صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
1.64K subscribers
4.36K photos
1.84K videos
803 files
4.44K links
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Download Telegram
دیوار برلین چرا ساخته شد
پناهندگی روزانه ۲۰۰۰ نفر از برلین شرقی به برلین غربی
پس از خاتمهٔ جنگ جهانی دوم و در سال ۱۹۴۷ چهار کشور اصلی پیروز در جنگ جهانی دوم شامل شوروی، آمریکا، انگلیس و فرانسه اقدام به تقسیم کشور شکست خورده آلمان به چهار بخش مجزا نمودند.
با این که تمام شهر برلین در قسمت تحت نفوذ شوروی قرار گرفته بود و ابتدا تصور می‌شد که تمام این شهر توسط شوروی اداره خواهد شد ولی به دلیل اهمیت و ویژگی‌های خاص برلین این اتفاق رخ نداد و قرار شد که این شهر با آنکه در داخل خاک آلمان شرقی قرار گرفته ولی میان چهار کشور اصلی پیروز در جنگ تقسیم شود.
در ماه‌های نخست این شهر توسط کمیسیونی متشکل از هر چهار کشور اداره شد و ریاست این کمیسیون هر ماه و به صورت چرخشی به عهدهٔ یکی از چهار کشور بود. سپس قرار شد قسمت شرقی شهر تحت کنترل نیروهای شوروی باقی بماند و قسمت غربی آن بصورت مشترک توسط سه دولت آمریکا، انگلیس و فرانسه اداره شود.
در سال ۱۹۴۸ کشورهای آمریکا، انگلیس و فرانسه بخش‌های تحت حاکمیت خود را یکپارچه کردند و جمهوری فدرال آلمان را که به آلمان غربی مشهور شد شکل دادند. به دنبال آن نواحی غربی شهر برلین زیر نظر آلمان غربی قرار گرفت.
در ۷ اکتبر ۱۹۴۹ اتحاد جماهیر شوروی در بخش تحت حاکمیت خود یک دولت کمونیستی روی کار آورد که منجر به شکل گیری جمهوری دموکراتیک آلمان یا آلمان شرقی شد و در نتیجه نواحی شرقی برلین که تحت نفوذ شوروی بود زیر نظر آلمان شرقی قرار گرفت. با حاکم شدن کمونیست‌ها در آلمان شرقی شرایط اقتصادی و اجتماعی رو به وخامت گرایید و نارضایتی مردم را در پی داشت.
با آغاز جنگ سرد کشمکش‌ها بین شوروی و دولت‌های غربی بالا گرفت و در نهایت مرز بین آلمان شرقی و آلمان غربی بسته شد. با این حال شهروندان برلین هنوز آزاد بودند تا بین قسمت‌های شرقی و غربی شهر تردد کنند.
براساس آمارهای منتشر شده در فاصلهٔ سال‌های ۱۹۴۹ تا ۱۹۶۱ حدود ۵/۲ میلیون نفر از آلمان شرقی به آلمان غربی مهاجرت کردند و راه اصلی آن‌ها ورود به برلین غربی بود.
همچنین طی شش ماه اول سال ۱۹۶۱ تعداد ۱۶۰هزار نفر یعنی تقریباً روزانه ۲۰۰۰ نفر از برلین شرقی به برلین غربی پناهنده شدند. بیشتر مهاجرین کارگران متخصص، کارشناسان، اساتید دانشگاه و روشنفکران بودند.
این امر موجب نارضایتی دولت آلمان شرقی و اتحاد جماهیر شوروی شد. از این رو آن‌ها دست به عملی محدودکننده زدند و به دستور نیکیتا خروشچف، رهبر اتحاد جماهیر شوروی تمام راه‌های ارتباطی بین برلین شرقی و غربی را مسدود کردند و دیوار برلین را به‌عنوان «دیوار حافظ ضد فاشیست» و با هدف جلوگیری از رفت‌وآمدهای نامطلوب (به تعبیر اروپای شرقی) بنا کردند.


@tarbd
Telegram.me/tarbd
شبکه ی معلمان تاریخ
🇮🇷🇮🇷📽
🎓همایش انقلاب اسلامی در اصفهان🎓

گروه تاریخ آموزش و پرورش استان اصفهان با همکاری انجمن تاریخ محلی ایرانیان برگزار می کند.
🇮🇷انقلاب اسلامی در اصفهان🇮🇷
از تمامی پژوهشگران، خصوصا دبیران تاریخ استان اصفهان، تقاضا می شود مقالات خود را به نشانی زیر ارسال نمایند.
Tarikh-mo@isfedu.ir

زمان برگزاری: 13 بهمن 1395
ساعت برگزاری: 15تا18
مکان: اصفهان، خ شمس آبادی، مرکز تحقیقات معلمان اصفهان.

@tarbd
Telegram.me/tarbd
شبکه ی معلمان تاریخ
تاریخ اجتماعی ایران
"گوشه های سیاه تاریخ"

روسپی گری و روسپی خانه های دوره صفویه

روسپی گری و قحبه خانه ها سابقه نسبتا طولانی در تاریخ دارد.در دوره صفویه نیز روسپی گری و قحبه خانه رواج بسیاری داشت به طوریکه یکی از مراکز درآمد دولت بود.به طوریکه از نوشته های شاردن بر می آید به سبب رواج فساد و بچه بازی ، فواحش رسمی و غیر رسمی در دوره صفویه زیاد بود. به فاحشه خانه در دوره صفویه نیز اصطلاحا " بیت الطف " میگفتند. و به نوشته شاردن نزدیک به یازده هزار روسپی در پایتخت - شهر اصفهان - وجود داشت. کارری - از سیاحان اروپایی - در سفرنامه خود از محله " فاحشه ها " یاد کرده و میگوید: "...بعضی از زنان فاحشه رسمی هستند و سالانه مبلغی به عنوان مالیات به دولت میپردازند ، این زنان در شهر اصفهان به {بازار نوش} معروف هستند. در عهد شاه عباس بزرگ نیز روسپیان ، مخصوصا در اصفهان و سایر شهرهایی که در مسیر لشکریان قرار داشت فراوان بودند.البته وجود این روسپیان دلیل منطقی داشت چراکه سربازان ارتش که سالها از خانواده و زن های خود به دور بودند میبایست به نحوی عطش جنسی خود را سیراب مینمودند ؛ و جهت جلوگیری از هتک حرمت به نوامیس مردم ، وجود این روسپی ها در ارتش ضروری بود. به همین خاطر شاه عباس برای زنان فاحشه مقرراتی را تعیین کرده بود و همیشه در لشکرکشی های بزرگ گروهی از ایشان را همراه خود میبرد و ظاهرا همه ساله مالیات خاصی را از آنان میگرفت که اینگونه زنان را در آن زمان قحبه میخواندند(با عرض پوزش ) حتی شاه عباس بزرگ از این زنان روسپی در گروهی از فعالیت های سیاسی خود استفاده میکرد مثلا هنگامی که قندهار را از دولت هند بازپس گرفت برای واکنش به پادشاه هند - که ادعا کرده بود قرار است اصفهان را فتح کند - گروهی از روسپی ها را پیش از قوای قزلباش به داخل قلعه قندهار فرستاد و در ایران و هند چنین شایع شد که قلعه مستحکمی چون قندهار را گروهی از زنان روسپی فتح کرده اند!!! جان کارت رایت در سفرنامه خود از این زنان یاد کرده و میگوید: " معمولا این زنان صورت خود را با نقاب پوشش نمیدهند." شاردن - سیاح فرانسوی - در سفرنامه خود گوید: "...در ایران زنان بدکار بر خلاف سایر کشور های جهان زود شناخته میشوند و از حرکات و ادا و اطوار و طرز صحبت و نگاهشان به آسانی میتوان به کارشان پی برد. در سال ۱۶۶۶ میلادی - ۱۰۷۶ هجری - من در اصفهان بودم نزدیک به چهار هزار فاحشه در اصفهان میزیستند و نام همه این فاحشه ها - به سبب آنکه مالیات خاصی به دولت میپردازند و مدیر و ماموران خاصی از سمت دولت به آنها رسیدگی میکند - در دفاتر دیوانی ثبت شده است.میزان مالیاتی که دولت از این زنان میگیرد در سال به دویست هزار اکو(واحد پول فرانسه در آن زمان) میرسد. که به این گونه فواحش ، اصطلاحا فاحشه های رسمی میگفتند.گروهی از فاحشه ها بودند که نامشان در دیوان های دولت ثبت نشده بود و از پرداختن مالیات به دولت شانه خالی کرده و پول بیشتری کسب میکردند که آنها نیز جزء فواحش غیر رسمی بودند..." همین سیاح در جای دیگری از سفرنامه خود مینویسد: "...یکی از خصوصیات فواحش ایران آن است که به مقدار پولی که برای هر ملاقات میگیرند نامیده میشوند نامیده میشوند.مثلا فلان زن ده تومانی ، پنج تومانی یا دو تومانی است.هیچ زن بدکاری نیست که از یک تومان کمتر بگیرد.

زنان عمومی که مالیات خاص میپردازند در کاروانسرا های مخصوص به سر میبرند ، زیرا مردم حاضر نیستند در جوار ایشان به سر برند ، علاوه بر آن در اصفهان محله ایست که آن را محله " بی نقابان " گویند.پیش از این در شهر بزرگ اصفهان مرسوم بود که تا شب فرا میرسید ، زنان فاحشه مثل دسته های کلاغ در سراسر شهر پراکنده میشدند و دنبال مشتری میگشتند. فاحشه ها غالبا به صورت مطرب ، رقاصه در مجالس مهمانی یا خصوصی حاضر میشدند.از میان شهر های ایران تنها در شهر اردبیل - که آرامگاه شیخ صفی الدین اردبیلی حد بزرگ و بسیاری از خاندان آن است - زندگی فاحشه ها ممنوع است. یکی از سفیران اروپایی که در زمان شاه صفی - جانشین شاه عباس - به ایران آمده بود در این خصوص گوید: "...زنان فاحشه را در {ایران } قحبه گویند و در مجالس میهمانی میرقصند...در بیشتر میهمانی ها زنان رقاصه دیده میشوند و صاحبخانه آنان را به هریک از مهمانان که تمایلی نشان دهد تقدیم میکند..." به گفته دن گارسیا دوسیلوا - سفیر اسپانیا در زمان شاه عباس - زنان روسپی بر خلاف زنان دیگر آزادانه در شهر گشت و گذار کرده و صورت خود را پوشش نمیدادند و سوار بر اسب شده و وجودشان برای سربازان ارتش ضروری بود.و لباس های رنگارنگی به تن میکردند.
(منبع: تاریخ اجتماعی ایران ، مرتضی راوندی ، جلد ۷ ، ص ۴۸۹ تا ص ۴۹۲)

@tarbd
Telegram.me/tarbd
شبکه ی معلمان تاریخ
#برگی_از_تاریخ
#گزیده_کتاب

اولين روضه‌خواني که روضه دوره‌اي را در تهران مرسوم کرد، آقانور بود. پيري او را به ياد مي‌آورم. قدي کوتاه، کمي چاق، محاسني خيلي بلند و مثل برف سفيد داشت. عمامه‌اش مشکي و لباس معمولي روحاني به تن مي‌کرد. مردم مي‌گفتند نور از آقا مي‌تراود.
محتسب شيخ شد و فسق خود از ياد ببرد
قصه ماسـت که در هر سر بازار بماند
هيچکس نام واقعي او را نمي‌دانست. مردم خيلي به او اعتقاد داشتند. تا پيش از آقانور، روضه‌ها معمولا يا در ايام عزاداري و يا به مناسبت نذر و امثال آن خوانده مي‌شد. و اين آقانور بود که روضه را تابع نظم و قانون کرد. خيلي مجلس داشت و به همين مناسبت روضه‌هايش بسيار کوتاه (تقريبا 2 تا 5 دقيقه) بود. مردم به همين هم راضي بودند و صِرف حضور آقانور را در خانه خود، باعث سلامتي و خوشبختي مي‌دانستند.
به محض اين که روي صندلي (به جاي منبر) مي‌نشست، يک استکان چاي يا قَنداغ به دستش مي‌دادند و استکان را دهان مي‌برد و لب خود را با آن آشنا مي‌کرد و گاهي چند قطره‌اي از آن را مي‌نوشيد و بقيه را پس مي‌داد. همسايه‌ها و بيمارداران هر يک مقداري از چاي يا قنداغ آقا را براي سلامتي بيمار خود همراه مي‌بردند.
آقانور با الاغ حرکت مي‌کرد و هميشه يک نفر دنبالش بود. همراه او را پامنبري مي‌ناميدند. چون به غير از اينکه از الاغِ آقا نگهداري مي‌کرد، بعضي اوقات در داخل مجلس پاي منبر آقا هم مي‌ايستاد و بعضي مرثيه‌ها را دوصدايي با هم مي‌خواندند. همين پامنبرخوان‌ها بودند که پس از چندي، خود روضه‌خوان مي‌شدند و يکي از آن‌ها همسايه ديوار به ديوار ما بود، که 7- 6 سالي هم از من بزرگتر بود.
الاغِ آقا خيلي خوب خورده و پرورده و در ضمن ناآرام و چموش بود. علت نارضايتي حيوان هم اين بود که کساني موهاي بدن حيوان را مي‌کندند و داخل مخمل سبز مي‌گذاشتند و پس از دوختن، آن را براي رفع چشم‌زخم به گردن اطفالشان مي‌آويختند، و چون حيوان از کندن موهاي بدنش ناراحت بود، کساني و به خصوص بچه‌هايي را که به او نزديک مي‌شدند، گاز مي‌گرفت!
يکي از اين بچه‌ها، خواهر کوچک من بود که خيلي هم بچه ناآرامي بود. الاغ شکم او را به دندان گرفته بود و با صداي فرياد بچه به کوچه دويديم و با زحمت او را از دندان حيوان نجات داديم و هنوز پس از حدود 60 سال، جاي دندان الاغ روي پوست شکم او پيداست!
باري، کار آقانور خيلي سکه بود. غير از خانه‌هاي شهري، باغ و ساختماني در زرگنده داشت که به آلمان‌ها اجاره داده بود.(پيش از جنگ بين‌الملل دوم) آن موقع آلمان‌ها خيلي در ايران بودند و در زمينه صنعت و تجارت بسيار فعال بودند و معلوم است در کارهاي سياسي و تبليغاتي به همچنين. روز دوازدهم هر ماه قمري، منزل ما روضه بود و آقانور هم دعوت داشت. يکبار در اوائل سال 1320 آقانور پيش از شروع روضه، مطلبي به اين مضمون گفت:
اين هيتلر که در آلمان پيدا شده، هيت‌لُر است. از لرستان رفته و سيد هم هست. نايب امام زمان است و ماموريت دارد همه دنيا را فتح کند و به حضرت تحويل بدهد.
البته، اين‌ها مطلبي بود که آقانور مي‌گفت و هيچکس در صحت آن شک نداشت. مدتي گذشت و متفقين، ايران را اشغال کردند و آلمان‌ها از کشور اخراج گشتند و ساختمان زرگنده آقانور به انگليس‌ها اجاره داده شد و مدت کمي پس از اشغال ايران، روزي را به ياد مي‌آورم که آقانور همانطور که در خيابان‌ها و کوچه‌ها سوار بر الاغ به مجالس خود مي‌رفت (و معلوم است در مجالس نيز) با صداي بلند اعلام مي‌کرد که، شب جمعه آينده، زلزله شديدي در تهران به وقوع مي‌پيوندد و فقط کساني که به امامزاده‌ها و اماکن مقدس پناه ببرند در امان خواهند بود.
معلوم است که آن شب، تهران به کلي تخليه شد. ما هم با خانواده و با گاري به شاه عبدالعظيم رفتيم و علت آن بود که ماشين دودي به قدري شلوغ شده بود که مادرم ترسيد ما زير دست و پا له شويم. با اين حال، بعضي از اشخاص که نتوانستند از شهر خارج شوند و به امامزاده‌ها بروند، در وسط خيابان‌ها خوابيدند.
آن شب زلزله نيامد، ولي ماه بعد که آقانور براي روضه به خانه ما آمد، بدون اين که کسي علت نيامدن زلزله را بپرسد، خودش گفت: حضرت به خواب کسي آمده و پيغام داده که چون معلوم شد مردم خيلي مومن و باعقيده هستند، دستور دادم زلزله نيايد. البته اين را هم همه باور کردند. فقط پدرم که درويش هم بود، مي‌گفت: انگليسي‌ها مي‌خواستند ميزان ناداني ما را امتحان کنند، که با اين ترتيب به مقصود خود رسيدند!
هيچکس حرف پدرم را باور نکرد و پاي دشمني تاريخي درويش‌ها با روحانيون گذاشتند. وقتي آقانور مُرد، در حقيقت تهران عزادار و تعطيل شد!

اطلاعیه ضمن خدمت انجمن معلمان تاریخ.
انجمن معلمان تاریخ استان اصفهان در نظر دارد یک دوره ضمن خدمت به مدت 24 ساعت برگزار نمای. متقاضیان جهت ثبت نام می باید به صورت حضوری در تاریخ 7 دیماه از ساعت 15 تا 17 در محل انجمن ها اقدام نمایند.
تاریخ برگزاری: 21 و 23 و 28 و 30 دیماه. روزهای سه شنبه از ساعت 14 تا 19 و روزهای پنج شنبه از ساعت 8 تا 13.
نام دوره:
راهنمای عملی طرح درس با کد 91400311 -
24 ساعت
محل برگزاری: فلکه فیض- خ قدوسی- روبروی بانک ملت- مرکز انجمن های معلمان.


جهت اطلاع از اخبار و اعلامیه های گروه تاریخ آموزش و پرورش استان و انجمن معلمان تاریخ استان اصفهان به شبکه معلمان تاریخ بپیوندید.👇👇👇

@tarbd
Telegram.me/tarbd
شبکه ی معلمان تاریخ
لطفا به کد دوره توجه نمایید و در صورتی که آن را نگذرانده اید ثبت نام نمایید👆👆👆
مصدق به روايت تاريخ و اسناد:
#مطلب_روز سپاسگزاری و خداحافظی دکتر مصدق از همه کارکنان دادگاه- دکتر مصدق در پای ورقه حکم دادگاه چه نوشت؟
پس از خواندن رای دادگاه، دکتر مصدق چند دقیقه در جای خود ایستاد. بعد از آنکه تیمسار دادستان[حسین آزموده] پای ورقه دادگاه را امضا کرد و از جلسه خارج شد، دکتر مصدق به طرف میز منشی دادگاه رفت. منشی دادگاه حکم را جلویش گذاشت و گفت"امضا کنید". دکتر مصدق گفت: «من ابتدا باید پشت ورقه بنویسم که به رای دادگاه اعتراض دارم، بعد آن را امضا کنم.» منشی تقاضای خود را تکرار کرد. دکتر مصدق از اصرار منشی دادگاه به خنده افتاد و گفت:«آخر آقا من خودم واردم.به من نمی‌خواهد درس بدهید.» پس از یک نگاه طولانی به منشی های دادگاه با صدای بلند شروع به خندیدن کرد. بعد حکم دادگاه را گرفت، این جمله را در ذیل آن نوشت و امضا کرد:«به این رای خلاف قانون که از یک دادگاه غیر قانونی و بدون صلاحیت صادر شده بر طبق ماده ۵۹ لایحه قانونی دادرسی و کیفر ارتش مصوب ۱۶ فروردین ماه ۳۲ که احکام دادگاه فوق العاده را قابل رسیدگی فرجامی می داند، تقاضای فرجام می نمایم. دکتر محمد مصدق»...آنگاه با هر دو نفر منشی دادگاه تودیع کرد و گفت:« از اینکه در این مدت شما اذیت شده و زحمت کشیده اید، بی نهایت معذرت می خواهم» سپس دکتر مصدق با سایر کسانی که در دادگاه بودند، از افسر گرفته تا سرباز و مستخدم، با همه خداحافظی کرد و جلسه را ترک گفت.
ساعت ۱۱ شب دکتر مصدق به سلول زندان خود بازگردانده شد.
محمد مصدق در محکمه نظامی -جلیل بزرگمهر- جلد دوم- ص ۸۰۱-۸۰۲


جهت اطلاع از اخبار و اعلامیه های گروه تاریخ آموزش و پرورش استان و انجمن معلمان تاریخ استان اصفهان به شبکه معلمان تاریخ بپیوندید.👇👇👇

@tarbd
Telegram.me/tarbd
شبکه ی معلمان تاریخ
اطلاعیه ضمن خدمت انجمن
🎤🎤🎤
ثبت نام از متقاضیان شرکت در دوره ضمن خدمت انجمن معلمان تاریخ اصفهان صرفا به صورت حضور فیزیکی در محل انجمن انجام پذیر است. لذا اولویت با کسانی است که در تاریخ مقرر با حضور در انجمن ثبت نام می نمایند.
اطلاعیه 2 ضمن خدمت انجمن معلمان تاریخ.
🎤🎤🎤
ظرفیت ثبت نام ضمن خدمت انجمن به اتمام رسید، لذا از مراجعه حضوری و یا تماس تلفنی برای ثبت نام در این دوره خودداری نمایید.


جهت اطلاع از اخبار و اعلامیه های گروه تاریخ آموزش و پرورش استان و انجمن معلمان تاریخ استان اصفهان به شبکه معلمان تاریخ بپیوندید.👇👇👇

@tarbd
Telegram.me/tarbd
شبکه ی معلمان تاریخ

🚎اصفهان گردی انجمن معلمان تاریخ اصفهان:
🌞🌞🌞
سیری در ورزش باستانی ایران
برنامه اصفهانگردی انجمن تاریخ معلمان اصفهان
بازدید تخصصی از پهلوان‏سرای علی ابن ابیطالب (ع)
و
تماشای ورزش پهلوانی و زورخانه ‏ای
سه‏ شنبه 14 دی‏ماه 1395؛ رأس ساعت 16؛ میدان شهدا، ابتدای خیابان ابن سینا
پهلوان‏سرای علی ابن ابیطالب (ع)


جهت اطلاع از اخبار و اعلامیه های گروه تاریخ آموزش و پرورش استان و انجمن معلمان تاریخ استان اصفهان به شبکه معلمان تاریخ بپیوندید.👇👇👇

@tarbd
Telegram.me/tarbd
شبکه ی معلمان تاریخ
‍ دکتر مصدق «مرد سال ١٩٥١»

در جریان بحران نفت نام مصدق روزی بیش از یک میلیون مرتبه در مطبوعات و رادیوهای دنیا تکرار می شد.
مجه «تایم» بزرگترین و پرتیراژترین مجله آمریکا بتاریخ دوشنبه 4jun خود برای دومین بار عکس بزرگ و رنگی دکتر مصدق را در پشت جلد خود چاپ کرده و او را «بزرگترین مرد سال ١٩٥١» نامیده است.
«تایم» با دکتر مصدق و روش فعلی دولت ایران هیچگونه موافقتی ندارد و هر هفته ضمن تفسیرات خود راجع به ایران از جریان اوضاع در ایران شدیدا انتقاد میکند و سیاست دولت مصدق را یک نوع «خودکشی» می‌نامد، ولی با تمام این احوال خوانندگان مجله «تایم» دکتر مصدق را بزرگترین مرد دنیا در سال گذشته تشخیص داده اند.
«مرد سال» را همه ساله مجله تایم که معتبرترین مجلات آمریکائی است از طریق مراجعه به آراء چند میلیون خواننده خود انتخاب میکند و بالطبع موثرترین و مشهور ترین مرد دنیا در جریان یکسال بعنوان «مرد سال» انتخاب میگردد.
آراء خوانندگان در هیئت تحریریه مجله که بیش از یکصد نفر عضو دارد مورد بررسی قرار می‌گیرد و نام کسی که‌ «بزرگترین مرد سال» شناخته شده است اعلام می‌شود. امسال علاوه بر دکتر مصدق مجله تایم اشخاص دیگری مانند ترومن، رئیس جمهور آمریکا، اچسن وزیر خارجه آمریکا، چرچیل، ژنرال آیزنهاور و ژنرال مک آرتور را برای اخذ عنوان «بزرگترین مرد سال ۱۹۵۱» کاندید کرده بود.
ولی اکثریت خوانندگان و هیئت تحریریه تایم دکتر مصدق را شایسته این لقب دانستند و حتی چرچیل که پس از شش سال مجددا نخست وزیر شده بود و آیزنهاور که بفرماندهی کل قوای دول غرب منسوب شده است فقط آراء مختصری داشتند.‌
«تایم» مقاله چهار صفحه‌ای خود را راجع به دکتر مصدق با جمله یکی بود یکی نبود شروع می‌کند و می‌نویسد:« یک وقتی در اراضی کوهستانی بین بغداد و دریای خاویار (دریای خزر) مردی از طبقه اشراف زندگی میکرد.
این مرد در ایام جوانی خود را در وزارت و وکالت یا حبس و تبعید گذرانید و بالاخره در ایام پیروزی روزی به مقام صدارت رسید.
صدارت همان بود و شهرت و عظمت ‌و افتخار همان ... در مدت چند ماه این پیرمرد چنان شهرتی در دنیا بدست آورد که هیچ کس در چنین مدت کوتاه بدست نیاورده است.
در این مدت اشک‌ها و خنده‌ها و ضعف‌ها و غش‌های ‌او دنیایی را متوجه خود ساخت، دنیا را در آستانه جنگ قرار داد و مشرق زمین را بلرزه درآورد.
تا یکسال پیش یکنفر هم اسم مصدق را در دنیا نشنیده بود، ولی در این یکسال ١٩٥١ شهرت او از بزرگ‌ترپن مردان دنیا هم گذشت، مصدق با اشک‌های تیزابی خود پایه های عظمت امپراطوری انگلستان را سوزانید و با دست های چرخ های هرج و مرج و آشوب در خاورمیانه روغن کاری شد ...
مصدق کاری کرده است که ملل شرق میانه و نزدیک دیگر نیستی و اضمحلال خود را بر ادامه وضع فعلی ترجیح میدهند.
سر موفقیت و پیشرفت مصدق در محبوبیت فوق‌العاده و مهارت او در تحریک و تهییج افکار عمومی است. او که موفق شده است انگلیسی‌ها را به کشور خودشان براند شایسته لقب «واشنگتن ایران» است.»
چنانچه ملاحظه میشود تایم باز هم روش انتقادی خود را درباره مصدق حفظ کرده، ولی با وجود این موضوع، او را بزرگترین مرد دنیا در سال ١٩٥١ نامیده‌ است.
زندگینامه و مبارزات سیاسی دکتر مصدق، نصرالله شیفته، ص ۳۵۷-۳۵۹


جهت اطلاع از اخبار و اعلامیه های گروه تاریخ آموزش و پرورش استان و انجمن معلمان تاریخ استان اصفهان به شبکه معلمان تاریخ بپیوندید.👇👇👇

@tarbd
Telegram.me/tarbd
شبکه ی معلمان تاریخ
🇮🇷🇮🇷📽
🎓همایش انقلاب اسلامی در اصفهان🎓

گروه تاریخ آموزش و پرورش استان اصفهان با همکاری انجمن تاریخ محلی ایرانیان برگزار می کند.
🇮🇷انقلاب اسلامی در اصفهان🇮🇷
از تمامی پژوهشگران، خصوصا دبیران تاریخ استان اصفهان، تقاضا می شود مقالات خود را به نشانی زیر ارسال نمایند.
Tarikh-mo@isfedu.ir

زمان برگزاری: 13 بهمن 1395
ساعت برگزاری: 15تا18
مکان: اصفهان، خ شمس آبادی، مرکز تحقیقات معلمان اصفهان.

@tarbd
Telegram.me/tarbd
شبکه ی معلمان تاریخ
اطلاعیه مهم ضمن خدمت گروه تاریخ
🎤🎤🎤
با توجه به همزمانی و فشردگی بیش از حد دوره های ضمن خدمت در دی ماه و عدم آمادگی و پشتیبانی دایره ی ضمن خدمت اداره کل آموزش و پرورش، دوره ضمن خدمت مورخ 16 و 17 دی ماه گروه تاریخ استان به تعویق افتاد. 👌👌از همکاران محترم خواهشمندیم به سایرین هم اطلاع رسانی نمایند.
🎤🎤🎤
بدیهی است زمان و مکان بعدی این دوره در موعد مقرر اطلاع رسانی خواهد شد.
و من الله التوفیق
گروه تاریخ آموزش و پرورش استان اصفهان.


جهت اطلاع از اخبار و اعلامیه های گروه تاریخ آموزش و پرورش و انجمن معلمان تاریخ استان اصفهان به شبکه معلمان تاریخ بپیوندید.👇👇👇

@tarbd
Telegram.me/tarbd
شبکه ی معلمان تاریخ
✳️مجتهدی که تکفیر شد !

#تقویم_تاریخ

سال 1285
#قانون_اساسی ایران باسم «نظامنامه سیاسی» مشتمل بر 51 اصل که به تصویب #مجلس_شورای_ملی رسیده بود از طرف #مظفر_الدین_شاه تصویب و امضاء شد و صورت قانونی یافت.

سال 1286
#علمای_نجف حاج #شیخ_فضل_الله_نوری را به علت مخالفت با #مشروطه تکفیر کردند و متذکر شدند مخالفین را به ارض اقدس تبعید نمایند. متن تلگراف چنین است:
«حجج اسلام بهبهانی، طباطبائی...
چون نوری مخل آسایش و مفسد است تصرفش در کلیه امور حرام است.
محمدحسین، میرزا خلیل، محمد کاظم خراسانی، عبدالله مازندرانی»

سال 1292
به علت نزول برف سنگین در تهران بطور کلی عبور و مرور در شهر قطع شد و بازار و کسبه یک هفته تعطیل کردند.

سال 1306
سلطان محمدخان عامری بجای نصر به معاونت وزارت مالیه منصوب گردید.

سال 1311
دوره هشتم مجلس شورای ملی پایان یافت. دادگر رئیس مجلس، رئیس‌الوزراء، فهیمم الملک، و شیخ‌الملک اورنگ نطقهای تملق آمیزی ایراد کردند.

سال 1312
کارخانه سیمان واقع در بین راه حضرت #عبدالعظیم در پای کوه چشمه علی افتتاح شد. منصور وزیر طرق گفت قسمتی از اولین کارخانه سیمان ایران از دانمارک و بخشی از سوئد خریداری شده است. کارخانه روزانه استعداد ساختن 100 تن سیمان را دارد.

سال 1317
به موجب تصویبنامه هیئت وزیران سازمانی به نام «سازمان پرورش افکار» تحت نظر دکتر احمد #متین_دفتری وزیر #دادگستری تشکیل شد. اعضاء هیئت مرکزی آن عبارتند از: دکتر سیدعلی شایگان معاون دانشکده حقوق، دکتر عیسی صدیق رئیس دانشکده ادبیات و علوم و دانشسرای عالی، دکتر آشتیانی معاون دانشکده پزشکی، فروزانفر معاون دانشکده معقول و منقول.

روابط سیاسی ایران و #فرانسه قطع شد.

سال 1326
#احمد_قوام ایران را به سوی اروپا ترک کرد.

سال 1329
به مناسبت مخالفت #رزم_آرا و #فروهر وزریر دارائی با #ملی_شدن_صنعت_نفت میتینگهای عظیم از طرف طبقات مختلف برپا شد، و اعلامیه‌هائی انتشار یافت. مطبوعات نیز در حد خود به دولت حملات شدیدی نمودند.

در جلسه هیئت وزیران دکتر دفتری وزیر اقتصاد ملی، #شریف_امامی وزیر راه، مهندس مهدوی وزیر کشاورزی به نطق فروهر وزیر دارائی در مجلس اعتراض نموده از مشاغل خود مستعفی شدند.

برحسب دعوت #آیت_‌الله_کاشانی میتینگ عظیمی با حضور چند هزار نفر در میدان #بهارستان تشکیل گردید و ناطقین هر دسته با احساسات شدیدی علیه اقدامات دولت و #شرکت_نفت و تضییقاتی که بدین منظور بر مطبوعات وارد می‌گردد سخنرانی شایان تحسینی نمودند.
گذشته چراغ راه آینده.......:
🚨_نگاهی به زندگی نامه داریوش فروهر

⭕️خاطره زندانی شدنش به خاطر جدایی بحرین
⭕️یه هنگام بردن پدرم سرود ای ایران را می خواندیم.

داریوش فروهر در روز ۷ دی‌ ماه ۱۳۰۷ در شهر اصفهان به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش گذراند و پس از آن به همراه خانواده‌اش به ارومیه رفت. در سال ۱۳۲۱ پدر فروهر به دلیل مبارزه با نیروهای اشغالگر خارجی، به اردوگاه اسیران جنگی در اراک فرستاده شد.

از ۱۵ سالگی و پس از آشنایی با مصدق، زندگی سیاسی خود را آغاز کرد. فروهر در آذرماه ۱۳۲۷ و در سن ۲۰ سالگی به عضویت گروه-مرکزی یک سازمان سیاسی ملی‌گرا و مبارز بود- درآمد. گروه مکتب سه سال بعد در یکم آبان ماه ۱۳۳۰ تبدیل به حزب ملت ایران -بر پایه پان ایرانیسم- شد و داریوش فروهر نیز به عضویت در کمیته موقت رهبری این حزب درآمد. او در هفدهم دی ماه‌‌‌‌ همان سال و در سن ۲۳ سالگی به دبیری حزب ملت ایران انتخاب شد .

در دوران فعالیت سیاسی خود، پیش از انقلاب ایران بیش از ده بار بازداشت و زندانی شد. تجربه ۱۵ سال زندگی در زندان، او را سمبلی از مبارزه ساخت تا آنجا که برخی دوستان وی، زندان را خانه دوم او نامیدند.

در اردیبهشت ۱۳۴۹ دایوش فروهر و یارانش در حزب ملت ایران اعلامیه بحرین را که بسیار شدید بود منتشر کردند.

فرزند فروهر درباره رویدادهای آن زمان می گوید:

«بعد از واقعه جدا شدن بحرین، پدر به طولانی ترین زندان خود رفت. روز دستگیری پدرم را در سال ۴۹ خوب به یاد دارم؛ در همین خانه خیابان ژاله بود. من که از دبستان برگشتم، خانه پر بود از مأمور. مادرم با دیدن من به سویم آمد، مرا بوسید و آرام در گوشم گفت که شجاع و آرام باشم و دستم را گرفت و به میان مأمورانی که مشغول تفتیش بودند، بازگشت. لحن صدایش وقتی که حرف می زد، از همیشه بلند تر بود. انگار می خواست مطمئن باشد که همه صدایش را می شنوند. پدرم در اتاق کار با یک افسر سالخورده در حال صحبت بود. عکس های دکتر مصدق را از دیوارها و قفسه ها پایین کشیده بودند و روی هم، کنار میز کار او چیده بودند. در آشپزخانه، اجاق گاز را جابه جا کرده بودند و در قفسه ها باز بود. وقتی که یکی از آن ها در یخچال را باز کرد، مادرم با تمسخر گفت:

"اعلامیه ها را گذاشتیم آن تو، برای شما خنک بماند" و صدای خنده پدرم فضا را پر کرد.

در اتاق خواب پدر و مادرم، روی تختشان چمدان کوچک چارخانه پدرم باز بود. همان چمدانی که همیشه با خود به زندان می برد. مأموران، بعد از مدتی کارتن های پر از کتاب و کاغذ را به همراه عکس های دکتر مصدق بیرون بردند.

پدرم آرش را که هنوز دو سالش نشده بود و از آغوشش جدا نمی شد، با قربان صدقه به مادرم داد، مرا بوسید و موقع خداحافظی سفارش درس هایم را کرد. مادرم کنار در ورودی خانه ایستاده و قرآن قدیمی و بزرگ خانه را که بعدها فهمیدم همراه یک شاهنامه، مهریه ازدواجشان بوده است، روی دست گرفت. پدرم سرش را خم کرد و بیرون رفت. ما هم به دنبالش رفتیم و پایین پله ها، مادرم شروع به خواندن سرود ای ایران کرد و صدای پدرم همراه او شد. شاید با خواندن این سرود بود که حس کردم چه می گذرد و تلخی زندانی شدن پدر و ترس از مأمورانی که او را می بردند بر من چیره شد.

سرکوچه، چند ماشین پشت سر هم پارک شده بود. در عقب یکی از آن ها را باز کردند، پدرم با لبخندی به ما نگاه کرد و رفت. ما ماندیم و جای خالی پدر و خانه تفتیش شده. مادرم نمی گریست...

داریوش فروهر به گناه مخالفت با جدایی بحرین، بدون هیچ محاکمه ای بیش از سه سال در زندان ماند.

منبع: نامه شماره ۳۳، آذر ۱۳۸۳

✳️
جهت اطلاع از اخبار و اعلامیه های گروه تاریخ آموزش و پرورش و انجمن معلمان تاریخ استان اصفهان به شبکه معلمان تاریخ بپیوندید.👇👇👇

@tarbd
Telegram.me/tarbd
شبکه ی معلمان تاریخ
اردوغان و درس یونان و روم دکتر شارقی
سیدعطاءالله مهاجرانی
اردوغان پس از یک دهه تجربه موفق در دههٔ نخست قرن بیست و یکم، توسعه پر شتاب اقتصادی در ترکیه، با تصیم گیری های بلاهت آمیز سیاسی، سرنوشت خود و ملت و کشور ترکیه را در این پنج سال اخیر با دشواری ها و بحران های بسیاری رویارو کرده است. استاد درس تاریخ رم و یونان ما در دانشگاه اصفهان، مرحوم حمدالله شارقی بودند. استادی بسیار با محبت وخوش پوش و خوش زبان و خوش سیما و محبوب دانشجویان. روزی به مناسبت در درس تاریخ یونان و رم، بحث نسبت بین محبوبیت و استبداد، گفت در یونان یا رم قدیم وقتی رهبری به اوج محبوبیت و قدرت می رسید؛ پس از ده سال او را محترمانه عزل می کردند و به جزیره ای تبعید و وسایل زندگی را برایش فراهم می کردند تا در آرامش و آسایش کامل، منتها دور از قدرت و محبوبیت بماند! تا جامعه و یا کشور و ملت راه خود را گم نکند. سند سخن آقای شارقی را هنوز به دقت نیافته ام. اما سخنی بود پسندیدنی و به اصطلاح حکیمانه!
می بایست اردوغان پس از دهسال حکومت کنار می رفت تا میراث او و حزب عدالت و توسعه امروزه این چنین پیچیده و سردرگم و پرخسارت نباشد. تصور کنید که پس از کودتا حدود هشتاد هزار نفر را زندانی کرده است و نزدیک به دویست هزار نفر را هم از کار بیکار و بسیاری مراکز مطبوعاتی و خبری را تعطیل…
ترکیه در پرورش داعش و حمایت از داعش و سازماندهی افراد ملیت های مختلف که می خواستند به داعش بپیوندند، البته با همکاری هم پیمانان، نقش درجه اول امنیتی و نظامی داشته است. اشغال موصل دقیقا در تحت اشراف و بغل گوش و زیر چشم ترکیه انجام شده است. نفت داعش که از چاه های عراق و سوریه به سرقت می رفت، توسط ترکیه به بازار ها ارایه می شد و خانواده اردوغان از همین بابت میلیاردر شدند. اکنون شنیدنی است که ایشان آمریکا را به دفاع از داعش متهم می کند! البته چه کسی است که تردید داشته باشد، داعش از اساس یک پدیده آمریکایی ست. درست در بحبوحه آزادی حلب، داعش تدمر را اشغال کرد! و تمامی عملیات علیه داعش در رقّه متوقف شد و متوقف مانده است. پیداست سخن اردوغان بخشی از حقیقت است اما بخش دیگر هم این است که ترکیه بیش از هر کشور دیگری در سازمان دهی و تربیت و بهره برداری از داعش کوشیده است، و ماموریت خود را انجام داده است. او گمان نمی کرد که روزی ناگزیر از مواجهه با داعش شود. چنان که کویت هم در دوران جنگ تحمیلی عراق با ایران، که به عنوان یکی از منابع مالی و هم پیمان استراتژیک صدام عمل می کرد، گمان نمی کرد، صدام کویت را اشغال و غارت و خاندان آل صباح را اواره می کند. امروزه داعش تبدیل به اژدهایی هفت سر شده است. النصره و احرار الشام و نورالدین زنگی و...هر نام و نشانی سری از سر های داعش است. ترکیه با یک سر در الباب می جنگد اما سرهای دیگر را تقویت کرده است.
هیج عاقلی مثل اردوغان عمل می کند!؟
🇮🇷🇮🇷📽
🎓همایش انقلاب اسلامی در اصفهان🎓

گروه تاریخ آموزش و پرورش استان اصفهان با همکاری انجمن تاریخ محلی ایرانیان برگزار می کند.
🇮🇷انقلاب اسلامی در اصفهان🇮🇷
از تمامی پژوهشگران، خصوصا دبیران تاریخ استان اصفهان، تقاضا می شود مقالات خود را به نشانی زیر ارسال نمایند.
Tarikh_mo@isfedu.ir

زمان برگزاری: 13 بهمن 1395
ساعت برگزاری: 15تا18
مکان: اصفهان، خ شمس آبادی، مرکز تحقیقات معلمان اصفهان.

@tarbd
Telegram.me/tarbd
شبکه ی معلمان تاریخ