✅ نگاهی به زندگی خونبار تیمور لنگ
🔹پس از غازان، حکومت ایلخانان دوام چندانی پیدا نکرد و با مرگ ابوسعید، آخرین ایلخان که جانشینی هم نداشت به سرعت فروپاشید و جای خود را به آشوب و هرج و مرج ناشی از جنگهای داخلی شاهزادگان و امرای محلی ایلخانی داد که قلمرو هر یک در بخشی از خاک ایران قرار داشت. این دوران همچنین مصادف با شیوع بیماری مسری مهلکی در ایران و سایر کشورهای آسیا و اروپاست که منجر به مرگ ملیونها نفر در سراسر جهان شد و در تاریخ به "مرگ سیاه" معروف شده است. در سال۷۸۱ هجری (۱۳۸۰ میلادی)، مردم ایران بیش از ۱۶۰ سال بود که تقریبا به طور پی در پی ابتدا از طریق حملات و قتل عام های مغول که در ۶۱۶ هجری (۱۲۱۹م) آغاز شد، سپس تحت یوغ حکومت وحشیانه ایلخانان از ۶۵۵ تا ۷۳۵ هجری (۱۲۵۸ تا ۱۳۳۵ میلادی) و سرانجام پس از فروپاشی سلسله ایلخانان در اوضاع هرج و مرج دائمی، جنگهای داخلی و خارجی و کشتار و مرگ و میر، کمابیش بی وقفه در شرایط آسیب دیدگی دائمی قرار داشتند... پس از فروپاشی ایلخانان، اوضاع ایران به قدری وخیم شده بود که تنها ترس از یک حکومت مرکزی نیرومند بیرحم و خودکامه، قلدران و گردنکشان محلی را فرو نشاند و آرامش و امنیت نسبی میتوانست فتنه و شر برقرار کند. سرانجام #تیمورلنگ که از قبایل ترک سمرقند بود، آن جبار خونریز زمان شد.
🔹تیمور در خانواده اى از قبایل ترک ماوراءالنهر، از توابع سمرقند در ترکستان (آسیای مرکزی فعلی) متولد شد و خیلی زود در سوارکاری و تیر اندازی مهارت یافت. پدرش تراغاى، از جنگجویان ایل برلاس بود که طایفه اش در این نواحى از قدرت و نفوذ محلى برخوردار بودند. در ۷۶۱ قمری (۱۳۶۰م)، فردى به نام تغلق تیمور، از نوادگان جغتاى، از ترکستان به ماوراءالنهر لشکر کشید. حاجى برلاس که دفاع از شهر کش - بعدها شهر سبز خوانده شد - را در مقابل این مهاجم دشوار یافت، دفاع از ولایت را به پسر تراغاى - تیمور گورکان - سپرد. تیمور که در چنین آشوبى قدم به صحنه حوادث گذاشت در آن هنگام ۲۵ سال داشت. تیمور توانست با زیرکى و سیاست، از همان آغاز کار، و با اظهار طاعت نسبت به مهاجمان، شهر کش را از قتل و غارت نجات دهد. سپس با امیر حسین - نواده قزغن در کابل - بناى دوستی گذاشت و بالاخره خواهر او - اولجاى ترکان - را به عقد ازدواج خود درآورد.
🔹تیمور به سبب همین خویشاوندى، در خانواده امیر حسین به گورکان - داماد - مشهور شد. مع هذا، دوستى تیمور با امیر حسین دیرى نپایید و با مرگ اولجاى ترکان، جنگ بین این دو امیر اجتناب ناپذیر شد. در آخرین نبرد، قلعه هندوان نزدیک بلخ، به محاصره سپاه تیمور درآمد و امیر حسین مغلوب و مقتول شد. با این پیروزى تیمور در بلخ به فرمانروایى مستقل رسید و خود را صاحبقران خواند. چهار تن از زنان امیر حسین را نیز به ازدواج خود درآورد و باقى را به سرداران بخشید. پس از آن به ماوراءالنهر رفت و سمرقند را پایتخت خویش ساخت. در جنگ با والی سیستان نیز چند زخم برداشت، دو انگشت دست راستش قطع شد و پای راستش چنان صدمه دید که تا پایان عمر می لنگید و به این دلیل به #تیمور_لنگ شهرت یافت. بعد از قدرت یافتنش و یا شاید در زمان جانشینانش، نسب او را به سردار و خویشاوند نزدیک- و شاید افسانه ای- چنگیز خان مغول میرساندند. این بدان جهت بود که میخواستند خود را جانشینان چنگیز قلمداد کنند. تیمور که در عین سلحشوری و بی باکی، فردی هوشیار و فرصت طلب بود. توانست به زودی با شکست امیر حسین از نوادگان قزغن در کابل که مدعی منصب اجدادی خود بود، بلخ را تسخیر به این ترتیب و حکومت مستقلی را تشکیل دهد.
🔹او از سال۷۸۱ هجری (۱۳۸۰ میلادی)، سرتاسر ایران و خاورمیانه را با شقاوتها و کشتارهایی که در تاریخ بشر تنها در دوران حملات اولیه مغولها سابقه داشت، تحت سلطه بیرحمانه خود درآورد و بدون وقفه تا روز مرگ خود در ۸۰۷ هجری (۱۴۰۵ میلادی)، به مدت ۲۵ سال با بسیاری جنگهای پی در پی بار دیگر فاجعه تاریخی دردناکی مشابه فاجعه مغول را بر مردم همه این مناطق تحمیل کرد. حافظ که در این دوران تیمور میزیسته، چنین تشریح میکند:
این چه شوری است که در دور قمر میبینم
همه آفاق پر از فتنه و شر میبینم
اسب تازی شده مجروح به زیر پالان
طوق زرین همه بر گردن خر میبینم
دختران را همه جنگ است و جدل با مادر
پسران را همه بد خواه پدر میبینم
هیچ رحمی نه برادر به برادر دارد
هیچ شفقت پدر را به پسر میبینم.
✍محمد امیری
🔸منابع:
۱. هجوم مغول به ایران و پیآمدهای آن (مجموعه مقالات)، تهران: انتشارات دانشگاه شهید بهشتی، ۱۳۷۹.
۲. دین و دولت در ایران عهد مغول، شیرین بیانی، تهران: مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۸۱.
۳. حافظ شیرین سخن، محمد معین، تهران، انتشارات معین، ۱۳۶۹.
@tarbd
🔹پس از غازان، حکومت ایلخانان دوام چندانی پیدا نکرد و با مرگ ابوسعید، آخرین ایلخان که جانشینی هم نداشت به سرعت فروپاشید و جای خود را به آشوب و هرج و مرج ناشی از جنگهای داخلی شاهزادگان و امرای محلی ایلخانی داد که قلمرو هر یک در بخشی از خاک ایران قرار داشت. این دوران همچنین مصادف با شیوع بیماری مسری مهلکی در ایران و سایر کشورهای آسیا و اروپاست که منجر به مرگ ملیونها نفر در سراسر جهان شد و در تاریخ به "مرگ سیاه" معروف شده است. در سال۷۸۱ هجری (۱۳۸۰ میلادی)، مردم ایران بیش از ۱۶۰ سال بود که تقریبا به طور پی در پی ابتدا از طریق حملات و قتل عام های مغول که در ۶۱۶ هجری (۱۲۱۹م) آغاز شد، سپس تحت یوغ حکومت وحشیانه ایلخانان از ۶۵۵ تا ۷۳۵ هجری (۱۲۵۸ تا ۱۳۳۵ میلادی) و سرانجام پس از فروپاشی سلسله ایلخانان در اوضاع هرج و مرج دائمی، جنگهای داخلی و خارجی و کشتار و مرگ و میر، کمابیش بی وقفه در شرایط آسیب دیدگی دائمی قرار داشتند... پس از فروپاشی ایلخانان، اوضاع ایران به قدری وخیم شده بود که تنها ترس از یک حکومت مرکزی نیرومند بیرحم و خودکامه، قلدران و گردنکشان محلی را فرو نشاند و آرامش و امنیت نسبی میتوانست فتنه و شر برقرار کند. سرانجام #تیمورلنگ که از قبایل ترک سمرقند بود، آن جبار خونریز زمان شد.
🔹تیمور در خانواده اى از قبایل ترک ماوراءالنهر، از توابع سمرقند در ترکستان (آسیای مرکزی فعلی) متولد شد و خیلی زود در سوارکاری و تیر اندازی مهارت یافت. پدرش تراغاى، از جنگجویان ایل برلاس بود که طایفه اش در این نواحى از قدرت و نفوذ محلى برخوردار بودند. در ۷۶۱ قمری (۱۳۶۰م)، فردى به نام تغلق تیمور، از نوادگان جغتاى، از ترکستان به ماوراءالنهر لشکر کشید. حاجى برلاس که دفاع از شهر کش - بعدها شهر سبز خوانده شد - را در مقابل این مهاجم دشوار یافت، دفاع از ولایت را به پسر تراغاى - تیمور گورکان - سپرد. تیمور که در چنین آشوبى قدم به صحنه حوادث گذاشت در آن هنگام ۲۵ سال داشت. تیمور توانست با زیرکى و سیاست، از همان آغاز کار، و با اظهار طاعت نسبت به مهاجمان، شهر کش را از قتل و غارت نجات دهد. سپس با امیر حسین - نواده قزغن در کابل - بناى دوستی گذاشت و بالاخره خواهر او - اولجاى ترکان - را به عقد ازدواج خود درآورد.
🔹تیمور به سبب همین خویشاوندى، در خانواده امیر حسین به گورکان - داماد - مشهور شد. مع هذا، دوستى تیمور با امیر حسین دیرى نپایید و با مرگ اولجاى ترکان، جنگ بین این دو امیر اجتناب ناپذیر شد. در آخرین نبرد، قلعه هندوان نزدیک بلخ، به محاصره سپاه تیمور درآمد و امیر حسین مغلوب و مقتول شد. با این پیروزى تیمور در بلخ به فرمانروایى مستقل رسید و خود را صاحبقران خواند. چهار تن از زنان امیر حسین را نیز به ازدواج خود درآورد و باقى را به سرداران بخشید. پس از آن به ماوراءالنهر رفت و سمرقند را پایتخت خویش ساخت. در جنگ با والی سیستان نیز چند زخم برداشت، دو انگشت دست راستش قطع شد و پای راستش چنان صدمه دید که تا پایان عمر می لنگید و به این دلیل به #تیمور_لنگ شهرت یافت. بعد از قدرت یافتنش و یا شاید در زمان جانشینانش، نسب او را به سردار و خویشاوند نزدیک- و شاید افسانه ای- چنگیز خان مغول میرساندند. این بدان جهت بود که میخواستند خود را جانشینان چنگیز قلمداد کنند. تیمور که در عین سلحشوری و بی باکی، فردی هوشیار و فرصت طلب بود. توانست به زودی با شکست امیر حسین از نوادگان قزغن در کابل که مدعی منصب اجدادی خود بود، بلخ را تسخیر به این ترتیب و حکومت مستقلی را تشکیل دهد.
🔹او از سال۷۸۱ هجری (۱۳۸۰ میلادی)، سرتاسر ایران و خاورمیانه را با شقاوتها و کشتارهایی که در تاریخ بشر تنها در دوران حملات اولیه مغولها سابقه داشت، تحت سلطه بیرحمانه خود درآورد و بدون وقفه تا روز مرگ خود در ۸۰۷ هجری (۱۴۰۵ میلادی)، به مدت ۲۵ سال با بسیاری جنگهای پی در پی بار دیگر فاجعه تاریخی دردناکی مشابه فاجعه مغول را بر مردم همه این مناطق تحمیل کرد. حافظ که در این دوران تیمور میزیسته، چنین تشریح میکند:
این چه شوری است که در دور قمر میبینم
همه آفاق پر از فتنه و شر میبینم
اسب تازی شده مجروح به زیر پالان
طوق زرین همه بر گردن خر میبینم
دختران را همه جنگ است و جدل با مادر
پسران را همه بد خواه پدر میبینم
هیچ رحمی نه برادر به برادر دارد
هیچ شفقت پدر را به پسر میبینم.
✍محمد امیری
🔸منابع:
۱. هجوم مغول به ایران و پیآمدهای آن (مجموعه مقالات)، تهران: انتشارات دانشگاه شهید بهشتی، ۱۳۷۹.
۲. دین و دولت در ایران عهد مغول، شیرین بیانی، تهران: مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۸۱.
۳. حافظ شیرین سخن، محمد معین، تهران، انتشارات معین، ۱۳۶۹.
@tarbd
📘 کتاب " تیمور لنگ "
✍ نوشته هارولد لمب
📝 ترجمه علی جواهر کلام
🔹در سال ۱۳۳۶ میلادی هم زمان با امپراتوری مغول ها، جوانی به نام تیمور از در آسیای مرکزی میزیسته است که سلحشوری و حس انتقام از مغول ها و فعالیتهایی که برای بیرون راندن مغول ها از سرزمین های آسیای مرکزی انجام داد، وی را در دوره خود برجسته ساخته و توجه مردم و جنگجویان را به خود جلب کرد. تیمور پس از کشمکش های فراوان، سمرقند را از هجوم مهاجمان آزاد و پایتخت خود قرار داد و سپس با تمرکز بر شمال تا روسیه پیش رفت؛ سپس مناطق جنوب ایران و سیستان و سایر مناطق را با سلحشوری و برنامه و نظم و انسجام تحت سیطره خود درآورد. سپس سودای فتح هند و استفاده از طلای آن برای فتح جهان را در سر پروراند و هند را با صدهزار مرد جنگی و سواره نظام فتح کرده و حدود صد فیل از آن منطقه به غنیمت آورد. سپس بغداد را که از مهمترین مناطق علمی و اقتصادی منطقه به حساب می آمد، تحت نفوذ خود درآورد و سپس با غلبه بر امپراتوری عثمانی تا مرز لهستان و قسطنطنیه پیش رفت و خود را به بزرگترین امپراتوری دنیا تبدیل نمود و سرانجام جان خود را در آخرین لشگرکشی به فرماندهی خودش از دست داد... هیچ کس در دنیا پس از تیمور برای تصرف جهان به میدان نیامد. تیمور آنچه را که اسکندر مقدونی میتوانست انجام دهد، را تکمیل کرد. جدا از تمامی مناطقی که تیمور توانست تحت سیطره خود قرار دهد توجه به برخی از عادات و خلق و خوی تیمور حائز توجه مینماید. تیمور از خطر استقبال کرده و هیچوقت محافظه کار عمل نمیکرد. فرماندهی کل تمام جنگ ها را خود بر عهده میگرفت. همیشه خود، سردارانش را مجاب میکرد تا او را در جنگ همراهی کنند. مغز متفکر جنگها خودش بود، زیاد به مشورتهایی که میگرفت اتکاء نمینمود و نظر نهایی نظر خودش بود. از بی کفایتی و بی مسئولیتی و نمک نشناسی بیزار بوده و این چنین مسئولان را سر میبرید. سمرقند پایتختش بود و تمام غنایم و مواجب راهی این شهر میگشت. در برابر مقاومت دشمن (یا محلی که قصد فتحش را داشت) سرسختی نشان داده و تسلیم نمیگشت. پس از به قدرت رسیدن در هیچ جنگی شکست نخورده و تا آخر عمر دائم در حال لشگرکشی و کشور گشایی بود. کتاب فوق بخاطر مستند بودن و شرح جزئیات اتفاقات بصورت داستان، جذاب و دلشنین میباشد.
کانال کتابهای ممنوعه
@tarbd
👇👇👇دانلود فایل کتاب
✍ نوشته هارولد لمب
📝 ترجمه علی جواهر کلام
🔹در سال ۱۳۳۶ میلادی هم زمان با امپراتوری مغول ها، جوانی به نام تیمور از در آسیای مرکزی میزیسته است که سلحشوری و حس انتقام از مغول ها و فعالیتهایی که برای بیرون راندن مغول ها از سرزمین های آسیای مرکزی انجام داد، وی را در دوره خود برجسته ساخته و توجه مردم و جنگجویان را به خود جلب کرد. تیمور پس از کشمکش های فراوان، سمرقند را از هجوم مهاجمان آزاد و پایتخت خود قرار داد و سپس با تمرکز بر شمال تا روسیه پیش رفت؛ سپس مناطق جنوب ایران و سیستان و سایر مناطق را با سلحشوری و برنامه و نظم و انسجام تحت سیطره خود درآورد. سپس سودای فتح هند و استفاده از طلای آن برای فتح جهان را در سر پروراند و هند را با صدهزار مرد جنگی و سواره نظام فتح کرده و حدود صد فیل از آن منطقه به غنیمت آورد. سپس بغداد را که از مهمترین مناطق علمی و اقتصادی منطقه به حساب می آمد، تحت نفوذ خود درآورد و سپس با غلبه بر امپراتوری عثمانی تا مرز لهستان و قسطنطنیه پیش رفت و خود را به بزرگترین امپراتوری دنیا تبدیل نمود و سرانجام جان خود را در آخرین لشگرکشی به فرماندهی خودش از دست داد... هیچ کس در دنیا پس از تیمور برای تصرف جهان به میدان نیامد. تیمور آنچه را که اسکندر مقدونی میتوانست انجام دهد، را تکمیل کرد. جدا از تمامی مناطقی که تیمور توانست تحت سیطره خود قرار دهد توجه به برخی از عادات و خلق و خوی تیمور حائز توجه مینماید. تیمور از خطر استقبال کرده و هیچوقت محافظه کار عمل نمیکرد. فرماندهی کل تمام جنگ ها را خود بر عهده میگرفت. همیشه خود، سردارانش را مجاب میکرد تا او را در جنگ همراهی کنند. مغز متفکر جنگها خودش بود، زیاد به مشورتهایی که میگرفت اتکاء نمینمود و نظر نهایی نظر خودش بود. از بی کفایتی و بی مسئولیتی و نمک نشناسی بیزار بوده و این چنین مسئولان را سر میبرید. سمرقند پایتختش بود و تمام غنایم و مواجب راهی این شهر میگشت. در برابر مقاومت دشمن (یا محلی که قصد فتحش را داشت) سرسختی نشان داده و تسلیم نمیگشت. پس از به قدرت رسیدن در هیچ جنگی شکست نخورده و تا آخر عمر دائم در حال لشگرکشی و کشور گشایی بود. کتاب فوق بخاطر مستند بودن و شرح جزئیات اتفاقات بصورت داستان، جذاب و دلشنین میباشد.
کانال کتابهای ممنوعه
@tarbd
👇👇👇دانلود فایل کتاب
Forwarded from تاریخ معاصـر ایران
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مصاحبه با «احسان نراقی»
احسان نراقی (۱۳۰۵ـ۱۳۹۱)، جامعهشناس و نویسندۀ ایرانی، از مشاوران فرح پهلوی بود و به دربار رفتوآمدی داشت.
او از هشت دیدار خصوصیاش با شاه میگوید و از جمله نظرش را دربارۀ شاه بیان میکند.
نراقی چهرهای بینالمللی بود و تنها ایرانی بود که معاونت یونسکو را نیز بر عهده داشت.
شاهنشاه از من پرسید :
«...چه اتفاقی در اروپا افتاده؟
مطبوعات فرانسه و انگلیس با تمام وجود با شورشیان و خرابکاران همراه شدهاند...
با اینکه خیلی کم با انگیزه و اعتقادات خرابکاران آشنا هستند اما آنان را بسیار مورد ستایش قرار میدهند...»
گفتم :
«..اروپاییها دارند حسابهایشان را با شما تسویه می کنند...
زمانی که در سال ۱۳۵۳ قیمت نفت چهار برابر شد شما به اروپاییها بیاعتنایی کردید و تورم و گرانی همه کشورهای اروپایی را فرا گرفت و شما بجای پایین اوردن قیمت نفت ، آنان را در حال سقوط نامیدید و آزادی فردی جامعهشان را زیر سوال بردید...
آنها کینه شان را انبار کردند و هماکنون انتقامشان را میگیرند...»
#تاریخ_معاصرایران 👇👇👇
📚https://t.me/joinchat/AAAAAEEhqxx3Z00nJrdwFg
احسان نراقی (۱۳۰۵ـ۱۳۹۱)، جامعهشناس و نویسندۀ ایرانی، از مشاوران فرح پهلوی بود و به دربار رفتوآمدی داشت.
او از هشت دیدار خصوصیاش با شاه میگوید و از جمله نظرش را دربارۀ شاه بیان میکند.
نراقی چهرهای بینالمللی بود و تنها ایرانی بود که معاونت یونسکو را نیز بر عهده داشت.
شاهنشاه از من پرسید :
«...چه اتفاقی در اروپا افتاده؟
مطبوعات فرانسه و انگلیس با تمام وجود با شورشیان و خرابکاران همراه شدهاند...
با اینکه خیلی کم با انگیزه و اعتقادات خرابکاران آشنا هستند اما آنان را بسیار مورد ستایش قرار میدهند...»
گفتم :
«..اروپاییها دارند حسابهایشان را با شما تسویه می کنند...
زمانی که در سال ۱۳۵۳ قیمت نفت چهار برابر شد شما به اروپاییها بیاعتنایی کردید و تورم و گرانی همه کشورهای اروپایی را فرا گرفت و شما بجای پایین اوردن قیمت نفت ، آنان را در حال سقوط نامیدید و آزادی فردی جامعهشان را زیر سوال بردید...
آنها کینه شان را انبار کردند و هماکنون انتقامشان را میگیرند...»
#تاریخ_معاصرایران 👇👇👇
📚https://t.me/joinchat/AAAAAEEhqxx3Z00nJrdwFg
✅ لنین، معمار انقلابی
🔹لنین در ۲۲ آوریل سال ۱۸۷۰، در شهر کوچک سیمبرسک در خانواده ای با رفاه و تحصیلات نسبتا بالا متوسط شد. در قرن نوزدهم روسیه با ساختار مسلط فئودالی، نسبت به اروپا کشوری عقب مانده به شمار میرفت. توده های گسترده مردم با فقر و بیسوادی روبرو بودند. خاندان سلطنتی #رومانوف با پشتیبانی کلیسای ارتدوکس، با داغ و درفش بر کشور فرمان میراند. لنین برای شروع تحصیلات حقوق به شهر کازان رفت. در دانشگاه با دانشجویان مخالف رژیم آشنا شد و به مبارزه سیاسی روی آورد. به خاطر فعالیت سیاسی غیرقانونی و همکاری با دانشجویان چپ گرا، چند بار دستگیر و سرانجام از دانشگاه اخراج شد. لنین به سال ۱۸۹۳ به شهر سن پترزبورگ نقل مکان کرد که در آن زمان مرکز افکار چپ و جنبش انقلابی بود. او در این شهر خود را وقف مبارزه کرد، با اندیشمندان و فعالان تحول خواه روسیه مانند گئورگی پلخانوف آشنا شد و در مطبوعات چپ به تبلیغ ضرورت انقلاب کارگری در روسیه پرداخت. لنین در آخر سال ۱۸۹۵ بار دیگر دستگیر شد و به سبیری تبعید شد. در تبعید او اندیشه کارل مارکس را بهترین راهنمای عمل برای جنبش کارگری خواند و تبلیغ عقاید او را وظیفه تمام انقلابیون دانست. لنین در دوران تبعید در سال ۱۸۹۸ با نادژدا کروپسکایا که از فعالان جنبش چپ بود، ازدواج کرد. آن دو، پس از پایان تبعید لنین در سال ۱۹۰۰، روسیه را ترک کردند و سالهای بعد را در اروپا، عمدتا سوئیس و اتریش به سر بردند.
🔹لنین روزنامه ایسکرا (جرقه) را در اروپا منتشر کرد و در آن به نشر اخبار جنبش کارگری روسیه و تبلیغ امر انقلاب پرداخت. دومین کنگره حزب سوسیال دموکرات سراسری روسیه در سال ۱۹۰۳ در لندن برگزار شد. در بحث پیرامون تدوین شعارهای مرحله ای مبارزه با رژیم تزاری، لنین موضعی رادیکال اتخاذ کرد و هر شعاری غیر از "سرنگونی رژیم تزاری و تشکیل حکومت کارگری" را "سازش با طبقات استثمارگر و خیانت به منافع طبقه کارگر" خواند. او با همراهان خود که #بلشویک (اکثریت) نامیده شدند، جناح رادیکال حزب را تشکیل دادند. مخالفت بلشویک ها با کادرهای قدیمی حزب ( #منشویک)، نخست به رقابت، و سرانجام به دشمنی تا انشعاب کامل از حزب در سال ۱۹۱۲ انجامید. این بزرگترین انشعاب در جنبش سوسیالیستی روسیه بود که پیامدهای سنگینی برای ادامه تئوری و عمل انقلابی در این کشور به دنبال داشت.
🔹در سال ۱۹۱۴ روسیه که در بحران اقتصادی بیکرانی فرو رفته بود، وارد جنگ جهانی اول شد. رژیم تزاری که از رساندن آذوقه و تجهیزات به سربازان ناتوان بود، در جبهه جنگ با بی نظمی و نافرمانی ارتشیان، و در داخل کشور با اعتراض گسترده شهروندانی روبرو بود که از فساد و استبداد حاکمان به جان آمده بودند. در فوریه سال ۱۹۱۷، تزار نیکلای دوم در برابر اعتراضات عمومی از سلطنت خلع شد. مجلس روسیه (دوما) حاکمیت را به یک دولت موقت سپرد. لنین پس از بازگشت از تبعید به روسیه در آوریل ۱۹۱۷، در اولین اقدام، سیاست حزب را به باد حمله گرفت و مشی تازه ای برای بلشویکها تصویب کرد. او دولت موقت را "نوکر بورژوازی" خواند و حمایت از آن را خیانت به زحمتکشان دانست. طی چند ماه بلشویکها توانستند رهبری را در دو شورای با نفوذ پتروگراد و مسکو به دست گیرند. اقدامات دولت موقت به رهبری #الکساندر_کرنسکی برای رویارویی با اقدامات توطئه گرانه لنین و یاران بلشویک او ناکام ماند. در شامگاه ۲۴ اکتبر بلشویکها در پتروگراد قیام مسلحانه اعلام کردند. "گاردهای سرخ"، دسته های مسلح کارگران، سربازان و روشنفکران به پادگانها و ادارات دولتی حمله بردند، مراکز حساس را به تصرف در آوردند و وزرای دولت موقت را در "کاخ زمستانی" دستگیر کردند.
🔹در دسامبر ۱۹۱۷ لئون تروتسکی کمیسر خلق در امور خارجی، از جانب دولت انقلابی روسیه در برست لیتوفسک با آلمان و اتریش قرارداد آشتی امضا کرد. این گام مهمی بود در تحکیم پیروزی بلشویک ها. در برابر پیروزی برق آسای "سرخ ها" مخالفان نظام بلشویک جبهه متحدی از "ارتش سفید" را تشکیل دادند و با حمایت کشورهای غربی به نبرد با نظام انقلابی پرداختند. ارتش سرخ که با درایت تروتسکی بسیج و مجهز شده بود، در جنگهای شدید و خونین موفق شد تا پایان سال ۱۹۲۰ پیروزی بلشویکها را مسجل سازد. لنین که طی سوء قصدی در سال ۱۹۱۸ به سختی زخمی شده بود، در دو سال آخر زندگی عملا از هدایت حزب و کشور ناتوان مانده بود. رهبری حزب به دست دو تن از یاران نزدیک او افتاد که با هم دشمنی دیرین داشتند: #تروتسکی و #استالین. پس از مرگ لنین در ژانویه ۱۹۲۴، ژوزف استالین مدعی جانشینی او شد، و با تصفیه های خونین، تروتسکی و سایر رقبا را از سر راه خود برداشت و در سالهای بعد نظامی برافراشت که یکی از مخوف ترین رژیم های تاریخ شناخته شد.
@tarbd
🔹لنین در ۲۲ آوریل سال ۱۸۷۰، در شهر کوچک سیمبرسک در خانواده ای با رفاه و تحصیلات نسبتا بالا متوسط شد. در قرن نوزدهم روسیه با ساختار مسلط فئودالی، نسبت به اروپا کشوری عقب مانده به شمار میرفت. توده های گسترده مردم با فقر و بیسوادی روبرو بودند. خاندان سلطنتی #رومانوف با پشتیبانی کلیسای ارتدوکس، با داغ و درفش بر کشور فرمان میراند. لنین برای شروع تحصیلات حقوق به شهر کازان رفت. در دانشگاه با دانشجویان مخالف رژیم آشنا شد و به مبارزه سیاسی روی آورد. به خاطر فعالیت سیاسی غیرقانونی و همکاری با دانشجویان چپ گرا، چند بار دستگیر و سرانجام از دانشگاه اخراج شد. لنین به سال ۱۸۹۳ به شهر سن پترزبورگ نقل مکان کرد که در آن زمان مرکز افکار چپ و جنبش انقلابی بود. او در این شهر خود را وقف مبارزه کرد، با اندیشمندان و فعالان تحول خواه روسیه مانند گئورگی پلخانوف آشنا شد و در مطبوعات چپ به تبلیغ ضرورت انقلاب کارگری در روسیه پرداخت. لنین در آخر سال ۱۸۹۵ بار دیگر دستگیر شد و به سبیری تبعید شد. در تبعید او اندیشه کارل مارکس را بهترین راهنمای عمل برای جنبش کارگری خواند و تبلیغ عقاید او را وظیفه تمام انقلابیون دانست. لنین در دوران تبعید در سال ۱۸۹۸ با نادژدا کروپسکایا که از فعالان جنبش چپ بود، ازدواج کرد. آن دو، پس از پایان تبعید لنین در سال ۱۹۰۰، روسیه را ترک کردند و سالهای بعد را در اروپا، عمدتا سوئیس و اتریش به سر بردند.
🔹لنین روزنامه ایسکرا (جرقه) را در اروپا منتشر کرد و در آن به نشر اخبار جنبش کارگری روسیه و تبلیغ امر انقلاب پرداخت. دومین کنگره حزب سوسیال دموکرات سراسری روسیه در سال ۱۹۰۳ در لندن برگزار شد. در بحث پیرامون تدوین شعارهای مرحله ای مبارزه با رژیم تزاری، لنین موضعی رادیکال اتخاذ کرد و هر شعاری غیر از "سرنگونی رژیم تزاری و تشکیل حکومت کارگری" را "سازش با طبقات استثمارگر و خیانت به منافع طبقه کارگر" خواند. او با همراهان خود که #بلشویک (اکثریت) نامیده شدند، جناح رادیکال حزب را تشکیل دادند. مخالفت بلشویک ها با کادرهای قدیمی حزب ( #منشویک)، نخست به رقابت، و سرانجام به دشمنی تا انشعاب کامل از حزب در سال ۱۹۱۲ انجامید. این بزرگترین انشعاب در جنبش سوسیالیستی روسیه بود که پیامدهای سنگینی برای ادامه تئوری و عمل انقلابی در این کشور به دنبال داشت.
🔹در سال ۱۹۱۴ روسیه که در بحران اقتصادی بیکرانی فرو رفته بود، وارد جنگ جهانی اول شد. رژیم تزاری که از رساندن آذوقه و تجهیزات به سربازان ناتوان بود، در جبهه جنگ با بی نظمی و نافرمانی ارتشیان، و در داخل کشور با اعتراض گسترده شهروندانی روبرو بود که از فساد و استبداد حاکمان به جان آمده بودند. در فوریه سال ۱۹۱۷، تزار نیکلای دوم در برابر اعتراضات عمومی از سلطنت خلع شد. مجلس روسیه (دوما) حاکمیت را به یک دولت موقت سپرد. لنین پس از بازگشت از تبعید به روسیه در آوریل ۱۹۱۷، در اولین اقدام، سیاست حزب را به باد حمله گرفت و مشی تازه ای برای بلشویکها تصویب کرد. او دولت موقت را "نوکر بورژوازی" خواند و حمایت از آن را خیانت به زحمتکشان دانست. طی چند ماه بلشویکها توانستند رهبری را در دو شورای با نفوذ پتروگراد و مسکو به دست گیرند. اقدامات دولت موقت به رهبری #الکساندر_کرنسکی برای رویارویی با اقدامات توطئه گرانه لنین و یاران بلشویک او ناکام ماند. در شامگاه ۲۴ اکتبر بلشویکها در پتروگراد قیام مسلحانه اعلام کردند. "گاردهای سرخ"، دسته های مسلح کارگران، سربازان و روشنفکران به پادگانها و ادارات دولتی حمله بردند، مراکز حساس را به تصرف در آوردند و وزرای دولت موقت را در "کاخ زمستانی" دستگیر کردند.
🔹در دسامبر ۱۹۱۷ لئون تروتسکی کمیسر خلق در امور خارجی، از جانب دولت انقلابی روسیه در برست لیتوفسک با آلمان و اتریش قرارداد آشتی امضا کرد. این گام مهمی بود در تحکیم پیروزی بلشویک ها. در برابر پیروزی برق آسای "سرخ ها" مخالفان نظام بلشویک جبهه متحدی از "ارتش سفید" را تشکیل دادند و با حمایت کشورهای غربی به نبرد با نظام انقلابی پرداختند. ارتش سرخ که با درایت تروتسکی بسیج و مجهز شده بود، در جنگهای شدید و خونین موفق شد تا پایان سال ۱۹۲۰ پیروزی بلشویکها را مسجل سازد. لنین که طی سوء قصدی در سال ۱۹۱۸ به سختی زخمی شده بود، در دو سال آخر زندگی عملا از هدایت حزب و کشور ناتوان مانده بود. رهبری حزب به دست دو تن از یاران نزدیک او افتاد که با هم دشمنی دیرین داشتند: #تروتسکی و #استالین. پس از مرگ لنین در ژانویه ۱۹۲۴، ژوزف استالین مدعی جانشینی او شد، و با تصفیه های خونین، تروتسکی و سایر رقبا را از سر راه خود برداشت و در سالهای بعد نظامی برافراشت که یکی از مخوف ترین رژیم های تاریخ شناخته شد.
@tarbd
#لنین
📘 کتاب " لنین؛ بارگذاری مجدد بسوی یک سیاست حقیقت"
✍ نوشته جمعی از پژوهشگران
🔹در این کتاب و در چهار بخش "احیای لنین"، "لنین در فلسفه"، "جنگ و امپریالیسم" و "سیاست و سوژه هایش"، مقالاتی خواهید خواند از تری ایگلتون، کوین ب. اندرسون، اتین بالیبار، آلن بدیو، دانیل بن سعید، لارس ت. لی، فردریک جیمسون، اسلاوی ژیژک، آلن شاندرو، آلکس کالینیکوس، استاتیس کوولاکیس، ژرژ لابیکا، سیلوین لازاروس، ژان-ژاک لوسرکل، دومنیکو لوسوردو، ساواس میشائیل ماتساس و آنتونیو نگری.
کانال کتابهای ممنوعه
@tarbd
دانلود فایل👇👇👇
📘 کتاب " لنین؛ بارگذاری مجدد بسوی یک سیاست حقیقت"
✍ نوشته جمعی از پژوهشگران
🔹در این کتاب و در چهار بخش "احیای لنین"، "لنین در فلسفه"، "جنگ و امپریالیسم" و "سیاست و سوژه هایش"، مقالاتی خواهید خواند از تری ایگلتون، کوین ب. اندرسون، اتین بالیبار، آلن بدیو، دانیل بن سعید، لارس ت. لی، فردریک جیمسون، اسلاوی ژیژک، آلن شاندرو، آلکس کالینیکوس، استاتیس کوولاکیس، ژرژ لابیکا، سیلوین لازاروس، ژان-ژاک لوسرکل، دومنیکو لوسوردو، ساواس میشائیل ماتساس و آنتونیو نگری.
کانال کتابهای ممنوعه
@tarbd
دانلود فایل👇👇👇
بنیاد سوئیسی به جای ایران پروژه نجات طاق کسری را بر عهده گرفت!
بخشی از طاق کسری، برجستهترین نماد و یادگار ساسانیان و ردپا و هویت ایران در عراق فرویخت.
سالهاست روند تخریب شروع شده،قبلا تصاویری منتشر شد که نشان میداد آن را زبالهدانی کردهاند.
ایران با بازی بوروکراسی فرصت مرمت و حفاظت از مهمترین اثر ساسانی خارج از مرزها را از دست داد و وزارت فرهنگ عراق پروژه نجات طاق کسری را به بنیاد سوئیسی و دانشگاه پنسیلوانیا واگذار کرد./ همشهری
@tarbd
بخشی از طاق کسری، برجستهترین نماد و یادگار ساسانیان و ردپا و هویت ایران در عراق فرویخت.
سالهاست روند تخریب شروع شده،قبلا تصاویری منتشر شد که نشان میداد آن را زبالهدانی کردهاند.
ایران با بازی بوروکراسی فرصت مرمت و حفاظت از مهمترین اثر ساسانی خارج از مرزها را از دست داد و وزارت فرهنگ عراق پروژه نجات طاق کسری را به بنیاد سوئیسی و دانشگاه پنسیلوانیا واگذار کرد./ همشهری
@tarbd
📌📌📌اول به خودمان نگاه کنیم!!!
مردی متوجه شد که گوش همسرش شنواییاش کم شده است.
ولی نمیدانست این موضوع را چگونه با او درمیان بگذارد.
به این دلیل، نزد دکتر خانوادگیشان رفت و مشکل را با او درمیان گذاشت.
دکتر گفت: برای اینکه بتوانی دقیقتر به من بگویی که میزان ناشنوایی همسرت چقدر است، آزمایش سادهای وجود دارد انجام بده و جوابش را به من بگو، در فاصله ۴ متری او بایست و با صدای معمولی، مطلبی را به او بگو. اگر نشنید، همین کار را در فاصله ۳ متری تکرار کن. بعد در ۲متری و به همین ترتیب تا بالاخره جواب بدهد.
آن شب همسر مرد در آشپزخانه سرگرم تهیه شام بود و او در اتاق نشسته بود.
مرد فکر کرد الان فاصله ما حدود ۴ متر است. بگذار امتحان کنم، و سوالش را مطرح کرد جوابی نشنید بعد بلند شد و یک متر به سمت آشپزخانه رفت ودوباره پرسید و باز هم جوابی نشنید.
بازهم جلوتر رفت سوالش را تکرار کرد و باز هم جوابی نشنید. این بار جلوتر رفت و گفت: ” شام چی داریم؟”
و این بار همسرش گفت: عزیزم برای چهارمین بار میگم؛ ” خوراک مرغ!“
گاهی هم بد نیست که نگاهی به درون خودمان بیندازیم، شاید عیبهایی که تصور میکنیم در دیگران وجود دارد در وجود خودمان است.
اول به خودت نگاه کن ...
_
@tarbd
مردی متوجه شد که گوش همسرش شنواییاش کم شده است.
ولی نمیدانست این موضوع را چگونه با او درمیان بگذارد.
به این دلیل، نزد دکتر خانوادگیشان رفت و مشکل را با او درمیان گذاشت.
دکتر گفت: برای اینکه بتوانی دقیقتر به من بگویی که میزان ناشنوایی همسرت چقدر است، آزمایش سادهای وجود دارد انجام بده و جوابش را به من بگو، در فاصله ۴ متری او بایست و با صدای معمولی، مطلبی را به او بگو. اگر نشنید، همین کار را در فاصله ۳ متری تکرار کن. بعد در ۲متری و به همین ترتیب تا بالاخره جواب بدهد.
آن شب همسر مرد در آشپزخانه سرگرم تهیه شام بود و او در اتاق نشسته بود.
مرد فکر کرد الان فاصله ما حدود ۴ متر است. بگذار امتحان کنم، و سوالش را مطرح کرد جوابی نشنید بعد بلند شد و یک متر به سمت آشپزخانه رفت ودوباره پرسید و باز هم جوابی نشنید.
بازهم جلوتر رفت سوالش را تکرار کرد و باز هم جوابی نشنید. این بار جلوتر رفت و گفت: ” شام چی داریم؟”
و این بار همسرش گفت: عزیزم برای چهارمین بار میگم؛ ” خوراک مرغ!“
گاهی هم بد نیست که نگاهی به درون خودمان بیندازیم، شاید عیبهایی که تصور میکنیم در دیگران وجود دارد در وجود خودمان است.
اول به خودت نگاه کن ...
_
@tarbd
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📀 ماجرای ساختن سرود ملی
«ای ایران»
سراینده: حسین گل گلاب
آهنگساز: روحالله خالقی
خواننده: غلامحسین بنان
@tarbd
«ای ایران»
سراینده: حسین گل گلاب
آهنگساز: روحالله خالقی
خواننده: غلامحسین بنان
@tarbd
Forwarded from اصفهان خبر
▪️قصه زندگی قدیمیترین بستنی فروشِ اصفهان به سر رسید.
🔹حاج علی محمد خلیلی فر که بیش از ۴۶ سال در محله قدیمی اصفهان بستنی فروشی داشت و سال ۲۰۱۹ در جشنواره بستنی سوییس مقام اول را کسب کرد امروز در ۸۲ سالگی درگشت.
🔹پیکر پدرِ بستنی فروشیِ سنتی اصفهان فردا در آرامستان رهنان تشییع و به خاک سپرده میشود.
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
🔹حاج علی محمد خلیلی فر که بیش از ۴۶ سال در محله قدیمی اصفهان بستنی فروشی داشت و سال ۲۰۱۹ در جشنواره بستنی سوییس مقام اول را کسب کرد امروز در ۸۲ سالگی درگشت.
🔹پیکر پدرِ بستنی فروشیِ سنتی اصفهان فردا در آرامستان رهنان تشییع و به خاک سپرده میشود.
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
سِر هنری راولینسون ، یکی از نخستین رمزگشایان خط میخی ، در حال صورتبرداری و خوانش کتیبهء داریوش بزرگ ، بر نردبانی چوبی در ارتفاعی مخوف ، با همراهی پسری نوجوان از بومیان منطقه بیستون ؛ سال ١٨۵٠ میلادی
@tarbd
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://t.me/tarbd
@tarbd
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://t.me/tarbd
Forwarded from BBCPersian
این مرد فرانسوی سراسر بدنش را خالکوبی کرده، گوشهای خودش را بریده، زبانش را شکاف داده و نصف بینی خود را قطع کرده است تا شبیه آدمهای فضایی شود.
آنتونی لوفردو ۳۲ ساله، مجبور شد برای قطع کردن بینیاش به اسپانیا برود، چرا که قطع اعضای بدن در کشور خودش، فرانسه، غیرقانونی است.
او اکنون با زبان شکافته، لب بریده و بینی قطعشده، به سختی میتواند حرف بزند، اما خوشحال است و میگوید پروژه تبدیل شدنش به یک آدم فضایی سیاهرنگ، ادامه دارد.
آنتونی در آخرین پستهای اینستاگرامیاش، از عبارت "۲۰ درصد پیشرفت" مینویسد، به این معنا که هنوز به یک پنجم از تغییراتی دست یافته که دوست دارد در بدنش ایجاد کند.
او در مصاحبهای گفته آرزو دارد روزی بتواند پوست بدنش را جدا کند و به جای آن فلز نصب کند.
@BBCPersian
آنتونی لوفردو ۳۲ ساله، مجبور شد برای قطع کردن بینیاش به اسپانیا برود، چرا که قطع اعضای بدن در کشور خودش، فرانسه، غیرقانونی است.
او اکنون با زبان شکافته، لب بریده و بینی قطعشده، به سختی میتواند حرف بزند، اما خوشحال است و میگوید پروژه تبدیل شدنش به یک آدم فضایی سیاهرنگ، ادامه دارد.
آنتونی در آخرین پستهای اینستاگرامیاش، از عبارت "۲۰ درصد پیشرفت" مینویسد، به این معنا که هنوز به یک پنجم از تغییراتی دست یافته که دوست دارد در بدنش ایجاد کند.
او در مصاحبهای گفته آرزو دارد روزی بتواند پوست بدنش را جدا کند و به جای آن فلز نصب کند.
@BBCPersian
🌎 چرا بیشتر از کشورهای دیگر اشتباه میکنیم؟
✍ دکتر محمود سریعالقلم
🌿اشتباه کردن مهم نیست. تعداد اشتباهات مهم است و بلکه تکرار اشتباهات مخرب است. به عنوان یک جامعه توانمند، به نظر می رسد تعدادی از اشتباهات را طی قرن گذشته مرتب تکرار کرده ایم:
۱) نیاموخته ایم که پیشرفت ژاپن، اروپا و آسیا تابع مدیریت بنگاه ها و سیستم هاست و نه ریاست افراد؛
۲) نیاموخته ایم که فهم حقیقت از طریق دیالوگ و وجود جامعه مدنی شکل می گیرد و در ذهن جزیره ای یک یا چند فرد نیست و بنابراین ضروری است که، یکدیگر را تحمل کنیم، برای یکدیگر جا بازکنیم، تفاوت های یکدیگر را به رسمیت بشناسیم و از خودخواهی های فکری بپرهیزیم؛
۳) نیاموخته ایم که با Fact، قضاوت کنیم و نه با تخیل و شنیده ها و شایعات؛
۴) نیاموخته ایم که حکمرانی، امری تخصصی است و لازمه آن دانش است؛
۵) نیاموخته ایم که قدرت، مسئولیت می آورد و اصل بر «مصلحت عامه» و تأمین رضایت مندی عامه شهروندان است؛
۶) نیاموخته ایم وقتی از درب منزل خود پا بیرون می گذاریم، در عرصه Public (عرصه عمومی) وارد شده ایم و در عرصه Public، نمی توانیم هر کاری انجام دهیم (مثل دوبله پارک کردن) و هر سخنی بگوییم و هر قضاوتی بنماییم؛
۷) نیاموخته ایم که توسعه، قبل از آنکه به سرمایه، فن آوری و تولید نیازمند باشد، به همکاری، هماهنگی، اعتماد و حمایت از یکدیگر محتاج است؛
۸) نیاموخته ایم برای آنکه دیگر ملت ها به هویت، استقلال و حاکمیت ما احترام بگذارند باید داخل خود را سامان دهیم، به یکدیگر در داخل خود احترام بگذاریم، پوپولیسم را تعطیل کنیم، پایگاه حاکمیت را نزد کارآفرینان و دانشمندان و خبرنگاران بنا کنیم و تولید و نوآوری را بنیان استقلال و حاکمیت ملی قرار دهیم؛
۹) نیاموخته ایم که در کنار دستور کار شخصی، به مسئولیت اجتماعی و به مفهومِ مقدس Public اهمیت دهیم و
۱۰) نیاموخته ایم که نقد از فکر و رفتار را، از نقدبه شخص تفکیک کنیم، حرف منطقی را بپذیریم، یکدیگر را تخریب و تحریف و زخمی نکنیم و تلقی اینکه هر کدام، مرکز ثقل جهان هستیم را کنار بگذاریم (Self-obsession)، از هم حمایت کنیم و به قولهایی که می دهیم حتی المقدور عمل کنیم.
طبیعی است تبدیل این نیاموختنی ها به آموختن ها با گفتار درمانیِ صرف، امکان پذیر نیست. اما فهم مشکل خود بخشی از حل مسئله است. مثل علم پزشکی است. شناخت بیماری خود مقدمه درمان است. یکی از دستاوردهای مهم انقلاب این بوده که بخش های وسیعی از جامعه متوجه شدند که ریشه مشکلات ما، در درون خود ماست و بهبود امور را باید از داخل شروع کرد. هر چند ملک الشعرای بهار یک قرن پیش این نکته را گوشزد کرده بود که از ماست که برماست، ولی جستجو کردن ریشه مشکلات در داخل، هم اکنون به یک ادراک عمومی رسیده است.
اگر ریشه ها در داخل است، کدام عوامل در اولویت هستند؟ چرا نسل بعد از نسل، این اشتباهات را تکرار می کنند؟ آیا دانش، علم و داده های ما کمبود دارند؟ آیا در برنامه ریزی، سیاست گذاری و تعیین اولویت ها مسئله داریم؟ آیا برای فهم دقیق مشکلات، مؤسسات پژوهشی نداریم؟ منابع طبیعی نداریم یا منابع انسانی؟ آیا مشکل در فکر است؟ دانش است؟ ساختار سیاسی است؟ خلقیات است؟ فرهنگ است؟ ساختار تولید است؟ سبک زندگی است؟ و ده ها دلیل محتمل دیگر. علت العلل کانونی چیست؟
به عنوان یک نظر در میان نظرات مختلف، این نوشتار نظریه ای برای تکرار اشتباهات مطرح می نماید: سه خوشه علّی (Causal clusters) به صورت یک مثلث که زوایای ان برهم تأثیرگذارند را مطرح میکنیم: فرهنگی، سیاسی و اقتصادی.
الف: عنصر فرهنگی که باعث میشود ما بسیار اشتباه کنیم: هر چند ما بعنوان یک جامعه دارای آداب جمعی هستیم، خصوصیات جمعی داریم، سنت هایی را پاس میداریم، زبان مشترک داریم اما رسالت و هویت جمعی که بدان تعلق خاطری، فراتر ازفردیت خود داشته باشیم را نداریم و یا بسیار ضعیف است. از طرفی دیگر، اندیشه ها و رفتارهایی
(Code of conduct) که اکثریت مطلق جامعه را به هم وصل کند بسیار ضعیف است (قرارداد اجتماعی).
🌿به عبارت دیگر، دستور کار فردی باعث شده که جمع را فراموش کنیم، کوتاه مدت بیاندیشیم، به دنبال منافع خود و گروه خود باشیم و به عموم و مصلحت عامه فکر نکنیم. تقریباً هر فردی هر نوعی که دوست دارد عمل میکند. بیشتر به شخصی احترام می گذاریم که در دایره ماست. کمتر فردی را به خاطر اینکه شهروند این جامعه است محترم می شماریم. شاید به همین دلیل اگر با اتوموبیلی تصادف کنیم که راننده اش را می شناسیم خوب برخورد میکنیم ولی به رانندهای که نمی شناسیم ناسزا میگوییم و با او نزاع میکنیم چون با او حس جمعی و هویت جمعی نداریم بلکه او را بیگانه می شماریم. برای کسانی جا ....👇
👇لینک متن کامل👇
sariolghalam.com/?p=1566
@tarbd
✍ دکتر محمود سریعالقلم
🌿اشتباه کردن مهم نیست. تعداد اشتباهات مهم است و بلکه تکرار اشتباهات مخرب است. به عنوان یک جامعه توانمند، به نظر می رسد تعدادی از اشتباهات را طی قرن گذشته مرتب تکرار کرده ایم:
۱) نیاموخته ایم که پیشرفت ژاپن، اروپا و آسیا تابع مدیریت بنگاه ها و سیستم هاست و نه ریاست افراد؛
۲) نیاموخته ایم که فهم حقیقت از طریق دیالوگ و وجود جامعه مدنی شکل می گیرد و در ذهن جزیره ای یک یا چند فرد نیست و بنابراین ضروری است که، یکدیگر را تحمل کنیم، برای یکدیگر جا بازکنیم، تفاوت های یکدیگر را به رسمیت بشناسیم و از خودخواهی های فکری بپرهیزیم؛
۳) نیاموخته ایم که با Fact، قضاوت کنیم و نه با تخیل و شنیده ها و شایعات؛
۴) نیاموخته ایم که حکمرانی، امری تخصصی است و لازمه آن دانش است؛
۵) نیاموخته ایم که قدرت، مسئولیت می آورد و اصل بر «مصلحت عامه» و تأمین رضایت مندی عامه شهروندان است؛
۶) نیاموخته ایم وقتی از درب منزل خود پا بیرون می گذاریم، در عرصه Public (عرصه عمومی) وارد شده ایم و در عرصه Public، نمی توانیم هر کاری انجام دهیم (مثل دوبله پارک کردن) و هر سخنی بگوییم و هر قضاوتی بنماییم؛
۷) نیاموخته ایم که توسعه، قبل از آنکه به سرمایه، فن آوری و تولید نیازمند باشد، به همکاری، هماهنگی، اعتماد و حمایت از یکدیگر محتاج است؛
۸) نیاموخته ایم برای آنکه دیگر ملت ها به هویت، استقلال و حاکمیت ما احترام بگذارند باید داخل خود را سامان دهیم، به یکدیگر در داخل خود احترام بگذاریم، پوپولیسم را تعطیل کنیم، پایگاه حاکمیت را نزد کارآفرینان و دانشمندان و خبرنگاران بنا کنیم و تولید و نوآوری را بنیان استقلال و حاکمیت ملی قرار دهیم؛
۹) نیاموخته ایم که در کنار دستور کار شخصی، به مسئولیت اجتماعی و به مفهومِ مقدس Public اهمیت دهیم و
۱۰) نیاموخته ایم که نقد از فکر و رفتار را، از نقدبه شخص تفکیک کنیم، حرف منطقی را بپذیریم، یکدیگر را تخریب و تحریف و زخمی نکنیم و تلقی اینکه هر کدام، مرکز ثقل جهان هستیم را کنار بگذاریم (Self-obsession)، از هم حمایت کنیم و به قولهایی که می دهیم حتی المقدور عمل کنیم.
طبیعی است تبدیل این نیاموختنی ها به آموختن ها با گفتار درمانیِ صرف، امکان پذیر نیست. اما فهم مشکل خود بخشی از حل مسئله است. مثل علم پزشکی است. شناخت بیماری خود مقدمه درمان است. یکی از دستاوردهای مهم انقلاب این بوده که بخش های وسیعی از جامعه متوجه شدند که ریشه مشکلات ما، در درون خود ماست و بهبود امور را باید از داخل شروع کرد. هر چند ملک الشعرای بهار یک قرن پیش این نکته را گوشزد کرده بود که از ماست که برماست، ولی جستجو کردن ریشه مشکلات در داخل، هم اکنون به یک ادراک عمومی رسیده است.
اگر ریشه ها در داخل است، کدام عوامل در اولویت هستند؟ چرا نسل بعد از نسل، این اشتباهات را تکرار می کنند؟ آیا دانش، علم و داده های ما کمبود دارند؟ آیا در برنامه ریزی، سیاست گذاری و تعیین اولویت ها مسئله داریم؟ آیا برای فهم دقیق مشکلات، مؤسسات پژوهشی نداریم؟ منابع طبیعی نداریم یا منابع انسانی؟ آیا مشکل در فکر است؟ دانش است؟ ساختار سیاسی است؟ خلقیات است؟ فرهنگ است؟ ساختار تولید است؟ سبک زندگی است؟ و ده ها دلیل محتمل دیگر. علت العلل کانونی چیست؟
به عنوان یک نظر در میان نظرات مختلف، این نوشتار نظریه ای برای تکرار اشتباهات مطرح می نماید: سه خوشه علّی (Causal clusters) به صورت یک مثلث که زوایای ان برهم تأثیرگذارند را مطرح میکنیم: فرهنگی، سیاسی و اقتصادی.
الف: عنصر فرهنگی که باعث میشود ما بسیار اشتباه کنیم: هر چند ما بعنوان یک جامعه دارای آداب جمعی هستیم، خصوصیات جمعی داریم، سنت هایی را پاس میداریم، زبان مشترک داریم اما رسالت و هویت جمعی که بدان تعلق خاطری، فراتر ازفردیت خود داشته باشیم را نداریم و یا بسیار ضعیف است. از طرفی دیگر، اندیشه ها و رفتارهایی
(Code of conduct) که اکثریت مطلق جامعه را به هم وصل کند بسیار ضعیف است (قرارداد اجتماعی).
🌿به عبارت دیگر، دستور کار فردی باعث شده که جمع را فراموش کنیم، کوتاه مدت بیاندیشیم، به دنبال منافع خود و گروه خود باشیم و به عموم و مصلحت عامه فکر نکنیم. تقریباً هر فردی هر نوعی که دوست دارد عمل میکند. بیشتر به شخصی احترام می گذاریم که در دایره ماست. کمتر فردی را به خاطر اینکه شهروند این جامعه است محترم می شماریم. شاید به همین دلیل اگر با اتوموبیلی تصادف کنیم که راننده اش را می شناسیم خوب برخورد میکنیم ولی به رانندهای که نمی شناسیم ناسزا میگوییم و با او نزاع میکنیم چون با او حس جمعی و هویت جمعی نداریم بلکه او را بیگانه می شماریم. برای کسانی جا ....👇
👇لینک متن کامل👇
sariolghalam.com/?p=1566
@tarbd
دکتر محمود سریع القلم
چرا اینقدر اشتباه می کنیم؟ | محمود سریع القلم
کانون «اشتباه نکردن» به ساختاری برمیگردد که در آن گردش اطلاعات، گردش فکر و گردش مجریان وجود داشته باشد. هدف از این گردشها، یادگیری است. سیستمها
Forwarded from سهام نیوز
✅ امار ازدواج و طلاق ۹۸
استان البرز و تهران نزديك به ٥٠ درصد ازدواج ها به طلاق كشيده مي شود
@Sahamnewsorg
استان البرز و تهران نزديك به ٥٠ درصد ازدواج ها به طلاق كشيده مي شود
@Sahamnewsorg
📙اعضای فرقه شیخیه در دوره قاجار
▪️فرقه شیخیّه به دست شخصی به نام شیخ احمد بن زین الدّین أحسائی در اوایل قرن سیزدهم هجری قمری ابتدا در احساء و عراق و سپس در ایران اعلام موجودیّت کرد. از این فرقه با عناوین دیگری مثل «پایینسریّه» نیز یاد شده است. علّت بکار بردن اصطلاح «شیخیّه» برای پیروان این فرقه، آن است که رهبران این فرقه افکار و عقاید خود را که با عقاید شیعیان متفاوت است، از شیخ احمد احسائی اخذ کردهاند؛ به آنها «شیخیّه» به معنای پیروان و تبعیّت کنندگان از شیخ گفته میشود.
▪️فرقه شیخیّه به دست شخصی به نام شیخ احمد بن زین الدّین أحسائی در اوایل قرن سیزدهم هجری قمری ابتدا در احساء و عراق و سپس در ایران اعلام موجودیّت کرد. از این فرقه با عناوین دیگری مثل «پایینسریّه» نیز یاد شده است. علّت بکار بردن اصطلاح «شیخیّه» برای پیروان این فرقه، آن است که رهبران این فرقه افکار و عقاید خود را که با عقاید شیعیان متفاوت است، از شیخ احمد احسائی اخذ کردهاند؛ به آنها «شیخیّه» به معنای پیروان و تبعیّت کنندگان از شیخ گفته میشود.