Forwarded from کانال هواداران استقلال
✅جهان های موازی، از فیزیک تا جغرافیا !!
✍هادی جوینده
📘چند روزی است که دارم کتاب "جهان های موازی" میچیو کاکو را میخوانم. راستش بعد از تجربه خواندن کتاب "تاریخچه تقریبا همه چیز" کمی ذائقه علمی خوانی ام تحریک شد و این کتاب را گذاشتم لای کتابهای دیگر برای تنوع سبد کتاب خوانی.
کتاب جالبی است و کلی مباحث علمی و گاها پیچیده دارد راجع به امکان پذیری جهان های موازی و همچنین تاریخچه طرح این موضوع از ابتدای قرن بیستم به این سو.
گاهی انسان در میماند در اینکه چگونه دانشمندان خلاقی یافت می شوند که با کلی مفروضات عجیب و غریب تئوری پردازی کنند که آیا میتوان بین این جهان های موازی حرکت کرد. مثلا اگر بتوان با سرعت نور حرکت کرد و به درون کرم چاله ای رفت و چنین و چنان کرد شاید بتوان به دنیای دیگری سفر کرد.
راستش برای من ایرانی - خاورمیانه ای همین که صبح چشمها را از هم میگشایم شاید این جهان های موازی خیلی نزدیک تر از چیزی که به چشم فیزیکدانها می آید جلوی چشمم می آید.
می پرسید چطور ؟
خوب این شبها دیگر مسابقات یورو خواب از چشم همه مان ربوده و علاوه بر فوتبال حسرت به دل جمع های هزاران نفری استادیومی شده ایم. در همین شرایط تصاویر هموطنانمان را که در گمرک منتظر انجام تشریفات برای سفر به ارمنستان برای تزریق احتمالی واکسن هستند را میبینیم. این اگر جهان های موازی نیست ،چیست ؟
این روزها عنقریب است که دیگر طالبان همه افغانستان را بگیرد و همسایه مان شود. دوباره ریش قد کنند و دختران را از مدرسه منع کنند و موسیقی را بار دیگر حرام . آنوقت همزمان اگر تصاویر ارسالی از مریخ نورد ناسا را ببینیم نباید در شگفت بمانیم که مگر جهانی از این موازی تر میشود !!
زیست انسان را بر پهنه خاک که در نظر آوری باید اقرار کنی که گویی ما انسانها درجهان های متفاوتی زیست میکنیم.
انسان خاورمیانه که دیگر لعبتی جداست برای خودش !
و گاه آه از نهاد بر می آید که از همه جهان های ممکن ، چه جهان تنگی برای خودمان ساخته ایم !
یکی میخواهد جهان را تفسیر کند و آسمان را به تسخیر در بیاورد و دیگری تفسیر را از آسمان میخواهد و شیوه زیست انسان بر "زمین" را از "آسمان" می طلبد !!
گاهی راه حل چنین در نظر می آید که باید با یک پرواز مرز جغرافیا را در نوردید و به یکی از این جهان های موازی پناه برد..... اما تا این جهان های موازی هست کسانی باید برای تغییرش همت کنند ......گریختن آخرین راه حل ممکن است وقتی که دیگر هیچ نور امیدی نباشد !
@tarbd
✍هادی جوینده
📘چند روزی است که دارم کتاب "جهان های موازی" میچیو کاکو را میخوانم. راستش بعد از تجربه خواندن کتاب "تاریخچه تقریبا همه چیز" کمی ذائقه علمی خوانی ام تحریک شد و این کتاب را گذاشتم لای کتابهای دیگر برای تنوع سبد کتاب خوانی.
کتاب جالبی است و کلی مباحث علمی و گاها پیچیده دارد راجع به امکان پذیری جهان های موازی و همچنین تاریخچه طرح این موضوع از ابتدای قرن بیستم به این سو.
گاهی انسان در میماند در اینکه چگونه دانشمندان خلاقی یافت می شوند که با کلی مفروضات عجیب و غریب تئوری پردازی کنند که آیا میتوان بین این جهان های موازی حرکت کرد. مثلا اگر بتوان با سرعت نور حرکت کرد و به درون کرم چاله ای رفت و چنین و چنان کرد شاید بتوان به دنیای دیگری سفر کرد.
راستش برای من ایرانی - خاورمیانه ای همین که صبح چشمها را از هم میگشایم شاید این جهان های موازی خیلی نزدیک تر از چیزی که به چشم فیزیکدانها می آید جلوی چشمم می آید.
می پرسید چطور ؟
خوب این شبها دیگر مسابقات یورو خواب از چشم همه مان ربوده و علاوه بر فوتبال حسرت به دل جمع های هزاران نفری استادیومی شده ایم. در همین شرایط تصاویر هموطنانمان را که در گمرک منتظر انجام تشریفات برای سفر به ارمنستان برای تزریق احتمالی واکسن هستند را میبینیم. این اگر جهان های موازی نیست ،چیست ؟
این روزها عنقریب است که دیگر طالبان همه افغانستان را بگیرد و همسایه مان شود. دوباره ریش قد کنند و دختران را از مدرسه منع کنند و موسیقی را بار دیگر حرام . آنوقت همزمان اگر تصاویر ارسالی از مریخ نورد ناسا را ببینیم نباید در شگفت بمانیم که مگر جهانی از این موازی تر میشود !!
زیست انسان را بر پهنه خاک که در نظر آوری باید اقرار کنی که گویی ما انسانها درجهان های متفاوتی زیست میکنیم.
انسان خاورمیانه که دیگر لعبتی جداست برای خودش !
و گاه آه از نهاد بر می آید که از همه جهان های ممکن ، چه جهان تنگی برای خودمان ساخته ایم !
یکی میخواهد جهان را تفسیر کند و آسمان را به تسخیر در بیاورد و دیگری تفسیر را از آسمان میخواهد و شیوه زیست انسان بر "زمین" را از "آسمان" می طلبد !!
گاهی راه حل چنین در نظر می آید که باید با یک پرواز مرز جغرافیا را در نوردید و به یکی از این جهان های موازی پناه برد..... اما تا این جهان های موازی هست کسانی باید برای تغییرش همت کنند ......گریختن آخرین راه حل ممکن است وقتی که دیگر هیچ نور امیدی نباشد !
@tarbd
✅مصائب اقتصاد بسته
✍علی رضاییان
هفته گذشته با شروع قطعی برق در کشور، شبکههای اجتماعی پر شد از اخبار و انتقادات به وضعیت بهوجود آمده. یکی از این پیامها، تبلیغ یخچال نفتی بود که به دهه ۱۳۳۰ برمیگشت و توصیه میکرد از این نوع یخچال استفاده کنید.
این تبلیغ از آنجا شایع شد که این یخچال هنگام قطعی برق همچنان کار میکند! این عقب رفتن در تاریخ از آن روست که دولت قادر نیست حداقل خدماتی را که جامعه در دنیای امروز به آن نیازمند است بهطور کامل ارائه دهد.
نشانی واضح از پسرفت اقتصاد و رفاه ایرانیان. اما چرا این اتفاق رخ داده است؟ بگذارید به مثال تاریخی دیگر از این عقبگردهای رفاه مردم اشاره کنیم.
در رومانی کمونیستی، چائوشسکو برای تحقق جیرهبندی بنزین، طرح بازگشت به حملونقل اسبی را ارائه داد.
آنجا نیز مشکل برق وجود داشت برای همین سینماها و مغازهها حق نداشتند بعد از ساعت ۱۷ کار کنند و هر خانوار باید تنها ۲ ساعت بخاری برقی در روز استفاده میکرد و به هنگام شب تنها یک لامپ ۴۰ وات را روشن میگذاشت، تازه اگر برق بود.
مرگ از سرما در آپارتمانها امر معمولی بود. استفاده از اسب و شمع و بازگشت به گرمایش چوبی حاصل کار دولت چائوشسکو بود.
البته که بازگشت فقر به زیور عباراتی پرطمطراق آراسته میشد؛ آنچنانکه برنامهای دقیق و علمی به منظور تامین نیاز هر فرد از مواد غذایی مشخص شد.
معلوم بود که هر فرد در طول سال باید چقدر شیر، تخممرغ، گوشت و... بخورد تا مشکل تاریخی چاقی در بین رومانیها از بین برود.
اما در دهه ۱۹۸۰ وضعیت به آنجا رسید که دولت نمیتوانست کالاهای موردنیاز همین برنامه را هم تامین کند و صف بود که جلوی مغازهها تشکیل میشد.
فلاکت مردم رومانی از چه روی بود؟ چائوشسکو بر آن بود کشور خودکفا و خودوابسته باشد. تجارت بسیار محدود بود و هرچند رومانیها میتوانستند با خارجیها صحبت کنند،
اما تا ۲۴ ساعت بعد باید به اطلاع مسوولان میرساندند و البته تجربه به مردم نشان داده بود که همان بهتر با کسی در ارتباط نباشند! کدام تجارت در این فضا میتوانست شکل بگیرد؟
ارمغان در خود فرورفتن اقتصاد رومانی با بستن درهایش به روی جهان آزاد، مرگ و گرسنگی برای شهروندانش بود.
آن هم در یک کشور اروپایی که حاصلخیزترین زمین را داشت و میتوانست قطب صادرات مواد غذایی شود؛ اما در تامین غذای مردم خودش نیز مانده بود.
میتوان فهرست بلندبالایی را برای عقبگرد اقتصاد و رفاه مردم ارائه کرد، اما هسته اصلی به نوع تفکری بازمیگردد که بر آن است استقلال را در بسته بودن درهای اقتصاد، به استقبال تحریم رفتن، عدم ارتباط با دنیا و توهم تامین همه کالاهای موردنیاز تعریف کند.
همچنان که اگر از فردا صبح قصد کنید، چایی را که مینوشید خود به عمل آورید، نخ لباسی را که به تن دارید خود از پشم گوسفندانی که پرورش میدهید تامین کنید و کفشی را بپوشید که خود دوختهاید، ابدا امکانپذیر نیست.
📌بستن درهای کشور و محدود شدن تجارت و بدتر از آن افتخار به تولید همه کالاهای موردنیاز نیز، رفاه میلیونها ایرانی را به قهقرا میبرد. همچنان که در این سالها شاهدش بودیم. بیش از این اقتصاد را دنده عقب نرانیم.
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✍علی رضاییان
هفته گذشته با شروع قطعی برق در کشور، شبکههای اجتماعی پر شد از اخبار و انتقادات به وضعیت بهوجود آمده. یکی از این پیامها، تبلیغ یخچال نفتی بود که به دهه ۱۳۳۰ برمیگشت و توصیه میکرد از این نوع یخچال استفاده کنید.
این تبلیغ از آنجا شایع شد که این یخچال هنگام قطعی برق همچنان کار میکند! این عقب رفتن در تاریخ از آن روست که دولت قادر نیست حداقل خدماتی را که جامعه در دنیای امروز به آن نیازمند است بهطور کامل ارائه دهد.
نشانی واضح از پسرفت اقتصاد و رفاه ایرانیان. اما چرا این اتفاق رخ داده است؟ بگذارید به مثال تاریخی دیگر از این عقبگردهای رفاه مردم اشاره کنیم.
در رومانی کمونیستی، چائوشسکو برای تحقق جیرهبندی بنزین، طرح بازگشت به حملونقل اسبی را ارائه داد.
آنجا نیز مشکل برق وجود داشت برای همین سینماها و مغازهها حق نداشتند بعد از ساعت ۱۷ کار کنند و هر خانوار باید تنها ۲ ساعت بخاری برقی در روز استفاده میکرد و به هنگام شب تنها یک لامپ ۴۰ وات را روشن میگذاشت، تازه اگر برق بود.
مرگ از سرما در آپارتمانها امر معمولی بود. استفاده از اسب و شمع و بازگشت به گرمایش چوبی حاصل کار دولت چائوشسکو بود.
البته که بازگشت فقر به زیور عباراتی پرطمطراق آراسته میشد؛ آنچنانکه برنامهای دقیق و علمی به منظور تامین نیاز هر فرد از مواد غذایی مشخص شد.
معلوم بود که هر فرد در طول سال باید چقدر شیر، تخممرغ، گوشت و... بخورد تا مشکل تاریخی چاقی در بین رومانیها از بین برود.
اما در دهه ۱۹۸۰ وضعیت به آنجا رسید که دولت نمیتوانست کالاهای موردنیاز همین برنامه را هم تامین کند و صف بود که جلوی مغازهها تشکیل میشد.
فلاکت مردم رومانی از چه روی بود؟ چائوشسکو بر آن بود کشور خودکفا و خودوابسته باشد. تجارت بسیار محدود بود و هرچند رومانیها میتوانستند با خارجیها صحبت کنند،
اما تا ۲۴ ساعت بعد باید به اطلاع مسوولان میرساندند و البته تجربه به مردم نشان داده بود که همان بهتر با کسی در ارتباط نباشند! کدام تجارت در این فضا میتوانست شکل بگیرد؟
ارمغان در خود فرورفتن اقتصاد رومانی با بستن درهایش به روی جهان آزاد، مرگ و گرسنگی برای شهروندانش بود.
آن هم در یک کشور اروپایی که حاصلخیزترین زمین را داشت و میتوانست قطب صادرات مواد غذایی شود؛ اما در تامین غذای مردم خودش نیز مانده بود.
میتوان فهرست بلندبالایی را برای عقبگرد اقتصاد و رفاه مردم ارائه کرد، اما هسته اصلی به نوع تفکری بازمیگردد که بر آن است استقلال را در بسته بودن درهای اقتصاد، به استقبال تحریم رفتن، عدم ارتباط با دنیا و توهم تامین همه کالاهای موردنیاز تعریف کند.
همچنان که اگر از فردا صبح قصد کنید، چایی را که مینوشید خود به عمل آورید، نخ لباسی را که به تن دارید خود از پشم گوسفندانی که پرورش میدهید تامین کنید و کفشی را بپوشید که خود دوختهاید، ابدا امکانپذیر نیست.
📌بستن درهای کشور و محدود شدن تجارت و بدتر از آن افتخار به تولید همه کالاهای موردنیاز نیز، رفاه میلیونها ایرانی را به قهقرا میبرد. همچنان که در این سالها شاهدش بودیم. بیش از این اقتصاد را دنده عقب نرانیم.
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍1
✅ توهمِ دوست و دشمن دائمی
✍ دکتر سید قائم موسوی
📌 نقطۀ مشترک اغلب تئوریهای روابط بینالملل در اتفاقِ نظر پیرامون ساختار آنارشیک حاکم بر جهان است. ساختار آنارشیک الزاماً به معنای بی نظمی و هرج و مرج نیست. در هر پهنه ای از زیست جمعی، حداقلی از نظم وجود دارد. حتی در ورایِ بعضی از بی نظمی ها، شمایی از نظم نهفته است. منظور فقدان یک ساز و کار هژمونیک است که مانند نهادهای درونی یک نظام ملی بتواند تضمینی عینی برای اجرایی شدن تصمیمات داشته باشد. نهادهایی که بر حُسن اجرای برنامه ها نظارت داشته باشند و متخلفان احتمالی را تنبیه نمایند.
📌 پس در فقدان یک نهاد و رویۀ اقتدارآمیزی که بتواند ضمانتی برای اجرای نظم بین المللی باشد، چگونه قرنهاست که نظمِ بین المللی؛صرفنظر از کم و کیف آن، دائر است؟صلح و ثبات بین المللی چگونه ایجاد و استمرار یافت؟ پاسخ در این نکته نهفته است که عرصۀ بین المللی ترکیبی از تقابل و همکاری است. تقابل و همیاری بر اساس دو محورِ قدرت و منافع[ملی-منطقه ای-بین المللی].
📌 «قدرت» اصلیترین معیار تعیین کننده در روابط بین الملل است. گسترۀ قدرت است که سطح و محدودۀ منافع را تعریف و تعیین می کند. فراتر از مولفه های عینی قدرت، برآورد صاحب قدرت و دیگران از نما و شمایِ آن[بزرگنمایی، بلوف، فریب] قادر است پیشران یا پَسرانِ منافع ملی باشد. بر مبنای خطای در تخمینِ همین ذهنیت از قدرت است که تقابلات فرسایشی و بی سرانجامی میان کشورها ایجاد می شود یا حتی بدون تقابلات جدی، همین برداشت و تعبیر از قدرت باعث کوتاه آمدن کشورها در مقابل یکدیکر می شود.
📌 بعلاوه کشورهایی که بر ماهیت و ذات روابط بین الملل احاطه داشته باشند و مجهز به مهارتِ روانشناسیِ قدرت جمعی و رفتارشناسی تاریخیِ کشورها باشند، بیش از حد در پیلۀ انتظارات از سایر کشورها غرق نمی شوند. آنها سطح انتظارات را متناسب با واقعیات بین المللی و مبتنی بر منافع تنظیم می کنند. بر همین مبنا کمتر می بینید کشوری گله بکند که فلان کشور در بهمان موقعیت دست ما را نگرفت و از ما حمایت نکرد.
📌 این رفتار از کشورهایی سر میزند که برداشت درستی از جوهر روابط بین الملل ندارند و پیله ای از گزارۀ دوست و دشمن دور خودشان درست کرده اند. آنها انتظار دارند کشور دیگری منافع خودشان را فدای منافع آنها بکند یا فراتر از قدرت شان با قدرت هژمون گلاویز بشود. امری که با تأسی به اصول تعیین کنندگی قدرت و بُرد منافع، غیرممکن است.
📌 در برهههای مختلفی این انتظارات موهوم از سوی سیاستمداران ایرانی دنبال شد. در سال 1320 وقتی ایران به اشغال متفقین درآمد، رضاشاه با نامه ای به رئیس جمهور آمریکا، تقاضای مقابله با مهاجمین را داشت. فارغ از اینکه منافع این کشور ایجاب می کرد، خودش نیز بدون هماهنگی های لازم در ایران نیرو پیاده کند. در بحران ملی شدن نفت نیز دکتر مصدق انتظار داشت آمریکا برای حمایت از ایران در مقابل بریتانیا مقاومت کند. اکنون نیز جهانگیری گله می کند که کشورهای دوست(چین،روسیه و هند)در تقابل با آمریکا از ما حمایت نکردند. گِله ای که نشان از معجونی از بی سوادیِ در علم روابط بین الملل و خوش بینی مفرط به گزارۀ توهمیِ دوست-دشمن در این عرصه است.
📌 ناتوانی در درک قواعد و مقررات بینالمللی، بی توجهی به جامعه شناسی تاریخی کشور بویژه در حوزۀ سیاست خارجی موجب می شود که منافع ملی کشور تبدیل به نوعی گوشت قربانی شود و در چنبرۀ مهارت سایر کشورها به اصول ابتداییِ روابط بین الملل به یغما برود. اینها همه زاییدۀ عدم اشراف دست اندر کاران به یکی از اصول بدیهی است؛ چراغ راهنمایی تحت عنوان: در روابط بین الملل دوست و دشمن دائمی وجود ندارد، آنچه وجود دارد؛ منافع ملی دائمی است.
📌 وقت به خود آمدن است. اکنون که ابر و باد و مه و خورشید و فلک، دست در دست هم، کوهی از قدرت را متمرکز کرده اند، گاهِ طرحی نو در انداختن است! گذر از سیاست خارجی ِ مبتنی بر توهمِ دوست و دشمن و گام نهادن در وادیِ سیاستِ خارجیِ رئالیستیِ استوار بر منافع ملی!
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✍ دکتر سید قائم موسوی
📌 نقطۀ مشترک اغلب تئوریهای روابط بینالملل در اتفاقِ نظر پیرامون ساختار آنارشیک حاکم بر جهان است. ساختار آنارشیک الزاماً به معنای بی نظمی و هرج و مرج نیست. در هر پهنه ای از زیست جمعی، حداقلی از نظم وجود دارد. حتی در ورایِ بعضی از بی نظمی ها، شمایی از نظم نهفته است. منظور فقدان یک ساز و کار هژمونیک است که مانند نهادهای درونی یک نظام ملی بتواند تضمینی عینی برای اجرایی شدن تصمیمات داشته باشد. نهادهایی که بر حُسن اجرای برنامه ها نظارت داشته باشند و متخلفان احتمالی را تنبیه نمایند.
📌 پس در فقدان یک نهاد و رویۀ اقتدارآمیزی که بتواند ضمانتی برای اجرای نظم بین المللی باشد، چگونه قرنهاست که نظمِ بین المللی؛صرفنظر از کم و کیف آن، دائر است؟صلح و ثبات بین المللی چگونه ایجاد و استمرار یافت؟ پاسخ در این نکته نهفته است که عرصۀ بین المللی ترکیبی از تقابل و همکاری است. تقابل و همیاری بر اساس دو محورِ قدرت و منافع[ملی-منطقه ای-بین المللی].
📌 «قدرت» اصلیترین معیار تعیین کننده در روابط بین الملل است. گسترۀ قدرت است که سطح و محدودۀ منافع را تعریف و تعیین می کند. فراتر از مولفه های عینی قدرت، برآورد صاحب قدرت و دیگران از نما و شمایِ آن[بزرگنمایی، بلوف، فریب] قادر است پیشران یا پَسرانِ منافع ملی باشد. بر مبنای خطای در تخمینِ همین ذهنیت از قدرت است که تقابلات فرسایشی و بی سرانجامی میان کشورها ایجاد می شود یا حتی بدون تقابلات جدی، همین برداشت و تعبیر از قدرت باعث کوتاه آمدن کشورها در مقابل یکدیکر می شود.
📌 بعلاوه کشورهایی که بر ماهیت و ذات روابط بین الملل احاطه داشته باشند و مجهز به مهارتِ روانشناسیِ قدرت جمعی و رفتارشناسی تاریخیِ کشورها باشند، بیش از حد در پیلۀ انتظارات از سایر کشورها غرق نمی شوند. آنها سطح انتظارات را متناسب با واقعیات بین المللی و مبتنی بر منافع تنظیم می کنند. بر همین مبنا کمتر می بینید کشوری گله بکند که فلان کشور در بهمان موقعیت دست ما را نگرفت و از ما حمایت نکرد.
📌 این رفتار از کشورهایی سر میزند که برداشت درستی از جوهر روابط بین الملل ندارند و پیله ای از گزارۀ دوست و دشمن دور خودشان درست کرده اند. آنها انتظار دارند کشور دیگری منافع خودشان را فدای منافع آنها بکند یا فراتر از قدرت شان با قدرت هژمون گلاویز بشود. امری که با تأسی به اصول تعیین کنندگی قدرت و بُرد منافع، غیرممکن است.
📌 در برهههای مختلفی این انتظارات موهوم از سوی سیاستمداران ایرانی دنبال شد. در سال 1320 وقتی ایران به اشغال متفقین درآمد، رضاشاه با نامه ای به رئیس جمهور آمریکا، تقاضای مقابله با مهاجمین را داشت. فارغ از اینکه منافع این کشور ایجاب می کرد، خودش نیز بدون هماهنگی های لازم در ایران نیرو پیاده کند. در بحران ملی شدن نفت نیز دکتر مصدق انتظار داشت آمریکا برای حمایت از ایران در مقابل بریتانیا مقاومت کند. اکنون نیز جهانگیری گله می کند که کشورهای دوست(چین،روسیه و هند)در تقابل با آمریکا از ما حمایت نکردند. گِله ای که نشان از معجونی از بی سوادیِ در علم روابط بین الملل و خوش بینی مفرط به گزارۀ توهمیِ دوست-دشمن در این عرصه است.
📌 ناتوانی در درک قواعد و مقررات بینالمللی، بی توجهی به جامعه شناسی تاریخی کشور بویژه در حوزۀ سیاست خارجی موجب می شود که منافع ملی کشور تبدیل به نوعی گوشت قربانی شود و در چنبرۀ مهارت سایر کشورها به اصول ابتداییِ روابط بین الملل به یغما برود. اینها همه زاییدۀ عدم اشراف دست اندر کاران به یکی از اصول بدیهی است؛ چراغ راهنمایی تحت عنوان: در روابط بین الملل دوست و دشمن دائمی وجود ندارد، آنچه وجود دارد؛ منافع ملی دائمی است.
📌 وقت به خود آمدن است. اکنون که ابر و باد و مه و خورشید و فلک، دست در دست هم، کوهی از قدرت را متمرکز کرده اند، گاهِ طرحی نو در انداختن است! گذر از سیاست خارجی ِ مبتنی بر توهمِ دوست و دشمن و گام نهادن در وادیِ سیاستِ خارجیِ رئالیستیِ استوار بر منافع ملی!
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📌📌این حکایت را عبید زاکانی ۷۰۰ سال قبل راجع به دلیل بدبختی و عقب افتادگی ایرانیان مطرح می کند که در قیامت ایرانیان برخلاف تمام اقوام دیگر دنیا، درون چاله ای بدون نگهبان افتاده اند و رفتاری که هر ایرانی درون چاله از خود بروز می دهد! محال است کسی این حکایت را بشنود و تحت تاثیر قرار نگیرد و بر عبید آفرین نگوید! همین حکایت کوتاه یکی از مهمترین دلایل تمام عقب ماندگی و پسرفتهای ما ایرانیان است!
😏😏😏
@tarbd
😏😏😏
@tarbd
✅تاریخ ما بی قراری بود!
✍️علی مرادی مراغه ای
امروز داشتم سفرنامه گاسپار دروویل را می خواندم به مطلب دردناکی رسیدم که در اینجا نقل می کنم گاسپار دروویل افسر فرانسوی در دوره فتحعلی شاه،تجربیات زندگی سه ساله خود در ایران را در این کتاب ثبت کرده است. وی در این اثر کوشیده است ابتدا به جزئیات معاهده صلح گلستان و جدایی پاره ای از شهرهای ایران و الحاقشان به روسیه بپردازد...
📌اما آن مطلب دردناکی که خواندم دروویل می نویسد:
در روستاهای ایران پدران و مادرانی که دختران زیبا داشتند عمدا جگرگوشگان خود را با وسایل متعددی بدشکل و زشت می کردند تا از تعدی و تجاوز اهالی قدرت مصون باشند. یک بار من خود شاهد چنین حالی بودم، چهره دخترک زیبایی را با تیزاب سوزانده بودند که از طمع ارباب دهکده در امان بماند...!
📚به نقل از سفرنامه گاسپار دروویل...ص۱۳۰
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✍️علی مرادی مراغه ای
امروز داشتم سفرنامه گاسپار دروویل را می خواندم به مطلب دردناکی رسیدم که در اینجا نقل می کنم گاسپار دروویل افسر فرانسوی در دوره فتحعلی شاه،تجربیات زندگی سه ساله خود در ایران را در این کتاب ثبت کرده است. وی در این اثر کوشیده است ابتدا به جزئیات معاهده صلح گلستان و جدایی پاره ای از شهرهای ایران و الحاقشان به روسیه بپردازد...
📌اما آن مطلب دردناکی که خواندم دروویل می نویسد:
در روستاهای ایران پدران و مادرانی که دختران زیبا داشتند عمدا جگرگوشگان خود را با وسایل متعددی بدشکل و زشت می کردند تا از تعدی و تجاوز اهالی قدرت مصون باشند. یک بار من خود شاهد چنین حالی بودم، چهره دخترک زیبایی را با تیزاب سوزانده بودند که از طمع ارباب دهکده در امان بماند...!
📚به نقل از سفرنامه گاسپار دروویل...ص۱۳۰
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from کافینت آنلاین فرهنگیان
بسم الله الرحمن الرحيم
یک بام ودوهوای آموزش در بین معلمان وزارت آموزش وپرورش و معلمان وزارت علوم
یا اندک مقایسه ای می توان به تبعیض تاریخی و ناروا بین معلمان وزارت آموزش وپرورش و وزارت علوم پی برد.
-موظف معلمان وزارت آموزش دو برابر موظف معلمان وزارت علوم است.
-کار معلمان آموزش وپرورش آموزگاری ویاددهی است وتولید دانش در دانش آموز امری پایه وکار معلمان وزارت علوم توزیع دانش است .
-تعداد دانش آموزان در کلاس دو برابر تعداد دانشجویان در کلاس.
-ماهیت کار معلمان آموزش وپرورش هم تعلیم هست وهم تربیت اما ماهیت کار معلمان وزارت علوم فقط تعلیم.
-محتوای کار آموزش معلمان آموزش وپرورش منبع کتاب محوری است ومحتوای کار معلمان وزارت علوم جزوه وپر کردن ساعت کلاس بوسیله دانشجو با نام کنفرانس..
- ویژگی دانش آموز کودک ونوجوان هیجان خواهی ، عاطفی بودن، حساس وبا هویتی شکل نیافته اما ویژگی دانشجو رسیدن به ثبات شخصیت وکم تر وابسته بودن.
اینجا این سوال مطرح می شود که کار در کدام میدان سخت تر؟ودریافتی کدام بیشتر؟
شایسته است که مجلس ودولت محترم علاوه بر دیدن اصول علمی کار در حیطه سخت آمورش وپرورش، نگاه بلند اسلامیت نظام را در زدودن تبعیض تاریخی وضعیت کاری ودریافتی معلمان آموزش وپرورش را نسبت به کار ودریافتی معلمان وزارت علوم ببینند وحداقل با تدوین قانون (حق همترازی 80/.با هیات علمی) واجرای آن به این حقانیت رای منصفانه وتاریخی خود را ابراز نمایند وبدانند که هر تحول بزرگ هزینه وثمره توامان دارد.
با آرزوی توفیق وسلامت
1409/4/27
ارسالی از همکار
فرهنگیان اگاه👇
https://t.me/joinchat/gZ6szkdIlyswY2Zk
یک بام ودوهوای آموزش در بین معلمان وزارت آموزش وپرورش و معلمان وزارت علوم
یا اندک مقایسه ای می توان به تبعیض تاریخی و ناروا بین معلمان وزارت آموزش وپرورش و وزارت علوم پی برد.
-موظف معلمان وزارت آموزش دو برابر موظف معلمان وزارت علوم است.
-کار معلمان آموزش وپرورش آموزگاری ویاددهی است وتولید دانش در دانش آموز امری پایه وکار معلمان وزارت علوم توزیع دانش است .
-تعداد دانش آموزان در کلاس دو برابر تعداد دانشجویان در کلاس.
-ماهیت کار معلمان آموزش وپرورش هم تعلیم هست وهم تربیت اما ماهیت کار معلمان وزارت علوم فقط تعلیم.
-محتوای کار آموزش معلمان آموزش وپرورش منبع کتاب محوری است ومحتوای کار معلمان وزارت علوم جزوه وپر کردن ساعت کلاس بوسیله دانشجو با نام کنفرانس..
- ویژگی دانش آموز کودک ونوجوان هیجان خواهی ، عاطفی بودن، حساس وبا هویتی شکل نیافته اما ویژگی دانشجو رسیدن به ثبات شخصیت وکم تر وابسته بودن.
اینجا این سوال مطرح می شود که کار در کدام میدان سخت تر؟ودریافتی کدام بیشتر؟
شایسته است که مجلس ودولت محترم علاوه بر دیدن اصول علمی کار در حیطه سخت آمورش وپرورش، نگاه بلند اسلامیت نظام را در زدودن تبعیض تاریخی وضعیت کاری ودریافتی معلمان آموزش وپرورش را نسبت به کار ودریافتی معلمان وزارت علوم ببینند وحداقل با تدوین قانون (حق همترازی 80/.با هیات علمی) واجرای آن به این حقانیت رای منصفانه وتاریخی خود را ابراز نمایند وبدانند که هر تحول بزرگ هزینه وثمره توامان دارد.
با آرزوی توفیق وسلامت
1409/4/27
ارسالی از همکار
فرهنگیان اگاه👇
https://t.me/joinchat/gZ6szkdIlyswY2Zk
🔹وزیر علوم داره میگه کمترین حقوق هیات علمی ۱۲ میلیون تومان است و مظلوم نمایی میکند!!
در حالی که بیشترین حقوق هیچ معلمی در آموزش و پرورش ۱۲ میلیون تومان نیست...
#نه_به_تبعیض
🇮🇷به کانال تخصصی اخبار و مطالبات فرهنگیان بپیوندید👇
کامنت بگذارید 👇
https://www.instagram.com/motalebatfarhangian
کانال پیگیری مطالبات فرهنگیان 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAEeCxw0yp9OU6bcgcQ
در حالی که بیشترین حقوق هیچ معلمی در آموزش و پرورش ۱۲ میلیون تومان نیست...
#نه_به_تبعیض
🇮🇷به کانال تخصصی اخبار و مطالبات فرهنگیان بپیوندید👇
کامنت بگذارید 👇
https://www.instagram.com/motalebatfarhangian
کانال پیگیری مطالبات فرهنگیان 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAEeCxw0yp9OU6bcgcQ
Telegram
کانال مطالبات فرهنگیان کشور
✅مرجع اخبار رسمی
✍جدیدترین و آخرین اخبار حوزه آ_پ
✍پیگیری مطالبات فرهنگیان در همه بخش ها
ارتباط با ادمین جهت ارسال سوژه👇
@Td1127
اینستاگرام 👇
https://www.instagram.com
/motalebatfarhangian
✍جدیدترین و آخرین اخبار حوزه آ_پ
✍پیگیری مطالبات فرهنگیان در همه بخش ها
ارتباط با ادمین جهت ارسال سوژه👇
@Td1127
اینستاگرام 👇
https://www.instagram.com
/motalebatfarhangian
روز ۳۰ تیر - دکتر هوشنگ طالع
طرح از مریم شمسایی
http://www.iranboom.ir/tarikh/tarikhemoaser/1089-drtale-30tir.html
@tarbd
طرح از مریم شمسایی
http://www.iranboom.ir/tarikh/tarikhemoaser/1089-drtale-30tir.html
@tarbd
روز ۳۰ تیر: سرتاسر ایران
برگرفته از ماهنامه خواندنی شماره ۷۶، تیر و امرداد ۱۳۹۲، صفحه ۸
خیزش مردم ایران در روز سیام تیرماه 1331 اوج مبارزه مردم ایران در راه ملی کردن صنایع نفت درسرتاسرکشور بود.
محمدرضاشاه پهلوی پس ازتغییر قانون اساسی درسال 1328 عنوان تشریفاتی فرماندهی کل قوا رابه دست آورده بود. وی با بهرهگیری از این عنوان تشریفاتی نیروهای مسلح را در اختیار داشت. ازسوی دیگر وزیران جنگ از زمان قدرتگیری رضاشاه ازسوی شاه منصوب میگردیدند. این امرباعث شده بود که شاه برخلاف قانون اساسی درامورکشور دخالت کند.
روز 25 تیرماه 1331 دکترمصدق که نتوانسته بود موافقت شاه را با گزینش وزیرجنگ ازسوی نخست وزیر به دست آورد استعفا کرد. استعفای دکترمصدق ازمقام نخست وزیری باعث خیزش همگانی درسرتاسرکشور برای استقرار دوباره دولت ملی گردید.
خیزش روز30 تیر1331 با پیشکش شهیدان و زخمیهای بسیار به بارنشست و سرانجام برابر غرش تندرآسای ملت، غرش تانکها، زره پوشها، مسلسلها و تفنگها به خاموشی گرایید و ملت پیروز شد.
ما یاد و خاطره شهیدان 30 تیر 1331 راکه ازسوی مجلس شورای ملی به افتخار عنوان «شهید راه وطن» سرافراز هستند گرامی میداریم.
هنوز پس ازگذشت 60 سال از این رخداد بزرگ تاریخی آرامگاه شهیدان در «ابن بابویه» نیمه مخروبه باقی مانده است. حکومت کودتا اجازه بازسازی آن را نداد و این حکایت همچنان باقیست!!!
http://www.iranboom.ir/tarikh/tarikhemoaser/9857-roz-30tir-sartasar-iran.html
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
برگرفته از ماهنامه خواندنی شماره ۷۶، تیر و امرداد ۱۳۹۲، صفحه ۸
خیزش مردم ایران در روز سیام تیرماه 1331 اوج مبارزه مردم ایران در راه ملی کردن صنایع نفت درسرتاسرکشور بود.
محمدرضاشاه پهلوی پس ازتغییر قانون اساسی درسال 1328 عنوان تشریفاتی فرماندهی کل قوا رابه دست آورده بود. وی با بهرهگیری از این عنوان تشریفاتی نیروهای مسلح را در اختیار داشت. ازسوی دیگر وزیران جنگ از زمان قدرتگیری رضاشاه ازسوی شاه منصوب میگردیدند. این امرباعث شده بود که شاه برخلاف قانون اساسی درامورکشور دخالت کند.
روز 25 تیرماه 1331 دکترمصدق که نتوانسته بود موافقت شاه را با گزینش وزیرجنگ ازسوی نخست وزیر به دست آورد استعفا کرد. استعفای دکترمصدق ازمقام نخست وزیری باعث خیزش همگانی درسرتاسرکشور برای استقرار دوباره دولت ملی گردید.
خیزش روز30 تیر1331 با پیشکش شهیدان و زخمیهای بسیار به بارنشست و سرانجام برابر غرش تندرآسای ملت، غرش تانکها، زره پوشها، مسلسلها و تفنگها به خاموشی گرایید و ملت پیروز شد.
ما یاد و خاطره شهیدان 30 تیر 1331 راکه ازسوی مجلس شورای ملی به افتخار عنوان «شهید راه وطن» سرافراز هستند گرامی میداریم.
هنوز پس ازگذشت 60 سال از این رخداد بزرگ تاریخی آرامگاه شهیدان در «ابن بابویه» نیمه مخروبه باقی مانده است. حکومت کودتا اجازه بازسازی آن را نداد و این حکایت همچنان باقیست!!!
http://www.iranboom.ir/tarikh/tarikhemoaser/9857-roz-30tir-sartasar-iran.html
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
www.iranboom.ir
روز30 تیر: سرتاسر ایران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بالاخره آب به گاومیش ها رسید..
✅سرنوشت یک دیکتاتور...
📕 *نیکولای چائوشسکو دیکتاتور رومانی در سال 1965 از سوی حزب کمونیست به "ریاست جمهوری" این کشور منصوب شد. او بمدت 24 سال خود را بعنوان "رهبری" که مردم رومانی هیچ نقشی در انتخابش نداشتند بر آنان تحمیل کرد. چائوشسکو بمانند هر دیکتاتور دیگری تصور می کرد که شکست ناپذیر است و با اتکا بر نیروی نظامی و پلیس مخفی مخوفش "سکوریتاس" قادر است مردمی را که تشنه آزادی اند تا ابد مجبور به پذیرش "رهبری" خود کند.*🥺❗🤔❗🥺
📕 *در دسامبر سال 1989 و در حالیکه نیکولای چائوشسکو در بازدید رسمی از ایران بسر میبرد، مردم شهر "تیمی سوآرا" در رومانی در تظاهراتی صلح جویانه خواستار آزادی و حقوق انسانی خود شدند*.🌹👌📕👌🌹
🔺 *النا چائوشسکو همسر دیکتاتور، و معاون نخست وزیر ، در حالیکه چائوشسکو در ایران مشغول یک دیدار رسمی بود در روز 16 دسامبر 1989 دستور کشتار و سرکوب تظاهرکنندگان آزادیخواه شهر "تیمی سوآرا" را صادر نمود. ده ها تن از تظاهرکنندگان آزادیخواه در این سرکوب جان باختند. چائوشسکو پس از بازگشت از مسافرت رسمی از ایران ، ضمن حمایت از کشتار تظاهرکنندگان شهر "تیمی سوآرا" آنان را "خرابکاران خارجی" خواند که "قادر به دیدن پیشرفتهای مردم رومانی نیستند"*.
🔺 *چائوشسکو و همسرش النا*🔺
🔺 *چائوشسکو پس از این بیانات به مانند رسم هر سال به همراه همسرش و دیگر سران حکومتش در بالکن قصر ریاست جمهوری رومانی ظاهر شدند تا بمانند 24 سال گذشته سخنانی تهی از حقیقت را برای مردم رومانی بر زبان آورند. اما در میان شگفتی جهانیان ، صدها هزار نفر از مردمی که با در دست داشتن عکسهای چائوشسکو و دیگر سمبلهای حزب کمونیست رومانی جهت شنیدن سخنان "رهبر" در میدان مقابل قصر گرد آمده بودند ناگهان "رهبر" را "هو" کردند و بمانند جرقه ای که به انبار باروت سرایت کرده باشد بسوی قصر ریاست جمهوری هجوم بردند. جهان هنوز مات حرکت مردم رومانی است که با تصاویر چائوشسکو و سمبل های حزب کمونیست رومانی در دستشان تومار حکومت وی را در هم پیچیدند.*
🔺 *آخرین نطق چائوشسکو در بلکن قصر ریاست جمهوری که نیمه تمام ماند و منجر به فرار او و همسرش شد*
*نیکولای چائوشسکو و همسرش النا لحظاتی ناباورانه از بالکن قصر شاهد منظره ای بودند که در تصورهیچ کس نمی گنجید. نیروهای امنیتی دیکتاتور به سوی مردم آتش گشودند ، اما جلوگیری از خیزش چند صد هزار نفری مردم که دیگر به دروازه های ورودی قصر ریاست جمهوری رسیده بودند با هیچ سلاحی و با هیچ نیروی امنیتی امکانپذیر نبود. چائوشسکو و النا خود را به بام قصر رسانده و با هلیکوپتری در صدد فرار از رومانی بر آمدند.*
🔺 *فرار چائوشسکو و همسرش النا با هلیکوپتر از بام قصر*
🔺 *پس از دقایقی پارلمان و کاخ ریاست جمهوری و دیگر نهادهای دولتی به تصرف مردم در آمده بود. تعدادی از نظامیان رومانی در کنار مردم کشور خود قرار گرفتند و در روز 25 دسامبر سال 1989 هلیکوپتر نیکولای چائوشسکو و النا را در حالیکه در حال فرار از کشور بودند توسط جنگده های ارتش مجبور به فرود آمدن در خاک رومانی کردند. تنها ساعاتی بعد چائوشسکو و همسرش در یک دادگاه مردمی بواسطه سرکوب و کشتار شهروندانی که تنها خواسته شان آزادی بود محاکمه و محکوم به تیرباران شدند. حکم اعدام بلافاصله و در مقابل دوربین های تلویزیونی در شهر مرزی "تارگو ویسته" رومانی به اجرا در آمد. فیلمبردار در لحظات قبل از تیرباران ، تصویر را بر روی دستبند طلای گرانبهای همسر رئیس جمهور و صدر هیئت رئیسه حزب "کمونیست" رومانی زوم کرده بود که قبل از تیرباران از پشت بسته شده بود.*
🏳 صحنه محاکمه و سپس تیرباران دیکتاتور رومانی و مقاومت او و همسرش النا قبل از اجرای حکم از تلویزیون رومانی و دیگر کشورهای جهان پخش شد. نیکولای چائشسکو و النا حتی تا آخرین لحظات قبل از تیرباران قادر به باورکردن این واقعیت نبودند که تومار حکومتشان به این سرعت درهم پیچیده شده است.*
🔺 *و چنین شد عاقبت دیکتاتوری که سرانجام گرفتار خشم ملت خود گردید. پس از اعدام دیکتاتور نوبت به فرزندان و دیگر حامیان و سرکوب کنندگان خیزش آزادی خواهی رومانی رسید که یکی پس از دیگری به دستهای عدالت سپرده شدند. از جمله "نیکو چائوشسکو" پسر 38 ساله دیکتاتور بواسطه جرائم متعدد در رابطه با نقض حقوق بشر که با سوء استفاده از موقعیت پدرش در دوران حکومت او مرتکب شده بود به 20 سال زندان محکوم شد. او در سال 1992 بواسطه دلایل انسانی و بیماری از زندان آزاد شد و چهار سال بعد در سن 45 سالگی جان سپرد. پس از اعدام دیکتاتور رومانی و همسرش ، فیلم و تصاویری که از فقر ، نکبت و گرسنگی مردم این کشور در جهان منتشر شد تاثر دنیایی را برانگیخت.*
🔺 *اینک 30 سال پس از سرنگونی چائوشسکو ، مردم رومانی دارای کشوری آزاد و دمکراتیک و از اعضای اتحادیه اروپا هستند.*
📕 *نیکولای چائوشسکو دیکتاتور رومانی در سال 1965 از سوی حزب کمونیست به "ریاست جمهوری" این کشور منصوب شد. او بمدت 24 سال خود را بعنوان "رهبری" که مردم رومانی هیچ نقشی در انتخابش نداشتند بر آنان تحمیل کرد. چائوشسکو بمانند هر دیکتاتور دیگری تصور می کرد که شکست ناپذیر است و با اتکا بر نیروی نظامی و پلیس مخفی مخوفش "سکوریتاس" قادر است مردمی را که تشنه آزادی اند تا ابد مجبور به پذیرش "رهبری" خود کند.*🥺❗🤔❗🥺
📕 *در دسامبر سال 1989 و در حالیکه نیکولای چائوشسکو در بازدید رسمی از ایران بسر میبرد، مردم شهر "تیمی سوآرا" در رومانی در تظاهراتی صلح جویانه خواستار آزادی و حقوق انسانی خود شدند*.🌹👌📕👌🌹
🔺 *النا چائوشسکو همسر دیکتاتور، و معاون نخست وزیر ، در حالیکه چائوشسکو در ایران مشغول یک دیدار رسمی بود در روز 16 دسامبر 1989 دستور کشتار و سرکوب تظاهرکنندگان آزادیخواه شهر "تیمی سوآرا" را صادر نمود. ده ها تن از تظاهرکنندگان آزادیخواه در این سرکوب جان باختند. چائوشسکو پس از بازگشت از مسافرت رسمی از ایران ، ضمن حمایت از کشتار تظاهرکنندگان شهر "تیمی سوآرا" آنان را "خرابکاران خارجی" خواند که "قادر به دیدن پیشرفتهای مردم رومانی نیستند"*.
🔺 *چائوشسکو و همسرش النا*🔺
🔺 *چائوشسکو پس از این بیانات به مانند رسم هر سال به همراه همسرش و دیگر سران حکومتش در بالکن قصر ریاست جمهوری رومانی ظاهر شدند تا بمانند 24 سال گذشته سخنانی تهی از حقیقت را برای مردم رومانی بر زبان آورند. اما در میان شگفتی جهانیان ، صدها هزار نفر از مردمی که با در دست داشتن عکسهای چائوشسکو و دیگر سمبلهای حزب کمونیست رومانی جهت شنیدن سخنان "رهبر" در میدان مقابل قصر گرد آمده بودند ناگهان "رهبر" را "هو" کردند و بمانند جرقه ای که به انبار باروت سرایت کرده باشد بسوی قصر ریاست جمهوری هجوم بردند. جهان هنوز مات حرکت مردم رومانی است که با تصاویر چائوشسکو و سمبل های حزب کمونیست رومانی در دستشان تومار حکومت وی را در هم پیچیدند.*
🔺 *آخرین نطق چائوشسکو در بلکن قصر ریاست جمهوری که نیمه تمام ماند و منجر به فرار او و همسرش شد*
*نیکولای چائوشسکو و همسرش النا لحظاتی ناباورانه از بالکن قصر شاهد منظره ای بودند که در تصورهیچ کس نمی گنجید. نیروهای امنیتی دیکتاتور به سوی مردم آتش گشودند ، اما جلوگیری از خیزش چند صد هزار نفری مردم که دیگر به دروازه های ورودی قصر ریاست جمهوری رسیده بودند با هیچ سلاحی و با هیچ نیروی امنیتی امکانپذیر نبود. چائوشسکو و النا خود را به بام قصر رسانده و با هلیکوپتری در صدد فرار از رومانی بر آمدند.*
🔺 *فرار چائوشسکو و همسرش النا با هلیکوپتر از بام قصر*
🔺 *پس از دقایقی پارلمان و کاخ ریاست جمهوری و دیگر نهادهای دولتی به تصرف مردم در آمده بود. تعدادی از نظامیان رومانی در کنار مردم کشور خود قرار گرفتند و در روز 25 دسامبر سال 1989 هلیکوپتر نیکولای چائوشسکو و النا را در حالیکه در حال فرار از کشور بودند توسط جنگده های ارتش مجبور به فرود آمدن در خاک رومانی کردند. تنها ساعاتی بعد چائوشسکو و همسرش در یک دادگاه مردمی بواسطه سرکوب و کشتار شهروندانی که تنها خواسته شان آزادی بود محاکمه و محکوم به تیرباران شدند. حکم اعدام بلافاصله و در مقابل دوربین های تلویزیونی در شهر مرزی "تارگو ویسته" رومانی به اجرا در آمد. فیلمبردار در لحظات قبل از تیرباران ، تصویر را بر روی دستبند طلای گرانبهای همسر رئیس جمهور و صدر هیئت رئیسه حزب "کمونیست" رومانی زوم کرده بود که قبل از تیرباران از پشت بسته شده بود.*
🏳 صحنه محاکمه و سپس تیرباران دیکتاتور رومانی و مقاومت او و همسرش النا قبل از اجرای حکم از تلویزیون رومانی و دیگر کشورهای جهان پخش شد. نیکولای چائشسکو و النا حتی تا آخرین لحظات قبل از تیرباران قادر به باورکردن این واقعیت نبودند که تومار حکومتشان به این سرعت درهم پیچیده شده است.*
🔺 *و چنین شد عاقبت دیکتاتوری که سرانجام گرفتار خشم ملت خود گردید. پس از اعدام دیکتاتور نوبت به فرزندان و دیگر حامیان و سرکوب کنندگان خیزش آزادی خواهی رومانی رسید که یکی پس از دیگری به دستهای عدالت سپرده شدند. از جمله "نیکو چائوشسکو" پسر 38 ساله دیکتاتور بواسطه جرائم متعدد در رابطه با نقض حقوق بشر که با سوء استفاده از موقعیت پدرش در دوران حکومت او مرتکب شده بود به 20 سال زندان محکوم شد. او در سال 1992 بواسطه دلایل انسانی و بیماری از زندان آزاد شد و چهار سال بعد در سن 45 سالگی جان سپرد. پس از اعدام دیکتاتور رومانی و همسرش ، فیلم و تصاویری که از فقر ، نکبت و گرسنگی مردم این کشور در جهان منتشر شد تاثر دنیایی را برانگیخت.*
🔺 *اینک 30 سال پس از سرنگونی چائوشسکو ، مردم رومانی دارای کشوری آزاد و دمکراتیک و از اعضای اتحادیه اروپا هستند.*
✅مصاحبه تکان دهنده دکتر محمدجواد عبدالهی رییس بازنشسته دانشکده زمین شناسی ودانشگاه چمران اهواز
*20 سال قبل از آنکه جانمایی سد گتوند در سال 68 صورت بگیرد،* *آمریکاییها پیشنهاد داده بودند 20 کیلومتر بالاتر از مخزن فعلی، سد گتوند احداث شود. اما در آن سالها مدیران شرکت مدیریت منابع آب ونیروی ایران بر این باور بودند که آمریکاییها چون* *میخواستند مخزن سد کوچک باشد، این اختلاف مکانی را مطرح کردند. لذا تصمیمشان بر این شد که دریاچه سد درست بر روی گنبدهای نمکی گچساران جانمایی شود. سال 1380 در نامهای به اداره صنایع و معادن تاکید کردم که مطالعات صورت گرفته روی این سد کافی نیست.* *سال1381 به همراه مهندس شمسایی مدیرکل وقت آب و فاضلاب خوزستان موضوع را مطرح کردم که این سد مشکلاتی دارد و میتواند کل استان خوزستان را از نظر شوری به مخاطره بیندازد.*
*شمسایی بعدها رئیس سد گتوند شد. به او توضیح دادم که اساساً سازندگان سد مطالعات زمینشناسی منطقه را مدنظر قرار ندادهاند. هیچ گزارشی از مطالعات زمینشناسی نداشتند. آقای شمسایی بعد از آن مشاوره گروهی 20 نفره برای مطالعات روی سد تشکیل داد گروه مطالعاتی آقای شمسایی در اولین گزارش به او نوشتند «جلوی ضرر را هر جا بگیرید منفعت است».*
*آقای مهندس شمسایی به عنوان رئیس اداره آب منطقه خوزستان آن زمان به تمامی مقامات مملکتی نامه نوشت و از آنها خواست جلوی ساخت سد گرفته شود. نامه خطاب به رئیسجمهوری، وزیر نیرو، مجلس و مدیر عامل شرکت آب و نیرو (شرکت مجری)... ارسال شده بود.*
*بعد از اینکه سد ساخته شد، از قضا مهندس شمسایی را که آن زمان شهردار اهواز بود به عنوان رئیس سد انتخاب کردند! بعد از آن یکسری مشاوره از کشورهای مختلف و دانشگاههای ایران گرفتند و تصمیم بر این شد که پتوی رسی برای ایجاد فاصله میان لایههای ضخیم نمک و بستر دریاچه به وجود بیاید. رئیس سد با من تماس گرفت و پیشنهاد را مطرح کرد. آن زمان دو هزار و پانصد میلیارد تومان هزینه برای این سد صرف شده بود. من آن زمان به عنوان یکی از منتقدان دائمی ساخت این سد بودم که صدایم به گوش کسی نمیرسید. من با توجه به تجربه و علمی که داشتم گفتم که این کار با شکست مواجه خواهد شد. روز آبگیری فرا رسید و* *رئیسجمهوری وقت (محمود احمدینژاد ) ومدیرعامل شرکت آب و نیرو نیز برای آبگیری آمدند. آن روز با من تماس گرفتند و من به عوامل شرکت آب و نیرو گفتم هر چه ماشینآلات در پایین دست پتوی رسی دارید جمع کنید و به بالا بیاورید چون اعتمادی به پایداری این دیواره رسی نیست و قطعاً تا یکی دو روز آینده میشکند و خسارت بیشتری به شما وارد میکند. این توصیه من را پذیرفتند و روز چهارشنبه آبگیری صورت گرفت. روز شنبه مسوول همین بخش با من تماس گرفت و خبر شکسته شدن پتوی رسی را داد و گفت چطور میدانستید ؟*
*10روز بعد از اینکه عملیات آبگیری صورت گرفت، بخش زیرین سد که معمولاً سیستمهای زیرین و دستگاههای حساس و سنسورهای کنترل است پر ازنمک شده است؛ این مساله دقیقاً 10 روز بعد از آبگیری رخ داد؛ اتفاقی که مثل روز برای ما روشن بود و هر چه هشدار میدادیم کسی گوش نمیکرد. بعد از آن مطالعات نشان داد که تمامی مناطق اطراف گتوند و عقیلی، زمینهای مرغوب کشاورزی این مناطق به دلیل گسترش نمک و تبخیر در حال شورهزار شدن هستند و مردم تمام دارایی خود را دارند از دست میدهند و هیچ استفادهای از سد و آب شور آن نمیتوان کرد.*
*قبل از آبگیری ما بارها هشدار دادیم توربینهایی که برای سد خریداری شده برای آب شیرین است و شما میلیاردها میلیارد هزینه کردهاید برای آبی که شور خواهد شد. حالا آن توربینها هم کاربردی برای آب شیرین ندارند. هم اکنون توربینها از کار افتادهاند.*
*چندی پیش مدیر روابط عمومی شرکت آب و نیرو سد گتوند از من دعوت کرد از سد بازدید کنم. گفتند آنطور که شما تصور میکنید نمکی وجود ندارد و نهایتاً یک لایه چهارمتری نمک هست که آن را خارج میکنیم! با تعجب دیدم چند لایه نازک چهار تا پنج متری زدهاند. از جوانک خواستم که محدوده 50 متری را برای گمانهزنی و حفاری انتخاب کند و تا عمق 50 متری نیز جلو بروند بعد متوجه خواهند شد با دریای عظیمی از نمک مواجه خواهند شد. بعد از آن مهندسان آزمایشگاه مکانیک خاک برآورد کردند که تا 93 متر ضخامت نمک است. بعد از آن دوستان ما در سد گتوند میگفتند ما میدانیم چه بلایی سر این منطقه آوردهایم اما تو را به خدا چیزی نگویید و رسانهای نشود!*
*منبع: هفته نامه تجارت فردا*
*20 سال قبل از آنکه جانمایی سد گتوند در سال 68 صورت بگیرد،* *آمریکاییها پیشنهاد داده بودند 20 کیلومتر بالاتر از مخزن فعلی، سد گتوند احداث شود. اما در آن سالها مدیران شرکت مدیریت منابع آب ونیروی ایران بر این باور بودند که آمریکاییها چون* *میخواستند مخزن سد کوچک باشد، این اختلاف مکانی را مطرح کردند. لذا تصمیمشان بر این شد که دریاچه سد درست بر روی گنبدهای نمکی گچساران جانمایی شود. سال 1380 در نامهای به اداره صنایع و معادن تاکید کردم که مطالعات صورت گرفته روی این سد کافی نیست.* *سال1381 به همراه مهندس شمسایی مدیرکل وقت آب و فاضلاب خوزستان موضوع را مطرح کردم که این سد مشکلاتی دارد و میتواند کل استان خوزستان را از نظر شوری به مخاطره بیندازد.*
*شمسایی بعدها رئیس سد گتوند شد. به او توضیح دادم که اساساً سازندگان سد مطالعات زمینشناسی منطقه را مدنظر قرار ندادهاند. هیچ گزارشی از مطالعات زمینشناسی نداشتند. آقای شمسایی بعد از آن مشاوره گروهی 20 نفره برای مطالعات روی سد تشکیل داد گروه مطالعاتی آقای شمسایی در اولین گزارش به او نوشتند «جلوی ضرر را هر جا بگیرید منفعت است».*
*آقای مهندس شمسایی به عنوان رئیس اداره آب منطقه خوزستان آن زمان به تمامی مقامات مملکتی نامه نوشت و از آنها خواست جلوی ساخت سد گرفته شود. نامه خطاب به رئیسجمهوری، وزیر نیرو، مجلس و مدیر عامل شرکت آب و نیرو (شرکت مجری)... ارسال شده بود.*
*بعد از اینکه سد ساخته شد، از قضا مهندس شمسایی را که آن زمان شهردار اهواز بود به عنوان رئیس سد انتخاب کردند! بعد از آن یکسری مشاوره از کشورهای مختلف و دانشگاههای ایران گرفتند و تصمیم بر این شد که پتوی رسی برای ایجاد فاصله میان لایههای ضخیم نمک و بستر دریاچه به وجود بیاید. رئیس سد با من تماس گرفت و پیشنهاد را مطرح کرد. آن زمان دو هزار و پانصد میلیارد تومان هزینه برای این سد صرف شده بود. من آن زمان به عنوان یکی از منتقدان دائمی ساخت این سد بودم که صدایم به گوش کسی نمیرسید. من با توجه به تجربه و علمی که داشتم گفتم که این کار با شکست مواجه خواهد شد. روز آبگیری فرا رسید و* *رئیسجمهوری وقت (محمود احمدینژاد ) ومدیرعامل شرکت آب و نیرو نیز برای آبگیری آمدند. آن روز با من تماس گرفتند و من به عوامل شرکت آب و نیرو گفتم هر چه ماشینآلات در پایین دست پتوی رسی دارید جمع کنید و به بالا بیاورید چون اعتمادی به پایداری این دیواره رسی نیست و قطعاً تا یکی دو روز آینده میشکند و خسارت بیشتری به شما وارد میکند. این توصیه من را پذیرفتند و روز چهارشنبه آبگیری صورت گرفت. روز شنبه مسوول همین بخش با من تماس گرفت و خبر شکسته شدن پتوی رسی را داد و گفت چطور میدانستید ؟*
*10روز بعد از اینکه عملیات آبگیری صورت گرفت، بخش زیرین سد که معمولاً سیستمهای زیرین و دستگاههای حساس و سنسورهای کنترل است پر ازنمک شده است؛ این مساله دقیقاً 10 روز بعد از آبگیری رخ داد؛ اتفاقی که مثل روز برای ما روشن بود و هر چه هشدار میدادیم کسی گوش نمیکرد. بعد از آن مطالعات نشان داد که تمامی مناطق اطراف گتوند و عقیلی، زمینهای مرغوب کشاورزی این مناطق به دلیل گسترش نمک و تبخیر در حال شورهزار شدن هستند و مردم تمام دارایی خود را دارند از دست میدهند و هیچ استفادهای از سد و آب شور آن نمیتوان کرد.*
*قبل از آبگیری ما بارها هشدار دادیم توربینهایی که برای سد خریداری شده برای آب شیرین است و شما میلیاردها میلیارد هزینه کردهاید برای آبی که شور خواهد شد. حالا آن توربینها هم کاربردی برای آب شیرین ندارند. هم اکنون توربینها از کار افتادهاند.*
*چندی پیش مدیر روابط عمومی شرکت آب و نیرو سد گتوند از من دعوت کرد از سد بازدید کنم. گفتند آنطور که شما تصور میکنید نمکی وجود ندارد و نهایتاً یک لایه چهارمتری نمک هست که آن را خارج میکنیم! با تعجب دیدم چند لایه نازک چهار تا پنج متری زدهاند. از جوانک خواستم که محدوده 50 متری را برای گمانهزنی و حفاری انتخاب کند و تا عمق 50 متری نیز جلو بروند بعد متوجه خواهند شد با دریای عظیمی از نمک مواجه خواهند شد. بعد از آن مهندسان آزمایشگاه مکانیک خاک برآورد کردند که تا 93 متر ضخامت نمک است. بعد از آن دوستان ما در سد گتوند میگفتند ما میدانیم چه بلایی سر این منطقه آوردهایم اما تو را به خدا چیزی نگویید و رسانهای نشود!*
*منبع: هفته نامه تجارت فردا*
✳️ ریشههای فاجعه خوزستان
✒️ حسین آخانی
(استاد گیاهشناسی دانشگاه تهران)
🟦 مدتهاست که تمایل ندارم در مورد آب بنویسم. نه اینکه نمیخواهم و به آن فکر نمیکنم، دلیلش این است که گاهی از سر نومیدی فکر می کنم کاری از من ساخته نیست. نه من، که همه کسانی که سوادشان به مراتب از من بیشتر است بارها و بارها در مورد فساد گسترده در صنعت آب و انرژی گفتهاند و کسی به آنها گوش نداده است. فیلم مادر کشی که توسط کمیل سوهانی، اتفاقا به سفارش مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری در سال 1394، ساخته شده است، پیام کاملا مشخصی داشت که پشت سد سازی در ایران مافیایی بزرگ خوابیده است.
جالب است همان دولتی که خود سازنده این فیلم بود تبدیل شد به یکی از سد سازترین دولتها و مغز متفکر پشت آن فیلم در دوره دوم روحانی به وزارت نیرو برده شد تا در نقد سیاستهای آبی کشور رفتارش را اصلاح کنند. این را از این باب می گویم که قبل از مناظره سد سازی چنین پیشنهادی را به من هم دادند.
در فیلم مادرکشی نَقلی از عیسی کلانتری شده است که میگوید "مجریان سد گتوند را باید محاکمه کرد". عجیب آن است وقتی ایشان به ریاست سازمان محیط زیست گمارده میشود، بدتر از اسلافاش مجوز ساخت سدهای جدید و پروژههای به مراتب ویرانگر انتقال آب را صادر میکند.
🟨 بسیاری از من می پرسند، چاره چیست؟ پاسخ من همیشه این بوده و هست که نگهداری آب در سرزمین خشک ایران در پشت سدها کاری اشتباه است. ما چارهای جز برداشتن سدها و اصلاح توازن هیدرولوژیک کشور نداریم. آب در ایران باید به آبخوانها برود و میزان مصرف آب متناسب با حجم آبخوانها مدیریت شود. ولی از خودم میپرسم مگر می شود 700 سد ایران را برداشت؟
🟦اگر این سدها را بردارند با این جغرافیایی که بر مبنای ساخت سدها درست کردهاند چه کنند. مگر میشود 10 میلیون جمعیت تهران و کرج را بدون این سدها سیراب کرد؟ این سدها ساخته شده اند که با بزرگ شدن شهرها، اقتصادی بر مبنای بازی زمین و مسکن شکل گیرد. این سدها توسط تکنوکراتهای شهرنشین در ساختمانهای مجلل بالای شهر تهران طراحی شدهاند. فرایند مطالعات و ساخت آنها اولویت شرکتهای قدرتمندی است که در ساخت و مشاوره سدها منافعی بسیار کلان دارند.
🟨 چه باید کرد؟
آیا باید گذاشت که ناآرامی کشور را بگیرید و مردم در رنج و عذاب باشند؟ من پاسخی برای این سوال ندارم. چه کسی می تواند حدود سه-چهار دهه سیاست های نادرست کشور را تغییر دهد. برداشتن حتی یک خشت از این ساختمان بدقواره ممکن است باعث فرو ریختنش شود. اگر امثال کلانتری بر آنچه میگفتند باور داشتند، باید در دوران چهار ساله مدیریتش بر سازمان حفاظت محیط زیست، مجریان گتوند را به دادگاه میبُرد.
🟦 کاش آنهایی که امروز در خوزستان فریاد بی آبی سر میکشند؛ به طراحی و افتتاح سدهای جدید دیگر در این استان و مجاور آن اعتراض کنند. یکی از آنها سد چمشیر در 25 کیلومتری گچساران است. یکی از مهندسان یک شرکت بزرگ مشاور سد ساز در ایران دو بار به اتاق من آمد و اسنادی را به من نشان داد که این سد نیز درست مانند گتوند روی سازند نمکی گچساران است و فاجعه گتوند 2 به زودی با افتتاح آن سد تکرار میشود. حرفش مستند و منطقی بود؛ سازند گچساران کل منطقه را گرفته است و هر سدی در هر نقطه ای در آن منطقه ساخته شود، عاقبتش مانند سد گتوند است.
🟩 متاسفانه این مهندس دلسوز نه جرات کرد مدارک را به من بدهد و نه حتی شماره تلفنش را به من داد. وقتی رفت دست بر پیشانی گرفتم که آخر چه شده است که مهندس با سابقه شرکت مشاور سد سازی کشور دست به دامن من گیاهشناس میشود ولی خودش جرات نمی کند در همان شرکت به مدیرانش بگوید دست از جنایت دیگری در خوزستان بردارید؛ این است دلیل فاجعه امروز خوزستان.
✒️ حسین آخانی
(استاد گیاهشناسی دانشگاه تهران)
🟦 مدتهاست که تمایل ندارم در مورد آب بنویسم. نه اینکه نمیخواهم و به آن فکر نمیکنم، دلیلش این است که گاهی از سر نومیدی فکر می کنم کاری از من ساخته نیست. نه من، که همه کسانی که سوادشان به مراتب از من بیشتر است بارها و بارها در مورد فساد گسترده در صنعت آب و انرژی گفتهاند و کسی به آنها گوش نداده است. فیلم مادر کشی که توسط کمیل سوهانی، اتفاقا به سفارش مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری در سال 1394، ساخته شده است، پیام کاملا مشخصی داشت که پشت سد سازی در ایران مافیایی بزرگ خوابیده است.
جالب است همان دولتی که خود سازنده این فیلم بود تبدیل شد به یکی از سد سازترین دولتها و مغز متفکر پشت آن فیلم در دوره دوم روحانی به وزارت نیرو برده شد تا در نقد سیاستهای آبی کشور رفتارش را اصلاح کنند. این را از این باب می گویم که قبل از مناظره سد سازی چنین پیشنهادی را به من هم دادند.
در فیلم مادرکشی نَقلی از عیسی کلانتری شده است که میگوید "مجریان سد گتوند را باید محاکمه کرد". عجیب آن است وقتی ایشان به ریاست سازمان محیط زیست گمارده میشود، بدتر از اسلافاش مجوز ساخت سدهای جدید و پروژههای به مراتب ویرانگر انتقال آب را صادر میکند.
🟨 بسیاری از من می پرسند، چاره چیست؟ پاسخ من همیشه این بوده و هست که نگهداری آب در سرزمین خشک ایران در پشت سدها کاری اشتباه است. ما چارهای جز برداشتن سدها و اصلاح توازن هیدرولوژیک کشور نداریم. آب در ایران باید به آبخوانها برود و میزان مصرف آب متناسب با حجم آبخوانها مدیریت شود. ولی از خودم میپرسم مگر می شود 700 سد ایران را برداشت؟
🟦اگر این سدها را بردارند با این جغرافیایی که بر مبنای ساخت سدها درست کردهاند چه کنند. مگر میشود 10 میلیون جمعیت تهران و کرج را بدون این سدها سیراب کرد؟ این سدها ساخته شده اند که با بزرگ شدن شهرها، اقتصادی بر مبنای بازی زمین و مسکن شکل گیرد. این سدها توسط تکنوکراتهای شهرنشین در ساختمانهای مجلل بالای شهر تهران طراحی شدهاند. فرایند مطالعات و ساخت آنها اولویت شرکتهای قدرتمندی است که در ساخت و مشاوره سدها منافعی بسیار کلان دارند.
🟨 چه باید کرد؟
آیا باید گذاشت که ناآرامی کشور را بگیرید و مردم در رنج و عذاب باشند؟ من پاسخی برای این سوال ندارم. چه کسی می تواند حدود سه-چهار دهه سیاست های نادرست کشور را تغییر دهد. برداشتن حتی یک خشت از این ساختمان بدقواره ممکن است باعث فرو ریختنش شود. اگر امثال کلانتری بر آنچه میگفتند باور داشتند، باید در دوران چهار ساله مدیریتش بر سازمان حفاظت محیط زیست، مجریان گتوند را به دادگاه میبُرد.
🟦 کاش آنهایی که امروز در خوزستان فریاد بی آبی سر میکشند؛ به طراحی و افتتاح سدهای جدید دیگر در این استان و مجاور آن اعتراض کنند. یکی از آنها سد چمشیر در 25 کیلومتری گچساران است. یکی از مهندسان یک شرکت بزرگ مشاور سد ساز در ایران دو بار به اتاق من آمد و اسنادی را به من نشان داد که این سد نیز درست مانند گتوند روی سازند نمکی گچساران است و فاجعه گتوند 2 به زودی با افتتاح آن سد تکرار میشود. حرفش مستند و منطقی بود؛ سازند گچساران کل منطقه را گرفته است و هر سدی در هر نقطه ای در آن منطقه ساخته شود، عاقبتش مانند سد گتوند است.
🟩 متاسفانه این مهندس دلسوز نه جرات کرد مدارک را به من بدهد و نه حتی شماره تلفنش را به من داد. وقتی رفت دست بر پیشانی گرفتم که آخر چه شده است که مهندس با سابقه شرکت مشاور سد سازی کشور دست به دامن من گیاهشناس میشود ولی خودش جرات نمی کند در همان شرکت به مدیرانش بگوید دست از جنایت دیگری در خوزستان بردارید؛ این است دلیل فاجعه امروز خوزستان.