📰 انجمن ایرانی تاریخ سومین همایش« آموزش تاریخ در مدارس » را برگزار میکند.
همایش سوم درشهر اصفهان، و با همکاری انجمن علمی آموزشی معلمان تاریخ استان اصفهان، درتاریخ ۷ اردیبهشت ماه ۱۳۹۶ در محل مرکز تحقیقات معلمان و موزه آموزش و پرورش اصفهان خواهد شد
محورهای فراخوان مقالات همایش به شرح ذیل است:
الف) تحلیل محتوای کتب درسی تاریخ
۱- کتب درسی وانطباق آن با اسناد ارشیوی
۲- ارتباط طولی محتوای کتب درسی در دوره های مختلف
ب) آموزش تاریخ و هویت بخشی :
۱- آموزش تاریخ وایجاد امنیت روانی،اعتماد به نفس وهویت بخشی در دانش آموزان
۲- آموزش تاریخ با تاکید بر اخلاق انسانی
۳- حفظ هویت ملی در کتب تاریخ
۴- هویت ملی در کتب درس تاریخ سایر کشورها
پ) نقش معلم و راهکارهای آموزش تاریخ
۱- تاریخ شفاهی ونقش آن در علاقه مندی دانش آموزان به تاریخ
۲- میزان اطلاعات،علاقه واشتیاق معلم در آموزش ِهدفمند تاریخ
۳- آموزش تاریخ و وسایل کمک آموزشی
۴- جایگاه گروههای درسی در امر آموزش تاریخ
۵- دوره های باز آموزی تاریخ ونقش آن در کیفیت وتوانمندی معلمان
ت) روش های نوین آموزش تاریخ و شیوه ارزیابی یادگیری دانش آموزان
۱- روش فعال پروژه برای آموزش تاریخ
۲- درس تاریخ وآموزش مبتنی برIT
۳- بررسی شیوه های آموزش نوین تاریخ در سایر کشورها
ث) محور ویژه:نقش تاریخ محلی درآموزش درس تاریخ
۱- آموزش تاریخ با نگاه به تاریخ هر منطقه
۲- تاریخ محلی ونقش آن در مشارکت اقوام واقلیت ها
۳- تاریخ محلی؛ تاریخ نزدیک
زمان برگزاری همایش: هفتم اردی بهشت ۱۳۹۶
مکان: مرکز تحقیقات معلمان اصفهان
دریافت مقالات تا ۲۸ بهمن ۱۳۹۵
مقالات را به نشانی الکترونیک زیر ارسال فرمایید:
hamayeshtarikh@gmail.com
برگزار کنندگان همایش از پژوهشگران ارجمند خواهش دارند جهت تسریع در ارزیابی ها و اعلام نتیجه داوری ارسال مقالات خود را به روزهای آخر موکول ننمایند.
شبکه معلمان تاریخ
@tarbd
Telegram.me/tarbd
شبکه ی معلمان تاریخ
همایش سوم درشهر اصفهان، و با همکاری انجمن علمی آموزشی معلمان تاریخ استان اصفهان، درتاریخ ۷ اردیبهشت ماه ۱۳۹۶ در محل مرکز تحقیقات معلمان و موزه آموزش و پرورش اصفهان خواهد شد
محورهای فراخوان مقالات همایش به شرح ذیل است:
الف) تحلیل محتوای کتب درسی تاریخ
۱- کتب درسی وانطباق آن با اسناد ارشیوی
۲- ارتباط طولی محتوای کتب درسی در دوره های مختلف
ب) آموزش تاریخ و هویت بخشی :
۱- آموزش تاریخ وایجاد امنیت روانی،اعتماد به نفس وهویت بخشی در دانش آموزان
۲- آموزش تاریخ با تاکید بر اخلاق انسانی
۳- حفظ هویت ملی در کتب تاریخ
۴- هویت ملی در کتب درس تاریخ سایر کشورها
پ) نقش معلم و راهکارهای آموزش تاریخ
۱- تاریخ شفاهی ونقش آن در علاقه مندی دانش آموزان به تاریخ
۲- میزان اطلاعات،علاقه واشتیاق معلم در آموزش ِهدفمند تاریخ
۳- آموزش تاریخ و وسایل کمک آموزشی
۴- جایگاه گروههای درسی در امر آموزش تاریخ
۵- دوره های باز آموزی تاریخ ونقش آن در کیفیت وتوانمندی معلمان
ت) روش های نوین آموزش تاریخ و شیوه ارزیابی یادگیری دانش آموزان
۱- روش فعال پروژه برای آموزش تاریخ
۲- درس تاریخ وآموزش مبتنی برIT
۳- بررسی شیوه های آموزش نوین تاریخ در سایر کشورها
ث) محور ویژه:نقش تاریخ محلی درآموزش درس تاریخ
۱- آموزش تاریخ با نگاه به تاریخ هر منطقه
۲- تاریخ محلی ونقش آن در مشارکت اقوام واقلیت ها
۳- تاریخ محلی؛ تاریخ نزدیک
زمان برگزاری همایش: هفتم اردی بهشت ۱۳۹۶
مکان: مرکز تحقیقات معلمان اصفهان
دریافت مقالات تا ۲۸ بهمن ۱۳۹۵
مقالات را به نشانی الکترونیک زیر ارسال فرمایید:
hamayeshtarikh@gmail.com
برگزار کنندگان همایش از پژوهشگران ارجمند خواهش دارند جهت تسریع در ارزیابی ها و اعلام نتیجه داوری ارسال مقالات خود را به روزهای آخر موکول ننمایند.
شبکه معلمان تاریخ
@tarbd
Telegram.me/tarbd
شبکه ی معلمان تاریخ
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from منبع و پژوهش تاریخ
مجموعه_پرسش_و_پاسخ_های_تاریخ_1_ای.docx
89.6 KB
Forwarded from اخبار علوم باستانی و تاریخ
ولادت باسعادت حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی (ص) وامام صادق (ع) و هفته وحدت بر تمامی مسلمانان جهان مبارک باد
🍉🍉🍉☕️☕️☕️🎂🎂🎂
✨#یلدا زایش زاد روز✨
واژه «یلدا» به معنای «زایش زادروز» و تولد است. ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر میشوند و تابش نور ایزدی افزونی مییابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید میخواندند و برای آن جشن بزرگی برپا میکردند و از این رو به دهمین ماه سال دی (دی در دین زرتشتی به معنی دادار و آفریننده) میگفتند که ماه تولد خورشید بود. شب یلدا یا شب چله بلندترین شب سال در نیمکره شمالی زمین است. این شب به زمان بین غروب آفتاب از ۳۰ آذر (آخرین روز پاییز) تا طلوع آفتاب در اول ماه دی (نخستین روز زمستان) اطلاق میشود. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام شب یلدا را جشن میگیرند.
این شب در نیمکره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن زمان به بعد طول روز بیشتر و طول شب کوتاهتر میشود. ماه دی در تقویم مذهبی ایران باستان آغاز سال نو مذهبی بوده است. چنان که میراث آن از راه میتراییسم به مسیحیت و تقویم امروزی نیز رسیده است. ایرانیان باستان بر این اعتقاد هستند که یلدا که یکی از خداهای مرد آنان است در فردای این شب به وجود میآید و خون گاو مقدس را میریزد و در زمانی که خون آن گاو به زمین میرسد ریشه گیاهان در زیر زمین سرسبز میشوند و در فصل بهار به رویت ایرانیان در میآید او یلدا با شیطان به جنگ میایستد و از مردم عادی را تحت مراقبت قرار میدهد.
یلدا و جشنهایی که در این شب برگزار میشود، یک سنت باستانی است. مردم روزگاران دور و گذشته، که کشاورزی، بنیان زندگی آنان را تشکیل میداد و در طول سال با سپری شدن فصلها و تضادهای طبیعی خوی داشتند، بر اثر تجربه و گذشت زمان توانستند کارها و فعالیتهای خود را با گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز و شب و جهت و حرکت و قرار ستارگان تنظیم کنند. آنان ملاحظه میکردند که در بعضی ایام و فصول روزها بسیار بلند میشود و در نتیجه در آن روزها، از روشنی و نور خورشید بیشتر میتوانستند استفاده کنند.
این اعتقاد پدید آمد که نور و روشنایی و تابش خورشید نماد نیک و موافق بوده و با تاریکی و ظلمت شب در نبرد و کشمکشاند. مردم دوران باستان و از جمله اقوام آریایی، از هند و ایرانی، هند و اروپایی، دریافتند که کوتاهترین روزها، آخرین روز پاییز و شب اول زمستان است و بلافاصله پس از آن روزها به تدریج بلندتر و شبها کوتاهتر میشوند، از همین رو آنرا شب زایش خورشید نامیده و آنرا آغاز سال قرار دادند. بدینسان در دوران کهن فرهنگ اوستایی، سال با فصل سرد شروع میشد و در اوستا، واژه «سَرِدَ» یا «سَرِذَ» که مفهوم «سال» را افاده میکند، خود به معنای «سرد» است و این به معنی بشارت پیروزی اورمزد بر اهریمن و روشنی بر تاریکی است.
در آثارالباقیه ابوریحان بیرونی، ص ۲۵۵، از روز اول دی ماه، با عنوان «خور» نیز یاد شدهاست و در قانون مسعودی نسخه موزه بریتانیا در لندن، «خُره روز» ثبت شده، اگرچه در برخی منابع دیگر «خرم روز» نامیده شده است. در برهان قاطع ذیل واژه «یلدا» چنین آمده است: «یلدا شب اول زمستان و شب آخر پاییز است که اول جَدی و آخر قوس باشد و آن درازترین شبهاست در تمام سال و در آن شب و یا نزدیک به آن شب، آفتاب به برج جدی تحویل میکند و گویند آن شب به غایت شوم و نامبارک میباشد و بعضی گفتهاند شب یلدا یازدهم جدی است.»
تاریکی نماینده اهریمن بود و چون در طولانیترین شب سال، تاریکی اهریمنی بیشتر میپاید، این شب برای ایرانیان نحس بود و چون فرا میرسید، آتش میافروختند تا تاریکی و عاملان اهریمنی و شیطانی نابود شده و بگریزند، مردم گرد هم جمع شده و شب را با خوردن، نوشیدن، شادی و پایکوبی و گفتوگو به سر میآوردند و خوانی ویژه میگستردند، هرآنچه میوه تازه فصل که نگاهداری شده بود و میوههای خشک در سفره مینهادند.
سفره شب یلدا، «میَزد» نام داشت و شامل میوههای تر و خشک، نیز آجیل یا به اصطلاح زرتشتیان، «لُرک» که از لوازم این جشن و ولیمه بود، به افتخار و ویژگی «اورمزد» و «مهر» یا خورشید برگزار میشد. در آیینهای ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی میگستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآوردهها و فرآوردههای خوردنی فصل و خوراکهای گوناگون، خوراک مقدس مانند «میزد» نیز نهاده میشد.
🍉🍉🍉☕️☕️☕️🎂🎂🎂
@tarbd
Telegram.me/tarbd
شبکه ی معلمان تاریخ
✨#یلدا زایش زاد روز✨
واژه «یلدا» به معنای «زایش زادروز» و تولد است. ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر میشوند و تابش نور ایزدی افزونی مییابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید میخواندند و برای آن جشن بزرگی برپا میکردند و از این رو به دهمین ماه سال دی (دی در دین زرتشتی به معنی دادار و آفریننده) میگفتند که ماه تولد خورشید بود. شب یلدا یا شب چله بلندترین شب سال در نیمکره شمالی زمین است. این شب به زمان بین غروب آفتاب از ۳۰ آذر (آخرین روز پاییز) تا طلوع آفتاب در اول ماه دی (نخستین روز زمستان) اطلاق میشود. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام شب یلدا را جشن میگیرند.
این شب در نیمکره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن زمان به بعد طول روز بیشتر و طول شب کوتاهتر میشود. ماه دی در تقویم مذهبی ایران باستان آغاز سال نو مذهبی بوده است. چنان که میراث آن از راه میتراییسم به مسیحیت و تقویم امروزی نیز رسیده است. ایرانیان باستان بر این اعتقاد هستند که یلدا که یکی از خداهای مرد آنان است در فردای این شب به وجود میآید و خون گاو مقدس را میریزد و در زمانی که خون آن گاو به زمین میرسد ریشه گیاهان در زیر زمین سرسبز میشوند و در فصل بهار به رویت ایرانیان در میآید او یلدا با شیطان به جنگ میایستد و از مردم عادی را تحت مراقبت قرار میدهد.
یلدا و جشنهایی که در این شب برگزار میشود، یک سنت باستانی است. مردم روزگاران دور و گذشته، که کشاورزی، بنیان زندگی آنان را تشکیل میداد و در طول سال با سپری شدن فصلها و تضادهای طبیعی خوی داشتند، بر اثر تجربه و گذشت زمان توانستند کارها و فعالیتهای خود را با گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز و شب و جهت و حرکت و قرار ستارگان تنظیم کنند. آنان ملاحظه میکردند که در بعضی ایام و فصول روزها بسیار بلند میشود و در نتیجه در آن روزها، از روشنی و نور خورشید بیشتر میتوانستند استفاده کنند.
این اعتقاد پدید آمد که نور و روشنایی و تابش خورشید نماد نیک و موافق بوده و با تاریکی و ظلمت شب در نبرد و کشمکشاند. مردم دوران باستان و از جمله اقوام آریایی، از هند و ایرانی، هند و اروپایی، دریافتند که کوتاهترین روزها، آخرین روز پاییز و شب اول زمستان است و بلافاصله پس از آن روزها به تدریج بلندتر و شبها کوتاهتر میشوند، از همین رو آنرا شب زایش خورشید نامیده و آنرا آغاز سال قرار دادند. بدینسان در دوران کهن فرهنگ اوستایی، سال با فصل سرد شروع میشد و در اوستا، واژه «سَرِدَ» یا «سَرِذَ» که مفهوم «سال» را افاده میکند، خود به معنای «سرد» است و این به معنی بشارت پیروزی اورمزد بر اهریمن و روشنی بر تاریکی است.
در آثارالباقیه ابوریحان بیرونی، ص ۲۵۵، از روز اول دی ماه، با عنوان «خور» نیز یاد شدهاست و در قانون مسعودی نسخه موزه بریتانیا در لندن، «خُره روز» ثبت شده، اگرچه در برخی منابع دیگر «خرم روز» نامیده شده است. در برهان قاطع ذیل واژه «یلدا» چنین آمده است: «یلدا شب اول زمستان و شب آخر پاییز است که اول جَدی و آخر قوس باشد و آن درازترین شبهاست در تمام سال و در آن شب و یا نزدیک به آن شب، آفتاب به برج جدی تحویل میکند و گویند آن شب به غایت شوم و نامبارک میباشد و بعضی گفتهاند شب یلدا یازدهم جدی است.»
تاریکی نماینده اهریمن بود و چون در طولانیترین شب سال، تاریکی اهریمنی بیشتر میپاید، این شب برای ایرانیان نحس بود و چون فرا میرسید، آتش میافروختند تا تاریکی و عاملان اهریمنی و شیطانی نابود شده و بگریزند، مردم گرد هم جمع شده و شب را با خوردن، نوشیدن، شادی و پایکوبی و گفتوگو به سر میآوردند و خوانی ویژه میگستردند، هرآنچه میوه تازه فصل که نگاهداری شده بود و میوههای خشک در سفره مینهادند.
سفره شب یلدا، «میَزد» نام داشت و شامل میوههای تر و خشک، نیز آجیل یا به اصطلاح زرتشتیان، «لُرک» که از لوازم این جشن و ولیمه بود، به افتخار و ویژگی «اورمزد» و «مهر» یا خورشید برگزار میشد. در آیینهای ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی میگستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآوردهها و فرآوردههای خوردنی فصل و خوراکهای گوناگون، خوراک مقدس مانند «میزد» نیز نهاده میشد.
🍉🍉🍉☕️☕️☕️🎂🎂🎂
@tarbd
Telegram.me/tarbd
شبکه ی معلمان تاریخ
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
🍉🍉🍉🍇🍉🍉🍉
شب یلدا از گذشته تا به امروز با آداب و رسوم مخصوص...
شب یلدا و جشن هایی که در این شب برگزار می شود، یک سنت باستانی است از زمانهای گذشته تا به امروز در میان ایرانیان مرسوم بوده است.
شب یلدا
این شب به زمان بین غروب آفتاب از 30 آذر (آخرین روز پاییز) تا طلوع آفتاب در اول ماه دی (نخستین روز زمستان) اطلاق می شود. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام شب یلدا را جشن می گیرند. این شب در نیم کره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن زمان به بعد طول روز بیش تر و طول شب کوتاه تر می شود.
نام
واژهٔ یلدا ریشهٔ سریانی دارد و به معنای ولادت و تولد است. منظور از تولد، ولادت خورشید (مهر/میترا) است. رومیان آن را ناتالیس آنایکتوس یعنی روز تولد مهر شکست ناپذیر می نامند. ابوریحان بیرونی از این جشن با نام میلاد اکبر نام برده و منظور از آن را میلاد خورشید دانسته است.
تاریخچه جشن
یلدا و جشن هایی که در این شب برگزار می شود، یک سنت باستانی است. مردم روزگاران دور و گذشته، که کشاورزی، بنیان زندگی آنان را تشکیل می داد و در طول سال با سپری شدن فصل ها و تضادهای طبیعی خوی داشتند، بر اثر تجربه و گذشت زمان توانستند کارها و فعالیت های خود را با گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز و شب و جهت و حرکت و قرار ستارگان تنظیم کنند.
آنان ملاحظه می کردند که در بعضی ایام و فصول روزها بسیار بلند می شود و در نتیجه در آن روزها، از روشنی و نور خورشید بیشتر می توانستند استفاده کنند. این اعتقاد پدید آمد که نور و روشنایی و تابش خورشید نماد نیک و موافق بوده و با تاریکی و ظلمت شب در نبرد و کشمکش اند. مردم دوران باستان و از جمله اقوام آریایی، از هند و ایرانی - هند و اروپایی، دریافتند که کوتاه ترین روزها، آخرین روز پاییز و شب اول زمستان است و بلافاصله پس از آن روزها به تدریج بلندتر و شب ها کوتاهتر می شوند، از همین رو آنرا شب زایش خورشید نامیده و آنرا آغاز سال قرار دادند. بدین سان در دوران کهن فرهنگ اوستایی، سال با فصل سرد شروع می شد و در اوستا، واژه Sareda, Saredha «سَرِدَ» یا «سَرِذَ» که مفهوم «سال» را افاده می کند، خود به معنای «سرد» است و این به معنی بشارت پیروزی اورمزد بر اهریمن و روشنی بر تاریکی است.
در آثارالباقیه ابوریحان بیرونی، ص 255، از روز اول دی ماه، با عنوان خور نیز یاد شده است و در قانون مسعودی نسخه موزه بریتانیا در لندن، «خُره روز» ثبت شده، اگرچه در برخی منابع دیگر «خرم روز» نامیده شده است. در برهان قاطع ذیل واژه «یلدا» چنین آمده است:
یلدا شب اول زمستان و شب آخر پاییز است که اول جَدی و آخر قوس باشد و آن درازترین شب هاست در تمام سال و در آن شب و یا نزدیک به آن شب، آفتاب به برج جدی تحویل می کند و گویند آن شب به غایت شوم و نامبارک می باشد و بعضی گفته اند شب یلدا یازدهم جدی است.
مراسم شب یلدا
تاریکی نماینده اهریمن بود و چون در طولانی ترین شب سال، تاریکی اهریمنی بیشتر می پاید، این شب برای ایرانیان نحس بود و چون فرا می رسید، آتش می افروختند تا تاریکی و عاملان اهریمنی و شیطانی نابود شده و بگریزند، مردم گرد هم جمع شده و شب را با خوردن، نوشیدن، شادی و پایکوبی و گفتگو به سر می آوردند و خوانی ویژه می گستردند، هرآنچه میوه تازه فصل که نگاهداری شده بود و میوه های خشک در سفره می نهادند. سفره شب یلدا، «میَزد» نام داشت و شامل میوه های تر و خشک، نیز آجیل یا به اصطلاح زرتشتیان، لُرک که از لوازم این جشن و ولیمه بود، به افتخار و ویژگی «اورمزد» و «مهر» یا خورشید برگزار می شد.در آیین های ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی می گستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآورده ها و فرآورده های خوردنی فصل و خوراک های گوناگون، خوراک مقدس مانند «می زد» نیز نهاده می شد.
ایرانیان گاه شب یلدا را تا دمیدن پرتو پگاه در دامنهٔ کوه های البرز به انتظار باززاییده شدن خورشید می نشستند. برخی در مهرابه ها (نیایشگاه های پیروان آیین مهر) به نیایش مشغول می شدند تا پیروزی مهر و شکست اهریمن را از خداوند طلب کنند و شب هنگام دعایی به نام «نی ید» را می خوانند که دعای شکرانه نعمت بوده است. روز پس از شب یلدا (یکم دی ماه) را خورروز (روز خورشید) و دی گان؛ می خواندند و به استراحت می پرداختند و تعطیل عمومی بود (خرمدینان، این روز را خرم روز یا خره روز می نامیدند).خورروز در ایران باستان روز برابری انسان ها بود در این روز همگان از جمله پادشاه لباس ساده می پوشیدند تا یکسان به نظر آیند و کسی حق دستور دادن به دیگری نداشت و کارها داوطلبانه انجام می گرفت نه تحت امر. در این روز جنگ کردن و خونریزی حتی کشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود این موضوع را نیروهای متخاصم با ایرانیان نیز می دانستند و در جبهه ها رعایت می کردن
شب یلدا از گذشته تا به امروز با آداب و رسوم مخصوص...
شب یلدا و جشن هایی که در این شب برگزار می شود، یک سنت باستانی است از زمانهای گذشته تا به امروز در میان ایرانیان مرسوم بوده است.
شب یلدا
این شب به زمان بین غروب آفتاب از 30 آذر (آخرین روز پاییز) تا طلوع آفتاب در اول ماه دی (نخستین روز زمستان) اطلاق می شود. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام شب یلدا را جشن می گیرند. این شب در نیم کره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن زمان به بعد طول روز بیش تر و طول شب کوتاه تر می شود.
نام
واژهٔ یلدا ریشهٔ سریانی دارد و به معنای ولادت و تولد است. منظور از تولد، ولادت خورشید (مهر/میترا) است. رومیان آن را ناتالیس آنایکتوس یعنی روز تولد مهر شکست ناپذیر می نامند. ابوریحان بیرونی از این جشن با نام میلاد اکبر نام برده و منظور از آن را میلاد خورشید دانسته است.
تاریخچه جشن
یلدا و جشن هایی که در این شب برگزار می شود، یک سنت باستانی است. مردم روزگاران دور و گذشته، که کشاورزی، بنیان زندگی آنان را تشکیل می داد و در طول سال با سپری شدن فصل ها و تضادهای طبیعی خوی داشتند، بر اثر تجربه و گذشت زمان توانستند کارها و فعالیت های خود را با گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز و شب و جهت و حرکت و قرار ستارگان تنظیم کنند.
آنان ملاحظه می کردند که در بعضی ایام و فصول روزها بسیار بلند می شود و در نتیجه در آن روزها، از روشنی و نور خورشید بیشتر می توانستند استفاده کنند. این اعتقاد پدید آمد که نور و روشنایی و تابش خورشید نماد نیک و موافق بوده و با تاریکی و ظلمت شب در نبرد و کشمکش اند. مردم دوران باستان و از جمله اقوام آریایی، از هند و ایرانی - هند و اروپایی، دریافتند که کوتاه ترین روزها، آخرین روز پاییز و شب اول زمستان است و بلافاصله پس از آن روزها به تدریج بلندتر و شب ها کوتاهتر می شوند، از همین رو آنرا شب زایش خورشید نامیده و آنرا آغاز سال قرار دادند. بدین سان در دوران کهن فرهنگ اوستایی، سال با فصل سرد شروع می شد و در اوستا، واژه Sareda, Saredha «سَرِدَ» یا «سَرِذَ» که مفهوم «سال» را افاده می کند، خود به معنای «سرد» است و این به معنی بشارت پیروزی اورمزد بر اهریمن و روشنی بر تاریکی است.
در آثارالباقیه ابوریحان بیرونی، ص 255، از روز اول دی ماه، با عنوان خور نیز یاد شده است و در قانون مسعودی نسخه موزه بریتانیا در لندن، «خُره روز» ثبت شده، اگرچه در برخی منابع دیگر «خرم روز» نامیده شده است. در برهان قاطع ذیل واژه «یلدا» چنین آمده است:
یلدا شب اول زمستان و شب آخر پاییز است که اول جَدی و آخر قوس باشد و آن درازترین شب هاست در تمام سال و در آن شب و یا نزدیک به آن شب، آفتاب به برج جدی تحویل می کند و گویند آن شب به غایت شوم و نامبارک می باشد و بعضی گفته اند شب یلدا یازدهم جدی است.
مراسم شب یلدا
تاریکی نماینده اهریمن بود و چون در طولانی ترین شب سال، تاریکی اهریمنی بیشتر می پاید، این شب برای ایرانیان نحس بود و چون فرا می رسید، آتش می افروختند تا تاریکی و عاملان اهریمنی و شیطانی نابود شده و بگریزند، مردم گرد هم جمع شده و شب را با خوردن، نوشیدن، شادی و پایکوبی و گفتگو به سر می آوردند و خوانی ویژه می گستردند، هرآنچه میوه تازه فصل که نگاهداری شده بود و میوه های خشک در سفره می نهادند. سفره شب یلدا، «میَزد» نام داشت و شامل میوه های تر و خشک، نیز آجیل یا به اصطلاح زرتشتیان، لُرک که از لوازم این جشن و ولیمه بود، به افتخار و ویژگی «اورمزد» و «مهر» یا خورشید برگزار می شد.در آیین های ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی می گستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآورده ها و فرآورده های خوردنی فصل و خوراک های گوناگون، خوراک مقدس مانند «می زد» نیز نهاده می شد.
ایرانیان گاه شب یلدا را تا دمیدن پرتو پگاه در دامنهٔ کوه های البرز به انتظار باززاییده شدن خورشید می نشستند. برخی در مهرابه ها (نیایشگاه های پیروان آیین مهر) به نیایش مشغول می شدند تا پیروزی مهر و شکست اهریمن را از خداوند طلب کنند و شب هنگام دعایی به نام «نی ید» را می خوانند که دعای شکرانه نعمت بوده است. روز پس از شب یلدا (یکم دی ماه) را خورروز (روز خورشید) و دی گان؛ می خواندند و به استراحت می پرداختند و تعطیل عمومی بود (خرمدینان، این روز را خرم روز یا خره روز می نامیدند).خورروز در ایران باستان روز برابری انسان ها بود در این روز همگان از جمله پادشاه لباس ساده می پوشیدند تا یکسان به نظر آیند و کسی حق دستور دادن به دیگری نداشت و کارها داوطلبانه انجام می گرفت نه تحت امر. در این روز جنگ کردن و خونریزی حتی کشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود این موضوع را نیروهای متخاصم با ایرانیان نیز می دانستند و در جبهه ها رعایت می کردن
د و خونریزی به طور موقت متوقف می شد و بسیار دیده شده که همین قطع موقت جنگ به صلح طولانی و صفا تبدیل شده است. در این روز بیشتر از این رو دست از کار می کشیدند که نمی خواستند احیاناً مرتکب بدی شوند که آیین مهر ارتکاب هر کار بد کوچک را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ می شمرد. ایرانیان به سرو به چشم مظهر قدرت در برابر تاریکی و سرما می نگریستند و در خورروز در برابر آن می ایستادند و عهد می کردند که تا سال بعد یک سرو دیگر بکارند.
🍉🍉🍉🍇🍉🍉🍉
@tarbd
Telegram.me/tarbd
شبکه ی معلمان تاریخ
🍉🍉🍉🍇🍉🍉🍉
@tarbd
Telegram.me/tarbd
شبکه ی معلمان تاریخ
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
✍
اطلاعیه ضمن خدمت گروه تاریخ استان اصفهان.
📕📕📕
گروه تاریخ استان اصفهان در نظر دارد در روز های 16 و 17 دیماه یک دوره ضمن خدمت 12 ساعته برای دبیران تاریخ برگزار نماید. از متقاضیان درخواست می شود در روزهای پنج شنبه و جمعه تاریخ 16 و 17 دیماه در مرکز گروههای درسی ناحیه 4 ساختمان چمران حضور یابند.
ساعت برگزاری: 8 تا 13
محل برگزاری: چهار راه عسکریه- مرکز گروههای درسی ناحیه 4- ساختمان چمران.
نام دوره:
انگیزش تحصیلی ومطالعه با کد 91400460 برای گروه استان 12 ساعته
@tarbd
Telegram.me/tarbd
شبکه ی معلمان تاریخ.
اطلاعیه ضمن خدمت گروه تاریخ استان اصفهان.
📕📕📕
گروه تاریخ استان اصفهان در نظر دارد در روز های 16 و 17 دیماه یک دوره ضمن خدمت 12 ساعته برای دبیران تاریخ برگزار نماید. از متقاضیان درخواست می شود در روزهای پنج شنبه و جمعه تاریخ 16 و 17 دیماه در مرکز گروههای درسی ناحیه 4 ساختمان چمران حضور یابند.
ساعت برگزاری: 8 تا 13
محل برگزاری: چهار راه عسکریه- مرکز گروههای درسی ناحیه 4- ساختمان چمران.
نام دوره:
انگیزش تحصیلی ومطالعه با کد 91400460 برای گروه استان 12 ساعته
@tarbd
Telegram.me/tarbd
شبکه ی معلمان تاریخ.
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
✍
اطلاعیه ضمن خدمت انجمن معلمان تاریخ.
انجمن معلمان تاریخ استان اصفهان در نظر دارد یک دوره ضمن خدمت به مدت 24 ساعت برگزار نمای. متقاضیان جهت ثبت نام می باید به صورت حضوری در تاریخ 7 دیماه از ساعت 15 تا 17 در محل انجمن ها اقدام نمایند.
تاریخ برگزاری: 21 و 23 و 28 و 30 دیماه. روزهای سه شنبه از ساعت 14 تا 19 و روزهای پنج شنبه از ساعت 8 تا 13.
نام دوره:
راهنمای عملی طرح درس با کد 91400311 -
24 ساعت
محل برگزاری: فلکه فیض- خ قدوسی- روبروی بانک ملت- مرکز انجمن های معلمان.
🎓🎓🎓
@tarbd
Telegram.me/tarbd
شبکه ی معلمان تاریخ
اطلاعیه ضمن خدمت انجمن معلمان تاریخ.
انجمن معلمان تاریخ استان اصفهان در نظر دارد یک دوره ضمن خدمت به مدت 24 ساعت برگزار نمای. متقاضیان جهت ثبت نام می باید به صورت حضوری در تاریخ 7 دیماه از ساعت 15 تا 17 در محل انجمن ها اقدام نمایند.
تاریخ برگزاری: 21 و 23 و 28 و 30 دیماه. روزهای سه شنبه از ساعت 14 تا 19 و روزهای پنج شنبه از ساعت 8 تا 13.
نام دوره:
راهنمای عملی طرح درس با کد 91400311 -
24 ساعت
محل برگزاری: فلکه فیض- خ قدوسی- روبروی بانک ملت- مرکز انجمن های معلمان.
🎓🎓🎓
@tarbd
Telegram.me/tarbd
شبکه ی معلمان تاریخ
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
✍دیوار برلین چرا ساخته شد
پناهندگی روزانه ۲۰۰۰ نفر از برلین شرقی به برلین غربی
پس از خاتمهٔ جنگ جهانی دوم و در سال ۱۹۴۷ چهار کشور اصلی پیروز در جنگ جهانی دوم شامل شوروی، آمریکا، انگلیس و فرانسه اقدام به تقسیم کشور شکست خورده آلمان به چهار بخش مجزا نمودند.
با این که تمام شهر برلین در قسمت تحت نفوذ شوروی قرار گرفته بود و ابتدا تصور میشد که تمام این شهر توسط شوروی اداره خواهد شد ولی به دلیل اهمیت و ویژگیهای خاص برلین این اتفاق رخ نداد و قرار شد که این شهر با آنکه در داخل خاک آلمان شرقی قرار گرفته ولی میان چهار کشور اصلی پیروز در جنگ تقسیم شود.
در ماههای نخست این شهر توسط کمیسیونی متشکل از هر چهار کشور اداره شد و ریاست این کمیسیون هر ماه و به صورت چرخشی به عهدهٔ یکی از چهار کشور بود. سپس قرار شد قسمت شرقی شهر تحت کنترل نیروهای شوروی باقی بماند و قسمت غربی آن بصورت مشترک توسط سه دولت آمریکا، انگلیس و فرانسه اداره شود.
در سال ۱۹۴۸ کشورهای آمریکا، انگلیس و فرانسه بخشهای تحت حاکمیت خود را یکپارچه کردند و جمهوری فدرال آلمان را که به آلمان غربی مشهور شد شکل دادند. به دنبال آن نواحی غربی شهر برلین زیر نظر آلمان غربی قرار گرفت.
در ۷ اکتبر ۱۹۴۹ اتحاد جماهیر شوروی در بخش تحت حاکمیت خود یک دولت کمونیستی روی کار آورد که منجر به شکل گیری جمهوری دموکراتیک آلمان یا آلمان شرقی شد و در نتیجه نواحی شرقی برلین که تحت نفوذ شوروی بود زیر نظر آلمان شرقی قرار گرفت. با حاکم شدن کمونیستها در آلمان شرقی شرایط اقتصادی و اجتماعی رو به وخامت گرایید و نارضایتی مردم را در پی داشت.
با آغاز جنگ سرد کشمکشها بین شوروی و دولتهای غربی بالا گرفت و در نهایت مرز بین آلمان شرقی و آلمان غربی بسته شد. با این حال شهروندان برلین هنوز آزاد بودند تا بین قسمتهای شرقی و غربی شهر تردد کنند.
براساس آمارهای منتشر شده در فاصلهٔ سالهای ۱۹۴۹ تا ۱۹۶۱ حدود ۵/۲ میلیون نفر از آلمان شرقی به آلمان غربی مهاجرت کردند و راه اصلی آنها ورود به برلین غربی بود.
همچنین طی شش ماه اول سال ۱۹۶۱ تعداد ۱۶۰هزار نفر یعنی تقریباً روزانه ۲۰۰۰ نفر از برلین شرقی به برلین غربی پناهنده شدند. بیشتر مهاجرین کارگران متخصص، کارشناسان، اساتید دانشگاه و روشنفکران بودند.
این امر موجب نارضایتی دولت آلمان شرقی و اتحاد جماهیر شوروی شد. از این رو آنها دست به عملی محدودکننده زدند و به دستور نیکیتا خروشچف، رهبر اتحاد جماهیر شوروی تمام راههای ارتباطی بین برلین شرقی و غربی را مسدود کردند و دیوار برلین را بهعنوان «دیوار حافظ ضد فاشیست» و با هدف جلوگیری از رفتوآمدهای نامطلوب (به تعبیر اروپای شرقی) بنا کردند.
@tarbd
Telegram.me/tarbd
شبکه ی معلمان تاریخ
پناهندگی روزانه ۲۰۰۰ نفر از برلین شرقی به برلین غربی
پس از خاتمهٔ جنگ جهانی دوم و در سال ۱۹۴۷ چهار کشور اصلی پیروز در جنگ جهانی دوم شامل شوروی، آمریکا، انگلیس و فرانسه اقدام به تقسیم کشور شکست خورده آلمان به چهار بخش مجزا نمودند.
با این که تمام شهر برلین در قسمت تحت نفوذ شوروی قرار گرفته بود و ابتدا تصور میشد که تمام این شهر توسط شوروی اداره خواهد شد ولی به دلیل اهمیت و ویژگیهای خاص برلین این اتفاق رخ نداد و قرار شد که این شهر با آنکه در داخل خاک آلمان شرقی قرار گرفته ولی میان چهار کشور اصلی پیروز در جنگ تقسیم شود.
در ماههای نخست این شهر توسط کمیسیونی متشکل از هر چهار کشور اداره شد و ریاست این کمیسیون هر ماه و به صورت چرخشی به عهدهٔ یکی از چهار کشور بود. سپس قرار شد قسمت شرقی شهر تحت کنترل نیروهای شوروی باقی بماند و قسمت غربی آن بصورت مشترک توسط سه دولت آمریکا، انگلیس و فرانسه اداره شود.
در سال ۱۹۴۸ کشورهای آمریکا، انگلیس و فرانسه بخشهای تحت حاکمیت خود را یکپارچه کردند و جمهوری فدرال آلمان را که به آلمان غربی مشهور شد شکل دادند. به دنبال آن نواحی غربی شهر برلین زیر نظر آلمان غربی قرار گرفت.
در ۷ اکتبر ۱۹۴۹ اتحاد جماهیر شوروی در بخش تحت حاکمیت خود یک دولت کمونیستی روی کار آورد که منجر به شکل گیری جمهوری دموکراتیک آلمان یا آلمان شرقی شد و در نتیجه نواحی شرقی برلین که تحت نفوذ شوروی بود زیر نظر آلمان شرقی قرار گرفت. با حاکم شدن کمونیستها در آلمان شرقی شرایط اقتصادی و اجتماعی رو به وخامت گرایید و نارضایتی مردم را در پی داشت.
با آغاز جنگ سرد کشمکشها بین شوروی و دولتهای غربی بالا گرفت و در نهایت مرز بین آلمان شرقی و آلمان غربی بسته شد. با این حال شهروندان برلین هنوز آزاد بودند تا بین قسمتهای شرقی و غربی شهر تردد کنند.
براساس آمارهای منتشر شده در فاصلهٔ سالهای ۱۹۴۹ تا ۱۹۶۱ حدود ۵/۲ میلیون نفر از آلمان شرقی به آلمان غربی مهاجرت کردند و راه اصلی آنها ورود به برلین غربی بود.
همچنین طی شش ماه اول سال ۱۹۶۱ تعداد ۱۶۰هزار نفر یعنی تقریباً روزانه ۲۰۰۰ نفر از برلین شرقی به برلین غربی پناهنده شدند. بیشتر مهاجرین کارگران متخصص، کارشناسان، اساتید دانشگاه و روشنفکران بودند.
این امر موجب نارضایتی دولت آلمان شرقی و اتحاد جماهیر شوروی شد. از این رو آنها دست به عملی محدودکننده زدند و به دستور نیکیتا خروشچف، رهبر اتحاد جماهیر شوروی تمام راههای ارتباطی بین برلین شرقی و غربی را مسدود کردند و دیوار برلین را بهعنوان «دیوار حافظ ضد فاشیست» و با هدف جلوگیری از رفتوآمدهای نامطلوب (به تعبیر اروپای شرقی) بنا کردند.
@tarbd
Telegram.me/tarbd
شبکه ی معلمان تاریخ
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
🇮🇷🇮🇷📽✍
🎓همایش انقلاب اسلامی در اصفهان🎓
✍
گروه تاریخ آموزش و پرورش استان اصفهان با همکاری انجمن تاریخ محلی ایرانیان برگزار می کند.
🇮🇷انقلاب اسلامی در اصفهان🇮🇷
از تمامی پژوهشگران، خصوصا دبیران تاریخ استان اصفهان، تقاضا می شود مقالات خود را به نشانی زیر ارسال نمایند.
Tarikh-mo@isfedu.ir
زمان برگزاری: 13 بهمن 1395
ساعت برگزاری: 15تا18
مکان: اصفهان، خ شمس آبادی، مرکز تحقیقات معلمان اصفهان.
@tarbd
Telegram.me/tarbd
شبکه ی معلمان تاریخ
🎓همایش انقلاب اسلامی در اصفهان🎓
✍
گروه تاریخ آموزش و پرورش استان اصفهان با همکاری انجمن تاریخ محلی ایرانیان برگزار می کند.
🇮🇷انقلاب اسلامی در اصفهان🇮🇷
از تمامی پژوهشگران، خصوصا دبیران تاریخ استان اصفهان، تقاضا می شود مقالات خود را به نشانی زیر ارسال نمایند.
Tarikh-mo@isfedu.ir
زمان برگزاری: 13 بهمن 1395
ساعت برگزاری: 15تا18
مکان: اصفهان، خ شمس آبادی، مرکز تحقیقات معلمان اصفهان.
@tarbd
Telegram.me/tarbd
شبکه ی معلمان تاریخ
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
تاریخ اجتماعی ایران
"گوشه های سیاه تاریخ"
روسپی گری و روسپی خانه های دوره صفویه
روسپی گری و قحبه خانه ها سابقه نسبتا طولانی در تاریخ دارد.در دوره صفویه نیز روسپی گری و قحبه خانه رواج بسیاری داشت به طوریکه یکی از مراکز درآمد دولت بود.به طوریکه از نوشته های شاردن بر می آید به سبب رواج فساد و بچه بازی ، فواحش رسمی و غیر رسمی در دوره صفویه زیاد بود. به فاحشه خانه در دوره صفویه نیز اصطلاحا " بیت الطف " میگفتند. و به نوشته شاردن نزدیک به یازده هزار روسپی در پایتخت - شهر اصفهان - وجود داشت. کارری - از سیاحان اروپایی - در سفرنامه خود از محله " فاحشه ها " یاد کرده و میگوید: "...بعضی از زنان فاحشه رسمی هستند و سالانه مبلغی به عنوان مالیات به دولت میپردازند ، این زنان در شهر اصفهان به {بازار نوش} معروف هستند. در عهد شاه عباس بزرگ نیز روسپیان ، مخصوصا در اصفهان و سایر شهرهایی که در مسیر لشکریان قرار داشت فراوان بودند.البته وجود این روسپیان دلیل منطقی داشت چراکه سربازان ارتش که سالها از خانواده و زن های خود به دور بودند میبایست به نحوی عطش جنسی خود را سیراب مینمودند ؛ و جهت جلوگیری از هتک حرمت به نوامیس مردم ، وجود این روسپی ها در ارتش ضروری بود. به همین خاطر شاه عباس برای زنان فاحشه مقرراتی را تعیین کرده بود و همیشه در لشکرکشی های بزرگ گروهی از ایشان را همراه خود میبرد و ظاهرا همه ساله مالیات خاصی را از آنان میگرفت که اینگونه زنان را در آن زمان قحبه میخواندند(با عرض پوزش ) حتی شاه عباس بزرگ از این زنان روسپی در گروهی از فعالیت های سیاسی خود استفاده میکرد مثلا هنگامی که قندهار را از دولت هند بازپس گرفت برای واکنش به پادشاه هند - که ادعا کرده بود قرار است اصفهان را فتح کند - گروهی از روسپی ها را پیش از قوای قزلباش به داخل قلعه قندهار فرستاد و در ایران و هند چنین شایع شد که قلعه مستحکمی چون قندهار را گروهی از زنان روسپی فتح کرده اند!!! جان کارت رایت در سفرنامه خود از این زنان یاد کرده و میگوید: " معمولا این زنان صورت خود را با نقاب پوشش نمیدهند." شاردن - سیاح فرانسوی - در سفرنامه خود گوید: "...در ایران زنان بدکار بر خلاف سایر کشور های جهان زود شناخته میشوند و از حرکات و ادا و اطوار و طرز صحبت و نگاهشان به آسانی میتوان به کارشان پی برد. در سال ۱۶۶۶ میلادی - ۱۰۷۶ هجری - من در اصفهان بودم نزدیک به چهار هزار فاحشه در اصفهان میزیستند و نام همه این فاحشه ها - به سبب آنکه مالیات خاصی به دولت میپردازند و مدیر و ماموران خاصی از سمت دولت به آنها رسیدگی میکند - در دفاتر دیوانی ثبت شده است.میزان مالیاتی که دولت از این زنان میگیرد در سال به دویست هزار اکو(واحد پول فرانسه در آن زمان) میرسد. که به این گونه فواحش ، اصطلاحا فاحشه های رسمی میگفتند.گروهی از فاحشه ها بودند که نامشان در دیوان های دولت ثبت نشده بود و از پرداختن مالیات به دولت شانه خالی کرده و پول بیشتری کسب میکردند که آنها نیز جزء فواحش غیر رسمی بودند..." همین سیاح در جای دیگری از سفرنامه خود مینویسد: "...یکی از خصوصیات فواحش ایران آن است که به مقدار پولی که برای هر ملاقات میگیرند نامیده میشوند نامیده میشوند.مثلا فلان زن ده تومانی ، پنج تومانی یا دو تومانی است.هیچ زن بدکاری نیست که از یک تومان کمتر بگیرد.
زنان عمومی که مالیات خاص میپردازند در کاروانسرا های مخصوص به سر میبرند ، زیرا مردم حاضر نیستند در جوار ایشان به سر برند ، علاوه بر آن در اصفهان محله ایست که آن را محله " بی نقابان " گویند.پیش از این در شهر بزرگ اصفهان مرسوم بود که تا شب فرا میرسید ، زنان فاحشه مثل دسته های کلاغ در سراسر شهر پراکنده میشدند و دنبال مشتری میگشتند. فاحشه ها غالبا به صورت مطرب ، رقاصه در مجالس مهمانی یا خصوصی حاضر میشدند.از میان شهر های ایران تنها در شهر اردبیل - که آرامگاه شیخ صفی الدین اردبیلی حد بزرگ و بسیاری از خاندان آن است - زندگی فاحشه ها ممنوع است. یکی از سفیران اروپایی که در زمان شاه صفی - جانشین شاه عباس - به ایران آمده بود در این خصوص گوید: "...زنان فاحشه را در {ایران } قحبه گویند و در مجالس میهمانی میرقصند...در بیشتر میهمانی ها زنان رقاصه دیده میشوند و صاحبخانه آنان را به هریک از مهمانان که تمایلی نشان دهد تقدیم میکند..." به گفته دن گارسیا دوسیلوا - سفیر اسپانیا در زمان شاه عباس - زنان روسپی بر خلاف زنان دیگر آزادانه در شهر گشت و گذار کرده و صورت خود را پوشش نمیدادند و سوار بر اسب شده و وجودشان برای سربازان ارتش ضروری بود.و لباس های رنگارنگی به تن میکردند.
(منبع: تاریخ اجتماعی ایران ، مرتضی راوندی ، جلد ۷ ، ص ۴۸۹ تا ص ۴۹۲)
@tarbd
Telegram.me/tarbd
شبکه ی معلمان تاریخ
"گوشه های سیاه تاریخ"
روسپی گری و روسپی خانه های دوره صفویه
روسپی گری و قحبه خانه ها سابقه نسبتا طولانی در تاریخ دارد.در دوره صفویه نیز روسپی گری و قحبه خانه رواج بسیاری داشت به طوریکه یکی از مراکز درآمد دولت بود.به طوریکه از نوشته های شاردن بر می آید به سبب رواج فساد و بچه بازی ، فواحش رسمی و غیر رسمی در دوره صفویه زیاد بود. به فاحشه خانه در دوره صفویه نیز اصطلاحا " بیت الطف " میگفتند. و به نوشته شاردن نزدیک به یازده هزار روسپی در پایتخت - شهر اصفهان - وجود داشت. کارری - از سیاحان اروپایی - در سفرنامه خود از محله " فاحشه ها " یاد کرده و میگوید: "...بعضی از زنان فاحشه رسمی هستند و سالانه مبلغی به عنوان مالیات به دولت میپردازند ، این زنان در شهر اصفهان به {بازار نوش} معروف هستند. در عهد شاه عباس بزرگ نیز روسپیان ، مخصوصا در اصفهان و سایر شهرهایی که در مسیر لشکریان قرار داشت فراوان بودند.البته وجود این روسپیان دلیل منطقی داشت چراکه سربازان ارتش که سالها از خانواده و زن های خود به دور بودند میبایست به نحوی عطش جنسی خود را سیراب مینمودند ؛ و جهت جلوگیری از هتک حرمت به نوامیس مردم ، وجود این روسپی ها در ارتش ضروری بود. به همین خاطر شاه عباس برای زنان فاحشه مقرراتی را تعیین کرده بود و همیشه در لشکرکشی های بزرگ گروهی از ایشان را همراه خود میبرد و ظاهرا همه ساله مالیات خاصی را از آنان میگرفت که اینگونه زنان را در آن زمان قحبه میخواندند(با عرض پوزش ) حتی شاه عباس بزرگ از این زنان روسپی در گروهی از فعالیت های سیاسی خود استفاده میکرد مثلا هنگامی که قندهار را از دولت هند بازپس گرفت برای واکنش به پادشاه هند - که ادعا کرده بود قرار است اصفهان را فتح کند - گروهی از روسپی ها را پیش از قوای قزلباش به داخل قلعه قندهار فرستاد و در ایران و هند چنین شایع شد که قلعه مستحکمی چون قندهار را گروهی از زنان روسپی فتح کرده اند!!! جان کارت رایت در سفرنامه خود از این زنان یاد کرده و میگوید: " معمولا این زنان صورت خود را با نقاب پوشش نمیدهند." شاردن - سیاح فرانسوی - در سفرنامه خود گوید: "...در ایران زنان بدکار بر خلاف سایر کشور های جهان زود شناخته میشوند و از حرکات و ادا و اطوار و طرز صحبت و نگاهشان به آسانی میتوان به کارشان پی برد. در سال ۱۶۶۶ میلادی - ۱۰۷۶ هجری - من در اصفهان بودم نزدیک به چهار هزار فاحشه در اصفهان میزیستند و نام همه این فاحشه ها - به سبب آنکه مالیات خاصی به دولت میپردازند و مدیر و ماموران خاصی از سمت دولت به آنها رسیدگی میکند - در دفاتر دیوانی ثبت شده است.میزان مالیاتی که دولت از این زنان میگیرد در سال به دویست هزار اکو(واحد پول فرانسه در آن زمان) میرسد. که به این گونه فواحش ، اصطلاحا فاحشه های رسمی میگفتند.گروهی از فاحشه ها بودند که نامشان در دیوان های دولت ثبت نشده بود و از پرداختن مالیات به دولت شانه خالی کرده و پول بیشتری کسب میکردند که آنها نیز جزء فواحش غیر رسمی بودند..." همین سیاح در جای دیگری از سفرنامه خود مینویسد: "...یکی از خصوصیات فواحش ایران آن است که به مقدار پولی که برای هر ملاقات میگیرند نامیده میشوند نامیده میشوند.مثلا فلان زن ده تومانی ، پنج تومانی یا دو تومانی است.هیچ زن بدکاری نیست که از یک تومان کمتر بگیرد.
زنان عمومی که مالیات خاص میپردازند در کاروانسرا های مخصوص به سر میبرند ، زیرا مردم حاضر نیستند در جوار ایشان به سر برند ، علاوه بر آن در اصفهان محله ایست که آن را محله " بی نقابان " گویند.پیش از این در شهر بزرگ اصفهان مرسوم بود که تا شب فرا میرسید ، زنان فاحشه مثل دسته های کلاغ در سراسر شهر پراکنده میشدند و دنبال مشتری میگشتند. فاحشه ها غالبا به صورت مطرب ، رقاصه در مجالس مهمانی یا خصوصی حاضر میشدند.از میان شهر های ایران تنها در شهر اردبیل - که آرامگاه شیخ صفی الدین اردبیلی حد بزرگ و بسیاری از خاندان آن است - زندگی فاحشه ها ممنوع است. یکی از سفیران اروپایی که در زمان شاه صفی - جانشین شاه عباس - به ایران آمده بود در این خصوص گوید: "...زنان فاحشه را در {ایران } قحبه گویند و در مجالس میهمانی میرقصند...در بیشتر میهمانی ها زنان رقاصه دیده میشوند و صاحبخانه آنان را به هریک از مهمانان که تمایلی نشان دهد تقدیم میکند..." به گفته دن گارسیا دوسیلوا - سفیر اسپانیا در زمان شاه عباس - زنان روسپی بر خلاف زنان دیگر آزادانه در شهر گشت و گذار کرده و صورت خود را پوشش نمیدادند و سوار بر اسب شده و وجودشان برای سربازان ارتش ضروری بود.و لباس های رنگارنگی به تن میکردند.
(منبع: تاریخ اجتماعی ایران ، مرتضی راوندی ، جلد ۷ ، ص ۴۸۹ تا ص ۴۹۲)
@tarbd
Telegram.me/tarbd
شبکه ی معلمان تاریخ
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
#برگی_از_تاریخ
#گزیده_کتاب
اولين روضهخواني که روضه دورهاي را در تهران مرسوم کرد، آقانور بود. پيري او را به ياد ميآورم. قدي کوتاه، کمي چاق، محاسني خيلي بلند و مثل برف سفيد داشت. عمامهاش مشکي و لباس معمولي روحاني به تن ميکرد. مردم ميگفتند نور از آقا ميتراود.
محتسب شيخ شد و فسق خود از ياد ببرد
قصه ماسـت که در هر سر بازار بماند
هيچکس نام واقعي او را نميدانست. مردم خيلي به او اعتقاد داشتند. تا پيش از آقانور، روضهها معمولا يا در ايام عزاداري و يا به مناسبت نذر و امثال آن خوانده ميشد. و اين آقانور بود که روضه را تابع نظم و قانون کرد. خيلي مجلس داشت و به همين مناسبت روضههايش بسيار کوتاه (تقريبا 2 تا 5 دقيقه) بود. مردم به همين هم راضي بودند و صِرف حضور آقانور را در خانه خود، باعث سلامتي و خوشبختي ميدانستند.
به محض اين که روي صندلي (به جاي منبر) مينشست، يک استکان چاي يا قَنداغ به دستش ميدادند و استکان را دهان ميبرد و لب خود را با آن آشنا ميکرد و گاهي چند قطرهاي از آن را مينوشيد و بقيه را پس ميداد. همسايهها و بيمارداران هر يک مقداري از چاي يا قنداغ آقا را براي سلامتي بيمار خود همراه ميبردند.
آقانور با الاغ حرکت ميکرد و هميشه يک نفر دنبالش بود. همراه او را پامنبري ميناميدند. چون به غير از اينکه از الاغِ آقا نگهداري ميکرد، بعضي اوقات در داخل مجلس پاي منبر آقا هم ميايستاد و بعضي مرثيهها را دوصدايي با هم ميخواندند. همين پامنبرخوانها بودند که پس از چندي، خود روضهخوان ميشدند و يکي از آنها همسايه ديوار به ديوار ما بود، که 7- 6 سالي هم از من بزرگتر بود.
الاغِ آقا خيلي خوب خورده و پرورده و در ضمن ناآرام و چموش بود. علت نارضايتي حيوان هم اين بود که کساني موهاي بدن حيوان را ميکندند و داخل مخمل سبز ميگذاشتند و پس از دوختن، آن را براي رفع چشمزخم به گردن اطفالشان ميآويختند، و چون حيوان از کندن موهاي بدنش ناراحت بود، کساني و به خصوص بچههايي را که به او نزديک ميشدند، گاز ميگرفت!
يکي از اين بچهها، خواهر کوچک من بود که خيلي هم بچه ناآرامي بود. الاغ شکم او را به دندان گرفته بود و با صداي فرياد بچه به کوچه دويديم و با زحمت او را از دندان حيوان نجات داديم و هنوز پس از حدود 60 سال، جاي دندان الاغ روي پوست شکم او پيداست!
باري، کار آقانور خيلي سکه بود. غير از خانههاي شهري، باغ و ساختماني در زرگنده داشت که به آلمانها اجاره داده بود.(پيش از جنگ بينالملل دوم) آن موقع آلمانها خيلي در ايران بودند و در زمينه صنعت و تجارت بسيار فعال بودند و معلوم است در کارهاي سياسي و تبليغاتي به همچنين. روز دوازدهم هر ماه قمري، منزل ما روضه بود و آقانور هم دعوت داشت. يکبار در اوائل سال 1320 آقانور پيش از شروع روضه، مطلبي به اين مضمون گفت:
اين هيتلر که در آلمان پيدا شده، هيتلُر است. از لرستان رفته و سيد هم هست. نايب امام زمان است و ماموريت دارد همه دنيا را فتح کند و به حضرت تحويل بدهد.
البته، اينها مطلبي بود که آقانور ميگفت و هيچکس در صحت آن شک نداشت. مدتي گذشت و متفقين، ايران را اشغال کردند و آلمانها از کشور اخراج گشتند و ساختمان زرگنده آقانور به انگليسها اجاره داده شد و مدت کمي پس از اشغال ايران، روزي را به ياد ميآورم که آقانور همانطور که در خيابانها و کوچهها سوار بر الاغ به مجالس خود ميرفت (و معلوم است در مجالس نيز) با صداي بلند اعلام ميکرد که، شب جمعه آينده، زلزله شديدي در تهران به وقوع ميپيوندد و فقط کساني که به امامزادهها و اماکن مقدس پناه ببرند در امان خواهند بود.
معلوم است که آن شب، تهران به کلي تخليه شد. ما هم با خانواده و با گاري به شاه عبدالعظيم رفتيم و علت آن بود که ماشين دودي به قدري شلوغ شده بود که مادرم ترسيد ما زير دست و پا له شويم. با اين حال، بعضي از اشخاص که نتوانستند از شهر خارج شوند و به امامزادهها بروند، در وسط خيابانها خوابيدند.
آن شب زلزله نيامد، ولي ماه بعد که آقانور براي روضه به خانه ما آمد، بدون اين که کسي علت نيامدن زلزله را بپرسد، خودش گفت: حضرت به خواب کسي آمده و پيغام داده که چون معلوم شد مردم خيلي مومن و باعقيده هستند، دستور دادم زلزله نيايد. البته اين را هم همه باور کردند. فقط پدرم که درويش هم بود، ميگفت: انگليسيها ميخواستند ميزان ناداني ما را امتحان کنند، که با اين ترتيب به مقصود خود رسيدند!
هيچکس حرف پدرم را باور نکرد و پاي دشمني تاريخي درويشها با روحانيون گذاشتند. وقتي آقانور مُرد، در حقيقت تهران عزادار و تعطيل شد!
#گزیده_کتاب
اولين روضهخواني که روضه دورهاي را در تهران مرسوم کرد، آقانور بود. پيري او را به ياد ميآورم. قدي کوتاه، کمي چاق، محاسني خيلي بلند و مثل برف سفيد داشت. عمامهاش مشکي و لباس معمولي روحاني به تن ميکرد. مردم ميگفتند نور از آقا ميتراود.
محتسب شيخ شد و فسق خود از ياد ببرد
قصه ماسـت که در هر سر بازار بماند
هيچکس نام واقعي او را نميدانست. مردم خيلي به او اعتقاد داشتند. تا پيش از آقانور، روضهها معمولا يا در ايام عزاداري و يا به مناسبت نذر و امثال آن خوانده ميشد. و اين آقانور بود که روضه را تابع نظم و قانون کرد. خيلي مجلس داشت و به همين مناسبت روضههايش بسيار کوتاه (تقريبا 2 تا 5 دقيقه) بود. مردم به همين هم راضي بودند و صِرف حضور آقانور را در خانه خود، باعث سلامتي و خوشبختي ميدانستند.
به محض اين که روي صندلي (به جاي منبر) مينشست، يک استکان چاي يا قَنداغ به دستش ميدادند و استکان را دهان ميبرد و لب خود را با آن آشنا ميکرد و گاهي چند قطرهاي از آن را مينوشيد و بقيه را پس ميداد. همسايهها و بيمارداران هر يک مقداري از چاي يا قنداغ آقا را براي سلامتي بيمار خود همراه ميبردند.
آقانور با الاغ حرکت ميکرد و هميشه يک نفر دنبالش بود. همراه او را پامنبري ميناميدند. چون به غير از اينکه از الاغِ آقا نگهداري ميکرد، بعضي اوقات در داخل مجلس پاي منبر آقا هم ميايستاد و بعضي مرثيهها را دوصدايي با هم ميخواندند. همين پامنبرخوانها بودند که پس از چندي، خود روضهخوان ميشدند و يکي از آنها همسايه ديوار به ديوار ما بود، که 7- 6 سالي هم از من بزرگتر بود.
الاغِ آقا خيلي خوب خورده و پرورده و در ضمن ناآرام و چموش بود. علت نارضايتي حيوان هم اين بود که کساني موهاي بدن حيوان را ميکندند و داخل مخمل سبز ميگذاشتند و پس از دوختن، آن را براي رفع چشمزخم به گردن اطفالشان ميآويختند، و چون حيوان از کندن موهاي بدنش ناراحت بود، کساني و به خصوص بچههايي را که به او نزديک ميشدند، گاز ميگرفت!
يکي از اين بچهها، خواهر کوچک من بود که خيلي هم بچه ناآرامي بود. الاغ شکم او را به دندان گرفته بود و با صداي فرياد بچه به کوچه دويديم و با زحمت او را از دندان حيوان نجات داديم و هنوز پس از حدود 60 سال، جاي دندان الاغ روي پوست شکم او پيداست!
باري، کار آقانور خيلي سکه بود. غير از خانههاي شهري، باغ و ساختماني در زرگنده داشت که به آلمانها اجاره داده بود.(پيش از جنگ بينالملل دوم) آن موقع آلمانها خيلي در ايران بودند و در زمينه صنعت و تجارت بسيار فعال بودند و معلوم است در کارهاي سياسي و تبليغاتي به همچنين. روز دوازدهم هر ماه قمري، منزل ما روضه بود و آقانور هم دعوت داشت. يکبار در اوائل سال 1320 آقانور پيش از شروع روضه، مطلبي به اين مضمون گفت:
اين هيتلر که در آلمان پيدا شده، هيتلُر است. از لرستان رفته و سيد هم هست. نايب امام زمان است و ماموريت دارد همه دنيا را فتح کند و به حضرت تحويل بدهد.
البته، اينها مطلبي بود که آقانور ميگفت و هيچکس در صحت آن شک نداشت. مدتي گذشت و متفقين، ايران را اشغال کردند و آلمانها از کشور اخراج گشتند و ساختمان زرگنده آقانور به انگليسها اجاره داده شد و مدت کمي پس از اشغال ايران، روزي را به ياد ميآورم که آقانور همانطور که در خيابانها و کوچهها سوار بر الاغ به مجالس خود ميرفت (و معلوم است در مجالس نيز) با صداي بلند اعلام ميکرد که، شب جمعه آينده، زلزله شديدي در تهران به وقوع ميپيوندد و فقط کساني که به امامزادهها و اماکن مقدس پناه ببرند در امان خواهند بود.
معلوم است که آن شب، تهران به کلي تخليه شد. ما هم با خانواده و با گاري به شاه عبدالعظيم رفتيم و علت آن بود که ماشين دودي به قدري شلوغ شده بود که مادرم ترسيد ما زير دست و پا له شويم. با اين حال، بعضي از اشخاص که نتوانستند از شهر خارج شوند و به امامزادهها بروند، در وسط خيابانها خوابيدند.
آن شب زلزله نيامد، ولي ماه بعد که آقانور براي روضه به خانه ما آمد، بدون اين که کسي علت نيامدن زلزله را بپرسد، خودش گفت: حضرت به خواب کسي آمده و پيغام داده که چون معلوم شد مردم خيلي مومن و باعقيده هستند، دستور دادم زلزله نيايد. البته اين را هم همه باور کردند. فقط پدرم که درويش هم بود، ميگفت: انگليسيها ميخواستند ميزان ناداني ما را امتحان کنند، که با اين ترتيب به مقصود خود رسيدند!
هيچکس حرف پدرم را باور نکرد و پاي دشمني تاريخي درويشها با روحانيون گذاشتند. وقتي آقانور مُرد، در حقيقت تهران عزادار و تعطيل شد!
✍
اطلاعیه ضمن خدمت انجمن معلمان تاریخ.
انجمن معلمان تاریخ استان اصفهان در نظر دارد یک دوره ضمن خدمت به مدت 24 ساعت برگزار نمای. متقاضیان جهت ثبت نام می باید به صورت حضوری در تاریخ 7 دیماه از ساعت 15 تا 17 در محل انجمن ها اقدام نمایند.
تاریخ برگزاری: 21 و 23 و 28 و 30 دیماه. روزهای سه شنبه از ساعت 14 تا 19 و روزهای پنج شنبه از ساعت 8 تا 13.
نام دوره:
راهنمای عملی طرح درس با کد 91400311 -
24 ساعت
محل برگزاری: فلکه فیض- خ قدوسی- روبروی بانک ملت- مرکز انجمن های معلمان.
✍✍✍
جهت اطلاع از اخبار و اعلامیه های گروه تاریخ آموزش و پرورش استان و انجمن معلمان تاریخ استان اصفهان به شبکه معلمان تاریخ بپیوندید.👇👇👇
@tarbd
Telegram.me/tarbd
شبکه ی معلمان تاریخ
اطلاعیه ضمن خدمت انجمن معلمان تاریخ.
انجمن معلمان تاریخ استان اصفهان در نظر دارد یک دوره ضمن خدمت به مدت 24 ساعت برگزار نمای. متقاضیان جهت ثبت نام می باید به صورت حضوری در تاریخ 7 دیماه از ساعت 15 تا 17 در محل انجمن ها اقدام نمایند.
تاریخ برگزاری: 21 و 23 و 28 و 30 دیماه. روزهای سه شنبه از ساعت 14 تا 19 و روزهای پنج شنبه از ساعت 8 تا 13.
نام دوره:
راهنمای عملی طرح درس با کد 91400311 -
24 ساعت
محل برگزاری: فلکه فیض- خ قدوسی- روبروی بانک ملت- مرکز انجمن های معلمان.
✍✍✍
جهت اطلاع از اخبار و اعلامیه های گروه تاریخ آموزش و پرورش استان و انجمن معلمان تاریخ استان اصفهان به شبکه معلمان تاریخ بپیوندید.👇👇👇
@tarbd
Telegram.me/tarbd
شبکه ی معلمان تاریخ
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
لطفا به کد دوره توجه نمایید و در صورتی که آن را نگذرانده اید ثبت نام نمایید👆👆👆
مصدق به روايت تاريخ و اسناد:
#مطلب_روز سپاسگزاری و خداحافظی دکتر مصدق از همه کارکنان دادگاه- دکتر مصدق در پای ورقه حکم دادگاه چه نوشت؟
پس از خواندن رای دادگاه، دکتر مصدق چند دقیقه در جای خود ایستاد. بعد از آنکه تیمسار دادستان[حسین آزموده] پای ورقه دادگاه را امضا کرد و از جلسه خارج شد، دکتر مصدق به طرف میز منشی دادگاه رفت. منشی دادگاه حکم را جلویش گذاشت و گفت"امضا کنید". دکتر مصدق گفت: «من ابتدا باید پشت ورقه بنویسم که به رای دادگاه اعتراض دارم، بعد آن را امضا کنم.» منشی تقاضای خود را تکرار کرد. دکتر مصدق از اصرار منشی دادگاه به خنده افتاد و گفت:«آخر آقا من خودم واردم.به من نمیخواهد درس بدهید.» پس از یک نگاه طولانی به منشی های دادگاه با صدای بلند شروع به خندیدن کرد. بعد حکم دادگاه را گرفت، این جمله را در ذیل آن نوشت و امضا کرد:«به این رای خلاف قانون که از یک دادگاه غیر قانونی و بدون صلاحیت صادر شده بر طبق ماده ۵۹ لایحه قانونی دادرسی و کیفر ارتش مصوب ۱۶ فروردین ماه ۳۲ که احکام دادگاه فوق العاده را قابل رسیدگی فرجامی می داند، تقاضای فرجام می نمایم. دکتر محمد مصدق»...آنگاه با هر دو نفر منشی دادگاه تودیع کرد و گفت:« از اینکه در این مدت شما اذیت شده و زحمت کشیده اید، بی نهایت معذرت می خواهم» سپس دکتر مصدق با سایر کسانی که در دادگاه بودند، از افسر گرفته تا سرباز و مستخدم، با همه خداحافظی کرد و جلسه را ترک گفت.
ساعت ۱۱ شب دکتر مصدق به سلول زندان خود بازگردانده شد.
محمد مصدق در محکمه نظامی -جلیل بزرگمهر- جلد دوم- ص ۸۰۱-۸۰۲
✍✍✍
جهت اطلاع از اخبار و اعلامیه های گروه تاریخ آموزش و پرورش استان و انجمن معلمان تاریخ استان اصفهان به شبکه معلمان تاریخ بپیوندید.👇👇👇
@tarbd
Telegram.me/tarbd
شبکه ی معلمان تاریخ
#مطلب_روز سپاسگزاری و خداحافظی دکتر مصدق از همه کارکنان دادگاه- دکتر مصدق در پای ورقه حکم دادگاه چه نوشت؟
پس از خواندن رای دادگاه، دکتر مصدق چند دقیقه در جای خود ایستاد. بعد از آنکه تیمسار دادستان[حسین آزموده] پای ورقه دادگاه را امضا کرد و از جلسه خارج شد، دکتر مصدق به طرف میز منشی دادگاه رفت. منشی دادگاه حکم را جلویش گذاشت و گفت"امضا کنید". دکتر مصدق گفت: «من ابتدا باید پشت ورقه بنویسم که به رای دادگاه اعتراض دارم، بعد آن را امضا کنم.» منشی تقاضای خود را تکرار کرد. دکتر مصدق از اصرار منشی دادگاه به خنده افتاد و گفت:«آخر آقا من خودم واردم.به من نمیخواهد درس بدهید.» پس از یک نگاه طولانی به منشی های دادگاه با صدای بلند شروع به خندیدن کرد. بعد حکم دادگاه را گرفت، این جمله را در ذیل آن نوشت و امضا کرد:«به این رای خلاف قانون که از یک دادگاه غیر قانونی و بدون صلاحیت صادر شده بر طبق ماده ۵۹ لایحه قانونی دادرسی و کیفر ارتش مصوب ۱۶ فروردین ماه ۳۲ که احکام دادگاه فوق العاده را قابل رسیدگی فرجامی می داند، تقاضای فرجام می نمایم. دکتر محمد مصدق»...آنگاه با هر دو نفر منشی دادگاه تودیع کرد و گفت:« از اینکه در این مدت شما اذیت شده و زحمت کشیده اید، بی نهایت معذرت می خواهم» سپس دکتر مصدق با سایر کسانی که در دادگاه بودند، از افسر گرفته تا سرباز و مستخدم، با همه خداحافظی کرد و جلسه را ترک گفت.
ساعت ۱۱ شب دکتر مصدق به سلول زندان خود بازگردانده شد.
محمد مصدق در محکمه نظامی -جلیل بزرگمهر- جلد دوم- ص ۸۰۱-۸۰۲
✍✍✍
جهت اطلاع از اخبار و اعلامیه های گروه تاریخ آموزش و پرورش استان و انجمن معلمان تاریخ استان اصفهان به شبکه معلمان تاریخ بپیوندید.👇👇👇
@tarbd
Telegram.me/tarbd
شبکه ی معلمان تاریخ
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd