🌎 چرا بیشتر از کشورهای دیگر اشتباه میکنیم؟
✍ دکتر محمود سریعالقلم
🌿اشتباه کردن مهم نیست. تعداد اشتباهات مهم است و بلکه تکرار اشتباهات مخرب است. به عنوان یک جامعه توانمند، به نظر می رسد تعدادی از اشتباهات را طی قرن گذشته مرتب تکرار کرده ایم:
۱) نیاموخته ایم که پیشرفت ژاپن، اروپا و آسیا تابع مدیریت بنگاه ها و سیستم هاست و نه ریاست افراد؛
۲) نیاموخته ایم که فهم حقیقت از طریق دیالوگ و وجود جامعه مدنی شکل می گیرد و در ذهن جزیره ای یک یا چند فرد نیست و بنابراین ضروری است که، یکدیگر را تحمل کنیم، برای یکدیگر جا بازکنیم، تفاوت های یکدیگر را به رسمیت بشناسیم و از خودخواهی های فکری بپرهیزیم؛
۳) نیاموخته ایم که با Fact، قضاوت کنیم و نه با تخیل و شنیده ها و شایعات؛
۴) نیاموخته ایم که حکمرانی، امری تخصصی است و لازمه آن دانش است؛
۵) نیاموخته ایم که قدرت، مسئولیت می آورد و اصل بر «مصلحت عامه» و تأمین رضایت مندی عامه شهروندان است؛
۶) نیاموخته ایم وقتی از درب منزل خود پا بیرون می گذاریم، در عرصه Public (عرصه عمومی) وارد شده ایم و در عرصه Public، نمی توانیم هر کاری انجام دهیم (مثل دوبله پارک کردن) و هر سخنی بگوییم و هر قضاوتی بنماییم؛
۷) نیاموخته ایم که توسعه، قبل از آنکه به سرمایه، فن آوری و تولید نیازمند باشد، به همکاری، هماهنگی، اعتماد و حمایت از یکدیگر محتاج است؛
۸) نیاموخته ایم برای آنکه دیگر ملت ها به هویت، استقلال و حاکمیت ما احترام بگذارند باید داخل خود را سامان دهیم، به یکدیگر در داخل خود احترام بگذاریم، پوپولیسم را تعطیل کنیم، پایگاه حاکمیت را نزد کارآفرینان و دانشمندان و خبرنگاران بنا کنیم و تولید و نوآوری را بنیان استقلال و حاکمیت ملی قرار دهیم؛
۹) نیاموخته ایم که در کنار دستور کار شخصی، به مسئولیت اجتماعی و به مفهومِ مقدس Public اهمیت دهیم و
۱۰) نیاموخته ایم که نقد از فکر و رفتار را، از نقدبه شخص تفکیک کنیم، حرف منطقی را بپذیریم، یکدیگر را تخریب و تحریف و زخمی نکنیم و تلقی اینکه هر کدام، مرکز ثقل جهان هستیم را کنار بگذاریم (Self-obsession)، از هم حمایت کنیم و به قولهایی که می دهیم حتی المقدور عمل کنیم.
طبیعی است تبدیل این نیاموختنی ها به آموختن ها با گفتار درمانیِ صرف، امکان پذیر نیست. اما فهم مشکل خود بخشی از حل مسئله است. مثل علم پزشکی است. شناخت بیماری خود مقدمه درمان است. یکی از دستاوردهای مهم انقلاب این بوده که بخش های وسیعی از جامعه متوجه شدند که ریشه مشکلات ما، در درون خود ماست و بهبود امور را باید از داخل شروع کرد. هر چند ملک الشعرای بهار یک قرن پیش این نکته را گوشزد کرده بود که از ماست که برماست، ولی جستجو کردن ریشه مشکلات در داخل، هم اکنون به یک ادراک عمومی رسیده است.
اگر ریشه ها در داخل است، کدام عوامل در اولویت هستند؟ چرا نسل بعد از نسل، این اشتباهات را تکرار می کنند؟ آیا دانش، علم و داده های ما کمبود دارند؟ آیا در برنامه ریزی، سیاست گذاری و تعیین اولویت ها مسئله داریم؟ آیا برای فهم دقیق مشکلات، مؤسسات پژوهشی نداریم؟ منابع طبیعی نداریم یا منابع انسانی؟ آیا مشکل در فکر است؟ دانش است؟ ساختار سیاسی است؟ خلقیات است؟ فرهنگ است؟ ساختار تولید است؟ سبک زندگی است؟ و ده ها دلیل محتمل دیگر. علت العلل کانونی چیست؟
به عنوان یک نظر در میان نظرات مختلف، این نوشتار نظریه ای برای تکرار اشتباهات مطرح می نماید: سه خوشه علّی (Causal clusters) به صورت یک مثلث که زوایای ان برهم تأثیرگذارند را مطرح میکنیم: فرهنگی، سیاسی و اقتصادی.
الف: عنصر فرهنگی که باعث میشود ما بسیار اشتباه کنیم: هر چند ما بعنوان یک جامعه دارای آداب جمعی هستیم، خصوصیات جمعی داریم، سنت هایی را پاس میداریم، زبان مشترک داریم اما رسالت و هویت جمعی که بدان تعلق خاطری، فراتر ازفردیت خود داشته باشیم را نداریم و یا بسیار ضعیف است. از طرفی دیگر، اندیشه ها و رفتارهایی
(Code of conduct) که اکثریت مطلق جامعه را به هم وصل کند بسیار ضعیف است (قرارداد اجتماعی).
🌿به عبارت دیگر، دستور کار فردی باعث شده که جمع را فراموش کنیم، کوتاه مدت بیاندیشیم، به دنبال منافع خود و گروه خود باشیم و به عموم و مصلحت عامه فکر نکنیم. تقریباً هر فردی هر نوعی که دوست دارد عمل میکند. بیشتر به شخصی احترام می گذاریم که در دایره ماست. کمتر فردی را به خاطر اینکه شهروند این جامعه است محترم می شماریم. شاید به همین دلیل اگر با اتوموبیلی تصادف کنیم که راننده اش را می شناسیم خوب برخورد میکنیم ولی به رانندهای که نمی شناسیم ناسزا میگوییم و با او نزاع میکنیم چون با او حس جمعی و هویت جمعی نداریم بلکه او را بیگانه می شماریم. برای کسانی جا ....👇
👇لینک متن کامل👇
sariolghalam.com/?p=1566
@tarbd
✍ دکتر محمود سریعالقلم
🌿اشتباه کردن مهم نیست. تعداد اشتباهات مهم است و بلکه تکرار اشتباهات مخرب است. به عنوان یک جامعه توانمند، به نظر می رسد تعدادی از اشتباهات را طی قرن گذشته مرتب تکرار کرده ایم:
۱) نیاموخته ایم که پیشرفت ژاپن، اروپا و آسیا تابع مدیریت بنگاه ها و سیستم هاست و نه ریاست افراد؛
۲) نیاموخته ایم که فهم حقیقت از طریق دیالوگ و وجود جامعه مدنی شکل می گیرد و در ذهن جزیره ای یک یا چند فرد نیست و بنابراین ضروری است که، یکدیگر را تحمل کنیم، برای یکدیگر جا بازکنیم، تفاوت های یکدیگر را به رسمیت بشناسیم و از خودخواهی های فکری بپرهیزیم؛
۳) نیاموخته ایم که با Fact، قضاوت کنیم و نه با تخیل و شنیده ها و شایعات؛
۴) نیاموخته ایم که حکمرانی، امری تخصصی است و لازمه آن دانش است؛
۵) نیاموخته ایم که قدرت، مسئولیت می آورد و اصل بر «مصلحت عامه» و تأمین رضایت مندی عامه شهروندان است؛
۶) نیاموخته ایم وقتی از درب منزل خود پا بیرون می گذاریم، در عرصه Public (عرصه عمومی) وارد شده ایم و در عرصه Public، نمی توانیم هر کاری انجام دهیم (مثل دوبله پارک کردن) و هر سخنی بگوییم و هر قضاوتی بنماییم؛
۷) نیاموخته ایم که توسعه، قبل از آنکه به سرمایه، فن آوری و تولید نیازمند باشد، به همکاری، هماهنگی، اعتماد و حمایت از یکدیگر محتاج است؛
۸) نیاموخته ایم برای آنکه دیگر ملت ها به هویت، استقلال و حاکمیت ما احترام بگذارند باید داخل خود را سامان دهیم، به یکدیگر در داخل خود احترام بگذاریم، پوپولیسم را تعطیل کنیم، پایگاه حاکمیت را نزد کارآفرینان و دانشمندان و خبرنگاران بنا کنیم و تولید و نوآوری را بنیان استقلال و حاکمیت ملی قرار دهیم؛
۹) نیاموخته ایم که در کنار دستور کار شخصی، به مسئولیت اجتماعی و به مفهومِ مقدس Public اهمیت دهیم و
۱۰) نیاموخته ایم که نقد از فکر و رفتار را، از نقدبه شخص تفکیک کنیم، حرف منطقی را بپذیریم، یکدیگر را تخریب و تحریف و زخمی نکنیم و تلقی اینکه هر کدام، مرکز ثقل جهان هستیم را کنار بگذاریم (Self-obsession)، از هم حمایت کنیم و به قولهایی که می دهیم حتی المقدور عمل کنیم.
طبیعی است تبدیل این نیاموختنی ها به آموختن ها با گفتار درمانیِ صرف، امکان پذیر نیست. اما فهم مشکل خود بخشی از حل مسئله است. مثل علم پزشکی است. شناخت بیماری خود مقدمه درمان است. یکی از دستاوردهای مهم انقلاب این بوده که بخش های وسیعی از جامعه متوجه شدند که ریشه مشکلات ما، در درون خود ماست و بهبود امور را باید از داخل شروع کرد. هر چند ملک الشعرای بهار یک قرن پیش این نکته را گوشزد کرده بود که از ماست که برماست، ولی جستجو کردن ریشه مشکلات در داخل، هم اکنون به یک ادراک عمومی رسیده است.
اگر ریشه ها در داخل است، کدام عوامل در اولویت هستند؟ چرا نسل بعد از نسل، این اشتباهات را تکرار می کنند؟ آیا دانش، علم و داده های ما کمبود دارند؟ آیا در برنامه ریزی، سیاست گذاری و تعیین اولویت ها مسئله داریم؟ آیا برای فهم دقیق مشکلات، مؤسسات پژوهشی نداریم؟ منابع طبیعی نداریم یا منابع انسانی؟ آیا مشکل در فکر است؟ دانش است؟ ساختار سیاسی است؟ خلقیات است؟ فرهنگ است؟ ساختار تولید است؟ سبک زندگی است؟ و ده ها دلیل محتمل دیگر. علت العلل کانونی چیست؟
به عنوان یک نظر در میان نظرات مختلف، این نوشتار نظریه ای برای تکرار اشتباهات مطرح می نماید: سه خوشه علّی (Causal clusters) به صورت یک مثلث که زوایای ان برهم تأثیرگذارند را مطرح میکنیم: فرهنگی، سیاسی و اقتصادی.
الف: عنصر فرهنگی که باعث میشود ما بسیار اشتباه کنیم: هر چند ما بعنوان یک جامعه دارای آداب جمعی هستیم، خصوصیات جمعی داریم، سنت هایی را پاس میداریم، زبان مشترک داریم اما رسالت و هویت جمعی که بدان تعلق خاطری، فراتر ازفردیت خود داشته باشیم را نداریم و یا بسیار ضعیف است. از طرفی دیگر، اندیشه ها و رفتارهایی
(Code of conduct) که اکثریت مطلق جامعه را به هم وصل کند بسیار ضعیف است (قرارداد اجتماعی).
🌿به عبارت دیگر، دستور کار فردی باعث شده که جمع را فراموش کنیم، کوتاه مدت بیاندیشیم، به دنبال منافع خود و گروه خود باشیم و به عموم و مصلحت عامه فکر نکنیم. تقریباً هر فردی هر نوعی که دوست دارد عمل میکند. بیشتر به شخصی احترام می گذاریم که در دایره ماست. کمتر فردی را به خاطر اینکه شهروند این جامعه است محترم می شماریم. شاید به همین دلیل اگر با اتوموبیلی تصادف کنیم که راننده اش را می شناسیم خوب برخورد میکنیم ولی به رانندهای که نمی شناسیم ناسزا میگوییم و با او نزاع میکنیم چون با او حس جمعی و هویت جمعی نداریم بلکه او را بیگانه می شماریم. برای کسانی جا ....👇
👇لینک متن کامل👇
sariolghalam.com/?p=1566
@tarbd
دکتر محمود سریع القلم
چرا اینقدر اشتباه می کنیم؟ | محمود سریع القلم
کانون «اشتباه نکردن» به ساختاری برمیگردد که در آن گردش اطلاعات، گردش فکر و گردش مجریان وجود داشته باشد. هدف از این گردشها، یادگیری است. سیستمها
Forwarded from سهام نیوز
✅ امار ازدواج و طلاق ۹۸
استان البرز و تهران نزديك به ٥٠ درصد ازدواج ها به طلاق كشيده مي شود
@Sahamnewsorg
استان البرز و تهران نزديك به ٥٠ درصد ازدواج ها به طلاق كشيده مي شود
@Sahamnewsorg
📙اعضای فرقه شیخیه در دوره قاجار
▪️فرقه شیخیّه به دست شخصی به نام شیخ احمد بن زین الدّین أحسائی در اوایل قرن سیزدهم هجری قمری ابتدا در احساء و عراق و سپس در ایران اعلام موجودیّت کرد. از این فرقه با عناوین دیگری مثل «پایینسریّه» نیز یاد شده است. علّت بکار بردن اصطلاح «شیخیّه» برای پیروان این فرقه، آن است که رهبران این فرقه افکار و عقاید خود را که با عقاید شیعیان متفاوت است، از شیخ احمد احسائی اخذ کردهاند؛ به آنها «شیخیّه» به معنای پیروان و تبعیّت کنندگان از شیخ گفته میشود.
▪️فرقه شیخیّه به دست شخصی به نام شیخ احمد بن زین الدّین أحسائی در اوایل قرن سیزدهم هجری قمری ابتدا در احساء و عراق و سپس در ایران اعلام موجودیّت کرد. از این فرقه با عناوین دیگری مثل «پایینسریّه» نیز یاد شده است. علّت بکار بردن اصطلاح «شیخیّه» برای پیروان این فرقه، آن است که رهبران این فرقه افکار و عقاید خود را که با عقاید شیعیان متفاوت است، از شیخ احمد احسائی اخذ کردهاند؛ به آنها «شیخیّه» به معنای پیروان و تبعیّت کنندگان از شیخ گفته میشود.
✅انجمن علمی معلمان تاریخ و گروه تاریخ آموزش و پرورش استان اصفهان برگزار می کند:
جلسه سخنرانی
احزاب سیاسی؛ تهدیدها و فرصت ها
https://www.skyroom.online/ch/trc1/a102
لینک وبینار فردا 👆👆👆.لطفا با گزینه مهمان وارد شوید
✍✍📚✍✍
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
جلسه سخنرانی
احزاب سیاسی؛ تهدیدها و فرصت ها
https://www.skyroom.online/ch/trc1/a102
لینک وبینار فردا 👆👆👆.لطفا با گزینه مهمان وارد شوید
✍✍📚✍✍
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹فیروز باقرزاده، از بنیانگذاران باستانس شناسی ایران در ۹۰ سالگی در پاریس درگذشت.
به گزارش ایسنا، فیروز باقرزاده به عنوان نخستین رئیس کمیته میراث جهانی یونسکو، طرح تشکیل مرکز باستانشناسی ایران با هدف قانونمند کردن، ضابطهمند کردن و ساماندهی کاوشها و پژوهشهای باستانشناسی ایران را عملی کرد. دوران کاری او در این حوزه، دوران طلایی باستانشناسی ایران نامیده میشود.
آقای باقرزاده به همراه شهریار عدل پرونده ثبت جهانی تخت جمشید، چغازنبیل و میدان نقش جهان را تهیه کردند و برای جهانی شدن به یونسکو فرستادند.
فیروز باقرزاده خرداد ۱۳۰۹ در تهران به دنیا آمد و سال ۱۳۴۴ در رشته ادبیات و زبان انگلیسی فارغالتحصیل شد. او در سال ۱۳۳۵ در اداره کل هنرهای زیبای استخدام شد و در سال ۱۳۳۷ به آمریکا رفت تا در دانشگاه ایلینوی در رشته تاریخ هنر جهان تحصیل کند.وی مدرک کارشناسی ارشد خود را در این رشته دریافت کرد و در ادامه در پاریس در رشته باستانشناسی و تاریخ هنر ایران در مقطع دکتری تحصیل کرد.
به گزارش ایسنا، فیروز باقرزاده به عنوان نخستین رئیس کمیته میراث جهانی یونسکو، طرح تشکیل مرکز باستانشناسی ایران با هدف قانونمند کردن، ضابطهمند کردن و ساماندهی کاوشها و پژوهشهای باستانشناسی ایران را عملی کرد. دوران کاری او در این حوزه، دوران طلایی باستانشناسی ایران نامیده میشود.
آقای باقرزاده به همراه شهریار عدل پرونده ثبت جهانی تخت جمشید، چغازنبیل و میدان نقش جهان را تهیه کردند و برای جهانی شدن به یونسکو فرستادند.
فیروز باقرزاده خرداد ۱۳۰۹ در تهران به دنیا آمد و سال ۱۳۴۴ در رشته ادبیات و زبان انگلیسی فارغالتحصیل شد. او در سال ۱۳۳۵ در اداره کل هنرهای زیبای استخدام شد و در سال ۱۳۳۷ به آمریکا رفت تا در دانشگاه ایلینوی در رشته تاریخ هنر جهان تحصیل کند.وی مدرک کارشناسی ارشد خود را در این رشته دریافت کرد و در ادامه در پاریس در رشته باستانشناسی و تاریخ هنر ایران در مقطع دکتری تحصیل کرد.
📌📌📌معلم دانا بهتر از قاضی عادل
در سريال معلم دهكده؛ نامزد معلم ازش ميپرسه شما كه قاضی بوديد چرا رها كرديد و معلم شديد؟
ايشون جواب ميدن:
چون وقتی به مراجعينم و مجرمينی كه پيش من می آمدند دقيق می شدم
می ديدم كه اونها كسانی هستند كه یا آموزش نديده اند
و يا آموزشی که دیده اند درست نبوده و به خودم گفتم: به جای پرداختن به شاخ و برگ بايد به اصلاح ریشه بپردازیم.
و ما چقدر به معلم دانا بیش از قاضی عادل نیازمندیم
برای فرزندانمان قصه هایی بگوییم که بیدار شوند نه قصه هایی که به خواب فرو روند
بیداری وجدان و خرد دلنشین تر از خواب است..
@tarbd
در سريال معلم دهكده؛ نامزد معلم ازش ميپرسه شما كه قاضی بوديد چرا رها كرديد و معلم شديد؟
ايشون جواب ميدن:
چون وقتی به مراجعينم و مجرمينی كه پيش من می آمدند دقيق می شدم
می ديدم كه اونها كسانی هستند كه یا آموزش نديده اند
و يا آموزشی که دیده اند درست نبوده و به خودم گفتم: به جای پرداختن به شاخ و برگ بايد به اصلاح ریشه بپردازیم.
و ما چقدر به معلم دانا بیش از قاضی عادل نیازمندیم
برای فرزندانمان قصه هایی بگوییم که بیدار شوند نه قصه هایی که به خواب فرو روند
بیداری وجدان و خرد دلنشین تر از خواب است..
@tarbd
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎶زنان تاریخ ساز موسیقی ایران🎶
🎵با گرامی داشت یاد بانو هایده که متأسفّانه علیرغم نقش پررنگ ، جاودانه و تأثیرگذار این پدیدهء بدون تکرار تاریخ موسیقی ایران ، نامی از ایشان در این فهرست دیده نمی شود ...
@tarbd
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانهء سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://t.me/tarbd
🎵با گرامی داشت یاد بانو هایده که متأسفّانه علیرغم نقش پررنگ ، جاودانه و تأثیرگذار این پدیدهء بدون تکرار تاریخ موسیقی ایران ، نامی از ایشان در این فهرست دیده نمی شود ...
@tarbd
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانهء سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://t.me/tarbd
عکسهای_دیده_نشده_و_نایاب_از_اصفهان_قدیم.pdf
4 MB
عکسهای دیده نشده و نایاب از اصفهان قدیم.pdf
✅قتل عام ایزدیان
بقایای ۱۰۴ نفر از مردان ایزدی که در تابستان ۲۰۱۴ به وسیله داعش در شمال عراق به قتل رسیده بودند، طی مراسمی به خاک سپرده شده است.
این بقایا پس از شناسایی قبرهای دسته جمعی و بررسی های ژنتیک شناسایی شدند و برای به خاک سپاری به روستای کوچو در نزدیکی کوه سنجار منتقل شده بودند.
شبه نظامیان داعش پس از حمله به مناطق ایزدی نشین در شمال عراقِ، هزاران مرد غیرنظامی را به قتل رساندند وهزاران زن و کودک را به بردگی جنسی گرفتند.
https://www.bbc.com/persian/world-55968162
بقایای ۱۰۴ نفر از مردان ایزدی که در تابستان ۲۰۱۴ به وسیله داعش در شمال عراق به قتل رسیده بودند، طی مراسمی به خاک سپرده شده است.
این بقایا پس از شناسایی قبرهای دسته جمعی و بررسی های ژنتیک شناسایی شدند و برای به خاک سپاری به روستای کوچو در نزدیکی کوه سنجار منتقل شده بودند.
شبه نظامیان داعش پس از حمله به مناطق ایزدی نشین در شمال عراقِ، هزاران مرد غیرنظامی را به قتل رساندند وهزاران زن و کودک را به بردگی جنسی گرفتند.
https://www.bbc.com/persian/world-55968162
BBC News فارسی
تشییع جنازه گروهی از قربانیان ایزدی داعش در عراق
بقایای ۱۰۴ نفر از مردان ایزدی که در تابستان ۲۰۱۴ به دست داعش در شمال عراق کشته شدند، در مراسمی به خاک سپرده شد. این افراد پس از شناسایی گورهای جمعی و بررسیهای ژنتیک شناسایی و برای خاکسپاری به روستای کوچو در نزدیکی کوه سنجار منتقل شدند.
📌فقط در چشم راستت کمی انسانیت دیده می شود!!!
در رمان «قربانی» که شرح حضور «کورتزیو مالاپارته» خبرنگار ایتالیایی در جبهههای جنگ شوروی است، نویسنده شرح میدهد که چگونه یک گروهان ارتش آلمان، مردم یک دهکدهی شوروی را قتل عام میکنند. اما به محض خروج از دهکده، از پشت سر گلولهای به سویشان شلیک میشود. آلمانیها برمیگردند و پس از کمی جستجو، پسرک ده سالهی تفنگ به دستی را مییابند که تنها گلولهی باقیماندهاش را به سوی آنها شلیک کردهاست. پسرک را نزد فرماندهی فاشیست آلمانی میبرند. فرمانده که شوخطبع هم تشریف دارد، به پسرک میگوید: «چون یک کودکی، شانسی بهت میدهم تا از مرگ نجات پیدا کنی». و پس از نشنیدن جوابی از پسرک، میگوید: «فقط یک چشم من سالم است، چشم دیگرم مصنوعی است، اما با چشم سالمم مو نمیزند. اگر تو بگویی کدام چشمم مصنوعی است، میگذارم بروی!» پسرک فوراً میگوید: «چشم راستت مصنوعی است». افسر فاشیست که سخت تعجب کرده میگوید: «درست است. اما بگو از کجا فهمیدی؟» پسرک جواب میدهد: «فقط در چشم راستت کمی انسانیّت دیدهمیشود. فهمیدم که چشم خودت نیست»!
و البته پسرک را همانجا تیرباران میکنند.
نزدیک به چهار دهه است که برای استخدام و گزینش کارمندان دولتی و ارتقای اداری، علاوه بر مسایل عقیدتی و شرعی و اطلاعاتی، «ظاهر» آدمها هم به شدت مورد تحقیق و بررسی قرار میگیرد. سیستم موجود گزینشی، معتقد است که آدم سالم و معتقد حتماً ظاهر ویژهای هم باید داشتهباشد. در این سالها میلیونها جوان و نوجوان به خاطر بلندبودن موی سر یا کوتاهبودن آستین پیراهن یا پوشیدن شلوار لی یا ناکاملبودن روسری و چادر، تنبیه و توبیخ یا از استخدام محروم شدهاند. در هر اداره لیست بلندبالایی از ممنوعیتهای پوششی به در و دیوار نصب کردهاند. و همهی اینها برای جلوگیری از ورود افراد ناباب و نامسئول به نظام مدیریتی و اجرایی ِ کشور است.
اما این روزها که چپ و راست، اخبار دزدیها و اختلاسهای کلان موسسات و شرکتها و بانکهای «ارزشی» با نامهای مقدس مذهبی در رسانهها پیچیده، کمی دقت به قیافهها و تیپهای دزدان و اختلاسگران خالی از خنده و عبرت نخواهدبود. تقریباً همهی این بزرگان، قیافههایی بهشدت مورد تایید نظام دارند: ریشهایشان، پیشانیهای مهرخوردهشان، تواضع و لبخند شیرین اسلامیشان، پیراهنهای سادهشان، یقههای جمع و جورشان، انگشتریهایشان و... همه حکایت از اعتقادات عمیق مذهبی و تعهدات شرعیشان دارد.
این روزها در صورتهای مسخشدهی دزدان و اختلاسگران، دنبال یک چشم مصنوعی میگردم. اما انگار دیگر خیلی دیر شده و دیگر نشانی از انسانیّت در حدقههای وقیح ِ چشمانشان نمانده است...
✍خالد رسول پور
@tarbd
در رمان «قربانی» که شرح حضور «کورتزیو مالاپارته» خبرنگار ایتالیایی در جبهههای جنگ شوروی است، نویسنده شرح میدهد که چگونه یک گروهان ارتش آلمان، مردم یک دهکدهی شوروی را قتل عام میکنند. اما به محض خروج از دهکده، از پشت سر گلولهای به سویشان شلیک میشود. آلمانیها برمیگردند و پس از کمی جستجو، پسرک ده سالهی تفنگ به دستی را مییابند که تنها گلولهی باقیماندهاش را به سوی آنها شلیک کردهاست. پسرک را نزد فرماندهی فاشیست آلمانی میبرند. فرمانده که شوخطبع هم تشریف دارد، به پسرک میگوید: «چون یک کودکی، شانسی بهت میدهم تا از مرگ نجات پیدا کنی». و پس از نشنیدن جوابی از پسرک، میگوید: «فقط یک چشم من سالم است، چشم دیگرم مصنوعی است، اما با چشم سالمم مو نمیزند. اگر تو بگویی کدام چشمم مصنوعی است، میگذارم بروی!» پسرک فوراً میگوید: «چشم راستت مصنوعی است». افسر فاشیست که سخت تعجب کرده میگوید: «درست است. اما بگو از کجا فهمیدی؟» پسرک جواب میدهد: «فقط در چشم راستت کمی انسانیّت دیدهمیشود. فهمیدم که چشم خودت نیست»!
و البته پسرک را همانجا تیرباران میکنند.
نزدیک به چهار دهه است که برای استخدام و گزینش کارمندان دولتی و ارتقای اداری، علاوه بر مسایل عقیدتی و شرعی و اطلاعاتی، «ظاهر» آدمها هم به شدت مورد تحقیق و بررسی قرار میگیرد. سیستم موجود گزینشی، معتقد است که آدم سالم و معتقد حتماً ظاهر ویژهای هم باید داشتهباشد. در این سالها میلیونها جوان و نوجوان به خاطر بلندبودن موی سر یا کوتاهبودن آستین پیراهن یا پوشیدن شلوار لی یا ناکاملبودن روسری و چادر، تنبیه و توبیخ یا از استخدام محروم شدهاند. در هر اداره لیست بلندبالایی از ممنوعیتهای پوششی به در و دیوار نصب کردهاند. و همهی اینها برای جلوگیری از ورود افراد ناباب و نامسئول به نظام مدیریتی و اجرایی ِ کشور است.
اما این روزها که چپ و راست، اخبار دزدیها و اختلاسهای کلان موسسات و شرکتها و بانکهای «ارزشی» با نامهای مقدس مذهبی در رسانهها پیچیده، کمی دقت به قیافهها و تیپهای دزدان و اختلاسگران خالی از خنده و عبرت نخواهدبود. تقریباً همهی این بزرگان، قیافههایی بهشدت مورد تایید نظام دارند: ریشهایشان، پیشانیهای مهرخوردهشان، تواضع و لبخند شیرین اسلامیشان، پیراهنهای سادهشان، یقههای جمع و جورشان، انگشتریهایشان و... همه حکایت از اعتقادات عمیق مذهبی و تعهدات شرعیشان دارد.
این روزها در صورتهای مسخشدهی دزدان و اختلاسگران، دنبال یک چشم مصنوعی میگردم. اما انگار دیگر خیلی دیر شده و دیگر نشانی از انسانیّت در حدقههای وقیح ِ چشمانشان نمانده است...
✍خالد رسول پور
@tarbd
Forwarded from Deleted Account
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅ واقعه سیاهکل
🔹در سحرگاه ۱۹ بهمن سال ۱۳۴۹، یک دسته چریک مسلح به پاسگاه ژاندارمری سیاهکل حمله کردند و با این تهاجم، مبارزه مسلحانه بر علیه حکومت شاه آغاز شد...؛ بعد از کودتای ۲۸مرداد۱۳۳۲، تعداد زیادی از افراد #حزب_توده (حزبی در راستای اهداف و منافع شوروی در ایران) در جریان کودتای ۲۸ مرداد دستگیر شدند، تعدادی نیز کشته و عده ای به خارج فرار کرده و تعدادی هم با حکومت شاهنشاهی هم آوا شدند.(۱)؛ جوانانی که در حزب توده فعالیت میکردند؛ پس از این رویدادها و بسته شدن راههای مسالمت آمیز سیاسی افرادی نظیر عباس سورکی، عبدالحسین مدرسی، ناصر آقایان، بیژن جزنی، حسین نعمتی، مهدی شیری و ... گروهی تحت عنوان #گروه_رزم_آوران حزب توده را تشکیل و در جلسات خود عملکرد گذشته حزب توده و شوروی را نقادی میکردند.(۲)؛ این گروه که میتوان آنان را پایه گذار و کادر اصلی سازمان چریکهای فدایی خلق نامید، در سال ۱۳۴۷ دستگیر و در زندان هم نوعی کار تشکیلاتی میکردند. این سازمان تا اسفند ۱۳۴۹ اسمی نداشت و در اواخر فروردین ۱۳۵۰، سازمان چریکهای فدایی خلق با #ایدئولوژی_مارکسیست_لنینیستی از پیوستن دو گروه که به واسطه نداشتن نام مشخص به نام بنیانگذارانش شناخته میشدند، شکل گرفت. گروه نخست با نام #جزنی _ #ضیاءظریفی شناخته میشد و گروه دوم به نام #پویان _ #احمدزاده معروف بود.(۳)
🔹در خصوص ایدئولوژی این گروه باید گفت: " #مارکسیسم_لیننیسم، ایدئولوژی رسمی گروه بود. کسانی به عضویت پذیرفته میشدند که قبلا با ایدئولوژی طبقه کارگر آشنا شده و آن را پذیرفته باشند. مشی قهرآمیز در جهت بر پا ساختن انقلاب دموکراتیک نوین، استراتژی گروه بود. آغاز مبارزه چریکی در جنگل و کوه، تلقی گروه از مبارزه مسلحانه در آن شرایط بود. گروه دلایل بسیاری داشت که از رهبری جهانی شوروی استقبال نکند. سیاست شوروی در ایران طی بیست و چند سال و رابطه غلط حزب توده با شوروی برای گروه شناخته شده بود".(۴)
🔹در سال ۱۳۴۹، جستجو برای یافتن محل مناسب برای عملیات چریکی بود و بحث جنگ چریکی روستایی و جنگ چریکی شهری به میان آمد. دستجات مختلف در پوشش گردش و سفر علمی به دهات و جنگلها و شهرستانها به دنبال این موضوع بودند، تا اینکه گروهی از کمونیستها که بعدا به نام #چریکهای_فدایی_خلق مشهور شدند، اولین گروه خود را به جنگلهای شمال فرستادند که ضمن تحقیقات بیشتر و ساختن استحکامات تمرین کند، تا بتوانند آغازگر جنگ چریکی روستایی باشند؛ اما این گروه خیلی زود به دام افتاد.(۵)؛زیرا زمان بسیار بد انتخاب شده بود. زمستان سال ۱۳۴۹، برف و باران و خلوتی محیط و غیر بومی بودن زود جلب نظر کرد و از طرفی ارتباط گروه با ده شهر جهت تامین وسائل و مایحتاج به سختی انجام میگرفت و نیز پوشش تبلیغی در محیط نداشت؛ لذا عده ای احتمال میدادند که اینان سارق باشند و بالاخره مسئله کمونیست بودن با در نظر گرفتن روحیه مذهبی مردم و خاطرات تلخ خیانتها و اعمال کمونیستها در نهضت جنگل، این گروه را با شکست مواجه ساخت.(۶)
🔹با لو رفتن و دستگیر شدن روابط بین گروه توده، چریکها برای نجات او به پاسگاه سیاهکل حمله بردند؛ ولی مامورین، رابط را قبلا به شهر فرستاده بودند، آنگاه پاسگاه را خلع سلاح کردند و بالاجبار به داخل جنگل گریختند، در حالی که این عمل نیز اشتباه بود؛ زیرا در آن هوای زمستان و محیط و موقعیت و عدم پشتیبانی کافی بایستی به شهر می امدند.(۷)؛ در هر حال حکومت با شدت عمل هر چه تمامتر جنگل را محاصره کرد و با بمبهای آتش زا، نقاط مشکوک را از درختان خلوت کرد و از راه زمین و هوا نیروهای ورزیده خود را اعزام داشت، که ضمن چند برخورد مختصر، کلیه افراد گروه دستگیر و اعدام و یا محکوم به زندانهای مختلف گشتند و در باز جوئی ها، شبکه شهری نیز شناسائی شد، و مخصوصا رهبران و افراد موثر گروه از قبیل #حمید_اشرف، #زیبرم، #مفتاحی، #پویان، #صفائی_فراهانی و ... لو رفتند و حکومت ضمن چاپ عکسهای آنها برای دستگیر کننده، هریک صد هزار تومان جایزه تعیین کرد.(۸)
✍محمد امیری
🔸منابع:
۱. چپ در ایران به روایت اسناد ساواک، سازمان چریکهای فدایی خلق ایران، ۱۳۸۰، چ۱، ص۴.
۲. تحولات سیاسی_اجتماعی ایران در دوره پهلوی، علیرضا امینی، تهران، صدای معصار، ۱۳۸۱، ص۳۱۶.
۳. حماسه سیاهکل، سازمان چریکهای فدایی خلق ایران، بیجا، بیتا، ۱۳۵۰، ص۷-۸.
۴. ۱۹ بهمن تئوریک، بیژن جزنی، تهران، ۱۳۵۵، ص۱۳.
۵. چپ در ایران به روایت اسناد ساواک، ص۵.
۶. تحولات سیاسی_اجتماعی ایران در دوره پهلوی، پیشین، ص۳۱۷.
۷. چپ در ایران به روایت اسناد ساواک، پیشین، ص۶؛ و "تاریخ سیاسی معاصر ایران"، دفتر انتشارات اسلامی، ج۱، ص۳۸-۴۰.
۸. ۱۹ بهمن تئوریک، بیژن جزنی، تهران، ۱۳۵۵، ص۱۳.
@tarbd
🔹در سحرگاه ۱۹ بهمن سال ۱۳۴۹، یک دسته چریک مسلح به پاسگاه ژاندارمری سیاهکل حمله کردند و با این تهاجم، مبارزه مسلحانه بر علیه حکومت شاه آغاز شد...؛ بعد از کودتای ۲۸مرداد۱۳۳۲، تعداد زیادی از افراد #حزب_توده (حزبی در راستای اهداف و منافع شوروی در ایران) در جریان کودتای ۲۸ مرداد دستگیر شدند، تعدادی نیز کشته و عده ای به خارج فرار کرده و تعدادی هم با حکومت شاهنشاهی هم آوا شدند.(۱)؛ جوانانی که در حزب توده فعالیت میکردند؛ پس از این رویدادها و بسته شدن راههای مسالمت آمیز سیاسی افرادی نظیر عباس سورکی، عبدالحسین مدرسی، ناصر آقایان، بیژن جزنی، حسین نعمتی، مهدی شیری و ... گروهی تحت عنوان #گروه_رزم_آوران حزب توده را تشکیل و در جلسات خود عملکرد گذشته حزب توده و شوروی را نقادی میکردند.(۲)؛ این گروه که میتوان آنان را پایه گذار و کادر اصلی سازمان چریکهای فدایی خلق نامید، در سال ۱۳۴۷ دستگیر و در زندان هم نوعی کار تشکیلاتی میکردند. این سازمان تا اسفند ۱۳۴۹ اسمی نداشت و در اواخر فروردین ۱۳۵۰، سازمان چریکهای فدایی خلق با #ایدئولوژی_مارکسیست_لنینیستی از پیوستن دو گروه که به واسطه نداشتن نام مشخص به نام بنیانگذارانش شناخته میشدند، شکل گرفت. گروه نخست با نام #جزنی _ #ضیاءظریفی شناخته میشد و گروه دوم به نام #پویان _ #احمدزاده معروف بود.(۳)
🔹در خصوص ایدئولوژی این گروه باید گفت: " #مارکسیسم_لیننیسم، ایدئولوژی رسمی گروه بود. کسانی به عضویت پذیرفته میشدند که قبلا با ایدئولوژی طبقه کارگر آشنا شده و آن را پذیرفته باشند. مشی قهرآمیز در جهت بر پا ساختن انقلاب دموکراتیک نوین، استراتژی گروه بود. آغاز مبارزه چریکی در جنگل و کوه، تلقی گروه از مبارزه مسلحانه در آن شرایط بود. گروه دلایل بسیاری داشت که از رهبری جهانی شوروی استقبال نکند. سیاست شوروی در ایران طی بیست و چند سال و رابطه غلط حزب توده با شوروی برای گروه شناخته شده بود".(۴)
🔹در سال ۱۳۴۹، جستجو برای یافتن محل مناسب برای عملیات چریکی بود و بحث جنگ چریکی روستایی و جنگ چریکی شهری به میان آمد. دستجات مختلف در پوشش گردش و سفر علمی به دهات و جنگلها و شهرستانها به دنبال این موضوع بودند، تا اینکه گروهی از کمونیستها که بعدا به نام #چریکهای_فدایی_خلق مشهور شدند، اولین گروه خود را به جنگلهای شمال فرستادند که ضمن تحقیقات بیشتر و ساختن استحکامات تمرین کند، تا بتوانند آغازگر جنگ چریکی روستایی باشند؛ اما این گروه خیلی زود به دام افتاد.(۵)؛زیرا زمان بسیار بد انتخاب شده بود. زمستان سال ۱۳۴۹، برف و باران و خلوتی محیط و غیر بومی بودن زود جلب نظر کرد و از طرفی ارتباط گروه با ده شهر جهت تامین وسائل و مایحتاج به سختی انجام میگرفت و نیز پوشش تبلیغی در محیط نداشت؛ لذا عده ای احتمال میدادند که اینان سارق باشند و بالاخره مسئله کمونیست بودن با در نظر گرفتن روحیه مذهبی مردم و خاطرات تلخ خیانتها و اعمال کمونیستها در نهضت جنگل، این گروه را با شکست مواجه ساخت.(۶)
🔹با لو رفتن و دستگیر شدن روابط بین گروه توده، چریکها برای نجات او به پاسگاه سیاهکل حمله بردند؛ ولی مامورین، رابط را قبلا به شهر فرستاده بودند، آنگاه پاسگاه را خلع سلاح کردند و بالاجبار به داخل جنگل گریختند، در حالی که این عمل نیز اشتباه بود؛ زیرا در آن هوای زمستان و محیط و موقعیت و عدم پشتیبانی کافی بایستی به شهر می امدند.(۷)؛ در هر حال حکومت با شدت عمل هر چه تمامتر جنگل را محاصره کرد و با بمبهای آتش زا، نقاط مشکوک را از درختان خلوت کرد و از راه زمین و هوا نیروهای ورزیده خود را اعزام داشت، که ضمن چند برخورد مختصر، کلیه افراد گروه دستگیر و اعدام و یا محکوم به زندانهای مختلف گشتند و در باز جوئی ها، شبکه شهری نیز شناسائی شد، و مخصوصا رهبران و افراد موثر گروه از قبیل #حمید_اشرف، #زیبرم، #مفتاحی، #پویان، #صفائی_فراهانی و ... لو رفتند و حکومت ضمن چاپ عکسهای آنها برای دستگیر کننده، هریک صد هزار تومان جایزه تعیین کرد.(۸)
✍محمد امیری
🔸منابع:
۱. چپ در ایران به روایت اسناد ساواک، سازمان چریکهای فدایی خلق ایران، ۱۳۸۰، چ۱، ص۴.
۲. تحولات سیاسی_اجتماعی ایران در دوره پهلوی، علیرضا امینی، تهران، صدای معصار، ۱۳۸۱، ص۳۱۶.
۳. حماسه سیاهکل، سازمان چریکهای فدایی خلق ایران، بیجا، بیتا، ۱۳۵۰، ص۷-۸.
۴. ۱۹ بهمن تئوریک، بیژن جزنی، تهران، ۱۳۵۵، ص۱۳.
۵. چپ در ایران به روایت اسناد ساواک، ص۵.
۶. تحولات سیاسی_اجتماعی ایران در دوره پهلوی، پیشین، ص۳۱۷.
۷. چپ در ایران به روایت اسناد ساواک، پیشین، ص۶؛ و "تاریخ سیاسی معاصر ایران"، دفتر انتشارات اسلامی، ج۱، ص۳۸-۴۰.
۸. ۱۹ بهمن تئوریک، بیژن جزنی، تهران، ۱۳۵۵، ص۱۳.
@tarbd
#چریکهای_فدایی_خلق
#محمودنادری
📘 کتاب " چریک های فدایی خلق "
✍ نوشته محمود نادری
📘📘 دو جلد
🔹"چریکهای فدایی خلق"، نام سازمانی است که با هدف مبارزه مسلحانه علیه حکومت پهلوی در سال ۱۳۵۰ اعلام موجودیت کرد. این سازمان مارکسیستی از ادغام دو گروه پدید آمد که یکی از آن دو گروه بقایای گروه #بیژن_جزنی بود، که در ۱۹ بهمن سال ۱۳۴۹ به پاسگاه سیاهکل حمله کرد و مدتی بعد بازماندگان آنان به گروه #پویان ـ #احمدزاده ملحق شدند. کتاب چریکهای فدایی خلق با تکیه بر انبوهی از اسناد اطلاعاتی و دیگر منابع با شرح فعالیتهای گروه جزنی آغاز میگردد، و در ادامه گروه پویان ـ احمدزاده را معرفی میکند و سپس مجموع اقدامات آنان را تا بهمن ماه سال ۱۳۵۷ توضیح میدهد. جلد اول کتاب چریکهای فدای خلق به لحاظ استفاده از اسناد جایگاه ویژه ای در تشریح و تبیین فعالیتهای مسلحانه پیش از انقلاب ۱۳۵۷ را دارد. جلد دوم کتاب هم به رخدادهای این سازمان بعد از انقلاب ۱۳۵۷ میپردازد.
👇👇👇
#محمودنادری
📘 کتاب " چریک های فدایی خلق "
✍ نوشته محمود نادری
📘📘 دو جلد
🔹"چریکهای فدایی خلق"، نام سازمانی است که با هدف مبارزه مسلحانه علیه حکومت پهلوی در سال ۱۳۵۰ اعلام موجودیت کرد. این سازمان مارکسیستی از ادغام دو گروه پدید آمد که یکی از آن دو گروه بقایای گروه #بیژن_جزنی بود، که در ۱۹ بهمن سال ۱۳۴۹ به پاسگاه سیاهکل حمله کرد و مدتی بعد بازماندگان آنان به گروه #پویان ـ #احمدزاده ملحق شدند. کتاب چریکهای فدایی خلق با تکیه بر انبوهی از اسناد اطلاعاتی و دیگر منابع با شرح فعالیتهای گروه جزنی آغاز میگردد، و در ادامه گروه پویان ـ احمدزاده را معرفی میکند و سپس مجموع اقدامات آنان را تا بهمن ماه سال ۱۳۵۷ توضیح میدهد. جلد اول کتاب چریکهای فدای خلق به لحاظ استفاده از اسناد جایگاه ویژه ای در تشریح و تبیین فعالیتهای مسلحانه پیش از انقلاب ۱۳۵۷ را دارد. جلد دوم کتاب هم به رخدادهای این سازمان بعد از انقلاب ۱۳۵۷ میپردازد.
👇👇👇
Forwarded from اصفهان خبر
🔰 درآمد انواع مشاغل در کشورهای حاشیه خلیج فارس
🔶 حسابدار
▫️امارات. ۵۰۰۰ درهم معادل ۱۴۰۰ دلار
▫️عربستان. ۶۰۰۰ ریال معادل ۱۶۰۰ دلار
▫️کویت : ۴۵۰ دینار معادل ۱۵۰۰ دلار
▫️قطر : ۵۵۰۰ ریال معادل ۱۵۰۰ دلار
▫️عمان : ۵۵۰ ریال معادل ۱۴۰۰ دلار
🔶 معلم
▫️امارات ۹۵۰۰ درهم معادل ۲۶۰۰ دلار
▫️عربستان۱۱۵۰۰ ریال معادل ۳۰۰۰ دلار
▫️کویت : ۹۵۰ دینار معادل ۳۱۰۰ دلار
▫️قطر : ۹۵۰۰ ریال معادل ۲۶۰۰ دلار
▫️عمان : ۸۰۰ ریال معادل ۲۱۰۰ دلار
🔶 تحلیلگر مالی
▫️امارات. ۱۱۰۰۰ درهم معادل ۳۰۰۰ دلار
▫️عربستان۱۵۰۰۰ ریال معادل ۴۰۰۰ دلار
▫️کویت : ۱۲۵۰ دینار معادل ۴۲۰۰ دلار
▫️قطر : ۱۶۰۰ ریال معادل ۴۴۰۰ دلار
▫️عمان : ۱۶۵۰ ریال معادل ۴۲۰۰ دلار
🔶 پزشک
▫️امارات ۲۲۵۰۰ درهم معادل ۶۱۰۰ دلار
▫️عربستان ۱۸۰۰ ریال معادل ۴۸۰۰ دلار
▫️کویت : ۱۸۰۰ دینار معادل ۶۰۰۰ دلار
▫️قطر : ۲۲۰۰۰ ریال معادل ۶۰۰۰ دلار
▫️عمان : ۲۲۰۰ ریال معادل ۵۶۰۰ دلار
🔶 پرستار
▫️امارات ۸۰۰۰ درهم معادل ۲۱۰۰ دلار
▫️عربستان ۵۵۰۰ ریال معادل ۱۵۰۰ دلار
▫️کویت : ۴۵۰ دینار معادل ۱۵۰۰ دلار
▫️قطر : ۶۰۰۰ ریال معادل ۱۷۰۰ دلار
▫️عمان : ۶۰۰ ریال معادل ۱۸۰۰ دلار
/ایران جیب
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
🔶 حسابدار
▫️امارات. ۵۰۰۰ درهم معادل ۱۴۰۰ دلار
▫️عربستان. ۶۰۰۰ ریال معادل ۱۶۰۰ دلار
▫️کویت : ۴۵۰ دینار معادل ۱۵۰۰ دلار
▫️قطر : ۵۵۰۰ ریال معادل ۱۵۰۰ دلار
▫️عمان : ۵۵۰ ریال معادل ۱۴۰۰ دلار
🔶 معلم
▫️امارات ۹۵۰۰ درهم معادل ۲۶۰۰ دلار
▫️عربستان۱۱۵۰۰ ریال معادل ۳۰۰۰ دلار
▫️کویت : ۹۵۰ دینار معادل ۳۱۰۰ دلار
▫️قطر : ۹۵۰۰ ریال معادل ۲۶۰۰ دلار
▫️عمان : ۸۰۰ ریال معادل ۲۱۰۰ دلار
🔶 تحلیلگر مالی
▫️امارات. ۱۱۰۰۰ درهم معادل ۳۰۰۰ دلار
▫️عربستان۱۵۰۰۰ ریال معادل ۴۰۰۰ دلار
▫️کویت : ۱۲۵۰ دینار معادل ۴۲۰۰ دلار
▫️قطر : ۱۶۰۰ ریال معادل ۴۴۰۰ دلار
▫️عمان : ۱۶۵۰ ریال معادل ۴۲۰۰ دلار
🔶 پزشک
▫️امارات ۲۲۵۰۰ درهم معادل ۶۱۰۰ دلار
▫️عربستان ۱۸۰۰ ریال معادل ۴۸۰۰ دلار
▫️کویت : ۱۸۰۰ دینار معادل ۶۰۰۰ دلار
▫️قطر : ۲۲۰۰۰ ریال معادل ۶۰۰۰ دلار
▫️عمان : ۲۲۰۰ ریال معادل ۵۶۰۰ دلار
🔶 پرستار
▫️امارات ۸۰۰۰ درهم معادل ۲۱۰۰ دلار
▫️عربستان ۵۵۰۰ ریال معادل ۱۵۰۰ دلار
▫️کویت : ۴۵۰ دینار معادل ۱۵۰۰ دلار
▫️قطر : ۶۰۰۰ ریال معادل ۱۷۰۰ دلار
▫️عمان : ۶۰۰ ریال معادل ۱۸۰۰ دلار
/ایران جیب
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
Forwarded from کشکول (زارعین)
برگزاری وبینار
تاریخ نگاری در #مکتب_آنال
نگاه بین رشته ای
#جامعه_شناسی_تاریخی
سه شنبه99/11/21
ساعت ۱۷ الی ۱۸/۳۰
لینک ورود
https://binjo.ir/class/32112
@KSHKOLZAREINRIZI
تاریخ نگاری در #مکتب_آنال
نگاه بین رشته ای
#جامعه_شناسی_تاریخی
سه شنبه99/11/21
ساعت ۱۷ الی ۱۸/۳۰
لینک ورود
https://binjo.ir/class/32112
@KSHKOLZAREINRIZI
✅ روزی که خشایارشا، یهودیان را از توطئه قتل عام نجات داد
🔹خشايارشا، پادشاه پارس، که بر سرزمين پهناوری سلطنت میکرد که، از هند تا حبشه را در بر میگرفت. او در سال سوم سلطنت خود، در کاخ سلطنتی شوش جشن بزرگی برپا نمود و تمام بزرگان و مقامات مملكتی را دعوت کرد. فرماندهان لشكر پارس و ماد همراه با اميران و استانداران در اين جشن حضور داشتند. از کرم پادشاه، شراب شاهانه فراوان بود و به پيشخدمتهای دربار دستور داده بود، ميهمانان را در نوشيدن آزاد بگذارند. پادشاه دستور داد " #ملكه_وشتی"، زن دربار را که بسيار زيبا بود با تاج ملوکانه به حضورش بياورند، تا زيبايی او را به مقامات و مهمانانش نشان دهد. اما ملکه از آمدن سرباز زد. این موضوع پادشاه را سخت خشمگین کرد. پيش از آنكه اقدامی آند، اول از مشاوران خود نظر خواست، چون بدون مشورت با آنها کاری انجام نمیداد. مشاوران او مردانی دانا و آشنا به قوانين و نظام دادگستری پارس بودند. پادشاه از آنان پرسید که باید با ملکه وشتی چه کرد؟، مموکان (از قضات دربار)، خطاب به پادشاه و اميران دربار گفت: "ملكه وشتی نه فقط به پادشاه، بلكه به اميران دربار و تمام مردم مملكت اهانت کرده است. باید زنی دیگر به عنوان ملکه انتخاب شود".
🔹در شوش يک يهودی به نام #مردخای (پسر يائير و نوه شمعی، از نوادگان قيس بنيامينی) زندگی میکرد. وقتی نبوکدنصر، پادشاه بابل، عده ای از يهوديان را همراه يكنيا، پادشاه يهودا از اورشليم به اسارت برد، مردخای نيز جزو اسرا بود. مردخای، دختر عموی زيبايی داشت به نام #هدسه (دختر ابيحايل) که به او #استر هم میگفتند. پدر و مادر استر مرده بودند و مردخای او را به فرزندی پذيرفته و مثل دختر خود بزرگ کرده بود. به اين ترتيب در سال هفتم سلطنت خشايارشا، استر را به کاخ سلطنتی پادشاه آوردند و پادشاه تاج بر سر استر گذاشت و او را بجای وشتی، ملكه ساخت. پادشاه بخاطر استر، جشن بزرگی برای تمام بزرگان و مقامات مملكتی برپا کرد. به توصیه مردخای، استر به کسی نگفته بود یهودی است.
🔹چندی بعد، خشايارشا به يكی از وزيران خود بنام #هامان_اجاجی، ارتقاء مقام داده و او را رئيس وزرای خود ساخت. به دستور پادشاه، همه مقامات دربار، در حضور هامان، سر تعظيم فرود می آوردند؛ ولی مردخای به او تعظيم نمیکرد. هامان فهميد که مردخای از تعظيم نمودن به او امتناع میورزد، خشمگين شد؛ سپس دريافت که مردخای يهودی است، پس تصميم گرفت که نه فقط او را بكشد (او را به دار بیاویزد)، بلكه تمام يهوديانی را نيز که در قلمرو سلطنت خشايارشا بودند، نابود کند. در سال دوازدهم سلطنت خشايارشا در ماه نيسان که ماه اول سال است، هامان دستور داد قرعه (که به آن #پور میگفتند) بياندازند، تا تاريخ قتل عام يهوديان معلوم شود. قرعه روز سيزدهم ماه ادار يعنی ماه دوازدهم را نشان داد. هامان نزد پادشاه رفت و از یهودیان بدگویی کرد و حضور آنان را در قلمرو پادشاه، خطر خواند. پس هامان، نامه هایی را برای حاکمان و مقامات سراسر کشور، با این مضمون که باید تمام یهودیان باید در روز سیزدهم ماه ادار قتل عام شوند، نوشت و فرستاد.
🔹با خبردار شدن مردخای از این توطئه، و خبردار کردن استر از خبر قتل عام، او پادشاه را در جریان گذاشت. پادشاه بعد از اینکه فهمید استر یهودی است و از توطئه قتل عام یهودیان توسط هامان باخبر شد؛ دستور داد هامان رو مجازات کنند. پس هامان را روی همان داری که برای مردخای بر پا کرده بود، به دار آويختند، و خشم پادشاه فرو نشست. مردخای تمام اين وقايع را نوشت و برای يهوديان سراسر مملكت پارس، چه دور و چه نزديک فرستاد و از آنها خواست تا همه ساله روزهای چهاردهم و پانزدهم ادار را به مناسبت نجات يهود از چنگ دشمنانشان، جشن بگيرند و شادی نمايند، به يكديگر هديه بدهند و به فقيران کمک کنند؛ زيرا در چنين روزی بود که غمشان به شادی، و ماتمشان به شادکامی تبديل شد. قوم يهود پيشنهاد مردخای را پذيرفتند و از آن پس، اين روز را همه ساله جشن گرفتند. این روز به يهوديان يادآوری میکرد که #هامان، دشمن يهود برای نابودی آنان #قرعه (که به آن #پور میگفتند) انداخته بود، تا روز کشتارشان را تعیین کند. بنابراين، قرار بر اين شد که يهوديان سراسر استانها و شهرها ايام #پوريم را نسل اندر نسل هميشه به ياد آورند و آن را جشن بگيرند. در كتاب "استر"، كه ۲۴ قرن قدمت دارد، این موضوع آمده است.
✍محمد امیری
🔸منابع:
۱. تاریخ ایران باستان، نوشته حسن پیرنیا (مشیرالدوله)
۲. پوریم، تألیف ج. پژمان
۳. سایه ها، اثر گروه هنری پژوهشی حنیف
@tarbd
🔹خشايارشا، پادشاه پارس، که بر سرزمين پهناوری سلطنت میکرد که، از هند تا حبشه را در بر میگرفت. او در سال سوم سلطنت خود، در کاخ سلطنتی شوش جشن بزرگی برپا نمود و تمام بزرگان و مقامات مملكتی را دعوت کرد. فرماندهان لشكر پارس و ماد همراه با اميران و استانداران در اين جشن حضور داشتند. از کرم پادشاه، شراب شاهانه فراوان بود و به پيشخدمتهای دربار دستور داده بود، ميهمانان را در نوشيدن آزاد بگذارند. پادشاه دستور داد " #ملكه_وشتی"، زن دربار را که بسيار زيبا بود با تاج ملوکانه به حضورش بياورند، تا زيبايی او را به مقامات و مهمانانش نشان دهد. اما ملکه از آمدن سرباز زد. این موضوع پادشاه را سخت خشمگین کرد. پيش از آنكه اقدامی آند، اول از مشاوران خود نظر خواست، چون بدون مشورت با آنها کاری انجام نمیداد. مشاوران او مردانی دانا و آشنا به قوانين و نظام دادگستری پارس بودند. پادشاه از آنان پرسید که باید با ملکه وشتی چه کرد؟، مموکان (از قضات دربار)، خطاب به پادشاه و اميران دربار گفت: "ملكه وشتی نه فقط به پادشاه، بلكه به اميران دربار و تمام مردم مملكت اهانت کرده است. باید زنی دیگر به عنوان ملکه انتخاب شود".
🔹در شوش يک يهودی به نام #مردخای (پسر يائير و نوه شمعی، از نوادگان قيس بنيامينی) زندگی میکرد. وقتی نبوکدنصر، پادشاه بابل، عده ای از يهوديان را همراه يكنيا، پادشاه يهودا از اورشليم به اسارت برد، مردخای نيز جزو اسرا بود. مردخای، دختر عموی زيبايی داشت به نام #هدسه (دختر ابيحايل) که به او #استر هم میگفتند. پدر و مادر استر مرده بودند و مردخای او را به فرزندی پذيرفته و مثل دختر خود بزرگ کرده بود. به اين ترتيب در سال هفتم سلطنت خشايارشا، استر را به کاخ سلطنتی پادشاه آوردند و پادشاه تاج بر سر استر گذاشت و او را بجای وشتی، ملكه ساخت. پادشاه بخاطر استر، جشن بزرگی برای تمام بزرگان و مقامات مملكتی برپا کرد. به توصیه مردخای، استر به کسی نگفته بود یهودی است.
🔹چندی بعد، خشايارشا به يكی از وزيران خود بنام #هامان_اجاجی، ارتقاء مقام داده و او را رئيس وزرای خود ساخت. به دستور پادشاه، همه مقامات دربار، در حضور هامان، سر تعظيم فرود می آوردند؛ ولی مردخای به او تعظيم نمیکرد. هامان فهميد که مردخای از تعظيم نمودن به او امتناع میورزد، خشمگين شد؛ سپس دريافت که مردخای يهودی است، پس تصميم گرفت که نه فقط او را بكشد (او را به دار بیاویزد)، بلكه تمام يهوديانی را نيز که در قلمرو سلطنت خشايارشا بودند، نابود کند. در سال دوازدهم سلطنت خشايارشا در ماه نيسان که ماه اول سال است، هامان دستور داد قرعه (که به آن #پور میگفتند) بياندازند، تا تاريخ قتل عام يهوديان معلوم شود. قرعه روز سيزدهم ماه ادار يعنی ماه دوازدهم را نشان داد. هامان نزد پادشاه رفت و از یهودیان بدگویی کرد و حضور آنان را در قلمرو پادشاه، خطر خواند. پس هامان، نامه هایی را برای حاکمان و مقامات سراسر کشور، با این مضمون که باید تمام یهودیان باید در روز سیزدهم ماه ادار قتل عام شوند، نوشت و فرستاد.
🔹با خبردار شدن مردخای از این توطئه، و خبردار کردن استر از خبر قتل عام، او پادشاه را در جریان گذاشت. پادشاه بعد از اینکه فهمید استر یهودی است و از توطئه قتل عام یهودیان توسط هامان باخبر شد؛ دستور داد هامان رو مجازات کنند. پس هامان را روی همان داری که برای مردخای بر پا کرده بود، به دار آويختند، و خشم پادشاه فرو نشست. مردخای تمام اين وقايع را نوشت و برای يهوديان سراسر مملكت پارس، چه دور و چه نزديک فرستاد و از آنها خواست تا همه ساله روزهای چهاردهم و پانزدهم ادار را به مناسبت نجات يهود از چنگ دشمنانشان، جشن بگيرند و شادی نمايند، به يكديگر هديه بدهند و به فقيران کمک کنند؛ زيرا در چنين روزی بود که غمشان به شادی، و ماتمشان به شادکامی تبديل شد. قوم يهود پيشنهاد مردخای را پذيرفتند و از آن پس، اين روز را همه ساله جشن گرفتند. این روز به يهوديان يادآوری میکرد که #هامان، دشمن يهود برای نابودی آنان #قرعه (که به آن #پور میگفتند) انداخته بود، تا روز کشتارشان را تعیین کند. بنابراين، قرار بر اين شد که يهوديان سراسر استانها و شهرها ايام #پوريم را نسل اندر نسل هميشه به ياد آورند و آن را جشن بگيرند. در كتاب "استر"، كه ۲۴ قرن قدمت دارد، این موضوع آمده است.
✍محمد امیری
🔸منابع:
۱. تاریخ ایران باستان، نوشته حسن پیرنیا (مشیرالدوله)
۲. پوریم، تألیف ج. پژمان
۳. سایه ها، اثر گروه هنری پژوهشی حنیف
@tarbd