✅ ظریف: نگاه به شرق زمانی که خود چین نگاهش به غرب است، معنا ندارد
🔻محمدجواد ظریف در کلابهاوس در پاسخ به سوالی درباره اخرین موضع او برای شرکت در انتخابات ریاستجمهوری: آخرین موضع من با اولین موضع من هیچ تفاوتی ندارد. بنده نامزد نیستم.
🔹اگر دوستان گاندوساز اجازه دهند همین کار فعلیمان را انجام دهیم، مخلصشان هم هستیم.
🔹 حتی اگر نگاه به شرق داشته باشیم، تحریم و FATF مانع هستند.
🔹 نگاه به شرق زمانی که خود چین نگاهش به غرب است، معنا ندارد.
🔹همین الان هم مشکلاتی که درباره FATF داریم مانع همکاری ما با روسیه و چین می شود.
🔹روسیه تا پیش از انعقاد برجام هیچ دعوتی از سردار سلیمانی نکرده بود. نخستین دعوت روسیه از شهید سلیمانی مربوط به مردادماه ۱۳۹۴ یعنی چند روز پس از انعقاد برجام بود.
🔹ظریف در پاسخ به رضازاده، نماینده مجلسیازدهم، که پرسید بهتر نبود از سال۹۳ روی شرق سرمایهگذاری میکردید، گفت: من نه به نگاه به شرق اعتقاد دارم و نه نگاه به غرب. معتقدم نگاه ما در سیاست خارجی باید تعاملی و متناسب با همه دنیا باشد.
🔹این چینیها بودند که از سال۹۲ که ما به سر کار آمدیم و درخواست رابطه استراتژیک کردیم تا سال۹۴ به ما پاسخ ندادند؛ چون شرایط قطعنامههای قبلی زمینه را برایشان فراهم نمیکرد.
🔹این یعنی همانقدر برجام برای حل مشکل غرب بود که برای حل مشکل شرق بود.
🔹سیاست خارجی ایران در طول تاریخ شاکله نگاه به شرق نداشته است و باید در مورد آن کار کرد.
🔹اگر امروز به سال۹۲ برمیگشتم، عین همین کار را انجام میدادم. حتما سعی میکردم برجام را به نتیجه برسانم. امروز هم تمام سعی من این است که بر اساس منویات رهبری برجام را زنده کنیم تا مردم یک روز بیشتر تحت تحریم نباشند.
🔻محمدجواد ظریف در کلابهاوس در پاسخ به سوالی درباره اخرین موضع او برای شرکت در انتخابات ریاستجمهوری: آخرین موضع من با اولین موضع من هیچ تفاوتی ندارد. بنده نامزد نیستم.
🔹اگر دوستان گاندوساز اجازه دهند همین کار فعلیمان را انجام دهیم، مخلصشان هم هستیم.
🔹 حتی اگر نگاه به شرق داشته باشیم، تحریم و FATF مانع هستند.
🔹 نگاه به شرق زمانی که خود چین نگاهش به غرب است، معنا ندارد.
🔹همین الان هم مشکلاتی که درباره FATF داریم مانع همکاری ما با روسیه و چین می شود.
🔹روسیه تا پیش از انعقاد برجام هیچ دعوتی از سردار سلیمانی نکرده بود. نخستین دعوت روسیه از شهید سلیمانی مربوط به مردادماه ۱۳۹۴ یعنی چند روز پس از انعقاد برجام بود.
🔹ظریف در پاسخ به رضازاده، نماینده مجلسیازدهم، که پرسید بهتر نبود از سال۹۳ روی شرق سرمایهگذاری میکردید، گفت: من نه به نگاه به شرق اعتقاد دارم و نه نگاه به غرب. معتقدم نگاه ما در سیاست خارجی باید تعاملی و متناسب با همه دنیا باشد.
🔹این چینیها بودند که از سال۹۲ که ما به سر کار آمدیم و درخواست رابطه استراتژیک کردیم تا سال۹۴ به ما پاسخ ندادند؛ چون شرایط قطعنامههای قبلی زمینه را برایشان فراهم نمیکرد.
🔹این یعنی همانقدر برجام برای حل مشکل غرب بود که برای حل مشکل شرق بود.
🔹سیاست خارجی ایران در طول تاریخ شاکله نگاه به شرق نداشته است و باید در مورد آن کار کرد.
🔹اگر امروز به سال۹۲ برمیگشتم، عین همین کار را انجام میدادم. حتما سعی میکردم برجام را به نتیجه برسانم. امروز هم تمام سعی من این است که بر اساس منویات رهبری برجام را زنده کنیم تا مردم یک روز بیشتر تحت تحریم نباشند.
Forwarded from Dr.m Ahmadi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چرخ گردون چه بخندد چه نخندد تو بخند
مشکلی گر سر راه تو ببندد تو بخند
غصهها فانی و باقی همه زنجیر به هم
گر دلت از ستم و غصه برنجد تو بخند
درود
پگاه زیبای بهاریتون به نیکی و شادی
روزتون سراسر شادکامی
مشکلی گر سر راه تو ببندد تو بخند
غصهها فانی و باقی همه زنجیر به هم
گر دلت از ستم و غصه برنجد تو بخند
درود
پگاه زیبای بهاریتون به نیکی و شادی
روزتون سراسر شادکامی
✅😏لطیفههای مردم شوروی
📌📌شوخیهای مردم شوروی، از بهترین لطیفههاییست که مردم یک کشور علیه حکومتهای کمونیستی و دیکتاتوری کشور خود میساختند. این جوکها را نمی شود عادی به شمار آورد، تا جایی که حتی سازمان CIA در آمریکا، برنامهای برای جمعآوری و مکتوب کردن آنها را (در زمان جنگ سرد با شوروی) داشت...
📌«.. لئونید برژنف تقریبا در تمام سخنرانیها صحبت از افقهای روشن در آیندهی شوروی می کرد. مردم شوروی به طنز میگفتند:
شوروی سرزمین افقهای پیشِ روست، اما مشکل اینست که هیچ ساحلی معلوم نیست...»
📌«.. تو شوروی یه نفر رفت ماشین ثبتنام کنه.
بهش گفتن برو ده سال دیگه بیا تحویلت میدیم.
طرف گفت: صبحش بیام یا عصر؟
یارو گفت: ١٠ سال دیگه چه فرقی برات میکنه؟
طرف گفت: آخه صبحش قرار گذاشتیم لولهکش بیاد...»
📌«.. یکی از معروفترین جوکهای شوروی این بود:
معلم از دانشآموزان امتحان ریاضی گرفت
+۲ ضربدر ۲ چند میشه؟
_هرچی که رهبرمان استالین بگه.
دانشآموز قبول شد...»
📌«.. یه نفر رو تو شوروی میندازن زندان.
بقیه زندانیها ازش میپرسن حُکمت چند ساله؟
زندانی: ۱۰ سال!
بقیه زندانیها: مگه چکار کردی؟
زندانی: هیچ کاری نکردم.
بقیه زندانیها: اه، دروغ نگو، همه میدونن حُکم هیچ کاری نکردن یعنی تشویش اذهان عمومی و مخل امنیت که اونم فقط ۷ ساله...»
📌«.. یه روزنامهی آمریکایی گزارش داد که پزشکان شوروی موفق شدهاند که دندان یک بیمار را از راه بینیاش بیرون بکشند...
روز بعد همه از روزنامه پرسیدند که چگونه امکانپذیره؟
روزنامه جواب داد: آنها مجبورند از راه بینی دندان بیمار رو بیرون بکشند، چون در شوروی هیچکس حق ندارد دهانش را باز کند..»
📌«.. سوال: چرا شوروی آدم به ماه نمیفرسته؟
پاسخ: چون میترسن دیگه نخواد برگرده..»
📌تو یه جلسه خصوصی از لنین پرسیدن: چه آیندهای رو برای انقلاب کمونیستی پیشبینی میکنی؟
لنین گفت: بالاخره در آینده میتونیم به مرحلهای برسیم، که همهچیز تو مغازههامون باشه، درست مثل دوران شاه قبلی..»
📌«.. استالین حین شنا تو یه دریاچه، یهو غرق میشه...
یه روستایی که از اونجا رد میشده، سریع میپره تو آب و نجاتش میده..
استالین خوشحال میشه و بهش میگه:
تو الان استالین رو نجات دادی قهرمان، چی میخوای بهت بدم..
روستایی که میفهمه کی رو نجات داده: تو رو خدا فقط به هیچکی نگو کی نجاتت داده..»
📌«.. یه مومیایی تو مصر پیدا میشه.
برای تعیین هویت میبرنش شوروی.
بعد از نیم ساعت افسر KGB (پلیس مخفی شوروی) از اطاق میاد بیرون و میگه:
این آمن هوتپ سوم بوده که وقتی زنش بهش خیانت کرد و اینم فهمید، معشوقه زنش اومد و کشتش.
مصریها با تعجب میگن: چطوری فهمیدی؟
مامور KGB: خود مومیایی در اعترافات اجباری به هم گفت...»
📌«.. این زمستون اینقدر سرده، که برای اولین بار دیدم یه کمونیست دست تو جیب خودش کرد..»
@tarbd
✅😏لطیفههای مردم شوروی
📌📌شوخیهای مردم شوروی، از بهترین لطیفههاییست که مردم یک کشور علیه حکومتهای کمونیستی و دیکتاتوری کشور خود میساختند. این جوکها را نمی شود عادی به شمار آورد، تا جایی که حتی سازمان CIA در آمریکا، برنامهای برای جمعآوری و مکتوب کردن آنها را (در زمان جنگ سرد با شوروی) داشت...
📌«.. لئونید برژنف تقریبا در تمام سخنرانیها صحبت از افقهای روشن در آیندهی شوروی می کرد. مردم شوروی به طنز میگفتند:
شوروی سرزمین افقهای پیشِ روست، اما مشکل اینست که هیچ ساحلی معلوم نیست...»
📌«.. تو شوروی یه نفر رفت ماشین ثبتنام کنه.
بهش گفتن برو ده سال دیگه بیا تحویلت میدیم.
طرف گفت: صبحش بیام یا عصر؟
یارو گفت: ١٠ سال دیگه چه فرقی برات میکنه؟
طرف گفت: آخه صبحش قرار گذاشتیم لولهکش بیاد...»
📌«.. یکی از معروفترین جوکهای شوروی این بود:
معلم از دانشآموزان امتحان ریاضی گرفت
+۲ ضربدر ۲ چند میشه؟
_هرچی که رهبرمان استالین بگه.
دانشآموز قبول شد...»
📌«.. یه نفر رو تو شوروی میندازن زندان.
بقیه زندانیها ازش میپرسن حُکمت چند ساله؟
زندانی: ۱۰ سال!
بقیه زندانیها: مگه چکار کردی؟
زندانی: هیچ کاری نکردم.
بقیه زندانیها: اه، دروغ نگو، همه میدونن حُکم هیچ کاری نکردن یعنی تشویش اذهان عمومی و مخل امنیت که اونم فقط ۷ ساله...»
📌«.. یه روزنامهی آمریکایی گزارش داد که پزشکان شوروی موفق شدهاند که دندان یک بیمار را از راه بینیاش بیرون بکشند...
روز بعد همه از روزنامه پرسیدند که چگونه امکانپذیره؟
روزنامه جواب داد: آنها مجبورند از راه بینی دندان بیمار رو بیرون بکشند، چون در شوروی هیچکس حق ندارد دهانش را باز کند..»
📌«.. سوال: چرا شوروی آدم به ماه نمیفرسته؟
پاسخ: چون میترسن دیگه نخواد برگرده..»
📌تو یه جلسه خصوصی از لنین پرسیدن: چه آیندهای رو برای انقلاب کمونیستی پیشبینی میکنی؟
لنین گفت: بالاخره در آینده میتونیم به مرحلهای برسیم، که همهچیز تو مغازههامون باشه، درست مثل دوران شاه قبلی..»
📌«.. استالین حین شنا تو یه دریاچه، یهو غرق میشه...
یه روستایی که از اونجا رد میشده، سریع میپره تو آب و نجاتش میده..
استالین خوشحال میشه و بهش میگه:
تو الان استالین رو نجات دادی قهرمان، چی میخوای بهت بدم..
روستایی که میفهمه کی رو نجات داده: تو رو خدا فقط به هیچکی نگو کی نجاتت داده..»
📌«.. یه مومیایی تو مصر پیدا میشه.
برای تعیین هویت میبرنش شوروی.
بعد از نیم ساعت افسر KGB (پلیس مخفی شوروی) از اطاق میاد بیرون و میگه:
این آمن هوتپ سوم بوده که وقتی زنش بهش خیانت کرد و اینم فهمید، معشوقه زنش اومد و کشتش.
مصریها با تعجب میگن: چطوری فهمیدی؟
مامور KGB: خود مومیایی در اعترافات اجباری به هم گفت...»
📌«.. این زمستون اینقدر سرده، که برای اولین بار دیدم یه کمونیست دست تو جیب خودش کرد..»
@tarbd
Forwarded from اتچ بات
💠🌀💠🌀💠🌀💠🌀💠🌀💠🌀💠🌀
از زبان مولای متّقیان ، علی ابن ابیطالب علیه السّلام 🍃🌷🍃
من کجا هستم؟ حقیقت من کجاست؟ شما مرا از من گرفتید!
حقیقت من کجاست؟
روزگاری ساکن شهری بودم؛
اینک قرنهاست سرگشته بیابان خضر الیاسم!
شما!
شما مرا از من گرفتید. شما خیالات خود را به من چسباندید. خون از شمشیرم چکاندید و سرهای دشمنان به تیغ ذوالفقارم بریدید!
قلعهگیر و خندقگذار و معجزهسازم کردید!
شما مرا شاه مردان و شیر خدا گفتید!
از زمینم به چهارم آسمان بردید! به خدایی رساندید! پدر خاک و خون خدا خواندید!
دَرِ شهر علمم خواندید و از آن به درون نرفتید!
شما...
شما با من چه کردید؟
وای بر آنکه برده کند و آنکه بردگی خواهد!
وای بر آنکه نام و خون کسی را نان و آب خود کند!
شما!
شما با من چه کردید؟
سوگند خوردید به فرق شکافتهء من برای رواج سکّههای قلبتان! به ذوالفقار خون چکان برای کشتن زندگی!
و اشک ریختید بر مظلومیت من، تا ساده دلان را کیسه تهی کنید!
ای شما....ای طبلی از شکم ساخته، قناعت به دیگران آموختی تا شکم بینباری!
ای رگ گردن برآورده، گردن زدن آیین کردی که گردنت نزنند!
ای بالا نشین! که حیا فکندی، دور نیست که افکنده شوی!
و ای ستمبَر که در مظلومیت خویش پنهانی! تا کی ثنای ستمگر؟
و تو ای سوار بر رهوار ، تو بر سینه و سر زدی اگر کسی میدیدی، تا رکابت گیرند؛
و چون بر زین نشستی، بر پیادگان خندیدی!
ای زادهء دروغ و بالیده در ریا!
به شمار بارهایی که به نامم سوگند میخوری، برای فریفتن خویش و دیگری و من و خدا...به همان شمار که دانستم و به رویت نیاوردم؛ شرمی از فردا کن که آینه روبرویت گیرند. ذوالفقار این است و نه تیغ دو دم!
شما با من چه کردید؟
ای شما که دوستداران منید!
من کجا هستم؟ بر صحنه شما، حقیقت من کجاست؟
حذفم میکنید به خاطر نیکیهایم؛
و با من، نیکی را حذف میکنید!
آری! نیکی بر صحنههای شما مرده... و اگر قاتل نیک مردی بودم، مرا بر صحنه نشان میدادید! شما که دوستداران منید، با من چنین کنید؛ دشمنانم با من چه باید بکنند؟
شما با من چه کردید؟
بزرگم کردید تا حذفم کنید! راستی که من انسان بودم، پیش از آنکه به آسمانِ برین برانیدم!
و چنین است که صحنه ها از ابن ملجم پر است و از علی خالی!
شما که دوستداران منید، با من چنین کنید؛ دشمنانم چه باید بکنند؟
📽 #مجلس_ضربت_زدن
✍#بهرام_بیضایی
@tarbd
"تاریخ تنها مزرعه ایست که در آن هیچ دانهء سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://t.me/tarbd
از زبان مولای متّقیان ، علی ابن ابیطالب علیه السّلام 🍃🌷🍃
من کجا هستم؟ حقیقت من کجاست؟ شما مرا از من گرفتید!
حقیقت من کجاست؟
روزگاری ساکن شهری بودم؛
اینک قرنهاست سرگشته بیابان خضر الیاسم!
شما!
شما مرا از من گرفتید. شما خیالات خود را به من چسباندید. خون از شمشیرم چکاندید و سرهای دشمنان به تیغ ذوالفقارم بریدید!
قلعهگیر و خندقگذار و معجزهسازم کردید!
شما مرا شاه مردان و شیر خدا گفتید!
از زمینم به چهارم آسمان بردید! به خدایی رساندید! پدر خاک و خون خدا خواندید!
دَرِ شهر علمم خواندید و از آن به درون نرفتید!
شما...
شما با من چه کردید؟
وای بر آنکه برده کند و آنکه بردگی خواهد!
وای بر آنکه نام و خون کسی را نان و آب خود کند!
شما!
شما با من چه کردید؟
سوگند خوردید به فرق شکافتهء من برای رواج سکّههای قلبتان! به ذوالفقار خون چکان برای کشتن زندگی!
و اشک ریختید بر مظلومیت من، تا ساده دلان را کیسه تهی کنید!
ای شما....ای طبلی از شکم ساخته، قناعت به دیگران آموختی تا شکم بینباری!
ای رگ گردن برآورده، گردن زدن آیین کردی که گردنت نزنند!
ای بالا نشین! که حیا فکندی، دور نیست که افکنده شوی!
و ای ستمبَر که در مظلومیت خویش پنهانی! تا کی ثنای ستمگر؟
و تو ای سوار بر رهوار ، تو بر سینه و سر زدی اگر کسی میدیدی، تا رکابت گیرند؛
و چون بر زین نشستی، بر پیادگان خندیدی!
ای زادهء دروغ و بالیده در ریا!
به شمار بارهایی که به نامم سوگند میخوری، برای فریفتن خویش و دیگری و من و خدا...به همان شمار که دانستم و به رویت نیاوردم؛ شرمی از فردا کن که آینه روبرویت گیرند. ذوالفقار این است و نه تیغ دو دم!
شما با من چه کردید؟
ای شما که دوستداران منید!
من کجا هستم؟ بر صحنه شما، حقیقت من کجاست؟
حذفم میکنید به خاطر نیکیهایم؛
و با من، نیکی را حذف میکنید!
آری! نیکی بر صحنههای شما مرده... و اگر قاتل نیک مردی بودم، مرا بر صحنه نشان میدادید! شما که دوستداران منید، با من چنین کنید؛ دشمنانم با من چه باید بکنند؟
شما با من چه کردید؟
بزرگم کردید تا حذفم کنید! راستی که من انسان بودم، پیش از آنکه به آسمانِ برین برانیدم!
و چنین است که صحنه ها از ابن ملجم پر است و از علی خالی!
شما که دوستداران منید، با من چنین کنید؛ دشمنانم چه باید بکنند؟
📽 #مجلس_ضربت_زدن
✍#بهرام_بیضایی
@tarbd
"تاریخ تنها مزرعه ایست که در آن هیچ دانهء سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://t.me/tarbd
Telegram
attach 📎
Forwarded from Deleted Account
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🏝 ساحل کمیاب در ایران
سواحل بندر مقام در استان هرمزگان، جزو سواحل شگفتانگیز و رویایی ایرانه که با تمام ساحلهایی که تاکنون دیدید فرق میکنه.
این سواحل با زیبایی بینظیر و منظره تماشایی که دارند یکی از فضاهای رویایی این استان محسوب میشن که در هر زمان از روز و شب زیبایی شگفت انگیزی دارند.
برای بازدید از این سواحل میتونید اول به بندر عباس برید، سپس با طی کردن حدود ۱۸۰ کیلومتر به بندر لنگه رفته و سپس به سمت بندر مقام حرکت کنید. همچنین از عسلویه میتونید به سمت این ساحل حرکت کنید.
بهترین زمان سفر به این منطقه هم پاییز و زمستونه.
💢گروه عاشقان طبیعت💢
سواحل بندر مقام در استان هرمزگان، جزو سواحل شگفتانگیز و رویایی ایرانه که با تمام ساحلهایی که تاکنون دیدید فرق میکنه.
این سواحل با زیبایی بینظیر و منظره تماشایی که دارند یکی از فضاهای رویایی این استان محسوب میشن که در هر زمان از روز و شب زیبایی شگفت انگیزی دارند.
برای بازدید از این سواحل میتونید اول به بندر عباس برید، سپس با طی کردن حدود ۱۸۰ کیلومتر به بندر لنگه رفته و سپس به سمت بندر مقام حرکت کنید. همچنین از عسلویه میتونید به سمت این ساحل حرکت کنید.
بهترین زمان سفر به این منطقه هم پاییز و زمستونه.
💢گروه عاشقان طبیعت💢
Forwarded from MiLAD
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اینجا روستای پلکانی زیبای ماسوله شهرستان فومن استان گیلان
💚
💚
📙 اولین قرارداد کشف آثار باستانی در ایران
▪️ نـخستین گام بـرای رسـیدن بـه آثـار تمدن ایران را فـرانسویها برداشتند. آنها با ورود به ایران و انعقاد قراردادهای متعدد، امتیازهای زیـادی برای باستان شناسی در ایران کـسب کردند.
▪️ در سال ١٨٩٤ میلادی رنـه دو بــالوا، وزیـر مـختـار و ســفیر فرانسه موفق می شود قراردادی را با ناصرالدین شاه قاجـار منعقـد کنـد و بـر اسـاس آن ، امتیاز انحصاری تحقیقات بـاستان شـناسی در سراسر ایران را به دست آورد. بر اساس ایـن قرارداد، فرانسویها حفاریهای خود را در شوش آغاز مـی کنند .
▪️در دوره مـظفرالدین شاه نیز پـس از سـفر شـاه بـه پـاریس در سـال ١٩٠٠ مـیلادی قرارداد دیگری میان ایران و فرانسه منعقد مـی شود. به استناد ایـن قرارداد، کلیۀ اشیاء مکشوف در شوش به فرانسه تعلق میگیرد و دولت فرانسه فـقط بهای وزن فلزات قیمتی مـثل طـلا و نقره را که طی حفریات کشف می شـود، بـه خزانه دولـت شاهنشاهی خواهد پرداخت و در مورد سایر نـواحی ایـران ، نیمـی از اشـیاء مکشـوف بـه دولت شاه و نیم دیگر به دولت فرانسه تعلق دارد .
❇️کافه تاریخ
@tarbd
▪️ نـخستین گام بـرای رسـیدن بـه آثـار تمدن ایران را فـرانسویها برداشتند. آنها با ورود به ایران و انعقاد قراردادهای متعدد، امتیازهای زیـادی برای باستان شناسی در ایران کـسب کردند.
▪️ در سال ١٨٩٤ میلادی رنـه دو بــالوا، وزیـر مـختـار و ســفیر فرانسه موفق می شود قراردادی را با ناصرالدین شاه قاجـار منعقـد کنـد و بـر اسـاس آن ، امتیاز انحصاری تحقیقات بـاستان شـناسی در سراسر ایران را به دست آورد. بر اساس ایـن قرارداد، فرانسویها حفاریهای خود را در شوش آغاز مـی کنند .
▪️در دوره مـظفرالدین شاه نیز پـس از سـفر شـاه بـه پـاریس در سـال ١٩٠٠ مـیلادی قرارداد دیگری میان ایران و فرانسه منعقد مـی شود. به استناد ایـن قرارداد، کلیۀ اشیاء مکشوف در شوش به فرانسه تعلق میگیرد و دولت فرانسه فـقط بهای وزن فلزات قیمتی مـثل طـلا و نقره را که طی حفریات کشف می شـود، بـه خزانه دولـت شاهنشاهی خواهد پرداخت و در مورد سایر نـواحی ایـران ، نیمـی از اشـیاء مکشـوف بـه دولت شاه و نیم دیگر به دولت فرانسه تعلق دارد .
❇️کافه تاریخ
@tarbd
یک دیدگاه:
🔵🔴چین یک ملت تاجر
A trading nation
✍️ دکتر محمد طبیبیان/اقتصاددان
من در این بحث کاری به مسائل سیاسی ندارم، صرفاً بحث تخصصی اقتصاد است.
یکم، در امر اقتصاد، چینی ها خودشان را یک ملت تاجر معرفی می کنند.
در مقدمه خاطره ای را بگویم. بیش از بیست سال پیش برای شرکت در یک سمینار حرفه ای با چند همکار به چین رفته بودیم. در آن سمینار دویست نفری از کشور های مختلف شرکت کرده بودند. از برنامه های سیاحتی یکی این بود که روزی میزبان این گروه را به بازدید از یک معبد بودایی مهم برد. در آنجا یک سالن بزرگ طولانی بود که در دو طرف مجسمه های متعدد بودا با ارتفاع شاید بیش از ده متر قرار داشت.
چیزی که توجه من را جلب کرد این بود که در پای مجسمه ها تعدادی تسبیح عقیق قرار داشت. از راهنما پرسیدم آیا این تسبیح ها برای فروش است؟ او گفت نمی داند و می پرسد و به من اطلاع می دهد ( البته بعداً فهمیدم مانند نذورات ما افرادی آن ها را به مجسمه مورد علاقه خود اهدا کرده اند).
آن معبد از این گروه پرجمعیت در سالن ناهار خوری بزرگ و با شکوهی برای نهار با غذا های گیاهی شگفت انگیز پذیرایی کرد. من هم با همکاران در انتهای سالن دور یک میز نشسته بودیم.
نا گهان فردی آمد و به من گفت دم در با شما کار دارند. با تعجب به بیرون سالن رفتم خانم جوان آراسته و با لباس منظم اداری ایستاده بود با یک سینی در دست. در داخل سینی جعبه های کوچک با رنگ و روی جالب قرار داشت. به انگلیسی از او پرسیدم با من چکار دارد. انگلیسی نمی دانست همچنان در سکوت سینی را به طرف من نگه داشته بود. با تردید یکی از جعبه ها را بر داشتم و باز کردم . یک تسبیح عقیق نفیس در آن بود. بلا فاصله خانم به زبان آمد twenty dollars جعبه دیگری را بر داشتم باز کردم یک تسبیح بزرگتر بود و خانم گفت thirty dollars جعبه دیگر تسبیح عقیق کبود بود و خانم گفت fifty dollars فهمیدم برای فروش تسبیح آمده.
به ناچار دو تسبیح خریدم یکی برای خودم دیگری برای دوستی به عنوان سوقات. هنوز بعد از بیش از بیست سال بند تسبیح پاره نشده. علت نوشتن این متن هم این بود که چند روز پیش تسبیح را مجدداً دیدم.
در آن روز به حیرت بودم که از یک فرصت برای فروش تسبیح به یک ره گذر در یک معبد هم نمی گذرند! فهمیدم trading nation به چه معنی است. از سر هیچ نوع منافعی نمی گذرند، درست هم عمل می کنند کارشان هم منطقی است.
دوم، فرض کنید شما فردی هستید در محلی زندگی می کنید که روابط خودتان را با همه مغازه داران محل، به جز دو مغازه، به شدت تیره کرده اید به نحوی که به جز همین دو تا دُکان بقیه با شما معامله نمی کنند. استراتژی بهینه معقول این دو دکان در ارتباط با شما چیست؟ چون شما را در تنگنا می بینند بنجل ترین کالا ها را برای شما کنار می گذارند و به بالا ترین قیمت هم می فروشند، با بی ادبانه ترین شکل هم بر خورد می کنند. در تجارت رفاقت معنی ندارد. از قدیم گفته اند “برادری به جای خود قیمت بُزَ ک سیصنار”. یک ملت کاسب چنین عمل می کند( به جز قسمت بی ادبی که ممکن است آن هم باشد). درست هم عمل می کنند کارشان هم منطقی است.
سوم، وارد قرار داد یا تفاهم یا موافقت نامه با یکی از این دو دکان می شوید، بلند مدت. چشم بسته اگر کسانی بگویند یحتمل این قرار داد به چه طرف خمیده تعجب نکنید. اقتصاد دانان می گویند در هر معامله داوطلبانه منافعی وجود دارد که بین دو طرف تقسیم می شود. و تحت شرایط خاصی هر تخصیصی بر روی کانون این بده بستان، بهینه پارتو است. نظریه بازی ها هم می گوید آن طرفی که قدرت چانه زنی کمتری دارد( که طرف مقابل را از رقابت بی خیال کرده و خود را در گوشه قرار داده) از این تجارت کمتر از طرف دیگر بهرمند می شود، تا حد صفر.
چهارم، بزرگوار مقامی گفتند که طرف قرار داد یا تفاهم نامه نمی خواهد متن آن منتشر شود.
اخلاق شکاک می گوید که چیزی برای پنهان کردن وجود دارد. وقتی دو طرف قدرت چانه زنی متوازن ندارند این پنهان کاری به نفع کدام طرف است؟ البته این امور فی امور حکومت است به مردم مربوط نیست! ما فقط امید واریم روزی که پرده بر افتاد برای این توافق دست بزنیم.
t.me/bestdiplomacy
🔵🔴چین یک ملت تاجر
A trading nation
✍️ دکتر محمد طبیبیان/اقتصاددان
من در این بحث کاری به مسائل سیاسی ندارم، صرفاً بحث تخصصی اقتصاد است.
یکم، در امر اقتصاد، چینی ها خودشان را یک ملت تاجر معرفی می کنند.
در مقدمه خاطره ای را بگویم. بیش از بیست سال پیش برای شرکت در یک سمینار حرفه ای با چند همکار به چین رفته بودیم. در آن سمینار دویست نفری از کشور های مختلف شرکت کرده بودند. از برنامه های سیاحتی یکی این بود که روزی میزبان این گروه را به بازدید از یک معبد بودایی مهم برد. در آنجا یک سالن بزرگ طولانی بود که در دو طرف مجسمه های متعدد بودا با ارتفاع شاید بیش از ده متر قرار داشت.
چیزی که توجه من را جلب کرد این بود که در پای مجسمه ها تعدادی تسبیح عقیق قرار داشت. از راهنما پرسیدم آیا این تسبیح ها برای فروش است؟ او گفت نمی داند و می پرسد و به من اطلاع می دهد ( البته بعداً فهمیدم مانند نذورات ما افرادی آن ها را به مجسمه مورد علاقه خود اهدا کرده اند).
آن معبد از این گروه پرجمعیت در سالن ناهار خوری بزرگ و با شکوهی برای نهار با غذا های گیاهی شگفت انگیز پذیرایی کرد. من هم با همکاران در انتهای سالن دور یک میز نشسته بودیم.
نا گهان فردی آمد و به من گفت دم در با شما کار دارند. با تعجب به بیرون سالن رفتم خانم جوان آراسته و با لباس منظم اداری ایستاده بود با یک سینی در دست. در داخل سینی جعبه های کوچک با رنگ و روی جالب قرار داشت. به انگلیسی از او پرسیدم با من چکار دارد. انگلیسی نمی دانست همچنان در سکوت سینی را به طرف من نگه داشته بود. با تردید یکی از جعبه ها را بر داشتم و باز کردم . یک تسبیح عقیق نفیس در آن بود. بلا فاصله خانم به زبان آمد twenty dollars جعبه دیگری را بر داشتم باز کردم یک تسبیح بزرگتر بود و خانم گفت thirty dollars جعبه دیگر تسبیح عقیق کبود بود و خانم گفت fifty dollars فهمیدم برای فروش تسبیح آمده.
به ناچار دو تسبیح خریدم یکی برای خودم دیگری برای دوستی به عنوان سوقات. هنوز بعد از بیش از بیست سال بند تسبیح پاره نشده. علت نوشتن این متن هم این بود که چند روز پیش تسبیح را مجدداً دیدم.
در آن روز به حیرت بودم که از یک فرصت برای فروش تسبیح به یک ره گذر در یک معبد هم نمی گذرند! فهمیدم trading nation به چه معنی است. از سر هیچ نوع منافعی نمی گذرند، درست هم عمل می کنند کارشان هم منطقی است.
دوم، فرض کنید شما فردی هستید در محلی زندگی می کنید که روابط خودتان را با همه مغازه داران محل، به جز دو مغازه، به شدت تیره کرده اید به نحوی که به جز همین دو تا دُکان بقیه با شما معامله نمی کنند. استراتژی بهینه معقول این دو دکان در ارتباط با شما چیست؟ چون شما را در تنگنا می بینند بنجل ترین کالا ها را برای شما کنار می گذارند و به بالا ترین قیمت هم می فروشند، با بی ادبانه ترین شکل هم بر خورد می کنند. در تجارت رفاقت معنی ندارد. از قدیم گفته اند “برادری به جای خود قیمت بُزَ ک سیصنار”. یک ملت کاسب چنین عمل می کند( به جز قسمت بی ادبی که ممکن است آن هم باشد). درست هم عمل می کنند کارشان هم منطقی است.
سوم، وارد قرار داد یا تفاهم یا موافقت نامه با یکی از این دو دکان می شوید، بلند مدت. چشم بسته اگر کسانی بگویند یحتمل این قرار داد به چه طرف خمیده تعجب نکنید. اقتصاد دانان می گویند در هر معامله داوطلبانه منافعی وجود دارد که بین دو طرف تقسیم می شود. و تحت شرایط خاصی هر تخصیصی بر روی کانون این بده بستان، بهینه پارتو است. نظریه بازی ها هم می گوید آن طرفی که قدرت چانه زنی کمتری دارد( که طرف مقابل را از رقابت بی خیال کرده و خود را در گوشه قرار داده) از این تجارت کمتر از طرف دیگر بهرمند می شود، تا حد صفر.
چهارم، بزرگوار مقامی گفتند که طرف قرار داد یا تفاهم نامه نمی خواهد متن آن منتشر شود.
اخلاق شکاک می گوید که چیزی برای پنهان کردن وجود دارد. وقتی دو طرف قدرت چانه زنی متوازن ندارند این پنهان کاری به نفع کدام طرف است؟ البته این امور فی امور حکومت است به مردم مربوط نیست! ما فقط امید واریم روزی که پرده بر افتاد برای این توافق دست بزنیم.
t.me/bestdiplomacy
Telegram
دیپلماسی
MA International relations
Visiting Lecturer of Political Science
Instagram.com/diplomacy_cha
بهترین تحلیلهای سیاسی،اقتصادی،اجتماعی
Visiting Lecturer of Political Science
Instagram.com/diplomacy_cha
بهترین تحلیلهای سیاسی،اقتصادی،اجتماعی
نخستین جواز طبابت
نام پزشک : #علیمحمدمیبری
سال صدور : ۱۳۰۸
نکته جالب توجه این تصویر این است که در دو طرف جواز تصاویر #بوعلی_سینا و #محمدزکریای_رازی به چشم می خورد.
@tarbd
"تاریخ تنها مزرعه ایست که در آن هیچ دانهء سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://t.me/tarbd
نام پزشک : #علیمحمدمیبری
سال صدور : ۱۳۰۸
نکته جالب توجه این تصویر این است که در دو طرف جواز تصاویر #بوعلی_سینا و #محمدزکریای_رازی به چشم می خورد.
@tarbd
"تاریخ تنها مزرعه ایست که در آن هیچ دانهء سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://t.me/tarbd
✅شیخ حسن جوری میگوید:
درسالی که گذارم به جندیشاپور افتاد، سخنی از "محمد مهتاب" شنیدم که تا گور بر من تازیانه میزند.
دیدمش که زیر آفتاب تموز نشسته، نخ میریسد و ترانه زمزمه میکند. گفتم:
- ای مرد خدا، مرا عاشقی بیاموز تا خدا را همچون عاشقان عبادت کنم. محمد مهتاب گفت:
-نخست بگو آیا هرگز خطی خوش، تو را مدهوش کرده است؟
گفتم: نه.
گفت: هرگز شکفتن گلی در باغچۀ خانهات تو را از غصههای بیشمار فارغ کرده است؟
گفتم: نه.
گفت: هرگز صدایی خوش و دلربا، تو را به وجد آورده است؟
گفتم: نه.
گفت: هرگز صورتی زیبا تو را چندان دگرگون کرده است که راه از چاه ندانی؟
گفتم: نه.
گفت: هرگز زیر نمنم باران، آواز خواندهای؟
گفتم: نه.
گفت: هرگز به آسمان نگریستهای به انتظار برف، تا آن را بر صورت خویش مالی و گرمای درون فرو نشانی؟
گفتم: نه.
گفت: هرگز خندۀ کودکی نازنین، تو را به خلسۀ شوق برده است؟
گفتم: نه.
گفت: هرگز غزلی یا بیتی یا سخنی فصیح، چندان تو را بیخود کرده است که اگر نشستهای برخیزی و اگر ایستادهای بنشینی؟
گفتم: نه.
گفت: هرگز زلالی آب یا بلندی سرو یا نرمی گلبرگ یا کوشش مورچهای، اشک شوق ازدیدۀ توسرازیرکرده است؟
گفتم: نه.
گفت: هرگز شده است که بخندی چون دیگری خندان بوده اند؛ و بگریی چون دیگری گریان بود؟
گفتم: نه.
گفت: هرگز بر سیبی یا اناری، بیش از زمانی که به خوردن آن صرف میکنی، چشم دوختهای؟
گفتم: نه. گفت:
هرگز عاشق کتابی یا نقشی یا نگاری یا آموزگاری شدهای؟
گفتم: نه.
گفت: هرگز دست بر روی خویش کشیدهای و بر زیبایی و حسن رویت که نعمت خالق است؛ اندیشه کرده ای؟
گفتم: نه.
گفت: از من دور شو ، که سنگی را میتوان عاشقی آموخت، اما تو را نه....!
@tarbd
درسالی که گذارم به جندیشاپور افتاد، سخنی از "محمد مهتاب" شنیدم که تا گور بر من تازیانه میزند.
دیدمش که زیر آفتاب تموز نشسته، نخ میریسد و ترانه زمزمه میکند. گفتم:
- ای مرد خدا، مرا عاشقی بیاموز تا خدا را همچون عاشقان عبادت کنم. محمد مهتاب گفت:
-نخست بگو آیا هرگز خطی خوش، تو را مدهوش کرده است؟
گفتم: نه.
گفت: هرگز شکفتن گلی در باغچۀ خانهات تو را از غصههای بیشمار فارغ کرده است؟
گفتم: نه.
گفت: هرگز صدایی خوش و دلربا، تو را به وجد آورده است؟
گفتم: نه.
گفت: هرگز صورتی زیبا تو را چندان دگرگون کرده است که راه از چاه ندانی؟
گفتم: نه.
گفت: هرگز زیر نمنم باران، آواز خواندهای؟
گفتم: نه.
گفت: هرگز به آسمان نگریستهای به انتظار برف، تا آن را بر صورت خویش مالی و گرمای درون فرو نشانی؟
گفتم: نه.
گفت: هرگز خندۀ کودکی نازنین، تو را به خلسۀ شوق برده است؟
گفتم: نه.
گفت: هرگز غزلی یا بیتی یا سخنی فصیح، چندان تو را بیخود کرده است که اگر نشستهای برخیزی و اگر ایستادهای بنشینی؟
گفتم: نه.
گفت: هرگز زلالی آب یا بلندی سرو یا نرمی گلبرگ یا کوشش مورچهای، اشک شوق ازدیدۀ توسرازیرکرده است؟
گفتم: نه.
گفت: هرگز شده است که بخندی چون دیگری خندان بوده اند؛ و بگریی چون دیگری گریان بود؟
گفتم: نه.
گفت: هرگز بر سیبی یا اناری، بیش از زمانی که به خوردن آن صرف میکنی، چشم دوختهای؟
گفتم: نه. گفت:
هرگز عاشق کتابی یا نقشی یا نگاری یا آموزگاری شدهای؟
گفتم: نه.
گفت: هرگز دست بر روی خویش کشیدهای و بر زیبایی و حسن رویت که نعمت خالق است؛ اندیشه کرده ای؟
گفتم: نه.
گفت: از من دور شو ، که سنگی را میتوان عاشقی آموخت، اما تو را نه....!
@tarbd
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صبح ها باید
صندوقچه امید را باز کرد
و با همتی بلند
پازلِ خوشبختی را کامل کرد
صبح، یعنی آغاز
و آغاز یعنی
لبخندهایی از تهِ دل
درود
پگاه زیبای دوشنبه تون به نیکی و شادی
لبخندهاتون از تهِ دل🌺
@tarbd
صندوقچه امید را باز کرد
و با همتی بلند
پازلِ خوشبختی را کامل کرد
صبح، یعنی آغاز
و آغاز یعنی
لبخندهایی از تهِ دل
درود
پگاه زیبای دوشنبه تون به نیکی و شادی
لبخندهاتون از تهِ دل🌺
@tarbd
📌📌پخش مستند اصفهان به روایت دکتر کیوان
امشب ساعت نه شب در شبکه مستند، فیلم مستند "گوشه های اصفهان "پخش می شود. بخش هایی از این مستند به روایت دکتر کیوان است.
انجمن معلمان تاریخ استان اصفهان
@tarbd
امشب ساعت نه شب در شبکه مستند، فیلم مستند "گوشه های اصفهان "پخش می شود. بخش هایی از این مستند به روایت دکتر کیوان است.
انجمن معلمان تاریخ استان اصفهان
@tarbd
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تنگه اسرار آمیز هایقر که به گرند کنیون ایران معروف است. گرند کنیون یکی از زیباترین دره های جهان به شمار می رود. این جاذبه ی دیدنی در ایالات متحده قرار دارد.
تنگه هایقر در سی و پنج کیلومتری جنوب فیروزآباد به چشم می خورد.
همچون سرسرایی طبیعی بین دو سوی کوه فاصله انداخته است تا بستری باشد برای رودخانه ی قره آقاج، که از میانش می گذرد. عمق این دره به چهارصدو پنجاه متر می رسد و طول آن، بین هشت تا چهارده کیلومتر میباشد.
بهترین زمان سفر
استان فارس با توجه به اقلیم گرم و خشکی که دارد تقریبا در تمام فصول سال امکان سفر به آن مهیا است.
اما در اوخر زمستان و اوایل فصل بهار تنگه هایقر شرایط مساعدتری برای سفر خواهد داشت.
در فصل بهار هایقر از نظر زیبایی پوشش گیاهی بی نظیر می شود، و در فصل تابستان بهترین شرایط برای تفریحات آبی را دارا میباشد.
ایران،استان فارس،کیلومتر سی و پنج جنوب شهرشتان فیروز آباد.
#tabiaat_bekr_irann
@tarbd
تنگه هایقر در سی و پنج کیلومتری جنوب فیروزآباد به چشم می خورد.
همچون سرسرایی طبیعی بین دو سوی کوه فاصله انداخته است تا بستری باشد برای رودخانه ی قره آقاج، که از میانش می گذرد. عمق این دره به چهارصدو پنجاه متر می رسد و طول آن، بین هشت تا چهارده کیلومتر میباشد.
بهترین زمان سفر
استان فارس با توجه به اقلیم گرم و خشکی که دارد تقریبا در تمام فصول سال امکان سفر به آن مهیا است.
اما در اوخر زمستان و اوایل فصل بهار تنگه هایقر شرایط مساعدتری برای سفر خواهد داشت.
در فصل بهار هایقر از نظر زیبایی پوشش گیاهی بی نظیر می شود، و در فصل تابستان بهترین شرایط برای تفریحات آبی را دارا میباشد.
ایران،استان فارس،کیلومتر سی و پنج جنوب شهرشتان فیروز آباد.
#tabiaat_bekr_irann
@tarbd
Forwarded from امتداد
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 چرا دانمارک و فنلاند شادترین کشورهای جهان هستند؟
📌چگونه میتوان در زندگی شاد بود؟ آیا این موضوع صرفاً مسالهای شخصی است یا به سیاستگذاری دولتها نیز مربوط است؟ به نظر میرسد راهحل این مساله را کشورهای شمال اروپا به خوبی کشف کردهاند.
#امتداد
@emtedadnet
📌چگونه میتوان در زندگی شاد بود؟ آیا این موضوع صرفاً مسالهای شخصی است یا به سیاستگذاری دولتها نیز مربوط است؟ به نظر میرسد راهحل این مساله را کشورهای شمال اروپا به خوبی کشف کردهاند.
#امتداد
@emtedadnet
🎬«تله توسیدیدیز»
✔️گزیدهای از سخنرانی گراهام آلیسون در کنفرانس «TED»
📌📌آیا جنگ میان امریکا و چین گریز ناپذیر است؟؟؟!!!
📌چالش امروز جهان، خیزش و اوجگیری چین است و تاثیر سرسامآور آن بر آمریکا و نظم جهانیای که توسط آمریکا ایجاد و رهبری شده است.
📌۱۰۰سال گذشته را مورّخان «قرن آمریکا» نامیدهاند و آمریکائیها عادت کردهاند در همه چیز سرآمد جهان باشند. بنابراین تصور اینکه کشور دیگری میتواند به قدرت و بزرگی آمریکا دستیابد و حتی از آن فراتر برود، برای بسیاری از آمریکائیها، تحقیرآمیز و غیرقابلقبول خواهد بود.
📌۴۰سال پیش و در سال۱۹۷۸، وقتیکه چین ورود خود به بازارهای جهانی را آغاز کرد، فکر میکنید در آن زمان، چنددرصد از جمعیّت یکمیلیاردی چین با درآمدی کمتر از ۲دلار درروز زندگی میکردند؟
📌از هر ۱۰نفر چینی، ۹نفر درآمدی کمتر از ۲دلار درروز داشتند. این رقم در سال۲۰۱۸ پس از ۴۰سال به کجا رسیده است؟ کمتر از ۱نفر در هر ۱۰۰نفر. و رئیسجمهور چین وعده داده که در ۳سال آینده، آن جمعیّت هم افزایش درآمد خواهد داشت.
📌این یک معجزه واقعی است که ما در دوران حیات خود، آنرا با چشمان خودمان میبینیم. باورش سخت است، امّا انکار آن بهمراتب سختتر است.
📌ملّتی که ۲۵سال پیش در هیچیک از مجامع جهانی به چشم نمیآمد، چنان اوج گرفته که به رقیب آمریکا بدل شده و در بعضی از زمینهها حتی از آنهم پیش افتاده است.
📌«توسیدیدیز« در شرح تاریخی خود بر جنگی که یونان را ویران کرد مینویسد: ظهور آتن و وحشتی که از آن بهتدریج بر روح و جان اسپارتا نشست، جنگ میان ایندو را گریزناپذیر ساخت.
📌بنابراین اوجگیری یکطرف و واکنش طرف دیگر، معجونی از افتخار، غرور و بدگمانی پدید آورد که سرانجام هردو را بهسوی جنگ کشاند.
📌این حقیقت مرا به ارائه نظریهای جالب سوق داده است «تله توسیدیدیز». تله توسیدیدیز فرآیند پویای خطرناکی است که در هنگام تهدید قدرت مسلط توسط یکقدرت نوظهور پدیدار میشود.
📌 قدرت نوظهور مانند: آتن یا آلمان در ۱۰۰سال پیش، یا چین امروز در برابر قدرت مسلط مانند اسپارتا، انگلستان ۱۰۰سال پیش و آمریکای امروز.
📌همانگونه که کمی پیش در چرخش هرم فقر دیدیم، چین چنان با سرعت اوج گرفته که اگر از ادبیات «واتیسلاوهاول» رئیسجمهور سابق جمهوری چک استفاده کنیم، میگوییم: «این تحوّل چنان سریع اتفاق افتاده که ما هنوز فرصت نکردهایم تا از آن دچار حیرت شویم.»
📌من برای یادآوری این شگفتزدگی به خودم، گاهی وقتها از پنجره اتاقم در کمبریج به این پل نگاه میکنم که بر روی رودخانه چارلز احداث شده و بین دانشگاه کندی و دانشگاه هاروارد قرار دارد.
📌در سال ۲۰۱۲ دولت ایالت ماساچوست اعلام کرد که این پل را در یکپروژه دوساله نوسازی خواهد کرد. در سال ۲۰۱۴ گفتند پروژه پایان نیافته و در سال۲۰۱۵ هم گفتند که یکسال دیگر کار دارد.
📌در سال۲۰۱۶ گفتند کار تمام نشده و زمانی هم برای پایان آن اعلام نخواهد شد. سرانجام پروژه در سال گذشته (۲۰۱۷) با هزینه ۳برابر بودجه اولیه به پایان رسید.
📌حال این را با پل «سنبان» در پکن مقایسه کنید. در سال۲۰۱۵ چینیها تصمیم گرفتند این پل را که باند آن ۲برابر پل رود چارلز است نوسازی کنند. فکر میکنید اتمام این پروژه چقدر طول کشید؟ پاسخ درست، ۴۳ساعت است! درپشت این سرعت عمل، رهبری هدفمند و دولتی کارآمد قرار گرفته است.
📌رئیسجمهور چین، شیجینپینگ، بهترین و بلندپروازترین رهبر حالحاضر جهان است. او اهدافش را پنهان نکرده و ۶سال پیش وقتی به ریاستجمهوری رسید گفت: هدف او احیای عظمت گذشته چین است. او پرچم بازگشت به دوران پرافتخار گذشته را مدتها پیشازترامپ برافراشته است.
📌در این راستا او اهدافی معیّن را با تاریخ مشخص تعریف کرده است: ۲۰۲۵، ۲۰۳۵ و ۲۰۴۹. تا سال۲۰۴۹ و ۱۰۰سال پس از انقلاب، چین به قدرت بلامنازع جهان و به گفته شیجینپینگ به قدرت برتر نظامی تبدیل خواهد شد.
📌این اهداف بسیار جسورانه ما را ناگزیر از رجوع دوباره به تاریخدان بزرگ یونانی میکند. در مطالعه تله «توسیدیدیز» درمییابیم که در تاریخ ۵۰۰سال گذشته، ۱۶بار قدرت مسلّط توسط قدرت نوظهور تهدید شده و ۱۲بار از این ۱۶مورد به جنگ منتهی شده است.
📌جنبه تراژدی موضوع در آن است که تعداد مواردی که یکی از طرفین رقابت، تمایل به جنگ داشته بسیار اندک بوده است.
📌من در ۲سال گذشته با رهبران همه دولتهای مرتبط با این موضوع صحبت کردم. رهبران پکن، واشنگتن، سئول و توکیو و از پیشتازان هنری گرفته تا سران عرصه کسبوکار.
📌خبر خوب اینکه اکنون رهبران زیادی از تله توسیدیدیز و عواقب آن آگاهاند، اما متاسفانه هیچکس برنامهای برای اتخاذ مسیری متفاوت از آنچه تاریخ به ما نشانداده ندارد.
@tarbd
✔️گزیدهای از سخنرانی گراهام آلیسون در کنفرانس «TED»
📌📌آیا جنگ میان امریکا و چین گریز ناپذیر است؟؟؟!!!
📌چالش امروز جهان، خیزش و اوجگیری چین است و تاثیر سرسامآور آن بر آمریکا و نظم جهانیای که توسط آمریکا ایجاد و رهبری شده است.
📌۱۰۰سال گذشته را مورّخان «قرن آمریکا» نامیدهاند و آمریکائیها عادت کردهاند در همه چیز سرآمد جهان باشند. بنابراین تصور اینکه کشور دیگری میتواند به قدرت و بزرگی آمریکا دستیابد و حتی از آن فراتر برود، برای بسیاری از آمریکائیها، تحقیرآمیز و غیرقابلقبول خواهد بود.
📌۴۰سال پیش و در سال۱۹۷۸، وقتیکه چین ورود خود به بازارهای جهانی را آغاز کرد، فکر میکنید در آن زمان، چنددرصد از جمعیّت یکمیلیاردی چین با درآمدی کمتر از ۲دلار درروز زندگی میکردند؟
📌از هر ۱۰نفر چینی، ۹نفر درآمدی کمتر از ۲دلار درروز داشتند. این رقم در سال۲۰۱۸ پس از ۴۰سال به کجا رسیده است؟ کمتر از ۱نفر در هر ۱۰۰نفر. و رئیسجمهور چین وعده داده که در ۳سال آینده، آن جمعیّت هم افزایش درآمد خواهد داشت.
📌این یک معجزه واقعی است که ما در دوران حیات خود، آنرا با چشمان خودمان میبینیم. باورش سخت است، امّا انکار آن بهمراتب سختتر است.
📌ملّتی که ۲۵سال پیش در هیچیک از مجامع جهانی به چشم نمیآمد، چنان اوج گرفته که به رقیب آمریکا بدل شده و در بعضی از زمینهها حتی از آنهم پیش افتاده است.
📌«توسیدیدیز« در شرح تاریخی خود بر جنگی که یونان را ویران کرد مینویسد: ظهور آتن و وحشتی که از آن بهتدریج بر روح و جان اسپارتا نشست، جنگ میان ایندو را گریزناپذیر ساخت.
📌بنابراین اوجگیری یکطرف و واکنش طرف دیگر، معجونی از افتخار، غرور و بدگمانی پدید آورد که سرانجام هردو را بهسوی جنگ کشاند.
📌این حقیقت مرا به ارائه نظریهای جالب سوق داده است «تله توسیدیدیز». تله توسیدیدیز فرآیند پویای خطرناکی است که در هنگام تهدید قدرت مسلط توسط یکقدرت نوظهور پدیدار میشود.
📌 قدرت نوظهور مانند: آتن یا آلمان در ۱۰۰سال پیش، یا چین امروز در برابر قدرت مسلط مانند اسپارتا، انگلستان ۱۰۰سال پیش و آمریکای امروز.
📌همانگونه که کمی پیش در چرخش هرم فقر دیدیم، چین چنان با سرعت اوج گرفته که اگر از ادبیات «واتیسلاوهاول» رئیسجمهور سابق جمهوری چک استفاده کنیم، میگوییم: «این تحوّل چنان سریع اتفاق افتاده که ما هنوز فرصت نکردهایم تا از آن دچار حیرت شویم.»
📌من برای یادآوری این شگفتزدگی به خودم، گاهی وقتها از پنجره اتاقم در کمبریج به این پل نگاه میکنم که بر روی رودخانه چارلز احداث شده و بین دانشگاه کندی و دانشگاه هاروارد قرار دارد.
📌در سال ۲۰۱۲ دولت ایالت ماساچوست اعلام کرد که این پل را در یکپروژه دوساله نوسازی خواهد کرد. در سال ۲۰۱۴ گفتند پروژه پایان نیافته و در سال۲۰۱۵ هم گفتند که یکسال دیگر کار دارد.
📌در سال۲۰۱۶ گفتند کار تمام نشده و زمانی هم برای پایان آن اعلام نخواهد شد. سرانجام پروژه در سال گذشته (۲۰۱۷) با هزینه ۳برابر بودجه اولیه به پایان رسید.
📌حال این را با پل «سنبان» در پکن مقایسه کنید. در سال۲۰۱۵ چینیها تصمیم گرفتند این پل را که باند آن ۲برابر پل رود چارلز است نوسازی کنند. فکر میکنید اتمام این پروژه چقدر طول کشید؟ پاسخ درست، ۴۳ساعت است! درپشت این سرعت عمل، رهبری هدفمند و دولتی کارآمد قرار گرفته است.
📌رئیسجمهور چین، شیجینپینگ، بهترین و بلندپروازترین رهبر حالحاضر جهان است. او اهدافش را پنهان نکرده و ۶سال پیش وقتی به ریاستجمهوری رسید گفت: هدف او احیای عظمت گذشته چین است. او پرچم بازگشت به دوران پرافتخار گذشته را مدتها پیشازترامپ برافراشته است.
📌در این راستا او اهدافی معیّن را با تاریخ مشخص تعریف کرده است: ۲۰۲۵، ۲۰۳۵ و ۲۰۴۹. تا سال۲۰۴۹ و ۱۰۰سال پس از انقلاب، چین به قدرت بلامنازع جهان و به گفته شیجینپینگ به قدرت برتر نظامی تبدیل خواهد شد.
📌این اهداف بسیار جسورانه ما را ناگزیر از رجوع دوباره به تاریخدان بزرگ یونانی میکند. در مطالعه تله «توسیدیدیز» درمییابیم که در تاریخ ۵۰۰سال گذشته، ۱۶بار قدرت مسلّط توسط قدرت نوظهور تهدید شده و ۱۲بار از این ۱۶مورد به جنگ منتهی شده است.
📌جنبه تراژدی موضوع در آن است که تعداد مواردی که یکی از طرفین رقابت، تمایل به جنگ داشته بسیار اندک بوده است.
📌من در ۲سال گذشته با رهبران همه دولتهای مرتبط با این موضوع صحبت کردم. رهبران پکن، واشنگتن، سئول و توکیو و از پیشتازان هنری گرفته تا سران عرصه کسبوکار.
📌خبر خوب اینکه اکنون رهبران زیادی از تله توسیدیدیز و عواقب آن آگاهاند، اما متاسفانه هیچکس برنامهای برای اتخاذ مسیری متفاوت از آنچه تاریخ به ما نشانداده ندارد.
@tarbd
✅اسطوره ناسیونالیسم دمکراتیک
ناسیونالیسم دموکراتیک ایران، هیچ اسطوره و نمادی توانمندتر از مصدق ندارد؛ اشکهای مصدق به خاطر ترس و نگرانی از آینده ایران بود.
شاید آنچه بیش از هر چیز مصدق را از دیگر سیاستمداران متمایز میسازد، تلاش جدی و صادقانهای بود که برای رعایت پیگیر اصول اخلاقی در سیاست مبذول میداشت. هنوز برای ارزیابی دیرپای دستاوردهای مصدق زود است. او با پشت کردن به موازین صرفا مصلحت گرایانه و ماکیاولیوار، بر سر آن نبود که برای بقای سیاسی خود، هر اقدامی را روا بدارد...
در پی کودتای ۱۹۵۳ (۲۸ مرداد ۱۳۳۲) مصدق و همکارانش زندانی شدند، ولی این امر در اراده او خللی وارد نیاورد. وی به نحوی ماهرانه از تریبون دادگاه نظامی برای محکوم ساختن دادگاه و نفی مشروعیت استبداد سلطنتی استفاده کرد و نظریاتش را به اطلاع مردم رساند. اگر اشکی نثار کرد و نشانی از تاثر بر چهرهاش نشست، به خاطر خانه ویران و غارت شدهاش، یا لطمات بر خانوادهاش نبود، بلکه به خاطر ترس و نگرانی از آینده ایران بود که میگفت «معشوقه» ماست.
در نظر بسیاری از مردم، مصدق در همان ایام حیات خود، به افسانهای تبدیل شده بود. پس از مرگ نیز کماکان بر محبوبیت او افزوده شد... اگر هنوز هم در میان پیروان متعصب برخی از آراء و عقاید، از قبیل سلطنت طلبان دو آتشه و چپگرایان افراطی، یا بنیادگران مذهبی مخالفانی دارد... دلیلی وجود ندارد که فرض کنیم از میزان محبوبیت و اهمیت مصدق که این همه ابراز خصومت بیانگر آن است- به نحوی فاحش کاسته شده باشد؛ حتی میتوان ادعا کرد که ناسیونالیسم دموکراتیک ایران، هیچ اسطوره و نمادی توانمندتر، که ورای تمام مناقشات عقیدتی و گروهی قرار داشته باشد، برخوردار نیست.
بحران دموکراسی در ایران، فخرالدین عظیمی، ص ۱۰۶-۱۰۸
@mohammadmosaddegh
✍✍📚✍✍
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
ناسیونالیسم دموکراتیک ایران، هیچ اسطوره و نمادی توانمندتر از مصدق ندارد؛ اشکهای مصدق به خاطر ترس و نگرانی از آینده ایران بود.
شاید آنچه بیش از هر چیز مصدق را از دیگر سیاستمداران متمایز میسازد، تلاش جدی و صادقانهای بود که برای رعایت پیگیر اصول اخلاقی در سیاست مبذول میداشت. هنوز برای ارزیابی دیرپای دستاوردهای مصدق زود است. او با پشت کردن به موازین صرفا مصلحت گرایانه و ماکیاولیوار، بر سر آن نبود که برای بقای سیاسی خود، هر اقدامی را روا بدارد...
در پی کودتای ۱۹۵۳ (۲۸ مرداد ۱۳۳۲) مصدق و همکارانش زندانی شدند، ولی این امر در اراده او خللی وارد نیاورد. وی به نحوی ماهرانه از تریبون دادگاه نظامی برای محکوم ساختن دادگاه و نفی مشروعیت استبداد سلطنتی استفاده کرد و نظریاتش را به اطلاع مردم رساند. اگر اشکی نثار کرد و نشانی از تاثر بر چهرهاش نشست، به خاطر خانه ویران و غارت شدهاش، یا لطمات بر خانوادهاش نبود، بلکه به خاطر ترس و نگرانی از آینده ایران بود که میگفت «معشوقه» ماست.
در نظر بسیاری از مردم، مصدق در همان ایام حیات خود، به افسانهای تبدیل شده بود. پس از مرگ نیز کماکان بر محبوبیت او افزوده شد... اگر هنوز هم در میان پیروان متعصب برخی از آراء و عقاید، از قبیل سلطنت طلبان دو آتشه و چپگرایان افراطی، یا بنیادگران مذهبی مخالفانی دارد... دلیلی وجود ندارد که فرض کنیم از میزان محبوبیت و اهمیت مصدق که این همه ابراز خصومت بیانگر آن است- به نحوی فاحش کاسته شده باشد؛ حتی میتوان ادعا کرد که ناسیونالیسم دموکراتیک ایران، هیچ اسطوره و نمادی توانمندتر، که ورای تمام مناقشات عقیدتی و گروهی قرار داشته باشد، برخوردار نیست.
بحران دموکراسی در ایران، فخرالدین عظیمی، ص ۱۰۶-۱۰۸
@mohammadmosaddegh
✍✍📚✍✍
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from اتچ بات
💧من یک محیطبانم، مرا نکشید
آیا خبرش به تو هم رسید که چرا و چگونه دو نفر را در زنجان کشتند؟ دو محیط بان را ؟ اول زخمی شان کردند بعد تن مجروحشان را از ماشین پایین کشیدند و اسلحه را بر شقیقه هایشان خالی کردند!
می دانی جرم محیط بان چه بود؟ اینکه دلش برای آهو و عقاب می تپید! اینکه سرو و بلوط را دوست داشت. اینکه مراقب آب بود و نگهبان خاک.
شکارچی ها فقط دو محیط بان را نکشتند. شکارچی ها انسانیت را کشتند، شفقت را کشتند، رحم و مروّت را کشتند، شکارچی ها همه ما را کشتند.
💧
من یک آبگینه بلورین دارم از ارثیه مادربزرگم، اشکهایم را هر شب در آن می ریزم. این شیشه اشکهایم را بگیرید و برسانید به دست دختر شکارچی، برسانید به دست خواهر شکارچی و بگویید تن پدرت را، تن برادرت با این اشک ها بشوی، شاید تو بتوانی بی رحمی را از تن و جان پدرت بشویی، از ذهن و روان برادرت .
💧
ما برای جنگیدن با این همه سنگدلی هیچ اسلحه ای نداریم . ما نمی خواهیم که اسلحه ای داشته باشیم.
ما فقط مرهم داریم، مرهمِ لطافت و دوای شفقت. این ها را بگیرید و بگذارید روی زخم های چرکین آدم هایی که زیبایی را نمی فهمند، عشق را هم.
#محیطبان_را_کشتند
#من_یک_محیطبانم
#مرا_نکشید
#نه_به_شکار_نه_به_شکارچی
💧شعر از عباسعلی سپاهی یونسی دوست شاعرم
💧@erfannazarahari
آیا خبرش به تو هم رسید که چرا و چگونه دو نفر را در زنجان کشتند؟ دو محیط بان را ؟ اول زخمی شان کردند بعد تن مجروحشان را از ماشین پایین کشیدند و اسلحه را بر شقیقه هایشان خالی کردند!
می دانی جرم محیط بان چه بود؟ اینکه دلش برای آهو و عقاب می تپید! اینکه سرو و بلوط را دوست داشت. اینکه مراقب آب بود و نگهبان خاک.
شکارچی ها فقط دو محیط بان را نکشتند. شکارچی ها انسانیت را کشتند، شفقت را کشتند، رحم و مروّت را کشتند، شکارچی ها همه ما را کشتند.
💧
من یک آبگینه بلورین دارم از ارثیه مادربزرگم، اشکهایم را هر شب در آن می ریزم. این شیشه اشکهایم را بگیرید و برسانید به دست دختر شکارچی، برسانید به دست خواهر شکارچی و بگویید تن پدرت را، تن برادرت با این اشک ها بشوی، شاید تو بتوانی بی رحمی را از تن و جان پدرت بشویی، از ذهن و روان برادرت .
💧
ما برای جنگیدن با این همه سنگدلی هیچ اسلحه ای نداریم . ما نمی خواهیم که اسلحه ای داشته باشیم.
ما فقط مرهم داریم، مرهمِ لطافت و دوای شفقت. این ها را بگیرید و بگذارید روی زخم های چرکین آدم هایی که زیبایی را نمی فهمند، عشق را هم.
#محیطبان_را_کشتند
#من_یک_محیطبانم
#مرا_نکشید
#نه_به_شکار_نه_به_شکارچی
💧شعر از عباسعلی سپاهی یونسی دوست شاعرم
💧@erfannazarahari
Telegram
attach 📎