💣📚اول آتش کتاب هایم را خاموش کن!!!!!
جنایت بزرگی که در افغانستان رخ داده زبان آدمی را بند می آورد. بمب گذاری مقابل یک مدرسه دخترانه که کشتگان آن به بیش از شصت نفر رسید . جرم؟ دختر بودن و به مدرسه رفتن و افغانستانی بودن. جرم؟ هزاره و شیعه بودن. مردی که خود راوی صحنه است می گوید: بعد از انفجار در پیش لیسه سيد الشهدا، دیدم که عده ای زیاد از دختران مثل گل پر پر شده است.
آنچه که سخت تکانم داد این بود که دختری را دیدم که زخمی است و ساک کتاب هایش در آتش می سوزد، از من در خواست کمک کرد، من به این خیال بودم که شاید بگوید من را در شفا خانه ببر یا زخم هایم را بیبند.
نه هرگز چنین نگفت.
گفت: کاکا کاکا تو را خدا آتش ساکم را خاموش کن که کتاب هایم می سوزد؛
در حال که آغوشته در خون خود بود، خود را فراموش کرده بود و می گفت کاکا آتش ساکم را خاموش کن که کتاب هایم می سوزد، سخت تکانم داد؛
گفتم جان کاکا، کتاب تان را خیر است خودت مهم هستی، تو را باید به شفا خانه بی برم.
گفت: کاکا اول آتش کتاب هایم را خاموش کن، چون پدرم پول ندارد که دو باره برایم کتاب بخرد و من از درس هایم باز می مانم.
✍✍📚✍✍
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
جنایت بزرگی که در افغانستان رخ داده زبان آدمی را بند می آورد. بمب گذاری مقابل یک مدرسه دخترانه که کشتگان آن به بیش از شصت نفر رسید . جرم؟ دختر بودن و به مدرسه رفتن و افغانستانی بودن. جرم؟ هزاره و شیعه بودن. مردی که خود راوی صحنه است می گوید: بعد از انفجار در پیش لیسه سيد الشهدا، دیدم که عده ای زیاد از دختران مثل گل پر پر شده است.
آنچه که سخت تکانم داد این بود که دختری را دیدم که زخمی است و ساک کتاب هایش در آتش می سوزد، از من در خواست کمک کرد، من به این خیال بودم که شاید بگوید من را در شفا خانه ببر یا زخم هایم را بیبند.
نه هرگز چنین نگفت.
گفت: کاکا کاکا تو را خدا آتش ساکم را خاموش کن که کتاب هایم می سوزد؛
در حال که آغوشته در خون خود بود، خود را فراموش کرده بود و می گفت کاکا آتش ساکم را خاموش کن که کتاب هایم می سوزد، سخت تکانم داد؛
گفتم جان کاکا، کتاب تان را خیر است خودت مهم هستی، تو را باید به شفا خانه بی برم.
گفت: کاکا اول آتش کتاب هایم را خاموش کن، چون پدرم پول ندارد که دو باره برایم کتاب بخرد و من از درس هایم باز می مانم.
✍✍📚✍✍
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
درود
صبح زیباتون بخیر
آرزو میکنم
دقایق امروز برایتان
سرشـار از عـشق
برکت و تندرستی باشد
و به هر آنچه آرزویش را
دارید برسید
روزتون سرشار از زیبایی و عشق
🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾
🌺@tarbd
درود
صبح زیباتون بخیر
آرزو میکنم
دقایق امروز برایتان
سرشـار از عـشق
برکت و تندرستی باشد
و به هر آنچه آرزویش را
دارید برسید
روزتون سرشار از زیبایی و عشق
🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾
🌺@tarbd
Forwarded from خبرگزاری تسنیم
معلمان و دانشآموزان از مرداد واکسینه میشوند
سخنگوی ستاد ملی مقابله با کرونا:
🔹 برنامه ما این است که معلمان و دانشآموزان از مرداد ماه واکسینه شوند تا قبل از بازگشایی مدارس، فرصت کافی برای تزریق دُز دوم واکسن داشته باشیم.
🔹واکسن پاستور در حال آزمایش و تحقیقاتی است تا اثرگذاری واکسن در سنین پایین را بررسی کند و اگر نتایج مساعدی به دست بیاید، اتفاقات خوبی را رقم خواهیم زد.
#کرونا
@TasnimNews
سخنگوی ستاد ملی مقابله با کرونا:
🔹 برنامه ما این است که معلمان و دانشآموزان از مرداد ماه واکسینه شوند تا قبل از بازگشایی مدارس، فرصت کافی برای تزریق دُز دوم واکسن داشته باشیم.
🔹واکسن پاستور در حال آزمایش و تحقیقاتی است تا اثرگذاری واکسن در سنین پایین را بررسی کند و اگر نتایج مساعدی به دست بیاید، اتفاقات خوبی را رقم خواهیم زد.
#کرونا
@TasnimNews
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از قدیمی ترین روستاهای ایران و یکی از کهن ترین مناطق دنیا که قدمتش بسیار طولانی و نزدیک به ۵ هزار سال است!
روستای قلات....
استان فارس
این روستا چندین اثر کهن دارد که بسیار زیبا و تماشایی است...
تنها روستای ایران که یک مسجد و یک کلیسا کنار هم قرار دارد.
@tarbd
روستای قلات....
استان فارس
این روستا چندین اثر کهن دارد که بسیار زیبا و تماشایی است...
تنها روستای ایران که یک مسجد و یک کلیسا کنار هم قرار دارد.
@tarbd
✅ماه رمضان در زمانه قاجار...
📌محال بود صدای فقیری شنیده شود و....
✍عبدالله مستوفی
✂️ ... به جز مقدسینی که قبل از افطار راهی مسجد میشدند و آنها که دم صبح هم همین کار را میکردند، دسته سومی هم بودند که شب را به قمار، صبح میکردند و میگفتند اگر به این سرگرمی مشغول نشوند، ناچارند بخوابند و روز دیگر خواب نمیروند و روزه برای آنها مشکل خواهد شد.
این دسته بیشتر اعیان زادگان بودند ولی در هر حال روزه را می گرفتند، چون اگر نمیگرفتند،درخانه خودشان هم، جا نداشتند.
مرحوم احمد منشور میگفت: با برادرم «موقر»در مجلس ِقمار تا صبح مشغول شدیم چون به سحری نرسیدیم روزه را خورده بعد به منزل آمدیم خبر روزه خوری ما زودتر از خودمان به منزل رسیده بود همین که وارد شدیم مادرم از ما رو گرفت. چند روز با ما مثل جذامیها رفتار میکردند قدغن شده بود نوکرها به ما نزدیک شوند. غذایی اگر میآوردند، در اتاق میگذاشتد و فرار میکردند. ظرفهای غذای مارا علی حده در حضور ما کنار حوض، خاکمال میکردند تا بالاخره با وساطت برادر بزرگتر مارا توبه دادند و دوباره به عضویت خانه پذیرفتند.
برای خوردن روزه نیاز بود که طبیبی تصدیق مرض بدهد، اطبای آن دوره حتی اطبای یهودی ولو برای روزه خوری هم احترام تصدیق خود را داشتند و تصدیق دروغ نمیدادند.
..محال بود وقت افطار صدای فقیری از کوچه بلند شود و چندین نفر داوطلب به سمتش نروند. ...دراین ماه کار تعطیل میشد و مردم به عبادت مشغول میشدند . طلبکار، سر وقت بدهکار نمیرفت . ادارات دولتی باز بود اما کسی مراجعه نمیکرد. مرافعه شرعی در دفتر علما متوقف میشد . محصلین دیوانی به سراغ مطالبه بدهکاری نمیرفتند.
در خانهها کسی به نوکرها امر و نهی نمیکرد. اگر بنایی نیمهتمام بود صاحب کار، بیش از نصفِ روز کار نمیکشید اما اجرت روز کامل را میداد . خلاصه اینکه مردم در همه چیز رعایت یکدیگر را میکردند.
📚شرح زندگانی من
🔰 صدای نوین خراسان
✍✍✍📚✍✍✍
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
📌محال بود صدای فقیری شنیده شود و....
✍عبدالله مستوفی
✂️ ... به جز مقدسینی که قبل از افطار راهی مسجد میشدند و آنها که دم صبح هم همین کار را میکردند، دسته سومی هم بودند که شب را به قمار، صبح میکردند و میگفتند اگر به این سرگرمی مشغول نشوند، ناچارند بخوابند و روز دیگر خواب نمیروند و روزه برای آنها مشکل خواهد شد.
این دسته بیشتر اعیان زادگان بودند ولی در هر حال روزه را می گرفتند، چون اگر نمیگرفتند،درخانه خودشان هم، جا نداشتند.
مرحوم احمد منشور میگفت: با برادرم «موقر»در مجلس ِقمار تا صبح مشغول شدیم چون به سحری نرسیدیم روزه را خورده بعد به منزل آمدیم خبر روزه خوری ما زودتر از خودمان به منزل رسیده بود همین که وارد شدیم مادرم از ما رو گرفت. چند روز با ما مثل جذامیها رفتار میکردند قدغن شده بود نوکرها به ما نزدیک شوند. غذایی اگر میآوردند، در اتاق میگذاشتد و فرار میکردند. ظرفهای غذای مارا علی حده در حضور ما کنار حوض، خاکمال میکردند تا بالاخره با وساطت برادر بزرگتر مارا توبه دادند و دوباره به عضویت خانه پذیرفتند.
برای خوردن روزه نیاز بود که طبیبی تصدیق مرض بدهد، اطبای آن دوره حتی اطبای یهودی ولو برای روزه خوری هم احترام تصدیق خود را داشتند و تصدیق دروغ نمیدادند.
..محال بود وقت افطار صدای فقیری از کوچه بلند شود و چندین نفر داوطلب به سمتش نروند. ...دراین ماه کار تعطیل میشد و مردم به عبادت مشغول میشدند . طلبکار، سر وقت بدهکار نمیرفت . ادارات دولتی باز بود اما کسی مراجعه نمیکرد. مرافعه شرعی در دفتر علما متوقف میشد . محصلین دیوانی به سراغ مطالبه بدهکاری نمیرفتند.
در خانهها کسی به نوکرها امر و نهی نمیکرد. اگر بنایی نیمهتمام بود صاحب کار، بیش از نصفِ روز کار نمیکشید اما اجرت روز کامل را میداد . خلاصه اینکه مردم در همه چیز رعایت یکدیگر را میکردند.
📚شرح زندگانی من
🔰 صدای نوین خراسان
✍✍✍📚✍✍✍
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
✅دزد عقیده مردم نباشید!!!
📌چرا در تاریخ یکصد ساله اخیر ، هیچکس نتوانست جایگزین مرحوم آیت الله بروجردی در حوزه علمیه قم و در بین مردم ایران شود ؟؟
زمانی که آقای بروجردی ساکن شهر بروجرد بودند پزشک معروف شهر آقای حکیم یوسف یهودی بود.
نوه آن دکتر برای آقای علوی نقل کرده بود که حکیم یوسف ارادت خاصی به آقای بروجردی داشت و در قم به دیدار آقای بروجردی میرفت.
علت این بود که وقتی دکتر برای عیادت علمای بروجرد میرفت آنان تکه پارچه ای پهن می کردند که پای دکتر به فرش های آنان برخورد نکند..
ولی وقتی خانه آقای بروجردی میرفت از این کارها خبری نبود و مانند یک مهمان معمولی با او برخورد میکردند.
در زمانی که آقای بروجردی هنوز به قم نیامده و ساکن بروجرد بودند شنیدند که در آن شهر هنگام تشییع جنازه یهودیان بعضیها به طرف جنازه سنگ پرتاب میکنند.
آقای بروجردی مردم را از این کار ناشایست نهی فرمودند ولی بعضی از مردم توجه نکردند و به این عمل ادامه دادند.
آقای بروجردی گفتند هر وقت تشییع جنازه یک یهودی بود به ایشان اطلاع دهند.
در اولین تشییع آقای بروجردی شرکت کردند و این باعث شد این سنت زشت سنگپرانی به کلی ترک شود.
وقتی مسجد اعظم قم ساخته میشد قرار شد چاه آبی حفر کنند که آن مسجد مستقل از آب شهر باشد.
تحقیق شد که چه کسی این کار را بهتر از دیگران انجام می دهد.
معلوم شد شرکتی در خیابان سعدی تهران هست که مدیریت آن با آقای جمشید یگانگی است ولی ایشان زردشتی میباشد.
موضوع را با آقای بروجردی مطرح کردند و ایشان فرمود:
«زردشتی باشد، چه اشکالی دارد؟».
آقای مهندس لرزاده که معمار مسجد اعظم بود قرارداد حفر چاه و سیستم آبرسانی مسجد را با آن شرکت بست و کار تا آخر انجام شد.
هنگام تسویه حساب، آقای جمشید یگانگی گفته بود مایل است با آقای بروجردی ملاقات کند.
آقای لرزاده اجازه گرفته بود و ملاقات انجام شد.
در ملاقات آقای بروجردی از ایشان تشکر کرده بود ولی آقای یگانگی خواهش کرده بود که اجازه دهید من هم در ثواب این مسجد شریک باشم و پولی بابت کار دریافت نکنم و آقای بروجردی هم قبول کرده بود.
در همین حال یکی از حاضرین به آقای بروجردی گفته بود:
«آقا به ایشان بفرمایید مسلمان شود».
آقای بروجردی از شنیدن این جمله آنقدر ناراحت شده بود که صورت و گوشهایش قرمز شده بود.
آقای یگانگی هم سرش را زیر انداخته و ساکت بود.
پس از مدتی آقای بروجردی فرمود: «من دعا میکنم خداوند از این صفا و اخلاص ایشان به ما هم عنایت بفرماید».
پس از چندین سال چاه به تعمیر و بازسازی نیاز پیدا کرد و به همان شرکت مراجعه شد و معلوم شد آقای یگانگی مرحوم شده و پسرانش شرکت را اداره میکنند.
قرار شد آنان برای تعمیر اقدام کنند. کار که انجام شد برای تسویه حساب رفتیم. معلوم شد مرحوم جمشید یگانگی در پرونده مربوط به مسجد اعظم قم یادداشت کرده که تا هر زمان این چاه تعمیراتی لازم داشت به طور مجانی انجام گردد.
آقای علوی در سفری به نجف اشرف ملاقاتی با آیت الله العظمی سیستانی داشتند.
ایشان فرموده بود در زمانی که من در قم شاگرد آقای بروجردی بودم یک روز توصیه اخلاقی داشتند با این عنوان:
«مواظب باشید دزد عقیده مردم نباشید».
آقای بروجردی فرموده بودند:
«یک روز دزدها جلو کاروانی را میگیرند و اموال آن را غارت میکنند.
میان اموال و اثاثیه آنان بقچه ای بود که روی آن نوشته شده بود "بسم الله الرحمن الرحیم".
آن را به رئیس دزدها نشان دادند و او پرسید این بقچه مال کیست؟
معلوم شد متعلق به یک پیرزن است.
از آن پیرزن پرسید این کاغذ بسم الله برای چیست؟
جواب داد این را نوشتم تا از خطر دزدها محفوظ بماند.
رئیس دزدها گفت محفوظ ماند، بردار و برو.
نوچه های رئیس اعتراض کردند که این همه زحمت کشیدیم و دزدیدیم چرا به او برگرداندی؟
رئیس جواب داد:
«ما دزد اموال هستیم دزد عقیده نیستیم».
آقای بروجردی با نقل این داستان فرموده بودند:
«شما طلاب عزیز مواظب باشید دزد عقیده مردم نباشید».
رحمت و رضوان بی انتهای الهی بر آن مرجع عالیقدر که با عمل خود مردم را هدایت میفرمود
تاریخ معاصر ایران
@tarbd
📌چرا در تاریخ یکصد ساله اخیر ، هیچکس نتوانست جایگزین مرحوم آیت الله بروجردی در حوزه علمیه قم و در بین مردم ایران شود ؟؟
زمانی که آقای بروجردی ساکن شهر بروجرد بودند پزشک معروف شهر آقای حکیم یوسف یهودی بود.
نوه آن دکتر برای آقای علوی نقل کرده بود که حکیم یوسف ارادت خاصی به آقای بروجردی داشت و در قم به دیدار آقای بروجردی میرفت.
علت این بود که وقتی دکتر برای عیادت علمای بروجرد میرفت آنان تکه پارچه ای پهن می کردند که پای دکتر به فرش های آنان برخورد نکند..
ولی وقتی خانه آقای بروجردی میرفت از این کارها خبری نبود و مانند یک مهمان معمولی با او برخورد میکردند.
در زمانی که آقای بروجردی هنوز به قم نیامده و ساکن بروجرد بودند شنیدند که در آن شهر هنگام تشییع جنازه یهودیان بعضیها به طرف جنازه سنگ پرتاب میکنند.
آقای بروجردی مردم را از این کار ناشایست نهی فرمودند ولی بعضی از مردم توجه نکردند و به این عمل ادامه دادند.
آقای بروجردی گفتند هر وقت تشییع جنازه یک یهودی بود به ایشان اطلاع دهند.
در اولین تشییع آقای بروجردی شرکت کردند و این باعث شد این سنت زشت سنگپرانی به کلی ترک شود.
وقتی مسجد اعظم قم ساخته میشد قرار شد چاه آبی حفر کنند که آن مسجد مستقل از آب شهر باشد.
تحقیق شد که چه کسی این کار را بهتر از دیگران انجام می دهد.
معلوم شد شرکتی در خیابان سعدی تهران هست که مدیریت آن با آقای جمشید یگانگی است ولی ایشان زردشتی میباشد.
موضوع را با آقای بروجردی مطرح کردند و ایشان فرمود:
«زردشتی باشد، چه اشکالی دارد؟».
آقای مهندس لرزاده که معمار مسجد اعظم بود قرارداد حفر چاه و سیستم آبرسانی مسجد را با آن شرکت بست و کار تا آخر انجام شد.
هنگام تسویه حساب، آقای جمشید یگانگی گفته بود مایل است با آقای بروجردی ملاقات کند.
آقای لرزاده اجازه گرفته بود و ملاقات انجام شد.
در ملاقات آقای بروجردی از ایشان تشکر کرده بود ولی آقای یگانگی خواهش کرده بود که اجازه دهید من هم در ثواب این مسجد شریک باشم و پولی بابت کار دریافت نکنم و آقای بروجردی هم قبول کرده بود.
در همین حال یکی از حاضرین به آقای بروجردی گفته بود:
«آقا به ایشان بفرمایید مسلمان شود».
آقای بروجردی از شنیدن این جمله آنقدر ناراحت شده بود که صورت و گوشهایش قرمز شده بود.
آقای یگانگی هم سرش را زیر انداخته و ساکت بود.
پس از مدتی آقای بروجردی فرمود: «من دعا میکنم خداوند از این صفا و اخلاص ایشان به ما هم عنایت بفرماید».
پس از چندین سال چاه به تعمیر و بازسازی نیاز پیدا کرد و به همان شرکت مراجعه شد و معلوم شد آقای یگانگی مرحوم شده و پسرانش شرکت را اداره میکنند.
قرار شد آنان برای تعمیر اقدام کنند. کار که انجام شد برای تسویه حساب رفتیم. معلوم شد مرحوم جمشید یگانگی در پرونده مربوط به مسجد اعظم قم یادداشت کرده که تا هر زمان این چاه تعمیراتی لازم داشت به طور مجانی انجام گردد.
آقای علوی در سفری به نجف اشرف ملاقاتی با آیت الله العظمی سیستانی داشتند.
ایشان فرموده بود در زمانی که من در قم شاگرد آقای بروجردی بودم یک روز توصیه اخلاقی داشتند با این عنوان:
«مواظب باشید دزد عقیده مردم نباشید».
آقای بروجردی فرموده بودند:
«یک روز دزدها جلو کاروانی را میگیرند و اموال آن را غارت میکنند.
میان اموال و اثاثیه آنان بقچه ای بود که روی آن نوشته شده بود "بسم الله الرحمن الرحیم".
آن را به رئیس دزدها نشان دادند و او پرسید این بقچه مال کیست؟
معلوم شد متعلق به یک پیرزن است.
از آن پیرزن پرسید این کاغذ بسم الله برای چیست؟
جواب داد این را نوشتم تا از خطر دزدها محفوظ بماند.
رئیس دزدها گفت محفوظ ماند، بردار و برو.
نوچه های رئیس اعتراض کردند که این همه زحمت کشیدیم و دزدیدیم چرا به او برگرداندی؟
رئیس جواب داد:
«ما دزد اموال هستیم دزد عقیده نیستیم».
آقای بروجردی با نقل این داستان فرموده بودند:
«شما طلاب عزیز مواظب باشید دزد عقیده مردم نباشید».
رحمت و رضوان بی انتهای الهی بر آن مرجع عالیقدر که با عمل خود مردم را هدایت میفرمود
تاریخ معاصر ایران
@tarbd
Forwarded from سهام نیوز
واکسن فایزر میتواند علیه تمام واریانتهای اصلی ویروس کرونا آنتی بادی تولید کند
@Sahamnewsorg
@Sahamnewsorg
📙🏊♂🏊♀حمامهای شلوغ ایرانی در آستانه عید فطر
▪️اسـتحمام بـخش جدایی ناپذیر بسیاری از آداب و رسوم و آیـین هـای ایرانیـان در عـصر قاجـار بـود. ایـن پیوستگی، حکایت از جایگاه پاکیزگی بـه وسـیله آب نزد ایرانیان داشته است .
▪️بـراسـاس رسـمی دیرینه در ایران در برخی از مناسبتهای مذهبی مثل شب عید فطر رسم بود که مـردم بـه حمام مـیرفتند تـا صـبح عید، پاک باشند. در نتیجه چند روز مانده به عید فطر که حمام هـا حـتی نیمههای شب باز بودند، مانند ایام شب عیـد نـوروز حمـامهـا یکـی از شـلوغتـرین روزهایشـان را از سـر مـیگذراندند.
▪️روز قبل از تحویل سال نو هم، رسم بود که ایرانـیان بـه حمام میرفتند تا بـه ایـن وسیله چرک بدنشان را همراه با بدیهای سال از خود دور کنند و پاک و منزه وارد سـال جدید شـوند. بـه هـمین جهت ، نزدیک عید نوروز یکی از شلوغ ترین روزهـای حمـامهــای عمومی بود.
▪️ گاهی نرفتن به حمام هم در چارچوب باورها و آداب و رسوم مردم قـرار داشـت و آن مـربوط به برخی صـاحبان عـزا بـود کـه تـا مدتی پس از مرگ عزیزشان، از استحمام خودداری میکردند.
منبع: کافه تاریخ
🆔 @tarbd
▪️اسـتحمام بـخش جدایی ناپذیر بسیاری از آداب و رسوم و آیـین هـای ایرانیـان در عـصر قاجـار بـود. ایـن پیوستگی، حکایت از جایگاه پاکیزگی بـه وسـیله آب نزد ایرانیان داشته است .
▪️بـراسـاس رسـمی دیرینه در ایران در برخی از مناسبتهای مذهبی مثل شب عید فطر رسم بود که مـردم بـه حمام مـیرفتند تـا صـبح عید، پاک باشند. در نتیجه چند روز مانده به عید فطر که حمام هـا حـتی نیمههای شب باز بودند، مانند ایام شب عیـد نـوروز حمـامهـا یکـی از شـلوغتـرین روزهایشـان را از سـر مـیگذراندند.
▪️روز قبل از تحویل سال نو هم، رسم بود که ایرانـیان بـه حمام میرفتند تا بـه ایـن وسیله چرک بدنشان را همراه با بدیهای سال از خود دور کنند و پاک و منزه وارد سـال جدید شـوند. بـه هـمین جهت ، نزدیک عید نوروز یکی از شلوغ ترین روزهـای حمـامهــای عمومی بود.
▪️ گاهی نرفتن به حمام هم در چارچوب باورها و آداب و رسوم مردم قـرار داشـت و آن مـربوط به برخی صـاحبان عـزا بـود کـه تـا مدتی پس از مرگ عزیزشان، از استحمام خودداری میکردند.
منبع: کافه تاریخ
🆔 @tarbd
🔻ماهی ترسناک کارتون 'در جستجوی نیمو' در سواحل کالیفرنیا پیدا شد
لاشه یک گونه ماهی که ظاهری عجیب و غریب دارد و در فیلم کارتونی 'در جستجوی نیمو ' هم به تصویر کشیده شده بود، در سواحل کالیفرنیا پیدا شده است.
لاشه انجلفیش که به تکنیک ویژه خود برای ماهیگیری در اعماق دریا شهرت دارد، به ندرت در سواحل دیده میشود.
این گونه از ماهیهای انجل معمولا در بخشهای بسیار عمیق دریا - گاه تا عمق ۹۱۴ متر - زندگی میکنند اما لاشه این یکی به سواحل شهر نیوپرت بیچ کالیفرنیا رسیده.
https://bbc.in/3eIjK8R
@tarbd
لاشه یک گونه ماهی که ظاهری عجیب و غریب دارد و در فیلم کارتونی 'در جستجوی نیمو ' هم به تصویر کشیده شده بود، در سواحل کالیفرنیا پیدا شده است.
لاشه انجلفیش که به تکنیک ویژه خود برای ماهیگیری در اعماق دریا شهرت دارد، به ندرت در سواحل دیده میشود.
این گونه از ماهیهای انجل معمولا در بخشهای بسیار عمیق دریا - گاه تا عمق ۹۱۴ متر - زندگی میکنند اما لاشه این یکی به سواحل شهر نیوپرت بیچ کالیفرنیا رسیده.
https://bbc.in/3eIjK8R
@tarbd
BBC News فارسی
ماهی ترسناک کارتون 'در جستجوی نیمو' در سواحل کالیفرنیا پیدا شد
لاشه انجلفیش که به تکنیک ویژه خود برای ماهیگیری در اعماق دریا شهرت دارد، به ندرت در سواحل دیده میشود.
دکتر حسین یقینی برگزیده جایزه کتاب سال پس از ابتلا به کرونا، شب گذشته 23 اردیبهشت دارفانی را وداع گفت.
«دانشنامه داروسازی و داروخانهداری در اصفهان» نوشته حسین یقینی موفق به کسب جایزه کتاب سال شده و طی مراسمی با حضور رئیس جمهور در اختتامیه ۲۴مین دوره جایزه جهانی کتاب سال از وی برای تالیف آن تجلیل شد.
این کتاب در ۵ جلد نوشته شده و حاوی تاریخچه کامل داروسازی و داروخانهداری در استان اصفهان است. این کتاب که طی ۶ سال به کوشش وی نوشته شده، حاوی اسناد، مدارک و عکسهای نفیس و گرانبهایی است. از وی همچنین کتابهای «معماری در اصفهان» و «معماری در عالی قاپو»بیادگار ماند.
از دیگر تخصصهای او در کنار داروسازی، پژوهشهای وی در زمینه ادبیات، تاریخ، هنر نقاشی و عکاسی و اصفهانشناسی بود. وی سالها در گروه داروسازی دانشگاه اصفهان تدریس میکرد و سالن تشریح دانشگاه علوم پزشکی اصفهان را به سبک قاجار برای این دانشکده تجهیز کرد که محل برگزاری سمینارهای این دانشگاه شد.
ایشان چندین کتاب در دست چاپ در زمینه معرفی انواع گرمابهها و تکایا در اصفهان داشتند که ناتمام ماند.
روانش شاد🍃🌷🍃
https://telegram.me/tarbd
https://t.me/tarbd
«دانشنامه داروسازی و داروخانهداری در اصفهان» نوشته حسین یقینی موفق به کسب جایزه کتاب سال شده و طی مراسمی با حضور رئیس جمهور در اختتامیه ۲۴مین دوره جایزه جهانی کتاب سال از وی برای تالیف آن تجلیل شد.
این کتاب در ۵ جلد نوشته شده و حاوی تاریخچه کامل داروسازی و داروخانهداری در استان اصفهان است. این کتاب که طی ۶ سال به کوشش وی نوشته شده، حاوی اسناد، مدارک و عکسهای نفیس و گرانبهایی است. از وی همچنین کتابهای «معماری در اصفهان» و «معماری در عالی قاپو»بیادگار ماند.
از دیگر تخصصهای او در کنار داروسازی، پژوهشهای وی در زمینه ادبیات، تاریخ، هنر نقاشی و عکاسی و اصفهانشناسی بود. وی سالها در گروه داروسازی دانشگاه اصفهان تدریس میکرد و سالن تشریح دانشگاه علوم پزشکی اصفهان را به سبک قاجار برای این دانشکده تجهیز کرد که محل برگزاری سمینارهای این دانشگاه شد.
ایشان چندین کتاب در دست چاپ در زمینه معرفی انواع گرمابهها و تکایا در اصفهان داشتند که ناتمام ماند.
روانش شاد🍃🌷🍃
https://telegram.me/tarbd
https://t.me/tarbd
Forwarded from BBCPersian
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☀️یزلهخوانی صبح عید فطر در خوزستان
☀️گروههایی از شهروندان عرب در شهرهای خوزستان صبح امروز ۲۳ اردیبهشت و به مناسبت فرارسیدن عید فطر مراسم سنتی هوسه و یزله را برگزار کردند.
☀️یزلهخوانی در منطقه زویه و کوت عبدالله در اهواز و شهرستانهای دیگر از جمله سوسنگرد برگزار شد.
☀️معاون اجتماعی پلیس استان خوزستان از مجروح شدن ۳ نفر بر اثر تیراندازی هوایی در مراسم یزلهخوانی روز عید فطر در شهرستان سوسنگرد خبر داد.
☀️يَزْله يا هوسه، نوعی شعرخوانی حماسی رايج در جنوب ايران، بويژه در بوشهر و خوزستان است كه با كوبيدن پا بر زمين و يا با دست زدن و معمولا به
شکل جمعی برگزار میشود.
@BBCpersian
☀️گروههایی از شهروندان عرب در شهرهای خوزستان صبح امروز ۲۳ اردیبهشت و به مناسبت فرارسیدن عید فطر مراسم سنتی هوسه و یزله را برگزار کردند.
☀️یزلهخوانی در منطقه زویه و کوت عبدالله در اهواز و شهرستانهای دیگر از جمله سوسنگرد برگزار شد.
☀️معاون اجتماعی پلیس استان خوزستان از مجروح شدن ۳ نفر بر اثر تیراندازی هوایی در مراسم یزلهخوانی روز عید فطر در شهرستان سوسنگرد خبر داد.
☀️يَزْله يا هوسه، نوعی شعرخوانی حماسی رايج در جنوب ايران، بويژه در بوشهر و خوزستان است كه با كوبيدن پا بر زمين و يا با دست زدن و معمولا به
شکل جمعی برگزار میشود.
@BBCpersian
Forwarded from Historian
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#فیلم_سینمایی
فیلم سینمایی مارتین لوتر
▪️دوبله فارسی محصول ۲۰۰۳
▪️ این فیلم تاریخی به جهات مختلف واجد ارزشهای انسانی تاریخی و سیاسی و مذهبی است که باعث انتخاب آن برای کانال اندیشه ایرانی شد. با دیدن این فیلم خواهید توانست با بخشی از تاریخ تحولات مسیحیت و قدرت کلیسای روم و اروپا آشنا شوید .
▪️مارتین لوتر زادهٔ ۱۰ نوامبر ۱۴۸۳ در آیسلبن آلمان – درگذشتهٔ ۱۸ فوریهٔ ۱۵۴۶ - کشیش متجدد و مترجم انجیل به زبان آلمانی و یک اصلاحطلب مذهبی بود.
▪️ او یکی از تأثیرگذارترین شخصیتها در تاریخ آیین مسیحیت و از پیشوایان نهضت اصلاحات پروتستانی به شمار میرود.
▪️ در ۳۱ اکتبر ۱۵۱۷، مارتین لوتر ، اعتراض نامه ۹۵ مادهای خود را به سردر کلیسای خود آویخت و در آن عمل پاپ و همچنین آلبر، شهریار براندنبورگ را در فروش بهشت و بخشش گناهان محکوم کرد.
▪️ لوتر پایه مذهب جدید را بر خواست و تقدیر الهی گذاشت و مریدان خود را از هر واسطه یا تلاش برای دگرگون کردن سرنوشت خویش بر حذر داشت.
فیلم سینمایی مارتین لوتر
▪️دوبله فارسی محصول ۲۰۰۳
▪️ این فیلم تاریخی به جهات مختلف واجد ارزشهای انسانی تاریخی و سیاسی و مذهبی است که باعث انتخاب آن برای کانال اندیشه ایرانی شد. با دیدن این فیلم خواهید توانست با بخشی از تاریخ تحولات مسیحیت و قدرت کلیسای روم و اروپا آشنا شوید .
▪️مارتین لوتر زادهٔ ۱۰ نوامبر ۱۴۸۳ در آیسلبن آلمان – درگذشتهٔ ۱۸ فوریهٔ ۱۵۴۶ - کشیش متجدد و مترجم انجیل به زبان آلمانی و یک اصلاحطلب مذهبی بود.
▪️ او یکی از تأثیرگذارترین شخصیتها در تاریخ آیین مسیحیت و از پیشوایان نهضت اصلاحات پروتستانی به شمار میرود.
▪️ در ۳۱ اکتبر ۱۵۱۷، مارتین لوتر ، اعتراض نامه ۹۵ مادهای خود را به سردر کلیسای خود آویخت و در آن عمل پاپ و همچنین آلبر، شهریار براندنبورگ را در فروش بهشت و بخشش گناهان محکوم کرد.
▪️ لوتر پایه مذهب جدید را بر خواست و تقدیر الهی گذاشت و مریدان خود را از هر واسطه یا تلاش برای دگرگون کردن سرنوشت خویش بر حذر داشت.
Forwarded from اصفهان خبر
کتیبه شعر حافظ
مسجد عیدگاه، شهر مُلتان، پاکستان
متن کتیبه:
هوالمعز
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریدۀ عالم دوام ما
راقم: اخلاق حسین
تصویر و توضیح:
دکتر مرتضی رضوانفر
پژوهشگاه میراث فرهنگی
منبع: کانال «کتیبه»
@tarbd
مسجد عیدگاه، شهر مُلتان، پاکستان
متن کتیبه:
هوالمعز
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریدۀ عالم دوام ما
راقم: اخلاق حسین
تصویر و توضیح:
دکتر مرتضی رضوانفر
پژوهشگاه میراث فرهنگی
منبع: کانال «کتیبه»
@tarbd
🤲خدﺍﻭﻧﺪﺍ ﺩﻭ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺑﮕﯿر:
ﺧﻮﺩﻣﺤﻮﺭﯼ ﻭ ﻏﺮﻭﺭ
ﮐﻪ ﺍﻭﻟﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ
ﺍﺯ ﻣﻦ مے گیرﺩ ﻭ ﺩﻭﻣﯽ ﭘﺎﮐﯿﻢ ﺭﺍ...
🤲ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ ﺩﻭ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﺭﻭﻧﻢ
ﺍﺭﺗﻘﺎﺀ ﺑﺒﺨﺶ:ﺍﯾﻤﺎﻥ ﻭ ﺻﺒﺮ
ﮐﻪ ﺍﻭﻟﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎﯾﻢ
ﺭﺍ ﺑﯿﺸﺘﺮ مى كند ﻭ ﺩﻭﻣﯽ
ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﺰﺩﯾﮏ مى كند ...
🤲ﺧﺪﺍﯾﺎ ﮐﻤﮑﻢ ﮐﻦ ﺑﻪ ﺩﻭ ﭼﯿﺰ
ﻣﺒﺘﻼ ﻧﮕﺮﺩﻡ:ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﯽ ﻭ ﻧﺎﺳﭙﺎﺳﯽ
ﮐه ﺍﻭﻟﯽ ﭘﺎﮐﯽ ﺟﺴﻢ ﺭﺍ ﺍﺯ
ﻣﻦ مى گيرد ﻭ ﺩﻭﻣﯽ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺩﺭﻭﻥ ﺭﺍ ...
🌾🌾🌾🌺🌾🌾🌾
@tarbd
ﺧﻮﺩﻣﺤﻮﺭﯼ ﻭ ﻏﺮﻭﺭ
ﮐﻪ ﺍﻭﻟﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ
ﺍﺯ ﻣﻦ مے گیرﺩ ﻭ ﺩﻭﻣﯽ ﭘﺎﮐﯿﻢ ﺭﺍ...
🤲ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ ﺩﻭ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﺭﻭﻧﻢ
ﺍﺭﺗﻘﺎﺀ ﺑﺒﺨﺶ:ﺍﯾﻤﺎﻥ ﻭ ﺻﺒﺮ
ﮐﻪ ﺍﻭﻟﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎﯾﻢ
ﺭﺍ ﺑﯿﺸﺘﺮ مى كند ﻭ ﺩﻭﻣﯽ
ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﺰﺩﯾﮏ مى كند ...
🤲ﺧﺪﺍﯾﺎ ﮐﻤﮑﻢ ﮐﻦ ﺑﻪ ﺩﻭ ﭼﯿﺰ
ﻣﺒﺘﻼ ﻧﮕﺮﺩﻡ:ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﯽ ﻭ ﻧﺎﺳﭙﺎﺳﯽ
ﮐه ﺍﻭﻟﯽ ﭘﺎﮐﯽ ﺟﺴﻢ ﺭﺍ ﺍﺯ
ﻣﻦ مى گيرد ﻭ ﺩﻭﻣﯽ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺩﺭﻭﻥ ﺭﺍ ...
🌾🌾🌾🌺🌾🌾🌾
@tarbd
کجاست «شوکت محمود» و «قدر فردوسی»؟!
✍ نویسنده: مرتضاآخرتی
۲۵ اردیبهشت ماه، سالروز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی است و بسیار گرامی.
فردوسی از بزرگترین شاعران تاریخ ادب پارسی است که در قرن چهارم هجری با سرودن شاهنامه و رنجی ۲۵ تا ۳۵ ساله، زبان پارسی را از گزند معرّبشدگیِ مفرط در امان داشت. به هنگام پایان یافتن نظم شاهنامه، سلطان محمود غزنوی از غلامزادگان ترکتبار، بر تخت پادشاهی نشسته بود. فردوسی امّا از دهقانزادگان و نجبای خراسانی بود که مال و میراث آبا و اجدادیاش را در سرِ اثر بزرگ خود صرف کرده بود و از این سرمایهی عظیم، دستمایهای جز تهیدستی در جیبِ نجابتش نمیدید. هرچند که او در این مسیر مورد حمایت سه تن از «نامداران شهر» قرار گرفته بود. (علی دیلم: نسّاخ و کاتب شاهنامه، ابودُلَف: نقال و راوی شاهنامه، حییّ ِ قُتَیبه، حاکم توس: کارپرداز و حامی مالی)
«از این نامه از نامداران شهر
علی دیلم و بودُلَف راست بهر
حییّ ِ قُتَیبه است از آزادگان
که از من نخواهد سخن رایگان»
فردوسی به پایمردی خواجه حسن میمندی (رئیس دیوان رسائل غزنویان) شاهنامه را برای حفاظت از حوادث زمانه و نیز چشمداشت به ارجگذاری شاهانه، به پایِ تخت سلطان محمود در غزنه برد. امّا رقیبان و حسودان خواجه حسن در دربار، به قول نظامی عروضی در چهارمقاله «خاک تخلیط در قدح جاه او همی انداختند.» و سفارش خواجه حسن را به بزرگداشت فردوسی و کتابش در نظر سلطان خوار پرداختند. محمود شاهنامه را به چیزی نخرید که به کار آید. فردوسی برای پاک شدن از عرق سرد تحقیر و دست شستن از دستگیریِ درازدستی چون محمود سبکتگین به گرمابه رفت و پنجاه هزار درهم یا کمتری را که در وجه او نوشته بودند به حمّامی و مشروبفروش بخشید. سپس از ترس سیاست سلطان به هرات متواری شد.
نقل است که سلطان محمود غزنوی بعدها به مقام والای فردوسی پی برد و به ازای هر بیت شاهنامه یک سکهی طلا پرداخت تا به او دهند. اما گویا هنگامی که بارِ صلهی شاهانه به ارزش شصت هزار سکهی طلا از دروازهی رودبارِ طبران وارد شهر میشده است فردوسی را بر مرکب چوبین از دروازهای دیگر به نام رزان به سمت گورستان خارج می کردهاند. دریغا از پشیمانی؛ چه درویشی، چه سلطانی!
امروز همچنین سالگرد بازداشت سه عضو کانون نویسندگان ایران؛ بکتاش آبتین، کیوان باژن و رضا خندان مهابادی است. نویسندگان و شاعرانی که جز نوشتن دربارهی فرهنگ و تاریخ و ادب ایران و برگزاری یادمان نویسندگان و شاعران آزاداندیشی چون محمد مختاری و محمدجعفر پوینده و احمد شاملو و دیگر بزرگان فرهنگ و ادب سرزمین مادریشان اقدام دیگری نکردهاند. با این حال در ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۸ محاکمه و به جرم تبلیغ علیه نظام و قصد اقدام علیه امنیت ملی، هر کدام به ۶ سال زندان محکوم شدهاند. حکمی که اعتراض حدود ۹۰۰ نویسنده، شاعر، منتقد و روزنامه نگار را در پی داشت تا در حمایت از این سه و دیگر اصحاب قلم و رسانه خطاب به مسئولین قضایی نامهای بنویسند و در آن بر ضرورت و پاسداشت آزادی بیان و در محکومیت سانسور و نگاه حذفی به نخبگان جامعه تاکید نمایند. نامهای که بسیار امضا دارد و انقضا ندارد.
اکنون پس از هزار سال از عرضهی شاهنامه، نام فردوسی به سرآمدی میرود و نام سلطان زمانهاش به بدی؛ که تاریخ آیینهی عبرت است، فراروی اهل بینش.
به قول عبدالرحمان جامی:
«برفت شوکت محمود و در زمانه نماند
جز این فسانه که نشناخت قدر فردوسی»
@tarbd
✍ نویسنده: مرتضاآخرتی
۲۵ اردیبهشت ماه، سالروز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی است و بسیار گرامی.
فردوسی از بزرگترین شاعران تاریخ ادب پارسی است که در قرن چهارم هجری با سرودن شاهنامه و رنجی ۲۵ تا ۳۵ ساله، زبان پارسی را از گزند معرّبشدگیِ مفرط در امان داشت. به هنگام پایان یافتن نظم شاهنامه، سلطان محمود غزنوی از غلامزادگان ترکتبار، بر تخت پادشاهی نشسته بود. فردوسی امّا از دهقانزادگان و نجبای خراسانی بود که مال و میراث آبا و اجدادیاش را در سرِ اثر بزرگ خود صرف کرده بود و از این سرمایهی عظیم، دستمایهای جز تهیدستی در جیبِ نجابتش نمیدید. هرچند که او در این مسیر مورد حمایت سه تن از «نامداران شهر» قرار گرفته بود. (علی دیلم: نسّاخ و کاتب شاهنامه، ابودُلَف: نقال و راوی شاهنامه، حییّ ِ قُتَیبه، حاکم توس: کارپرداز و حامی مالی)
«از این نامه از نامداران شهر
علی دیلم و بودُلَف راست بهر
حییّ ِ قُتَیبه است از آزادگان
که از من نخواهد سخن رایگان»
فردوسی به پایمردی خواجه حسن میمندی (رئیس دیوان رسائل غزنویان) شاهنامه را برای حفاظت از حوادث زمانه و نیز چشمداشت به ارجگذاری شاهانه، به پایِ تخت سلطان محمود در غزنه برد. امّا رقیبان و حسودان خواجه حسن در دربار، به قول نظامی عروضی در چهارمقاله «خاک تخلیط در قدح جاه او همی انداختند.» و سفارش خواجه حسن را به بزرگداشت فردوسی و کتابش در نظر سلطان خوار پرداختند. محمود شاهنامه را به چیزی نخرید که به کار آید. فردوسی برای پاک شدن از عرق سرد تحقیر و دست شستن از دستگیریِ درازدستی چون محمود سبکتگین به گرمابه رفت و پنجاه هزار درهم یا کمتری را که در وجه او نوشته بودند به حمّامی و مشروبفروش بخشید. سپس از ترس سیاست سلطان به هرات متواری شد.
نقل است که سلطان محمود غزنوی بعدها به مقام والای فردوسی پی برد و به ازای هر بیت شاهنامه یک سکهی طلا پرداخت تا به او دهند. اما گویا هنگامی که بارِ صلهی شاهانه به ارزش شصت هزار سکهی طلا از دروازهی رودبارِ طبران وارد شهر میشده است فردوسی را بر مرکب چوبین از دروازهای دیگر به نام رزان به سمت گورستان خارج می کردهاند. دریغا از پشیمانی؛ چه درویشی، چه سلطانی!
امروز همچنین سالگرد بازداشت سه عضو کانون نویسندگان ایران؛ بکتاش آبتین، کیوان باژن و رضا خندان مهابادی است. نویسندگان و شاعرانی که جز نوشتن دربارهی فرهنگ و تاریخ و ادب ایران و برگزاری یادمان نویسندگان و شاعران آزاداندیشی چون محمد مختاری و محمدجعفر پوینده و احمد شاملو و دیگر بزرگان فرهنگ و ادب سرزمین مادریشان اقدام دیگری نکردهاند. با این حال در ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۸ محاکمه و به جرم تبلیغ علیه نظام و قصد اقدام علیه امنیت ملی، هر کدام به ۶ سال زندان محکوم شدهاند. حکمی که اعتراض حدود ۹۰۰ نویسنده، شاعر، منتقد و روزنامه نگار را در پی داشت تا در حمایت از این سه و دیگر اصحاب قلم و رسانه خطاب به مسئولین قضایی نامهای بنویسند و در آن بر ضرورت و پاسداشت آزادی بیان و در محکومیت سانسور و نگاه حذفی به نخبگان جامعه تاکید نمایند. نامهای که بسیار امضا دارد و انقضا ندارد.
اکنون پس از هزار سال از عرضهی شاهنامه، نام فردوسی به سرآمدی میرود و نام سلطان زمانهاش به بدی؛ که تاریخ آیینهی عبرت است، فراروی اهل بینش.
به قول عبدالرحمان جامی:
«برفت شوکت محمود و در زمانه نماند
جز این فسانه که نشناخت قدر فردوسی»
@tarbd
Forwarded from سهام نیوز
✅رئیسی از پس زبان لاریجانی بر نمی آید
✍️احمد زیدآبادی
در میان کسانی که تا کنون برای شرکت در رقابت انتخاباتی ثبت نام کردهاند، به نظرم تا اینجای کار، علی لاریجانی با انرژی و اعتماد به نفس و توپ پرتری نسبت به دیگران وارد صحنه شده است.
گرچه به دلیل عملکرد فاجعهبار و به شدت امنیتی لاریجانی در صدا و سیما و نوع اشتهار خانوادگی و موضع بینالجناحی سالهای اخیرش، در نگاه نخست نمیتوان شانسی برای دستیابی او به کرسی ریاست جمهوری قائل شد، اما به دلایل گوناگون ممکن است او یکی از شگفتیسازان انتخابات شود.
لاریجانی هر چه باشد، خالی از هوش سیاسی نیست. زبانِ رسا و نکتهپران و حاضرجوابی دارد، در جعل اصطلاحاتِ خاص با استعداد است و در سالهای اخیر، نگاه واقع بینانهتری نسبت به عموم اصولگرایان به شرایط ایران پیدا کرده است.
بنابراین، بعید میدانم سید ابراهیم رئیسی از پسِ زبان او برآید بخصوص اینکه نوع نگاه رئیس قوۀ قضائیه به مسائل بینالمللی و اقتصادی در برابر نگاه لاریجانی شعارگونه به نظر میرسد. بر این مبنا اگر لاریجانی از مجال و آزادی لازم برای مجادله با رقیب خود برخوردار باشد، قادر است رأی آن بخش از تودۀ اصطلاحاً خاکستریِ شهرستانها را که معمولاً تحت هر شرایطی در انتخابات شرکت میکند و تیم رئیسی هم چشم به جذب آراء آنها دوخته است، به سمت خود متمایل کند.
از طرف دیگر، لاریجانی در بین طیف وسیعی از اصلاحطلبان همچنان مغضوب است اما اگر مثلاً اسحاق جهانگیری به صورت کاندیدای اختصاصی اصلاحطلبان در آید و نتواند در نظرسنجیها موقعیت مناسبی کسب کند، به احتمال زیاد وسوسۀ حمایت از لاریجانی در بین برخی از احزاب اصلاحطلب بخصوص بروکراتها و تکنوکراتهای آنان زنده خواهد شد.
تا کنون تصور میشد که انتخابات 1400 از هر جهت مهندسی شده و با نتیجۀ از پیش روشن است. بر مبنای فرمول دو قطبی اصلاحطلب - اصولگرا شاید همینطور باشد، اما این بار رقابت بین خودِ اصولگرایان سخت و چه بسا دردناک است.
در هر صورت، ظاهراً همیشه راهی برای داغ کردن تنور انتخابات پیدا میشود!
@Sahamnewsorg
✍️احمد زیدآبادی
در میان کسانی که تا کنون برای شرکت در رقابت انتخاباتی ثبت نام کردهاند، به نظرم تا اینجای کار، علی لاریجانی با انرژی و اعتماد به نفس و توپ پرتری نسبت به دیگران وارد صحنه شده است.
گرچه به دلیل عملکرد فاجعهبار و به شدت امنیتی لاریجانی در صدا و سیما و نوع اشتهار خانوادگی و موضع بینالجناحی سالهای اخیرش، در نگاه نخست نمیتوان شانسی برای دستیابی او به کرسی ریاست جمهوری قائل شد، اما به دلایل گوناگون ممکن است او یکی از شگفتیسازان انتخابات شود.
لاریجانی هر چه باشد، خالی از هوش سیاسی نیست. زبانِ رسا و نکتهپران و حاضرجوابی دارد، در جعل اصطلاحاتِ خاص با استعداد است و در سالهای اخیر، نگاه واقع بینانهتری نسبت به عموم اصولگرایان به شرایط ایران پیدا کرده است.
بنابراین، بعید میدانم سید ابراهیم رئیسی از پسِ زبان او برآید بخصوص اینکه نوع نگاه رئیس قوۀ قضائیه به مسائل بینالمللی و اقتصادی در برابر نگاه لاریجانی شعارگونه به نظر میرسد. بر این مبنا اگر لاریجانی از مجال و آزادی لازم برای مجادله با رقیب خود برخوردار باشد، قادر است رأی آن بخش از تودۀ اصطلاحاً خاکستریِ شهرستانها را که معمولاً تحت هر شرایطی در انتخابات شرکت میکند و تیم رئیسی هم چشم به جذب آراء آنها دوخته است، به سمت خود متمایل کند.
از طرف دیگر، لاریجانی در بین طیف وسیعی از اصلاحطلبان همچنان مغضوب است اما اگر مثلاً اسحاق جهانگیری به صورت کاندیدای اختصاصی اصلاحطلبان در آید و نتواند در نظرسنجیها موقعیت مناسبی کسب کند، به احتمال زیاد وسوسۀ حمایت از لاریجانی در بین برخی از احزاب اصلاحطلب بخصوص بروکراتها و تکنوکراتهای آنان زنده خواهد شد.
تا کنون تصور میشد که انتخابات 1400 از هر جهت مهندسی شده و با نتیجۀ از پیش روشن است. بر مبنای فرمول دو قطبی اصلاحطلب - اصولگرا شاید همینطور باشد، اما این بار رقابت بین خودِ اصولگرایان سخت و چه بسا دردناک است.
در هر صورت، ظاهراً همیشه راهی برای داغ کردن تنور انتخابات پیدا میشود!
@Sahamnewsorg