⭕️در چرایی بی فایده بودن استراتژی «چوب خشک» اصلاح طلبان
🖌عقیل دغاقله
✅از سال ۵۷ تاکنون، اپوزیسیون جمهوری اسلامی با انواع کمپین ها، و علیرغم نارضایتی های موجود در دهه های اخیر، ناموفق و فشل بوده است. دلیل این شکست های مکرر، اول از همه ریشه در عدم شناخت جامعه و دوم اتکا به ایده «حرف درمانی» بوده است. اینکه «من می گویم براندازی تنها راه است و اگر حمایت نکنید خائن به مملکت و مردم اید.» و البته همیشه در بزنگاه های تاریخی که کمپین های آنان به دیوار می خورد، نالان و گریان، سیل تهمت ها را به مردم و یکدیگر روانه می ساختند.
✅به نظر می رسد، اکنون نوبت به بخشی از اصلاح طلبان رسیده است تا در این «انتخابات» متوجه شوند که «کمپین» و «دعوت» و استفاده از این چهره یا آن چهره جوابگو نیست. این کمپین ها زمانی جواب می دهند که گفتمانی مشخص با راه حلی روشن و سرمایه ای اجتماعی برای بسیج اجتماعی همراه شوند. مشکل اما زمانی است که نه گفتمانی وجود دارد و نه سرمایه ای.
✅ واقعیت آن است که جریان اصلاحات با بی توجهی به اقشار محروم و محذوف، پشت کردن عملی به عدالت اجتماعی، و بهره گیری ابزاری از عناوینی چون حقوق اقلیت های قومی و مذهبی، و تکیه بر اصلاح طلبان حکومتی و بادکنکی که تهوع آورترین نمایش آنها را در دیدار چند روز پیش بخشی آنان با رئیسی می توان دید، چوب حراج بر هر آنچه داشتند زدند.
✅جریان اصلاحات با عدالت شروع شد. با نقدهای تند و تیز به سیاست های دولت هاشمی و بعدها با محوریت دادن به گشایش و توسعه سیاسی در کنار عدالت. اما به تدریج به گفتمانی ایدئولوژیک بدل شد که به نام «توسعه»، «دموکراسی»، و «مدرنیزاسیون» زمینه رشد نابرابری های اقتصادی، تخریب محیط زیست، توسعه و رشد گرایشات ایرانشهری را فراهم آورد. از عدالت، محیط زیست، حقوق اقلیت ها و دموکراسی می گوید، اما با کارگزاران و تکنوکرات هایی که در دولت های مختلف خود مسبب این همه بی عدالتی، نابرابری، فقر، سیاست زدایی و آسیب به محیط زیست بوده اند پیوندی ارگانیک می زند. تکنوکرات هایی که چه در دولت هاشمی، چه در دولت خاتمی و چه در دولت روحانی راهبر و مجری برنامه های اقتصادی «توسعه گرایانه»، خصوصی سازی های فله ای، سدسازی های بی رویه، پروژه های کشاورزی غلط و تخریب محیط زیست بوده اند. تکنوکرات هایی و برنامه ریزانی که با نسخه های اقتصادی شان به خلق طبقه ای فاسد در مرکز منجر شدند، و با زد و بندهای پشت پرده به تقویت و رشد نظامیان در ساخت سیاسی قدرت دامن زدند. کارگزاران و تکنوکرات هایی که در عمل مدیر و راهبر پروژه های استعماری شدند که از عسلویه که پایتخت گاز جهان است تا تمامی میادین نفتی و پروژه های صنعتی، کشاورزی و تجاری را در خدمت فربه کردن نیروهای نظامی درون مرزی و برون مرزی، از یک سو، و شکل گیری طبقه ای فاسد به کار گرفتند. کارگزارن و تکنوکرات هایی که میلیون ها انسان را به زیر خط فقر بردند و سوار بر غلتک «توسعه» از روی استخوان های درهم شکسته این مردم رد شدند. و در همه آنچه گذشت اصلاحات در عمل یک ایدئولوژی سیاسی بود که پرده بر این مناسبات مافیایی می انداخت.
امیدوارم پاسخ به این نقدها این نباشد که این همه فلاکت تنها محصول احمدی نژاد است یا تحریم های ترامپ! چرا که خوب می دانیم، عمده این سیاست ها از بطن دولت های هاشمی، خاتمی و روحانی و برنامه ریزان و سکانداران این دولت ها برآمده اند. و البته که احمدی نژاد نیز با اعتراض به این مناسبات رای گرفت و بعدها به آنها عمق بخشید.
به تدریج اما حجاب ها بر افتادند و ایدئولوژی اصلاح طلبانه از نفس افتاد. مشکل اما این است که بخش های قابل توجهی از اصلاح طلبان هنوز متوجه این نکته نشده اند. و نمی بینند که سرمایه اجتماعی ای دیگر بر کف نمانده است. و بدون توجه به این نکته و بدون توضیحی به مردم درباره نقش شان در آنچه گذشت، دوباره با برکشیدن چهره ای از میان همان تکنوکرات ها می خواهند مردم را بسیج کنند تا در برابر «پروژه ای کودتایی» بایستند. و دوباره تمامی ایده ها و مفاهیمی چون «عدالت» و «دموکراسی» را در پای آنانی ذبح کنند که خود مستقیم یا غیر مستقیم مسبب وضعیت کنونی بوده اند. و تصور می کنند در این بازار مکاره می توانند هر «چوب خشکی» را به مردم بفروشند، و هر که متفاوت از آنان بیندیشند را به چوب خشک «خیانت» برانند. گرچه بعید نمی دانم که این بار نه تنها این چوب خشک بر دست شان باقی خواهد ماند که هر چهره سیاسی، فرهنگی و اجتماعی را که به حمایت از این «چوب خشک» آورده اند نیز به چوب خشکی مبدل خواهند کرد.
@tarbd
🖌عقیل دغاقله
✅از سال ۵۷ تاکنون، اپوزیسیون جمهوری اسلامی با انواع کمپین ها، و علیرغم نارضایتی های موجود در دهه های اخیر، ناموفق و فشل بوده است. دلیل این شکست های مکرر، اول از همه ریشه در عدم شناخت جامعه و دوم اتکا به ایده «حرف درمانی» بوده است. اینکه «من می گویم براندازی تنها راه است و اگر حمایت نکنید خائن به مملکت و مردم اید.» و البته همیشه در بزنگاه های تاریخی که کمپین های آنان به دیوار می خورد، نالان و گریان، سیل تهمت ها را به مردم و یکدیگر روانه می ساختند.
✅به نظر می رسد، اکنون نوبت به بخشی از اصلاح طلبان رسیده است تا در این «انتخابات» متوجه شوند که «کمپین» و «دعوت» و استفاده از این چهره یا آن چهره جوابگو نیست. این کمپین ها زمانی جواب می دهند که گفتمانی مشخص با راه حلی روشن و سرمایه ای اجتماعی برای بسیج اجتماعی همراه شوند. مشکل اما زمانی است که نه گفتمانی وجود دارد و نه سرمایه ای.
✅ واقعیت آن است که جریان اصلاحات با بی توجهی به اقشار محروم و محذوف، پشت کردن عملی به عدالت اجتماعی، و بهره گیری ابزاری از عناوینی چون حقوق اقلیت های قومی و مذهبی، و تکیه بر اصلاح طلبان حکومتی و بادکنکی که تهوع آورترین نمایش آنها را در دیدار چند روز پیش بخشی آنان با رئیسی می توان دید، چوب حراج بر هر آنچه داشتند زدند.
✅جریان اصلاحات با عدالت شروع شد. با نقدهای تند و تیز به سیاست های دولت هاشمی و بعدها با محوریت دادن به گشایش و توسعه سیاسی در کنار عدالت. اما به تدریج به گفتمانی ایدئولوژیک بدل شد که به نام «توسعه»، «دموکراسی»، و «مدرنیزاسیون» زمینه رشد نابرابری های اقتصادی، تخریب محیط زیست، توسعه و رشد گرایشات ایرانشهری را فراهم آورد. از عدالت، محیط زیست، حقوق اقلیت ها و دموکراسی می گوید، اما با کارگزاران و تکنوکرات هایی که در دولت های مختلف خود مسبب این همه بی عدالتی، نابرابری، فقر، سیاست زدایی و آسیب به محیط زیست بوده اند پیوندی ارگانیک می زند. تکنوکرات هایی که چه در دولت هاشمی، چه در دولت خاتمی و چه در دولت روحانی راهبر و مجری برنامه های اقتصادی «توسعه گرایانه»، خصوصی سازی های فله ای، سدسازی های بی رویه، پروژه های کشاورزی غلط و تخریب محیط زیست بوده اند. تکنوکرات هایی و برنامه ریزانی که با نسخه های اقتصادی شان به خلق طبقه ای فاسد در مرکز منجر شدند، و با زد و بندهای پشت پرده به تقویت و رشد نظامیان در ساخت سیاسی قدرت دامن زدند. کارگزاران و تکنوکرات هایی که در عمل مدیر و راهبر پروژه های استعماری شدند که از عسلویه که پایتخت گاز جهان است تا تمامی میادین نفتی و پروژه های صنعتی، کشاورزی و تجاری را در خدمت فربه کردن نیروهای نظامی درون مرزی و برون مرزی، از یک سو، و شکل گیری طبقه ای فاسد به کار گرفتند. کارگزارن و تکنوکرات هایی که میلیون ها انسان را به زیر خط فقر بردند و سوار بر غلتک «توسعه» از روی استخوان های درهم شکسته این مردم رد شدند. و در همه آنچه گذشت اصلاحات در عمل یک ایدئولوژی سیاسی بود که پرده بر این مناسبات مافیایی می انداخت.
امیدوارم پاسخ به این نقدها این نباشد که این همه فلاکت تنها محصول احمدی نژاد است یا تحریم های ترامپ! چرا که خوب می دانیم، عمده این سیاست ها از بطن دولت های هاشمی، خاتمی و روحانی و برنامه ریزان و سکانداران این دولت ها برآمده اند. و البته که احمدی نژاد نیز با اعتراض به این مناسبات رای گرفت و بعدها به آنها عمق بخشید.
به تدریج اما حجاب ها بر افتادند و ایدئولوژی اصلاح طلبانه از نفس افتاد. مشکل اما این است که بخش های قابل توجهی از اصلاح طلبان هنوز متوجه این نکته نشده اند. و نمی بینند که سرمایه اجتماعی ای دیگر بر کف نمانده است. و بدون توجه به این نکته و بدون توضیحی به مردم درباره نقش شان در آنچه گذشت، دوباره با برکشیدن چهره ای از میان همان تکنوکرات ها می خواهند مردم را بسیج کنند تا در برابر «پروژه ای کودتایی» بایستند. و دوباره تمامی ایده ها و مفاهیمی چون «عدالت» و «دموکراسی» را در پای آنانی ذبح کنند که خود مستقیم یا غیر مستقیم مسبب وضعیت کنونی بوده اند. و تصور می کنند در این بازار مکاره می توانند هر «چوب خشکی» را به مردم بفروشند، و هر که متفاوت از آنان بیندیشند را به چوب خشک «خیانت» برانند. گرچه بعید نمی دانم که این بار نه تنها این چوب خشک بر دست شان باقی خواهد ماند که هر چهره سیاسی، فرهنگی و اجتماعی را که به حمایت از این «چوب خشک» آورده اند نیز به چوب خشکی مبدل خواهند کرد.
@tarbd
گونه جدیدی از کرگدن باستانی عظیمالجثه در شمال غربی چین پیدا شده است.
این گونه که ۲۶/۵ میلیون سال پیش زندگی میکرده و ۲۱ تن وزن داشته است، چیزی معادل چهار فیل آفریقایی بزرگ.
این جانور بیشاخ همچنین تا هفت متر قد داشته است و میتوانسته از سرشاخههای درختان تغذیه کند.
مطالعهای که اخیرا در ژورنال زیستشناسی ارتباطی منتشر شد، میگوید که فسیل یافتشده در سال ۲۰۱۵ در چین به گونهای کاملا جدید و متفاوت از کرگدنهای عظیمالجثه تعلق دارد.
جمجمه این کرگدن کشیده است و باریک؛ و بینی آن به بینی تاپیر شباهت دارد. این کرگدن احتمالا از خویشان کرگدنهای عظیمالجثهای بوده که زمانی در پاکستان زندگی میکردند.
@tarbd
این گونه که ۲۶/۵ میلیون سال پیش زندگی میکرده و ۲۱ تن وزن داشته است، چیزی معادل چهار فیل آفریقایی بزرگ.
این جانور بیشاخ همچنین تا هفت متر قد داشته است و میتوانسته از سرشاخههای درختان تغذیه کند.
مطالعهای که اخیرا در ژورنال زیستشناسی ارتباطی منتشر شد، میگوید که فسیل یافتشده در سال ۲۰۱۵ در چین به گونهای کاملا جدید و متفاوت از کرگدنهای عظیمالجثه تعلق دارد.
جمجمه این کرگدن کشیده است و باریک؛ و بینی آن به بینی تاپیر شباهت دارد. این کرگدن احتمالا از خویشان کرگدنهای عظیمالجثهای بوده که زمانی در پاکستان زندگی میکردند.
@tarbd
Forwarded from اصفهان خبر
⬅️ خبرگزاری فارس: مشارکت در انتخابات تا عصر امروز، ۱۴ میلیون نفر
🔹پیگیریهای خبرنگار فارس حاکی از این است که تا ساعت ۱۶:۴۵ امروز بیش از ۱۴ میلیون نفر (۲۳ درصد) در انتخابات ریاست جمهوری مشارکت داشتهاند.
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
🔹پیگیریهای خبرنگار فارس حاکی از این است که تا ساعت ۱۶:۴۵ امروز بیش از ۱۴ میلیون نفر (۲۳ درصد) در انتخابات ریاست جمهوری مشارکت داشتهاند.
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
Forwarded from اصفهان خبر
🔺آمار غیر رسمی از مشارکت استانها تا پایان شب گذشته
🔸استان اصفهان، بیش از ۴۰ درصد
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
🔸استان اصفهان، بیش از ۴۰ درصد
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
📌رضایی به رئیسی تبریک گفت
رضایی کاندیدای سیزدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، در نامه ای پیروزی رئیسی را تبریک گفت. / ایسنا
رضایی کاندیدای سیزدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، در نامه ای پیروزی رئیسی را تبریک گفت. / ایسنا
Forwarded from سهام نیوز
✅نتایج اولیه شمارش آرای انتخابات ریاست جمهوری 1400
رییس ستاد انتخابات کشور:
🔻بر اساس تعرفه های مصرفی ۲۸ میلیون و ۶۰۰ هزار نفر در انتخابات شرکت کردند
👈این نتیجه اولیه است:
🔸ابراهیم رییسی با ۱۷ میلیون و ۸۰۰ هزار رای
🔸محسن رضایی بیش از ۳ میلیون رای
🔸عبدالناصر همتی دو میلیون و ۴۰۰
🔸امیرحسین قاضی زاده با حدود یک میلیون رای
@Sahamnewsorg
رییس ستاد انتخابات کشور:
🔻بر اساس تعرفه های مصرفی ۲۸ میلیون و ۶۰۰ هزار نفر در انتخابات شرکت کردند
👈این نتیجه اولیه است:
🔸ابراهیم رییسی با ۱۷ میلیون و ۸۰۰ هزار رای
🔸محسن رضایی بیش از ۳ میلیون رای
🔸عبدالناصر همتی دو میلیون و ۴۰۰
🔸امیرحسین قاضی زاده با حدود یک میلیون رای
@Sahamnewsorg
Forwarded from خبرگزاری تسنیم
همتی به رئیسی تبریک گفت
🔹برادر گرامی آیتالله جناب آقای سید ابراهیم رئیسی انتخاب جنابعالی را به عنوان سیزدهمین رئیسجمهور ایران تبریک میگویم.
tn.ai/2523843
@TasnimNews
🔹برادر گرامی آیتالله جناب آقای سید ابراهیم رئیسی انتخاب جنابعالی را به عنوان سیزدهمین رئیسجمهور ایران تبریک میگویم.
tn.ai/2523843
@TasnimNews
✅و حالا 4 سال با ابراهیم رئیسی
✍محمدمهاجری
🔗رئیس جمهور سیزدهم انتخاب شد؛ سیدابراهیم رئیسی. اصرار دارم القاب و پیشوند و پسوندهایش را به کار نبرم.
🔗به شخص او و تکتک رایدهندگانش احترام میگذارم؛ هرچند به او رای ندادهام و برای این تصمیمم از نگاه اصولگرایانه حجت سیاسی دارم.
🔗نه از یک ماه پیش که دستکم از یک سال قبل، با تحلیل و خبر، رئیسی را پیروز انتخابات 1400 میدانستم و آن را بارها نوشته ام.و حالا این موفقیت را به او و هوادارانش تبریک میگویم.
🔗از یک نگاه، اداره دولت سیزدهم آسان است. دولت و مجلس و دستگاه قضا و نهادهای قدرتمند اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خارج از دولت، همسو شدهاند و همه چیز روبهراه است. با پذیرش افایتیاف و پایان مذاکرات وین (که در هر دو مورد، خون دلهایش را دیگران خوردهاند) بسیاری از امور روبهراه میشود. رسانههای پرشمار همچون صداوسیما و خبرگزاریهای متعلق به نهادهای حاکمیتی و دولتی جملگی به خط میشوند و کامرانیهای حکمرانی دولت سیزدهم را توی چشم و گوش مردم فرو میکنند.
🔗رئیسی پیش از این گفته است به صورت مستقل به میدان آمده اما تاکنون حتی یک نفر که خارج از مااصولگراها باشد در جرگه نزدیکان او دیده نشده است؛ هرچند او گفته است ترکیب اعضای ستادش با دولتش فرق خواهد کرد، پیشبینی من آن است که جریان اصولگرا، به خصوص طیف مااصولگراها، چنین فرصتی را برای او فراهم نخواهد کرد. اگر رئیسی بتواند از «بیت» خود فاصله بگیرد شاید شانسی برای تحقق دولت مستقل بیابد.
🔗و سخن آخر:
اگر زنده بمانم و در فضای رسانه بتوانم نفس بکشم تا 4 سال آینده منتقد صریح، بیملاحظه، بیپروا، استوار و البته باانصاف و صادق و دلسوز و برادرانه برای سیدابراهیم رئیسی خواهم بود .
این، عرصهای است برای آزمایش تحمل و حقپذیری او و نیز میدانی برای حقگویی و صراحت من.
موفق باشیم هردومان انشاءالله.
✍محمدمهاجری
🔗رئیس جمهور سیزدهم انتخاب شد؛ سیدابراهیم رئیسی. اصرار دارم القاب و پیشوند و پسوندهایش را به کار نبرم.
🔗به شخص او و تکتک رایدهندگانش احترام میگذارم؛ هرچند به او رای ندادهام و برای این تصمیمم از نگاه اصولگرایانه حجت سیاسی دارم.
🔗نه از یک ماه پیش که دستکم از یک سال قبل، با تحلیل و خبر، رئیسی را پیروز انتخابات 1400 میدانستم و آن را بارها نوشته ام.و حالا این موفقیت را به او و هوادارانش تبریک میگویم.
🔗از یک نگاه، اداره دولت سیزدهم آسان است. دولت و مجلس و دستگاه قضا و نهادهای قدرتمند اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خارج از دولت، همسو شدهاند و همه چیز روبهراه است. با پذیرش افایتیاف و پایان مذاکرات وین (که در هر دو مورد، خون دلهایش را دیگران خوردهاند) بسیاری از امور روبهراه میشود. رسانههای پرشمار همچون صداوسیما و خبرگزاریهای متعلق به نهادهای حاکمیتی و دولتی جملگی به خط میشوند و کامرانیهای حکمرانی دولت سیزدهم را توی چشم و گوش مردم فرو میکنند.
🔗رئیسی پیش از این گفته است به صورت مستقل به میدان آمده اما تاکنون حتی یک نفر که خارج از مااصولگراها باشد در جرگه نزدیکان او دیده نشده است؛ هرچند او گفته است ترکیب اعضای ستادش با دولتش فرق خواهد کرد، پیشبینی من آن است که جریان اصولگرا، به خصوص طیف مااصولگراها، چنین فرصتی را برای او فراهم نخواهد کرد. اگر رئیسی بتواند از «بیت» خود فاصله بگیرد شاید شانسی برای تحقق دولت مستقل بیابد.
🔗و سخن آخر:
اگر زنده بمانم و در فضای رسانه بتوانم نفس بکشم تا 4 سال آینده منتقد صریح، بیملاحظه، بیپروا، استوار و البته باانصاف و صادق و دلسوز و برادرانه برای سیدابراهیم رئیسی خواهم بود .
این، عرصهای است برای آزمایش تحمل و حقپذیری او و نیز میدانی برای حقگویی و صراحت من.
موفق باشیم هردومان انشاءالله.
Forwarded from خبرگزاری تسنیم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نتایج نهایی و رسمی انتخابات ریاست جمهوری
▪️کل آرای ماخوذه: ۲۸ میلیون و ۹۳۳ هزار و ۴ نفر
🔸میزان مشارکت: ۴۸.۸ درصد
🔹 رئیسی: ۱۷ میلیون و ۹۲۶ هزار و ۳۴۵ رای
🔹 رضایی: ۳ میلیون و ۴۱۲ هزار و ۷۱۲ رای
🔹 همتی: ۲ میلیون و ۴۲۷ هزار و ۲۰۱ رای
🔹 قاضیزاده هاشمی: ۹۹۹ هزار و ۷۱۸ رای
🔹 آرای باطله: ۳ میلیون و ۷۲۶ هزار و ۸۷۰ رای
@TasnimNews
▪️کل آرای ماخوذه: ۲۸ میلیون و ۹۳۳ هزار و ۴ نفر
🔸میزان مشارکت: ۴۸.۸ درصد
🔹 رئیسی: ۱۷ میلیون و ۹۲۶ هزار و ۳۴۵ رای
🔹 رضایی: ۳ میلیون و ۴۱۲ هزار و ۷۱۲ رای
🔹 همتی: ۲ میلیون و ۴۲۷ هزار و ۲۰۱ رای
🔹 قاضیزاده هاشمی: ۹۹۹ هزار و ۷۱۸ رای
🔹 آرای باطله: ۳ میلیون و ۷۲۶ هزار و ۸۷۰ رای
@TasnimNews
Forwarded from کتابهای ممنوعه
#گرایشهای_علمی_و_فرهنگی_در_ایران
#استفان_پانوسی
🔴 کتاب " گرایش های علمی و فرهنگی در ایران؛ هخامنشی تا پایان صفویه "
🔵 نوشته استفان پانوسی
🌷🌸🌹 کانال کتابهای ممنوعه
🆔 @ketab_mamnouee
#استفان_پانوسی
🔴 کتاب " گرایش های علمی و فرهنگی در ایران؛ هخامنشی تا پایان صفویه "
🔵 نوشته استفان پانوسی
🌷🌸🌹 کانال کتابهای ممنوعه
🆔 @ketab_mamnouee
Forwarded from کتابهای ممنوعه
🔴 کتاب " گرایش های علمی و فرهنگی در ایران؛ هخامنشی تا پایان صفویه "
🔵 نوشته استفان پانوسی
🆔 @ketab_mamnouee
🔹این کتاب مجموعه مقالاتی است از استفان پانوسی، ایران شناس برجسته، درباره برخی وجوه و ارزشهای فرهنگی، تاریخی و تمدنی ایرانیان که در هفت "گفتار" تنظیم شده است.
◀ در گفتار نخست با عنوان "نظری کلی بر نظرهای دیگران"؛ کوشش شده تا نشان داده شود چگونه برخی از دانشمندان چه شرقی و چه غربی، تاریخ فرهنگی و علمی ایران را به نادرستی بررسی کرده اند، و چگونه در پی بررسی های یکسویه خود، به تقدیس جهان ملی و فرهنگی خود رسیده اند.
◀ در گفتار دوم که "اساس جهان بینی ایرانی در فلسفه مشارکت" نام گرفته، نویسنده پشتوانه فرهنگی و جهان بینی دیرینه ایران را در فلسفه مشارکت میبیند و آن را چون بخشش و هدیه ای از سوی جهان ایرانی به جهان غرب توجیه میکند.
◀ در گفتار سوم وضع علوم در زمان هخامنشیان بررسی و معرفی شده است.
◀ در گفتار چهارم نویسنده سعی کرده ابعاد یونانی شدن خاور و خاوری شدن مغرب زمین را در زمان سوکیدها و اشکانیان بارزتر کند.
◀ در گفتار پنجم تلاش شده موقعیت ایران دوره ساسانی، نه تنها در فراروی امپراطوری رومی مشخص شود، بلکه اهمیت کانونهای علمی و فرهنگی آن، برای شکوفایی علوم در زمان عباسیان که دست نشانده ایرانیان بودند، از پیشاپیش نمایان سازد.
◀ در گفتار ششم کوشش شده برخلاف بررسی و برداشتهای نادرست برخی از دانشمندان چه غربی و چه عربی، نشان داده شود چگونه شکوفایی علوم در ایران بعد از اسلام، رابطه مستقیم و پیوند گسست ناپذیری با ایران پیش از اسلام داشته است.
◀ آخرین گفتار به بررسی وضعیت علم و فرهنگ در دوره صفویه اختصاص دارد. در پایان کتاب فهرست منابع و نمایه آمده است.
🌷🌸🌹 کانال کتابهای ممنوعه
🆔 @ketab_mamnouee 🔻🔻🔻
🔵 نوشته استفان پانوسی
🆔 @ketab_mamnouee
🔹این کتاب مجموعه مقالاتی است از استفان پانوسی، ایران شناس برجسته، درباره برخی وجوه و ارزشهای فرهنگی، تاریخی و تمدنی ایرانیان که در هفت "گفتار" تنظیم شده است.
◀ در گفتار نخست با عنوان "نظری کلی بر نظرهای دیگران"؛ کوشش شده تا نشان داده شود چگونه برخی از دانشمندان چه شرقی و چه غربی، تاریخ فرهنگی و علمی ایران را به نادرستی بررسی کرده اند، و چگونه در پی بررسی های یکسویه خود، به تقدیس جهان ملی و فرهنگی خود رسیده اند.
◀ در گفتار دوم که "اساس جهان بینی ایرانی در فلسفه مشارکت" نام گرفته، نویسنده پشتوانه فرهنگی و جهان بینی دیرینه ایران را در فلسفه مشارکت میبیند و آن را چون بخشش و هدیه ای از سوی جهان ایرانی به جهان غرب توجیه میکند.
◀ در گفتار سوم وضع علوم در زمان هخامنشیان بررسی و معرفی شده است.
◀ در گفتار چهارم نویسنده سعی کرده ابعاد یونانی شدن خاور و خاوری شدن مغرب زمین را در زمان سوکیدها و اشکانیان بارزتر کند.
◀ در گفتار پنجم تلاش شده موقعیت ایران دوره ساسانی، نه تنها در فراروی امپراطوری رومی مشخص شود، بلکه اهمیت کانونهای علمی و فرهنگی آن، برای شکوفایی علوم در زمان عباسیان که دست نشانده ایرانیان بودند، از پیشاپیش نمایان سازد.
◀ در گفتار ششم کوشش شده برخلاف بررسی و برداشتهای نادرست برخی از دانشمندان چه غربی و چه عربی، نشان داده شود چگونه شکوفایی علوم در ایران بعد از اسلام، رابطه مستقیم و پیوند گسست ناپذیری با ایران پیش از اسلام داشته است.
◀ آخرین گفتار به بررسی وضعیت علم و فرهنگ در دوره صفویه اختصاص دارد. در پایان کتاب فهرست منابع و نمایه آمده است.
🌷🌸🌹 کانال کتابهای ممنوعه
🆔 @ketab_mamnouee 🔻🔻🔻
Forwarded from کتابهای ممنوعه
گرایشهای_علمی_و_فرهنگی_در_ایران_@ketab_mamnouee.pdf
2.9 MB
🔴 کتاب " گرایش های علمی و فرهنگی در ایران؛ هخامنشی تا پایان صفویه "
🔵 نوشته استفان پانوسی
🌷🌸🌹 کانال کتابهای ممنوعه
🆔 @ketab_mamnouee
🔵 نوشته استفان پانوسی
🌷🌸🌹 کانال کتابهای ممنوعه
🆔 @ketab_mamnouee
✅ وعده های جناب آقای ابراهیم رئیسی، رییس جمهور محترم دولت سیزدهم:
▫️پایان روابط فساد انگیز و جریان رانت خواری
▫️ ساخت ۴ میلیون مسکن در ۴ سال
▫️ برخورد با مظاهر فساد
▫️ تغییر وضع موجود به نفع مردم
▫️ تحول در نظام اجرایی و شیوه اداره کشور
▫️ سامان دادن اقتصاد، معیشت و فرهنگ و مسائل اجتماعی و حقوق مردم در عرصه سیاست خارجی
▫️ اصلاح نظام بانکی کشور
▫️ سوق دادن نقدینگی به سمت تولید
▫️ تک رقمی شدن تورم
▫️ پرداخت هزینه درمان از طریق ارائه کارت سلامت برای برخی از اقشار جامعه
▫️ توجه به معیشت و حقوق پزشکان و پرستاران
▫️ ایجاد یک میلیون شغل به صورت سالانه
▫️ رایگان شدن اینترنت برای دهکهای پایین جامعه
▫️ کاهش ۵۰ درصد از هزینههای درمان
▫️ رونق اقتصاد فضای مجازی
▫️ مبارزه با فساد در همه بخشها
▫️ قرار دادن تولید به عنوان اولویت نخست و برنامهریزی برای آنکه نقدینگی به طرف تولید برود
▫️ ایجاد تیم اقتصادی هماهنگ
▫️ اجرای خصوصی سازی واقعی
▫️ مدیریت بازار
▫️ استفاده از ۷۰ درصد ظرفیت خالی اقتصاد کشور
▫️ ایجاد سازوکارها برای افزایش تولید
▫️ هدایت نقدینگی به سمت تولید
▫️ تحقق شفافیت و صداقت با مردم
▫️ تک رقمی شدن تورم
▫️ در اولویت بودن سفره مردم
▫️ عدم مداخله دولت در بازارها
▫️ حل مشکل حاشیهنشینان
▫️ ارائه خدمات به حاشیهنشینان
▫️ نظارت بر ارز حاصل از صادرات
▫️ نظارت دقیق بر زنجیره تأمین، تولید، توزیع و مصرف کالا
▫️ کاهش جدی میزان قاچاق
▫️ ارائه تسهیلات به انبوه سازان و مسکن سازان
▫️ کمک به دهکهای پایین جامعه در حوزه مسکن
▫️ پیگیری شکلگیری دولت الکترونیک
▫️ تشکیل دولت هوشمند
▫️ جذابیت زدایی از سرمایهگذاری در حوزههای اقتصادی غیرمولد
▫️جلوگیری از هدایت سرمایهها به سمت بازار ارز، طلا و زمین
▫️ ایجاد جذابیت برای فعالیتهای اقتصادی تولیدی
▫️ تعدیل مالیات دریافتی از تولیدکنندگان
▫️ اصلاح چند نرخی بودن ارز
▫️ کشت دانههای روغنی در ۶۰۰ هزار هکتار زمین
▫️ تولید نهادههای دامی مورد نیاز در داخل کشور
▫️ قطع وابستگی سفره مردم به خارج و تکانهها
▫️ اجرای سیستم هوشمند مالیاتی برای شفافیت روند اقتصادی
▫️ جلوگیری از فرار مالیاتی
▫️ اجرای عدالت مالیاتی
▫️ کاهش میزان بیکاری در کشور
▫️ ایجاد صندوق بیمهای و جبران خسارت مردم در بورس
▫️توسعه اقتصاد دریا
منبع: ایلنا
@tarbd
▫️پایان روابط فساد انگیز و جریان رانت خواری
▫️ ساخت ۴ میلیون مسکن در ۴ سال
▫️ برخورد با مظاهر فساد
▫️ تغییر وضع موجود به نفع مردم
▫️ تحول در نظام اجرایی و شیوه اداره کشور
▫️ سامان دادن اقتصاد، معیشت و فرهنگ و مسائل اجتماعی و حقوق مردم در عرصه سیاست خارجی
▫️ اصلاح نظام بانکی کشور
▫️ سوق دادن نقدینگی به سمت تولید
▫️ تک رقمی شدن تورم
▫️ پرداخت هزینه درمان از طریق ارائه کارت سلامت برای برخی از اقشار جامعه
▫️ توجه به معیشت و حقوق پزشکان و پرستاران
▫️ ایجاد یک میلیون شغل به صورت سالانه
▫️ رایگان شدن اینترنت برای دهکهای پایین جامعه
▫️ کاهش ۵۰ درصد از هزینههای درمان
▫️ رونق اقتصاد فضای مجازی
▫️ مبارزه با فساد در همه بخشها
▫️ قرار دادن تولید به عنوان اولویت نخست و برنامهریزی برای آنکه نقدینگی به طرف تولید برود
▫️ ایجاد تیم اقتصادی هماهنگ
▫️ اجرای خصوصی سازی واقعی
▫️ مدیریت بازار
▫️ استفاده از ۷۰ درصد ظرفیت خالی اقتصاد کشور
▫️ ایجاد سازوکارها برای افزایش تولید
▫️ هدایت نقدینگی به سمت تولید
▫️ تحقق شفافیت و صداقت با مردم
▫️ تک رقمی شدن تورم
▫️ در اولویت بودن سفره مردم
▫️ عدم مداخله دولت در بازارها
▫️ حل مشکل حاشیهنشینان
▫️ ارائه خدمات به حاشیهنشینان
▫️ نظارت بر ارز حاصل از صادرات
▫️ نظارت دقیق بر زنجیره تأمین، تولید، توزیع و مصرف کالا
▫️ کاهش جدی میزان قاچاق
▫️ ارائه تسهیلات به انبوه سازان و مسکن سازان
▫️ کمک به دهکهای پایین جامعه در حوزه مسکن
▫️ پیگیری شکلگیری دولت الکترونیک
▫️ تشکیل دولت هوشمند
▫️ جذابیت زدایی از سرمایهگذاری در حوزههای اقتصادی غیرمولد
▫️جلوگیری از هدایت سرمایهها به سمت بازار ارز، طلا و زمین
▫️ ایجاد جذابیت برای فعالیتهای اقتصادی تولیدی
▫️ تعدیل مالیات دریافتی از تولیدکنندگان
▫️ اصلاح چند نرخی بودن ارز
▫️ کشت دانههای روغنی در ۶۰۰ هزار هکتار زمین
▫️ تولید نهادههای دامی مورد نیاز در داخل کشور
▫️ قطع وابستگی سفره مردم به خارج و تکانهها
▫️ اجرای سیستم هوشمند مالیاتی برای شفافیت روند اقتصادی
▫️ جلوگیری از فرار مالیاتی
▫️ اجرای عدالت مالیاتی
▫️ کاهش میزان بیکاری در کشور
▫️ ایجاد صندوق بیمهای و جبران خسارت مردم در بورس
▫️توسعه اقتصاد دریا
منبع: ایلنا
@tarbd
🏹🏹🏹تیرگان و آرش کمانگیر
امروز انقلاب تابستانی است
روز تیرگان است
و میگویند درچنین روزی آرش کمانگیر آن تیر را برای دفاع از مرز ایران پرتاب کرد وبه همین مناسبت به این ماه تیر ماه میگویند.
پس آن گه سر به سوی آسمان بر کرد،
به آهنگی دگر گفتار دیگر کرد:
“درود، ای واپسین صبح، ای سحر بدرود!
که با آرش ترا این آخرین دیدار خواهد بود. به صبح راستین سوگند! به پنهان آفتاب مهربار پاک بین سوگند! که آرش جان خود در تیر خواهد کرد، پس آن گه بی درنگی خواهدش افکند.
زمین می داند این را، آسمان ها نیز، که تن بی عیب و جان پاک است. نه نیرنگی به کار من، نه افسونی؛ نه ترسی در سرم، نه در دلم باک است.»
درنگ آورد و یک دم شد به لب خاموش.
نفس در سینه ها بی تاب می زد جوش.
«ز پیشم مرگ،
نقابی سهمگین بر چهره، می آید.
به هر گام هراس افکن،مرا با دیدهی خون بار می پاید.
به بال کرکسان گرد سرم پرواز می گیرد، به راهم می نشیند، راه می بندد؛
به رویم سرد می خندد؛ به کوه و دره می ریزد طنین زهر خندش را، و بازش باز می گیرد.
دلم از مرگ بی زار است؛ که مرگ اهرمن خو آدمی خوار است.
ولی، آن دم که زاندوهان روان زندگی تار است؛ ولی، آن دم که نیکی و بدی را گاه پیکار است؛ فرو رفتن به کام مرگ شیرین است، همان بایسته ی آزادگی این است هزاران چشم گویا و لب خاموش
مرا پیک امید خویش می داند، هزاران دست لرزان و دل پر جوش گهی می گیردم، گه پیش می راند ، پیش می آیم.
دل و جان را به زیورهای انسانی می آرایم به نیرویی که دارد زندگی در چشم و در لبخند، نقاب از چهره ی ترس آفرین مرگ خواهم کند.»
نیایش را، دو زانو بر زمین بنهاد.
به سوی قله ها دستان زهم بگشاد:
“برآ، ای آفتاب، ای توشه ی امید!
بر آ، ای خوشه ی خورشید!
تو جوشان چشمه ای، من تشنه ای بی تاب.
برآ، سر ریز کن، تا جان شود سیراب.
چو پا در کام مرگی تند خو دارم،
چو در دل جنگ با اهریمنی پرخاش جودارم،به موج روشنایی شست و شو خواهم؛ز گلبرگ تو، ای زرینه گل، من رنگ و بو خواهم.
شما، ای قله های سرکش خاموش، که پیشانی به تندهای سهم انگیز می سایید، که بر ایوان شب دارید چشم انداز رویایی، که سیمین پایه های روز زرین را به روی شانه می کوبید، که ابر آتشین را در پناه خویش می گیرید؛ غرور و سربلندی هم شما را باد! امیدم را برافرازید، چو پرچم ها که از باد سحرگاهان به سر دارید. غرورم را نگه دارید، به سان آن پلنگانی که در کوه و کمر دارید.»
زمین خاموش بود و آسمان خاموش.
تو گویی این جهان را بود با گفتار آرش گوش به یال کوه ها لغزید کم کم پنجه ی خورشید هزاران نیزه ی زرین به چشم آسمان پاشید.
نظر افکند آرش سوی شهر، آرام.
کودکان بر بام؛
دختران بنشسته بر روزن؛
مادران غمگین کنار در؛
مردها در راه.
سرود بی کلامی، با غمی جان کاه،
ز چشمان بر همی شد با نسیم صبح دم هم راه.
کدامین نغمه می ریزد،
کدام آهنگ آیا می تواند ساخت،
طنین گام های استواری را که سوی نیستی مردانه می رفتند؟
طنین گام هایی را که آگاهانه می رفتند؟
دشمنانش، در سکوتی ریش خند آمیز، راه وا کردند.
کودکان از بام ها او را صدا کردند.
مادران او را دعا کردند.
پیرمردان چشم گرداندند.
دختران، بفشرده گردن بند ها در مشت،
هم او قدرت عشق و وفا کردند.
آرش، اما همچنان خاموش،
از شکاف دامن البرز بالا رفت.
وز پی او، پرده های اشک پی درپی فرود آمد.»
بست یک دم چشم هایش را عمو نوروز،
خنده بر لب، غرقه در رویا.
کودکان، با دیدگان خسته و پی جو، در شگفت از پهلوانی ها.
شعله های کوره در پرواز،
باد در غوغا.
“شام گاهان،
راه جویانی که می جستند آرش را به روی قله ها، پی گیر،
باز گردیدند،
بی نشان از پیکر آرش،
با کمان و ترکشی بی تیر.
آری، آری، جان خود در تیر کرد آرش.
کار صدها صد هزاران تیغه ی شمشیر کرد آرش
تیر آرش را سوارانی که می راندند بر جیحون به دیگر نیم روزی از پی آن روز،نشسته بر تناور ساق گردویی فرو دیدند و آنجا را، از آن پس، مرز ایران شهر و توران باز نامیدند.
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
امروز انقلاب تابستانی است
روز تیرگان است
و میگویند درچنین روزی آرش کمانگیر آن تیر را برای دفاع از مرز ایران پرتاب کرد وبه همین مناسبت به این ماه تیر ماه میگویند.
پس آن گه سر به سوی آسمان بر کرد،
به آهنگی دگر گفتار دیگر کرد:
“درود، ای واپسین صبح، ای سحر بدرود!
که با آرش ترا این آخرین دیدار خواهد بود. به صبح راستین سوگند! به پنهان آفتاب مهربار پاک بین سوگند! که آرش جان خود در تیر خواهد کرد، پس آن گه بی درنگی خواهدش افکند.
زمین می داند این را، آسمان ها نیز، که تن بی عیب و جان پاک است. نه نیرنگی به کار من، نه افسونی؛ نه ترسی در سرم، نه در دلم باک است.»
درنگ آورد و یک دم شد به لب خاموش.
نفس در سینه ها بی تاب می زد جوش.
«ز پیشم مرگ،
نقابی سهمگین بر چهره، می آید.
به هر گام هراس افکن،مرا با دیدهی خون بار می پاید.
به بال کرکسان گرد سرم پرواز می گیرد، به راهم می نشیند، راه می بندد؛
به رویم سرد می خندد؛ به کوه و دره می ریزد طنین زهر خندش را، و بازش باز می گیرد.
دلم از مرگ بی زار است؛ که مرگ اهرمن خو آدمی خوار است.
ولی، آن دم که زاندوهان روان زندگی تار است؛ ولی، آن دم که نیکی و بدی را گاه پیکار است؛ فرو رفتن به کام مرگ شیرین است، همان بایسته ی آزادگی این است هزاران چشم گویا و لب خاموش
مرا پیک امید خویش می داند، هزاران دست لرزان و دل پر جوش گهی می گیردم، گه پیش می راند ، پیش می آیم.
دل و جان را به زیورهای انسانی می آرایم به نیرویی که دارد زندگی در چشم و در لبخند، نقاب از چهره ی ترس آفرین مرگ خواهم کند.»
نیایش را، دو زانو بر زمین بنهاد.
به سوی قله ها دستان زهم بگشاد:
“برآ، ای آفتاب، ای توشه ی امید!
بر آ، ای خوشه ی خورشید!
تو جوشان چشمه ای، من تشنه ای بی تاب.
برآ، سر ریز کن، تا جان شود سیراب.
چو پا در کام مرگی تند خو دارم،
چو در دل جنگ با اهریمنی پرخاش جودارم،به موج روشنایی شست و شو خواهم؛ز گلبرگ تو، ای زرینه گل، من رنگ و بو خواهم.
شما، ای قله های سرکش خاموش، که پیشانی به تندهای سهم انگیز می سایید، که بر ایوان شب دارید چشم انداز رویایی، که سیمین پایه های روز زرین را به روی شانه می کوبید، که ابر آتشین را در پناه خویش می گیرید؛ غرور و سربلندی هم شما را باد! امیدم را برافرازید، چو پرچم ها که از باد سحرگاهان به سر دارید. غرورم را نگه دارید، به سان آن پلنگانی که در کوه و کمر دارید.»
زمین خاموش بود و آسمان خاموش.
تو گویی این جهان را بود با گفتار آرش گوش به یال کوه ها لغزید کم کم پنجه ی خورشید هزاران نیزه ی زرین به چشم آسمان پاشید.
نظر افکند آرش سوی شهر، آرام.
کودکان بر بام؛
دختران بنشسته بر روزن؛
مادران غمگین کنار در؛
مردها در راه.
سرود بی کلامی، با غمی جان کاه،
ز چشمان بر همی شد با نسیم صبح دم هم راه.
کدامین نغمه می ریزد،
کدام آهنگ آیا می تواند ساخت،
طنین گام های استواری را که سوی نیستی مردانه می رفتند؟
طنین گام هایی را که آگاهانه می رفتند؟
دشمنانش، در سکوتی ریش خند آمیز، راه وا کردند.
کودکان از بام ها او را صدا کردند.
مادران او را دعا کردند.
پیرمردان چشم گرداندند.
دختران، بفشرده گردن بند ها در مشت،
هم او قدرت عشق و وفا کردند.
آرش، اما همچنان خاموش،
از شکاف دامن البرز بالا رفت.
وز پی او، پرده های اشک پی درپی فرود آمد.»
بست یک دم چشم هایش را عمو نوروز،
خنده بر لب، غرقه در رویا.
کودکان، با دیدگان خسته و پی جو، در شگفت از پهلوانی ها.
شعله های کوره در پرواز،
باد در غوغا.
“شام گاهان،
راه جویانی که می جستند آرش را به روی قله ها، پی گیر،
باز گردیدند،
بی نشان از پیکر آرش،
با کمان و ترکشی بی تیر.
آری، آری، جان خود در تیر کرد آرش.
کار صدها صد هزاران تیغه ی شمشیر کرد آرش
تیر آرش را سوارانی که می راندند بر جیحون به دیگر نیم روزی از پی آن روز،نشسته بر تناور ساق گردویی فرو دیدند و آنجا را، از آن پس، مرز ایران شهر و توران باز نامیدند.
📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from اصفهان خبر
📛 میزان مشارکت در انتخابات ریاستجمهوری به تفکیک استانها/ خراسان جنوبی بیشترین و تهران، کمترین میزان مشارکت
🔸تهران، البرز، کردستان، اصفهان و آذربایجان شرقی کمترین مشارکت
🔹خراسان جنوبی، خراسان شمالی، ایلام و سیستانوبلوچستان بیشترین مشارکت /ایرنا
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
🔸تهران، البرز، کردستان، اصفهان و آذربایجان شرقی کمترین مشارکت
🔹خراسان جنوبی، خراسان شمالی، ایلام و سیستانوبلوچستان بیشترین مشارکت /ایرنا
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
✅ آخر بازی ما با غرب کجاست؟
✍️ محمود سریع القلم
📌 پهلوی اول با تصورِ اینکه آلمان نازی در جنگ جهانی دوم، فاتح نهایی خواهد بود فعالیتِ گستردۀ آلمانها در ایران را تسهیل کرد. پهلوی اول تصور نمیکرد که انگلستان و شوروی علیه آلمان متحد شوند و با همراهی آمریکا، آلمانِ نازی را شکست دهند. این تحلیل بدانجا انجامید که لندن و مسکو در عرض چهار ساعت ایران را اشغال کردند و به پهلوی اول خاتمه دادند. طی سال های ۱۳۳۲-۱۳۳۰، براساس این تحلیل که نظام بین الملل بر عدالت و انصاف بنا شده رویارویی دیگری میان ایران از یک طرف و انگلستان و آمریکا از طرف دیگر بدانجا انجامید که لندن و واشنگتن در مدت چند روز، سرنوشت دیگری بر ایران رقم زدند. از ۱۳۹۰ مواجهۀ دیگری در حال تکامل است.
📌 دستگاه دیپلماسی کشور بر این پایۀ تئوریک پیش میرود که حقوق بین الملل بر سیاست و اقتصاد ارجحیت دارد و بنابراین، قدرت های بزرگ را به انسانیت، اخلاق، برابری و انصاف دعوت کرده و آنها را نصیحت میکند.
متأسفانه مناسبات جهانی صرفاً بر محور سودِ اقتصادی و زورِ نظامی میچرخند. هیچ ملتی و حکومتی دوست ندارد به او زور بگویند و بر او مسلط شوند. هیچ ملتی. حتی زیمبابوه. اما برای اینکه زور و نفوذ و سلطۀ خارجی زمینه پیدا نکنند، توجه به دو نکته، جهتگیری و سرنوشت را روشنتر میکند.
اول، فهم واقعی از اینکه اقتصاد و سیاست بین الملل چگونه عمل میکنند و دوم، اهتمام جهت بارورسازی نظام داخلی به منظور کسب مصونیتِ و حاکمیت ملی.
چه فردی از ضررهای محتملِ محیطی در امان است؟ فردی که با فکر تصمیم بگیرد؛ در تصمیم گیری مشورت کند؛ در هزینه ها مراقبت کند؛ مواظب زبان خود باشد؛ تا میتواند توانایی کسب کند تا در بازار کار و تخصص ارجحیت داشته باشد؛ هر کاری انجام میدهد به فکر ده، بیست، سی سال و پیری خود باشد.
📌 مطالعۀ علمی، مقایسه ای و دور از تعصبِ تاریخ ۱۵۰ سالۀ کشور به وضوح نشان میدهد که شناخت از بازیگران جهانی و محیط بین المللی بسیار ناقص و مبتنی بر آرزو بوده است تا واقعیت.اسناد تاریخی نشان میدهد که روی آوردن پهلوی اول به آلمانها از ۱۳۱۰ به بعد بیشتر براساس تنفر نسبت به انگلیسی ها و روس ها بوده نه فهمِ دقیق از ماهیتِ نظم اروپایی و مناسبت هایِ میان قدرت های بزرگ. اگر ژاپنی ها حکمرانی خود را بعد از ۱۹۴۵ براساسِ عصبانیت و انتقام، تنظیم کرده بودند نمی توانستند برای ۵۵ سال اقتصادِ دوم جهان بشوند.
ژاپنی ها برخود،توانمندی های خود و شناخت عینی از واقعیات متمرکز شدند و به یک کشور پیشرفته و محترم جهانی تبدیل شدند.
در حالی که در سال ۱۳۵۴، ۵۵ درصد زنانِ ایرانی بیسواد بودند، پهلوی دوم، کشور را در زمرۀ پنج قدرت صنعتی جهان میشمارد!
📌 شاید اگر کشور برنامه ریزی میکرد ، درون را بارور میکرد، سیستم میساخت، مشارکت مدنی ایجاد میکرد، از جهان می آموخت، طبعاً طی چندین دهه، جایگاهی کمتر از ژاپن در صحنۀ جهانی پیدا نمیکرد.
📌 پهلوی اول و دوم با غرب درگیر شدند تا امتیازات نفتی وغیرنفتی بگیرند، آیا باعث تضعیف و افول غرب شدند؟ غرب یک واقعیت و جریان تاریخی است که از قرن شانزدهم آغاز شده و احتمالاً تا آخر قرن بیست و یکم، سلطۀ جهانی خود را حفظ خواهد کرد. حتی کمونیسم و ظهور مشترک دو قدرت جهانی مانند شوروی و چین، باعث افول غرب نشدند.
📌 نزدیک به یک و نیم قرن است که اندیشمندان و سیاستمداران ما با جغرافیا و فکر غربی درگیر هستند و به نوعی “مشغولیت” تبدیل شده است. اصولاً آخر این تقابل چیست؟ با مطالعۀ دقیق اندیشه در غرب نسبتاً روشن است که افول تدریجی غرب از درون خودش خواهد بود و نه از بیرون.اگر ما ثروت تولید نکنیم، حتی درحفظ نظم داخلی مشکل خواهیم داشت.امروز غرب میتواند با هند همکاری کند ولی نمیتواند بر آن سلطۀ سیاسی پیدا کند چون هندی ها در درون خود به اجماع رسیده اند درحدّی که این اجماعِ نخبگان به قرارداد اجتماعی تبدیل شده است. آمریکایی ها لابلای این هیاهویِ روزانه، ۵/۸ میلیارد دلار به اضافۀ حدود ۴ میلیارد دلار هزینه های نگهداری و مدیریت، اسلحه فروختند و حدود ۲ میلیون شغلِ موقت در اقتصاد خود ایجاد کردند چون تمرکز آنها بر تولیدِ ثروت و سلطه بر جزیره العرب است.اگر به عملکرد بدون هیاهوی خانم مرکل در یک دهۀ گذشته توجه کنیم متوجه میشویم که او از هر سخن و بحثی که توجهش را از اهداف درازمدت آلمان منحرف کند، پرهیز کرده است.او برخلافِ میلِ آمریکایی ها،ائتلافِ اقتصادی آرامی را با چین شکل داد و با ضعیف شدن اتحادیه اروپا،ضمن حفظ روابطِ استراتژیک با آمریکا، آیندۀ دو دهۀ آلمان را با شرق آسیا و مخزنِ عظیمِ مالی و فنآوری آن منطقه قفل کرد.آنها حتی با مسکو مدارا میکنند چون فقط یک هدف مهم است: آلمان و آیندۀ مردم آلمان.
✍️ محمود سریع القلم
📌 پهلوی اول با تصورِ اینکه آلمان نازی در جنگ جهانی دوم، فاتح نهایی خواهد بود فعالیتِ گستردۀ آلمانها در ایران را تسهیل کرد. پهلوی اول تصور نمیکرد که انگلستان و شوروی علیه آلمان متحد شوند و با همراهی آمریکا، آلمانِ نازی را شکست دهند. این تحلیل بدانجا انجامید که لندن و مسکو در عرض چهار ساعت ایران را اشغال کردند و به پهلوی اول خاتمه دادند. طی سال های ۱۳۳۲-۱۳۳۰، براساس این تحلیل که نظام بین الملل بر عدالت و انصاف بنا شده رویارویی دیگری میان ایران از یک طرف و انگلستان و آمریکا از طرف دیگر بدانجا انجامید که لندن و واشنگتن در مدت چند روز، سرنوشت دیگری بر ایران رقم زدند. از ۱۳۹۰ مواجهۀ دیگری در حال تکامل است.
📌 دستگاه دیپلماسی کشور بر این پایۀ تئوریک پیش میرود که حقوق بین الملل بر سیاست و اقتصاد ارجحیت دارد و بنابراین، قدرت های بزرگ را به انسانیت، اخلاق، برابری و انصاف دعوت کرده و آنها را نصیحت میکند.
متأسفانه مناسبات جهانی صرفاً بر محور سودِ اقتصادی و زورِ نظامی میچرخند. هیچ ملتی و حکومتی دوست ندارد به او زور بگویند و بر او مسلط شوند. هیچ ملتی. حتی زیمبابوه. اما برای اینکه زور و نفوذ و سلطۀ خارجی زمینه پیدا نکنند، توجه به دو نکته، جهتگیری و سرنوشت را روشنتر میکند.
اول، فهم واقعی از اینکه اقتصاد و سیاست بین الملل چگونه عمل میکنند و دوم، اهتمام جهت بارورسازی نظام داخلی به منظور کسب مصونیتِ و حاکمیت ملی.
چه فردی از ضررهای محتملِ محیطی در امان است؟ فردی که با فکر تصمیم بگیرد؛ در تصمیم گیری مشورت کند؛ در هزینه ها مراقبت کند؛ مواظب زبان خود باشد؛ تا میتواند توانایی کسب کند تا در بازار کار و تخصص ارجحیت داشته باشد؛ هر کاری انجام میدهد به فکر ده، بیست، سی سال و پیری خود باشد.
📌 مطالعۀ علمی، مقایسه ای و دور از تعصبِ تاریخ ۱۵۰ سالۀ کشور به وضوح نشان میدهد که شناخت از بازیگران جهانی و محیط بین المللی بسیار ناقص و مبتنی بر آرزو بوده است تا واقعیت.اسناد تاریخی نشان میدهد که روی آوردن پهلوی اول به آلمانها از ۱۳۱۰ به بعد بیشتر براساس تنفر نسبت به انگلیسی ها و روس ها بوده نه فهمِ دقیق از ماهیتِ نظم اروپایی و مناسبت هایِ میان قدرت های بزرگ. اگر ژاپنی ها حکمرانی خود را بعد از ۱۹۴۵ براساسِ عصبانیت و انتقام، تنظیم کرده بودند نمی توانستند برای ۵۵ سال اقتصادِ دوم جهان بشوند.
ژاپنی ها برخود،توانمندی های خود و شناخت عینی از واقعیات متمرکز شدند و به یک کشور پیشرفته و محترم جهانی تبدیل شدند.
در حالی که در سال ۱۳۵۴، ۵۵ درصد زنانِ ایرانی بیسواد بودند، پهلوی دوم، کشور را در زمرۀ پنج قدرت صنعتی جهان میشمارد!
📌 شاید اگر کشور برنامه ریزی میکرد ، درون را بارور میکرد، سیستم میساخت، مشارکت مدنی ایجاد میکرد، از جهان می آموخت، طبعاً طی چندین دهه، جایگاهی کمتر از ژاپن در صحنۀ جهانی پیدا نمیکرد.
📌 پهلوی اول و دوم با غرب درگیر شدند تا امتیازات نفتی وغیرنفتی بگیرند، آیا باعث تضعیف و افول غرب شدند؟ غرب یک واقعیت و جریان تاریخی است که از قرن شانزدهم آغاز شده و احتمالاً تا آخر قرن بیست و یکم، سلطۀ جهانی خود را حفظ خواهد کرد. حتی کمونیسم و ظهور مشترک دو قدرت جهانی مانند شوروی و چین، باعث افول غرب نشدند.
📌 نزدیک به یک و نیم قرن است که اندیشمندان و سیاستمداران ما با جغرافیا و فکر غربی درگیر هستند و به نوعی “مشغولیت” تبدیل شده است. اصولاً آخر این تقابل چیست؟ با مطالعۀ دقیق اندیشه در غرب نسبتاً روشن است که افول تدریجی غرب از درون خودش خواهد بود و نه از بیرون.اگر ما ثروت تولید نکنیم، حتی درحفظ نظم داخلی مشکل خواهیم داشت.امروز غرب میتواند با هند همکاری کند ولی نمیتواند بر آن سلطۀ سیاسی پیدا کند چون هندی ها در درون خود به اجماع رسیده اند درحدّی که این اجماعِ نخبگان به قرارداد اجتماعی تبدیل شده است. آمریکایی ها لابلای این هیاهویِ روزانه، ۵/۸ میلیارد دلار به اضافۀ حدود ۴ میلیارد دلار هزینه های نگهداری و مدیریت، اسلحه فروختند و حدود ۲ میلیون شغلِ موقت در اقتصاد خود ایجاد کردند چون تمرکز آنها بر تولیدِ ثروت و سلطه بر جزیره العرب است.اگر به عملکرد بدون هیاهوی خانم مرکل در یک دهۀ گذشته توجه کنیم متوجه میشویم که او از هر سخن و بحثی که توجهش را از اهداف درازمدت آلمان منحرف کند، پرهیز کرده است.او برخلافِ میلِ آمریکایی ها،ائتلافِ اقتصادی آرامی را با چین شکل داد و با ضعیف شدن اتحادیه اروپا،ضمن حفظ روابطِ استراتژیک با آمریکا، آیندۀ دو دهۀ آلمان را با شرق آسیا و مخزنِ عظیمِ مالی و فنآوری آن منطقه قفل کرد.آنها حتی با مسکو مدارا میکنند چون فقط یک هدف مهم است: آلمان و آیندۀ مردم آلمان.
یک شاهکار شگفت انگیز از * وینسنت ون گوگ *.
روی لینک ضربه بزنید و انگشت خود را در هر نقطه از نقاشی بکشید - به آرامی ، به هر جهت یا روشی که بخواهید ... بالا ، پایین ، چپ ، راست ...
شما تجربه گیج کننده دیدن این اثر هنری را از هر منظر یا زاویه ای که بخواهید تجربه خواهید کرد !!
https://static.kuula.io/share/79QMS
@tarbd
روی لینک ضربه بزنید و انگشت خود را در هر نقطه از نقاشی بکشید - به آرامی ، به هر جهت یا روشی که بخواهید ... بالا ، پایین ، چپ ، راست ...
شما تجربه گیج کننده دیدن این اثر هنری را از هر منظر یا زاویه ای که بخواهید تجربه خواهید کرد !!
https://static.kuula.io/share/79QMS
@tarbd
Kuula
D89da578fbf02f5b
تندیسهایی در عراق و سوریه نشان میدهد که پس از گذشت ۱۸۰۰ سال، پوشش"کُردهای ایزدی" با تندیس هایی که از همان نواحی به دست آمده، تغییر زیادی نکرده است!
ایزدیها یکی از مردمان ایرانیتبار ساکن در عراق و سوریه هستند. آیین آنها ریشه در ادیان کهن ایرانی دارد. آنها به زبان کُردی کرمانجی سخن میگویند.
@tarbd
ایزدیها یکی از مردمان ایرانیتبار ساکن در عراق و سوریه هستند. آیین آنها ریشه در ادیان کهن ایرانی دارد. آنها به زبان کُردی کرمانجی سخن میگویند.
@tarbd
دستور ناصرالدین شاه مبنی بر منع اجرای مراسم عمرکشان
نایبالسلطنه، عید عمرکشان نزدیک است؛ باید قدغن سختی از حالا و در موقع خودش بکنید که ابداً هیچکس عمرکشان نکند و ایندفعه خیلی سخت قدغن بکنید. به کنت و وزیر و همه بسپارید، البته!
📌 بیجهت نقار میان دو ملت انداختن چه معنی دارد و به همۀ ادارات ولایات خودتان هم تلگراف کرده، با پست هم مؤکداً بنویسید که آنها هم قدغن سخت بکنند، البته، البته!
منبع: مکاتبات ناصرالدینشاه با کامرانمیرزا نایبالسلطنه، به کوشش مرضیه قصابسرائی و مهتا باصفا، کتابخانه و موزۀ ملی ملک، ۱۳۹۹ ص ۳۲۵
پی نوشت: عکس تزئینی است و از آلبومخانۀ کاخ گلستان
@tarbd
نایبالسلطنه، عید عمرکشان نزدیک است؛ باید قدغن سختی از حالا و در موقع خودش بکنید که ابداً هیچکس عمرکشان نکند و ایندفعه خیلی سخت قدغن بکنید. به کنت و وزیر و همه بسپارید، البته!
📌 بیجهت نقار میان دو ملت انداختن چه معنی دارد و به همۀ ادارات ولایات خودتان هم تلگراف کرده، با پست هم مؤکداً بنویسید که آنها هم قدغن سخت بکنند، البته، البته!
منبع: مکاتبات ناصرالدینشاه با کامرانمیرزا نایبالسلطنه، به کوشش مرضیه قصابسرائی و مهتا باصفا، کتابخانه و موزۀ ملی ملک، ۱۳۹۹ ص ۳۲۵
پی نوشت: عکس تزئینی است و از آلبومخانۀ کاخ گلستان
@tarbd