✅دزد عقیده مردم نباشید!!!
📌چرا در تاریخ یکصد ساله اخیر ، هیچکس نتوانست جایگزین مرحوم آیت الله بروجردی در حوزه علمیه قم و در بین مردم ایران شود ؟؟
زمانی که آقای بروجردی ساکن شهر بروجرد بودند پزشک معروف شهر آقای حکیم یوسف یهودی بود.
نوه آن دکتر برای آقای علوی نقل کرده بود که حکیم یوسف ارادت خاصی به آقای بروجردی داشت و در قم به دیدار آقای بروجردی میرفت.
علت این بود که وقتی دکتر برای عیادت علمای بروجرد میرفت آنان تکه پارچه ای پهن می کردند که پای دکتر به فرش های آنان برخورد نکند..
ولی وقتی خانه آقای بروجردی میرفت از این کارها خبری نبود و مانند یک مهمان معمولی با او برخورد میکردند.
در زمانی که آقای بروجردی هنوز به قم نیامده و ساکن بروجرد بودند شنیدند که در آن شهر هنگام تشییع جنازه یهودیان بعضیها به طرف جنازه سنگ پرتاب میکنند.
آقای بروجردی مردم را از این کار ناشایست نهی فرمودند ولی بعضی از مردم توجه نکردند و به این عمل ادامه دادند.
آقای بروجردی گفتند هر وقت تشییع جنازه یک یهودی بود به ایشان اطلاع دهند.
در اولین تشییع آقای بروجردی شرکت کردند و این باعث شد این سنت زشت سنگپرانی به کلی ترک شود.
وقتی مسجد اعظم قم ساخته میشد قرار شد چاه آبی حفر کنند که آن مسجد مستقل از آب شهر باشد.
تحقیق شد که چه کسی این کار را بهتر از دیگران انجام می دهد.
معلوم شد شرکتی در خیابان سعدی تهران هست که مدیریت آن با آقای جمشید یگانگی است ولی ایشان زردشتی میباشد.
موضوع را با آقای بروجردی مطرح کردند و ایشان فرمود:
«زردشتی باشد، چه اشکالی دارد؟».
آقای مهندس لرزاده که معمار مسجد اعظم بود قرارداد حفر چاه و سیستم آبرسانی مسجد را با آن شرکت بست و کار تا آخر انجام شد.
هنگام تسویه حساب، آقای جمشید یگانگی گفته بود مایل است با آقای بروجردی ملاقات کند.
آقای لرزاده اجازه گرفته بود و ملاقات انجام شد.
در ملاقات آقای بروجردی از ایشان تشکر کرده بود ولی آقای یگانگی خواهش کرده بود که اجازه دهید من هم در ثواب این مسجد شریک باشم و پولی بابت کار دریافت نکنم و آقای بروجردی هم قبول کرده بود.
در همین حال یکی از حاضرین به آقای بروجردی گفته بود:
«آقا به ایشان بفرمایید مسلمان شود».
آقای بروجردی از شنیدن این جمله آنقدر ناراحت شده بود که صورت و گوشهایش قرمز شده بود.
آقای یگانگی هم سرش را زیر انداخته و ساکت بود.
پس از مدتی آقای بروجردی فرمود: «من دعا میکنم خداوند از این صفا و اخلاص ایشان به ما هم عنایت بفرماید».
پس از چندین سال چاه به تعمیر و بازسازی نیاز پیدا کرد و به همان شرکت مراجعه شد و معلوم شد آقای یگانگی مرحوم شده و پسرانش شرکت را اداره میکنند.
قرار شد آنان برای تعمیر اقدام کنند. کار که انجام شد برای تسویه حساب رفتیم. معلوم شد مرحوم جمشید یگانگی در پرونده مربوط به مسجد اعظم قم یادداشت کرده که تا هر زمان این چاه تعمیراتی لازم داشت به طور مجانی انجام گردد.
آقای علوی در سفری به نجف اشرف ملاقاتی با آیت الله العظمی سیستانی داشتند.
ایشان فرموده بود در زمانی که من در قم شاگرد آقای بروجردی بودم یک روز توصیه اخلاقی داشتند با این عنوان:
«مواظب باشید دزد عقیده مردم نباشید».
آقای بروجردی فرموده بودند:
«یک روز دزدها جلو کاروانی را میگیرند و اموال آن را غارت میکنند.
میان اموال و اثاثیه آنان بقچه ای بود که روی آن نوشته شده بود "بسم الله الرحمن الرحیم".
آن را به رئیس دزدها نشان دادند و او پرسید این بقچه مال کیست؟
معلوم شد متعلق به یک پیرزن است.
از آن پیرزن پرسید این کاغذ بسم الله برای چیست؟
جواب داد این را نوشتم تا از خطر دزدها محفوظ بماند.
رئیس دزدها گفت محفوظ ماند، بردار و برو.
نوچه های رئیس اعتراض کردند که این همه زحمت کشیدیم و دزدیدیم چرا به او برگرداندی؟
رئیس جواب داد:
«ما دزد اموال هستیم دزد عقیده نیستیم».
آقای بروجردی با نقل این داستان فرموده بودند:
«شما طلاب عزیز مواظب باشید دزد عقیده مردم نباشید».
رحمت و رضوان بی انتهای الهی بر آن مرجع عالیقدر که با عمل خود مردم را هدایت میفرمود
تاریخ معاصر ایران
@tarbd
📌چرا در تاریخ یکصد ساله اخیر ، هیچکس نتوانست جایگزین مرحوم آیت الله بروجردی در حوزه علمیه قم و در بین مردم ایران شود ؟؟
زمانی که آقای بروجردی ساکن شهر بروجرد بودند پزشک معروف شهر آقای حکیم یوسف یهودی بود.
نوه آن دکتر برای آقای علوی نقل کرده بود که حکیم یوسف ارادت خاصی به آقای بروجردی داشت و در قم به دیدار آقای بروجردی میرفت.
علت این بود که وقتی دکتر برای عیادت علمای بروجرد میرفت آنان تکه پارچه ای پهن می کردند که پای دکتر به فرش های آنان برخورد نکند..
ولی وقتی خانه آقای بروجردی میرفت از این کارها خبری نبود و مانند یک مهمان معمولی با او برخورد میکردند.
در زمانی که آقای بروجردی هنوز به قم نیامده و ساکن بروجرد بودند شنیدند که در آن شهر هنگام تشییع جنازه یهودیان بعضیها به طرف جنازه سنگ پرتاب میکنند.
آقای بروجردی مردم را از این کار ناشایست نهی فرمودند ولی بعضی از مردم توجه نکردند و به این عمل ادامه دادند.
آقای بروجردی گفتند هر وقت تشییع جنازه یک یهودی بود به ایشان اطلاع دهند.
در اولین تشییع آقای بروجردی شرکت کردند و این باعث شد این سنت زشت سنگپرانی به کلی ترک شود.
وقتی مسجد اعظم قم ساخته میشد قرار شد چاه آبی حفر کنند که آن مسجد مستقل از آب شهر باشد.
تحقیق شد که چه کسی این کار را بهتر از دیگران انجام می دهد.
معلوم شد شرکتی در خیابان سعدی تهران هست که مدیریت آن با آقای جمشید یگانگی است ولی ایشان زردشتی میباشد.
موضوع را با آقای بروجردی مطرح کردند و ایشان فرمود:
«زردشتی باشد، چه اشکالی دارد؟».
آقای مهندس لرزاده که معمار مسجد اعظم بود قرارداد حفر چاه و سیستم آبرسانی مسجد را با آن شرکت بست و کار تا آخر انجام شد.
هنگام تسویه حساب، آقای جمشید یگانگی گفته بود مایل است با آقای بروجردی ملاقات کند.
آقای لرزاده اجازه گرفته بود و ملاقات انجام شد.
در ملاقات آقای بروجردی از ایشان تشکر کرده بود ولی آقای یگانگی خواهش کرده بود که اجازه دهید من هم در ثواب این مسجد شریک باشم و پولی بابت کار دریافت نکنم و آقای بروجردی هم قبول کرده بود.
در همین حال یکی از حاضرین به آقای بروجردی گفته بود:
«آقا به ایشان بفرمایید مسلمان شود».
آقای بروجردی از شنیدن این جمله آنقدر ناراحت شده بود که صورت و گوشهایش قرمز شده بود.
آقای یگانگی هم سرش را زیر انداخته و ساکت بود.
پس از مدتی آقای بروجردی فرمود: «من دعا میکنم خداوند از این صفا و اخلاص ایشان به ما هم عنایت بفرماید».
پس از چندین سال چاه به تعمیر و بازسازی نیاز پیدا کرد و به همان شرکت مراجعه شد و معلوم شد آقای یگانگی مرحوم شده و پسرانش شرکت را اداره میکنند.
قرار شد آنان برای تعمیر اقدام کنند. کار که انجام شد برای تسویه حساب رفتیم. معلوم شد مرحوم جمشید یگانگی در پرونده مربوط به مسجد اعظم قم یادداشت کرده که تا هر زمان این چاه تعمیراتی لازم داشت به طور مجانی انجام گردد.
آقای علوی در سفری به نجف اشرف ملاقاتی با آیت الله العظمی سیستانی داشتند.
ایشان فرموده بود در زمانی که من در قم شاگرد آقای بروجردی بودم یک روز توصیه اخلاقی داشتند با این عنوان:
«مواظب باشید دزد عقیده مردم نباشید».
آقای بروجردی فرموده بودند:
«یک روز دزدها جلو کاروانی را میگیرند و اموال آن را غارت میکنند.
میان اموال و اثاثیه آنان بقچه ای بود که روی آن نوشته شده بود "بسم الله الرحمن الرحیم".
آن را به رئیس دزدها نشان دادند و او پرسید این بقچه مال کیست؟
معلوم شد متعلق به یک پیرزن است.
از آن پیرزن پرسید این کاغذ بسم الله برای چیست؟
جواب داد این را نوشتم تا از خطر دزدها محفوظ بماند.
رئیس دزدها گفت محفوظ ماند، بردار و برو.
نوچه های رئیس اعتراض کردند که این همه زحمت کشیدیم و دزدیدیم چرا به او برگرداندی؟
رئیس جواب داد:
«ما دزد اموال هستیم دزد عقیده نیستیم».
آقای بروجردی با نقل این داستان فرموده بودند:
«شما طلاب عزیز مواظب باشید دزد عقیده مردم نباشید».
رحمت و رضوان بی انتهای الهی بر آن مرجع عالیقدر که با عمل خود مردم را هدایت میفرمود
تاریخ معاصر ایران
@tarbd
Forwarded from سهام نیوز
واکسن فایزر میتواند علیه تمام واریانتهای اصلی ویروس کرونا آنتی بادی تولید کند
@Sahamnewsorg
@Sahamnewsorg
📙🏊♂🏊♀حمامهای شلوغ ایرانی در آستانه عید فطر
▪️اسـتحمام بـخش جدایی ناپذیر بسیاری از آداب و رسوم و آیـین هـای ایرانیـان در عـصر قاجـار بـود. ایـن پیوستگی، حکایت از جایگاه پاکیزگی بـه وسـیله آب نزد ایرانیان داشته است .
▪️بـراسـاس رسـمی دیرینه در ایران در برخی از مناسبتهای مذهبی مثل شب عید فطر رسم بود که مـردم بـه حمام مـیرفتند تـا صـبح عید، پاک باشند. در نتیجه چند روز مانده به عید فطر که حمام هـا حـتی نیمههای شب باز بودند، مانند ایام شب عیـد نـوروز حمـامهـا یکـی از شـلوغتـرین روزهایشـان را از سـر مـیگذراندند.
▪️روز قبل از تحویل سال نو هم، رسم بود که ایرانـیان بـه حمام میرفتند تا بـه ایـن وسیله چرک بدنشان را همراه با بدیهای سال از خود دور کنند و پاک و منزه وارد سـال جدید شـوند. بـه هـمین جهت ، نزدیک عید نوروز یکی از شلوغ ترین روزهـای حمـامهــای عمومی بود.
▪️ گاهی نرفتن به حمام هم در چارچوب باورها و آداب و رسوم مردم قـرار داشـت و آن مـربوط به برخی صـاحبان عـزا بـود کـه تـا مدتی پس از مرگ عزیزشان، از استحمام خودداری میکردند.
منبع: کافه تاریخ
🆔 @tarbd
▪️اسـتحمام بـخش جدایی ناپذیر بسیاری از آداب و رسوم و آیـین هـای ایرانیـان در عـصر قاجـار بـود. ایـن پیوستگی، حکایت از جایگاه پاکیزگی بـه وسـیله آب نزد ایرانیان داشته است .
▪️بـراسـاس رسـمی دیرینه در ایران در برخی از مناسبتهای مذهبی مثل شب عید فطر رسم بود که مـردم بـه حمام مـیرفتند تـا صـبح عید، پاک باشند. در نتیجه چند روز مانده به عید فطر که حمام هـا حـتی نیمههای شب باز بودند، مانند ایام شب عیـد نـوروز حمـامهـا یکـی از شـلوغتـرین روزهایشـان را از سـر مـیگذراندند.
▪️روز قبل از تحویل سال نو هم، رسم بود که ایرانـیان بـه حمام میرفتند تا بـه ایـن وسیله چرک بدنشان را همراه با بدیهای سال از خود دور کنند و پاک و منزه وارد سـال جدید شـوند. بـه هـمین جهت ، نزدیک عید نوروز یکی از شلوغ ترین روزهـای حمـامهــای عمومی بود.
▪️ گاهی نرفتن به حمام هم در چارچوب باورها و آداب و رسوم مردم قـرار داشـت و آن مـربوط به برخی صـاحبان عـزا بـود کـه تـا مدتی پس از مرگ عزیزشان، از استحمام خودداری میکردند.
منبع: کافه تاریخ
🆔 @tarbd
🔻ماهی ترسناک کارتون 'در جستجوی نیمو' در سواحل کالیفرنیا پیدا شد
لاشه یک گونه ماهی که ظاهری عجیب و غریب دارد و در فیلم کارتونی 'در جستجوی نیمو ' هم به تصویر کشیده شده بود، در سواحل کالیفرنیا پیدا شده است.
لاشه انجلفیش که به تکنیک ویژه خود برای ماهیگیری در اعماق دریا شهرت دارد، به ندرت در سواحل دیده میشود.
این گونه از ماهیهای انجل معمولا در بخشهای بسیار عمیق دریا - گاه تا عمق ۹۱۴ متر - زندگی میکنند اما لاشه این یکی به سواحل شهر نیوپرت بیچ کالیفرنیا رسیده.
https://bbc.in/3eIjK8R
@tarbd
لاشه یک گونه ماهی که ظاهری عجیب و غریب دارد و در فیلم کارتونی 'در جستجوی نیمو ' هم به تصویر کشیده شده بود، در سواحل کالیفرنیا پیدا شده است.
لاشه انجلفیش که به تکنیک ویژه خود برای ماهیگیری در اعماق دریا شهرت دارد، به ندرت در سواحل دیده میشود.
این گونه از ماهیهای انجل معمولا در بخشهای بسیار عمیق دریا - گاه تا عمق ۹۱۴ متر - زندگی میکنند اما لاشه این یکی به سواحل شهر نیوپرت بیچ کالیفرنیا رسیده.
https://bbc.in/3eIjK8R
@tarbd
BBC News فارسی
ماهی ترسناک کارتون 'در جستجوی نیمو' در سواحل کالیفرنیا پیدا شد
لاشه انجلفیش که به تکنیک ویژه خود برای ماهیگیری در اعماق دریا شهرت دارد، به ندرت در سواحل دیده میشود.
دکتر حسین یقینی برگزیده جایزه کتاب سال پس از ابتلا به کرونا، شب گذشته 23 اردیبهشت دارفانی را وداع گفت.
«دانشنامه داروسازی و داروخانهداری در اصفهان» نوشته حسین یقینی موفق به کسب جایزه کتاب سال شده و طی مراسمی با حضور رئیس جمهور در اختتامیه ۲۴مین دوره جایزه جهانی کتاب سال از وی برای تالیف آن تجلیل شد.
این کتاب در ۵ جلد نوشته شده و حاوی تاریخچه کامل داروسازی و داروخانهداری در استان اصفهان است. این کتاب که طی ۶ سال به کوشش وی نوشته شده، حاوی اسناد، مدارک و عکسهای نفیس و گرانبهایی است. از وی همچنین کتابهای «معماری در اصفهان» و «معماری در عالی قاپو»بیادگار ماند.
از دیگر تخصصهای او در کنار داروسازی، پژوهشهای وی در زمینه ادبیات، تاریخ، هنر نقاشی و عکاسی و اصفهانشناسی بود. وی سالها در گروه داروسازی دانشگاه اصفهان تدریس میکرد و سالن تشریح دانشگاه علوم پزشکی اصفهان را به سبک قاجار برای این دانشکده تجهیز کرد که محل برگزاری سمینارهای این دانشگاه شد.
ایشان چندین کتاب در دست چاپ در زمینه معرفی انواع گرمابهها و تکایا در اصفهان داشتند که ناتمام ماند.
روانش شاد🍃🌷🍃
https://telegram.me/tarbd
https://t.me/tarbd
«دانشنامه داروسازی و داروخانهداری در اصفهان» نوشته حسین یقینی موفق به کسب جایزه کتاب سال شده و طی مراسمی با حضور رئیس جمهور در اختتامیه ۲۴مین دوره جایزه جهانی کتاب سال از وی برای تالیف آن تجلیل شد.
این کتاب در ۵ جلد نوشته شده و حاوی تاریخچه کامل داروسازی و داروخانهداری در استان اصفهان است. این کتاب که طی ۶ سال به کوشش وی نوشته شده، حاوی اسناد، مدارک و عکسهای نفیس و گرانبهایی است. از وی همچنین کتابهای «معماری در اصفهان» و «معماری در عالی قاپو»بیادگار ماند.
از دیگر تخصصهای او در کنار داروسازی، پژوهشهای وی در زمینه ادبیات، تاریخ، هنر نقاشی و عکاسی و اصفهانشناسی بود. وی سالها در گروه داروسازی دانشگاه اصفهان تدریس میکرد و سالن تشریح دانشگاه علوم پزشکی اصفهان را به سبک قاجار برای این دانشکده تجهیز کرد که محل برگزاری سمینارهای این دانشگاه شد.
ایشان چندین کتاب در دست چاپ در زمینه معرفی انواع گرمابهها و تکایا در اصفهان داشتند که ناتمام ماند.
روانش شاد🍃🌷🍃
https://telegram.me/tarbd
https://t.me/tarbd
Forwarded from BBCPersian
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☀️یزلهخوانی صبح عید فطر در خوزستان
☀️گروههایی از شهروندان عرب در شهرهای خوزستان صبح امروز ۲۳ اردیبهشت و به مناسبت فرارسیدن عید فطر مراسم سنتی هوسه و یزله را برگزار کردند.
☀️یزلهخوانی در منطقه زویه و کوت عبدالله در اهواز و شهرستانهای دیگر از جمله سوسنگرد برگزار شد.
☀️معاون اجتماعی پلیس استان خوزستان از مجروح شدن ۳ نفر بر اثر تیراندازی هوایی در مراسم یزلهخوانی روز عید فطر در شهرستان سوسنگرد خبر داد.
☀️يَزْله يا هوسه، نوعی شعرخوانی حماسی رايج در جنوب ايران، بويژه در بوشهر و خوزستان است كه با كوبيدن پا بر زمين و يا با دست زدن و معمولا به
شکل جمعی برگزار میشود.
@BBCpersian
☀️گروههایی از شهروندان عرب در شهرهای خوزستان صبح امروز ۲۳ اردیبهشت و به مناسبت فرارسیدن عید فطر مراسم سنتی هوسه و یزله را برگزار کردند.
☀️یزلهخوانی در منطقه زویه و کوت عبدالله در اهواز و شهرستانهای دیگر از جمله سوسنگرد برگزار شد.
☀️معاون اجتماعی پلیس استان خوزستان از مجروح شدن ۳ نفر بر اثر تیراندازی هوایی در مراسم یزلهخوانی روز عید فطر در شهرستان سوسنگرد خبر داد.
☀️يَزْله يا هوسه، نوعی شعرخوانی حماسی رايج در جنوب ايران، بويژه در بوشهر و خوزستان است كه با كوبيدن پا بر زمين و يا با دست زدن و معمولا به
شکل جمعی برگزار میشود.
@BBCpersian
Forwarded from Historian
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#فیلم_سینمایی
فیلم سینمایی مارتین لوتر
▪️دوبله فارسی محصول ۲۰۰۳
▪️ این فیلم تاریخی به جهات مختلف واجد ارزشهای انسانی تاریخی و سیاسی و مذهبی است که باعث انتخاب آن برای کانال اندیشه ایرانی شد. با دیدن این فیلم خواهید توانست با بخشی از تاریخ تحولات مسیحیت و قدرت کلیسای روم و اروپا آشنا شوید .
▪️مارتین لوتر زادهٔ ۱۰ نوامبر ۱۴۸۳ در آیسلبن آلمان – درگذشتهٔ ۱۸ فوریهٔ ۱۵۴۶ - کشیش متجدد و مترجم انجیل به زبان آلمانی و یک اصلاحطلب مذهبی بود.
▪️ او یکی از تأثیرگذارترین شخصیتها در تاریخ آیین مسیحیت و از پیشوایان نهضت اصلاحات پروتستانی به شمار میرود.
▪️ در ۳۱ اکتبر ۱۵۱۷، مارتین لوتر ، اعتراض نامه ۹۵ مادهای خود را به سردر کلیسای خود آویخت و در آن عمل پاپ و همچنین آلبر، شهریار براندنبورگ را در فروش بهشت و بخشش گناهان محکوم کرد.
▪️ لوتر پایه مذهب جدید را بر خواست و تقدیر الهی گذاشت و مریدان خود را از هر واسطه یا تلاش برای دگرگون کردن سرنوشت خویش بر حذر داشت.
فیلم سینمایی مارتین لوتر
▪️دوبله فارسی محصول ۲۰۰۳
▪️ این فیلم تاریخی به جهات مختلف واجد ارزشهای انسانی تاریخی و سیاسی و مذهبی است که باعث انتخاب آن برای کانال اندیشه ایرانی شد. با دیدن این فیلم خواهید توانست با بخشی از تاریخ تحولات مسیحیت و قدرت کلیسای روم و اروپا آشنا شوید .
▪️مارتین لوتر زادهٔ ۱۰ نوامبر ۱۴۸۳ در آیسلبن آلمان – درگذشتهٔ ۱۸ فوریهٔ ۱۵۴۶ - کشیش متجدد و مترجم انجیل به زبان آلمانی و یک اصلاحطلب مذهبی بود.
▪️ او یکی از تأثیرگذارترین شخصیتها در تاریخ آیین مسیحیت و از پیشوایان نهضت اصلاحات پروتستانی به شمار میرود.
▪️ در ۳۱ اکتبر ۱۵۱۷، مارتین لوتر ، اعتراض نامه ۹۵ مادهای خود را به سردر کلیسای خود آویخت و در آن عمل پاپ و همچنین آلبر، شهریار براندنبورگ را در فروش بهشت و بخشش گناهان محکوم کرد.
▪️ لوتر پایه مذهب جدید را بر خواست و تقدیر الهی گذاشت و مریدان خود را از هر واسطه یا تلاش برای دگرگون کردن سرنوشت خویش بر حذر داشت.
Forwarded from اصفهان خبر
کتیبه شعر حافظ
مسجد عیدگاه، شهر مُلتان، پاکستان
متن کتیبه:
هوالمعز
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریدۀ عالم دوام ما
راقم: اخلاق حسین
تصویر و توضیح:
دکتر مرتضی رضوانفر
پژوهشگاه میراث فرهنگی
منبع: کانال «کتیبه»
@tarbd
مسجد عیدگاه، شهر مُلتان، پاکستان
متن کتیبه:
هوالمعز
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریدۀ عالم دوام ما
راقم: اخلاق حسین
تصویر و توضیح:
دکتر مرتضی رضوانفر
پژوهشگاه میراث فرهنگی
منبع: کانال «کتیبه»
@tarbd
🤲خدﺍﻭﻧﺪﺍ ﺩﻭ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺑﮕﯿر:
ﺧﻮﺩﻣﺤﻮﺭﯼ ﻭ ﻏﺮﻭﺭ
ﮐﻪ ﺍﻭﻟﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ
ﺍﺯ ﻣﻦ مے گیرﺩ ﻭ ﺩﻭﻣﯽ ﭘﺎﮐﯿﻢ ﺭﺍ...
🤲ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ ﺩﻭ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﺭﻭﻧﻢ
ﺍﺭﺗﻘﺎﺀ ﺑﺒﺨﺶ:ﺍﯾﻤﺎﻥ ﻭ ﺻﺒﺮ
ﮐﻪ ﺍﻭﻟﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎﯾﻢ
ﺭﺍ ﺑﯿﺸﺘﺮ مى كند ﻭ ﺩﻭﻣﯽ
ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﺰﺩﯾﮏ مى كند ...
🤲ﺧﺪﺍﯾﺎ ﮐﻤﮑﻢ ﮐﻦ ﺑﻪ ﺩﻭ ﭼﯿﺰ
ﻣﺒﺘﻼ ﻧﮕﺮﺩﻡ:ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﯽ ﻭ ﻧﺎﺳﭙﺎﺳﯽ
ﮐه ﺍﻭﻟﯽ ﭘﺎﮐﯽ ﺟﺴﻢ ﺭﺍ ﺍﺯ
ﻣﻦ مى گيرد ﻭ ﺩﻭﻣﯽ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺩﺭﻭﻥ ﺭﺍ ...
🌾🌾🌾🌺🌾🌾🌾
@tarbd
ﺧﻮﺩﻣﺤﻮﺭﯼ ﻭ ﻏﺮﻭﺭ
ﮐﻪ ﺍﻭﻟﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ
ﺍﺯ ﻣﻦ مے گیرﺩ ﻭ ﺩﻭﻣﯽ ﭘﺎﮐﯿﻢ ﺭﺍ...
🤲ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ ﺩﻭ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﺭﻭﻧﻢ
ﺍﺭﺗﻘﺎﺀ ﺑﺒﺨﺶ:ﺍﯾﻤﺎﻥ ﻭ ﺻﺒﺮ
ﮐﻪ ﺍﻭﻟﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎﯾﻢ
ﺭﺍ ﺑﯿﺸﺘﺮ مى كند ﻭ ﺩﻭﻣﯽ
ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﺰﺩﯾﮏ مى كند ...
🤲ﺧﺪﺍﯾﺎ ﮐﻤﮑﻢ ﮐﻦ ﺑﻪ ﺩﻭ ﭼﯿﺰ
ﻣﺒﺘﻼ ﻧﮕﺮﺩﻡ:ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﯽ ﻭ ﻧﺎﺳﭙﺎﺳﯽ
ﮐه ﺍﻭﻟﯽ ﭘﺎﮐﯽ ﺟﺴﻢ ﺭﺍ ﺍﺯ
ﻣﻦ مى گيرد ﻭ ﺩﻭﻣﯽ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺩﺭﻭﻥ ﺭﺍ ...
🌾🌾🌾🌺🌾🌾🌾
@tarbd
کجاست «شوکت محمود» و «قدر فردوسی»؟!
✍ نویسنده: مرتضاآخرتی
۲۵ اردیبهشت ماه، سالروز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی است و بسیار گرامی.
فردوسی از بزرگترین شاعران تاریخ ادب پارسی است که در قرن چهارم هجری با سرودن شاهنامه و رنجی ۲۵ تا ۳۵ ساله، زبان پارسی را از گزند معرّبشدگیِ مفرط در امان داشت. به هنگام پایان یافتن نظم شاهنامه، سلطان محمود غزنوی از غلامزادگان ترکتبار، بر تخت پادشاهی نشسته بود. فردوسی امّا از دهقانزادگان و نجبای خراسانی بود که مال و میراث آبا و اجدادیاش را در سرِ اثر بزرگ خود صرف کرده بود و از این سرمایهی عظیم، دستمایهای جز تهیدستی در جیبِ نجابتش نمیدید. هرچند که او در این مسیر مورد حمایت سه تن از «نامداران شهر» قرار گرفته بود. (علی دیلم: نسّاخ و کاتب شاهنامه، ابودُلَف: نقال و راوی شاهنامه، حییّ ِ قُتَیبه، حاکم توس: کارپرداز و حامی مالی)
«از این نامه از نامداران شهر
علی دیلم و بودُلَف راست بهر
حییّ ِ قُتَیبه است از آزادگان
که از من نخواهد سخن رایگان»
فردوسی به پایمردی خواجه حسن میمندی (رئیس دیوان رسائل غزنویان) شاهنامه را برای حفاظت از حوادث زمانه و نیز چشمداشت به ارجگذاری شاهانه، به پایِ تخت سلطان محمود در غزنه برد. امّا رقیبان و حسودان خواجه حسن در دربار، به قول نظامی عروضی در چهارمقاله «خاک تخلیط در قدح جاه او همی انداختند.» و سفارش خواجه حسن را به بزرگداشت فردوسی و کتابش در نظر سلطان خوار پرداختند. محمود شاهنامه را به چیزی نخرید که به کار آید. فردوسی برای پاک شدن از عرق سرد تحقیر و دست شستن از دستگیریِ درازدستی چون محمود سبکتگین به گرمابه رفت و پنجاه هزار درهم یا کمتری را که در وجه او نوشته بودند به حمّامی و مشروبفروش بخشید. سپس از ترس سیاست سلطان به هرات متواری شد.
نقل است که سلطان محمود غزنوی بعدها به مقام والای فردوسی پی برد و به ازای هر بیت شاهنامه یک سکهی طلا پرداخت تا به او دهند. اما گویا هنگامی که بارِ صلهی شاهانه به ارزش شصت هزار سکهی طلا از دروازهی رودبارِ طبران وارد شهر میشده است فردوسی را بر مرکب چوبین از دروازهای دیگر به نام رزان به سمت گورستان خارج می کردهاند. دریغا از پشیمانی؛ چه درویشی، چه سلطانی!
امروز همچنین سالگرد بازداشت سه عضو کانون نویسندگان ایران؛ بکتاش آبتین، کیوان باژن و رضا خندان مهابادی است. نویسندگان و شاعرانی که جز نوشتن دربارهی فرهنگ و تاریخ و ادب ایران و برگزاری یادمان نویسندگان و شاعران آزاداندیشی چون محمد مختاری و محمدجعفر پوینده و احمد شاملو و دیگر بزرگان فرهنگ و ادب سرزمین مادریشان اقدام دیگری نکردهاند. با این حال در ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۸ محاکمه و به جرم تبلیغ علیه نظام و قصد اقدام علیه امنیت ملی، هر کدام به ۶ سال زندان محکوم شدهاند. حکمی که اعتراض حدود ۹۰۰ نویسنده، شاعر، منتقد و روزنامه نگار را در پی داشت تا در حمایت از این سه و دیگر اصحاب قلم و رسانه خطاب به مسئولین قضایی نامهای بنویسند و در آن بر ضرورت و پاسداشت آزادی بیان و در محکومیت سانسور و نگاه حذفی به نخبگان جامعه تاکید نمایند. نامهای که بسیار امضا دارد و انقضا ندارد.
اکنون پس از هزار سال از عرضهی شاهنامه، نام فردوسی به سرآمدی میرود و نام سلطان زمانهاش به بدی؛ که تاریخ آیینهی عبرت است، فراروی اهل بینش.
به قول عبدالرحمان جامی:
«برفت شوکت محمود و در زمانه نماند
جز این فسانه که نشناخت قدر فردوسی»
@tarbd
✍ نویسنده: مرتضاآخرتی
۲۵ اردیبهشت ماه، سالروز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی است و بسیار گرامی.
فردوسی از بزرگترین شاعران تاریخ ادب پارسی است که در قرن چهارم هجری با سرودن شاهنامه و رنجی ۲۵ تا ۳۵ ساله، زبان پارسی را از گزند معرّبشدگیِ مفرط در امان داشت. به هنگام پایان یافتن نظم شاهنامه، سلطان محمود غزنوی از غلامزادگان ترکتبار، بر تخت پادشاهی نشسته بود. فردوسی امّا از دهقانزادگان و نجبای خراسانی بود که مال و میراث آبا و اجدادیاش را در سرِ اثر بزرگ خود صرف کرده بود و از این سرمایهی عظیم، دستمایهای جز تهیدستی در جیبِ نجابتش نمیدید. هرچند که او در این مسیر مورد حمایت سه تن از «نامداران شهر» قرار گرفته بود. (علی دیلم: نسّاخ و کاتب شاهنامه، ابودُلَف: نقال و راوی شاهنامه، حییّ ِ قُتَیبه، حاکم توس: کارپرداز و حامی مالی)
«از این نامه از نامداران شهر
علی دیلم و بودُلَف راست بهر
حییّ ِ قُتَیبه است از آزادگان
که از من نخواهد سخن رایگان»
فردوسی به پایمردی خواجه حسن میمندی (رئیس دیوان رسائل غزنویان) شاهنامه را برای حفاظت از حوادث زمانه و نیز چشمداشت به ارجگذاری شاهانه، به پایِ تخت سلطان محمود در غزنه برد. امّا رقیبان و حسودان خواجه حسن در دربار، به قول نظامی عروضی در چهارمقاله «خاک تخلیط در قدح جاه او همی انداختند.» و سفارش خواجه حسن را به بزرگداشت فردوسی و کتابش در نظر سلطان خوار پرداختند. محمود شاهنامه را به چیزی نخرید که به کار آید. فردوسی برای پاک شدن از عرق سرد تحقیر و دست شستن از دستگیریِ درازدستی چون محمود سبکتگین به گرمابه رفت و پنجاه هزار درهم یا کمتری را که در وجه او نوشته بودند به حمّامی و مشروبفروش بخشید. سپس از ترس سیاست سلطان به هرات متواری شد.
نقل است که سلطان محمود غزنوی بعدها به مقام والای فردوسی پی برد و به ازای هر بیت شاهنامه یک سکهی طلا پرداخت تا به او دهند. اما گویا هنگامی که بارِ صلهی شاهانه به ارزش شصت هزار سکهی طلا از دروازهی رودبارِ طبران وارد شهر میشده است فردوسی را بر مرکب چوبین از دروازهای دیگر به نام رزان به سمت گورستان خارج می کردهاند. دریغا از پشیمانی؛ چه درویشی، چه سلطانی!
امروز همچنین سالگرد بازداشت سه عضو کانون نویسندگان ایران؛ بکتاش آبتین، کیوان باژن و رضا خندان مهابادی است. نویسندگان و شاعرانی که جز نوشتن دربارهی فرهنگ و تاریخ و ادب ایران و برگزاری یادمان نویسندگان و شاعران آزاداندیشی چون محمد مختاری و محمدجعفر پوینده و احمد شاملو و دیگر بزرگان فرهنگ و ادب سرزمین مادریشان اقدام دیگری نکردهاند. با این حال در ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۸ محاکمه و به جرم تبلیغ علیه نظام و قصد اقدام علیه امنیت ملی، هر کدام به ۶ سال زندان محکوم شدهاند. حکمی که اعتراض حدود ۹۰۰ نویسنده، شاعر، منتقد و روزنامه نگار را در پی داشت تا در حمایت از این سه و دیگر اصحاب قلم و رسانه خطاب به مسئولین قضایی نامهای بنویسند و در آن بر ضرورت و پاسداشت آزادی بیان و در محکومیت سانسور و نگاه حذفی به نخبگان جامعه تاکید نمایند. نامهای که بسیار امضا دارد و انقضا ندارد.
اکنون پس از هزار سال از عرضهی شاهنامه، نام فردوسی به سرآمدی میرود و نام سلطان زمانهاش به بدی؛ که تاریخ آیینهی عبرت است، فراروی اهل بینش.
به قول عبدالرحمان جامی:
«برفت شوکت محمود و در زمانه نماند
جز این فسانه که نشناخت قدر فردوسی»
@tarbd
Forwarded from سهام نیوز
✅رئیسی از پس زبان لاریجانی بر نمی آید
✍️احمد زیدآبادی
در میان کسانی که تا کنون برای شرکت در رقابت انتخاباتی ثبت نام کردهاند، به نظرم تا اینجای کار، علی لاریجانی با انرژی و اعتماد به نفس و توپ پرتری نسبت به دیگران وارد صحنه شده است.
گرچه به دلیل عملکرد فاجعهبار و به شدت امنیتی لاریجانی در صدا و سیما و نوع اشتهار خانوادگی و موضع بینالجناحی سالهای اخیرش، در نگاه نخست نمیتوان شانسی برای دستیابی او به کرسی ریاست جمهوری قائل شد، اما به دلایل گوناگون ممکن است او یکی از شگفتیسازان انتخابات شود.
لاریجانی هر چه باشد، خالی از هوش سیاسی نیست. زبانِ رسا و نکتهپران و حاضرجوابی دارد، در جعل اصطلاحاتِ خاص با استعداد است و در سالهای اخیر، نگاه واقع بینانهتری نسبت به عموم اصولگرایان به شرایط ایران پیدا کرده است.
بنابراین، بعید میدانم سید ابراهیم رئیسی از پسِ زبان او برآید بخصوص اینکه نوع نگاه رئیس قوۀ قضائیه به مسائل بینالمللی و اقتصادی در برابر نگاه لاریجانی شعارگونه به نظر میرسد. بر این مبنا اگر لاریجانی از مجال و آزادی لازم برای مجادله با رقیب خود برخوردار باشد، قادر است رأی آن بخش از تودۀ اصطلاحاً خاکستریِ شهرستانها را که معمولاً تحت هر شرایطی در انتخابات شرکت میکند و تیم رئیسی هم چشم به جذب آراء آنها دوخته است، به سمت خود متمایل کند.
از طرف دیگر، لاریجانی در بین طیف وسیعی از اصلاحطلبان همچنان مغضوب است اما اگر مثلاً اسحاق جهانگیری به صورت کاندیدای اختصاصی اصلاحطلبان در آید و نتواند در نظرسنجیها موقعیت مناسبی کسب کند، به احتمال زیاد وسوسۀ حمایت از لاریجانی در بین برخی از احزاب اصلاحطلب بخصوص بروکراتها و تکنوکراتهای آنان زنده خواهد شد.
تا کنون تصور میشد که انتخابات 1400 از هر جهت مهندسی شده و با نتیجۀ از پیش روشن است. بر مبنای فرمول دو قطبی اصلاحطلب - اصولگرا شاید همینطور باشد، اما این بار رقابت بین خودِ اصولگرایان سخت و چه بسا دردناک است.
در هر صورت، ظاهراً همیشه راهی برای داغ کردن تنور انتخابات پیدا میشود!
@Sahamnewsorg
✍️احمد زیدآبادی
در میان کسانی که تا کنون برای شرکت در رقابت انتخاباتی ثبت نام کردهاند، به نظرم تا اینجای کار، علی لاریجانی با انرژی و اعتماد به نفس و توپ پرتری نسبت به دیگران وارد صحنه شده است.
گرچه به دلیل عملکرد فاجعهبار و به شدت امنیتی لاریجانی در صدا و سیما و نوع اشتهار خانوادگی و موضع بینالجناحی سالهای اخیرش، در نگاه نخست نمیتوان شانسی برای دستیابی او به کرسی ریاست جمهوری قائل شد، اما به دلایل گوناگون ممکن است او یکی از شگفتیسازان انتخابات شود.
لاریجانی هر چه باشد، خالی از هوش سیاسی نیست. زبانِ رسا و نکتهپران و حاضرجوابی دارد، در جعل اصطلاحاتِ خاص با استعداد است و در سالهای اخیر، نگاه واقع بینانهتری نسبت به عموم اصولگرایان به شرایط ایران پیدا کرده است.
بنابراین، بعید میدانم سید ابراهیم رئیسی از پسِ زبان او برآید بخصوص اینکه نوع نگاه رئیس قوۀ قضائیه به مسائل بینالمللی و اقتصادی در برابر نگاه لاریجانی شعارگونه به نظر میرسد. بر این مبنا اگر لاریجانی از مجال و آزادی لازم برای مجادله با رقیب خود برخوردار باشد، قادر است رأی آن بخش از تودۀ اصطلاحاً خاکستریِ شهرستانها را که معمولاً تحت هر شرایطی در انتخابات شرکت میکند و تیم رئیسی هم چشم به جذب آراء آنها دوخته است، به سمت خود متمایل کند.
از طرف دیگر، لاریجانی در بین طیف وسیعی از اصلاحطلبان همچنان مغضوب است اما اگر مثلاً اسحاق جهانگیری به صورت کاندیدای اختصاصی اصلاحطلبان در آید و نتواند در نظرسنجیها موقعیت مناسبی کسب کند، به احتمال زیاد وسوسۀ حمایت از لاریجانی در بین برخی از احزاب اصلاحطلب بخصوص بروکراتها و تکنوکراتهای آنان زنده خواهد شد.
تا کنون تصور میشد که انتخابات 1400 از هر جهت مهندسی شده و با نتیجۀ از پیش روشن است. بر مبنای فرمول دو قطبی اصلاحطلب - اصولگرا شاید همینطور باشد، اما این بار رقابت بین خودِ اصولگرایان سخت و چه بسا دردناک است.
در هر صورت، ظاهراً همیشه راهی برای داغ کردن تنور انتخابات پیدا میشود!
@Sahamnewsorg
✅ ریشه کلمه « لانتوری » از کجاست ؟ به چه معناست؟ و تحول معنایی آن چگونه رخ داده است؟
فرزاد جمشیدی مجری و پژوهشگر تلویزیون یادداشت کوتاهی درباره ی کلمه ی لانتوری نوشته است.
جمشیدی با اشاره به کنجکاوی این روزهای مردم کشورمان درباره ی کلمه ی “لانتوری” که اخیرا به واسطه ی فیلمی با همین نام به نویسندگی، تهیه کنندگی و کارگردانی(رضا درمیشیان) سر زبان ها قرار گرفته، نوشت:
هنگامی که برای تحقیقات فرهنگ نامه ی جامع مشاهیر ایران به نقاط مختلف ایران سفر می کردیم، در مناطق جنوبی کشور، خاصه آبادان و خرمشهر و شهرهایی چون بوشهر و بندرعباس به کلمات، عبارات و اصطلاحاتی برمی خوردیم که زاده ی معاشرت و مهاجرت خارجیان (به ویژه انگلیسی ها) به میهن مان بودند.
جمشیدی می نویسد:
در همین زمینه اصطلاحات جالبی را پیدا کردیم. مثلا در آبادان هنوز هم برخی از این کلمات و اصطلاحات خارجی در محاورات مردم بومی شنیده می شود مثل:
آفیس بوی (پادو، گماشته)؛ پیپ حوس (شلنگ) ؛ تماته (گوجه فرنگی) ؛ اسپکتر (مسئول، سرپرست) ؛ اورد (دستور) !
این مجری و محقق نام آشنای کشورمان اعتقاد دارد:
بر همین مبنا در جنوب کشورمان کلمه ی “لانتوری” چندین بار به گوش ام خورد و در پی آن برآمدم که معنا و مفهوم آنرا پیدا کنم.
جمشیدی می گوید: در همانجا بود که متوجه شدم سابق بر این و در زمان نبودن یا کم بودن برق و لامپ در ایران، فانوس هایی از خارج کشور همراه با ملوانان و کارکنان صنعت نفت انگلیس وارد ایران می شود. این فانوس ها “لانترن” نام داشته که برگرفته از خود کلمه ی فانوس (Lantern یعنی فانوس) بوده است.
البته (lunt) به معنی مشعل هم در آن مناطق، مورد استفاده ی کارگران صنعت نفت قرار می گیرد.
وی می گوید: همانطور که گفته شد، وجود پالایشگاه ها و بنادر مختلف در کشورمان موجب معاشرت هموطنان جنوبی ما با افراد مختلف خارجی شده بود و همین موضوع باعث تطور و تحول کلمات خارجی در زبان ایرانی شده است.
بر این اساس، سابقا کلمه ی فانوس را در جنوب کشور به نام لانترن اسم می بردند. کمااینکه اولین رژه لب را به نام “برند” (Brand) آن، “ماتیک”…. اولین سقز فرنگی را “آدامس”، اولین پودر رختشویی را “تاید”، اولین اسپری موی سر را “تافت” و اولین ذرت بوداده را “چسترفیلد” می گفتند که بعدها و تا هنوز با نام عجیب دیگری در ایران معروف شده است!
فرزادجمشیدی مجری و محقق تلویزیون می گوید:
عجیب این است که لانترن به معنای فانوس در طی زمان و در محاوره ی متعدد محلی، با علامت صفت فاعلی در انگلیسی (er) یک کلمه ی مرکب ایجاد کرده و “لانتر” یا “لانتور” به معنای کسی است که فانوس را حمل می کرده!
اما چرا کلمه ی لانتوری به معنای ناسزا در ایران استفاده می شود؟
جمشیدی، مولف اولین فرهنگ نامه ی جامع مشاهیر ایران می نویسد:
در قمارخانه ها و کازینوهای قدیمی جنوب ایران مرسوم بوده هر کس می باخته و در ازای آن نمی توانسته از عهده ی تادیه و پرداخت کامل وجه خود برآید، می بایست به مدت چند روز برای فرد برنده و پیروز در قمار، فانوسی حمل می کرده و ای بسا این حمل فانوس به مکان های خلوت تر و کارهای فرومایه تر دیگری نیز می انجامیده و همه ی اینها برای ایجاد کسر شان در فرد بازنده بوده است. و از همین روی “فانوس کش” یا “فانوس کشی” به عنوان فحش و ناسزا استفاده می شده !
بنابراین اصطلاح “لانتوری” به صورت خلاصه و مجمل، یعنی فردی در مرتبه ی بسیار پایین جامعه!
گفتنی است لانتوری نام فیلمی است به کارگردانی رضا درمیشیان که چندی است روی پرده های اکران سینماهای کشور قرار گرفته و با استقبال کم نظیر تماشاگران مواجه شده است.
فیلم لانتوری به موضوع قربانیان اسیدپاشی می پردازد و سال ۱۳۹۶ در جریان جشنواره ی فیلم فجر در بخش سودای سیمرغ قرار گرفته بود.
@tarbd
فرزاد جمشیدی مجری و پژوهشگر تلویزیون یادداشت کوتاهی درباره ی کلمه ی لانتوری نوشته است.
جمشیدی با اشاره به کنجکاوی این روزهای مردم کشورمان درباره ی کلمه ی “لانتوری” که اخیرا به واسطه ی فیلمی با همین نام به نویسندگی، تهیه کنندگی و کارگردانی(رضا درمیشیان) سر زبان ها قرار گرفته، نوشت:
هنگامی که برای تحقیقات فرهنگ نامه ی جامع مشاهیر ایران به نقاط مختلف ایران سفر می کردیم، در مناطق جنوبی کشور، خاصه آبادان و خرمشهر و شهرهایی چون بوشهر و بندرعباس به کلمات، عبارات و اصطلاحاتی برمی خوردیم که زاده ی معاشرت و مهاجرت خارجیان (به ویژه انگلیسی ها) به میهن مان بودند.
جمشیدی می نویسد:
در همین زمینه اصطلاحات جالبی را پیدا کردیم. مثلا در آبادان هنوز هم برخی از این کلمات و اصطلاحات خارجی در محاورات مردم بومی شنیده می شود مثل:
آفیس بوی (پادو، گماشته)؛ پیپ حوس (شلنگ) ؛ تماته (گوجه فرنگی) ؛ اسپکتر (مسئول، سرپرست) ؛ اورد (دستور) !
این مجری و محقق نام آشنای کشورمان اعتقاد دارد:
بر همین مبنا در جنوب کشورمان کلمه ی “لانتوری” چندین بار به گوش ام خورد و در پی آن برآمدم که معنا و مفهوم آنرا پیدا کنم.
جمشیدی می گوید: در همانجا بود که متوجه شدم سابق بر این و در زمان نبودن یا کم بودن برق و لامپ در ایران، فانوس هایی از خارج کشور همراه با ملوانان و کارکنان صنعت نفت انگلیس وارد ایران می شود. این فانوس ها “لانترن” نام داشته که برگرفته از خود کلمه ی فانوس (Lantern یعنی فانوس) بوده است.
البته (lunt) به معنی مشعل هم در آن مناطق، مورد استفاده ی کارگران صنعت نفت قرار می گیرد.
وی می گوید: همانطور که گفته شد، وجود پالایشگاه ها و بنادر مختلف در کشورمان موجب معاشرت هموطنان جنوبی ما با افراد مختلف خارجی شده بود و همین موضوع باعث تطور و تحول کلمات خارجی در زبان ایرانی شده است.
بر این اساس، سابقا کلمه ی فانوس را در جنوب کشور به نام لانترن اسم می بردند. کمااینکه اولین رژه لب را به نام “برند” (Brand) آن، “ماتیک”…. اولین سقز فرنگی را “آدامس”، اولین پودر رختشویی را “تاید”، اولین اسپری موی سر را “تافت” و اولین ذرت بوداده را “چسترفیلد” می گفتند که بعدها و تا هنوز با نام عجیب دیگری در ایران معروف شده است!
فرزادجمشیدی مجری و محقق تلویزیون می گوید:
عجیب این است که لانترن به معنای فانوس در طی زمان و در محاوره ی متعدد محلی، با علامت صفت فاعلی در انگلیسی (er) یک کلمه ی مرکب ایجاد کرده و “لانتر” یا “لانتور” به معنای کسی است که فانوس را حمل می کرده!
اما چرا کلمه ی لانتوری به معنای ناسزا در ایران استفاده می شود؟
جمشیدی، مولف اولین فرهنگ نامه ی جامع مشاهیر ایران می نویسد:
در قمارخانه ها و کازینوهای قدیمی جنوب ایران مرسوم بوده هر کس می باخته و در ازای آن نمی توانسته از عهده ی تادیه و پرداخت کامل وجه خود برآید، می بایست به مدت چند روز برای فرد برنده و پیروز در قمار، فانوسی حمل می کرده و ای بسا این حمل فانوس به مکان های خلوت تر و کارهای فرومایه تر دیگری نیز می انجامیده و همه ی اینها برای ایجاد کسر شان در فرد بازنده بوده است. و از همین روی “فانوس کش” یا “فانوس کشی” به عنوان فحش و ناسزا استفاده می شده !
بنابراین اصطلاح “لانتوری” به صورت خلاصه و مجمل، یعنی فردی در مرتبه ی بسیار پایین جامعه!
گفتنی است لانتوری نام فیلمی است به کارگردانی رضا درمیشیان که چندی است روی پرده های اکران سینماهای کشور قرار گرفته و با استقبال کم نظیر تماشاگران مواجه شده است.
فیلم لانتوری به موضوع قربانیان اسیدپاشی می پردازد و سال ۱۳۹۶ در جریان جشنواره ی فیلم فجر در بخش سودای سیمرغ قرار گرفته بود.
@tarbd
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🛳🛳تصویری بسیار زیبا و شگفت از جریان مد (بالا آمدن آب دریا)
@tarbd
@tarbd
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣 چکامهخوانی استاد اصغر محمودآبادی به خجستگی بزرگداشت فردوسی-اردیبهشتماه 1400
🟣 بازخوانی چکامهی «بر بال شاهنامه» سرودهی بانو توران شهریاری
#بزرگداشت_فردوسی_1400
#شاهنامه #فردوسی #توران_شهریاری #اصغر_محمود_آبادی
@tarbd
"تاریخ تنها مزرعه ایست که در آن هیچ دانهء سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://t.me/tarbd
🟣 بازخوانی چکامهی «بر بال شاهنامه» سرودهی بانو توران شهریاری
#بزرگداشت_فردوسی_1400
#شاهنامه #فردوسی #توران_شهریاری #اصغر_محمود_آبادی
@tarbd
"تاریخ تنها مزرعه ایست که در آن هیچ دانهء سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://t.me/tarbd
📌زنان بر عالم سیاست منت می گذارند!!!
نادر ابراهیمی در رمان آتش بدون دود مینویسد: دختر سیاسی، بهتر از پسر سیاسی است، مردان انگار که برای حضور در معرکهی سیاست به دنیا میآیند، اما زنان، بر این میدان منت میگذراند که پا در آن مینهند؛ هر جا زنی هست که به خاطر عدالت میجنگد، آنجا عطری پیچیده است شیرین و شورانگیز و بهشتی؛ ما بدون زنان خوب، مردان کوچکیم.
@tarbd
"تاریخ تنها مزرعه ایست که در آن هیچ دانهء سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://t.me/tarbd
نادر ابراهیمی در رمان آتش بدون دود مینویسد: دختر سیاسی، بهتر از پسر سیاسی است، مردان انگار که برای حضور در معرکهی سیاست به دنیا میآیند، اما زنان، بر این میدان منت میگذراند که پا در آن مینهند؛ هر جا زنی هست که به خاطر عدالت میجنگد، آنجا عطری پیچیده است شیرین و شورانگیز و بهشتی؛ ما بدون زنان خوب، مردان کوچکیم.
@tarbd
"تاریخ تنها مزرعه ایست که در آن هیچ دانهء سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://t.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
💠🌀💠🌀💠🌀💠🌀💠🌀💠🌀💠
گلونی میرات سه هزارساله لورسونَه
گلونی نمادی ئه وهارُ گل و گُلسونَه
کُر بِیرِنوَنِم حافظ میرات اجدادیم
اگر ئِه مِه بگِرِنت جائکم مزارسونَه
#بردین_بیرانوند
⚜ ۲۶ اردیبهشت روز گلونی گرامی باد
گلونی سربند زنان لرستان فیلی(لرستان،کرمانشاه،ایلام)
#گلونی_لرستان 🍃🌷🍃
@tarbd
"تاریخ تنها مزرعه ایست که در آن هیچ دانهء سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://t.me/tarbd
گلونی میرات سه هزارساله لورسونَه
گلونی نمادی ئه وهارُ گل و گُلسونَه
کُر بِیرِنوَنِم حافظ میرات اجدادیم
اگر ئِه مِه بگِرِنت جائکم مزارسونَه
#بردین_بیرانوند
⚜ ۲۶ اردیبهشت روز گلونی گرامی باد
گلونی سربند زنان لرستان فیلی(لرستان،کرمانشاه،ایلام)
#گلونی_لرستان 🍃🌷🍃
@tarbd
"تاریخ تنها مزرعه ایست که در آن هیچ دانهء سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://t.me/tarbd