✅سرنوشت یک دیکتاتور...
📕 *نیکولای چائوشسکو دیکتاتور رومانی در سال 1965 از سوی حزب کمونیست به "ریاست جمهوری" این کشور منصوب شد. او بمدت 24 سال خود را بعنوان "رهبری" که مردم رومانی هیچ نقشی در انتخابش نداشتند بر آنان تحمیل کرد. چائوشسکو بمانند هر دیکتاتور دیگری تصور می کرد که شکست ناپذیر است و با اتکا بر نیروی نظامی و پلیس مخفی مخوفش "سکوریتاس" قادر است مردمی را که تشنه آزادی اند تا ابد مجبور به پذیرش "رهبری" خود کند.*🥺❗🤔❗🥺
📕 *در دسامبر سال 1989 و در حالیکه نیکولای چائوشسکو در بازدید رسمی از ایران بسر میبرد، مردم شهر "تیمی سوآرا" در رومانی در تظاهراتی صلح جویانه خواستار آزادی و حقوق انسانی خود شدند*.🌹👌📕👌🌹
🔺 *النا چائوشسکو همسر دیکتاتور، و معاون نخست وزیر ، در حالیکه چائوشسکو در ایران مشغول یک دیدار رسمی بود در روز 16 دسامبر 1989 دستور کشتار و سرکوب تظاهرکنندگان آزادیخواه شهر "تیمی سوآرا" را صادر نمود. ده ها تن از تظاهرکنندگان آزادیخواه در این سرکوب جان باختند. چائوشسکو پس از بازگشت از مسافرت رسمی از ایران ، ضمن حمایت از کشتار تظاهرکنندگان شهر "تیمی سوآرا" آنان را "خرابکاران خارجی" خواند که "قادر به دیدن پیشرفتهای مردم رومانی نیستند"*.
🔺 *چائوشسکو و همسرش النا*🔺
🔺 *چائوشسکو پس از این بیانات به مانند رسم هر سال به همراه همسرش و دیگر سران حکومتش در بالکن قصر ریاست جمهوری رومانی ظاهر شدند تا بمانند 24 سال گذشته سخنانی تهی از حقیقت را برای مردم رومانی بر زبان آورند. اما در میان شگفتی جهانیان ، صدها هزار نفر از مردمی که با در دست داشتن عکسهای چائوشسکو و دیگر سمبلهای حزب کمونیست رومانی جهت شنیدن سخنان "رهبر" در میدان مقابل قصر گرد آمده بودند ناگهان "رهبر" را "هو" کردند و بمانند جرقه ای که به انبار باروت سرایت کرده باشد بسوی قصر ریاست جمهوری هجوم بردند. جهان هنوز مات حرکت مردم رومانی است که با تصاویر چائوشسکو و سمبل های حزب کمونیست رومانی در دستشان تومار حکومت وی را در هم پیچیدند.*
🔺 *آخرین نطق چائوشسکو در بلکن قصر ریاست جمهوری که نیمه تمام ماند و منجر به فرار او و همسرش شد*
*نیکولای چائوشسکو و همسرش النا لحظاتی ناباورانه از بالکن قصر شاهد منظره ای بودند که در تصورهیچ کس نمی گنجید. نیروهای امنیتی دیکتاتور به سوی مردم آتش گشودند ، اما جلوگیری از خیزش چند صد هزار نفری مردم که دیگر به دروازه های ورودی قصر ریاست جمهوری رسیده بودند با هیچ سلاحی و با هیچ نیروی امنیتی امکانپذیر نبود. چائوشسکو و النا خود را به بام قصر رسانده و با هلیکوپتری در صدد فرار از رومانی بر آمدند.*
🔺 *فرار چائوشسکو و همسرش النا با هلیکوپتر از بام قصر*
🔺 *پس از دقایقی پارلمان و کاخ ریاست جمهوری و دیگر نهادهای دولتی به تصرف مردم در آمده بود. تعدادی از نظامیان رومانی در کنار مردم کشور خود قرار گرفتند و در روز 25 دسامبر سال 1989 هلیکوپتر نیکولای چائوشسکو و النا را در حالیکه در حال فرار از کشور بودند توسط جنگده های ارتش مجبور به فرود آمدن در خاک رومانی کردند. تنها ساعاتی بعد چائوشسکو و همسرش در یک دادگاه مردمی بواسطه سرکوب و کشتار شهروندانی که تنها خواسته شان آزادی بود محاکمه و محکوم به تیرباران شدند. حکم اعدام بلافاصله و در مقابل دوربین های تلویزیونی در شهر مرزی "تارگو ویسته" رومانی به اجرا در آمد. فیلمبردار در لحظات قبل از تیرباران ، تصویر را بر روی دستبند طلای گرانبهای همسر رئیس جمهور و صدر هیئت رئیسه حزب "کمونیست" رومانی زوم کرده بود که قبل از تیرباران از پشت بسته شده بود.*
🏳 صحنه محاکمه و سپس تیرباران دیکتاتور رومانی و مقاومت او و همسرش النا قبل از اجرای حکم از تلویزیون رومانی و دیگر کشورهای جهان پخش شد. نیکولای چائشسکو و النا حتی تا آخرین لحظات قبل از تیرباران قادر به باورکردن این واقعیت نبودند که تومار حکومتشان به این سرعت درهم پیچیده شده است.*
🔺 *و چنین شد عاقبت دیکتاتوری که سرانجام گرفتار خشم ملت خود گردید. پس از اعدام دیکتاتور نوبت به فرزندان و دیگر حامیان و سرکوب کنندگان خیزش آزادی خواهی رومانی رسید که یکی پس از دیگری به دستهای عدالت سپرده شدند. از جمله "نیکو چائوشسکو" پسر 38 ساله دیکتاتور بواسطه جرائم متعدد در رابطه با نقض حقوق بشر که با سوء استفاده از موقعیت پدرش در دوران حکومت او مرتکب شده بود به 20 سال زندان محکوم شد. او در سال 1992 بواسطه دلایل انسانی و بیماری از زندان آزاد شد و چهار سال بعد در سن 45 سالگی جان سپرد. پس از اعدام دیکتاتور رومانی و همسرش ، فیلم و تصاویری که از فقر ، نکبت و گرسنگی مردم این کشور در جهان منتشر شد تاثر دنیایی را برانگیخت.*
🔺 *اینک 30 سال پس از سرنگونی چائوشسکو ، مردم رومانی دارای کشوری آزاد و دمکراتیک و از اعضای اتحادیه اروپا هستند.*
📕 *نیکولای چائوشسکو دیکتاتور رومانی در سال 1965 از سوی حزب کمونیست به "ریاست جمهوری" این کشور منصوب شد. او بمدت 24 سال خود را بعنوان "رهبری" که مردم رومانی هیچ نقشی در انتخابش نداشتند بر آنان تحمیل کرد. چائوشسکو بمانند هر دیکتاتور دیگری تصور می کرد که شکست ناپذیر است و با اتکا بر نیروی نظامی و پلیس مخفی مخوفش "سکوریتاس" قادر است مردمی را که تشنه آزادی اند تا ابد مجبور به پذیرش "رهبری" خود کند.*🥺❗🤔❗🥺
📕 *در دسامبر سال 1989 و در حالیکه نیکولای چائوشسکو در بازدید رسمی از ایران بسر میبرد، مردم شهر "تیمی سوآرا" در رومانی در تظاهراتی صلح جویانه خواستار آزادی و حقوق انسانی خود شدند*.🌹👌📕👌🌹
🔺 *النا چائوشسکو همسر دیکتاتور، و معاون نخست وزیر ، در حالیکه چائوشسکو در ایران مشغول یک دیدار رسمی بود در روز 16 دسامبر 1989 دستور کشتار و سرکوب تظاهرکنندگان آزادیخواه شهر "تیمی سوآرا" را صادر نمود. ده ها تن از تظاهرکنندگان آزادیخواه در این سرکوب جان باختند. چائوشسکو پس از بازگشت از مسافرت رسمی از ایران ، ضمن حمایت از کشتار تظاهرکنندگان شهر "تیمی سوآرا" آنان را "خرابکاران خارجی" خواند که "قادر به دیدن پیشرفتهای مردم رومانی نیستند"*.
🔺 *چائوشسکو و همسرش النا*🔺
🔺 *چائوشسکو پس از این بیانات به مانند رسم هر سال به همراه همسرش و دیگر سران حکومتش در بالکن قصر ریاست جمهوری رومانی ظاهر شدند تا بمانند 24 سال گذشته سخنانی تهی از حقیقت را برای مردم رومانی بر زبان آورند. اما در میان شگفتی جهانیان ، صدها هزار نفر از مردمی که با در دست داشتن عکسهای چائوشسکو و دیگر سمبلهای حزب کمونیست رومانی جهت شنیدن سخنان "رهبر" در میدان مقابل قصر گرد آمده بودند ناگهان "رهبر" را "هو" کردند و بمانند جرقه ای که به انبار باروت سرایت کرده باشد بسوی قصر ریاست جمهوری هجوم بردند. جهان هنوز مات حرکت مردم رومانی است که با تصاویر چائوشسکو و سمبل های حزب کمونیست رومانی در دستشان تومار حکومت وی را در هم پیچیدند.*
🔺 *آخرین نطق چائوشسکو در بلکن قصر ریاست جمهوری که نیمه تمام ماند و منجر به فرار او و همسرش شد*
*نیکولای چائوشسکو و همسرش النا لحظاتی ناباورانه از بالکن قصر شاهد منظره ای بودند که در تصورهیچ کس نمی گنجید. نیروهای امنیتی دیکتاتور به سوی مردم آتش گشودند ، اما جلوگیری از خیزش چند صد هزار نفری مردم که دیگر به دروازه های ورودی قصر ریاست جمهوری رسیده بودند با هیچ سلاحی و با هیچ نیروی امنیتی امکانپذیر نبود. چائوشسکو و النا خود را به بام قصر رسانده و با هلیکوپتری در صدد فرار از رومانی بر آمدند.*
🔺 *فرار چائوشسکو و همسرش النا با هلیکوپتر از بام قصر*
🔺 *پس از دقایقی پارلمان و کاخ ریاست جمهوری و دیگر نهادهای دولتی به تصرف مردم در آمده بود. تعدادی از نظامیان رومانی در کنار مردم کشور خود قرار گرفتند و در روز 25 دسامبر سال 1989 هلیکوپتر نیکولای چائوشسکو و النا را در حالیکه در حال فرار از کشور بودند توسط جنگده های ارتش مجبور به فرود آمدن در خاک رومانی کردند. تنها ساعاتی بعد چائوشسکو و همسرش در یک دادگاه مردمی بواسطه سرکوب و کشتار شهروندانی که تنها خواسته شان آزادی بود محاکمه و محکوم به تیرباران شدند. حکم اعدام بلافاصله و در مقابل دوربین های تلویزیونی در شهر مرزی "تارگو ویسته" رومانی به اجرا در آمد. فیلمبردار در لحظات قبل از تیرباران ، تصویر را بر روی دستبند طلای گرانبهای همسر رئیس جمهور و صدر هیئت رئیسه حزب "کمونیست" رومانی زوم کرده بود که قبل از تیرباران از پشت بسته شده بود.*
🏳 صحنه محاکمه و سپس تیرباران دیکتاتور رومانی و مقاومت او و همسرش النا قبل از اجرای حکم از تلویزیون رومانی و دیگر کشورهای جهان پخش شد. نیکولای چائشسکو و النا حتی تا آخرین لحظات قبل از تیرباران قادر به باورکردن این واقعیت نبودند که تومار حکومتشان به این سرعت درهم پیچیده شده است.*
🔺 *و چنین شد عاقبت دیکتاتوری که سرانجام گرفتار خشم ملت خود گردید. پس از اعدام دیکتاتور نوبت به فرزندان و دیگر حامیان و سرکوب کنندگان خیزش آزادی خواهی رومانی رسید که یکی پس از دیگری به دستهای عدالت سپرده شدند. از جمله "نیکو چائوشسکو" پسر 38 ساله دیکتاتور بواسطه جرائم متعدد در رابطه با نقض حقوق بشر که با سوء استفاده از موقعیت پدرش در دوران حکومت او مرتکب شده بود به 20 سال زندان محکوم شد. او در سال 1992 بواسطه دلایل انسانی و بیماری از زندان آزاد شد و چهار سال بعد در سن 45 سالگی جان سپرد. پس از اعدام دیکتاتور رومانی و همسرش ، فیلم و تصاویری که از فقر ، نکبت و گرسنگی مردم این کشور در جهان منتشر شد تاثر دنیایی را برانگیخت.*
🔺 *اینک 30 سال پس از سرنگونی چائوشسکو ، مردم رومانی دارای کشوری آزاد و دمکراتیک و از اعضای اتحادیه اروپا هستند.*
✅مصاحبه تکان دهنده دکتر محمدجواد عبدالهی رییس بازنشسته دانشکده زمین شناسی ودانشگاه چمران اهواز
*20 سال قبل از آنکه جانمایی سد گتوند در سال 68 صورت بگیرد،* *آمریکاییها پیشنهاد داده بودند 20 کیلومتر بالاتر از مخزن فعلی، سد گتوند احداث شود. اما در آن سالها مدیران شرکت مدیریت منابع آب ونیروی ایران بر این باور بودند که آمریکاییها چون* *میخواستند مخزن سد کوچک باشد، این اختلاف مکانی را مطرح کردند. لذا تصمیمشان بر این شد که دریاچه سد درست بر روی گنبدهای نمکی گچساران جانمایی شود. سال 1380 در نامهای به اداره صنایع و معادن تاکید کردم که مطالعات صورت گرفته روی این سد کافی نیست.* *سال1381 به همراه مهندس شمسایی مدیرکل وقت آب و فاضلاب خوزستان موضوع را مطرح کردم که این سد مشکلاتی دارد و میتواند کل استان خوزستان را از نظر شوری به مخاطره بیندازد.*
*شمسایی بعدها رئیس سد گتوند شد. به او توضیح دادم که اساساً سازندگان سد مطالعات زمینشناسی منطقه را مدنظر قرار ندادهاند. هیچ گزارشی از مطالعات زمینشناسی نداشتند. آقای شمسایی بعد از آن مشاوره گروهی 20 نفره برای مطالعات روی سد تشکیل داد گروه مطالعاتی آقای شمسایی در اولین گزارش به او نوشتند «جلوی ضرر را هر جا بگیرید منفعت است».*
*آقای مهندس شمسایی به عنوان رئیس اداره آب منطقه خوزستان آن زمان به تمامی مقامات مملکتی نامه نوشت و از آنها خواست جلوی ساخت سد گرفته شود. نامه خطاب به رئیسجمهوری، وزیر نیرو، مجلس و مدیر عامل شرکت آب و نیرو (شرکت مجری)... ارسال شده بود.*
*بعد از اینکه سد ساخته شد، از قضا مهندس شمسایی را که آن زمان شهردار اهواز بود به عنوان رئیس سد انتخاب کردند! بعد از آن یکسری مشاوره از کشورهای مختلف و دانشگاههای ایران گرفتند و تصمیم بر این شد که پتوی رسی برای ایجاد فاصله میان لایههای ضخیم نمک و بستر دریاچه به وجود بیاید. رئیس سد با من تماس گرفت و پیشنهاد را مطرح کرد. آن زمان دو هزار و پانصد میلیارد تومان هزینه برای این سد صرف شده بود. من آن زمان به عنوان یکی از منتقدان دائمی ساخت این سد بودم که صدایم به گوش کسی نمیرسید. من با توجه به تجربه و علمی که داشتم گفتم که این کار با شکست مواجه خواهد شد. روز آبگیری فرا رسید و* *رئیسجمهوری وقت (محمود احمدینژاد ) ومدیرعامل شرکت آب و نیرو نیز برای آبگیری آمدند. آن روز با من تماس گرفتند و من به عوامل شرکت آب و نیرو گفتم هر چه ماشینآلات در پایین دست پتوی رسی دارید جمع کنید و به بالا بیاورید چون اعتمادی به پایداری این دیواره رسی نیست و قطعاً تا یکی دو روز آینده میشکند و خسارت بیشتری به شما وارد میکند. این توصیه من را پذیرفتند و روز چهارشنبه آبگیری صورت گرفت. روز شنبه مسوول همین بخش با من تماس گرفت و خبر شکسته شدن پتوی رسی را داد و گفت چطور میدانستید ؟*
*10روز بعد از اینکه عملیات آبگیری صورت گرفت، بخش زیرین سد که معمولاً سیستمهای زیرین و دستگاههای حساس و سنسورهای کنترل است پر ازنمک شده است؛ این مساله دقیقاً 10 روز بعد از آبگیری رخ داد؛ اتفاقی که مثل روز برای ما روشن بود و هر چه هشدار میدادیم کسی گوش نمیکرد. بعد از آن مطالعات نشان داد که تمامی مناطق اطراف گتوند و عقیلی، زمینهای مرغوب کشاورزی این مناطق به دلیل گسترش نمک و تبخیر در حال شورهزار شدن هستند و مردم تمام دارایی خود را دارند از دست میدهند و هیچ استفادهای از سد و آب شور آن نمیتوان کرد.*
*قبل از آبگیری ما بارها هشدار دادیم توربینهایی که برای سد خریداری شده برای آب شیرین است و شما میلیاردها میلیارد هزینه کردهاید برای آبی که شور خواهد شد. حالا آن توربینها هم کاربردی برای آب شیرین ندارند. هم اکنون توربینها از کار افتادهاند.*
*چندی پیش مدیر روابط عمومی شرکت آب و نیرو سد گتوند از من دعوت کرد از سد بازدید کنم. گفتند آنطور که شما تصور میکنید نمکی وجود ندارد و نهایتاً یک لایه چهارمتری نمک هست که آن را خارج میکنیم! با تعجب دیدم چند لایه نازک چهار تا پنج متری زدهاند. از جوانک خواستم که محدوده 50 متری را برای گمانهزنی و حفاری انتخاب کند و تا عمق 50 متری نیز جلو بروند بعد متوجه خواهند شد با دریای عظیمی از نمک مواجه خواهند شد. بعد از آن مهندسان آزمایشگاه مکانیک خاک برآورد کردند که تا 93 متر ضخامت نمک است. بعد از آن دوستان ما در سد گتوند میگفتند ما میدانیم چه بلایی سر این منطقه آوردهایم اما تو را به خدا چیزی نگویید و رسانهای نشود!*
*منبع: هفته نامه تجارت فردا*
*20 سال قبل از آنکه جانمایی سد گتوند در سال 68 صورت بگیرد،* *آمریکاییها پیشنهاد داده بودند 20 کیلومتر بالاتر از مخزن فعلی، سد گتوند احداث شود. اما در آن سالها مدیران شرکت مدیریت منابع آب ونیروی ایران بر این باور بودند که آمریکاییها چون* *میخواستند مخزن سد کوچک باشد، این اختلاف مکانی را مطرح کردند. لذا تصمیمشان بر این شد که دریاچه سد درست بر روی گنبدهای نمکی گچساران جانمایی شود. سال 1380 در نامهای به اداره صنایع و معادن تاکید کردم که مطالعات صورت گرفته روی این سد کافی نیست.* *سال1381 به همراه مهندس شمسایی مدیرکل وقت آب و فاضلاب خوزستان موضوع را مطرح کردم که این سد مشکلاتی دارد و میتواند کل استان خوزستان را از نظر شوری به مخاطره بیندازد.*
*شمسایی بعدها رئیس سد گتوند شد. به او توضیح دادم که اساساً سازندگان سد مطالعات زمینشناسی منطقه را مدنظر قرار ندادهاند. هیچ گزارشی از مطالعات زمینشناسی نداشتند. آقای شمسایی بعد از آن مشاوره گروهی 20 نفره برای مطالعات روی سد تشکیل داد گروه مطالعاتی آقای شمسایی در اولین گزارش به او نوشتند «جلوی ضرر را هر جا بگیرید منفعت است».*
*آقای مهندس شمسایی به عنوان رئیس اداره آب منطقه خوزستان آن زمان به تمامی مقامات مملکتی نامه نوشت و از آنها خواست جلوی ساخت سد گرفته شود. نامه خطاب به رئیسجمهوری، وزیر نیرو، مجلس و مدیر عامل شرکت آب و نیرو (شرکت مجری)... ارسال شده بود.*
*بعد از اینکه سد ساخته شد، از قضا مهندس شمسایی را که آن زمان شهردار اهواز بود به عنوان رئیس سد انتخاب کردند! بعد از آن یکسری مشاوره از کشورهای مختلف و دانشگاههای ایران گرفتند و تصمیم بر این شد که پتوی رسی برای ایجاد فاصله میان لایههای ضخیم نمک و بستر دریاچه به وجود بیاید. رئیس سد با من تماس گرفت و پیشنهاد را مطرح کرد. آن زمان دو هزار و پانصد میلیارد تومان هزینه برای این سد صرف شده بود. من آن زمان به عنوان یکی از منتقدان دائمی ساخت این سد بودم که صدایم به گوش کسی نمیرسید. من با توجه به تجربه و علمی که داشتم گفتم که این کار با شکست مواجه خواهد شد. روز آبگیری فرا رسید و* *رئیسجمهوری وقت (محمود احمدینژاد ) ومدیرعامل شرکت آب و نیرو نیز برای آبگیری آمدند. آن روز با من تماس گرفتند و من به عوامل شرکت آب و نیرو گفتم هر چه ماشینآلات در پایین دست پتوی رسی دارید جمع کنید و به بالا بیاورید چون اعتمادی به پایداری این دیواره رسی نیست و قطعاً تا یکی دو روز آینده میشکند و خسارت بیشتری به شما وارد میکند. این توصیه من را پذیرفتند و روز چهارشنبه آبگیری صورت گرفت. روز شنبه مسوول همین بخش با من تماس گرفت و خبر شکسته شدن پتوی رسی را داد و گفت چطور میدانستید ؟*
*10روز بعد از اینکه عملیات آبگیری صورت گرفت، بخش زیرین سد که معمولاً سیستمهای زیرین و دستگاههای حساس و سنسورهای کنترل است پر ازنمک شده است؛ این مساله دقیقاً 10 روز بعد از آبگیری رخ داد؛ اتفاقی که مثل روز برای ما روشن بود و هر چه هشدار میدادیم کسی گوش نمیکرد. بعد از آن مطالعات نشان داد که تمامی مناطق اطراف گتوند و عقیلی، زمینهای مرغوب کشاورزی این مناطق به دلیل گسترش نمک و تبخیر در حال شورهزار شدن هستند و مردم تمام دارایی خود را دارند از دست میدهند و هیچ استفادهای از سد و آب شور آن نمیتوان کرد.*
*قبل از آبگیری ما بارها هشدار دادیم توربینهایی که برای سد خریداری شده برای آب شیرین است و شما میلیاردها میلیارد هزینه کردهاید برای آبی که شور خواهد شد. حالا آن توربینها هم کاربردی برای آب شیرین ندارند. هم اکنون توربینها از کار افتادهاند.*
*چندی پیش مدیر روابط عمومی شرکت آب و نیرو سد گتوند از من دعوت کرد از سد بازدید کنم. گفتند آنطور که شما تصور میکنید نمکی وجود ندارد و نهایتاً یک لایه چهارمتری نمک هست که آن را خارج میکنیم! با تعجب دیدم چند لایه نازک چهار تا پنج متری زدهاند. از جوانک خواستم که محدوده 50 متری را برای گمانهزنی و حفاری انتخاب کند و تا عمق 50 متری نیز جلو بروند بعد متوجه خواهند شد با دریای عظیمی از نمک مواجه خواهند شد. بعد از آن مهندسان آزمایشگاه مکانیک خاک برآورد کردند که تا 93 متر ضخامت نمک است. بعد از آن دوستان ما در سد گتوند میگفتند ما میدانیم چه بلایی سر این منطقه آوردهایم اما تو را به خدا چیزی نگویید و رسانهای نشود!*
*منبع: هفته نامه تجارت فردا*
✳️ ریشههای فاجعه خوزستان
✒️ حسین آخانی
(استاد گیاهشناسی دانشگاه تهران)
🟦 مدتهاست که تمایل ندارم در مورد آب بنویسم. نه اینکه نمیخواهم و به آن فکر نمیکنم، دلیلش این است که گاهی از سر نومیدی فکر می کنم کاری از من ساخته نیست. نه من، که همه کسانی که سوادشان به مراتب از من بیشتر است بارها و بارها در مورد فساد گسترده در صنعت آب و انرژی گفتهاند و کسی به آنها گوش نداده است. فیلم مادر کشی که توسط کمیل سوهانی، اتفاقا به سفارش مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری در سال 1394، ساخته شده است، پیام کاملا مشخصی داشت که پشت سد سازی در ایران مافیایی بزرگ خوابیده است.
جالب است همان دولتی که خود سازنده این فیلم بود تبدیل شد به یکی از سد سازترین دولتها و مغز متفکر پشت آن فیلم در دوره دوم روحانی به وزارت نیرو برده شد تا در نقد سیاستهای آبی کشور رفتارش را اصلاح کنند. این را از این باب می گویم که قبل از مناظره سد سازی چنین پیشنهادی را به من هم دادند.
در فیلم مادرکشی نَقلی از عیسی کلانتری شده است که میگوید "مجریان سد گتوند را باید محاکمه کرد". عجیب آن است وقتی ایشان به ریاست سازمان محیط زیست گمارده میشود، بدتر از اسلافاش مجوز ساخت سدهای جدید و پروژههای به مراتب ویرانگر انتقال آب را صادر میکند.
🟨 بسیاری از من می پرسند، چاره چیست؟ پاسخ من همیشه این بوده و هست که نگهداری آب در سرزمین خشک ایران در پشت سدها کاری اشتباه است. ما چارهای جز برداشتن سدها و اصلاح توازن هیدرولوژیک کشور نداریم. آب در ایران باید به آبخوانها برود و میزان مصرف آب متناسب با حجم آبخوانها مدیریت شود. ولی از خودم میپرسم مگر می شود 700 سد ایران را برداشت؟
🟦اگر این سدها را بردارند با این جغرافیایی که بر مبنای ساخت سدها درست کردهاند چه کنند. مگر میشود 10 میلیون جمعیت تهران و کرج را بدون این سدها سیراب کرد؟ این سدها ساخته شده اند که با بزرگ شدن شهرها، اقتصادی بر مبنای بازی زمین و مسکن شکل گیرد. این سدها توسط تکنوکراتهای شهرنشین در ساختمانهای مجلل بالای شهر تهران طراحی شدهاند. فرایند مطالعات و ساخت آنها اولویت شرکتهای قدرتمندی است که در ساخت و مشاوره سدها منافعی بسیار کلان دارند.
🟨 چه باید کرد؟
آیا باید گذاشت که ناآرامی کشور را بگیرید و مردم در رنج و عذاب باشند؟ من پاسخی برای این سوال ندارم. چه کسی می تواند حدود سه-چهار دهه سیاست های نادرست کشور را تغییر دهد. برداشتن حتی یک خشت از این ساختمان بدقواره ممکن است باعث فرو ریختنش شود. اگر امثال کلانتری بر آنچه میگفتند باور داشتند، باید در دوران چهار ساله مدیریتش بر سازمان حفاظت محیط زیست، مجریان گتوند را به دادگاه میبُرد.
🟦 کاش آنهایی که امروز در خوزستان فریاد بی آبی سر میکشند؛ به طراحی و افتتاح سدهای جدید دیگر در این استان و مجاور آن اعتراض کنند. یکی از آنها سد چمشیر در 25 کیلومتری گچساران است. یکی از مهندسان یک شرکت بزرگ مشاور سد ساز در ایران دو بار به اتاق من آمد و اسنادی را به من نشان داد که این سد نیز درست مانند گتوند روی سازند نمکی گچساران است و فاجعه گتوند 2 به زودی با افتتاح آن سد تکرار میشود. حرفش مستند و منطقی بود؛ سازند گچساران کل منطقه را گرفته است و هر سدی در هر نقطه ای در آن منطقه ساخته شود، عاقبتش مانند سد گتوند است.
🟩 متاسفانه این مهندس دلسوز نه جرات کرد مدارک را به من بدهد و نه حتی شماره تلفنش را به من داد. وقتی رفت دست بر پیشانی گرفتم که آخر چه شده است که مهندس با سابقه شرکت مشاور سد سازی کشور دست به دامن من گیاهشناس میشود ولی خودش جرات نمی کند در همان شرکت به مدیرانش بگوید دست از جنایت دیگری در خوزستان بردارید؛ این است دلیل فاجعه امروز خوزستان.
✒️ حسین آخانی
(استاد گیاهشناسی دانشگاه تهران)
🟦 مدتهاست که تمایل ندارم در مورد آب بنویسم. نه اینکه نمیخواهم و به آن فکر نمیکنم، دلیلش این است که گاهی از سر نومیدی فکر می کنم کاری از من ساخته نیست. نه من، که همه کسانی که سوادشان به مراتب از من بیشتر است بارها و بارها در مورد فساد گسترده در صنعت آب و انرژی گفتهاند و کسی به آنها گوش نداده است. فیلم مادر کشی که توسط کمیل سوهانی، اتفاقا به سفارش مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری در سال 1394، ساخته شده است، پیام کاملا مشخصی داشت که پشت سد سازی در ایران مافیایی بزرگ خوابیده است.
جالب است همان دولتی که خود سازنده این فیلم بود تبدیل شد به یکی از سد سازترین دولتها و مغز متفکر پشت آن فیلم در دوره دوم روحانی به وزارت نیرو برده شد تا در نقد سیاستهای آبی کشور رفتارش را اصلاح کنند. این را از این باب می گویم که قبل از مناظره سد سازی چنین پیشنهادی را به من هم دادند.
در فیلم مادرکشی نَقلی از عیسی کلانتری شده است که میگوید "مجریان سد گتوند را باید محاکمه کرد". عجیب آن است وقتی ایشان به ریاست سازمان محیط زیست گمارده میشود، بدتر از اسلافاش مجوز ساخت سدهای جدید و پروژههای به مراتب ویرانگر انتقال آب را صادر میکند.
🟨 بسیاری از من می پرسند، چاره چیست؟ پاسخ من همیشه این بوده و هست که نگهداری آب در سرزمین خشک ایران در پشت سدها کاری اشتباه است. ما چارهای جز برداشتن سدها و اصلاح توازن هیدرولوژیک کشور نداریم. آب در ایران باید به آبخوانها برود و میزان مصرف آب متناسب با حجم آبخوانها مدیریت شود. ولی از خودم میپرسم مگر می شود 700 سد ایران را برداشت؟
🟦اگر این سدها را بردارند با این جغرافیایی که بر مبنای ساخت سدها درست کردهاند چه کنند. مگر میشود 10 میلیون جمعیت تهران و کرج را بدون این سدها سیراب کرد؟ این سدها ساخته شده اند که با بزرگ شدن شهرها، اقتصادی بر مبنای بازی زمین و مسکن شکل گیرد. این سدها توسط تکنوکراتهای شهرنشین در ساختمانهای مجلل بالای شهر تهران طراحی شدهاند. فرایند مطالعات و ساخت آنها اولویت شرکتهای قدرتمندی است که در ساخت و مشاوره سدها منافعی بسیار کلان دارند.
🟨 چه باید کرد؟
آیا باید گذاشت که ناآرامی کشور را بگیرید و مردم در رنج و عذاب باشند؟ من پاسخی برای این سوال ندارم. چه کسی می تواند حدود سه-چهار دهه سیاست های نادرست کشور را تغییر دهد. برداشتن حتی یک خشت از این ساختمان بدقواره ممکن است باعث فرو ریختنش شود. اگر امثال کلانتری بر آنچه میگفتند باور داشتند، باید در دوران چهار ساله مدیریتش بر سازمان حفاظت محیط زیست، مجریان گتوند را به دادگاه میبُرد.
🟦 کاش آنهایی که امروز در خوزستان فریاد بی آبی سر میکشند؛ به طراحی و افتتاح سدهای جدید دیگر در این استان و مجاور آن اعتراض کنند. یکی از آنها سد چمشیر در 25 کیلومتری گچساران است. یکی از مهندسان یک شرکت بزرگ مشاور سد ساز در ایران دو بار به اتاق من آمد و اسنادی را به من نشان داد که این سد نیز درست مانند گتوند روی سازند نمکی گچساران است و فاجعه گتوند 2 به زودی با افتتاح آن سد تکرار میشود. حرفش مستند و منطقی بود؛ سازند گچساران کل منطقه را گرفته است و هر سدی در هر نقطه ای در آن منطقه ساخته شود، عاقبتش مانند سد گتوند است.
🟩 متاسفانه این مهندس دلسوز نه جرات کرد مدارک را به من بدهد و نه حتی شماره تلفنش را به من داد. وقتی رفت دست بر پیشانی گرفتم که آخر چه شده است که مهندس با سابقه شرکت مشاور سد سازی کشور دست به دامن من گیاهشناس میشود ولی خودش جرات نمی کند در همان شرکت به مدیرانش بگوید دست از جنایت دیگری در خوزستان بردارید؛ این است دلیل فاجعه امروز خوزستان.
Forwarded from BBCPersian
برای طول عمر بیشتر باید مثل ژاپنیها غذا بخوریم؟
ژاپن بیشترین یک قرنیهای دنیا را دارد یعنی کسانی که صدسال یا بیشتر عمر کردهاند. چهلوهشت نفر از هر صد هزار نفر در ژاپن به صدسالگی میرسند. هیچجای دیگر روی زمین نیست که این همه آدم به صدسالگی رسیده داشته باشد. چنین آمارهایی باعث میشود آدمهای دیگر در جاهای مختلف دنیا به فکر این بیفتند که آنها چه میکنند که ما نمیکنیم؟ آیا آنها غذای خاصی میخورند؟
https://bbc.in/2W1o9wK
@BBCPersian
ژاپن بیشترین یک قرنیهای دنیا را دارد یعنی کسانی که صدسال یا بیشتر عمر کردهاند. چهلوهشت نفر از هر صد هزار نفر در ژاپن به صدسالگی میرسند. هیچجای دیگر روی زمین نیست که این همه آدم به صدسالگی رسیده داشته باشد. چنین آمارهایی باعث میشود آدمهای دیگر در جاهای مختلف دنیا به فکر این بیفتند که آنها چه میکنند که ما نمیکنیم؟ آیا آنها غذای خاصی میخورند؟
https://bbc.in/2W1o9wK
@BBCPersian
BBC News فارسی
برای طول عمر بیشتر باید مثل ژاپنیها غذا بخوریم؟
ژاپن بیشترین یک قرنیهای دنیا را دارد یعنی کسانی که صدسال یا بیشتر عمر کردهاند. چهلوهشت نفر از هر صد هزار نفر در ژاپن به صدسالگی میرسند. هیچجای دیگر روی زمین نیست که این همه آدم به صدسالگی رسیده داشته باشد. چنین آمارهایی باعث میشود آدمهای دیگر در…
Forwarded from اصفهان خبر
📸 تصویر بالایی بزرگترین"آب شیرین کن دنیا"در عربستان
📸 تصویر پایین، بزرگترین "آب شور کن دنیا"، سد گتوند در ایران!
👈میراثی که دولتهای قبلی برای خوزستان بر جای گذاشتهاند...
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
📸 تصویر پایین، بزرگترین "آب شور کن دنیا"، سد گتوند در ایران!
👈میراثی که دولتهای قبلی برای خوزستان بر جای گذاشتهاند...
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
✅ خوزستان من سلام
(تقدیم به همسرنوشتان خوزستانیام)
✍️ دکتر محسن رنانی
خوزستان من سلام!
منتظر این روزهای تو بودم،
می دانستم که بالاخره آتشِ آب از تو شعلهور خواهد شد.
سالها پیش نوشتم که اُبهّت این نظام، با آتشِ آب، تبخیر خواهد شد.
به من خندیدند؛
اما میدانستم که با آتشِ آب، نمی شود بازی کرد.
کبریت این آتش آنگاه زده شد که گفتند: «آب را مجانی می کنیم».
میدانی این حرف یعنی چه؟
در کشوری که تمدنش بر بیآبی بنیاد شده است،
مجانی کردن آب، یعنی آتش زدن به چندین هزار سال تجربه تمدن ایرانی.
با طلایِ آبی رایگان به ما رشوه دادند تا چشمهامان را ببندیم،
که طلای سیاهمان را ببرند،
و در لواسان یا در خراسان
قصرهایی از طلای زرد بسازند.
ما هم، خرسند از آبِ رایگان،
هی ماشین شستیم، هی هندوانه کاشتیم،
هی چمن آب دادیم، هی چاه زدیم
و هی آب را گِل کردیم.
اما روشن کردن آتشِ آب، نیاز به همتهای بلندتری داشت؛
پس بزرگان فرمان دادند تا در گندم خودکفا شویم.
ما هم ذخایر چند میلیون ساله آب را از اعماق زمین پمپاژ کردیم،
تا بیابانهای کویریمان را سبز کنیم، تا بزرگان خوشحال شوند.
بعد، استاد اکبر فرمان داد تا هی سد بسازیم، تا بیشتر بشود آبها را آتش زد.
سیدِ خندان هم، خنده خنده سازمانهای آب منطقهای را استانی کرد،
تا ملوکالطوایفی آب در کشور شکل بگیرد.
محمود خان هم اول صدها هزار چاه غیرقانونی را قانونی کرد،
و بعد در سفر به برخی استانها فرمود:
آب مال خداست، هرقدر و هرجور که نیاز هست برداشت کنید.
استاد حسن هم که کار را سخت دید، برای آن که به بیتفاوتی متهم نشود،
چشمهایش را بست و هزاران میلیارد پول را به دریاچه ارومیه سرازیر کرد.
آری خوزستانِ نجیب!
ده رئیس جمهور دیگر هم که بیایند،
درد تو درمان نمی شود؛
پس خودت فکری به حال خود کن.
تو بر لب آب نشستهای،
تو نفت داری،
تو حاصلخیزترین جلگهی ایرانی،
موقعیت جغرافیایی تو استثنایی است،
تو حق خوشبخت بودن
و «حق توسعه» داری.
اکنون که برای گرفتن حق خویش قیام کرده ای،
دیگر از پای منشین.
تو که آن همه صبوری را به ما آموختی،
در جنگ و در فقر و بیکاری،
اکنون نیز پایداری کن و پایداری را به ما بیاموز.
خوزستان داغ من!
نمایندگانت کو؟
رهبرانت کو؟
بزرگان قبائلت کو؟
جوانان تحصیل کرده ات کو؟
کجاهستند روشنفکرانت؟
همه را فرابخوان و از آنان بخواه تا مراقبت کنند،
که مطالبهات به خشونت نگراید.
بدون لکنت، سخن بگو،
اما سخنت را به زشتی آلوده مکن.
فریاد بزن و پایداری کن،
اما برای هیچکس مرگ مخواه.
تو و سربازی که در مقابل تو ایستاده است، هم سرنوشتید؛
او نیز به اندازه تو مظلوم است،
او را در آغوش بگیر و ببوس!
و اگر گاز اشکآور زد
و بدن ترا با ضربهّهای باتون سیاه کرد،
بر لب جوی بنشین و برای او و خودت اشک بریز،
اما هیچ سنگی پرتاب مکن،
و اجازه مده که لاشخورهایی که یکپارچگی وطن را نشانه رفتهاند،
از جنازه جوانانت نشخوار کنند.
همچنان که باید مراقبت کنی که مقامات،
که هماکنون نوبت به نوبت در راهند،
با تخصیص بستههای پول و وعدههای پوک، دوباره فریبت ندهند.
آری خوزستان مظلوم!
در زمانهی دشواری، و در هنگامهی سختی،
قیام کردهای.
پس مراقب خویش باش،
مراقب خویشاوندانت در سراسر وطن نیز باش.
بگذار بقیهی ایران سرِ کلاس تو بنشینند،
و پایداری را و زبان بدون لکنت را و مبارزه مدنی را،
و فریاد پاک، و بدون مرگ و نفرت را
از تو بیاموزند.
لطفا به ما نشان بده که میشود حق خود را
با اعتراضِ بدون خشونت،
با پایداری همراه با منطق،
و با فریاد بدون آلودگی،
گرفت.
خوزستان بزرگ!
لطفا مراقب باش،
بقیهی ایران چشم به تو دارند،
اگر تو در مبارزهی حقطلبانه، صلحجویانه و مدنی
پیروز شوی،
الگویی برای همهی ما خواهی شد.
خوزستان عزیز!
لطفا مراقب باش،
ما دیگر فرصت، روحیه و انرژی
برای خطا کردن، خشونت ورزیدن، خون ریختن
و آنگاه خون خواهی کردن، نداریم.
ما راه زیادی در پیش داریم،
و برای رسیدن به مقصد
نیازمند همبستگی و دوستی هستیم.
لطفا ادامه بده،
لطفا معلم همهی ما باش،
لطفا مراقب خودت باش.
خوزستانِ سربهزیر!
اکنون که فریادت بلند شده است،
گرچه دیر است، اما دیگر ساکت ننشین.
اکنون که جانت به لب رسیده است،
پایداری کن و حقِ خود را بگیر؛
اما مراقب جان جوانانت باش،
مراقب جان کشور هم باش.
ما در یک کشتی نشستهایم،
ما همْ سرنوشتیم!
دوستت دارم خوزستان!
حمایتت می کنم، خوزستان!
خوزستان من، درود!
(تقدیم به همسرنوشتان خوزستانیام)
✍️ دکتر محسن رنانی
خوزستان من سلام!
منتظر این روزهای تو بودم،
می دانستم که بالاخره آتشِ آب از تو شعلهور خواهد شد.
سالها پیش نوشتم که اُبهّت این نظام، با آتشِ آب، تبخیر خواهد شد.
به من خندیدند؛
اما میدانستم که با آتشِ آب، نمی شود بازی کرد.
کبریت این آتش آنگاه زده شد که گفتند: «آب را مجانی می کنیم».
میدانی این حرف یعنی چه؟
در کشوری که تمدنش بر بیآبی بنیاد شده است،
مجانی کردن آب، یعنی آتش زدن به چندین هزار سال تجربه تمدن ایرانی.
با طلایِ آبی رایگان به ما رشوه دادند تا چشمهامان را ببندیم،
که طلای سیاهمان را ببرند،
و در لواسان یا در خراسان
قصرهایی از طلای زرد بسازند.
ما هم، خرسند از آبِ رایگان،
هی ماشین شستیم، هی هندوانه کاشتیم،
هی چمن آب دادیم، هی چاه زدیم
و هی آب را گِل کردیم.
اما روشن کردن آتشِ آب، نیاز به همتهای بلندتری داشت؛
پس بزرگان فرمان دادند تا در گندم خودکفا شویم.
ما هم ذخایر چند میلیون ساله آب را از اعماق زمین پمپاژ کردیم،
تا بیابانهای کویریمان را سبز کنیم، تا بزرگان خوشحال شوند.
بعد، استاد اکبر فرمان داد تا هی سد بسازیم، تا بیشتر بشود آبها را آتش زد.
سیدِ خندان هم، خنده خنده سازمانهای آب منطقهای را استانی کرد،
تا ملوکالطوایفی آب در کشور شکل بگیرد.
محمود خان هم اول صدها هزار چاه غیرقانونی را قانونی کرد،
و بعد در سفر به برخی استانها فرمود:
آب مال خداست، هرقدر و هرجور که نیاز هست برداشت کنید.
استاد حسن هم که کار را سخت دید، برای آن که به بیتفاوتی متهم نشود،
چشمهایش را بست و هزاران میلیارد پول را به دریاچه ارومیه سرازیر کرد.
آری خوزستانِ نجیب!
ده رئیس جمهور دیگر هم که بیایند،
درد تو درمان نمی شود؛
پس خودت فکری به حال خود کن.
تو بر لب آب نشستهای،
تو نفت داری،
تو حاصلخیزترین جلگهی ایرانی،
موقعیت جغرافیایی تو استثنایی است،
تو حق خوشبخت بودن
و «حق توسعه» داری.
اکنون که برای گرفتن حق خویش قیام کرده ای،
دیگر از پای منشین.
تو که آن همه صبوری را به ما آموختی،
در جنگ و در فقر و بیکاری،
اکنون نیز پایداری کن و پایداری را به ما بیاموز.
خوزستان داغ من!
نمایندگانت کو؟
رهبرانت کو؟
بزرگان قبائلت کو؟
جوانان تحصیل کرده ات کو؟
کجاهستند روشنفکرانت؟
همه را فرابخوان و از آنان بخواه تا مراقبت کنند،
که مطالبهات به خشونت نگراید.
بدون لکنت، سخن بگو،
اما سخنت را به زشتی آلوده مکن.
فریاد بزن و پایداری کن،
اما برای هیچکس مرگ مخواه.
تو و سربازی که در مقابل تو ایستاده است، هم سرنوشتید؛
او نیز به اندازه تو مظلوم است،
او را در آغوش بگیر و ببوس!
و اگر گاز اشکآور زد
و بدن ترا با ضربهّهای باتون سیاه کرد،
بر لب جوی بنشین و برای او و خودت اشک بریز،
اما هیچ سنگی پرتاب مکن،
و اجازه مده که لاشخورهایی که یکپارچگی وطن را نشانه رفتهاند،
از جنازه جوانانت نشخوار کنند.
همچنان که باید مراقبت کنی که مقامات،
که هماکنون نوبت به نوبت در راهند،
با تخصیص بستههای پول و وعدههای پوک، دوباره فریبت ندهند.
آری خوزستان مظلوم!
در زمانهی دشواری، و در هنگامهی سختی،
قیام کردهای.
پس مراقب خویش باش،
مراقب خویشاوندانت در سراسر وطن نیز باش.
بگذار بقیهی ایران سرِ کلاس تو بنشینند،
و پایداری را و زبان بدون لکنت را و مبارزه مدنی را،
و فریاد پاک، و بدون مرگ و نفرت را
از تو بیاموزند.
لطفا به ما نشان بده که میشود حق خود را
با اعتراضِ بدون خشونت،
با پایداری همراه با منطق،
و با فریاد بدون آلودگی،
گرفت.
خوزستان بزرگ!
لطفا مراقب باش،
بقیهی ایران چشم به تو دارند،
اگر تو در مبارزهی حقطلبانه، صلحجویانه و مدنی
پیروز شوی،
الگویی برای همهی ما خواهی شد.
خوزستان عزیز!
لطفا مراقب باش،
ما دیگر فرصت، روحیه و انرژی
برای خطا کردن، خشونت ورزیدن، خون ریختن
و آنگاه خون خواهی کردن، نداریم.
ما راه زیادی در پیش داریم،
و برای رسیدن به مقصد
نیازمند همبستگی و دوستی هستیم.
لطفا ادامه بده،
لطفا معلم همهی ما باش،
لطفا مراقب خودت باش.
خوزستانِ سربهزیر!
اکنون که فریادت بلند شده است،
گرچه دیر است، اما دیگر ساکت ننشین.
اکنون که جانت به لب رسیده است،
پایداری کن و حقِ خود را بگیر؛
اما مراقب جان جوانانت باش،
مراقب جان کشور هم باش.
ما در یک کشتی نشستهایم،
ما همْ سرنوشتیم!
دوستت دارم خوزستان!
حمایتت می کنم، خوزستان!
خوزستان من، درود!
👍1
Forwarded from Virtual museum / موزه مجازی
قالی #المپیک_توکیو در تبریز بافته شد
برای نخستین بار در جهان #قالی اطلس ویژه المپیک ۲۰۲۰ توکیو توسط #هنرمندان_تبریزی بافته شد.
@Vmuseum 👈👈👈 موزه مجازی
برای نخستین بار در جهان #قالی اطلس ویژه المپیک ۲۰۲۰ توکیو توسط #هنرمندان_تبریزی بافته شد.
@Vmuseum 👈👈👈 موزه مجازی
Forwarded from اصفهان خبر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 کسب اولین مدال طلای المپیک ۲۰۲۰ توکیو برای ایران توسط جواد فروغی در رشته تیراندازی
🔹این مدال اولین مدال المپیکی تاریخ ایران در رشته تیراندازی به حساب میآید.
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
🔹این مدال اولین مدال المپیکی تاریخ ایران در رشته تیراندازی به حساب میآید.
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
کسب مدال نقره جهانی در مسابقات بین المللی المپیاد زیست شناسی (2021-کشور پرتغال ) توسط دانش آموز ادیب وفا فلاح پور...
دبیرستان شهید اژه ای 1دوره دوم ناحیه 3 اصفهان
@tarbd
دبیرستان شهید اژه ای 1دوره دوم ناحیه 3 اصفهان
@tarbd
✅فتح طهران؛ پیروزی نهایی...
برگرفته از کتاب تاریخی : « ایران در دوره سلطنت قاجار »
نویسنده : « علی اصغر شمیم »
علاوه بر نهضت و قیام مردانه مجاهدان تبریز، در اصفهان و بختیاری و گیلان و بسیاری از شهرستانهای ایران جنب و جوش و فعالیت بسیار آغاز گردیده و این کوششها مقدمه به هم پیوستن نیروها برای ریشه کن کردن دستگاه استبداد محمدعلی شاه بود.
نخستین دسته از مجاهدین ( بسیج مردمی ) که به قصد تسخیر پایتخت از قرارگاه خود خارج شدند هزار سوار بختیاری بودند به سرداری علیقلی خان سردار اسعد، وصول خبر حرکت سردار اسعد به تهران چنان رعب و هراسی در دل درباریان و رجال استبداد انداخت که همه وزرا غیر از سعدالدوله از شغل خود کناره گیری کردند.
نیروهای سردار اسعد در قم با رسیدن نیروهای جدید از بختیاری و مجاهدین داوطلب اصفهان تقویت شدند.
در این زمان قزوین نیز به تصرف نیروهای مجاهدین گیلان درآمد که فرماندهی آنان با محمدولیخان سپهدار بود.
حرکت این نیروها از قزوین به سوی تهران تا کرج بدون خونریزی بود و اولین برخورد این نیرو با دسته ای از قزاقان در کنار رود کرج پیش آمد، یفرمخان به همراه دوست و همکار خود ابراهیمخان که هر دو اعضای برجسته حزبِ "اتحاد و اتفاق" (داشناک) ارامنه تابع ایران بودند با یک حمله نیروهای قزاق را درهم شکستند.
در این موقع نمایندگان سیاسی انگلستان از جانب سفارت انگلیس در تهران با ۲ سردار ملیون تماس گرفتند و گفتگو کردند، که شاید آنان را از حرکت به سوی تهران بازدارند ولی نتیجهای به دست نیاوردند جز آنکه مشاهدات خود را یادداشت کردند.
مجاهدان گیلان و اصفهان و بختیاری طبق قراری که فرماندهان آن نیروها گذاشته بودند به سمت تهران پیش راندند..
در این آرایش یفرمخان و سربازان ورزیده و جنگجوی او در در مقدمه، بختیاری ها در جناح راست و مجاهدین گیلان در جناح چپ پیش رفتند.
نبرد با نیروههای دولتی که از تهران تا کاروانسرا سنگی جلو آمده بودند ۳روز طول کشید و نیروی دولتی شکسته شد...
آن گاه برای تصرف تمام نقاط حساس پایتخت نیز ۳ روز جنگ در داخل شهر ادامه یافت (۲۵ تیر ماه ۱۲۸۸ شمسی)
محمدعلی شاه قاجار از تاج و تخت و مقام سلطنت دست کشید و به کعبه آمال خود یعنی سفارت روس پناهنده شد و بدین ترتیب عمر حکومت استبدادی ۱۳ ماهه پادشاهی که فریب افکار شیطانی اطرافیان را خورده و زمام امور کشور را به دست بیگانه سپرده و ملت خود را به خاک و خون کشیده بود، با نکبت و تلخ کامی به پایان رسید.
روز جمعه ۲۵ تیرماه ۱۲۸۸ روز پیروزی نهایی نیروی ملی بر دشمنان آزادی، تهران غرق در جوش و خروش بود.
#تاریخ_معاصرایران
@tarbd
برگرفته از کتاب تاریخی : « ایران در دوره سلطنت قاجار »
نویسنده : « علی اصغر شمیم »
علاوه بر نهضت و قیام مردانه مجاهدان تبریز، در اصفهان و بختیاری و گیلان و بسیاری از شهرستانهای ایران جنب و جوش و فعالیت بسیار آغاز گردیده و این کوششها مقدمه به هم پیوستن نیروها برای ریشه کن کردن دستگاه استبداد محمدعلی شاه بود.
نخستین دسته از مجاهدین ( بسیج مردمی ) که به قصد تسخیر پایتخت از قرارگاه خود خارج شدند هزار سوار بختیاری بودند به سرداری علیقلی خان سردار اسعد، وصول خبر حرکت سردار اسعد به تهران چنان رعب و هراسی در دل درباریان و رجال استبداد انداخت که همه وزرا غیر از سعدالدوله از شغل خود کناره گیری کردند.
نیروهای سردار اسعد در قم با رسیدن نیروهای جدید از بختیاری و مجاهدین داوطلب اصفهان تقویت شدند.
در این زمان قزوین نیز به تصرف نیروهای مجاهدین گیلان درآمد که فرماندهی آنان با محمدولیخان سپهدار بود.
حرکت این نیروها از قزوین به سوی تهران تا کرج بدون خونریزی بود و اولین برخورد این نیرو با دسته ای از قزاقان در کنار رود کرج پیش آمد، یفرمخان به همراه دوست و همکار خود ابراهیمخان که هر دو اعضای برجسته حزبِ "اتحاد و اتفاق" (داشناک) ارامنه تابع ایران بودند با یک حمله نیروهای قزاق را درهم شکستند.
در این موقع نمایندگان سیاسی انگلستان از جانب سفارت انگلیس در تهران با ۲ سردار ملیون تماس گرفتند و گفتگو کردند، که شاید آنان را از حرکت به سوی تهران بازدارند ولی نتیجهای به دست نیاوردند جز آنکه مشاهدات خود را یادداشت کردند.
مجاهدان گیلان و اصفهان و بختیاری طبق قراری که فرماندهان آن نیروها گذاشته بودند به سمت تهران پیش راندند..
در این آرایش یفرمخان و سربازان ورزیده و جنگجوی او در در مقدمه، بختیاری ها در جناح راست و مجاهدین گیلان در جناح چپ پیش رفتند.
نبرد با نیروههای دولتی که از تهران تا کاروانسرا سنگی جلو آمده بودند ۳روز طول کشید و نیروی دولتی شکسته شد...
آن گاه برای تصرف تمام نقاط حساس پایتخت نیز ۳ روز جنگ در داخل شهر ادامه یافت (۲۵ تیر ماه ۱۲۸۸ شمسی)
محمدعلی شاه قاجار از تاج و تخت و مقام سلطنت دست کشید و به کعبه آمال خود یعنی سفارت روس پناهنده شد و بدین ترتیب عمر حکومت استبدادی ۱۳ ماهه پادشاهی که فریب افکار شیطانی اطرافیان را خورده و زمام امور کشور را به دست بیگانه سپرده و ملت خود را به خاک و خون کشیده بود، با نکبت و تلخ کامی به پایان رسید.
روز جمعه ۲۵ تیرماه ۱۲۸۸ روز پیروزی نهایی نیروی ملی بر دشمنان آزادی، تهران غرق در جوش و خروش بود.
#تاریخ_معاصرایران
@tarbd
تصویری بسیارزیبا از سد دز....
۶۰ سال پيش سد دز با ارتفاع ۲۰۳ متر با كيفيت عالی با هزينه ۵۵۰ ميليون تومان ساخته شد
و امروز كه تراز آب سد به ۲۰۱.۵ متر رسيده ، هنوز پايدار و ناجی خوزستان است !
این سد در زمان ساخت خود به عنوان یکی از مرتفعترین سدهای جهان ، و در حال حاضر نیز پنجاهمین سد بلند دنیا محسوب میشود...
@tarbd
۶۰ سال پيش سد دز با ارتفاع ۲۰۳ متر با كيفيت عالی با هزينه ۵۵۰ ميليون تومان ساخته شد
و امروز كه تراز آب سد به ۲۰۱.۵ متر رسيده ، هنوز پايدار و ناجی خوزستان است !
این سد در زمان ساخت خود به عنوان یکی از مرتفعترین سدهای جهان ، و در حال حاضر نیز پنجاهمین سد بلند دنیا محسوب میشود...
@tarbd
فردوسی خوانی / امیر خادم 9
@avabookchannel
🎧 فردوسی خوانی
👤 سازنده و اجرا: دکتر امیر خادم؛ دارای دکترای ادبیات تطبیقی و پژوهشگر سابق ادبیات در دانشگاه تورنتو
◀ برای دوستداران مبتدی شاهنامه
✔ قسمت نهم: شروع داستان زال و رودابه
🆔 @tarbd
👤 سازنده و اجرا: دکتر امیر خادم؛ دارای دکترای ادبیات تطبیقی و پژوهشگر سابق ادبیات در دانشگاه تورنتو
◀ برای دوستداران مبتدی شاهنامه
✔ قسمت نهم: شروع داستان زال و رودابه
🆔 @tarbd
🔷المپیک توکیو؛ کیمیا علیزاده از تیم پناهندگان ناهید کیانی را شکست داد
کیمیا علیزاده که به عنوان عضو تیم ایران در المپیک ریو برنده مدال برنز در تکواندو شده بود، و حالا زیر پرچم سفید تیم پناهندگان رقابت می کند، روز یکشنبه در توکیو هموطن خود را در دسته ۵۷ کیلوگرم شکست داده است.
خانم علیزاده که ۲۳ سال دارد در سالن ماکوهاری مسه با ناهید کیانی روبرو شد تا با نتیجه ۱۸-۹ برنده شود.
این بازی ها بدون حضور تماشاگر برگزار می شود اما به گزارش رویترز اصحاب رسانه و سایر حاضران در سالن با ورود خانم علیزاده به سالن و همچنین بعد از پیروزی او برایش کف زدند.
کیمیا علیزاده که به عنوان عضو تیم ایران در المپیک ریو برنده مدال برنز در تکواندو شده بود، و حالا زیر پرچم سفید تیم پناهندگان رقابت می کند، روز یکشنبه در توکیو هموطن خود را در دسته ۵۷ کیلوگرم شکست داده است.
خانم علیزاده که ۲۳ سال دارد در سالن ماکوهاری مسه با ناهید کیانی روبرو شد تا با نتیجه ۱۸-۹ برنده شود.
این بازی ها بدون حضور تماشاگر برگزار می شود اما به گزارش رویترز اصحاب رسانه و سایر حاضران در سالن با ورود خانم علیزاده به سالن و همچنین بعد از پیروزی او برایش کف زدند.
Forwarded from کانال گیزمیز 💯
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻تصویری از یکی از جلسات هیات مدیره بانک ها که در فضای مجازی منتشر شده و گفته می شود در آن اعضا در حال تعیین پاداش پانصد میلیون تومانی برای خودشان هستند!/صدانیوز
+تازه مالیاتش هم کسر میکنه!
+فقط اون صلوات آخرش!
🆔 @GizmizTel 💯
+تازه مالیاتش هم کسر میکنه!
+فقط اون صلوات آخرش!
🆔 @GizmizTel 💯
👍1
🔺حبیب لاجوردی که بانی مجموعه درخشان تاریخ شفاهی هاروارد بود، سوم امرداد ۱۴۰۰ درگذشت. / فرزانه ابراهیم زاده
✅ @tarbd
✅ @tarbd