صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
1.64K subscribers
4.36K photos
1.84K videos
803 files
4.44K links
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Download Telegram
Forwarded from سهام نیوز
حسن رعیت؛ در نقش بسیجی و حمله مسلحانه به معترضین انتخابات ۸۸

حسن رعیت؛ در نقش مفسد اقتصادی و محاکمه برای اختلاس و همدستی با بابک زنجانی و طبری

🔻بهرام که گور میگرفتی همه عمر
دیدی که چگونه گور بهرام گرفت؟

@Sahamnewsorg
حکیم سنایی غزنوی

به مناسبت زاد روز سنایی غزنوی*
اواسط یا اوایل نیمه دوم قرن پنجم در غزنین دیده به‌ جهان گشود، نام اورا عوفی درکتابش
حکیم مجدالدین آدم السنائی غزنوی ذکرکرده ، سنایی درآغاز ممدوح سلاطین و بزرگان بود واز این راه گذران عمر میکرد، وازاین وضع بشدت ناراضی بود که بناگاه پشت پا به‌ دنیا زد راه زهد و عرفان راپیش گفت ازغزنه به‌ هرات ، سرخس ، نیشابور وسپس به بلخ رفت گویا از بلخ به حج رفته ، ازمحضربزرگان بهره ها برد به غزنین بازگشت درآستانه چهل سالگی انقلابی دراو به وجود آمده بود دیگر در پی بزرگی نبود از مداحی برای سلاطین وعیش ونوش بیزار شده بود،حتی دست رد به سينه بهرامشاه غزنوی زد که میخواست خواهرش را به او بدهد ، سنایی سبکی را درشعر پیش گرفت که‌ بعد از او شعرای بزرگی چون عطار ، مولوی ، سعدی وحافظ قدم در راه اوگذاشتند.
پختگی شعراو بحدی بود که مولوی از او چشم ادب پارسی یادکرده و اورا حکیم غزنوی می نامد،
از اثار او میتوان به‌ حدیقته الحقیقه وشریعته الطریقه که انر(الهی نامه نیز می نامند ومهم ترین مثنوی اوست، (سیرالعباد الی المعاد)این مثنوی هفصد بیت دارد که درمورد خلقت انسان ومسائل اخلاقی بیان کرده از کتاب (طریق التحقیق) و (کارنامه بلخی) که هریک شاهکاری است در ادب پارسی میتوان نام برد .
سنایی درغزنین تنهایی وگوشه گیری وعرفان را به‌ دربار های باشکوه ترجیح داد تا اینکه به سال (۵۳۵) به دیداد حضرت حق نائل گردید قبر او درعزنین مورد احترام مردم میباشد.
همچنانکه غزلیات وقصاید او زینت بخش ادب پارسی واهل دل نیز میباشد.

📝کاظم مزینانی
ماخذ*
از رودکی تا بهار ج ۲ص۲۷دکتر ندوشن*
زندگی شاعران ص۷۸بانوفرشادمهر
تاریخ ادبیات ایران دکترذبیح الله صفا ج ۲ص۵۵۲*
@tarbd
Forwarded from اصفهان خبر
استخدام گسترده اسنوا در اصفهان و حومه:
🔹حقوق ثابت و مزایای کامل
🔸بیمه
🔹پورسانت بالا
🔸امنیت شغلی
🔹 آموزش‌های تخصصی


برای ثبت نام روی لینک زیر کلیک کنید:🔻
➡️ yun.ir/snowa-esf
🌾۲۹ فروردین، روز ارتش قهرمان، گرامی باد..

چو ایران نباشد تن من مباد
بدین بوم و بر زنده یک تن مباد

@tarbd
تصويرى از سرعین در زمان قاجار

سرعين در لغت به معناى سرچشمه ميباشد و اين شهرستان بدليل چشمه های آب گرمش كه داراى خواص درمانی است، سرعين نام گذارى شده و از گذشته تا امروز مورد توجه بوده است!
@tarbd
💥سوالی که همیشه پرسیده میشود...!

✍️علی مرادی مراغه ای
@Ali_Moradi_maragheie
یکی از سوالات همیشه این بوده که چرا در ایران جنبشهای دمکراسی خواهی به نتیجه نرسیده؟ چرا مثلا مشروطه ناکام ماند؟ یا چرا وقتی محمدعلی شاه مجلس را به توپ بست مردم به کمک مشروطه طلبان و مجلس نشتافتند...؟ چرا تحول اساسی در فکر و اندیشه مردم صورت نمی گیرد؟!
و دهها سوال شبیه این...

🌾برای پاسخ به اینگونه سوالات میتوان ساعتها سخن گفت اما برای صرفه جویی در وقتِ خودم و خوانندگان عزیزم، بدون اینکه از جای خودم بلند شوم دستم را دراز میکنم و روزنامه چهره نما را که دقیقا در زمان انقلاب مشروطه منتشر میشد برمیدارم و باز میکنم میبینم در شماره هفتم مورخه17آوریل1911یعنی27فروردین1290 مقایسه ای کرده میزان بودجه معارف یا آموزش و پرورش ایران را با برخی کشورها. (عکس آنرا در زیر این نوشته گذاشته ام).
لامصب این پاسخ و آنچه در عکس می بینیم مثل آچار فرانسه به تمام جنبشها و دورانهای تاریخ ما میخورد و توضیح میدهد!
بودجه معارفِ برخی کشورها در زمانِ مشروطه چنین است: بودجه آمریکا با 60میلیون لیره در آن بالا قرار دارد و در پایین، بودجه معارف ایران را 200هزار تومان ذکر کرده، حالا لیره را با تومن مقایسه کنید...! و تازه، این رقم مربوط به پس از انقلاب مشروطه است که جامعه ایران تکان خورده و ایرانیان به اهمیت آموزش و پرورش پی برده اند...!

🌾برای اینکه بدانید این 200هزار تومان بودجه معارف ،چقدر پول بوده فقط کافی است اشاره کنم که در همین زمان یعنی وقتی محمدعلی شاه آمد تا در تهران شاه شود، میزانه بودجه سالیانه دربارِ محمدعلی شاه، هشتصد هزار تومان بود.(کسروی،تاریخ مشروطه ایران...ص ۴۸۷) یعنی بودجه دربار مستبدِ ایران، به تنهایی چهار برابر کل بودجه آموزش و پرورش ایران بود!
البته میتوان این بودجه 200هزار تومانی معارف ایران را با حقوق شاهزادگان نیز مقایسه کرد تا به اوضاع اسف انگیز فرهنگی پی برد: مثلا شعاع السلطنه برادر محمدعلی شاه در همین زمان ۱۱۵هزار تومان حقوق میگرفت یا ظل السلطان ۷۵هزار تومان حقوق می گرفت(همان...ص۴۸۷).

🌾البته فرصت نیست تا برخی مخارج مانند ختنه سورانِ ملیجک غلامعلی خان را با بودجه معارف کشور مقایسه کنم اما میدانیم که بر طبق نوشته اعتمادالسلطنه،ملیجک جور غریبی ادرار میفرمودند:
«پیشخدمتی، گلدان دردست داشت شاهزاده دکمه شلوار را در حضور من باز کردند پیشخدمت باشی،احلیل شاهزاده را گرفته در گلدان نهادند شاهزاده ادرار کردند...»( خاطرات اعتماد السلطنه، نسخه خطی، سه شنبه 5 شعبان 1305)

🌾حالا هی تعجب میکنیم چرا مردم در زمانِ به توپ بستن، از مجلس دفاع نکردند...؟!
که نه تنها دفاع نکردند بلکه در غارت‌ اموال‌ و فر‌شهای‌ مجلس،‌ روی قزاقان‌ لياخوفی‌ را سفيد كرده حتی به درختان‌ حیاط مجلس نيز رحم‌ نكردند! بطوریکه عین السطنه در خاطراتش مینویسد:
«از بهمن میرزا پرسیدم چه غارت کردی؟ا فسوس میخورد و میگفت آدم نداشتم نتوانستم از اموال مجلس بیشتر غارت کنم فقط یک توله جدل الدوله و دو عدد قناری با قفس، نصیب ام شد!»(روزنامه خاطرات عین السلطنه...ج3ص2129)
و حالا در این دنیای جهل و استبداد، عظمتِ کار،فداکاری و رنجهای مشروطه خواهان را در نظر بگیرید که میخواستند دیوِ استبداد را در قفسِ تنگِ قانون بکنند.!

تغییرات سیاسی باید متاثر و ریشه در تغییرات فرهنگی باشد تا ریشه دار گردد و تنها با تربیت و آموزش است که میتوان معجزه کرد و از چوب انسان تراشید...

تصویر روزنامه چهره نما
http://www.upsara.com/images/p395748_.jpg

@KSHKOLZAREINRIZI

@tarbd
اینجه ممد ، مبارز ارباب رعیتی ترکیه

رمان‌ سه‌ جلدی‌ اينجه‌ ممد￸، شاهكار ياشار كمال￸، در نظام‌ ارباب‌ رعيتی‌ تركيه‌ اتفاق‌ می‌افتد￸.

📌اينجه‌ممد قهرمان‌ اصلی‌ رمان‌، رعيتی‌ است‌ كه‌ زمين‌ و زنش‌ مورد تعدی ‌ارباب‌ ظالم‌ قرار گرفته‌ و زمينه قيام‌ او مي گردد￸.

اينجه‌ ممد دست‌ به ‌تفنگ‌ می ‌برد و ارباب‌ را مي کشد و از دست‌ ژاندارم ها و عُمال‌ ارباب‌ به ‌كوه‌ پناه‌ می ‌برد و مدت‌ها در كوه‌ می ‌ماند و به‌ خيال‌ اينكه‌ ديگر بساط ‌ظلم‌ و جور در روستا ريشه ‌كن‌ شده‌ و دهقانان‌ آزاد شده ‌اند، تصميم ‌می‌گيرد؛ پس‌ از ماهها متواری شدن‌ به‌ روستا برگردد.

📌اما وقتي‌ به‌ روستا برمی‌گردد با تعجب‌ می‌بيند كه‌ برادر ارباب‌ به‌ جاي‌ او نشسته‌ و چنان ‌ستم میکند و دمار از روزگار مردم‌ در می‌آورد كه‌ مردم‌ قبر ارباب ‌قبلي‌ را زيارتگاه‌ كرده‌ و به‌ اينجه‌ ممد دشنام‌ها ميدهند كه‌ چرا ارباب‌ خوب‌ آنها را كشته‌ و اکنون ارباب‌ ظالم‌تر و بدتری ‌برسرنوشتشان‌ حاكم‌ گشته‌ است‌￸.

📌قهرمان‌ داستان‌ اينجه‌ ممد دچار شك‌ و ترديد ميگردد و مدام‌ در جلد دوم‌ رمان‌، سرگردان‌ از خود می‌پرسد كه‌ ￸آيا مبارزه‌ اش‌ بيهوده بوده‌؟ ￸
و اشتباهش‌ كجا بوده‌؟ ￸

📌سرانجام ‌در جلد سوم‌ به‌ اين‌ نتيجه‌ می‌رسد كه‌ به‌ جاي‌ ارباب‌ بايد با ارباب‌ پرستی ‌مبارزه‌ می‌كرده‌، كه‌ در اذهان‌ دهقانان‌ ريشه‌ دوانده‌ است‌￸.

به همین خاطر‌ ‌سرانجام‌ در جلد سوم‌ تصميم‌ می‌گيرد آتش‌ به‌ خارستان‌ بزند و خارستان ‌در واقع‌ همان‌ زنجيرهای‌ ذهنی‌ دهقانان‌ است‌.

📌نگاهی‌ به‌ تئوریهای مربوط‌ به‌ دگرگونی جامعه‌ در تاريخ‌ معاصر ايران‌ از دوره‌ مشروطيت‌ تاكنون‌ هميشه‌ بیانگر دو نوع‌ نگرش‌ بوده￸:
نگرش‌ اول‌ عبارت از راديكاليسم‌ انقلابی‌ و تغيير قهری ‌ساختار سياسی‌ جامعه‌ با توسل‌ به‌ سلاح و تفنگ بوده‌ است اين‌ ديدگاه‌ نه‌ تنها در دهه ی‌ چهل‌ و پنجاه‌ و در آستانه‌ ی انقلاب‌ ۵۷ ديدگاه‌ غالب‌ بوده بلكه‌ در انقلاب‌ مشروطيت‌ و پس‌ از آن‌ نيز گاهگاهی‌ به‌ چشم‌ میخورد￸.

اگر مثلا حيدر عمواوغلی‌ها با توسل‌ به‌ نارنجك‌ ميخواستند با كشتن‌ محمدعلی شاه‌ بساط‌ ظلم‌ را از صحنه‌ ايران‌ برچينند در واقع‌ ‌راه‌ ميانبُر و ساده‌ای را براي‌ مبارزه‌ با ستم‌ برگزيده‌ بودند ￸

آنان فكر ميكردند كه‌ با كشتن‌ حاكمی‌ جبار مردم‌ زير سلطه ‌اش‌ آزاد خواهند شد اما نبايد اين‌ اشتباه‌ اساسی‌ ایشان را از نظر دور داشت‌ كه‌ آنان‌، حاكم‌ را از توده ‌های ‌محكوم‌ جدا ميدانستند و به‌ تعامل‌ ذهنی‌ و روابط‌ عميق‌ بين‌ يك ‌ستمگر و ستمكش‌ در يك‌ نظام‌ استبدادی‌ توجه‌ نميكردند و فكر ميکردند كه‌ رژيم‌ شاهی‌ را ميتوان‌ با بمب‌ تروريستی ‌فروريخت‌ و يا روستاييان‌ را با تشويق‌ به‌ عدم‌ پرداخت‌ ماليات‌ و بهره مالكانه‌ و همچنين‌ شوراندن‌ دهقانان بر عليه‌ فئودال‌ها، نظام‌ فئودالی‌ را متلاشی‌ ساخت‌￸

كسروی‌ در نقد گروه‌ اول‌، زمانی‌ چنين‌ نوشت‌￸
ما نيك‌ آگاهيم‌ كه‌ حيدرخان‌ عمواوغلی ‌ها و علی ‌مسيوها و... در راه‌ استقلال‌ و آزادي‌ اين‌ كشور به‌ هرگونه‌ جانفشانی‌ آماده‌ بودند آنان‌ در یکجا اشتباه‌ ميکردند￸
از گرفتاريها و آلودگیهای توده ‌ها، ناآگاه ‌بودند و ميپنداشتند اگر ريشه ‌ی‌ استبداد كنده‌ شود توده ی‌ مردم‌ به‌ راه‌ پيشرفت‌ می‌افتند در حالي‌ كه ‌درد اصلی‌ ، جهل‌ و نادانی و ناآگاهی‌ مردم‌ بود￸

گذشتِ‌ زمان،‌ صحت‌ سخن‌ كسروي‌ را نشان‌ داد بطوريكه‌ وقتي‌ مجلس‌ اول‌ به‌ توپ‌ بسته‌ شد، مردم‌ در غارت‌ اموال‌ و فر‌شهای‌ مجلس،‌ روی قزاقان‌ لياخوفی‌ را سفيد كردند و حتی‌ به‌ درختان‌ نيز رحم‌ نكردند￸

اندکی بعد، وقتی در تبریز، خانه ستارخان توسط روسها تخریب و فروریخت باز مردم در غارت اموالِ خانه، سر از پا نمیشناختند بعدها هم وقتی در کودتای ۲۸ مرداد خانه مصدق تخریب شد باز مردم همان غارت و تراژدی را تکرار کردند￸.
￸نباید فکر کرد که غارتگران همگی ضد مشروطه بودند بلکه اکثرشان اصلا بی طرف بودند.

📌در مقابل‌ گروه‌ اول‌، گروه‌ دوم‌ قرار داشتند كه‌ مشكل‌ را امری فرهنگي تلقی‌ كرده‌ و بر تغيير تدريجی‌ فرهنگ‌ مردم‌ ، آگاه‌ كردن به‌ حقوق‌شان و مبارزه‌ با جهل‌ و خرافات‌‌ تأکید میکردند افرادی چون‌ ميرزافتحعلی‌ آخوندزاده‌، ميرزاآقاخان‌ كرمانی‌، ميرزاعبدالرحيم‌ طالبوف‌‌... ￸
در اين ‌گروه‌ جای‌ دارند￸

📌📌بدون کار فرهنگی و آگاهی سیاسی مردم، درافتادن با استبداد با توسل بر سلاح، به مثابه با شمشیر چوبین به جنگ آسیاب رفتن است￸
چرا که آن نظام استبدادی، برآمده از اعماق ذهنی همان مردم است￸

در واقع مصداق این شعرِ ￸
(مصطفی‌ بادكوبه‌ای‌) بودند:

ما ستم‌ را نشانه‌ گرفته‌ بوديم‌￸
اما همه‌ تيرها از كمان‌ دانش‌ پرتاب‌ نشد￸
ای‌ كاش‌ نخست‌ جهل‌ را نشانه‌ گرفته‌ بوديم￸.


کانال روشنگری سیاسی

@tarbd
‍ ‍

۱ اردیبهشت روز بزرگداشت سعدی

( زاده سال ۵۸۵ یا ۶۰۶ شیراز -- درگذشته سال ۶۷۱ یا ۶۹۱ شیراز ) سخن‌سرای قرن هفتم

نخستین روز اردیبهشت، روز بزرگداشت
ابومحمد مُصلح بن‌عبداله مشهور به‌سعدی شیرازی شاعر و نویسنده پارسی‌گوی ایرانی است.
مقام او نزد اهل ادب تا بدان‌جاست که به‌وی لقب استاد سخن داده‌اند.
پدرش در دستگاه دیوانی اتابک سعدبن زنگی، فرمانروای فارس شاغل بود. او در دوران کودکی با علاقه زیاد به‌مکتب رفت و مقدمات علوم را آموخت. هنگام نوجوانی به‌پژوهش و دین و دانش علاقه فراوانی نشان داد.
اوضاع نابسامان ایران در پایان دوران سلطان محمدخوارزمشاه و به‌خصوص حمله سلطان غیاث‌الدین، برادر جلال‌الدین خوارزمشاه به‌شیراز، سعدی را که هوایی جز کسب دانش در سر نداشت برآن داشت دیار خود را ترک کند.
او به‌مدرسه نظامیه بغداد رفت و در آنجا از آموزه‌های امام محمد غزالی بیشترین تأثیر را پذیرفت (سعدی در گلستان، غزالی را «امام مرشد» می‌نامد). غیر از نظامیه، سعدی در مجلس درس استادان دیگری از قبیل شهاب‌الدین سهروردی نیز حضور یافت و در عرفان از او تأثیر گرفت. وی از پایان تحصیل در بغداد، به‌سفرهای متنوعی پرداخت که به بسیاری از این سفرها در آثار خود اشاره کرده‌ است.
در این که او از چه سرزمین‌هایی دیدن کرده میان پژوهندگان اختلاف نظر وجود دارد و به حکایات خود سعدی هم نمی‌توان چندان اعتماد کرد و به‌نظر می‌رسد که بعضی از این سفرها داستان‌پردازی باشد. زیرا بسیاری از آنها پایه نمادین و اخلاقی دارند نه واقعی. مسلم است که شاعر به‌عراق، شام و حجاز سفر کرده است و شاید از هندوستان، ترکستان، آسیای صغیر، غزنه، آذربایجان، فلسطین، چین، یمن و آفریقای شمالی هم دیدار کرده‌ باشد.
سعدی در حدود ۶۵۵ قمری به شیراز بازگشت و در خانقاه ابوعبداله بن‌خفیف مجاور ابوبکربن سعد زنگی بود که برای جلوگیری از هجوم مغولان به فارس به آنان خراج می‌داد و یک سال بعد به‌فتح بغداد به‌دست مغولان به آنان کمک کرد.
در دوران ابوبکربن سعدبن زنگی شیراز پناهگاه دانشمندانی شده بود که از دم تیغ تاتار جان سالم بدر برده‌ بودند. در دوران وی سعدی مقامی ارجمند در دربار به‌دست آورده بود. در آن زمان ولیعهد مظفرالدین ابوبکر به نام سعدبن ابوبکر که تخلص سعدی هم از نام او است به سعدی ارادت بسیار داشت.
سعدی به پاس مهربانی‌های شاه سرودن بوستان را در سال ۶۵۵ شروع کرد و کتاب را در ده باب به نام اتابک ابوبکر بن سعدبن زنگی در قالب مثنوی سرود. هنوز یک سال از تدوین بوستان نگذشته بود که در بهار سال ۶۵۶ دومین اثرش گلستان را بنام ولیعهد سعدبن ابوبکربن‌ زنگی نگاشت.
سعدی در خانقاهی که اکنون آرامگاه اوست در ۴ کیلومتری شمال شرقی شیراز، در دامنه کوه فهندژ، در انتهای خیابان بوستان و در کنار باغ دلگشا اقامت داشت. این مکان در ابتدا خانقاه شیخ بوده که وی اواخر عمرش را در آنجا می‌گذراند. برای اولین بار در قرن هفتم توسط خواجه شمس‌الدین محمد صاحب‌دیوانی وزیر معروف آباقاخان، مقبره‌ای بر فراز قبر سعدی ساخته شد.
بنای فعلی آرامگاه سعدی از طرف انجمن آثارملی در سال ۱۳۳۱ شمسی با تلفیقی از معماری قدیم و جدید ایرانی در میان عمارتی هشت ضلعی با سقفی بلند و کاشیکاری ساخته شد.
آثار منظوم و منثور سعدی که به‌جا مانده است، عبارتند از: بوستان، گلستان، دیوان اشعار، رسائل نثر، هزلیات.

@bargi_az_tarikh

#برگی_از_تقویم_تاریخ

@tarbd
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌺شعرخوانی به مناسبت روز بزرگداشت سعدی....
👩‍🦰مریم هاشمی .... دبیرستان توانا...
فولادشهر.. اصفهان.

@tarbd
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌺ستایش مردم ایران توسط جهانگردان...
@tarbd
📙کارکردهای کاروانسراها در زندگی مردم

▪️در زمان های گذشته وجود کاروانسرا در مسیر شهرها بسیار ضروری بود، چرا که به دلیل مسافت زیاد ممکن نبود برخی از فاصله ها را در طی روز طی کرد، بعلاوه حرکت در شب نیز امنیت لازم را دارا نبود. اما کاروانسرها همه به یک شکل نبودند.

▪️«داریوش شهبازی» در کتاب برگ هایی از تاریخ تهران می‌نویسد: کاروانسراها را به لحاظ کارکرد دست کم به دو بخش باید تقسیم کرد. نخست کاروانسرهای بین شهرها و گروه دیگر کاروانسراهای شهری که معماری هر یک متناسب با نیازی که بدان ها بود تعریف و طراحی می شده است.

▪️کاروانسرای بیرون شهر می باید: الف) شب هنگام کاروانیان را پناهگاهی از هجوم راهزنان باشد. ب) استراحتگاهی برای مسافران و محل تعلیف چهار پایان و... باشد.

کاروانسرای شهری نقش دیگری داشت.الف) محل تخلیه و بارگیری کالا بود نظیر پایانه‌های حمل کالای امروزی ب) محل نگهداری کالا پیش از بارگیری یا قبل از توزیع بود یعنی حکم انبارهای امروزی را داشت.
کافه تاریخ
@tarbd
📙کریم شیره ای، دلقک معروف ناصرالدین شاه

کریم شیره ای به اندازه ای نزد شاه محبوبیت داشت که وقتی از دنیا رفت سه روز عزای عمومی اعلام شد.
Forwarded from اصفهان خبر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قتل جورج فلوید و پروپاگاندای سیاسی...
📌گران کردن مرگ شهروندان برای حاکمان!!!


شاید دیگر بتوان ماجرای قتل جورج فلوید را تمام‌شده قلمداد کرد. رخدادی که در نزدیکی انتخابات آمریکا رخ داد و حالا که چند ماه از انتخابات گذشته، پروندۀ آن بسته می‌شود. خفه شدن فلوید زیر زانوی پلیسی سنگدل آمریکا را تکان داد و جرقۀ آتشی بزرگ شد. در این‌که باید به چنین رخدادی واکنش نشان داد تردیدی نیست، زیرا شهروند وظیفه دارد هزینۀ قتل امثال خود را برای حاکمان و مأموران بالا ببرد. پذیرشِ «مرگ‌ارزانی» به معنای پذیرش ارزان بودن جان همۀ انسان‌هاست (که ما نیز یک از آن‌هاییم) و اگر بخواهیم تاریخ عصر جدید را در یک جمله توصیف کنیم، عصر جدید برهه‌ای از تاریخ بشر است که جان انسان روزبه‌روز گران‌تر شده است و اصلاً تمدن مدرن نوعی «کیش بدن» (اندام‌پرستی) را پدید آورده و «بدن» و «جان» را در کانون تمدن جای داده است. اما نکته‌ای که در این نوشته می‌خواهم بگویم مسئله‌ای سیاسی است، نه تمدنی.

قتل فلوید خیزشی را پدید آورد که با شعار «جان سیاهان مهم است»، از ابتدا طمع و انحراف سیاسی داشت. از ابتدا با اغراض سیاسی و پوپولیستی به جای این‌که گفته شود «جان انسان مهم است»، گفته شد «جان سیاهان مهم است» و از این طریق تلاش شد شکافی پروپاگاندیستی (تبلیغاتی) با اهداف سیاسی پدید آید که هدفش احتمالاً انتخابات بود. سیاستمداران و رسانه‌ها دائم از تعابیری چون «تبعیض سیستماتیک» و «نژادپرستی» صحبت کردند و طبعاً کسانی هم که باید این معضل را حل می‌کردند، خودشان بودند. همان زمان ابتدا در نوشتاری از اعتراضات دفاع کردم، اما در نوشتاری دیگر این ادعا را که در آمریکا «نژادپرستی» یا «تبعیض سیستماتیک» وجود دارد، رد کردم و شرح دادم باید بین تبعیضی که ریشۀ اجتماعی دارد و تبعیضی که ریشۀ قانونی دارد تمایز نهاد. راه‌حل ساده است: اگر تبعیض با عزل مأمور خاطی از بین برود، تبعیض سیستماتیک نیست، اما اگر قانون چنان باشد که با حضور هر کارگزاری تبعیض اعمال شود، مسئله «سیستماتیک» است. دربارۀ نژادپرستی هم باید گفت این تعبیر چنان غلط است که اگر کسی آن را به کار برد فقط ناآگاهی خود را از مفهوم نژادپرستی نشان می‌دهد. اما حرف اصلی‌...

مسئله ساده است! در چه صورت مرگ فلوید مصداق تبعیض یا نژادپرستی است؟ در صورتی که فقط سیاهان قربانی خشونت پلیس باشند. اما اگر نژادهای دیگر هم قربانی خشونت پلیس بودند چه؟ اگر سفیدها هم به دست پلیس کشته شوند چه؟ اگر هیسپانیک‌ها (اسپانیایی و پرتغالی‌زبان‌ها) هم کشته شوند چه؟ اگر اتفاقاً اکثر کشته‌شدگان به دست پلیس سفیدپوست باشند چه؟ آیا شعارهایی که سر داده شده بود، یاوه نخواهد بود؟! اما این پرسش منطقی و روشن‌کننده مطرح نمی‌شود، زیرا در اینجا مسئله کلاً سیاسی است. اصلِ «تفرقه بینداز و حکومت کن» در میان است.

حال به این آمار توجه کنید:
در سال ۲۰۲۰ که ماجرای فلوید رخ داد، ۲۴۱ سیاهپوست به دست پلیس کشته شدند. اما همان سال حدود دوبرابر این تعداد، یعنی ۴۵۷ سفیدپوست هم به دست پلیس کشته شده‌اند؛ و افزون بر این، ۱۶۹ هیسپانیک، ۲۸ نفر از نژادهای دیگر و ۱۲۶ نفر هم از نژادهای نامعلوم قربانی خشونت پلیس بوده‌اند. پس فقط درصد اندکی از قربانیان سیاهپوست بوده‌اند. این وضع هم استثنایی نیست، اگر آمار سال‌های ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۱ را بررسی کنیم، همیشه تعداد کشته‎شدگان سفیدپوست حدوداً دوبرابر سیاهپوستان است و سایر نژادها نیز پرشمارند. آمار را در این لینک ببینید.

بگذارید آماری کلی‌تر بگویم که مسئله را روشن می‌کند: طبق پژوهشی که در «نشریۀ علوم اجتماعی و توسعه» منتشر شده، با بررسی قتل‌های پلیس بین سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۹ مقتولان به تفکیک نژاد از این قرارند:

سفیدپوست: ۴۵.۴ %
سیاهپوست: ۲۳.۹ %
هیسپانیک: ۱۶.۹ %
دیگر نژادها: ۴.۱ %
نژاد نامعلوم: ۹.۷ %

مسئله کاملاً روشن است: فقط ۲۴ درصد از قتل‌های پلیس سیاهپوستند. در این‌جا فقط یک نکته وجود دارد: درصد جمعیتی سیاهان زیر ۱۵ درصد است، درصد کشتگان آن‌ها به این دلیل بیش‌تر است که سطح اجتماعی‌شان پایین‌تر و درصد بزهکاری نیز میانشان بیشتر است و طبعاً بیش از بقیۀ مردم سروکارشان به پلیس می‌افتد.

📌📌فلوید کشته شد، آمریکا به آتش کشیده شد، در نهایت رقم بهت‌آور ۲۷ میلیون دلار غرامت به خانواده‌اش داده شد و پلیس قاتل هم محکوم شد. این چه تبعیض سیستماتیکی است که اجازه می‌دهد قربانی تکریم شود، بازماندگانش حقشان را بگیرند و انبوهی از رسانه‌ها فریادشان را بازتاب دهند! شگفتا که اگر هم کسی در برابر این پروپاگاندا و پوپولیسم دعوت به عقل و منطق کند، خود متهم به پوپولیسم می‌شود!

📌📌زمانی هیتلر یهودیان را مانند احشام از کل اروپا جمع می‌کرد و روانۀ اردوگاه‌ها می‌کرد و همزمان از سلطۀ یهودیان بر جهان حرف می‌زد! این چه سلطه‌ای است که تو همچنان می‌توانی یهودیان را بار واگن احشام روانۀ اردوگاه کنی؟!
مهدی تدینی
تاریخ‌اندیشی
📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
پاسخ فقهی آیت‌الله‌العظمی بروجردی در باره دست دادن با زنان

❇️ دست دادن نماینده آیت‌الله با همسر سفیر آمریکا

نوه آیت‌الله‌العظمی بروجردی در گفت‌وگو با پایگاه موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر به نکات جالبی در باره مشی فقهی و فرهنگی آیت‌الله بروجردی اشاره کرده است.

آیت‌الله سیدجواد علوی طباطبایی با ذکر این مطلب که برخی به امام موسی صدر خرده می‌گرفتند که چرا در اروپا با خانم‌هایی که دست خود را به سوی ایشان دراز می‌کردند؛ دست می‌داد، گفت: آیت‌الله بروجردی هم بر این کار اشکال نمی‌گرفتند.

نوه مرحوم آیت‌الله بروجردی در مورد حکم دست دادن با زنان گفت: آقاي بروجردي می‌فرمودند: «من تعجب می‌كنم كه فقهای ما ادله نظر را حمل كردند به صورت ريبه؛ چرا در ادله لمس اين انصراف را قائل نشدند؟» 
از این سخن روشن می‌شود که «دیدگاه آیت‌الله بروجردی نه فقط به دلیل مساله هتك است، بلکه اساساً اشكال مبنايي در این خصوص دارد»

نوه آیت‌الله بروجردی اشاره می‌کند: یکی از محققان ایرانی که در مرکز اسلامی آلمان فعالیت می‌کرد، خدمت آیت‌الله بروجردی آمد و گفت: در آلمان زنان و مردان مختلفی که همه آن‌ها مسلمان هم نيستند، به مرکز اسلامی ما می‌آیند و گاهی از اوقات برخی از این زنان دستشان را برای مصافحه به سوی ما دراز مي‌كنند و ما نمي‌توانيم دست بدهيم. آن‌ها نمی‌فهمند كه چرا ما دست نمي‌دهيم و این مساله موجب هتك آن‌ها مي‌شود و ما كه می‌خواهيم جاذبه ايجاد كنيم، با این کار تنفر ايجاد مي‌كنيم.

آیت‌الله بروجردی گفتند: اگر شما احساس می‌کنید كه دست ندادن شما باعث هتك حرمت زنان می‌شود، مانعي ندارد که دست بدهيد. بعد فرمودند: حکم حرمت دست دادن با زن اجنبیه، برای حفظ حرمت اشخاص، هرچند مسلمان باشند، ساقط می‌شود.

وی ادامه می‌دهد: همچنین شيخ محمدتقي قمي که در مصر فعالیت می‌کردند، خدمت آیت‌الله بروجردي آمدند و گفتند:
«گاهي از اوقات برخی از سفارتخانه‌ها مثل سفارت هلند به مناسبت روز ملی‌شان که همه سفرا و شخصیت‌های مختلف را دعوت می‌کنند، ما را هم به عنوان نماینده شما در مجلس تقريب دعوت می‌کنند. ما هم دسته گل مي‌خريم و به سفارت مي‌رويم. گاهي از اوقات سفير مي‌خواهد مثلاً سفير آمريكا و همسرش را که همراه اوست معرفی کند. آن‌ها هم دستشان را دراز می‌کنند که دست بدهند. ما چه کار كنيم؟ اگر دست ندهيم، موجب هتك آن‌ها می‌شود.»
آیت‌الله بروجردي فرمودند: «اگر موجب هتك حرمت ایشان می‌شود، اشکالی ندارد؛ دست بدهيد.»

🔻لینک گزارش در خبرآنلاین:
🆔 https://khabaronline.ir/news/441431



_________
@drhadiansarii
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدئویی جالب از افتتاح یک مدرسه در روستایی به اسم "ده پَهن" در سال ۱۳۴۲ استقبال و جشن مردم ده به مناسبت ورود آقا معلم (سپاه دانش) بسیار دیدنی است. این ویدئو به تازگی از آرشیویی در فرانسه بیرون آمده است.فیلمی زیبا و قابل تأمل....

📚📚📚
@tarbd
عذرخواهی به‌مثابه اعتراف

📌چرا آدم‌های مشهور عذرخواهی نمی‌کنند؟

در عالم سیاست فقط بازنده‌ها ‌عذر‌خواهی می‌کنند

✍️کس سانستاین،
نیویورک‌تایمز—
✍️ترجمه بابک طهماسبی

🟦 تصور کنید که آدم مشهوری چیزی گفته یا کاری کرده است که عدۀ زیادی آن را توهین‌آمیز یا شرم‌آور یا نفرت‌انگیز تلقی کرده‌اند، مثلاً دربارۀ سابقه‌اش در ارتش دروغ گفته است یا به اعتقادات مذهبی توهین کرده است. آیا باید عذر‌خواهی بکند؟

فرض کنیم هدف او این نیست که آدم خوبی بشود، بلکه صرفاً می‌خواهد موقعیتش را بهبود بخشد، یعنی می‌خواهد شانسش را برای پیروزی در انتخابات بیشتر کند یا از مجلس رأی اعتماد بگیرد یا مقامش را حفظ کند.

شواهدِ تازه ما را به پاسخی ساده می‌رساند: عذر‌خواهی راهبرد مخاطره‌آمیزی است.

🟥 برای نمونه، اتهاماتی را که علیه آل فرانکن۱ مطرح شد در نظر بگیرید. اینک، با گزارشی که اخیراً در نیویورکر منتشر شده است، بسیاری دربارۀ او تجدید‌نظر می‌کنند. فرانکن که آن زمان عضو مجلس سنا بود، در پی ادعاهایی مبنی‌بر برقراری تماس‌های فیزیکی نامناسب با چند زن، علناً عذرخواهی کرد. ولی این عذرخواهی نفعی برای او نداشت و حتی شاید کار را بدتر هم کرد. چیزی نگذشت که مجبور به کناره‌گیری شد.

🟨 احتمالاً رویدادهای پسامعذرت‌خواهی‌ای که برای فرانکن اتفاق افتاد، استثنایی نیست. طبق پیمایشی که اخیراً انجام داده‌ام، عذرخواهی باعث نمی‌شود شخصی که حرفی توهین‌آمیز زده یا کار بدی کرده است، حمایتی جلب کند.

🟦 با استفاده از خدمتِ مکانیکال ترک آمازون۲، که می‌توان با آن پیمایش‌های سریع انجام داد، اخیراً چهار سناریوی متفاوت را به چهار گروه سیصد‌نفره ارائه کردم. هر چهار گروه از لحاظ جمعیت‌شناختی متنوع بودند. آزمایش‌ها بدین‌ترتیب بود:

- فرض کنید نامزد پیشنهادی برای مقام دادستان کل کشور در گذشته چنین حرفی زده باشد: «هم‌جنسگرایان ناقضِ ارادۀ خداوند هستند. ازدواج باید میان مرد و زن باشد، نه همجنس‌ها».

- فرض کنید نامزد مقام ریاست‌جمهوری در گذشته چنین گفته باشد: «کسانی که می‌خواهند سقط‌جنین را قدغن کنند، اصلاً به فکر زن‌ها نیستند».

- فرض کنید نامزد پیشنهادی برای وزارت امور خارجه چند سال پیش گفته باشد: «به‌نظرم آمریکا باید برای کارهای بدِ فراوانی که در دنیا انجام داده است عذر‌خواهی کند».

- فرض کنید نامزد مقام ریاست‌جمهوری از‌ جانب چندین زن متهم به برقراری تماس بدنی نامناسب شده است: بیش از حد به آن‌ها نزدیک شده، یا بیش‌ازحد و طولانی‌تر از معمول آن‌ها را بغل کرده، و بعضی از آن زنان حس کرده‌اند این کار باعث شده است احساس ناامنی کنند.

در تمام این چهار سناریو، از شرکت‌کنندگان خواسته شد تا فرض کنند که شخص بابت آن حرف یا رفتار عذر‌خواهی کرده است. سپس از شرکت‌کنندگان پرسیده شد این عذر‌خواهی چه تأثیری می‌گذارد: احتمال حمایت شما از این نامزدها بیشتر می‌شود یا کمتر یا تفاوتی نمی‌کند؟

🟥 در تمام این چهار سناریو، درصد کسانی که احتمال حمایتشان از این نامزدها کمتر می‌شود، بیش از کسانی بود که احتمال حمایتشان بیشتر می‌شد. جالب اینجاست که با اینکه پاسخ‌دهندگان به هر‌کدام از این چهار سناریو آدم‌های متفاوتی بودند و آن کردار یا گفتار فرضی هم برای گروه‌های اعتقادی متفاوتی توهین‌آمیز تلقی می‌شد، باز هم الگوها در هر چهار سناریو شباهت‌های بسیاری با هم داشتند.

در سناریوی اول که به ازدواج میان هم‌جنسان بی‌احترامی شده بود، ۳۷درصد گفتند احتمال حمایتشان از آن شخص پس از عذر‌خواهی کمتر می‌شود، ۲۲‌درصد گفتند احتمال حمایتشان بیشتر می‌شود و ۴۱درصد گفتند تغییری نمی‌کند.

در سناریوی دوم و مورد سقط جنین، ۳۶.۵درصد گفتند احتمال حمایتشان از آن شخص پس از عذر‌خواهی کمتر می‌شود، ۲۰درصد گفتند احتمال حمایتشان بیشتر می‌شود و ۴۳.۵درصد گفتند تغییری نمی‌کند.

🟨 در سناریوی سوم و مورد وزیر امور خارجه، ۴۱.۵درصد گفتند احتمال حمایتشان از آن شخص پس از عذر‌خواهی کمتر می‌شود، ۲۳‌درصد گفتند احتمال حمایتشان بیشتر می‌شود و ۳۵.۵درصد گفتند تغییری نمی‌کند.

در سناریوی چهارم و مورد تماس بدنی نامناسب، ۲۹درصد گفتند احتمال حمایتشان از آن شخص پس از عذر‌خواهی کمتر می‌شود، ۲۵درصد گفتند احتمال حمایتشان بیشتر می‌شود و ۴۶درصد گفتند تغییری نمی‌کند.

🟦 پس حتی در موارد متفاوت، عذرخواهی احتمال حمایت از فردی را که گفتار یا رفتار بدی داشته است بیشتر از اینکه افزایش بدهد کاهش می‌دهد. این یافته‌ها هم‌راستا با تحقیق ریچارد هانانیا، پژوهشگر دانشگاه کلمبیا، است که نشان داد عذرخواهیِ آدم‌های مشهور کمکی به حالشان نمی‌کند و شاید حتی کار را بدتر هم بکند.
تحلیل_اجتماعی
@tarbd
بقیه در فرستهٔ بعدی👇
بقیه از فرستهٔ بالا 👆👆
عذر خواهی..

🟩 ولی چرا؟ ارائۀ پاسخی قطعی دشوار است ولی شاید یک دلیلش این باشد که عذرخواهی مانند اعتراف است. خطا را برجسته‌تر می‌کند و باعث می‌شود بقیه به چنین نتیجه‌ای برسند: «تا حالا گمان می‌کردیم عوضیه، ولی الان مطمئنیم عوضیه. خودش هم قبول داره!».

🟨 به همین دلیل است که عذرخواهی ممکن است میزان انزجار مخالفان یک شخصیت مشهور را بیشتر کند. برای آن‌هایی هم که متمایل به آن شخص مشهور هستند، اذعان آن شخص مشهور به خطاکاریْ چیزی به ارزش‌های او اضافه نمی‌کند. حتی شاید نشانی از ضعف قلمداد شود. برای نمونه، دونالد ترامپ را در نظر بگیرید که هیچ علاقه‌ای ندارد برای کارهایش عذرخواهی کند و طرفدارانش هم شیفتۀ این کار او هستند.

🟥 قطعاً این تحقیق هنوز در آغاز راه است. نظر‌سنجی‌هایی هم که ذکرشان رفت نسبتاً کوچک هستند و علی‌رغم تنوع جمعیت‌شناختی گروه‌های حاضر در آن‌ها، بازتاب‌دهندۀ تنوع کل آمریکا نیستند. پرسش‌هایی را نیز بی‌پاسخ می‌گذارند. احتمالاً تأثیر واقعی عذرخواهی طی هفته‌ها و ماه‌های بعد از آن رخ می‌دهد. موضوع و بستر عذرخواهی نیز بی‌شک مهم است. در بعضی موارد، اگر قصدِ فرد آرام‌‌کردن اوضاع باشد، ابراز ندامت صمیمانه نقشی اساسی بازی خواهد کرد.

🟨 سوای از آنکه چه تأثیری داشته باشد، عذرخواهی الزامی اخلاقی است. چه در زندگی روزمره و چه در حیات سیاسی: معذرت‌خواهی می‌تواند نشانی از ادای احترام و اذعان به کرامتِ انسانیِ کسانی باشد که آزار یا توهین دیده‌اند.

🟨 اما نکتۀ اصلی همچنان پابرجاست. عذرخواهی راهبرد خوبی نیست. گاهی هوشمندانه‌تر این است که آن شخص سکوت کند یا موضوع را عوض کند.

(برگرفته از سایت ترجمان)

@tarbd