✅نامه سردار اسعد به انجمن ولایتی اصفهان
📌به منظور شناخت بهتر روحیات سردار اسعد بخشهایی از این نامهی او به انجمن ولایتی اصفهان که در روزنامهی زایندهرود (سال اول، 7 ربیعالثانی 1327 ق.) چاپ شده است، در پی میآید.
«خدمت ذی شرافت اعضای محترم انجمن مقدس ولایتی ـ دام بقائهم.
عرض مینماید، چنان که سابقاً عرض و اظهار شده، تهیهی حرکت اردوی بزرگ، مرکب از ده هزار سوار و پیاده، دیده شده و عماقریب حرکت مینماییم و این که فیالجمله تأخیری در حرکت بنده پیدا شد برای این است که بنده بدواً خیال داشتم فقط با دو هزار نفر سوارهی منتخب حرکت کنم، ولی حالت هیجان افراد ایل و داوطلبی آنها در خدمت و جان فشانی در راه ملت مرا مجبور کرد که چند روزی توقف کنم تا لوازم حرکت آنها را مرتب نمایم.
به علاوهی کسالت مزاج جناب مستطاب اجل، آقای سردار محتشم، ایشان را از سرعت سیر ممانعت نمود و البته خاطر محترم آقایان مسبوق است که تهیهی حرکت ده هزار نفر سواره و پیاده چه اندازه صعوبت دارد. ولی از خوشبختی ملت، تمام موانع رفع شده و روز به روز، دسته دسته از اطراف میرسند و سان میدهند و نواقص خود را در «جونقان» تکمیل نموده، به طرف شهر و مورچه خورت روانه میشوند و خود بنده به رسیدن سردار محتشم، که تقریباً تا دویم، سیم ماه ربیعالثانی وارد خواهند شد، با سوارهای منتخب که با ایشان و نورچشمیسردار بهادر از گرمسیر حرکت کردهاند، روانه خواهیم شد.
از قرار مسموع، بعضی از مردمان شورشطلب که خود را هواخواه دربار میدانند، مردم ضعیفالنفس را از اردوی دولتی کاشان میترسانند. خیلی محل حیرت است که مردم اصفهان این را باور میکنند و از اردوی موهومی دولت میترسند یا خیال میکنند من این همه تهیه را برای مدافعه از اردوی دولتی مرتب میکنم یا در مقام تهیه، احتیاجی به مردم اصفهان دارم.
اولاً اردوی دولتی قابل توجه نیست و جناب مستطاب اجل، آقای حاجخسروخان، و آقای سالار حشمت با استعدادات کافیه که در مورچه خورت هستند، با نهایت سهولت آنها را متفرق مینمایند و ثانیاً غرض اصلی بنده از تحمل این همه مشقت اصلاح حال کلیهی مملکت و آزادی تمام ملت است و ثالثاً به هیچ وجه احتیاج به معاونت مردم اصفهان ندارم و من به حکم وجدان و شرط اسلامیت خودم انجام این امر بزرگ را بر عهده گرفتهام وتا یک نفر از ایل بختیاری زنده باشد، از انجام این مقصد بزرگ دست بردار نیستم،خواه مردم اصفهان همراه باشند یا مخالف باشند. و صریحاً مینویسم غرض غیر از اجرای احکام مقدسهی آیاتالله نجف اشرف و سایر علمای اعلام ـ دامت برکاتهم ـ در اعادهی مشروطیت و رفع تعطیل موقتی مجلس شورای ملی ندارم. نه با دولت طرف هستم و نه با سلطنت عداوت دارم. نه خیال سلطنت دارم نه هوای حکومت. هر وقت حقوق مغصوبهی ملت به آنها مسترد شود با نهایت خلوص عقیدت به دولت خدمت میکنم.
مجملاً استدعا میکنم به مردم اصفهان حالی کنید که از هیچ چیز اندیشه نداشته باشند و بدانند به یاری امام زمان ـ عجلالله فرجه ـ به زودی مقاصد مشروعهی ایشان برآورده خواهد شد.
فدایی ملت نجیب ایران، علیقلی بختیاری
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
📌به منظور شناخت بهتر روحیات سردار اسعد بخشهایی از این نامهی او به انجمن ولایتی اصفهان که در روزنامهی زایندهرود (سال اول، 7 ربیعالثانی 1327 ق.) چاپ شده است، در پی میآید.
«خدمت ذی شرافت اعضای محترم انجمن مقدس ولایتی ـ دام بقائهم.
عرض مینماید، چنان که سابقاً عرض و اظهار شده، تهیهی حرکت اردوی بزرگ، مرکب از ده هزار سوار و پیاده، دیده شده و عماقریب حرکت مینماییم و این که فیالجمله تأخیری در حرکت بنده پیدا شد برای این است که بنده بدواً خیال داشتم فقط با دو هزار نفر سوارهی منتخب حرکت کنم، ولی حالت هیجان افراد ایل و داوطلبی آنها در خدمت و جان فشانی در راه ملت مرا مجبور کرد که چند روزی توقف کنم تا لوازم حرکت آنها را مرتب نمایم.
به علاوهی کسالت مزاج جناب مستطاب اجل، آقای سردار محتشم، ایشان را از سرعت سیر ممانعت نمود و البته خاطر محترم آقایان مسبوق است که تهیهی حرکت ده هزار نفر سواره و پیاده چه اندازه صعوبت دارد. ولی از خوشبختی ملت، تمام موانع رفع شده و روز به روز، دسته دسته از اطراف میرسند و سان میدهند و نواقص خود را در «جونقان» تکمیل نموده، به طرف شهر و مورچه خورت روانه میشوند و خود بنده به رسیدن سردار محتشم، که تقریباً تا دویم، سیم ماه ربیعالثانی وارد خواهند شد، با سوارهای منتخب که با ایشان و نورچشمیسردار بهادر از گرمسیر حرکت کردهاند، روانه خواهیم شد.
از قرار مسموع، بعضی از مردمان شورشطلب که خود را هواخواه دربار میدانند، مردم ضعیفالنفس را از اردوی دولتی کاشان میترسانند. خیلی محل حیرت است که مردم اصفهان این را باور میکنند و از اردوی موهومی دولت میترسند یا خیال میکنند من این همه تهیه را برای مدافعه از اردوی دولتی مرتب میکنم یا در مقام تهیه، احتیاجی به مردم اصفهان دارم.
اولاً اردوی دولتی قابل توجه نیست و جناب مستطاب اجل، آقای حاجخسروخان، و آقای سالار حشمت با استعدادات کافیه که در مورچه خورت هستند، با نهایت سهولت آنها را متفرق مینمایند و ثانیاً غرض اصلی بنده از تحمل این همه مشقت اصلاح حال کلیهی مملکت و آزادی تمام ملت است و ثالثاً به هیچ وجه احتیاج به معاونت مردم اصفهان ندارم و من به حکم وجدان و شرط اسلامیت خودم انجام این امر بزرگ را بر عهده گرفتهام وتا یک نفر از ایل بختیاری زنده باشد، از انجام این مقصد بزرگ دست بردار نیستم،خواه مردم اصفهان همراه باشند یا مخالف باشند. و صریحاً مینویسم غرض غیر از اجرای احکام مقدسهی آیاتالله نجف اشرف و سایر علمای اعلام ـ دامت برکاتهم ـ در اعادهی مشروطیت و رفع تعطیل موقتی مجلس شورای ملی ندارم. نه با دولت طرف هستم و نه با سلطنت عداوت دارم. نه خیال سلطنت دارم نه هوای حکومت. هر وقت حقوق مغصوبهی ملت به آنها مسترد شود با نهایت خلوص عقیدت به دولت خدمت میکنم.
مجملاً استدعا میکنم به مردم اصفهان حالی کنید که از هیچ چیز اندیشه نداشته باشند و بدانند به یاری امام زمان ـ عجلالله فرجه ـ به زودی مقاصد مشروعهی ایشان برآورده خواهد شد.
فدایی ملت نجیب ایران، علیقلی بختیاری
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
۱۴ مرداد سالروز امضای فرمان #مشروطیت/ متن فرمان به خط احمد قوام و امضای مظفرالدینشاه @tarbd
فرمان مشروطیت؛ با خط احمد قوام و امضای مظفرالدین شاه قاجار
فرمان مشروطیت در اصل فرمان تشکیل مجلس شورای ملی ست که مظفرالدین شاه قاجار در ۱۴ مرداد ۱۲۸۵ در پاسخ به متحصنین در جنبش مشروطه ایران امضا کرد و از طریق آن با مشارکت مردم در امر حکومت موافقت کرد و این چنین حکومت مشروطه برای نخستین بار در ایران تأسیس شد. خطاب فرمان به صدراعظم یعنی میرزا نصراللهخان مشیرالدوله است که خود در تهیه آن و راضی کردن شاه به امضای آن کوشش کرده بود. اصل فرمان به خط احمد قوام (قوامالسلطنه) است.
متن فرمان
جناب اشرف صدراعظم -- از آن جا که حضرت باری تعالی جلشأنه سررشته ترقی و سعادت ممالک محروسه ایران را بکف کفایت ما سپرده و شخص همایون ما را حافظ حقوق قاطبه اهالی و رعایای صدیق خودمان قرار داده لهذا در این موقع که اراده همایون ما براین تعلق گرفت که برای رفاهیت و امنیت قاطبه اهالی ایران و تشیید مبانی دولت اصلاحات مقننه به مرور در دوائر دولتی و مملکتی به موقع اجرا گذارده شود چنان مصصم شدیم که مجلس شورای ملی از منتخبین شاهزادگان قاجاریه, علماء, اعیان, اشراف, ملاکین و تجار و اصناف به انتخاب طبقات مرقومه در دارالخلافه تهران تشکیل و تنظیم شود که در مهام امور دولتی و مملکتی و مصالح عامه مشاوره و مداقه لازمه را به عمل آورده به هیئت وزرای دولت خواه ما در اصلاحاتی که برای سعادت و خوشبختی ایران خواهد شد اعانت و کمک لازم را بنماید و در کمال امنیت و اطمینان عقاید خود را در خیر دولت و ملت و مصالح عامه و احتیاجات قاطبه اهالی مملکت به توسط شخص اول دولت به عرض برساند که به صحه همایونی موشح و به موقع اجرا گذارده شود. بدیهی است که به موجب این دستخط مبارک نظامنامه و ترتیبات این مجلس و اسباب و لوازم تشکیل آن را موافق تصویب و امضای منتخبین از این تاریخ معین و مهیا خواهد نمود که به صحه ملوکانه رسیده و بعونالله تعالی مجلس شورای ملی مرقوم که نگهبان عدل است افتتاح و به اصلاحات لازمهٔ امور مملکت و اجراء قوانین شرع مقدس شروع نماید و نیز مقرر میداریم که سواد دستخط مبارک را اعلان و منتشر نمایند تا قاطبه اهالی از نیات حسنه ما که تماماً راجع به ترقی دولت و ملت ایران است کماینبغی مطلع و مرفهالحال مشغول دعاگوئی دوام این دولت و این مجلس بیزوال باشند -- در قصر صاحبقرانیه به تاریخ چهاردهم جمادی الثانیه ۱۳۲۴ هجری در سال یازدهم سلطنت ما
چون در این فرمان با ذکر «شاهزادگان قاجاریه و علماء و اعیان و اشراف و ملاکین و تجار و اصناف» ذکری از دیگر طبقات مردم نشده بود، به در خواست نمایندگان پناهندگان سفارت، فرمان دیگری صادر شد:
جناب اشرف صدراعظم -- در تکمیل دستخط سابق خودمان مورخه چهاردهم جمادیالثانیه ۱۳۲۴ که امر و فرمان صریحاً در تأسیس مجلس منتخبین ملت فرموده بودیم مجدداً برای آنکه عموم اهالی و افراد ملت از توجهات کامله ما واقف باشند امر و مقرر میداریم که مجلس مزبور را به شرح دستخط سابق سریعاً دایر نموده بعد از انتخابات اجزاء مجلس فصول و شرایط نظام مجلس شورای اسلامی را مطابق تصویب و امضای منتخبین به طوری که شایسته مملکت و و ملت و قوانین شرع مقدس باشد مرتب بنمائید که به شرفعرض و امضای همایونی ما موشح و مطابق نظامنامه مزبور این مقصود مقدس صورت و انجام پذیرد.
@tarbd
فرمان مشروطیت در اصل فرمان تشکیل مجلس شورای ملی ست که مظفرالدین شاه قاجار در ۱۴ مرداد ۱۲۸۵ در پاسخ به متحصنین در جنبش مشروطه ایران امضا کرد و از طریق آن با مشارکت مردم در امر حکومت موافقت کرد و این چنین حکومت مشروطه برای نخستین بار در ایران تأسیس شد. خطاب فرمان به صدراعظم یعنی میرزا نصراللهخان مشیرالدوله است که خود در تهیه آن و راضی کردن شاه به امضای آن کوشش کرده بود. اصل فرمان به خط احمد قوام (قوامالسلطنه) است.
متن فرمان
جناب اشرف صدراعظم -- از آن جا که حضرت باری تعالی جلشأنه سررشته ترقی و سعادت ممالک محروسه ایران را بکف کفایت ما سپرده و شخص همایون ما را حافظ حقوق قاطبه اهالی و رعایای صدیق خودمان قرار داده لهذا در این موقع که اراده همایون ما براین تعلق گرفت که برای رفاهیت و امنیت قاطبه اهالی ایران و تشیید مبانی دولت اصلاحات مقننه به مرور در دوائر دولتی و مملکتی به موقع اجرا گذارده شود چنان مصصم شدیم که مجلس شورای ملی از منتخبین شاهزادگان قاجاریه, علماء, اعیان, اشراف, ملاکین و تجار و اصناف به انتخاب طبقات مرقومه در دارالخلافه تهران تشکیل و تنظیم شود که در مهام امور دولتی و مملکتی و مصالح عامه مشاوره و مداقه لازمه را به عمل آورده به هیئت وزرای دولت خواه ما در اصلاحاتی که برای سعادت و خوشبختی ایران خواهد شد اعانت و کمک لازم را بنماید و در کمال امنیت و اطمینان عقاید خود را در خیر دولت و ملت و مصالح عامه و احتیاجات قاطبه اهالی مملکت به توسط شخص اول دولت به عرض برساند که به صحه همایونی موشح و به موقع اجرا گذارده شود. بدیهی است که به موجب این دستخط مبارک نظامنامه و ترتیبات این مجلس و اسباب و لوازم تشکیل آن را موافق تصویب و امضای منتخبین از این تاریخ معین و مهیا خواهد نمود که به صحه ملوکانه رسیده و بعونالله تعالی مجلس شورای ملی مرقوم که نگهبان عدل است افتتاح و به اصلاحات لازمهٔ امور مملکت و اجراء قوانین شرع مقدس شروع نماید و نیز مقرر میداریم که سواد دستخط مبارک را اعلان و منتشر نمایند تا قاطبه اهالی از نیات حسنه ما که تماماً راجع به ترقی دولت و ملت ایران است کماینبغی مطلع و مرفهالحال مشغول دعاگوئی دوام این دولت و این مجلس بیزوال باشند -- در قصر صاحبقرانیه به تاریخ چهاردهم جمادی الثانیه ۱۳۲۴ هجری در سال یازدهم سلطنت ما
چون در این فرمان با ذکر «شاهزادگان قاجاریه و علماء و اعیان و اشراف و ملاکین و تجار و اصناف» ذکری از دیگر طبقات مردم نشده بود، به در خواست نمایندگان پناهندگان سفارت، فرمان دیگری صادر شد:
جناب اشرف صدراعظم -- در تکمیل دستخط سابق خودمان مورخه چهاردهم جمادیالثانیه ۱۳۲۴ که امر و فرمان صریحاً در تأسیس مجلس منتخبین ملت فرموده بودیم مجدداً برای آنکه عموم اهالی و افراد ملت از توجهات کامله ما واقف باشند امر و مقرر میداریم که مجلس مزبور را به شرح دستخط سابق سریعاً دایر نموده بعد از انتخابات اجزاء مجلس فصول و شرایط نظام مجلس شورای اسلامی را مطابق تصویب و امضای منتخبین به طوری که شایسته مملکت و و ملت و قوانین شرع مقدس باشد مرتب بنمائید که به شرفعرض و امضای همایونی ما موشح و مطابق نظامنامه مزبور این مقصود مقدس صورت و انجام پذیرد.
@tarbd
Forwarded from شرق دور
اعلامیه شیخ فضل الله نوری درباره مشروطه
هرکس به قانونگذاری اعتقاد داشته باشد ، مرتد است و طبق قانون
اسلام خونش حلال است ، زنش مصادره می شود و اموالش نیز همینطور
ﺑﻨﺪ۱- ﻫﺮﮐﺲ ﺑﻪ ﻗﺎﻧﻮﻧﮕﺬﺍﺭﯼ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﻣﺮﺗﺪ ﺍﺳﺖ. ﭼﻮﻥ ﻣﺎ ﻗﺎﻧﻮﻥﺍﻟﻬﯽ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﻧﯿﺎﺯ ﺑﻪ ﻭﺿﻊ ﻗﺎﻧﻮﻥِ ﻧﻮ، ﺍﺑﺪﺍ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ. ﻭ ﻫﺮﮐﺲ ﻣﺮﺗﺪ ﺷﺪ ﻃﺒﻖ ﻗﺎﻧﻮﻥﺍﺳﻼﻡ ﺧﻮﻧﺶ ﺣﻼﻝ ﺍﺳﺖ، ﺯﻧﺶ مصادره ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻭ ﺍﻣﻮﺍﻟﺶ ﻫﻢ ﻫﻤﯿﻦﻃﻮﺭ.
ﺑﻨﺪ۲- ﻋﺠﻢﻫﺎﯼ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ (یعنی ایرانیان پیش از اسلام) ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﺸﺮﻭﻃﻪﺧﻮﺍﻫﺎﻥ ﻣﺪﺣﺸﺎﻥ ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ، ﺧﺒﯿﺚﺗﺮﯾﻦ ﻃﻮﺍﯾﻒ ﺑﻮﺩﻧﺪ.
«ﺁﺯﺍﺩﯼ ﻗﻠﻢ ﻭ ﻟﺴﺎﻥ ﺍﺯ ﺟﻬﺎﺕ ﮐﺜﯿﺮﻩ، ﻣﻨﺎﻓﯽ ﺑﺎ ﻗﺎﻧﻮﻥﺍﻟﻬﯽ ﺍﺳﺖ. ﺍﮔﺮ ﻧﻪ، ﺗﻮ ﺑﮕﻮ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﺍﯾﻦ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﭼﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﻠﻤﻪ ﻗﺒﯿﺤﻪ ﺭﺍ ﻧﺸﺮ ﻣﯽﺩﻫﯽ، ﻭ ﺑﻨﺎﯼ ﻗﺮﺁﻥ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﻧﺒﺎﺷﺪ. ﺍﮔﺮ ﻓﺮﺩﺍ ﯾﻬﻮﺩ ﻭ ﻧﺼﺎﺭﯼ ﻭ ﻣﺠﻮﺱ ﻭ ﺑﺎﺑﯿﻪ ﺁﻣﺪﻧﺪ ﭘﺎﯼ ﻣﻨﺒﺮ ﻭ ﻣﺤﺮﺍﺏ ﻣﺎ، ﺍﻟﻘﺎﯼ ﺷﯿﻄﻨﺖ ﮐﺮﺩﻧﺪ، ﻧﺸﺮ ﮐﻠﻤﻪ ﮐﻔﺮﯾﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﮐﺮﺩﻧﺪ، ﺍﯾﺠﺎﺩ ﺷﺒﻬﻪ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﻗﻠﻮﺏ ﺻﺎﻓﯿﻪ ﻣﻮﻣﻨﯿﻦ ﺭﺍ ﺗﻀﻠﯿﻞ ﮐﺮﺩﻧﺪ؛ ﺗﻮ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﯽ ﭼﻪ ﮐﻨﯽ؟»
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﻮﺍﺩ ﺁﻥ ﺿﻼﻟﺖﻧﺎﻣﻪ (ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺍﺳﺎﺳﯽ ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ) ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﻤﻠﮑﺖ ﻣﺘﺴﺎﻭﯼ ﺍﻟﺤﻘﻮﻗﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻃﺒﻊ ﺁﺧﺮ ﺑﻪ ۷ ﺍﯾﻦ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ:
«ﺍﻫﺎﻟﯽ ﻣﻤﻠﮑﺖ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺩﻭﻟﺘﯽ ﻣﺘﺴﺎﻭﯼ ﺍﻟﺤﻘﻮﻕ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺑﻮﺩ»
ﻭ ﺍﯾﻦ ﮐﻠﻤﻪ ﻣﺴﺎﻭﺍﺕ، «ﺷﺎﻉ ﻭﺫﺍﻉ ﺣﺘﯽ ﺧﺮﻕ ﺍﻻﺳﻤﺎﻉ»، ﻭ ﺍﯾﻦ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﺭﮐﺎﻥ مشرﻭﻃﻪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﺧﻼﻝ [ﺁﻥ]، ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ ﻧﻤﯽﻣﺎﻧﺪ.
ﻧﻈﺮﻡ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﻭﻗﺖ ﺗﺼﺤﯿﺢ، ﺩﺭ ﺑﺎﺏ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﺩﻩ، ﯾﮑﯽ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺍﺻﻮﻝ ﻫﯿﺎﺕ ﻣﻌﺪﻭﺩ ﺑﻮﺩ، ﮔﻔﺖ ﺑﻪ ﺩﺍﻋﯽ ﮐﻪ:
«اﯾﻦ ﻣﺎﺩﻩ ﭼﻨﺎﻥ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﻫﻤﻪ ﻣﻮﺍﺩ ﺭﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺑﺪﻫﻨﺪ، ﺩﻭﻝ ﺧﺎﺭﺟﻪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ ﻣﯽﺷﻨﺎﺳﻨﺪ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﺩﻩ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﻟﯿﮑﻦ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﻮﺍﺩ، ﺑﺎﻗﯿﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺸﺮﻭﻃﮕﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺷﻨﺎﺧﺖ.»
ﻓﺪﻭﯼ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﺏ ﺍﻭ ﮔﻔﺘﻢ:
«ﻓﻌﻠﯽ ﺍﻻﺳﻼﻡ ﺍﻟﺴﻼﻡ» ﻭ ﺑﺮﺧﺎﺳﺘﻢ ﻭ ﮔﻔﺘﻢ:
«ﺣﻀﺮﺍﺕ ﺟﺎﻟﺴﯿﻦ ﺑﺪﺍﻧﯿﺪ، ﻣﻤﻠﮑﺖ ﺍﺳﻼﻣﯿﻪ ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ، ﺯﯾﺮﺍ ﮐﻪ ﻣﺤﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﺑﺎ ﺍﺳﻼﻡ ﺣﮑﻢ ﻣﺴﺎﻭﺍﺕ.
ﺍﯼ ﻣُﻠﺤﺪ ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺩﻭﻟﺘﯽ ﻣﻄﺎﺑﻖ ﺍﺳﻼﻡ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻤﮑﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﺴﺎﻭﺍﺕ، ﻭ ﺍﮔﺮ ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺍﺳﻼﻡ ﺍﺳﺖ، ﻣُﻨﺎﻓﯽ [ﺍﺳﺖ] ﺑﺎ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﭼﻨﺪ ﺳﻄﺮ ﻗﺒﻞ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺍﺳﻼﻡ ﺍﺳﺖ ﻗﺎﻧﻮﻧﯿﺖ ﭘﯿﺪﺍ ﻧﻤﯽﮐﻨﺪ.
ﺍﯼ ﺑﯽﺷﺮﻑ، ﺍﯼ ﺑﯽﻏﯿﺮﺕ، ﺑﺒﯿﻦ ﺻﺎﺣﺐ ﺷﺮﻉ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺗﻮ ﻣُﻨﺘﺤﻞ ﺑﻪ ﺍﺳﻼﻣﯽ، ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﺷﺮﻑ ﻣﻘﺮﺭ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﻭ ﺍﻣﺘﯿﺎﺯ ﺩﺍﺩ[ﻩ] ﺗﻮ ﺭﺍ، ﻭ ﺗﻮ ﺧﻮﺩﺕ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺕ ﺳﻠﺐ ﺍﻣﺘﯿﺎﺯ ﻣﯽﮐﻨﯽ ﻭ ﻣﯽﮔﻮﯾﯽ ﻣﻦ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎ ﻣﺠﻮﺱ ﻭ ﺍﺭﻣﻨﯽ ﻭ ﯾﻬﻮﺩﯼ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﻭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﺎﺷﻢ»
منبع:
#ﺭﺳﺎﻟﻪ ﺣﺮﻣﺖ ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ ﺍﺯ #ﺷﯿﺦ_ﻓﻀﻞ_ﺍﻟﻠﻪ_ﻧﻮﺭﯼ ، ﮐﺘﺎﺏ ﺭﺳﺎﺋﻞ ﻣﺸﺮﻭﻃﯿﺖ، ﺻﻔﺤﻪﻫﺎﯼ ١٥١ تا ١٦٧
#شرق_دور
✳️ @Iransharghedoor🇮🇷
هرکس به قانونگذاری اعتقاد داشته باشد ، مرتد است و طبق قانون
اسلام خونش حلال است ، زنش مصادره می شود و اموالش نیز همینطور
ﺑﻨﺪ۱- ﻫﺮﮐﺲ ﺑﻪ ﻗﺎﻧﻮﻧﮕﺬﺍﺭﯼ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﻣﺮﺗﺪ ﺍﺳﺖ. ﭼﻮﻥ ﻣﺎ ﻗﺎﻧﻮﻥﺍﻟﻬﯽ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﻧﯿﺎﺯ ﺑﻪ ﻭﺿﻊ ﻗﺎﻧﻮﻥِ ﻧﻮ، ﺍﺑﺪﺍ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ. ﻭ ﻫﺮﮐﺲ ﻣﺮﺗﺪ ﺷﺪ ﻃﺒﻖ ﻗﺎﻧﻮﻥﺍﺳﻼﻡ ﺧﻮﻧﺶ ﺣﻼﻝ ﺍﺳﺖ، ﺯﻧﺶ مصادره ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻭ ﺍﻣﻮﺍﻟﺶ ﻫﻢ ﻫﻤﯿﻦﻃﻮﺭ.
ﺑﻨﺪ۲- ﻋﺠﻢﻫﺎﯼ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ (یعنی ایرانیان پیش از اسلام) ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﺸﺮﻭﻃﻪﺧﻮﺍﻫﺎﻥ ﻣﺪﺣﺸﺎﻥ ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ، ﺧﺒﯿﺚﺗﺮﯾﻦ ﻃﻮﺍﯾﻒ ﺑﻮﺩﻧﺪ.
«ﺁﺯﺍﺩﯼ ﻗﻠﻢ ﻭ ﻟﺴﺎﻥ ﺍﺯ ﺟﻬﺎﺕ ﮐﺜﯿﺮﻩ، ﻣﻨﺎﻓﯽ ﺑﺎ ﻗﺎﻧﻮﻥﺍﻟﻬﯽ ﺍﺳﺖ. ﺍﮔﺮ ﻧﻪ، ﺗﻮ ﺑﮕﻮ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﺍﯾﻦ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﭼﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﻠﻤﻪ ﻗﺒﯿﺤﻪ ﺭﺍ ﻧﺸﺮ ﻣﯽﺩﻫﯽ، ﻭ ﺑﻨﺎﯼ ﻗﺮﺁﻥ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﻧﺒﺎﺷﺪ. ﺍﮔﺮ ﻓﺮﺩﺍ ﯾﻬﻮﺩ ﻭ ﻧﺼﺎﺭﯼ ﻭ ﻣﺠﻮﺱ ﻭ ﺑﺎﺑﯿﻪ ﺁﻣﺪﻧﺪ ﭘﺎﯼ ﻣﻨﺒﺮ ﻭ ﻣﺤﺮﺍﺏ ﻣﺎ، ﺍﻟﻘﺎﯼ ﺷﯿﻄﻨﺖ ﮐﺮﺩﻧﺪ، ﻧﺸﺮ ﮐﻠﻤﻪ ﮐﻔﺮﯾﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﮐﺮﺩﻧﺪ، ﺍﯾﺠﺎﺩ ﺷﺒﻬﻪ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﻗﻠﻮﺏ ﺻﺎﻓﯿﻪ ﻣﻮﻣﻨﯿﻦ ﺭﺍ ﺗﻀﻠﯿﻞ ﮐﺮﺩﻧﺪ؛ ﺗﻮ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﯽ ﭼﻪ ﮐﻨﯽ؟»
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﻮﺍﺩ ﺁﻥ ﺿﻼﻟﺖﻧﺎﻣﻪ (ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺍﺳﺎﺳﯽ ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ) ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﻤﻠﮑﺖ ﻣﺘﺴﺎﻭﯼ ﺍﻟﺤﻘﻮﻗﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻃﺒﻊ ﺁﺧﺮ ﺑﻪ ۷ ﺍﯾﻦ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ:
«ﺍﻫﺎﻟﯽ ﻣﻤﻠﮑﺖ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺩﻭﻟﺘﯽ ﻣﺘﺴﺎﻭﯼ ﺍﻟﺤﻘﻮﻕ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺑﻮﺩ»
ﻭ ﺍﯾﻦ ﮐﻠﻤﻪ ﻣﺴﺎﻭﺍﺕ، «ﺷﺎﻉ ﻭﺫﺍﻉ ﺣﺘﯽ ﺧﺮﻕ ﺍﻻﺳﻤﺎﻉ»، ﻭ ﺍﯾﻦ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﺭﮐﺎﻥ مشرﻭﻃﻪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﺧﻼﻝ [ﺁﻥ]، ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ ﻧﻤﯽﻣﺎﻧﺪ.
ﻧﻈﺮﻡ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﻭﻗﺖ ﺗﺼﺤﯿﺢ، ﺩﺭ ﺑﺎﺏ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﺩﻩ، ﯾﮑﯽ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺍﺻﻮﻝ ﻫﯿﺎﺕ ﻣﻌﺪﻭﺩ ﺑﻮﺩ، ﮔﻔﺖ ﺑﻪ ﺩﺍﻋﯽ ﮐﻪ:
«اﯾﻦ ﻣﺎﺩﻩ ﭼﻨﺎﻥ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﻫﻤﻪ ﻣﻮﺍﺩ ﺭﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺑﺪﻫﻨﺪ، ﺩﻭﻝ ﺧﺎﺭﺟﻪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ ﻣﯽﺷﻨﺎﺳﻨﺪ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﺩﻩ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﻟﯿﮑﻦ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﻮﺍﺩ، ﺑﺎﻗﯿﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺸﺮﻭﻃﮕﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺷﻨﺎﺧﺖ.»
ﻓﺪﻭﯼ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﺏ ﺍﻭ ﮔﻔﺘﻢ:
«ﻓﻌﻠﯽ ﺍﻻﺳﻼﻡ ﺍﻟﺴﻼﻡ» ﻭ ﺑﺮﺧﺎﺳﺘﻢ ﻭ ﮔﻔﺘﻢ:
«ﺣﻀﺮﺍﺕ ﺟﺎﻟﺴﯿﻦ ﺑﺪﺍﻧﯿﺪ، ﻣﻤﻠﮑﺖ ﺍﺳﻼﻣﯿﻪ ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ، ﺯﯾﺮﺍ ﮐﻪ ﻣﺤﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﺑﺎ ﺍﺳﻼﻡ ﺣﮑﻢ ﻣﺴﺎﻭﺍﺕ.
ﺍﯼ ﻣُﻠﺤﺪ ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺩﻭﻟﺘﯽ ﻣﻄﺎﺑﻖ ﺍﺳﻼﻡ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻤﮑﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﺴﺎﻭﺍﺕ، ﻭ ﺍﮔﺮ ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺍﺳﻼﻡ ﺍﺳﺖ، ﻣُﻨﺎﻓﯽ [ﺍﺳﺖ] ﺑﺎ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﭼﻨﺪ ﺳﻄﺮ ﻗﺒﻞ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺍﺳﻼﻡ ﺍﺳﺖ ﻗﺎﻧﻮﻧﯿﺖ ﭘﯿﺪﺍ ﻧﻤﯽﮐﻨﺪ.
ﺍﯼ ﺑﯽﺷﺮﻑ، ﺍﯼ ﺑﯽﻏﯿﺮﺕ، ﺑﺒﯿﻦ ﺻﺎﺣﺐ ﺷﺮﻉ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺗﻮ ﻣُﻨﺘﺤﻞ ﺑﻪ ﺍﺳﻼﻣﯽ، ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﺷﺮﻑ ﻣﻘﺮﺭ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﻭ ﺍﻣﺘﯿﺎﺯ ﺩﺍﺩ[ﻩ] ﺗﻮ ﺭﺍ، ﻭ ﺗﻮ ﺧﻮﺩﺕ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺕ ﺳﻠﺐ ﺍﻣﺘﯿﺎﺯ ﻣﯽﮐﻨﯽ ﻭ ﻣﯽﮔﻮﯾﯽ ﻣﻦ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎ ﻣﺠﻮﺱ ﻭ ﺍﺭﻣﻨﯽ ﻭ ﯾﻬﻮﺩﯼ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﻭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﺎﺷﻢ»
منبع:
#ﺭﺳﺎﻟﻪ ﺣﺮﻣﺖ ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ ﺍﺯ #ﺷﯿﺦ_ﻓﻀﻞ_ﺍﻟﻠﻪ_ﻧﻮﺭﯼ ، ﮐﺘﺎﺏ ﺭﺳﺎﺋﻞ ﻣﺸﺮﻭﻃﯿﺖ، ﺻﻔﺤﻪﻫﺎﯼ ١٥١ تا ١٦٧
#شرق_دور
✳️ @Iransharghedoor🇮🇷
📌📌 واکسن پان کرونا جواب داد
✍️ دکتر میر شهرام صفری
📝 مقاله جدید ژورنال نچر
این واکسن توسط موسسه واکسن دانشگاه دوک آمریکا ساخته شده است و بر مبنای نانوذرات است
📌 در آزمایشات حیوانی روی موش و میمون در جلوگیری از ابتلا به همه انواع اولیه و جهش یافته انگلیسی و برزیلی و آفریقایی کرونا و همچنین مرس و سارس و همه انواع کرونای حیوانی ۱۰۰ درصد موثر بوده است
📌 مبنای ساخت این واکسن در واقع ساخت ناحیه چسبنده به گیرنده خاصی هست که در همه ویروسهای کرونای حیوانی مشترک و ثابت است و دچار جهش یا تغییر نمی شود
📌 این ناحیه در واقع پاشنه آشیل ویروسهای کرونا نامیده شده است
همین ناحیه ویروس توسط نانوتکنوژی ساخته شده و وارد بدن می شود و به همراه ان مولکول کوچکی که آگونیست تول لایک رسپتور نوع ۷ و ۸ می باشد همراه شده است
📌 سازندگان این واکسن گفته اند از بهار سال گذشته می دانستند واکسنهای فایزر و مادرنا روی کرونا موثر خواهند بود ولی جهش های ویروس کرونا مسأله ساز خواهد بود و تمرکز خود را بر تولید واکسن هایی برای مقابله با جهش های آتی و حتی پاندمی های آتی کرونا گذاشتند
📌 در بیست سال گذشته بشر با سه پاندمی کرونا مواجه شده است: سارس و مرس و کوید۱۹، حسن این واکسن این هست که جلوی پاندمی های آینده کرونا را هم خواهد گرفت
درود بر علم و تبریک به دانشمندان و به امید پاسخ موفق در کارآزمایی های انسانی این واکسن نجات بخش
@tarbd
✍️ دکتر میر شهرام صفری
📝 مقاله جدید ژورنال نچر
این واکسن توسط موسسه واکسن دانشگاه دوک آمریکا ساخته شده است و بر مبنای نانوذرات است
📌 در آزمایشات حیوانی روی موش و میمون در جلوگیری از ابتلا به همه انواع اولیه و جهش یافته انگلیسی و برزیلی و آفریقایی کرونا و همچنین مرس و سارس و همه انواع کرونای حیوانی ۱۰۰ درصد موثر بوده است
📌 مبنای ساخت این واکسن در واقع ساخت ناحیه چسبنده به گیرنده خاصی هست که در همه ویروسهای کرونای حیوانی مشترک و ثابت است و دچار جهش یا تغییر نمی شود
📌 این ناحیه در واقع پاشنه آشیل ویروسهای کرونا نامیده شده است
همین ناحیه ویروس توسط نانوتکنوژی ساخته شده و وارد بدن می شود و به همراه ان مولکول کوچکی که آگونیست تول لایک رسپتور نوع ۷ و ۸ می باشد همراه شده است
📌 سازندگان این واکسن گفته اند از بهار سال گذشته می دانستند واکسنهای فایزر و مادرنا روی کرونا موثر خواهند بود ولی جهش های ویروس کرونا مسأله ساز خواهد بود و تمرکز خود را بر تولید واکسن هایی برای مقابله با جهش های آتی و حتی پاندمی های آتی کرونا گذاشتند
📌 در بیست سال گذشته بشر با سه پاندمی کرونا مواجه شده است: سارس و مرس و کوید۱۹، حسن این واکسن این هست که جلوی پاندمی های آینده کرونا را هم خواهد گرفت
درود بر علم و تبریک به دانشمندان و به امید پاسخ موفق در کارآزمایی های انسانی این واکسن نجات بخش
@tarbd
فردوسی خوانی / امیر خادم 12
@avabookchannel
🎧 فردوسی خوانی
👤 سازنده و اجرا: دکتر امیر خادم؛ دارای دکترای ادبیات تطبیقی و پژوهشگر سابق ادبیات در دانشگاه تورنتو
◀ برای دوستداران مبتدی شاهنامه
✔ قسمت دوازدهم: داستان تولد رستم
@tarbd
👤 سازنده و اجرا: دکتر امیر خادم؛ دارای دکترای ادبیات تطبیقی و پژوهشگر سابق ادبیات در دانشگاه تورنتو
◀ برای دوستداران مبتدی شاهنامه
✔ قسمت دوازدهم: داستان تولد رستم
@tarbd
✅خیال کنسطیطوسیون (مشروطیت) داشتم!!
✍فریدون آدمیت
📌میرزا یعقوبخان، مترجم سفارت روس بود. پس از آنکه دولت او را تبعید نمود (1278ق/ ) دیگر رنگ ایران را ندید. دورهی آخر زندگیش را در اسلامبول گذراند تا مرد (1298 ق/ ). در آنجا رسالهای در نقشه اصلاحات ایران به عنوان «عریضه» به ناصرالدین شاه نوشته ... است. در آن رساله چند جا از امیرکبیر یاد کرده است. و یادداشتی هم از گفتوگوی خودش با امیر آورده، آنگاه که آن وزیر معزول گشته، ولی هنوز روانه تبعیدگاه کاشان نگردیده بود. مطلب شایان توجه روایت اوست از سخن امیر مبنی بر اینکه: «خیال کنسطیطوسیون» داشت ـ و گرچه مجالش ندادند و روسها مانع بودند، او همچنان در پی فرصت میگشت که بدین کار برآید.
📌دلیلی نداریم که در اعتبار روایت میرزا یعقوبخان، اساسا تردید نماییم. سایر روایتهایی که در آن رساله آورده ماخذ صحیح تاریخی دارند. و نیز آنچه از زبان امیر راجعبه دستخطهای ناصرالدین شاه بازگو کرده، با متن همان اسناد که امروزه به دست ما رسیده، بیکم و کاست است میآید. از اینرو شبهه داشتن در درستی نقل قول او معقول نیست.
📌اما توضیحی در معنی گفته امیر لازم میآید: با توجه به شرایط تاریخی زمان، منظور میرزاتقیخان از لغت «کنسطیطوسیون» نوعی «دولت منتظم» بوده است. یعنی محدودیت ارادهی فردی ـ و ادارهی مملکت را برپایه قواعد و اصول استوار ساختن و حقوق و جان و مال افراد را از اعمال خودسرانه مصون داشتن. به تعبیری دیگر نفی سنت مالکالرقابی، و اینکه هرگاه یکی از ارکان دولت مورد اتهامی قرار گیرد، بدون رسیدگی حکمی صادر نگردد. چنین اصلاحی را قبلا رشید پاشا صدراعظم همزمان امیر، در نظام سیاست عثمانی کرده بود و با اعلام «خط شریف گلخانه» (1255 ق/ ) پایه دولت منتظم عثمانی را ریخت. اتفاقا رشید پاشا به پالمرستون گفت: یکی از انگیزههایش در گنجانیدن قانون امنیت جانی در فرمان گلخانه همین بود که پس از آن، جان وزیران بازیچهی هوی و هوس سلطان عثمانی قرار نگیرد. و چون وزیری معزول گشت، سلطان نتواند او را خودسرانه به دست دژخیم بسپرد. این قرینه زهربار تاریخ است که میرزا تقیخان هم قضیه «کنسطیطوسیون» را در ارتباط با حق زندگی افراد مطرح ساخت ـ زیرا در آن نظام سیاسی، وزیر معزولی مثل خودش، دیگر حق هستی نداشت. گفت: سرانجام شاه «مرا قربان خواهند کرد». در ضمن باید یادآور شویم گذشته از اینکه امیر از فرمان گلخانه آگاهی داشت، همواره از اروپاییان درباره «سیستم حکومت» غربی میپرسید و با آنها گفتوگو مینمود. در یکی از نامههای رسمی خود نیز به این مطلب اشاره نموده که: جمیع مردم انگلیس به موجب «قوانین ولایتی در محافظه، همه مساوی میباشند، آنها املاکشان و ادیانشان در کمال رفاهیت میباشد». همچنین به گفته منشی سفارت انگلیس: امیر در پی «قانون و عدالت» بود.
📌نتیجه اینکه اصل روایت میرزا یعقوبخان معتبر است. در ضمن، این نکته هم آمده که، روس «مانع» آن نقشه امیر بود، اما انگلیس در باطن وعدهی «همراهی» داده بود. مخالفت و ممانعت روس طبیعی است. ولی در گزارشهای رسمی وزیر مختار انگلیس، چیزی از این مقوله نیافتیم که میرزاتقیخان اندیشهی خود را با او به میان گذارده باشد.اگر امیر در چنان مسالهی مهمی با وزیر مختار انگلیس صحبت داشته باشد، خیلی بعید و در استثنایی است که آن ایلچی، دولت خود را آگاه ننموده باشد. البته یکجا وزیر مختار انگلیس به امیر مینویسد: «دوستدار خود میداند که منظور باطنی آن جناب است که قواعد نیک مردم ایران را ترقی دهند، و قواعد ظلم و تعدی و اجحاف را از میان آنها و حکام برطرف سازند.»3 ولی این غیر از وضع «کنسطیطوسیون» میباشد. به هر صورت، رد خصوص آن نکته خاص یعنی عنوان کردن مطلب با انگلیس، مدرک دیگری به دست ما نرسیده است. با همه آن توضیحات که در واقع نکتهای را مبهم نگذاریم، یکی از استادان تاریخ عقاید سیاسی تفسیر یا سوء تفسیری از روایت میرزا یعقوب خان نموده است.
📌 بدینمعنی که «کنسطیطوسیون»را با مفهوم دموکراسی و حقوق آزادی خلط کرده، و برپایهی همین خلط معنی آن را مغایر سیاست میرزا تقیخان شناخته است. این خلط ذهنی ناشی از اشتباه در مفهوم عینی و ساده «کنسطیطوسیون» است که تنها دلالت دارد بر حکومت با اصول در تقابل بیقاعدگی و خودکامگی و سیاست با اصول میتواند انواع مختلف داشته باشد که یکی ازی آنها نظام دموکراسی است. در زمان امیرکبیر، اساسا مساله دموکراسی و حقوق آزادی مطرح نبود. امیر به روایت میرزا یعقوب خان، بر آن بود که اگر بتواند قواعدی بنهد که خودسری و خودکامگی پادشاه و حکام را سد کند، و پایهی نظام تازهای را بنیان گذارد..
📝ایران بوم
@tarbd
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✍فریدون آدمیت
📌میرزا یعقوبخان، مترجم سفارت روس بود. پس از آنکه دولت او را تبعید نمود (1278ق/ ) دیگر رنگ ایران را ندید. دورهی آخر زندگیش را در اسلامبول گذراند تا مرد (1298 ق/ ). در آنجا رسالهای در نقشه اصلاحات ایران به عنوان «عریضه» به ناصرالدین شاه نوشته ... است. در آن رساله چند جا از امیرکبیر یاد کرده است. و یادداشتی هم از گفتوگوی خودش با امیر آورده، آنگاه که آن وزیر معزول گشته، ولی هنوز روانه تبعیدگاه کاشان نگردیده بود. مطلب شایان توجه روایت اوست از سخن امیر مبنی بر اینکه: «خیال کنسطیطوسیون» داشت ـ و گرچه مجالش ندادند و روسها مانع بودند، او همچنان در پی فرصت میگشت که بدین کار برآید.
📌دلیلی نداریم که در اعتبار روایت میرزا یعقوبخان، اساسا تردید نماییم. سایر روایتهایی که در آن رساله آورده ماخذ صحیح تاریخی دارند. و نیز آنچه از زبان امیر راجعبه دستخطهای ناصرالدین شاه بازگو کرده، با متن همان اسناد که امروزه به دست ما رسیده، بیکم و کاست است میآید. از اینرو شبهه داشتن در درستی نقل قول او معقول نیست.
📌اما توضیحی در معنی گفته امیر لازم میآید: با توجه به شرایط تاریخی زمان، منظور میرزاتقیخان از لغت «کنسطیطوسیون» نوعی «دولت منتظم» بوده است. یعنی محدودیت ارادهی فردی ـ و ادارهی مملکت را برپایه قواعد و اصول استوار ساختن و حقوق و جان و مال افراد را از اعمال خودسرانه مصون داشتن. به تعبیری دیگر نفی سنت مالکالرقابی، و اینکه هرگاه یکی از ارکان دولت مورد اتهامی قرار گیرد، بدون رسیدگی حکمی صادر نگردد. چنین اصلاحی را قبلا رشید پاشا صدراعظم همزمان امیر، در نظام سیاست عثمانی کرده بود و با اعلام «خط شریف گلخانه» (1255 ق/ ) پایه دولت منتظم عثمانی را ریخت. اتفاقا رشید پاشا به پالمرستون گفت: یکی از انگیزههایش در گنجانیدن قانون امنیت جانی در فرمان گلخانه همین بود که پس از آن، جان وزیران بازیچهی هوی و هوس سلطان عثمانی قرار نگیرد. و چون وزیری معزول گشت، سلطان نتواند او را خودسرانه به دست دژخیم بسپرد. این قرینه زهربار تاریخ است که میرزا تقیخان هم قضیه «کنسطیطوسیون» را در ارتباط با حق زندگی افراد مطرح ساخت ـ زیرا در آن نظام سیاسی، وزیر معزولی مثل خودش، دیگر حق هستی نداشت. گفت: سرانجام شاه «مرا قربان خواهند کرد». در ضمن باید یادآور شویم گذشته از اینکه امیر از فرمان گلخانه آگاهی داشت، همواره از اروپاییان درباره «سیستم حکومت» غربی میپرسید و با آنها گفتوگو مینمود. در یکی از نامههای رسمی خود نیز به این مطلب اشاره نموده که: جمیع مردم انگلیس به موجب «قوانین ولایتی در محافظه، همه مساوی میباشند، آنها املاکشان و ادیانشان در کمال رفاهیت میباشد». همچنین به گفته منشی سفارت انگلیس: امیر در پی «قانون و عدالت» بود.
📌نتیجه اینکه اصل روایت میرزا یعقوبخان معتبر است. در ضمن، این نکته هم آمده که، روس «مانع» آن نقشه امیر بود، اما انگلیس در باطن وعدهی «همراهی» داده بود. مخالفت و ممانعت روس طبیعی است. ولی در گزارشهای رسمی وزیر مختار انگلیس، چیزی از این مقوله نیافتیم که میرزاتقیخان اندیشهی خود را با او به میان گذارده باشد.اگر امیر در چنان مسالهی مهمی با وزیر مختار انگلیس صحبت داشته باشد، خیلی بعید و در استثنایی است که آن ایلچی، دولت خود را آگاه ننموده باشد. البته یکجا وزیر مختار انگلیس به امیر مینویسد: «دوستدار خود میداند که منظور باطنی آن جناب است که قواعد نیک مردم ایران را ترقی دهند، و قواعد ظلم و تعدی و اجحاف را از میان آنها و حکام برطرف سازند.»3 ولی این غیر از وضع «کنسطیطوسیون» میباشد. به هر صورت، رد خصوص آن نکته خاص یعنی عنوان کردن مطلب با انگلیس، مدرک دیگری به دست ما نرسیده است. با همه آن توضیحات که در واقع نکتهای را مبهم نگذاریم، یکی از استادان تاریخ عقاید سیاسی تفسیر یا سوء تفسیری از روایت میرزا یعقوب خان نموده است.
📌 بدینمعنی که «کنسطیطوسیون»را با مفهوم دموکراسی و حقوق آزادی خلط کرده، و برپایهی همین خلط معنی آن را مغایر سیاست میرزا تقیخان شناخته است. این خلط ذهنی ناشی از اشتباه در مفهوم عینی و ساده «کنسطیطوسیون» است که تنها دلالت دارد بر حکومت با اصول در تقابل بیقاعدگی و خودکامگی و سیاست با اصول میتواند انواع مختلف داشته باشد که یکی ازی آنها نظام دموکراسی است. در زمان امیرکبیر، اساسا مساله دموکراسی و حقوق آزادی مطرح نبود. امیر به روایت میرزا یعقوب خان، بر آن بود که اگر بتواند قواعدی بنهد که خودسری و خودکامگی پادشاه و حکام را سد کند، و پایهی نظام تازهای را بنیان گذارد..
📝ایران بوم
@tarbd
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from فوتبال برتر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎦تشویق ایستاده لیونل مسی توسط اعضای باشگاه بارسلونا؛ چشمان اشکبار ستاره آرژانتینی
🆔 @footballbartartv3ir
🆔 @footballbartartv3ir
Forwarded from اصفهان زیبا
بر فراز قرنی ایستادهایم، مملو از تحولات و تغییرات سرنوشت ساز، در امتدادِ تاریخِ تمدنی بزرگ و مردمی که تاریخ تمدنشان، نقش و نشان فراوان دارد؛ اما نه به قدر و اندازه قرنی که گذشت. قرنی که پشت سر گذاشتهایم، شلوغترین قرنی بوده که به چشم دیدهایم و از لحاظ نزدیک بودنش به ما، بیشترین تاثیر را نیز بر زندگیهای امروز ما داشته است و دارد. هر سال، هزاران اتفاق رخ داده که هیچکدامشان کماهمیت نیستند. شاید حتی دیگر تحلیل شرایط بر اساس یک قرن، سخت و حتی غیرممکن باشد. ما با انتشار «قرننامه» خواستیم به سهم خود، تصویری جامع، اما دقیق و مختصر از آنچه گذراندیم در برابر دیده عموم خوانندگانمان قرار دهیم. «قرننامه» را میتوانید از دفتر روزنامه اصفهان زیبا تهیه کنید.
☑️ اصفهان زیبا، رسانه آگاهی بخش:
t.me/joinchat/AAAAADwubhq1fKcu3y6amA
☑️ اصفهان زیبا، رسانه آگاهی بخش:
t.me/joinchat/AAAAADwubhq1fKcu3y6amA
✅ماشین کاپیتالیسم و روح لیبرالیستی آن
📌از اینجا شروع کنیم که به گمانم درستترین جا برای درک روزگار ماست: بزرگترین و اساسیترین پرسش ما به عنوان ایرانی در عصر جدید چه بود؟ پاسخ: «مواجهه با دنیای جدید». کموبیش تمام سرنوشت ما در دویست سال گذشته متأثر از همین پرسش و پاسخهای خودآگاه و ناخودآگاهی که ما به آن دادهایم، رقم خورده است. تمدنها و فرهنگهای قدیمی که نتوانسته بودند جهش بزرگ عصر جدید، یعنی انقلاب صنعتی را درون خود محقق کنند، ناگهان خود را با دنیایی ناآشنا و ترسناک مواجه دیدند. این دنیای جدید ترسناک بود زیرا با سرعت و مهارتی نامنتظره پدیدهها و مصنوعات جدیدی از آستین درمیآورد و این پیشرفتگی برای مردمانی که دستشان از این پیشرفتها تهی مانده بود، ترسناک و خطرناک به نظر میرسید. چاره چه بود؟ ما باید چه میکردیم؟ ایران، عثمانی، مصر، مردمان عرب، هندیها، چینیها و ژاپنیها چه باید میکردند؟ این همان دشوارترین و البته اساسیترین پرسش دویست سال اخیر ما بود. سرنوشت امروز ما دقیقاً نتیجۀ پاسخی است که به این پرسش دادهایم. پاسخ این پرسش سرنوشت ما بود.
📌اما این دنیای مدرن که دردسری بزرگ برای مردمان کهن تبدیل شده بود، خود پیشرفت و تحولش را مدیون پدیدهای بود که مقبولترین نام برای آن «کاپیتالیسم» است. در واقع، جوامع سنتی با دنیایی کاپیتالیستی روبرو بودند که سازوکاری پیچیده داشت. این «جامعۀ کاپیتالیستی» در درون خود هم هر روز مخالفان و دشمنان بیشتری پیدا میکرد که یک به یک در طول تاریخ این جامعه سر برمیآوردند: اول جریانهای محافظهکار با جامعۀ کاپیتالیستی به ستیز برخاستند، سپس نوبت به سوسیالیستها رسید که از منظری دیگر این جامعه را نقد میکردند و اوج آنها مارکسیسم بود و در نهایت پس از جنگ جهانی اول نوبت به فاشیسم رسید که آن نیز از منظر خود به ستیز با سنت لیبرالـکاپیتالیسم برخیزد. پس کاپیتالیسم در درون جامعهای که خود آن را ساخته بود، مخالفان سرسخت و سازشناپذیری داشت. و اما ما...
📌روانِ جمعیِ ما ایرانیان در مواجهه با دنیای غرب و نظام لیبرالـکاپیتالیستی اساساً در وضعیتی نبود که بتواند ارزیابی غیراحساسی و معقولی به دست آورد. البته جالب است که به نظرم نخبگان و سیاستمداران قدیمیتر در مقایسه با نسلهای پسین خود نگاه معقولتر و سنجیدهتری داشتند. هر چه جلوتر آمدیم بیشتر دچار دریافتهای عوامانه شدیم و هیجان و خودفریبی هم در ذات عوامانگی است (و البته پای ایدئولوژیهای مدرن ضدکاپیتالیستی هم رفتهرفته از همان غرب به اذهان ما باز میشد). اما ما نه فقط تعادل روانی لازم را نداشتیم، دستگاه نظری مناسب و کارآمدی هم برای شناخت دنیای مدرن نداشتیم. دستگاههای نظری ما برای سنجش دنیای مدرن مناسب نبود و ناچار باید از همانها که قرار بود بشناسیمشان دستگاه نظری را نیز وام میگرفتیم. زیر اقساط نظریِ این وام، بدحالی و سرگیجۀ ما دوچندان شد.
📌سخن بسیار است و بسنده میکنم به اینکه نتیجۀ این سرگیجه این شد که نخبگان و نسلهای جدید و روشنفکران فرصت شناخت نظام کاپیتالیستی را از خود و جامعه گرفت (مانند کسی که سوار اسبی چموش چنان بالا و پایین میشود که توان اندیشۀ سنجیده را در آن دم از دست میدهد). ما سازوکار نظام کاپیتالیستی را نشناختیم و اصلاً فرصت نکردیم بفهمیم این سیستم چگونه کار میکند و چرا جایگزینناپذیر است یا دستکم چرا جایگزینهایش ناکارآمد یا بدکارکرد خواهند بود. به این ترتیب، دست ما از یکی از مهمترین مبانی شناخت دنیای مدرن کوتاه شد. البته راحتترین راه در این دنیای سرسامآور رفتن به دامان ایدئولوژیها بود، زیرا آسان و سریع پاسخ پرسشهای پیچیدۀ ما را به گونهای همهفهم میدادند. گرهی بر گرهی افتاد و این کلاف سردرگم کورتر شد.
📌در این میان لیبرالیسم چیست؟ چه نسبتی با کاپیتالیسم دارد؟ به سادهترین زبان، لیبرالیسم روحی است که باید در کالبد کاپیتالیسم حاضر باشد وگرنه کاپیتالیسم به بیراه میرود و به ضد خود بدل میشود. کاپیتالیسم سختافزار و لیبرالیسم نرمافزار است. ماشین کاپیتالیستی به کاربری نیاز دارد که لیبرالاندیش باشد وگرنه این ماشین بیدرنگ به دستگاههای دیگری تبدیل میشود. این پیکر بدون این روح بیمعناست...
📌کتاب «لیبرالیسم»، یکی از آثار مهم لودویگ فون میزس، اقتصاددان و نظریهپرداز اتریشی، منبع خوبی برای آشنایی با سازوکار کاپیتالیستی و روح لیبرالیستی آن است. این کتاب توسط مهدی تدینی منتشر و رونمایی شد
👇👇👇
✍مهدی تدینی
@tarbd
👇👇👇
📌از اینجا شروع کنیم که به گمانم درستترین جا برای درک روزگار ماست: بزرگترین و اساسیترین پرسش ما به عنوان ایرانی در عصر جدید چه بود؟ پاسخ: «مواجهه با دنیای جدید». کموبیش تمام سرنوشت ما در دویست سال گذشته متأثر از همین پرسش و پاسخهای خودآگاه و ناخودآگاهی که ما به آن دادهایم، رقم خورده است. تمدنها و فرهنگهای قدیمی که نتوانسته بودند جهش بزرگ عصر جدید، یعنی انقلاب صنعتی را درون خود محقق کنند، ناگهان خود را با دنیایی ناآشنا و ترسناک مواجه دیدند. این دنیای جدید ترسناک بود زیرا با سرعت و مهارتی نامنتظره پدیدهها و مصنوعات جدیدی از آستین درمیآورد و این پیشرفتگی برای مردمانی که دستشان از این پیشرفتها تهی مانده بود، ترسناک و خطرناک به نظر میرسید. چاره چه بود؟ ما باید چه میکردیم؟ ایران، عثمانی، مصر، مردمان عرب، هندیها، چینیها و ژاپنیها چه باید میکردند؟ این همان دشوارترین و البته اساسیترین پرسش دویست سال اخیر ما بود. سرنوشت امروز ما دقیقاً نتیجۀ پاسخی است که به این پرسش دادهایم. پاسخ این پرسش سرنوشت ما بود.
📌اما این دنیای مدرن که دردسری بزرگ برای مردمان کهن تبدیل شده بود، خود پیشرفت و تحولش را مدیون پدیدهای بود که مقبولترین نام برای آن «کاپیتالیسم» است. در واقع، جوامع سنتی با دنیایی کاپیتالیستی روبرو بودند که سازوکاری پیچیده داشت. این «جامعۀ کاپیتالیستی» در درون خود هم هر روز مخالفان و دشمنان بیشتری پیدا میکرد که یک به یک در طول تاریخ این جامعه سر برمیآوردند: اول جریانهای محافظهکار با جامعۀ کاپیتالیستی به ستیز برخاستند، سپس نوبت به سوسیالیستها رسید که از منظری دیگر این جامعه را نقد میکردند و اوج آنها مارکسیسم بود و در نهایت پس از جنگ جهانی اول نوبت به فاشیسم رسید که آن نیز از منظر خود به ستیز با سنت لیبرالـکاپیتالیسم برخیزد. پس کاپیتالیسم در درون جامعهای که خود آن را ساخته بود، مخالفان سرسخت و سازشناپذیری داشت. و اما ما...
📌روانِ جمعیِ ما ایرانیان در مواجهه با دنیای غرب و نظام لیبرالـکاپیتالیستی اساساً در وضعیتی نبود که بتواند ارزیابی غیراحساسی و معقولی به دست آورد. البته جالب است که به نظرم نخبگان و سیاستمداران قدیمیتر در مقایسه با نسلهای پسین خود نگاه معقولتر و سنجیدهتری داشتند. هر چه جلوتر آمدیم بیشتر دچار دریافتهای عوامانه شدیم و هیجان و خودفریبی هم در ذات عوامانگی است (و البته پای ایدئولوژیهای مدرن ضدکاپیتالیستی هم رفتهرفته از همان غرب به اذهان ما باز میشد). اما ما نه فقط تعادل روانی لازم را نداشتیم، دستگاه نظری مناسب و کارآمدی هم برای شناخت دنیای مدرن نداشتیم. دستگاههای نظری ما برای سنجش دنیای مدرن مناسب نبود و ناچار باید از همانها که قرار بود بشناسیمشان دستگاه نظری را نیز وام میگرفتیم. زیر اقساط نظریِ این وام، بدحالی و سرگیجۀ ما دوچندان شد.
📌سخن بسیار است و بسنده میکنم به اینکه نتیجۀ این سرگیجه این شد که نخبگان و نسلهای جدید و روشنفکران فرصت شناخت نظام کاپیتالیستی را از خود و جامعه گرفت (مانند کسی که سوار اسبی چموش چنان بالا و پایین میشود که توان اندیشۀ سنجیده را در آن دم از دست میدهد). ما سازوکار نظام کاپیتالیستی را نشناختیم و اصلاً فرصت نکردیم بفهمیم این سیستم چگونه کار میکند و چرا جایگزینناپذیر است یا دستکم چرا جایگزینهایش ناکارآمد یا بدکارکرد خواهند بود. به این ترتیب، دست ما از یکی از مهمترین مبانی شناخت دنیای مدرن کوتاه شد. البته راحتترین راه در این دنیای سرسامآور رفتن به دامان ایدئولوژیها بود، زیرا آسان و سریع پاسخ پرسشهای پیچیدۀ ما را به گونهای همهفهم میدادند. گرهی بر گرهی افتاد و این کلاف سردرگم کورتر شد.
📌در این میان لیبرالیسم چیست؟ چه نسبتی با کاپیتالیسم دارد؟ به سادهترین زبان، لیبرالیسم روحی است که باید در کالبد کاپیتالیسم حاضر باشد وگرنه کاپیتالیسم به بیراه میرود و به ضد خود بدل میشود. کاپیتالیسم سختافزار و لیبرالیسم نرمافزار است. ماشین کاپیتالیستی به کاربری نیاز دارد که لیبرالاندیش باشد وگرنه این ماشین بیدرنگ به دستگاههای دیگری تبدیل میشود. این پیکر بدون این روح بیمعناست...
📌کتاب «لیبرالیسم»، یکی از آثار مهم لودویگ فون میزس، اقتصاددان و نظریهپرداز اتریشی، منبع خوبی برای آشنایی با سازوکار کاپیتالیستی و روح لیبرالیستی آن است. این کتاب توسط مهدی تدینی منتشر و رونمایی شد
👇👇👇
✍مهدی تدینی
@tarbd
👇👇👇
Forwarded from تاریخاندیشی ــ مهدی تدینی (مهدی تدینی)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فایل تصویریِ گفتگو دربارۀ کتاب «لیبرالیسم»
در گفتگوی زندۀ مفصلی با آقای محمد ماشینچیان دربارۀ کتاب «لیبرالیسم»، اثری که به تازگی منتشر کردهام، صحبت کردم.
در این گفتگو با محوریت این کتاب دربارۀ کاپیتالیسم و لیبرالیسم بحث کردم. فایل صوتی آن را همراه با توضیحی در این لینک میتوانید بشنوید:
«ماشین کاپیتالیسم و روح لیبرالیستی آن»
همچنین صفحات ابتدایی کتاب تا پایان «یادداشت مترجم» را در این لینک میتوانید بخوانید:
«لیبرالیسم»
#گفتار_لایو #معرفی_کتاب،
@tarikhandishi | تاریخاندیشی
در گفتگوی زندۀ مفصلی با آقای محمد ماشینچیان دربارۀ کتاب «لیبرالیسم»، اثری که به تازگی منتشر کردهام، صحبت کردم.
در این گفتگو با محوریت این کتاب دربارۀ کاپیتالیسم و لیبرالیسم بحث کردم. فایل صوتی آن را همراه با توضیحی در این لینک میتوانید بشنوید:
«ماشین کاپیتالیسم و روح لیبرالیستی آن»
همچنین صفحات ابتدایی کتاب تا پایان «یادداشت مترجم» را در این لینک میتوانید بخوانید:
«لیبرالیسم»
#گفتار_لایو #معرفی_کتاب،
@tarikhandishi | تاریخاندیشی
⚽️پایان یکدوره افسانهای!
عملکرد لیونلمسی در بارسا:
⚽️778 بازی
🥅 672 گل
⚽️ 305 پاس گل
🏆 35 جام
@tarbd
عملکرد لیونلمسی در بارسا:
⚽️778 بازی
🥅 672 گل
⚽️ 305 پاس گل
🏆 35 جام
@tarbd
*قانونی که برای مسی عوض نشد برای زاکانی عوض شد*
روزنامه گل- بعد از اخبار ضد و
نقیض و کشمکشهای فراوان، سرانجام علیرضا زاکانی به عنوان شهردار جدید تهران برگزیده شد. غیر از همه نقدها و نظرها، این وسط یک مشکل قانونی هم وجود داشت؛ این که مدرک تحصیلی علیرضا زاکانی پزشکی هستهای است و مطابق قوانین موجود، تنها کسانی میتوانند شهردار تهران شوند که مدرک تحصیلی مرتبط با مدیریت شهری داشته باشند. قانونگذار حتی رشتههای قابل قبول را به دقت و یک به یک برشمرده است و طبیعتا پزشکی هستهای بین آنها نیست. انتخاب زاکانی با وجود این نقص قانونی، بازتاب بسیار زیادی در فضای مجازی داشت و نهایتا اعضای شورای شهر را به واکنش وا داشت. فکر میکنید عکسالعمل آنها چه بود؟ گفتند قانون غلط است، آن را عوض میکنیم!
حالا برویم به اسپانیا؛ به جایی که خبر خداحافظی لیونل مسی همه را شوکه کرده است. مسی اگر برترین بازیکن تاریخ نباشد، قطعا یکی از بهترینهاست. او و بارسا علاقه داشتند با هم ادامه بدهند، اما قوانین لالیگا که شامل سقف پرداخت باشگاه به بازیکنان میشود، مانع از ادامه همکاری شد. سقف پرداخت بارسا پر شده و این باشگاه امکان عقد قرارداد جدید با لیونل مسی را ندارد. جدایی او علاوه بر بارسلونا، لالیگا را هم به شدت متضرر خواهد کرد، چرا که لیگ اسپانیا عملا بخش بزرگی از جذابیتهایش را از دست میدهد. با وجود همه اینها و به رغم غم و اندوهی که سراسر جهان را در بر گرفته، اسپانیاییها حاضر نشدند قانون را به نفع مسی و بارسا تغییر بدهند. آنها یکی از بهترین بازیکنان تاریخ را از دست دادند تا حرمت «قانون» را نگه دارند، در ایران اما قانونی صریح و مطلوب را برداشتند تا زاکانی شهردار تهران شود. تفاوت بین ما و آنها، همینقدر ساده و آشکار است. تعجبی ندارد که آنها آنجا هستند و ما اینجا!
روزنامه گل- بعد از اخبار ضد و
نقیض و کشمکشهای فراوان، سرانجام علیرضا زاکانی به عنوان شهردار جدید تهران برگزیده شد. غیر از همه نقدها و نظرها، این وسط یک مشکل قانونی هم وجود داشت؛ این که مدرک تحصیلی علیرضا زاکانی پزشکی هستهای است و مطابق قوانین موجود، تنها کسانی میتوانند شهردار تهران شوند که مدرک تحصیلی مرتبط با مدیریت شهری داشته باشند. قانونگذار حتی رشتههای قابل قبول را به دقت و یک به یک برشمرده است و طبیعتا پزشکی هستهای بین آنها نیست. انتخاب زاکانی با وجود این نقص قانونی، بازتاب بسیار زیادی در فضای مجازی داشت و نهایتا اعضای شورای شهر را به واکنش وا داشت. فکر میکنید عکسالعمل آنها چه بود؟ گفتند قانون غلط است، آن را عوض میکنیم!
حالا برویم به اسپانیا؛ به جایی که خبر خداحافظی لیونل مسی همه را شوکه کرده است. مسی اگر برترین بازیکن تاریخ نباشد، قطعا یکی از بهترینهاست. او و بارسا علاقه داشتند با هم ادامه بدهند، اما قوانین لالیگا که شامل سقف پرداخت باشگاه به بازیکنان میشود، مانع از ادامه همکاری شد. سقف پرداخت بارسا پر شده و این باشگاه امکان عقد قرارداد جدید با لیونل مسی را ندارد. جدایی او علاوه بر بارسلونا، لالیگا را هم به شدت متضرر خواهد کرد، چرا که لیگ اسپانیا عملا بخش بزرگی از جذابیتهایش را از دست میدهد. با وجود همه اینها و به رغم غم و اندوهی که سراسر جهان را در بر گرفته، اسپانیاییها حاضر نشدند قانون را به نفع مسی و بارسا تغییر بدهند. آنها یکی از بهترین بازیکنان تاریخ را از دست دادند تا حرمت «قانون» را نگه دارند، در ایران اما قانونی صریح و مطلوب را برداشتند تا زاکانی شهردار تهران شود. تفاوت بین ما و آنها، همینقدر ساده و آشکار است. تعجبی ندارد که آنها آنجا هستند و ما اینجا!
✅پیام جو بایدن به مناسبت ماه محرم
من و جیل(همسرم) برای همه کسانی که سال نو اسلامی (اول محرم الحرام) و یاد فداکاری های تاریخی در ماه مقدس محرم را گرامی می دارند، بهترین آرزوه ها را داریم
ما در گرامیداشت ارزش های جهانی عدالت، برابری و شفقت با شما هستیم
⚫️⚫️⚫️⚫️
@tarbd
من و جیل(همسرم) برای همه کسانی که سال نو اسلامی (اول محرم الحرام) و یاد فداکاری های تاریخی در ماه مقدس محرم را گرامی می دارند، بهترین آرزوه ها را داریم
ما در گرامیداشت ارزش های جهانی عدالت، برابری و شفقت با شما هستیم
⚫️⚫️⚫️⚫️
@tarbd
✅گوشه هایی از یاسای چنگیزی
یاسا مجموعه قوانین و توصیه هایی است که چنگیزخان در امور مختلف برای مغولان صادر کرد. چند نمونه از قوانین یاسا:
1- او(چنگیز خان) تصمیم گرفت که بی هیچ اسستثنایی، به زادگان فقیران، حقوق دانان، پزشکان، دانشمندان، زاهدان ، و مرده شویان هیچ گونه مالیات و عوارض تعلق نگیرد.
2- او مقرر داشت، به تمام ادیان باید حرمت نهاده شود و هیچ یک را بر دیگری ترجیح ندهند. او این فرمان ها را برای رضای خدا صادر کرد.
3- هرکسی به عمد دروغ گوید، یا به جاسوسی رفتار دیگران پردازد، نیز باید به کیفر اعدام رسد.
4- هرکس در آب و یا خاکستر ادرار کند نیز به کیفر اعدام برسد
6- هرکس به اسیری خوراک و جامه دهد و این کار را بی اجازه اسیر کننده به انجام رساند باید به کیفر اعدام برسد.
7- هرکس برده یا اسیری فراری را بیابد و او را به صاحب اسیر کننده اش بر گرداند باید به کیفر اعدام برسد.
8- چون بخواهند حیوانی را ذبح کنند باید پاهایش را ببندند، شکافی در شکمش باز کنند و قلبش را آنقدر بفشارند تا جان سپارد،آنگاه میتوان ازگوشت آن تناول کرد
9- اگر درجنگ، هنگام حمله یا عقب نشینی، بسته، کمان یا بار کسی فروافتد، فرد پشت سر او موظف است آن را بردارد و به صاحبش مسترد کند. در غیر این صورت به کیفر اعدام رسد.
10- به رعایا فرمان داد در آغاز هر سال دختران خود را در معرض تماشای سلطان قرار دهند تا او بتواند برخی را از میان آنان برای خود و پسرانش برگزیند.
11- زناکار بی توجه به آن که متاهل است یا مجرد ، باید به کیفر اعدام رسد.
12- او حکم کرد که افرادش از خوردن خوراکی دیگران که به آنان تعارف می کنند، سرباز زنند، حتی اگر یکی شاهزاده و دیگری اسیر باشد؛ مگر آن که تعارف کننده خود از آن ببخشد.
او آنها را از خوردن چیزی در حضور دیگری، بدون دعوت او به شریک شدن در خوراک منع کرد.
او هرکسی را از تناول بیش از رفیقش، پا نهادن بر آتشی که روی آن خوراک پخته می شود و ظروفی که در آن غذا خورده شده است، باز داشت.
13- هنگامی که رهگذری از کنار افرادی در حال غذا خوردن می گذرد، باید بی کسب اجازه(بنشیند) و آسوده شود و در خوردن با آنان شریک شود و آنان نبایید او را از انجام این کار باز دارند.
14- او آنها را از دست فرو بردن در آب باز داشت و فرمان داد برای برداشتن آب از وسیله ای استفاده کنند.
15- او آنها را از شستن جامه، تا روزی که کاملا کثیف شود باز داشت.
17- او آنها را از ترجیح فرقه ای بر فرقه دیگر ، بیان سخنان پرطمطراق و موکد، و استفاده از القاب افتخاری بازداشت. چون بخواهند با سلطان یا هرکس دیگر سخن گویند، تنها باید نام او را بر زبان راند.
18- او به فرزندان خود فرمان داد، پیش از عزیمت به جنگ، شخصا از واحد ها و قشون و سلاح آنان بازدید کنند و واحدها را به تمام نیازمندی های آنان در نبرد مجهز سازند و حتی از بازدید نخ و سوزن مورد نیاز آنان دریغ نورزند و چنانچه سربازی فاقد وسیله ضروری باشد، آنها را مجازات کنند.
19- او فرمان داد زنان کسانی را که همراه واحد نظامی عازم نبرد می شوند، در زمان غیبت مردان و جنگ، کار و وظایف مردان را بر عهده گیرند.
20- جنگ جویان را فرمان داد، به هنگام بازگشت از جنگ وظایف خاصی را در خدمت سلطان به انجام برسانند.
22- او در راس هر واحد نظامی، امیری گماشت و برای هر هزار و صدوده تن سپاهی امیری تعیین کرد.
23- او فرمان داد اگر کهنسالی ترین امیران گناه و خطایی مرتکب شوند، باید خود را برای تنبیه به فرستاده شهریار و صاحب اختیار مطلق تسلیم کند.
حتی اگر فرستاده از همه نوکران او فرو مرتبه تر باشد، پیش پای او به خاک افتد تا فرستاده مجازات تعیین شده از سوی شهریار را حتی اگر فرمان مرگ باشد، به اجرا درآورد.
24- او قدغن کرد، امیران جز از ایلخانان از کسی دیگر فرمان نبرند.
هرکس جز از ایلخانان فرمان برد، باید به کیفر مرگ رسد.
و هر کسی بی اجازه مقام و مرتبه خود را تغییر دهد نیز حکم اعدام در باره او جاری شود.
26- او به پسرش جغتای خان فرمان داد بر حسن اجرای یاسا نظارت کند.
27- او فرمان داد سربازان به واسطه بی دقتی و غفلت مجازات شوند. حکم کرد، شکارچیانی را که اجازه می دادند در خلال شکار جمعی، بگریزد، چوب زنند و در مواردی به قتل برسانند.
✅کانال کشوری تاریخ و جغرافیا اهواز
@tarbd
یاسا مجموعه قوانین و توصیه هایی است که چنگیزخان در امور مختلف برای مغولان صادر کرد. چند نمونه از قوانین یاسا:
1- او(چنگیز خان) تصمیم گرفت که بی هیچ اسستثنایی، به زادگان فقیران، حقوق دانان، پزشکان، دانشمندان، زاهدان ، و مرده شویان هیچ گونه مالیات و عوارض تعلق نگیرد.
2- او مقرر داشت، به تمام ادیان باید حرمت نهاده شود و هیچ یک را بر دیگری ترجیح ندهند. او این فرمان ها را برای رضای خدا صادر کرد.
3- هرکسی به عمد دروغ گوید، یا به جاسوسی رفتار دیگران پردازد، نیز باید به کیفر اعدام رسد.
4- هرکس در آب و یا خاکستر ادرار کند نیز به کیفر اعدام برسد
6- هرکس به اسیری خوراک و جامه دهد و این کار را بی اجازه اسیر کننده به انجام رساند باید به کیفر اعدام برسد.
7- هرکس برده یا اسیری فراری را بیابد و او را به صاحب اسیر کننده اش بر گرداند باید به کیفر اعدام برسد.
8- چون بخواهند حیوانی را ذبح کنند باید پاهایش را ببندند، شکافی در شکمش باز کنند و قلبش را آنقدر بفشارند تا جان سپارد،آنگاه میتوان ازگوشت آن تناول کرد
9- اگر درجنگ، هنگام حمله یا عقب نشینی، بسته، کمان یا بار کسی فروافتد، فرد پشت سر او موظف است آن را بردارد و به صاحبش مسترد کند. در غیر این صورت به کیفر اعدام رسد.
10- به رعایا فرمان داد در آغاز هر سال دختران خود را در معرض تماشای سلطان قرار دهند تا او بتواند برخی را از میان آنان برای خود و پسرانش برگزیند.
11- زناکار بی توجه به آن که متاهل است یا مجرد ، باید به کیفر اعدام رسد.
12- او حکم کرد که افرادش از خوردن خوراکی دیگران که به آنان تعارف می کنند، سرباز زنند، حتی اگر یکی شاهزاده و دیگری اسیر باشد؛ مگر آن که تعارف کننده خود از آن ببخشد.
او آنها را از خوردن چیزی در حضور دیگری، بدون دعوت او به شریک شدن در خوراک منع کرد.
او هرکسی را از تناول بیش از رفیقش، پا نهادن بر آتشی که روی آن خوراک پخته می شود و ظروفی که در آن غذا خورده شده است، باز داشت.
13- هنگامی که رهگذری از کنار افرادی در حال غذا خوردن می گذرد، باید بی کسب اجازه(بنشیند) و آسوده شود و در خوردن با آنان شریک شود و آنان نبایید او را از انجام این کار باز دارند.
14- او آنها را از دست فرو بردن در آب باز داشت و فرمان داد برای برداشتن آب از وسیله ای استفاده کنند.
15- او آنها را از شستن جامه، تا روزی که کاملا کثیف شود باز داشت.
17- او آنها را از ترجیح فرقه ای بر فرقه دیگر ، بیان سخنان پرطمطراق و موکد، و استفاده از القاب افتخاری بازداشت. چون بخواهند با سلطان یا هرکس دیگر سخن گویند، تنها باید نام او را بر زبان راند.
18- او به فرزندان خود فرمان داد، پیش از عزیمت به جنگ، شخصا از واحد ها و قشون و سلاح آنان بازدید کنند و واحدها را به تمام نیازمندی های آنان در نبرد مجهز سازند و حتی از بازدید نخ و سوزن مورد نیاز آنان دریغ نورزند و چنانچه سربازی فاقد وسیله ضروری باشد، آنها را مجازات کنند.
19- او فرمان داد زنان کسانی را که همراه واحد نظامی عازم نبرد می شوند، در زمان غیبت مردان و جنگ، کار و وظایف مردان را بر عهده گیرند.
20- جنگ جویان را فرمان داد، به هنگام بازگشت از جنگ وظایف خاصی را در خدمت سلطان به انجام برسانند.
22- او در راس هر واحد نظامی، امیری گماشت و برای هر هزار و صدوده تن سپاهی امیری تعیین کرد.
23- او فرمان داد اگر کهنسالی ترین امیران گناه و خطایی مرتکب شوند، باید خود را برای تنبیه به فرستاده شهریار و صاحب اختیار مطلق تسلیم کند.
حتی اگر فرستاده از همه نوکران او فرو مرتبه تر باشد، پیش پای او به خاک افتد تا فرستاده مجازات تعیین شده از سوی شهریار را حتی اگر فرمان مرگ باشد، به اجرا درآورد.
24- او قدغن کرد، امیران جز از ایلخانان از کسی دیگر فرمان نبرند.
هرکس جز از ایلخانان فرمان برد، باید به کیفر مرگ رسد.
و هر کسی بی اجازه مقام و مرتبه خود را تغییر دهد نیز حکم اعدام در باره او جاری شود.
26- او به پسرش جغتای خان فرمان داد بر حسن اجرای یاسا نظارت کند.
27- او فرمان داد سربازان به واسطه بی دقتی و غفلت مجازات شوند. حکم کرد، شکارچیانی را که اجازه می دادند در خلال شکار جمعی، بگریزد، چوب زنند و در مواردی به قتل برسانند.
✅کانال کشوری تاریخ و جغرافیا اهواز
@tarbd
Forwarded from اصفهان خبر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 هشدار! 🔞 حاوی تصاویر دلخراش
گزارشی تلخ از بلای کرونای دلتا
🔸در مازندران سردخانهها پر شدهاند!
🔸کمبود تابوت و آمبولانس در مشهد!
♨️ حالا بازم دورهمی بگیرید و برید تفریح و خرید و مراسم عزاداری و ... زحمت زدن ماسک هم اصلا به خودتون ندید!!
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
گزارشی تلخ از بلای کرونای دلتا
🔸در مازندران سردخانهها پر شدهاند!
🔸کمبود تابوت و آمبولانس در مشهد!
♨️ حالا بازم دورهمی بگیرید و برید تفریح و خرید و مراسم عزاداری و ... زحمت زدن ماسک هم اصلا به خودتون ندید!!
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
Forwarded from خبرگزاری تسنیم
اسامی لیست کابینه پیشنهادی دولت سیزدهم
🔸وزارت ورزش: حمیدرضا سجادی
🔹وزارت کشور: احمد وحیدی
🔸وزارت اطلاعات: خطیب
🔹وزارت نیرو: محرابیان
🔸وزارت خارجه: امیر عبدالهیان
🔹وزارت اقتصاد: سید احسان خاندوزی
🔸وزارت آموزش و پرورش: حسین باغگلی
🔹وزارت میراث فرهنگی: ضرغامی
🔸وزارت کار: حجت عبدالملکی
🔹وزارت علوم: محمدعلی زلفیگل
🔸وزارت دفاع: امیر آشتیانی
🔹وزارت کشاورزی: سید جواد ساداتی نژاد
🔸وزارت بهداشت: بهرام عین اللهی
🔹وزارت ارشاد: محمد مهدی اسماعیلی
🔸وزارت صمت: سید رضا فاطمی امین
🔹وزارت نفت: جواد اوجی
🔸وزارت دادگستری: رحیمی
@TasnimNews
🔸وزارت ورزش: حمیدرضا سجادی
🔹وزارت کشور: احمد وحیدی
🔸وزارت اطلاعات: خطیب
🔹وزارت نیرو: محرابیان
🔸وزارت خارجه: امیر عبدالهیان
🔹وزارت اقتصاد: سید احسان خاندوزی
🔸وزارت آموزش و پرورش: حسین باغگلی
🔹وزارت میراث فرهنگی: ضرغامی
🔸وزارت کار: حجت عبدالملکی
🔹وزارت علوم: محمدعلی زلفیگل
🔸وزارت دفاع: امیر آشتیانی
🔹وزارت کشاورزی: سید جواد ساداتی نژاد
🔸وزارت بهداشت: بهرام عین اللهی
🔹وزارت ارشاد: محمد مهدی اسماعیلی
🔸وزارت صمت: سید رضا فاطمی امین
🔹وزارت نفت: جواد اوجی
🔸وزارت دادگستری: رحیمی
@TasnimNews
✅ به مناسبت زادروز عباس زریاب خویی
🔹عباس زریاب خویی از تاریخدانان بسیار شناخته شده ایرانی است. او در بیستم مردادماه سال ۱۲۹۸ به دنیا آمد و پس از 75 سال زندگی در نیمههای بهمن ماه سال ۱۳۷۳ در تهران درگذشت. زریاب خویی از سال ۱۳۴۵ استاد تاریخ در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران بود و در رشتههای ادبیات فارسی، ادبیات عرب، فلسفه، زبانشناسی و معارف اسلامی تدریس میکرد.
🔹استاد محمدعلی موحد گفته: «زریاب درسال ۱۳۱۶ در سن و سالی بود که باید به خدمت نظام وظیفه میرفت. آن زمان در آذربایجان فقط یک مدرسه متوسطه ۱۲کلاسه در تبریز داشتیم، یکی هم بعدها در ارومیه افتتاح شد. یا باید زریاب را از خوی به یکی از این شهرها که دوازده کلاس کامل داشت بفرستند تا سیکل دوم را بخواند و این کلی خرج داشت که تحمل آن برای هر خانواده آسان نبود. راه دیگری که مخصوصا در روستاها و شهرهای کوچک آذربایجان برای فرار از اجباری (خدمت سربازی) رفتن از آن استفاده میشد، آن بود که بچهها را به قم میفرستادند تا طلبه بشوند؛ چون طلبهها قانونا از خدمت سربازی معاف بودند. زریاب را اینجوری فرستادند به قم... درباره زریاب گفتهاند که تقیزاده او را کشف کرد و این البته درست است. زریاب گنجی بود که تقیزاده او را کشف کرد و به هنینگ معرفیاش کرد و وسایل اعزام او را برای تحصیل به آلمان فراهم آورد. اینها همه درست، اما نگفتهاند که این گنج چگونه گرد آمده بود.
🔹 استاد باستانی پاریزی نیز درباره زریاب گفته است: «چند سال پیش که کنگرهای از مستشرقان در تهران تشکیل شده بود یک روز ما را بردند به دیدن سد کرج، در کنار دریاچه، من و ایرج افشار و دکتر زریاب و چند تن دیگر ایستاده بودیم، در همین وقت یک پروفسور آلمانی سررسید که قبلا استاد زریاب بود، شروع کرد با زریاب به آلمانی حرف زدن و دو تا فرانسوی هم رسیدند، زریاب با آنها به فرانسه به صحبت پرداخت، دو تا ژاپنی هم آمدند- زریاب متکلموحده بود- و البته نه به ژاپنی، بل به انگلیسی توانست حرف خود را به آنها بفهماند. حسینعلی محفوظ استاد عرب سررسید: اهلا و سهلا، عربی فُصحای زریاب گرهگشای کارش شد. از شما چه پنهان من، ضمن حسرت، کمی حسد هم بردم که گنگ بودم. در همین وقت چهار، پنج تا از دانشمندان شوروی سررسیدند. من خوشحال شدم و بلندبلند گفتم: «دکتر زریاب، دیگر مطمئنم که زبان روسی نمیدانی. اما خیلی زود آب سرد بر آتش حرارت و جوش من ریخته شد، زیرا: خوشگلدی و صفا گتیردی زریاب، چنان فضلای اهل آذربایجان شوروی را به خود گرفت که سایرین فراموش شدند.»
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹عباس زریاب خویی از تاریخدانان بسیار شناخته شده ایرانی است. او در بیستم مردادماه سال ۱۲۹۸ به دنیا آمد و پس از 75 سال زندگی در نیمههای بهمن ماه سال ۱۳۷۳ در تهران درگذشت. زریاب خویی از سال ۱۳۴۵ استاد تاریخ در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران بود و در رشتههای ادبیات فارسی، ادبیات عرب، فلسفه، زبانشناسی و معارف اسلامی تدریس میکرد.
🔹استاد محمدعلی موحد گفته: «زریاب درسال ۱۳۱۶ در سن و سالی بود که باید به خدمت نظام وظیفه میرفت. آن زمان در آذربایجان فقط یک مدرسه متوسطه ۱۲کلاسه در تبریز داشتیم، یکی هم بعدها در ارومیه افتتاح شد. یا باید زریاب را از خوی به یکی از این شهرها که دوازده کلاس کامل داشت بفرستند تا سیکل دوم را بخواند و این کلی خرج داشت که تحمل آن برای هر خانواده آسان نبود. راه دیگری که مخصوصا در روستاها و شهرهای کوچک آذربایجان برای فرار از اجباری (خدمت سربازی) رفتن از آن استفاده میشد، آن بود که بچهها را به قم میفرستادند تا طلبه بشوند؛ چون طلبهها قانونا از خدمت سربازی معاف بودند. زریاب را اینجوری فرستادند به قم... درباره زریاب گفتهاند که تقیزاده او را کشف کرد و این البته درست است. زریاب گنجی بود که تقیزاده او را کشف کرد و به هنینگ معرفیاش کرد و وسایل اعزام او را برای تحصیل به آلمان فراهم آورد. اینها همه درست، اما نگفتهاند که این گنج چگونه گرد آمده بود.
🔹 استاد باستانی پاریزی نیز درباره زریاب گفته است: «چند سال پیش که کنگرهای از مستشرقان در تهران تشکیل شده بود یک روز ما را بردند به دیدن سد کرج، در کنار دریاچه، من و ایرج افشار و دکتر زریاب و چند تن دیگر ایستاده بودیم، در همین وقت یک پروفسور آلمانی سررسید که قبلا استاد زریاب بود، شروع کرد با زریاب به آلمانی حرف زدن و دو تا فرانسوی هم رسیدند، زریاب با آنها به فرانسه به صحبت پرداخت، دو تا ژاپنی هم آمدند- زریاب متکلموحده بود- و البته نه به ژاپنی، بل به انگلیسی توانست حرف خود را به آنها بفهماند. حسینعلی محفوظ استاد عرب سررسید: اهلا و سهلا، عربی فُصحای زریاب گرهگشای کارش شد. از شما چه پنهان من، ضمن حسرت، کمی حسد هم بردم که گنگ بودم. در همین وقت چهار، پنج تا از دانشمندان شوروی سررسیدند. من خوشحال شدم و بلندبلند گفتم: «دکتر زریاب، دیگر مطمئنم که زبان روسی نمیدانی. اما خیلی زود آب سرد بر آتش حرارت و جوش من ریخته شد، زیرا: خوشگلدی و صفا گتیردی زریاب، چنان فضلای اهل آذربایجان شوروی را به خود گرفت که سایرین فراموش شدند.»
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
📘 کتاب " اقلیت های دینی در دوران ساسانیان "
✍ نوشته سیدسعید گلزار
🔹موضوع کتاب حاضر، بررسی اوضاع دینی و جغرافیای دینی دولت ساسانی و سیاست شاهان این سلسله در برابر پیروان دیگر ادیان است. هدف از تدوین پژوهش حاضر، ارائه تصویری شفّاف و روشن از حوادث و وقایع دینی دوران ساسانی و بررسی پیامدها و عواقب تاسیس و تشکیل دین ملی بر ادیان مانوی، مزدکی، یهودی، مسیحی و بودایی و پیروان آنها با روش توصیفی تحلیلی است. در همین راستا نخست، تاریخ اجتماعی سیاسی ساسانیان تشریح و نقش دین زرتشت در شاهنشاهی ساسانیان بررسی شده است. سپس ضمن معرّفی اجمالی هر یک از ادیان یاد شده و اصول اعتقادی آن، موضوع دولت ساسانی و روحانیون زردشتی در قبال پیروان این ادیان به تفضیل شرح داده شده است. مشخصه کتاب، پرداختن به مسائلی همچون چگونگی و مراحل استقرار دین رسمی و دولتی در دوره مذکور، تاثیر این فرایند بر ادیان بیگانه و پیروان ساکن کشور، سیاست دولت ساسانی در ارتباط با ادیان بیگانه، وضعیت و موقعیت ادیان بیگانه در این دوره، انگیزهها و دلایل آزار و پیگرد اقلیتهای دینی و علل و عوامل ظهور و سقوط ادیان دگراندیشی همچون "مانی" و "مزدک" است.
@tarbd
✍ نوشته سیدسعید گلزار
🔹موضوع کتاب حاضر، بررسی اوضاع دینی و جغرافیای دینی دولت ساسانی و سیاست شاهان این سلسله در برابر پیروان دیگر ادیان است. هدف از تدوین پژوهش حاضر، ارائه تصویری شفّاف و روشن از حوادث و وقایع دینی دوران ساسانی و بررسی پیامدها و عواقب تاسیس و تشکیل دین ملی بر ادیان مانوی، مزدکی، یهودی، مسیحی و بودایی و پیروان آنها با روش توصیفی تحلیلی است. در همین راستا نخست، تاریخ اجتماعی سیاسی ساسانیان تشریح و نقش دین زرتشت در شاهنشاهی ساسانیان بررسی شده است. سپس ضمن معرّفی اجمالی هر یک از ادیان یاد شده و اصول اعتقادی آن، موضوع دولت ساسانی و روحانیون زردشتی در قبال پیروان این ادیان به تفضیل شرح داده شده است. مشخصه کتاب، پرداختن به مسائلی همچون چگونگی و مراحل استقرار دین رسمی و دولتی در دوره مذکور، تاثیر این فرایند بر ادیان بیگانه و پیروان ساکن کشور، سیاست دولت ساسانی در ارتباط با ادیان بیگانه، وضعیت و موقعیت ادیان بیگانه در این دوره، انگیزهها و دلایل آزار و پیگرد اقلیتهای دینی و علل و عوامل ظهور و سقوط ادیان دگراندیشی همچون "مانی" و "مزدک" است.
@tarbd