منتشر گردد. راهنمای تدوین مقالات از طریق کانال نشریه روزگاران در واتساپ و تلگرام قابل دسترسی است.
آخرین مهلت ارسال مقاله: ۱۵ آبان ماه ۱۴۰۰
اطلاعات نشریه :
🎖صاحب امتیاز: انجمن علمی گروه تاریخ دانشگاه اصفهان
✍️مدیر مسئول: مینا معینی
✍️سردبیر: دکتر مسعود کثیری
✍️مدیر داخلی: محمد رحمانی
آدرس ایمیل جهت ارسال مقاله:
roozegaran.ui1390@yahoo.com
☎️شماره جهت تماس با نشریه: 09132312335 (شنبه و یکشنبه ساعت 10 تا 12)
@roozegaranui