صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
1.64K subscribers
4.36K photos
1.84K videos
803 files
4.44K links
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Download Telegram
مصدق به روايت تاريخ و اسناد:
آنچه بر سر منزل دکتر مصدق آوردند،‌حتی قاب پنچره‌ها را نیز غارت کردند.
Ⓜ️بازخوانی یک مصاحبه به مناسبت کودتای 28 مرداد

آ️یت الله سید ابوالقاسم کاشانی ، کمتر از ۳ هفته پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و سرنگونی دولت محمد مصدق در گفتگو با روزنامه مصری اخبار الیوم دیدگاه های خود را درباره دولت مصدق و کودتای ۲۸ مرداد تشریح کرد.

🔹 وی در پاسخ به سوال اخبار الیوم مبنی بر اینکه به‌نظر شما بزرگ‌ترین اشتباه مصدق کدام است؟ گفت: «پایمال کردن قانون اساسی و و عدم اطاعت از اوامر شاه».

🔹 او هم‌چنین اشتباه بزرگ مصدق را تلاش برای برقراری جمهوریت شمرد و گفت: «مصدق برای برقراری جمهوریت می‌کوشید. او شاه را مجبور کرد ایران را ترک کند؛ اما شاه با عزت و محبوبیت چند روز بعد برگشت. ملت شاه را دوست دارد.»

🔹 کاشانی در جواب روزنامهٔ مصری که پرسیده بود آیا عقیده دارید مصدق مستحق همین سرنوشتی بود که به او رسید؟ گفت:«خداوند عادل است و آنچه امروز بر مصدق گذشته‌است نتیجهٔ عدل خداوندی است.»

🔹 او هم‌چنین در این مصاحبه مصدق را به مرگ محکوم کرد: «این مصدق راه را گم کرده و مستحق چنین عاقبتی بوده‌است. تمام هم و غم او این شده بود که مردم فریاد بزنند زنده باد مصدق. مصدق به من و کشورش خیانت کرد. طبق شرع شریف اسلامی مجازات کسی که در فرماندهی و نمایندگی کشورش خیانت کند مرگ است.»

🔹 آیت الله کاشانی در ادامه این گفت و گو ، محمد مصدق را به داشتن جنون متهم کرد: «مصدق برای کشور کاری نکرد. نه یک خرابی را تعمیر کرد نه خیابانی را افتتاح کرد نه خزانه را نجات داد و نه ملت را متحد ساخت. حتی در مورد نفت که او ادعا داشت صاحب فکر ملی ساختن می‌باشد اگر این اتحادی که من در صفوف ملت بوجود آوردم نبود هرگز ملی نمی‌شد. او خیانت کرد. به من و کشور خیانت کرد. قبل از اینکه من با مصدق مخالفت کنم، ملت با او بود ولی پس از اینکه من با او مخالفت کردم ملت از دور او پراکنده شدند.مقام و کرسی صدارت مصدق را مسحور کرده بود. او دستخوش نوعی جنون شده بود.»

🔹 آیت الله کاشانی روی کار آمدن دولت کودتا را «سبب مسرت» دانست و ضمن تبریک به زاهدی گفت:«جای مسرت است که دولت جناب آقای زاهدی که خود یکی از طرفداران جبهه ملی بوده، تصمیم دارند که شرافتمندانه از حیثیت و آبروی ایران دفاع نموده و در راه صلاح و افق ملت حداکثر فداکاری را بنمایند.»

🔹 آیت الله کاشانی هم‌چنین در این مصاحبه گفت:«من از ژنرال زاهدی مادام که به منفعت ایران قدم برمی‌دارد پشتیبانی می‌کنم… هر وقت که نظرم برسد او بر خلاف مصلحت ایران عمل می‌کند با او مخالفت می‌کنم. تا این لحظه راجع به کار او نمی‌توان قضاوت کرد.»/منبع:پارسینه

🆔 @majmae_eslahtalaban
مهدی احمدی:
مصدق به روايت تاريخ و اسناد:
کتاب «از زندگیِ من (پا به پای حزب توده ایران) نوشته صادق انصاری که روایتی از اعضای کمیته مرکزی حزب توده ایران روایت بسیار ناب و مهمی از کودتای 28 مرداد 1332 دارد که این بخش از کتاب را برای شما عزیزان آماده کردم که بسیار جالب توجه هست.
@tarbd
@tarbd
#مرور_روزنامه‌های_روز‌های_کودتا 29 مرداد 1332
فردای کودتای 28 مرداد بسیاری از روزنامه‌های روزهای گذشته دیگر چاپ نشدند و حتی دفاتر بسیاری از آنها نیز به آتش کشیده شد. آنچه ماند یا بی‌طرف بود و یا جانب کودتاگران را گرفته بود و می‌گرفت.
روزنامه‌ «داد» متعلق به عمیدی نوری ضمن قیام ملی خواندن اتفاقات دیروز روزنامه خود را با تیتر "قیام دلیرانه مردم رشید تهران چگونه دیروز حکومت یاغی مصدق را ساقط کرد" چاپ کرده است و خبر از بسته شدن مرزهای ایران برای جلوگیری از فرار مصدق داده است گویا آنچه در ذهنشان از دکترمصدق نقش بسته، شبیه شاه بوده که با به وجود آمدن خطر از کشور فرار کند، چه خیال خامی!!!
روزنامه داد خبر شایعۀ کشته شدن غلامحسین مصدق و دکتر فاطمی را نیز منتشر کرده است. در صفحه اول روزنامه جریان تصرف خانه دکترمصدق، شهربانی و رادیو را نیز می‌توانیم بخوانیم. «داد» در همان صفحه خبر از برنامه دولت زاهدی نیز داده است.
روزنامه «شاهد» با تیتر درشت 28 مرداد را اینگونه روایت می‌کند: "قیام مردم حکومت مصدق را سرنگون ساخت!»
شاهد که متعلق به مظفر بقایی بود طی مقاله‌ای مدعی است نهضت ملی با مصدق شروع نشده که با سقوط او خاتمه یابد و باز مدعی است مصدق مردی نبود که در مقابل هیئت حاکمه فاسد قیام کند.
بقایی در روزنامه‌اش کودتای 28 مرداد را قیام خونین ملت می‌داند و با منعکس کردن شعار زنده باد شاه و مرگ بر مصدق اتفاقات روز گذشته را روایت می‌کند.
بقایی طیِ نطقی خواستاربه دار آویختن به زعم او خائنین شده و می‌خواهد که انها از دار مجازات فرار نکنند.
روزنامه «مرد آسیا» جریان مشروحی از اتفاقات دیروز را منتشر کرده و در تیتری سوال کرده "قیام دیروز از کجا سرچشمه گرفت؟" بسیاری از مطالب اصلی روزنامه در مورد دستگیری‌های دیروز است. خبر دستگیری سعید فاطمی، کریم‌پور شیرازی و سرهنگ ممتاز در «مرد آسیا» با جزییات منتشر شده است.
روزنامه «نبرد ملت» ارگان فدائیان اسلام طی تیتری آورده است"سربازان جهاد مقدس! ملت تشنه خون است" در نبدر ملت آمده است "آتش خشم و غضب ملت مسلمان و ضد اجنبیِ ما جز با ریختن خون دشمنان دین و وطن و ناموس جاسوسان کمونیزم و عمال بیشرمِ اجنبی خاموش نخواهد شد. اگر حکومت انقلابیِ سرلشکر زاهدی کمترین ارفاقی نسبت به جاسوسان و جنایتکاران بنماید بزرگترین خیانت را به دین و خلق و وطن نموده است. گلوله،‌ گلوله ! تنها پاداش جاسوسان و وطنفروشان است"
در جای جایِ روزنامه حرف از خون و انتقام است. روزنامه نبرد ملت ضمن مردانه خواندن قدم‌های کودتاگرانِ ارتشی مصدق را غولِ‌پیرِ خون آشام می‌نامد و فاطمی دا خائن.
روزنامه «آتش» ضمن درخواست محاکمه و مجازات مصدق، رضوی، شایگان، سنجابی، معظمی اتفاقات 28 مرداد را به لاورنتیف(سفیر شوری) تسلیت گفته است!!!
میراشرافی آورده است "36 ساعت است که فریادهایِ زنده‌ باد شاه تهران را میلرزاند". «آتش» 28 مرداد را "انقلاب خونین مردم و سربازان رشید" می‌نامد که حکومت سیاه مصدق را به آتش کشیدند". مطالب روزنامه سراسر منعکس کننده اتفاقات روز گذشته است. میراشرافی ضمن تاختن به دکترمصدق از حزب توده نیز غافل نشده و خواهان برچیدن بساط آنها است.
«کیهان» بر عکس دیگر روزنامه‌ها لحن پرخاش‌گرانه و تندی به خود نگرفته است و سعی در منعکس کردن اتفاقات دارد. در اخبار کیهان آمده است طیِ اتفاقات دیروز 29 نفر کشته و 250 نفر زخمی شدند.
شاه طیِ پیامی به سرلشکر زاهدی از پشتیبانیِ صمیمانه مردم از قانون اساسی تشکر کرده و آورده است ملکه ثریا کسالت دارند و امروز معاینه طبی دارند گویی فرار شاه به ایتالیا باب مریضی ثریا بوده است. کیهان طی انتشار اخبار روز گذشته عکس‌هایی از منزل دکتر مصدق را نیز به چاپ رسانده است.
@tarbd
@tarbd
نواب و کودتا
اولین مصاحبه مطبوعاتی نواب صفوی در سال ۱۳۳۲، بیانگر نگرش کلی او به اوضاع سیاسی کشور و قالب ذهنی او در چهارماهه آخر حکومت مصدق است. موضع غالب نواب صفوی در این دوران، احتراز از جانبداری از نیروهای سیاسی درگیر و حتی قهر از فعالیت و اقدامات سیاسی بود. در این دوران که همه نیروها وارد گود سیاست شده بودند، گویی نواب صفوی، در باب رفتار سیاسی، مقلد آیت‌الله بروجردی شده و رسالت خود را در امر تبلیغ امور دینی در سطح جامعه و تشویق مردم به تجربه های دینی فردی می‌دانست و بس. در مصاحبه مطبوعاتی ۱۰ فروردین، خبرنگاران خارجی و داخلی، به دعوت نواب صفوی پاسخ گفتند تا به زعم خویش، به نظرات و تفاسیر جنجالی رهبر جمعیت فداییان اسلام در مورد اوضاع کشور گوش فرا دهند اما نواب صفوی، به هیچ وجه وارد این گونه مقولات نشد. ظاهرا، آن دورانی که نواب صفوی از هر مصاحبه مطبوعاتی، چون صحنه نبردی جهت حمله بی امان به دولت وقت و تهدید دولتمردان به اجرای احکام اسلامی استفاده می‌کرد، سپری شده بود و نواب صفوی در عالمی دیگر سیر می‌کرد. بر اساس اعلامیه‌های رسمی نواب صفوی و فداییان اسلام - پیرو خط نواب صفوی - می‌توان ادعا کرد که رهبر فداییان، درمقابل اوضاع ایران، در چهارماه آخر حکومت مصدق، موضعی منفعل، غیر سیاسی و گاه شدیدا مخالف با فعالیت های سیاسی اتخاذ کرده بود. از آنجا که بر اساس ارزیابی نواب صفوی، هیچ یک از نیروها در صحنه سیاسی کشور، به دنبال اجرای احکام خدا نبودند، لزومی نداشت که فداییان، از نیروهای در قدرت و یا نیروهای مخالف و اپوزیسیون، حمایت و جانبداری کنند. نواب صفوی و پیروان صادق او در این دوران، راهی مستقل که به انزوای سیاسی کامل ایشان منجر میشد، در پیش گرفته بودند. در این مقطع، فداییان اسلام، موعظه و نصیحت را جایگزین تهدید و ترور کرده بودند. اعلامیه‌های فداییان، دیگر بوی قهر و جدال و خون نمی‌داد، برعکس، ایشان دعوت به آشتی می‌کردند. بر اساس مواضع، اعلامیه‌ها و مصاحبه‌های فداییان، استراتژی و تاکتیک آنها در اواخر اردیبهشت ۱۳۳۲، با اواخر اردیبهشت ۱۳۳۰، تفاوت‌های عمده و اساسی داشت، در حالی که در اصول مکتبی آنها، یعنی اجرای احکام شرعی به مثابه تنظیم کننده تمامی روابط انسانها تغییری حاصل نشده بود. اگر حساب نواب صفوی را از آن دسته از یاران قدیمی او که با نیروهای وابسته به کاشانی، بقایی و افسران بازنشسته در ارتباط بودند جدا کنیم، مشخص می‌شود که بر اساس داده‌های تاریخی و اسنادی که تا به امروز در دست است، نواب صفوی در چهار ماهه آخر دولت مصدق، رو در روی او قرار نگرفت و با کودتاچیان نیز همکاری نکرد. اگرچه واحدی با کاشانی، بقایی، حزب آریا و سومکا برای مبارزه با مصدق همکاری می‌کرد و با بقایی و شمس قنات آبادی، در احیا و فعال کردن کمیته انتقام، جهت ترور سیاستمداران شاخص نهضت ملی، زیر نظر بقایی همکاری نمود، اما اسناد موجود نشان می‌دهند که نواب صفوی، با مشارکت فداییان در این جریان سخت مخالف بود. در بیست و ششم مرداد ۱۳۳۲ که کودتای اول محور ضد مصدق خنثی شده بود و تهران در تب و هیجان کودتا و ضد کودتا و ضد ضد کودتا بود، تمامی نیروهای سیاسی که از ۱۳۲۹ در ایران نقش ایفا کرده بودند و همچنان پر جنب و خروش بودند، مشتاقانه در انتظار میوه فعالیت های اردوگاه و آرمان خود بودند. در این میان، فداییان اسلام، در غم فوت نابهنگام همسر جوان رهبر خود، نواب صفوی، فرو رفته بودند و خود را برای مجلس یادبودی که قرار بود آن روز در مسجد اباذر برپا شود، آماده می‌کردند. بنا به گزارشی، در صبح بیست و هشت مرداد، نواب صفوی که داشت از دست توده‌ای‌ها دیوانه می‌شد، تصمیم می‌گیرد که قیام کند و جهت اخذ تصمیم نهایی در این مورد، در ختم عیالش استخاره می‌کند. بنا بر همین گزارش، نواب صفوی می‌گوید استخاره فرمود که صبر کن که من هم صبر کردم که از جانب خداوند توده‌ای‌ها کوبیده شدند. در روز بیست و هشت مرداد، نواب صفوی به سیاست صبر و انتظار خود ادامه داد و منفعل در کناری ایستاد تا نیروهایی که با آنها موافقتی نداشت، حساب خود را با یکدیگر تصفیه کنند. آنچه تاکنون اسناد نشان داده اند و ممکن است فردا گوشه‌ای دیگر نمایان شود، این است که نواب صفوی در ماه های آخر صف بندی‌های مشخص سیاسی، به اردوگاه هزار رنگ مخالفین مصدق و موافقین واژگون کردن حکومت ملی او نپیوست.
منبع: نیروهای مذهبی بر بستر حرکت نهضت ملی، علی رهنما ، انتشارات گام نو ، چاپ دوم ۱۳۸۷، تخلیص ص ۱۰۱۸ - ۱۰۰۹
@tarbd
Forwarded from ZARIN
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆

🎥مستند تاریخی و شکل گیری #ایران_زمین 🎥

👈چگونگی پدید آمدن سلسله #هخامنشیان و عظمت و شکوه #تخت_جمشید

@Antioxidant