Forwarded from کتابهای ممنوعه
دلیران جانباز. @ketab_mamnouee.pdf
5.1 MB
«انتخابات ۱۴۰۰ و اصلاحطلبان»
انتخابات برای اصلاحطلبان پیش از شروع تمام شد. جستهوگریخته گفتهاند از نامزدی حمایت نمیکنند و البته به همین حد هم بسنده کردهاند. کسی از دل دیگران خبر ندارد و نیتخوانی هم نه جزئی از کار علمی است و نه در تحلیلی عینی جایی دارد، اما حدس میزنم خود اصلاحطلبان هم از اینکه گزینههایشان تأییدصلاحیت نشد ته دل خوشحال شدند. البته گواهم برای این ادعا این نیست که جهانگیری گفته بود از خوشحالی در خانهشان بابت عدم تأییدصلاحیتش جشن بود! بلکه دلیلم این است که حدس میزنم خود اصلاحطلبان میدانند جو جامعه نسبت به حمایت از آنها چگونه است.
احتمالاً کم نبودند اصلاحطلبانی که این بار حدس میزدند حتی اگر شاخصترین نمایندهشان وارد انتخابات شود، شکست خواهد خورد، در حالی که در دورههای پیشین نمایندگانشان یا هر نامزد و فهرستی که حمایت آنها را داشت، راه آسانی تا پیروزی داشت ــ یا دستکم رقیبشان کار بسیار دشواری برای شکست دادنشان داشت. بنابراین شورای نگهبان بار سنگینی را از دوششان برداشت و حالا میتوانند نفسی به راحتی بکشند و ادعا کنند طرف مقابل در غیابشان پیروز شده است، در حالی که این بار احتمالاً اگر حضور هم داشتند، رقیب برنده بود.
همین تحلیل را برخی از فعالان اصولگرا هم دارند. وحید یامینپور گله کرده بود که «پیروزی دلچسبمان به یک پیروزی پر طعن و کنایه بدل شده و رقیب فرصتشناس هم شکست کمرشکنش را با یک قهر قهرمانانه بدل زده و... با عجله بیانیۀ خداحافظی در اوج منتشر کرده.» درست میگوید، خدا به اصلاحطلبان رحم کرد. به شخصه با بسیاری از اصلاحطلبان دوستی و آشنایی دارم و اصلاً با برخی از آنها حبس کشیدهام و نمیتوان مرا متهم به بدخواهی کرد، اما اینجا همان بنبستی است که منتقدانِ اصلاحطلبان آن را پیشبینی میکردند. واقعیت این است که اصلاحطلبان ــ و اصلاحطلبی ــ شکست خورده است.
اگر فرضی را که مطرح کردم بپذیریم، باید گفت اصلاحطلبان در برابر دو شکست قرار داشتند: اگر نمایندگانشان همگی رد صلاحیت میشدند (اتفاقی که افتاد)، باختِ پیش از بازی بود؛ و اگر وارد انتخابات میشدند، نمیتوانستند رأی مردم را مانند دورههای پیشین وام بگیرند و افول پشتوانۀ مردمیشان را به عینه میدیدند که این باخت به مراتب بزرگتری بود (زیرا مگر اصلاحطلبان جز پشتوانۀ مردمی چه سرمایۀ دیگری دارند؟). اما در همان حالت اول نیز ابعادِ اصلی باخت ناپیدا ماند: وقتی یک جریان سیاسی همۀ نمایندگان سیاسیاش رد صلاحیت میشوند و جامعه بیتفاوت از کنار آن میگذرد، فاجعه نیست؟ کلاً در چه صورت اصلاحطلبان میپذیرند فاجعهای گریبانگیرشان شده؟
هر بار مطلبی از این دست در نقد اصلاحطلبان نوشتهام معمولاً با دو دست واکنش احساسی روبرو شدهام: از یک سو رأیدهندگانی که حس میکنند با رأی دادن به اصلاحطلبان سرشان کلاه رفته یا رأیشان بیهوده بوده است، دلشاد میشود، و از دیگر سو کسانی که همدلی استواری با اصلاحطلبان دارند رنجیدهخاطر احساس میکنند این نقدها غیرمنصفانه یا غیرواقعبینانه است و جملاتی از این دست میشنوم: «مگه چیکار میشد کرد؟»، «کنار گود نشستی و میگی لنگش کن!»، «اصلاحطلبان این همه هزینه دادند، مگه شما چه کردی؟»
اما در نهایت هر دوی این زوایای دیدِ احساسی اصل قضیه را نمیبینند و آن این است که شکست اصلاحطلبی شکست همه است؛ حتی شکست کسانی که هیچگاه چشم دیدن اصلاحطلبان را نداشتهاند. مسئله این است که در یک اکوسیستم سیاسی هر جریانی کارکرد خود را دارد و اینطور نیست که حذف یک عنصر اساسی به نفع دیگران تمام شود. اکوسیستم ناقص ویران میشود و آسیب آن گریبان همه را میگیرد؛ حتی براندازان باید بسیار خوشخیال باشند که فکر کنند پایان این فرایند به نفعشان خواهد بود، زیرا عناصر و نیروهای واگرا و همگرای جامعه بسیار متکثر از آنند که حتی در حالت منظم بتوان برآیند نهایی آنها را پیشبینی کرد، چه رسد در تضارب محض! فقط محض یادآوری بگویم که از میان همۀ نیروهایی که به انقلاب ۵۷ دل بسته بودند، فقط یک نیرو کامروا شد!
چاره چه بود که اندیشیده نشد؟ چاره در این بیت محمدعلی بهمنی است: «مگذار که دندانزدۀ غم شود ای دوست / این سیب که ناچیده به دامان تو افتاد!» رابطۀ جامعه با اصلاحطلبان همینگونه بود: «جنبش اجتماعی» سیبی بود که ناچیده به دامان اصلاحطلبان افتاد. اما اصلاحطلبان با قرائتی افراطی از نظریۀ «ماندن در حکومت به هر بهایی» آن را از دست دادند. نتیجه اینکه تئوریسین ارشد اصلاحات امروز میگوید «اصلاح طلبان دیگر در شطرنج سیاسیای که حین انجام برقش قطع شود، شرکت نمیکنند؛ مگر آنکه انتخابات آزاد شود.» کسی که باید نفر اول این نکته را میفهمید، آخرین نفر فهمید...
@tarbd
انتخابات برای اصلاحطلبان پیش از شروع تمام شد. جستهوگریخته گفتهاند از نامزدی حمایت نمیکنند و البته به همین حد هم بسنده کردهاند. کسی از دل دیگران خبر ندارد و نیتخوانی هم نه جزئی از کار علمی است و نه در تحلیلی عینی جایی دارد، اما حدس میزنم خود اصلاحطلبان هم از اینکه گزینههایشان تأییدصلاحیت نشد ته دل خوشحال شدند. البته گواهم برای این ادعا این نیست که جهانگیری گفته بود از خوشحالی در خانهشان بابت عدم تأییدصلاحیتش جشن بود! بلکه دلیلم این است که حدس میزنم خود اصلاحطلبان میدانند جو جامعه نسبت به حمایت از آنها چگونه است.
احتمالاً کم نبودند اصلاحطلبانی که این بار حدس میزدند حتی اگر شاخصترین نمایندهشان وارد انتخابات شود، شکست خواهد خورد، در حالی که در دورههای پیشین نمایندگانشان یا هر نامزد و فهرستی که حمایت آنها را داشت، راه آسانی تا پیروزی داشت ــ یا دستکم رقیبشان کار بسیار دشواری برای شکست دادنشان داشت. بنابراین شورای نگهبان بار سنگینی را از دوششان برداشت و حالا میتوانند نفسی به راحتی بکشند و ادعا کنند طرف مقابل در غیابشان پیروز شده است، در حالی که این بار احتمالاً اگر حضور هم داشتند، رقیب برنده بود.
همین تحلیل را برخی از فعالان اصولگرا هم دارند. وحید یامینپور گله کرده بود که «پیروزی دلچسبمان به یک پیروزی پر طعن و کنایه بدل شده و رقیب فرصتشناس هم شکست کمرشکنش را با یک قهر قهرمانانه بدل زده و... با عجله بیانیۀ خداحافظی در اوج منتشر کرده.» درست میگوید، خدا به اصلاحطلبان رحم کرد. به شخصه با بسیاری از اصلاحطلبان دوستی و آشنایی دارم و اصلاً با برخی از آنها حبس کشیدهام و نمیتوان مرا متهم به بدخواهی کرد، اما اینجا همان بنبستی است که منتقدانِ اصلاحطلبان آن را پیشبینی میکردند. واقعیت این است که اصلاحطلبان ــ و اصلاحطلبی ــ شکست خورده است.
اگر فرضی را که مطرح کردم بپذیریم، باید گفت اصلاحطلبان در برابر دو شکست قرار داشتند: اگر نمایندگانشان همگی رد صلاحیت میشدند (اتفاقی که افتاد)، باختِ پیش از بازی بود؛ و اگر وارد انتخابات میشدند، نمیتوانستند رأی مردم را مانند دورههای پیشین وام بگیرند و افول پشتوانۀ مردمیشان را به عینه میدیدند که این باخت به مراتب بزرگتری بود (زیرا مگر اصلاحطلبان جز پشتوانۀ مردمی چه سرمایۀ دیگری دارند؟). اما در همان حالت اول نیز ابعادِ اصلی باخت ناپیدا ماند: وقتی یک جریان سیاسی همۀ نمایندگان سیاسیاش رد صلاحیت میشوند و جامعه بیتفاوت از کنار آن میگذرد، فاجعه نیست؟ کلاً در چه صورت اصلاحطلبان میپذیرند فاجعهای گریبانگیرشان شده؟
هر بار مطلبی از این دست در نقد اصلاحطلبان نوشتهام معمولاً با دو دست واکنش احساسی روبرو شدهام: از یک سو رأیدهندگانی که حس میکنند با رأی دادن به اصلاحطلبان سرشان کلاه رفته یا رأیشان بیهوده بوده است، دلشاد میشود، و از دیگر سو کسانی که همدلی استواری با اصلاحطلبان دارند رنجیدهخاطر احساس میکنند این نقدها غیرمنصفانه یا غیرواقعبینانه است و جملاتی از این دست میشنوم: «مگه چیکار میشد کرد؟»، «کنار گود نشستی و میگی لنگش کن!»، «اصلاحطلبان این همه هزینه دادند، مگه شما چه کردی؟»
اما در نهایت هر دوی این زوایای دیدِ احساسی اصل قضیه را نمیبینند و آن این است که شکست اصلاحطلبی شکست همه است؛ حتی شکست کسانی که هیچگاه چشم دیدن اصلاحطلبان را نداشتهاند. مسئله این است که در یک اکوسیستم سیاسی هر جریانی کارکرد خود را دارد و اینطور نیست که حذف یک عنصر اساسی به نفع دیگران تمام شود. اکوسیستم ناقص ویران میشود و آسیب آن گریبان همه را میگیرد؛ حتی براندازان باید بسیار خوشخیال باشند که فکر کنند پایان این فرایند به نفعشان خواهد بود، زیرا عناصر و نیروهای واگرا و همگرای جامعه بسیار متکثر از آنند که حتی در حالت منظم بتوان برآیند نهایی آنها را پیشبینی کرد، چه رسد در تضارب محض! فقط محض یادآوری بگویم که از میان همۀ نیروهایی که به انقلاب ۵۷ دل بسته بودند، فقط یک نیرو کامروا شد!
چاره چه بود که اندیشیده نشد؟ چاره در این بیت محمدعلی بهمنی است: «مگذار که دندانزدۀ غم شود ای دوست / این سیب که ناچیده به دامان تو افتاد!» رابطۀ جامعه با اصلاحطلبان همینگونه بود: «جنبش اجتماعی» سیبی بود که ناچیده به دامان اصلاحطلبان افتاد. اما اصلاحطلبان با قرائتی افراطی از نظریۀ «ماندن در حکومت به هر بهایی» آن را از دست دادند. نتیجه اینکه تئوریسین ارشد اصلاحات امروز میگوید «اصلاح طلبان دیگر در شطرنج سیاسیای که حین انجام برقش قطع شود، شرکت نمیکنند؛ مگر آنکه انتخابات آزاد شود.» کسی که باید نفر اول این نکته را میفهمید، آخرین نفر فهمید...
@tarbd
📙حد وسطی وجود ندارد، مردم یا فقیرند یا غنی!!!
▪️برخی معتقدند که ساختار اجتماعی قاجاریان فاقد طبقه متوسط اعم از سنتی و متوسط بود و اکثر مردم در دو طیف غنی و یا فقیر قرار داشتند.
▪️«جان ریشارد» در کتاب «بیست سال در ایران» مینویسد: تا آنجا که من تجربه کردم، در ایران طبقه متوسط وجود ندارد، مردم یا فقيرند یا غنی، ثروت گروه مرفه بیشتر در زمینهای حاصلخیز است، که دهقانان در آنجا به کار کشاورزی اشتغال دارند. پرداخت مالیات مستقیم معمول نیست، زیرا دهکدهها و زمینهای کشاورزی یکساله به بیشترین پیشنهاد دهنده واگذار میشود و او خود مسئول است که با دولت کنار بیاید.
▪️مالك، کسی را به عنوان پیشکار یا ناظر برای رسیدگی به املاك و حتی رتق و فتق امور منزل استخدام میکند و میگمارد و او سهم مالك را که همیشه بیشترین مقدار است از دسترنج زحمت کشان بیچاره جمع آوری میکند. حاصل کار چنین است که دهقان همیشه بیچارهتر و درماندهتر و مالك روز به روز ثروتمندتر میشود.
📝کافه تاریخ
@tarbd
▪️برخی معتقدند که ساختار اجتماعی قاجاریان فاقد طبقه متوسط اعم از سنتی و متوسط بود و اکثر مردم در دو طیف غنی و یا فقیر قرار داشتند.
▪️«جان ریشارد» در کتاب «بیست سال در ایران» مینویسد: تا آنجا که من تجربه کردم، در ایران طبقه متوسط وجود ندارد، مردم یا فقيرند یا غنی، ثروت گروه مرفه بیشتر در زمینهای حاصلخیز است، که دهقانان در آنجا به کار کشاورزی اشتغال دارند. پرداخت مالیات مستقیم معمول نیست، زیرا دهکدهها و زمینهای کشاورزی یکساله به بیشترین پیشنهاد دهنده واگذار میشود و او خود مسئول است که با دولت کنار بیاید.
▪️مالك، کسی را به عنوان پیشکار یا ناظر برای رسیدگی به املاك و حتی رتق و فتق امور منزل استخدام میکند و میگمارد و او سهم مالك را که همیشه بیشترین مقدار است از دسترنج زحمت کشان بیچاره جمع آوری میکند. حاصل کار چنین است که دهقان همیشه بیچارهتر و درماندهتر و مالك روز به روز ثروتمندتر میشود.
📝کافه تاریخ
@tarbd
امروز، ۳۱ مه روز بینالمللی، جهانِ خالی از تنباکو است.
سازمان بهداشت جهانی این روز را به منظور افزایش آگاهی عمومی در سال ۱۹۸۷ به عنوان روز بین المللی جهان خالی از تنباکو نامگذاری کرده است.
هدف از این کار جلوگیری از مصرف تنباکو و بیماریهای ناشی از استفاده این گیاه عنوان شده است.
سازمان بهداشت جهانی گفته که شیوع کرونا سبب شده که میلیونها نفر در جهان به دنبال ترک استفاده از تنباکو باشند.
https://bbc.in/3g0G398
@tarbd
سازمان بهداشت جهانی این روز را به منظور افزایش آگاهی عمومی در سال ۱۹۸۷ به عنوان روز بین المللی جهان خالی از تنباکو نامگذاری کرده است.
هدف از این کار جلوگیری از مصرف تنباکو و بیماریهای ناشی از استفاده این گیاه عنوان شده است.
سازمان بهداشت جهانی گفته که شیوع کرونا سبب شده که میلیونها نفر در جهان به دنبال ترک استفاده از تنباکو باشند.
https://bbc.in/3g0G398
@tarbd
✅قطار منتظر نخست وزیر هم نمیماند
✍ مزبان حبیبی
ویدئویی در فضای مجازی منتشر شد که بوریس جانسون، نخست وزیر انگلیس را در حال دویدن نشان میدهد تا به موقع به قطار برسد.
او نیک میداند نه قطار منتظر او میماند و نه او قدرت نگهداشتن قطار را دارد هرچند فرمانده یکی از ارتشهای قدرتمند جهان باشد.*
یعنی: نخست وزیر انگلیس در حال دویدن است که به قطار برسد!؟
آری، کاملا درست است، *اگر او عجله نکند و پای دویدن نداشته باشد، قطعا از قطار جا خواهد ماند و میداند که توان چند ثانیه نگهداشتن قطار را ندارد هرچند مدیریت پنجمین اقتصاد قدرتمند جهان را در اختیار داشته باشد.*
🔻چند نکته در مورد همین چند ثانیه ویدئو، قابل ذکر است.
۱. نخست وزیر انگلیس از مترو استفاده میکند و ممکن است از قطار جا بماند.
۲. *قطار منتظر نخست وزیر هم نمیماند* و وقت شهروندان به اندازه وقت نخست وزیر مهم است.
۳. *هیچ محافظت خاصی که زندگی مردم را مختل کند، دیده نمیشود* و کسی هم برای گرفتن امضا از او، مزاحمش نمیشود. رفتار مردم، فیلمبردار و پلیس هم در جای خود قابل تأمل است.
۴. *آنها ادعای اتصال به دین، مذهب و خدا هم ندارند* اما میدانند که همه با هم برابرند، همان چیزی که آموزههای دینی ما بر آن اصرار دارد.
۵. اگر کسی از مردم عادی با نخستوزیر انگلیس کاری داشته باشد، میتواند او را در قطار ملاقات کند.
۶. *این شخصی که در حال دویدن است، سالانه امور مربوط به هزار میلیارد دلار بودجه انگلیس را انجام میدهد،* مقایسه کنید با بودجه ۳۹ میلیارد دلاری کشورمان
۷. *بوریس جانسون، فرمانده هشتمین نیروی نظامی در دنیاست،* اما نمیتواند دستور به توقف قطار دهد.
۸. *او نخست وزیر پنجمین اقتصاد قدرتمند دنیاست، اما اگر چند ثانیه دیر برسد به قطار نخواهد رسید*. آنها برای مقابله با کرونا ۴۳۵ میلیارد پوند بودجه در نظر گرفته اند در حالیکه سرنوست آن یک میلیارد دلاری که قرار بوده دولت و مجلس برای مقابله با کرونا قول داده بودند، نامعلوم است.
۹. *در کشوری که قطار برای نخست وزیر هم منتظر نمیماند، درآمد سرانه هر نفر بیش از ۴۶,۰۰۰ دلار در سال است.*
۱۰. آمار و ارقام، همه چیز را مشخص میکند، *میانگین حقوق دریافتی برای هر نفر شاغل در آنجا، ۳۸۰۰ دلار در ماه است.*
۱۱. کشوری که شخص در حال دویدن نخست وزیر آن است تا به موقع به قطار برسد، سالانه بیش از ۵۰۰ میلیارد دلار صادرات دارد.
✍ مزبان حبیبی
ویدئویی در فضای مجازی منتشر شد که بوریس جانسون، نخست وزیر انگلیس را در حال دویدن نشان میدهد تا به موقع به قطار برسد.
او نیک میداند نه قطار منتظر او میماند و نه او قدرت نگهداشتن قطار را دارد هرچند فرمانده یکی از ارتشهای قدرتمند جهان باشد.*
یعنی: نخست وزیر انگلیس در حال دویدن است که به قطار برسد!؟
آری، کاملا درست است، *اگر او عجله نکند و پای دویدن نداشته باشد، قطعا از قطار جا خواهد ماند و میداند که توان چند ثانیه نگهداشتن قطار را ندارد هرچند مدیریت پنجمین اقتصاد قدرتمند جهان را در اختیار داشته باشد.*
🔻چند نکته در مورد همین چند ثانیه ویدئو، قابل ذکر است.
۱. نخست وزیر انگلیس از مترو استفاده میکند و ممکن است از قطار جا بماند.
۲. *قطار منتظر نخست وزیر هم نمیماند* و وقت شهروندان به اندازه وقت نخست وزیر مهم است.
۳. *هیچ محافظت خاصی که زندگی مردم را مختل کند، دیده نمیشود* و کسی هم برای گرفتن امضا از او، مزاحمش نمیشود. رفتار مردم، فیلمبردار و پلیس هم در جای خود قابل تأمل است.
۴. *آنها ادعای اتصال به دین، مذهب و خدا هم ندارند* اما میدانند که همه با هم برابرند، همان چیزی که آموزههای دینی ما بر آن اصرار دارد.
۵. اگر کسی از مردم عادی با نخستوزیر انگلیس کاری داشته باشد، میتواند او را در قطار ملاقات کند.
۶. *این شخصی که در حال دویدن است، سالانه امور مربوط به هزار میلیارد دلار بودجه انگلیس را انجام میدهد،* مقایسه کنید با بودجه ۳۹ میلیارد دلاری کشورمان
۷. *بوریس جانسون، فرمانده هشتمین نیروی نظامی در دنیاست،* اما نمیتواند دستور به توقف قطار دهد.
۸. *او نخست وزیر پنجمین اقتصاد قدرتمند دنیاست، اما اگر چند ثانیه دیر برسد به قطار نخواهد رسید*. آنها برای مقابله با کرونا ۴۳۵ میلیارد پوند بودجه در نظر گرفته اند در حالیکه سرنوست آن یک میلیارد دلاری که قرار بوده دولت و مجلس برای مقابله با کرونا قول داده بودند، نامعلوم است.
۹. *در کشوری که قطار برای نخست وزیر هم منتظر نمیماند، درآمد سرانه هر نفر بیش از ۴۶,۰۰۰ دلار در سال است.*
۱۰. آمار و ارقام، همه چیز را مشخص میکند، *میانگین حقوق دریافتی برای هر نفر شاغل در آنجا، ۳۸۰۰ دلار در ماه است.*
۱۱. کشوری که شخص در حال دویدن نخست وزیر آن است تا به موقع به قطار برسد، سالانه بیش از ۵۰۰ میلیارد دلار صادرات دارد.
⚫️⚫️⚫️
هو الباقی
درگذشت دکتر فریدون اللهیاری، رییس میراث فرهنگی استان اصفهان و استاد فرهیخته و اخلاق مدار گروه تاریخ دانشگاه اصفهان را به تمامی دوستداران فرهنگ و تمدن ایران زمین تسلیت عرض می نماییم..
روحش شاد و نامش جاودان باد..
انجمن علمی معلمان تاریخ استان اصفهان
⚫️⚫️⚫️
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
هو الباقی
درگذشت دکتر فریدون اللهیاری، رییس میراث فرهنگی استان اصفهان و استاد فرهیخته و اخلاق مدار گروه تاریخ دانشگاه اصفهان را به تمامی دوستداران فرهنگ و تمدن ایران زمین تسلیت عرض می نماییم..
روحش شاد و نامش جاودان باد..
انجمن علمی معلمان تاریخ استان اصفهان
⚫️⚫️⚫️
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from BBCPersian
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻امروز سالگرد یک قتلعام نژادپرستانه در تاریخ آمریکاست. صد سال پیش، گروهی از سفیدپوستان حدود ۳۰۰ سیاهپوست را در محلهای در شهر تالسا کشتند و خانههایشان را به آتش کشیدند. هیچ کس برای ارتکاب این جنایتها محاکمه نشد و بازماندگان هم هرگز خسارتی دریافت نکردند. حالا در سالگرد این واقعه قرار است، جو بایدن، رئیس جمهوری آمریکا برای حضور در مراسم یادبود قربانیان، به این شهر سفر کند.
گزارش گری اودنگو را با هم ببینیم.
@BBCPersian
گزارش گری اودنگو را با هم ببینیم.
@BBCPersian
⚫⚫⚫
مراسم تشییع جنازه شادروان دکتر الهیاری
با سلام خدمت همکاران محترم، ضمن عرض تسلیت مجدد، به اطلاع می رساند مراسم تشییع استاد فرهیخته دکتر الهیاری فردا روز پنجشنبه ۱۳ خردادماه ساعت ۱۳:۳۰ از جلو دانشکده ادبیات و علوم انسانی آغاز خواهد شد و سپس در ادامه از جلو اداره کل میراثفرهنگی و گردشگری و بعد به سمت امامزاده سید نجم الدین واقع در جوی آباد خمینی شهر حرکت و در انجا آرام خواهد گرفت.
⚫️⚫️⚫️
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
مراسم تشییع جنازه شادروان دکتر الهیاری
با سلام خدمت همکاران محترم، ضمن عرض تسلیت مجدد، به اطلاع می رساند مراسم تشییع استاد فرهیخته دکتر الهیاری فردا روز پنجشنبه ۱۳ خردادماه ساعت ۱۳:۳۰ از جلو دانشکده ادبیات و علوم انسانی آغاز خواهد شد و سپس در ادامه از جلو اداره کل میراثفرهنگی و گردشگری و بعد به سمت امامزاده سید نجم الدین واقع در جوی آباد خمینی شهر حرکت و در انجا آرام خواهد گرفت.
⚫️⚫️⚫️
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
✅مصدق؛ یک الگوی کامل رهبر سیاسی
📌دکتر مصدق بسیار منظم و درستکار و شجاع و...بود. سخنش را میگفت و از هیچ کس هراس نداشت.
مصدق به عنوان انسان یک مرد درستکار و پاکدامن منظم بود. درستی در ارتباط با اشخاص، در معاملات، در خدمات سیاسی و اداری از صفات ثابت او بود. بنده به خاطر دارم در زمانی که معاون و کفیل اداره کل اوقاف بودم مرحوم دکتر مصدق موقوفه مادری داشتند به نام موقوفه بیمارستان نجمیه. در میان هزاران متولی که در ایران داشتیم و ما بودجههای موقوفات آنها و حسابهای سالیانه آنها را بررسی میکردیم، هیچ موقوفهای نظم و ترتیب و درستی موقوفه نجمیه را نداشت.
کتابچه سالیانه حساب او منظمترین و مرتبترین کتابچه حساب بود که خود او حتی از دریافت حق التولیه قانونیاش هم خودداری میکرد. می دانید که مصدق در دوران وکالتش(نمایندگی مجلس) حقوق نمیگرفت، در دوران نخست وزیریش هم حقوق نمیگرفت و با درآمد شخصی اش زندگی میکرد. درستی و پاکدامنیاش در امور اقتصادی و مالی از صفات برجستهاش بود و شاهد آن محبوبیتی بود که به عنوان مالک در ده احمدآباد در میان کشاورزان آنجا داشت که هنوز هم خاطره وی را به عنوان مالک و ارباب گرامی میدارند.
دیگر آنکه مصدق مرد فوق العاده شجاع و یک دنده بود. موقعی که لازم میشد یک حرفی را بزند، حرفش را میزد و از هیچ چیز و هیچکس باک نداشت.
در مطبوعات و روزنامههای خارجی بنده بسیار خوانده و دیدهام که مصدق را جزو ثروتمندان درجه اول معرفی کرده اند وحال اینکه او یک ثروتمند خیلی متوسط و عادی بود. مصدق غیر از ده احمدآباد که البته نسبت به دهات دیگر، ده بزرگی حساب میشد و غیر از دو خانه در خیابان کاخ، ثروت دیگری نداشت و از درآمد آن ملک و اجاره خانهاش زندگی میکرد.
زندگی مصدق بسیار منظم و فوق العاده ساده بود. غذای او خیلی ساده بود و شخصا رژیم غذایی داشت؛ غذایش ساده، کم چربی، کم شیرینی و غالبا برنج ساده با ماست بود. ما مکرر در خانه ایشان غذا میخوردیم. از جمله خصوصیات او این بود که غذای افراد و کارمندان اداری که در خانهاش بودند حتی غذای پاسبانها را از خانه خودش تهیه میکردند و به آنها میدادند. اثاثیه و لوازم زندگیاش بسیار مرتب و منظم بود ولی هیچگونه زرق و برق و تجملی در میان آنها دیده نمیشد. لباس ساده میپوشید ولی عقیده داشت یک رهبر سیاسی وقتی در میان مردم ظاهر می شود باید منظم و آراسته باشد.
امیدها و ناامیدیها، برگرفته از مصاحبههای کریم سنجابی با دانشگاه هاروارد(پروژه تاریخ شفاهی)، ص ۱۸۰، ۱۸۱ و ۱۸۳
✍✍✍📚✍✍✍
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
📌دکتر مصدق بسیار منظم و درستکار و شجاع و...بود. سخنش را میگفت و از هیچ کس هراس نداشت.
مصدق به عنوان انسان یک مرد درستکار و پاکدامن منظم بود. درستی در ارتباط با اشخاص، در معاملات، در خدمات سیاسی و اداری از صفات ثابت او بود. بنده به خاطر دارم در زمانی که معاون و کفیل اداره کل اوقاف بودم مرحوم دکتر مصدق موقوفه مادری داشتند به نام موقوفه بیمارستان نجمیه. در میان هزاران متولی که در ایران داشتیم و ما بودجههای موقوفات آنها و حسابهای سالیانه آنها را بررسی میکردیم، هیچ موقوفهای نظم و ترتیب و درستی موقوفه نجمیه را نداشت.
کتابچه سالیانه حساب او منظمترین و مرتبترین کتابچه حساب بود که خود او حتی از دریافت حق التولیه قانونیاش هم خودداری میکرد. می دانید که مصدق در دوران وکالتش(نمایندگی مجلس) حقوق نمیگرفت، در دوران نخست وزیریش هم حقوق نمیگرفت و با درآمد شخصی اش زندگی میکرد. درستی و پاکدامنیاش در امور اقتصادی و مالی از صفات برجستهاش بود و شاهد آن محبوبیتی بود که به عنوان مالک در ده احمدآباد در میان کشاورزان آنجا داشت که هنوز هم خاطره وی را به عنوان مالک و ارباب گرامی میدارند.
دیگر آنکه مصدق مرد فوق العاده شجاع و یک دنده بود. موقعی که لازم میشد یک حرفی را بزند، حرفش را میزد و از هیچ چیز و هیچکس باک نداشت.
در مطبوعات و روزنامههای خارجی بنده بسیار خوانده و دیدهام که مصدق را جزو ثروتمندان درجه اول معرفی کرده اند وحال اینکه او یک ثروتمند خیلی متوسط و عادی بود. مصدق غیر از ده احمدآباد که البته نسبت به دهات دیگر، ده بزرگی حساب میشد و غیر از دو خانه در خیابان کاخ، ثروت دیگری نداشت و از درآمد آن ملک و اجاره خانهاش زندگی میکرد.
زندگی مصدق بسیار منظم و فوق العاده ساده بود. غذای او خیلی ساده بود و شخصا رژیم غذایی داشت؛ غذایش ساده، کم چربی، کم شیرینی و غالبا برنج ساده با ماست بود. ما مکرر در خانه ایشان غذا میخوردیم. از جمله خصوصیات او این بود که غذای افراد و کارمندان اداری که در خانهاش بودند حتی غذای پاسبانها را از خانه خودش تهیه میکردند و به آنها میدادند. اثاثیه و لوازم زندگیاش بسیار مرتب و منظم بود ولی هیچگونه زرق و برق و تجملی در میان آنها دیده نمیشد. لباس ساده میپوشید ولی عقیده داشت یک رهبر سیاسی وقتی در میان مردم ظاهر می شود باید منظم و آراسته باشد.
امیدها و ناامیدیها، برگرفته از مصاحبههای کریم سنجابی با دانشگاه هاروارد(پروژه تاریخ شفاهی)، ص ۱۸۰، ۱۸۱ و ۱۸۳
✍✍✍📚✍✍✍
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
✅فرازهایی از زندگانی شادروان پروفسور فریدون الهیاری
فریدون الهیاری در ۱۴ مهر ۱۳۴۷ خورشیدی در روستای باغناظر از توابع بخش چنارود شهرستان چادگان که آن زمان یکی از روستاهای شهرستان بزرگ فریدن بود در خانواده ای متدین و مورد اعتماد و احترام در جامعه بختیاری به دنیا آمد. البته تاریخ شناسنامه ای تولد او هشتم خرداد ۱۳۴۹ خورشیدی است زیرا در آن زمان صدور شناسنامه در روستاها با مراجعه حضوری مامور ثبت احوال انجام می شد و ظاهراً در سال ۱۳۴۹ خورشیدی یعنی حدود ۲ سال بعد از تولد که شناسنامه او صادر شد، تاریخ تولد را هشتم خرداد ثبت کردند. مهم ترین امتیاز تاریخ تولد شناسنامه ای، یک سال زود تر راهی مدرسه شدن بود.
وی در ۱۳۵۱ خورشیدی با استخدام پدرش در ذوب آهن اصفهان، به همراه خانواده به شهر چمگردان شهرستان لنجان مهاجرت کرد.
تحصیلات
فریدون الهیاری تحصیلات ابتدایی را در دبستان حافظ چمگردان شروع کرد اما پس از پایان کلاس دوم دبستان به همراه خانواده به شهرستان خمینی شهر مهاجرت کرد و ادامه دوره ابتدایی را در دبستان منعم جوی آباد (شهید اکبر حیدری) سپری کرد.
وی تحصیلات دوره راهنمایی را در مدرسه راهنمایی اسلامی و امام جعفر صادق(ع) و دوره متوسطه را در دبیرستان شهدای خمینی شهر و شهید دستغیب گذراند تا اینکه در ۱۳۶۵ خورشیدی در مقطع کارشناسی رشته تاریخ دانشگاه اصفهان پذیرفته شد. پس از پایان دوره کارشناسی در آزمون ورودی کارشناسی ارشد تاریخ دانشگاه تهران پذیرفته شد. در دوره کارشناسی ارشد دانشگاه تهران فرصت درک کلاس و درس استادانی همچون ابراهیم باستانی پاریزی، شیرین بیانی و احسان اشراقی را یافت و پایان نامه کارشناسی ارشد خود را درباره «روابط اعراب و دولت ساسانی تا پیش از بعثت پیامبر اسلام (ص)» با راهنمایی شیرین بیانی با امتیاز عالی تدوین کرد.
الهیاری در ۱۳۷۳ خورشیدی در دوره دکتری تخصصی دانشگاه شهید بهشتی پذیرفته شد و از محضر استادانی همچون عبدالحسین نوایی، فتح الله مجتبایی، شیرین بیانی، رضا شعبانی، اللهیار خلعتبری و علی اصغر مصدق بهره گرفت. رساله دکتری او با عنوان «ساختار حکومت ایلخانی و بازتاب اندیشه ایرانشهری ایران باستان» به نگارش درآمد.
الهیاری در آبان ۱۳۷۸ خورشیدی به عنوان دومین دانش آموخته دکتری تخصصی تاریخ دانشگاه شهید بهشتی فارغ التحصیل شد.
✅شورای شهر
فریدون الهیاری در ۱۳۷۷ خورشیدی هنگامی که آخرین مراحل تدوین رساله دکتری را سپری می کرد با درخواست معتمدین محلی و فعالان سیاسی اصلاح طلب خمینی شهر وارد عرصه انتخابات نخستین دوره شورای شهر خمینی شهر شد و به عنوان یکی از اعضا انتخاب شد. وی در دومین دوره انتخابات شورای شهر خمینی شهر نیز بار دیگر به عنوان یکی از اعضا انتخاب و عهده دار ریاست شورا شد.
✅اداره فرهنگ و ارشاد
وی در ۱۳۸۸ خورشیدی به عنوان رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان خمینی شهر نیز منصوب شد. پیوند مدیریت شهری و حوزه فرهنگی در این دوره زمینه رونق فعالیت های مختلف فرهنگی و هنری در حوزه های شعر، سینما، تئاتر و هنرهای تجسمی را فراهم ساخت و تاسیس موسسه سینمای جوان و برگزاری جشنواره ها و نمایشگاه ها و رویدادهای فرهنگی مهم ترین تجربه اجرایی این دوره بود.
درباره فریدون الهیاری
🎓تدریس در دانشگاه
دکتر الهیاری در ۱۳۷۹ خورشیدی به عنوان عضو هیات علمی به استخدام دانشگاه اصفهان درآمد. در کنار تدریس و ارتباط و تعامل ویژه با دانشجویان در مسوولیت هایی همچون معاون دانشجویی دانشکده ادبیات و علوم انسانی و مدیرکل امور فرهنگی دانشگاه اصفهان از تجربیات فرهنگی خود در جهت رونق و نشاط فرهنگی محیط دانشگاه بهره گرفت به گونه ای که دوره مدیریت او در حوزه فرهنگی دانشگاه از دوره های بیادماندنی برای نسل فعال فرهنگی محیط دانشگاه در فاصله سال های ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۴ خورشیدی بود.
مسوولیت های اجرایی دیگر
هشت سال تجربه شورایی فریدون الهیاری در مسوولیت های مختلفی چون رییس شورای شهر، رییس شورای شهرستان، عضو شورای استان و عضو هیات حل اختلاف و رسیدگی به تخلفات شوراهای شهر و روستای استان در کنار فعالیت های علمی و پژوهشی زمینه درک دقیق تری از مسایل اجرایی و اجتماعی را برای او فراهم ساخت.
او در کنار فعالیت های اجرایی، فرهنگی و اجتماعی و سیاسی مراتب علمی در دانشگاه را نیز با پشتکار پیمود و در ۱۳۹۴ خورشیدی به مرتبه استادتمام گروه تاریخ و ایرانشناسی دانشگاه اصفهان رسید.
✅میراث فرهنگی و صنایع دستی و گردشگری
الهیاری در مهر ۱۳۹۳ خورشیدی به عنوان مدیر کل میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری استان اصفهان منصوب شد. وی معتقد بود که «برای ایجاد سرمایه گذاری در صنعت گردشگری باید گردشگری داخلی را ساماندهی کرد و به سمت بازارهای بین المللی رفت».
فریدون الهیاری در ۱۴ مهر ۱۳۴۷ خورشیدی در روستای باغناظر از توابع بخش چنارود شهرستان چادگان که آن زمان یکی از روستاهای شهرستان بزرگ فریدن بود در خانواده ای متدین و مورد اعتماد و احترام در جامعه بختیاری به دنیا آمد. البته تاریخ شناسنامه ای تولد او هشتم خرداد ۱۳۴۹ خورشیدی است زیرا در آن زمان صدور شناسنامه در روستاها با مراجعه حضوری مامور ثبت احوال انجام می شد و ظاهراً در سال ۱۳۴۹ خورشیدی یعنی حدود ۲ سال بعد از تولد که شناسنامه او صادر شد، تاریخ تولد را هشتم خرداد ثبت کردند. مهم ترین امتیاز تاریخ تولد شناسنامه ای، یک سال زود تر راهی مدرسه شدن بود.
وی در ۱۳۵۱ خورشیدی با استخدام پدرش در ذوب آهن اصفهان، به همراه خانواده به شهر چمگردان شهرستان لنجان مهاجرت کرد.
تحصیلات
فریدون الهیاری تحصیلات ابتدایی را در دبستان حافظ چمگردان شروع کرد اما پس از پایان کلاس دوم دبستان به همراه خانواده به شهرستان خمینی شهر مهاجرت کرد و ادامه دوره ابتدایی را در دبستان منعم جوی آباد (شهید اکبر حیدری) سپری کرد.
وی تحصیلات دوره راهنمایی را در مدرسه راهنمایی اسلامی و امام جعفر صادق(ع) و دوره متوسطه را در دبیرستان شهدای خمینی شهر و شهید دستغیب گذراند تا اینکه در ۱۳۶۵ خورشیدی در مقطع کارشناسی رشته تاریخ دانشگاه اصفهان پذیرفته شد. پس از پایان دوره کارشناسی در آزمون ورودی کارشناسی ارشد تاریخ دانشگاه تهران پذیرفته شد. در دوره کارشناسی ارشد دانشگاه تهران فرصت درک کلاس و درس استادانی همچون ابراهیم باستانی پاریزی، شیرین بیانی و احسان اشراقی را یافت و پایان نامه کارشناسی ارشد خود را درباره «روابط اعراب و دولت ساسانی تا پیش از بعثت پیامبر اسلام (ص)» با راهنمایی شیرین بیانی با امتیاز عالی تدوین کرد.
الهیاری در ۱۳۷۳ خورشیدی در دوره دکتری تخصصی دانشگاه شهید بهشتی پذیرفته شد و از محضر استادانی همچون عبدالحسین نوایی، فتح الله مجتبایی، شیرین بیانی، رضا شعبانی، اللهیار خلعتبری و علی اصغر مصدق بهره گرفت. رساله دکتری او با عنوان «ساختار حکومت ایلخانی و بازتاب اندیشه ایرانشهری ایران باستان» به نگارش درآمد.
الهیاری در آبان ۱۳۷۸ خورشیدی به عنوان دومین دانش آموخته دکتری تخصصی تاریخ دانشگاه شهید بهشتی فارغ التحصیل شد.
✅شورای شهر
فریدون الهیاری در ۱۳۷۷ خورشیدی هنگامی که آخرین مراحل تدوین رساله دکتری را سپری می کرد با درخواست معتمدین محلی و فعالان سیاسی اصلاح طلب خمینی شهر وارد عرصه انتخابات نخستین دوره شورای شهر خمینی شهر شد و به عنوان یکی از اعضا انتخاب شد. وی در دومین دوره انتخابات شورای شهر خمینی شهر نیز بار دیگر به عنوان یکی از اعضا انتخاب و عهده دار ریاست شورا شد.
✅اداره فرهنگ و ارشاد
وی در ۱۳۸۸ خورشیدی به عنوان رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان خمینی شهر نیز منصوب شد. پیوند مدیریت شهری و حوزه فرهنگی در این دوره زمینه رونق فعالیت های مختلف فرهنگی و هنری در حوزه های شعر، سینما، تئاتر و هنرهای تجسمی را فراهم ساخت و تاسیس موسسه سینمای جوان و برگزاری جشنواره ها و نمایشگاه ها و رویدادهای فرهنگی مهم ترین تجربه اجرایی این دوره بود.
درباره فریدون الهیاری
🎓تدریس در دانشگاه
دکتر الهیاری در ۱۳۷۹ خورشیدی به عنوان عضو هیات علمی به استخدام دانشگاه اصفهان درآمد. در کنار تدریس و ارتباط و تعامل ویژه با دانشجویان در مسوولیت هایی همچون معاون دانشجویی دانشکده ادبیات و علوم انسانی و مدیرکل امور فرهنگی دانشگاه اصفهان از تجربیات فرهنگی خود در جهت رونق و نشاط فرهنگی محیط دانشگاه بهره گرفت به گونه ای که دوره مدیریت او در حوزه فرهنگی دانشگاه از دوره های بیادماندنی برای نسل فعال فرهنگی محیط دانشگاه در فاصله سال های ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۴ خورشیدی بود.
مسوولیت های اجرایی دیگر
هشت سال تجربه شورایی فریدون الهیاری در مسوولیت های مختلفی چون رییس شورای شهر، رییس شورای شهرستان، عضو شورای استان و عضو هیات حل اختلاف و رسیدگی به تخلفات شوراهای شهر و روستای استان در کنار فعالیت های علمی و پژوهشی زمینه درک دقیق تری از مسایل اجرایی و اجتماعی را برای او فراهم ساخت.
او در کنار فعالیت های اجرایی، فرهنگی و اجتماعی و سیاسی مراتب علمی در دانشگاه را نیز با پشتکار پیمود و در ۱۳۹۴ خورشیدی به مرتبه استادتمام گروه تاریخ و ایرانشناسی دانشگاه اصفهان رسید.
✅میراث فرهنگی و صنایع دستی و گردشگری
الهیاری در مهر ۱۳۹۳ خورشیدی به عنوان مدیر کل میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری استان اصفهان منصوب شد. وی معتقد بود که «برای ایجاد سرمایه گذاری در صنعت گردشگری باید گردشگری داخلی را ساماندهی کرد و به سمت بازارهای بین المللی رفت».
وی در دوره خود در زمینه های مختلف باعث رونق گردشگری و احیای میراث فرهنگی در استان اصفهان شد. به گونه ای که سرمایه گذاری و احیای بناهای تاریخی، همکاری میان دستگاه های اجرایی استان، توجه کامل به اهمیت حفظ و نگهداری از میراث ارزشمند فرهنگی – تاریخی، رشد و توسعه صنایع دستی و گردشگری، بهره گیری از توان تخصصی صاحب نظران، اندیشمندان، کارشناسان خبره و ... در این دوره صورت گرفت.
درباره فریدون الهیاری
📝تالیفات و پژوهش
الهیاری در کنار مسوولیت های اجرایی از تحقیق و پژوهش هم دور نبود. وی کتاب های «تاریخ حرف، صنایع، تجارت استان اصفهان از دوره باستان تا انقلاب اسلامی، اعراب و راهبرد نظام ساسانی در بینالنهرین، خلیج فارس و جزیرهالعرب، مبانی تاریخ اجتماعی ایران و نظام ایالات در دوره ایلخانی» را به رشته تحریر درآورد و همچنین مقالات زیادی در رشته تاریخ از خود برجای گذاشت که از جمله آنها می توان به «بررسی تحلیلی روند و راهبرد تکاپوهای سیاسی قراختاییان کرمان در دوران فترت اولیه مغول در ایران (۶۵۶ - ۶۱۹ قمری)، بازتاب مفهوم ایران و اندیشه ایرانی در آثار ناصرالدین منشی کرمانی، فرآیند رسمی شدن آئین زرتشت در آغاز حکومت ساسانی، تأملی بر رویکردهای اساسی در مناسبات احمد تگودار با مصر (۶۸۳ - ۶۸۱)، تأملی بر رویکردهای اساسی در مناسبات احمد تگودار با مصر (۶۸۳-۶۸۱ قمری)، تاریخ ساسانی در شاخصهای تاریخ نویسی اسلامی (طبری، مسعودی و ابن اثیر) و اصفهان در دوره ایلخان» اشاره کرد.
⚫درگذشت
الهیاری که به بیماری سرطان خون مبتلا بود، در آخرین مراحل شیمی درمانی در خرداد ۱۴۰۰ خورشیدی به بیماری کرونا مبتلا شد و پس از چند روز که حال جسمانی او وخیم بود، سرانجام در ۱۱ خرداد در بیمارستان الزهرا اصفهان چشم از جهان فروبست.
روحش شاد و نامش جاودان باد..
✍✍✍📚✍✍✍
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
درباره فریدون الهیاری
📝تالیفات و پژوهش
الهیاری در کنار مسوولیت های اجرایی از تحقیق و پژوهش هم دور نبود. وی کتاب های «تاریخ حرف، صنایع، تجارت استان اصفهان از دوره باستان تا انقلاب اسلامی، اعراب و راهبرد نظام ساسانی در بینالنهرین، خلیج فارس و جزیرهالعرب، مبانی تاریخ اجتماعی ایران و نظام ایالات در دوره ایلخانی» را به رشته تحریر درآورد و همچنین مقالات زیادی در رشته تاریخ از خود برجای گذاشت که از جمله آنها می توان به «بررسی تحلیلی روند و راهبرد تکاپوهای سیاسی قراختاییان کرمان در دوران فترت اولیه مغول در ایران (۶۵۶ - ۶۱۹ قمری)، بازتاب مفهوم ایران و اندیشه ایرانی در آثار ناصرالدین منشی کرمانی، فرآیند رسمی شدن آئین زرتشت در آغاز حکومت ساسانی، تأملی بر رویکردهای اساسی در مناسبات احمد تگودار با مصر (۶۸۳ - ۶۸۱)، تأملی بر رویکردهای اساسی در مناسبات احمد تگودار با مصر (۶۸۳-۶۸۱ قمری)، تاریخ ساسانی در شاخصهای تاریخ نویسی اسلامی (طبری، مسعودی و ابن اثیر) و اصفهان در دوره ایلخان» اشاره کرد.
⚫درگذشت
الهیاری که به بیماری سرطان خون مبتلا بود، در آخرین مراحل شیمی درمانی در خرداد ۱۴۰۰ خورشیدی به بیماری کرونا مبتلا شد و پس از چند روز که حال جسمانی او وخیم بود، سرانجام در ۱۱ خرداد در بیمارستان الزهرا اصفهان چشم از جهان فروبست.
روحش شاد و نامش جاودان باد..
✍✍✍📚✍✍✍
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
دکتر محسن رضایی دبیر تشخیص مصلحت نظام در پیامی درگذشت استاد فرهیخته *دکتر فریدون الهیاری* را به خانواده محترم ایشان و مردم فرهنگ مدار اصفهان تسلیت گفت ..
متن پیام ،
*الا بذكر الله تطمئن القلوب*
با تاسف فراوان خبر درگذشت ناباورانه استاد فرهیخته و مدیر دلسوز و متعهد دکتر فریدون الهیاری موجب تالم وتاسف فراوان اینجانب گردید .
بدون شک خدمات ارزنده و تلاشهای ارزشمند ایشان در سازمان میراث فرهنگی ، گردشگری و صنایع دستی و همچنین در پاسداشت فرهنگ اصیل ایرانی ، اسلامی از میراث گرانبهای نیاکان همیشه به یادگار خواهد ماند .
بدینوسیله ضمن عرض تسلیت همدردی خود را خدمت خانواده محترم آن عزیز از دست رفته ، مردم با صفای اصفهان ، بالاخص ایل غیور بختیاری و مجموعه بزرگ میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی کشور اعلام و از خداوند متعال برای آن مرحوم علو درجات و برای سایر بازماندگان صحت و سلامتی خواستارم .
*محسن رضایی*
*دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام*
@tarbd
متن پیام ،
*الا بذكر الله تطمئن القلوب*
با تاسف فراوان خبر درگذشت ناباورانه استاد فرهیخته و مدیر دلسوز و متعهد دکتر فریدون الهیاری موجب تالم وتاسف فراوان اینجانب گردید .
بدون شک خدمات ارزنده و تلاشهای ارزشمند ایشان در سازمان میراث فرهنگی ، گردشگری و صنایع دستی و همچنین در پاسداشت فرهنگ اصیل ایرانی ، اسلامی از میراث گرانبهای نیاکان همیشه به یادگار خواهد ماند .
بدینوسیله ضمن عرض تسلیت همدردی خود را خدمت خانواده محترم آن عزیز از دست رفته ، مردم با صفای اصفهان ، بالاخص ایل غیور بختیاری و مجموعه بزرگ میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی کشور اعلام و از خداوند متعال برای آن مرحوم علو درجات و برای سایر بازماندگان صحت و سلامتی خواستارم .
*محسن رضایی*
*دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام*
@tarbd
✅پیوند دین و سیاست در دوره ساسانیان
ارتباط دین و سیاست در زمان ساسانیان
در زمان ساسانیان دین زردشتی رسمیت یافت. در این زمان موبدان قدرت فراوانی داشتند و کار قضاوت و رسمیت بخشیدن به اموری مانند ازدواج، ولادت، تطهیر و قربانی کردن در انحصار طبقه روحانی بود. یکی از مهمترین علل ضعف حکومت ساسانی را در کنار فساد حاکمان دخالت بیش از حد موبدان در امور جامعه میدانند. دو گناه بزرگی که در زمان ساسانیان نابخشودنی به حساب میآمد بی اعتقادی نسبت به خدای زرتشتیان و شخص شاه بود که مجازات آن اعدام بود. هماهنگی و بافندگی دین و دولت در زمان ساسانیان بسیار قوی بود و عدم توجه به هر یک از آنها برای هر کس و در هر مقام عواقب سختی در بر داشت. فردوسی در ابیاتی از شاهنامه به پیوند سیاست و دین به خوبی اشاره کرده است:
چنان دین و دولت به یکدیگرند
تو گویی که از بن ز یک مادرند
چو دین را بود پادشه پاسبان
تو این هر دو را جز برادر مخوان
@tarbd
ارتباط دین و سیاست در زمان ساسانیان
در زمان ساسانیان دین زردشتی رسمیت یافت. در این زمان موبدان قدرت فراوانی داشتند و کار قضاوت و رسمیت بخشیدن به اموری مانند ازدواج، ولادت، تطهیر و قربانی کردن در انحصار طبقه روحانی بود. یکی از مهمترین علل ضعف حکومت ساسانی را در کنار فساد حاکمان دخالت بیش از حد موبدان در امور جامعه میدانند. دو گناه بزرگی که در زمان ساسانیان نابخشودنی به حساب میآمد بی اعتقادی نسبت به خدای زرتشتیان و شخص شاه بود که مجازات آن اعدام بود. هماهنگی و بافندگی دین و دولت در زمان ساسانیان بسیار قوی بود و عدم توجه به هر یک از آنها برای هر کس و در هر مقام عواقب سختی در بر داشت. فردوسی در ابیاتی از شاهنامه به پیوند سیاست و دین به خوبی اشاره کرده است:
چنان دین و دولت به یکدیگرند
تو گویی که از بن ز یک مادرند
چو دین را بود پادشه پاسبان
تو این هر دو را جز برادر مخوان
@tarbd
✅تاسیس حزب رستاخیز و هم بستران عجیب عالم سیاست!!!
🔹در سال ۱۳۵۳، شاه تصمیم گرفت ستون چهارمی - دولت تک حزبی - ایجاد کند. در دهه پس از بحران ۱۳۲۹-۳۲، شاه همچنان از نظام دو حزبی خود خرسند بود، و تنها دگرگونی عمده، جایگزینی ناگهانی #حزب_ایران_نوین با #حزب_ملیون پیشین در آذرماه ۱۳۴۲، و انتصاب #حسنعلی_منصور، دبیر کل حزب ایران نوین، به نخست وزیری بود. #حسن_منصور، فرزند #علی_منصور نخست وزیر سالهای ۲۹-۱۳۲۰ و اوایل ۱۳۳۰، سلطنت طلبی تمام عیار با پیشینه طولانی در خدمات دولتی و اداره دربار بود. ولی دوره نخست وزیری وی چندان طول نکشید، چرا که در اول بهمن ۱۳۴۳، بدست یکی از اعضای #هئیت_موتلفه_اسلامی که از تصمیم منصور، مبنی بر امتیازات جدیدی به شرکتهای خارجی خشمگین شده بودند، کشته شد. پس از کشته شدن منصور، شاه بی درنگ نخست وزیری را به #امیرعباس_هویدا، از بستگان منصور و معاون دبیر کل حزب ایران نوین واگذار کرد.... نخست وزیری هویدا از بهمن ماه ۱۳۴۳ تا سال ۱۳۵۶؛ طولانی ترین دوره نخست وزیری در تاریخ معاصر ایران، به طول انجامید. هویدا در ده سال نخست وزیری خود به شدت بر حزب ایران نوین فعالیت میکرد، اما به حزب مردم نیز اجازه داد تا در مجلس فعالیت کند. در واقع، شاه هم در طی این سالها، اغلب به مخالفان سلطنت اطمینان میداد که به هیچ وجه قصد ایجاد نظام تک حزبی را ندارد:
" اگر من یک دیکتاتور بودم تا پادشاه مشروطه، می بایست وسوسه میشدم تا همانند هیتلر و یا مانند آنچه امروز، در کشورهای کمونیستی میبینید، حزب واحد مسلطی تشکیل دهم؛ اما من به عنوان یک پادشاه مشروطه آن توان و جسارت را دارم که فعالیت های حزبی گسترده به دور از خفقان نظام یا دولت تک حزبی را تشویق کنم "
🔹اما در سال ۱۳۵۳، شاه کاملا عقیده خود را عوض کرد. وی با انحلال دو حزب نامبرده، #حزب_رستاخیز را تشکیل داد و اعلام کرد که در آینده، یک دولت تک حزبی خواهد داشت. او ضمن اعلام تشکیل حزب رستاخیز، اظهار داشت اقلیتی که به این حزب نمی پیوندند باید هواداران حزب توده باشند. این خائنان یا باید به زندان بروند و یا اینکه "همین فردا کشور را ترک کنند". هنگامی که روزنامه نگاران خارجی اشاره کردند که چنین بیانی با پشتیبانی وی از نظام دو حزبی به شدت مغایر است، شاه پاسخ داد:
" آزادی اندیشه! آزادی اندیشه! دموکراسی، دموکراسی! با پنج سال اعتصاب و راه پیمایی های خیابانی پشت هم!... دموکراسی؟ آزادی؟ این حرفها یعنی چه؟ ما هیچ کدام از آنها را نمیخواهیم ".
🔹حزب رستاخیز را دو گروه بسیار متفاوت طراحی کرده بودند. گروه نخست، از کارشناسان جوان علوم سیاسی و دارندگان درجه دکترا از دانشگاههای آمریکایی تشکیل شده بود. این تازه واردان به کشور که مفسر آثار #ساموئل_هانتینگتون، استاد علوم سیاسی برجسته دانشگاه هاروارد بودند، اعتقاد داشتند که تنها راه نیل به ثبات سیاسی در کشورهای در حال توسعه، ابجاد #حزب_دولتی_منضبط است. بنظر آنان چنین حزبی به حلقه پیوند دهنده سازمند میان دولت و جامعه تبدیل خواهد شد، دولت را به بسیج مردم توانا خواهد ساخت و بنابراین خطرهای ناشی از از عناصر اجتماعی مخرب را از بین خواهد برد....
- گروه دوم کمونیست های پیشین شیرازی بودند، که در اوایل دهه ۱۳۳۰، حزب توده را ترک گفتند، وارد گود سیاست شده بودند. از دیدگاه این گروه، تنها سازمانی با ساختار لنینیستی میتوانست توده ها را بسیج کند، موانع سنتی را از میان بردارد و کشور را به جامعه ای کاملا مدرن رهنمون شود. بنا به مثل معروفی که میگوید: " سیاست، هم بستران عجیبی پیدا میکند ".
🔹هر چند ترکیب طراحان حزب رستاخیز ناهمگون و شگفتی آور بود، خود حزب هدف اساسی بسیار روشنی داشت:
" تبدیل دیکتاتوری نظامی از مد افتاده، به یک دولت فراگیر تک حزبی "
🔹حزب رستاخیز با جذب حزب ایران نوین و حزب مردم اعلام نمود که اصل سانترالیسم دموکراتیک را رعایت، بهترین جنبه های سوسیالیسم و سرمایه داری را ترکیب، پیوندی متقابل میان حکومت و مردم برقرار، و فرمانده (شاه) را برای تکمیل انقلاب سفید خود و بردن ایران بسوی تمدن بزرگ جدید را یاری خواهد کرد....
#منبع: ایران بین دو انقلاب_نوشته یرواند آبراهامیان_ترجمه احمد گل محمدی و محمدابراهیم فتاحی_صفحات ۵۴۱ الی ۵۴۳
@danaeeii
✍✍✍📚✍✍✍
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹در سال ۱۳۵۳، شاه تصمیم گرفت ستون چهارمی - دولت تک حزبی - ایجاد کند. در دهه پس از بحران ۱۳۲۹-۳۲، شاه همچنان از نظام دو حزبی خود خرسند بود، و تنها دگرگونی عمده، جایگزینی ناگهانی #حزب_ایران_نوین با #حزب_ملیون پیشین در آذرماه ۱۳۴۲، و انتصاب #حسنعلی_منصور، دبیر کل حزب ایران نوین، به نخست وزیری بود. #حسن_منصور، فرزند #علی_منصور نخست وزیر سالهای ۲۹-۱۳۲۰ و اوایل ۱۳۳۰، سلطنت طلبی تمام عیار با پیشینه طولانی در خدمات دولتی و اداره دربار بود. ولی دوره نخست وزیری وی چندان طول نکشید، چرا که در اول بهمن ۱۳۴۳، بدست یکی از اعضای #هئیت_موتلفه_اسلامی که از تصمیم منصور، مبنی بر امتیازات جدیدی به شرکتهای خارجی خشمگین شده بودند، کشته شد. پس از کشته شدن منصور، شاه بی درنگ نخست وزیری را به #امیرعباس_هویدا، از بستگان منصور و معاون دبیر کل حزب ایران نوین واگذار کرد.... نخست وزیری هویدا از بهمن ماه ۱۳۴۳ تا سال ۱۳۵۶؛ طولانی ترین دوره نخست وزیری در تاریخ معاصر ایران، به طول انجامید. هویدا در ده سال نخست وزیری خود به شدت بر حزب ایران نوین فعالیت میکرد، اما به حزب مردم نیز اجازه داد تا در مجلس فعالیت کند. در واقع، شاه هم در طی این سالها، اغلب به مخالفان سلطنت اطمینان میداد که به هیچ وجه قصد ایجاد نظام تک حزبی را ندارد:
" اگر من یک دیکتاتور بودم تا پادشاه مشروطه، می بایست وسوسه میشدم تا همانند هیتلر و یا مانند آنچه امروز، در کشورهای کمونیستی میبینید، حزب واحد مسلطی تشکیل دهم؛ اما من به عنوان یک پادشاه مشروطه آن توان و جسارت را دارم که فعالیت های حزبی گسترده به دور از خفقان نظام یا دولت تک حزبی را تشویق کنم "
🔹اما در سال ۱۳۵۳، شاه کاملا عقیده خود را عوض کرد. وی با انحلال دو حزب نامبرده، #حزب_رستاخیز را تشکیل داد و اعلام کرد که در آینده، یک دولت تک حزبی خواهد داشت. او ضمن اعلام تشکیل حزب رستاخیز، اظهار داشت اقلیتی که به این حزب نمی پیوندند باید هواداران حزب توده باشند. این خائنان یا باید به زندان بروند و یا اینکه "همین فردا کشور را ترک کنند". هنگامی که روزنامه نگاران خارجی اشاره کردند که چنین بیانی با پشتیبانی وی از نظام دو حزبی به شدت مغایر است، شاه پاسخ داد:
" آزادی اندیشه! آزادی اندیشه! دموکراسی، دموکراسی! با پنج سال اعتصاب و راه پیمایی های خیابانی پشت هم!... دموکراسی؟ آزادی؟ این حرفها یعنی چه؟ ما هیچ کدام از آنها را نمیخواهیم ".
🔹حزب رستاخیز را دو گروه بسیار متفاوت طراحی کرده بودند. گروه نخست، از کارشناسان جوان علوم سیاسی و دارندگان درجه دکترا از دانشگاههای آمریکایی تشکیل شده بود. این تازه واردان به کشور که مفسر آثار #ساموئل_هانتینگتون، استاد علوم سیاسی برجسته دانشگاه هاروارد بودند، اعتقاد داشتند که تنها راه نیل به ثبات سیاسی در کشورهای در حال توسعه، ابجاد #حزب_دولتی_منضبط است. بنظر آنان چنین حزبی به حلقه پیوند دهنده سازمند میان دولت و جامعه تبدیل خواهد شد، دولت را به بسیج مردم توانا خواهد ساخت و بنابراین خطرهای ناشی از از عناصر اجتماعی مخرب را از بین خواهد برد....
- گروه دوم کمونیست های پیشین شیرازی بودند، که در اوایل دهه ۱۳۳۰، حزب توده را ترک گفتند، وارد گود سیاست شده بودند. از دیدگاه این گروه، تنها سازمانی با ساختار لنینیستی میتوانست توده ها را بسیج کند، موانع سنتی را از میان بردارد و کشور را به جامعه ای کاملا مدرن رهنمون شود. بنا به مثل معروفی که میگوید: " سیاست، هم بستران عجیبی پیدا میکند ".
🔹هر چند ترکیب طراحان حزب رستاخیز ناهمگون و شگفتی آور بود، خود حزب هدف اساسی بسیار روشنی داشت:
" تبدیل دیکتاتوری نظامی از مد افتاده، به یک دولت فراگیر تک حزبی "
🔹حزب رستاخیز با جذب حزب ایران نوین و حزب مردم اعلام نمود که اصل سانترالیسم دموکراتیک را رعایت، بهترین جنبه های سوسیالیسم و سرمایه داری را ترکیب، پیوندی متقابل میان حکومت و مردم برقرار، و فرمانده (شاه) را برای تکمیل انقلاب سفید خود و بردن ایران بسوی تمدن بزرگ جدید را یاری خواهد کرد....
#منبع: ایران بین دو انقلاب_نوشته یرواند آبراهامیان_ترجمه احمد گل محمدی و محمدابراهیم فتاحی_صفحات ۵۴۱ الی ۵۴۳
@danaeeii
✍✍✍📚✍✍✍
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from اصفهان خبر
🔺آخرین وضعیت رنگ بندی کرونایی شهرستانهای اصفهان از روز شنبه ۱۵ خرداد
🟠 وضعیت نارنجی: ۱۰ شهرستان
اصفهان، فریدن، شاهینشهر، فلاورجان، لنجان، نجفآباد، سمیرم، کاشان، اردستان، شهرضا، خمینیشهر، مبارکه، نطنز، آران و بیدگل
🟡 وضعیت زرد: ۱۴ شهرستان
نائین، دهاقان، چادگان، برخوار، خور و بیابانک، خوانسار، فریدونشهر، بوئین و میاندشت، تیران و کرون، گلپایگان
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
🟠 وضعیت نارنجی: ۱۰ شهرستان
اصفهان، فریدن، شاهینشهر، فلاورجان، لنجان، نجفآباد، سمیرم، کاشان، اردستان، شهرضا، خمینیشهر، مبارکه، نطنز، آران و بیدگل
🟡 وضعیت زرد: ۱۴ شهرستان
نائین، دهاقان، چادگان، برخوار، خور و بیابانک، خوانسار، فریدونشهر، بوئین و میاندشت، تیران و کرون، گلپایگان
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
Forwarded from سهام نیوز
✅دیکتاتور اینبار به جان حیوانات افتاد
کیم جونگ اون رهبر کره شمالی دستور داد تمامی گربهها و کبوترهای کشورش از بین بروند.
به زعم رهبر کره شمالی گربهها و کبوترها عامل انتقال ویروس کرونا از چین به کشورش بودهاند و میتوانند در انتشار این بیماری در داخل کره شمالی سهیم باشند.
همزمان با آغاز قتل عام این ۲ جانور مسئولان کره شمالی به شهروندانی که گربه نگهداری میکنند هشدار دادند در صورت تسلیم نکردن حیوان خود به شدت مجازات خواهند شد.
به گفته رسانهها، یک خانواده چهارنفره به دلیل نگهداری مخفیانه یک گربه مجبور به اقامت ۲۰روزه در یک مرکز قرنطینه شدند.
مسئولان اعلام کردند این خانواده به دروغ مدعی مرگ گربه خود شدند اما مخبران به مسئولان امنیتی خبر دادند گربه آنها را بعد از مدتی روی دیوار خانه مشاهده کردهاند.
این اقدام رهبر کره شمالی در حالی صورت میپذیرد که پیونگ یانگ بارها ادعا کرده حتی یک مورد ابتلا به ویروس کرونا در این کشور دیده نشده است/اعتمادآنلاین
@Sahamnewsorg
کیم جونگ اون رهبر کره شمالی دستور داد تمامی گربهها و کبوترهای کشورش از بین بروند.
به زعم رهبر کره شمالی گربهها و کبوترها عامل انتقال ویروس کرونا از چین به کشورش بودهاند و میتوانند در انتشار این بیماری در داخل کره شمالی سهیم باشند.
همزمان با آغاز قتل عام این ۲ جانور مسئولان کره شمالی به شهروندانی که گربه نگهداری میکنند هشدار دادند در صورت تسلیم نکردن حیوان خود به شدت مجازات خواهند شد.
به گفته رسانهها، یک خانواده چهارنفره به دلیل نگهداری مخفیانه یک گربه مجبور به اقامت ۲۰روزه در یک مرکز قرنطینه شدند.
مسئولان اعلام کردند این خانواده به دروغ مدعی مرگ گربه خود شدند اما مخبران به مسئولان امنیتی خبر دادند گربه آنها را بعد از مدتی روی دیوار خانه مشاهده کردهاند.
این اقدام رهبر کره شمالی در حالی صورت میپذیرد که پیونگ یانگ بارها ادعا کرده حتی یک مورد ابتلا به ویروس کرونا در این کشور دیده نشده است/اعتمادآنلاین
@Sahamnewsorg
Forwarded from اصفهان خبر