✅برسد به دست توجیهگران طالبان
پاسخی مختصر به تحلیل سعید لیلاز
واقعیت این است که حواشیِ ظهور دوبارۀ طالبان برای من از خود طالبان تکاندهندهتر است. برخی تحلیلهایی که میشنویم از خود طالبان ترسناکتر و تأسفآورتر است. تکلیف ما با طالبان روشن است، میدانیم از کجا آمده، به کجا میرود و چه اندیشه و برنامهای دارد. اما اینکه یک اقتصاددان، استاد دانشگاه و روزنامهنگار در تهران، در همسایگی دیوار به دیوار ما، تحلیلهایی طالباندوستانه ارائه دهد، ضربۀ روحی دردناکی است. چگونه میتوان تا این اندازه بیراه اندیشید و تحلیلهای نادرستی تحویل جامعه داد!
بهتر است به جای اینکه بندبند پاسخ لیلاز را بدهم، تحلیل مختصر خودم را بگویم. یک چیز روشن است: طالبان اگر بخواهد و اراده کند، همین فردا، واقعاً همین فردا، میتواند اسلحه را زمین بگذارد، در کمال امنیت و مشروعیت خود را برای اولین انتخابات در افغانستان آماده کند و از این مجرا وزن اجتماعی راستین خود را نشان دهد و با حضور در نهادهای حکومت به میزان پشتوانۀ مردمیاش در کشورداری و قانونگذاری سهیم باشد. در افغانستان امروزی برای رسیدن به کرسیهای ادارۀ کشور به تیر و تفنگ نیاز نیست؛ به خونریزی و فتح سنگر به سنگر نیاز نیست. درها باز است. آیا باید به یک استاد دانشگاه که ادعای لیبرال بودن هم دارد این بدیهیات را یادآوری کرد؟ بیچاره مفهوم «لیبرال» و «لیبرالیسم» که در ایران یک نمایندۀ شایسته و راستین ندارد!
اما وقتی راه برای رسیدن به قدرت باز است، چرا طالبان تن به سازوکار دموکراتیک نمیدهد؟ روشن است! نخست اینکه اعتقادی به «رأی» ندارد؛ طالبان چیزی تحت عنوان «شهروند» را به رسمیت نمیشناسد که حال این شهروند بخواهد «رأیی» داشته باشد. طالبان رعیت و بنده میخواهد. از دیگر سو، برخلاف ادعاهای کسانی که به تبلیغاتچیهای طالبان تبدیل شدهاند، طالبان در بهترین حالت اقلیتی کوچک از مردم افغانستان را میتواند پشت خود جمع کند. اگر طالبان میتواند در گوشه گوشۀ افغانستان خودنمایی کند، یکی به دلیل ماهیت چریکی این گروه است (با چندصد چریک میتوان شهر و کشوری را به آشوب کشید)، و دوم به دلیل ترس مردم بیدفاع است. خندهدار است که یک اقتصاددان وزن اجتماعی یک گروه را بر اساس نفوذی که با زور کلاشنیکف به دست آورده است میسنجد!
چگونه میتوان از نیرویی نظامی که چند دهه است تفنگ را زمین نگذاشته انتظار داشت فردا رفتاری مدنی داشته باشد تا آنگاه بگوییم منافع اقتصادی یا منافع امنیتی ما در گرو مماشات یا سازش با این نیروی نظامی است؟ البته دلیلی ندارد ما در منازعۀ افغانستان وارد جنگ به نفع یکی از دو طرف بشویم، اما آیا بین دو نیرو که یکی متکی به انتخابات، رسانههای آزاد و سازوکار دموکراتیک، و مدافع انگارههای مدرن است، و نیروی دیگر که آشکارا تاریکاندیش است، فقط به صرف برخی ملاحظات امنیتی معیوب، باید با آن نیروی تاریکاندیش، پیشبینیناپذیر و خطرناک دست دوستی داد؟ شگفتا!
لیلاز میگوید: «مسئلۀ زنان افغانستان به ما مربوط نیست، باید بین خودشان مسئله را حل کنند!» چگونه میتوان چنین کلبیمسلک و خاماندیشانه در مورد امور اجتماعی نظر داد؟ بله، مسائل اجتماعیِ کشور همسایه به خودش مربوط است، اما مگر میتوان مسئلۀ طالبان را به مسئلۀ سرکوب زنان تقلیل داد؟ جواب این نیز روشن است. خاورمیانه فقط یک راه نجات از افراطگرایی و جنگطلبی دارد و آن تقویت جوامع مدنی است. طالبان از مفهوم جامعۀ مدنی چه میفهمد؟ طالبان هولناکترین دشمن جامعۀ مدنی است! کسی که دلسوز ایران و خاورمیانه است، باید مدافع جوامع مدنی خاورمیانه باشد. سرکوب وحشیانۀ زن و نابودی خشک و متصلب آزادیهای مدنی که در مرام طالبان است، جامعۀ مدنی افغانستان را نابود میکند و محال است بدون تقویت جوامع مدنی در خاورمیانه ما صد سال دیگر روی آرامش را ببینیم.
نه آقای لیلاز! اخلاق و شرع و سیاستورزی مآلاندیشانه و خردمندانه ما را وامیدارد که بفهمیم مسئلۀ زنان افغانستان به ما مربوط است: 1. از جهت «اخلاقی» نادیده گرفتن رفتار یک نیروی خشن که فقط با زبان تازیانه با زنان حرف میزند، نارواست. 2. از جهت «شرعی و دیندوستی»، اگر دلبستگی به دین داشته باشیم، باید بدانیم که طالبان با قرائت متصلب خود از اسلام بیش از هر دشمنی به چهرۀ اسلام آسیب میزند. 3. و از منظر «سیاستورزی خردمندانه» (و نه فقط چند انگارۀ امنیتی کوتهبینانه و نسنجیده) ظهور طالبان ضربۀ جبرانناپذیری به خاورمیانه است.
تکلیف چیست؟ تکلیف روشن است! اخلاق و شرع و عقلانیت را قربانی نکنیم. پشت مردم افغانستان بایستیم و وقتی سازوکار دموکراتیک وجود دارد، زور اسلحه را به رسمیت نشناسیم. این تفنگ فردای پیروزی سینۀ کس دیگری را نشانه خواهد گرفت...
✍مهدی تدینی
@tarbd
پاسخی مختصر به تحلیل سعید لیلاز
واقعیت این است که حواشیِ ظهور دوبارۀ طالبان برای من از خود طالبان تکاندهندهتر است. برخی تحلیلهایی که میشنویم از خود طالبان ترسناکتر و تأسفآورتر است. تکلیف ما با طالبان روشن است، میدانیم از کجا آمده، به کجا میرود و چه اندیشه و برنامهای دارد. اما اینکه یک اقتصاددان، استاد دانشگاه و روزنامهنگار در تهران، در همسایگی دیوار به دیوار ما، تحلیلهایی طالباندوستانه ارائه دهد، ضربۀ روحی دردناکی است. چگونه میتوان تا این اندازه بیراه اندیشید و تحلیلهای نادرستی تحویل جامعه داد!
بهتر است به جای اینکه بندبند پاسخ لیلاز را بدهم، تحلیل مختصر خودم را بگویم. یک چیز روشن است: طالبان اگر بخواهد و اراده کند، همین فردا، واقعاً همین فردا، میتواند اسلحه را زمین بگذارد، در کمال امنیت و مشروعیت خود را برای اولین انتخابات در افغانستان آماده کند و از این مجرا وزن اجتماعی راستین خود را نشان دهد و با حضور در نهادهای حکومت به میزان پشتوانۀ مردمیاش در کشورداری و قانونگذاری سهیم باشد. در افغانستان امروزی برای رسیدن به کرسیهای ادارۀ کشور به تیر و تفنگ نیاز نیست؛ به خونریزی و فتح سنگر به سنگر نیاز نیست. درها باز است. آیا باید به یک استاد دانشگاه که ادعای لیبرال بودن هم دارد این بدیهیات را یادآوری کرد؟ بیچاره مفهوم «لیبرال» و «لیبرالیسم» که در ایران یک نمایندۀ شایسته و راستین ندارد!
اما وقتی راه برای رسیدن به قدرت باز است، چرا طالبان تن به سازوکار دموکراتیک نمیدهد؟ روشن است! نخست اینکه اعتقادی به «رأی» ندارد؛ طالبان چیزی تحت عنوان «شهروند» را به رسمیت نمیشناسد که حال این شهروند بخواهد «رأیی» داشته باشد. طالبان رعیت و بنده میخواهد. از دیگر سو، برخلاف ادعاهای کسانی که به تبلیغاتچیهای طالبان تبدیل شدهاند، طالبان در بهترین حالت اقلیتی کوچک از مردم افغانستان را میتواند پشت خود جمع کند. اگر طالبان میتواند در گوشه گوشۀ افغانستان خودنمایی کند، یکی به دلیل ماهیت چریکی این گروه است (با چندصد چریک میتوان شهر و کشوری را به آشوب کشید)، و دوم به دلیل ترس مردم بیدفاع است. خندهدار است که یک اقتصاددان وزن اجتماعی یک گروه را بر اساس نفوذی که با زور کلاشنیکف به دست آورده است میسنجد!
چگونه میتوان از نیرویی نظامی که چند دهه است تفنگ را زمین نگذاشته انتظار داشت فردا رفتاری مدنی داشته باشد تا آنگاه بگوییم منافع اقتصادی یا منافع امنیتی ما در گرو مماشات یا سازش با این نیروی نظامی است؟ البته دلیلی ندارد ما در منازعۀ افغانستان وارد جنگ به نفع یکی از دو طرف بشویم، اما آیا بین دو نیرو که یکی متکی به انتخابات، رسانههای آزاد و سازوکار دموکراتیک، و مدافع انگارههای مدرن است، و نیروی دیگر که آشکارا تاریکاندیش است، فقط به صرف برخی ملاحظات امنیتی معیوب، باید با آن نیروی تاریکاندیش، پیشبینیناپذیر و خطرناک دست دوستی داد؟ شگفتا!
لیلاز میگوید: «مسئلۀ زنان افغانستان به ما مربوط نیست، باید بین خودشان مسئله را حل کنند!» چگونه میتوان چنین کلبیمسلک و خاماندیشانه در مورد امور اجتماعی نظر داد؟ بله، مسائل اجتماعیِ کشور همسایه به خودش مربوط است، اما مگر میتوان مسئلۀ طالبان را به مسئلۀ سرکوب زنان تقلیل داد؟ جواب این نیز روشن است. خاورمیانه فقط یک راه نجات از افراطگرایی و جنگطلبی دارد و آن تقویت جوامع مدنی است. طالبان از مفهوم جامعۀ مدنی چه میفهمد؟ طالبان هولناکترین دشمن جامعۀ مدنی است! کسی که دلسوز ایران و خاورمیانه است، باید مدافع جوامع مدنی خاورمیانه باشد. سرکوب وحشیانۀ زن و نابودی خشک و متصلب آزادیهای مدنی که در مرام طالبان است، جامعۀ مدنی افغانستان را نابود میکند و محال است بدون تقویت جوامع مدنی در خاورمیانه ما صد سال دیگر روی آرامش را ببینیم.
نه آقای لیلاز! اخلاق و شرع و سیاستورزی مآلاندیشانه و خردمندانه ما را وامیدارد که بفهمیم مسئلۀ زنان افغانستان به ما مربوط است: 1. از جهت «اخلاقی» نادیده گرفتن رفتار یک نیروی خشن که فقط با زبان تازیانه با زنان حرف میزند، نارواست. 2. از جهت «شرعی و دیندوستی»، اگر دلبستگی به دین داشته باشیم، باید بدانیم که طالبان با قرائت متصلب خود از اسلام بیش از هر دشمنی به چهرۀ اسلام آسیب میزند. 3. و از منظر «سیاستورزی خردمندانه» (و نه فقط چند انگارۀ امنیتی کوتهبینانه و نسنجیده) ظهور طالبان ضربۀ جبرانناپذیری به خاورمیانه است.
تکلیف چیست؟ تکلیف روشن است! اخلاق و شرع و عقلانیت را قربانی نکنیم. پشت مردم افغانستان بایستیم و وقتی سازوکار دموکراتیک وجود دارد، زور اسلحه را به رسمیت نشناسیم. این تفنگ فردای پیروزی سینۀ کس دیگری را نشانه خواهد گرفت...
✍مهدی تدینی
@tarbd
❤1👍1
فردوسی خوانی / امیر خادم 8
@avabookchannel
🎧 فردوسی خوانی
👤 سازنده و اجرا: دکتر امیر خادم؛ دارای دکترای ادبیات تطبیقی و پژوهشگر سابق ادبیات در دانشگاه تورنتو
◀ برای دوستداران مبتدی شاهنامه
✔ قسمت هشتم: داستان پادشاهی منوچهر و تولد زال
@tarbd
👤 سازنده و اجرا: دکتر امیر خادم؛ دارای دکترای ادبیات تطبیقی و پژوهشگر سابق ادبیات در دانشگاه تورنتو
◀ برای دوستداران مبتدی شاهنامه
✔ قسمت هشتم: داستان پادشاهی منوچهر و تولد زال
@tarbd
🎧 فردوسی خوانی 👆👆👆
👤 سازنده و اجرا: دکتر امیر خادم؛ دارای دکترای ادبیات تطبیقی و پژوهشگر سابق ادبیات در دانشگاه تورنتو
◀ برای دوستداران مبتدی شاهنامه
✔ قسمت هشتم: داستان پادشاهی منوچهر و تولد زال
🎧 کتابخانه صوتی " کتاب آوا "
@tarbd
👤 سازنده و اجرا: دکتر امیر خادم؛ دارای دکترای ادبیات تطبیقی و پژوهشگر سابق ادبیات در دانشگاه تورنتو
◀ برای دوستداران مبتدی شاهنامه
✔ قسمت هشتم: داستان پادشاهی منوچهر و تولد زال
🎧 کتابخانه صوتی " کتاب آوا "
@tarbd
🚙 پیش بینی وضعیت آینده و کارکرد اتومبیل در جهان صنعت
✍️ ???
📌 پدیده ای در کشورهای صنعتی و پیشرفته در حال توسعه و تکامل است که زودتر در آنجا و با تاخیر در جوامع به اصطلاح در حال رشد مثل موج سونامی زیر بنای جوامع را به کلی تغییر خواهد داد. اگر صنعت چاپ، ماشین بخار و اینترنت نوعی انقلاب بود، این پدیده جدید به مراتب انقلابی تر خواهد بود. ترکیب دو تکنولوژی در حال تکامل موجب ایجاد این سونامی خواهد شد. باطری های لیتیوم (بجای باطری های سربی) و خود روهای بدون راننده (خود روی واقعی).
📌 باتری های اتومبیل های برقی امروزه گنجایش برق کافی برای چهارصد کیلومتر را دارند ، باتری های لیتیوم با همان حجم ظرفیتشان چهار برابر باتری های سربی است. یعنی با یک بار شارژ امکان 1600 کیلو متر سفر وجود دارد. این خاصیت، محدودیت اتومبیل های برقی را برطرف میکند. در آینده بسیار نزدیک تولید و قیمت اتومبیل های برقی به مراتب آسانتر و ارزان تر از اتومبیل های سنتی خواهند بود. اتومبیل های خوب بنزینی تا چهار صد هزار کیلومتر دوام دارند، اما اتومبیل های برقی مقاومتشان تا یک میلیون کیلومتر است. علت تعداد بسیار کم قطعات مورد نیاز برای ساخت اتومبیل های برقی است. تعداد قطعات مورد نیاز برای ساخت یک اتومبیل سنتی حدود سی هزار و برای اتومبیل برقی دو هزار عدد است. این عامل هم هزینه ساخت خودروی برقی را کاهش میدهد و هم میزان دفعات تعمیر آن را
📌 از جهت هزینه رانندگی مصرف خودروی برقی یک هشتم بنزینی است. هم اکنون کلیه تولید کننده های اتومبیل در دنیا، اتومبیل برقی تولید میکنند؛ سونی و اَپل اتومبیل های برقی تولید خواهند کرد، تنها در چین چهارصد کمپانی جدید در حال تحقیق و توسعه خودروهای برقیاند. سنگاپور از سال 2022 فروش اتومبیل بنزینی را ممنوع اعلام کرده است. پیش بینی شده که در سال 2023 ساخت اتومبیل های برقی از بنزینی سبقت بگیرد. ناگفته نماند که با بهبود و گسترش پنل های خورشیدی هزینه برق برای مصرف کننده به صفر خواهد رسید.
📌 انقلاب بعدی حضور اتومبیل های بدون راننده در خیابان هاست. خود روهای بدون راننده هم اکنون بشکل تاکسی در سانفرانسیسکو و فینیکس آریزونا در حال حرکتند و22 ایالت به آنها مجوز فعالیت داده اند، هم اکنون کامیون های بدون رانند ه سه روزه از سانفرانسیسکو تا نیویورک بارکشی میکنند، تنها 250 کمپانی از جمله گوگل و تسلا در حال تحقیق و توسعه اتومبیل های بدون راننده اند. هر چه میتوانید تصورتان را در مورد اتومبیل های بدون راننده توسعه دهید، ولی پی آمدهای آن باور نکردنی است. بخصوص که تاکسی های برقی با هزینه های کم را هم در نظر بگیریم. یعنی خریدن و نگهداری اتومبیل به شکل امروز منتفی خواهد شد. مشکلات پارکینگ، بنزین، بیمه، گواهینامه رانندگی، روغن و لاستیک، گاراژ داشتن و حتی تصادف کردن منتفی خواهد شد. با یک تلفن نزدیک ترین تاکسی به محل اقامتتان دَم در بدون راننده حاضر شده و میداند مقصدتان کجاست، چون در تلفن قید کرده اید و هزینه این تاکسی به مراتب ارزانتر از تاکسی های امروزیست. چون راننده ندارد و مصرفش بسیار کم است.
📌 این همه پارکینگ که یک پنجم فضای شهرها را اشغال کرده اند بی مصرف خواهند ماند و از همه مهمتر آلودگی حاصل از سوخت بنزین وجود نخواهد داشت. تخمین زده شده سالانه هر فرد امریکائی حدود 6500$ کمتر هزینه خواهد کرد، چون حقوق و سایر پرداختی ها به راننده نظیر بیمه و سنوات و غیره را میتوان از جمله بزرگترین هزینه های حمل و نقل دانست.
📌📌 دگرگونی بسیار بزرگ دیگر احتمال ورشکست شدن کشورهائیست که با پول نفت امور خود را میگذرانند و باید مثل بقیه دنیا کمربندها را سفت نموده و کار کنند تا بتوانند نانی در بساط داشته باشند. نا گفته نماند که شغل رانندگی حذف خواهد شد و سیل راننده های بیکار و کارکنان بیمه اتومبیل و پلیس های جریمه نویس و کارگران پمپ بنزین و . . . همه جا را فرا خواهند گرفت .
زنده باشیم و ببینیم دگرگونی های بنیادین آینده را ....
@tarbd
✍️ ???
📌 پدیده ای در کشورهای صنعتی و پیشرفته در حال توسعه و تکامل است که زودتر در آنجا و با تاخیر در جوامع به اصطلاح در حال رشد مثل موج سونامی زیر بنای جوامع را به کلی تغییر خواهد داد. اگر صنعت چاپ، ماشین بخار و اینترنت نوعی انقلاب بود، این پدیده جدید به مراتب انقلابی تر خواهد بود. ترکیب دو تکنولوژی در حال تکامل موجب ایجاد این سونامی خواهد شد. باطری های لیتیوم (بجای باطری های سربی) و خود روهای بدون راننده (خود روی واقعی).
📌 باتری های اتومبیل های برقی امروزه گنجایش برق کافی برای چهارصد کیلومتر را دارند ، باتری های لیتیوم با همان حجم ظرفیتشان چهار برابر باتری های سربی است. یعنی با یک بار شارژ امکان 1600 کیلو متر سفر وجود دارد. این خاصیت، محدودیت اتومبیل های برقی را برطرف میکند. در آینده بسیار نزدیک تولید و قیمت اتومبیل های برقی به مراتب آسانتر و ارزان تر از اتومبیل های سنتی خواهند بود. اتومبیل های خوب بنزینی تا چهار صد هزار کیلومتر دوام دارند، اما اتومبیل های برقی مقاومتشان تا یک میلیون کیلومتر است. علت تعداد بسیار کم قطعات مورد نیاز برای ساخت اتومبیل های برقی است. تعداد قطعات مورد نیاز برای ساخت یک اتومبیل سنتی حدود سی هزار و برای اتومبیل برقی دو هزار عدد است. این عامل هم هزینه ساخت خودروی برقی را کاهش میدهد و هم میزان دفعات تعمیر آن را
📌 از جهت هزینه رانندگی مصرف خودروی برقی یک هشتم بنزینی است. هم اکنون کلیه تولید کننده های اتومبیل در دنیا، اتومبیل برقی تولید میکنند؛ سونی و اَپل اتومبیل های برقی تولید خواهند کرد، تنها در چین چهارصد کمپانی جدید در حال تحقیق و توسعه خودروهای برقیاند. سنگاپور از سال 2022 فروش اتومبیل بنزینی را ممنوع اعلام کرده است. پیش بینی شده که در سال 2023 ساخت اتومبیل های برقی از بنزینی سبقت بگیرد. ناگفته نماند که با بهبود و گسترش پنل های خورشیدی هزینه برق برای مصرف کننده به صفر خواهد رسید.
📌 انقلاب بعدی حضور اتومبیل های بدون راننده در خیابان هاست. خود روهای بدون راننده هم اکنون بشکل تاکسی در سانفرانسیسکو و فینیکس آریزونا در حال حرکتند و22 ایالت به آنها مجوز فعالیت داده اند، هم اکنون کامیون های بدون رانند ه سه روزه از سانفرانسیسکو تا نیویورک بارکشی میکنند، تنها 250 کمپانی از جمله گوگل و تسلا در حال تحقیق و توسعه اتومبیل های بدون راننده اند. هر چه میتوانید تصورتان را در مورد اتومبیل های بدون راننده توسعه دهید، ولی پی آمدهای آن باور نکردنی است. بخصوص که تاکسی های برقی با هزینه های کم را هم در نظر بگیریم. یعنی خریدن و نگهداری اتومبیل به شکل امروز منتفی خواهد شد. مشکلات پارکینگ، بنزین، بیمه، گواهینامه رانندگی، روغن و لاستیک، گاراژ داشتن و حتی تصادف کردن منتفی خواهد شد. با یک تلفن نزدیک ترین تاکسی به محل اقامتتان دَم در بدون راننده حاضر شده و میداند مقصدتان کجاست، چون در تلفن قید کرده اید و هزینه این تاکسی به مراتب ارزانتر از تاکسی های امروزیست. چون راننده ندارد و مصرفش بسیار کم است.
📌 این همه پارکینگ که یک پنجم فضای شهرها را اشغال کرده اند بی مصرف خواهند ماند و از همه مهمتر آلودگی حاصل از سوخت بنزین وجود نخواهد داشت. تخمین زده شده سالانه هر فرد امریکائی حدود 6500$ کمتر هزینه خواهد کرد، چون حقوق و سایر پرداختی ها به راننده نظیر بیمه و سنوات و غیره را میتوان از جمله بزرگترین هزینه های حمل و نقل دانست.
📌📌 دگرگونی بسیار بزرگ دیگر احتمال ورشکست شدن کشورهائیست که با پول نفت امور خود را میگذرانند و باید مثل بقیه دنیا کمربندها را سفت نموده و کار کنند تا بتوانند نانی در بساط داشته باشند. نا گفته نماند که شغل رانندگی حذف خواهد شد و سیل راننده های بیکار و کارکنان بیمه اتومبیل و پلیس های جریمه نویس و کارگران پمپ بنزین و . . . همه جا را فرا خواهند گرفت .
زنده باشیم و ببینیم دگرگونی های بنیادین آینده را ....
@tarbd
👍1
💠 گچبریهای خانه منسوب به نصیرالدوله بَدِر در محله عودلاجان
🖊کیانوش معتقدی
«در دوره ناصری و با توسعه شهرسازی و تحولات معماری بناهای تهران، گچبری بیش از دیگر تزئینات مورد توجه معماران قرار گرفت و در بسیاری از کاخها و خانههای اشرافی کاربرد یافت.
معروفترین طراح گچبری عصر ناصری در تهران «استاد علی اکبر» بود که بعید نیست گچبریهای فوق العاده این خانه را همو طراحی و اجرا کرده باشد. سبک تزئینات گچبریهای خانه (منسوب به) نصیرالدوله یکی از نمونههای ممتاز گچبری عصر ناصری است که در عین حفظ عناصر سنتی، تلفیقی هماهنگ با نقشمایههای فرنگی در آن به اوج شکوفایی رسیده است. گل و مرغ، اسلیمیهای فرنگی، نقوش حصیرباف، سرستونها و شومینههایی به سبک روکوکو از جمله آرایههای باقیمانده در گچبریهای این خانه ارزشمند است.
شایان ذکر است در عصر قاجار هنرمندانی بودند که بعد از اتمام گچبری، داخل تزئینات را رنگ آمیزی میکردند که به آنها «لندنی کار» میگفتند. گچبریهای خانه نصیرالدوله دارای لندنیکاریهای کم نظیری است.»
@tarbd
👇👇👇
🖊کیانوش معتقدی
«در دوره ناصری و با توسعه شهرسازی و تحولات معماری بناهای تهران، گچبری بیش از دیگر تزئینات مورد توجه معماران قرار گرفت و در بسیاری از کاخها و خانههای اشرافی کاربرد یافت.
معروفترین طراح گچبری عصر ناصری در تهران «استاد علی اکبر» بود که بعید نیست گچبریهای فوق العاده این خانه را همو طراحی و اجرا کرده باشد. سبک تزئینات گچبریهای خانه (منسوب به) نصیرالدوله یکی از نمونههای ممتاز گچبری عصر ناصری است که در عین حفظ عناصر سنتی، تلفیقی هماهنگ با نقشمایههای فرنگی در آن به اوج شکوفایی رسیده است. گل و مرغ، اسلیمیهای فرنگی، نقوش حصیرباف، سرستونها و شومینههایی به سبک روکوکو از جمله آرایههای باقیمانده در گچبریهای این خانه ارزشمند است.
شایان ذکر است در عصر قاجار هنرمندانی بودند که بعد از اتمام گچبری، داخل تزئینات را رنگ آمیزی میکردند که به آنها «لندنی کار» میگفتند. گچبریهای خانه نصیرالدوله دارای لندنیکاریهای کم نظیری است.»
@tarbd
👇👇👇
✅ سرانجام نیکلای دوم؛ آخرین تزار روس
🔹در اکتبر سال ۱۹۱۷، بالاخره امپراتوری #خاندان_رومانوف در روسیه، پس از ۳۰۴ سال حکومت، از بین رفت؛ رومانوفها که از سال ۱۶۱۳ میلادی و با تاج گذاری میخائیل یکم، عملا قدرت را در روسیه به دست گرفته بودند. سرانجام نیکلای دوم، آخرین تزار روس، بسیار تلخ و تاریک بود...؛ تزارها در پس شکوه و جلالی که به واسطه ارتش زورمند و اراضی گسترده خود، به رخ دیگران می کشیدند، هرگز در صدد ایجاد تغییر بنیادین در نحوه اداره کشور و اعطای حقوق مردم به آنها برنیامدند. جامعه روسیه، تا اواسط قرن نوزدهم، یک جامعه کاملا قرون وسطایی بود و اشراف، بر جان و مال و ناموس مردم مسلط بودند. سنتهای دوره فئودالیسم و به ویژه " #سرفداری" که در واقع نوعی برده داری محسوب میشد، جامعه دهقانان روسیه را که حدود ۸۰ درصد جمعیت این کشور را در بر میگرفت، به مرز انفجار و طغیان رسانده بود. #سرفها در واقع دهقانانی بودند که وظیفه کار روی زمینهای اشراف را برعهده داشتند و در همان حال، حق جابجایی و انتخاب محل سکونت از آنها سلب شده بود. سرف ها ناچار بودند نسل با نسل، در خدمت اشراف صاحب زمین باقی بمانند.
🔹از سوی دیگر، شرایط برای غیر روسهای امپراتوری هم به مراتب وحشتناک تر بود. در قلمرو گسترده تزارها، بیش از ۶۰ قوم و نژاد کوچک و بزرگ غیر روس وجود داشت و تزارها برای تحکیم حاکمیت خود، افزون بر ترویج اسلاوپرستی و تلاش برای روسی سازی فرهنگ و زبان این اقوام، همواره آنها را به جان یکدیگر می انداختند و همین کشمکشها، بر فقر، تنگدستی و جهل این اقوام دامن میزد؛ موضوعی که به تدریج به مسئله ای حاد برای امپراتوری روسیه تبدیل شد، و زمینه را برای شورش علیه حکومت تزارها بیشتر میکرد.
🔹بین سالهای ۱۸۶۱ تا ۱۸۶۳، بیش از دو هزار شورش دهقانی در سراسر روسیه تزاری اتفاق افتاد. دهقانان، به دنبال حقوقی بودند که قرنها از آن ها سلب شده بود. در پی این شرایط، اشراف که نسبت به جانشان بیمناک شده بودند، به فروختن زمینهایشان پرداختند و راه شهرها را پیش گرفتند و سرمایه خود را برای راه اندازی کارخانه ها به کار گرفتند. نخستین عارضه برهم خوردن نظام فئودالی قدیم، در هجوم سراسری دهقانان به شهرها و اشتغال به کار در کارخانهها، نمود پیدا کرد. هزاران کارگر، به دنبال برافتادن نظام فئودالی پیشین و به دلیل ناتوانی در تهیه بذر و ابزار کشاورزی و همچنین، فقدان قدرت بازاریابی و فروش مناسب، زمینهای کشاورزی را رها کردند و سر از شهرها درآوردند. هیچ قانونی برای حمایت از کارگران وجود نداشت و سود سرشار ناشی از فروش تولیدات کارخانه ها به جیب اشرافی میرفت که تا چندی قبل، بر دهقانان مهتری میکردند...
🔹وقتی نیکلای دوم در سال ۱۸۹۴ به سلطنت رسید، تنها وارث امپراتوری وسیع روسیه نبود؛ او افزون بر امپراتوری، بحرانهای داخلی فراوانی را هم به ارث برده بود که پس از آمیخته شدن با بحرانهای خارجی و در نهایت، با شعله ور شدن نایره جنگ جهانی اول، کار او و خاندان رومانوف را یکجا ساخت! در سالهای منتهی به انقلاب روسیه، شورشهای دهقانی از یک سو و قیام های دانشجویان و طبقات مختلف شهری، از سوی دیگر، هر روز عرصه را بر نیکلای دوم تنگتر میکرد. در سال ۱۹۱۵، درست یک سال پس از آغاز جنگ جهانی اول، پادگان سن پترزبورگ، پایتخت تزارها، سر به شورش برداشت؛ اما سرکوب شد. برخی از اطرافیان تزار، از او خواستند که برای اجرای اصلاحات، فکری کند؛ اما گوش او، شنوای نصایح نبود. اوضاع وخیم تر شد، و با بحرانی شدن شرایط، نیکلای، حکومت را به دولت موقت سپرد.
🔹در مارس سال ۱۹۱۷، دولت موقتی که پس از فروپاشی قدرت خاندان رومانوف، امور را به دست گرفته بود، نیکلای دوم و خانواده وی را به کاخی در ۱۵ کیلومتری پتروگراد فرستاد؛ جایی که او و خانواده اش، در آنجا زندگی راحتی داشتند. اما در اوت ۱۹۱۷، الکساندر کرنسکی، نخست وزیر دولت موقت، دستور داد آخرین امپراتور روسیه را به توبولسک، در کوههای اورال منتقل کنند. با برافتادن دولت موقت و روی کار آمدن بلشویکها، فرمان اعدام نیکلای دوم و خانوادهاش صادر شد. ساعت ۲:۲۳ دقیقه بامداد روز #۱۷جولای۱۹۱۸، نیکلای دوم، همسرش و هرپنج فرزندشان، به همراه پزشک خانوادگی و سه خدمتکار، در زیرزمین قلعه ای که در آن زندانی بودند، تیرباران شدند. ماموران، پیکرهای کشته شدگان را در اسید انداختند و بازمانده جسد آنها را به خاک سپردند.
✍محمد امیری
🔸منابع:
۱. روسیه تزاری؛ جیمز استریکلر؛ ترجمه مهدی حقیقت خواه؛ ققنوس
۲. سرگذشت خاندان رومانوف؛ پیر رولن؛ ترجمه عیسی بهنام؛ دانشگاه تهران
۳. تاریخ روسیه شوروی؛ کار.ای.اچ؛ ترجمه نجف دریابندری؛ جلد ۳
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹در اکتبر سال ۱۹۱۷، بالاخره امپراتوری #خاندان_رومانوف در روسیه، پس از ۳۰۴ سال حکومت، از بین رفت؛ رومانوفها که از سال ۱۶۱۳ میلادی و با تاج گذاری میخائیل یکم، عملا قدرت را در روسیه به دست گرفته بودند. سرانجام نیکلای دوم، آخرین تزار روس، بسیار تلخ و تاریک بود...؛ تزارها در پس شکوه و جلالی که به واسطه ارتش زورمند و اراضی گسترده خود، به رخ دیگران می کشیدند، هرگز در صدد ایجاد تغییر بنیادین در نحوه اداره کشور و اعطای حقوق مردم به آنها برنیامدند. جامعه روسیه، تا اواسط قرن نوزدهم، یک جامعه کاملا قرون وسطایی بود و اشراف، بر جان و مال و ناموس مردم مسلط بودند. سنتهای دوره فئودالیسم و به ویژه " #سرفداری" که در واقع نوعی برده داری محسوب میشد، جامعه دهقانان روسیه را که حدود ۸۰ درصد جمعیت این کشور را در بر میگرفت، به مرز انفجار و طغیان رسانده بود. #سرفها در واقع دهقانانی بودند که وظیفه کار روی زمینهای اشراف را برعهده داشتند و در همان حال، حق جابجایی و انتخاب محل سکونت از آنها سلب شده بود. سرف ها ناچار بودند نسل با نسل، در خدمت اشراف صاحب زمین باقی بمانند.
🔹از سوی دیگر، شرایط برای غیر روسهای امپراتوری هم به مراتب وحشتناک تر بود. در قلمرو گسترده تزارها، بیش از ۶۰ قوم و نژاد کوچک و بزرگ غیر روس وجود داشت و تزارها برای تحکیم حاکمیت خود، افزون بر ترویج اسلاوپرستی و تلاش برای روسی سازی فرهنگ و زبان این اقوام، همواره آنها را به جان یکدیگر می انداختند و همین کشمکشها، بر فقر، تنگدستی و جهل این اقوام دامن میزد؛ موضوعی که به تدریج به مسئله ای حاد برای امپراتوری روسیه تبدیل شد، و زمینه را برای شورش علیه حکومت تزارها بیشتر میکرد.
🔹بین سالهای ۱۸۶۱ تا ۱۸۶۳، بیش از دو هزار شورش دهقانی در سراسر روسیه تزاری اتفاق افتاد. دهقانان، به دنبال حقوقی بودند که قرنها از آن ها سلب شده بود. در پی این شرایط، اشراف که نسبت به جانشان بیمناک شده بودند، به فروختن زمینهایشان پرداختند و راه شهرها را پیش گرفتند و سرمایه خود را برای راه اندازی کارخانه ها به کار گرفتند. نخستین عارضه برهم خوردن نظام فئودالی قدیم، در هجوم سراسری دهقانان به شهرها و اشتغال به کار در کارخانهها، نمود پیدا کرد. هزاران کارگر، به دنبال برافتادن نظام فئودالی پیشین و به دلیل ناتوانی در تهیه بذر و ابزار کشاورزی و همچنین، فقدان قدرت بازاریابی و فروش مناسب، زمینهای کشاورزی را رها کردند و سر از شهرها درآوردند. هیچ قانونی برای حمایت از کارگران وجود نداشت و سود سرشار ناشی از فروش تولیدات کارخانه ها به جیب اشرافی میرفت که تا چندی قبل، بر دهقانان مهتری میکردند...
🔹وقتی نیکلای دوم در سال ۱۸۹۴ به سلطنت رسید، تنها وارث امپراتوری وسیع روسیه نبود؛ او افزون بر امپراتوری، بحرانهای داخلی فراوانی را هم به ارث برده بود که پس از آمیخته شدن با بحرانهای خارجی و در نهایت، با شعله ور شدن نایره جنگ جهانی اول، کار او و خاندان رومانوف را یکجا ساخت! در سالهای منتهی به انقلاب روسیه، شورشهای دهقانی از یک سو و قیام های دانشجویان و طبقات مختلف شهری، از سوی دیگر، هر روز عرصه را بر نیکلای دوم تنگتر میکرد. در سال ۱۹۱۵، درست یک سال پس از آغاز جنگ جهانی اول، پادگان سن پترزبورگ، پایتخت تزارها، سر به شورش برداشت؛ اما سرکوب شد. برخی از اطرافیان تزار، از او خواستند که برای اجرای اصلاحات، فکری کند؛ اما گوش او، شنوای نصایح نبود. اوضاع وخیم تر شد، و با بحرانی شدن شرایط، نیکلای، حکومت را به دولت موقت سپرد.
🔹در مارس سال ۱۹۱۷، دولت موقتی که پس از فروپاشی قدرت خاندان رومانوف، امور را به دست گرفته بود، نیکلای دوم و خانواده وی را به کاخی در ۱۵ کیلومتری پتروگراد فرستاد؛ جایی که او و خانواده اش، در آنجا زندگی راحتی داشتند. اما در اوت ۱۹۱۷، الکساندر کرنسکی، نخست وزیر دولت موقت، دستور داد آخرین امپراتور روسیه را به توبولسک، در کوههای اورال منتقل کنند. با برافتادن دولت موقت و روی کار آمدن بلشویکها، فرمان اعدام نیکلای دوم و خانوادهاش صادر شد. ساعت ۲:۲۳ دقیقه بامداد روز #۱۷جولای۱۹۱۸، نیکلای دوم، همسرش و هرپنج فرزندشان، به همراه پزشک خانوادگی و سه خدمتکار، در زیرزمین قلعه ای که در آن زندانی بودند، تیرباران شدند. ماموران، پیکرهای کشته شدگان را در اسید انداختند و بازمانده جسد آنها را به خاک سپردند.
✍محمد امیری
🔸منابع:
۱. روسیه تزاری؛ جیمز استریکلر؛ ترجمه مهدی حقیقت خواه؛ ققنوس
۲. سرگذشت خاندان رومانوف؛ پیر رولن؛ ترجمه عیسی بهنام؛ دانشگاه تهران
۳. تاریخ روسیه شوروی؛ کار.ای.اچ؛ ترجمه نجف دریابندری؛ جلد ۳
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
#فرعونها_هم_میمیرند
#الیزابت_پین
#حسن_پستا
📘 کتاب " فرعونها هم می میرند "
✍ نوشته الیزابت پین
📝 حسن پستا
کانال کتابهای ممنوعه
🆔 @tarbd
👇👇👇
#الیزابت_پین
#حسن_پستا
📘 کتاب " فرعونها هم می میرند "
✍ نوشته الیزابت پین
📝 حسن پستا
کانال کتابهای ممنوعه
🆔 @tarbd
👇👇👇
4_6021584066418052348.pdf
3 MB
📘 فرعونها هم می میرند
عناوین این بخش ها عبارتند از:
• کشف دوباره مصر باستان
• مصریان نخستین و نیمه خدایان مرده
• فرعون خئوپس، خدای خوب
• من آشفتگی یک سرزمین را به تو نشان میدهم
• ملکه حتشپسوت، اعلیحضرت مونث
• فرعون تحوطمس سوم، مات کننده آسیایی ها
• فرعون اخناتون، جنایتکار اخناتون
• فرعون رامسس دوم، آغاز پایان
◀ قسمتی از کتاب:
" نخستین شخصی که در تاریخ مصر باستان به نام فرعون مشهور است، شخصی است به نام پادشاه عقرب که نام اصلی وی مشخص نیست؛ ولی در نقشی که از او روی یک گرز سنگی وجود دارد، عقربی روبروی صورت او دیده میشود. از فراعنه مصر می توان خوفو، خفرع، منکورع، رامسس دوم، آخناتون، توت آنخ آمون، شهبانو حتشپسوت، و توتمس سوم را نام برد. در میان تمامی این فراعنه، خوفو، خفرع و منکورع به خاطر ساختن اهرام ثلاثه، توتمس سوم و رامسس دوم به خاطر قدرت بیش از حد در اداره کشور و کشورگشایی، آخناتون به خاطر مخالفت و ضدیت با تمام عقاید فراعنه گذشته و ساختن شهر آخن آتون (افق آتون) به همین منظور و توت آنخ آمون به خاطر مرگ عجیبش در سن هیجده سالگی و گنجینه دست نخورده مقبره خود بیش از بقیه فراعنه شهرت دارند..."
@tarbd
عناوین این بخش ها عبارتند از:
• کشف دوباره مصر باستان
• مصریان نخستین و نیمه خدایان مرده
• فرعون خئوپس، خدای خوب
• من آشفتگی یک سرزمین را به تو نشان میدهم
• ملکه حتشپسوت، اعلیحضرت مونث
• فرعون تحوطمس سوم، مات کننده آسیایی ها
• فرعون اخناتون، جنایتکار اخناتون
• فرعون رامسس دوم، آغاز پایان
◀ قسمتی از کتاب:
" نخستین شخصی که در تاریخ مصر باستان به نام فرعون مشهور است، شخصی است به نام پادشاه عقرب که نام اصلی وی مشخص نیست؛ ولی در نقشی که از او روی یک گرز سنگی وجود دارد، عقربی روبروی صورت او دیده میشود. از فراعنه مصر می توان خوفو، خفرع، منکورع، رامسس دوم، آخناتون، توت آنخ آمون، شهبانو حتشپسوت، و توتمس سوم را نام برد. در میان تمامی این فراعنه، خوفو، خفرع و منکورع به خاطر ساختن اهرام ثلاثه، توتمس سوم و رامسس دوم به خاطر قدرت بیش از حد در اداره کشور و کشورگشایی، آخناتون به خاطر مخالفت و ضدیت با تمام عقاید فراعنه گذشته و ساختن شهر آخن آتون (افق آتون) به همین منظور و توت آنخ آمون به خاطر مرگ عجیبش در سن هیجده سالگی و گنجینه دست نخورده مقبره خود بیش از بقیه فراعنه شهرت دارند..."
@tarbd
کارزار تقاضای اجرای کامل رتبه بندی
باسلام و احترام
لطفا پس از امضا، برای تمام گروهها و دوستان و همکاران و آشنایان ارسال نموده تا امضا نموده و مجدد برای بقیه ارسال نمایند.
باتشکر
https://www.karzar.net/teachers-ranking-rule
باسلام و احترام
لطفا پس از امضا، برای تمام گروهها و دوستان و همکاران و آشنایان ارسال نموده تا امضا نموده و مجدد برای بقیه ارسال نمایند.
باتشکر
https://www.karzar.net/teachers-ranking-rule
www.karzar.net
امضا کنید: کارزار تقاضای اجرای کامل رتبهبندی فرهنگیان
متأسفانه مدتهاست تعلل در اجرای رتبهبندی فرهنگیان موجب دلسردی این قشر زحمتکش و دلسوز شده است. این در حالیست که قانون رتبهبندی برای کارکنان سایر وزارتخانهها و نهادها اجرا شده و این کارکنان از امتیازات رتبهبندی بهرهمند شدهاند.
ما، امضاکنندگان این کارزار،…
ما، امضاکنندگان این کارزار،…
Forwarded from اصفهان خبر
🔹استوری سهیلا منصوریان قهرمان ووشو جهان در واکنش به پست توهین آمیز مهدی کوچک زاده نماینده اسبق مجلس که گفته بود: چون ورزشکاران بانو در رشته های بوکس، کشتی و رزمی فعالیت می کنند، هلیا الگو برداشته و این شده...!
🔸منصوریان: اصلا من نماینده قمه کشی!
شما نماینده چی هستی؟ سیلی زدن، تورم و گرونی!
🔸منصوریان: اصلا من نماینده قمه کشی!
شما نماینده چی هستی؟ سیلی زدن، تورم و گرونی!
Forwarded from اصفهان خبر
تهران و البرز ۶ روز تعطیل شد
سخنگوی دولت در گفتوگو با تسنیم:
🔹بنابر پیشنهاد قرارگاه عملیاتی و کمیته امنیتی، اجتماعی و انتظامی ستاد ملی کرونا و موافقت رییسجمهور تمامی ادارات استانهای تهران و البرز از سهشنبه این هفته تا یکشنبه هفته آینده تعطیل است.
🔹بنابراین این مصوبه تردد از این استانها ممنوع بوده و در صورت رعایت نکردن علاوه بر جریمه، خودرو نیز از مسیرها بازگردانده خواهند شد.
🔹موضوع استمرار ممنوعیت تردد به شهرهای قرمز و نارنجی براساس طرح مدیریت هوشمند محدودیتها ادامه داشته و بر اساس وضعیت شهرها اطلاع رسانی خواهد شد.
سخنگوی دولت در گفتوگو با تسنیم:
🔹بنابر پیشنهاد قرارگاه عملیاتی و کمیته امنیتی، اجتماعی و انتظامی ستاد ملی کرونا و موافقت رییسجمهور تمامی ادارات استانهای تهران و البرز از سهشنبه این هفته تا یکشنبه هفته آینده تعطیل است.
🔹بنابراین این مصوبه تردد از این استانها ممنوع بوده و در صورت رعایت نکردن علاوه بر جریمه، خودرو نیز از مسیرها بازگردانده خواهند شد.
🔹موضوع استمرار ممنوعیت تردد به شهرهای قرمز و نارنجی براساس طرح مدیریت هوشمند محدودیتها ادامه داشته و بر اساس وضعیت شهرها اطلاع رسانی خواهد شد.
Forwarded from کانال هواداران استقلال
✅جهان های موازی، از فیزیک تا جغرافیا !!
✍هادی جوینده
📘چند روزی است که دارم کتاب "جهان های موازی" میچیو کاکو را میخوانم. راستش بعد از تجربه خواندن کتاب "تاریخچه تقریبا همه چیز" کمی ذائقه علمی خوانی ام تحریک شد و این کتاب را گذاشتم لای کتابهای دیگر برای تنوع سبد کتاب خوانی.
کتاب جالبی است و کلی مباحث علمی و گاها پیچیده دارد راجع به امکان پذیری جهان های موازی و همچنین تاریخچه طرح این موضوع از ابتدای قرن بیستم به این سو.
گاهی انسان در میماند در اینکه چگونه دانشمندان خلاقی یافت می شوند که با کلی مفروضات عجیب و غریب تئوری پردازی کنند که آیا میتوان بین این جهان های موازی حرکت کرد. مثلا اگر بتوان با سرعت نور حرکت کرد و به درون کرم چاله ای رفت و چنین و چنان کرد شاید بتوان به دنیای دیگری سفر کرد.
راستش برای من ایرانی - خاورمیانه ای همین که صبح چشمها را از هم میگشایم شاید این جهان های موازی خیلی نزدیک تر از چیزی که به چشم فیزیکدانها می آید جلوی چشمم می آید.
می پرسید چطور ؟
خوب این شبها دیگر مسابقات یورو خواب از چشم همه مان ربوده و علاوه بر فوتبال حسرت به دل جمع های هزاران نفری استادیومی شده ایم. در همین شرایط تصاویر هموطنانمان را که در گمرک منتظر انجام تشریفات برای سفر به ارمنستان برای تزریق احتمالی واکسن هستند را میبینیم. این اگر جهان های موازی نیست ،چیست ؟
این روزها عنقریب است که دیگر طالبان همه افغانستان را بگیرد و همسایه مان شود. دوباره ریش قد کنند و دختران را از مدرسه منع کنند و موسیقی را بار دیگر حرام . آنوقت همزمان اگر تصاویر ارسالی از مریخ نورد ناسا را ببینیم نباید در شگفت بمانیم که مگر جهانی از این موازی تر میشود !!
زیست انسان را بر پهنه خاک که در نظر آوری باید اقرار کنی که گویی ما انسانها درجهان های متفاوتی زیست میکنیم.
انسان خاورمیانه که دیگر لعبتی جداست برای خودش !
و گاه آه از نهاد بر می آید که از همه جهان های ممکن ، چه جهان تنگی برای خودمان ساخته ایم !
یکی میخواهد جهان را تفسیر کند و آسمان را به تسخیر در بیاورد و دیگری تفسیر را از آسمان میخواهد و شیوه زیست انسان بر "زمین" را از "آسمان" می طلبد !!
گاهی راه حل چنین در نظر می آید که باید با یک پرواز مرز جغرافیا را در نوردید و به یکی از این جهان های موازی پناه برد..... اما تا این جهان های موازی هست کسانی باید برای تغییرش همت کنند ......گریختن آخرین راه حل ممکن است وقتی که دیگر هیچ نور امیدی نباشد !
@tarbd
✍هادی جوینده
📘چند روزی است که دارم کتاب "جهان های موازی" میچیو کاکو را میخوانم. راستش بعد از تجربه خواندن کتاب "تاریخچه تقریبا همه چیز" کمی ذائقه علمی خوانی ام تحریک شد و این کتاب را گذاشتم لای کتابهای دیگر برای تنوع سبد کتاب خوانی.
کتاب جالبی است و کلی مباحث علمی و گاها پیچیده دارد راجع به امکان پذیری جهان های موازی و همچنین تاریخچه طرح این موضوع از ابتدای قرن بیستم به این سو.
گاهی انسان در میماند در اینکه چگونه دانشمندان خلاقی یافت می شوند که با کلی مفروضات عجیب و غریب تئوری پردازی کنند که آیا میتوان بین این جهان های موازی حرکت کرد. مثلا اگر بتوان با سرعت نور حرکت کرد و به درون کرم چاله ای رفت و چنین و چنان کرد شاید بتوان به دنیای دیگری سفر کرد.
راستش برای من ایرانی - خاورمیانه ای همین که صبح چشمها را از هم میگشایم شاید این جهان های موازی خیلی نزدیک تر از چیزی که به چشم فیزیکدانها می آید جلوی چشمم می آید.
می پرسید چطور ؟
خوب این شبها دیگر مسابقات یورو خواب از چشم همه مان ربوده و علاوه بر فوتبال حسرت به دل جمع های هزاران نفری استادیومی شده ایم. در همین شرایط تصاویر هموطنانمان را که در گمرک منتظر انجام تشریفات برای سفر به ارمنستان برای تزریق احتمالی واکسن هستند را میبینیم. این اگر جهان های موازی نیست ،چیست ؟
این روزها عنقریب است که دیگر طالبان همه افغانستان را بگیرد و همسایه مان شود. دوباره ریش قد کنند و دختران را از مدرسه منع کنند و موسیقی را بار دیگر حرام . آنوقت همزمان اگر تصاویر ارسالی از مریخ نورد ناسا را ببینیم نباید در شگفت بمانیم که مگر جهانی از این موازی تر میشود !!
زیست انسان را بر پهنه خاک که در نظر آوری باید اقرار کنی که گویی ما انسانها درجهان های متفاوتی زیست میکنیم.
انسان خاورمیانه که دیگر لعبتی جداست برای خودش !
و گاه آه از نهاد بر می آید که از همه جهان های ممکن ، چه جهان تنگی برای خودمان ساخته ایم !
یکی میخواهد جهان را تفسیر کند و آسمان را به تسخیر در بیاورد و دیگری تفسیر را از آسمان میخواهد و شیوه زیست انسان بر "زمین" را از "آسمان" می طلبد !!
گاهی راه حل چنین در نظر می آید که باید با یک پرواز مرز جغرافیا را در نوردید و به یکی از این جهان های موازی پناه برد..... اما تا این جهان های موازی هست کسانی باید برای تغییرش همت کنند ......گریختن آخرین راه حل ممکن است وقتی که دیگر هیچ نور امیدی نباشد !
@tarbd
✅مصائب اقتصاد بسته
✍علی رضاییان
هفته گذشته با شروع قطعی برق در کشور، شبکههای اجتماعی پر شد از اخبار و انتقادات به وضعیت بهوجود آمده. یکی از این پیامها، تبلیغ یخچال نفتی بود که به دهه ۱۳۳۰ برمیگشت و توصیه میکرد از این نوع یخچال استفاده کنید.
این تبلیغ از آنجا شایع شد که این یخچال هنگام قطعی برق همچنان کار میکند! این عقب رفتن در تاریخ از آن روست که دولت قادر نیست حداقل خدماتی را که جامعه در دنیای امروز به آن نیازمند است بهطور کامل ارائه دهد.
نشانی واضح از پسرفت اقتصاد و رفاه ایرانیان. اما چرا این اتفاق رخ داده است؟ بگذارید به مثال تاریخی دیگر از این عقبگردهای رفاه مردم اشاره کنیم.
در رومانی کمونیستی، چائوشسکو برای تحقق جیرهبندی بنزین، طرح بازگشت به حملونقل اسبی را ارائه داد.
آنجا نیز مشکل برق وجود داشت برای همین سینماها و مغازهها حق نداشتند بعد از ساعت ۱۷ کار کنند و هر خانوار باید تنها ۲ ساعت بخاری برقی در روز استفاده میکرد و به هنگام شب تنها یک لامپ ۴۰ وات را روشن میگذاشت، تازه اگر برق بود.
مرگ از سرما در آپارتمانها امر معمولی بود. استفاده از اسب و شمع و بازگشت به گرمایش چوبی حاصل کار دولت چائوشسکو بود.
البته که بازگشت فقر به زیور عباراتی پرطمطراق آراسته میشد؛ آنچنانکه برنامهای دقیق و علمی به منظور تامین نیاز هر فرد از مواد غذایی مشخص شد.
معلوم بود که هر فرد در طول سال باید چقدر شیر، تخممرغ، گوشت و... بخورد تا مشکل تاریخی چاقی در بین رومانیها از بین برود.
اما در دهه ۱۹۸۰ وضعیت به آنجا رسید که دولت نمیتوانست کالاهای موردنیاز همین برنامه را هم تامین کند و صف بود که جلوی مغازهها تشکیل میشد.
فلاکت مردم رومانی از چه روی بود؟ چائوشسکو بر آن بود کشور خودکفا و خودوابسته باشد. تجارت بسیار محدود بود و هرچند رومانیها میتوانستند با خارجیها صحبت کنند،
اما تا ۲۴ ساعت بعد باید به اطلاع مسوولان میرساندند و البته تجربه به مردم نشان داده بود که همان بهتر با کسی در ارتباط نباشند! کدام تجارت در این فضا میتوانست شکل بگیرد؟
ارمغان در خود فرورفتن اقتصاد رومانی با بستن درهایش به روی جهان آزاد، مرگ و گرسنگی برای شهروندانش بود.
آن هم در یک کشور اروپایی که حاصلخیزترین زمین را داشت و میتوانست قطب صادرات مواد غذایی شود؛ اما در تامین غذای مردم خودش نیز مانده بود.
میتوان فهرست بلندبالایی را برای عقبگرد اقتصاد و رفاه مردم ارائه کرد، اما هسته اصلی به نوع تفکری بازمیگردد که بر آن است استقلال را در بسته بودن درهای اقتصاد، به استقبال تحریم رفتن، عدم ارتباط با دنیا و توهم تامین همه کالاهای موردنیاز تعریف کند.
همچنان که اگر از فردا صبح قصد کنید، چایی را که مینوشید خود به عمل آورید، نخ لباسی را که به تن دارید خود از پشم گوسفندانی که پرورش میدهید تامین کنید و کفشی را بپوشید که خود دوختهاید، ابدا امکانپذیر نیست.
📌بستن درهای کشور و محدود شدن تجارت و بدتر از آن افتخار به تولید همه کالاهای موردنیاز نیز، رفاه میلیونها ایرانی را به قهقرا میبرد. همچنان که در این سالها شاهدش بودیم. بیش از این اقتصاد را دنده عقب نرانیم.
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✍علی رضاییان
هفته گذشته با شروع قطعی برق در کشور، شبکههای اجتماعی پر شد از اخبار و انتقادات به وضعیت بهوجود آمده. یکی از این پیامها، تبلیغ یخچال نفتی بود که به دهه ۱۳۳۰ برمیگشت و توصیه میکرد از این نوع یخچال استفاده کنید.
این تبلیغ از آنجا شایع شد که این یخچال هنگام قطعی برق همچنان کار میکند! این عقب رفتن در تاریخ از آن روست که دولت قادر نیست حداقل خدماتی را که جامعه در دنیای امروز به آن نیازمند است بهطور کامل ارائه دهد.
نشانی واضح از پسرفت اقتصاد و رفاه ایرانیان. اما چرا این اتفاق رخ داده است؟ بگذارید به مثال تاریخی دیگر از این عقبگردهای رفاه مردم اشاره کنیم.
در رومانی کمونیستی، چائوشسکو برای تحقق جیرهبندی بنزین، طرح بازگشت به حملونقل اسبی را ارائه داد.
آنجا نیز مشکل برق وجود داشت برای همین سینماها و مغازهها حق نداشتند بعد از ساعت ۱۷ کار کنند و هر خانوار باید تنها ۲ ساعت بخاری برقی در روز استفاده میکرد و به هنگام شب تنها یک لامپ ۴۰ وات را روشن میگذاشت، تازه اگر برق بود.
مرگ از سرما در آپارتمانها امر معمولی بود. استفاده از اسب و شمع و بازگشت به گرمایش چوبی حاصل کار دولت چائوشسکو بود.
البته که بازگشت فقر به زیور عباراتی پرطمطراق آراسته میشد؛ آنچنانکه برنامهای دقیق و علمی به منظور تامین نیاز هر فرد از مواد غذایی مشخص شد.
معلوم بود که هر فرد در طول سال باید چقدر شیر، تخممرغ، گوشت و... بخورد تا مشکل تاریخی چاقی در بین رومانیها از بین برود.
اما در دهه ۱۹۸۰ وضعیت به آنجا رسید که دولت نمیتوانست کالاهای موردنیاز همین برنامه را هم تامین کند و صف بود که جلوی مغازهها تشکیل میشد.
فلاکت مردم رومانی از چه روی بود؟ چائوشسکو بر آن بود کشور خودکفا و خودوابسته باشد. تجارت بسیار محدود بود و هرچند رومانیها میتوانستند با خارجیها صحبت کنند،
اما تا ۲۴ ساعت بعد باید به اطلاع مسوولان میرساندند و البته تجربه به مردم نشان داده بود که همان بهتر با کسی در ارتباط نباشند! کدام تجارت در این فضا میتوانست شکل بگیرد؟
ارمغان در خود فرورفتن اقتصاد رومانی با بستن درهایش به روی جهان آزاد، مرگ و گرسنگی برای شهروندانش بود.
آن هم در یک کشور اروپایی که حاصلخیزترین زمین را داشت و میتوانست قطب صادرات مواد غذایی شود؛ اما در تامین غذای مردم خودش نیز مانده بود.
میتوان فهرست بلندبالایی را برای عقبگرد اقتصاد و رفاه مردم ارائه کرد، اما هسته اصلی به نوع تفکری بازمیگردد که بر آن است استقلال را در بسته بودن درهای اقتصاد، به استقبال تحریم رفتن، عدم ارتباط با دنیا و توهم تامین همه کالاهای موردنیاز تعریف کند.
همچنان که اگر از فردا صبح قصد کنید، چایی را که مینوشید خود به عمل آورید، نخ لباسی را که به تن دارید خود از پشم گوسفندانی که پرورش میدهید تامین کنید و کفشی را بپوشید که خود دوختهاید، ابدا امکانپذیر نیست.
📌بستن درهای کشور و محدود شدن تجارت و بدتر از آن افتخار به تولید همه کالاهای موردنیاز نیز، رفاه میلیونها ایرانی را به قهقرا میبرد. همچنان که در این سالها شاهدش بودیم. بیش از این اقتصاد را دنده عقب نرانیم.
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍1
✅ توهمِ دوست و دشمن دائمی
✍ دکتر سید قائم موسوی
📌 نقطۀ مشترک اغلب تئوریهای روابط بینالملل در اتفاقِ نظر پیرامون ساختار آنارشیک حاکم بر جهان است. ساختار آنارشیک الزاماً به معنای بی نظمی و هرج و مرج نیست. در هر پهنه ای از زیست جمعی، حداقلی از نظم وجود دارد. حتی در ورایِ بعضی از بی نظمی ها، شمایی از نظم نهفته است. منظور فقدان یک ساز و کار هژمونیک است که مانند نهادهای درونی یک نظام ملی بتواند تضمینی عینی برای اجرایی شدن تصمیمات داشته باشد. نهادهایی که بر حُسن اجرای برنامه ها نظارت داشته باشند و متخلفان احتمالی را تنبیه نمایند.
📌 پس در فقدان یک نهاد و رویۀ اقتدارآمیزی که بتواند ضمانتی برای اجرای نظم بین المللی باشد، چگونه قرنهاست که نظمِ بین المللی؛صرفنظر از کم و کیف آن، دائر است؟صلح و ثبات بین المللی چگونه ایجاد و استمرار یافت؟ پاسخ در این نکته نهفته است که عرصۀ بین المللی ترکیبی از تقابل و همکاری است. تقابل و همیاری بر اساس دو محورِ قدرت و منافع[ملی-منطقه ای-بین المللی].
📌 «قدرت» اصلیترین معیار تعیین کننده در روابط بین الملل است. گسترۀ قدرت است که سطح و محدودۀ منافع را تعریف و تعیین می کند. فراتر از مولفه های عینی قدرت، برآورد صاحب قدرت و دیگران از نما و شمایِ آن[بزرگنمایی، بلوف، فریب] قادر است پیشران یا پَسرانِ منافع ملی باشد. بر مبنای خطای در تخمینِ همین ذهنیت از قدرت است که تقابلات فرسایشی و بی سرانجامی میان کشورها ایجاد می شود یا حتی بدون تقابلات جدی، همین برداشت و تعبیر از قدرت باعث کوتاه آمدن کشورها در مقابل یکدیکر می شود.
📌 بعلاوه کشورهایی که بر ماهیت و ذات روابط بین الملل احاطه داشته باشند و مجهز به مهارتِ روانشناسیِ قدرت جمعی و رفتارشناسی تاریخیِ کشورها باشند، بیش از حد در پیلۀ انتظارات از سایر کشورها غرق نمی شوند. آنها سطح انتظارات را متناسب با واقعیات بین المللی و مبتنی بر منافع تنظیم می کنند. بر همین مبنا کمتر می بینید کشوری گله بکند که فلان کشور در بهمان موقعیت دست ما را نگرفت و از ما حمایت نکرد.
📌 این رفتار از کشورهایی سر میزند که برداشت درستی از جوهر روابط بین الملل ندارند و پیله ای از گزارۀ دوست و دشمن دور خودشان درست کرده اند. آنها انتظار دارند کشور دیگری منافع خودشان را فدای منافع آنها بکند یا فراتر از قدرت شان با قدرت هژمون گلاویز بشود. امری که با تأسی به اصول تعیین کنندگی قدرت و بُرد منافع، غیرممکن است.
📌 در برهههای مختلفی این انتظارات موهوم از سوی سیاستمداران ایرانی دنبال شد. در سال 1320 وقتی ایران به اشغال متفقین درآمد، رضاشاه با نامه ای به رئیس جمهور آمریکا، تقاضای مقابله با مهاجمین را داشت. فارغ از اینکه منافع این کشور ایجاب می کرد، خودش نیز بدون هماهنگی های لازم در ایران نیرو پیاده کند. در بحران ملی شدن نفت نیز دکتر مصدق انتظار داشت آمریکا برای حمایت از ایران در مقابل بریتانیا مقاومت کند. اکنون نیز جهانگیری گله می کند که کشورهای دوست(چین،روسیه و هند)در تقابل با آمریکا از ما حمایت نکردند. گِله ای که نشان از معجونی از بی سوادیِ در علم روابط بین الملل و خوش بینی مفرط به گزارۀ توهمیِ دوست-دشمن در این عرصه است.
📌 ناتوانی در درک قواعد و مقررات بینالمللی، بی توجهی به جامعه شناسی تاریخی کشور بویژه در حوزۀ سیاست خارجی موجب می شود که منافع ملی کشور تبدیل به نوعی گوشت قربانی شود و در چنبرۀ مهارت سایر کشورها به اصول ابتداییِ روابط بین الملل به یغما برود. اینها همه زاییدۀ عدم اشراف دست اندر کاران به یکی از اصول بدیهی است؛ چراغ راهنمایی تحت عنوان: در روابط بین الملل دوست و دشمن دائمی وجود ندارد، آنچه وجود دارد؛ منافع ملی دائمی است.
📌 وقت به خود آمدن است. اکنون که ابر و باد و مه و خورشید و فلک، دست در دست هم، کوهی از قدرت را متمرکز کرده اند، گاهِ طرحی نو در انداختن است! گذر از سیاست خارجی ِ مبتنی بر توهمِ دوست و دشمن و گام نهادن در وادیِ سیاستِ خارجیِ رئالیستیِ استوار بر منافع ملی!
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✍ دکتر سید قائم موسوی
📌 نقطۀ مشترک اغلب تئوریهای روابط بینالملل در اتفاقِ نظر پیرامون ساختار آنارشیک حاکم بر جهان است. ساختار آنارشیک الزاماً به معنای بی نظمی و هرج و مرج نیست. در هر پهنه ای از زیست جمعی، حداقلی از نظم وجود دارد. حتی در ورایِ بعضی از بی نظمی ها، شمایی از نظم نهفته است. منظور فقدان یک ساز و کار هژمونیک است که مانند نهادهای درونی یک نظام ملی بتواند تضمینی عینی برای اجرایی شدن تصمیمات داشته باشد. نهادهایی که بر حُسن اجرای برنامه ها نظارت داشته باشند و متخلفان احتمالی را تنبیه نمایند.
📌 پس در فقدان یک نهاد و رویۀ اقتدارآمیزی که بتواند ضمانتی برای اجرای نظم بین المللی باشد، چگونه قرنهاست که نظمِ بین المللی؛صرفنظر از کم و کیف آن، دائر است؟صلح و ثبات بین المللی چگونه ایجاد و استمرار یافت؟ پاسخ در این نکته نهفته است که عرصۀ بین المللی ترکیبی از تقابل و همکاری است. تقابل و همیاری بر اساس دو محورِ قدرت و منافع[ملی-منطقه ای-بین المللی].
📌 «قدرت» اصلیترین معیار تعیین کننده در روابط بین الملل است. گسترۀ قدرت است که سطح و محدودۀ منافع را تعریف و تعیین می کند. فراتر از مولفه های عینی قدرت، برآورد صاحب قدرت و دیگران از نما و شمایِ آن[بزرگنمایی، بلوف، فریب] قادر است پیشران یا پَسرانِ منافع ملی باشد. بر مبنای خطای در تخمینِ همین ذهنیت از قدرت است که تقابلات فرسایشی و بی سرانجامی میان کشورها ایجاد می شود یا حتی بدون تقابلات جدی، همین برداشت و تعبیر از قدرت باعث کوتاه آمدن کشورها در مقابل یکدیکر می شود.
📌 بعلاوه کشورهایی که بر ماهیت و ذات روابط بین الملل احاطه داشته باشند و مجهز به مهارتِ روانشناسیِ قدرت جمعی و رفتارشناسی تاریخیِ کشورها باشند، بیش از حد در پیلۀ انتظارات از سایر کشورها غرق نمی شوند. آنها سطح انتظارات را متناسب با واقعیات بین المللی و مبتنی بر منافع تنظیم می کنند. بر همین مبنا کمتر می بینید کشوری گله بکند که فلان کشور در بهمان موقعیت دست ما را نگرفت و از ما حمایت نکرد.
📌 این رفتار از کشورهایی سر میزند که برداشت درستی از جوهر روابط بین الملل ندارند و پیله ای از گزارۀ دوست و دشمن دور خودشان درست کرده اند. آنها انتظار دارند کشور دیگری منافع خودشان را فدای منافع آنها بکند یا فراتر از قدرت شان با قدرت هژمون گلاویز بشود. امری که با تأسی به اصول تعیین کنندگی قدرت و بُرد منافع، غیرممکن است.
📌 در برهههای مختلفی این انتظارات موهوم از سوی سیاستمداران ایرانی دنبال شد. در سال 1320 وقتی ایران به اشغال متفقین درآمد، رضاشاه با نامه ای به رئیس جمهور آمریکا، تقاضای مقابله با مهاجمین را داشت. فارغ از اینکه منافع این کشور ایجاب می کرد، خودش نیز بدون هماهنگی های لازم در ایران نیرو پیاده کند. در بحران ملی شدن نفت نیز دکتر مصدق انتظار داشت آمریکا برای حمایت از ایران در مقابل بریتانیا مقاومت کند. اکنون نیز جهانگیری گله می کند که کشورهای دوست(چین،روسیه و هند)در تقابل با آمریکا از ما حمایت نکردند. گِله ای که نشان از معجونی از بی سوادیِ در علم روابط بین الملل و خوش بینی مفرط به گزارۀ توهمیِ دوست-دشمن در این عرصه است.
📌 ناتوانی در درک قواعد و مقررات بینالمللی، بی توجهی به جامعه شناسی تاریخی کشور بویژه در حوزۀ سیاست خارجی موجب می شود که منافع ملی کشور تبدیل به نوعی گوشت قربانی شود و در چنبرۀ مهارت سایر کشورها به اصول ابتداییِ روابط بین الملل به یغما برود. اینها همه زاییدۀ عدم اشراف دست اندر کاران به یکی از اصول بدیهی است؛ چراغ راهنمایی تحت عنوان: در روابط بین الملل دوست و دشمن دائمی وجود ندارد، آنچه وجود دارد؛ منافع ملی دائمی است.
📌 وقت به خود آمدن است. اکنون که ابر و باد و مه و خورشید و فلک، دست در دست هم، کوهی از قدرت را متمرکز کرده اند، گاهِ طرحی نو در انداختن است! گذر از سیاست خارجی ِ مبتنی بر توهمِ دوست و دشمن و گام نهادن در وادیِ سیاستِ خارجیِ رئالیستیِ استوار بر منافع ملی!
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd