صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
1.64K subscribers
4.36K photos
1.84K videos
803 files
4.44K links
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Download Telegram
۷ دی ماه بزرگداشت شاعر قصیده سرای قرن هفتم کمال الدین اصفهانی معروف به خلاق المعانی☘️
📘معرفی کتاب: تخریب ایران ضروری است

📑 96 صفحه / چاپ 2019
نویسنده : ژان میشل مرنوشه
📝ترجمه حمید محوری

💠محورهای کتاب:

💢 همزمان با اعمال تحریمهای غیر انسانی و گسترده از سوی امریکا و دولت های غربی جهت اعمال فشار بر جمهوری اسلامی ایران، "ژان میشل ورنوشه" یکی از نویسندگان و روزنامه نگاران فرانسوی نیز اخیرا با انتشار کتابی تحت عنوان" ایران: تخریب ضروری" به بررسی این مسئله پرداخته است.وي که در کارنامه خود تدریس در مدرسه عالی خبرنگاری پاریس، تحلیلگری سیاسی در مجله "لوفیگارو"، "نامه ژنو" و"نشریه ژئو استراتژیک" را به همراه دارد، در حال حاظر تحلیل های خود را در حوزه بین الملل در سایتGéopolintel ارائه می دهد.از کتب منتشر شده توسط وی، می توان به عناوینی همچون" بیانیه ای برای مردم اروپا"، "اروپا: گاه شمار یک مرگ اعلام شده"، "حافظه فراموشی- 1990"، "اسلام انقلابی، تحلیل ژئوپلیتیک -2002"، "زندگی امروز در سودان- 2005 " و "جاده دمشق- 2007 " اشاره کرد.
🔻 این روزنامه نگار فرانسوی و تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک که به مدت ده سال طی سالهای 1985 تا 1995 به عنوان مامور توسعه همکاریها از سوی دولت فرانسه در کشور های لیبی و تونس فعالیت داشته، و چندین بار نیز به ایران سفر کرده و مقالات متعددی در مورد ایران نگاشته است، در کتاب اخیر خود نشان می دهد که چرا و چگونه و تحت چه دلایل و بهانه هایی، قدرتهای غربی ، طی بیش از یک دهه با دستکاری و انحراف افکار عمومی خود تلاش می کنند تا زمینه های لازم را برای در هم کوبیدن و نابودی ایران و نظام جمهوری اسلامی آن فراهم کنند. وی همچنین در این کتاب به تشریح و افشای ابزارها وروشهای رسانه ای و دستکاری افکار عمومی و شیوه جهت دهی به دیدگاهها و گرایشات مردم، که از سوی قدرتهای غربی و دستگاه عظیم تبلیغاتی آنها بکار گرفته می شوند، نیز می پردازد.
*♦️ ایران در مرکز اصلی اهداف تقابلی قدرت های غربی*
🔸 "ورنوشه"، در پاسخ به سوالی در خصوص علت انتخاب این تیتر شوک آور برای کتابش، پاسخ داد: "ابتدا تیتر این اثر "تخریب ایران" نام داشت، چرا که به عقیده من ایران در مرکز اصلی اهداف تقابلی قدرت های غربی و در راس آنها ناتو (ونیز عربستان سعودی، که البته خیلی موضع خصمانه ای علیه ایران نداشته اما به دلیل فشارهای آمریکا در جهت اعمال فشار بر ایران حرکت می کند،) قرار دارد. البته همه این فشارها، تحریمهای مالی و اقتصادی در زمینه صادرات نفت و انرژی، همگی در جهت همراه ساختن ایران با بازار بزرگ جهانی و نظام حاکم بر عرصه بین المللی بوده است. در واقع قدرتهای جهانی می خواهند ایران را به "دین" کافرانه خود یعنی" آئین بازار جهانی" وارد کنند.

🔸 طرفداران جنگ با ایران یک گروه یکدست نیستند*
قدرتهای غربی در تلاشند تا از طریق قیامهای مردمی در ایران، و یا اگر موفق نشدند، از طریق یک مداخله نظامی آشکار نظام سیاسی ایران را سرنگون کنند. این اقداماتی است که سالها از سوی برخی لابی ها در واشنگتن وبوِیژه از جانب اسرائیل توصیه شده است. اما اینان همانهایی هستند که دارای رفتار محتاطانه نیز هستند زیرا جنگ همزمان هم یک هنر است و هم مهارتی است در به کارگیری تکنیک. البته طرفداران جنگ با ایران هم خود یک گروه یکدست نیستند ودر درون خود آنها نیز اختلافاتی وجود دارد.

@tarbd
واژه مجعول دریای خزر (دریای مازندران یا دریای کاسپین ؟)

بکار بردن واژه «خزر» برای دریای «مازندران»، ناروا، ناپسند، و ضد ایرانی است….

در آغاز سده هفتم میلادی، دو قوم بزرگ در شمال «قفقاز» می زیستند. یكی از این دو قوم «بلغار ها»، و قوم دیگر «خزران» بودند كه دشت های سفلای رود «تِرِكْ» و رود «ولگا» جایگاه شان بود.

به عبارت دیگر، این قوم در فاصله میان شمال غربی این دریا و دریای سیاه سکونت داشتند. این‌ها، مردمی بودند از نژاد زرد (به تازی اصفر) که به صحراگردی و تاخت و تاز در ممالک همجوار اشتغال داشتند، و غالباً به طرف وادی رود «کورا» (کوروش کهن) می‌آمدند. در جنگ هایی كه به سال های ۵۸۹ و ۶۳۰-۶۲۶ میلادی روی داد، سرنوشت «خزران» با سر نوشت «خان آشینا» پیوندی سخت نزدیك یافت. از این رو در نوشته های مورخان رومی و ایرانی، نام های «تُرك» و «خزر» در كنار یكدیگر آمده است. «خزران» ها در صدد بودند تا «راه ابریشم» را زیر نظر بگیرند و از این رهگذر در روابط بازرگانی با روم شرقی (بیزانس) سود فراوان به چنگ آورند. سبب اتحاد «خزران» با «تُرکان» همین بوده است.

بعد ها در روزگار «خسرو انوشیروان» و نیز به هنگام فرمانروایی «هرمز» چهارم، «خسرو» دوم، و «كواذ» دوم تا پایان شاهنشاهی ساسانی، «خزران» یا «خزرها» كه از دیر زمان دشمن ایران بودند، دوش به دوش تُركان و رومیان با سپاه ساسانی پیكار كردند و ستم فراوان بر مردم قفقاز و آنروز ایران روا داشتند. ساختن استحکامات بزرگی چون شهر «دربند» یا (باب الابواب) در شمال قفقاز در عهد ساسانیان، که برای جلوگیری از تهاجم و راهزنی های «خزران» صورت گرفت، هنوز پا برجاست.

واج امروزی واژه «دریای خزر» به طور کلی به زمان اشغالگری روس‌ها در دوره قاجاریه و کوتاه سازی دست ایرانیان از این دریا برمی‌گردد. به اعتقاد «عنایت‌الله رضا»، «خزران»، قومی بودند که در زمان «خسرو انوشیروان» در قرن ششم میلادی، از بقایای آن‌ها به ناحیه شمال قفقاز آمدند و به ‌طور کلی در منطقه بخش وسطا و جنوبی رود «ولگا» زندگی می‌کردند و این، هیچ ربطی به دریای شمال ایران نداشته و فاصله قوم «خزر» تا این دریا بسیار زیاد بوده‌است.

او با اشاره به بررسی‌هایش برای پی بردن به دلیل نام‌گذاری دریای شمال ایران به نام «خزر» و آوردن اسم «خزر» در متون عربی، معتقد است: «در بررسی‌هایم در متون قدیمی متوجه شدم، تا قرن چهارم هجری قمری، اصلاً نام «خزر» بر دریای شمال ایران گذاشته نشده‌ است. مثلاً در کتاب «خوارزمی» و «سفرنامه ابن فضلان» اصلاً اسمی از «خزر» نیست. در دوره بنی‌امیه که حاکمان عرب، «قفقاز» را گرفتند، گروه مقابل «خزر» که با رم شرقی و بیزانس متحد بود، هنوز به‌طور کامل شکل نگرفته بود و غارتگری می‌کرد؛ از طریق رود «کر» به عرب‌ها حمله کرد. عرب‌ها به این دلیل که آن‌ها از رود «کر» حمله کردند، گمان کردند، از دریا به این رود آمده‌اند، پس استنباط کردند که گویا این دریا، دریای «خزر» است. به همین دلیل، آن را بر مبنای گفته‌ها، «بحر الخزر» نام نهادند؛ درحالی که این نام را بر چند دریای دیگر نیز گفته‌اند.

در متونی که ما به زبان عربی مشاهده می‌کنیم، اصلاً نام «خزر» را تا قرن چهارم هجری قمری نمی‌بینیم. نام «خزر» برای نخستین بار در کتاب «حدود العالم» و در کنار نام دریای «جُرجان»، «طبرستان» و دیگر نام‌ها ذکر شده، ولی هیچ دلیلی بر این‌ که این دریا «خزر» گفته شود، وجود نداشته‌است. اما در متون اسلامی و غربی قدیم، دو نام قدیم و مشهور دریای «هیرکانی‌» گرگان، «که بعدها در دوره اسلامی عرب‌ها آن را »جرجانیه« نامیدند و «دریای کاسپی» وجود ندارد.

اضافه بر نامگذاری دریای «هیرکان» و یا دریای «کاسپین»، واژه «کشوین» (قزوین) نیز در نوشته های تاریخی بچشم می خورد. بر پایهٔ دیدگاهی دیگر، «قزوین» که همان عربی و یونانی شده واژه «کاسپین» است، نام این بزرگترین دریاچه جهان است.

این نام امروزه از سوی کشورهای عربی به شکل «بحر القزوین» نیز به کار می‌رود. در زبان اردو نیز این دریا به نام «بحیره قزوین» خوانده می‌شود.

از اینرو، در حالی که جهانیان، حتا کشور های حاشیه خلیج فارس، نام این دریای زیبای شمال ایران را، «کاسپیان» و یا مازندران می خوانند، بکار بردن واژه «خزر» یک رفتار ناروا، ناپسند و ضد ایرانی است و باید بکوشیم که از استفاده از واژه «خزر» دوری گزینیم….

تاریخ معاصرایران
📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
تصویری تاریخی از ‏اطلاعیه شرکت ‎جنرال_موتورز_ایران...

کادیلاک ایران ۱۹۷,۴۸۶تومان شد...

شرکت جنرال موتورز ایران با توجه به موجود بودن مواد اولیه وقطعات کادیلاک به میزان قابل توجه تصمیم دارد برای بهره گیری از این سرمایه گذاری قبلی ساخت اتومبیل کادیلاک ایران را به یاری کارگران ومهندسین ایرانی ادامه دهد.

.....
قوی سفید سوگوار باعث تأخیر بیست‌وسه قطار در آلمان شد

قویی که روی ریل‌ راه‌آهنی در آلمان به سوگ جفت خود نشسته بود حرکت ۲۳ قطار را برای حدود یک ساعت به تعویق انداخت تا سرانجام آتش‌نشانان وارد شدند و او را به محل دیگری بردند.

طبق اعلام پلیس شهر کاسل آلمان این دو پرنده حین گشت‌وگذار در فاصلهٔ دو شهر کاسل و گوتینگن، به خط آهن سریع‌السیر نزدیک می‌شوند و ظاهرا یکی از آنها در کابل‌های برق بالای ریل‌ها گیر می‌افتد و می‌میرد. اما جفت او غمزده در کنار جسدش می‌نشیند و ریل‌بانان هرچه می‌کوشند نمی‌توانند او را از قوی مرده جدا کنند.
یورونیوز
#دانش_و_اندیشه

💢چرا وقت بارش برف دنیا آرام‌تر به نظر می‌رسد؟

عموم مردم به هنگام بارش برف آرامش و سکوتی ویژه را احساس می‌کنند. دانشمندان در یک تحقیق نشان داده‌اند که این تنها در ذهن افراد اتفاق نمی‌افتد، بلکه حاصل پدیده‌ای فیزیکی است و دلیلی علمی پشت سر خود دارد.

در حقیقت دانه‌های متخلخل برف صدا را جذب می‌کند و به همین خاطر وقتی مناظر پوشیده از برف می‌شوند، سر و صدای محیطی تا بخش قابل توجهی کاهش می‌یابد.

بنا بر پژوهش دانشگاه ایالتی میشیگان آمریکا، دانه‌های برف که شکل کریستال‌های شش وجهی دارند در ساختار خود دارای فضاهای خالی هستند و می‌توانند صدا را در درون خود جذب کنند.
وداع با قدرتمند ترین زن جهان

نمایندگان مردم آلمان فدرال با شش دقیقه تشویق مداوم و تحسین «رهبر جهان آزاد» را بدرقه کردند، رهبری که از ۲۶ مارس ۲۰۱۴ تا لحظه وداع طولانی‌ترین دوره تصدی دولت را در بین سران کشورهای عضو اتحادیه اروپا از آن خود کرد .

آنگلا مرکل پس از ۱۸ سال سکان داری قدرتمندترین حزب آلمان یعنی حزب دموکرات مسیحی با این جمله از قدرت کناره گیری کرد «من برای صدراعظم شدن زاده نشدم، من همیشه آرزویم این بوده که در مشاغلی که به‌عهده می‌گیریم آبرومندانه عمل کنم و آنها را آبرومندانه ترک کنم».

با لبخندی سرشار از مهربانی و رضایت جایگاهی را ترک کرد که شاید کمتر رهبری (حداقل در جهان سوم) بدون خونریزی آنرا ترک کند. تصمیم‌های حکیمانه ، مواضع انسان دوستانه و خدمات ارزشمندی که طی ۱۸ سال گذشته مرکل را به دومین شخص قدرتمند جهان تبدیل کرد که بالاترین رتبه‌ای است که یک زن تاکنون بدان دست یافته است.

مرکل باثروتی بی پایان از محبوبیت و احترام و بدون آنکه یک سنت به ثروت مادی خود بیافزاید یا بر املاک دولتی دست اندازی کند با قدرت وداع کرد تا همچنان در همان خانه کوچک سالیان گذشته در کنار همسرش زندگی کند.

📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from سخنرانی‌ها
🔊فایل صوتی

سخنرانی تاریخی وداع با هم‌وطنان، اثر جورج واشنگتن

▪️جورج واشنگتن (۱۷۳۲ - ١۷٩٩) اولین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا بود. جورج واشنگتن در آخرین سخنرانی مهمی که در مقام رئیس جمهور آمریکا خطاب به مردم ایراد کرد، نسبت به دست‌بردن در قانون اساسی شدیدا هشدار داد. او باور داشت که تجربه، بهتر از هر آزمون دیگری قابلیت‌های قانون اساسی جدید را نشان می‌دهد.

او در سخنرانی‌اش ضمن تایید جنبه‌های مثبت حضور احزاب در کشورهای آزاد، از خطرات احتمالی ناشی از آن ابراز نگرانی کرد. او به‌ویژه نگران بود وابستگی‌های حزبی به تفکیک قوا و نظارت و توازن پیش‌بینی‌شده در قانون اساسی، آسیب وارد کند؛ مثلا اینکه نمایندگان کنگره و قضات هوادار حزب جمهوری‌خواه نسبت به رئیس جمهور برآمده از حزب متبوعشان تمکین بی‌مورد نشان دهند.

واشنگتن باور داشت که «فضیلت یا اخلاق ضرورتا سرچشمه هر حکومت مردمی است» و خطاب به مردم گفت: «تلاش کنید اولین و مهم‌ترین هدفتان ایجاد موسساتی برای گسترش و اشاعه معرفت باشد.»

.
🆔 @sokhanranihaa
🆑کانال سخنرانی ها
🌹
👆فایل صوتی ترجمه فارسی سخنرانی جرج واشینگتن بنیانگذار و اولین رئیس‌جمهور آمریکا را بشنوید👆
🖤🖤🖤قربانی شدن یکی دیگر از مدافعان آموزش....یک معلم دیگر قربانی کرونا شد.... همکار خوب و گرامی مان آقای کامیاب، دبیر فیزیک منطقه فولادشهر، دیروز قربانی کرونا شد.... 🖤روحش شاد🖤
Forwarded from BBCPersian
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در اسکاتلند امسال جشن پایان سال میلادی به دلیل همه‌گیری کرونا آنلاینی برگزار شد.
بخشی از آن تماشای نمایش پهپادهای نورانی بود که در آسمان به هنرنمایی پرداختند.
پهپادها در ادینبورگ و مناطق کوهستانی، به شکل حیوانات مختلف درآمدند؛ حتی گوزنی که یورتمه می‌رود.
برای تنظیم حرکات این پهپادها از هوش مصنوعی استفاده شده است.
@BBCPersian
در آغاز سال 2021 میلادی برای تمام مردم جهان صلح و آرامش آرزو می کنیم 🙏💫
«خواهی دید ، اینجا انقلاب خواهد شد!»

کتاب «زنی از مصر» زندگی نامه عمومی است که به قلم جهان سادات همسر انور سادات رئیس جمهور پیشین مصر نگاشته شده است.کتابی خوش خوان ، روان و با ترجمه ای رسا و پاکیزه از خانم مریم بیات که توسط فرهنگ نشر نو به صورت وزین و آراسته به چاپ رسیده است.بخش هایی از کتاب منبعی مهم در تاریخ نگاری پهلوی محسوب می گردد و شایسته استناد اما با احتیاط است.از یادداشت های جهان سادات پیداست که دوستی میان وی و فرح پهلوی هنوز پایدار و برقرار است.بخش های پایانی کتاب خاطرات وی و همسرش از حضور در تهران است که به مدت چهار روز مهمان شاه و فرح بودند.او از تشابهات تاریخی زنان دو کشور و بنای اولین مدرسه دخترانه در ایران می گوید.از سیاحت در تهران و دیدار از تالار آیینه در کاخ گلستان و تماشای موزه ها که فرح پهلوی او را به تماشا برده بود.علاقه فرح به هنر و برگزاری نمایشگاه های هنری و علاقه وی به آموزش را می ستاید و می گوید : «همچنین در سفرهایش به دور دنیا آثار عتیقه ی متعلق به ایران را خریده و به ایران بازگردانده بود..» (صفحه 543) جهان سادات در سیاحتی که دارد محو تماشای موزه جواهرات سلطنتی می گردد و همراه با فرح به بازدید از مدرن ترین بیمارستان ها ، مدارس و مهدکودک هایی می رود که در آن سال ها ایجاد شده است.او در یکی از موسسات آموزشی فیلمی از تلاش فرح برای آموزش سواد به مردم ایلات و عشایر دور دست را مشاهده می کند و می نویسد : «در شرایطی که بسیاری از بادیه نشینان مصر یکجانشین شده و مدارس دائمی در صحرا داشتند ، ایلات ایران هنوز دوران زندگی کوچ نشینی عشایری را سپری می کردند.» (همان) این دومین ملاقات جهان سادات با فرح بود.پیش از این ، فرح و محمدرضا پهلوی از مصر دیدار کرده بودند.اما شاه و انور سادات طبق آنچه جهان سادات می گوید مدت ها پیش همدیگر را می شناختند.انور نخستین بار شاه را در جریان یک رژه نظامی در قاهره به مناسبت ازدواج شاه با خواهر ملک فاروق در سال 1938 دیده بود و به عنوان یک افسر پایین مرتبه روستایی در برابر شاه که در آن هنگام وارث تاج و تخت بود رژه نظامی رفته بود.جالب است که آشنایی و دوستی این دو با یک مشاجره لفظی آغاز شده بود.پس از به آتش کشیده شدن مسجد الاقصی به دست یک گردشگر در سال 1969 ناصر ، انور را به نمایندگی مصر به اجلاس کنفرانس کشورهای اسلامی فرستاد تا ببیند برای حفاظت از اماکن مقدس اسلامی تحت اشغال اسرائیل چه گام هایی باید برداشته شود.انور پیشنهادهای شاه را ضعیف دانست و آن را به زبان عربی به سایر سران گفت.شاه با خشم پاسخ داد.مشاجره هنگامی پایان می یابد که انور متوجه می شود در ترجمه اظهار نظر وی به زبان فرانسه مطالب، تحریک آمیزتر شده است و او به زبان فارسی جمله ای خطاب به سران می گوید.این مساله باعث می گردد تا شاه که معروف بود به ندرت می خندد در این مورد از جا بلند شود و با لبخند برای انور کف زند.در اینجا بذر یک عمر دوستی میان انور و شاه آغاز می گردد.انور با نقل یک ضرب المثل عربی این دوستی را تعریف می کند : «هیچ دوستیی بدون دشمنی به وجود نمی آید.»(صفحه 544)از نکات جالب توجه در کتاب شباهت های بسیاری است که از قضای روزگار میان انور و شاه وجود دارد.هر دو متولد سال 1918 با اختلاف دو ماه می باشند.هر دو در سال 1938 با درجه ستوان دومی از دانشکده افسری فارغ التحصیل شدند.اما موقعیت اجتماعی و سیاسی ایران نیز ، از نگاه تیزبین جهان سادات پوشیده نمانده بود.وی علی رغم برخی نکات مثبتی که مطرح می کند شکاف موجود در جامعه ایران را به خوبی بیان می کند.از شکافی که میان مردم بسیار ثروتمند و فقیر فاصله انداخته بود.او می گوید علی رغم اصلاحات اجتماعی که شاه و فرح در کشور انجام می دادند شامل حال کسانی که نیازمند آن بودند ، نمی گردید.برای نمونه از نگرانی و نا امیدی اش می گوید هنگامی که فرح مدرسه کوچکی را نشان داده بود که در باغ بسیار معمولی شان در تهران ساخته بود که بچه هایی از طبقات مختلف بتوانند همراه فرزندان خودش در آن درس بخوانند.او چنین کاری را علی رغم حسن نیت مطابق رسم آن زمان نمی بیند.زیرا معتقد است راه رسیدن به دموکراسی این است که فرزندان خانواده سلطنتی مثل همه بچه ها به مدرسه بروند نه این که چند بچه دستچین شده برای درس خواندن به کاخ بیایند.نگرانی او بیشتر می گردد هنگامی که یکی از بلند پایگان حکومت مهمانی شام بسیار مفصلی به افتخار آن ها و شاه در مزرعه اش در خارج تهران برگزار کرده بود.او می گوید تا آن زمان که به کاخ های بی شماری در سراسر دنیا رفته بود چنین مهمانی مسرفانه ای با ریخت و پاش فراوان ندیده بود.او حتی صدای انقلاب ایران را می شنود.هنگامی که با هلیکوپتر از مهمانی به تهران باز می گردند به انور سادات می گوید :
👇👇👇
«احساس می کنم اینجا به زودی انقلاب می شود.پولدارها خیلی پولدارند و فقرا خیلی فقیر.طبقه متوسط هم به اندازه ی کافی نیستند که ثباتی ایجاد کنند.شاه باید فورا برای آرام کردن مردم دست به اقدامی بزند، از املاکش بیشتر به مردم ببخشد.شاید بهتر باشد لقب شاهنشاه را کنار بگذارد و خود را رئیس جمهور بنامد.الان به جز ژاپن امپراتوری دیگری در دنیا وجود ندارد و هیرو هیتو هم مثل ملکه انگلیس فقط یک مقام تشریفاتی است.دنیا دارد تغییر می کند و دیگر جایی برای امپراتوری نیست.این را به شاه خواهم گفت.»
انور منفجر شد.سرم فریاد کشید : « جهان ، تو هیچ چیز به او نخواهی گفت! به تو مربوط نیست.کی گفته تو دخالت کنی؟ شاه امپراتور است.برای امپراتور شدن متولد شده است.آن وقت می خواهی او عنوانش را به رئیس جمهور تغییر دهی؟ اجازه نداری این را به او بگویی ، شنیدی چه گفتم؟ اجازه نداری!»
اعتراض کردم : «ولی انور ، من شاه را دوست دارم.می خواهم به او بگویم.او و فرح دوستان عزیز ما هستند.شاید خودشان آن طور که دیگران ایران را می بینند ، نبینند ، شاید هم توجه ندارند.»
سرم فریاد کشید و گفت : «اگر به آن ها بگویی چگونه باید کشورشان را اداره کنند ، شاید دیگر دوستان عزیز ما باقی نمانند.نباید در کار دیگران فضولی کنی.ممکن است شاه از روی ادب به حرف های تو گوش کند.اما تغییری در چیزی به وجود نمی آورد.پس چرا حرف بیخود میزنی؟» بعد چشم غره ای به من رفت و اضافه کرد : «به تو دستور می دهم یک کلمه از این حرف ها را به شاه نزنی.»
روی حرف خودم ایستادم : « با وجود این ، خواهی دید ، انور ، اینجا انقلاب خواهد شد.» (صفحه 544)
جهان سادات درست می گفت.شاه در زمانی از شکوه امپراتوری سخن می گفت که عصر امپراتوری ها به پایان رسیده بود.کاریزمای امپراتوری در سایه رسانه ها و مطبوعات از بین رفته بود.زیرا یکی از عوامل راز و رمز فره شاهنشاهی در ایران پنهان بودن از دید مردم بود.اما در زمانه ای که رسانه ها و مطبوعات جهان چهره شاه را به نمایش می گذاشتند و از فساد دربار و اطرافیان شاه سخن می گفتند او دیگر یک شاهنشاه کاریزماتیک نبود.بلکه بزه کار بود.انور هم بیراه نمی گفت.برای کسی که امپراتور زاده شده است و دیگران او را در چشم سایه خدا بر روی زمین می دیدند چگونه می توانست از این جایگاه مینوی فرو آید و نماینده مردم باشد.در هر صورت انور سادات لطف شاه را فراموش نکرده بود.بخصوص این که او مدتی داماد مصریان بود.سیاست های منطقه ای شاه همسو با انور سادات بود.در جنگ مصر با اسرائیل در سال 1973 شاه از مصر حمایت کرده بود و حتی برای سادات نفت فرستاده بود.در موضوع صلح اسرائیل هم تنها کسی که از سادات حمایت کرد شاه بود.سادات به پاس این خدمات و حق مصاحبت ، مساعدت کرد و او را در کشورش پذیرا شد.سادات گفت : «برای بهترین استقبال ممکن از شاه هر چه در توانمان باشد انجام می دهیم.هیچ وقت کمک های او در جنگ اکتبر و پشتیبانی اش را از ابتکار صلح با اسرائیل از یاد نمی برم.حالا وظیفه ی ماست که در کنار او بایستیم.»(صفحه 507) این در حالی بود که شاه «ظالمانه ترین ضربه ها را از متحد خود ، آمریکا خورده بود.»(صفحه 542) سادات حتی به نیروهای مسلح ایران و کسانی که در این حوادث به شاه وفادار مانده بودند پیشنهاد پناهندگی داد.حتی به شاه پیشنهاد کرد : «چرا هواپیماهای نیروی هوایی و ناوگان های نیروی دریایی را خارج نمی کنی؟ مصر حاضر است تا آرام گرفتن اوضاع در ایران آن ها را حفظ کند.» ولی شاه با نومیدی و اندوه گفت : «آمریکایی ها اجازه را نمی دادند , مرا مجبور کردند کشورم را ترک کنم.سفیرشان در فرودگاه دقیقه به دقیقه به ساعتش نگاه می کرد و می گفت هر دقیقه تاخیر من نه به نفع خودم است و نه به نفع ایران.»(صفحه 509) به افتخار ورود شاه به مصر بیست و یک تیر توپ شلیک کردند و دسته موزیک نظامی سرود ملی دو کشور را نواختند.شاه هنگامی که در اتومبیل برای انور ماجرای وداع پرشور و احساساتی خود با افسرانش را در فرودگاه مهرآباد تعریف می کرد ، اشک بر گونه هایش جاری بود.به او گفته بود : «احساس فرماندهی را داشتم که میدان جنگ را ترک می کند.»(صفحه 508) جهان سادات و همسرش تا آن لحظه نمی دانستند که شاه به بیماری مهلک سرطان مبتلا شده است و ضعیف شدن او را ناشی از فشار زیادی که بر وی وارد آمده بود می دانستند.
👇👇👇
سادات حتی توصیه مشاورانش را که در استقبال از شاه حرارت زیادی نشان ندهد وقعی ننهاد.و به شاه گفت : «محمد ، خیالت آسوده باشد ، تو در مملکت خودت و میان مردم خودت و برادرانت هستی.»(صفحه 508)جهان از روزهای پایانی شاه هم نوشته است.اینکه از همیشه لاغرتر و رنگ پریده تر به نظر می رسید.به سختی نفس می کشید.اما هیچ نشانی از ضعف و ترحم در او مشاهده نمی شد.حتی به او گفت : «حالتان خیلی زود خوب می شود و با هم در اسکندریه اوقات خوشی را سپری می کنیم.»(صفحه 553) حتی با فرح که اشک آلود بود همدردی کرده و به او گفت : «شجاع باش ، احساست را به او نشان نده ، خیلی باهوش است و می فهمد»(همان) اما شاه ده روز بعد در بیست و ششم ژوئیه ی 1980 در قاهره درگذشت.مراسم تشییع باشکوه برگزار شده بود.جهان به توصیه انور در کنار فرح در مراسم شرکت کرده بود.زیرا انور به وی گفته بود : «هر کاری که فرح می کند تو هم بکن ، ما باید در گذراندن این اندوهبارترین و سخت ترین روز به او کمک کنیم.»(صفحه 553) این روایت پایان آخرین پادشاه ایران از جهان سادات است.گویا این سرنوشت مسلم دیکتاتورهاست که پایانی اندوه بار داشته باشند.کدام دیکتاتور را در تاریخ دیده اید که در غم غربت و یا به شکلی تراژیک از صحنه روزگار محو نشده باشد.گویا همگی در این امر مشترکند.به پایان زندگی ناپلئون بنگرید.از هیتلر که پیش از گذران پایانی شوم خود را کشت.از معمر قذافی که با چهره ای خونین و سری سرگردان توسط مخالفانش در برابر دیدگان همگان کشته شد.از صدام حسین که چون معمر پنهان گردیده و سپس اعدام گردید.و از رضاخان و فرزندش محمد رضا که هر دو در دور از کشور خود رها شدند.گویی تاریخ برای پایان تمامی دیکتاتورها یک نسخه پیچیده است.مرگ تراژیک!

مهران رضایی
📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
شعر 《حکمت ویروس》

🙏تقدیم به معلمان زحمت کش.

پیش از اینها فکر می کردم دبیر
خانه ای دارد ، در حد وزیر
آدمی باشد ، از جنس غرور
چهره ای بیگانه، در حل امور
شغل او بس راحت و بی دردسر
کار او باشد، مبرا از خطر
سختی کارش، بیان داستان
قصه ی شیرین شاه باستان
می نشیند پشت میزی در کلاس
با ردیف انبیا گردد قیاس
محور کارش باشد یک کتاب
فصل تابستان بگیرد حق خواب
در دل من ، حسرت بسیار بود
چون به ظاهر شاغلی بیکار بود
روز و شب در گیر بودم، با خودم
کاش من هم یک معلم می شدم
سال ها در ذهنم این تصویر بود
خواب هایم خالی از تعبیر بود
تا که یک روز کردم آهنگ سفر
گشتم از این کرونا با خبر
ویروسی بی رحم چون دام بلا
کودک و پیر و جوان کرد مبتلا
یک جهان از جمله ایران پای کار
تا کنند زنجیره ی ویروس مهار
لا جرم تشکیل دادند یک ستاد
گشت تعطیل سازمان و هر نهاد
شد مجازی درس و مشق کودکان
خانه ها شد مدرسه، از بیم جان
دانش آموز از معلم ها جدا
کشتی دریای علم بی ناخدا
در پی چاره شدند چندین وزیر
تا کنند جبران کار یک دبیر
با دو صد ترفند و ده ها ابتکار
در نبود زیر ساخت، شد نابکار
آخرین تدبیر دولت شاد شد
شرکت سازنده اش آباد شد!!
شاد آمد، در عمل، بندی نبافت
باز هم محروم از هر زیر ساخت
در فضایی چون مجازی زود زود
روز و شب آرامش از مردم ربود
تا معلم خود نیامد پای کار
کس ندید در ریل آموزش، قطار
گشت ثابت بر من و امثال من
کار هر کس نیست خرمن کوفتن
آنکه دارد کار آسان بنده ام
از قضاوت های خود شرمنده ام
یک معلم در ردیف انبیاست
حال فهمیدم که این حرفی بجاست
حکمت ویروس این است در بیان
ارزش کار معلم کرد عیان🌹


تقدیم به معلمان عزیز و زحمتکش
عربستان دیگر برای آمریکا جذاب نیست

کیت جانسون
رابی گرامر
🔹فارین پالیسی

📌 در اواخر نوامبر 1973، تنها شش هفته پس از آنکه عربستان سعودی و اوپک تحریم مخرب نفتی را علیه اروپا و آمریکا آغاز کردند، هنری کیسینجر، مشاور امنیت ملی آمریکا در یک نشست مخفی در کاخ سفید، علیه سعودی‌ها اقدام کرد. کیسینجر در این جلسه با عصبانیت گفت: این مسخره است که جهان متمدن در معرض اقدامات 8 میلیون وحشی است!

📌 سه ماه بعد، حتی قبل از رفع تحریم نفتی، کیسینجر در کاخ پادشاه سعودی، ملک فیصل ادای احترام کرد و وعده کمک‌های اقتصادی، فنی و نظامی به ریاض را داد. وی در این دیدار با پادشاه سعودی گفت: هدف ما کار با اعلیحضرت و تقویت دوستی ما به مدت طولانی است.

📌 روابط واشنگتن و ریاض بارها در مقاطع مختلف با چالش رو به رو شد، اما از زمان اغاز روابط دوستانه در دوره فرانكلین روزولت، رئیس جمهور آمریكا و پادشاه وقت سعودی در روزهای پایانی جنگ جهانی دوم به این سو این دوستی 75 ساله همچنان پایدار مانده است.

📌 در بهار امسال، همانند اوایل دهه 1970، سعودی ها دوباره از اهرم نفت استفاده کرده و با کاهش عمدی قیمت در زمان فروپاشی اقتصاد جهانی در میان بیماری همه گیر ویروس کرونا به اقتصاد آمریکا آسیب زدند. قانون گذاران در کنگره مدت‌ها است علاقه چندانی به سعودی‌ها ندارند و از ادامه نقض حقوق بشر در پادشاهی سعودی، جنگ وحشیانه به رهبری سعودی‌ها در یمن و از همه بدتر سلاخی وحشیانه روزنامه نگار واشنگتن پست جمال خاشقجی گله‌مند‌اند.

📌 سعودی‌ها با استفاده دوباره از سلاح نفتی‌شان، در واقع صبر جمهوری خواهان را که مدت‌ها سرسخت ترین حامیان آنها در کنگره بودند، آزمایش کردند. اگرچه آمریکا، عربستان سعودی، روسیه و دیگر تولیدکنندگان بزرگ نفت به منظور کاهش تولید و جبران خسارت در این ماه به توافق رسیدند، اما این توافق عملا نتیجه‌ای نداشته است. قیمت نفت خام آمریکا از ابتدای قرن بیست و یکم در پایین ترین سطح خود قرار دارد. در 20 آوریل، قیمت نفت سقوط فاحشی را تجربه کرد و برای اولین بار در تاریخ حتی منفی شد!

📌 اکنون، نمایندگان ایالتهای نفتی مانند تگزاس، لوئیزیانا، داکوتای شمالی و آلاسکا، عربستان سعودی را به جنگ اقتصادی متهم کرده و لایحه‌ای را تهیه کرده‌اند که بلافاصله نیروهای آمریکایی را از این کشور بیرون می‌کشد تا چتر امنیتی دهه‌های گذشته واشنگتن از سر ریاض برداشته شود.

📌 سناتور کوین کرامر، نماینده جمهوریخواه داکوتای شمالی، که مسئول تهیه این قانون است، به فارین پالیسی گفت: رفتار سعودی‌ها به هیچ عنوان دوستانه نبوده است. آنها پاسخ آمریکا به این مسئله را به اشتباه محاسبه کردند.

📌 فراتر از این، بسیاری در واشنگتن به دنبال بازنگری در روابط 75 ساله میان دو کشور هستند، اساساً امنیت آمریکا به اطمینان از جریان آزاد نفت عربستان بستگی دارد.

📌 دونالد ترامپ که تا همین اواخر عمدتاً از رابطه با سعودی‌ها دفاع می‌کرد، حالا آشکارا این سوال را مطرح می‌کند که آیا آمریکا اصلاً نیازی به محافظت از نفت عربستان دارد؟ امروز نفت عربستان بیشتر از اروپا و آمریکا به چین و سایر خریداران آسیایی فروخته می‌شود. انقلاب انرژی آمریکا طی دهه گذشته، اعتماد آمریكا به عربستان سعودی و خاورمیانه را برای تأمین نفت به طرز چشمگیری كاهش داده و همین امر بسیاری از ناظران سیاست خارجی را به سمت یافتن پاسخی برای این پرسش سوق داده كه چرا باید از بودجه آمریكا و جان آمریکایی‌ها برای محافظت از حاکمانی هزینه شود که پیش‌تر نقش آنها در حوادثی مثل 11 سپتامبر هم به اثبات رسیده است.

📌 کرامر گفت: من به سختی می‌توانم برای رای دهندگان خود توضیح دهم که چرا ما برای دفاع از کشوری مثل عربستان باید این همه هزینه کرده و زندگی سربازانمان را به خطر بیاندازیم، اکنون دفاع از آنها بسیار دشوار شده است. مسائل بین دو کشور به زودی می‌توانند حتی بدتر شوند.

📌 بروس ریدل، متخصص امور عربستان سعودی و عضو سابق سازمان سیا که مدیر پروژه اطلاعات در موسسه بروکینگز است، گفت: تنها چیزی که اکنون روابط دو کشور را محکم نگه داشته شخص ترامپ است، او علاقه خاصی به عربستان دارد. با غلبه جو بایدن بر ترامپ شرایط تغییر خواهد کرد. بایدن، معاون سابق رئیس جمهور، بارها از عربستان سعودی انتقاد کرده و گفته است که فروش سلاح به این کشور را قطع خواهد کرد./انتخاب
📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
خلقیات ایرانیان، از دید آرتور میلسپو

🔹یکی از معروفترین مستشاران آمریکایی در تاریخ معاصر ایران #آرتور_میلسپو است. او دو بار در ایران خدمت کرد، یک بار بین سالهای ۱۳۰۱ تا ۱۳۰۶ (دوران رئیس الوزرایی و دو سال نخست پادشاهی رضاشاه) و بار دوم، پس از عزل رضاخان، در سالهای ۱۳۲۱ تا ۱۳۲۳. میلسپو در دوران اول خدمتش رئیس کل مالیه، و بار دوم ریاست کل دارایی بود. او پس از حضور اولش در ایران، کتابی نوشت و گزارش مفصلی از ماموریتش در ایران ارائه داد. این کتاب با عنوان "ماموریت آمریکایی ها در ایران" (با ترجمه ابوترابیان) پیش از انقلاب منتشر شد. میلسپو صفحاتی از کتابش را به شرح "روحیات ایرانی ها" اختصاص داده است. او میگوید:

" دو کیفیت اجتماعی که به ندرت در ایران یافت میشود، پشتکار و وجدان کار است... حقیقت این است که کم کاری، غیرفعال بودن و امروز و فردا کردن ایرانی ها بسیار تاثرانگیز است. یک ایرانی کارهایش را با آرامی و با فراغ خاطر انجام میدهد و توجه او به فلسفه و ادبیات خیلی بیشتر از امور شغلی اش است. اغلب اوقات خود را به صحبت کردن، مخصوصا درباره سیاست تلف میکند. حرفهای او بیشتر مربوط به مسائل و اشخاصی است که اصولا ربطی به کار او ندارند...
- یکی از مهمترین معایب کارمندان ایرانی، تعلل و ناتوانی آنها در مواجهه با مشکلات است. شرکت کنندگان در کنفرانس ها به ندرت کسانی اند که کاردان باشند و برای تحمیل نظرات خود پافشاری کنند... این اشخاص با کمال میل با هر پیشنهادی که باعث عقب افتادن کارها و بی نتیجه شدن تصمیمات شود، موافقت میکنند...
- ایرانی‌ها به هیچ وجه خود را برده ساعت نمیدانند، و برای وقت ارزشی قائل نیستند و به طور کلی زندگی را به صورت اوقات حساب شده‌ای از زمان در نظر نمیگیرند... در قهوه‌خانه ها و کاروانسراها، در کنار خیابانها و جاده ها، گروه گروه از مردم ایران لم داده و صحبت میکنند و قلیان میکشند... در پیاده ‌روها یا کنار جاده ها اغلب به کارگران یا کشاورزانی بر میخوریم که زیر آفتاب خوابیده اند. ایرانی ها در هر کاری که داشته باشند، عجله ای در انجام آن ندارند. اگر کنفراسی بناست ساعت چهار تشکیل شود، کار خود را ساعت پنج و نیم آغاز میکند.
- تعطیلات بی شمار، خواب نمیروز... تعدد نوکران غیر ضروری، و بالاتر از همه دودلی و تعلل... را میتوان عوامل فرضی در ایجاد تنبلی مردم دانست... ولی تا جایی که میدانم این عوامل مبتلا‌ به کشورهایی است که بر پایه اقتصاد کشاورزی زندگی میکنند. تنها صنعت اساسی و گسترده ایران کشاورزی است، ولی مشکلات حمل و نقل کم‌ و بیش از گسترش آن جلوگیری کرده و به همین علت قدرت خرید مردم به آهستگی افزایش می یابد...
- حس میهن پرستی و مسئولیت اجتماعی در اغلب ایرانی ها تکامل نیافته است... هزاران ایرانی برای امور مختلف به وزارت مالیه مراجعه میکنند که اغلب بجز ادعای مالی یا توصیه برای برادر، پسر، برادرزاده یا درخواست تخفیف مالیاتی انتظار دیگری ندارند. این عده حاضرند برای رسیدن به خواسته خود حقیقت را ندیده بگیرند و جز به منافع خود و خانواده خویش به چیز دیگری توجه ندارند..."

📌در نهایت این پاراگراف درخشان از میلسپو را بخوانید که تا حدی توصیف حال امروزمان نیز هست! او با نگاهی ساختارگرایانه و جامعه شناختی میگوید نابسامانی در رفتار مردم، به علت ناتوانی ذاتی مردم نیست، بلکه "ناشی از وضع سیاسی و اداری ایران است"؛ و ادامه میدهد: " وقتی قانونی ضمانت اجرا ندارد یا اصلا وجود ندارد، وقتی وزرا ناگزیر از خریداری مقام خود هستند، وقتی وجدان عمومی و حس میهن پرستی فقط حرف است، وقتی حقوق کارمندانی که مالیه مملکت دست آنهاست کمتر از هزینه زندگی آنهاست... وقتی دولت زیر فشار سیاستهای خارجی مجبور به تامین منافع آنها (= خارجیان) گردد، وگرنه بایستی منتظر مصیبت باشد... وجود ناگواری و نابسامانی اوضاع مالی ایران زیاد هم تعجب آور نیست، اگر این شرایط در کشور دیگری هم باشد، به همین سرنوشت مبتلا خواهد شد...".

📚 ماموریت آمریکایی ها در ایران، دکتر میلسپو

کانال کتابهای ممنوعه
📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
دکتر میلسپو و ماموریت هایش به ایران

🔹آرتور ميلسپو، روز اول مارس ۱۸۸۳م، در شهر "آگوستا" در ايالت ميشيگان متولد شد. در سال ۱۹۰۸ درجه ليسانس از "كالج آليبون"، در سال ۱۹۱۰ درجه فوق ليسانس از دانشگاه ايلينويز و بالاخره سال ۱۹۱۲، درجه دكترای خود را در رشته اقتصاد از دانشگاه معروف جان هاپكينز دريافت كرد. بعد در سال ۱۹۳۹ يک درجه دكترای افتخاری حقوق نيز از طرف دانشگاه ايلينويز به او اعطا شد. از سال ۱۹۱۲ به عنوان استاد علوم سياسي در "كالج ويت من" واشنگتن و از سال ۱۹۱۷ در سمت دانشيار علوم سياسی دانشگاه جان هاپكينز به كار پرداخت. در اواخر سال ۱۹۱۸، در وزارت خارجه آمريكا استخدام شد و به عنوان مشاور درجه چهارم در امور اقتصادی نفت مشغول به كار گرديد و در همين سمت بود كه برای بار اول در سال ۱۹۲۲ به استخدام دولت ايران درآمد.

🔹اما در ایران قبل از افتتاح مجلس چهارم، ایران دارای مشکلات مالی و اقتصادی فراوانی بود. جنگ جهانی اول موجبات، صدمات و خسارات را فراهم آورده بود و نیز اساسا سازمانی منطقی برای مالیه کشور به لحاظ عدم برنامه ریزی و دخالتهای نابجای داخلی و خارجی وجود نداشت. اوضاع مالی همچنان رو به وخامت میگذشت، تا این ‌که در کابینه اول قوام السلطنه در ۱۳۰۰ شمسی، و با تصویب مجلس چهارم اقدام به استخدام مستشار آمریکایی کردند. بالاخره میلسپو به سرپرستی هیئت ۱۴ نفره ای از کارشناسان آمریکایی در ۱۴ آذر ۱۳۰۱، وارد ایران شد.(۱)

🔹میلسپو علیرغم وجود مشکلات بسیار در امور مالی ایران، با بررسی دقیق و در نظر گرفتن احتیاجات اصلی قدم به قدم به جلو آمد، تا در آخر کار به آن ‌چه دلخواه مردم بود، برسد و به امور مالی و اقتصادی کشور سر و سامانی بخشید. از کارهای بسیار با ارزش وی به موارد زیر میتوان اشاره کرد: لغو مالیاتهای دست و پاگیر، وضع مالیات های نافع، اخذ مالیات رجال و متنفذین مملکت، تاسیس ادارات مالیه و بسط و نفوذ مامورین مالیاتی در اغلب شهرهای ایران، تامین مخارج قشون کشی های رضاخان، برای قلع و قمع گردنکشان و بسط امنیت موازنه بودجه کشور، تصویب قانون خزانه داری کل، تمرکز عایدات و مخارج در خزانه داری کل به موجب قانون، توقف در تبعیض در اخذ مالیات، اصلاح کارخانه ضراب ‌خانه و صرفه جویی و بهبودی در عملیات آن، اصلاح تشکیلات اداری ایالات بزرگ مثل تهران، آذربایجان و خراسان...(۲)؛ در نتیجه اقدامات دکتر میلسپو، تمرکز عایدات و نظارت برای اصلاح مالیه و خزانه، بودجه کشور که دچار عدم توازن شده بود، کم کم رو به توازن گذاشت و برای نخستین بار قانون استخدامی کارمندان دولت را تنظیم کرد.(۳)؛ با مخالفت مالکان بزرگ و اشراف کشور و مخالفت هایی که نیز در مجلس برپا شد و با رسیدن رضاخان به رییس‌الوزرایی، روابط او نیز با هیئت آمریکایی تیره شد و پس از پنج سال به خدمت مستشاران آمریکایی خاتمه داد.(۴)

🔹ميلسپو اندکی پس از پايان دوره نخست خدمت خود در ايران، در سال ۱۹۲۷، از طرف وزارت امور خارجه آمريكا به سمت مشاور كل امور مالی هائيتی منصوب شد. فعاليت وی در هائيتی سه سال ادامه يافت. وی پس از پايان سال ۱۹۲۹م، به آمريكا و فعاليتهای دانشگاهی بازگشت و در سال ۱۹۳۰ به تدريس در دانشگاه و همكاری با موسسه بروكينگز واشنگتن پرداخت تا آنكه دوباره در فاصله سالهای ۱۹۴۳ تا ۱۹۴۵ به ايران آمد و رياست كل دارایی ايران را به عهده گرفت و درباره ماموريت ثانوی خود در ايران، كتاب "آمريكاييها در ايران" را نوشت...

🔹ماموریت دوم میلسپو بعد از شهریور ۱۳۲۰ که متفقین وارد ایران شدند و ایران را قحطی و بیماری، فرا گرفته بود. وضعیت مالیه ایران بسیار وخیم بود، و عده ای از رجال ایران این واهمه را داشتند که انگلیس و روسیه در پایان جنگ با توافق های محرمانه در پی تقسیم ایران شوند... در نتیجه قوام در کابینه دوم خود درصدد برآمد نسبت به استخدام مستشاران آمریکایی اقدام کند و لایحه استخدام دکتر میلسپو را به عنوان ریاست کل دارایی تقدیم مجلس کرد. در این لایحه میلسپو اختیارات اقتصادی فراوانی کسب کرد که باعث کارشکنی های او و اخراج او از کشور گردید... پس از بازگشت از ايران دوباره در همان شغل سابق در موسسه بروكينگز مشغول به كار شد. دكتر ميلسپو عصر روز ۲۴ سپتامبر ۱۹۵۵، به علت سكته قلبی درگذشت.

محمد امیری

🔸منابع:

۱. تاریخ روابط ایران و آمریکا، رحیم رضازاده، تهران، کتابخانه طهوری، ۱۳۵۰، ص۳۱۶.
۲. پیشین، ص۳۲۴-۳۲۵.
۳. تاریخ دارایی ایران، مجید یکتایی، تهران، دهخدا، ۵۲، ص۱۷۶.
۴.ماموریت آمریکایی ها در ایران، ملیسپو، ترجمه ابوترابیان، تهران، رسام، بی تا، ص۱۷۷.


@tarbd