✅جنس ضعیف!!!
📘 کتاب " جنس ضعیف "
✍ نوشته اوریانا فالاچی
📝 ترجمه ویدا مشفق
🔹این کتاب، گزارشی از وضعیت زنان کشورهای مختلف جهان است. داستان نوشتن اين كتاب از تابستانی شروع میشود كه مدير روزنامهای كه اوریانا فالاچی در آن مشغول به كار بود، از او میپرسد:
" حاضری يك سفر به دور دنيا بروی و از چند كشور شرقی درباره وضعيت زنانشان گزارش تهيه كنی؟ "
◀ او كه آماده سفر به مكانهای دور و پرحاشيه بود، موافقت خود را اعلام نمود و در زمستان همان سال سفر دور دنيایاش را از پاكستان شروع كرد. كتاب جنس ضعيف ارتباطی با بيانيههای فمنیسم ندارد و فقط وضعيت گروهی از زنان جهان را كه به عنوان جنس دوم در جامعه خود شناخته میشوند را بررسی میكند.
◀ فالاچی به همراه همکار عکاس خود، سفر خود را از پاکستان آغاز میکند. او به شهرهای مختلف پاکستان میرود و با گروه ها و اقشار مختلف زنان، صحبت میکند. به عقیده او پاکستان سرزمینی است که در آن هیچ ازدواج عاشقانه ای صورت نمیگیرد و حساب و کتاب بر احساسات غلبه دارد. نصف جمعیت چندصد میلیونی پاکستان را زنانی تشکیل میدهند، که با حجاب چادر زندگی میکنند. اکثر آنها بیسوادند، ولی در میان آنها، تعداد کمی زنان روشنفکر و اجتماعی نیز وجود دارند. پاکستان از جمله کشورهایی است که در آن تمام قوانین به نفع مردان است و اکثر زنان در آن بیچون و چرا، تابع این قوانین و رسوم ناعادلانهاند.
◀ فالاچی سپس به همراه همکار عکاسش بعد از پاکستان، به هند میروند، سرزمین معابد و خدایان زیاد با جمعیتی زیاد. فالاچی در هند با زنان صاحب مقام و منصب صحبت میکند، آنها زنان هندی را "پروانه های آهنینی" میدانند که توانستهاند، تغییرات زیادی در فرهنگ و وضعیت زنان هند به وجود آورند. زنان هندی موجودات غمزدهای هستند که به لحاظ ظرافت و فروتنی شبیه زنان هیچ کجای دنیا نیستند. زنانی که هر روز به دلیل فقر و گرسنگی، شاهد مرگ فرزندان شان هستند. یکی از مهمترین اعتقادات زنان هندی، ساری است که لباس سنتی و ملی آنها است. ساری برای آنها نشان پرچم هند است، که آنها کنار گذاشتن آن را خیانت بزرگی به کشور و ملیت خود میدانند. از این رو در تمام عرصه -های زندگی، حتی زمان کار و ورزش نیز همیشه ساری میپوشند. زنان هندی زنان مودب و با وقاری هستند که با وجود آداب و رسوم خاص هند، مثل آزاد بودن، تعدد زوجات برای مردان، همچنان به همسر خود وفادار هستند.
◀ فالاچی قصد داشت در ادامهی سفر به اندونزی برود و گزارشی از مادر سالارهای سوماترا تهیه کند، اما به علت جنگ در آن منطقه، مامور هواپیمایی به او اجازه رفتن را نمیدهد و او به مالزی میرود تا در آنجا به دنبال مادر سالارها بگردد. پس از جستجوی بسیار در اعماق جنگل های کوالالامپور، قبیله ای را پیدا میکند، که در آن قدرت در دست زنان است، زنانی که دارای زمینهای بسیاری هستند و این زمینها را برای فرزندهای دختر خود به ارث می گذارند، اسم خانوادگی مادر، روی بچه ها گذاشته میشود و پدر هیچ اختیاری در مورد بچهها ندارد. زنان کارهای سخت، مثل: هیزم شکنی و کشاورزی را انجام میدهند و مردان به کارهای خانه مشغولند. فالاچی بعد از گفتگو با این قبیله که تنها تعداد کمی از آنها باقی مانده است، به سنگاپور میرود و پس از یک شب اقامت، اندونزی را ترک میکند.
◀ بعد از دیدار با مادرسالارها، فالاچی و همکارش به چین سفر میکنند و ابتدا به دیدن نویسنده "عشق چیز با شکوهی است" که در آمریکا فیلمی از روی داستان این کتاب ساخته شده، میروند. "هان سوین"، نویسنده این کتاب، به رغم این که در چین، پزشک معروفی است، مانند زنان معروف دیگر کشورهای آسیایی از وضعیت بد زنان در چین و نادیده گرفتن حقوق آنها میگوید و معتقد است عوض شدن شرایط یک زن چینی مثل یک معجزه است. عشق در چین نیز واژهای ممنوعه است، همچنین زندگی زن و مرد با هم بدون ازدواج، منفور و مطرود به حساب میآید. در مقابل در چین به ندرت دو نفر از هم طلاق میگیرند. او سپس به ژاپن میپردازد. نویسنده لازمه پی بردن به عمق وجود زن ژاپنی را درک کردن توکیو و اتفاقات رخ داده در آن شهر میداند. به همین دلیل ابتدا به وصف شهر توکیو میپردازد و سپس وضعیت زنانی را بیان میکند که در هر گوشه این شهر شلوغ – مانند مردان- به کارهای مختلف مشغولند. در آخر فالاچی مشاهدات خود را لز جزایر هاوایی شرح میدهد. جزایری که دیگر در آنها به سختی میتوان یک زن اصیل پیدا کرد، چراکه با ورود توریستها به این مناطق و ازدواج آنها با زنان هاوایی، فرزندانی با نژادهای مختلف به وجود آمده است.
✅ کانال کتابهای ممنوعه
@tarbd
👇👇👇
📘 کتاب " جنس ضعیف "
✍ نوشته اوریانا فالاچی
📝 ترجمه ویدا مشفق
🔹این کتاب، گزارشی از وضعیت زنان کشورهای مختلف جهان است. داستان نوشتن اين كتاب از تابستانی شروع میشود كه مدير روزنامهای كه اوریانا فالاچی در آن مشغول به كار بود، از او میپرسد:
" حاضری يك سفر به دور دنيا بروی و از چند كشور شرقی درباره وضعيت زنانشان گزارش تهيه كنی؟ "
◀ او كه آماده سفر به مكانهای دور و پرحاشيه بود، موافقت خود را اعلام نمود و در زمستان همان سال سفر دور دنيایاش را از پاكستان شروع كرد. كتاب جنس ضعيف ارتباطی با بيانيههای فمنیسم ندارد و فقط وضعيت گروهی از زنان جهان را كه به عنوان جنس دوم در جامعه خود شناخته میشوند را بررسی میكند.
◀ فالاچی به همراه همکار عکاس خود، سفر خود را از پاکستان آغاز میکند. او به شهرهای مختلف پاکستان میرود و با گروه ها و اقشار مختلف زنان، صحبت میکند. به عقیده او پاکستان سرزمینی است که در آن هیچ ازدواج عاشقانه ای صورت نمیگیرد و حساب و کتاب بر احساسات غلبه دارد. نصف جمعیت چندصد میلیونی پاکستان را زنانی تشکیل میدهند، که با حجاب چادر زندگی میکنند. اکثر آنها بیسوادند، ولی در میان آنها، تعداد کمی زنان روشنفکر و اجتماعی نیز وجود دارند. پاکستان از جمله کشورهایی است که در آن تمام قوانین به نفع مردان است و اکثر زنان در آن بیچون و چرا، تابع این قوانین و رسوم ناعادلانهاند.
◀ فالاچی سپس به همراه همکار عکاسش بعد از پاکستان، به هند میروند، سرزمین معابد و خدایان زیاد با جمعیتی زیاد. فالاچی در هند با زنان صاحب مقام و منصب صحبت میکند، آنها زنان هندی را "پروانه های آهنینی" میدانند که توانستهاند، تغییرات زیادی در فرهنگ و وضعیت زنان هند به وجود آورند. زنان هندی موجودات غمزدهای هستند که به لحاظ ظرافت و فروتنی شبیه زنان هیچ کجای دنیا نیستند. زنانی که هر روز به دلیل فقر و گرسنگی، شاهد مرگ فرزندان شان هستند. یکی از مهمترین اعتقادات زنان هندی، ساری است که لباس سنتی و ملی آنها است. ساری برای آنها نشان پرچم هند است، که آنها کنار گذاشتن آن را خیانت بزرگی به کشور و ملیت خود میدانند. از این رو در تمام عرصه -های زندگی، حتی زمان کار و ورزش نیز همیشه ساری میپوشند. زنان هندی زنان مودب و با وقاری هستند که با وجود آداب و رسوم خاص هند، مثل آزاد بودن، تعدد زوجات برای مردان، همچنان به همسر خود وفادار هستند.
◀ فالاچی قصد داشت در ادامهی سفر به اندونزی برود و گزارشی از مادر سالارهای سوماترا تهیه کند، اما به علت جنگ در آن منطقه، مامور هواپیمایی به او اجازه رفتن را نمیدهد و او به مالزی میرود تا در آنجا به دنبال مادر سالارها بگردد. پس از جستجوی بسیار در اعماق جنگل های کوالالامپور، قبیله ای را پیدا میکند، که در آن قدرت در دست زنان است، زنانی که دارای زمینهای بسیاری هستند و این زمینها را برای فرزندهای دختر خود به ارث می گذارند، اسم خانوادگی مادر، روی بچه ها گذاشته میشود و پدر هیچ اختیاری در مورد بچهها ندارد. زنان کارهای سخت، مثل: هیزم شکنی و کشاورزی را انجام میدهند و مردان به کارهای خانه مشغولند. فالاچی بعد از گفتگو با این قبیله که تنها تعداد کمی از آنها باقی مانده است، به سنگاپور میرود و پس از یک شب اقامت، اندونزی را ترک میکند.
◀ بعد از دیدار با مادرسالارها، فالاچی و همکارش به چین سفر میکنند و ابتدا به دیدن نویسنده "عشق چیز با شکوهی است" که در آمریکا فیلمی از روی داستان این کتاب ساخته شده، میروند. "هان سوین"، نویسنده این کتاب، به رغم این که در چین، پزشک معروفی است، مانند زنان معروف دیگر کشورهای آسیایی از وضعیت بد زنان در چین و نادیده گرفتن حقوق آنها میگوید و معتقد است عوض شدن شرایط یک زن چینی مثل یک معجزه است. عشق در چین نیز واژهای ممنوعه است، همچنین زندگی زن و مرد با هم بدون ازدواج، منفور و مطرود به حساب میآید. در مقابل در چین به ندرت دو نفر از هم طلاق میگیرند. او سپس به ژاپن میپردازد. نویسنده لازمه پی بردن به عمق وجود زن ژاپنی را درک کردن توکیو و اتفاقات رخ داده در آن شهر میداند. به همین دلیل ابتدا به وصف شهر توکیو میپردازد و سپس وضعیت زنانی را بیان میکند که در هر گوشه این شهر شلوغ – مانند مردان- به کارهای مختلف مشغولند. در آخر فالاچی مشاهدات خود را لز جزایر هاوایی شرح میدهد. جزایری که دیگر در آنها به سختی میتوان یک زن اصیل پیدا کرد، چراکه با ورود توریستها به این مناطق و ازدواج آنها با زنان هاوایی، فرزندانی با نژادهای مختلف به وجود آمده است.
✅ کانال کتابهای ممنوعه
@tarbd
👇👇👇
✅به روز سوم از شهریور بیست سپاه اهرمن از جای جنبید
ایران ایران ایران
ای کشور آریان نامت بجاست و مهرت همیشه در دل ماست
بدبخت تر از خائن تو اهریمنی نیست
خوشبخت تر از سرباز تو شهید تو کیست
در آستانه سالروز اندوهبار دیگری از یورش ددمنشانه اهریمن به ایران. این رویداد ناگوار را به ملت ایران دل آرامی عرض نموده و آمرزش و بهشت آشیانی شهیدان سوم شهریور 1320 و همه شهیدان راه آزادی و سربلندی ایران را از درگاه خداوند بزرگ درخواست دارم.
سروده ناقابل زیر را هم به پیشگاه روان پاک همه شهیدان این یورش شوم و ملت ایران پیشکش می دارم.
پاینده ایران و با آرزوی پیروزی و یگانگی ایرانیان
✍ش. ل
به روز سوم از شهریور بیست سپاه اهرمن از جای جنبید
به ایران خاک مردان یورش آورد
دل مام وطن را درد آورد
هزاران کشت ز مردم بی حیا دیو
که گویی بود خود اولاد چنگیز
دو اهریمن اهورا سرزمین را
بساط یورشی ننگین نمودند
تنی چند خائن و مزدور ز داخل
بر ایشان راه را هموار نمودند
بسی مردان ایران غرقه در خون
به دشمن سخت خود پیکار نمودند
به خون افتاد بایندر و یاران
همه دریا دلان ملک ایران
پلنگ وببر ایران غرقه گشتند
ز تزویر بریتانیای ملعون
ارس را در نوردید روس بی شرم
بکشت هر چه توانست خرس بی رحم
ولیکن ملت ما سخت خروشید
به سنگ و چوب با تانک ها جنگید
درود از ما به فرزندان ایران
شهیدان دلیر راه ایران
جهان باشد سرافراز بر تو ایران
که ایرانی بپوید راه یزدان
پیشکش به روان همه شهدای یورش اهریمن در واقعه ننگین سوم شهریور 1320 و همه شهیدان راه ایران از کیومرث تا به سوشیانت پیروزگر. روانشان شاد و بهشت بهره شان باد.
@tarbd
http://www.iranboom.ir/shekar-shekan/chame/15392-3shahrivar-20-sepah-ahriman-az-jai-jonbid.html
@tarbd
ایران ایران ایران
ای کشور آریان نامت بجاست و مهرت همیشه در دل ماست
بدبخت تر از خائن تو اهریمنی نیست
خوشبخت تر از سرباز تو شهید تو کیست
در آستانه سالروز اندوهبار دیگری از یورش ددمنشانه اهریمن به ایران. این رویداد ناگوار را به ملت ایران دل آرامی عرض نموده و آمرزش و بهشت آشیانی شهیدان سوم شهریور 1320 و همه شهیدان راه آزادی و سربلندی ایران را از درگاه خداوند بزرگ درخواست دارم.
سروده ناقابل زیر را هم به پیشگاه روان پاک همه شهیدان این یورش شوم و ملت ایران پیشکش می دارم.
پاینده ایران و با آرزوی پیروزی و یگانگی ایرانیان
✍ش. ل
به روز سوم از شهریور بیست سپاه اهرمن از جای جنبید
به ایران خاک مردان یورش آورد
دل مام وطن را درد آورد
هزاران کشت ز مردم بی حیا دیو
که گویی بود خود اولاد چنگیز
دو اهریمن اهورا سرزمین را
بساط یورشی ننگین نمودند
تنی چند خائن و مزدور ز داخل
بر ایشان راه را هموار نمودند
بسی مردان ایران غرقه در خون
به دشمن سخت خود پیکار نمودند
به خون افتاد بایندر و یاران
همه دریا دلان ملک ایران
پلنگ وببر ایران غرقه گشتند
ز تزویر بریتانیای ملعون
ارس را در نوردید روس بی شرم
بکشت هر چه توانست خرس بی رحم
ولیکن ملت ما سخت خروشید
به سنگ و چوب با تانک ها جنگید
درود از ما به فرزندان ایران
شهیدان دلیر راه ایران
جهان باشد سرافراز بر تو ایران
که ایرانی بپوید راه یزدان
پیشکش به روان همه شهدای یورش اهریمن در واقعه ننگین سوم شهریور 1320 و همه شهیدان راه ایران از کیومرث تا به سوشیانت پیروزگر. روانشان شاد و بهشت بهره شان باد.
@tarbd
http://www.iranboom.ir/shekar-shekan/chame/15392-3shahrivar-20-sepah-ahriman-az-jai-jonbid.html
@tarbd
www.iranboom.ir
به روز سوم از شهریور بیست سپاه اهرمن از جای جنبید
Forwarded from اتچ بات
💥سوم شهریور: اشغال کشور و درسهای آن...!
✍️علی مرادی مراغه ای
@Ali_Moradi_maragheie
🌾در این مختصر، مقایسه کرده ام عکس العمل متضادِ مردم ایران و مردم فرانسه در قبال اشغال کشورشان توسط قشون بیگانه و فیلمی از هر دو کشور در زیر نوشته آورده ام .
در فرانسه، مردم بهت زده و ناراحت، وقتی قشونِ آلمان هیتلری را مینگرند گریه میکنند و خشمشان از نگاههایشان پیداست اما در ایران مردم در ابراز شادمانی و احساسات به ارتش سرخ بر همدیگر سبقت جسته و عکس استالین را با افتخار بر سینه ها زده و تانکهای اشغالگران را گلباران میکنند!
🌾خانم اتا شایبر نویسنده آمریکایی که در زمان اشغال فرانسه شاهد بوده در کتاب خود صحنههای عجیبی از مردم پاریس در مبارزه با اشغالگران روایت میکند. او مینویسد زمانی که هواپیماهای انگلیسی پاریسِ اشغال شده را بمباران میکردند مردم فرانسه به پناهگاهها خزیده و در این شرایط، حالت دوگانه و متناقضی داشتند؛ یعنی با وجود اینکه از حمله انگلیسیها امکان داشت خودشان نیز کشته شوند اما چون قشون اشغالگر آلمانی نیز در اثر بمبارانِ انگلیسیها، کشته میشدند در نتیجه، خوشحالی میکردند!
«مردم انگار جان میگرفتند و روح می یافتند. گویی متوجه نبودند که چه بسا خودشان زخمی یا کشته شوند؛ بس که از حمله به دشمن خوشحال بودند»
(بنگرید به کتاب:Underground Paris by Etta Schieber. فیلمی نیز با همین عنوان از روی کتاب ساخته شده بکارگردانیGregory Ratoff).
🌾اما زمانی که ایرانیان، تصاویر بزرگ استالین را در صفحه اول مطبوعات خود با افتخار درج میکردند و یا آنرا به سینه زده و زنان بسوی ارتش سرخ گل پرتاب میکردند، برعکس در لهستان، عکسهای هیتلر را پاره کرده و به قیمت جان ۲ زن تمام میشد! و یا چون مردم پاریس، پوسترهای تبلیغاتی آلمان را پاره یا دستکاری میکردند، سربازهای آلمانی، پوسترها را بالاتر از حد معمول نصب میکردند تا خارج از تعدی مردم باشند!
🌾در واقع، میتوان گفت که ژاندارمهای رضاشاهی چنان تسمه از گرده خلق کشیده بودند که در شهرهای آذربایجان و کردستان، ژاندارمها بیشتر از انتقامجویی مردم میترسیدند تا از ارتش اشغالگر سرخ!
آنان بقول خود قاضی محمد«اسلحه خود را با یک دست لباس مندرس معاوضه میکردند تا از منطقه بگریزند!»
(بنگرید به کتاب زیر چاپ اینجانب: انکار و مقاومت...ص193)
🌾چون با سقوط دیکتاتور رضاشاه، آزادیهای سیاسی،تشکیل احزاب، انتشار مطبوعات آزاد و نوشتن و خواندن به زبان مادری شان فرا رسیده و شعرهای و مقالات متعدد میتوان از شاعران و نویسندگان آذربایجانی ذکر کرد که در مدح استالین گفته شده و در مطبوعات درج شده اند!
(برای نمونه: وطن یولوندا، روز چهارشنبه مورخه 28 نوامبر1945، نمره 138.ص4)
در مهاباد، استاد هیمن نیز مثل محمد بی ریا در تبریز در1320ش، ارتش اشغالگر را «فرشته آزادی» و «مژده آور آزادی» نامیده و در خاطراتش مینویسد:
«وقتی هواپیماهای روسی، اوراقی که به زبان کردی نوشته شده بودند، از آسمان پخش میکرد باور کنید از خوشحالی قصد پرواز داشتم...خواب است یا حقیقت؟ ابرقدرتی چون اتحاد شوروی به زبان کردی بیاننامه پخش کند؟...».
(حکومت کردستان: کردها در بازی سیاسی شوروی، نوشته نوشیروان مصطفی امین...ص38.)
و شاعر برجسته دیگر کردی(استاد هژار) مینویسد:
«ارتش سرخ را فرشته رحمت میدانستیم»
( عه بدوره حمان شه ره فکندی، چیشتی مجیور، پاریس، بی نا، 1997.ص66.)
چون سایه ماموران رضاشاه را از سر مردم رفع کرده بود پس «ارتش سرخ مانند ملائکه چشم آبی بودند که درِ زندانها را میگشودند و میگفتند همه آزادید!»
(قاضی محمد و جمهوری در آینه اسناد،بهزاد خوشحال،همدان،1380...ص19 )
در مهاباد، وقتی ابتدا مردم از قشون روسی فرار میکردند فرمانده سپاه روسی اعلام کرد:
«ارتش سرخ برای کمک به شما آمده به آزادی لباس کردی بپوشید، اسلحه بردارید ما در امور شما دخالت نمیکنیم»
(برگ سبز(ئاله کوک)،غنی بلوریان...ص30)
🌾عین السلطنه مینویسد«در شانزده سال قبل، كودتا كرد عرض و ناموس همه را به باد داد امروز پسرش را يادگار گذاشته، كاريكاتورى از رضاشاه ديدم با شكم گنده، انگليس و روس فشار مىدهند از دهانش سند مالكيت، از ماتحتش ليره فرو مىريزد!»
( روزنامه خاطرات عينالسلطنة...ج10ص7880 )
✅در واقع، عدم حمایت مردم از حکومتهای استبدادی در دوره هایی که آن حکومت بواسطه شورشهای محلی یا حملات خارجی به مخاطره می افتاده امری است که به کرات در تاریخ ایران رخ داده است...
در فیلم زیر ابتدا استقبال مردم ایران از ارتش سرخ، سپس نوع برخورد مردم پاریس از قشون اشغالگر آلمان و تنبیه و تراشیدن موی سر زنان فرانسوی که با آلمانیها همکاری کرده اند دیده میشود...
✍️علی مرادی مراغه ای
@Ali_Moradi_maragheie
🌾در این مختصر، مقایسه کرده ام عکس العمل متضادِ مردم ایران و مردم فرانسه در قبال اشغال کشورشان توسط قشون بیگانه و فیلمی از هر دو کشور در زیر نوشته آورده ام .
در فرانسه، مردم بهت زده و ناراحت، وقتی قشونِ آلمان هیتلری را مینگرند گریه میکنند و خشمشان از نگاههایشان پیداست اما در ایران مردم در ابراز شادمانی و احساسات به ارتش سرخ بر همدیگر سبقت جسته و عکس استالین را با افتخار بر سینه ها زده و تانکهای اشغالگران را گلباران میکنند!
🌾خانم اتا شایبر نویسنده آمریکایی که در زمان اشغال فرانسه شاهد بوده در کتاب خود صحنههای عجیبی از مردم پاریس در مبارزه با اشغالگران روایت میکند. او مینویسد زمانی که هواپیماهای انگلیسی پاریسِ اشغال شده را بمباران میکردند مردم فرانسه به پناهگاهها خزیده و در این شرایط، حالت دوگانه و متناقضی داشتند؛ یعنی با وجود اینکه از حمله انگلیسیها امکان داشت خودشان نیز کشته شوند اما چون قشون اشغالگر آلمانی نیز در اثر بمبارانِ انگلیسیها، کشته میشدند در نتیجه، خوشحالی میکردند!
«مردم انگار جان میگرفتند و روح می یافتند. گویی متوجه نبودند که چه بسا خودشان زخمی یا کشته شوند؛ بس که از حمله به دشمن خوشحال بودند»
(بنگرید به کتاب:Underground Paris by Etta Schieber. فیلمی نیز با همین عنوان از روی کتاب ساخته شده بکارگردانیGregory Ratoff).
🌾اما زمانی که ایرانیان، تصاویر بزرگ استالین را در صفحه اول مطبوعات خود با افتخار درج میکردند و یا آنرا به سینه زده و زنان بسوی ارتش سرخ گل پرتاب میکردند، برعکس در لهستان، عکسهای هیتلر را پاره کرده و به قیمت جان ۲ زن تمام میشد! و یا چون مردم پاریس، پوسترهای تبلیغاتی آلمان را پاره یا دستکاری میکردند، سربازهای آلمانی، پوسترها را بالاتر از حد معمول نصب میکردند تا خارج از تعدی مردم باشند!
🌾در واقع، میتوان گفت که ژاندارمهای رضاشاهی چنان تسمه از گرده خلق کشیده بودند که در شهرهای آذربایجان و کردستان، ژاندارمها بیشتر از انتقامجویی مردم میترسیدند تا از ارتش اشغالگر سرخ!
آنان بقول خود قاضی محمد«اسلحه خود را با یک دست لباس مندرس معاوضه میکردند تا از منطقه بگریزند!»
(بنگرید به کتاب زیر چاپ اینجانب: انکار و مقاومت...ص193)
🌾چون با سقوط دیکتاتور رضاشاه، آزادیهای سیاسی،تشکیل احزاب، انتشار مطبوعات آزاد و نوشتن و خواندن به زبان مادری شان فرا رسیده و شعرهای و مقالات متعدد میتوان از شاعران و نویسندگان آذربایجانی ذکر کرد که در مدح استالین گفته شده و در مطبوعات درج شده اند!
(برای نمونه: وطن یولوندا، روز چهارشنبه مورخه 28 نوامبر1945، نمره 138.ص4)
در مهاباد، استاد هیمن نیز مثل محمد بی ریا در تبریز در1320ش، ارتش اشغالگر را «فرشته آزادی» و «مژده آور آزادی» نامیده و در خاطراتش مینویسد:
«وقتی هواپیماهای روسی، اوراقی که به زبان کردی نوشته شده بودند، از آسمان پخش میکرد باور کنید از خوشحالی قصد پرواز داشتم...خواب است یا حقیقت؟ ابرقدرتی چون اتحاد شوروی به زبان کردی بیاننامه پخش کند؟...».
(حکومت کردستان: کردها در بازی سیاسی شوروی، نوشته نوشیروان مصطفی امین...ص38.)
و شاعر برجسته دیگر کردی(استاد هژار) مینویسد:
«ارتش سرخ را فرشته رحمت میدانستیم»
( عه بدوره حمان شه ره فکندی، چیشتی مجیور، پاریس، بی نا، 1997.ص66.)
چون سایه ماموران رضاشاه را از سر مردم رفع کرده بود پس «ارتش سرخ مانند ملائکه چشم آبی بودند که درِ زندانها را میگشودند و میگفتند همه آزادید!»
(قاضی محمد و جمهوری در آینه اسناد،بهزاد خوشحال،همدان،1380...ص19 )
در مهاباد، وقتی ابتدا مردم از قشون روسی فرار میکردند فرمانده سپاه روسی اعلام کرد:
«ارتش سرخ برای کمک به شما آمده به آزادی لباس کردی بپوشید، اسلحه بردارید ما در امور شما دخالت نمیکنیم»
(برگ سبز(ئاله کوک)،غنی بلوریان...ص30)
🌾عین السلطنه مینویسد«در شانزده سال قبل، كودتا كرد عرض و ناموس همه را به باد داد امروز پسرش را يادگار گذاشته، كاريكاتورى از رضاشاه ديدم با شكم گنده، انگليس و روس فشار مىدهند از دهانش سند مالكيت، از ماتحتش ليره فرو مىريزد!»
( روزنامه خاطرات عينالسلطنة...ج10ص7880 )
✅در واقع، عدم حمایت مردم از حکومتهای استبدادی در دوره هایی که آن حکومت بواسطه شورشهای محلی یا حملات خارجی به مخاطره می افتاده امری است که به کرات در تاریخ ایران رخ داده است...
در فیلم زیر ابتدا استقبال مردم ایران از ارتش سرخ، سپس نوع برخورد مردم پاریس از قشون اشغالگر آلمان و تنبیه و تراشیدن موی سر زنان فرانسوی که با آلمانیها همکاری کرده اند دیده میشود...
Telegram
attach 📎
گنبد سلطانیه آثاری گرانبها ایرانی از دوران ایلخانیان
گنبد سلطانیه بی تردید از فاخرترین مثال شناخته شده معماری و هنر دوران تاریخی ایران می باشد. این گنبد با قطر دهانه ای در حدود ۲۵/۵ متر و ارتفاع ۴۸/۵ متر بنایی است ۸ ضلعی که طول هر ضلع آن ۱۷ متر می باشد. این بنا یکی از مهمترین و عظیم ترین بناهای آرامگاهی دوره اسلامی در ایران است که پس از دو بنای معروف در فلورانس ایتالیا و استانبول ترکیه سومین بنای عظیم تاریخی در جهان به شمار می رود. این بنا به شماره ۱۶۶ در تاریخ ۱۳۱۰/۱۰/۱۵ ه.ش در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. همچنین به دلیل ویژگیهای منحصر به
فردش در اجلاس جولای ۲۰۰۵ کمیته میراث جهانی در دوربان آفریقای جنوبی به عنوان هفتمین اثر تاریخی ایران در فهرست میراث جهانی قرار گرفت.
@tarbd
گنبد سلطانیه بی تردید از فاخرترین مثال شناخته شده معماری و هنر دوران تاریخی ایران می باشد. این گنبد با قطر دهانه ای در حدود ۲۵/۵ متر و ارتفاع ۴۸/۵ متر بنایی است ۸ ضلعی که طول هر ضلع آن ۱۷ متر می باشد. این بنا یکی از مهمترین و عظیم ترین بناهای آرامگاهی دوره اسلامی در ایران است که پس از دو بنای معروف در فلورانس ایتالیا و استانبول ترکیه سومین بنای عظیم تاریخی در جهان به شمار می رود. این بنا به شماره ۱۶۶ در تاریخ ۱۳۱۰/۱۰/۱۵ ه.ش در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. همچنین به دلیل ویژگیهای منحصر به
فردش در اجلاس جولای ۲۰۰۵ کمیته میراث جهانی در دوربان آفریقای جنوبی به عنوان هفتمین اثر تاریخی ایران در فهرست میراث جهانی قرار گرفت.
@tarbd
✅ بازخوانی بریدههایی از خاطرات «هاشمی رفسنجانی»
• آقاى «عباس واعظ طبسى»، [توليت آستان قدس رضوی] و فرزندش آمدند. از سفر به لندن و عمل جراحى پایاش راضى است. تحت تأثير نظم و پيشرفت آنها قرار گرفته است.
- ۲۷ مهر ۷۱
• آقای «آذری [قمی]» آمد و درخواست ارز برای معالجهٔ پروستات در لندن داشت. برای آقای «مهدوی [کنی]» هم به خاطر کسالت قلبی، گفته شد در لندن جا رزرو کنند.
- ۱۹ اذر ۶۴
• آقای «دعاگو» آمد. از کیفیت معالجهاش در لندن گفت. سرطان داشته و با شیمیدرمانی معالجه شده. راضی است. موهایش در اثر معالجه ریختهاست. از نتایج معالجه در مدت اقامت، پیشنهاد جلوگیری از اعزام دانشجو به خارج را داشت که ارز آن را صرف تأمین استاد در داخل کنیم.
- ۳۱ خرداد ۶۵
• شب درجلسهٔ شورای مرکزی «[جامعهٔ] روحانیت مبارز» شرکت نمودم. بیشتر صحبتها درباره بد اداره شدن جلسات روحانیت مبارز در دههٔ فجر بود. آقای «مهدوی کنی» که از لندن پس از معالجه برگشته، به خاطر خستگی نیامده بود. میخواستم ایشان را ببینم.
- ۲۹ بهمن ۶۴
• صبحانه را در خدمت آقای «منتظری»، در منزل ایشان صرف کردیم. پس ازخداحافظی به منزل آیتالله «نجفی مرعشی» رفتم. از اسپانیا برگشته بودند. برای معالجه چشم رفته بودند.
- ۸ خرداد ۶۰
• آقای «احمد توکلی» کهقبل از پیروزی انقلاب ممنوع الخروج بوده، برای گرفتن گذرنامه جهت سفر برای معالجه دردمفاصل احتیاج به نامه من به اداره گذرنامه داشت که نوشتم.
- ۱۹ اردیبهشت ۶۰
• شب تلفنى از «احمدآقا» احوالپرسى كردم. از اسپانيا برگشته است. براى معالجهٔ چشم رفته بود. در آنجا همان تشخيص ايران را تأييد كردهاند.
- ۲۷ اسفند ۷۱
• خانم شهید بهشتی به خانهٔ ما آمد و با عفت به دیدن همسرامام رفتند که برای معالجهٔ چشم مدتی به خارج رفته بودند.
- ۱۸ مرداد ۶۱
• ساعت هشت صبح آقای «موسوی اردبيلی» آمدند. عازم سفر به اروپا براي معالجه و چك آپ است. برای تسهيلات ارزی و تذكره [گذرنامه] همراهان و حفاظت كمك خواستند. به دكتر «ولايتی» و «ميرزاده» دستور مقتضی را دادم.
- ۲۹ مرداد ۶۸
• شب، آقای «[علی اکبر] محتشمی»، [سفیر ایران در سوریه] آمد. مدتی در آلمان معالجه کردهاست؛ دست مصنوعی گذاشته و دوبار گوشها را عمل کرده و اکنون نسبتاً سالم است. - ۵ آبان ۶۳
• عصر آقای «[محمد علی] رحمانی» مسئول بسيج آمد. پس از معالجه در خارج برگشته و از معالجه دكترهای داخلی ناراضی است؛ خدا به داد مريضهای معمولی برسد.
- ۲۵ مهر ۶۶
• آقاى «[علي اكبر] آشتيانى»، نمايندهٔ رهبرى در ژاندارمرى آمد. براى معالجهٔ خود در خارج استمداد كرد.
- ۸ دی ۶۹
• در بیمارستان به عیادت آقای «ربانی املشی» رفتم. قرار است فردا، برای معالجه به سوئیس برود.
- ۸ اسفند ۶۳
• آقاى «[عبدالله] نورى»، [وزير كشور]، براى سفر جهت معالجه به آلمان، تلفنى خداحافظى كرد.
- ۲۲ اسفند ۷۱
• «[آشیخ محمد] هاشمیان» که برای معالجهٔ چشم به اسپانیا رفته بود راضی برگشته، درمنزل ما بودند. گفتند که درک مردم اسپانیا نسبت به مسائل انقلاب ایران بهتر شده است.
- ۲۸ مرداد ۶۱
• به ملاقات آیتالله «سید محمدرضا گلپایگانی» رفتم. دیروز از لندن برگشتهاند؛ به احتمال سرطان کیسه صفرا، برای معالجه رفته بودند. ۲۵ روز آنجا بودهاند. ایشان و اطرافیانش با خوشحالی و نشاط از سفر انگلستان و استقبال مسلمانان آنجا تعریف میکردند.
- ۹ خرداد ۶۶
• آقای «[کاظم] خوانساری» سفیرمان در لیبی آمد. پیام آقای «قذافی» را آورد که گفته بود اگر نمیتوانید جنگ را تمام کنید برای ختم آن اقدام کنند. خبر داد که پدرش بیمار قلبی است و خوب است برای معالجه به لندن برود. عضو خبرگان است.
- ۱۸ خرداد ۶۵
- گردآوری از «مسعود شایگان»
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
•• اگر دوستانی مشتاق خواندن دارید، لطفاً شناسهٔ کانال را در اختیارشان قرار دهید:
@andiiishe
@tarbd
• آقاى «عباس واعظ طبسى»، [توليت آستان قدس رضوی] و فرزندش آمدند. از سفر به لندن و عمل جراحى پایاش راضى است. تحت تأثير نظم و پيشرفت آنها قرار گرفته است.
- ۲۷ مهر ۷۱
• آقای «آذری [قمی]» آمد و درخواست ارز برای معالجهٔ پروستات در لندن داشت. برای آقای «مهدوی [کنی]» هم به خاطر کسالت قلبی، گفته شد در لندن جا رزرو کنند.
- ۱۹ اذر ۶۴
• آقای «دعاگو» آمد. از کیفیت معالجهاش در لندن گفت. سرطان داشته و با شیمیدرمانی معالجه شده. راضی است. موهایش در اثر معالجه ریختهاست. از نتایج معالجه در مدت اقامت، پیشنهاد جلوگیری از اعزام دانشجو به خارج را داشت که ارز آن را صرف تأمین استاد در داخل کنیم.
- ۳۱ خرداد ۶۵
• شب درجلسهٔ شورای مرکزی «[جامعهٔ] روحانیت مبارز» شرکت نمودم. بیشتر صحبتها درباره بد اداره شدن جلسات روحانیت مبارز در دههٔ فجر بود. آقای «مهدوی کنی» که از لندن پس از معالجه برگشته، به خاطر خستگی نیامده بود. میخواستم ایشان را ببینم.
- ۲۹ بهمن ۶۴
• صبحانه را در خدمت آقای «منتظری»، در منزل ایشان صرف کردیم. پس ازخداحافظی به منزل آیتالله «نجفی مرعشی» رفتم. از اسپانیا برگشته بودند. برای معالجه چشم رفته بودند.
- ۸ خرداد ۶۰
• آقای «احمد توکلی» کهقبل از پیروزی انقلاب ممنوع الخروج بوده، برای گرفتن گذرنامه جهت سفر برای معالجه دردمفاصل احتیاج به نامه من به اداره گذرنامه داشت که نوشتم.
- ۱۹ اردیبهشت ۶۰
• شب تلفنى از «احمدآقا» احوالپرسى كردم. از اسپانيا برگشته است. براى معالجهٔ چشم رفته بود. در آنجا همان تشخيص ايران را تأييد كردهاند.
- ۲۷ اسفند ۷۱
• خانم شهید بهشتی به خانهٔ ما آمد و با عفت به دیدن همسرامام رفتند که برای معالجهٔ چشم مدتی به خارج رفته بودند.
- ۱۸ مرداد ۶۱
• ساعت هشت صبح آقای «موسوی اردبيلی» آمدند. عازم سفر به اروپا براي معالجه و چك آپ است. برای تسهيلات ارزی و تذكره [گذرنامه] همراهان و حفاظت كمك خواستند. به دكتر «ولايتی» و «ميرزاده» دستور مقتضی را دادم.
- ۲۹ مرداد ۶۸
• شب، آقای «[علی اکبر] محتشمی»، [سفیر ایران در سوریه] آمد. مدتی در آلمان معالجه کردهاست؛ دست مصنوعی گذاشته و دوبار گوشها را عمل کرده و اکنون نسبتاً سالم است. - ۵ آبان ۶۳
• عصر آقای «[محمد علی] رحمانی» مسئول بسيج آمد. پس از معالجه در خارج برگشته و از معالجه دكترهای داخلی ناراضی است؛ خدا به داد مريضهای معمولی برسد.
- ۲۵ مهر ۶۶
• آقاى «[علي اكبر] آشتيانى»، نمايندهٔ رهبرى در ژاندارمرى آمد. براى معالجهٔ خود در خارج استمداد كرد.
- ۸ دی ۶۹
• در بیمارستان به عیادت آقای «ربانی املشی» رفتم. قرار است فردا، برای معالجه به سوئیس برود.
- ۸ اسفند ۶۳
• آقاى «[عبدالله] نورى»، [وزير كشور]، براى سفر جهت معالجه به آلمان، تلفنى خداحافظى كرد.
- ۲۲ اسفند ۷۱
• «[آشیخ محمد] هاشمیان» که برای معالجهٔ چشم به اسپانیا رفته بود راضی برگشته، درمنزل ما بودند. گفتند که درک مردم اسپانیا نسبت به مسائل انقلاب ایران بهتر شده است.
- ۲۸ مرداد ۶۱
• به ملاقات آیتالله «سید محمدرضا گلپایگانی» رفتم. دیروز از لندن برگشتهاند؛ به احتمال سرطان کیسه صفرا، برای معالجه رفته بودند. ۲۵ روز آنجا بودهاند. ایشان و اطرافیانش با خوشحالی و نشاط از سفر انگلستان و استقبال مسلمانان آنجا تعریف میکردند.
- ۹ خرداد ۶۶
• آقای «[کاظم] خوانساری» سفیرمان در لیبی آمد. پیام آقای «قذافی» را آورد که گفته بود اگر نمیتوانید جنگ را تمام کنید برای ختم آن اقدام کنند. خبر داد که پدرش بیمار قلبی است و خوب است برای معالجه به لندن برود. عضو خبرگان است.
- ۱۸ خرداد ۶۵
- گردآوری از «مسعود شایگان»
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
•• اگر دوستانی مشتاق خواندن دارید، لطفاً شناسهٔ کانال را در اختیارشان قرار دهید:
@andiiishe
@tarbd
Forwarded from اصفهان خبر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 قارچ سیاه چیست؟
🔹چرا در دوران کرونا قارچ سیاه زیاد شد؟ باید نگران قارچ سیاه باشیم؟
🔹قارچ سیاه مسری نیست
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
🔹چرا در دوران کرونا قارچ سیاه زیاد شد؟ باید نگران قارچ سیاه باشیم؟
🔹قارچ سیاه مسری نیست
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
✅قهرمانان وطن در مرز ارس/ سالروز هجوم متفقين به خاک ايران
🔹سه قهرمان وطن كه در سوم شهریور ۱۳٢٠، (در جريان جنگ جهانی دوم و علی رغم دستور به عدم مقاومت) در مقابل هجوم ارتش شوروی (متفقین) به خاک ايران ايستادند و ٤٨ ساعت در برابر آنها برروی پل مرزی ارس مقاومت كردند و سرانجام با آتش توپخانه روسها به شهادت رسیدند.
🔹ژاندارم سرجوخه ملک محمدی، سید محمد راثی هاشمی و عبدالله شهریاری
🔹همزمان انگليسی ها هم از جنوب به خاک ايران يورش آوردند كه منجر به شهادت پرسنل نيروی دریایی از جمله شهیدان بايندر (فرمانده وقت نيروی دریایی) نقدی، کهنمویی و میلانیان شد.
🔹بعدها ٤ ناو جنگی ايران به نام اين ٤ شهید نامگذاری شد.
ایران بوم
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹سه قهرمان وطن كه در سوم شهریور ۱۳٢٠، (در جريان جنگ جهانی دوم و علی رغم دستور به عدم مقاومت) در مقابل هجوم ارتش شوروی (متفقین) به خاک ايران ايستادند و ٤٨ ساعت در برابر آنها برروی پل مرزی ارس مقاومت كردند و سرانجام با آتش توپخانه روسها به شهادت رسیدند.
🔹ژاندارم سرجوخه ملک محمدی، سید محمد راثی هاشمی و عبدالله شهریاری
🔹همزمان انگليسی ها هم از جنوب به خاک ايران يورش آوردند كه منجر به شهادت پرسنل نيروی دریایی از جمله شهیدان بايندر (فرمانده وقت نيروی دریایی) نقدی، کهنمویی و میلانیان شد.
🔹بعدها ٤ ناو جنگی ايران به نام اين ٤ شهید نامگذاری شد.
ایران بوم
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
مزار سه قهرمان ملی (شهدای گمنام) در کنار رود ارس که به تنهائی در مقابل ارتش متجاوز روس ها مقاومت کردند.
http://www.iranboom.ir/tarikh/
@tarbd
http://www.iranboom.ir/tarikh/
@tarbd
✅ بچه شیر دره پنجشیر!
✍دکتر نظام بهرامی کمیل
در جنگ ایران و عراق، تحلیلگران تیزبین و حتی برخی مقامات سیاسی جهان عرب به طرفین عراقی و ایرانی گفته بودند؛ «زودتر با هم صلح کنید؛ ابرقدرتها نمیگذارند، این جنگ برندهای داشته باشد.»
نه صدام حسین و نه ایرانیان این پیام را نگرفتند و به هشت سال جنگ فرسایشی ادامه دادند تا پس از تحمیل هزینههای سنگین انسانی و مالی بفهمند حق با همان تحلیلگران بود. جنگ اگر برندهای هم داشت کسی نبود بهجز آمریکا و شوروی و انگلیس و آلمان و اسراییل. بازنده هم ما بودیم و عراقیها و کشورهای همسایه.
وقتی به ترور احمدشاه مسعود آن هم سه ماه پیش از سقوط طالبان نگاه میکنم فقط میتوانم باز شدن راه برای دستنشاندههایی مانند کرزای و غنی را ببینم. همین ترورها در عراق پس از سقوط صدام انجام شد و افراد مستقل ملیگرای دموکرات و آزادیخواه حذف شدند. واقعا چرا باید ترور شاهپور بختیار در قلب فرانسه موفقیتآمیز باشد ولی امثال مریم و مسعود رجوی همیشه در سلامت و آب نمک نگه داشته شوند.
هرچند خیلی زود است و فقط ۴۸ ساعته که فیلمی از انتقال فرزند احمدشاه مسعود از کابل به پنجشیر پخش شده؛ اما کم کم داره مشخص میشه چرا طالبان تشریف آوردند.
همزمان با ورود طالبان به کابل، پریشب فیلمی از سوار شدن پسر احمدشاه مسعود به هلیکوپتر از پایگاه هوایی کابل منتشر شد. راوی با افتخار میگه؛ این پسر را بهخاطر داشته باشید. جوانی ۳۱ ساله که راهنمایی و دبیرستان را در ایران خوانده و میرود به پنجشیر تا....
چند ساعت بعد همه ذوق زده میشویم. از اصلاحطلب و اعتدالی تا سلطنتطلب و سکولار از پسر شاه احمد مسعود، شیر پنجشیر، میگویند و مینویسند.
امیدوارم اشتباه کنم و چاله دیگری برای جان و مال مردم خاور میانه نکنده باشند. امیدوارم سال دیگه چند کشور منطقه پشت طالبان و چند کشور دیگه پشت فرزند شیر پنجشیر آتش جدیدی را در منطقه روشن نکرده باشند.
📌 آنقدر از طالبان نفرت دارم و عاشق آزادی و آبادی افغانستان و مرام احمدشاه مسعود که ناجوانمردانه شهیدش کردند هستم؛ که این تحلیل بدبینانه را بیشتر نمیتوانم ادامه دهم....
@tarbd
✍دکتر نظام بهرامی کمیل
در جنگ ایران و عراق، تحلیلگران تیزبین و حتی برخی مقامات سیاسی جهان عرب به طرفین عراقی و ایرانی گفته بودند؛ «زودتر با هم صلح کنید؛ ابرقدرتها نمیگذارند، این جنگ برندهای داشته باشد.»
نه صدام حسین و نه ایرانیان این پیام را نگرفتند و به هشت سال جنگ فرسایشی ادامه دادند تا پس از تحمیل هزینههای سنگین انسانی و مالی بفهمند حق با همان تحلیلگران بود. جنگ اگر برندهای هم داشت کسی نبود بهجز آمریکا و شوروی و انگلیس و آلمان و اسراییل. بازنده هم ما بودیم و عراقیها و کشورهای همسایه.
وقتی به ترور احمدشاه مسعود آن هم سه ماه پیش از سقوط طالبان نگاه میکنم فقط میتوانم باز شدن راه برای دستنشاندههایی مانند کرزای و غنی را ببینم. همین ترورها در عراق پس از سقوط صدام انجام شد و افراد مستقل ملیگرای دموکرات و آزادیخواه حذف شدند. واقعا چرا باید ترور شاهپور بختیار در قلب فرانسه موفقیتآمیز باشد ولی امثال مریم و مسعود رجوی همیشه در سلامت و آب نمک نگه داشته شوند.
هرچند خیلی زود است و فقط ۴۸ ساعته که فیلمی از انتقال فرزند احمدشاه مسعود از کابل به پنجشیر پخش شده؛ اما کم کم داره مشخص میشه چرا طالبان تشریف آوردند.
همزمان با ورود طالبان به کابل، پریشب فیلمی از سوار شدن پسر احمدشاه مسعود به هلیکوپتر از پایگاه هوایی کابل منتشر شد. راوی با افتخار میگه؛ این پسر را بهخاطر داشته باشید. جوانی ۳۱ ساله که راهنمایی و دبیرستان را در ایران خوانده و میرود به پنجشیر تا....
چند ساعت بعد همه ذوق زده میشویم. از اصلاحطلب و اعتدالی تا سلطنتطلب و سکولار از پسر شاه احمد مسعود، شیر پنجشیر، میگویند و مینویسند.
امیدوارم اشتباه کنم و چاله دیگری برای جان و مال مردم خاور میانه نکنده باشند. امیدوارم سال دیگه چند کشور منطقه پشت طالبان و چند کشور دیگه پشت فرزند شیر پنجشیر آتش جدیدی را در منطقه روشن نکرده باشند.
📌 آنقدر از طالبان نفرت دارم و عاشق آزادی و آبادی افغانستان و مرام احمدشاه مسعود که ناجوانمردانه شهیدش کردند هستم؛ که این تحلیل بدبینانه را بیشتر نمیتوانم ادامه دهم....
@tarbd
Forwarded from سهام نیوز
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅مصیبت مردم افغانستان ریشهای تر از آن است که تصور شود؛ زایمان مادری که فقط ۱۰ سال دارد!
◀️ اینجا بیمارستانی در تهران است، مادر ۱۰ ساله افغان ( بله فقط ۱۰ سال! ) زایمان می کند!
◀️ به چهره کودکانه این مادر نگاه کنید،او خود حالا باید بر شانه های مادرش سر می سایید و محبت مادر را تجربه می کرد.
◀️ کدام گلویی است که از این ظلم و از این مظلومیت، بغض نکند و اشک نریزد؟
@Sahamnewsorg
◀️ اینجا بیمارستانی در تهران است، مادر ۱۰ ساله افغان ( بله فقط ۱۰ سال! ) زایمان می کند!
◀️ به چهره کودکانه این مادر نگاه کنید،او خود حالا باید بر شانه های مادرش سر می سایید و محبت مادر را تجربه می کرد.
◀️ کدام گلویی است که از این ظلم و از این مظلومیت، بغض نکند و اشک نریزد؟
@Sahamnewsorg
✅نمکی+ ایسم= نمکیسم
📌نمکیسم ماندگار در سلولهای ذهن ما
سعید نمکی رفت اما آنچه ارائه کرد کلاس درسی بود کامل از چیزی که حق اوست در تاریخ شفاهی مملکت تا همیشه به نام خودش ثبت شود: نمکیسم.
نمکیسم الگویی است از تلاش همهجانبهی پُر از ابتذال یک نفر برای ماندن بر صندلی به هرشیوهای.
نمکیسم به واقع معجونی کامل بود. از هوچیگری و بلند کردن چندبارهی انگشت اتهام به سوی تمام عالم بگیر تا ارائه آمار و اطلاعات دروغ از الگوبرداری جهان از شیوهی مدیریتش و تقدیر سازمان بهداشت جهانی از اقداماتش در بلندگوهای تبلیغاتی کر کنندهاش که فرصت شنیده شدن پچپچ منتقدین را هم از دیگران میگرفت.
نمکسیم سعید نمکی تلاشی بود مکرر و رندانه به پیوند تمام اقدامات اشتباهش با نمادهای دینی و نظامی تا هر سوالی علمی از عملکردش به نوعی در تعارض با خطوط قرمز محسوب شود و او را که باید پاسخگوی عملکردش باشد از هر سوالی برهاند.
نمکیسم معجونی کامل بود. کلاس درسی از به ابتذال کشاندن مفهوم علم در تمام سطوح. در حافظهی تاریخی ما، نمکیسم او با نامههای مکرر به زمین و زمان، با سرکوب کردن سوال یک هنرپیشه در صدا و سیما، با جمعی کثیر از خبرنویسانی که هر روز صحبتهایش را تکثیر کردند و سوالی از او نپرسیدند، با مقایسهی مضحک خود با ابنسینا، با لابی قدرتمندش که در روزهایی که باید استیضاح میشد برایش تقدیرنامه به ارمغان آورد، با سعی او در اختراع دوبارهی چرخ در عصر ارتباطات و با بیاعتنایی دردناکش به مفهوم انسانی جان و تنزل آن به عدد، در یادمان میماند.
نمکیسم معجونی کامل بود. نمادی از تلاش همهجانبه و با تمامی ابزارها برای حفظ صندلی. نمادی از هدف وسیلهرا توجیه میکند در عصر حاضر. حق اوست که نمکیسم را فراموش نکنیم و حق ماست که بهیاد داشته باشیم که او با جان انسانها چهکرد.
✍دکتر امید رضائی
فوق تخصص هماتولوژی و انکولوژی
@tarbd
📌نمکیسم ماندگار در سلولهای ذهن ما
سعید نمکی رفت اما آنچه ارائه کرد کلاس درسی بود کامل از چیزی که حق اوست در تاریخ شفاهی مملکت تا همیشه به نام خودش ثبت شود: نمکیسم.
نمکیسم الگویی است از تلاش همهجانبهی پُر از ابتذال یک نفر برای ماندن بر صندلی به هرشیوهای.
نمکیسم به واقع معجونی کامل بود. از هوچیگری و بلند کردن چندبارهی انگشت اتهام به سوی تمام عالم بگیر تا ارائه آمار و اطلاعات دروغ از الگوبرداری جهان از شیوهی مدیریتش و تقدیر سازمان بهداشت جهانی از اقداماتش در بلندگوهای تبلیغاتی کر کنندهاش که فرصت شنیده شدن پچپچ منتقدین را هم از دیگران میگرفت.
نمکسیم سعید نمکی تلاشی بود مکرر و رندانه به پیوند تمام اقدامات اشتباهش با نمادهای دینی و نظامی تا هر سوالی علمی از عملکردش به نوعی در تعارض با خطوط قرمز محسوب شود و او را که باید پاسخگوی عملکردش باشد از هر سوالی برهاند.
نمکیسم معجونی کامل بود. کلاس درسی از به ابتذال کشاندن مفهوم علم در تمام سطوح. در حافظهی تاریخی ما، نمکیسم او با نامههای مکرر به زمین و زمان، با سرکوب کردن سوال یک هنرپیشه در صدا و سیما، با جمعی کثیر از خبرنویسانی که هر روز صحبتهایش را تکثیر کردند و سوالی از او نپرسیدند، با مقایسهی مضحک خود با ابنسینا، با لابی قدرتمندش که در روزهایی که باید استیضاح میشد برایش تقدیرنامه به ارمغان آورد، با سعی او در اختراع دوبارهی چرخ در عصر ارتباطات و با بیاعتنایی دردناکش به مفهوم انسانی جان و تنزل آن به عدد، در یادمان میماند.
نمکیسم معجونی کامل بود. نمادی از تلاش همهجانبه و با تمامی ابزارها برای حفظ صندلی. نمادی از هدف وسیلهرا توجیه میکند در عصر حاضر. حق اوست که نمکیسم را فراموش نکنیم و حق ماست که بهیاد داشته باشیم که او با جان انسانها چهکرد.
✍دکتر امید رضائی
فوق تخصص هماتولوژی و انکولوژی
@tarbd
🌍 جاذبههای توریستی شیراز
🌍 اماکن تاریخی ؛ تفریحی و زیارتی
🌍 همراه با تصاویر زیبا و چشم نواز
http://www.118safar.com/fa/news/5109/%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D9%85%D8%A7%DA%A9%D9%86-%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DB%8C-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%B9%DA%A9%D8%B3
📚📚📚
@tarbd
🌍 اماکن تاریخی ؛ تفریحی و زیارتی
🌍 همراه با تصاویر زیبا و چشم نواز
http://www.118safar.com/fa/news/5109/%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D9%85%D8%A7%DA%A9%D9%86-%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DB%8C-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%B9%DA%A9%D8%B3
📚📚📚
@tarbd
118Safar
آشنایی با اماکن زیارتی شیراز + عکس
شیراز یکی از شهرهای تاریخی و مذهبی ایران به شمار می آید که مهد فرهنگ و هنر در دوره های گذشته بوده است. مکان های زیارتی و گردشگری متعددی در این شهر وجود دارند که سالانه موجب جذب و بازدید گردشگران زیادی از اقصی نقاط جهان می شوند.
🌎 فوکویاما: فرار از افغانستان، پایان هژمونی آمریکاست
✍ پروفسور فرانسیس فوکویاما
🔹رئیس گروه توسعهٔ اقتصادی بینالمللی دانشگاه جانز هاپکینز
🔹منبع:اکونومیست
🔹ترجمه:علی آزادی
این هفته تصاویر هولناک افغانهای مأیوس که سعی داشتند پس از سقوط دولت مورد حمایت ایالات متحده از کابل خارج شوند، به موازات رویگردانی آمریکا از جهان، نقطه عطفی بزرگ در تاریخ جهان ایجاد کرد. حقیقت امر این است که پایان دوران آمریکا خیلی زودتر فرا رسیده بود. ریشههای دیرپای ضعف و افول آمریکا بیشتر داخلی هستند تا بین المللی. این کشور سالها یک قدرت بزرگ باقی خواهد ماند، اما میزان تأثیرگذاری آن بستگی به توانایی آن در رفع مشکلات داخلی دارد و نه سیاست خارجی آن.
دوره اوج هژمونی آمریکا کمتر از 20 سال از سقوط دیوار برلین در سال 1989 تا بحران مالی در سال 2009-2007 ادامه داشت. این کشور در آن زمان در بسیاری از حوزه های قدرت -نظامی ، اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی - غالب بود. اوج کبر و غرور آمریکایی حمله به عراق در سال 2003 بود ، زمانی که امیدوار بود بتواند نه تنها افغانستان (با حمله دو سال قبل) و عراق ، بلکه کل خاورمیانه را بازآفرینی کند.
📌این کشور تأثیر قدرت نظامی برای ایجاد تغییرات اساسی سیاسی را بیش از حد ارزیابی کرد، حتی در حالی که تأثیر مدل اقتصادی بازار آزاد خود بر منابع مالی جهانی را کمتر تخمین زده بود. آمریکا این دهه با سربازانی درگیر دو جنگ داخلی و یک بحران مالی بین المللی که بر نابرابری های عظیمی که جهانی شدن به رهبری آمریکا به ارمغان آورده بود، پایان یافت.میزان تک قطبی بودن در این دوره در تاریخ نسبتاً نادر بوده است و از آن زمان جهان در حال بازگشت به حالت عادی چند قطبی است و چین، روسیه، هند، اروپا و دیگر مراکز نسبت به آمریکا قدرت یافته اند. تأثیر نهایی افغانستان بر ژئوپلیتیک کلی احتمالاً اندک خواهد بود. آمریکا با عقب نشینی از ویتنام در سال 1975 از شکست تحقیر آمیز جان سالم به در برد ، اما به سرعت تسلط خود را در عرض بیش از یک دهه به دست آورد و امروز با ویتنام همکاری می کند تا توسعه طلبی چین را مهار کند. آمریکا هنوز دارای مزایای اقتصادی و فرهنگی بسیاری است که تعداد کمی از کشورهای دیگر می توانند با آن برابری کنند.
📌 چالش بسیار بزرگتر برای جایگاه جهانی آمریکا، داخلی است: جامعه آمریکا عمیقاً دوقطبی است و تقریباً نمی توان در مورد هیچ چیزی اجماع یافت. این دوقطبی شدن بر سر موضوعات رایج سیاسی مانند مالیات و سقط جنین آغاز شده، اما از آن به بعد به نزاع تلخی بر سر هویت فرهنگی تبدیل شده است. تقاضای به رسمیت شناختن گروه هایی که احساس می کنند توسط نخبگان به حاشیه رفته اند چیزی بود که من 30 سال پیش آن را پاشنه آشیل دموکراسی مدرن می دانستم. به طور معمول، یک تهدید بزرگ خارجی مانند همهگیری جهانی باید فرصتی باشد تا شهروندان حول یک واکنش مشترک گرد هم آیند. اما بحران کووید -19 بیشتر به تشدید شکاف آمریکا دامن زد، زیرا فاصله گذاری اجتماعی ، استفاده از ماسک و در حال حاضر واکسیناسیون نه به عنوان اقدامات بهداشت عمومی بلکه به عنوان نشانگرهای سیاسی تلقی می شوند.
📌 این تضادهای نزاعآمیز در همه جنبه های زندگی گسترش یافته است، از ورزش گرفته تا مارک های محصولات مصرفی که آمریکاییهای قرمز و آبی خریداری می کنند. هویت مدنی که به آمریکا به عنوان یک دموکراسی چند نژادی در دوران پس از حقوق مدنی افتخار می کرد در سال 1619 با روایت های متخاصم جایگزین شد و در سال 1776 وقتی بود که این کشور یا حامی برده داری است یا مبارز راه آزادی. این درگیری به واقعیت های جداگانه ای میرسد که هر طرف معتقد است درستی طرف خود را به وضوح می بیند، واقعیت هایی که در آنها انتخابات نوامبر 2020 یا یکی از عادلانه ترینها در تاریخ آمریکا بوده یا در غیر این صورت وقوع یک تقلب گسترده منجر به ریاست جمهوری نامشروع شده است.در طول جنگ سرد و در اوایل دهه 2000 ، اجماع قوی نخبگان در آمریکا به نفع حفظ موقعیت رهبری در سیاست جهانی وجود داشت. جنگ های سنگین و به ظاهر بی پایان در افغانستان و عراق بسیاری از آمریکایی ها را نه تنها در مناطق دشوار مانند خاورمیانه، بلکه به طور بین المللی درگیرکرد.
📌 قطببندی مستقیماً بر سیاست خارجی تأثیر گذاشته است. در سالهای اوباما ، جمهوریخواهان موضع سختی داشتند و دموکرات ها را به دلیل کمکاری "بازنشانی" قدرت روسیه و ادعای ساده لوحانه در مورد رئیس جمهور پوتین مورد انتقاد قرار دادند. رئیس جمهور سابق ترامپ با پذیرش آشکار آقای پوتین بازی را تغییر داد و امروزه تقریبا نیمی از جمهوریخواهان معتقدند که دموکرات ها تهدیدی بزرگتر از روسیه را متوجه شیوه زندگی آمریکایی می کنند. قطب بندی در حال حاضر به نفوذ جهانی آمریکا آسیب... 👇
@tarbd
👇لینک متن کامل👇
america.blog.ir/post/613
✍ پروفسور فرانسیس فوکویاما
🔹رئیس گروه توسعهٔ اقتصادی بینالمللی دانشگاه جانز هاپکینز
🔹منبع:اکونومیست
🔹ترجمه:علی آزادی
این هفته تصاویر هولناک افغانهای مأیوس که سعی داشتند پس از سقوط دولت مورد حمایت ایالات متحده از کابل خارج شوند، به موازات رویگردانی آمریکا از جهان، نقطه عطفی بزرگ در تاریخ جهان ایجاد کرد. حقیقت امر این است که پایان دوران آمریکا خیلی زودتر فرا رسیده بود. ریشههای دیرپای ضعف و افول آمریکا بیشتر داخلی هستند تا بین المللی. این کشور سالها یک قدرت بزرگ باقی خواهد ماند، اما میزان تأثیرگذاری آن بستگی به توانایی آن در رفع مشکلات داخلی دارد و نه سیاست خارجی آن.
دوره اوج هژمونی آمریکا کمتر از 20 سال از سقوط دیوار برلین در سال 1989 تا بحران مالی در سال 2009-2007 ادامه داشت. این کشور در آن زمان در بسیاری از حوزه های قدرت -نظامی ، اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی - غالب بود. اوج کبر و غرور آمریکایی حمله به عراق در سال 2003 بود ، زمانی که امیدوار بود بتواند نه تنها افغانستان (با حمله دو سال قبل) و عراق ، بلکه کل خاورمیانه را بازآفرینی کند.
📌این کشور تأثیر قدرت نظامی برای ایجاد تغییرات اساسی سیاسی را بیش از حد ارزیابی کرد، حتی در حالی که تأثیر مدل اقتصادی بازار آزاد خود بر منابع مالی جهانی را کمتر تخمین زده بود. آمریکا این دهه با سربازانی درگیر دو جنگ داخلی و یک بحران مالی بین المللی که بر نابرابری های عظیمی که جهانی شدن به رهبری آمریکا به ارمغان آورده بود، پایان یافت.میزان تک قطبی بودن در این دوره در تاریخ نسبتاً نادر بوده است و از آن زمان جهان در حال بازگشت به حالت عادی چند قطبی است و چین، روسیه، هند، اروپا و دیگر مراکز نسبت به آمریکا قدرت یافته اند. تأثیر نهایی افغانستان بر ژئوپلیتیک کلی احتمالاً اندک خواهد بود. آمریکا با عقب نشینی از ویتنام در سال 1975 از شکست تحقیر آمیز جان سالم به در برد ، اما به سرعت تسلط خود را در عرض بیش از یک دهه به دست آورد و امروز با ویتنام همکاری می کند تا توسعه طلبی چین را مهار کند. آمریکا هنوز دارای مزایای اقتصادی و فرهنگی بسیاری است که تعداد کمی از کشورهای دیگر می توانند با آن برابری کنند.
📌 چالش بسیار بزرگتر برای جایگاه جهانی آمریکا، داخلی است: جامعه آمریکا عمیقاً دوقطبی است و تقریباً نمی توان در مورد هیچ چیزی اجماع یافت. این دوقطبی شدن بر سر موضوعات رایج سیاسی مانند مالیات و سقط جنین آغاز شده، اما از آن به بعد به نزاع تلخی بر سر هویت فرهنگی تبدیل شده است. تقاضای به رسمیت شناختن گروه هایی که احساس می کنند توسط نخبگان به حاشیه رفته اند چیزی بود که من 30 سال پیش آن را پاشنه آشیل دموکراسی مدرن می دانستم. به طور معمول، یک تهدید بزرگ خارجی مانند همهگیری جهانی باید فرصتی باشد تا شهروندان حول یک واکنش مشترک گرد هم آیند. اما بحران کووید -19 بیشتر به تشدید شکاف آمریکا دامن زد، زیرا فاصله گذاری اجتماعی ، استفاده از ماسک و در حال حاضر واکسیناسیون نه به عنوان اقدامات بهداشت عمومی بلکه به عنوان نشانگرهای سیاسی تلقی می شوند.
📌 این تضادهای نزاعآمیز در همه جنبه های زندگی گسترش یافته است، از ورزش گرفته تا مارک های محصولات مصرفی که آمریکاییهای قرمز و آبی خریداری می کنند. هویت مدنی که به آمریکا به عنوان یک دموکراسی چند نژادی در دوران پس از حقوق مدنی افتخار می کرد در سال 1619 با روایت های متخاصم جایگزین شد و در سال 1776 وقتی بود که این کشور یا حامی برده داری است یا مبارز راه آزادی. این درگیری به واقعیت های جداگانه ای میرسد که هر طرف معتقد است درستی طرف خود را به وضوح می بیند، واقعیت هایی که در آنها انتخابات نوامبر 2020 یا یکی از عادلانه ترینها در تاریخ آمریکا بوده یا در غیر این صورت وقوع یک تقلب گسترده منجر به ریاست جمهوری نامشروع شده است.در طول جنگ سرد و در اوایل دهه 2000 ، اجماع قوی نخبگان در آمریکا به نفع حفظ موقعیت رهبری در سیاست جهانی وجود داشت. جنگ های سنگین و به ظاهر بی پایان در افغانستان و عراق بسیاری از آمریکایی ها را نه تنها در مناطق دشوار مانند خاورمیانه، بلکه به طور بین المللی درگیرکرد.
📌 قطببندی مستقیماً بر سیاست خارجی تأثیر گذاشته است. در سالهای اوباما ، جمهوریخواهان موضع سختی داشتند و دموکرات ها را به دلیل کمکاری "بازنشانی" قدرت روسیه و ادعای ساده لوحانه در مورد رئیس جمهور پوتین مورد انتقاد قرار دادند. رئیس جمهور سابق ترامپ با پذیرش آشکار آقای پوتین بازی را تغییر داد و امروزه تقریبا نیمی از جمهوریخواهان معتقدند که دموکرات ها تهدیدی بزرگتر از روسیه را متوجه شیوه زندگی آمریکایی می کنند. قطب بندی در حال حاضر به نفوذ جهانی آمریکا آسیب... 👇
@tarbd
👇لینک متن کامل👇
america.blog.ir/post/613
america.blog.ir
فوکویاما: فرار از افغانستان پایان هژمونی امریکاست
پروفسور فرانسیس فوکویاما
✅ چرا انقلاب ها ناکام می مانند؟!
✍ مهران صولتی
☘️ محمد رضا حکیمی نماینده مکتب تفکیک که اسلام را در خوانشی انقلابی و عدالت خواه می پسندید درگذشت. زندگی به غایت ساده و بی آلایش او نیز نشان می داد که به آن چه می گفته، پایبند بوده است. اما حکیمی انقلاب ۵۷ را از حیث دستیابی به اهداف اش ناکام می دانست. او در نامه ای به تاریخ ۱۱ اسفند ۱۳۷۲ نوشته است:
"انقلاب ما هنوز تا یک " انقلاب واقعی" فاصله ای بسیار دارد. و آنچه مایه تاسف عمیق است این است که هر روز که می آید این فاصله نه تنها کمتر نمی شود،بلکه بیشتر نیز می شود، و شکاف های قارونی در زندگی ها همواره عمیق تر و عمیق تر می گردد. در این حرکت که در ایران واقع شد، کارهایی می بایست بشود و نشد، و کارهایی نمی بایست بشود و شد. و عمده ناکامی انقلاب از همین جاست. به نظرم می بایست سرمایه داران در حاکمیت نفوذ نمی کردند که کردند، و می بایست روحانیت به کارهای اجرایی نمی پرداخت که پرداخت. نتیجه موضوع نخست، محو زمینه های حرکت به سوی عدالت و ساختن جامعه قرآنی شد برای همیشه و نتیجه موضوع دوم، ضعف مدیریت و قابلیت هر چه بیشتر نفوذ پذیری شد، به صورتی غیر قابل جبران؛ و می نگریم که ضعف مدیریت چگونه بیداد می کند، و امیدی به سامان یابی نابسامانی های گوناگون بر جای نمی گذارد"( کتاب قصد و عدم وقوع، ص ۲۹۶)
🔸 نگاه حکیمی به پدیده انقلاب فاقد بنیان جامعه شناختی و عمدتا اراده گرایانه است. تصویری از یک پروژه که الزاما موظف است بایدهایی را محقق نماید و نبایدهایی را مانع شود. ولی واقعیت این است که انقلاب ها از مادر زمان زاییده می شوند و از آن پس حیات مستقلی را در پیش می گیرند. موجوداتی که عمدتا تربیت ناپذیر و غیر قابل پیش بینی بوده و به اهدافی خلاف نیت بنیان گذاران خود می انجامند. از همین رو گزاف نیست اگر از ناکامی انقلاب ها سخن به میان آورده شود حداقل به دلایل زیر:
📌 انقلاب ها با بسیج سیاسی و تحرکات توده ای ساختارها را فرو می ریزند و ارزش ها را دگرگون می کنند. روشن است که پس از پیروزی، ایجاد بنای نوین انقلاب با هنجارهای جدید نمی تواند کاملا پیش بینی پذیر و قابل محاسبه باشد!
📌 انقلاب ها با آزاد کردن انرژی نهفته در جامعه به آزادی شگرف نیروهای اجتماعی از اقشار و صنوف مختلف می انجامند. بدیهی است سامان بخشیدن به این نیروها در ساختار پسا انقلابی نمی تواند لزوما آرام و مسالمت آمیز باشد!
📌 انقلاب ها توازن قوای موجود را بر هم می ریزند و تناسب قوای دیگری را جایگزین می کنند. این چنین است که مثلا روحانیون جایگزین روشنفکران شده و مسیر انقلاب را دگرگون می سازند. تفاوت دیدگاه شریعتی و جزنی درباره آینده ایران پسا انقلابی این جا مشخص می شود👇
https://t.me/solati_mehran/1665
📌 انقلاب ها پس از فاصله گیری از آرمان ها و عاملیت های نخستین به واقعیت های ساختاری موجود باز می گردند. این چنین است که وجود دولت نفتی و اقتصاد رانتی در دوران پیش و پس از انقلاب، یکسان به تداوم دولت غیر پاسخگو می انجامد!
@tarbd
✍ مهران صولتی
☘️ محمد رضا حکیمی نماینده مکتب تفکیک که اسلام را در خوانشی انقلابی و عدالت خواه می پسندید درگذشت. زندگی به غایت ساده و بی آلایش او نیز نشان می داد که به آن چه می گفته، پایبند بوده است. اما حکیمی انقلاب ۵۷ را از حیث دستیابی به اهداف اش ناکام می دانست. او در نامه ای به تاریخ ۱۱ اسفند ۱۳۷۲ نوشته است:
"انقلاب ما هنوز تا یک " انقلاب واقعی" فاصله ای بسیار دارد. و آنچه مایه تاسف عمیق است این است که هر روز که می آید این فاصله نه تنها کمتر نمی شود،بلکه بیشتر نیز می شود، و شکاف های قارونی در زندگی ها همواره عمیق تر و عمیق تر می گردد. در این حرکت که در ایران واقع شد، کارهایی می بایست بشود و نشد، و کارهایی نمی بایست بشود و شد. و عمده ناکامی انقلاب از همین جاست. به نظرم می بایست سرمایه داران در حاکمیت نفوذ نمی کردند که کردند، و می بایست روحانیت به کارهای اجرایی نمی پرداخت که پرداخت. نتیجه موضوع نخست، محو زمینه های حرکت به سوی عدالت و ساختن جامعه قرآنی شد برای همیشه و نتیجه موضوع دوم، ضعف مدیریت و قابلیت هر چه بیشتر نفوذ پذیری شد، به صورتی غیر قابل جبران؛ و می نگریم که ضعف مدیریت چگونه بیداد می کند، و امیدی به سامان یابی نابسامانی های گوناگون بر جای نمی گذارد"( کتاب قصد و عدم وقوع، ص ۲۹۶)
🔸 نگاه حکیمی به پدیده انقلاب فاقد بنیان جامعه شناختی و عمدتا اراده گرایانه است. تصویری از یک پروژه که الزاما موظف است بایدهایی را محقق نماید و نبایدهایی را مانع شود. ولی واقعیت این است که انقلاب ها از مادر زمان زاییده می شوند و از آن پس حیات مستقلی را در پیش می گیرند. موجوداتی که عمدتا تربیت ناپذیر و غیر قابل پیش بینی بوده و به اهدافی خلاف نیت بنیان گذاران خود می انجامند. از همین رو گزاف نیست اگر از ناکامی انقلاب ها سخن به میان آورده شود حداقل به دلایل زیر:
📌 انقلاب ها با بسیج سیاسی و تحرکات توده ای ساختارها را فرو می ریزند و ارزش ها را دگرگون می کنند. روشن است که پس از پیروزی، ایجاد بنای نوین انقلاب با هنجارهای جدید نمی تواند کاملا پیش بینی پذیر و قابل محاسبه باشد!
📌 انقلاب ها با آزاد کردن انرژی نهفته در جامعه به آزادی شگرف نیروهای اجتماعی از اقشار و صنوف مختلف می انجامند. بدیهی است سامان بخشیدن به این نیروها در ساختار پسا انقلابی نمی تواند لزوما آرام و مسالمت آمیز باشد!
📌 انقلاب ها توازن قوای موجود را بر هم می ریزند و تناسب قوای دیگری را جایگزین می کنند. این چنین است که مثلا روحانیون جایگزین روشنفکران شده و مسیر انقلاب را دگرگون می سازند. تفاوت دیدگاه شریعتی و جزنی درباره آینده ایران پسا انقلابی این جا مشخص می شود👇
https://t.me/solati_mehran/1665
📌 انقلاب ها پس از فاصله گیری از آرمان ها و عاملیت های نخستین به واقعیت های ساختاری موجود باز می گردند. این چنین است که وجود دولت نفتی و اقتصاد رانتی در دوران پیش و پس از انقلاب، یکسان به تداوم دولت غیر پاسخگو می انجامد!
@tarbd
Telegram
مهران صولتی
🔹 شریعتی یا جزنی؛ کدام یک آینده ایران را دقیق تر پیش بینی کردند؟
مهران صولتی در این سخنرانی کوتاه به مقایسه روایت های علی شریعتی و بیژن جزنی از پیش بینی آینده ایران پس از انقلاب می پردازد.
کافه ویرگول
سوم تیر ۱۴۰۰
@solati_mehran
#شریعتی
#جزنی
مهران صولتی در این سخنرانی کوتاه به مقایسه روایت های علی شریعتی و بیژن جزنی از پیش بینی آینده ایران پس از انقلاب می پردازد.
کافه ویرگول
سوم تیر ۱۴۰۰
@solati_mehran
#شریعتی
#جزنی
Forwarded from اصفهان خبر
خبرنگار NHK ژاپن:
🔸تزریق واکسن مدرنا در ژاپن متوقف نشده
🔸فقط ۳۹ شیشه حاوی ذرات خارجی بوده که احتمالا ذرات ریز پلاستیکی مربوط به درب ویالها میباشند
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
🔸تزریق واکسن مدرنا در ژاپن متوقف نشده
🔸فقط ۳۹ شیشه حاوی ذرات خارجی بوده که احتمالا ذرات ریز پلاستیکی مربوط به درب ویالها میباشند
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf