صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
1.64K subscribers
4.36K photos
1.84K videos
803 files
4.44K links
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Download Telegram
کجاست «شوکت محمود» و «قدر فردوسی»؟!
نویسنده: مرتضاآخرتی

۲۵ اردیبهشت ماه، سال‌روز بزرگ‌داشت حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی است و بسیار گرامی.
فردوسی از بزرگ‌ترین شاعران تاریخ ادب پارسی است که در قرن چهارم هجری با سرودن شاهنامه و رنجی ۲۵ تا ۳۵ ساله، زبان پارسی را از گزند معرّب‌شدگیِ مفرط در امان داشت. به هنگام پایان یافتن نظم شاهنامه، سلطان محمود غزنوی از غلام‌زادگان ترک‌تبار، بر تخت پادشاهی نشسته بود. فردوسی امّا از دهقان‌زادگان و نجبای خراسانی بود که مال و میراث آبا و اجدادیاش را در سرِ اثر بزرگ خود صرف کرده بود و از این سرمایه‌ی عظیم، دستمایه‌ای جز تهیدستی در جیبِ نجابتش نمی‌دید. هرچند که او در این مسیر مورد حمایت سه تن از «نامداران شهر» قرار گرفته بود. (علی دیلم: نسّاخ و کاتب شاهنامه، ابودُلَف: نقال و راوی شاهنامه، حییّ ِ قُتَیبه، حاکم توس: کارپرداز و حامی مالی)
«از این نامه از نام‌داران شهر
علی دیلم و بودُلَف راست بهر
حییّ ِ قُتَیبه است از آزادگان
که از من نخواهد سخن رایگان»

فردوسی به پای‌مردی خواجه حسن میمندی (رئیس دیوان رسائل غزنویان) شاهنامه را برای حفاظت از حوادث زمانه و نیز چشم‌داشت به ارج‌گذاری شاهانه، به پایِ تخت سلطان محمود در غزنه برد. امّا رقیبان و حسودان خواجه حسن در دربار، به قول نظامی عروضی در چهارمقاله «خاک تخلیط در قدح جاه او همی انداختند.» و سفارش خواجه حسن را به بزرگ‌داشت فردوسی و کتابش در نظر سلطان خوار پرداختند. محمود شاهنامه را به چیزی نخرید که به کار آید. فردوسی برای پاک شدن از عرق سرد تحقیر و دست شستن از دستگیریِ درازدستی چون محمود سبکتگین به گرمابه رفت و پنجاه هزار درهم یا کمتری را که در وجه او نوشته بودند به حمّامی و مشروب‌فروش بخشید. سپس از ترس سیاست سلطان به هرات متواری شد.
نقل است که سلطان محمود غزنوی بعدها به مقام والای فردوسی پی برد و به ازای هر بیت شاهنامه یک سکه‌ی طلا پرداخت تا به او دهند. اما گویا هنگامی که بارِ صله‌ی شاهانه به ارزش شصت هزار سکه‌ی طلا از دروازه‌ی رودبارِ طبران وارد شهر می‌شده است فردوسی را بر مرکب چوبین از دروازه‌ای دیگر به نام رزان به سمت گورستان خارج می کرده‌اند. دریغا از پشیمانی؛ چه درویشی، چه سلطانی!
امروز همچنین سالگرد بازداشت سه عضو کانون نویسندگان ایران؛ بکتاش آبتین، کیوان باژن و رضا خندان مهابادی است. نویسندگان و شاعرانی که جز نوشتن درباره‌ی فرهنگ و تاریخ و ادب ایران و برگزاری یادمان نویسندگان و شاعران آزاداندیشی چون محمد مختاری و محمدجعفر پوینده و احمد شاملو و دیگر بزرگان فرهنگ و ادب سرزمین مادری‌شان اقدام دیگری نکرده‌اند. با این حال در ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۸ محاکمه و به جرم تبلیغ علیه نظام و قصد اقدام علیه امنیت ملی، هر کدام به ۶ سال زندان محکوم شدهاند. حکمی که اعتراض حدود ۹۰۰ نویسنده، شاعر، منتقد و روزنامه نگار را در پی داشت تا در حمایت از این سه و دیگر اصحاب قلم و رسانه خطاب به مسئولین قضایی نامه‌ای بنویسند و در آن بر ضرورت و پاس‌داشت آزادی بیان و در محکومیت سانسور و نگاه حذفی به نخبگان جامعه تاکید نمایند. نامه‌ای که بسیار امضا دارد و انقضا ندارد.
اکنون پس از هزار سال از عرضه‌ی شاهنامه، نام فردوسی به سرآمدی می‌رود و نام سلطان زمانه‌اش به بدی؛ که تاریخ آیینه‌ی عبرت است، فراروی اهل بینش.
به قول عبدالرحمان جامی:
«برفت شوکت محمود و در زمانه نماند
جز این فسانه که نشناخت قدر فردوسی»

@tarbd
رونمایی از بزرگترین شاهنامه جهان در هند!!!!👆
Forwarded from سهام نیوز
رئیسی از پس زبان لاریجانی بر نمی آید

✍️احمد زیدآبادی
در میان کسانی که تا کنون برای شرکت در رقابت انتخاباتی ثبت نام کرده‌اند، به نظرم تا اینجای کار، علی لاریجانی با انرژی و اعتماد به نفس و توپ پرتری نسبت به دیگران وارد صحنه شده است.

گرچه به دلیل عملکرد فاجعه‌بار و به شدت امنیتی لاریجانی در صدا و سیما و نوع اشتهار خانوادگی و موضع بین‌الجناحی سال‌های اخیرش، در نگاه نخست نمی‌توان شانسی برای دستیابی او به کرسی ریاست جمهوری قائل شد، اما به دلایل گوناگون ممکن است او یکی از شگفتی‌سازان انتخابات شود.

لاریجانی هر چه باشد، خالی از هوش سیاسی نیست. زبانِ رسا و نکته‌پران و حاضرجوابی دارد، در جعل اصطلاحاتِ خاص با استعداد است و در سال‌های اخیر، نگاه واقع بینانه‌تری نسبت به عموم اصولگرایان به شرایط ایران پیدا کرده است.

بنابراین، بعید می‌دانم سید ابراهیم رئیسی از پسِ زبان او برآید بخصوص اینکه نوع نگاه رئیس قوۀ قضائیه به مسائل بین‌المللی و اقتصادی در برابر نگاه لاریجانی شعارگونه به نظر می‌رسد. بر این مبنا اگر لاریجانی از مجال و آزادی لازم برای مجادله با رقیب خود برخوردار باشد، قادر است رأی آن بخش از تودۀ اصطلاحاً خاکستریِ شهرستانها را که معمولاً تحت هر شرایطی در انتخابات شرکت می‌کند و تیم رئیسی هم چشم به جذب آراء آنها دوخته است، به سمت خود متمایل کند.

از طرف دیگر، لاریجانی در بین طیف وسیعی از اصلاح‌طلبان همچنان مغضوب است اما اگر مثلاً اسحاق جهانگیری به صورت کاندیدای اختصاصی اصلاح‌طلبان در آید و نتواند در نظرسنجی‌ها موقعیت مناسبی کسب کند، به احتمال زیاد وسوسۀ حمایت از لاریجانی در بین برخی از احزاب اصلاح‌طلب بخصوص بروکرات‌ها و تکنوکرات‌های آنان زنده خواهد شد.

تا کنون تصور می‌شد که انتخابات 1400 از هر جهت مهندسی شده و با نتیجۀ از پیش روشن است. بر مبنای فرمول دو قطبی اصلاح‌طلب - اصولگرا شاید همینطور باشد، اما این بار رقابت بین خودِ اصولگرایان سخت و چه بسا دردناک است.

در هر صورت، ظاهراً همیشه راهی برای داغ کردن تنور انتخابات پیدا می‌شود!
@Sahamnewsorg
ریشه کلمه « لانتوری » از کجاست ؟ به چه معناست؟ و تحول معنایی آن چگونه رخ داده است؟

فرزاد جمشیدی مجری و پژوهشگر تلویزیون یادداشت کوتاهی درباره ی کلمه ی لانتوری نوشته است.
جمشیدی با اشاره به کنجکاوی این روزهای مردم کشورمان درباره ی کلمه ی “لانتوری” که اخیرا به واسطه ی فیلمی با همین نام به نویسندگی، تهیه کنندگی و کارگردانی(رضا درمیشیان) سر زبان ها قرار گرفته، نوشت:

هنگامی که برای تحقیقات فرهنگ نامه ی جامع مشاهیر ایران به نقاط مختلف ایران سفر می کردیم، در مناطق جنوبی کشور، خاصه آبادان و خرمشهر و شهرهایی چون بوشهر و بندرعباس به کلمات، عبارات و اصطلاحاتی برمی خوردیم که زاده ی معاشرت و مهاجرت خارجیان (به ویژه انگلیسی ها) به میهن مان بودند.

جمشیدی می نویسد:

در همین زمینه اصطلاحات جالبی را پیدا کردیم. مثلا در آبادان هنوز هم برخی از این کلمات و اصطلاحات خارجی در محاورات مردم بومی شنیده می شود مثل:
آفیس بوی (پادو، گماشته)؛ پیپ حوس (شلنگ) ؛ تماته (گوجه فرنگی) ؛ اسپکتر (مسئول، سرپرست) ؛ اورد (دستور) !

این مجری و محقق نام آشنای کشورمان اعتقاد دارد:
بر همین مبنا در جنوب کشورمان کلمه ی “لانتوری” چندین بار به گوش ام خورد و در پی آن برآمدم که معنا و مفهوم آنرا پیدا کنم.

جمشیدی می گوید: در همانجا بود که متوجه شدم سابق بر این و در زمان نبودن یا کم بودن برق و لامپ در ایران، فانوس هایی از خارج کشور همراه با ملوانان و کارکنان صنعت نفت انگلیس وارد ایران می شود. این فانوس ها “لانترن” نام داشته که برگرفته از خود کلمه ی فانوس (Lantern یعنی فانوس) بوده است.

البته (lunt) به معنی مشعل هم در آن مناطق، مورد استفاده ی کارگران صنعت نفت قرار می گیرد.

وی می گوید: همانطور که گفته شد، وجود پالایشگاه ها و بنادر مختلف در کشورمان موجب معاشرت هموطنان جنوبی ما با افراد مختلف خارجی شده بود و همین موضوع باعث تطور و تحول کلمات خارجی در زبان ایرانی شده است.

بر این اساس، سابقا کلمه ی فانوس را در جنوب کشور به نام لانترن اسم می بردند. کمااینکه اولین رژه لب را به نام “برند” (Brand) آن، “ماتیک”…. اولین سقز فرنگی را “آدامس”، اولین پودر رختشویی را “تاید”، اولین اسپری موی سر را “تافت” و اولین ذرت بوداده را “چسترفیلد” می گفتند که بعدها و تا هنوز با نام عجیب دیگری در ایران معروف شده است!

فرزادجمشیدی مجری و محقق تلویزیون می گوید:

عجیب این است که لانترن به معنای فانوس در طی زمان و در محاوره ی متعدد محلی، با علامت صفت فاعلی در انگلیسی (er) یک کلمه ی مرکب ایجاد کرده و “لانتر” یا “لانتور” به معنای کسی است که فانوس را حمل می کرده!

اما چرا کلمه ی لانتوری به معنای ناسزا در ایران استفاده می شود؟

جمشیدی، مولف اولین فرهنگ نامه ی جامع مشاهیر ایران می نویسد:

در قمارخانه ها و کازینوهای قدیمی جنوب ایران مرسوم بوده هر کس می باخته و در ازای آن نمی توانسته از عهده ی تادیه و پرداخت کامل وجه خود برآید، می بایست به مدت چند روز برای فرد برنده و پیروز در قمار، فانوسی حمل می کرده و ای بسا این حمل فانوس به مکان های خلوت تر و کارهای فرومایه تر دیگری نیز می انجامیده و همه ی اینها برای ایجاد کسر شان در فرد بازنده بوده است. و از همین روی “فانوس کش” یا “فانوس کشی” به عنوان فحش و ناسزا استفاده می شده !

بنابراین اصطلاح “لانتوری” به صورت خلاصه و مجمل، یعنی فردی در مرتبه ی بسیار پایین جامعه!

گفتنی است لانتوری نام فیلمی است به کارگردانی رضا درمیشیان که چندی است روی پرده های اکران سینماهای کشور قرار گرفته و با استقبال کم نظیر تماشاگران مواجه شده است.

فیلم لانتوری به موضوع قربانیان اسیدپاشی می پردازد و سال ۱۳۹۶ در جریان جشنواره ی فیلم فجر در بخش سودای سیمرغ قرار گرفته بود.

@tarbd
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🛳🛳تصویری بسیار زیبا و شگفت از جریان مد (بالا آمدن آب دریا)
@tarbd
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣 چکامه‌خوانی استاد اصغر محمودآبادی به خجستگی بزرگداشت فردوسی-اردیبهشت‌ماه 1400
🟣 بازخوانی چکامه‌ی «بر بال شاهنامه» سروده‌ی بانو توران شهریاری


#بزرگداشت_فردوسی_1400
#شاهنامه #فردوسی #توران_شهریاری #اصغر_محمود_آبادی

@tarbd


"تاریخ تنها مزرعه ایست که در آن هیچ دانهء سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://t.me/tarbd
📌زنان بر عالم سیاست منت می گذارند!!!

نادر ابراهیمی در رمان آتش بدون دود می‌نویسد: دختر سیاسی، بهتر از پسر سیاسی است، مردان انگار که برای حضور در معرکه‌ی سیاست به دنیا می‌آیند، اما زنان، بر این میدان منت می‌گذراند که پا در آن می‌نهند؛ هر جا زنی هست که به خاطر عدالت می‌جنگد، آن‌جا عطری پیچیده است شیرین و شورانگیز و بهشتی؛ ما بدون زنان خوب، مردان کوچکیم.

@tarbd


"تاریخ تنها مزرعه ایست که در آن هیچ دانهء سالمی از بین نمی رود"

https://telegram.me/tarbd
https://t.me/tarbd
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
💠🌀💠🌀💠🌀💠🌀💠🌀💠🌀💠


گلونی میرات سه هزارساله لورسونَه
گلونی نمادی ئه وهارُ گل و گُلسونَه

کُر بِیرِنوَنِم حافظ میرات اجدادیم
اگر ئِه مِه بگِرِنت جائکم مزارسونَه

#بردین_بیرانوند

۲۶ اردیبهشت روز گلونی گرامی باد

گلونی سربند زنان لرستان فیلی(لرستان،کرمانشاه،ایلام)

#گلونی_لرستان 🍃🌷🍃


@tarbd


"تاریخ تنها مزرعه ایست که در آن هیچ دانهء سالمی از بین نمی رود"

https://telegram.me/tarbd
https://t.me/tarbd
↙️ به مناسبت 200 سالگي گاردین

⭕️ روزنامه‌اي به قدمت سه سلسله حكومتي و 10 شاه و رهبر در ايران

✍️ قاسم خرمي

💮 درست در همين روزهايي كه ما بر سر بديهي ترين حقوق قانوني و دموكراتيك شهروندان، يعني حق بيان نظرات و ثبت خاطرات و انتخاب كردن و انتخاب شدن، در حال جنگ و نزاع بوديم، در آنسوي دنيا، يك روزنامه مترقي و خصوصي، دويستمين سال تولدش را جشن گرفت. بله 200 سال! آ‌ن هم در كجا؟ در انگلستان؛ كشوري كه از نظر ما مهد ستم و استثمار و آزادي هاي پوشالي است.

💮 در گاردين، 7 نسل روزنامه نگار، كار كرده اند و بازنشسته شده اند و بدون تهديد و تحقير، به مرگ طبيعي يا لااقل حوادث غيرسياسي، از دنیا رفته‌اند. معني اين حرف را كساني بيشتر مي دانند كه به تاريخ مطبوعات خاورميانه و ايران از قاجاريه تاكنون، آگاهند و يا كساني كه در دو دهه اخير در مطبوعات سياسي و منتقد كشور فعالیت داشته‌اند و روزنامه هايي با طول عمر «يك روز» را، به چشم خود ديده اند!

💮 اگر بخواهيم براي مخاطبان عام ايراني، تصور دقيق‌تري از طول عمر اين روزنامه ارائه كنيم، بايد گفت كه آغاز به كار گاردين در 5 مي 1821 ميلادي، مصادف با حكومت فتحعلي شاه ( دومين شاه قاجار) و 7 سال قبل از انعقاد قرار داد تركمن چاي بود. اگر اين روزنامه صرفا وقايع مهمي همچون تغيير حكومت‌ها و يا مرگ شاهان و رهبران ايران را پوشش داده باشد، بايد اكنون در آرشيو كاغذي آن، صفحاتي از خبر فوت فتحعلي علي شاه، محمدشاه، ناصرالدين شاه، مظفرالدين شاه، محمدعلي شاه، احمدشاه قاجار، رضاشاه و محمد رضا شاه پهلوي و نيز ورود و درگذشت آيت الله خميني، وجود داشته باشد.

💮 گاردين، كارش را به عنوان يك هفته نامه محلي در شهر منچستر شروع كرد. سپس روزنامه شد و به لندن انتقال يافت و در نهايت، دفاتري در سراسر اروپا تاسيس كرد و به شهرت جهاني رسيد. اين نشريه از بدو تاسيس، موضع مستقل و شعار ساده و صريحي را انتخاب كرد و عليرغم فشارهاي مالي كه آنرا تا مرز ورشكستگي پيش برد، تا همين امروز، به آن عهد پايبند مانده است؛ « كار ما نقد قدرتمندان و ديدن كساني است كه معمولا ديده نمي شوند»!

💮 گاردين به عنوان يك روزنامه پرسابقه كه به درستي آن را «پدر بزرگ نشريات دنيا» مي نامند، براي همه رسانه هاي جهان، بويژه روزنامه‌هاي ايران، درس هاي آموختني زيادي دارد؛ مهمترين درسش، شايد همين نحوه مواجهه با رسانه هاي مجازي و شبكه هاي اجتماعي است كه چگونه به جاي رقيب پنداري وگريز و ستيز، توانست آنها را به خدمت گيرد و به بخشي از توان و اثربخشي خود، تبديل كند. با اين حال،اهميت گاردين در اصول حرفه اي و درس هايي كه به ما مي دهد، نيست ! قهرمان اين داستان، آن فضا و فرهنگ و ساختاري است كه به اندازه دو قرن، يك رسانه منتقد و مستقل را در درون خود رشد مي دهد و تحمل مي كند.

💮 شك ندارم كه اگر گاردين به عنوان روزنامه «‌ناقد قدرت » از دويست سال پيش تا كنون، در ايران منتشر شده بود و البته به اتهام اقدام عليه امنيت ملي و همسويي با دشمن و تشويش اذهان عمومي و توهين به مقدسات و ديگر موارد مشابه، متوقف نمي شد، الان مي توانست گنجينه اي از اخبار و تصاوير مهمترين و عبرت آموز ترين رويدادهاي دو قرن اخير كشور را، پيش روي ما قرار دهد و كار تاريخ نويسان را آسان تر نمايد.

💮 اگر گاردين به عنوان همان روزنامه «‌صداي بي‌صدايان» مي توانست در ايران منتشر شود، شايد اصلا نيازي به انتشار روزنامه «اختر» و قتل احمد روحي، انتشار«صور اسرافيل» و قتل جهانگيرخان، انتشار «طوفان» و قتل فرخي يزدي، انتشار «روح القدس» و قتل احمد تربتي، انتشار «قرن بيستم» و قتل ميرزاده عشقي، انتشار «دنيا» و قتل تقي اراني، انتشار «مرد امروز» و قتل محمد مسعود و نيز انتشار و قتل و بازداشت و بيكاري و فرار و مهاجرت و در به دري صدها روزنامه نگار ايراني نبود.

💮 غمگينم از اينكه شاهد برآمدن و پژمردن دهها نشريه و رسانه و نابودي هزاران شغل و زندگي بوده ام، اما خوشحالم كه لاقل از اين جمع خستگان، حتي در جايي دورتر از اينجا، يكي هم 200 ساله شد! مي دانم كه گاردين، برخلاف روزنامه هاي كشور من، احتمالا اين شانس و فرصت را خواهد داشت تا چندين سال بعد از ما، نیز بماند اما اميدوارم كه آنچه در باره فرزندان و آيندگان ما مي نويسد، شباهتي به اخبار و تصاوير دوران ما و پدرانمان نداشته باشد. اين همه اخبار تلخ و رعب آور ، شايسته ما نبود! ...



@tarbd


"تاریخ تنها مزرعه ایست که در آن هیچ دانهء سالمی از بین نمی رود"

https://telegram.me/tarbd
https://t.me/tarbd
🥂🥂🥂

ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم وین یکدم عمر را غنیمت شمریم فردا که ازین دیر فنا درگذریم با هفت هزار سالگان سربه‌سریم...
خیام خارج از ایران بسیار مشهورتر از ایرانه. یکی از دهانه‌های ماه و سیارک 3059 به افتخار او «عمر خیام» نامگذاری شده‌ و در سراسر جهان نوشیدنی‌ها، هتل‌ها و خیابان‌های زیادی به نام وی نامگذاری شده... بیست و هشتم اردیبهشت روز بزرگداشت حکیم خیام نیشابوری گرامی 🥂🌿

@tarbd
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🥂🥂🥂28 اردیبهشت روز حکیم عمر خیام نیشابوری

📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قدیمی ترین حمام دنیا....

داش حمام (حمام سنگی) اردبیل...

@tarbd
Forwarded from تهرونیا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"وقتی که صلاح مملکت در بین باشد بنده از همه چیز خودم می‌گذرم و ابداً علاقه به هیچ چیز ندارم"


امروز ۲۹ اردیبهشت زادروز معمار ملی شدن صنعت نفت و دلسوز وطن دکتر محمد مصدق است.

روحش شاد و یادش گرامی🥀

@tehronia
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
29 اردیبهشت سالروز تولد دکتر محمد مصدق...

مصدق و حافظه تاریخی ملت.!

به گمانم برای ثبت مصدق درتاریخ
نه زادروزش در 29 اردیبهشت
و نه سالروزش در 14 اسفند به کار می آید...
نه ۲۸مرداد و نه حتی روزملی شدن صنعت نفت...

قسمت شگفت وعبرت آمیز زندگی او فصل محاکمه ی نظامی مصدق است!

برگشتن ورق روزگار برای کسی که در دوره ای قلب یک کشوردر سینه اش می تپید.....
ناگهان در اتفاقی نه چندان تازه ۱۳سال تنهایی نصیبش می شود ....

بدون اعتراضی بدون هیاهویی بدون حتی پچ پچ درگوشی درباره او در جامعه خفته آن روزگار...

انگار کن کسی اصلا او‌را نمیشناخته...

قیامی برای دفاع از او ‌که بماند حتی وکیلی نیز برای حضور در دادگاه فرمایشی اش قدعلم نمیکند!

دیالوگی دارد جمشیدهاشم پور در"آوازقو" وقتی جوان پرشروشور فیلم سینه سپرگلوله کرده برای خواسته هایش، با افسوس به او‌میگوید:

افکارعمومی حافظه ی ضعیفی دارند.!


#تاریخ_معاصرایران 👇👇👇
📚https://t.me/joinchat/AAAAAEEhqxyFmzRqfJG52Q
📌📌📌به مناسبت قتل بابک خرمدین...


یکم.
در پشت هر جنایت، مجموعه‌ای از عوامل در حال شکل‌گیری‌اند. در دوره‌های روان‌شناسی جنایی به ما آموخته‌اند هیچ چیز مانند جنازه مقتول، افشاگر هویت قاتل نیست. قاتل همواره اثری از خود در جنازه مقتول به جای می‌گذارد.این‌که رومینا سر بریده می‌شود، علیرضا توسط پسر عموها و برادرش کارد آجین می‌شود، پدری به دختر هفده ماهه‌اش تجاوز می‌کند و تکه‌های پیکر بابک خرمدین در کیسه‌های زباله جابجا می‌شود -اگر گوش شنوا داشته‌باشیم- پیام‌های سرراستی به ما می‌دهند.
خشونت هولناکی از پستو به خیابان و از خیابان به خانه آمده است.

دوم.
اگر این مملکت سر و شکل درستی داشت، حالا باید گروه‌های متخصص گردهم می‌آمدند تا درباره جنایت‌های خانوادگی گفتگو کنند. این چندمین قتل در یک سال اخیر است؟ چند دهمی؟ چند قتل به نام حفاظت از شرافت و ناموس در پشت دیوار سنت و آبرو مخفی مانده‌ است؟
در جامعه‌ای که اخلاقِ سوداگری به نظام مسلط ارزشی تبدیل شده ، خوانش ارتجاعی از هنجارهای اجتماعی از تریبون‌های رسمی آن تبلیغ می‌شود، جامعه‌ای که اندیشمندانش یا قلم بر زمین گذاشته‌اند یا در زندانند یا در تلویزیون مسخره می‌شوند، رشد چنین وحشتی عجیب نیست؛ تعجب‌کردن از آن عجیب است.
همین است که پدر بابک برای آن که از شدت جنایت خود بکاهد می‌گوید : دختر به خانه می‌آورد و با آنها رابطه جنسی داشت! چون او امیدوار است سنت‌های جامعه او را در محکمه افکار عمومی نجات دهد.چنان که پدر رومینا و پسرعموهای علیرضا گمان می‌کردند که قتلی شرافتمندانه انجام داده‌اند.

زیر پوست این کشور، خشونت عفونت‌گرفته‌ای در حال تکثیر است . خشونتی که حالا مانند یک ویروس، شهر به شهر، طبقه به طبقه و لایه به لایه، جامعه ایران در خود فرو بلعیده. سویه‌های روانی خشونتی چنین لجام گسیخته بر سلامت روانی جامعه، دهشتناک است.

سوم.
تا جایی که حافظه من یاری می‌کند و پرونده‌های جنایی دو دهه‌ی اخیر را دیده‌ام، پرونده قتل بابک خرم‌دین از هر حیث سوژه‌ای منحصربفرد است. آنقدر عجیب که می‌تواند گشاینده باب پژوهشی عمیق در مورد فرزندکشی در ایران شود.

فیلم‌هایی که در دوربین‌های مداربسته ضبط شده حیرت‌آور است. یک زن و مرد کهنسال، در آرامش، فرزندشان را در کیسه‌های پلاستیکی و چمدان جابجا می‌کنند. شبیه فیلمی که تارنتینو نوشته و بلاتار کارگردانی کرده است. جنایت و مکافات، خون و سکون. زمان متوقف است و تکه‌تکه‌های بدن کارگردان، طولانی‌ترین سکانس‌پلان زندگی او را می‌سازند.

کسی کات نمی‌دهد.
قاتل و مقتول از قاب خارج می‌شوند.
تماشاگر خون بالا می‌آورد.

#بابک_خرمدین

📝📝📝📝📝📝
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
📌📌📌
بحران خانواده در غرب!!!

یکی از دلایلی که برای اسلامی کردن علوم انسانی بیان می شود، جلوگیری از نفوذ فرهنگ منحط غرب و حفاظت و مراقبت از بنیان و کیان خانواده های ایرانی است. مسئله بحران در خانواده های غربی در ذهن مسئولان حوزه فرهنگی و آموزشی به چنان امر پذیرفته شده و طبیعی بدل شده است که در تک تک کنشهایشان در برخورد با غرب کاملا واضح و مشخص است. از اجاره هتل برای ورزشکاران اعزامی به اروپا (که سعی می شود دور از شهرهای ساحلی باشد) تا مامور همیشه بیدار صدا و سیما که با چشمانی هوشیار مواظب است تا از پخش حضور یک زن در ورزشگاه جلوگیری نماید. از ممیزی شدید بر نمایشنامه ها و رمان های ترجمه شده تا قیچی کردن فیلم های سینمایی غربی(چند سال پیش آثار اینگمار برگمان را هم در مجموعه آثار مبتذل گنجانده بودند) همه با هدف مواظبت از ارزش های انسانی و اخلاقی و دفاع از کیان خانواده صورت می گیرد.

اما مسئله ای که به دور از تبلیغات رسانه ای باید آن را مد نظر قرار داد، جایگاه واقعی خانواده در جامعه ما و جامعه غربی است. برخلاف باور عمومی و پذیرفته شده، نرخ طلاق در کشورهای غربی در ۳۵ سال گذشته روبه کاهش بوده است. در خانواده های جوامع غربی خیانت زوجین به یکدیگر بسیار مذموم شمرده می شود، حقوق کودکان در خانواده بسیار مورد توجه و اهمیت قرار دارد و نهاد خانواده به شدت مورد حمایت دولت ها قرار دارد و در کل نگاه جامعه به افرادی که تشکیل خانواده داده و صاحب فرزند هستند، بسیار مثبت است. در مقابل در جامعه ما آمار طلاق با سرعت بالایی در حال گسترش است. سن ازدواج و علاقه جوانان به تشکیل خانواده سال به سال در حال کاهش است. (به گونه ای که متوسط سن ازدواج در ایران از متوسط جهانی چندین سال بالاتر است) نگاه به ازدواج و تشکیل خانواده به عنوان یک نهاد اجتماعی ارزشمند سال به سال در حال کمرنگ شدن است. خیانت به پیوند زناشویی قبح خود را از دست داده و به «شیطونی» ساده تقلیل داده می شود. در بسیاری از خانواده ها دیگر والدین آن احترام سابق را ندارند و ازدواج موقت که قرار بود به عنوان ابزاری برای تسهیل ازدواج جوانان تبدیل شود عملا به ابزاری برای هوسبازی ثروتمندان، ملاکان، حاجی بازاری ها و سیاستمداران پا به سن گذاشته تبدیل شده است تا از این طریق در سنین پیری نیز طعم تجدید فراش با بانوان جوان را بچشند و همسر اصلی و فرزندان خود را در بهت و تعجب فرو برند.

مثال ملموس دیگر از بحران خانواده در ایران در میزان مسافرت ها به شهرهای بدنامی مانند پاتایاست. درست است که مسافران پاتایا از همه نقاط دنیا هستند، اما تفاوتی هست بین اغلب مسافران ایرانی و مسافران سایر کشورهایی که به این شهر سفر می کنند. در کشورهای غربی اغلب افرادی از طبقاتی با سطح تحصیلات و فرهنگ پایین، مسافران پاتایا را تشکیل می دهند و به ندرت می توان فردی صاحب خانواده و فرزند را در میان مسافران غربی پاتایا مشاهده کرد. اما در ایران پاتایا شهر محبوب تحصیل کردگان و طبقه متوسط جدید (کارمندان، پزشکان، مهندسان و..) است. مسافرانی که اغلب متاهل بوده و به دور از چشم همسر و فرزندان پاتایا را بهشت رویاهای خود برای استراحت و خرج پس انداز اضافی خود می دانند..

با توجه به شرایط حاکم بر جامعه ما و جوامع غربی در امور مربوط به بنیان و ارزش های خانواده، به نظر می رسد بیشتر از آنکه ما نگران نفوذ فرهنگ منحط غربی باشیم باید سعی کنیم ارزش های خانوادگی و اجتماعی آنها را به جامعه بیاموزیم.
📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍧🍦🍨

بستنی هایی که قاتل پرورش می داد!!!

میرزا رضا کرمانی روز قبل از ترور ناصرالدین شاه در دکان ممد ریش بستنی خورده بود و به همین دلیل ممد ریش بازداشت و فلک شد!!!..

📚

"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
National Geographic 1921.pdf
8.7 MB
National Geographic 1921.pdf





🌍یک شماره از نشریه نشنال جئوگرافی یکصد سال پیش (آوریل ۱۹۲۱) به ایران اختصاص داشت، حاوی تصاویر بسیار زیبایی از ایران است.👆👆👆


@tarbd


"تاریخ تنها مزرعه ایست که در آن هیچ دانهء سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://t.me/tarbd