مهدی احمدی:
انجمن علمی معلمان تاریخ اصفهان
چکیده ای از همایش ادبیات و تاریخ؛
سخنران اول: مهدی احمدی
موضوع سخنرانی اول:
*نگاه طنزپردازان سیاسی به رخدادهای عصر مشروطه*
مباحث مطروحه:
-طنز و پیشینه آن در ایران
-علل و زمینه های روی آوردن به طنز
-مشروطه و پیدایش طنز سیاسی با مولفه های جدید
-معرفی مشهورترین طنزپردازان سیاسی دوران مشروطه و نوع نگاه آنان به تحولات سیاسی عصر مشروطه
📚📚📚
سخنران دوم: محمد حسین فروغی
موضوع سخنرانی دوم:
*تاثیر پذیری شاعران عصر مشروطه از مکاتب غربی؛ مطالعه ی موردی قهرمان میرزا *
مباحث مطروحه:
در این بخش به تاثیر پذیری و الهام گیری از مکاتب غربی در مضامین و مفاهیم شعر دوران مشروطه پرداخته شد. سخنران با ذکر مصادیقی از اشعار قهرمان میرزا به تاثیرپذیری وی از مکاتب و اندیشه های غربی پرداخت که برخی از مصادیق مورد مطالعه به شرح زیر بود.
-تاثیر پذیری از مکتب پوزیتویسم
- تاثیرپذیری از مارکسیسم
- و مکاتبی چون ناسیونالیسم٬ سکولاریسم و ....
📚📚📚📚
سخنران سوم: قدمعلی سرامی
موضوع سخنرانی سوم:
ادبیات و مشروطه
در سخنرانی سوم که مفصل ترین بخش همایش بود به شکل گیری گونه ای نو از ادبیات تحت تاثیر انقلاب مشروطه پرداخته شد. به باور دکتر سرامی مفاهیم و مضامین جدیدی در ادبیات ایران به وجود آمد و حتی برخی از باورها و ارزش های ادبی٬ اجتماعی و اخلاقی در ادبیات کلاسیک ایران دستخوش دگرگونی و تحول گردید. به عنوان مثال بعد از انقلاب مشروطه خشونت به عنوان یک راه حل در ادبیات ایران پذیرفته شد.
علاوه بر این تحت تاثیر انقلاب مشروطه چرخش های زبانی و معنایی نیز شکل گرفت. برخی واژگان دچار تغییر معنا شدند و مفهوم سنتی آنان به طور کلی کنار گذاشته شد.
📚📚📚📚
@tarbd
لینک شبکه معلمان تاریخ
Telegram.me/tarbd
https://telegram.me/joinchat/BK1Q9gClH3G89thCq7jDZg
لینک کتابخانه مجازی معلمان تاریخ
https://telegram.me/joinchat/BK1Q9gTy1LLBktMrJqIBIw
اندیشه آزاد☝️☝️☝️
گروه اندیشه ی آزاد معلمان تاریخ جهت به اشتراک گذاشتن مطالب متفرقه
https://telegram.me/joinchat/BK1Q9j6cFXsas6CFhXt_6w
گروه تخصصی معلمان تاریخ☝️☝️☝️
انجمن علمی معلمان تاریخ اصفهان
چکیده ای از همایش ادبیات و تاریخ؛
سخنران اول: مهدی احمدی
موضوع سخنرانی اول:
*نگاه طنزپردازان سیاسی به رخدادهای عصر مشروطه*
مباحث مطروحه:
-طنز و پیشینه آن در ایران
-علل و زمینه های روی آوردن به طنز
-مشروطه و پیدایش طنز سیاسی با مولفه های جدید
-معرفی مشهورترین طنزپردازان سیاسی دوران مشروطه و نوع نگاه آنان به تحولات سیاسی عصر مشروطه
📚📚📚
سخنران دوم: محمد حسین فروغی
موضوع سخنرانی دوم:
*تاثیر پذیری شاعران عصر مشروطه از مکاتب غربی؛ مطالعه ی موردی قهرمان میرزا *
مباحث مطروحه:
در این بخش به تاثیر پذیری و الهام گیری از مکاتب غربی در مضامین و مفاهیم شعر دوران مشروطه پرداخته شد. سخنران با ذکر مصادیقی از اشعار قهرمان میرزا به تاثیرپذیری وی از مکاتب و اندیشه های غربی پرداخت که برخی از مصادیق مورد مطالعه به شرح زیر بود.
-تاثیر پذیری از مکتب پوزیتویسم
- تاثیرپذیری از مارکسیسم
- و مکاتبی چون ناسیونالیسم٬ سکولاریسم و ....
📚📚📚📚
سخنران سوم: قدمعلی سرامی
موضوع سخنرانی سوم:
ادبیات و مشروطه
در سخنرانی سوم که مفصل ترین بخش همایش بود به شکل گیری گونه ای نو از ادبیات تحت تاثیر انقلاب مشروطه پرداخته شد. به باور دکتر سرامی مفاهیم و مضامین جدیدی در ادبیات ایران به وجود آمد و حتی برخی از باورها و ارزش های ادبی٬ اجتماعی و اخلاقی در ادبیات کلاسیک ایران دستخوش دگرگونی و تحول گردید. به عنوان مثال بعد از انقلاب مشروطه خشونت به عنوان یک راه حل در ادبیات ایران پذیرفته شد.
علاوه بر این تحت تاثیر انقلاب مشروطه چرخش های زبانی و معنایی نیز شکل گرفت. برخی واژگان دچار تغییر معنا شدند و مفهوم سنتی آنان به طور کلی کنار گذاشته شد.
📚📚📚📚
@tarbd
لینک شبکه معلمان تاریخ
Telegram.me/tarbd
https://telegram.me/joinchat/BK1Q9gClH3G89thCq7jDZg
لینک کتابخانه مجازی معلمان تاریخ
https://telegram.me/joinchat/BK1Q9gTy1LLBktMrJqIBIw
اندیشه آزاد☝️☝️☝️
گروه اندیشه ی آزاد معلمان تاریخ جهت به اشتراک گذاشتن مطالب متفرقه
https://telegram.me/joinchat/BK1Q9j6cFXsas6CFhXt_6w
گروه تخصصی معلمان تاریخ☝️☝️☝️
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
مهدی احمدی:
🚎🌿🚎🌿🚎
🍎تور یک روزه سمیرم🍎
انجمن تاریخ محلی ایرانیان برگزار می کند:
🍎تور طبیعت گردی سمیرم
زمان: چهارشنبه بیستم مرداد ماه
هزینه: چهل هزار تومان
🍗🍞پذیرایی: صبحانه و ناهار
🔔مهلت ثبت نام: پانزدهم مرداد
🔔نحوه ثبت نام: واریز هزینه ثبت نام و تماس با بنده.
شماره کارت:
5859831032600974
بانک تجارت. مهدی احمدی
🚎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🚎
🔔🔔🔔🔔
شرکت برای عموم آزاد است
@tarbd
لینک شبکه معلمان تاریخ
Telegram.me/tarbd
https://telegram.me/joinchat/BK1Q9gClH3G89thCq7jDZg
لینک کتابخانه مجازی معلمان تاریخ
https://telegram.me/joinchat/BK1Q9gTy1LLBktMrJqIBIw
اندیشه آزاد☝️☝️☝️
گروه اندیشه ی آزاد معلمان تاریخ جهت به اشتراک گذاشتن مطالب متفرقه
https://telegram.me/joinchat/BK1Q9j6cFXsas6CFhXt_6w
گروه تخصصی معلمان تاریخ☝️☝️☝️
🚎🌿🚎🌿🚎
🍎تور یک روزه سمیرم🍎
انجمن تاریخ محلی ایرانیان برگزار می کند:
🍎تور طبیعت گردی سمیرم
زمان: چهارشنبه بیستم مرداد ماه
هزینه: چهل هزار تومان
🍗🍞پذیرایی: صبحانه و ناهار
🔔مهلت ثبت نام: پانزدهم مرداد
🔔نحوه ثبت نام: واریز هزینه ثبت نام و تماس با بنده.
شماره کارت:
5859831032600974
بانک تجارت. مهدی احمدی
🚎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🚎
🔔🔔🔔🔔
شرکت برای عموم آزاد است
@tarbd
لینک شبکه معلمان تاریخ
Telegram.me/tarbd
https://telegram.me/joinchat/BK1Q9gClH3G89thCq7jDZg
لینک کتابخانه مجازی معلمان تاریخ
https://telegram.me/joinchat/BK1Q9gTy1LLBktMrJqIBIw
اندیشه آزاد☝️☝️☝️
گروه اندیشه ی آزاد معلمان تاریخ جهت به اشتراک گذاشتن مطالب متفرقه
https://telegram.me/joinchat/BK1Q9j6cFXsas6CFhXt_6w
گروه تخصصی معلمان تاریخ☝️☝️☝️
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from iichs.ir
باسکرویل (معلم آمریکایی مدرسه جمهوریان پروتستان) از طرفداران و کشتهشدگان انقلاب مشروطه در تبریز
@iichs_ir
@iichs_ir
🚎🚎🚎
تور سمیرم توسط انجمن تاریخ محلی ایرانیان برگزار میشود و شرکت در آن برای عموم آزاد است.
تور سمیرم توسط انجمن تاریخ محلی ایرانیان برگزار میشود و شرکت در آن برای عموم آزاد است.
#مطلب_روز کودتای ۲۵ مرداد؛
شبیخون به خانه نخست وزیر، کودتای شاهانه
مقارن ساعت ده شب روز ۲۴ مرداد، عملیات اجرایی کودتا پس از نطق سرهنگ نصیری(بعدها رئیس ساواک شد) آغاز شد. سرهنگ نصیری قبل از حرکت به طرف خانه مصدق، دستور بازداشت رئیس ستاد ارتش و چند تن از وزیران کابینه را صادر کرده بود. این ماموریت به سروان شقاقی، ستوان ۱ اسکندری و..محول شد. افسران مزبور با دو کامیون سرباز و درجه دار و یک دستگاه ارابه جنگی ابتدا دکتر حسین فاطمی را در منزلش دستگیر کرده، به سعدآباد می برند. سپس به منزل سرتیپ ریاحی، رئیس ستاد ارتش که با مهندس زیرک زاده نماینده مجلس شورای ملی و مهندس حق شناس وزیر راه در یک خانه زندگی می کردند، می روند و پس از دستگیری، آنها را با کامیون ها به سعدآباد برده و از آنجا همراه دکتر فاطمی عازم ستاد ارتش می شوند و در خیابان مجاور باشگاه افسران در انتظار سرهنگ نصیری می مانند تا طبق قرار قبلی، پس از دستگیری دکتر مصدق، همگی را زندانی کنند. ناگفته نماند که سرتیپ ریاحی پس از تلفن دکتر مصدق به ستاد ارتش رفته بود. اینکه قصد داشتند بعد از این با مصدق چه کنند معلوم نیست، ولی دکتر فاطمی و سایر کسانی که در همان شب ربوده شدند گفته اند بنا بامداد همان روز همگی تیرباران شوند.
سرهنگ ۲ اسکندر آزموده و سرهنگ زند کریمی به ترتیب ماموریت اشغال مرکز تلفن بازار و نیز مرکز اکباتان را بر عهده داشته اند. آنها مراکز تلفن بازار و میدان اعدام را اشغال می کنند....نصیری با دو کامیون سرباز و درجه دار و یک دستگاه زره پوش و یک اتومبیل حامل بی سیم و چند اتومبیل سواری عازم خانه مصدق می شود تا به عنوان ماموریت ابلاغ فرمان عزل نخست وزیر، محتملا او را دستگیر و به باشگاه افسران منتقل کنند. ... در همین موقع سرهنگ عزت الله ممتاز، فرمانده تیپ دوم کوهستانی و مسئول مراقبت و دفاع از خانه نخست وزیر، از قرارگاه خود در کلانتری یک با چند تن افسر و سرباز می رسد و پس از گفتگوی کوتاهی نصیری دستگیر می کند سرهنگ ممتاز شرح واقع را اینگونه بیان می کند:«.. من در شب ۲۵ مرداد چهار دستگاه تانک در اختیار داشتم و عجیب اینکه آن شب رانندگان تانک ها درخواست مرخصی کرده بودند! کودتاچیان نیز با چهار دستگاه زره پوش و حدود یک گردان سرباز وارد عمل شده بودند. نیمه شب به من اطلاع دادند که نقل و انتقال هایی در جلو پادگان باغشاه دیده می شود...نیرویی که از باغشاه وارد خیابان کاخ شده بود، محاصره کردیم. خودم با جیپ، از کلانتری یک به طرف منزل دکتر مصدق حرکت کردم. نزدیک منزل نخست وزیر، سرهنگ نصیری را دیدم. چهار پنج افسر او را همراهی می کردند. از او سوال کردم: اینجا چه می کنید؟ جواب داد نامه ای آورده ام. گفتم: نامه آوردن با این همه اسلحه و زره پوش، آن هم این موقع شب؟ در مورد اسلحه و زره پوش نتوانست جواب قانع کننده ای بدهد. در این موقع افسران همراه او بتدریج پراکنده شدند و فرار کردند. ما نیز بلافاصله نصیری را تحت نظر گرفتیم....پس از ابلاغ بازداشت نصیری[از سوی ستاد ارتش]، همراهانش را خلع سلاح کردیم. او را نیز برای بازجویی به ستاد ارتش فرستادیم. نکته جالب دیگر حضور ذهن مرحوم دکتر مصدق، در آن لحظات بعد از نیمه شب و در جریان آن درگیری های عصبی، بود. ایشان در اعلام رسید نامه ای که نصیری آورده بود، روی همان پاکت نوشته بود"ساعت ۱ بامداد روز ۲۵ مرداد ۱۳۳۲"».
با دستگیری سرهنگ نصیری، کودتاچیان مرعوب شده و فراری می گردند. کودتای شاهانه به خاطر « یک بی احتیاطی»(به قول آنتونی ایدن، وزیر خارجه وقت دولت چرچیل) شکست خورد و آن آماده باش بیست چهار ساعته گارد سلطنتی، پیش از کودتا بود. شاه نیز همانگونه که در طرح کودتا(در صورت شکست) پیش بینی شده بود، به همراه همسر و خلبان شخصی خود با هواپیمایی کوچک به بغداد گریخت.
مصدق؛ سالهای مبارزه و مقاومت- سرهنگ غلامرضا نجاتی- جلد دوم،ص ۵۱-۵۴
مصدق و نبرد قدرت- همایون کاتوزیان، ص۳۴۴-۳۴۵
مهدی احمدی:
@tarbd
شبکه معلمان تاریخ
Telegram.me/tarbd
شبیخون به خانه نخست وزیر، کودتای شاهانه
مقارن ساعت ده شب روز ۲۴ مرداد، عملیات اجرایی کودتا پس از نطق سرهنگ نصیری(بعدها رئیس ساواک شد) آغاز شد. سرهنگ نصیری قبل از حرکت به طرف خانه مصدق، دستور بازداشت رئیس ستاد ارتش و چند تن از وزیران کابینه را صادر کرده بود. این ماموریت به سروان شقاقی، ستوان ۱ اسکندری و..محول شد. افسران مزبور با دو کامیون سرباز و درجه دار و یک دستگاه ارابه جنگی ابتدا دکتر حسین فاطمی را در منزلش دستگیر کرده، به سعدآباد می برند. سپس به منزل سرتیپ ریاحی، رئیس ستاد ارتش که با مهندس زیرک زاده نماینده مجلس شورای ملی و مهندس حق شناس وزیر راه در یک خانه زندگی می کردند، می روند و پس از دستگیری، آنها را با کامیون ها به سعدآباد برده و از آنجا همراه دکتر فاطمی عازم ستاد ارتش می شوند و در خیابان مجاور باشگاه افسران در انتظار سرهنگ نصیری می مانند تا طبق قرار قبلی، پس از دستگیری دکتر مصدق، همگی را زندانی کنند. ناگفته نماند که سرتیپ ریاحی پس از تلفن دکتر مصدق به ستاد ارتش رفته بود. اینکه قصد داشتند بعد از این با مصدق چه کنند معلوم نیست، ولی دکتر فاطمی و سایر کسانی که در همان شب ربوده شدند گفته اند بنا بامداد همان روز همگی تیرباران شوند.
سرهنگ ۲ اسکندر آزموده و سرهنگ زند کریمی به ترتیب ماموریت اشغال مرکز تلفن بازار و نیز مرکز اکباتان را بر عهده داشته اند. آنها مراکز تلفن بازار و میدان اعدام را اشغال می کنند....نصیری با دو کامیون سرباز و درجه دار و یک دستگاه زره پوش و یک اتومبیل حامل بی سیم و چند اتومبیل سواری عازم خانه مصدق می شود تا به عنوان ماموریت ابلاغ فرمان عزل نخست وزیر، محتملا او را دستگیر و به باشگاه افسران منتقل کنند. ... در همین موقع سرهنگ عزت الله ممتاز، فرمانده تیپ دوم کوهستانی و مسئول مراقبت و دفاع از خانه نخست وزیر، از قرارگاه خود در کلانتری یک با چند تن افسر و سرباز می رسد و پس از گفتگوی کوتاهی نصیری دستگیر می کند سرهنگ ممتاز شرح واقع را اینگونه بیان می کند:«.. من در شب ۲۵ مرداد چهار دستگاه تانک در اختیار داشتم و عجیب اینکه آن شب رانندگان تانک ها درخواست مرخصی کرده بودند! کودتاچیان نیز با چهار دستگاه زره پوش و حدود یک گردان سرباز وارد عمل شده بودند. نیمه شب به من اطلاع دادند که نقل و انتقال هایی در جلو پادگان باغشاه دیده می شود...نیرویی که از باغشاه وارد خیابان کاخ شده بود، محاصره کردیم. خودم با جیپ، از کلانتری یک به طرف منزل دکتر مصدق حرکت کردم. نزدیک منزل نخست وزیر، سرهنگ نصیری را دیدم. چهار پنج افسر او را همراهی می کردند. از او سوال کردم: اینجا چه می کنید؟ جواب داد نامه ای آورده ام. گفتم: نامه آوردن با این همه اسلحه و زره پوش، آن هم این موقع شب؟ در مورد اسلحه و زره پوش نتوانست جواب قانع کننده ای بدهد. در این موقع افسران همراه او بتدریج پراکنده شدند و فرار کردند. ما نیز بلافاصله نصیری را تحت نظر گرفتیم....پس از ابلاغ بازداشت نصیری[از سوی ستاد ارتش]، همراهانش را خلع سلاح کردیم. او را نیز برای بازجویی به ستاد ارتش فرستادیم. نکته جالب دیگر حضور ذهن مرحوم دکتر مصدق، در آن لحظات بعد از نیمه شب و در جریان آن درگیری های عصبی، بود. ایشان در اعلام رسید نامه ای که نصیری آورده بود، روی همان پاکت نوشته بود"ساعت ۱ بامداد روز ۲۵ مرداد ۱۳۳۲"».
با دستگیری سرهنگ نصیری، کودتاچیان مرعوب شده و فراری می گردند. کودتای شاهانه به خاطر « یک بی احتیاطی»(به قول آنتونی ایدن، وزیر خارجه وقت دولت چرچیل) شکست خورد و آن آماده باش بیست چهار ساعته گارد سلطنتی، پیش از کودتا بود. شاه نیز همانگونه که در طرح کودتا(در صورت شکست) پیش بینی شده بود، به همراه همسر و خلبان شخصی خود با هواپیمایی کوچک به بغداد گریخت.
مصدق؛ سالهای مبارزه و مقاومت- سرهنگ غلامرضا نجاتی- جلد دوم،ص ۵۱-۵۴
مصدق و نبرد قدرت- همایون کاتوزیان، ص۳۴۴-۳۴۵
مهدی احمدی:
@tarbd
شبکه معلمان تاریخ
Telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
@tarbd
#مرور_روزنامههای_روزهای_کودتا بیست وهفت مرداد 1332
همزمان با ورود لویی هندرسن سفیر آمریکا است. خیابانهای تهران پس از دو روز تظاهرات حامیانِ پرشور و پرشمار دولت برعلیه دستگاه سلطنت و کودتایِ ناکامش، خلوتتر شده بود و آرامش نسبیِ پیش از طوفانِ کودتایِ فردایش، شهر را فراگرفته بود. اما بر خلاف کوی و برزن، صفحات روزنامهها همچنان برعلیه شاه غایب میخروشند و برطبل رفراندم و جمهوریت میکوبند، تا آنجا که حتی روزنامه تخصصیِ پزشکیِ «نبرد نیک» به مدیر مسئولی «دکتر علیرضا نیک نژاد» هم تیتر اول خود را به تشخیص ذائقه ملت در مورد نوع حکومت در ایران اختصاص داد و با این تیتر که "ملت باید اعلام کند: که سلطنت طالب است یا جمهوری!! "
روزنامه «شیر شرق» که هویت گردانندگان و وابستگانش بر ما نامعلوم است، خلع شاه لندن پناه را میخواهد و تا آنچه میتواند به پهلویِ پدر و پسر میتازد و جان مصدق قهرمان را سوگند میخورد تا انتقام خون افشارطوس را از محمدرضا شاه بگیرد. فضای روزنامه بر علیه سلطنت است و جای جایِ روزنامه مطالب در مورد کودتایِ ناموفق 25 مرداد است.
«ندای پان ایرانیست» ارگان رسمی حزب «پان ایرانیست» اعضاء و هوادارانش را در تهران و شهرستانها به بسیج همگانی میخواند تا نه تنها به قول خود، نقشه ضدملی توطئهگران درباری را عقیم سازد که دست بلشوئیکها را نیز از امور ملت کوتاه سازند و این که تکلیف کار را باید با تودهایها مشخص کنیم.
روزنامه «شهرت» با درج کاریکاتوری از شاه گریان که از ایران فرار میکند، مصدق را پشت سرش به تصویر میکشد در حالی که پرچم ایران به دست با پشتیبانیِ صفی از ملت میدان دار ایران است. سطور و صفحات این روزنامه نیز مجازات کودتاچیان ناکام 25 مرداد را پیگیر است در بسیاری از روزنامههای آن روزها حضور شوارتسکف بسیار پررنگ دیده شده که روزنامه شهرت نیز از نقش او در کودتا یاد کردهاست. تا حدودی میتوانیم شروع فضای ضد امریکایی را در روزنامههایِ طرفدار دولت شاهد باشیم.
«اتحاد ملی» اما بیشتر به نگارش شرح وقایع دو روز اخیر میپردازد، از نحوه فرارشاه گرفته تا چگونگی دستگیری دکتر فاطمی در شب کودتای ناکام و حتی اسرار وجزییات کودتا را به رشته تحریر در میآورد. اتحاد ملی در ستون «شنیدهها» عنوان میکند بسیاری در شهر صحبت از جمهوریت میزنند و 25 مرداد را 30 تیر ثانی میداند.
«اطلاعات» مطابق طبع و رسالت همیشگیاش سعی میکند علی رغم اختصاص صفحه اولش و ستونهایی در میانه روزنامه به کودتا، روال عادیاش را پی بگیرد و اخبار مختلف اقتصادی و بین الملل و ورزشی و... را معطل حوادث اخیر نمیگذارد. از مباحث مهم اطلاعات خبر تشکیل احتمالیِ شورای سلطنت برای تغییر رژیم است.
بلندترین و مهمترین مطلب «شجاعت» روزنامه حزب توده بیانۀ کمیته مرکزی حزب توده است. در واقع این بیانیه به نوعی دستورالعمل حزب برای اعضایش است. در این بیانیه حزب توده آشکارا به دنبال برچیده شدن سلطنت و اعلام جمهوری است. در بیانیه حزب توده آمده است باوجود عقیم ماندن کودتا و فرار شاه هنوز خطر کودتایِ جدید به قوت خود باقیست.
حزب توده بعد از پایین کشیده شدن مجسمههای رضاشاه خواستار نصب مجسمه ستارخان و باقرخان و تقی ارانی بودند. حزب توده به روال همیشه با چاقوکش خواندن نیروی سوم به آنها میتازد.
روزنامه «نیروی سوم» با وجود تمام اختلافاتش با حزب توده خواستار رفراندوم برای برقراریِ جمهوری با محوریت دکتر مصدق است. نیروی سوم بسیاری از مطالب خود را در باب به زیرکشیدن سلطنت و انتقاد از دربار آورده است.
«باختر امروز» با درج عکس هایی از پایین کشیدن مجسه های هر دو شاه پهلوی و گزارشی از فرار شاه به طرف لندن دارد. در سرمقاله مرحوم حسین فاطمی آمدهاست که شرکت سابق نفت و روزنامههای محافظهکار لندن را عزادار خواند. باخترامروز خبر از برگزاریِ جلسه فوقالعاده فراکسیون نهضت ملی با حضور مصدق داد. اخبار تظاهرات مردم در شهرستانها را نیز باخترامروز منعکس کرده است.
روزنامه «کیهان» هم مشابه باختر امروز مهمترین خبر خود را به تشکیل فراکسیون نهضت ملی اختصاص داده و این که در چند روز آینده نظر دولت در مورد شورای سلطنت اعلام خواهد شد. روزنامه کیهان طی خبری در صفحه اول خود اعلام میکند که "دیروز عصر ناگهان در تهران شایع شد که کودتاچیان کودتای اصلی را شروع کردند" این خبر در شرایطی منتشر میشود که دکتر مصدق از هواداران خود میخواهد به خانه باز گردند به فرماندار نظامی دستور میدهد که مردم را از مردم خالی کند.
اما شاید دیدار هندرسن سفیر امریکا با دکتر مصدق بعد از بازگشت وی به ایران اتفاقی بود که بسیاری معتقدند در 27 و 28 مرداد ورق را به نفع کودتاچیان برگرداند. باخترامروز و کیهان به این دیدار اشاره دارند.
@tarbd
#مرور_روزنامههای_روزهای_کودتا بیست وهفت مرداد 1332
همزمان با ورود لویی هندرسن سفیر آمریکا است. خیابانهای تهران پس از دو روز تظاهرات حامیانِ پرشور و پرشمار دولت برعلیه دستگاه سلطنت و کودتایِ ناکامش، خلوتتر شده بود و آرامش نسبیِ پیش از طوفانِ کودتایِ فردایش، شهر را فراگرفته بود. اما بر خلاف کوی و برزن، صفحات روزنامهها همچنان برعلیه شاه غایب میخروشند و برطبل رفراندم و جمهوریت میکوبند، تا آنجا که حتی روزنامه تخصصیِ پزشکیِ «نبرد نیک» به مدیر مسئولی «دکتر علیرضا نیک نژاد» هم تیتر اول خود را به تشخیص ذائقه ملت در مورد نوع حکومت در ایران اختصاص داد و با این تیتر که "ملت باید اعلام کند: که سلطنت طالب است یا جمهوری!! "
روزنامه «شیر شرق» که هویت گردانندگان و وابستگانش بر ما نامعلوم است، خلع شاه لندن پناه را میخواهد و تا آنچه میتواند به پهلویِ پدر و پسر میتازد و جان مصدق قهرمان را سوگند میخورد تا انتقام خون افشارطوس را از محمدرضا شاه بگیرد. فضای روزنامه بر علیه سلطنت است و جای جایِ روزنامه مطالب در مورد کودتایِ ناموفق 25 مرداد است.
«ندای پان ایرانیست» ارگان رسمی حزب «پان ایرانیست» اعضاء و هوادارانش را در تهران و شهرستانها به بسیج همگانی میخواند تا نه تنها به قول خود، نقشه ضدملی توطئهگران درباری را عقیم سازد که دست بلشوئیکها را نیز از امور ملت کوتاه سازند و این که تکلیف کار را باید با تودهایها مشخص کنیم.
روزنامه «شهرت» با درج کاریکاتوری از شاه گریان که از ایران فرار میکند، مصدق را پشت سرش به تصویر میکشد در حالی که پرچم ایران به دست با پشتیبانیِ صفی از ملت میدان دار ایران است. سطور و صفحات این روزنامه نیز مجازات کودتاچیان ناکام 25 مرداد را پیگیر است در بسیاری از روزنامههای آن روزها حضور شوارتسکف بسیار پررنگ دیده شده که روزنامه شهرت نیز از نقش او در کودتا یاد کردهاست. تا حدودی میتوانیم شروع فضای ضد امریکایی را در روزنامههایِ طرفدار دولت شاهد باشیم.
«اتحاد ملی» اما بیشتر به نگارش شرح وقایع دو روز اخیر میپردازد، از نحوه فرارشاه گرفته تا چگونگی دستگیری دکتر فاطمی در شب کودتای ناکام و حتی اسرار وجزییات کودتا را به رشته تحریر در میآورد. اتحاد ملی در ستون «شنیدهها» عنوان میکند بسیاری در شهر صحبت از جمهوریت میزنند و 25 مرداد را 30 تیر ثانی میداند.
«اطلاعات» مطابق طبع و رسالت همیشگیاش سعی میکند علی رغم اختصاص صفحه اولش و ستونهایی در میانه روزنامه به کودتا، روال عادیاش را پی بگیرد و اخبار مختلف اقتصادی و بین الملل و ورزشی و... را معطل حوادث اخیر نمیگذارد. از مباحث مهم اطلاعات خبر تشکیل احتمالیِ شورای سلطنت برای تغییر رژیم است.
بلندترین و مهمترین مطلب «شجاعت» روزنامه حزب توده بیانۀ کمیته مرکزی حزب توده است. در واقع این بیانیه به نوعی دستورالعمل حزب برای اعضایش است. در این بیانیه حزب توده آشکارا به دنبال برچیده شدن سلطنت و اعلام جمهوری است. در بیانیه حزب توده آمده است باوجود عقیم ماندن کودتا و فرار شاه هنوز خطر کودتایِ جدید به قوت خود باقیست.
حزب توده بعد از پایین کشیده شدن مجسمههای رضاشاه خواستار نصب مجسمه ستارخان و باقرخان و تقی ارانی بودند. حزب توده به روال همیشه با چاقوکش خواندن نیروی سوم به آنها میتازد.
روزنامه «نیروی سوم» با وجود تمام اختلافاتش با حزب توده خواستار رفراندوم برای برقراریِ جمهوری با محوریت دکتر مصدق است. نیروی سوم بسیاری از مطالب خود را در باب به زیرکشیدن سلطنت و انتقاد از دربار آورده است.
«باختر امروز» با درج عکس هایی از پایین کشیدن مجسه های هر دو شاه پهلوی و گزارشی از فرار شاه به طرف لندن دارد. در سرمقاله مرحوم حسین فاطمی آمدهاست که شرکت سابق نفت و روزنامههای محافظهکار لندن را عزادار خواند. باخترامروز خبر از برگزاریِ جلسه فوقالعاده فراکسیون نهضت ملی با حضور مصدق داد. اخبار تظاهرات مردم در شهرستانها را نیز باخترامروز منعکس کرده است.
روزنامه «کیهان» هم مشابه باختر امروز مهمترین خبر خود را به تشکیل فراکسیون نهضت ملی اختصاص داده و این که در چند روز آینده نظر دولت در مورد شورای سلطنت اعلام خواهد شد. روزنامه کیهان طی خبری در صفحه اول خود اعلام میکند که "دیروز عصر ناگهان در تهران شایع شد که کودتاچیان کودتای اصلی را شروع کردند" این خبر در شرایطی منتشر میشود که دکتر مصدق از هواداران خود میخواهد به خانه باز گردند به فرماندار نظامی دستور میدهد که مردم را از مردم خالی کند.
اما شاید دیدار هندرسن سفیر امریکا با دکتر مصدق بعد از بازگشت وی به ایران اتفاقی بود که بسیاری معتقدند در 27 و 28 مرداد ورق را به نفع کودتاچیان برگرداند. باخترامروز و کیهان به این دیدار اشاره دارند.
@tarbd
@tarbd
#گزارش_کودتا مرحله اول: این مرحله از نقشه آشفته بیست و هشتم مرداد امر خطیر بسیج و سازماندهی اوباش سرکش و راه انداختن آنها برای اشغال خیابان ها و میدان های کلیدی تهران و سرانجام شوک وارد کردن و ترساندن دولت و حامیان مصدق از طریق انبوه جمعیت، حرکت های تند با چوب و چماق و سردادن شعار بود. در این مرحله کلیدی حدود هزار تا دو هزار نفر در خیابان های مرکزی سپه، شاه آباد و شاه از حدود ساعت ۶:۰۰ تا ۹:۳۰ به خدمت گرفته شدند. با تکمیل مرحله اول، لات ها، مسلح به چوب و چماق بعد از اشغال خیابان های تهران که اهمیت راهبردی داشتند آماده بودند که به کارشان ادامه بدهند. با این حال دار و دسته ارعاب کننده دو منبع کلیدی را برای پیش روی موفق در مرحله بعدی نقشه کم داشتند. نخست، آن ها سلاح لازم برای حمله به ساختمان های دولتی و اهداف راهبردی شدیدا حفاظت شده نظیر ایستگاه پخش رادیوی تهران، شهربانی یا بازداشتگاه های اصلی، نداشتنند. دوم و مهم تر این که، این دار و دسته عظیم نیاز به هدایت داشت تا به اهداف مهم لازم برای پیروزی کودتا دست پیدا کند. به اراذل و اوباش دستور داده شده بود که شاهراه های اصلی تهران را اشغال کنند و قدرت خودشان را به چریک های هوادار مصدق که ممکن بود بخواهند دوباره خیابان ها را پس بگیرند نشان دهند، اما این دستور برای سرنگونی مصدق کافی نبود. این حرکت پرشتاب زمانی به بار می نشست که سلاح برای حمایت از آن جمعیت وجود می داشت و مغزهایی هم به کار گرفته می شدند تا آن ها را هدایت کنند.
@tarbd
#گزارش_کودتا مرحله اول: این مرحله از نقشه آشفته بیست و هشتم مرداد امر خطیر بسیج و سازماندهی اوباش سرکش و راه انداختن آنها برای اشغال خیابان ها و میدان های کلیدی تهران و سرانجام شوک وارد کردن و ترساندن دولت و حامیان مصدق از طریق انبوه جمعیت، حرکت های تند با چوب و چماق و سردادن شعار بود. در این مرحله کلیدی حدود هزار تا دو هزار نفر در خیابان های مرکزی سپه، شاه آباد و شاه از حدود ساعت ۶:۰۰ تا ۹:۳۰ به خدمت گرفته شدند. با تکمیل مرحله اول، لات ها، مسلح به چوب و چماق بعد از اشغال خیابان های تهران که اهمیت راهبردی داشتند آماده بودند که به کارشان ادامه بدهند. با این حال دار و دسته ارعاب کننده دو منبع کلیدی را برای پیش روی موفق در مرحله بعدی نقشه کم داشتند. نخست، آن ها سلاح لازم برای حمله به ساختمان های دولتی و اهداف راهبردی شدیدا حفاظت شده نظیر ایستگاه پخش رادیوی تهران، شهربانی یا بازداشتگاه های اصلی، نداشتنند. دوم و مهم تر این که، این دار و دسته عظیم نیاز به هدایت داشت تا به اهداف مهم لازم برای پیروزی کودتا دست پیدا کند. به اراذل و اوباش دستور داده شده بود که شاهراه های اصلی تهران را اشغال کنند و قدرت خودشان را به چریک های هوادار مصدق که ممکن بود بخواهند دوباره خیابان ها را پس بگیرند نشان دهند، اما این دستور برای سرنگونی مصدق کافی نبود. این حرکت پرشتاب زمانی به بار می نشست که سلاح برای حمایت از آن جمعیت وجود می داشت و مغزهایی هم به کار گرفته می شدند تا آن ها را هدایت کنند.
@tarbd
@tarbd
#گزارش_کودتا مرحله دوم: مرحله بعدی نقشه کودتا با تزریق تدریجی دو جزء ناقص به جمعیت آشفته اوباش در میدان های سپه و بهارستان آغاز شد: حفاظت از طریق نیروهای مسلح و تیم رهبری مطلع از اهداف نقشه آشفته بیست و هشتم مرداد. تزریق نیرهای مسلح ظاهری دوستانه به این فرآیند داد و این علامت را فرستاد که اوباش قیامی ملی را آغاز کرده اند. پلیس و نیروهای مسلح به تدریج به جمعیت ملحق شدند و آن را تقویت کردند؛ به ویژه در میدان سپه و اشغال وزارتخانه هایی که قدری حفاظت داشتند و نیاز به قدرت آتشبار اندکی داشت. رهبری کردن اراذل و اوباش از طریق وارد کردن نیروهای نظامی برگزیده و نیروهای امنیتی آموزش دیده به جمعیت در مرحله دوم، ضرورتی حیاتی برای هدف گرفتن نقاط حساس نقشه بود. مرحله دوم در ساعت حدود ۹:۳۰ آغاز شد و اراذل تا ساعت ۱۰:۰۰ در میدان بهارستان در اهدافی که از سوی پلیس یا نیروهای مسلح حفاظت نمی شد، وارد عمل شدند. در میدان سپه نیز به واسطه این که نیاز به حفاظت مسلحانه بیش تری برای حمله به وزارتخانه ها داشتند، کمی دیرتر در حدود ساعت ۱۱:۳۰ وارد عمل شدند.
اطلاعات داخل نقشه
نیروهای شهربانی
سربازها
ماموران مخفی
اهداف اشغال شده در میدان ارک
ادارهٔ تبلیغات (ساعت ۱۲:۰۰)
وزارت کشور (ساعت ۱۳:۳۰)
وزارت امور خارجه (ساعت ۱۳:۳۰)
اهداف ویران شده و آتش زده در میدان بهارستان
حزب ایران (ساعت ۱۰:۰۰)
روزنامهٔ «شورش» متعلق به کریمپور شیرازی (ساعت ۱۰:۱۵)
روزنامهٔ «باختر امروز» متعلق به حسین فاطمی (ساعت ۱۱-۱۰:۳۰)
حزب نیروی سوم (ساعت ۱۱-۱۰:۳۰)
حزب پانایرانیست (ساعت ۱۱-۱۰:۳۰)
اهداف اشغال شده در میدان توپخانه
شهرداری (ساعت ۱۱:۳۰)
تلگرافخانه (ساعت ۱۳:۳۰)
شهربانی (ساعت ۱۴:۰۰)
دژبان (ساعت ۱۵:۰۰)
@tarbd
#گزارش_کودتا مرحله دوم: مرحله بعدی نقشه کودتا با تزریق تدریجی دو جزء ناقص به جمعیت آشفته اوباش در میدان های سپه و بهارستان آغاز شد: حفاظت از طریق نیروهای مسلح و تیم رهبری مطلع از اهداف نقشه آشفته بیست و هشتم مرداد. تزریق نیرهای مسلح ظاهری دوستانه به این فرآیند داد و این علامت را فرستاد که اوباش قیامی ملی را آغاز کرده اند. پلیس و نیروهای مسلح به تدریج به جمعیت ملحق شدند و آن را تقویت کردند؛ به ویژه در میدان سپه و اشغال وزارتخانه هایی که قدری حفاظت داشتند و نیاز به قدرت آتشبار اندکی داشت. رهبری کردن اراذل و اوباش از طریق وارد کردن نیروهای نظامی برگزیده و نیروهای امنیتی آموزش دیده به جمعیت در مرحله دوم، ضرورتی حیاتی برای هدف گرفتن نقاط حساس نقشه بود. مرحله دوم در ساعت حدود ۹:۳۰ آغاز شد و اراذل تا ساعت ۱۰:۰۰ در میدان بهارستان در اهدافی که از سوی پلیس یا نیروهای مسلح حفاظت نمی شد، وارد عمل شدند. در میدان سپه نیز به واسطه این که نیاز به حفاظت مسلحانه بیش تری برای حمله به وزارتخانه ها داشتند، کمی دیرتر در حدود ساعت ۱۱:۳۰ وارد عمل شدند.
اطلاعات داخل نقشه
نیروهای شهربانی
سربازها
ماموران مخفی
اهداف اشغال شده در میدان ارک
ادارهٔ تبلیغات (ساعت ۱۲:۰۰)
وزارت کشور (ساعت ۱۳:۳۰)
وزارت امور خارجه (ساعت ۱۳:۳۰)
اهداف ویران شده و آتش زده در میدان بهارستان
حزب ایران (ساعت ۱۰:۰۰)
روزنامهٔ «شورش» متعلق به کریمپور شیرازی (ساعت ۱۰:۱۵)
روزنامهٔ «باختر امروز» متعلق به حسین فاطمی (ساعت ۱۱-۱۰:۳۰)
حزب نیروی سوم (ساعت ۱۱-۱۰:۳۰)
حزب پانایرانیست (ساعت ۱۱-۱۰:۳۰)
اهداف اشغال شده در میدان توپخانه
شهرداری (ساعت ۱۱:۳۰)
تلگرافخانه (ساعت ۱۳:۳۰)
شهربانی (ساعت ۱۴:۰۰)
دژبان (ساعت ۱۵:۰۰)
@tarbd
@tarbd
#گزارش_کودتا مرحله سوم: سومین مرحله کودتا که در حدود ظهر آغاز شد اشغال کامل وزارتخانه ها و ساختمان های شدیدا راهبردی و ویژه بود. زمانی که وزارتخانه ها مورد حمله قرار گرفتند، مرحله سوم در شرف وقوع بود، عامل تعیین کننده سلاح های سنگینی بود برای تضمین موفقیت در عملیات. در طول مرحل سوم سلاح های سبک برای غلبه بر وزارتخانه ها و دیگر اهداف نظیر اداره تلگراف و حتی شهربانی یا مراکز فرماندهی کافی بودند.
@tarbd
#گزارش_کودتا مرحله سوم: سومین مرحله کودتا که در حدود ظهر آغاز شد اشغال کامل وزارتخانه ها و ساختمان های شدیدا راهبردی و ویژه بود. زمانی که وزارتخانه ها مورد حمله قرار گرفتند، مرحله سوم در شرف وقوع بود، عامل تعیین کننده سلاح های سنگینی بود برای تضمین موفقیت در عملیات. در طول مرحل سوم سلاح های سبک برای غلبه بر وزارتخانه ها و دیگر اهداف نظیر اداره تلگراف و حتی شهربانی یا مراکز فرماندهی کافی بودند.
@tarbd
Forwarded from مصدق به روايت تاريخ و اسناد
#گزارش_کودتا قسمت دوم
ایشان را به زحمت ساکت کردیم و نشستیم و رادیو را باز کردیم. احمد فرامرزی نطق میکرد (در حدود ساعت 16) گفتم: «آنچه من از ساعت 11، از آن میترسیدم و در فکر آن بودم و به آقای نخستوزیر هم تلفن کردم و نباید بشود، شده است و قطعا [وضع] شهرستانها هم مختل خواهد شد. صدای تیر و تفنگ و توپ متناوبا شنیده میشد. تلفن صدا کرد. خواستیم برخیزیم، آقای نخستوزیر گفتند: «بمانید» و منگنه پای تلفن را فشار دادند تا ما هم صدای طرف مقابل را بشنویم. سرتیپ ریاحی رئیس ستاد بود. گزارش داد که: «بلوا کنندگان نقاط حساس شهر را گرفته و مرکز بیسیم را اشغال کردهاند. خوب است اعلامیه دستور ترک مقاومت صادر بفرمایید.» آقای نخستوزیر گفتند: «آقا، چه اعلامیهای؟» سرتیپ ریاحی با حالت گریهگونهای با کلام مقطع گفت: «جناب آقای نخستوزیر، مصلحت در این است و حالا تیمسار سرتیپ فولادوند به خدمت جناب عالی میآیند. قول ایشان را مانند قول یک مشاور بپذیرید.» ما از این نحوه بیان دانستیم که ستاد ارتش را نیز اشغال کردهاند و سرتیپ ریاحی گرفتار است و این مطالب را به دستور دیگران میگوید.
صدای تیر و تفنگ و گلوله توپ که تقریبا از بیست و پنج دقیقه قبل، یعنی از حدود ساعت شانزده شنیده میشد، رو به شدت و توالی نهاد. ما از اتاق نخستوزیر به خارج میرفتیم که اطلاعی از بیرون کسب کنیم. بار دیگر که به اتاق آقای نخستوزیر وارد شدیم، آقای دکتر حسین فاطمی آمدند و گفتند: «آقا، به خانم من خبر دادهاند که مرا کشتهاند و او حالش به هم خورده. من به خانه خود میروم» و خداحافظی کرد و با آقای سعید فاطمی ـ خواهرزاده خود ـ که ساعتی پیش به خانه نخستوزیر آمده بود، بیرون رفت.
سرهنگ عزتالله ممتاز ـ فرمانده تیپ کوهستانی ـ که مامور حفظ انتظام و دفاع در پیرامون خانه نخستوزیر بود، وارد شد و به نخستوزیر گفت: «قوای مخالفین رو به تزاید است و من مصمم هستم همانطور که به من ماموریت داده شده است، تا پای جان وظیفه سربازی خود را انجام دهم.» بیان این افسر، در چنین وقت، با وضع خاصی که او مطلب خود را ادا کرد، تاثیر عجیبی در حضار نمود. همگان او را تحسین کردند و او خارج شد.
شلیک تیر شدت یافت و گلولهای به پشت در شمالی بالای سر آقای نخستوزیر خورد. ایشان با تذکار حضار برخاسته، روی صندلیی که در سمت شرقی اتاق بود نشستند و ما همه، نزدیک به هم و فشرده، در طرف مغرب و جنوب غربی، پیش ایشان نشسته بودیم.
در ساعت 16 و 40 دقیقه، بار دیگر سرهنگ ممتاز وارد شد و گفت: «دو تانک شرمن را که قویتر از تانکهای ماست و در برابر کلانتری خیابان پهلوی بود، مخالفین تصاحب کرده و به طرف ما آوردهاند. با این حال مقاومت مشکل است؛ ولی من مأموریت خود را، تا جان دارم، انجام میدهم و شرف سربازی خود را حفظ میکنم.» چون سلام نظامی داد و خواست برود، آقای نخستوزیر، که روی صندلی نشسته بودند، او را به نزدیک خود خواندند و در آغوش گرفته و بوسیدند و او بیرون رفت.
در حدود ساعت 16 و 45 دقیقه، سرتیپ فولادوند وارد اتاق شد و روی صندلی عسلی پهلوی تختخواب نشست و گفت: «با وضع فعلی، ادامه تیراندازی دو دسته نظامیان به یکدیگر بینتیجه است و موجب اتلاف نفوس میشود و برای جناب عالی و آقایان، خطر جانی دارد. اعلامیهای صادر بفرمایید که مقاومت ترک شود.» آقای نخستوزیر فرمودند: «من در اینجا میمانم. هرچه میشود، بشود. بیایند و مرا بکشند.» سرتیپ فولادوند از جا برخاست و ایستاده، با حال مضطربگونهای گفت: «آقا! جناب عالی به فکر ساکنین و آقایان باشید. جان اینها در خطر است!» و چون در این وقت شلیک تیر تقریبا متوالی بود، او پس از هر صدایی، سراسیمه حرکتی مخصوص که دور از تصنع نبود، میکرد و قول قبل خود را با تغییر کلمات تکرار مینمود. بالاخره گفت: «من چه کاری بود که کردم. کاش این ماموریت را قبول نمیکردم!» و باز مصرانه تقاضای صدور اعلامیه مطلوب را تجدید کرد. آقای مهندس رضوی گفت: «آقا، اعلامیهای مینویسیم و خانه را بلادفاع اعلام میکنیم.» آقای دکتر مصدق پذیرفتند و آقایان مهندس رضوی و دکتر شایگان و مهندس زیرکزاده، به اتاق دیگر رفتند و آقای مهندس رضوی، اعلامیهای قریب به این مضمون نوشتند: «جناب آقای دکتر مصدق خود را نخستوزیر قانونی میدانند. حال که قوای انتظامی از اطاعت خارج شدهاند، ایشان و خانه ایشان بلادفاع اعلام میشود. از تعرض به خانه معظمله خودداری شود.»
پس از قرائت متن اعلامیه و قبول آقای نخستوزیر، آقای مهندس رضوی و دکتر شایگان و محمود نریمان و مهندس زیرکزاده آن را امضا کردند و به سرتیپ فولادوند دادند. مقارن ساعت 17، آقای مهندس رضوی برای آنکه سربازان مخالف تیراندازی را موقوف کنند، ملحفه روی تختخواب آقای نخستوزیر را برداشت و بیرون برد و به سربازان داخل حیاط داد که آن را روی بام نصب کنند. پایان قسمت دوم
ایشان را به زحمت ساکت کردیم و نشستیم و رادیو را باز کردیم. احمد فرامرزی نطق میکرد (در حدود ساعت 16) گفتم: «آنچه من از ساعت 11، از آن میترسیدم و در فکر آن بودم و به آقای نخستوزیر هم تلفن کردم و نباید بشود، شده است و قطعا [وضع] شهرستانها هم مختل خواهد شد. صدای تیر و تفنگ و توپ متناوبا شنیده میشد. تلفن صدا کرد. خواستیم برخیزیم، آقای نخستوزیر گفتند: «بمانید» و منگنه پای تلفن را فشار دادند تا ما هم صدای طرف مقابل را بشنویم. سرتیپ ریاحی رئیس ستاد بود. گزارش داد که: «بلوا کنندگان نقاط حساس شهر را گرفته و مرکز بیسیم را اشغال کردهاند. خوب است اعلامیه دستور ترک مقاومت صادر بفرمایید.» آقای نخستوزیر گفتند: «آقا، چه اعلامیهای؟» سرتیپ ریاحی با حالت گریهگونهای با کلام مقطع گفت: «جناب آقای نخستوزیر، مصلحت در این است و حالا تیمسار سرتیپ فولادوند به خدمت جناب عالی میآیند. قول ایشان را مانند قول یک مشاور بپذیرید.» ما از این نحوه بیان دانستیم که ستاد ارتش را نیز اشغال کردهاند و سرتیپ ریاحی گرفتار است و این مطالب را به دستور دیگران میگوید.
صدای تیر و تفنگ و گلوله توپ که تقریبا از بیست و پنج دقیقه قبل، یعنی از حدود ساعت شانزده شنیده میشد، رو به شدت و توالی نهاد. ما از اتاق نخستوزیر به خارج میرفتیم که اطلاعی از بیرون کسب کنیم. بار دیگر که به اتاق آقای نخستوزیر وارد شدیم، آقای دکتر حسین فاطمی آمدند و گفتند: «آقا، به خانم من خبر دادهاند که مرا کشتهاند و او حالش به هم خورده. من به خانه خود میروم» و خداحافظی کرد و با آقای سعید فاطمی ـ خواهرزاده خود ـ که ساعتی پیش به خانه نخستوزیر آمده بود، بیرون رفت.
سرهنگ عزتالله ممتاز ـ فرمانده تیپ کوهستانی ـ که مامور حفظ انتظام و دفاع در پیرامون خانه نخستوزیر بود، وارد شد و به نخستوزیر گفت: «قوای مخالفین رو به تزاید است و من مصمم هستم همانطور که به من ماموریت داده شده است، تا پای جان وظیفه سربازی خود را انجام دهم.» بیان این افسر، در چنین وقت، با وضع خاصی که او مطلب خود را ادا کرد، تاثیر عجیبی در حضار نمود. همگان او را تحسین کردند و او خارج شد.
شلیک تیر شدت یافت و گلولهای به پشت در شمالی بالای سر آقای نخستوزیر خورد. ایشان با تذکار حضار برخاسته، روی صندلیی که در سمت شرقی اتاق بود نشستند و ما همه، نزدیک به هم و فشرده، در طرف مغرب و جنوب غربی، پیش ایشان نشسته بودیم.
در ساعت 16 و 40 دقیقه، بار دیگر سرهنگ ممتاز وارد شد و گفت: «دو تانک شرمن را که قویتر از تانکهای ماست و در برابر کلانتری خیابان پهلوی بود، مخالفین تصاحب کرده و به طرف ما آوردهاند. با این حال مقاومت مشکل است؛ ولی من مأموریت خود را، تا جان دارم، انجام میدهم و شرف سربازی خود را حفظ میکنم.» چون سلام نظامی داد و خواست برود، آقای نخستوزیر، که روی صندلی نشسته بودند، او را به نزدیک خود خواندند و در آغوش گرفته و بوسیدند و او بیرون رفت.
در حدود ساعت 16 و 45 دقیقه، سرتیپ فولادوند وارد اتاق شد و روی صندلی عسلی پهلوی تختخواب نشست و گفت: «با وضع فعلی، ادامه تیراندازی دو دسته نظامیان به یکدیگر بینتیجه است و موجب اتلاف نفوس میشود و برای جناب عالی و آقایان، خطر جانی دارد. اعلامیهای صادر بفرمایید که مقاومت ترک شود.» آقای نخستوزیر فرمودند: «من در اینجا میمانم. هرچه میشود، بشود. بیایند و مرا بکشند.» سرتیپ فولادوند از جا برخاست و ایستاده، با حال مضطربگونهای گفت: «آقا! جناب عالی به فکر ساکنین و آقایان باشید. جان اینها در خطر است!» و چون در این وقت شلیک تیر تقریبا متوالی بود، او پس از هر صدایی، سراسیمه حرکتی مخصوص که دور از تصنع نبود، میکرد و قول قبل خود را با تغییر کلمات تکرار مینمود. بالاخره گفت: «من چه کاری بود که کردم. کاش این ماموریت را قبول نمیکردم!» و باز مصرانه تقاضای صدور اعلامیه مطلوب را تجدید کرد. آقای مهندس رضوی گفت: «آقا، اعلامیهای مینویسیم و خانه را بلادفاع اعلام میکنیم.» آقای دکتر مصدق پذیرفتند و آقایان مهندس رضوی و دکتر شایگان و مهندس زیرکزاده، به اتاق دیگر رفتند و آقای مهندس رضوی، اعلامیهای قریب به این مضمون نوشتند: «جناب آقای دکتر مصدق خود را نخستوزیر قانونی میدانند. حال که قوای انتظامی از اطاعت خارج شدهاند، ایشان و خانه ایشان بلادفاع اعلام میشود. از تعرض به خانه معظمله خودداری شود.»
پس از قرائت متن اعلامیه و قبول آقای نخستوزیر، آقای مهندس رضوی و دکتر شایگان و محمود نریمان و مهندس زیرکزاده آن را امضا کردند و به سرتیپ فولادوند دادند. مقارن ساعت 17، آقای مهندس رضوی برای آنکه سربازان مخالف تیراندازی را موقوف کنند، ملحفه روی تختخواب آقای نخستوزیر را برداشت و بیرون برد و به سربازان داخل حیاط داد که آن را روی بام نصب کنند. پایان قسمت دوم
مصدق به روايت تاريخ و اسناد:
آنچه بر سر منزل دکتر مصدق آوردند،حتی قاب پنچرهها را نیز غارت کردند.
آنچه بر سر منزل دکتر مصدق آوردند،حتی قاب پنچرهها را نیز غارت کردند.
Forwarded from مجمع اصلاح طلبان
Ⓜ️بازخوانی یک مصاحبه به مناسبت کودتای 28 مرداد
آ️یت الله سید ابوالقاسم کاشانی ، کمتر از ۳ هفته پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و سرنگونی دولت محمد مصدق در گفتگو با روزنامه مصری اخبار الیوم دیدگاه های خود را درباره دولت مصدق و کودتای ۲۸ مرداد تشریح کرد.
🔹 وی در پاسخ به سوال اخبار الیوم مبنی بر اینکه بهنظر شما بزرگترین اشتباه مصدق کدام است؟ گفت: «پایمال کردن قانون اساسی و و عدم اطاعت از اوامر شاه».
🔹 او همچنین اشتباه بزرگ مصدق را تلاش برای برقراری جمهوریت شمرد و گفت: «مصدق برای برقراری جمهوریت میکوشید. او شاه را مجبور کرد ایران را ترک کند؛ اما شاه با عزت و محبوبیت چند روز بعد برگشت. ملت شاه را دوست دارد.»
🔹 کاشانی در جواب روزنامهٔ مصری که پرسیده بود آیا عقیده دارید مصدق مستحق همین سرنوشتی بود که به او رسید؟ گفت:«خداوند عادل است و آنچه امروز بر مصدق گذشتهاست نتیجهٔ عدل خداوندی است.»
🔹 او همچنین در این مصاحبه مصدق را به مرگ محکوم کرد: «این مصدق راه را گم کرده و مستحق چنین عاقبتی بودهاست. تمام هم و غم او این شده بود که مردم فریاد بزنند زنده باد مصدق. مصدق به من و کشورش خیانت کرد. طبق شرع شریف اسلامی مجازات کسی که در فرماندهی و نمایندگی کشورش خیانت کند مرگ است.»
🔹 آیت الله کاشانی در ادامه این گفت و گو ، محمد مصدق را به داشتن جنون متهم کرد: «مصدق برای کشور کاری نکرد. نه یک خرابی را تعمیر کرد نه خیابانی را افتتاح کرد نه خزانه را نجات داد و نه ملت را متحد ساخت. حتی در مورد نفت که او ادعا داشت صاحب فکر ملی ساختن میباشد اگر این اتحادی که من در صفوف ملت بوجود آوردم نبود هرگز ملی نمیشد. او خیانت کرد. به من و کشور خیانت کرد. قبل از اینکه من با مصدق مخالفت کنم، ملت با او بود ولی پس از اینکه من با او مخالفت کردم ملت از دور او پراکنده شدند.مقام و کرسی صدارت مصدق را مسحور کرده بود. او دستخوش نوعی جنون شده بود.»
🔹 آیت الله کاشانی روی کار آمدن دولت کودتا را «سبب مسرت» دانست و ضمن تبریک به زاهدی گفت:«جای مسرت است که دولت جناب آقای زاهدی که خود یکی از طرفداران جبهه ملی بوده، تصمیم دارند که شرافتمندانه از حیثیت و آبروی ایران دفاع نموده و در راه صلاح و افق ملت حداکثر فداکاری را بنمایند.»
🔹 آیت الله کاشانی همچنین در این مصاحبه گفت:«من از ژنرال زاهدی مادام که به منفعت ایران قدم برمیدارد پشتیبانی میکنم… هر وقت که نظرم برسد او بر خلاف مصلحت ایران عمل میکند با او مخالفت میکنم. تا این لحظه راجع به کار او نمیتوان قضاوت کرد.»/منبع:پارسینه
🆔 @majmae_eslahtalaban
آ️یت الله سید ابوالقاسم کاشانی ، کمتر از ۳ هفته پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و سرنگونی دولت محمد مصدق در گفتگو با روزنامه مصری اخبار الیوم دیدگاه های خود را درباره دولت مصدق و کودتای ۲۸ مرداد تشریح کرد.
🔹 وی در پاسخ به سوال اخبار الیوم مبنی بر اینکه بهنظر شما بزرگترین اشتباه مصدق کدام است؟ گفت: «پایمال کردن قانون اساسی و و عدم اطاعت از اوامر شاه».
🔹 او همچنین اشتباه بزرگ مصدق را تلاش برای برقراری جمهوریت شمرد و گفت: «مصدق برای برقراری جمهوریت میکوشید. او شاه را مجبور کرد ایران را ترک کند؛ اما شاه با عزت و محبوبیت چند روز بعد برگشت. ملت شاه را دوست دارد.»
🔹 کاشانی در جواب روزنامهٔ مصری که پرسیده بود آیا عقیده دارید مصدق مستحق همین سرنوشتی بود که به او رسید؟ گفت:«خداوند عادل است و آنچه امروز بر مصدق گذشتهاست نتیجهٔ عدل خداوندی است.»
🔹 او همچنین در این مصاحبه مصدق را به مرگ محکوم کرد: «این مصدق راه را گم کرده و مستحق چنین عاقبتی بودهاست. تمام هم و غم او این شده بود که مردم فریاد بزنند زنده باد مصدق. مصدق به من و کشورش خیانت کرد. طبق شرع شریف اسلامی مجازات کسی که در فرماندهی و نمایندگی کشورش خیانت کند مرگ است.»
🔹 آیت الله کاشانی در ادامه این گفت و گو ، محمد مصدق را به داشتن جنون متهم کرد: «مصدق برای کشور کاری نکرد. نه یک خرابی را تعمیر کرد نه خیابانی را افتتاح کرد نه خزانه را نجات داد و نه ملت را متحد ساخت. حتی در مورد نفت که او ادعا داشت صاحب فکر ملی ساختن میباشد اگر این اتحادی که من در صفوف ملت بوجود آوردم نبود هرگز ملی نمیشد. او خیانت کرد. به من و کشور خیانت کرد. قبل از اینکه من با مصدق مخالفت کنم، ملت با او بود ولی پس از اینکه من با او مخالفت کردم ملت از دور او پراکنده شدند.مقام و کرسی صدارت مصدق را مسحور کرده بود. او دستخوش نوعی جنون شده بود.»
🔹 آیت الله کاشانی روی کار آمدن دولت کودتا را «سبب مسرت» دانست و ضمن تبریک به زاهدی گفت:«جای مسرت است که دولت جناب آقای زاهدی که خود یکی از طرفداران جبهه ملی بوده، تصمیم دارند که شرافتمندانه از حیثیت و آبروی ایران دفاع نموده و در راه صلاح و افق ملت حداکثر فداکاری را بنمایند.»
🔹 آیت الله کاشانی همچنین در این مصاحبه گفت:«من از ژنرال زاهدی مادام که به منفعت ایران قدم برمیدارد پشتیبانی میکنم… هر وقت که نظرم برسد او بر خلاف مصلحت ایران عمل میکند با او مخالفت میکنم. تا این لحظه راجع به کار او نمیتوان قضاوت کرد.»/منبع:پارسینه
🆔 @majmae_eslahtalaban
Forwarded from مصدق به روايت تاريخ و اسناد
از زندگی من- صادق انصاری.pdf
227.9 KB
مهدی احمدی:
مصدق به روايت تاريخ و اسناد:
کتاب «از زندگیِ من (پا به پای حزب توده ایران) نوشته صادق انصاری که روایتی از اعضای کمیته مرکزی حزب توده ایران روایت بسیار ناب و مهمی از کودتای 28 مرداد 1332 دارد که این بخش از کتاب را برای شما عزیزان آماده کردم که بسیار جالب توجه هست.
@tarbd
مصدق به روايت تاريخ و اسناد:
کتاب «از زندگیِ من (پا به پای حزب توده ایران) نوشته صادق انصاری که روایتی از اعضای کمیته مرکزی حزب توده ایران روایت بسیار ناب و مهمی از کودتای 28 مرداد 1332 دارد که این بخش از کتاب را برای شما عزیزان آماده کردم که بسیار جالب توجه هست.
@tarbd
@tarbd
#مرور_روزنامههای_روزهای_کودتا 29 مرداد 1332
فردای کودتای 28 مرداد بسیاری از روزنامههای روزهای گذشته دیگر چاپ نشدند و حتی دفاتر بسیاری از آنها نیز به آتش کشیده شد. آنچه ماند یا بیطرف بود و یا جانب کودتاگران را گرفته بود و میگرفت.
روزنامه «داد» متعلق به عمیدی نوری ضمن قیام ملی خواندن اتفاقات دیروز روزنامه خود را با تیتر "قیام دلیرانه مردم رشید تهران چگونه دیروز حکومت یاغی مصدق را ساقط کرد" چاپ کرده است و خبر از بسته شدن مرزهای ایران برای جلوگیری از فرار مصدق داده است گویا آنچه در ذهنشان از دکترمصدق نقش بسته، شبیه شاه بوده که با به وجود آمدن خطر از کشور فرار کند، چه خیال خامی!!!
روزنامه داد خبر شایعۀ کشته شدن غلامحسین مصدق و دکتر فاطمی را نیز منتشر کرده است. در صفحه اول روزنامه جریان تصرف خانه دکترمصدق، شهربانی و رادیو را نیز میتوانیم بخوانیم. «داد» در همان صفحه خبر از برنامه دولت زاهدی نیز داده است.
روزنامه «شاهد» با تیتر درشت 28 مرداد را اینگونه روایت میکند: "قیام مردم حکومت مصدق را سرنگون ساخت!»
شاهد که متعلق به مظفر بقایی بود طی مقالهای مدعی است نهضت ملی با مصدق شروع نشده که با سقوط او خاتمه یابد و باز مدعی است مصدق مردی نبود که در مقابل هیئت حاکمه فاسد قیام کند.
بقایی در روزنامهاش کودتای 28 مرداد را قیام خونین ملت میداند و با منعکس کردن شعار زنده باد شاه و مرگ بر مصدق اتفاقات روز گذشته را روایت میکند.
بقایی طیِ نطقی خواستاربه دار آویختن به زعم او خائنین شده و میخواهد که انها از دار مجازات فرار نکنند.
روزنامه «مرد آسیا» جریان مشروحی از اتفاقات دیروز را منتشر کرده و در تیتری سوال کرده "قیام دیروز از کجا سرچشمه گرفت؟" بسیاری از مطالب اصلی روزنامه در مورد دستگیریهای دیروز است. خبر دستگیری سعید فاطمی، کریمپور شیرازی و سرهنگ ممتاز در «مرد آسیا» با جزییات منتشر شده است.
روزنامه «نبرد ملت» ارگان فدائیان اسلام طی تیتری آورده است"سربازان جهاد مقدس! ملت تشنه خون است" در نبدر ملت آمده است "آتش خشم و غضب ملت مسلمان و ضد اجنبیِ ما جز با ریختن خون دشمنان دین و وطن و ناموس جاسوسان کمونیزم و عمال بیشرمِ اجنبی خاموش نخواهد شد. اگر حکومت انقلابیِ سرلشکر زاهدی کمترین ارفاقی نسبت به جاسوسان و جنایتکاران بنماید بزرگترین خیانت را به دین و خلق و وطن نموده است. گلوله، گلوله ! تنها پاداش جاسوسان و وطنفروشان است"
در جای جایِ روزنامه حرف از خون و انتقام است. روزنامه نبرد ملت ضمن مردانه خواندن قدمهای کودتاگرانِ ارتشی مصدق را غولِپیرِ خون آشام مینامد و فاطمی دا خائن.
روزنامه «آتش» ضمن درخواست محاکمه و مجازات مصدق، رضوی، شایگان، سنجابی، معظمی اتفاقات 28 مرداد را به لاورنتیف(سفیر شوری) تسلیت گفته است!!!
میراشرافی آورده است "36 ساعت است که فریادهایِ زنده باد شاه تهران را میلرزاند". «آتش» 28 مرداد را "انقلاب خونین مردم و سربازان رشید" مینامد که حکومت سیاه مصدق را به آتش کشیدند". مطالب روزنامه سراسر منعکس کننده اتفاقات روز گذشته است. میراشرافی ضمن تاختن به دکترمصدق از حزب توده نیز غافل نشده و خواهان برچیدن بساط آنها است.
«کیهان» بر عکس دیگر روزنامهها لحن پرخاشگرانه و تندی به خود نگرفته است و سعی در منعکس کردن اتفاقات دارد. در اخبار کیهان آمده است طیِ اتفاقات دیروز 29 نفر کشته و 250 نفر زخمی شدند.
شاه طیِ پیامی به سرلشکر زاهدی از پشتیبانیِ صمیمانه مردم از قانون اساسی تشکر کرده و آورده است ملکه ثریا کسالت دارند و امروز معاینه طبی دارند گویی فرار شاه به ایتالیا باب مریضی ثریا بوده است. کیهان طی انتشار اخبار روز گذشته عکسهایی از منزل دکتر مصدق را نیز به چاپ رسانده است.
@tarbd
#مرور_روزنامههای_روزهای_کودتا 29 مرداد 1332
فردای کودتای 28 مرداد بسیاری از روزنامههای روزهای گذشته دیگر چاپ نشدند و حتی دفاتر بسیاری از آنها نیز به آتش کشیده شد. آنچه ماند یا بیطرف بود و یا جانب کودتاگران را گرفته بود و میگرفت.
روزنامه «داد» متعلق به عمیدی نوری ضمن قیام ملی خواندن اتفاقات دیروز روزنامه خود را با تیتر "قیام دلیرانه مردم رشید تهران چگونه دیروز حکومت یاغی مصدق را ساقط کرد" چاپ کرده است و خبر از بسته شدن مرزهای ایران برای جلوگیری از فرار مصدق داده است گویا آنچه در ذهنشان از دکترمصدق نقش بسته، شبیه شاه بوده که با به وجود آمدن خطر از کشور فرار کند، چه خیال خامی!!!
روزنامه داد خبر شایعۀ کشته شدن غلامحسین مصدق و دکتر فاطمی را نیز منتشر کرده است. در صفحه اول روزنامه جریان تصرف خانه دکترمصدق، شهربانی و رادیو را نیز میتوانیم بخوانیم. «داد» در همان صفحه خبر از برنامه دولت زاهدی نیز داده است.
روزنامه «شاهد» با تیتر درشت 28 مرداد را اینگونه روایت میکند: "قیام مردم حکومت مصدق را سرنگون ساخت!»
شاهد که متعلق به مظفر بقایی بود طی مقالهای مدعی است نهضت ملی با مصدق شروع نشده که با سقوط او خاتمه یابد و باز مدعی است مصدق مردی نبود که در مقابل هیئت حاکمه فاسد قیام کند.
بقایی در روزنامهاش کودتای 28 مرداد را قیام خونین ملت میداند و با منعکس کردن شعار زنده باد شاه و مرگ بر مصدق اتفاقات روز گذشته را روایت میکند.
بقایی طیِ نطقی خواستاربه دار آویختن به زعم او خائنین شده و میخواهد که انها از دار مجازات فرار نکنند.
روزنامه «مرد آسیا» جریان مشروحی از اتفاقات دیروز را منتشر کرده و در تیتری سوال کرده "قیام دیروز از کجا سرچشمه گرفت؟" بسیاری از مطالب اصلی روزنامه در مورد دستگیریهای دیروز است. خبر دستگیری سعید فاطمی، کریمپور شیرازی و سرهنگ ممتاز در «مرد آسیا» با جزییات منتشر شده است.
روزنامه «نبرد ملت» ارگان فدائیان اسلام طی تیتری آورده است"سربازان جهاد مقدس! ملت تشنه خون است" در نبدر ملت آمده است "آتش خشم و غضب ملت مسلمان و ضد اجنبیِ ما جز با ریختن خون دشمنان دین و وطن و ناموس جاسوسان کمونیزم و عمال بیشرمِ اجنبی خاموش نخواهد شد. اگر حکومت انقلابیِ سرلشکر زاهدی کمترین ارفاقی نسبت به جاسوسان و جنایتکاران بنماید بزرگترین خیانت را به دین و خلق و وطن نموده است. گلوله، گلوله ! تنها پاداش جاسوسان و وطنفروشان است"
در جای جایِ روزنامه حرف از خون و انتقام است. روزنامه نبرد ملت ضمن مردانه خواندن قدمهای کودتاگرانِ ارتشی مصدق را غولِپیرِ خون آشام مینامد و فاطمی دا خائن.
روزنامه «آتش» ضمن درخواست محاکمه و مجازات مصدق، رضوی، شایگان، سنجابی، معظمی اتفاقات 28 مرداد را به لاورنتیف(سفیر شوری) تسلیت گفته است!!!
میراشرافی آورده است "36 ساعت است که فریادهایِ زنده باد شاه تهران را میلرزاند". «آتش» 28 مرداد را "انقلاب خونین مردم و سربازان رشید" مینامد که حکومت سیاه مصدق را به آتش کشیدند". مطالب روزنامه سراسر منعکس کننده اتفاقات روز گذشته است. میراشرافی ضمن تاختن به دکترمصدق از حزب توده نیز غافل نشده و خواهان برچیدن بساط آنها است.
«کیهان» بر عکس دیگر روزنامهها لحن پرخاشگرانه و تندی به خود نگرفته است و سعی در منعکس کردن اتفاقات دارد. در اخبار کیهان آمده است طیِ اتفاقات دیروز 29 نفر کشته و 250 نفر زخمی شدند.
شاه طیِ پیامی به سرلشکر زاهدی از پشتیبانیِ صمیمانه مردم از قانون اساسی تشکر کرده و آورده است ملکه ثریا کسالت دارند و امروز معاینه طبی دارند گویی فرار شاه به ایتالیا باب مریضی ثریا بوده است. کیهان طی انتشار اخبار روز گذشته عکسهایی از منزل دکتر مصدق را نیز به چاپ رسانده است.
@tarbd