صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
1.64K subscribers
4.36K photos
1.84K videos
803 files
4.44K links
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Download Telegram
مورخان:
🖋 چیستی تاریخ نگاری رسمی
نگاهی به کتاب گفتمان تاریخ‌نگاری رسمی دوره پهلوی پیرامون رضاشاه
زینب عیوضی
موضوع این کتاب بررسی روایت‌های تاریخ‌نگارانه درباره شخصیت و اقدامات رضاشاه است. متون تاریخ‌نگارانه‌ای که نخستین آن‌ها تاریخ شاهنشاهی اعلیحضرت رضاشاه یا علل و نتیجه نهضت عمومی آبان ماه ۱۳۰۴ نوشته عبدالله امیرطهماسب(۱۳۰۴) و واپسین آن‌ها اعلیحضرت رضاشاه کبیر (۱۳۵۶) است.
مسئله اصلی این تحقیق: شناسایی، ارزیابی و نحوه نمود گفتمان تاریخ‌نگاری رسمی دوره پهلوی پیرامون رضاشاه است. این پژوهش می‌کوشد از یک سو، پیوند قدرت ـ دانش را در درون این متن‌ها آشکار کند و از دیگر سو با تحلیل پیام‌های زبانی موجود در این متن‌ها و بررسی کارکردهای گفتمانی و اجتماعی آن‌ها، به فهمی روشن تر از واقعیات بازنمایی شده در تاریخ‌نگاری رسمی دوره پهلوی دست یابد.
کتاب با یک مقدمه درباره چیستی تاریخ‌نگاری رسمی به طور کلی و به طور اخص تاریخ‌نگاری رسمی در ایران آغاز می‌شود: هر حکومتی با هر شکل ساختار و ماهیتی به تاریخ نگاری رسمی نیاز دارد، تا از یک‌سو به نیازهای سیاسی، ایدئولوژیکی و کارکردهای هویتی و مشروعیت بخش خود پاسخ گوید و از دیگرسو شکاف‌های معرفتی و معنایی موجود را پرکند. تا اینجا مولف خیال مخاطب را راحت ساخته که در هر حکومتی باید به دنبال نشانه‌های وجود تاریخ‌نگاری رسمی با کارکردهای مطرح شده بگردد.
و اما آنچه در ایران بر تاریخ‌نگاری رسمی گذشته است: در ایران، ماهیت گفتمانی و کارکردی تاریخ‌نگاری رسمی تا پیش از دوره مشروطه چندان دست‌خوش دگرگونی مهمی نشد؛ هرچند در میانه‌های دوره قاجار تاریخ‌نگاری مدرن غربی تاثیرات اندکی بر روند تاریخ‌نگاری سنتی ایران نهاد، اما ساختار و ماهیت آن را تغییر نداد. با پیروزی مشروطه، گسست معناداری در روند تاریخ‌نگاری رسمی ایران پدیدار گشت که پیامد آن افول موقتی تاریخ‌نگاری رسمی و ظهور گفتمان‌های متفاوت تاریخ‌نگاری بود. هرچند این تحول در پی تغییر ایدئولوژی و دگرگونی مناسبات قدرت کاملا طبیعی به نطر می‌رسید، اما ناپایداری نظام مشروطه نتوانست موقعیت تاریخ‌نگاری مستقل و در حال ظهور ایران را تثبیت کند و به آن ثبات معنایی ببخشد. از همین رو، با افول گفتمان مشروطه‌خواهی و انتقال حق سلطنت از خاندان قاجار به خاندان پهلوی، بار دیگر تاریخ‌نگاری رسمی به شکل مقتدرانه‌ای احیا شد و در کانون توجه دولت پهلوی قرار گرفت.
با این مقدمات، آرام آرام وارد بحث اصلی کتاب یعنی همان تاریخ‌نگاری رسمی دوره پهلوی می‌شویم: تاریخ‌نگاری رسمی دوره پهلوی از چند زاویه حایز اهمیت است. نخست، به واسطه فزونی و تنوع این آثار؛ دوم، به واسطه سبک و روش آن؛ سوم، به خاطر کارکردهای گفتمانی خاص آن آثار؛ چهارم، ب... »ادامه
🌐 شبکه مورخان
کانال علمی تاریخ‌پژوهان ایران
Forwarded from عکس نگار
برگی از تقویم تاریخ

۲۴ دی سالروز درگذشت احمد تفضلی

احمد تفضلی (زادهٔ ۱۳۱۶ در اصفهان – درگذشتهٔ ۲۴ دی ۱۳۷۵ در تهران) زبان‌شناس، ایران‌شناس، پژوهشگر، مترجم و متخصص زبان پهلوی و استاد زبان‌های باستانی در دانشگاه تهران بود. تفضلی در زمینهٔ زبان‌های ایرانی میانه به‌ویژه پهلوی و پارتی، در پهنهٔ بین‌المللی یکی از معدود صاحب‌نظران به شمار می آمد.
احمد تفضلی تحصیلات مقدماتی را در تهران گذراند و در سال ۱۳۳۵ با دریافت مدال درجهٔ اول فرهنگ از دارالفنون دیپلم ادبی گرفت. در سال ۱۳۳۸ دانشکدهٔ زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران را با احراز رتبهٔ اول به پایان برد. در سال ۱۳۴۰ به انگلستان رفت و وارد رشتهٔ فرهنگ و زبان‌های باستانی ایران در مدرسهٔ زبان‌های شرقی دانشگاه لندن شد و در سال ۱۳۴۴ فوق لیسانس گرفت. پیش از بازگشت به ایران دورهٔ تحقیقی کوتاهی را هم در پاریس گذراند. در ۱۳۴۵ در رشتهٔ زبان‌های باستانی از دانشگاه تهران درجهٔ دکتری گرفت. موضوع پایان‌نامهٔ او تصحیح و ترجمهٔ سوتکرنسک و ورشت مانسرنسک از دینکرد و سنجش این دو نسک با متن‌های اوستایی، به راهنمایی دکتر صادق کیا بوده‌است. از ۱۳۳۷ تا ۱۳۴۵ ضمن تحصیل، به عنوان پژوهشگر در استخدام ادارهٔ فرهنگ عامه بود. از ۱۳۴۵ تا ۱۳۴۷ در بنیاد فرهنگ ایران، به تحقیق پرداخت. در ۱۳۴۷ به تدریس در دانشگاه تهران مشغول شد. در ۱۳۷۰ عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی و از سال ۱۳۷۳ معاون علمی و پژوهشی این فرهنگستان بود. وی علاوه بر اینکه یکی از صاحبنظران در زمینهٔ زبان‌های باستانی ایران بود، به زبان عربی کاملاً آشنایی داشت و به زبان‌های انگلیسی و فرانسوی و آلمانی و ادبیات فارسی تسلط کامل داشت و همچنین با زبان روسی نیز آشنا بود.
تفضلی در ساعت ۱۲ و نیم روز ۲۴ دی ماه ۱۳۷۵ دفتر کارش را در دانشگاه تهران ترک کرد و راهی منزلش در شمیران شد اما هرگز به منزل نرسید. او در همان روز به طرز مشکوکی در خیابان به قتل رسید.
عضویت در مجامع
عضویت در انجمن آسیایی پاریس از سال ۱۳۵۰
عضویت در انجمن بین‌المللی کتیبه‌های ایرانی (انگلستان) از سال ۱۳۵۱
عضویت در کمیتهٔ بین‌المللی آکتا ایرانیکا (بلژیک) از سال ۱۳۶۰
عضویت در هیئت مؤسس انجمن آثار ملی از سال ۱۳۵۹
عضویت در شورای علمی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی از سال ۱۳۶۶
عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی از سال ۱۳۷۰.
روز ۲۲ شهریور ۱۳۷۵ دانشگاه دولتی سن‌پترزبورگ طی مراسمی درجهٔ دکترای افتخاری ایران شناسی را به احمد تفضلی اهدا کرد.

کتاب‌ها
واژه‌نامه مینوی خرد، بنیاد فرهنگ ایران ۱۳۴۸
ترجمهٔ مینوی خرد چاپ اول بنیاد فرهنگ ایران ۱۳۵۴، چاپ دوم، انتشارات توس، ۱۳۶۴
نمونه‌های نخستین انسان و نخستین شهریار در تاریخ افسانه‌ای ایران (کتاب) جلد ۱ از آرتور کریستن سن با همکاری ژاله آموزگار (ترجمه و تحقیق)، تهران، نشر نو، ۱۳۶۴
نمونه‌های نخستین انسان و نخستین شهریار در تاریخ افسانه‌ای ایران (کتاب) جلد ۲ از آرتور کریستن سن با همکاری ژاله آموزگار (ترجمه و تحقیق)، تهران، نشر نو، ۱۳۶۸
شناخت اساطیر ایران (کتاب) از جان هینلز (ترجمه) با همکاری ژاله آموزگار، تهران، نشر چشمه و فرهنگسرای بابل، چاپ اول ۱۳۶۸
اسطوره زندگی زرتشت با همکاری ژاله آموزگار، تهران، نشر چشمه و فرهنگسرای بابل، چاپ اول ۱۳۷۰
زبان پهلوی ادبیات و دستور آن (کتاب) با همکاری ژاله آموزگار، تهران، نشر معین، چاپ اول ۱۳۷۳

@bargi_az_tarikh

Forwarded from مورخان
بسمه تعالی

انجمن ایرانی تاریخ سومین همایش« آموزش تاریخ در مدارس » را برگزار می‌کند. همایش سوم درشهر اصفهان، و با همکاری انجمن علمی آموزشی معلمان تاریخ استان اصفهان، درتاریخ 7 اردیبهشت ماه 1396 در محل مرکز تحقیقات معلمان و موزه آموزش و پرورش اصفهان خواهد شد
محورهای فراخوان مقالات همایش به شرح ذیل است:
الف) تحلیل محتوای کتب درسی تاریخ
1- کتب درسی وانطباق آن با اسناد ارشیوی
2- ارتباط طولی محتوای کتب درسی در دوره های مختلف

ب) آموزش تاریخ و هویت بخشی :
1- آموزش تاریخ وایجاد امنیت روانی،اعتماد به نفس وهویت بخشی در دانش آموزان
2- آموزش تاریخ با تاکید بر اخلاق انسانی
3- حفظ هویت ملی در کتب تاریخ
4- هویت ملی در کتب درس تاریخ سایر کشورها

پ) نقش معلم و راهکارهای آموزش تاریخ
1- تاریخ شفاهی ونقش آن در علاقه مندی دانش آموزان به تاریخ
2- میزان اطلاعات،علاقه واشتیاق معلم در آموزش ِهدفمند تاریخ
3- آموزش تاریخ و وسایل کمک آموزشی
4- جایگاه گروههای درسی در امر آموزش تاریخ
5- دوره های باز آموزی تاریخ ونقش آن در کیفیت وتوانمندی معلمان

ت) روش های نوین آموزش تاریخ و شیوه ارزیابی یادگیری دانش آموزان
1- روش فعال پروژه برای آموزش تاریخ
2- درس تاریخ وآموزش مبتنی برIT
3- بررسی شیوه های آموزش نوین تاریخ در سایر کشورها

ث) محور ویژه:نقش تاریخ محلی درآموزش درس تاریخ با تکیه بر تاریخ آموزش تاریخ در اصفهان
1- آموزش تاریخ با نگاه به تاریخ هر منطقه
2- تاریخ محلی ونقش آن در مشارکت اقوام واقلیت ها
3- تاریخ محلی؛ تاریخ نزدیک
زمان برگزاری همایش: هفتم اردی بهشت 1396
مکان: مرکز تحقیقات معلمان اصفهان
دریافت مقالات تا 28 بهمن 1395
مقالات را به نشانی الکترونیک زیر ارسال فرمایید:
hamayeshtarikh@gmail.com
برای اطلاعات بیشتر هم به این وبلاگ مراجعه کنید و سوالات خود را طرح کنید.
hamayeshtarikh.blogfa.com
برگزار کنندگان همایش از پژوهشگران ارجمند خواهش دارند جهت تسریع در ارزیابی ها و اعلام نتیجه داوری ارسال مقالات خود را به روزهای آخر موکول ننمایند.
@movarekhan
موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران:
#در_آینه_تاریخ ؛ عکسی دیده نشده از #ملکه_مادر، #شمس و #شاه در مراسم جشن ازدواج شهرآزاد #پهلبد دختر شمس پهلوی با هاوارد باریس انگلیسی

شماره آرشیو: 863-121پ
منبع: موسسه مطالعات تاریخ معاصر
Forwarded from رضوان نعمتی
همکاران عزیز برای دریافت نرم افزار بر فراز آسمان ،قطعه های ویدئویی ومجموعه مقالات در مورد مطالب کتاب تاریخ(1) پایه دهم لطفا به آدرس زیر مراجعه فرمایید.
history-dept.talif.sch.ir
Forwarded from رضوان نعمتی
http://etun.isfedu.ir/tarikh آدرس سایت گروه تاریخ استان
اسرار تاریخی کمیته ی مجازات
نویسنده: جواد تبریزی
کمیته مجازات، انجمنی بود که در اواخر دوره قاجار اقدام به ترور افرادی که به نظرشان ایادی بیگانه بودند، می‌کردند.
پس از خاتمه جنگ جهانی اول، روس‌ها و انگلیس‌ها در همه امور ایران دخالت می‌کردند و عده‌ای از جراید و رجال را عامل اجرایی خود کرده بودند. این وضع باعث شد که میرزا ابراهیم‌خان منشی‌زاده انجمنی سرّی تشکیل دهد.
او و دوست دیرینش اسدالله‌خان ابوالفتح‌زاده در اوایل شهریور ۱۲۹۵ طرح تشکیل کمیته مجازات را ریختند و کمی بعد محمد نظرخان مشکوةالممالک به این دو پیوست و «کمیته مرکزی مجازات» بدست این سه تن تشکیل شد. کمیته مجازات بزودی پیشرفت کرد و اعضای دیگری پذیرفت و نیز شروع به جمع‌آوری اسلحه و اقدام به ترور نمود تا در ۲۲ تیر ۱۲۹۶ اعضای آن دستگیر و مجازات شدند.
اطلاعیه.
دومین جلسه ضمن خدمت انجمن معلمان تاریخ فردا سه شنبه راس ساعت 14 برگزار می گردد.
شاپور بختیار و لژ فراماسونری اصفهان
گزارش ساواک از نقش شاپور بختیار در تشکیل لژ فراماسونری در اصفهان در تاریخ 20 شهریور 1356:
"در ساعت 18 روز پنجشنبه جلسه لژ اصفهان با دعوت قبلی در محل لژ واقع در میدان 24 اسفند واقع در ساختمان اشراقی تشکیل جلسه داد. در این جلسه آقایان ژان مکداول، دکتر شاهپور بختیار، شهاب الدین شهابی معاون استاندار، علیمحمد آزما، کمال نعمت بخشی، دکتر محمد توانا، ... و دکتر صدری حضور داشتند. پس از تشکیل جلسه آقای بختیار ضمن خوش آمد به حاضرین اظهار کرد: چون مدتی است لژ اصفهان فعالیت نداشته و تشکیل جلسه نداده لذا مورد ایراد و اعتراض گراند لژ مرکز قرار گرفته و اضافه کرد دستور جلسه حاضر، اول انتخاب هیات رییسه لژ بوده و سپس اقداماتی در جهت فعالیت بعدی باید انجام بگیرد ...
🎤

به شبکه معلمان تاریخ بپیوندید.👇👇👇

@tarbd
Telegram.me/tarbd
شبکه ی معلمان تاریخ
منبع: تشکیلات فراماسونری در ایران؛ حسین میر. ص 249👆
چهارشنبه۲۹ دیماه/۱۰الی۱۴
نشست اول:شهرآرمانی شهر واقعی-دکتر حسین ایمانی
نشست دوم:نقش فضاهای شهری در ارتقاء کیفیت زندگی در بافت تاریخی -دکتراحسان رنجبر سالن توحیدخانه دانشگاه هنراصفهان -خ استانداری
سازمان نوسازی و بهسازی شهر اصفهان
www.telegram.me/nosazibehsaziesf
🎤

به شبکه معلمان تاریخ بپیوندید.👇👇👇

@tarbd
Telegram.me/tarbd
شبکه ی معلمان تاریخ
قلعه بابک. آذربایجان شرقی👆
#روشنفکران حقوق‌بگیر

#نکته_ها_و_اشاره_ها

#ملکه علاوه بر کارهای روزمرۀ #دربار، بر بعضی از مؤسسات تشریفاتی ریاست می‌کرد. در دفتر شهری علیاحضرت در حدود 300 نفر کار می‌کردند که هر کدام وظایف خاص خودشان را داشتند. عده‌ای مأمور بودند که خانه‌های قدیمی با متجاوز از صد سال عمر را شناسایی و پس از ترمیم و بازسازی درهای آنها را به روی مردم باز کنند. بعضی دیگر مأمور جمع‌آوری تابلوهای نفیس نقاشی و آثار هنری بودند که آنها را از صاحبانشان در داخل و خارج به قیمت مناسب می‌خریدند و در یک مجموعه نگهداری می‌کردند. عده‌ای شاعر و نویسنده که به ظاهر خود را روشنفکر می‌دانستند، از دفتر ملکه حقوق می‌گرفتند.
روی کار آمدن #شریف_امامی و کارهایی که انجام داد فضای دربار را هم عوض کرد. حمله‌ای که پس از شرفیابی و دریافت فرمان نخست‌وزیری به حزب رستاخیز کرد، باعث شد حساب کار دست خیلی‌ها بیاید. با این حمله آنان دیگر در ایران جایی برای خود نمی‌دیدند.
#هویدا از وزارت دربار رفت، #علم و یارانش هم که قبلاً رفته بودند، از درباریهای قدیمی کسی نمانده بود، و حتی سپهبد دکتر #ایادی، پزشک مخصوص، هم از ترس به دربار نمی‌آمد.
#اعلیحضرت پس از واقعۀ 17 شهریور، دچار ناراحتی روحی و بکلی داغان شده بودند و بیشتر در تنهایی و انزوا به سر می‌بردند و رغبتی برای پذیرفتن اشخاص نداشتند. دکتر علیقلی #اردلان هم که پس از سالها خانه‌نشینی به جای هویدا به وزرات دربار رسیده بود، در روزگار کهولت به سر می‌برد و فقط ناظر گذران کارهای روزمرۀ دربار بود. در چنین اوضاع و احوال و عوض شدن شخصیتهای سنتی که مشیر و مشاور شاه در طول زمامداری بودند و نیامدن آنان به دربار، قدرت شهبانو بیشتر شد و به فکر افتاد در تحولات روزمرۀ کشور نقش اساسی داشته باشد. در دربار و دفتر ملکه کسانی راه یافتند که پیشتر از آنان نام و نشانی نبود. آنان، برای رفع مشکلات مملکت، هر روز طرح تازه‌ای عنوان می‌کردند که بر پیچیدگی اوضاع می‌افزود. طراحان این طرحها می‌پنداشتند که کلید حل مشکلات در دست آنان است. آنان اعتقاد داشتند که رژیم می‌ماند و ملکه قدرت را به دست می‌گیرد. دلیلشان هم این بود: اول آنکه: اعلیحضرت بیمارند و این موضوع را فقط شهبانو فرح می‌دانستند. علاوه بر بیماری ایشان روحیه‌شان را نیز از دست داده‌اند و قادر به تصمیم‌گیری در امور مملکتی نیستند. ولیعهد هم تا به ‌21 سالگی برسد هنوز راه در پیش دارد و گذشته از اینها، او در خارج از کشور مشغول درس خواندن است. آدمها و مهره‌های شاه، چه در دربار و چه در خارج از دربار، همه از اطراف او پراکنده شده‌اند و بر اساس تغییراتی که در قانون اساسی داده شده است، شهبانو می‌توانست نایب‌السلطنه باشد.
بنابراین، اگر علیاحضرت بتوانند برنامه‌ریزی کنند و بر بحران فایق آیند می‌توان قدرت را در دستهای نایب‌السلطنه دید که کسی غیر از شهبانو نمی‌تواند باشد.
برای آرام ساختن کشور هدف و برنامه لازم بود. برای این منظور علیاحضرت شخصیتهای لازم را گرد هم آورده بود. باید به مردم نشاند داده می‌شد که اوضاع دگرگون گشته و خواسته‌های آنان مورد نظر است و افراد بدنام سابق از صحنۀ دربار طرد شده‌اند.
برای رسیدن به این اهداف، عده‌ای در دفتر علیاحضرت گرد آمده بودند که در رأس آنان رضا قطبی، مدیر عامل تلویزیون و پسردایی علیاحضرت، دکتر #سید_حسین_نصر رییس پیشین دفتر #شهبانو، دکتر #هوشنگ_نهاوندی رییس دفتر، دکتر #احسان_نراقی نویسنده و جامعه‌شناس قرار داشتند.
وظایف این دفتر، گاهی با دفتر وزارت دربار همخوانی نداشت و مشکلات عدیده‌ای به وجود می‌آورد که باید مدتها به رفع و رجوع آن پرداخت.

افشار امیراصلان، سروها در باد: آخرین روزهای شاه در تهران/ به تقریر امیر اصلان افشار؛ تهیه و تنظیم محمود ستایش، تهران: نشر البرز، 1378، ص 118ـ119.

www.iichs.ir
🎤سومین جلسه ضمن خدمت
سومین جلسه ضمن خدمت انجمن معلمان تاریخ اصفهان فردا پنجشنبه راس ساعت هشت صبح برگزار می گردد.
🎤

به شبکه معلمان تاریخ بپیوندید.👇👇👇

@tarbd
Telegram.me/tarbd
شبکه ی معلمان تاریخ
Forwarded from مورخان
شبکه مورخان @movarekhan
📰 مجمع هماهنگی مراکز تاریخ پژوهی و بانک های اسنادی ایران برگزار می کند
همایش «مشروطیت در اصفهان به روایت اسناد»
Forwarded from مورخان
📰 مجمع هماهنگی مراکز تاریخ پژوهی و بانک های اسنادی ایران برگزار می کند
همایش «مشروطیت در اصفهان به روایت اسناد»
به مناسبت ۱۱۰ سالگی جنبش مشروطیت
مجمع هماهنگی مراکز تاریخ پژوهی و بانک های اسنادی ایران برگزار می کند
همایش «مشروطیت در اصفهان به روایت اسناد»
مهلت ارسال چکیده :۳۰بهمن ۱۳۹۵
مهلت ارسال اصل مقالات:۳۰ فروردین ماه ۱۳۹۶
ایمیل همایش:
Mashrote.esfahan@gmail.com
تلفن های تماس:
۰۲۱۲۶۴۰۲۹۹۴
۰۳۱۳۲۲۱۷۵۴۰
۰۳۱۳۷۹۳۳۱۲۱
🌐 شبکه مورخان @movarekhan
کانال علمی تاریخ‌پژوهان ایران
https://telegram.me/joinchat/BeZKLzu34mTq4-L_0U0GFg
Forwarded from Sh.Fakhrian
سنت نقد قدرت
یادداشت سید امیرخرم، عضو شورای مرکزی نهضت آزادی ایران درباره مرحوم هاشمی رفسنجانی

نکته اول: درباره مرحوم هاشمی رفسنجانی سخن بسیار گفته اند. از کسانی که از سجایای اخلاقی او سخن می¬گویند. از سوابق مبارزاتی، اعتدال در سیاست ورزی یا توان مدیریتی آن مرحوم تا کسانی که او را قدرت طلبی با خلق و خوی اشراف زادگی، از جمله مسئولان کشتار سال شصت و هفت، بانی سرکوب نیروهای سیاسی در زمان تصدی مدیریت اجرایی کشور و ..... می¬دانند. هرکدام نیز برای اثبات نظر خویش مصادیقی از زندگی او را دستاویز قرار می¬دهند. اما من در این نوشتار کوتاه قصد دارم از زاویه دیگری به منش مرحوم هاشمی بپردازم.
لازمه دموکراسی در هر کشور، نقد قدرت است. قدرتی که مورد نقد قرار نگیرد، ظرفیت فراوانی برای آلوده شدن به فساد خواهد داشت. حاکمانی که دیگران تنها به تکریم آنها بپردازند، ناخواسته به سمت و سویی خواهند رفت که تنها به حفظ ساختار موجود قدرت بی اندیشند و هرگونه نقدی را به تندی و عتاب پاسخ دهند. در چنین ساختاری اندک اندک کاسبان قدرت در جای ناصحان خدمت خواهند نشست و فرصت طلبان جای منتقدان را خواهند گرفت.
در این میان اندک اند کسانی که هزینه نقد ساختار قدرت را به جان بخرند و حاضر شوند از آنچه دارند بگذرند تا حتی اگر اندکی، از انحراف نظام سیاسی مطلوب خود جلوگیری کنند.
در سالهای پس از انقلاب شاید بتوان سه نفر را به صورتی نمادین که در مقطعی از زندگی سیاسی خویش به قدرت پشت کردند و هزینه هایی گزاف نیز پرداختند، نام برد.
نخست مرحوم بازرگان بود که اولین نخست وزیر نظام جمهوری اسلامی شد و در شرایطی که کمتر کسی سابقه مبارزاتی، معرفت دینی و دانش سیاسی او را داشت، قطعاً می¬توانست اولین رییس جمهور در نظام سیاسی بعد از انقلاب شود. اما آنگاه که احساس کرد انقلاب در حال انحراف از مسیر خود است، زبان به اعتراض گشود، از ساختار قدرت خارج شد و تا پایان عمر نیز در جایگاه مخالف رفتارهای حاکمیت، دست از نقد دلسوزانه حاکمان برنداشت. نه تنها عطای قدرت را به لقای آن وانهاد، بلکه پذیرفت که از این پس دمی را به آرامی نخواهد گذراند و لحظه ای از آزار و اذیت صاحبان قدرت در امان نخواهد ماند.
دومین کس مرحوم منتظری بود که قرار بود دومین رهبر جمهوری اسلامی شود. لیکن وقتی احساس کرد که دیگرانی حفظ نظام را توجیهی برای حفظ قدرت خویش(بدون آنکه به مشروعیت ابزارهای بکار رفته در این راه بی اندیشند)، قرار داده اند، زبان به اعتراض گشود و نصیحت مشفقانه را بر سکوت خائفانه ترجیح داد و خلع از مقام قائم مقامی رهبری و حصر خانگی را با طیب خاطر پذیرفت اما حاضر به پذیرفتن آنچه اخلاقی نمی دانست و منافی ارزشهای انقلاب می پنداشت، نشد.
اما سومین کسی که در این مسیر گام نهاد، همانا مرحوم هاشمی بود. هاشمی قطعاً می توانست رهبر بعدی جمهوری اسلامی باشد. کسی بود که تمامی ارکان نظام برای او اعتباری در حد دومین شخص نظام قائل بودند. در میان عالمان دینی از احترام خاصی برخوردار بود.از معدود روحانیون باقیمانده ای بود که پیش از انقلاب طعم زندان را چشیده بود و وارد مبارزات سیاسی شده بود. پس از انقلاب نیز همواره در بالاترین سطح، قبول مسئولیت کرده بود. امین رهبر انقلاب بود. زبان دیپلماسی را خوب می دانست و بازی سیاست را به نحوی مطلوب بلد بود. مجموع این خصوصیات، از او فردی در حد و اندازه سومین رهبر جمهوری اسلامی ساخته بود.
اما پس از وقایع سال هشتاد و هشت، مرحوم هاشمی حاضر نشد برخلاف آنچه بدان اعتقاد داشت، سخن گوید. او بخوبی می دانست برخلاف مسیر حرکت کردن، میتواند هزینه هایی سنگین برای او بدنبال داشته باشد. یکسو همرنگ شدن با جماعتی بود که به زعم او منافع خویش را بر مصالح انقلاب مُرجح می دانستند و حفظ قدرت به هر شکل و با هر وسیله برای ایشان، تنها اصل بود. سوی دیگر حفظ ارزشهای انقلاب بود و نقد ساختار قدرت و پرداخت هزینه هایی سنگین همچون حبس فرزندان، مورد طعن و دشنام بدخواهان قدرت طلب قرار گرفتن و از دست دادن نفوذ در لایه های قدرت و به نوعی خانه نشینی سیاسی تن دادن.
سخت است انتخاب میان این دو راه، آنگاه که جمیع شرایط برای ماندن در ساختار قدرت و منتفع شدن از منافع کلان آن مهیاست و پا نهادن بر وساوس درون و در مقابل پذیرش دشواریها، تنگناها و محرومیت هایی که شاید تا پایان عمر، تورا رها نکنند. اما اینان هر سه تن درآن هنگام که بایست، در نفی آنچه اخلاقی نمی دانستند، تردید نکردند. مگردر این سالها کم بوده اند کسانی که مدح قدرت را بر ذکر حقیقت ترجیح دادند و یا دامن خویش از معرکه بیرون کشیدند و بنام تقیه سکوت پیشه ساختند و دم فرو بستند.
نکته دوم: اگر نیک بنگریم حضور میلیونی مردم در مراسم تشییع مرحوم هاشمی نشان از عمق شکاف دولت- ملت داشت. بگونه ای که انگار هر دولتمردی به میزانی که مغضوب حکومت گردد، برای ملت عزیز خواهد شد و نیز به میزانی که مو