📌📌📌آموزش و پرورش - رتبه بندی؛
🤔کیفیت سنجی منهای مدرک و سابقه!!!!
ارتباط دو سویه بهره وری و سطح دانایی و توانایی بر جامعه علمی و پژوهشی پوشیده نیست و از بدیهیات محسوب می گردد. از سویه دیگر میزان دریافتی ها در جوامع جهانی بر اساس مدارک دانشگاهی و سطح علمی سنجیده میشود. چون باور عقلانی بر این است که یکی از مهم ترین مولفه ها برای کیفیت بخشی به امور مختلف از جمله امر آموزش و پرورش و ... بر اساس مدارک عالیه دانشگاهی و نیز تجارب و سابقه کار پی ریزی می شود.
اما گردانندگان در آموزش و پرورش ما اولا با چنین رویکردی یا بیگانه اند یا اساسا اعتقادی به چنین دیدگاهی ندارند!! ثانیا متولیان امر دانسته یا نادانسته متوجه رفتار پاردکسیکال خویش نیستند. اگر بر موازین دینی نیز کمی اشراف داشتند و می دانستند که کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند برابر نیستند، باز ما امروز شاهد چنین تصمیم گیری ها و تصمیم سازی های فاقد مبانی عقلانی نبودیم.
ما چگونه چنین بیانیه هایی رو صادر می کنیم و خویش را نماینده معلمان در سطح تصمیم گیری های سرنوشت ساز می دانیم اما با این مبانی آشنا نیستیم؟!!!
چطور همین مدارک دانشگاهی در وزارت علوم مبنا افزایش حقوق قرار گرفته و وزیرش از مجموعه خویش جانانه دفاع می کند آنگاه در مجموع دیگر به نام آموزش و پرورش رویه به شکل دیگری ناعادلانه رقم می خورد؟!!!
شما نوشتید " در اجرای نظام رتبه بندی مدرک تحصیلی و سابقه کار تاثیر چندانی ندارند آنچه مهم است کیفیت کار معلمان است که به درستی ارزیابی خواهد شد" اگر همین جمله در محضر انظار اندیشمندان در سطح ملی و جهانی بگذارند نگاهشان به چنین تصمیم گیرندگان چه خواهد بود؟؟؟!!!
کیفیت منهای سابقه کار و مدرک عالیه دانشگاهی!!! حاصل این فرمول چه خواهد بود؟ کیفیت بخشی ؟؟؟!! کدام عقل سلیم چنین تصمیمی رو می پذیرد؟؟!! شما کیفیت رو چه معنا میکنید که چنین تصمیماتی اتخاذ می کنید؟ اساسا کیفیت از دید شما چه ویژگی و کارایی دارد که در آن بدون مدرک تحصیلی و سابقه کار، امر کیفیت محقق می شود؟؟!!
شما با گرفتن چنین تصمیم هایی مخاطب خود را چه چیزی فرض کردید؟ خداوند بزرگ قوه عقل را برای درست اندیشیدن و دقیق فکر کردن و گره گشایی و .... در نهاد بشر به ودیعه گذاشته آن وقت در جامعه آموزش و پرورش ما از این قوه کمترین بهره هم نمی گیریم یا نمی خواهیم بهره بگیریم.
بیش از این اطاله کلام نمی کنم. سخن پایانی ام این است کسانی که نمایندگی جامعه معلمان را بر عهده دارند در محفل تصمیم گیری و تصمیم سازی یا جانانه بر اساس مبانی عقلانی و علمی از حقوق معلمان دفاع کنند و اگر چنین توانی را در خود نمی بینند اجازه دهند کسانی که دغدغه شان ارتقا و اعتلای امر آموزش و معیشت فرهنگیان است، آن طور که بایسته می نماید، دفاع کنند.
🤔کیفیت سنجی منهای مدرک و سابقه!!!!
ارتباط دو سویه بهره وری و سطح دانایی و توانایی بر جامعه علمی و پژوهشی پوشیده نیست و از بدیهیات محسوب می گردد. از سویه دیگر میزان دریافتی ها در جوامع جهانی بر اساس مدارک دانشگاهی و سطح علمی سنجیده میشود. چون باور عقلانی بر این است که یکی از مهم ترین مولفه ها برای کیفیت بخشی به امور مختلف از جمله امر آموزش و پرورش و ... بر اساس مدارک عالیه دانشگاهی و نیز تجارب و سابقه کار پی ریزی می شود.
اما گردانندگان در آموزش و پرورش ما اولا با چنین رویکردی یا بیگانه اند یا اساسا اعتقادی به چنین دیدگاهی ندارند!! ثانیا متولیان امر دانسته یا نادانسته متوجه رفتار پاردکسیکال خویش نیستند. اگر بر موازین دینی نیز کمی اشراف داشتند و می دانستند که کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند برابر نیستند، باز ما امروز شاهد چنین تصمیم گیری ها و تصمیم سازی های فاقد مبانی عقلانی نبودیم.
ما چگونه چنین بیانیه هایی رو صادر می کنیم و خویش را نماینده معلمان در سطح تصمیم گیری های سرنوشت ساز می دانیم اما با این مبانی آشنا نیستیم؟!!!
چطور همین مدارک دانشگاهی در وزارت علوم مبنا افزایش حقوق قرار گرفته و وزیرش از مجموعه خویش جانانه دفاع می کند آنگاه در مجموع دیگر به نام آموزش و پرورش رویه به شکل دیگری ناعادلانه رقم می خورد؟!!!
شما نوشتید " در اجرای نظام رتبه بندی مدرک تحصیلی و سابقه کار تاثیر چندانی ندارند آنچه مهم است کیفیت کار معلمان است که به درستی ارزیابی خواهد شد" اگر همین جمله در محضر انظار اندیشمندان در سطح ملی و جهانی بگذارند نگاهشان به چنین تصمیم گیرندگان چه خواهد بود؟؟؟!!!
کیفیت منهای سابقه کار و مدرک عالیه دانشگاهی!!! حاصل این فرمول چه خواهد بود؟ کیفیت بخشی ؟؟؟!! کدام عقل سلیم چنین تصمیمی رو می پذیرد؟؟!! شما کیفیت رو چه معنا میکنید که چنین تصمیماتی اتخاذ می کنید؟ اساسا کیفیت از دید شما چه ویژگی و کارایی دارد که در آن بدون مدرک تحصیلی و سابقه کار، امر کیفیت محقق می شود؟؟!!
شما با گرفتن چنین تصمیم هایی مخاطب خود را چه چیزی فرض کردید؟ خداوند بزرگ قوه عقل را برای درست اندیشیدن و دقیق فکر کردن و گره گشایی و .... در نهاد بشر به ودیعه گذاشته آن وقت در جامعه آموزش و پرورش ما از این قوه کمترین بهره هم نمی گیریم یا نمی خواهیم بهره بگیریم.
بیش از این اطاله کلام نمی کنم. سخن پایانی ام این است کسانی که نمایندگی جامعه معلمان را بر عهده دارند در محفل تصمیم گیری و تصمیم سازی یا جانانه بر اساس مبانی عقلانی و علمی از حقوق معلمان دفاع کنند و اگر چنین توانی را در خود نمی بینند اجازه دهند کسانی که دغدغه شان ارتقا و اعتلای امر آموزش و معیشت فرهنگیان است، آن طور که بایسته می نماید، دفاع کنند.
Forwarded from شارنامه| صلاح الدین خدیو
Telegraph
ده نکته در صد سالگی کودتای رضاشاه
صلاح الدین خدیودر یک یادداشت تلگرامی نمی توان درباره یک موضوع مهم تاریخی، قلمفرسایی کرد. از این رو می کوشم به صورت خلاصه چند نکته مهم را درباره مهمترین وجوه ظهور لویاتان ایرانی بیان کنم.1.بحث و جدل میان تاریخنگاران درباره انگلیسی بودن یا نبودن کودتایی که…
قلعه های اصفهان، تجلی قامت تاریخ📚
قلعه ها ابتدا با تركیب گل و چوب ساخته می شدند اما با گذشت زمان از سنگ نیز در ساخت آنها استفاده شد، به این ترتیب دوام و استحكامشان بیشتر شد.
در معماری قلعه ها به تعبیه قسمت هایی برای نگهداری طولانی مدت آذوقه و دام توجه شده است تا چنانچه دشمن محاصره قلعه را طول می داد مردم و ارتش توان تامین قوت روزانه را داشته باشند.
قلعه واژه ای تركی از ریشه قالاماق و قالماق (روی هم نهادن و ماندگار شدن) است، بنایی با ویژگی های خاص كه از استحكام و ماندگاری حیرت انگیزی برخوردار است، قلعه ها در زمان صلح و آرامش كاربردی شبیه به كاخ و تفرجگاه داشتند.
در بررسی تاریخچه ساخت قلعه در ایران در می یابیم كه فرقه اسماعیلیه بزرگترین و مستحكمترین قلعهها را در ارتفاعات رشته كوه های البرز بنا نهاد.
باستان شناسان قلعه های ایران را به دو نوع جلگه ای و كوهستانی تقسیم بندی می كنند، نوع جلگه ای به شكل مربع و یا مربع مستطیل است كه در چهار گوشه آن برج های مدوری برای دفاع ساخته شده و مصالح به كار رفته در آن بیشتر از خشت و گل است، اطراف برخی از این قلعه ها خندق حفر می كردند و برای رفت و آمد به آن از پل های متحرك بهره می بردند.
قلعه های كوهستانی هم بیشتر در گذرگاه های صعب العبور كوهستان ها و منطبق با موقعیت طبیعی صخره ها بنا می شدند از این رو طرح هندسی مشخصی نداشتند، این قلعه ها دارای كنگره مخصوص كمانداران بود، در پایین دست این قلعه ها پرتگاه های عمیق تعبیه می شد و مصالح به كار رفته در آن نیز بیشتر از نوع سنگ های كوه یا رودخانه ها بود.
یافته های باستان شناسان نشان می دهد بیشه كوچك، حیاط بیرونی و محاط، برجك دفاع، دیوار حایل، اتاق نگهبان دروازه، خندق، كنگره های بالای دیوارها، هردنجس (سازههایی چوبی بودند كه در بالای دیوار قرار میگرفتند)، درز پیكانها و دروازه زندان از بخش هایی مشترك قلعه هاست.
شواهد تاریخی حاكی از آن است در قرن دوازدهم هجری ایجاد قلعه در گذرگاه ها به شیوه گذشته متوقف و پاسگاه ها و سربازخانه هایی به شیوه جدید احداث شد، همچنین در كرانه خلیج فارس قلعه هایی با سبك معماری غربی ساخته شد.
ساخت قلعه با آنكه روش های دفاعی پیشرفته تر شد همچنان تا قرن 16 ادامه یافت، تا اینكه دستیابی بشر به باروت و توپ، سرانجام توپخانه ها را با قلعه ها جایگزین كرد، از آن پس قلعه ها به اقامتگاه شاهان و بزرگان تبدیل شد اما در عین حال كاربری سنگر یا زندان نیز داشت، در همین زمان بود كه زیبایی و معماری قلعه ها اهمیت یافت چرا كه نماد قدرت و اعتبار ساكنان آن به شمار می رفت.
ارگ گوگد، دومین بنای خشتی ایران
ارگ بیاضه، استوار در دل كویر
قلعه دیو اصفهان بر فراز صفه
دیوارهای مهیب قلعه روستای گرمه
قلعه برزو نیستانك، نمادی از ادیبات ایران
قلعه سارویه اصفهان
قلعه عاشورگاه نایین
قلعه سیزان نوش آباد
قلعه كرشاهی روایتگر نبردهای تاریخی
قلعه تبرك، زرادخانه حكومتی
قلعه انوشیروان، ترواش زندگی
قلعه نهچیر مباركه
**قلعه خان آباد، بنایی با 6 برج نگهبانی
*برج و باروی جلالی كاشان
@tarbd
قلعه ها ابتدا با تركیب گل و چوب ساخته می شدند اما با گذشت زمان از سنگ نیز در ساخت آنها استفاده شد، به این ترتیب دوام و استحكامشان بیشتر شد.
در معماری قلعه ها به تعبیه قسمت هایی برای نگهداری طولانی مدت آذوقه و دام توجه شده است تا چنانچه دشمن محاصره قلعه را طول می داد مردم و ارتش توان تامین قوت روزانه را داشته باشند.
قلعه واژه ای تركی از ریشه قالاماق و قالماق (روی هم نهادن و ماندگار شدن) است، بنایی با ویژگی های خاص كه از استحكام و ماندگاری حیرت انگیزی برخوردار است، قلعه ها در زمان صلح و آرامش كاربردی شبیه به كاخ و تفرجگاه داشتند.
در بررسی تاریخچه ساخت قلعه در ایران در می یابیم كه فرقه اسماعیلیه بزرگترین و مستحكمترین قلعهها را در ارتفاعات رشته كوه های البرز بنا نهاد.
باستان شناسان قلعه های ایران را به دو نوع جلگه ای و كوهستانی تقسیم بندی می كنند، نوع جلگه ای به شكل مربع و یا مربع مستطیل است كه در چهار گوشه آن برج های مدوری برای دفاع ساخته شده و مصالح به كار رفته در آن بیشتر از خشت و گل است، اطراف برخی از این قلعه ها خندق حفر می كردند و برای رفت و آمد به آن از پل های متحرك بهره می بردند.
قلعه های كوهستانی هم بیشتر در گذرگاه های صعب العبور كوهستان ها و منطبق با موقعیت طبیعی صخره ها بنا می شدند از این رو طرح هندسی مشخصی نداشتند، این قلعه ها دارای كنگره مخصوص كمانداران بود، در پایین دست این قلعه ها پرتگاه های عمیق تعبیه می شد و مصالح به كار رفته در آن نیز بیشتر از نوع سنگ های كوه یا رودخانه ها بود.
یافته های باستان شناسان نشان می دهد بیشه كوچك، حیاط بیرونی و محاط، برجك دفاع، دیوار حایل، اتاق نگهبان دروازه، خندق، كنگره های بالای دیوارها، هردنجس (سازههایی چوبی بودند كه در بالای دیوار قرار میگرفتند)، درز پیكانها و دروازه زندان از بخش هایی مشترك قلعه هاست.
شواهد تاریخی حاكی از آن است در قرن دوازدهم هجری ایجاد قلعه در گذرگاه ها به شیوه گذشته متوقف و پاسگاه ها و سربازخانه هایی به شیوه جدید احداث شد، همچنین در كرانه خلیج فارس قلعه هایی با سبك معماری غربی ساخته شد.
ساخت قلعه با آنكه روش های دفاعی پیشرفته تر شد همچنان تا قرن 16 ادامه یافت، تا اینكه دستیابی بشر به باروت و توپ، سرانجام توپخانه ها را با قلعه ها جایگزین كرد، از آن پس قلعه ها به اقامتگاه شاهان و بزرگان تبدیل شد اما در عین حال كاربری سنگر یا زندان نیز داشت، در همین زمان بود كه زیبایی و معماری قلعه ها اهمیت یافت چرا كه نماد قدرت و اعتبار ساكنان آن به شمار می رفت.
ارگ گوگد، دومین بنای خشتی ایران
ارگ بیاضه، استوار در دل كویر
قلعه دیو اصفهان بر فراز صفه
دیوارهای مهیب قلعه روستای گرمه
قلعه برزو نیستانك، نمادی از ادیبات ایران
قلعه سارویه اصفهان
قلعه عاشورگاه نایین
قلعه سیزان نوش آباد
قلعه كرشاهی روایتگر نبردهای تاریخی
قلعه تبرك، زرادخانه حكومتی
قلعه انوشیروان، ترواش زندگی
قلعه نهچیر مباركه
**قلعه خان آباد، بنایی با 6 برج نگهبانی
*برج و باروی جلالی كاشان
@tarbd
Forwarded from انجمن تاريخ شفاهی (Mohsen Kazemi)
کتاب «درآمدی بر تاریخنگاری» درهشت فصل تنظیم شده است. آشنایی با اصطلاحات و واژگان، تاریخنگاری در یونان، رم و ایران باستان، تاریخنگاری در قرون نخستین اسلامی، تاریخنگاری ایران در عهد مغول و تیموری، صفویان و تاریخنگاری، تاریخنگاری ایران از عهد افشار تا آغاز دوران جدید، ویژگیهای تاریخنگاری جدید در ایران و تاریخنگاری شفاهی و اهمیت آن فصلهای کتاب را شامل میشود و پایانبخش کتاب نیز به منابع و مآخذ و فهرست اعلام اختصاص دارد.
در فصل پایانی کتاب ضمن تعریف تاریخ شفاهی و بررسی تاریخچه آن، به مزایای این شاخه از تاریخنگاری و رسالت آن برای حفظ رخدادهای تاریخی و اصالت آن پرداخته شده است.
کتاب «درآمدی بر تاریخنگاری» تالیف علیاکبر عباسی در 203 صفحه شمارگان یکهزار نسخه و بهای 32 هزار تومان از سوی انتشارات مورخان منتشر شد.
https://t.me/oralhistoryOHA
در فصل پایانی کتاب ضمن تعریف تاریخ شفاهی و بررسی تاریخچه آن، به مزایای این شاخه از تاریخنگاری و رسالت آن برای حفظ رخدادهای تاریخی و اصالت آن پرداخته شده است.
کتاب «درآمدی بر تاریخنگاری» تالیف علیاکبر عباسی در 203 صفحه شمارگان یکهزار نسخه و بهای 32 هزار تومان از سوی انتشارات مورخان منتشر شد.
https://t.me/oralhistoryOHA
Forwarded from اصفهان خبر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اطلس تاریخی روسیه ، از ابتدای تاریخ تشکیل این کشور ، تا کنون
@tarbd
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://t.me/tarbd
@tarbd
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://t.me/tarbd
✅سپاه جاویدان
سربازان سپاه جاویدان را می توان در مركز نگاره های پلکان شرقی آپادانا دید که پشت سر شاه ایستاده اند. این سپاه ده هزار نفری گارد مخصوص شاهنشاهی بودند و اگر فردی از آنها مریض می شد یا می مرد، کس دیگری جای او را می گرفت. به این ترتیب تعداد آنها همیشه ثابت بود.
آنها لباس چین دار هخامنشی بر تن، کفش سه بند ایرانی بر پا ونواری پیچیده بر سر داشتند ولی این نوار مانند ایلامیها در پشت سر آنها گره نمی خورد. نیزه همه این سربازان در پایین حالت انار داشت، به همین دلیل یونانیها به آنها انار بر یا سیب بر می گفتند. افراد این سپاه به ده گروه تقسیم می شدند و یک فرمانده به نام هزار پشت داشتند و رییس کل آنها رییس کل ارتش ایران بود.
این سپاه ده هزار نفری ارتش كشور را تشكیل نمی داد، بلكه سپاه خاصی بودند كه حفاظت از سلطنت را به عهده داشتند. چنین ارتش مخصوصی در همه دوره های تاریخی ایران وجود داشته است.
فرمانده کل سپاه همیشه در پیش شاه مسئول بود و از افراد خانواده شاه انتخاب می شد. گروه بندی سربازان ده دهی بود و هر گروه هزار نفری به ده گروه صد نفری و هر کدام از آنها به ده گروه ده نفری تقسیم می شدند و هر گروه مسئول خاص خود را داشت. در کاشی های کاخ شوش تصویر رنگی آنها بر روی آجر کشف شده است.
سربازان سپاه جاویدان را می توان در مركز نگاره های پلکان شرقی آپادانا دید که پشت سر شاه ایستاده اند. این سپاه ده هزار نفری گارد مخصوص شاهنشاهی بودند و اگر فردی از آنها مریض می شد یا می مرد، کس دیگری جای او را می گرفت. به این ترتیب تعداد آنها همیشه ثابت بود.
آنها لباس چین دار هخامنشی بر تن، کفش سه بند ایرانی بر پا ونواری پیچیده بر سر داشتند ولی این نوار مانند ایلامیها در پشت سر آنها گره نمی خورد. نیزه همه این سربازان در پایین حالت انار داشت، به همین دلیل یونانیها به آنها انار بر یا سیب بر می گفتند. افراد این سپاه به ده گروه تقسیم می شدند و یک فرمانده به نام هزار پشت داشتند و رییس کل آنها رییس کل ارتش ایران بود.
این سپاه ده هزار نفری ارتش كشور را تشكیل نمی داد، بلكه سپاه خاصی بودند كه حفاظت از سلطنت را به عهده داشتند. چنین ارتش مخصوصی در همه دوره های تاریخی ایران وجود داشته است.
فرمانده کل سپاه همیشه در پیش شاه مسئول بود و از افراد خانواده شاه انتخاب می شد. گروه بندی سربازان ده دهی بود و هر گروه هزار نفری به ده گروه صد نفری و هر کدام از آنها به ده گروه ده نفری تقسیم می شدند و هر گروه مسئول خاص خود را داشت. در کاشی های کاخ شوش تصویر رنگی آنها بر روی آجر کشف شده است.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صبح آمده
برخیز که خورشید تویی
در عالم نا امیدی،
امید تویی
در جشن طلوع صبح
در باغ وجود،
آن گل که
به روی صبح خندید تویی...
درود
پگاه پنجشنبهتون به نیکی و شادی ❄️❄️❄️
برخیز که خورشید تویی
در عالم نا امیدی،
امید تویی
در جشن طلوع صبح
در باغ وجود،
آن گل که
به روی صبح خندید تویی...
درود
پگاه پنجشنبهتون به نیکی و شادی ❄️❄️❄️
Forwarded from اصفهان خبر
Forwarded from اصفهان خبر
📸 ارتفاع چندمتری برف در گردنه کلوسه و تلاش راهداران برای بازگشایی مسیر
🔸در پی بارش سنگین برف در شهرستان فریدونشهر و در پی آن وقوع بهمن در گردنه کلوسه، عملیات برفروبی این گردنه توسط راهداری فریدونشهر در حالی انجام شد که ارتفاع برف در آن جا به بیش از چند متر میرسید.
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
🔸در پی بارش سنگین برف در شهرستان فریدونشهر و در پی آن وقوع بهمن در گردنه کلوسه، عملیات برفروبی این گردنه توسط راهداری فریدونشهر در حالی انجام شد که ارتفاع برف در آن جا به بیش از چند متر میرسید.
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
✅ايران به ارتش بزرگ نياز ندارد!!!
✍️ ابوالحسن ابتهاج
چند ماه قبل از نخستوزیری رزمآرا در آغاز سفری که در شهریور ۱۳۲۸ برای شرکت در مجمع عمومی سالیانه بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول به واشنگتن داشتم، شاه به من (ابوالحسن ابتهاج) گفت: حالا که شما به آمریکا میروی با وزارت خارجه آمریکا راجع به کمکهای آمریکا با ایران هم صحبت کنید.گفتم: «بسیار خوب. اما قبل از این که با آنها صحبت کنم، تمامی مطالبی را که سالهاست به اعلیحضرت عرض کردهام. اجازه بفرمایید الان تکرار کنم که بعد هیچگونه سوءتفاهمی پیش نیاید. اول این که پول نفت باید منحصرا خرج برنامه عمرانی بشود. دیگر این که ایران احتیاج به ارتشی بیش از آن چه برای امنیت داخلی لازم است، ندارد. اگر دوستان غربی ما معتقد هستند که ارزش ایران باید نقش مهمتری از این داشته باشد، باید تفاوت بودجه گزاف ارتش را خودشان بپردازند نه این که ما از پول نفت هزینه اضافی را تامین کنیم. شاه با حرفهای من موافقت کرد.»
این «موافقت» بنیادی نداشت و از روی اعتقاد نبود. اولا در آن ایام درآمد حاصل از سهم ایران از شرکت نفت رقم چندان زیادی نبود. در ثانی هنوز شاه همچون سالهای بعد از کودتای ۲۸ امرداد ۳۲، لجام گسیخته نشده بود. در سالهای بعد رقمهای عمدهای از درآمد حاصل از فروش نفت خام را صرف خریدهای نظامی و قشون کرد. سنتی که همچنان کم و بیش ادامه یافت.
بعد از قضیه کود شیمیایی شیراز، شاه از من شدیدا رنجش پیدا کرد و هر چه تقاضا میکردم وقت دیدار به من داده نمیشد؛ تا این که بالاخره به علاء، وزیر دربار، تلفن کردم و گفتم به اعلیحضرت عرض کنید، من با ایشان کار خصوصی ندارم و یک ماه و نیم پیش، استعفایم را مستقیما حضور ایشان فرستادهام. اگر مرا نمیپذیرند، دیگر به سازمان برنامه نخواهم رفت.
بلافاصله بعد از این پیام وقت دیدار تعیین شد...این دیدار چند روز بعد از ملاقات من با «آدمیرال رادفورد» انجام شد...وقتی صحبت از کمکهای نظامی آمریکا به ایران مطرح شد، جرج مگی رو کرد به رادفورد و گفت: آقای ابتهاج میل دارد نظر شما را راجع به کمکهای نظامی به ایران بداند. همه سکوت کردند. رادفورد گفت: اگر روزی جنگی بین قدرتهای بزرگ پیش بیاید، قبل از این که ایران از وقوع جنگ اطلاع پیدا کند، جنگ تمام شده است، زیرا در چنین جنگی فقط از سلاحهای اتمی استفاده خواهد شد و دیگر فرستادن افراد از این جبهه به آن جبهه مطرح نخواهد بود. به این جهت کشورهایی مانند ایران، ترکیه و پاکستان احتیاجی به ارتش های بزرگ ندارند. این اولین باری بود که من چنین مطلبی را از جانب یکی از ارشدترین مقامات آمریکا میشنیدم.....
حال برگردیم به موضوع دیدار با شاه. در آن روز به شاه گفتم... مطالبی را که امروز میخواهم حضورتان عرض کنم، عینا همان حرفهایی است که وقتی رئیس بانک ملی بودم، به عرضتان میرساندم. بنابر این تصدیق میفرمایید که تعصب خاصی ندارم. به نظر من، نباید درآمد نفت را به هیچ مصرفی جز عمران مملکت برسانیم. ایران قادر نیست برنامه عمرانی مفیدی که در زندگی افراد ایران موثر باشد، اجرا کند و در عین حال مخارج سنگین ارتش را عهدهدار باشد.شاه سکوت کرد و چیزی نگفت. فقط وقتی گفتم یقینا اعلیحضرت از مطالبی که رادفورد در سر میز شام در سفارت آمریکا گفت، مطلع شدهاند؟ سرش را به علامت مثبت تکان داد. در عین حال آن روز کوچکترین اشارهای راجع به استعفای من از سازمان برنامه نشد.
منبع: (صص ۴۴۳ تا ۴۴۵ کتاب خاطرات ابوالحسن ابتهاج)
🔻امروزسالگرد درگذشت ابوالحسن #ابتهاج پایه گذار برنامه ریزی توسعه در ایران است.
✍️ ابوالحسن ابتهاج
چند ماه قبل از نخستوزیری رزمآرا در آغاز سفری که در شهریور ۱۳۲۸ برای شرکت در مجمع عمومی سالیانه بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول به واشنگتن داشتم، شاه به من (ابوالحسن ابتهاج) گفت: حالا که شما به آمریکا میروی با وزارت خارجه آمریکا راجع به کمکهای آمریکا با ایران هم صحبت کنید.گفتم: «بسیار خوب. اما قبل از این که با آنها صحبت کنم، تمامی مطالبی را که سالهاست به اعلیحضرت عرض کردهام. اجازه بفرمایید الان تکرار کنم که بعد هیچگونه سوءتفاهمی پیش نیاید. اول این که پول نفت باید منحصرا خرج برنامه عمرانی بشود. دیگر این که ایران احتیاج به ارتشی بیش از آن چه برای امنیت داخلی لازم است، ندارد. اگر دوستان غربی ما معتقد هستند که ارزش ایران باید نقش مهمتری از این داشته باشد، باید تفاوت بودجه گزاف ارتش را خودشان بپردازند نه این که ما از پول نفت هزینه اضافی را تامین کنیم. شاه با حرفهای من موافقت کرد.»
این «موافقت» بنیادی نداشت و از روی اعتقاد نبود. اولا در آن ایام درآمد حاصل از سهم ایران از شرکت نفت رقم چندان زیادی نبود. در ثانی هنوز شاه همچون سالهای بعد از کودتای ۲۸ امرداد ۳۲، لجام گسیخته نشده بود. در سالهای بعد رقمهای عمدهای از درآمد حاصل از فروش نفت خام را صرف خریدهای نظامی و قشون کرد. سنتی که همچنان کم و بیش ادامه یافت.
بعد از قضیه کود شیمیایی شیراز، شاه از من شدیدا رنجش پیدا کرد و هر چه تقاضا میکردم وقت دیدار به من داده نمیشد؛ تا این که بالاخره به علاء، وزیر دربار، تلفن کردم و گفتم به اعلیحضرت عرض کنید، من با ایشان کار خصوصی ندارم و یک ماه و نیم پیش، استعفایم را مستقیما حضور ایشان فرستادهام. اگر مرا نمیپذیرند، دیگر به سازمان برنامه نخواهم رفت.
بلافاصله بعد از این پیام وقت دیدار تعیین شد...این دیدار چند روز بعد از ملاقات من با «آدمیرال رادفورد» انجام شد...وقتی صحبت از کمکهای نظامی آمریکا به ایران مطرح شد، جرج مگی رو کرد به رادفورد و گفت: آقای ابتهاج میل دارد نظر شما را راجع به کمکهای نظامی به ایران بداند. همه سکوت کردند. رادفورد گفت: اگر روزی جنگی بین قدرتهای بزرگ پیش بیاید، قبل از این که ایران از وقوع جنگ اطلاع پیدا کند، جنگ تمام شده است، زیرا در چنین جنگی فقط از سلاحهای اتمی استفاده خواهد شد و دیگر فرستادن افراد از این جبهه به آن جبهه مطرح نخواهد بود. به این جهت کشورهایی مانند ایران، ترکیه و پاکستان احتیاجی به ارتش های بزرگ ندارند. این اولین باری بود که من چنین مطلبی را از جانب یکی از ارشدترین مقامات آمریکا میشنیدم.....
حال برگردیم به موضوع دیدار با شاه. در آن روز به شاه گفتم... مطالبی را که امروز میخواهم حضورتان عرض کنم، عینا همان حرفهایی است که وقتی رئیس بانک ملی بودم، به عرضتان میرساندم. بنابر این تصدیق میفرمایید که تعصب خاصی ندارم. به نظر من، نباید درآمد نفت را به هیچ مصرفی جز عمران مملکت برسانیم. ایران قادر نیست برنامه عمرانی مفیدی که در زندگی افراد ایران موثر باشد، اجرا کند و در عین حال مخارج سنگین ارتش را عهدهدار باشد.شاه سکوت کرد و چیزی نگفت. فقط وقتی گفتم یقینا اعلیحضرت از مطالبی که رادفورد در سر میز شام در سفارت آمریکا گفت، مطلع شدهاند؟ سرش را به علامت مثبت تکان داد. در عین حال آن روز کوچکترین اشارهای راجع به استعفای من از سازمان برنامه نشد.
منبع: (صص ۴۴۳ تا ۴۴۵ کتاب خاطرات ابوالحسن ابتهاج)
🔻امروزسالگرد درگذشت ابوالحسن #ابتهاج پایه گذار برنامه ریزی توسعه در ایران است.
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘
۸ اسفند سالروز درگذشت غلامحسین بنان
( زاده ۱۵ اردیبهشت ۱۲۹۰ تهران -- درگذشته ۸ اسفند ۱۳۶۴ تهران ) خواننده موسیقی کلاسیک ایرانی
بنان از سالهای ۱۳۲۱ تا دهه ۱۳۵۰ در زمینه موسیقی ملی ایران فعالیت داشت و از سال ۱۳۲۱ صدایش همراه با عدهای از هنرمندان دیگر از رادیو به گوش مردم رسید. او را روحاله خالقی در ارکستر انجمن موسیقی شرکت داد و با ارکستر شماره یک نیز همکاری را آغاز کرد و از بدو شروع برنامه «گلهای رنگارنگ» بنا به دعوت داود پیرنیا نیز همکاری داشت. وی در طول فعالیت هنریاش، حدود ۳۵۰ آهنگ اجرا کرد. ویژگی صدای وی زیر و بمها و تحریرهای صدای او بود که هم به آواز قدیمی و کلاسیک ایرانی و هم به نغمات جدید و مدرن ایرانی تسلط داشت. مانند تصنیف «الهه ناز».
برخی او را بزرگترین اجرا کننده سبک وزیری - خالقی میدانند. او همچنین در کنار ادیب خوانساری از اجراکنندگان آثار صبا و محجوبی بود. همچنین به مرکبخوانی و تلفیق شعر و موسیقی تسلط داشت.
آن زمان که ارکستر رادیو به رهبری روحاله خالقی، خوانندگی بنان و با شرکت پرویز یاحقی، علی تجویدی، مرتضی محجوبی و ... تشکیل یافته بود.
در سال ۱۳۳۲ به پیشنهاد روحاله خالقی به اداره کل هنرهای زیبای کشور رفت و به سمت استاد آواز هنرستان موسیقی ملی به کار مشغول شد و در سال ۱۳۳۴ به ریاست شورای موسیقی رادیو رسید. بنان از ابتدا در برنامه گلهای جاویدان و گلهای رنگارنگ و برگ سبز شرکت داشت و برنامههای متعدد و گوناگون دیگری از او به جای ماند.
در این برنامهها، استادان موسیقی سنتی چون خالقی، صبا، محجوبی، عبادی، تهرانی، تجویدی و... با او همکاری داشتهاند. بنان نخستین کسی است که لقب صدا مخملی در موسیقی را دارد.
در ۲۷ آذرماه ۱۳۳۶ وقتی بنان با اتومبیل شخصی در جاده کرج مشغول رانندگی بود، با کامیونی که فاقد چراغ ایمنی عقب بود، تصادف کرد و در این سانحه چشم راستش را از دست داد و همیشه از عینک دودی استفاده میکرد.
از ترانههای بنان میتوان به آهنگ آذربایجان در دستگاه شور، آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا در مایه بوسلیک، الهه ناز در مایه دشتی، بهار دلنشین در آواز اصفهان، بوی جوی مولیان در آواز اصفهان، تصنیف توشه عمر در دستگاه همایون، یار رمیده، میناب، خاموش، مرا عاشقی شیدا در دستگاه سهگاه، من از روز ازل در دستگاه سهگاه، نوای نی در آواز دشتی و سرود ای ایران در مایه دشتی اشاره کرد.
غلامحسین بنان در ۷۴ سالگی درگذشت و در امامزاده طاهر کرج به خاک سپرده شد.
🆔 @bargi_az_tarikh
#برگی_از_تقویم_تاریخ
☘☘☘☘☘☘☘☘☘☘
https://t.me/bargi_az_tarikh/7631
۸ اسفند سالروز درگذشت غلامحسین بنان
( زاده ۱۵ اردیبهشت ۱۲۹۰ تهران -- درگذشته ۸ اسفند ۱۳۶۴ تهران ) خواننده موسیقی کلاسیک ایرانی
بنان از سالهای ۱۳۲۱ تا دهه ۱۳۵۰ در زمینه موسیقی ملی ایران فعالیت داشت و از سال ۱۳۲۱ صدایش همراه با عدهای از هنرمندان دیگر از رادیو به گوش مردم رسید. او را روحاله خالقی در ارکستر انجمن موسیقی شرکت داد و با ارکستر شماره یک نیز همکاری را آغاز کرد و از بدو شروع برنامه «گلهای رنگارنگ» بنا به دعوت داود پیرنیا نیز همکاری داشت. وی در طول فعالیت هنریاش، حدود ۳۵۰ آهنگ اجرا کرد. ویژگی صدای وی زیر و بمها و تحریرهای صدای او بود که هم به آواز قدیمی و کلاسیک ایرانی و هم به نغمات جدید و مدرن ایرانی تسلط داشت. مانند تصنیف «الهه ناز».
برخی او را بزرگترین اجرا کننده سبک وزیری - خالقی میدانند. او همچنین در کنار ادیب خوانساری از اجراکنندگان آثار صبا و محجوبی بود. همچنین به مرکبخوانی و تلفیق شعر و موسیقی تسلط داشت.
آن زمان که ارکستر رادیو به رهبری روحاله خالقی، خوانندگی بنان و با شرکت پرویز یاحقی، علی تجویدی، مرتضی محجوبی و ... تشکیل یافته بود.
در سال ۱۳۳۲ به پیشنهاد روحاله خالقی به اداره کل هنرهای زیبای کشور رفت و به سمت استاد آواز هنرستان موسیقی ملی به کار مشغول شد و در سال ۱۳۳۴ به ریاست شورای موسیقی رادیو رسید. بنان از ابتدا در برنامه گلهای جاویدان و گلهای رنگارنگ و برگ سبز شرکت داشت و برنامههای متعدد و گوناگون دیگری از او به جای ماند.
در این برنامهها، استادان موسیقی سنتی چون خالقی، صبا، محجوبی، عبادی، تهرانی، تجویدی و... با او همکاری داشتهاند. بنان نخستین کسی است که لقب صدا مخملی در موسیقی را دارد.
در ۲۷ آذرماه ۱۳۳۶ وقتی بنان با اتومبیل شخصی در جاده کرج مشغول رانندگی بود، با کامیونی که فاقد چراغ ایمنی عقب بود، تصادف کرد و در این سانحه چشم راستش را از دست داد و همیشه از عینک دودی استفاده میکرد.
از ترانههای بنان میتوان به آهنگ آذربایجان در دستگاه شور، آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا در مایه بوسلیک، الهه ناز در مایه دشتی، بهار دلنشین در آواز اصفهان، بوی جوی مولیان در آواز اصفهان، تصنیف توشه عمر در دستگاه همایون، یار رمیده، میناب، خاموش، مرا عاشقی شیدا در دستگاه سهگاه، من از روز ازل در دستگاه سهگاه، نوای نی در آواز دشتی و سرود ای ایران در مایه دشتی اشاره کرد.
غلامحسین بنان در ۷۴ سالگی درگذشت و در امامزاده طاهر کرج به خاک سپرده شد.
🆔 @bargi_az_tarikh
#برگی_از_تقویم_تاریخ
☘☘☘☘☘☘☘☘☘☘
https://t.me/bargi_az_tarikh/7631
Telegram
برگی از تقویم تاریخ
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘
۸ اسفند سالروز درگذشت غلامحسین بنان
( زاده ۱۵ اردیبهشت ۱۲۹۰ تهران -- درگذشته ۸ اسفند ۱۳۶۴ تهران ) خواننده موسیقی کلاسیک ایرانی
بنان از سالهای ۱۳۲۱ تا دهه ۱۳۵۰ در زمینه موسیقی ملی ایران فعالیت داشت و از سال ۱۳۲۱ صدایش…
۸ اسفند سالروز درگذشت غلامحسین بنان
( زاده ۱۵ اردیبهشت ۱۲۹۰ تهران -- درگذشته ۸ اسفند ۱۳۶۴ تهران ) خواننده موسیقی کلاسیک ایرانی
بنان از سالهای ۱۳۲۱ تا دهه ۱۳۵۰ در زمینه موسیقی ملی ایران فعالیت داشت و از سال ۱۳۲۱ صدایش…