Forwarded from اصفهان خبر
📍در حالیکه اخبار صداوسیما مملو از خبرهای طغیان مجدد کرونا در آمریکا و اروپاست، بد نیست تعداد فوتی های دیروز در کشورهای مختلف رو یه بررسی کنیم:
ایران 620
ترکیه 154
آمریکا 122
بریتانیا 61
اسرائیل 46
فرانسه 44
ایتالیا 19
یونان 17
پرتغال 13
رومانی 6
بلغارستان 5
صربستان 4
امارات 4
آلمان 3
اتریش 2
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
ایران 620
ترکیه 154
آمریکا 122
بریتانیا 61
اسرائیل 46
فرانسه 44
ایتالیا 19
یونان 17
پرتغال 13
رومانی 6
بلغارستان 5
صربستان 4
امارات 4
آلمان 3
اتریش 2
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
✅روزی که سیاهان رقصیدند و تمام کینه ها را دور ریختند!!!
📌نلسون ماندلا مبارز سیاسی آفریقای جنوبی بعد از ۲۷ سال که در زندان بود آزاد شد و در بدو آزادی از زندان برای مردم سیاه پوست خودش سخنرانی کرد ،
📌 گفت ؛ ای مردم !
-چه کسی بیشتر از همه زندان بوده ؟
جمعیت سیاه همه یک صدا فریاد زدند:
- نلسون، نلسون
- ای مردم!
-چه کسی بیشتر از همه کتک خورد؟
- نلسون ، نلسون
- چهکسی بیشتر تحقیر شد؟
- نلسون، نلسون
- ای مردم! چه کسی بیشتر انفرادی و تنهایی کشید؟
- نلسون، نلسون
حالا دیگر سکوت همه میدان را گرفته بود.
نلسون چه میخواهد بگوید!؟
نلسون نگاهی به انتهای جمعیت انداخت ، جمعیتی که سیاه سیاه بود، یک سفید بینشان نبود ، و همه پر از هیجان، پر از انرژی، پر از نیاز به "فرمان حمله و انتقام دهها سال تحقیر"!
-گفت ای مردم!
من بخشیدم
من همه را بخشیدم، شما هم ببخشید...
ما میخواهیم زندگی کنیم، میخواهیم پیشرفت کنیم، میخواهیم الگوی فرزندانمان باشیم، میخواهیم آینده را بسازیم. ما فرصتی برای کینهورزی نداریم! ما برادری میخواهیم، با همان سفیدهایی که ما را انسان نمیدانستند...
ما بزرگیم، ما پاسخمان به آنها محبت است، ما پاسخمان کنار هم ایستادن است.
چون ما بزرگیم...
📌 آن روز سیاهان رقصیدند، آن روز سیاهان کینهها را دور ریختند، آن روز سیاهان مردی را شناختند که خیلی بزرگ بود.
مردی که حرفهای نو داشت.
رهبری که دنیا را به شگفتی وا داشت.
رهبری که بزرگی را میشناخت...
و با نفرت ؛ با دشمنی و تکبر میانهای نداشت.
📌 "نلسون ماندلا" برای همیشه در تاریخ ماند.
نه پوزهای را به خاک مالید!
نه مشتش را بیجهت گره کرد
نه خشم گرفت
نه دستور انتقام داد
انسانیت را به جهان نشان داد
نلسون ماندلا برای همیشه زنده ماند.
آفتاب عمرتان همواره تابان
📌📌نلسون ماندلا چه زیبا گفت
در هر انقلابی اگر انقلابیون حاکمان و افراد قبلی را کشتند یا انتقام گرفتند
بدانید آن انقلاب و انقلابیون هیچ وقت کشور را آباد نخواهند کرد آنها ظالمانی خواهند بود که فقط دنبال کینه قتل و غارت خواهند شد
و در آخر کشور را به تلی از ویرانه تبدیل خواهند کرد.
@tarbd
📌نلسون ماندلا مبارز سیاسی آفریقای جنوبی بعد از ۲۷ سال که در زندان بود آزاد شد و در بدو آزادی از زندان برای مردم سیاه پوست خودش سخنرانی کرد ،
📌 گفت ؛ ای مردم !
-چه کسی بیشتر از همه زندان بوده ؟
جمعیت سیاه همه یک صدا فریاد زدند:
- نلسون، نلسون
- ای مردم!
-چه کسی بیشتر از همه کتک خورد؟
- نلسون ، نلسون
- چهکسی بیشتر تحقیر شد؟
- نلسون، نلسون
- ای مردم! چه کسی بیشتر انفرادی و تنهایی کشید؟
- نلسون، نلسون
حالا دیگر سکوت همه میدان را گرفته بود.
نلسون چه میخواهد بگوید!؟
نلسون نگاهی به انتهای جمعیت انداخت ، جمعیتی که سیاه سیاه بود، یک سفید بینشان نبود ، و همه پر از هیجان، پر از انرژی، پر از نیاز به "فرمان حمله و انتقام دهها سال تحقیر"!
-گفت ای مردم!
من بخشیدم
من همه را بخشیدم، شما هم ببخشید...
ما میخواهیم زندگی کنیم، میخواهیم پیشرفت کنیم، میخواهیم الگوی فرزندانمان باشیم، میخواهیم آینده را بسازیم. ما فرصتی برای کینهورزی نداریم! ما برادری میخواهیم، با همان سفیدهایی که ما را انسان نمیدانستند...
ما بزرگیم، ما پاسخمان به آنها محبت است، ما پاسخمان کنار هم ایستادن است.
چون ما بزرگیم...
📌 آن روز سیاهان رقصیدند، آن روز سیاهان کینهها را دور ریختند، آن روز سیاهان مردی را شناختند که خیلی بزرگ بود.
مردی که حرفهای نو داشت.
رهبری که دنیا را به شگفتی وا داشت.
رهبری که بزرگی را میشناخت...
و با نفرت ؛ با دشمنی و تکبر میانهای نداشت.
📌 "نلسون ماندلا" برای همیشه در تاریخ ماند.
نه پوزهای را به خاک مالید!
نه مشتش را بیجهت گره کرد
نه خشم گرفت
نه دستور انتقام داد
انسانیت را به جهان نشان داد
نلسون ماندلا برای همیشه زنده ماند.
آفتاب عمرتان همواره تابان
📌📌نلسون ماندلا چه زیبا گفت
در هر انقلابی اگر انقلابیون حاکمان و افراد قبلی را کشتند یا انتقام گرفتند
بدانید آن انقلاب و انقلابیون هیچ وقت کشور را آباد نخواهند کرد آنها ظالمانی خواهند بود که فقط دنبال کینه قتل و غارت خواهند شد
و در آخر کشور را به تلی از ویرانه تبدیل خواهند کرد.
@tarbd
Forwarded from سهام نیوز
🔴دلایل پیروزی طالبان
✍🏻 خلیفا
✅ من در پی تطهیر آمریکا نیستم ولی آمریکا جایی به ما امضا نداده بود که ابد الابد خرج ما رو بده، حقوق و تجهیزات نیروهای امنیتی و دفاعی ما رو بده. ظرف بیست سال صدها ملیارد دلار در افغانستان خرج کردند. هم در بخش نظامی و هم غیرنظامی خود ما افغان ها تا توانستیم فساد و دزدی کردیم. سرباز خیالی درست کردیم و پولش به جیب فرماندهان رفت. مکاتب خیالی درست کردیم و پولش به جیب مقامات رفت. ونتیلاتورهای اهدایی بخاطر بیماران کرونایی فروخته شد و به پاکستان رفت. سوخت مراکز نظامی دزدی می شد. پول سربازان شهید ارتش و پلیس حیف و میل می شد. افغانستان را فساد به این جا کشاند.
✅ همین رهبران پوشالی صاحب بهترین خانهها در کابل و مزار و هرات و دبی و استانبول و بقیه جاهای دنیا شدند. صاحب ده ها ماشین لندکروزر و لکزز ضد گلوله شدند. یک بار خانههایشان را ببینید. مردم بی سواد فقیر هم مثل گله گوسفند پشت سرشان شعار زنده باد سر می دادند.
✅ همین عطا بیش از ده سال والی بلخ بود. صاحب صدها ملیون دلار ثروت شد. حقش از گمرک حیرتان محفوظ بود. از ماشینهای باربری محفوظ بود. از ساخت و سازهای مزار محفوظ بود. از پروژههای عمرانی در مزار محفوظ بود. اسم خودش را هم گذاشته بود امپراطور شمال. بدون حتی شلیک یک گلوله فرار کرد و رفت.
✅ دُوستم علاوه بر پول مستقیمی که از ماهانه از ترکیه می گیرد. از گمرک آقینه فاریاب حق می گرفت. از تجاوز جنسی به مخالفین سیاسیاش ابایی نداشت. صاحب بهترین خانهها در ازبکستان و ترکیه بود. بیش از بیست ملیون افغانی پول قبض برق خانهاش در کابل را سال ها بود که نمی داد چون زور داشت.
عکس: دفتر عطامحمد نور در مزارشریف
✍🏻 خلیفا
✅ من در پی تطهیر آمریکا نیستم ولی آمریکا جایی به ما امضا نداده بود که ابد الابد خرج ما رو بده، حقوق و تجهیزات نیروهای امنیتی و دفاعی ما رو بده. ظرف بیست سال صدها ملیارد دلار در افغانستان خرج کردند. هم در بخش نظامی و هم غیرنظامی خود ما افغان ها تا توانستیم فساد و دزدی کردیم. سرباز خیالی درست کردیم و پولش به جیب فرماندهان رفت. مکاتب خیالی درست کردیم و پولش به جیب مقامات رفت. ونتیلاتورهای اهدایی بخاطر بیماران کرونایی فروخته شد و به پاکستان رفت. سوخت مراکز نظامی دزدی می شد. پول سربازان شهید ارتش و پلیس حیف و میل می شد. افغانستان را فساد به این جا کشاند.
✅ همین رهبران پوشالی صاحب بهترین خانهها در کابل و مزار و هرات و دبی و استانبول و بقیه جاهای دنیا شدند. صاحب ده ها ماشین لندکروزر و لکزز ضد گلوله شدند. یک بار خانههایشان را ببینید. مردم بی سواد فقیر هم مثل گله گوسفند پشت سرشان شعار زنده باد سر می دادند.
✅ همین عطا بیش از ده سال والی بلخ بود. صاحب صدها ملیون دلار ثروت شد. حقش از گمرک حیرتان محفوظ بود. از ماشینهای باربری محفوظ بود. از ساخت و سازهای مزار محفوظ بود. از پروژههای عمرانی در مزار محفوظ بود. اسم خودش را هم گذاشته بود امپراطور شمال. بدون حتی شلیک یک گلوله فرار کرد و رفت.
✅ دُوستم علاوه بر پول مستقیمی که از ماهانه از ترکیه می گیرد. از گمرک آقینه فاریاب حق می گرفت. از تجاوز جنسی به مخالفین سیاسیاش ابایی نداشت. صاحب بهترین خانهها در ازبکستان و ترکیه بود. بیش از بیست ملیون افغانی پول قبض برق خانهاش در کابل را سال ها بود که نمی داد چون زور داشت.
عکس: دفتر عطامحمد نور در مزارشریف
Telegram
attach 📎
📜📃📜بررسی اسناد کودتای ۲۸ امرداد
بررسی اسناد کودتای 28 امرداد
http://www.iranboom.ir/drmosadegh/1199-asnad-kodeta-28mordad.html
به کوشش ندا احمدی لفورکی
این مجموعه نوشتارها که برگرفته ای است از نسخهی ترجمهی :
«Clandestine Service History Overthrow of Premier Mossadeq of Iran» نوشته ی دکتر «ویلبر دونالد نیوتن» که به بررسی اسناد محرمانه و غیرمحرمانه مربوط به کودتای 28 مرداد می پردازند.
اسناد، به ویژه مطالب مربوط به طراحی و اجرای عملیات نظامی، اقدامات اطلاعاتی و عملیات روانی؛ نکات عبرت آموز در خور توجهی را داراست که تلاش می شود با انتشار آن ها در این تارنما به بررسی ریشه های کودتایی بپردازیم.
این نوشتار در 13 بخش به صورت مستقل تهیه شده است. که پیوند آن در پی میآید.
بررسی اسناد کودتای 28 امرداد - 1
http://iranboom.ir/drmosadegh/1185-asnad-kodeta-28mordad-1.html
بررسی اسناد کودتای 28 امرداد - 2
http://iranboom.ir/drmosadegh/1188-asnad-kodeta-28mordad-2.html
بررسی اسناد کودتای 28 امرداد - 3
http://iranboom.ir/drmosadegh/1211-asnad-kodeta-28mordad-3.html
بررسی اسناد کودتای 28 امرداد - 4
http://iranboom.ir/drmosadegh/1216-asnad-kodeta-28mordad-4.html
بررسی اسناد کودتای 28 مرداد - 5
http://iranboom.ir/drmosadegh/1223-asnad-kodeta-28mordad-5.html
بررسی اسناد کودتای 28 امرداد - 6
http://iranboom.ir/drmosadegh/1242-asnad-kodeta-28mordad-6.html
بررسی اسناد کودتای 28 امرداد - 7
http://iranboom.ir/drmosadegh/1247-asnad-kodeta-28mordad-7.html
بررسی اسناد کودتای 28 امرداد - 8
http://iranboom.ir/drmosadegh/1250-asnad-kodeta-28mordad-8.html
بررسی اسناد کودتای 28 امرداد - 9
http://iranboom.ir/drmosadegh/1257-asnad-kodeta-28mordad-9.html
بررسی اسناد کودتای 28 امرداد - 10
http://iranboom.ir/drmosadegh/1262-asnad-kodeta-28mordad-10.html
بررسی اسناد کودتای 28 امرداد - 11
http://iranboom.ir/drmosadegh/1268-asnad-kodeta-28mordad-11.html
بررسی اسناد کودتای 28 امرداد - 12
http://iranboom.ir/drmosadegh/1270-asnad-kodeta-28mordad-12.html
بررسی اسناد کودتای 28 امرداد - 13
http://iranboom.ir/drmosadegh/1272-asnad-kodeta-28mordad-13.html
@tarbd
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
بررسی اسناد کودتای 28 امرداد
http://www.iranboom.ir/drmosadegh/1199-asnad-kodeta-28mordad.html
به کوشش ندا احمدی لفورکی
این مجموعه نوشتارها که برگرفته ای است از نسخهی ترجمهی :
«Clandestine Service History Overthrow of Premier Mossadeq of Iran» نوشته ی دکتر «ویلبر دونالد نیوتن» که به بررسی اسناد محرمانه و غیرمحرمانه مربوط به کودتای 28 مرداد می پردازند.
اسناد، به ویژه مطالب مربوط به طراحی و اجرای عملیات نظامی، اقدامات اطلاعاتی و عملیات روانی؛ نکات عبرت آموز در خور توجهی را داراست که تلاش می شود با انتشار آن ها در این تارنما به بررسی ریشه های کودتایی بپردازیم.
این نوشتار در 13 بخش به صورت مستقل تهیه شده است. که پیوند آن در پی میآید.
بررسی اسناد کودتای 28 امرداد - 1
http://iranboom.ir/drmosadegh/1185-asnad-kodeta-28mordad-1.html
بررسی اسناد کودتای 28 امرداد - 2
http://iranboom.ir/drmosadegh/1188-asnad-kodeta-28mordad-2.html
بررسی اسناد کودتای 28 امرداد - 3
http://iranboom.ir/drmosadegh/1211-asnad-kodeta-28mordad-3.html
بررسی اسناد کودتای 28 امرداد - 4
http://iranboom.ir/drmosadegh/1216-asnad-kodeta-28mordad-4.html
بررسی اسناد کودتای 28 مرداد - 5
http://iranboom.ir/drmosadegh/1223-asnad-kodeta-28mordad-5.html
بررسی اسناد کودتای 28 امرداد - 6
http://iranboom.ir/drmosadegh/1242-asnad-kodeta-28mordad-6.html
بررسی اسناد کودتای 28 امرداد - 7
http://iranboom.ir/drmosadegh/1247-asnad-kodeta-28mordad-7.html
بررسی اسناد کودتای 28 امرداد - 8
http://iranboom.ir/drmosadegh/1250-asnad-kodeta-28mordad-8.html
بررسی اسناد کودتای 28 امرداد - 9
http://iranboom.ir/drmosadegh/1257-asnad-kodeta-28mordad-9.html
بررسی اسناد کودتای 28 امرداد - 10
http://iranboom.ir/drmosadegh/1262-asnad-kodeta-28mordad-10.html
بررسی اسناد کودتای 28 امرداد - 11
http://iranboom.ir/drmosadegh/1268-asnad-kodeta-28mordad-11.html
بررسی اسناد کودتای 28 امرداد - 12
http://iranboom.ir/drmosadegh/1270-asnad-kodeta-28mordad-12.html
بررسی اسناد کودتای 28 امرداد - 13
http://iranboom.ir/drmosadegh/1272-asnad-kodeta-28mordad-13.html
@tarbd
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
www.iranboom.ir
بررسی اسناد کودتای 28 مرداد
✅ آداب و رسوم ملل جهان
👩🏻 خالی که زنان هندی برروی پیشانی خود قرار می دهند نشانه چیست؟
برخلاف بیشتر تصورها،
خال قرمزی که زنان هند و کشورهایی مانند "بنگلادش”، "نپال” و "سریلانکا” به نام "بندی” روی پیشانی خود دارند، نشانه تاهل آنان نیست.
این نشانه اکنون برای زینت است.
اما واقعیت آن است که در میان برخی از اروپایی ها به عنوان نشانه گرویدن آنان به دین هندو است.
هم چنین آنان معتقدند این خال باعث می شود انرژی شخص از مکانی که فکر می کنند گذرگاه خروج انرژی
می باشد، خارج نشود.
آنان عقیده دارند چنین خالی باعث تمرکز فکری شخص نیز می شود، 👈🏻 شانس می آورد و انسان را از شیاطین حفظ می کند.
بر خلاف آداب و رسومی که در فیلم های هندی به نمایش در می آید و باورهای اشتباهی که در این زمینه رایج شده است، این خال به هیچ عنوان نشانه تاهل زنان هندو نیست.
📡 شبکه العالم
@tarbd
👩🏻 خالی که زنان هندی برروی پیشانی خود قرار می دهند نشانه چیست؟
برخلاف بیشتر تصورها،
خال قرمزی که زنان هند و کشورهایی مانند "بنگلادش”، "نپال” و "سریلانکا” به نام "بندی” روی پیشانی خود دارند، نشانه تاهل آنان نیست.
این نشانه اکنون برای زینت است.
اما واقعیت آن است که در میان برخی از اروپایی ها به عنوان نشانه گرویدن آنان به دین هندو است.
هم چنین آنان معتقدند این خال باعث می شود انرژی شخص از مکانی که فکر می کنند گذرگاه خروج انرژی
می باشد، خارج نشود.
آنان عقیده دارند چنین خالی باعث تمرکز فکری شخص نیز می شود، 👈🏻 شانس می آورد و انسان را از شیاطین حفظ می کند.
بر خلاف آداب و رسومی که در فیلم های هندی به نمایش در می آید و باورهای اشتباهی که در این زمینه رایج شده است، این خال به هیچ عنوان نشانه تاهل زنان هندو نیست.
📡 شبکه العالم
@tarbd
✅استاد فرشچیان و ماجرای تابلوی عصر عاشورا
پدرم نماینده شرکت فرش در اصفهان بود. استادی بود که برای ایشان نقش فرش می کشید. یک بار پدرم مرا پیش او برد. استاد، نقش یک آهو را به من داد و گفت از روی آن نقاشی کن. تا صبح فردا حدود دویست طرح در اندازه ها و جهت های مختلف کشیدم. برای استاد باور کردنی نبود. هنرجویان امروز بعد از اندک زمانی خدا را هم بنده نیستند. من آن قدر رنگ برای استادم سابیدم که کف دست هایم پینه بست.
سه سال پیش از انقلاب، روز عاشورا بود، مادرم گفت: برو روضه گوش کن تا چند کلام حرف حساب بشنوی. گفتم: من حالا کاری دارم بعد خواهم رفت.
رفتم اتاق، اما خودم ناراحت شدم. حال عجیبی به من دست داد، قلم را برداشتم و تابلو" عصر عاشورا" را شروع کردم. قلم را که برداشتم همین تابلو شد که الان هست، بدون هیچ تغییری.
الان که بعد از سی سال به این تابلو نگاه می کنم، می بینم اگر می خواستم این کار را امروز بکشم، باز هم همین تابلو به وجود می آمد، بدون هیچ تغییری. یک چیزی دارد این تابلو که خود من هم گریه می کنم، و آن مرکز تصویر است که نیست و آن خود امام حسین (ع) است...
@tarbd
پدرم نماینده شرکت فرش در اصفهان بود. استادی بود که برای ایشان نقش فرش می کشید. یک بار پدرم مرا پیش او برد. استاد، نقش یک آهو را به من داد و گفت از روی آن نقاشی کن. تا صبح فردا حدود دویست طرح در اندازه ها و جهت های مختلف کشیدم. برای استاد باور کردنی نبود. هنرجویان امروز بعد از اندک زمانی خدا را هم بنده نیستند. من آن قدر رنگ برای استادم سابیدم که کف دست هایم پینه بست.
سه سال پیش از انقلاب، روز عاشورا بود، مادرم گفت: برو روضه گوش کن تا چند کلام حرف حساب بشنوی. گفتم: من حالا کاری دارم بعد خواهم رفت.
رفتم اتاق، اما خودم ناراحت شدم. حال عجیبی به من دست داد، قلم را برداشتم و تابلو" عصر عاشورا" را شروع کردم. قلم را که برداشتم همین تابلو شد که الان هست، بدون هیچ تغییری.
الان که بعد از سی سال به این تابلو نگاه می کنم، می بینم اگر می خواستم این کار را امروز بکشم، باز هم همین تابلو به وجود می آمد، بدون هیچ تغییری. یک چیزی دارد این تابلو که خود من هم گریه می کنم، و آن مرکز تصویر است که نیست و آن خود امام حسین (ع) است...
@tarbd
✅کودتا تا کودتا؛ روز اول: ۲۵ مرداد ۳۲ روزی که قرار بود مصدق، فاطمی و ریاحی اعدام شوند
✍امید ایرانمهر
خبر توطئه باید به اطلاع بیخبران میرسید، همین بود که از آغاز برنامه صبح رادیو تهران هر چند دقیقه یکبار گوینده رادیو نوید میداد که «هموطنان عزیز توجه فرمایید، توجه فرمایید! در ساعت هفت صبح اعلامیه دولت به اطلاع عموم خواهد رسید» و سپس برنامه عادی ادامه مییافت. این اخطار تا ساعت موعود چند بار تکرار شد و هر کس به رادیو گوش میداد با بیتابی منتظر فرا رسیدن ساعت ۷ بود. شهر هر روز در آغاز روز شلوغ بود و پر از جنب و جوش اما آن روز خاص هشدارهای چند دقیقه یکبار رادیو، ولولهای در میان مردم به راه انداخته بود. بازار حدس و گمانها درباره اعلامیه دولت داغ بود. برخی علاقهمندان به بحثهای سیاسی تلفنی از دوستان صاحب نفوذشان ماجرا را میپرسیدند. کمتر کسی مطلع بود که بامداد آن روز چه اتفاقی افتاده است. همه مشغول تبادل نظر درباره مضمون احتمالی اعلامیه دولت بودند. این اوضاع بود تا ساعت هفت. برنامه موسیقی صبحگاهی که تمام شد سیگنال آغاز برنامه رادیو تهران پخش شد. برخلاف معمول که چند لحظه بیشتر طول نمیکشید، این بار چند دقیقه به طول انجامید. انتظار مردم را کلافه کرده بود. لحظاتی بعد انتظار به سر آمد و صدای بشیر فرهمند، سرپرست اداره کل تبلیغات شروع به پخش کرد. فرهمند هم بیمقدمه اعلامیه دولت را به این شرح قرائت کرد: «ساعت یازده و نیم دیشب یک کودتای نظامی به وسیله افسران و افراد گارد شاهنشاهی به مرحله اجرا گذارده شد. بدین ترتیب که ابتدا از ساعت مذکور نفرات نظامی مسلح به شصتتیر و اسلحه دستی [دکتر حسین فاطمی] وزیر امور خارجه و [مهندس جهانگیر حقشناس] وزیر راه و [مهندس احمد زیرکزاده] از موسسین جبهه ملی و عضو ارشد حزب ایران را در شمیران توقیف نمودند و برای توقیف رییس ستاد ارتش نیز به منزلشان مراجعه نمودند ولی چون تیمسار ریاحی در ستاد ارتش مشغول به کار بود دستگیری ایشان موفق نشد.
در ساعت یک بعد از نیمه شب نیز سرهنگ نصیری رییس گارد شاهنشاهی با چهار کامیون نظامی مسلح و دو جیپ ارتشی و یک زرهپوش به منزل آقای نخستوزیر آمده به عنوان اینکه میخواهد نامهای بدهد قصد اشغال خانه را داشته است ولی چون محافظین منزل آقای نخستوزیر مراقب کار خود بودند بلافاصله سرهنگ مزبور را توقیف کردند. توطئهکنندگان قبل از توقیف اشخاص تلفنهای منازل آنان را قطع کردند. همچنین ارتباط تلفنی ستاد ارتش را با پادگان گارد شاهنشاهی باغشاه قطع و تلفنخانه بازار را به وسیله سرهنگ آزموده و همراهان مسلحش اشغال کرده بودند و معاون ستاد ارتش را که برای سرکشی به باغشاه رفته بود در همان جا توقیف نمودند.
وزیر خارجه و وزیر راه و مهندس زیرکزاده را از توقیفگاه سعدآباد به وسیله چهار کامیون مسلح به شهر آورده و به ستاد ارتش - به تصور اینکه همکارانش قبلا آنجا را اشغال کردهاند - بردند ولی چون در آنجا وضع را مساعد ندیدند آنان را مجددا به سعدآباد بردند و در توقیفگاه گارد شاهنشاهی تا ساعت پنج صبح نگاه داشتند. در این ساعت که نقشه کودتا بلااثر شده بود تیمسار سرتیپ کیانی معاون ستاد ارتش که از توقیف باغشاه رهایی یافته بود به سعدآباد رفته آنان را به منازلشان برگردانید. مامورین انتظامی از این ساعت ابتکار عملیات را به دست گرفتند و تاکنون چند تن از توطئهکنندگان را دستگیر کردهاند. جریان این واقعه به طور تفصیل بعدا به استحضار ملت ایران خواهد رسید.
این خبر که گروهی شبانه قصد داشتند دولت مصدق را ساقط کنند، به سرعت در شهر پخش شد و اعلامیه دولت نیز چندین بار از رادیو پخش شد و خبر آمد که علاوه بر نصیری و مامورانش گروه دیگری از افسران هم بازداشت شدهاند. سرهنگ دوم آزموده هنگام شب در حال قطع تلفنهای ناحیه بازار دستگیر شده بود. علاوه بر این آقایان امینی کفیل دربار، سرگرد مقدم افسر شهربانی و معاون اداره اماکن و بهبودی کاخدار سلطنتی، ارنست پرون یکی از وابستگان دربار، سرهنگ نوذری فرمانده تیپ ۲ زرهی، سرهنگ پرورش رییس باشگاه افسران، سرهنگ زندکریمی رییس ستاد تیپ کوهستانی، سرگرد پولاددژ افسر شهربانی، ستوان یکم ریاحی افسر ارتش هم از جمله افرادی بودند که به اتهام شرکت در توطئه علیه دولت به بازداشتگاه موقت اعزام شدند.
دنباله نوشتار:
http://www.iranboom.ir/drmosadegh/2981-kodeta-25-mordad-fatemi-mosadegh-edam.html
@tarbd
✍امید ایرانمهر
خبر توطئه باید به اطلاع بیخبران میرسید، همین بود که از آغاز برنامه صبح رادیو تهران هر چند دقیقه یکبار گوینده رادیو نوید میداد که «هموطنان عزیز توجه فرمایید، توجه فرمایید! در ساعت هفت صبح اعلامیه دولت به اطلاع عموم خواهد رسید» و سپس برنامه عادی ادامه مییافت. این اخطار تا ساعت موعود چند بار تکرار شد و هر کس به رادیو گوش میداد با بیتابی منتظر فرا رسیدن ساعت ۷ بود. شهر هر روز در آغاز روز شلوغ بود و پر از جنب و جوش اما آن روز خاص هشدارهای چند دقیقه یکبار رادیو، ولولهای در میان مردم به راه انداخته بود. بازار حدس و گمانها درباره اعلامیه دولت داغ بود. برخی علاقهمندان به بحثهای سیاسی تلفنی از دوستان صاحب نفوذشان ماجرا را میپرسیدند. کمتر کسی مطلع بود که بامداد آن روز چه اتفاقی افتاده است. همه مشغول تبادل نظر درباره مضمون احتمالی اعلامیه دولت بودند. این اوضاع بود تا ساعت هفت. برنامه موسیقی صبحگاهی که تمام شد سیگنال آغاز برنامه رادیو تهران پخش شد. برخلاف معمول که چند لحظه بیشتر طول نمیکشید، این بار چند دقیقه به طول انجامید. انتظار مردم را کلافه کرده بود. لحظاتی بعد انتظار به سر آمد و صدای بشیر فرهمند، سرپرست اداره کل تبلیغات شروع به پخش کرد. فرهمند هم بیمقدمه اعلامیه دولت را به این شرح قرائت کرد: «ساعت یازده و نیم دیشب یک کودتای نظامی به وسیله افسران و افراد گارد شاهنشاهی به مرحله اجرا گذارده شد. بدین ترتیب که ابتدا از ساعت مذکور نفرات نظامی مسلح به شصتتیر و اسلحه دستی [دکتر حسین فاطمی] وزیر امور خارجه و [مهندس جهانگیر حقشناس] وزیر راه و [مهندس احمد زیرکزاده] از موسسین جبهه ملی و عضو ارشد حزب ایران را در شمیران توقیف نمودند و برای توقیف رییس ستاد ارتش نیز به منزلشان مراجعه نمودند ولی چون تیمسار ریاحی در ستاد ارتش مشغول به کار بود دستگیری ایشان موفق نشد.
در ساعت یک بعد از نیمه شب نیز سرهنگ نصیری رییس گارد شاهنشاهی با چهار کامیون نظامی مسلح و دو جیپ ارتشی و یک زرهپوش به منزل آقای نخستوزیر آمده به عنوان اینکه میخواهد نامهای بدهد قصد اشغال خانه را داشته است ولی چون محافظین منزل آقای نخستوزیر مراقب کار خود بودند بلافاصله سرهنگ مزبور را توقیف کردند. توطئهکنندگان قبل از توقیف اشخاص تلفنهای منازل آنان را قطع کردند. همچنین ارتباط تلفنی ستاد ارتش را با پادگان گارد شاهنشاهی باغشاه قطع و تلفنخانه بازار را به وسیله سرهنگ آزموده و همراهان مسلحش اشغال کرده بودند و معاون ستاد ارتش را که برای سرکشی به باغشاه رفته بود در همان جا توقیف نمودند.
وزیر خارجه و وزیر راه و مهندس زیرکزاده را از توقیفگاه سعدآباد به وسیله چهار کامیون مسلح به شهر آورده و به ستاد ارتش - به تصور اینکه همکارانش قبلا آنجا را اشغال کردهاند - بردند ولی چون در آنجا وضع را مساعد ندیدند آنان را مجددا به سعدآباد بردند و در توقیفگاه گارد شاهنشاهی تا ساعت پنج صبح نگاه داشتند. در این ساعت که نقشه کودتا بلااثر شده بود تیمسار سرتیپ کیانی معاون ستاد ارتش که از توقیف باغشاه رهایی یافته بود به سعدآباد رفته آنان را به منازلشان برگردانید. مامورین انتظامی از این ساعت ابتکار عملیات را به دست گرفتند و تاکنون چند تن از توطئهکنندگان را دستگیر کردهاند. جریان این واقعه به طور تفصیل بعدا به استحضار ملت ایران خواهد رسید.
این خبر که گروهی شبانه قصد داشتند دولت مصدق را ساقط کنند، به سرعت در شهر پخش شد و اعلامیه دولت نیز چندین بار از رادیو پخش شد و خبر آمد که علاوه بر نصیری و مامورانش گروه دیگری از افسران هم بازداشت شدهاند. سرهنگ دوم آزموده هنگام شب در حال قطع تلفنهای ناحیه بازار دستگیر شده بود. علاوه بر این آقایان امینی کفیل دربار، سرگرد مقدم افسر شهربانی و معاون اداره اماکن و بهبودی کاخدار سلطنتی، ارنست پرون یکی از وابستگان دربار، سرهنگ نوذری فرمانده تیپ ۲ زرهی، سرهنگ پرورش رییس باشگاه افسران، سرهنگ زندکریمی رییس ستاد تیپ کوهستانی، سرگرد پولاددژ افسر شهربانی، ستوان یکم ریاحی افسر ارتش هم از جمله افرادی بودند که به اتهام شرکت در توطئه علیه دولت به بازداشتگاه موقت اعزام شدند.
دنباله نوشتار:
http://www.iranboom.ir/drmosadegh/2981-kodeta-25-mordad-fatemi-mosadegh-edam.html
@tarbd
www.iranboom.ir
کودتا تا کودتا؛ روز اول: ۲۵ مرداد ۳۲ روزی که قرار بود مصدق، فاطمی و ریاحی اعدام شوند
👆👆👆
✅حسینی برهمن
هندوستان و گروهی به نام حسینی برهمن.
📝ترجمه از انگلیسی حسن خادمی
این گروه همچنین به برهمن های مُحیال معروف هستند. تاریخ حسینی برهمن ها با رفتن ده برهمن به کربلا با عزم مرگ و برای مبارزه با دشمن امام حسین (ع) آغاز می شود. در میان آنها رهاب دات و هفت پسرش دیده می شودکه شجاعانه و قاطعانه جنگیدند و قهرمانانه به شهادت رسیدند.
برهمین حسین ، جامعه ای است که پیوندی درهم تنیده با هندوئیسم و اسلام دارد. گفته می شود که جد آنها ، رهاب سید دات در سال 680 میلادی، هفت پسر خود را فدای امام حسین کرد. جامعه ای که از این پس زنده ش ، به نام حسینی برهمین شناخته شد. آنها اکنون در سند پاکستان ، ایالت ماهاراشترا هندوستان، راجستان ، دهلی و دیگر مناطق هند و همچنین عربستان پخش شده اند.
سلسله برهمین حسینی به مدت 120 سال از 830 تا 950 میلادی در افغانستان فرمانروایی کردند. این سلسله توسط سوماند تأسیس شد که خود به مدت 48 سال حکومت کرد. دات ها زندگی عجیب و غریبی داشتند. آنها آداب مذهبی هندوها، از جمله پرستش شیوا را رعایت کردند. در مورد تولد جامعه حسینی برهمین نوشته های گوناگون بسیاری وجود دارد. سیسر کومار میترا ، در کتاب خود "چشم انداز هند"، از حضور جمعیت زیادی از هندوها در عربستان قبل از نبرد کربلا صحبت می کند. تعداد زیادی از بازرگانان هندو در عربستان زندگی می کردند که رهاب سید دات در میان آنها زندگی می کرد. دات از نزدیک با خانواده حضرت محمد در ارتباط بود. آرزوی وی برای داشتن پسری، پس از اولین دیدار با امام حسین محقق شد. گفته شده که دوت فرزندی نداشت و در آرزوی بچه دار شدن نزد امام حسین رفت. امام در پاسخ به او گفت که در سرنوشت تو بچه دار شدن نیست. هنگامی که دات این جمله را از امام شنید، دلش شکست و اشکش سرازیرد. در این حال امام حسین او را آرام کرد و گفت به زودی صاحب یک پسر خواهی شد.
فرد مسنی که در مجلس حاضر بود به امام حسین گفت که تو با این کار با امر خدا مخالفت کردی. با شنیدن این حرف، امام به دوت گفت که شما صاحب دو فرزند پسر خواهد شد. آن فرد مسن دوباره اعتراض کرد و این امر تا آنجا ادامه یافت که امام بشارت هفت فرزند را به دوت داد.
تصنیفی هست به نام *کابیت* از فولکلور محلی که به شکلی شاعرانه سروده شده و در آن گفته می شودکه افراد قبیله دوت در محله ای که به نام آن قبیله معروف بود در عربستان زندگی می کردند. این تصنیف، نقش بعدی آنها در نبرد کربلا را توصیف می کند. گفته می شود که در آن زمان حدود چهار صد برهمن فقط در بغداد زندگی می کردند
منبع: تاریخ محیال ها( طایفه مبارز برهمن هند) T.P راسل استراسی (1911)
در نوشته ای آمده است که:
هنگامی که رهاب دوت اطلاع یافت که امام حسین مکه را ترک کرده است، همراه با فرزندان و قبیله خود در پی امام رفت. اما وقتی به کربلا رسید، امام به شهادت رسیده بود. دوت و هفت پسرش که اکنون کاملاً بزرگ شده بودند، قاتلان امام را تعقیب کردند. قاتلان در حالی که سر بریده امام حسین را در اختیار داشتند، به سمت کوفه می رفتند. دوت توانست که سر آن مرد مقدس را از آنها گرفته و با احترام شستشو داده و سپس به دمشق ببرد. طبق روایات، رهاب دوت در پناه شب در حرکت بود که سربازان یزید جلو او را گرفته و سر حسین را از او طلب کردند. رهاب یکی از پسرانش را سر برید و به جای سر امام بریده به آنها تقدیم کرد. آنها فریاد زدند که این سرحسین نیست. او سپس سر پسر دوم خود را گردن زده به آنها داد اما آنها دوباره فریاد زدند که این سر حسین نیست. به این ترتیب، رهاب هر هفت پسرش را سر برید اما حاضر نشد سر امام حسین را به آنها بدهد. پس از یک سال، سر امام جسین را در دمشق دفن کردند.
دوت های شجاع که پیرو امام حسین بودند، تا زمانی که یزید در مسند قدرت بود اسلحه خود را زمین نگذاشتند. با قیام امیرمختار ثقفی، دوت ها گرد او که رهبری یاران امام حسین (ع) را برعهده گرفته بود جمع شده و با دلیری پیکار کرده و کوفه را که محل فرماندار یزید، عبیدالله بن زیاد جنایت کار بود را تصرف کردند. آنها پس از این پیروزی چشمگیر در میدان جنگ، بر طبل می کوبیدند و فریاد می زدند که انتقام خون حسین را که بی گناه در کربلا ریخته شده، گرفتند.
رهاب دات در حالی که برای از دست دادن امام بسیار ناراحت بود، با دیگر برهمین های باقی مانده در عربستان خداحافظی کرد و در کوفه مستقر شد. امیر مختار مقرر کرد که آنها در قسمت خاصی از شهر اقامت کنندکه امروزه نیز با نام دیر هندیه یا "محله هند ی ها" شناخته می شود
✅حسینی برهمن
هندوستان و گروهی به نام حسینی برهمن.
📝ترجمه از انگلیسی حسن خادمی
این گروه همچنین به برهمن های مُحیال معروف هستند. تاریخ حسینی برهمن ها با رفتن ده برهمن به کربلا با عزم مرگ و برای مبارزه با دشمن امام حسین (ع) آغاز می شود. در میان آنها رهاب دات و هفت پسرش دیده می شودکه شجاعانه و قاطعانه جنگیدند و قهرمانانه به شهادت رسیدند.
برهمین حسین ، جامعه ای است که پیوندی درهم تنیده با هندوئیسم و اسلام دارد. گفته می شود که جد آنها ، رهاب سید دات در سال 680 میلادی، هفت پسر خود را فدای امام حسین کرد. جامعه ای که از این پس زنده ش ، به نام حسینی برهمین شناخته شد. آنها اکنون در سند پاکستان ، ایالت ماهاراشترا هندوستان، راجستان ، دهلی و دیگر مناطق هند و همچنین عربستان پخش شده اند.
سلسله برهمین حسینی به مدت 120 سال از 830 تا 950 میلادی در افغانستان فرمانروایی کردند. این سلسله توسط سوماند تأسیس شد که خود به مدت 48 سال حکومت کرد. دات ها زندگی عجیب و غریبی داشتند. آنها آداب مذهبی هندوها، از جمله پرستش شیوا را رعایت کردند. در مورد تولد جامعه حسینی برهمین نوشته های گوناگون بسیاری وجود دارد. سیسر کومار میترا ، در کتاب خود "چشم انداز هند"، از حضور جمعیت زیادی از هندوها در عربستان قبل از نبرد کربلا صحبت می کند. تعداد زیادی از بازرگانان هندو در عربستان زندگی می کردند که رهاب سید دات در میان آنها زندگی می کرد. دات از نزدیک با خانواده حضرت محمد در ارتباط بود. آرزوی وی برای داشتن پسری، پس از اولین دیدار با امام حسین محقق شد. گفته شده که دوت فرزندی نداشت و در آرزوی بچه دار شدن نزد امام حسین رفت. امام در پاسخ به او گفت که در سرنوشت تو بچه دار شدن نیست. هنگامی که دات این جمله را از امام شنید، دلش شکست و اشکش سرازیرد. در این حال امام حسین او را آرام کرد و گفت به زودی صاحب یک پسر خواهی شد.
فرد مسنی که در مجلس حاضر بود به امام حسین گفت که تو با این کار با امر خدا مخالفت کردی. با شنیدن این حرف، امام به دوت گفت که شما صاحب دو فرزند پسر خواهد شد. آن فرد مسن دوباره اعتراض کرد و این امر تا آنجا ادامه یافت که امام بشارت هفت فرزند را به دوت داد.
تصنیفی هست به نام *کابیت* از فولکلور محلی که به شکلی شاعرانه سروده شده و در آن گفته می شودکه افراد قبیله دوت در محله ای که به نام آن قبیله معروف بود در عربستان زندگی می کردند. این تصنیف، نقش بعدی آنها در نبرد کربلا را توصیف می کند. گفته می شود که در آن زمان حدود چهار صد برهمن فقط در بغداد زندگی می کردند
منبع: تاریخ محیال ها( طایفه مبارز برهمن هند) T.P راسل استراسی (1911)
در نوشته ای آمده است که:
هنگامی که رهاب دوت اطلاع یافت که امام حسین مکه را ترک کرده است، همراه با فرزندان و قبیله خود در پی امام رفت. اما وقتی به کربلا رسید، امام به شهادت رسیده بود. دوت و هفت پسرش که اکنون کاملاً بزرگ شده بودند، قاتلان امام را تعقیب کردند. قاتلان در حالی که سر بریده امام حسین را در اختیار داشتند، به سمت کوفه می رفتند. دوت توانست که سر آن مرد مقدس را از آنها گرفته و با احترام شستشو داده و سپس به دمشق ببرد. طبق روایات، رهاب دوت در پناه شب در حرکت بود که سربازان یزید جلو او را گرفته و سر حسین را از او طلب کردند. رهاب یکی از پسرانش را سر برید و به جای سر امام بریده به آنها تقدیم کرد. آنها فریاد زدند که این سرحسین نیست. او سپس سر پسر دوم خود را گردن زده به آنها داد اما آنها دوباره فریاد زدند که این سر حسین نیست. به این ترتیب، رهاب هر هفت پسرش را سر برید اما حاضر نشد سر امام حسین را به آنها بدهد. پس از یک سال، سر امام جسین را در دمشق دفن کردند.
دوت های شجاع که پیرو امام حسین بودند، تا زمانی که یزید در مسند قدرت بود اسلحه خود را زمین نگذاشتند. با قیام امیرمختار ثقفی، دوت ها گرد او که رهبری یاران امام حسین (ع) را برعهده گرفته بود جمع شده و با دلیری پیکار کرده و کوفه را که محل فرماندار یزید، عبیدالله بن زیاد جنایت کار بود را تصرف کردند. آنها پس از این پیروزی چشمگیر در میدان جنگ، بر طبل می کوبیدند و فریاد می زدند که انتقام خون حسین را که بی گناه در کربلا ریخته شده، گرفتند.
رهاب دات در حالی که برای از دست دادن امام بسیار ناراحت بود، با دیگر برهمین های باقی مانده در عربستان خداحافظی کرد و در کوفه مستقر شد. امیر مختار مقرر کرد که آنها در قسمت خاصی از شهر اقامت کنندکه امروزه نیز با نام دیر هندیه یا "محله هند ی ها" شناخته می شود
در نوشته دیگری آمده است که:
قبل از حادثه کربلا ، حضرت علی (ع) خزانه عمومی را به گروه دوت های شجاع سپرده بود. گفته شده که قبیله دوت در زمان جنگ جمل همراه امام علی ع بودند. پس از شهادت امام حسین، افراد باقی مانده از قبیله دوت، همراه بسیاری از نوادگان پیامبر اکرم در سال 778 میلادی به هند مهاجرت کردند. دوت ها در دینا نگر منطقه سیالکوت مستقر شدند و برخی از آنها به سمت پوشکار در راجستان رفتند. در این محل، آنها یک اجتماع برای خود ایجاد کردند و خود را حسینی برهمین نامیدند و یاد پیوند خود با امام زنده نگه داشتند.
(گزارش از گجرات توسط میرزا اعظم بیگ صفحه 422 و آهنگ های محلی)
حامیان خاندان پیامبر اسلام، برای حسینی برهمین ها احترام زیادی قایل هستند زیرا فداکاری های بسیاری در کربلا انجام دادند.گفته می شود که این برهمن های دات، حتی تا به امروز یک علامت شکاف به عنوان نمادی از قربانی اجدادشان در کربلا برای امام حسین، روی گلوی خود دارند.
برهمن های حسین معتقدند که در کتاب بهاگاواد گیتا، کریشنا واقعه مرگ امام در کربلا را پیش بینی کرده بود. به گفته آنها، کالکی پورانا، آخرین کتاب از هجده کتاب پورانا ها، و همچنین کتاب آتاروا ودا، چهارمین ودا، از امام حسین به عنوان تجسم الهی یا نماد کالی یو ، عصر حاضر یاد می کنند. آنها امام علی، پدر امام حسین، و داماد و پسر عموی پیامبر اسلام را، مخصوصاً با احترام از وی نام می برند و وی را با عنوان افتخاری "ام مورتی" یاد می کنند. حسینی برهمین ها، جامعه ای است که به هندوئیسم و اسلام پیوند دارد. حدود 125 خانواده حسین برهمینی در پونا زندگی می کنند.چند خانواده نیز در دهلی مستقر هستند. آنها همه ساله مراسم محرم را برگزار می کنند.
دو هنرپیشه هندی از گروه حسینی برهمن به نام های سونیل دات و سانجای دات در بالیوود فعال هستند.
📚📚📚
https://chat.whatsapp.com/HIv05Nmc16jCQuaFjX7I57
قبل از حادثه کربلا ، حضرت علی (ع) خزانه عمومی را به گروه دوت های شجاع سپرده بود. گفته شده که قبیله دوت در زمان جنگ جمل همراه امام علی ع بودند. پس از شهادت امام حسین، افراد باقی مانده از قبیله دوت، همراه بسیاری از نوادگان پیامبر اکرم در سال 778 میلادی به هند مهاجرت کردند. دوت ها در دینا نگر منطقه سیالکوت مستقر شدند و برخی از آنها به سمت پوشکار در راجستان رفتند. در این محل، آنها یک اجتماع برای خود ایجاد کردند و خود را حسینی برهمین نامیدند و یاد پیوند خود با امام زنده نگه داشتند.
(گزارش از گجرات توسط میرزا اعظم بیگ صفحه 422 و آهنگ های محلی)
حامیان خاندان پیامبر اسلام، برای حسینی برهمین ها احترام زیادی قایل هستند زیرا فداکاری های بسیاری در کربلا انجام دادند.گفته می شود که این برهمن های دات، حتی تا به امروز یک علامت شکاف به عنوان نمادی از قربانی اجدادشان در کربلا برای امام حسین، روی گلوی خود دارند.
برهمن های حسین معتقدند که در کتاب بهاگاواد گیتا، کریشنا واقعه مرگ امام در کربلا را پیش بینی کرده بود. به گفته آنها، کالکی پورانا، آخرین کتاب از هجده کتاب پورانا ها، و همچنین کتاب آتاروا ودا، چهارمین ودا، از امام حسین به عنوان تجسم الهی یا نماد کالی یو ، عصر حاضر یاد می کنند. آنها امام علی، پدر امام حسین، و داماد و پسر عموی پیامبر اسلام را، مخصوصاً با احترام از وی نام می برند و وی را با عنوان افتخاری "ام مورتی" یاد می کنند. حسینی برهمین ها، جامعه ای است که به هندوئیسم و اسلام پیوند دارد. حدود 125 خانواده حسین برهمینی در پونا زندگی می کنند.چند خانواده نیز در دهلی مستقر هستند. آنها همه ساله مراسم محرم را برگزار می کنند.
دو هنرپیشه هندی از گروه حسینی برهمن به نام های سونیل دات و سانجای دات در بالیوود فعال هستند.
📚📚📚
https://chat.whatsapp.com/HIv05Nmc16jCQuaFjX7I57
WhatsApp.com
انجمن علمی معلمان تاریخ اصفهان (صدای تاریخ)
WhatsApp Group Invite
Forwarded from کانال مطالعه و مطالبه ی قانون
با توجه به گزینه معرفی شده برای وزارت آموزش پرورش، آیا آقای حسین باغلگی را گزینه مناسبی برای آ.پ میدانید؟
Anonymous Poll
11%
موافق هستم
89%
مخالف هستم
Forwarded from سهام نیوز
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅نظر ترامپ در مورد اشرف غنی: هیچوقت از اشرف غنی خوشم نمیآمد، او یک فاسد تمام عیار است. از تعقیب جان به در برد، همه وقتش را به عیش و نوش با سناتورهای ما می گذراند و سناتورهای من در جیبش بودند
@Sahamnewsorg
@Sahamnewsorg
✅"احمدمسعود"نماد مقاومت در برابر طالبان است؟
📌سناریوی غرب برای آینده افغانستان
✍️فاطمه سیدافقهی
فرزند احمدشاه مسعود امروز به عنوان نماد مقاومت جدید در برابر طالبان مطرح است و این موضوع با حمایت غربیها هم همراه شده که میتواند قابل تامل باشد.
متعاقب تصرف و تسلط طالبان بر افغانستان و فرار رهبران و مقامات سابق دولت کابل به کشورهای خارجی، وضعیت در کشور ظاهرا آرام است که این میتواند به مثابه آرامش قبل از طوفان باشد.
طالبان پس از تسلط کامل بر پایتخت و دستگاه های دولتی از جمله ارگ ریاست جمهوری و صدا و سیمای آن کشور و البته به دست گرفتن امنیت افغانستان و به ویژه کابل، در پی ایجاد فضای آرام حتی ظاهری است.
به نظر می آید آنها به دنبال ایجاد مقبولیت مردمی هستند تا روزها و شاید ماههای ابتدایی حکومت خود را با پشتوانه مردمی و البته حمایت های خارجی آغاز کنند و به اصطلاح میخ خود را محکم بکوبند.
در این میان تنها یک ولایت از ۳۴ ولایت کشور افغانستان هنوز به دست نیروهای طالبان فتح نشده است و آن پنچشیر است.
این ولایت برای مردم افغان یادآور روزهای مقاومت و دلاوریهای فرماندهی شجاع به نام احمد شاه مسعود در برابر نیروهای بیگانه است که اجازه نداد پنجشیر تحت کنترل متجاوزین خارجی قرار بگیرد.
امروز هم خبرها و گزارش های منتشر شده از ولایت پنجشیر که کماکان خارج از تسلط طالبان به سر می برد، نشان میدهد که "احمد مسعود" فرزند احمدشاه مسعود که تحصیل کرده کالج سلطنتی کینگز لندن هم هست، به عنوان نماد مقاومت جدید در برابر طالبان مطرح شده است.
نکته قابل تامل در این خصوص آن است که غربیها از این موضوع استقبال کرده اند و در برخی شبکههای فارسی زبان خارجی هم این موضوع با رویکردی مثبت مورد ارزیابی آنها قرار گرفته است.
باتوجه به موضوعات بیان شده، به نظر می آید که آینده افغانستان میتواند دستخوش تحولات دیگری باشد که طراحی آن در اتاق های فکر غربی انجام شده است و یکی از بازیگران این سناریو هم میتواند احمد مسعود باشد.
به عنوان جمع بندی این موضوع میتوانم به این نکته اشاره کنم که از جمله طرحهای قابل پیش بینی برای افغانستان میتواند یکی تجزیه آن کشور و دیگری لشکرکشی مجدد غرب به افغانستان و کنار زدن دوباره طالبان به منظور روی کار آمدن دولتی جدید و البته غرب گرا در آن کشور باشد، اما به هرحال باید منتظر ماند و دید که سیر تحولات چگونه در این کشور دنبال می شود.
@tarbd
📌سناریوی غرب برای آینده افغانستان
✍️فاطمه سیدافقهی
فرزند احمدشاه مسعود امروز به عنوان نماد مقاومت جدید در برابر طالبان مطرح است و این موضوع با حمایت غربیها هم همراه شده که میتواند قابل تامل باشد.
متعاقب تصرف و تسلط طالبان بر افغانستان و فرار رهبران و مقامات سابق دولت کابل به کشورهای خارجی، وضعیت در کشور ظاهرا آرام است که این میتواند به مثابه آرامش قبل از طوفان باشد.
طالبان پس از تسلط کامل بر پایتخت و دستگاه های دولتی از جمله ارگ ریاست جمهوری و صدا و سیمای آن کشور و البته به دست گرفتن امنیت افغانستان و به ویژه کابل، در پی ایجاد فضای آرام حتی ظاهری است.
به نظر می آید آنها به دنبال ایجاد مقبولیت مردمی هستند تا روزها و شاید ماههای ابتدایی حکومت خود را با پشتوانه مردمی و البته حمایت های خارجی آغاز کنند و به اصطلاح میخ خود را محکم بکوبند.
در این میان تنها یک ولایت از ۳۴ ولایت کشور افغانستان هنوز به دست نیروهای طالبان فتح نشده است و آن پنچشیر است.
این ولایت برای مردم افغان یادآور روزهای مقاومت و دلاوریهای فرماندهی شجاع به نام احمد شاه مسعود در برابر نیروهای بیگانه است که اجازه نداد پنجشیر تحت کنترل متجاوزین خارجی قرار بگیرد.
امروز هم خبرها و گزارش های منتشر شده از ولایت پنجشیر که کماکان خارج از تسلط طالبان به سر می برد، نشان میدهد که "احمد مسعود" فرزند احمدشاه مسعود که تحصیل کرده کالج سلطنتی کینگز لندن هم هست، به عنوان نماد مقاومت جدید در برابر طالبان مطرح شده است.
نکته قابل تامل در این خصوص آن است که غربیها از این موضوع استقبال کرده اند و در برخی شبکههای فارسی زبان خارجی هم این موضوع با رویکردی مثبت مورد ارزیابی آنها قرار گرفته است.
باتوجه به موضوعات بیان شده، به نظر می آید که آینده افغانستان میتواند دستخوش تحولات دیگری باشد که طراحی آن در اتاق های فکر غربی انجام شده است و یکی از بازیگران این سناریو هم میتواند احمد مسعود باشد.
به عنوان جمع بندی این موضوع میتوانم به این نکته اشاره کنم که از جمله طرحهای قابل پیش بینی برای افغانستان میتواند یکی تجزیه آن کشور و دیگری لشکرکشی مجدد غرب به افغانستان و کنار زدن دوباره طالبان به منظور روی کار آمدن دولتی جدید و البته غرب گرا در آن کشور باشد، اما به هرحال باید منتظر ماند و دید که سیر تحولات چگونه در این کشور دنبال می شود.
@tarbd
Forwarded from سهام نیوز
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅علیرغم ادعای ظاهری طالبان مبنی بر رعایت حقوق زنان و حتی مصاحبه یکی از مسئولان آن با مجری زن شبکه طلوع، نمایندگان طالبان به شکل پنهانی به زنان هشدار دادهاند که از اشتغال در بیرون از خانه، دست بکشند.
شبنمداوران مجری خبر میگوید که نمایندگان طالبان با وجود اینکه وی محجبه ودارای کارت خبرنگاری است، به محل کار او رفته و گفتهاند:« نظام عوض شده، بیخیال کار گویندگی شو».
@Sahamnewsorg
شبنمداوران مجری خبر میگوید که نمایندگان طالبان با وجود اینکه وی محجبه ودارای کارت خبرنگاری است، به محل کار او رفته و گفتهاند:« نظام عوض شده، بیخیال کار گویندگی شو».
@Sahamnewsorg
✅حسینبنعلی در برابر فساد سیستماتیک
دولت صدر اسلام به نوعی یک دولت رانتی است، رانت مبتنی بر غنیمت. به این معنی که پول زیادی دست دولت است و بنابراین همه چیز سرنوشت جامعه وارد کف باکفایت یا بی کفایت دولتمردان می شود و به همین دلیل در چنین جامعه ای ما شاهد یکه تازی دولت هستیم، دولت ها در چنین جامعه ای تمامیت خواه می شوند و سرنوشت کلیت جامعه را در دست می گیرند، نه تنها قدرت اقتصادی دستشان است، یعنی به جای اینکه سیاست منطق اقتصاد پیدا کند، اقتصاد منطق سیاست پیدا می کند و دولت با پولی که دستش هست، دین، فرهنگ و نظام آموزش و پرورش، افکار عمومی و رسانه ها را کنترل می کند و در چنین شرایطی یکی اختناق برای آزادی خواهان و فرصت طلبی برای فرصت طلبان رخ می دهد و لذا جامعه را به دو بخش معترضان و بهره مندان از وضعیت موجود تقسیم می کند.
با نگاهی به جامعه عرب قبل از اسلام، مشاهده می کنیم که هنوز دولت به معنای علمی امروز آن شکل نگرفته است و آنچه وجود دارد دولت- شهر، ادامه سنت یونانی – رومی است که از طریق شام به مکه سرازیر شده و در حال ورود به مدینه هم هست. از درون این سنت تاریخی ما با دو الگوی کوچک حکمرانی مکه با سنت اشرافی و الگوی مدینه با سنت شورایی روبرو هستیم؛ وقتی پیامبر اسلام وارد مدینه می شود، سنت مدنی را انتخاب می کند و حکومت را به سمت سلسله قراردادها کشانده و یک رگه شورایی به حکومت می دهد اما از بعد از پیامبر کم کم شاهد ادغام سنت مدینه با مکه و به تدریج غلبه سنت مکه بر تمدن اسلامی هستیم.
ابن خلدون در مقدمه خود می گوید: «اگر مناقشه بین بنی هاشم و بنی امیه شکل بگیرد چون پتانسیل قدرت بنی امیه بالاست، سرانجام، بنی امیه، قدرت را خواهد برد». یعنی خلافت، ظاهر مبتنی بر بیعت پیدا می کند اما باطنی در درون اشرافیت در حال ساخت است و به تدریج ابن خلدون توضیح می دهد که چنین خلافتی در سه مرحله قابل انتقال به سلطنت است. ابتدا کمی دموکراتیک است، سپس ظاهر دموکراتیک پیدا می کند و سرانجام بعد از ۴۰ سال به شدت و سرعت به سلطنت می غلتد و عناصر خود را نشان می دهد.
سال ۱۵ هجرت برای تاریخ ایران و شام سال مهمی است چون در این دوره، قادسیه در حال شکل گیری است و به پایانش می رسد و امپراطوری ثروتمند ایران و بلافاصله روم در هم می شکند و تمام ثروت آن وارد مدینه می شود و به این ترتیب سیستمی با توجه به ورود این ثروت به خزانه دولت، پدیده ای به نام رانت وارد مدینه می شود. تا سال ۱۳ هجرت، اگر غنیمتی هم بود به صورت مساوی تقسیم می شد، نویسنده ای به نام الکان دهلوی در کتاب حیات الصحابه توضیح دقیقی از این دگردیسی و تحولات داده است و می گوید وقتی خلیفه اول می خواست بیت المال را تقسیم کند می گفت برای من مجاهد و غیر مجاهد تفاوتی ندارد، فضل و امتیاز و ثواب آنها نزد خداوند است، این پول برای شکم آنهاست، فرقی ندارد مجاهد باشد یا قائد.
خلیفه دوم در سال ۱۵ هجرت فرمولی را برای توزیع غنائم تعریف کرد که این فرمول تا آخر بنی امیه باقی بود و آغاز فساد دولت اسلامی بود، فرمول از این قرار بود که سهم هر شهروند یا مسلمان مساوی با میزان نزدیکی نسبی به پیامبر، ضرب در سبقت در اسلام می شود. عمر خلیفه دوم مساله را فهمیده بود و بنابراین گفت حق تبدیل ثروت به سرمایه را ندارید اما می توانید از ثروت استفاده کنید جالب این که فرزندان اینها به فساد افتادند. در مقابل، خلیفه سوم، خصوصی سازی را آغاز کرد و سکه را تبدیل به زمین های زراعی کرد و تمام انفال کم کم به صحابه فروخته شد.
در این شرایط گسست ساختاری بین دولت و جامعه به وجود می آید و دولت به شدت امنیتی می شود و تلاش می کند خود را حفظ کند و برای حفظ خود ازهیچ اقدام خشنی پرهیز نمی کند. در این شرایط از لحاظ روانشناسی اجتماعی، در مدینه و مکه و جاهای دیگر، یک دوگانگی شکل گرفت، یعنی مردم مدینه و مکه و شام غرق ثروت هستند و جاهای دیگر دارد تبدیل به جوامع فرسوده می شود و در آن ها نوعی احساس پوچی شکل می گیرد.
جامعه ای که دچار ظلم ساختاری و فساد سیستماتیک شد و مصلحان در آن جامعه، صدایشان، خفه شد، آن جامعه به صورت اتوماتیک در چرخه ویرانی افتاده و در حرکت است و هیچ کسی، ترمزی برای آن نمی تواند داشته باشد. امام حسین می بیند که جامعه در این شیب قرار گرفته است و لذا تلاش هایی را آغاز می کند.
🔻سخنرانی دکتر داود فیرحی استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران ، در دارالزهراء، تهران، 26 شهریور97، شب هشتم محرم
@tarbd
دولت صدر اسلام به نوعی یک دولت رانتی است، رانت مبتنی بر غنیمت. به این معنی که پول زیادی دست دولت است و بنابراین همه چیز سرنوشت جامعه وارد کف باکفایت یا بی کفایت دولتمردان می شود و به همین دلیل در چنین جامعه ای ما شاهد یکه تازی دولت هستیم، دولت ها در چنین جامعه ای تمامیت خواه می شوند و سرنوشت کلیت جامعه را در دست می گیرند، نه تنها قدرت اقتصادی دستشان است، یعنی به جای اینکه سیاست منطق اقتصاد پیدا کند، اقتصاد منطق سیاست پیدا می کند و دولت با پولی که دستش هست، دین، فرهنگ و نظام آموزش و پرورش، افکار عمومی و رسانه ها را کنترل می کند و در چنین شرایطی یکی اختناق برای آزادی خواهان و فرصت طلبی برای فرصت طلبان رخ می دهد و لذا جامعه را به دو بخش معترضان و بهره مندان از وضعیت موجود تقسیم می کند.
با نگاهی به جامعه عرب قبل از اسلام، مشاهده می کنیم که هنوز دولت به معنای علمی امروز آن شکل نگرفته است و آنچه وجود دارد دولت- شهر، ادامه سنت یونانی – رومی است که از طریق شام به مکه سرازیر شده و در حال ورود به مدینه هم هست. از درون این سنت تاریخی ما با دو الگوی کوچک حکمرانی مکه با سنت اشرافی و الگوی مدینه با سنت شورایی روبرو هستیم؛ وقتی پیامبر اسلام وارد مدینه می شود، سنت مدنی را انتخاب می کند و حکومت را به سمت سلسله قراردادها کشانده و یک رگه شورایی به حکومت می دهد اما از بعد از پیامبر کم کم شاهد ادغام سنت مدینه با مکه و به تدریج غلبه سنت مکه بر تمدن اسلامی هستیم.
ابن خلدون در مقدمه خود می گوید: «اگر مناقشه بین بنی هاشم و بنی امیه شکل بگیرد چون پتانسیل قدرت بنی امیه بالاست، سرانجام، بنی امیه، قدرت را خواهد برد». یعنی خلافت، ظاهر مبتنی بر بیعت پیدا می کند اما باطنی در درون اشرافیت در حال ساخت است و به تدریج ابن خلدون توضیح می دهد که چنین خلافتی در سه مرحله قابل انتقال به سلطنت است. ابتدا کمی دموکراتیک است، سپس ظاهر دموکراتیک پیدا می کند و سرانجام بعد از ۴۰ سال به شدت و سرعت به سلطنت می غلتد و عناصر خود را نشان می دهد.
سال ۱۵ هجرت برای تاریخ ایران و شام سال مهمی است چون در این دوره، قادسیه در حال شکل گیری است و به پایانش می رسد و امپراطوری ثروتمند ایران و بلافاصله روم در هم می شکند و تمام ثروت آن وارد مدینه می شود و به این ترتیب سیستمی با توجه به ورود این ثروت به خزانه دولت، پدیده ای به نام رانت وارد مدینه می شود. تا سال ۱۳ هجرت، اگر غنیمتی هم بود به صورت مساوی تقسیم می شد، نویسنده ای به نام الکان دهلوی در کتاب حیات الصحابه توضیح دقیقی از این دگردیسی و تحولات داده است و می گوید وقتی خلیفه اول می خواست بیت المال را تقسیم کند می گفت برای من مجاهد و غیر مجاهد تفاوتی ندارد، فضل و امتیاز و ثواب آنها نزد خداوند است، این پول برای شکم آنهاست، فرقی ندارد مجاهد باشد یا قائد.
خلیفه دوم در سال ۱۵ هجرت فرمولی را برای توزیع غنائم تعریف کرد که این فرمول تا آخر بنی امیه باقی بود و آغاز فساد دولت اسلامی بود، فرمول از این قرار بود که سهم هر شهروند یا مسلمان مساوی با میزان نزدیکی نسبی به پیامبر، ضرب در سبقت در اسلام می شود. عمر خلیفه دوم مساله را فهمیده بود و بنابراین گفت حق تبدیل ثروت به سرمایه را ندارید اما می توانید از ثروت استفاده کنید جالب این که فرزندان اینها به فساد افتادند. در مقابل، خلیفه سوم، خصوصی سازی را آغاز کرد و سکه را تبدیل به زمین های زراعی کرد و تمام انفال کم کم به صحابه فروخته شد.
در این شرایط گسست ساختاری بین دولت و جامعه به وجود می آید و دولت به شدت امنیتی می شود و تلاش می کند خود را حفظ کند و برای حفظ خود ازهیچ اقدام خشنی پرهیز نمی کند. در این شرایط از لحاظ روانشناسی اجتماعی، در مدینه و مکه و جاهای دیگر، یک دوگانگی شکل گرفت، یعنی مردم مدینه و مکه و شام غرق ثروت هستند و جاهای دیگر دارد تبدیل به جوامع فرسوده می شود و در آن ها نوعی احساس پوچی شکل می گیرد.
جامعه ای که دچار ظلم ساختاری و فساد سیستماتیک شد و مصلحان در آن جامعه، صدایشان، خفه شد، آن جامعه به صورت اتوماتیک در چرخه ویرانی افتاده و در حرکت است و هیچ کسی، ترمزی برای آن نمی تواند داشته باشد. امام حسین می بیند که جامعه در این شیب قرار گرفته است و لذا تلاش هایی را آغاز می کند.
🔻سخنرانی دکتر داود فیرحی استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران ، در دارالزهراء، تهران، 26 شهریور97، شب هشتم محرم
@tarbd
«آیندۀ ما و طالبان»
تصاویر و اخباری که از همسایۀ شرقی هر روز به چشم و گوش میرسد، دلها را به درد میآورد و نگرانیهای عمیقی در جان هر انساندوست و ایراندوستی جاری میکند. البته گویا این نگرانیها فقط برای بخشی از مردم است. بخشی بیتفاوتند و انگار خبر ندارند این درد که به جان همسایه افتاده، به سرنوشت ما هم مرتبط است. و البته عجیبتر سکوت رسانههای داخلی و بیتفاوتی آزاردهندۀ دولتمردان است. گویا این تغییر دولت هم فرصت داده تا قبلیها خود را مسئول ندانند و بعدیها عجلهای برای موضعگیری نداشته باشند. البته چشم امید من همچنان به موضعگیری علمای اعلام و حضرات روحانی است و چند هفته پیش موضعگیری آیتالله صافی گلپایگانی مایۀ دلخوشی بود که اگر اشتباه نکنم از سوی دیگران چندان دنبال نشد.
در اینجا میخواهم فقط چند سؤال از دولتمردان و بزرگان کشور بپرسم، بلکه تأمل این بندۀ ناچیز را جدی بگیرند. طالبان از زمانی که شکل گرفت در دهۀ 1370 فقط به پیروزی با زور اسلحه میاندیشید و هیچ رخداد و مقاومتی، هیچ قدرت و تهاجمی آنها را از این هدف باز نداشت، به ویژه به این دلیل که هدفی جز برپای «امارت» مطلوب خود ندارند، و از آنجا که حاضر نیستند در این امارتسازی هیچ قرائت و آرمانی مگر خواست خود را مبنا قرار دهند، یگانه راه تحقق آن خشاب و مسلسل است. طالبان اگر اراده میکردند میتوانستند با شرکت در انتخابات به سادگی وارد قدرت سیاسی شوند و هر آنچه میخواستند به تصویب برسانند، اگر که همدلی مردم را داشتند. اما اساساً به چنین راهی اعتقاد ندارند. پرسشهای ما هم به عنوان همسایۀ حکومت آتی طالبان از همینجا آغاز میشود...
آیا نیرویی که در سیاست داخلی فقط اسلحه را میشناسد و هموطن خود را میخواهد به زور سرنیزه مطیع کند، در سیاست خارجی اهل مصالحه خواهد بود؟ (البته باید اشاره کنم که در مورد طالبان مفهوم «سیاست داخلی» و «هموطن» را با ملاحظه باید به کار برد، زیرا برای آنها میهن چندان معنایی ندارد.) ما به عنوان شهروند از پساپردۀ سیاست خبر نداریم، دیدهایم هیئتی از طالبان به تهران آمده و احترام فراوانی از دستگاه دیپلماسی ما دیده است. چون بیخبریم باید بر اساس شناخت و عقلمان تحلیل کنیم. آیا وعدههای نیرویی سیاسی که آرمان سیاسی مطلقی دارد، قابلاتکاست؟ به فرض هم که طالبان امروز به مای ایرانی و شیعه قولهایی دارد، اگر نیرویی سر آن داشت که راهش را با مصالحه و بدهبستان باز کند، دیگر چه نیازی داشت دهها سال شبانهروز کلاشنیکف بر دوش داشته باشد؟
اگر از بد روزگار پیشرویهای طالبان به پیروزی نهایی رسد، محال است این نیرو سر سوزنی از آن «امارت اسلامی» مطلوب خود کوتاه بیاید. آیا چنین حاکمیتی دیر یا زود به همپیمان تندخوترین مخالفان ایران و ایرانی بدل نخواهد شد؟ به فرض هم که امروز ضدیت با آمریکا ما و طالبان را در یک سنگر نهاد، آیا فردا پس از پیروزی نهایی میتوانیم به حاکمیت طالبان به عنوان همسایهای قابلاعتماد نگاه کنیم؟ آیا دلارهای نفتی و پولهای هنگفتی از سوی همفکرانشان در دیگر کشورها به سوی آنها جاری نخواهد شد؟ آنگاه چگونه میتوانیم از جماعتی در امان باشیم که دیر یا زود یاد اختلافات مذهبیشان با ما میافتند؟ برای مثال آیا خریدن کل حاکمیت طالبان برای عربستان کار سختی است؟
اما نکتۀ دوم: طالبان فقط از یک منظر تغییر کرده است... آنها یاد گرفتهاند تاکتیکورزی کنند. راهبرد همان است که بود، اما به قدرت رسانه پی برده و فهمیدهاند باید به بدهبستانهای تاکتیکی تن دهند. پس مراقبند با خشونت بیمحابا پیروزی خود را سخت نکنند. اما به سادهترین زبان: حالا گور بابای آمریکا، ما سی سال مسلسل به دوش بودنشان را باور کنیم یا تاکتیکهای موقتشان را؟
در پاسخ به همۀ این نگرانیها برخی خوشخیالانه و با شکستباوری میگویند: طالبان به هر حال پیروز است، پس کاری نکنیم که عصبانی شوند و در پی انتقام از ما یا شیعیان افغانستان باشند. گرامیان! طالبان تنها زمانی از شما راضی خواهد شد که همعقیدهشان شوید. طالبان از قدرت زیاد دشمنش نمیترسد! اگر میترسید با آمریکا گلاویز نمیشد. تفاوت ما با طالبان تفاوت تاجر و دورهگرد است. دورهگرد چیزی برای از دست دادن ندارد، چون دنیایی ندارد، اما تاجر هزار مال و اموال دارد که به زحمت اندوخته است. دورهگرد به سادگی میتواند آتشی به خرمن تاجر اندازد. طالبان به این دنیا کاری ندارد، میتواند دهها سال دیگر هم بجنگد، خوشخیالی است اگر فکر کنیم با همسایۀ دگراندیش خود دوستی خواهد کرد. جنگجویانی که دهها سال اسلحه را از دست زمین نگذاشتند، فردای پیروزی هم اسلحه را کنار نمیگذارند و دنبال دشمن جدیدی میگردند.
هنوز دیر نشده است... کابل را دریابید...
@tarbd
✍مهدی تدینی
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
تصاویر و اخباری که از همسایۀ شرقی هر روز به چشم و گوش میرسد، دلها را به درد میآورد و نگرانیهای عمیقی در جان هر انساندوست و ایراندوستی جاری میکند. البته گویا این نگرانیها فقط برای بخشی از مردم است. بخشی بیتفاوتند و انگار خبر ندارند این درد که به جان همسایه افتاده، به سرنوشت ما هم مرتبط است. و البته عجیبتر سکوت رسانههای داخلی و بیتفاوتی آزاردهندۀ دولتمردان است. گویا این تغییر دولت هم فرصت داده تا قبلیها خود را مسئول ندانند و بعدیها عجلهای برای موضعگیری نداشته باشند. البته چشم امید من همچنان به موضعگیری علمای اعلام و حضرات روحانی است و چند هفته پیش موضعگیری آیتالله صافی گلپایگانی مایۀ دلخوشی بود که اگر اشتباه نکنم از سوی دیگران چندان دنبال نشد.
در اینجا میخواهم فقط چند سؤال از دولتمردان و بزرگان کشور بپرسم، بلکه تأمل این بندۀ ناچیز را جدی بگیرند. طالبان از زمانی که شکل گرفت در دهۀ 1370 فقط به پیروزی با زور اسلحه میاندیشید و هیچ رخداد و مقاومتی، هیچ قدرت و تهاجمی آنها را از این هدف باز نداشت، به ویژه به این دلیل که هدفی جز برپای «امارت» مطلوب خود ندارند، و از آنجا که حاضر نیستند در این امارتسازی هیچ قرائت و آرمانی مگر خواست خود را مبنا قرار دهند، یگانه راه تحقق آن خشاب و مسلسل است. طالبان اگر اراده میکردند میتوانستند با شرکت در انتخابات به سادگی وارد قدرت سیاسی شوند و هر آنچه میخواستند به تصویب برسانند، اگر که همدلی مردم را داشتند. اما اساساً به چنین راهی اعتقاد ندارند. پرسشهای ما هم به عنوان همسایۀ حکومت آتی طالبان از همینجا آغاز میشود...
آیا نیرویی که در سیاست داخلی فقط اسلحه را میشناسد و هموطن خود را میخواهد به زور سرنیزه مطیع کند، در سیاست خارجی اهل مصالحه خواهد بود؟ (البته باید اشاره کنم که در مورد طالبان مفهوم «سیاست داخلی» و «هموطن» را با ملاحظه باید به کار برد، زیرا برای آنها میهن چندان معنایی ندارد.) ما به عنوان شهروند از پساپردۀ سیاست خبر نداریم، دیدهایم هیئتی از طالبان به تهران آمده و احترام فراوانی از دستگاه دیپلماسی ما دیده است. چون بیخبریم باید بر اساس شناخت و عقلمان تحلیل کنیم. آیا وعدههای نیرویی سیاسی که آرمان سیاسی مطلقی دارد، قابلاتکاست؟ به فرض هم که طالبان امروز به مای ایرانی و شیعه قولهایی دارد، اگر نیرویی سر آن داشت که راهش را با مصالحه و بدهبستان باز کند، دیگر چه نیازی داشت دهها سال شبانهروز کلاشنیکف بر دوش داشته باشد؟
اگر از بد روزگار پیشرویهای طالبان به پیروزی نهایی رسد، محال است این نیرو سر سوزنی از آن «امارت اسلامی» مطلوب خود کوتاه بیاید. آیا چنین حاکمیتی دیر یا زود به همپیمان تندخوترین مخالفان ایران و ایرانی بدل نخواهد شد؟ به فرض هم که امروز ضدیت با آمریکا ما و طالبان را در یک سنگر نهاد، آیا فردا پس از پیروزی نهایی میتوانیم به حاکمیت طالبان به عنوان همسایهای قابلاعتماد نگاه کنیم؟ آیا دلارهای نفتی و پولهای هنگفتی از سوی همفکرانشان در دیگر کشورها به سوی آنها جاری نخواهد شد؟ آنگاه چگونه میتوانیم از جماعتی در امان باشیم که دیر یا زود یاد اختلافات مذهبیشان با ما میافتند؟ برای مثال آیا خریدن کل حاکمیت طالبان برای عربستان کار سختی است؟
اما نکتۀ دوم: طالبان فقط از یک منظر تغییر کرده است... آنها یاد گرفتهاند تاکتیکورزی کنند. راهبرد همان است که بود، اما به قدرت رسانه پی برده و فهمیدهاند باید به بدهبستانهای تاکتیکی تن دهند. پس مراقبند با خشونت بیمحابا پیروزی خود را سخت نکنند. اما به سادهترین زبان: حالا گور بابای آمریکا، ما سی سال مسلسل به دوش بودنشان را باور کنیم یا تاکتیکهای موقتشان را؟
در پاسخ به همۀ این نگرانیها برخی خوشخیالانه و با شکستباوری میگویند: طالبان به هر حال پیروز است، پس کاری نکنیم که عصبانی شوند و در پی انتقام از ما یا شیعیان افغانستان باشند. گرامیان! طالبان تنها زمانی از شما راضی خواهد شد که همعقیدهشان شوید. طالبان از قدرت زیاد دشمنش نمیترسد! اگر میترسید با آمریکا گلاویز نمیشد. تفاوت ما با طالبان تفاوت تاجر و دورهگرد است. دورهگرد چیزی برای از دست دادن ندارد، چون دنیایی ندارد، اما تاجر هزار مال و اموال دارد که به زحمت اندوخته است. دورهگرد به سادگی میتواند آتشی به خرمن تاجر اندازد. طالبان به این دنیا کاری ندارد، میتواند دهها سال دیگر هم بجنگد، خوشخیالی است اگر فکر کنیم با همسایۀ دگراندیش خود دوستی خواهد کرد. جنگجویانی که دهها سال اسلحه را از دست زمین نگذاشتند، فردای پیروزی هم اسلحه را کنار نمیگذارند و دنبال دشمن جدیدی میگردند.
هنوز دیر نشده است... کابل را دریابید...
@tarbd
✍مهدی تدینی
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd