Forwarded from کانال مطالعه و مطالبه ی قانون
با توجه به گزینه معرفی شده برای وزارت آموزش پرورش، آیا آقای حسین باغلگی را گزینه مناسبی برای آ.پ میدانید؟
Anonymous Poll
11%
موافق هستم
89%
مخالف هستم
Forwarded from سهام نیوز
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅نظر ترامپ در مورد اشرف غنی: هیچوقت از اشرف غنی خوشم نمیآمد، او یک فاسد تمام عیار است. از تعقیب جان به در برد، همه وقتش را به عیش و نوش با سناتورهای ما می گذراند و سناتورهای من در جیبش بودند
@Sahamnewsorg
@Sahamnewsorg
✅"احمدمسعود"نماد مقاومت در برابر طالبان است؟
📌سناریوی غرب برای آینده افغانستان
✍️فاطمه سیدافقهی
فرزند احمدشاه مسعود امروز به عنوان نماد مقاومت جدید در برابر طالبان مطرح است و این موضوع با حمایت غربیها هم همراه شده که میتواند قابل تامل باشد.
متعاقب تصرف و تسلط طالبان بر افغانستان و فرار رهبران و مقامات سابق دولت کابل به کشورهای خارجی، وضعیت در کشور ظاهرا آرام است که این میتواند به مثابه آرامش قبل از طوفان باشد.
طالبان پس از تسلط کامل بر پایتخت و دستگاه های دولتی از جمله ارگ ریاست جمهوری و صدا و سیمای آن کشور و البته به دست گرفتن امنیت افغانستان و به ویژه کابل، در پی ایجاد فضای آرام حتی ظاهری است.
به نظر می آید آنها به دنبال ایجاد مقبولیت مردمی هستند تا روزها و شاید ماههای ابتدایی حکومت خود را با پشتوانه مردمی و البته حمایت های خارجی آغاز کنند و به اصطلاح میخ خود را محکم بکوبند.
در این میان تنها یک ولایت از ۳۴ ولایت کشور افغانستان هنوز به دست نیروهای طالبان فتح نشده است و آن پنچشیر است.
این ولایت برای مردم افغان یادآور روزهای مقاومت و دلاوریهای فرماندهی شجاع به نام احمد شاه مسعود در برابر نیروهای بیگانه است که اجازه نداد پنجشیر تحت کنترل متجاوزین خارجی قرار بگیرد.
امروز هم خبرها و گزارش های منتشر شده از ولایت پنجشیر که کماکان خارج از تسلط طالبان به سر می برد، نشان میدهد که "احمد مسعود" فرزند احمدشاه مسعود که تحصیل کرده کالج سلطنتی کینگز لندن هم هست، به عنوان نماد مقاومت جدید در برابر طالبان مطرح شده است.
نکته قابل تامل در این خصوص آن است که غربیها از این موضوع استقبال کرده اند و در برخی شبکههای فارسی زبان خارجی هم این موضوع با رویکردی مثبت مورد ارزیابی آنها قرار گرفته است.
باتوجه به موضوعات بیان شده، به نظر می آید که آینده افغانستان میتواند دستخوش تحولات دیگری باشد که طراحی آن در اتاق های فکر غربی انجام شده است و یکی از بازیگران این سناریو هم میتواند احمد مسعود باشد.
به عنوان جمع بندی این موضوع میتوانم به این نکته اشاره کنم که از جمله طرحهای قابل پیش بینی برای افغانستان میتواند یکی تجزیه آن کشور و دیگری لشکرکشی مجدد غرب به افغانستان و کنار زدن دوباره طالبان به منظور روی کار آمدن دولتی جدید و البته غرب گرا در آن کشور باشد، اما به هرحال باید منتظر ماند و دید که سیر تحولات چگونه در این کشور دنبال می شود.
@tarbd
📌سناریوی غرب برای آینده افغانستان
✍️فاطمه سیدافقهی
فرزند احمدشاه مسعود امروز به عنوان نماد مقاومت جدید در برابر طالبان مطرح است و این موضوع با حمایت غربیها هم همراه شده که میتواند قابل تامل باشد.
متعاقب تصرف و تسلط طالبان بر افغانستان و فرار رهبران و مقامات سابق دولت کابل به کشورهای خارجی، وضعیت در کشور ظاهرا آرام است که این میتواند به مثابه آرامش قبل از طوفان باشد.
طالبان پس از تسلط کامل بر پایتخت و دستگاه های دولتی از جمله ارگ ریاست جمهوری و صدا و سیمای آن کشور و البته به دست گرفتن امنیت افغانستان و به ویژه کابل، در پی ایجاد فضای آرام حتی ظاهری است.
به نظر می آید آنها به دنبال ایجاد مقبولیت مردمی هستند تا روزها و شاید ماههای ابتدایی حکومت خود را با پشتوانه مردمی و البته حمایت های خارجی آغاز کنند و به اصطلاح میخ خود را محکم بکوبند.
در این میان تنها یک ولایت از ۳۴ ولایت کشور افغانستان هنوز به دست نیروهای طالبان فتح نشده است و آن پنچشیر است.
این ولایت برای مردم افغان یادآور روزهای مقاومت و دلاوریهای فرماندهی شجاع به نام احمد شاه مسعود در برابر نیروهای بیگانه است که اجازه نداد پنجشیر تحت کنترل متجاوزین خارجی قرار بگیرد.
امروز هم خبرها و گزارش های منتشر شده از ولایت پنجشیر که کماکان خارج از تسلط طالبان به سر می برد، نشان میدهد که "احمد مسعود" فرزند احمدشاه مسعود که تحصیل کرده کالج سلطنتی کینگز لندن هم هست، به عنوان نماد مقاومت جدید در برابر طالبان مطرح شده است.
نکته قابل تامل در این خصوص آن است که غربیها از این موضوع استقبال کرده اند و در برخی شبکههای فارسی زبان خارجی هم این موضوع با رویکردی مثبت مورد ارزیابی آنها قرار گرفته است.
باتوجه به موضوعات بیان شده، به نظر می آید که آینده افغانستان میتواند دستخوش تحولات دیگری باشد که طراحی آن در اتاق های فکر غربی انجام شده است و یکی از بازیگران این سناریو هم میتواند احمد مسعود باشد.
به عنوان جمع بندی این موضوع میتوانم به این نکته اشاره کنم که از جمله طرحهای قابل پیش بینی برای افغانستان میتواند یکی تجزیه آن کشور و دیگری لشکرکشی مجدد غرب به افغانستان و کنار زدن دوباره طالبان به منظور روی کار آمدن دولتی جدید و البته غرب گرا در آن کشور باشد، اما به هرحال باید منتظر ماند و دید که سیر تحولات چگونه در این کشور دنبال می شود.
@tarbd
Forwarded from سهام نیوز
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅علیرغم ادعای ظاهری طالبان مبنی بر رعایت حقوق زنان و حتی مصاحبه یکی از مسئولان آن با مجری زن شبکه طلوع، نمایندگان طالبان به شکل پنهانی به زنان هشدار دادهاند که از اشتغال در بیرون از خانه، دست بکشند.
شبنمداوران مجری خبر میگوید که نمایندگان طالبان با وجود اینکه وی محجبه ودارای کارت خبرنگاری است، به محل کار او رفته و گفتهاند:« نظام عوض شده، بیخیال کار گویندگی شو».
@Sahamnewsorg
شبنمداوران مجری خبر میگوید که نمایندگان طالبان با وجود اینکه وی محجبه ودارای کارت خبرنگاری است، به محل کار او رفته و گفتهاند:« نظام عوض شده، بیخیال کار گویندگی شو».
@Sahamnewsorg
✅حسینبنعلی در برابر فساد سیستماتیک
دولت صدر اسلام به نوعی یک دولت رانتی است، رانت مبتنی بر غنیمت. به این معنی که پول زیادی دست دولت است و بنابراین همه چیز سرنوشت جامعه وارد کف باکفایت یا بی کفایت دولتمردان می شود و به همین دلیل در چنین جامعه ای ما شاهد یکه تازی دولت هستیم، دولت ها در چنین جامعه ای تمامیت خواه می شوند و سرنوشت کلیت جامعه را در دست می گیرند، نه تنها قدرت اقتصادی دستشان است، یعنی به جای اینکه سیاست منطق اقتصاد پیدا کند، اقتصاد منطق سیاست پیدا می کند و دولت با پولی که دستش هست، دین، فرهنگ و نظام آموزش و پرورش، افکار عمومی و رسانه ها را کنترل می کند و در چنین شرایطی یکی اختناق برای آزادی خواهان و فرصت طلبی برای فرصت طلبان رخ می دهد و لذا جامعه را به دو بخش معترضان و بهره مندان از وضعیت موجود تقسیم می کند.
با نگاهی به جامعه عرب قبل از اسلام، مشاهده می کنیم که هنوز دولت به معنای علمی امروز آن شکل نگرفته است و آنچه وجود دارد دولت- شهر، ادامه سنت یونانی – رومی است که از طریق شام به مکه سرازیر شده و در حال ورود به مدینه هم هست. از درون این سنت تاریخی ما با دو الگوی کوچک حکمرانی مکه با سنت اشرافی و الگوی مدینه با سنت شورایی روبرو هستیم؛ وقتی پیامبر اسلام وارد مدینه می شود، سنت مدنی را انتخاب می کند و حکومت را به سمت سلسله قراردادها کشانده و یک رگه شورایی به حکومت می دهد اما از بعد از پیامبر کم کم شاهد ادغام سنت مدینه با مکه و به تدریج غلبه سنت مکه بر تمدن اسلامی هستیم.
ابن خلدون در مقدمه خود می گوید: «اگر مناقشه بین بنی هاشم و بنی امیه شکل بگیرد چون پتانسیل قدرت بنی امیه بالاست، سرانجام، بنی امیه، قدرت را خواهد برد». یعنی خلافت، ظاهر مبتنی بر بیعت پیدا می کند اما باطنی در درون اشرافیت در حال ساخت است و به تدریج ابن خلدون توضیح می دهد که چنین خلافتی در سه مرحله قابل انتقال به سلطنت است. ابتدا کمی دموکراتیک است، سپس ظاهر دموکراتیک پیدا می کند و سرانجام بعد از ۴۰ سال به شدت و سرعت به سلطنت می غلتد و عناصر خود را نشان می دهد.
سال ۱۵ هجرت برای تاریخ ایران و شام سال مهمی است چون در این دوره، قادسیه در حال شکل گیری است و به پایانش می رسد و امپراطوری ثروتمند ایران و بلافاصله روم در هم می شکند و تمام ثروت آن وارد مدینه می شود و به این ترتیب سیستمی با توجه به ورود این ثروت به خزانه دولت، پدیده ای به نام رانت وارد مدینه می شود. تا سال ۱۳ هجرت، اگر غنیمتی هم بود به صورت مساوی تقسیم می شد، نویسنده ای به نام الکان دهلوی در کتاب حیات الصحابه توضیح دقیقی از این دگردیسی و تحولات داده است و می گوید وقتی خلیفه اول می خواست بیت المال را تقسیم کند می گفت برای من مجاهد و غیر مجاهد تفاوتی ندارد، فضل و امتیاز و ثواب آنها نزد خداوند است، این پول برای شکم آنهاست، فرقی ندارد مجاهد باشد یا قائد.
خلیفه دوم در سال ۱۵ هجرت فرمولی را برای توزیع غنائم تعریف کرد که این فرمول تا آخر بنی امیه باقی بود و آغاز فساد دولت اسلامی بود، فرمول از این قرار بود که سهم هر شهروند یا مسلمان مساوی با میزان نزدیکی نسبی به پیامبر، ضرب در سبقت در اسلام می شود. عمر خلیفه دوم مساله را فهمیده بود و بنابراین گفت حق تبدیل ثروت به سرمایه را ندارید اما می توانید از ثروت استفاده کنید جالب این که فرزندان اینها به فساد افتادند. در مقابل، خلیفه سوم، خصوصی سازی را آغاز کرد و سکه را تبدیل به زمین های زراعی کرد و تمام انفال کم کم به صحابه فروخته شد.
در این شرایط گسست ساختاری بین دولت و جامعه به وجود می آید و دولت به شدت امنیتی می شود و تلاش می کند خود را حفظ کند و برای حفظ خود ازهیچ اقدام خشنی پرهیز نمی کند. در این شرایط از لحاظ روانشناسی اجتماعی، در مدینه و مکه و جاهای دیگر، یک دوگانگی شکل گرفت، یعنی مردم مدینه و مکه و شام غرق ثروت هستند و جاهای دیگر دارد تبدیل به جوامع فرسوده می شود و در آن ها نوعی احساس پوچی شکل می گیرد.
جامعه ای که دچار ظلم ساختاری و فساد سیستماتیک شد و مصلحان در آن جامعه، صدایشان، خفه شد، آن جامعه به صورت اتوماتیک در چرخه ویرانی افتاده و در حرکت است و هیچ کسی، ترمزی برای آن نمی تواند داشته باشد. امام حسین می بیند که جامعه در این شیب قرار گرفته است و لذا تلاش هایی را آغاز می کند.
🔻سخنرانی دکتر داود فیرحی استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران ، در دارالزهراء، تهران، 26 شهریور97، شب هشتم محرم
@tarbd
دولت صدر اسلام به نوعی یک دولت رانتی است، رانت مبتنی بر غنیمت. به این معنی که پول زیادی دست دولت است و بنابراین همه چیز سرنوشت جامعه وارد کف باکفایت یا بی کفایت دولتمردان می شود و به همین دلیل در چنین جامعه ای ما شاهد یکه تازی دولت هستیم، دولت ها در چنین جامعه ای تمامیت خواه می شوند و سرنوشت کلیت جامعه را در دست می گیرند، نه تنها قدرت اقتصادی دستشان است، یعنی به جای اینکه سیاست منطق اقتصاد پیدا کند، اقتصاد منطق سیاست پیدا می کند و دولت با پولی که دستش هست، دین، فرهنگ و نظام آموزش و پرورش، افکار عمومی و رسانه ها را کنترل می کند و در چنین شرایطی یکی اختناق برای آزادی خواهان و فرصت طلبی برای فرصت طلبان رخ می دهد و لذا جامعه را به دو بخش معترضان و بهره مندان از وضعیت موجود تقسیم می کند.
با نگاهی به جامعه عرب قبل از اسلام، مشاهده می کنیم که هنوز دولت به معنای علمی امروز آن شکل نگرفته است و آنچه وجود دارد دولت- شهر، ادامه سنت یونانی – رومی است که از طریق شام به مکه سرازیر شده و در حال ورود به مدینه هم هست. از درون این سنت تاریخی ما با دو الگوی کوچک حکمرانی مکه با سنت اشرافی و الگوی مدینه با سنت شورایی روبرو هستیم؛ وقتی پیامبر اسلام وارد مدینه می شود، سنت مدنی را انتخاب می کند و حکومت را به سمت سلسله قراردادها کشانده و یک رگه شورایی به حکومت می دهد اما از بعد از پیامبر کم کم شاهد ادغام سنت مدینه با مکه و به تدریج غلبه سنت مکه بر تمدن اسلامی هستیم.
ابن خلدون در مقدمه خود می گوید: «اگر مناقشه بین بنی هاشم و بنی امیه شکل بگیرد چون پتانسیل قدرت بنی امیه بالاست، سرانجام، بنی امیه، قدرت را خواهد برد». یعنی خلافت، ظاهر مبتنی بر بیعت پیدا می کند اما باطنی در درون اشرافیت در حال ساخت است و به تدریج ابن خلدون توضیح می دهد که چنین خلافتی در سه مرحله قابل انتقال به سلطنت است. ابتدا کمی دموکراتیک است، سپس ظاهر دموکراتیک پیدا می کند و سرانجام بعد از ۴۰ سال به شدت و سرعت به سلطنت می غلتد و عناصر خود را نشان می دهد.
سال ۱۵ هجرت برای تاریخ ایران و شام سال مهمی است چون در این دوره، قادسیه در حال شکل گیری است و به پایانش می رسد و امپراطوری ثروتمند ایران و بلافاصله روم در هم می شکند و تمام ثروت آن وارد مدینه می شود و به این ترتیب سیستمی با توجه به ورود این ثروت به خزانه دولت، پدیده ای به نام رانت وارد مدینه می شود. تا سال ۱۳ هجرت، اگر غنیمتی هم بود به صورت مساوی تقسیم می شد، نویسنده ای به نام الکان دهلوی در کتاب حیات الصحابه توضیح دقیقی از این دگردیسی و تحولات داده است و می گوید وقتی خلیفه اول می خواست بیت المال را تقسیم کند می گفت برای من مجاهد و غیر مجاهد تفاوتی ندارد، فضل و امتیاز و ثواب آنها نزد خداوند است، این پول برای شکم آنهاست، فرقی ندارد مجاهد باشد یا قائد.
خلیفه دوم در سال ۱۵ هجرت فرمولی را برای توزیع غنائم تعریف کرد که این فرمول تا آخر بنی امیه باقی بود و آغاز فساد دولت اسلامی بود، فرمول از این قرار بود که سهم هر شهروند یا مسلمان مساوی با میزان نزدیکی نسبی به پیامبر، ضرب در سبقت در اسلام می شود. عمر خلیفه دوم مساله را فهمیده بود و بنابراین گفت حق تبدیل ثروت به سرمایه را ندارید اما می توانید از ثروت استفاده کنید جالب این که فرزندان اینها به فساد افتادند. در مقابل، خلیفه سوم، خصوصی سازی را آغاز کرد و سکه را تبدیل به زمین های زراعی کرد و تمام انفال کم کم به صحابه فروخته شد.
در این شرایط گسست ساختاری بین دولت و جامعه به وجود می آید و دولت به شدت امنیتی می شود و تلاش می کند خود را حفظ کند و برای حفظ خود ازهیچ اقدام خشنی پرهیز نمی کند. در این شرایط از لحاظ روانشناسی اجتماعی، در مدینه و مکه و جاهای دیگر، یک دوگانگی شکل گرفت، یعنی مردم مدینه و مکه و شام غرق ثروت هستند و جاهای دیگر دارد تبدیل به جوامع فرسوده می شود و در آن ها نوعی احساس پوچی شکل می گیرد.
جامعه ای که دچار ظلم ساختاری و فساد سیستماتیک شد و مصلحان در آن جامعه، صدایشان، خفه شد، آن جامعه به صورت اتوماتیک در چرخه ویرانی افتاده و در حرکت است و هیچ کسی، ترمزی برای آن نمی تواند داشته باشد. امام حسین می بیند که جامعه در این شیب قرار گرفته است و لذا تلاش هایی را آغاز می کند.
🔻سخنرانی دکتر داود فیرحی استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران ، در دارالزهراء، تهران، 26 شهریور97، شب هشتم محرم
@tarbd
«آیندۀ ما و طالبان»
تصاویر و اخباری که از همسایۀ شرقی هر روز به چشم و گوش میرسد، دلها را به درد میآورد و نگرانیهای عمیقی در جان هر انساندوست و ایراندوستی جاری میکند. البته گویا این نگرانیها فقط برای بخشی از مردم است. بخشی بیتفاوتند و انگار خبر ندارند این درد که به جان همسایه افتاده، به سرنوشت ما هم مرتبط است. و البته عجیبتر سکوت رسانههای داخلی و بیتفاوتی آزاردهندۀ دولتمردان است. گویا این تغییر دولت هم فرصت داده تا قبلیها خود را مسئول ندانند و بعدیها عجلهای برای موضعگیری نداشته باشند. البته چشم امید من همچنان به موضعگیری علمای اعلام و حضرات روحانی است و چند هفته پیش موضعگیری آیتالله صافی گلپایگانی مایۀ دلخوشی بود که اگر اشتباه نکنم از سوی دیگران چندان دنبال نشد.
در اینجا میخواهم فقط چند سؤال از دولتمردان و بزرگان کشور بپرسم، بلکه تأمل این بندۀ ناچیز را جدی بگیرند. طالبان از زمانی که شکل گرفت در دهۀ 1370 فقط به پیروزی با زور اسلحه میاندیشید و هیچ رخداد و مقاومتی، هیچ قدرت و تهاجمی آنها را از این هدف باز نداشت، به ویژه به این دلیل که هدفی جز برپای «امارت» مطلوب خود ندارند، و از آنجا که حاضر نیستند در این امارتسازی هیچ قرائت و آرمانی مگر خواست خود را مبنا قرار دهند، یگانه راه تحقق آن خشاب و مسلسل است. طالبان اگر اراده میکردند میتوانستند با شرکت در انتخابات به سادگی وارد قدرت سیاسی شوند و هر آنچه میخواستند به تصویب برسانند، اگر که همدلی مردم را داشتند. اما اساساً به چنین راهی اعتقاد ندارند. پرسشهای ما هم به عنوان همسایۀ حکومت آتی طالبان از همینجا آغاز میشود...
آیا نیرویی که در سیاست داخلی فقط اسلحه را میشناسد و هموطن خود را میخواهد به زور سرنیزه مطیع کند، در سیاست خارجی اهل مصالحه خواهد بود؟ (البته باید اشاره کنم که در مورد طالبان مفهوم «سیاست داخلی» و «هموطن» را با ملاحظه باید به کار برد، زیرا برای آنها میهن چندان معنایی ندارد.) ما به عنوان شهروند از پساپردۀ سیاست خبر نداریم، دیدهایم هیئتی از طالبان به تهران آمده و احترام فراوانی از دستگاه دیپلماسی ما دیده است. چون بیخبریم باید بر اساس شناخت و عقلمان تحلیل کنیم. آیا وعدههای نیرویی سیاسی که آرمان سیاسی مطلقی دارد، قابلاتکاست؟ به فرض هم که طالبان امروز به مای ایرانی و شیعه قولهایی دارد، اگر نیرویی سر آن داشت که راهش را با مصالحه و بدهبستان باز کند، دیگر چه نیازی داشت دهها سال شبانهروز کلاشنیکف بر دوش داشته باشد؟
اگر از بد روزگار پیشرویهای طالبان به پیروزی نهایی رسد، محال است این نیرو سر سوزنی از آن «امارت اسلامی» مطلوب خود کوتاه بیاید. آیا چنین حاکمیتی دیر یا زود به همپیمان تندخوترین مخالفان ایران و ایرانی بدل نخواهد شد؟ به فرض هم که امروز ضدیت با آمریکا ما و طالبان را در یک سنگر نهاد، آیا فردا پس از پیروزی نهایی میتوانیم به حاکمیت طالبان به عنوان همسایهای قابلاعتماد نگاه کنیم؟ آیا دلارهای نفتی و پولهای هنگفتی از سوی همفکرانشان در دیگر کشورها به سوی آنها جاری نخواهد شد؟ آنگاه چگونه میتوانیم از جماعتی در امان باشیم که دیر یا زود یاد اختلافات مذهبیشان با ما میافتند؟ برای مثال آیا خریدن کل حاکمیت طالبان برای عربستان کار سختی است؟
اما نکتۀ دوم: طالبان فقط از یک منظر تغییر کرده است... آنها یاد گرفتهاند تاکتیکورزی کنند. راهبرد همان است که بود، اما به قدرت رسانه پی برده و فهمیدهاند باید به بدهبستانهای تاکتیکی تن دهند. پس مراقبند با خشونت بیمحابا پیروزی خود را سخت نکنند. اما به سادهترین زبان: حالا گور بابای آمریکا، ما سی سال مسلسل به دوش بودنشان را باور کنیم یا تاکتیکهای موقتشان را؟
در پاسخ به همۀ این نگرانیها برخی خوشخیالانه و با شکستباوری میگویند: طالبان به هر حال پیروز است، پس کاری نکنیم که عصبانی شوند و در پی انتقام از ما یا شیعیان افغانستان باشند. گرامیان! طالبان تنها زمانی از شما راضی خواهد شد که همعقیدهشان شوید. طالبان از قدرت زیاد دشمنش نمیترسد! اگر میترسید با آمریکا گلاویز نمیشد. تفاوت ما با طالبان تفاوت تاجر و دورهگرد است. دورهگرد چیزی برای از دست دادن ندارد، چون دنیایی ندارد، اما تاجر هزار مال و اموال دارد که به زحمت اندوخته است. دورهگرد به سادگی میتواند آتشی به خرمن تاجر اندازد. طالبان به این دنیا کاری ندارد، میتواند دهها سال دیگر هم بجنگد، خوشخیالی است اگر فکر کنیم با همسایۀ دگراندیش خود دوستی خواهد کرد. جنگجویانی که دهها سال اسلحه را از دست زمین نگذاشتند، فردای پیروزی هم اسلحه را کنار نمیگذارند و دنبال دشمن جدیدی میگردند.
هنوز دیر نشده است... کابل را دریابید...
@tarbd
✍مهدی تدینی
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
تصاویر و اخباری که از همسایۀ شرقی هر روز به چشم و گوش میرسد، دلها را به درد میآورد و نگرانیهای عمیقی در جان هر انساندوست و ایراندوستی جاری میکند. البته گویا این نگرانیها فقط برای بخشی از مردم است. بخشی بیتفاوتند و انگار خبر ندارند این درد که به جان همسایه افتاده، به سرنوشت ما هم مرتبط است. و البته عجیبتر سکوت رسانههای داخلی و بیتفاوتی آزاردهندۀ دولتمردان است. گویا این تغییر دولت هم فرصت داده تا قبلیها خود را مسئول ندانند و بعدیها عجلهای برای موضعگیری نداشته باشند. البته چشم امید من همچنان به موضعگیری علمای اعلام و حضرات روحانی است و چند هفته پیش موضعگیری آیتالله صافی گلپایگانی مایۀ دلخوشی بود که اگر اشتباه نکنم از سوی دیگران چندان دنبال نشد.
در اینجا میخواهم فقط چند سؤال از دولتمردان و بزرگان کشور بپرسم، بلکه تأمل این بندۀ ناچیز را جدی بگیرند. طالبان از زمانی که شکل گرفت در دهۀ 1370 فقط به پیروزی با زور اسلحه میاندیشید و هیچ رخداد و مقاومتی، هیچ قدرت و تهاجمی آنها را از این هدف باز نداشت، به ویژه به این دلیل که هدفی جز برپای «امارت» مطلوب خود ندارند، و از آنجا که حاضر نیستند در این امارتسازی هیچ قرائت و آرمانی مگر خواست خود را مبنا قرار دهند، یگانه راه تحقق آن خشاب و مسلسل است. طالبان اگر اراده میکردند میتوانستند با شرکت در انتخابات به سادگی وارد قدرت سیاسی شوند و هر آنچه میخواستند به تصویب برسانند، اگر که همدلی مردم را داشتند. اما اساساً به چنین راهی اعتقاد ندارند. پرسشهای ما هم به عنوان همسایۀ حکومت آتی طالبان از همینجا آغاز میشود...
آیا نیرویی که در سیاست داخلی فقط اسلحه را میشناسد و هموطن خود را میخواهد به زور سرنیزه مطیع کند، در سیاست خارجی اهل مصالحه خواهد بود؟ (البته باید اشاره کنم که در مورد طالبان مفهوم «سیاست داخلی» و «هموطن» را با ملاحظه باید به کار برد، زیرا برای آنها میهن چندان معنایی ندارد.) ما به عنوان شهروند از پساپردۀ سیاست خبر نداریم، دیدهایم هیئتی از طالبان به تهران آمده و احترام فراوانی از دستگاه دیپلماسی ما دیده است. چون بیخبریم باید بر اساس شناخت و عقلمان تحلیل کنیم. آیا وعدههای نیرویی سیاسی که آرمان سیاسی مطلقی دارد، قابلاتکاست؟ به فرض هم که طالبان امروز به مای ایرانی و شیعه قولهایی دارد، اگر نیرویی سر آن داشت که راهش را با مصالحه و بدهبستان باز کند، دیگر چه نیازی داشت دهها سال شبانهروز کلاشنیکف بر دوش داشته باشد؟
اگر از بد روزگار پیشرویهای طالبان به پیروزی نهایی رسد، محال است این نیرو سر سوزنی از آن «امارت اسلامی» مطلوب خود کوتاه بیاید. آیا چنین حاکمیتی دیر یا زود به همپیمان تندخوترین مخالفان ایران و ایرانی بدل نخواهد شد؟ به فرض هم که امروز ضدیت با آمریکا ما و طالبان را در یک سنگر نهاد، آیا فردا پس از پیروزی نهایی میتوانیم به حاکمیت طالبان به عنوان همسایهای قابلاعتماد نگاه کنیم؟ آیا دلارهای نفتی و پولهای هنگفتی از سوی همفکرانشان در دیگر کشورها به سوی آنها جاری نخواهد شد؟ آنگاه چگونه میتوانیم از جماعتی در امان باشیم که دیر یا زود یاد اختلافات مذهبیشان با ما میافتند؟ برای مثال آیا خریدن کل حاکمیت طالبان برای عربستان کار سختی است؟
اما نکتۀ دوم: طالبان فقط از یک منظر تغییر کرده است... آنها یاد گرفتهاند تاکتیکورزی کنند. راهبرد همان است که بود، اما به قدرت رسانه پی برده و فهمیدهاند باید به بدهبستانهای تاکتیکی تن دهند. پس مراقبند با خشونت بیمحابا پیروزی خود را سخت نکنند. اما به سادهترین زبان: حالا گور بابای آمریکا، ما سی سال مسلسل به دوش بودنشان را باور کنیم یا تاکتیکهای موقتشان را؟
در پاسخ به همۀ این نگرانیها برخی خوشخیالانه و با شکستباوری میگویند: طالبان به هر حال پیروز است، پس کاری نکنیم که عصبانی شوند و در پی انتقام از ما یا شیعیان افغانستان باشند. گرامیان! طالبان تنها زمانی از شما راضی خواهد شد که همعقیدهشان شوید. طالبان از قدرت زیاد دشمنش نمیترسد! اگر میترسید با آمریکا گلاویز نمیشد. تفاوت ما با طالبان تفاوت تاجر و دورهگرد است. دورهگرد چیزی برای از دست دادن ندارد، چون دنیایی ندارد، اما تاجر هزار مال و اموال دارد که به زحمت اندوخته است. دورهگرد به سادگی میتواند آتشی به خرمن تاجر اندازد. طالبان به این دنیا کاری ندارد، میتواند دهها سال دیگر هم بجنگد، خوشخیالی است اگر فکر کنیم با همسایۀ دگراندیش خود دوستی خواهد کرد. جنگجویانی که دهها سال اسلحه را از دست زمین نگذاشتند، فردای پیروزی هم اسلحه را کنار نمیگذارند و دنبال دشمن جدیدی میگردند.
هنوز دیر نشده است... کابل را دریابید...
@tarbd
✍مهدی تدینی
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from کانال مطالبات فرهنگیان کشور
⭕️مهم
مشارکت در رای اعتماد به وزرا
🔻در پارلمان مجازی به وزیر پیشنهادی رای دهید ...
✔️ابتدا در پارلمان مجازی ثبت نام کنید ( بخش ثبت نام )
اگر قبلا ثبت نام کرده اید ، از قسمت ورود اقدام کنید ،نام کاربری شما شماره همراه شماست ، برای کلمه عبور ، روی فراموشی کلمه عبور کلیک کنید ...
🔰با مراجعه به پارلمان مجازی ایران نظر خود را پیرامون هر یک از وزرای پیشنهادی دولت سیزدهم با نمایندگان مجلس به اشتراک بگذارید : 👇
www.ir-vp.ir/iran-vp/ShowContent.aspx?Module=Commisions&Id=114
کامنت بگذارید 👇
https://www.instagram.com/motalebatfarhangian
کانال پیگیری مطالبات فرهنگیان 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAEeCxw0yp9OU6bcgcQ
مشارکت در رای اعتماد به وزرا
🔻در پارلمان مجازی به وزیر پیشنهادی رای دهید ...
✔️ابتدا در پارلمان مجازی ثبت نام کنید ( بخش ثبت نام )
اگر قبلا ثبت نام کرده اید ، از قسمت ورود اقدام کنید ،نام کاربری شما شماره همراه شماست ، برای کلمه عبور ، روی فراموشی کلمه عبور کلیک کنید ...
🔰با مراجعه به پارلمان مجازی ایران نظر خود را پیرامون هر یک از وزرای پیشنهادی دولت سیزدهم با نمایندگان مجلس به اشتراک بگذارید : 👇
www.ir-vp.ir/iran-vp/ShowContent.aspx?Module=Commisions&Id=114
کامنت بگذارید 👇
https://www.instagram.com/motalebatfarhangian
کانال پیگیری مطالبات فرهنگیان 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAEeCxw0yp9OU6bcgcQ
Forwarded from اصفهان خبر
انتشار اخبار شوکه کننده از افغانستان
🔹یک خبرنگار آمریکایی گزارش داده که «یک مترجم افغانستانی توسط تروریست های طالبان دار زده شده و دستانش قطع شده است. خانواده وی هم کشته شدند و دختر ده ساله اش به یکی از فرماندهان طالبان داده شده است».
🔹در گزارشی دیگر هم رسانه های مختلف خبر دادند که عناصر طالبان در ولایت تخار یک زن را به دلیل نپوشیدن برقع در خیابان به گلوله بستند./ جماران
🔹یک خبرنگار آمریکایی گزارش داده که «یک مترجم افغانستانی توسط تروریست های طالبان دار زده شده و دستانش قطع شده است. خانواده وی هم کشته شدند و دختر ده ساله اش به یکی از فرماندهان طالبان داده شده است».
🔹در گزارشی دیگر هم رسانه های مختلف خبر دادند که عناصر طالبان در ولایت تخار یک زن را به دلیل نپوشیدن برقع در خیابان به گلوله بستند./ جماران
کودتای امریکایی-انگلیسی ۲۸ امرداد و عوامل داخلی آنها..
@tarbd
@tarbd
Forwarded from BBCPersian
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مستند «بیبیسی و کودتا»
بیبیسی متهم است که در جریان کودتای ۲۸ مرداد، پیامی مخفی را از سوی دولت بریتانیا به شاه ایران رسانده است.
این رسانه همچنین با این اتهام روبهروست که در سالهای حکومت محمد مصدق در ایران، بر اساس نظرات وزارت خارجه بریتانیا مطالبی را علیه نخستوزیر ایران و جنبش ملی شدن نفت پخش کرده است.
این اتهامات تا چه اندازه با واقعیت آنچه رخ داده مطابقت دارند؟
کیوان حسینی در مستند «بیبیسی و کودتا» با جستجو در آرشیو بیبیسی و همچنین اسناد وزارت خارجه بریتانیا تلاش کرده تا به این پرسش پاسخ بدهد.
این مستند را پنجشنبه ۲۸ مرداد ساعت ۸:۳۰ شب تهران از تلویزیون فارسی بیبیسی ببینید
بیبیسی متهم است که در جریان کودتای ۲۸ مرداد، پیامی مخفی را از سوی دولت بریتانیا به شاه ایران رسانده است.
این رسانه همچنین با این اتهام روبهروست که در سالهای حکومت محمد مصدق در ایران، بر اساس نظرات وزارت خارجه بریتانیا مطالبی را علیه نخستوزیر ایران و جنبش ملی شدن نفت پخش کرده است.
این اتهامات تا چه اندازه با واقعیت آنچه رخ داده مطابقت دارند؟
کیوان حسینی در مستند «بیبیسی و کودتا» با جستجو در آرشیو بیبیسی و همچنین اسناد وزارت خارجه بریتانیا تلاش کرده تا به این پرسش پاسخ بدهد.
این مستند را پنجشنبه ۲۸ مرداد ساعت ۸:۳۰ شب تهران از تلویزیون فارسی بیبیسی ببینید
📌📌آمار و ارقام کووید
این نقشه جهان است! وقتی انگشت خود را روی کشور بگذارید ، با وضعیت Covid در آن کشور آشنا خواهید شد. واقعاً برنامه بسیار خوبی است که توسعه داده شده است. ارزش دیدن داشتن!!!
covidvisualizer.com
@tarbd
این نقشه جهان است! وقتی انگشت خود را روی کشور بگذارید ، با وضعیت Covid در آن کشور آشنا خواهید شد. واقعاً برنامه بسیار خوبی است که توسعه داده شده است. ارزش دیدن داشتن!!!
covidvisualizer.com
@tarbd
Forwarded from اصفهان خبر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 ۴۳ سال گذشت؛ چه کسی سینما رکس را آتش زد؟
🔺این ویدیو در چهل و سومین سالروز آتش زدن سینما رکس آبادان نگاهی دارد به جزئیات این حادثه تلخ و عاملان این حمله تروریستی
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
🔺این ویدیو در چهل و سومین سالروز آتش زدن سینما رکس آبادان نگاهی دارد به جزئیات این حادثه تلخ و عاملان این حمله تروریستی
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
✅طالبان تغییر نکرده، جامعۀ افغانستان تغییر کرده!
هیچ مردمی در دنیا ــ تأکید میکنم، «مردم»، نه سیاستمداران و دولتهای شان! ــ به اندازۀ مردم ایران در روزهای اخیر نگران و غصهدار مردم افغانستان نبودند. آنقدر حرف دارم که نمیدانم کدام را بگویم... کم پیش میآید ذهنم چنان آشوبزده باشد و چنان در هجوم کلام باشم که ندانم کدام را بگویم، از کجا شروع کنم و چه نتیجهای بگیرم. در این میان، هدفم پاسخ به یک پرسش اساسی است: «ما در قبال مسائل افغانستان چه باید بکنیم؟» در اینجا نیز منظورم از «ما»، همان مردم ایران است. تکلیف سیاست و سیاستمداران هم مثل همان است که بود: صلاح کار خویش خسروان دانند.
ما خسرو نیستیم، شهروندانی هستیم که این سوی مرز باشیم یا آن سو درد مشترک داریم. دیدن صحنههای فرودگاه کابل برای هر بینندۀ انساندوستی دردناک بود. نمیتوان بر مردمی که از بدنۀ هواپیما آویزان میشوند چندان خرده گرفت، چون مسئله دردی است که از درمانش درماندهاند. اما برای درمان خاورمیانه فقط یک نسخه وجود دارد و تکلیف ما را هم همان نسخه مشخص میکند: «تقویت جوامع مدنی». جامعۀ مدنی کجاست؟ جامعۀ مدنی گسترهای بیرون از حکومت است، بیرون از دامنۀ اختیارات و نفوذ سیاست است و نیروهای اجتماعی درون آن ساخته میشوند. راهحل ایران و افغانستان و عراق و سوریه و مصر یکسان است. هر قدر این جامعۀ مدنی در این کشورها جاندارتر، غنیتر، نیرومندتر و مستقلتر باشد، معضلات سیاسی هم در ابعاد خرد و کلان در آنها کاهش مییابد.
چیزی که افغانستان را از این مرحلۀ تاریک گذر خواهد داد، چه از مداخلۀ خارجی و چه از بنیادگرایی، جامعۀ مدنی است. اگر طالبان ترسناک است، به این دلیل است که جامعۀ مدنی را به رسمیت نمیشناسد، زیرا میخواهد قوانین خود، یعنی سیاستگذاری اجتماعی خود را به تمام شئون جامعه بسط دهد. طالبان با جامعۀ مدنی جمعشدنی نیست؛ جایی که جامعۀ مدنی باشد، طالبان نمیتواند کار کند و جایی که طالبان باشد، جامعۀ مدنی از هر طرف نرفته به بنبست میرسد.
شاید سیاستمداران و دولتها و تحلیلگران و روزنامهنگاران حامیشان بخواهند از دایرۀ تنگ سیاسیـامنیتی خود به مسائل نگاه کنند. اما نگاه ما، یعنی نگاه جامعۀ مدنی ایران (به ویژه بخشِ الیت آن)، باید معطوف به این باشد که هدف فقط یک چیز است: دفاع از جامعۀ مدنی نوپای افغانستان؛ و این همان کاری است که ما دربارۀ خودمان هم باید بکنیم و این اصلاً نسخۀ همۀ دردهای خاورمیانه است. البته این نسخه در کوتاهمدت جواب نمیدهد، زیرا اسلحه و زور در کوتاهمدت به سادگی پیروز است. اما در بلندمدت جامعۀ مدنی با فرهنگسازی و ریشهسازی سرنیزۀ زور و تبر سرکوب را کُند میکند.
به همین دلیل شک نکنید طالبان به زودی فکری برای تخریب و تحدید و سرکوب تمامعیار جامعۀ مدنی افغانستان خواهد کرد. اگر امروز طالبان نمیتواند بیدرنگ همه چیز را از ریشه درآورد، اتفاقاً به این دلیل نیست که تغییر کرده است: نه! چیزی که طالبان میخواهد آن را از ریشه درآورد، ریشهدارتر شده و دیگر نمیتواند به سادگی آن را ریشهکن کند. ویژگیهای زیست مدرن (از مسائل فرهنگی تا امور زنان) در این سالها در افغانستان به سرعت رشد کرده و ریشه دوانده و دیگر نمیتوان همه چیز را به سادگی خراب کرد. در واقع طالبان تغییر نکرده، جامعۀ افغانستان تغییر کرده و طالبان برای ریشهکن کردن مدنیت و مدرنیتۀ این جامعه به زمان و برنامهریزی بلندمدت نیاز دارد.
در این هفتههای اخیر که روند رخدادها شتاب گرفت و صدای هشدارهای امثال بنده بلندتر شد، برخی از من میپرسیدند: «چاره چیه؟ چه کار کنیم؟ بریم افغانستان بجنگیم؟» طبعاً سرنوشت مردم افغانستان را باید خودشان رقم بزنند. وظیفۀ ما فقط این است که با توجیهات سیاسی، با بیتفاوتی و مصلحتاندیشیهای نابخردانه جبهۀ جامعۀ مدنی افغانستان را تضعیف نکنیم؛ طالبان را توجیه و بزک نکنیم. طالبان اگر تغییر کرده بود، اسلحهاش را زمین میگذاشت، بدون خونریزی در انتخابات شرکت میکرد و دولت را تصاحب میکرد. آن چیزی که تغییر کرده جامعۀ افغانستان است که دیگر نمیتوان یکشبه سر آن را برید.
📌تمکین به رأی مردم! این سادهترین شعار و درستترین شعاری است که میتوان در مورد افغانستان ــ و سایر خاورمیانه ــ مطرح کرد. تنها «یک» تغییر است که «به راستی» تغییر است: دادن حق رأی به مردم. اگر طالبان تغییر کرده است، رأی مردم را جویا شود و بپذیرد. در غیر این صورت تغییری در کار نیست، فقط چون جامعۀ افغانستان قویتر شده و طالبان چارهای جز مدارای موقت ندارد، کمی تظاهر پیشه کرده است تا به مرور با ابزارهای حکومتی (و پشتیبانی خارجی) نقاط ضعف خود را در برابر این جامعه جبران کند و آنگاه نقاب تاکتیک از چهره بردارد.
✍مهدی تدینی
@tarbd
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
هیچ مردمی در دنیا ــ تأکید میکنم، «مردم»، نه سیاستمداران و دولتهای شان! ــ به اندازۀ مردم ایران در روزهای اخیر نگران و غصهدار مردم افغانستان نبودند. آنقدر حرف دارم که نمیدانم کدام را بگویم... کم پیش میآید ذهنم چنان آشوبزده باشد و چنان در هجوم کلام باشم که ندانم کدام را بگویم، از کجا شروع کنم و چه نتیجهای بگیرم. در این میان، هدفم پاسخ به یک پرسش اساسی است: «ما در قبال مسائل افغانستان چه باید بکنیم؟» در اینجا نیز منظورم از «ما»، همان مردم ایران است. تکلیف سیاست و سیاستمداران هم مثل همان است که بود: صلاح کار خویش خسروان دانند.
ما خسرو نیستیم، شهروندانی هستیم که این سوی مرز باشیم یا آن سو درد مشترک داریم. دیدن صحنههای فرودگاه کابل برای هر بینندۀ انساندوستی دردناک بود. نمیتوان بر مردمی که از بدنۀ هواپیما آویزان میشوند چندان خرده گرفت، چون مسئله دردی است که از درمانش درماندهاند. اما برای درمان خاورمیانه فقط یک نسخه وجود دارد و تکلیف ما را هم همان نسخه مشخص میکند: «تقویت جوامع مدنی». جامعۀ مدنی کجاست؟ جامعۀ مدنی گسترهای بیرون از حکومت است، بیرون از دامنۀ اختیارات و نفوذ سیاست است و نیروهای اجتماعی درون آن ساخته میشوند. راهحل ایران و افغانستان و عراق و سوریه و مصر یکسان است. هر قدر این جامعۀ مدنی در این کشورها جاندارتر، غنیتر، نیرومندتر و مستقلتر باشد، معضلات سیاسی هم در ابعاد خرد و کلان در آنها کاهش مییابد.
چیزی که افغانستان را از این مرحلۀ تاریک گذر خواهد داد، چه از مداخلۀ خارجی و چه از بنیادگرایی، جامعۀ مدنی است. اگر طالبان ترسناک است، به این دلیل است که جامعۀ مدنی را به رسمیت نمیشناسد، زیرا میخواهد قوانین خود، یعنی سیاستگذاری اجتماعی خود را به تمام شئون جامعه بسط دهد. طالبان با جامعۀ مدنی جمعشدنی نیست؛ جایی که جامعۀ مدنی باشد، طالبان نمیتواند کار کند و جایی که طالبان باشد، جامعۀ مدنی از هر طرف نرفته به بنبست میرسد.
شاید سیاستمداران و دولتها و تحلیلگران و روزنامهنگاران حامیشان بخواهند از دایرۀ تنگ سیاسیـامنیتی خود به مسائل نگاه کنند. اما نگاه ما، یعنی نگاه جامعۀ مدنی ایران (به ویژه بخشِ الیت آن)، باید معطوف به این باشد که هدف فقط یک چیز است: دفاع از جامعۀ مدنی نوپای افغانستان؛ و این همان کاری است که ما دربارۀ خودمان هم باید بکنیم و این اصلاً نسخۀ همۀ دردهای خاورمیانه است. البته این نسخه در کوتاهمدت جواب نمیدهد، زیرا اسلحه و زور در کوتاهمدت به سادگی پیروز است. اما در بلندمدت جامعۀ مدنی با فرهنگسازی و ریشهسازی سرنیزۀ زور و تبر سرکوب را کُند میکند.
به همین دلیل شک نکنید طالبان به زودی فکری برای تخریب و تحدید و سرکوب تمامعیار جامعۀ مدنی افغانستان خواهد کرد. اگر امروز طالبان نمیتواند بیدرنگ همه چیز را از ریشه درآورد، اتفاقاً به این دلیل نیست که تغییر کرده است: نه! چیزی که طالبان میخواهد آن را از ریشه درآورد، ریشهدارتر شده و دیگر نمیتواند به سادگی آن را ریشهکن کند. ویژگیهای زیست مدرن (از مسائل فرهنگی تا امور زنان) در این سالها در افغانستان به سرعت رشد کرده و ریشه دوانده و دیگر نمیتوان همه چیز را به سادگی خراب کرد. در واقع طالبان تغییر نکرده، جامعۀ افغانستان تغییر کرده و طالبان برای ریشهکن کردن مدنیت و مدرنیتۀ این جامعه به زمان و برنامهریزی بلندمدت نیاز دارد.
در این هفتههای اخیر که روند رخدادها شتاب گرفت و صدای هشدارهای امثال بنده بلندتر شد، برخی از من میپرسیدند: «چاره چیه؟ چه کار کنیم؟ بریم افغانستان بجنگیم؟» طبعاً سرنوشت مردم افغانستان را باید خودشان رقم بزنند. وظیفۀ ما فقط این است که با توجیهات سیاسی، با بیتفاوتی و مصلحتاندیشیهای نابخردانه جبهۀ جامعۀ مدنی افغانستان را تضعیف نکنیم؛ طالبان را توجیه و بزک نکنیم. طالبان اگر تغییر کرده بود، اسلحهاش را زمین میگذاشت، بدون خونریزی در انتخابات شرکت میکرد و دولت را تصاحب میکرد. آن چیزی که تغییر کرده جامعۀ افغانستان است که دیگر نمیتوان یکشبه سر آن را برید.
📌تمکین به رأی مردم! این سادهترین شعار و درستترین شعاری است که میتوان در مورد افغانستان ــ و سایر خاورمیانه ــ مطرح کرد. تنها «یک» تغییر است که «به راستی» تغییر است: دادن حق رأی به مردم. اگر طالبان تغییر کرده است، رأی مردم را جویا شود و بپذیرد. در غیر این صورت تغییری در کار نیست، فقط چون جامعۀ افغانستان قویتر شده و طالبان چارهای جز مدارای موقت ندارد، کمی تظاهر پیشه کرده است تا به مرور با ابزارهای حکومتی (و پشتیبانی خارجی) نقاط ضعف خود را در برابر این جامعه جبران کند و آنگاه نقاب تاکتیک از چهره بردارد.
✍مهدی تدینی
@tarbd
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
«نامۀ سرگشاده به احمد مسعود»
احمد جان سلام.
به نقشۀ افغانستان که مینگرم، هنوز کورسوی امیدی در آن تابان است که فانوسدارش تویی. یقین دارم در باورت نمیگنجد که چه امیدهایی به نام تو گره خورده است. ناگهان شب شد. شب نه، کسوف شد. همهچیز به داستانهای اساطیری شبیه شده است که ناگهان زمین میغرد و آذرخشی بر سینۀ خاک میکوبد و بادی سهمگینی تیرگی را بر همهجا میگستراند. بدان! بدان که در این شب نابهنگام، چشمهای بیشماری خیره به توست و بیشمار قلبها امروز به امید تو میتپید...
پیش از هر چیز دوست داشتم بدانی این همه همدلی و غصهداری هموطنان ایرانیام برای مردم افغانستان حیرتزدهام کرد. این همدلی دلایل متعدد دارد که از شرح آن در این نامۀ مختصر میگذرد... شاید در آیندهای نه چندان دور که از این کارزار سهمگین سربلند بیرون آمدی، حضوری دیدمت و از امروز و حال ایرانیان برایت بیشتر گفتم. اما مختصر بگویم دلیل همدلی من و جامعۀ مدنی و فرهیختۀ ایران با تو به دلیل همزبانی و همفرهنگی ما نیست. آنچه ما را به هم پیوند میدهد، معناست؛ ارزشهای مشترکی که همۀ ما در این قلمروی دردمند و پررنج برای آن مبارزه میکنیم. آرزوهای یکسان ما را به هم پیوند میدهد و البته بیمها و نگرانیهای یکسانی که نتیجۀ پروراندن همان آرزوهاست.
احمد عزیز، دشوارترین و پرمخاطرهترین لحظهها را سپری میکنی و آنچه برایت مینویسم، اول برای بیان همدلی من و برادران و خواهر ایرانیِ هماندیشِ توست و هم برای ثبت در تاریخ. برای من تو تاریخساز شدی، فارغ از اینکه از این پس چه خواهد شد. در روزهایی که همه، به معنای واقعی کلمه همه، شرق و غرب، آشنا و غریب، به آزادی خیانت کردند، خود و دیگران را فریفتند و به جای پایبندی به انسانیت، شرافت و اصول بالندگی انسان به دامان مصلحتاندیشیهای کوتهبینانه و فریبکارانه آویختند، تو به انسان و آزادی پایبند ماندی. در زمانهای که دولتمردان ناپاک و بیهویت نشان دادند یک کشور را با مردمانش مانند کالایی بیجان خرید و فروش میکنند، تو صدای مردم شدی. برای همین است که صدای تو صدای افغانستان نیست، صدای هر کسی است که به این صحنهگردانی اهریمنی نه میگوید.
روزگار غریبی است برادر؛ غریبتر از هر زمان... بارها گفتهام و نوشتهام که نسخۀ درمان همۀ ما در این جغرافیای دردمند یکسان است: «تقویت جوامع مدنی و پذیرش حداقلی از اصول لیبرال». امروز هم امید دارم از دل همین جامعۀ مدنیِ نوپا اما ریشهدار افغانستان جنبشی مردمی و مدنی برای مبارزه با این تاریکاندیشی و تاریککرداری برخیزد که البته نشانههای آن را هم در همین چند روز اخیر دیدهایم. چارۀ ما جنگ نیست، اما در برابر قوای اسلحهبهدستِ جهل که با اغماض و حمایت سیاستمداران پوشالیِ جهانی مدرن راه خود را با خشونت باز میکند، چاره چیست؟ جنگ تو امیدبخش و ناگزیر است زیرا برای زنده نگاه داشتن جامعۀ مدنی و ارزشهای انسانی است.
احمد عزیز، تو سربلند شدی و در صفوف روسیاهان ارزشها را نفروختی. بیش از هر چیز جان و تندرستی و بعد راه تو برای ما مهم است و یقین دارم چون فانوسدار شدی، سپاه تاریکی سخت کینهات را به دل گرفته است. عهد کردهام کتاب بعدیام را تقدیم تو کنم. پس به امید دیدار در آیندهای نزدیک. تا آن روز، هر روز اولین خبری که جویا میشوم خبر سلامتی توست.
دست حق نگهدارت
مهدی، تهران، بیستوهشتم مرداد ۱۴۰۰
پینوشت: دست به دست کنید تا برسد به دست بچهشیر پنجشیر.
@tarikhandishi | تاریخاندیشی
@tarbd
احمد جان سلام.
به نقشۀ افغانستان که مینگرم، هنوز کورسوی امیدی در آن تابان است که فانوسدارش تویی. یقین دارم در باورت نمیگنجد که چه امیدهایی به نام تو گره خورده است. ناگهان شب شد. شب نه، کسوف شد. همهچیز به داستانهای اساطیری شبیه شده است که ناگهان زمین میغرد و آذرخشی بر سینۀ خاک میکوبد و بادی سهمگینی تیرگی را بر همهجا میگستراند. بدان! بدان که در این شب نابهنگام، چشمهای بیشماری خیره به توست و بیشمار قلبها امروز به امید تو میتپید...
پیش از هر چیز دوست داشتم بدانی این همه همدلی و غصهداری هموطنان ایرانیام برای مردم افغانستان حیرتزدهام کرد. این همدلی دلایل متعدد دارد که از شرح آن در این نامۀ مختصر میگذرد... شاید در آیندهای نه چندان دور که از این کارزار سهمگین سربلند بیرون آمدی، حضوری دیدمت و از امروز و حال ایرانیان برایت بیشتر گفتم. اما مختصر بگویم دلیل همدلی من و جامعۀ مدنی و فرهیختۀ ایران با تو به دلیل همزبانی و همفرهنگی ما نیست. آنچه ما را به هم پیوند میدهد، معناست؛ ارزشهای مشترکی که همۀ ما در این قلمروی دردمند و پررنج برای آن مبارزه میکنیم. آرزوهای یکسان ما را به هم پیوند میدهد و البته بیمها و نگرانیهای یکسانی که نتیجۀ پروراندن همان آرزوهاست.
احمد عزیز، دشوارترین و پرمخاطرهترین لحظهها را سپری میکنی و آنچه برایت مینویسم، اول برای بیان همدلی من و برادران و خواهر ایرانیِ هماندیشِ توست و هم برای ثبت در تاریخ. برای من تو تاریخساز شدی، فارغ از اینکه از این پس چه خواهد شد. در روزهایی که همه، به معنای واقعی کلمه همه، شرق و غرب، آشنا و غریب، به آزادی خیانت کردند، خود و دیگران را فریفتند و به جای پایبندی به انسانیت، شرافت و اصول بالندگی انسان به دامان مصلحتاندیشیهای کوتهبینانه و فریبکارانه آویختند، تو به انسان و آزادی پایبند ماندی. در زمانهای که دولتمردان ناپاک و بیهویت نشان دادند یک کشور را با مردمانش مانند کالایی بیجان خرید و فروش میکنند، تو صدای مردم شدی. برای همین است که صدای تو صدای افغانستان نیست، صدای هر کسی است که به این صحنهگردانی اهریمنی نه میگوید.
روزگار غریبی است برادر؛ غریبتر از هر زمان... بارها گفتهام و نوشتهام که نسخۀ درمان همۀ ما در این جغرافیای دردمند یکسان است: «تقویت جوامع مدنی و پذیرش حداقلی از اصول لیبرال». امروز هم امید دارم از دل همین جامعۀ مدنیِ نوپا اما ریشهدار افغانستان جنبشی مردمی و مدنی برای مبارزه با این تاریکاندیشی و تاریککرداری برخیزد که البته نشانههای آن را هم در همین چند روز اخیر دیدهایم. چارۀ ما جنگ نیست، اما در برابر قوای اسلحهبهدستِ جهل که با اغماض و حمایت سیاستمداران پوشالیِ جهانی مدرن راه خود را با خشونت باز میکند، چاره چیست؟ جنگ تو امیدبخش و ناگزیر است زیرا برای زنده نگاه داشتن جامعۀ مدنی و ارزشهای انسانی است.
احمد عزیز، تو سربلند شدی و در صفوف روسیاهان ارزشها را نفروختی. بیش از هر چیز جان و تندرستی و بعد راه تو برای ما مهم است و یقین دارم چون فانوسدار شدی، سپاه تاریکی سخت کینهات را به دل گرفته است. عهد کردهام کتاب بعدیام را تقدیم تو کنم. پس به امید دیدار در آیندهای نزدیک. تا آن روز، هر روز اولین خبری که جویا میشوم خبر سلامتی توست.
دست حق نگهدارت
مهدی، تهران، بیستوهشتم مرداد ۱۴۰۰
پینوشت: دست به دست کنید تا برسد به دست بچهشیر پنجشیر.
@tarikhandishi | تاریخاندیشی
@tarbd
#بازی_شیطان
#دابرت_دریفوس
#فریدون_گیلانی
📘 کتاب " بازی شیطان "
📌 چگونه ایالات متحده بند از پای اسلام بنیادگرا گشود
🔵✍ نوشته رابرت دریفوس
📝 ترجمه فریدون گیلانی
♦️📚 دو جلد
کانال کتابهای ممنوعه
@tarbd
#دابرت_دریفوس
#فریدون_گیلانی
📘 کتاب " بازی شیطان "
📌 چگونه ایالات متحده بند از پای اسلام بنیادگرا گشود
🔵✍ نوشته رابرت دریفوس
📝 ترجمه فریدون گیلانی
♦️📚 دو جلد
کانال کتابهای ممنوعه
@tarbd
📘 کتاب " بازی شیطان "
📌 چگونه ایالات متحده بند از پای اسلام بنیادگرا گشود
✍ نوشته رابرت دریفوس
📝 ترجمه فریدون گیلانی
📚 دو جلد
🔹کتاب "بازی شیطان"، نوشته رابرت دریفوس، یکی از مهمترین پژوهشها در پیرامون ظهور و گسترش بنیادگرایی اسلامی در جهان معاصر است که در سال ۲۰۰۶ برای نخستین بار منتشر شد. به اعتبار آنچه در کتاب آمده است، این کتاب را میتوان شصت سال حمایت ایالات متحده از بنیادگرایی اسلامی خواند. اهمیت و ارزش چنین پژوهشهایی، اینروزها و در شرایطی که خاورمیانه در آتش و خون و خشونت گرفتار آمده است، بیش از هر زمان خود را نشان میدهد. با خواندن چنین آثاری است که خواننده درمییابد طرح پرسشهایی در مورد سکوت معنادار ایالات متحده در برابر خشونتها و قساوتهای گروههایی چندان منطقی نیست، اگر چه ارتش آمریکا به بهانه سرکوب چنین گروههایی، سلسلهای از جنگ و خشونت را پس از رویداد ۱۱ سپتامبر در خاورمیانه آغاز کرده باشد. چنان که ناشر کتاب نیز آورده است، بازی شیطان، گزارش ناگفتهای است از سیاستهای آمریکا که در شصت سال گذشته با هدف توسعه و تقویت طیف راست اسلامی برای تامین سلطه اقتصادی و استراتژیک آمریکا در خاورمیانه زرخیز بوده است؛ و با رهگیری چنین سیاست بلندمدتی است که میتوان دریافت چرا طرح پرسش فوق بیمعناست، وقتی اراده این دولت امپریالیستی بر گسترش و تعمیق همین خشونتها و قساوتها استوار است.
@tarbd
📌 چگونه ایالات متحده بند از پای اسلام بنیادگرا گشود
✍ نوشته رابرت دریفوس
📝 ترجمه فریدون گیلانی
📚 دو جلد
🔹کتاب "بازی شیطان"، نوشته رابرت دریفوس، یکی از مهمترین پژوهشها در پیرامون ظهور و گسترش بنیادگرایی اسلامی در جهان معاصر است که در سال ۲۰۰۶ برای نخستین بار منتشر شد. به اعتبار آنچه در کتاب آمده است، این کتاب را میتوان شصت سال حمایت ایالات متحده از بنیادگرایی اسلامی خواند. اهمیت و ارزش چنین پژوهشهایی، اینروزها و در شرایطی که خاورمیانه در آتش و خون و خشونت گرفتار آمده است، بیش از هر زمان خود را نشان میدهد. با خواندن چنین آثاری است که خواننده درمییابد طرح پرسشهایی در مورد سکوت معنادار ایالات متحده در برابر خشونتها و قساوتهای گروههایی چندان منطقی نیست، اگر چه ارتش آمریکا به بهانه سرکوب چنین گروههایی، سلسلهای از جنگ و خشونت را پس از رویداد ۱۱ سپتامبر در خاورمیانه آغاز کرده باشد. چنان که ناشر کتاب نیز آورده است، بازی شیطان، گزارش ناگفتهای است از سیاستهای آمریکا که در شصت سال گذشته با هدف توسعه و تقویت طیف راست اسلامی برای تامین سلطه اقتصادی و استراتژیک آمریکا در خاورمیانه زرخیز بوده است؛ و با رهگیری چنین سیاست بلندمدتی است که میتوان دریافت چرا طرح پرسش فوق بیمعناست، وقتی اراده این دولت امپریالیستی بر گسترش و تعمیق همین خشونتها و قساوتها استوار است.
@tarbd
4_5832613919234984686.pdf
1.9 MB
📘 کتاب " بازی شیطان "
📌 چگونه ایالات متحده بند از پای اسلام بنیادگرا گشود
🔵✍ نوشته رابرت دریفوس
📝 ترجمه فریدون گیلانی
♦️📚 جلد یک
کانال کتابهای ممنوعه
@tarbd
📌 چگونه ایالات متحده بند از پای اسلام بنیادگرا گشود
🔵✍ نوشته رابرت دریفوس
📝 ترجمه فریدون گیلانی
♦️📚 جلد یک
کانال کتابهای ممنوعه
@tarbd