صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
1.64K subscribers
4.36K photos
1.84K videos
803 files
4.44K links
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Download Telegram
Forwarded from Dr.m Ahmadi
پاور تاریخ دهم👆
*افسانه تاسیس شهر رم*

در باب بنا شدن روم توسط رومولوس (Romulus)

می‌گویند دو برادر به نام‌های رومولوس و ریموس (Remus) روم را بنا نهادند. پدر بزرگ آن‌ها شاه بر حق آلبا (Alba) بود ولی برادرش وی را از قدرت خلع کرد. مادرشان می‌بایست برای ایزدبانو وستا (Vesta) کاهنه باشد و بالطبع باکره بماند ولی بعضی می‌گویند مارس، ایزد نبرد وی را باردار ساخت. عموی بزرگ آن‌ها دریافت که رومولوس و ریموس، کودکانی عادی نیستند و تصمیم به نابودی آن‌ها گرفت. خدمتکاری را مأمور این کار کرد ولی خدمتکار، آن دو را کنار رود تیبر (Tiber) رها ساخت. رودی که آن زمان در بالا آمده بود. ولی ماده گرگی آن‌ها را پیدا کرد و به آن‌ دو شیر داد. بعدها، خوک‌چرانی بچه‌ها را پیدا کرد و به میان آدمیان بازگرداند.

رومولوس و ریموس مردانی قوی بار آمدند و رهبر چوپانان یاغی شدند که در اطراف و اکناف می‌زیستند. ریموس در نزاع با یکی از چوپانان پدربزرگش گرفتار شد. رومولوس کوشید برادرش را نجات دهد و حضور دوقلوی‌هایی که سن و سالشان به نوه‌های پیرمرد می‌خورد حقیقت را آشکار کرد. آن‌ دو با کمک افراد پدربزرگ و پیروان خود عموی غاصب را برانداختند و پدربزرگ را دوباره بر تخت نشاندند. رومولوس و ریموس میل نداشتند با عنوان شاه بر کسی حکم برانند و آلبا را ترک کردند تا شهر خویش را بنا کنند.

هر یک منطقه‌ای متفاوت را برگزیدند و تصمیم گرفتند برای انتخاب مکان بهتر، منتظر فال نیکی بمانند. ریموس اطراف را نگریست و شش لاشخور دید که نشان خوبی بود. رومولوس ادعا که دوازده لاشخور دیده و نشانی بهتر است. در حین بحث، ریموس به حالت استهزا، از روی دیوارهایی که رومولوس ساخته بود پرید. دیگ خشم رومولوس به جوش آمد و برادر را کشت.

رومولوس، برادر را دفن کرد و به ساختن شهر خود ادامه داد. ولی مشکلی در کار بود. تمام ساکنان شهر، یعنی چوپانان، برده‌های فراری، یاغیان سابق، مرد بودند. رومولوس، به افتخار ایزد کانسس (Consus) بازی‌هایی را ترتیب داد و از آن حوالی مردمی را دعوت کرد. در همان حین، رومولوس به مردم خود علامت داد و رومیان، دختران جوانی را که برای تماشای بازی‌ها آمده بودند برداشتند و گریختند. مردان سابینی (Sabine) کوشیدند دختران خود را پس بگیرند ولی زمانی که موفق شدند دخترها با آدم‌ربایان ازدواج کرده و بعضی مادر شده بودند. زن‌ها خود را میان دو ارتش انداختند و التماس کردند که آن‌ها را مجبور به انتخاب میان خویشان نسبی و سببی نکنند و بدین ترتیب، میان رومولوس و تاتیوس (Tatius)، شاه سابینی‌ها صلح برقرار شد و دو قلمرو با یکدیگر متحد شدند. پنج سال بعد، تاتیوس کشته شدند و رومولوس به تنهایی بر هر دو قلمرو حکم راند.

رومولوس 38 سال بر روم حکومت کرد و سپس در توفانی هولناک ناپدید شد. می‌گفتند به آسمان رفته و با عنوان ایزد کوییرینوس (Quirinus) همچنان بر روم نظارت دارد.

@tarbd
Telegram.me/tarbd
شبکه ی معلمان تاریخ
🐐🐐🐐
‍ بز کوهی و جایگاه آن نزد مردمان ایران
🐐🐐🐐
واژه «بُز» در اوستا به صورت های «بُوزَ» و «ایزَ» به معنای بُزِ نَر می باشد. این واژه در زبان سانسکریت «بُک» و در پهلوی به صورت «بُج» و « پاژَن» که نام گونه کوهی آن می باشد آمده است.
در فرهنگ باستانی، بز از جایگاهی وَرجاوند نزد مرمان ایران زمین برخوردار بوده است. بنابر اسطوره های مبتنی بر اوستا، هفتمین تجسم ایزد بهرام (وِرِثرَغنَه)، بُزِنَرِ جنگی می باشد و همچنین بز از نخستین جانوران سودمندی است که اهورامزدا پس از گاو آفریده و شامل پنج گونه خَربُز، تَبی، نَری، آهو و پازَن می باشد.

در میان متون باستانی، منظومه ای وجود دارد به نام درخت آسوریگ، این منظومه در رابطه با اهمیت بز در بینش ایرانیان باستان به ویژه آیین زرتشتی می باشد که موضوع آن، گفت و گویی است میان «بز» به عنوان نمادی از تمدن باستانی ایران و «درخت خرما» به عنوان نمادی از اقوام سامی. در این منظومه، بز و درخت خرما هر یک فواید خود را ذکر می کنند و در این بین بز برتری خود را نسبت به درخت خرما بنا به دلایلِ بی شماری می داند که مهمترین آن ها به کار رفتن شیرِ بز در آیین های پرستش یزدان، نیرو بخشیدن به ایزدِ چهار پایان و بافتن کُستی و سِدره از موی سپید بز می باشد که نیازهای معنوی مردمان باستانی ایران را بر آورده می سازد.

در میان نگاره های باقی مانده از هزاره های کهن، نگاره هایی بسیار از بزکوهی بر دیواره غارها، کوه ها و صخره های ایران باقی مانده است. اهمیت نقشمایه «بُز»، نزد مردم ایران به حدی است که بیش از 90 درصد نقوش سنگ نگارههای ایران به نقشمایهی بز کوهی اختصاص یافته است. به طوری که دکتر محمد ناصری فرد نویسنده کتاب سنگ نگاره های ایران، قدمت برخی از این نقوش در لرستان را «حدود چهل هزار سال» پیش می داند.
در روزگار باستان، مردمان ایران این نقش ها را بیشتر به عنوان نمادی به جهت رسیدن به مفهوم باروری، بارش باران و مبارزه با گرمای خورشید، آبخواهی، زایندگی، برکت و محافظت می نگاشتند. به همین خاطر سرچشمه این مفاهیم را می توان در اسطوره های باستانی ایران، جستجو کرد.

در داستان های کهن ایران زمین نیز ماجرایی تحت عنوان کشته شدن کیومرث (نخستین انسان) وجود دارد، که بر اساس این داستان کیومرث حدود 40 سال بر روی زمین زندگی میکند و پس از مبارزه با اهریمن کشته میشود، در این واقعه دو قطره از خونِ کیومرث بر روی زمین می ریزد و از آن یک بوته ریواس دوشاخه میروید. این دو شاخه ریواس برهم میپیچند و از یک شاخه آن پسر جوانی به اسم «مشی» و از شاخه دیگر دختر جوانی به اسم «مشیانه» متولد میشوند، و چون غذا خوردن را نمیدانستند، اهورا مزدا فرشته ای را در کالبد یک بز کوهی سفید رنگ میفرستد تا آن دو را شیر بدهد. بر مبنای این داستان، می توان به این نکته پی برد که تبدیل شدن بز کوهی به عنوان نمادی از محافظت ریشه در این ماجرا داشته است.
افزون بر آنچه تا کنون بیان شد، در فرهنگ باستانی، هر یک از اقوام ایرانی، بز کوهی را مقدس و آن را نماد یکی از عناصر مفید طبیعت و سبب برکت در زندگی خود در نظر میگرفتند و به جهت محافظت در مقابل نیرو های پلید و اهریمنی، تصویر آن را همراه با روحِ سادگی و دقت به شکل های واقع گرایانه، انتزاعی و نمادین به صورت ساده یا بالدار، بر صخره ها، سفال ها، مُهرها، گردن آویز و آثار زینتی می نگاشتند. به عنوان مثال نگاره های بز کوهی در لرستان، نمادی از خورشید (به همراه علامتی مانند گل نیلوفر در بین شاخ هایش) و گاهی به خاطر شاخ های خمیده آن، نماد هلال ماه و سبب ریزش باران می باشد و همچنین در شوش و ایلام، نقوش این حیوان نمادی از نیک بختی و ایزد زندگانی گیاهی به شمار می رفت و در روزگار ساسانیان نیز نقوش بز کوهی بیشتر اوقات در حال مراقبت از درخت ماه (در مقابل نیروهای اهریمنی) تصویر شده اند.
بنا به باوری دیگر، شاید کوهی بودن این حیوان موجب شده تا در فرهنگ باستانی مقدس شمرده شود، چرا که کوه در این فرهنگ، مقدس و نمادی از بزرگی، عظمت، جایگاه ایزدان و سرچشمه آبریزهایی است که زمین های اطراف خود را سیراب می کند و این حیوان نوید دهنده آب بوده است و به همین دلیل، در اکثر پدیده های هنری، آناهیتا (الهه آب) در کالبد بز کوهی به عنوان نماد آب و باران مجسم می شده است و مردمان باستان با نگاشتن نقوش آن از خدای خود درخواست بارش باران می کردند.
🐐🐐🐐🐐🐐🐐

@tarbd
Telegram.me/tarbd
شبکه ی معلمان تاریخ
گوشه هایی از هنر و تمدن جیرفت👆👆👆
ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻫﺨﺎﻣﻨﺸﯽ

ﺑﺎ ﻓﺘﺢ ﻣﺼﺮ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﮐﻤﺒﻮﺟﯿﻪ ﺩﺭ ۵۲۵ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﻣﯿﻼﺩ ، ﻓﯿﺜﺎﻏﻮﺭﺕ ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪ ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ ﻏﺎﻓﻞ ﮔﯿﺮ
ﺷﺪ .ﻓﯿﺜﺎﻋﻮﺭﺱ ﺍﺯ ﺍﻫﺎﻟﯽ ﺟﺰﯾﺮﻩ ﺳﺎﻣﻮﺱ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﭘﻮﻟﯿﮑﺮﺍﺕ ، ﺣﺎﮐﻢ ﺟﺰﯾﺮﻩ ﺳﺎﻣﻮﺱ
ﻓﺮﺩﯼ ﻇﺎﻟﻢ ﺑﻮﺩ ، ﻓﯿﺜﺎﻏﻮﺭﺕ ﺍﺯ ﺳﺎﻣﻮﺱ ﺑﻪ ﻣﺼﺮ ﻣﻬﺎﺟﺮﺕ ﮐﺮﺩﻩ ﺗﺎ ﺩﺭ ﻋﻠﻮﻡ ﻣﻬﻨﺪﺳﯽ ﻭ ﻫﻨﺪﺳﻪ
ﺧﺒﺮﻩ ﺷﻮﺩ . ﻭﻟﯽ ﺑﺎ ﻓﺘﺢ ﻣﺼﺮ ، ﮐﻤﺒﻮﺟﯿﻪ ﺑﻪ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩ ﺑﺎﺑﻠﯽ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺍﻭ ﺑﻮﺩﻧﺪ ، ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩ
ﻓﯿﺜﺎﻏﻮﺭﺱ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺎﺑﻞ ﺑﺒﺮﻧﺪ .ﻓﯿﺜﺎﻏﻮﺭﺱ ﻣﺪﺕ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺩﺭ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﺎﺑﻞ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﭼﯿﺰ ﻫﺎﯼ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺍﺯ
ﺍﯾﻦ ﻣﺪﺍﺭﺱ ﺁﻣﻮﺧﺖ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﺪﺍﺭﺱ ﺯﯾﺮ ﭼﺘﺮ ﺩﻭﻟﺖ ﻫﺨﺎﻣﻨﺸﯽ ﺑﻮﺩ. ﺍﯾﻦ ﻣﺪﺍﺭﺳﯽ
ﮐﻪ ﻓﯿﺜﺎﻓﻮﺭﺱ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﯾﺎﻓﺖ ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺮ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﻫﺎﯼ ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ ﻣﺴﺌﻮﻝ ﺗﻘﻮﯾﻢ ﻭ ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﻣﺎﻩ
ﻫﺎﯼ ﮐﺒﯿﺴﻪ ﻧﯿﺰ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺍﻏﺮﺍﻕ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﺍﯾﻦ ﻣﺪﺍﺭﺱ ﺭﺍ ﻫﺨﺎﻣﻨﺸﯿﺎﻥ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﮐﺮﺩﻧﺪ ! ﺑﻠﮑﻪ
ﻫﺨﺎﻣﻨﺸﯿﺎﻥ ﺩﺭ ﺑﺴﻂ ﻭ ﮔﺴﺘﺮﺵ ﺍﯾﻦ ﻣﺪﺍﺭﺱ ﻧﻘﺶ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ .ﻓﯿﺜﺎﻏﻮﺭﺱ ﺭﯾﺎﺿﯿﺎﺕ ﻭ ﺳﺘﺎﺭﻩ ﺷﻨﺎﺳﯽ ﺭﺍ
ﺩﺭ ﻣﺪﺍﺭﺱ ﺑﺎﺑﻞ ﺁﻣﻮﺧﺖ ﻭ ﺑﻌﺪ ﻫﺎ ﺑﺎ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺍﺯ ﺩﺍﺭﯾﻮﺵ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﻪ ﻭﻃﻦ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ . ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ
ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ ﺑﺎ ﺁﺏ ﻭ ﺗﺎﺏ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﺗﺎ ﺣﺪ ﺯﯾﺎﺩﯼ
ﻣﺪﯾﻮﻥ ﺗﻤﺪﻥ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ.
بن مایه :
ﻭﺍﻟﺘﺮ ﻫﯿﻨﺘﺲ ، ﺩﺍﺭﯾﻮﺵ ﻭ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎﻥ ، ﺟﻠﺪ ﯾﮑﻢ

@tarbd
Telegram.me/tarbd
شبکه ی معلمان تاریخ
تصاویری از کارگاه نقد کتاب تاریخ دهم با مشارکت گروه تاریخ آموزش و پرورش و گروه تاریخ دانشگاه اصفهان و انجمن تاریخ محلی ایرانیان