This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مسجد جامع اردستان بنایی تاریخی در شهر اردستان واقع در شمال استان اصفهان است. معمار بنا استاد محمود اصفهانی است.
این مسجد از کهنترین مساجد ایران میباشد که نخستین مسجد دوطبقه تاریخ اسلام و دومین مسجد چهار ایوانی جهان اسلام است که در دوره سلجوقی ایجاد گشته است.
#استان : اصفهان
Ardestan Mosque is a historical building in Ardestan city located in the north of Isfahan province. The architect of the building is Master Mahmoud Isfahani.
This mosque is one of the oldest mosques in Iran, which is the first two-story mosque in the history of Islam and the second four-porch mosque in the Islamic world, which was built during the Seljuk period.
Isfahan province
✍📚✍
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
این مسجد از کهنترین مساجد ایران میباشد که نخستین مسجد دوطبقه تاریخ اسلام و دومین مسجد چهار ایوانی جهان اسلام است که در دوره سلجوقی ایجاد گشته است.
#استان : اصفهان
Ardestan Mosque is a historical building in Ardestan city located in the north of Isfahan province. The architect of the building is Master Mahmoud Isfahani.
This mosque is one of the oldest mosques in Iran, which is the first two-story mosque in the history of Islam and the second four-porch mosque in the Islamic world, which was built during the Seljuk period.
Isfahan province
✍📚✍
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅داستان سیاسی ترین رستورانِ ایرانی!!!
📌چلوكبابي « شمشيري» از احزاب سياسي زمان خودش، تاثير گذارتر بود.
در اوایل دهه ۱۳۳۰ شمسی در منطقه سبزه میدان تهران، یک چلوکبابی وجود داشت که نماد جنبش ملی و مرکز ارتباط اصناف و نیروهای سیاسی وقت بود.
این چلوکبابی را محمدحسن شمشیری دایر کرده بود که یکی از قدیمی ترین رستورانهای شهر تهران به حساب می آید. کیفیت پخت غذاهایی آن به حدی بود که مشتریان ساعت ها در صف می ماندند تا نوبت ورود آنها به داخل رستوران و صرف غذا برسد.
البته غذا خوردن در رستورانی که عکس بزرگی از مصدق نخست وزیر محبوب بر دیوار آن نصب بود و دیدن مرد ملی گرا، میان سال، خوش رفتار، سبیلو، درشت هیکل و ثروتمندی که «قهرمان قرضه ملی» نام گرفته بود و مدام می گفت:
« آرزو دارم که یک روز آزادی ملت ایران را ببینم و بمیرم!» نیز برای خیلی از جوانان اهل سیاست آن دوران، نوعی پز و تفاخر سیاسی هم محسوب می شد.
محمد حسن شمشيري سواد خواندن و نوشتن نداشت
در كودكي شاگرد قهوه خانه حاج اسماعيل كريم آبادي بود كه به سياست علاقه داشت.
همين امر، زمينه ساز علاقمندي محمد حسن به سياست شد و در جواني، برخی روزها برای شنیدن نطق نمایندگان و اخبار سیاسی کشور به مجلس می رفت.
در همین زمان بود که از سخنان و عقاید ملی دکتر محمد مصدق خوشش آمد و در سلک هواداران او در آمد.
دوستی شمشیری و مصدق بالاگرفت؛ بطوریکه او رابط میان مصدق و اصناف تهران شد.
با شروع جنبش ملی شدن نفت، شمشیری بازار تهران را در حمایت از مصدق بسیج کرد. توقف فروش نفت ایران، دولت مصدق را در تنگنای مالی قرار داد
و برای تامین هزینه های اداره مملکت، مجبور به فروش اوراق قرضه کرد، شمشیری در اقدامی جوانمردانه و وطن خواهانه ۳۰۰ هزار تومان از اوراق قرضه دولت را یکجا خرید و یک میلیون تومان هم در اختیار «بانک بیمه» قرار داد
تا به افراد نیازمند و تحت فشار وام اعطا کند.
حسن شمشیری یکی از نیکوران بنام و اسوه سخاوتمندان عصر خودش بود.
فرزندی نداشت و تمام ثروتی که با استکان شویی و ظرفشویی تهیه کرده بود را صرف آزادی و سربلندی ایران و رفع حوائج مردم گرفتار کشور کرد.
برای آزادی بسیاری از زندانیان سیاسی وقت، وثیقه ملکی فراهم کرد، هزینه تحصیل تعدادی از دانشجویان بی بضاعت را تامین کردو در مجموع یک سوم دارایی اش را وقف امور خیریه کرد.
در سالهای بعد از کوتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، این مرد وطن دوست و نیک کردار ایرانی، به خاطر حمایت از مصدق، زیر فشارهای شدید سیاسی و امنیتی قرار گرفت.
تعدادی از اوباش حکومتی به خانه و چلوکبابی شمشیری هجوم بردند.
شیشه ها را شکستند و تابلوی آنرا کندند تا نامی از شمشیری باقی نماند.
تمام تلاش حکومت این بود تا وادارش کند که علیه مصدق چیزی بگوید.
شمشیری در عوض، آیت الله کاشانی و تمام کسانی که به مصدق پشت کرده بودند را مورد سرزنش قرار داد و در جریان دفاعیاتش در دادگاه گفت:
«… من با تمام وجود، عاشق این مردِ بزرگ و وطن پرست و مردم دوست هستم و جان و مالم فدای یک تار موی مصدق است…».
او مدتی به جزیره خارک تبعید شد.
در همان حال ناامید نشد؛ شروع به سوادآموزی کرد برای مردم خارک کارآفرینی کرد و درسال ۱۳۴۰ درگذاشت.
مرگ حاج حسن شمشیری آنهم ۸ سال بعد از تحقیرها و سرکوب های ناشی از کودتا، برای نیروهای سیاسی وطن دوست ایران و هر کسی که او را می شناخت، ناگوار و غم انگیز بود.
دکتر مصدق که در تبعید به سر می برد، با شنیدن خبر مرگ این یار وفادار خود، برای نخستین بار اطلاعیه ای را با دست خط خودش صادر کرد و نوشت:
« از خبر درگذشت رادمرد وطن پرست و آن خیر نیکوکار، آقای شمشیری آنقدر متاثر شدم که نتوانستم از عهده نگارش این سطور برآیم». ادیب برومند در سوگ او سرود: ساده مردی که فراخواست زِ انبوه عوام / لیک در جمع خواصش، سخن از محمدت است...»
📌 📌 پدیده ای مثل حاج محمد حسن شمشیری ثابت کرد که کمک به وطن و مردم وطن، مستلزم هیچ درجه ای از دانش یا منصب و مقام نیست. می توان بدون توان خواندن و نوشتن و با یک قهوه خانه کوچک در عرصت سیاست و جامعه، تاثیرات گذاشت که دهها نخبه علمی و حزب و گروه سیاسی قادر به آن درجه از اثر گذاری نباشند.
📌امروزه، از چاقوکشان و اوباش اجیر شده حکومت که رستوان شمشیری را غارت کردند، هیچ نام و اثری نیست.
اما بعد از مرگ شمشیری، با اينكه از او هيچ فرزندي نماند، صدها رستوارن و چلوکبابی با عنوان «شمشیری» در سراسر کشور تاسیس شد تا نام او را جاودانه کنند
یاد و نامش جاویدان
✍قاسم خرمي
✍📚✍
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
📌چلوكبابي « شمشيري» از احزاب سياسي زمان خودش، تاثير گذارتر بود.
در اوایل دهه ۱۳۳۰ شمسی در منطقه سبزه میدان تهران، یک چلوکبابی وجود داشت که نماد جنبش ملی و مرکز ارتباط اصناف و نیروهای سیاسی وقت بود.
این چلوکبابی را محمدحسن شمشیری دایر کرده بود که یکی از قدیمی ترین رستورانهای شهر تهران به حساب می آید. کیفیت پخت غذاهایی آن به حدی بود که مشتریان ساعت ها در صف می ماندند تا نوبت ورود آنها به داخل رستوران و صرف غذا برسد.
البته غذا خوردن در رستورانی که عکس بزرگی از مصدق نخست وزیر محبوب بر دیوار آن نصب بود و دیدن مرد ملی گرا، میان سال، خوش رفتار، سبیلو، درشت هیکل و ثروتمندی که «قهرمان قرضه ملی» نام گرفته بود و مدام می گفت:
« آرزو دارم که یک روز آزادی ملت ایران را ببینم و بمیرم!» نیز برای خیلی از جوانان اهل سیاست آن دوران، نوعی پز و تفاخر سیاسی هم محسوب می شد.
محمد حسن شمشيري سواد خواندن و نوشتن نداشت
در كودكي شاگرد قهوه خانه حاج اسماعيل كريم آبادي بود كه به سياست علاقه داشت.
همين امر، زمينه ساز علاقمندي محمد حسن به سياست شد و در جواني، برخی روزها برای شنیدن نطق نمایندگان و اخبار سیاسی کشور به مجلس می رفت.
در همین زمان بود که از سخنان و عقاید ملی دکتر محمد مصدق خوشش آمد و در سلک هواداران او در آمد.
دوستی شمشیری و مصدق بالاگرفت؛ بطوریکه او رابط میان مصدق و اصناف تهران شد.
با شروع جنبش ملی شدن نفت، شمشیری بازار تهران را در حمایت از مصدق بسیج کرد. توقف فروش نفت ایران، دولت مصدق را در تنگنای مالی قرار داد
و برای تامین هزینه های اداره مملکت، مجبور به فروش اوراق قرضه کرد، شمشیری در اقدامی جوانمردانه و وطن خواهانه ۳۰۰ هزار تومان از اوراق قرضه دولت را یکجا خرید و یک میلیون تومان هم در اختیار «بانک بیمه» قرار داد
تا به افراد نیازمند و تحت فشار وام اعطا کند.
حسن شمشیری یکی از نیکوران بنام و اسوه سخاوتمندان عصر خودش بود.
فرزندی نداشت و تمام ثروتی که با استکان شویی و ظرفشویی تهیه کرده بود را صرف آزادی و سربلندی ایران و رفع حوائج مردم گرفتار کشور کرد.
برای آزادی بسیاری از زندانیان سیاسی وقت، وثیقه ملکی فراهم کرد، هزینه تحصیل تعدادی از دانشجویان بی بضاعت را تامین کردو در مجموع یک سوم دارایی اش را وقف امور خیریه کرد.
در سالهای بعد از کوتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، این مرد وطن دوست و نیک کردار ایرانی، به خاطر حمایت از مصدق، زیر فشارهای شدید سیاسی و امنیتی قرار گرفت.
تعدادی از اوباش حکومتی به خانه و چلوکبابی شمشیری هجوم بردند.
شیشه ها را شکستند و تابلوی آنرا کندند تا نامی از شمشیری باقی نماند.
تمام تلاش حکومت این بود تا وادارش کند که علیه مصدق چیزی بگوید.
شمشیری در عوض، آیت الله کاشانی و تمام کسانی که به مصدق پشت کرده بودند را مورد سرزنش قرار داد و در جریان دفاعیاتش در دادگاه گفت:
«… من با تمام وجود، عاشق این مردِ بزرگ و وطن پرست و مردم دوست هستم و جان و مالم فدای یک تار موی مصدق است…».
او مدتی به جزیره خارک تبعید شد.
در همان حال ناامید نشد؛ شروع به سوادآموزی کرد برای مردم خارک کارآفرینی کرد و درسال ۱۳۴۰ درگذاشت.
مرگ حاج حسن شمشیری آنهم ۸ سال بعد از تحقیرها و سرکوب های ناشی از کودتا، برای نیروهای سیاسی وطن دوست ایران و هر کسی که او را می شناخت، ناگوار و غم انگیز بود.
دکتر مصدق که در تبعید به سر می برد، با شنیدن خبر مرگ این یار وفادار خود، برای نخستین بار اطلاعیه ای را با دست خط خودش صادر کرد و نوشت:
« از خبر درگذشت رادمرد وطن پرست و آن خیر نیکوکار، آقای شمشیری آنقدر متاثر شدم که نتوانستم از عهده نگارش این سطور برآیم». ادیب برومند در سوگ او سرود: ساده مردی که فراخواست زِ انبوه عوام / لیک در جمع خواصش، سخن از محمدت است...»
📌 📌 پدیده ای مثل حاج محمد حسن شمشیری ثابت کرد که کمک به وطن و مردم وطن، مستلزم هیچ درجه ای از دانش یا منصب و مقام نیست. می توان بدون توان خواندن و نوشتن و با یک قهوه خانه کوچک در عرصت سیاست و جامعه، تاثیرات گذاشت که دهها نخبه علمی و حزب و گروه سیاسی قادر به آن درجه از اثر گذاری نباشند.
📌امروزه، از چاقوکشان و اوباش اجیر شده حکومت که رستوان شمشیری را غارت کردند، هیچ نام و اثری نیست.
اما بعد از مرگ شمشیری، با اينكه از او هيچ فرزندي نماند، صدها رستوارن و چلوکبابی با عنوان «شمشیری» در سراسر کشور تاسیس شد تا نام او را جاودانه کنند
یاد و نامش جاویدان
✍قاسم خرمي
✍📚✍
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
✅ طرفداران نتانیاهو علیه نخستوزیر احتمالی اسراییل مراسم نفرین برگزار کردند!
تعدادی از تندروهای صهیونیست حامی نتانیاهو از برگزاری مراسم نفرین «بولسا دینورا» علیه «نفتالی بنت» نخستوزیر احتمالی این رژیم خبر دادند.
🔹بولسا دینورا چیست؟
معنای بولسا دینورا، ضربه آتش است. برگزارکنندگان این مراسم معتقدند با خواندن بخشهایی از «تلمود بابلی» مانع دعای فرشتگان در حق فرد مورد نظر میشوند و در نهایت او را به کام مرگ میفرستند.
🔻صهیونیستهای تندرو بعد از پیمان اسلو، علیه «اسحاق رابین» نخستوزیر وقت رژیم این مراسم را برگزار کردند و یک ماه بعد نیز او به ضرب گلوله کشته شد. سال ۲۰۰۵ نیز این تندروها بعد از دستور خروج نیروهای ارتش صهیونیستی از غزه، این مراسم را علیه آریل شارون برگزار کردند و ۶ ماه بعد او سکته کرد و ۸ سال به کما رفت.
@tarbd
تعدادی از تندروهای صهیونیست حامی نتانیاهو از برگزاری مراسم نفرین «بولسا دینورا» علیه «نفتالی بنت» نخستوزیر احتمالی این رژیم خبر دادند.
🔹بولسا دینورا چیست؟
معنای بولسا دینورا، ضربه آتش است. برگزارکنندگان این مراسم معتقدند با خواندن بخشهایی از «تلمود بابلی» مانع دعای فرشتگان در حق فرد مورد نظر میشوند و در نهایت او را به کام مرگ میفرستند.
🔻صهیونیستهای تندرو بعد از پیمان اسلو، علیه «اسحاق رابین» نخستوزیر وقت رژیم این مراسم را برگزار کردند و یک ماه بعد نیز او به ضرب گلوله کشته شد. سال ۲۰۰۵ نیز این تندروها بعد از دستور خروج نیروهای ارتش صهیونیستی از غزه، این مراسم را علیه آریل شارون برگزار کردند و ۶ ماه بعد او سکته کرد و ۸ سال به کما رفت.
@tarbd
🔺کشف تخممرغ هزار ساله در کاوشهای باستانشناسی در اسرائیل
♦️استانشناسان در جریان حفاریهای روز چهارشنبه خود در شهر یاونه واقع در مرکز اسرائیل موفق شدند یک تخم مرغ متعلق به حدود هزار سال پیش را سالم از زیر خاک بیرون بکشند.
♦️باستانشناسان اسرائیلی پیشتر در کاوشهای خود در اورشلیم و قیصریه و آپولونیا موفق به شناسایی پوسته تخم مرغ شده بودند ولی این نخستین بار است که آنها موفق به یافتن یک تخم مرغ کامل شدهاند.
@tarbd
♦️استانشناسان در جریان حفاریهای روز چهارشنبه خود در شهر یاونه واقع در مرکز اسرائیل موفق شدند یک تخم مرغ متعلق به حدود هزار سال پیش را سالم از زیر خاک بیرون بکشند.
♦️باستانشناسان اسرائیلی پیشتر در کاوشهای خود در اورشلیم و قیصریه و آپولونیا موفق به شناسایی پوسته تخم مرغ شده بودند ولی این نخستین بار است که آنها موفق به یافتن یک تخم مرغ کامل شدهاند.
@tarbd
✅بنیادهای قانون اساسی آمریکا...
✍یادداشتی از یدالله کریمی پور...
امسال قانون اساسی ایالات متحده آمریکا ۲۳۲ ساله شد...
این سند برای مردم آمریکا میراثی فرهنگی-سیاسی گرانبها بوده و در شمار ۵ قانون اساسی کهن- زنده جهان است که تا کنون تغییری نکرده است؛
ولی ۲۷بار اصلاحیه خورده است. یعنی هر 8/5سال یک بار.
این سند دارای ۷ فصل است؛ ولی در واقع بر سه محور می چرخد:
۱- تفکیک کامل قوا؛
۲- سیستم انتخاباتی؛
۳- فدرالیسم.
تا جایی که به محور دوم بر می گردد، تعیین صلاحیت مدیران در سطوح ملی، ایالتی و محلی و بلکه روستاها، حق دائمی و غیرقابل برگشت و گارانتی شده مردم است.
به عبارت بهتر، تعیبن صلاحیت حکمرانان ملی و ایالتی ومحلی با مردم بوده و آنان هرگز آن را به دیگری واگذار نمی کنند. از جمله در موارد زیر:
۱- تعیین دامنه مسئولیت و وظایف همه مقام های حقوقی، سیاسی، امنیتی ، قضائی، نظامی و ... با قانونگذاری؛
۲-تعیین محدوده زمانی ریاست،
نمایندگی یا مدیریت برای همه حوزه بخش عمومی یا دولتی؛
۳- جابجایی مدت دار مدیران اجرایی..
از بالاترین تا مدیران ایالتی و بلکه محلی...
از راه انتخاب آزادانه افراد جدید، فارغ از هر گونه اعمال نظر رهبران سیاسی ملی کنونی و پیشین.
برای جلوگیری از رسوب قدرت در دستان شخصی با داشتن اختیار مدت زمان دائمی.
چنین آزادی عملی ، القاء کننده دو حق است:
نخست افسار زدن بر رویه استبدادی حاکمان و پیشگیری از شکل گیری خودکامگی و دوم در عین حال، باز گذاشتن دست مدیران اجرایی در مدت زمان تعیین شده در جهت افزایش قدرت مانورشان .
بنابراین رهبران و مدیران اجرایی نباید در وضع ، تفسیر و یا تغییر قانون، بر پایه اصل تفکیک قوا، نباید نقشی داشته باشند.
.
.
.
.
.
هم چنین وجود یک دیوان عالی کاملا مستقل ، برای استیضاح هر مقام و مدیری، پشتوانه مردم و کشور در برابر هر بیدادی است.
چنین دیوانی باید در کوتاهترین زمان از راه برخورد آنی با خاطی، راه بازگشت استبداد و دیکتاتوری را ببندد...
✍یادداشتی از یدالله کریمی پور...
امسال قانون اساسی ایالات متحده آمریکا ۲۳۲ ساله شد...
این سند برای مردم آمریکا میراثی فرهنگی-سیاسی گرانبها بوده و در شمار ۵ قانون اساسی کهن- زنده جهان است که تا کنون تغییری نکرده است؛
ولی ۲۷بار اصلاحیه خورده است. یعنی هر 8/5سال یک بار.
این سند دارای ۷ فصل است؛ ولی در واقع بر سه محور می چرخد:
۱- تفکیک کامل قوا؛
۲- سیستم انتخاباتی؛
۳- فدرالیسم.
تا جایی که به محور دوم بر می گردد، تعیین صلاحیت مدیران در سطوح ملی، ایالتی و محلی و بلکه روستاها، حق دائمی و غیرقابل برگشت و گارانتی شده مردم است.
به عبارت بهتر، تعیبن صلاحیت حکمرانان ملی و ایالتی ومحلی با مردم بوده و آنان هرگز آن را به دیگری واگذار نمی کنند. از جمله در موارد زیر:
۱- تعیین دامنه مسئولیت و وظایف همه مقام های حقوقی، سیاسی، امنیتی ، قضائی، نظامی و ... با قانونگذاری؛
۲-تعیین محدوده زمانی ریاست،
نمایندگی یا مدیریت برای همه حوزه بخش عمومی یا دولتی؛
۳- جابجایی مدت دار مدیران اجرایی..
از بالاترین تا مدیران ایالتی و بلکه محلی...
از راه انتخاب آزادانه افراد جدید، فارغ از هر گونه اعمال نظر رهبران سیاسی ملی کنونی و پیشین.
برای جلوگیری از رسوب قدرت در دستان شخصی با داشتن اختیار مدت زمان دائمی.
چنین آزادی عملی ، القاء کننده دو حق است:
نخست افسار زدن بر رویه استبدادی حاکمان و پیشگیری از شکل گیری خودکامگی و دوم در عین حال، باز گذاشتن دست مدیران اجرایی در مدت زمان تعیین شده در جهت افزایش قدرت مانورشان .
بنابراین رهبران و مدیران اجرایی نباید در وضع ، تفسیر و یا تغییر قانون، بر پایه اصل تفکیک قوا، نباید نقشی داشته باشند.
.
.
.
.
.
هم چنین وجود یک دیوان عالی کاملا مستقل ، برای استیضاح هر مقام و مدیری، پشتوانه مردم و کشور در برابر هر بیدادی است.
چنین دیوانی باید در کوتاهترین زمان از راه برخورد آنی با خاطی، راه بازگشت استبداد و دیکتاتوری را ببندد...
📙روایت مادام دیولافوا درباره ورود باشکوه به شیراز
▪️مادام دیولافوا همراه شوهرش در سال ۱۸۸۱ میلادی از راه ترکیه و قفقاز به ایران سفر کرد. او مدتی در شمال، مرکز و جنوب ایران به سر برده و از راه بین النهرین مراجعت کرده است.
▪️این باستانشناس فرانسوی که وقایع روزانه مسافرت خود را بهصورت کتابی منتشر ساخته درباره ورود به شهر شیراز چنین می نویسد: به تنگهای رسیدیم که موسوم است به تنگه الله اکبر. میگویند به این علت به این نام معروف شده که چون مسافر پس از تحمل مشقات این راه طولانی به این تنگه میرسد و منظره زیبا و دلربای شیراز را می بیند تعجب کرده ... می گوید ... الله اکبر!
▪️در ادامه میخوانیم: این معبر تنگ تنها راهی است که می توان بهوسیله آن به دشت شیراز رسید و تا شهر یک کیلومتر فاصله دارد. یک عده از سپاهیان نیز در آنجا پاسبانی می دهند. در بالاخانه سر در این تنگه نسخه گرانبهایی از قرآن مجید محفوظ است که می گویند با دست سلطان ابراهیم پسر شاهرخ با نیکوترین خط نوشته شده است.
https://www.cafetarikh.com/news/48378/
@tarbd
▪️مادام دیولافوا همراه شوهرش در سال ۱۸۸۱ میلادی از راه ترکیه و قفقاز به ایران سفر کرد. او مدتی در شمال، مرکز و جنوب ایران به سر برده و از راه بین النهرین مراجعت کرده است.
▪️این باستانشناس فرانسوی که وقایع روزانه مسافرت خود را بهصورت کتابی منتشر ساخته درباره ورود به شهر شیراز چنین می نویسد: به تنگهای رسیدیم که موسوم است به تنگه الله اکبر. میگویند به این علت به این نام معروف شده که چون مسافر پس از تحمل مشقات این راه طولانی به این تنگه میرسد و منظره زیبا و دلربای شیراز را می بیند تعجب کرده ... می گوید ... الله اکبر!
▪️در ادامه میخوانیم: این معبر تنگ تنها راهی است که می توان بهوسیله آن به دشت شیراز رسید و تا شهر یک کیلومتر فاصله دارد. یک عده از سپاهیان نیز در آنجا پاسبانی می دهند. در بالاخانه سر در این تنگه نسخه گرانبهایی از قرآن مجید محفوظ است که می گویند با دست سلطان ابراهیم پسر شاهرخ با نیکوترین خط نوشته شده است.
https://www.cafetarikh.com/news/48378/
@tarbd
#حکایت
📌پاچه خواری
"حکمت های نهفته در کله پاچه!!!"
نقل میکنند که روزی سفره ای گسترانیده و کله پاچه ای بیاوردند. سلطان فرمود: در این کله پاچه اندرزها نهفته است.
سپس لقمه نانی برداشت و یک راست "مغز" کله را تناول نمود، سپس گفت: اگر می خواهید حکومتی جاودان داشته باشید، سعی کنید جامعه را از "مغز" تهی کنید. سپس "زبان" کله پاچه را نوش جان و فرمود: اگر می خواهید بر مردم حکمرانی کنید "زبان" جامعه را کوتاه و ساکت کنید. سپس "چشم ها و بناگوش" کله پاچه را همچون قبل برکشید و فرمود: برای این که ملتی را کنترل کنید، بر چشم ها و گوش ها مسلط شوید و اجازه ندهید مردم زیاد ببینند و زیاد بشنوند.
وزير اعظم عرض کرد:
پادشاها! قربانت بروم حکمت ها بسیار حکیمانه بودند، اما جواب شکم ما را چه میدهید؟
ذات ملوكانه، در حالی که دست خود را بر سبيل های چرب خویش می کشیدند، با ابروان خود اشاره ای به " پاچه " انداختند و فرمودند:
شما " پاچه " را بخورید و " پاچه خواری " را در جامعه رواج دهید تا حکومت مان مستدام بماند...!
📌پاچه خواری
"حکمت های نهفته در کله پاچه!!!"
نقل میکنند که روزی سفره ای گسترانیده و کله پاچه ای بیاوردند. سلطان فرمود: در این کله پاچه اندرزها نهفته است.
سپس لقمه نانی برداشت و یک راست "مغز" کله را تناول نمود، سپس گفت: اگر می خواهید حکومتی جاودان داشته باشید، سعی کنید جامعه را از "مغز" تهی کنید. سپس "زبان" کله پاچه را نوش جان و فرمود: اگر می خواهید بر مردم حکمرانی کنید "زبان" جامعه را کوتاه و ساکت کنید. سپس "چشم ها و بناگوش" کله پاچه را همچون قبل برکشید و فرمود: برای این که ملتی را کنترل کنید، بر چشم ها و گوش ها مسلط شوید و اجازه ندهید مردم زیاد ببینند و زیاد بشنوند.
وزير اعظم عرض کرد:
پادشاها! قربانت بروم حکمت ها بسیار حکیمانه بودند، اما جواب شکم ما را چه میدهید؟
ذات ملوكانه، در حالی که دست خود را بر سبيل های چرب خویش می کشیدند، با ابروان خود اشاره ای به " پاچه " انداختند و فرمودند:
شما " پاچه " را بخورید و " پاچه خواری " را در جامعه رواج دهید تا حکومت مان مستدام بماند...!
Forwarded from اصفهان خبر
♦️انصراف مهرعلیزاده از ادامه رقابت ریاست جمهوری
🔸محسن مهرعلیزاده در نامهای به وزیر کشور از ادامه حضور در رقابتهای انتخاباتی انصراف داد. /ایرنا
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
🔸محسن مهرعلیزاده در نامهای به وزیر کشور از ادامه حضور در رقابتهای انتخاباتی انصراف داد. /ایرنا
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
Forwarded from سهام نیوز
✅در مورد شاهکار رئیس مجلس اول مشروطه ایران!
📌📌دختر ۱۵ ساله ترشیده است!!!
✍️ علی مرادی مراغه ای
🌾دکتر متین دفتری که جوانترین نخستوزیر ایران در زمان رضاشاه پهلوی بود در خاطراتش به داستان تلخی اشاره می کند که از خواندنش، دود از کله آدم بلند میشود او می نویسد:
در زمانیکه من معاون وزارت دادگستری بودم به تازگی قانون مدنی به تصویب رسیده بود که بر اساس آن، ازدواج با دختر کمتر از 15سال ممنوع شده بود روزی در دفترم نشسته بودم یک مرتبه میرزا محمودخان احتشام السلطنه که 75سال داشت وارد اتاقم شده و به محض دیدن من، شروع کرد به داد و فریاد و پرخاش کنان گفت: این قوانین ضد بشری چیست که شما به تصویب رسانده اید؟ من همچنان هاج و واج مانده بودم و مودبانه پرسیدم کدام قانون برخلاف انسانیت و ضدبشری است؟ او با تندی به من گفت:همین قانون مدنی که سن دختر را برای ازدواج 15 سال تعیین کرده اید، دختر 15 ساله دیگر ترشیده است و بدرد نمی خورد...
در حالیکه از تعجب متحیر شده بودم پرسیدم مگر شما قصد ازدواج با دختر ده یا دوازده ساله داشتید که چنین متاثر شده و بر آشفته اید؟ در جوابم گفت: بلی. من قصد داشتم با دختر دوازده ساله ای ازدواج کنم که این قانون جدیدِ لعنتیِ شما، مرا از این فیض محروم ساخت. من در سال قبل چنین کاری کردم و از آن دختر اکنون یک پسر یکساله دارم و امسال نیز چنین قصدی داشتم که شما کاسه و کوزه مرا بر سرم شکستید...
🌾احتشام السلطنه سپس افزود: سلامتی جسمی و نیروی عقلانی من در حال حاضر مدیون این دختری است که در سال قبل گرفته ام و حالا میل داشتم براینکه نیروی جسمانی و عقلانی خود را مضاعف کنم دختر دیگری به حباله نکاح خود در آورم ...
احتشام السلطنه پس از مدتی اعتراض و داد و فریاد اتاق مرا ترک کرد و من در اندیشه ای عمیق فرو رفتم...!(خاطرات یک نخست وزیر: احمد متین دفتری،بکوشش باقر عاقلی...ص102)
🌾البته لازم به ذکر است که این احتشام السلطنه 75 ساله، چند ماه بعد از این اعتراض، ریغ رحمت را به سر کشیده و از تجدید فراش با یک دختر 12ساله دیگر ناکام میگردد! این شازده می گوید که سلامتی جسمی و نیروی عقلانی اش را مدیون ازدواج با آن دختر 12 ساله در سال قبل میداند اما نمی گوید که آیا آن دختر 12ساله هم در مقابلِ این پیرمرد75ساله خنزرپنزری ،دارای سلامتی جسمی و عقلانی شده یا نه؟!...
🌾اما این تمامت تلخیِ ماجرا نیست وقتی به عمق این شوربختی جامعه پی می بریم که در نظر بگیریم این احتشام السلطنه، فارغ التحصیل دارالفنون، غرب دیده و یکی از مدرن ترین و باسوادترین شخصیتهای دوران مشروطیت بود!.
او 5 سال از عمرش را به عنوان وزیر مختار ایران در آلمان گذرانده بود و حکومت ایران وقتی میخواست آدمی مدرن و باسوادی را برای ماموریتی ویژه مانند مراسم تاجگذاری تزار نیکلای دوم بفرستد احتشام السلطنه را می فرستاد که ایران را نزد جهانیان سربلند کند!.
و بالاتر از همه، او رئیس مجلس اول مشروطه بود که قرار بود با تصویب قوانین مدرن و مترقی، به دادِ جامعه عقب مانده و دارای مناسبات فئودالی ایران برسد و تعدیات حاکمان ستمگر را در شهرستانهای دور دست که ستم و ظلم در مقایسه با پایتخت همواره مضاعف بوده کنترل کند حاکمانی چون آصف الدوله عامل فروش دختران قوچان به ترکمنها و ارامنه عشقآباد...!
🌾اما در مقابل این ذهنیت الیگارشی و خرافیِ میلیونها چون احتشام السلطنه، نادر کسانی چون جلیل محمدقلی زاده و شاعری چون علی اکبر صابر را در مجله روشنگر ملانصرالدین داریم که حتی 30سال قبل از تلون مزاج احتشام السلطنه، اینچنین با قلم و کاریکاتور و شعرِ صابر، به جنگ خرافات و کودک همسری میروند...
البته بیاد بیاوریم که همین صابر، شاعر برجسته مجله ملانصرالدین چنان فقیر میگردد که ناچار میشود دکان صابون پزی دایر کند و به طنز گفته بود:
«چون از دستش برنیامد که لوث باطنی مردم را پاک کند صابون پزی باز کرد تا لااقل کثافتهای ظاهری مردم را پاک کند!».
@tarbd
کاریکاتور تامل برانگیزِ ملانصرالدین در نقد کودک همسری.
زیر کاریکاتور نوشته: چهار دانه کافی است...!👇🏻👇🏻👇🏻
http://www.upsara.com/images/j518942_.jpg
📌📌دختر ۱۵ ساله ترشیده است!!!
✍️ علی مرادی مراغه ای
🌾دکتر متین دفتری که جوانترین نخستوزیر ایران در زمان رضاشاه پهلوی بود در خاطراتش به داستان تلخی اشاره می کند که از خواندنش، دود از کله آدم بلند میشود او می نویسد:
در زمانیکه من معاون وزارت دادگستری بودم به تازگی قانون مدنی به تصویب رسیده بود که بر اساس آن، ازدواج با دختر کمتر از 15سال ممنوع شده بود روزی در دفترم نشسته بودم یک مرتبه میرزا محمودخان احتشام السلطنه که 75سال داشت وارد اتاقم شده و به محض دیدن من، شروع کرد به داد و فریاد و پرخاش کنان گفت: این قوانین ضد بشری چیست که شما به تصویب رسانده اید؟ من همچنان هاج و واج مانده بودم و مودبانه پرسیدم کدام قانون برخلاف انسانیت و ضدبشری است؟ او با تندی به من گفت:همین قانون مدنی که سن دختر را برای ازدواج 15 سال تعیین کرده اید، دختر 15 ساله دیگر ترشیده است و بدرد نمی خورد...
در حالیکه از تعجب متحیر شده بودم پرسیدم مگر شما قصد ازدواج با دختر ده یا دوازده ساله داشتید که چنین متاثر شده و بر آشفته اید؟ در جوابم گفت: بلی. من قصد داشتم با دختر دوازده ساله ای ازدواج کنم که این قانون جدیدِ لعنتیِ شما، مرا از این فیض محروم ساخت. من در سال قبل چنین کاری کردم و از آن دختر اکنون یک پسر یکساله دارم و امسال نیز چنین قصدی داشتم که شما کاسه و کوزه مرا بر سرم شکستید...
🌾احتشام السلطنه سپس افزود: سلامتی جسمی و نیروی عقلانی من در حال حاضر مدیون این دختری است که در سال قبل گرفته ام و حالا میل داشتم براینکه نیروی جسمانی و عقلانی خود را مضاعف کنم دختر دیگری به حباله نکاح خود در آورم ...
احتشام السلطنه پس از مدتی اعتراض و داد و فریاد اتاق مرا ترک کرد و من در اندیشه ای عمیق فرو رفتم...!(خاطرات یک نخست وزیر: احمد متین دفتری،بکوشش باقر عاقلی...ص102)
🌾البته لازم به ذکر است که این احتشام السلطنه 75 ساله، چند ماه بعد از این اعتراض، ریغ رحمت را به سر کشیده و از تجدید فراش با یک دختر 12ساله دیگر ناکام میگردد! این شازده می گوید که سلامتی جسمی و نیروی عقلانی اش را مدیون ازدواج با آن دختر 12 ساله در سال قبل میداند اما نمی گوید که آیا آن دختر 12ساله هم در مقابلِ این پیرمرد75ساله خنزرپنزری ،دارای سلامتی جسمی و عقلانی شده یا نه؟!...
🌾اما این تمامت تلخیِ ماجرا نیست وقتی به عمق این شوربختی جامعه پی می بریم که در نظر بگیریم این احتشام السلطنه، فارغ التحصیل دارالفنون، غرب دیده و یکی از مدرن ترین و باسوادترین شخصیتهای دوران مشروطیت بود!.
او 5 سال از عمرش را به عنوان وزیر مختار ایران در آلمان گذرانده بود و حکومت ایران وقتی میخواست آدمی مدرن و باسوادی را برای ماموریتی ویژه مانند مراسم تاجگذاری تزار نیکلای دوم بفرستد احتشام السلطنه را می فرستاد که ایران را نزد جهانیان سربلند کند!.
و بالاتر از همه، او رئیس مجلس اول مشروطه بود که قرار بود با تصویب قوانین مدرن و مترقی، به دادِ جامعه عقب مانده و دارای مناسبات فئودالی ایران برسد و تعدیات حاکمان ستمگر را در شهرستانهای دور دست که ستم و ظلم در مقایسه با پایتخت همواره مضاعف بوده کنترل کند حاکمانی چون آصف الدوله عامل فروش دختران قوچان به ترکمنها و ارامنه عشقآباد...!
🌾اما در مقابل این ذهنیت الیگارشی و خرافیِ میلیونها چون احتشام السلطنه، نادر کسانی چون جلیل محمدقلی زاده و شاعری چون علی اکبر صابر را در مجله روشنگر ملانصرالدین داریم که حتی 30سال قبل از تلون مزاج احتشام السلطنه، اینچنین با قلم و کاریکاتور و شعرِ صابر، به جنگ خرافات و کودک همسری میروند...
البته بیاد بیاوریم که همین صابر، شاعر برجسته مجله ملانصرالدین چنان فقیر میگردد که ناچار میشود دکان صابون پزی دایر کند و به طنز گفته بود:
«چون از دستش برنیامد که لوث باطنی مردم را پاک کند صابون پزی باز کرد تا لااقل کثافتهای ظاهری مردم را پاک کند!».
@tarbd
کاریکاتور تامل برانگیزِ ملانصرالدین در نقد کودک همسری.
زیر کاریکاتور نوشته: چهار دانه کافی است...!👇🏻👇🏻👇🏻
http://www.upsara.com/images/j518942_.jpg
📙تصویری از فرمانده روسی که مجلس را به توپ بست
▪️در این تصویر پالکونیک لیاخوف فرمانده بریگارد مرکزی قوای قزاق به اتفاق وزیرمختار روسیه در ایران و همسر وی مشاهده میشود. پالکونیک (سرهنگ) لیاخوف افسر ارتش روسیه از طرف دربار تزار به ایران اعزام و در زمان سلطنت محمدعلی شاه فرماندهی بریگاد مرکزی قوای قزاق را عهدهدار شد.
ادامه در:
https://www.cafetarikh.com/news/37006/
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
▪️در این تصویر پالکونیک لیاخوف فرمانده بریگارد مرکزی قوای قزاق به اتفاق وزیرمختار روسیه در ایران و همسر وی مشاهده میشود. پالکونیک (سرهنگ) لیاخوف افسر ارتش روسیه از طرف دربار تزار به ایران اعزام و در زمان سلطنت محمدعلی شاه فرماندهی بریگاد مرکزی قوای قزاق را عهدهدار شد.
ادامه در:
https://www.cafetarikh.com/news/37006/
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from کانال عبدالناصر همتی
🗳متن کامل نامه مهم همتی به مردم ایران
▫️نامهای به ایران
👈به رسانه رسمی «ستاد همّتی» بپیوندید.
https://t.me/joinchat/X7_Z1dZQ49w0NmNk
▫️نامهای به ایران
👈به رسانه رسمی «ستاد همّتی» بپیوندید.
https://t.me/joinchat/X7_Z1dZQ49w0NmNk
Forwarded from Taha Ahmadi Ekh
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نگاهی به قدیمی ترین کاریکاتور ایران که حدود 116 سال پیش ، در روزنامه ادب چاپ شد
حتما نگاه کنید تا ببینید مفهوم عقب بودن ایران در 116 سال پیش نسبت به اروپا چه بوده و هست !
حتما نگاه کنید تا ببینید مفهوم عقب بودن ایران در 116 سال پیش نسبت به اروپا چه بوده و هست !
📝📝مهمترین اتفاق این روزها!
✍✍رحیم قمیشی
@jomhuriyat
♈️من این روزها بسیار خوشحالم.
همه از هم میپرسند رأی بدهیم یا ندهیم!
چه آنها که رأی میدهند و چه آنها که نمیدهند، همه رأیشان را مهم میدانند.
آنها که رأی میدهند مصرانه معتقدند نباید بگذارند سرمایههای کشور به فنا برود.
آنها که رأی نمیدهند نمیخواهند بگذارند اصول جمهوریت و آزادی به تمسخر گرفته شوند.
♈️آنها که رأی میدهند حساسیت دارند آینده فرزندانشان با بیتفاوتیشان خراب نشود.
آنها که رأی نمیدهند معتقدند نباید میراث بزرگ مشروطه و خونهای آزادگان وطن از دست برود.
من بین آنها که متعهدانه رأی میدهند و آنها که مسئولانه رأی نمیدهند، هیچ تفاوتی نمیبینم.
و من امروز بسیار خوشحالم!
♈️هیچکس نمیگوید ببینیم بایدن و نتانیاهو چه میگویند تا برعکسشان عمل کنم!
هیچکس نمیگوید برویم از پیرمردها و شیوخ بپرسیم به که باید رأی بدهیم.
هیچکس نمیگوید کدام کاندیداها وعده پرداخت پول بیشتری دادهاند.
هیچکس نمیگوید با رأی دادن یا ندادنم کارم و وظیفه ام به اتمام میرسد.
همه میدانند باید باشند وسط صحنه
و کسی جز خودشان پاسدار شخصیت و منافع و عزت و کشور و رأیشان نیست.
و من بسیار خوشحالم.
♈️من این روزها دیدهام مردم هزاران قدم از سیاسیون پیرمان جلوترند.
حاکمان ما، با اختلاف زیاد، پشت سر مردم حرکت میکنند. اگر بتوانند!
♈️این یک تعارف نیست، هندوانه زیر بغل مردم گذاشتن نیست. ما میان مردمی زندگی میکنیم که دیگر عقلشان معیار تصمیماتشان است. نه شخصیتها، نه عقاید کهنهشان، نه آئینهایشان.
مردم دیگر نه به لباس کاندیداها توجه میکنند نه به قومیتشان، نه به مذهبشان، نه به شعارهای بدون پشتوانهشان، نه به سید بودن و نبودنشان، نه به ژن خوبشان!
آنها دیگر منتظر هیچ پیام از بالاتری نیستند!
منتظر خواب و خیال کسی نیستند.
و من این روزها سر از پا نمی شناسم.
♈️آنها که نمیخواهند رأی بدهند بدون ترس و واهمه نظرشان را میگویند.
آنها که میخواهند رأی بدهند بدون هراس و لاپوشانی میگویند به چه کسی تمایل دارند رأی بدهند.
ما به یک جامعه پیشرفته و متکثر، که همه در آن صاحب حق هستند و صاحب نظر، بسیار نزدیک شدهایم.
و این پیشرفت هرگز به عقب برنخواهد گشت.
و من بسیار خوشحالم.
♈️کسی دیگر نمیتواند دوباره مردم را شبانی کند!
دیگر نمیتوان به آنها گفت این وظیفهتان است.
این راه "راست" است و آن راه "ضلال"
♈️شورای نگهبانیها میروند، حاکمان میروند، دروغگویان میروند، آنها که خود را خدا مینمایند، میروند، آنها که خود برترها و قهرمانهای پوشالی میروند.
آنها که مردم را تنها بعنوان سیاهی لشکر میخواهند میروند...
ولی این مردم میمانند
این رشد و بالندگی مردم
این حس مسئولیت مردم
این توجه مردم به سرنوشتشان
این دانایی و این بزرگی مردم
برای همیشه میماند...
♈️مردم ایران دیگر زیر بار زور نمیروند
آنها که لایههای نهان جامعه را نمیبینند
کافیست با دقت نگاه کنند
مردم تغییر کردهاند
و مهمترین تحولی که ممکن بود
اتفاق افتاده
شاهدم؟
همین انتخابات
مردم همه در صحنهاند
و عمیقتر از بسیاری از مدعیان
همه چیز را میبینند
و من بسیار خوشحالم...
@tarbd
✍✍رحیم قمیشی
@jomhuriyat
♈️من این روزها بسیار خوشحالم.
همه از هم میپرسند رأی بدهیم یا ندهیم!
چه آنها که رأی میدهند و چه آنها که نمیدهند، همه رأیشان را مهم میدانند.
آنها که رأی میدهند مصرانه معتقدند نباید بگذارند سرمایههای کشور به فنا برود.
آنها که رأی نمیدهند نمیخواهند بگذارند اصول جمهوریت و آزادی به تمسخر گرفته شوند.
♈️آنها که رأی میدهند حساسیت دارند آینده فرزندانشان با بیتفاوتیشان خراب نشود.
آنها که رأی نمیدهند معتقدند نباید میراث بزرگ مشروطه و خونهای آزادگان وطن از دست برود.
من بین آنها که متعهدانه رأی میدهند و آنها که مسئولانه رأی نمیدهند، هیچ تفاوتی نمیبینم.
و من امروز بسیار خوشحالم!
♈️هیچکس نمیگوید ببینیم بایدن و نتانیاهو چه میگویند تا برعکسشان عمل کنم!
هیچکس نمیگوید برویم از پیرمردها و شیوخ بپرسیم به که باید رأی بدهیم.
هیچکس نمیگوید کدام کاندیداها وعده پرداخت پول بیشتری دادهاند.
هیچکس نمیگوید با رأی دادن یا ندادنم کارم و وظیفه ام به اتمام میرسد.
همه میدانند باید باشند وسط صحنه
و کسی جز خودشان پاسدار شخصیت و منافع و عزت و کشور و رأیشان نیست.
و من بسیار خوشحالم.
♈️من این روزها دیدهام مردم هزاران قدم از سیاسیون پیرمان جلوترند.
حاکمان ما، با اختلاف زیاد، پشت سر مردم حرکت میکنند. اگر بتوانند!
♈️این یک تعارف نیست، هندوانه زیر بغل مردم گذاشتن نیست. ما میان مردمی زندگی میکنیم که دیگر عقلشان معیار تصمیماتشان است. نه شخصیتها، نه عقاید کهنهشان، نه آئینهایشان.
مردم دیگر نه به لباس کاندیداها توجه میکنند نه به قومیتشان، نه به مذهبشان، نه به شعارهای بدون پشتوانهشان، نه به سید بودن و نبودنشان، نه به ژن خوبشان!
آنها دیگر منتظر هیچ پیام از بالاتری نیستند!
منتظر خواب و خیال کسی نیستند.
و من این روزها سر از پا نمی شناسم.
♈️آنها که نمیخواهند رأی بدهند بدون ترس و واهمه نظرشان را میگویند.
آنها که میخواهند رأی بدهند بدون هراس و لاپوشانی میگویند به چه کسی تمایل دارند رأی بدهند.
ما به یک جامعه پیشرفته و متکثر، که همه در آن صاحب حق هستند و صاحب نظر، بسیار نزدیک شدهایم.
و این پیشرفت هرگز به عقب برنخواهد گشت.
و من بسیار خوشحالم.
♈️کسی دیگر نمیتواند دوباره مردم را شبانی کند!
دیگر نمیتوان به آنها گفت این وظیفهتان است.
این راه "راست" است و آن راه "ضلال"
♈️شورای نگهبانیها میروند، حاکمان میروند، دروغگویان میروند، آنها که خود را خدا مینمایند، میروند، آنها که خود برترها و قهرمانهای پوشالی میروند.
آنها که مردم را تنها بعنوان سیاهی لشکر میخواهند میروند...
ولی این مردم میمانند
این رشد و بالندگی مردم
این حس مسئولیت مردم
این توجه مردم به سرنوشتشان
این دانایی و این بزرگی مردم
برای همیشه میماند...
♈️مردم ایران دیگر زیر بار زور نمیروند
آنها که لایههای نهان جامعه را نمیبینند
کافیست با دقت نگاه کنند
مردم تغییر کردهاند
و مهمترین تحولی که ممکن بود
اتفاق افتاده
شاهدم؟
همین انتخابات
مردم همه در صحنهاند
و عمیقتر از بسیاری از مدعیان
همه چیز را میبینند
و من بسیار خوشحالم...
@tarbd
⭕️در چرایی بی فایده بودن استراتژی «چوب خشک» اصلاح طلبان
🖌عقیل دغاقله
✅از سال ۵۷ تاکنون، اپوزیسیون جمهوری اسلامی با انواع کمپین ها، و علیرغم نارضایتی های موجود در دهه های اخیر، ناموفق و فشل بوده است. دلیل این شکست های مکرر، اول از همه ریشه در عدم شناخت جامعه و دوم اتکا به ایده «حرف درمانی» بوده است. اینکه «من می گویم براندازی تنها راه است و اگر حمایت نکنید خائن به مملکت و مردم اید.» و البته همیشه در بزنگاه های تاریخی که کمپین های آنان به دیوار می خورد، نالان و گریان، سیل تهمت ها را به مردم و یکدیگر روانه می ساختند.
✅به نظر می رسد، اکنون نوبت به بخشی از اصلاح طلبان رسیده است تا در این «انتخابات» متوجه شوند که «کمپین» و «دعوت» و استفاده از این چهره یا آن چهره جوابگو نیست. این کمپین ها زمانی جواب می دهند که گفتمانی مشخص با راه حلی روشن و سرمایه ای اجتماعی برای بسیج اجتماعی همراه شوند. مشکل اما زمانی است که نه گفتمانی وجود دارد و نه سرمایه ای.
✅ واقعیت آن است که جریان اصلاحات با بی توجهی به اقشار محروم و محذوف، پشت کردن عملی به عدالت اجتماعی، و بهره گیری ابزاری از عناوینی چون حقوق اقلیت های قومی و مذهبی، و تکیه بر اصلاح طلبان حکومتی و بادکنکی که تهوع آورترین نمایش آنها را در دیدار چند روز پیش بخشی آنان با رئیسی می توان دید، چوب حراج بر هر آنچه داشتند زدند.
✅جریان اصلاحات با عدالت شروع شد. با نقدهای تند و تیز به سیاست های دولت هاشمی و بعدها با محوریت دادن به گشایش و توسعه سیاسی در کنار عدالت. اما به تدریج به گفتمانی ایدئولوژیک بدل شد که به نام «توسعه»، «دموکراسی»، و «مدرنیزاسیون» زمینه رشد نابرابری های اقتصادی، تخریب محیط زیست، توسعه و رشد گرایشات ایرانشهری را فراهم آورد. از عدالت، محیط زیست، حقوق اقلیت ها و دموکراسی می گوید، اما با کارگزاران و تکنوکرات هایی که در دولت های مختلف خود مسبب این همه بی عدالتی، نابرابری، فقر، سیاست زدایی و آسیب به محیط زیست بوده اند پیوندی ارگانیک می زند. تکنوکرات هایی که چه در دولت هاشمی، چه در دولت خاتمی و چه در دولت روحانی راهبر و مجری برنامه های اقتصادی «توسعه گرایانه»، خصوصی سازی های فله ای، سدسازی های بی رویه، پروژه های کشاورزی غلط و تخریب محیط زیست بوده اند. تکنوکرات هایی و برنامه ریزانی که با نسخه های اقتصادی شان به خلق طبقه ای فاسد در مرکز منجر شدند، و با زد و بندهای پشت پرده به تقویت و رشد نظامیان در ساخت سیاسی قدرت دامن زدند. کارگزاران و تکنوکرات هایی که در عمل مدیر و راهبر پروژه های استعماری شدند که از عسلویه که پایتخت گاز جهان است تا تمامی میادین نفتی و پروژه های صنعتی، کشاورزی و تجاری را در خدمت فربه کردن نیروهای نظامی درون مرزی و برون مرزی، از یک سو، و شکل گیری طبقه ای فاسد به کار گرفتند. کارگزارن و تکنوکرات هایی که میلیون ها انسان را به زیر خط فقر بردند و سوار بر غلتک «توسعه» از روی استخوان های درهم شکسته این مردم رد شدند. و در همه آنچه گذشت اصلاحات در عمل یک ایدئولوژی سیاسی بود که پرده بر این مناسبات مافیایی می انداخت.
امیدوارم پاسخ به این نقدها این نباشد که این همه فلاکت تنها محصول احمدی نژاد است یا تحریم های ترامپ! چرا که خوب می دانیم، عمده این سیاست ها از بطن دولت های هاشمی، خاتمی و روحانی و برنامه ریزان و سکانداران این دولت ها برآمده اند. و البته که احمدی نژاد نیز با اعتراض به این مناسبات رای گرفت و بعدها به آنها عمق بخشید.
به تدریج اما حجاب ها بر افتادند و ایدئولوژی اصلاح طلبانه از نفس افتاد. مشکل اما این است که بخش های قابل توجهی از اصلاح طلبان هنوز متوجه این نکته نشده اند. و نمی بینند که سرمایه اجتماعی ای دیگر بر کف نمانده است. و بدون توجه به این نکته و بدون توضیحی به مردم درباره نقش شان در آنچه گذشت، دوباره با برکشیدن چهره ای از میان همان تکنوکرات ها می خواهند مردم را بسیج کنند تا در برابر «پروژه ای کودتایی» بایستند. و دوباره تمامی ایده ها و مفاهیمی چون «عدالت» و «دموکراسی» را در پای آنانی ذبح کنند که خود مستقیم یا غیر مستقیم مسبب وضعیت کنونی بوده اند. و تصور می کنند در این بازار مکاره می توانند هر «چوب خشکی» را به مردم بفروشند، و هر که متفاوت از آنان بیندیشند را به چوب خشک «خیانت» برانند. گرچه بعید نمی دانم که این بار نه تنها این چوب خشک بر دست شان باقی خواهد ماند که هر چهره سیاسی، فرهنگی و اجتماعی را که به حمایت از این «چوب خشک» آورده اند نیز به چوب خشکی مبدل خواهند کرد.
@tarbd
🖌عقیل دغاقله
✅از سال ۵۷ تاکنون، اپوزیسیون جمهوری اسلامی با انواع کمپین ها، و علیرغم نارضایتی های موجود در دهه های اخیر، ناموفق و فشل بوده است. دلیل این شکست های مکرر، اول از همه ریشه در عدم شناخت جامعه و دوم اتکا به ایده «حرف درمانی» بوده است. اینکه «من می گویم براندازی تنها راه است و اگر حمایت نکنید خائن به مملکت و مردم اید.» و البته همیشه در بزنگاه های تاریخی که کمپین های آنان به دیوار می خورد، نالان و گریان، سیل تهمت ها را به مردم و یکدیگر روانه می ساختند.
✅به نظر می رسد، اکنون نوبت به بخشی از اصلاح طلبان رسیده است تا در این «انتخابات» متوجه شوند که «کمپین» و «دعوت» و استفاده از این چهره یا آن چهره جوابگو نیست. این کمپین ها زمانی جواب می دهند که گفتمانی مشخص با راه حلی روشن و سرمایه ای اجتماعی برای بسیج اجتماعی همراه شوند. مشکل اما زمانی است که نه گفتمانی وجود دارد و نه سرمایه ای.
✅ واقعیت آن است که جریان اصلاحات با بی توجهی به اقشار محروم و محذوف، پشت کردن عملی به عدالت اجتماعی، و بهره گیری ابزاری از عناوینی چون حقوق اقلیت های قومی و مذهبی، و تکیه بر اصلاح طلبان حکومتی و بادکنکی که تهوع آورترین نمایش آنها را در دیدار چند روز پیش بخشی آنان با رئیسی می توان دید، چوب حراج بر هر آنچه داشتند زدند.
✅جریان اصلاحات با عدالت شروع شد. با نقدهای تند و تیز به سیاست های دولت هاشمی و بعدها با محوریت دادن به گشایش و توسعه سیاسی در کنار عدالت. اما به تدریج به گفتمانی ایدئولوژیک بدل شد که به نام «توسعه»، «دموکراسی»، و «مدرنیزاسیون» زمینه رشد نابرابری های اقتصادی، تخریب محیط زیست، توسعه و رشد گرایشات ایرانشهری را فراهم آورد. از عدالت، محیط زیست، حقوق اقلیت ها و دموکراسی می گوید، اما با کارگزاران و تکنوکرات هایی که در دولت های مختلف خود مسبب این همه بی عدالتی، نابرابری، فقر، سیاست زدایی و آسیب به محیط زیست بوده اند پیوندی ارگانیک می زند. تکنوکرات هایی که چه در دولت هاشمی، چه در دولت خاتمی و چه در دولت روحانی راهبر و مجری برنامه های اقتصادی «توسعه گرایانه»، خصوصی سازی های فله ای، سدسازی های بی رویه، پروژه های کشاورزی غلط و تخریب محیط زیست بوده اند. تکنوکرات هایی و برنامه ریزانی که با نسخه های اقتصادی شان به خلق طبقه ای فاسد در مرکز منجر شدند، و با زد و بندهای پشت پرده به تقویت و رشد نظامیان در ساخت سیاسی قدرت دامن زدند. کارگزاران و تکنوکرات هایی که در عمل مدیر و راهبر پروژه های استعماری شدند که از عسلویه که پایتخت گاز جهان است تا تمامی میادین نفتی و پروژه های صنعتی، کشاورزی و تجاری را در خدمت فربه کردن نیروهای نظامی درون مرزی و برون مرزی، از یک سو، و شکل گیری طبقه ای فاسد به کار گرفتند. کارگزارن و تکنوکرات هایی که میلیون ها انسان را به زیر خط فقر بردند و سوار بر غلتک «توسعه» از روی استخوان های درهم شکسته این مردم رد شدند. و در همه آنچه گذشت اصلاحات در عمل یک ایدئولوژی سیاسی بود که پرده بر این مناسبات مافیایی می انداخت.
امیدوارم پاسخ به این نقدها این نباشد که این همه فلاکت تنها محصول احمدی نژاد است یا تحریم های ترامپ! چرا که خوب می دانیم، عمده این سیاست ها از بطن دولت های هاشمی، خاتمی و روحانی و برنامه ریزان و سکانداران این دولت ها برآمده اند. و البته که احمدی نژاد نیز با اعتراض به این مناسبات رای گرفت و بعدها به آنها عمق بخشید.
به تدریج اما حجاب ها بر افتادند و ایدئولوژی اصلاح طلبانه از نفس افتاد. مشکل اما این است که بخش های قابل توجهی از اصلاح طلبان هنوز متوجه این نکته نشده اند. و نمی بینند که سرمایه اجتماعی ای دیگر بر کف نمانده است. و بدون توجه به این نکته و بدون توضیحی به مردم درباره نقش شان در آنچه گذشت، دوباره با برکشیدن چهره ای از میان همان تکنوکرات ها می خواهند مردم را بسیج کنند تا در برابر «پروژه ای کودتایی» بایستند. و دوباره تمامی ایده ها و مفاهیمی چون «عدالت» و «دموکراسی» را در پای آنانی ذبح کنند که خود مستقیم یا غیر مستقیم مسبب وضعیت کنونی بوده اند. و تصور می کنند در این بازار مکاره می توانند هر «چوب خشکی» را به مردم بفروشند، و هر که متفاوت از آنان بیندیشند را به چوب خشک «خیانت» برانند. گرچه بعید نمی دانم که این بار نه تنها این چوب خشک بر دست شان باقی خواهد ماند که هر چهره سیاسی، فرهنگی و اجتماعی را که به حمایت از این «چوب خشک» آورده اند نیز به چوب خشکی مبدل خواهند کرد.
@tarbd
گونه جدیدی از کرگدن باستانی عظیمالجثه در شمال غربی چین پیدا شده است.
این گونه که ۲۶/۵ میلیون سال پیش زندگی میکرده و ۲۱ تن وزن داشته است، چیزی معادل چهار فیل آفریقایی بزرگ.
این جانور بیشاخ همچنین تا هفت متر قد داشته است و میتوانسته از سرشاخههای درختان تغذیه کند.
مطالعهای که اخیرا در ژورنال زیستشناسی ارتباطی منتشر شد، میگوید که فسیل یافتشده در سال ۲۰۱۵ در چین به گونهای کاملا جدید و متفاوت از کرگدنهای عظیمالجثه تعلق دارد.
جمجمه این کرگدن کشیده است و باریک؛ و بینی آن به بینی تاپیر شباهت دارد. این کرگدن احتمالا از خویشان کرگدنهای عظیمالجثهای بوده که زمانی در پاکستان زندگی میکردند.
@tarbd
این گونه که ۲۶/۵ میلیون سال پیش زندگی میکرده و ۲۱ تن وزن داشته است، چیزی معادل چهار فیل آفریقایی بزرگ.
این جانور بیشاخ همچنین تا هفت متر قد داشته است و میتوانسته از سرشاخههای درختان تغذیه کند.
مطالعهای که اخیرا در ژورنال زیستشناسی ارتباطی منتشر شد، میگوید که فسیل یافتشده در سال ۲۰۱۵ در چین به گونهای کاملا جدید و متفاوت از کرگدنهای عظیمالجثه تعلق دارد.
جمجمه این کرگدن کشیده است و باریک؛ و بینی آن به بینی تاپیر شباهت دارد. این کرگدن احتمالا از خویشان کرگدنهای عظیمالجثهای بوده که زمانی در پاکستان زندگی میکردند.
@tarbd
Forwarded from اصفهان خبر
⬅️ خبرگزاری فارس: مشارکت در انتخابات تا عصر امروز، ۱۴ میلیون نفر
🔹پیگیریهای خبرنگار فارس حاکی از این است که تا ساعت ۱۶:۴۵ امروز بیش از ۱۴ میلیون نفر (۲۳ درصد) در انتخابات ریاست جمهوری مشارکت داشتهاند.
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
🔹پیگیریهای خبرنگار فارس حاکی از این است که تا ساعت ۱۶:۴۵ امروز بیش از ۱۴ میلیون نفر (۲۳ درصد) در انتخابات ریاست جمهوری مشارکت داشتهاند.
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
Forwarded from اصفهان خبر
🔺آمار غیر رسمی از مشارکت استانها تا پایان شب گذشته
🔸استان اصفهان، بیش از ۴۰ درصد
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
🔸استان اصفهان، بیش از ۴۰ درصد
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf