✅کاپیتالیسم، کیفیت زندگی و انسان ابزارساز
کیفیت زندگی ما فقط به میزان درآمد و حقوق بستگی ندارد. چپ با نگاهی عوامفریبانه در اینجا سادهسازی بسیار زمختی میکند تا ذهن افراد رو تسخیر کنه. چپ مسئلۀ اقتصاد اجتماعی رو فقط در مقدار درآمد میبینه: شما چقدر حقوق میگیری؟ حالا میشه با این «تک» داده هر جور مقایسۀ تحریککنندهای انجام داد؛ بعد هم نتیجه گرفت بازار آزاد و نظم کاپیتالیستی شما رو بدبخت کرده.
البته کاپیتالیسم در هیچ لیگی به سوسیالیسم نمیبازه. هیچ مشکلی نیست اگر چپ بخواد همهچیز رو به رقم مطلقِ دستمزد فروبکاهه. جواب روشنه: فرض کنیم یک جامعه دو نظم اقتصادی متفاوت داشته باشه: یا یک نظم کاپیتالیستی یا یک نظم سوسیالیستی (سوسیالیسم در هر شکل و اندازهای). وضعیت درآمدِ خالص شهروند در نظم کاپیتالیستی قطعاً بهتر خواهد بود. در زمختترین بازی عوامفریبانۀ چپ هم کاپیتالیسم بیمی از باخت نداره. اما بحثم در این نوشته چیز دیگهست.
کیفیت زندگی ما فقط به مقدار درآمد نیست. یک فئودال صد سال پیش هزاران برابر رعیت درآمد داشت. اما اون درآمد براش تلویزیون، رادیو، تلفن، خودرو، سفر آسون و هیچ یک از هزاران وسیلۀ دیگهای که ما در زندگی داریم، به ارمغان نمیآورد. دلیلش روشنه: چون اصلاً این وسایل وجود نداشت. بنابراین، اگر زندگیِ یک کارگر امروزی رو با زندگی یک ارباب فئودال قدیم مقایسه کنید، میبینید سطح آسایش کارگر امروزی به مراتب بالاتره.
یکی از عواملی که واقعاً در کیفیت زندگی ما مؤثره، کیفیت و تنوع در تولید کالاهاست. صد سال پیش تعداد کالاهای مصرفیِ الکترونیک از ده تا تجاوز نمیکرد، اما امروز حتی با هوش مصنوعی نمیشه تعداد کالاهای مصرفی الکترونیک رو شمرد. تمام این کالاها گوشهای از زندگی ما پر میکنه: از فرِز ناخنکاری در صنعت آرایشی تا اَبَرمتههای صنعت معدن.
در اینجا دو اصل اهمیتی حیاتی و تمدنی داره: یک) افزایش تنوع و تکثر کالاها؛ دو) افزایش دائمی کیفیت. عقل سلیم، انسانی که تحت تأثیر زاویۀ شخصی، احساسات و پروپاگاندای ضدکاپیتالیستی قرار نمیگیره، میپذیره نظام اقتصادیای بهتره که این دو اصل رو بهتر محقق کنه؛ یعنی با سرعت بیشتری، تنوع و کیفیت کالاها رو دائماً افزایش بده. یکی از دلایل اصلی دفاع ما از کاپیتالیسم دقیقاً همینه: هیچ سیستمی نمیتونه مثل کاپیتالیسم کیفیت و کمیت کالاها رو افزایش بده و همزمان قیمت رو پایین و پایینتر بیاره ــ تا حدی که کالای لوکسِ دهـبیست سال قبل رو بشه در سطل زباله پیدا کرد.
چپ میخواد جنگی آشتیناپذیر بین کارگر/کارمند و کارآفرین/کارفرما ایجاد کنه. انگار تمام هستی خلاصه میشه در اینکه سهم بزرگتری از سود کارفرما نصیب کارگر بشه. این همون نگاه تکبعدی و عوامفریبانهست. خیلیها در اینجا میافتند در این دعوای تکبُعدیِ دستمزد. برای این مسئله جوابهای فراوانی وجود داره که موضوع این نوشته نیست.
حالا چرا کاپیتالیسم چنین توانایی بالایی در افزایش تنوع و کیفیت داره؟ دلیلش سادهست: چون در کاپیتالیسم باید سود کرد و سود در جیب و ذهنِ مصرفکنندهست. برای سود باید مصرفکننده رو متقاعد کرد محصول یا خدمت ارائهشده براش مفیده و واقعاً به کارش میاد و کیفیت زندگیش رو بالا میبره. خریدار رو هم ــ برخلاف ادعای مهملِ همیشگی چپ ــ نمیشه گول زد؛ چون بازار محل عینیاته؛ مقالات انتزاعیِ دانشگاهی نیست که بشه هر آسمونـریسمونی بافت؛ مصرفکننده به طور ملموس میتونه کالا رو ارزیابی کنه.
در نتیجه جدال وحشتناک و بیرحمانهای سر جلب نظر مصرفکننده درمیگیره. نتیجۀ این جدال افزایش بهتآور تنوع و کیفیت کالاهاست؛ چیزی که بیش از «درآمد خالص» روی کیفیت زندگی ما اثر میگذاره.
در اینجا چپ سریع مغالطهای میکنه: میگه چون در این سیستم فقط سود مهمه، منابع صرف تولید چیزهایی میشه که ارزش حیاتی نداره و منابع هدر میره. در این استدلال انسان گاو فرض شده. تولیدکننده میدونه نزدیکترین مسیرِ سود تولید حیاتیترین چیزهاست. بنابراین، بازار به صورت خودکار حول تولید حیاتیترین چیزها شکل میگیره و رفتهرفته از مرکز فاصله میگیره. نشانۀ روشن قضیه اینکه هر چه اقتصاد کاپیتالیستیتر باشه درصد کوچکتری از درآمد صرف خوراک میشه؛ یعنی خوراک ارزونتر درمیاد. این نشون میده تمرکز اصلی روی تولید حیاتیترین کالاست و منابع اتفاقاً به بهینهترین شکل استفاده میشه.
در آمریکا در سال ۲۰۱۸ فقط حدود شش درصد از هزینههای مصرفی مختص غذا بود؛ تازه آمریکاییها به پرخوری معروفند. اما در این کشورهایی که آزادی اقتصادی وجود نداره به طور متوسط تا ۴۰ درصد درآمد فقط خرج پر کردن شکم میشه ــ خودتون حساب کنید چند درصد از حقوقتون خرج سفرهتون میشه که هر روز هم کوچکتر میشه.
✍مهدی تدینی
کیفیت زندگی ما فقط به میزان درآمد و حقوق بستگی ندارد. چپ با نگاهی عوامفریبانه در اینجا سادهسازی بسیار زمختی میکند تا ذهن افراد رو تسخیر کنه. چپ مسئلۀ اقتصاد اجتماعی رو فقط در مقدار درآمد میبینه: شما چقدر حقوق میگیری؟ حالا میشه با این «تک» داده هر جور مقایسۀ تحریککنندهای انجام داد؛ بعد هم نتیجه گرفت بازار آزاد و نظم کاپیتالیستی شما رو بدبخت کرده.
البته کاپیتالیسم در هیچ لیگی به سوسیالیسم نمیبازه. هیچ مشکلی نیست اگر چپ بخواد همهچیز رو به رقم مطلقِ دستمزد فروبکاهه. جواب روشنه: فرض کنیم یک جامعه دو نظم اقتصادی متفاوت داشته باشه: یا یک نظم کاپیتالیستی یا یک نظم سوسیالیستی (سوسیالیسم در هر شکل و اندازهای). وضعیت درآمدِ خالص شهروند در نظم کاپیتالیستی قطعاً بهتر خواهد بود. در زمختترین بازی عوامفریبانۀ چپ هم کاپیتالیسم بیمی از باخت نداره. اما بحثم در این نوشته چیز دیگهست.
کیفیت زندگی ما فقط به مقدار درآمد نیست. یک فئودال صد سال پیش هزاران برابر رعیت درآمد داشت. اما اون درآمد براش تلویزیون، رادیو، تلفن، خودرو، سفر آسون و هیچ یک از هزاران وسیلۀ دیگهای که ما در زندگی داریم، به ارمغان نمیآورد. دلیلش روشنه: چون اصلاً این وسایل وجود نداشت. بنابراین، اگر زندگیِ یک کارگر امروزی رو با زندگی یک ارباب فئودال قدیم مقایسه کنید، میبینید سطح آسایش کارگر امروزی به مراتب بالاتره.
یکی از عواملی که واقعاً در کیفیت زندگی ما مؤثره، کیفیت و تنوع در تولید کالاهاست. صد سال پیش تعداد کالاهای مصرفیِ الکترونیک از ده تا تجاوز نمیکرد، اما امروز حتی با هوش مصنوعی نمیشه تعداد کالاهای مصرفی الکترونیک رو شمرد. تمام این کالاها گوشهای از زندگی ما پر میکنه: از فرِز ناخنکاری در صنعت آرایشی تا اَبَرمتههای صنعت معدن.
در اینجا دو اصل اهمیتی حیاتی و تمدنی داره: یک) افزایش تنوع و تکثر کالاها؛ دو) افزایش دائمی کیفیت. عقل سلیم، انسانی که تحت تأثیر زاویۀ شخصی، احساسات و پروپاگاندای ضدکاپیتالیستی قرار نمیگیره، میپذیره نظام اقتصادیای بهتره که این دو اصل رو بهتر محقق کنه؛ یعنی با سرعت بیشتری، تنوع و کیفیت کالاها رو دائماً افزایش بده. یکی از دلایل اصلی دفاع ما از کاپیتالیسم دقیقاً همینه: هیچ سیستمی نمیتونه مثل کاپیتالیسم کیفیت و کمیت کالاها رو افزایش بده و همزمان قیمت رو پایین و پایینتر بیاره ــ تا حدی که کالای لوکسِ دهـبیست سال قبل رو بشه در سطل زباله پیدا کرد.
چپ میخواد جنگی آشتیناپذیر بین کارگر/کارمند و کارآفرین/کارفرما ایجاد کنه. انگار تمام هستی خلاصه میشه در اینکه سهم بزرگتری از سود کارفرما نصیب کارگر بشه. این همون نگاه تکبعدی و عوامفریبانهست. خیلیها در اینجا میافتند در این دعوای تکبُعدیِ دستمزد. برای این مسئله جوابهای فراوانی وجود داره که موضوع این نوشته نیست.
حالا چرا کاپیتالیسم چنین توانایی بالایی در افزایش تنوع و کیفیت داره؟ دلیلش سادهست: چون در کاپیتالیسم باید سود کرد و سود در جیب و ذهنِ مصرفکنندهست. برای سود باید مصرفکننده رو متقاعد کرد محصول یا خدمت ارائهشده براش مفیده و واقعاً به کارش میاد و کیفیت زندگیش رو بالا میبره. خریدار رو هم ــ برخلاف ادعای مهملِ همیشگی چپ ــ نمیشه گول زد؛ چون بازار محل عینیاته؛ مقالات انتزاعیِ دانشگاهی نیست که بشه هر آسمونـریسمونی بافت؛ مصرفکننده به طور ملموس میتونه کالا رو ارزیابی کنه.
در نتیجه جدال وحشتناک و بیرحمانهای سر جلب نظر مصرفکننده درمیگیره. نتیجۀ این جدال افزایش بهتآور تنوع و کیفیت کالاهاست؛ چیزی که بیش از «درآمد خالص» روی کیفیت زندگی ما اثر میگذاره.
در اینجا چپ سریع مغالطهای میکنه: میگه چون در این سیستم فقط سود مهمه، منابع صرف تولید چیزهایی میشه که ارزش حیاتی نداره و منابع هدر میره. در این استدلال انسان گاو فرض شده. تولیدکننده میدونه نزدیکترین مسیرِ سود تولید حیاتیترین چیزهاست. بنابراین، بازار به صورت خودکار حول تولید حیاتیترین چیزها شکل میگیره و رفتهرفته از مرکز فاصله میگیره. نشانۀ روشن قضیه اینکه هر چه اقتصاد کاپیتالیستیتر باشه درصد کوچکتری از درآمد صرف خوراک میشه؛ یعنی خوراک ارزونتر درمیاد. این نشون میده تمرکز اصلی روی تولید حیاتیترین کالاست و منابع اتفاقاً به بهینهترین شکل استفاده میشه.
در آمریکا در سال ۲۰۱۸ فقط حدود شش درصد از هزینههای مصرفی مختص غذا بود؛ تازه آمریکاییها به پرخوری معروفند. اما در این کشورهایی که آزادی اقتصادی وجود نداره به طور متوسط تا ۴۰ درصد درآمد فقط خرج پر کردن شکم میشه ــ خودتون حساب کنید چند درصد از حقوقتون خرج سفرهتون میشه که هر روز هم کوچکتر میشه.
✍مهدی تدینی
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍2👏1
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
ماه دیشب، پل خواجو و زاینده رود
🌲🌲🌲
ماه من غصه چرا ؟؟؟
آسمان را بنگر،
که هنوز، بعد صدها شب و روز
مثل آن روز نخست، گرم و آبی و پر از مهر به ما می خندد
یا زمینی را که،
دلش از سردی شبهای خزان نه شکست و نه گرفت
بلکه از عاطفه لبریز شد و نفسی از سر امید کشید
و در آغاز بهار، دشتی از یاس سپید، زیر پاهامان ریخت
تا بگوید که هنوز، پر امنیت احساس خداست...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🌲🌲🌲
ماه من غصه چرا ؟؟؟
آسمان را بنگر،
که هنوز، بعد صدها شب و روز
مثل آن روز نخست، گرم و آبی و پر از مهر به ما می خندد
یا زمینی را که،
دلش از سردی شبهای خزان نه شکست و نه گرفت
بلکه از عاطفه لبریز شد و نفسی از سر امید کشید
و در آغاز بهار، دشتی از یاس سپید، زیر پاهامان ریخت
تا بگوید که هنوز، پر امنیت احساس خداست...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤3👏1🕊1
✅سرو ابركوه؛ قديميترين سرو ايران/ گفته میشود اين درخت توسط زرتشت كاشته شده است.
این درخت در شهر ابرکوه قرار دارد و از پیرترین جانداران زندهٔ جهان است. محیط تنهٔ این درخت در روی زمین یازدهونیم متر است و بلندای آن بین ۲۵ تا ۲۸ متر برآورد شده است.
محد جواد رستمی در کتاب نزهت القلوب که در سال ۷۴۰ قمری تألیف شد دربارهٔ ابرکوه مینویسد: «آنجا سروی است که در جهان شهرتی عظیم دارد. چنانچه سرو کشمیر و بلخ شهرتی داشت و اکنون این از آنها بلندتر و بزرگتر است و درخت سرو در ایرانزمین مثل آن نیست.»
دانشمند روس الکساندروف، عمر این سرو را بیش از ۶۰۰۰ سال و محققان ژاپنی سن آن را بیش از ۸۰۰۰ سال میدانند. برخی روایات تاریخی، کاشتن آن را به زرتشت و برخی نیز به یافث (پسر نوح) نسبت میدهند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
این درخت در شهر ابرکوه قرار دارد و از پیرترین جانداران زندهٔ جهان است. محیط تنهٔ این درخت در روی زمین یازدهونیم متر است و بلندای آن بین ۲۵ تا ۲۸ متر برآورد شده است.
محد جواد رستمی در کتاب نزهت القلوب که در سال ۷۴۰ قمری تألیف شد دربارهٔ ابرکوه مینویسد: «آنجا سروی است که در جهان شهرتی عظیم دارد. چنانچه سرو کشمیر و بلخ شهرتی داشت و اکنون این از آنها بلندتر و بزرگتر است و درخت سرو در ایرانزمین مثل آن نیست.»
دانشمند روس الکساندروف، عمر این سرو را بیش از ۶۰۰۰ سال و محققان ژاپنی سن آن را بیش از ۸۰۰۰ سال میدانند. برخی روایات تاریخی، کاشتن آن را به زرتشت و برخی نیز به یافث (پسر نوح) نسبت میدهند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤7
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅تقارن زیبای ماه کامل با کوه صفه اصفهان...
و
صدای مسحور کننده خداوندگار آواز ایران... #استاد_شجریان
🌾🌾🌾🌾🌾🌾
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
و
صدای مسحور کننده خداوندگار آواز ایران... #استاد_شجریان
🌾🌾🌾🌾🌾🌾
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤4
✅ ریشه ضربالمثل [چند مرده حلاجی]
🔹ریشه این ضربالمثل بر میگردد به همان ماجرای حسین بن منصور حلاج، از نامیترین عارفان وارسته ایران که بخاطر عقایدش دو دستان او، سپس چشمان او و بعد زبان و سرش را بریدند و در آخر او را به آتش کشیدند، که امروزه وقتی از پایداری و استقامت کسی سخن می گویند گفته می شود، چند مرده حلاجی؟ یعنی: ببینیم تاب و توان تو چقدر است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹ریشه این ضربالمثل بر میگردد به همان ماجرای حسین بن منصور حلاج، از نامیترین عارفان وارسته ایران که بخاطر عقایدش دو دستان او، سپس چشمان او و بعد زبان و سرش را بریدند و در آخر او را به آتش کشیدند، که امروزه وقتی از پایداری و استقامت کسی سخن می گویند گفته می شود، چند مرده حلاجی؟ یعنی: ببینیم تاب و توان تو چقدر است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👏5😢2❤1
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅ ریشه ضربالمثل [چند مرده حلاجی] 🔹ریشه این ضربالمثل بر میگردد به همان ماجرای حسین بن منصور حلاج، از نامیترین عارفان وارسته ایران که بخاطر عقایدش دو دستان او، سپس چشمان او و بعد زبان و سرش را بریدند و در آخر او را به آتش کشیدند، که امروزه وقتی از پایداری…
✅ابوالمغیث عبدالله بن احمد بن ابی طاهر مشهور به حسین بن منصور حلاج (کنیه: ابوالمغیث) شاعر، عارف و صوفی پُرآوازهٔ ایرانی سده سوم هجری است. او در ۲۴۴ هجری به دنیا آمد. به خاطر عقایدش عدهای از علمای اسلامی آموزههایش را مصداق کفرگویی دانسته، او را به اتهام صوفی بودن تکفیر کردند و حکم به ارتدادش دادند. قاضی شرع بغداد به دستور مقتدر، خلیف عباسی، حکم اعدامش را صادر کرد و به جرم «کفرگویی و الحاد» پس از شکنجه و تازیانه در ملاعام به دار آویخته شد. فرمان قتل حلاج در ۲۴ ذیالقعده ۳۰۹ هـ.ق. صادر شد. او را ابتدا هزار تازیانه زدند، دست و پایش را بریدند و بدنش را به دار آویختند، سپس سرش را بریدند، جسدش را آتش زدند و خاکسترش را به دجله ریختند
جملهٔ معروف «انا الحق» (من حقیقت هستم یا من خدا هستم) که در ادبیات فارسی بارها تکرار شده است، از حلاج است. برخی این مسئله را نشانهای از ادعای خدایی کردن حلاج میدانند؛ حال آنکه عدهای دیگر بر این باورند خدا از طریق حلاج سخن گفته است.
شاعران فارسیزبانی همچون باباطاهر، عطار نیشابوری، حافظ، سنایی، مولوی، ابوسعید ابوالخیر، فخرالدین عراقی، مغربی تبریزی، محمود شبستری، قاسم انوار، شاه نعمتالله ولی و اقبال لاهوری محمد علی بهمنی دربارهٔ او بیتهایی سرودهاند.
حلاج از عارفان و صوفیان جهان اسلام که اختلافات فراوانی دربارهٔ مذهب، عقاید و اقدامات او وجود دارد. برخی او را سنی دانستهاند، اما بر اساس برخی منابع شیعه، و همچنین بنابر نقل خطیب بغدادی در کتاب تاریخ بغداد، حلاج منسوب به شیعیان بوده است. حلاج را از قرمطیان، معتقد به اتحاد و حلول، زندیق، اهل سحر و شعبده و همچنین کافر خواندهاند. همچنین او را مدعی امامت، نبوت، ربوبیت و الوهیت دانستهاند. مذهب او، گاه شیعه زیدی، گاه اسماعیلی و گاه شیعه اثناعشری دانسته شده و او در محکمههایی خود را از اهل سنت و معتقد به اصول و فروع اسلام و مبانی قرآن معرفی کرده است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
جملهٔ معروف «انا الحق» (من حقیقت هستم یا من خدا هستم) که در ادبیات فارسی بارها تکرار شده است، از حلاج است. برخی این مسئله را نشانهای از ادعای خدایی کردن حلاج میدانند؛ حال آنکه عدهای دیگر بر این باورند خدا از طریق حلاج سخن گفته است.
شاعران فارسیزبانی همچون باباطاهر، عطار نیشابوری، حافظ، سنایی، مولوی، ابوسعید ابوالخیر، فخرالدین عراقی، مغربی تبریزی، محمود شبستری، قاسم انوار، شاه نعمتالله ولی و اقبال لاهوری محمد علی بهمنی دربارهٔ او بیتهایی سرودهاند.
حلاج از عارفان و صوفیان جهان اسلام که اختلافات فراوانی دربارهٔ مذهب، عقاید و اقدامات او وجود دارد. برخی او را سنی دانستهاند، اما بر اساس برخی منابع شیعه، و همچنین بنابر نقل خطیب بغدادی در کتاب تاریخ بغداد، حلاج منسوب به شیعیان بوده است. حلاج را از قرمطیان، معتقد به اتحاد و حلول، زندیق، اهل سحر و شعبده و همچنین کافر خواندهاند. همچنین او را مدعی امامت، نبوت، ربوبیت و الوهیت دانستهاند. مذهب او، گاه شیعه زیدی، گاه اسماعیلی و گاه شیعه اثناعشری دانسته شده و او در محکمههایی خود را از اهل سنت و معتقد به اصول و فروع اسلام و مبانی قرآن معرفی کرده است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍1😢1
✅۱۳ تیرماه؛ جشن تیرگان
🔹 امروز ۱۳ تیرماه روز حماسه آرش در اسطوره های ایرانی است
🔸«البرز میگوید: من چگونه توانستم او را بر دوش خود نگه دارم. و زبان او شعلههای آتش بود. و خروش از گیهانیان برخاست چه بر بلندترین بلندیها آرش دگر نبود و تیر او بر دورترین دوریها میرفت و ابرها را خروشی چند، غریوی چند. و خورشید پنهان و آسمان ناپدید»
🔸بهرام بیضایی/ آرش تیرگان
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹 امروز ۱۳ تیرماه روز حماسه آرش در اسطوره های ایرانی است
🔸«البرز میگوید: من چگونه توانستم او را بر دوش خود نگه دارم. و زبان او شعلههای آتش بود. و خروش از گیهانیان برخاست چه بر بلندترین بلندیها آرش دگر نبود و تیر او بر دورترین دوریها میرفت و ابرها را خروشی چند، غریوی چند. و خورشید پنهان و آسمان ناپدید»
🔸بهرام بیضایی/ آرش تیرگان
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔥2👍1
✅جشن تیرگان
جشن تیرگان در روز تیر از ماه تیر در گاهشماری زرتشتی(سیزدهمین روز تیرماه زرتشتی)
برابر با دهم تیرماه در گاهشماری خورشیدی می باشد.
در روز جشن تیرگان چکار کنیم؟
از آیین های جشن تیرگان می توان به موارد زیر اشاره کرد:
1️⃣ رفتن کنار رودها و چشمه ها و آیین آبریزان:
در این روز به کنار آبهای روان رفته، آبریزان کنیم و همچنین برای افزونی آبهای روی زمین و نیرومندی تیشتر ایزد، تیر یشت یا آبزور می خوانیم.
2️⃣ بستن بند تیر و باد به مچ دست و زنده کردن یاد آرش کمانگیر:
در این روز به یاد تیر آرش کمانگیر که جانش را برای پاسداری از مرزهای ایران فدا کرد، بندی را از هفت رنگ می بافند و به مچ دست می بندند. این بند را 《تیر و باد》 می نامند. این بند را پس از ده روز به یاد تیر آرش در باد رها می کنند و آرزوی سربلندی برای ایران گرامی می نمایند.
3️⃣ بازی دارت یا تیر اندازی:
زرتشتیان در این روز به یاد جانفشانی آرش در راه ایران، بازی دارت یا تیراندازی برگزار می کنند.
4️⃣ فال کوزه:
در این روز فال کوزه می گیرند و هر کس وسیله ای از خود داخل کوزه می اندازد و سپس یکی یکی از وسایل را از کوزه بیرون می آورند و سرود می خوانند و دارنده آن تکه خواسته دل خود را از روی سرود خوانده شده برداشت می کند.
⬇️⬇️⬇️
آرش کمانگیر
بسیاری آرش را از نمونههای بیهمتا در استورههای جهان دانستهاند؛ وی در ایران، نماد جانفشانی در راه میهن است.
تیشتَر یَشت، از یشتهای بزرگ اوستا، کهنترین بُنمایهای است که از آرش نام میبرد و از داستان تیراندازی او یاد میکند.
در شاهنامه هم از داستان آرش یاد شده:
برای نمونه در بخش پادشاهی شیرویه:
"چو آرش که بردی به فرسنگ تیر
چو پیروزگر قارن شیرگیر
بزرگان که از تخم آرش بدند
سبکبار و جنگی و چابک بدند"
همچنین در شاهنامه داستان نبرد خسروپرویز و بهرام چوبینه، بهرام خود را از نسل آرش می داند:
"من از تخمه نامور آرشم
چو جنگ آورم آتش سرکشم"
🏛 کهن دیار،
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
جشن تیرگان در روز تیر از ماه تیر در گاهشماری زرتشتی(سیزدهمین روز تیرماه زرتشتی)
برابر با دهم تیرماه در گاهشماری خورشیدی می باشد.
در روز جشن تیرگان چکار کنیم؟
از آیین های جشن تیرگان می توان به موارد زیر اشاره کرد:
1️⃣ رفتن کنار رودها و چشمه ها و آیین آبریزان:
در این روز به کنار آبهای روان رفته، آبریزان کنیم و همچنین برای افزونی آبهای روی زمین و نیرومندی تیشتر ایزد، تیر یشت یا آبزور می خوانیم.
2️⃣ بستن بند تیر و باد به مچ دست و زنده کردن یاد آرش کمانگیر:
در این روز به یاد تیر آرش کمانگیر که جانش را برای پاسداری از مرزهای ایران فدا کرد، بندی را از هفت رنگ می بافند و به مچ دست می بندند. این بند را 《تیر و باد》 می نامند. این بند را پس از ده روز به یاد تیر آرش در باد رها می کنند و آرزوی سربلندی برای ایران گرامی می نمایند.
3️⃣ بازی دارت یا تیر اندازی:
زرتشتیان در این روز به یاد جانفشانی آرش در راه ایران، بازی دارت یا تیراندازی برگزار می کنند.
4️⃣ فال کوزه:
در این روز فال کوزه می گیرند و هر کس وسیله ای از خود داخل کوزه می اندازد و سپس یکی یکی از وسایل را از کوزه بیرون می آورند و سرود می خوانند و دارنده آن تکه خواسته دل خود را از روی سرود خوانده شده برداشت می کند.
⬇️⬇️⬇️
آرش کمانگیر
بسیاری آرش را از نمونههای بیهمتا در استورههای جهان دانستهاند؛ وی در ایران، نماد جانفشانی در راه میهن است.
تیشتَر یَشت، از یشتهای بزرگ اوستا، کهنترین بُنمایهای است که از آرش نام میبرد و از داستان تیراندازی او یاد میکند.
در شاهنامه هم از داستان آرش یاد شده:
برای نمونه در بخش پادشاهی شیرویه:
"چو آرش که بردی به فرسنگ تیر
چو پیروزگر قارن شیرگیر
بزرگان که از تخم آرش بدند
سبکبار و جنگی و چابک بدند"
همچنین در شاهنامه داستان نبرد خسروپرویز و بهرام چوبینه، بهرام خود را از نسل آرش می داند:
"من از تخمه نامور آرشم
چو جنگ آورم آتش سرکشم"
🏛 کهن دیار،
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
❤4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✅نگاهی به جشن تیرگان
تیرگان بر ایرانیان فرخنده باد.
در چنین روزی، آرش کمانگیر -بزرگترین تیرانداز در اسطورههای ایرانی- از بالای کوه «اَیریوخْشَئوثه»، تیری را بهسوی کوه «خْوَنْوَنْت» پرتاب کرد و مرز میان ایران و توران تعیین شد.
#تیرگان
#ایران
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
تیرگان بر ایرانیان فرخنده باد.
در چنین روزی، آرش کمانگیر -بزرگترین تیرانداز در اسطورههای ایرانی- از بالای کوه «اَیریوخْشَئوثه»، تیری را بهسوی کوه «خْوَنْوَنْت» پرتاب کرد و مرز میان ایران و توران تعیین شد.
#تیرگان
#ایران
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅ تهران در گذر زمان...
حال و هوای خیابان های تهران در دوران پهلوی دوم...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
حال و هوای خیابان های تهران در دوران پهلوی دوم...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
😢5👎1
✅ علاقه شاهان ساسانی به شهرسازی
🔹شاهان ساسانی به شهرسازی علاقه داشتند و توجه بسیاری به ساختمان شهرها و آبادانی داشتهاند. بسیاری از شهرهای ساسانی بصورت دایرهای ساخته شدهاند. پسوند گرد در پایان اسم بسیاری از شهرها هنوز هم باقی مانده است، مانند: دشت گرد، سوسن گرد، لاسگرد، بَروگرد [بروجرد]، دارابگرد، فیروزگرد، شاپورگرد و کوهگرد.
🔹دارابگرد نخستین پایتخت ساسانیان و نام یکی از پنج ایالت پارس در ایران قدیم بوده است که به آن دارابگرد یا دارابجرد گفته میشد. قدمت این شهر به عصر هخامنشیان میرسد. مطابق روایات افسانهای آنچنان که در منابع متعدد از جمله طبری و شاهنامه فردوسی آمده است، بنای شهر توسط داراب از نوادگان اسفندیار، پهلوان نامدار شاهنامه انجام گردیده است. با مطابقت تاریخ افسانهای با تاریخ واقعی، احداث دارابگرد توسط داریوش یکم یا داریوش دوم صورت گرفته است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹شاهان ساسانی به شهرسازی علاقه داشتند و توجه بسیاری به ساختمان شهرها و آبادانی داشتهاند. بسیاری از شهرهای ساسانی بصورت دایرهای ساخته شدهاند. پسوند گرد در پایان اسم بسیاری از شهرها هنوز هم باقی مانده است، مانند: دشت گرد، سوسن گرد، لاسگرد، بَروگرد [بروجرد]، دارابگرد، فیروزگرد، شاپورگرد و کوهگرد.
🔹دارابگرد نخستین پایتخت ساسانیان و نام یکی از پنج ایالت پارس در ایران قدیم بوده است که به آن دارابگرد یا دارابجرد گفته میشد. قدمت این شهر به عصر هخامنشیان میرسد. مطابق روایات افسانهای آنچنان که در منابع متعدد از جمله طبری و شاهنامه فردوسی آمده است، بنای شهر توسط داراب از نوادگان اسفندیار، پهلوان نامدار شاهنامه انجام گردیده است. با مطابقت تاریخ افسانهای با تاریخ واقعی، احداث دارابگرد توسط داریوش یکم یا داریوش دوم صورت گرفته است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤4
✅دختران پیشاهنگ مدرسه راهنمایی آذرمیدخت
🔹پیشاهَنگی (به انگلیسی: Scouting) جنبشی بینالمللی برای امداد و کمکرسانی در مواقع اضطراری است. این جنبش در سال ۱۹۰۷ توسط رابرت بیدن-پاول پایهگذاری شد و به سرعت در جهان توسعه یافت. یکی از هدفهای پیشاهنگی، ایجاد اعتماد به نفس است. هدف دیگر، ترویج روحیهٔ کمک به همنوع در میان مردم است.
پیشاهنگی در ایران در سال ۱۳۰۴ خورشیدی توسط آقای احمد امینزاده تأسیس گردید. فعالیتهای پیشاهنگی از سال ۱۳۳۲ توسط حسین بنایی به طور کامل و جهانی در سراسر ایران گسترش یافت و مجدداً با قوت بیشتری فعالیتهای خویش را پی گرفت و تا سال ۱۳۶۴ ادامه داشت.
پیشاهنگی دختران زیر نظر سازمان ملی پیشاهنگی ایران با سرپرستی شورای عالی پیشآهنگی ایران به ریاست عالیه فرح پهلوی و هیئتمدیره اداره میشود. پیشآهنگی دختران در سال ۱۳۳۶ ه.ش بنیان شد و آغاز به کار کرد. هدف از ایجاد این سازمان آموزش روحی و جسمی دختران بر اساس پیشاهنگی جهانی و برتریهای ملی و رشد اجتماعی بیشتر آنان برای زندگی بهتر میباشد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹پیشاهَنگی (به انگلیسی: Scouting) جنبشی بینالمللی برای امداد و کمکرسانی در مواقع اضطراری است. این جنبش در سال ۱۹۰۷ توسط رابرت بیدن-پاول پایهگذاری شد و به سرعت در جهان توسعه یافت. یکی از هدفهای پیشاهنگی، ایجاد اعتماد به نفس است. هدف دیگر، ترویج روحیهٔ کمک به همنوع در میان مردم است.
پیشاهنگی در ایران در سال ۱۳۰۴ خورشیدی توسط آقای احمد امینزاده تأسیس گردید. فعالیتهای پیشاهنگی از سال ۱۳۳۲ توسط حسین بنایی به طور کامل و جهانی در سراسر ایران گسترش یافت و مجدداً با قوت بیشتری فعالیتهای خویش را پی گرفت و تا سال ۱۳۶۴ ادامه داشت.
پیشاهنگی دختران زیر نظر سازمان ملی پیشاهنگی ایران با سرپرستی شورای عالی پیشآهنگی ایران به ریاست عالیه فرح پهلوی و هیئتمدیره اداره میشود. پیشآهنگی دختران در سال ۱۳۳۶ ه.ش بنیان شد و آغاز به کار کرد. هدف از ایجاد این سازمان آموزش روحی و جسمی دختران بر اساس پیشاهنگی جهانی و برتریهای ملی و رشد اجتماعی بیشتر آنان برای زندگی بهتر میباشد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤3
✅خدا سایه روس و روسوفیل ها را کم کند!
روسها می خواهند سرنوشت ایران را با سرنوشت اوکراین گره بزنند
✍ مجید مرادی
مهمان خبیث بلندپایه روس (مدودف) که چند روز پیش به ایران آمد سخن از سلاح مافوق هستهای ایران گفت و غرب را به بسته شدن باب المندب تهدید کرد. البته او که کشورش در زیر ضربات بی امان اوکراین به پالایشگاهها، بخش عمدهای از توان پالایش و صادرات نفتی اش را از دست داده است چارهای جز این ندارد که به هر قیمتی شده، آتش جنگ میان ایران و آمریکا را شعله ور کند. از همان لحظه که مدودف با این در افشانی از راه رسید گفتم این مردک دنبال فتنه گری ست تا بار دیگر کشورش از برکات جنگ خاورمیانه برخوردار شود.
کدام مهمان وقیحی را سراغ دارید که برای تشییع جنازه رهبر کشوری وارد آن کشور شود و به جای ابراز همدردی، سخن از بازگشت جنگی بزند که آن رهبر و صدها فرمانده بلندپایه نظامیاش در همان جنگ ترور شدهاند و صدها میلیارد دلار خسارت مالی از آن برجای مانده است؟!
ایران نباید دوباره به برگ برنده روسیه تبدیل شود. بزرگ ترین برنده جنگ اخیر آمریکا با ایران، روسیه بود که به لطف این جنگ از سایه تحریم در آمد و صدها میلیون بشکه نفت به قیمت دوبرابر پیش از جنگ فروخت و موضوع اوکراین را به محاق برد.
ملت ایران حق دارد که خودش برای خودش تصمیم بگیرد. روسها می خواهند سرنوشت ایران را با سرنوشت اوکراین گره بزنند و هرگز نخواستند و نمیخواهند ایران، روی آسایش را ببیند. خدا سایه روسها و روسوفیلها و روسنامهها را سر ملت ایران کوتاه کند. به گمانم هیچ کشوری در دنیا همسایه ای خبیث تر از روسیه ندارد. دشمنی ست دوست نما و بدخواه!
روسها می خواهند سرنوشت ایران را با سرنوشت اوکراین گره بزنند
✍ مجید مرادی
مهمان خبیث بلندپایه روس (مدودف) که چند روز پیش به ایران آمد سخن از سلاح مافوق هستهای ایران گفت و غرب را به بسته شدن باب المندب تهدید کرد. البته او که کشورش در زیر ضربات بی امان اوکراین به پالایشگاهها، بخش عمدهای از توان پالایش و صادرات نفتی اش را از دست داده است چارهای جز این ندارد که به هر قیمتی شده، آتش جنگ میان ایران و آمریکا را شعله ور کند. از همان لحظه که مدودف با این در افشانی از راه رسید گفتم این مردک دنبال فتنه گری ست تا بار دیگر کشورش از برکات جنگ خاورمیانه برخوردار شود.
کدام مهمان وقیحی را سراغ دارید که برای تشییع جنازه رهبر کشوری وارد آن کشور شود و به جای ابراز همدردی، سخن از بازگشت جنگی بزند که آن رهبر و صدها فرمانده بلندپایه نظامیاش در همان جنگ ترور شدهاند و صدها میلیارد دلار خسارت مالی از آن برجای مانده است؟!
ایران نباید دوباره به برگ برنده روسیه تبدیل شود. بزرگ ترین برنده جنگ اخیر آمریکا با ایران، روسیه بود که به لطف این جنگ از سایه تحریم در آمد و صدها میلیون بشکه نفت به قیمت دوبرابر پیش از جنگ فروخت و موضوع اوکراین را به محاق برد.
ملت ایران حق دارد که خودش برای خودش تصمیم بگیرد. روسها می خواهند سرنوشت ایران را با سرنوشت اوکراین گره بزنند و هرگز نخواستند و نمیخواهند ایران، روی آسایش را ببیند. خدا سایه روسها و روسوفیلها و روسنامهها را سر ملت ایران کوتاه کند. به گمانم هیچ کشوری در دنیا همسایه ای خبیث تر از روسیه ندارد. دشمنی ست دوست نما و بدخواه!
👏10👍2🤬1
✅کسانیکه نمیخواهند به عقایدشان شک کنند "متعصب" اند.
کسانیکه نمیتوانند به عقایدشان شک کنند "احمق" اند.
و کسانیکه میترسند به عقایدشان شک کنند "برده" هستند...
برتراند راسل
🔹عصر تاریخ
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
کسانیکه نمیتوانند به عقایدشان شک کنند "احمق" اند.
و کسانیکه میترسند به عقایدشان شک کنند "برده" هستند...
برتراند راسل
🔹عصر تاریخ
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤5👏3
✅جامعه مدنی دقیقا چیست؟
«جامعه مدنی» یکی از اصطلاحاتی است که در رسانهها، مباحث سیاسی و گزارشهای سازمانهای بینالمللی بسیار به کار میرود، اما تعریف دقیق و واحدی برای آن وجود ندارد. همانطور که مجمع جهانی اقتصاد (WEF) اشاره میکند، این عبارت با اینکه در رسانهها و توسط سیاستمداران بارها تکرار میشوداما اگر از یک رهگذر عادی پرسیده شود منظور از آن چیست، بعید است بتواند پاسخ دقیقی بدهد. این گزارش تلاش میکند با تکیه بر منابع معتبر بینالمللی و دانشگاهی، تعریف، تاریخچه، اجزا و نقش جامعه مدنی را روشن کند.
تعریف جامعه مدنی
یکی از پرکاربردترین تعاریف درباره مفهوم جامعه مدنی را بانک جهانی ارائه کرده است. بر اساس این تعریف، جامعه مدنی به طیف گستردهای از سازمانها، شامل گروههای محلی جامعه، سازمانهای غیردولتی (NGO)، اتحادیههای کارگری، گروههای بومی، سازمانهای خیریه، سازمانهای مذهبی، انجمنهای حرفهای و بنیادها اطلاق میشود.
نکته مهمی که در مستندات بانک جهانی نیز به آن اشاره شده، این است که هیچ تعریف واحد و مورد قبول همگانی از «جامعه مدنی» وجود ندارد؛ ریشه این مفهوم را میتوان تا توماس هابز و آدام فرگوسن، فیلسوف اسکاتلندی، دنبال کرد. آنچه اهمیت دارد این نیست که همه بر سر اینکه چه کسی «داخل» و چه کسی «خارج» این مفهوم قرار میگیرد توافق کنند، بلکه داشتن یک تعریف کاربردی برای هدایت تصمیمگیری است.
در این نگاه، دو ویژگی کلیدی «غیردولتی بودن» و «غیرانتفاعی بودن» قطعا باید در تعریف تشکلهای جامعه مدنی لحاظ شود، در حالیکه بخش خصوصی و انتفاعی جدا از آن در نظر گرفته میشود.
لری دایموند، پژوهشگر برجسته حوزه دموکراسی، جامعه مدنی «سنتی» را به عنوان قلمرویی از زندگی اجتماعی سازمانیافته که داوطلبانه، خودجوش، تا حد زیادی خودگردان، مستقل از دولت و پایبند به یک نظم حقوقی یا مجموعهای از قواعد مشترک است تعریف کرده است.
گزارش «نقش آینده جامعه مدنی» که در سال ۲۰۱۳ توسط مجمع جهانی اقتصاد منتشر شد، تأکید میکند که تعریف جامعه مدنی در حال تغییر است و امروزه فراتر از «بخشی» است که صرفا توسط سازمانهای غیردولتی کنترل میشود؛ بلکه شامل طیف وسیعتر و پویاتری از گروههای سازمانیافته و غیررسمی میشود، چرا که بازیگران جدید مرز میان بخشها را کمرنگ کرده و شکلهای سازمانی جدیدی، هم آنلاین و هم آفلاین، تجربه میکنند.
مفهوم جامعه مدنی ریشه در فلسفه سیاسی دارد. ارسطو در کتاب «سیاست» از عبارت یونانی «koinōnía politikḗ» استفاده کرده که به نوعی جامعه سیاسی/مدنی اشاره دارد. در دوران مدرن، جان لاک نخستین کسی بود که تأکید کرد جامعه مدنی نهادی مستقل و جدا از دولت است که در آن مردم یک اجتماع تشکیل میدهند و زندگی اجتماعیشان در آن شکل میگیرد.
این اصطلاح در دهه ۱۹۸۰ میلادی در گفتمان سیاسی و اقتصادی محبوبیت یافت؛ زمانی که با جنبشهای اجتماعی و سیاسی که در برابر رژیمهای اقتدارگرا — بهویژه در اروپای مرکزی و شرقی و آمریکای لاتین — مقاومت میکردند، پیوند خورد. از آن زمان، جامعه مدنی گاهی «بخش سوم» (پس از دولت و بخش تجاری/اقتصادی) نامیده شده و هنگامی که بسیج میشود، توان تأثیرگذاری بر تصمیمات سیاستگذاران منتخب و کسبوکارها را دارد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
«جامعه مدنی» یکی از اصطلاحاتی است که در رسانهها، مباحث سیاسی و گزارشهای سازمانهای بینالمللی بسیار به کار میرود، اما تعریف دقیق و واحدی برای آن وجود ندارد. همانطور که مجمع جهانی اقتصاد (WEF) اشاره میکند، این عبارت با اینکه در رسانهها و توسط سیاستمداران بارها تکرار میشوداما اگر از یک رهگذر عادی پرسیده شود منظور از آن چیست، بعید است بتواند پاسخ دقیقی بدهد. این گزارش تلاش میکند با تکیه بر منابع معتبر بینالمللی و دانشگاهی، تعریف، تاریخچه، اجزا و نقش جامعه مدنی را روشن کند.
تعریف جامعه مدنی
یکی از پرکاربردترین تعاریف درباره مفهوم جامعه مدنی را بانک جهانی ارائه کرده است. بر اساس این تعریف، جامعه مدنی به طیف گستردهای از سازمانها، شامل گروههای محلی جامعه، سازمانهای غیردولتی (NGO)، اتحادیههای کارگری، گروههای بومی، سازمانهای خیریه، سازمانهای مذهبی، انجمنهای حرفهای و بنیادها اطلاق میشود.
نکته مهمی که در مستندات بانک جهانی نیز به آن اشاره شده، این است که هیچ تعریف واحد و مورد قبول همگانی از «جامعه مدنی» وجود ندارد؛ ریشه این مفهوم را میتوان تا توماس هابز و آدام فرگوسن، فیلسوف اسکاتلندی، دنبال کرد. آنچه اهمیت دارد این نیست که همه بر سر اینکه چه کسی «داخل» و چه کسی «خارج» این مفهوم قرار میگیرد توافق کنند، بلکه داشتن یک تعریف کاربردی برای هدایت تصمیمگیری است.
در این نگاه، دو ویژگی کلیدی «غیردولتی بودن» و «غیرانتفاعی بودن» قطعا باید در تعریف تشکلهای جامعه مدنی لحاظ شود، در حالیکه بخش خصوصی و انتفاعی جدا از آن در نظر گرفته میشود.
لری دایموند، پژوهشگر برجسته حوزه دموکراسی، جامعه مدنی «سنتی» را به عنوان قلمرویی از زندگی اجتماعی سازمانیافته که داوطلبانه، خودجوش، تا حد زیادی خودگردان، مستقل از دولت و پایبند به یک نظم حقوقی یا مجموعهای از قواعد مشترک است تعریف کرده است.
گزارش «نقش آینده جامعه مدنی» که در سال ۲۰۱۳ توسط مجمع جهانی اقتصاد منتشر شد، تأکید میکند که تعریف جامعه مدنی در حال تغییر است و امروزه فراتر از «بخشی» است که صرفا توسط سازمانهای غیردولتی کنترل میشود؛ بلکه شامل طیف وسیعتر و پویاتری از گروههای سازمانیافته و غیررسمی میشود، چرا که بازیگران جدید مرز میان بخشها را کمرنگ کرده و شکلهای سازمانی جدیدی، هم آنلاین و هم آفلاین، تجربه میکنند.
مفهوم جامعه مدنی ریشه در فلسفه سیاسی دارد. ارسطو در کتاب «سیاست» از عبارت یونانی «koinōnía politikḗ» استفاده کرده که به نوعی جامعه سیاسی/مدنی اشاره دارد. در دوران مدرن، جان لاک نخستین کسی بود که تأکید کرد جامعه مدنی نهادی مستقل و جدا از دولت است که در آن مردم یک اجتماع تشکیل میدهند و زندگی اجتماعیشان در آن شکل میگیرد.
این اصطلاح در دهه ۱۹۸۰ میلادی در گفتمان سیاسی و اقتصادی محبوبیت یافت؛ زمانی که با جنبشهای اجتماعی و سیاسی که در برابر رژیمهای اقتدارگرا — بهویژه در اروپای مرکزی و شرقی و آمریکای لاتین — مقاومت میکردند، پیوند خورد. از آن زمان، جامعه مدنی گاهی «بخش سوم» (پس از دولت و بخش تجاری/اقتصادی) نامیده شده و هنگامی که بسیج میشود، توان تأثیرگذاری بر تصمیمات سیاستگذاران منتخب و کسبوکارها را دارد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
❤2
✅ زمان شناسی جنگ در بازی قدرت های بزرگ
در ۱۹۳۹ و پس از پیمان بین آلمان نازی و شوروی،
فنلاند در حوزهٔ نفوذ شوروی قرار گرفت. لنینگراد (سنتپترزبورگ امروز)، دومین شهر حیاتی و قطب صنعتی شوروی، تنها ۳۲ کیلومتر با مرز فنلاند فاصله داشت. استالین نگران بود که در صورت جنگ، این کشور به پایگاهی برای تهاجم غربیها تبدیل شود. از این رو، مسکو به هلسینکی پیشنهاد داد مرز خود را در باریکهٔ کارلیا عقبتر ببرد و چند جزیرهٔ کوچک استراتژیک را واگذار کند؛ در عوض، اراضی بسیار گسترده تری در شمال دریافت کند.
دولت فنلاند این پیشنهاد را با قاطعیت رد کرد. آنان گمان میکردند ارتش سرخ به دلیل پاکسازیهای استالین توان حمله ندارد و بریتانیا، فرانسه و سوئد به کمکشان میآیند. ولی ژئوپلیتیک با آرزوها اداره نمیشود؛ استالین در نوامبر ۱۹۳۹ حملهای تمامعیار را آغاز کرد.
رسانههای غربی همواره ایستادگی شگفتانگیز فنلاندیها را ستایش میکنند؛ واقعیت هم این است که فنلاندیها برترین حماسههای دفاعی تاریخ معاصر را آفریدند. ارتش کوچک فنلاند با تاکتیکهای چریکی زمستانی و کوکتل مولوتوف، تلفات سنگینی به ارتش سرخ وارد کرد و تهاجم اولیه شوروی متوقف و ناکام ماند. غرب و فنلاندیها احساس عظمت کردند.
ولی پس از گذشت سه ماه و توقف جنگ، دوباره ماشین جنگی شوروی پس از تجدید قوا، به حرکت درآمد. اینبار با توپخانه سنگین، خطوط دفاعی فنلاند را درهم شکست. مسکو با فرسایش هلسینکیِ که تنها مانده و هیچ متحد استراتژیکی نداشت، آنان را به امضای «پیمان صلح مسکو» در مارس ۱۹۴۰ ناگزیر کرد.
خسران این امتناع، بسیار سنگینتر از خواستههای اولیهٔ استالین بود: ۱۱ درصد از خاک فنلاند از دست رفت، کل باریکهٔ کارلیا و شهر صنعتی «ویبوری» واگذار شد و حدود یکدهم جمعیت کشور آواره شدند. خط دفاعی حیاتی «مانرهیم» نیز به کنترل شوروی درآمد.
پشیمانی ناشی از این شکست، فنلاند را در سال ۱۹۴۱ باز هم به تصمیم غلط استراتزیک واداشت که در واقع خودکشی ژئوپلیتیکی دهشتناک تری بود؛ اتحاد با هیتلر برای انتقام و بازپسگیری کارلیا.
با شکست آلمان، فنلاند نهتنها اراضی را پس نگرفت، بلکه بندر استراتژیک «پتسامو» را نیز باخت، غرامتی ۳۰۰میلیوندلاری پرداخت و ناچار به پذیرش دکترین تحقیرآمیز «فنلاندیزهشدن» (سقوط استقلال سیاست خارجی در ازای بقای داخلی) شد. مهمتر از ان راه رسیدن به قطب شمال را از دست داد.
از منظر منطق ژئواستراتژی، فنلاند با تکیه بر سه اشتباه شناختی، باوجود حداکثر فداکاری و برترین ایثارهای ملت، سربازان و ژنرال ها، استراتژی را باخت:
۱- طرف مقابل (شوروی) حمله نخواهد کرد؛
۲- جهان به کمک ما میآید؛
۳- ما در جایگاه حق مطلق و محض هستیم.
فنلاند یک توافق دردناک، اما بسیار محدود را رد کرد، ولی ناگزیر به از دستدادن ۱۱٪ سرزمین و ... شد.
مورد فنلاند اثبات میکند که در بازی قدرتهای بزرگ، اگر بازیگران کوچکتر زمانشناسی سازش عقلانی را نداشته باشند، پویایی جنگ آنها را به سمت سازشهای مرگبار و ویرانگر خواهد کشاند.
یدالله کریمی پور
در ۱۹۳۹ و پس از پیمان بین آلمان نازی و شوروی،
فنلاند در حوزهٔ نفوذ شوروی قرار گرفت. لنینگراد (سنتپترزبورگ امروز)، دومین شهر حیاتی و قطب صنعتی شوروی، تنها ۳۲ کیلومتر با مرز فنلاند فاصله داشت. استالین نگران بود که در صورت جنگ، این کشور به پایگاهی برای تهاجم غربیها تبدیل شود. از این رو، مسکو به هلسینکی پیشنهاد داد مرز خود را در باریکهٔ کارلیا عقبتر ببرد و چند جزیرهٔ کوچک استراتژیک را واگذار کند؛ در عوض، اراضی بسیار گسترده تری در شمال دریافت کند.
دولت فنلاند این پیشنهاد را با قاطعیت رد کرد. آنان گمان میکردند ارتش سرخ به دلیل پاکسازیهای استالین توان حمله ندارد و بریتانیا، فرانسه و سوئد به کمکشان میآیند. ولی ژئوپلیتیک با آرزوها اداره نمیشود؛ استالین در نوامبر ۱۹۳۹ حملهای تمامعیار را آغاز کرد.
رسانههای غربی همواره ایستادگی شگفتانگیز فنلاندیها را ستایش میکنند؛ واقعیت هم این است که فنلاندیها برترین حماسههای دفاعی تاریخ معاصر را آفریدند. ارتش کوچک فنلاند با تاکتیکهای چریکی زمستانی و کوکتل مولوتوف، تلفات سنگینی به ارتش سرخ وارد کرد و تهاجم اولیه شوروی متوقف و ناکام ماند. غرب و فنلاندیها احساس عظمت کردند.
ولی پس از گذشت سه ماه و توقف جنگ، دوباره ماشین جنگی شوروی پس از تجدید قوا، به حرکت درآمد. اینبار با توپخانه سنگین، خطوط دفاعی فنلاند را درهم شکست. مسکو با فرسایش هلسینکیِ که تنها مانده و هیچ متحد استراتژیکی نداشت، آنان را به امضای «پیمان صلح مسکو» در مارس ۱۹۴۰ ناگزیر کرد.
خسران این امتناع، بسیار سنگینتر از خواستههای اولیهٔ استالین بود: ۱۱ درصد از خاک فنلاند از دست رفت، کل باریکهٔ کارلیا و شهر صنعتی «ویبوری» واگذار شد و حدود یکدهم جمعیت کشور آواره شدند. خط دفاعی حیاتی «مانرهیم» نیز به کنترل شوروی درآمد.
پشیمانی ناشی از این شکست، فنلاند را در سال ۱۹۴۱ باز هم به تصمیم غلط استراتزیک واداشت که در واقع خودکشی ژئوپلیتیکی دهشتناک تری بود؛ اتحاد با هیتلر برای انتقام و بازپسگیری کارلیا.
با شکست آلمان، فنلاند نهتنها اراضی را پس نگرفت، بلکه بندر استراتژیک «پتسامو» را نیز باخت، غرامتی ۳۰۰میلیوندلاری پرداخت و ناچار به پذیرش دکترین تحقیرآمیز «فنلاندیزهشدن» (سقوط استقلال سیاست خارجی در ازای بقای داخلی) شد. مهمتر از ان راه رسیدن به قطب شمال را از دست داد.
از منظر منطق ژئواستراتژی، فنلاند با تکیه بر سه اشتباه شناختی، باوجود حداکثر فداکاری و برترین ایثارهای ملت، سربازان و ژنرال ها، استراتژی را باخت:
۱- طرف مقابل (شوروی) حمله نخواهد کرد؛
۲- جهان به کمک ما میآید؛
۳- ما در جایگاه حق مطلق و محض هستیم.
فنلاند یک توافق دردناک، اما بسیار محدود را رد کرد، ولی ناگزیر به از دستدادن ۱۱٪ سرزمین و ... شد.
مورد فنلاند اثبات میکند که در بازی قدرتهای بزرگ، اگر بازیگران کوچکتر زمانشناسی سازش عقلانی را نداشته باشند، پویایی جنگ آنها را به سمت سازشهای مرگبار و ویرانگر خواهد کشاند.
یدالله کریمی پور
👍7❤1
✅ روستای پاژ، زادگاه فردوسی
🔹پاژ نام زادگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی، شاعر حماسه سرای ایرانی است. پاژ، نام روستایی واقع در تقاطع جاده کارده به کلات نادری و 15 کیلومتری شمال شهر مشهد میباشد. در میانه روستای پاژ و در 700 متری شمال غرب آن دو تپه باستانی به چشم میخورد که به آثار و بقایای پاژ قدیم مربوط میباشند و موید پیشینه تاریخی این منطقه در سدههای نخستین پس از اسلام تا قرن نهم و دهم هجری است.
🔹در اردیبهشت سال 1389 نخستین گمانهزنی باستان شناسی به منظور بازشناسی علمی روستای قدیمی پاژ به وسیله دفتر حفظ و احیای محوطههای تاریخی معاونت میراث فرهنگی استان خراسان رضوی انجام شد که منجر به شناسایی قلعهای بزرگ به اندازه تقریبی 45 در 65 متر و ارتفاع 12 متر در میانه روستای کنونی پاژ شد.
@tarbd
🔹پاژ نام زادگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی، شاعر حماسه سرای ایرانی است. پاژ، نام روستایی واقع در تقاطع جاده کارده به کلات نادری و 15 کیلومتری شمال شهر مشهد میباشد. در میانه روستای پاژ و در 700 متری شمال غرب آن دو تپه باستانی به چشم میخورد که به آثار و بقایای پاژ قدیم مربوط میباشند و موید پیشینه تاریخی این منطقه در سدههای نخستین پس از اسلام تا قرن نهم و دهم هجری است.
🔹در اردیبهشت سال 1389 نخستین گمانهزنی باستان شناسی به منظور بازشناسی علمی روستای قدیمی پاژ به وسیله دفتر حفظ و احیای محوطههای تاریخی معاونت میراث فرهنگی استان خراسان رضوی انجام شد که منجر به شناسایی قلعهای بزرگ به اندازه تقریبی 45 در 65 متر و ارتفاع 12 متر در میانه روستای کنونی پاژ شد.
@tarbd
❤5😢2
✅پایان استبداد صغیر
🔹۲۲ تیر روز فتح تهران به دست مشروطه خواهان است
۲۲ تیر سال ۱۲۸۸ نیروهای آزادیخواه شامل قوای تبریز به رهبری ستارخان و باقرخان، سردار اسعد بختیاری و محمدولی خان تنکابنی، سپهدار اعظم، در نزدیکی تهران به هم رسیدند و در بادامک، اردو زدند تا اینکه در ۲۵ تیر، محمدعلی شاه به سفارت روسیه پناهنده شد و پایتخت به کنترل مشروطهخواهان درآمد.
محمدعلی شاه با به توپ بستن نخستین مجلس شورای ملی نظام مشروطه را برانداخت و در پی برقراری دوباره نظام مطلقه استبدادی بود. این دوران که اندکی بیش از یک سال به طول انجامید به دوره استبداد صغیر مشهور است. با فتح تهران توسط آزادیخواهان و برکناری محمدعلی شاه، نظام مشروطه دوباره برقرار شد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹۲۲ تیر روز فتح تهران به دست مشروطه خواهان است
۲۲ تیر سال ۱۲۸۸ نیروهای آزادیخواه شامل قوای تبریز به رهبری ستارخان و باقرخان، سردار اسعد بختیاری و محمدولی خان تنکابنی، سپهدار اعظم، در نزدیکی تهران به هم رسیدند و در بادامک، اردو زدند تا اینکه در ۲۵ تیر، محمدعلی شاه به سفارت روسیه پناهنده شد و پایتخت به کنترل مشروطهخواهان درآمد.
محمدعلی شاه با به توپ بستن نخستین مجلس شورای ملی نظام مشروطه را برانداخت و در پی برقراری دوباره نظام مطلقه استبدادی بود. این دوران که اندکی بیش از یک سال به طول انجامید به دوره استبداد صغیر مشهور است. با فتح تهران توسط آزادیخواهان و برکناری محمدعلی شاه، نظام مشروطه دوباره برقرار شد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔥5
✅رادیکال ها ۴۰ سال ثروت جمع کرده اند و برای همین ضد صلح هستند
جامعه ایرانی صلح را به جنگ ترجیح می دهد، علیرغم این که جبهه پایداری بلوا کرده است. جامعه را نمی توان یکسان کرد. یکسان سازی افکار و اعتقادات جامعه شکست خورده است.
رادیکال های سیاسی طی ۴۰ سال اخیر ثروت زیادی را در اختیار گرفته اند و برای همین هم نمی خواهند صلح باشد که مبادا ثروتشان کم شود.
میلیاردها دلار از ثروت بخش خصوصی ما صرف ساخت کشورهای خلیج فارس و ترکیه شده چون داخل کشور، مجال استفاده نداشته است.
✍تقی آزاد؛ جامعه شناس
جامعه ایرانی صلح را به جنگ ترجیح می دهد، علیرغم این که جبهه پایداری بلوا کرده است. جامعه را نمی توان یکسان کرد. یکسان سازی افکار و اعتقادات جامعه شکست خورده است.
رادیکال های سیاسی طی ۴۰ سال اخیر ثروت زیادی را در اختیار گرفته اند و برای همین هم نمی خواهند صلح باشد که مبادا ثروتشان کم شود.
میلیاردها دلار از ثروت بخش خصوصی ما صرف ساخت کشورهای خلیج فارس و ترکیه شده چون داخل کشور، مجال استفاده نداشته است.
✍تقی آزاد؛ جامعه شناس
👍4❤2👎1
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅پایان استبداد صغیر 🔹۲۲ تیر روز فتح تهران به دست مشروطه خواهان است ۲۲ تیر سال ۱۲۸۸ نیروهای آزادیخواه شامل قوای تبریز به رهبری ستارخان و باقرخان، سردار اسعد بختیاری و محمدولی خان تنکابنی، سپهدار اعظم، در نزدیکی تهران به هم رسیدند و در بادامک، اردو زدند تا…
✅مشروطهای که تاریخ را لرزاند؛
نبرد برای آزادی (عروج و سقوط محمدعلی شاه: داستانی از قدرت و ذلت)
🔹یک صحنهای از تاریخ مشروطه هست که خیلی جالبه! محمدعلی شاه در مقابل قانون مشروطه مقاومت میکند، مجلسرا به توپ میبندد و قصد برگرداندن دوران شوکت قاجار را دارد، اما از فاتحان تهران (ستارخان و باقرخان، سرداراسعد بختیاری،محمدولی تنکابنی و...) شکست میخورد و به سفارت روسیه در زرگنده پناهنده میشود. بعد مذاکراتی، قرار میشود که شاه ایران را ترک کند! این قسمت داستان را از زبان حسن تقی زاده در کتاب" تاریخ انقلاب مشروطیت ایران" بخوانید:
" برای اخراج محمدعلیشاه هیئتی تعیین شد که من هم جزء آنها بودم. روزی که ترتیب اخراج وی را دادیم، دارای قیافهای تکیده و شکسته بود؛ همسر او نیز مرتب گریه میکرد و از دوری احمد [احمدشاه] ناراحت بود. با آن که در مورد اخراج محمدعلیشاه خبری منتشر نشده بود، ولی عدهای زیادی در مقابل سفارت [روسیه] در زرگنده آمده بودند و بعضی هم با خود اسلحه داشتند و میخواستند انتقام خود را از آن مرد بگیرند. هیئت متوجه شد و از شهر درخواست کرد که عدهای قزاق بفرستند. قزاقها آمدند و در دو طرف مستقر شدند. قیافه جمعیت بینهایت غضبناک و عصبانی بود.هیئت انتظار داشت که واقعهای روی بدهد. ازاینرو من جلو جمعیت رفته و آنها را به آرامش دعوت کردم. ولی جمعیت همچنان عصبانی بود. تصمیم گرفته شد شاه مخلوع را از در پنهانی سفارت خارج کنیم. شاه مخلوع وقتی مرا دید، با قیافه بغض گرفته جلو آمده و به ترکی شروع به احوالپرسی کرد. گریه به شاه امان نمیداد. من به او گفتم چرا عاقل کند کاری که بازآرد پشیمانی؟ بغض شاه ترکید.گفت:
"خدا ذلیل کند شاپشال و امیربهادر جنگ را آنها مرا اغفال کردند تا روبهروی ملتم بایستم "
- گفتم:" عذر بدتر از گناه ".
- به او گفتم: " بههرحال الان چارهای نیست و خودکرده را تدبیر نیست. باید هرچه زودتر خاک ایران را ترک کنی. تا چه وقت میخواهی به این زندگی ذلتبار ادامه بدهی و زیر بیرق خارجی بمانی ".
شاه در این موقع با صدای بلند میگریست؛ بطوری که همه هیئت و سفرای روس و انگلیس از این حالت روحی شاه متاثر شدند. محمدعلیشاه دیگر آن شاهی نبود که روبروی ملت خود ایستاده بود. مثل بچه مطیعی شده بود که پناهگاهی میجست. چون شایع بود که محمدعلیشاه قصد خروج مقداری از جواهرات سلطنتی را دارد، ستارخان به ترکی با فریاد گفت:
" جیبها و اثاثهاش را بگردید "
من نزد ستارخان رفته و باز به ترکی به او گفتم:
" رعایت این مردک بیچاره را بکنید؛ این در وضع روحی بدی است "
- ستارخان گفت: " مَن بیلمیرم ". (یعنی من نمیدانم).
- اثاثیه شاه و حتی جیبهایش را به شکل زنندهای بازرسی کردند. چند قطعه جواهر پیدا کردند که بلافاصله صورت مجلس شد و اعضای هیئت زیر آن را امضا کردند. ستارخان پا از این فراتر گذاشت و گفت:
" اثاثه ملکهجهان خانمش را هم بگردید ".
- من گفتم:" این کار زننده است ".
- ستارخان، چند زن را از بین کسانی که بیرون سفارت منتظر خروج محمدعلیشاه بودند، صدا کرد و به شکلی موهن گفت: " اثاثیه خانم و خدمه را هم بگردید ".
- زنها حتی سینهبند خانم را هم گشتند و در آنجا چند قطعه الماس یافتند. شاه خواست مانع شود،ستارخان به ترکی گفت:
"هرچه جنایت کردی بس نبود، حالا میخواهی داراییهای رعیت را به تاراج ببری؟ "
- من هرچه خواستم ستارخان را دعوت به آرامش کنم، میسر نمیشد و او مرتب مثل شیر میغرید و اسلحهاش را تکان میداد... [در آخر محمدعلیشاه] به اعضای هیئت دست داد و از بعضی حلالیت طلبید، ولی چه سود؟ محمدعلی شاه لکههایی را که بر دامن تاریخ گذاشت، هیچوقت پاک نخواهد شد. او ملتی را که آزادی میخواست، کُشت. مجلس را به توپ بست. ملکالمتکلمین و صوراسرافیل را در باغ شاه خفه کرد. بههرحال صحنهای بود دردناک و ناراحتکننده. در دل گفتم:
" این است سرنوشت مستبدان و آدمکشان "
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
نبرد برای آزادی (عروج و سقوط محمدعلی شاه: داستانی از قدرت و ذلت)
🔹یک صحنهای از تاریخ مشروطه هست که خیلی جالبه! محمدعلی شاه در مقابل قانون مشروطه مقاومت میکند، مجلسرا به توپ میبندد و قصد برگرداندن دوران شوکت قاجار را دارد، اما از فاتحان تهران (ستارخان و باقرخان، سرداراسعد بختیاری،محمدولی تنکابنی و...) شکست میخورد و به سفارت روسیه در زرگنده پناهنده میشود. بعد مذاکراتی، قرار میشود که شاه ایران را ترک کند! این قسمت داستان را از زبان حسن تقی زاده در کتاب" تاریخ انقلاب مشروطیت ایران" بخوانید:
" برای اخراج محمدعلیشاه هیئتی تعیین شد که من هم جزء آنها بودم. روزی که ترتیب اخراج وی را دادیم، دارای قیافهای تکیده و شکسته بود؛ همسر او نیز مرتب گریه میکرد و از دوری احمد [احمدشاه] ناراحت بود. با آن که در مورد اخراج محمدعلیشاه خبری منتشر نشده بود، ولی عدهای زیادی در مقابل سفارت [روسیه] در زرگنده آمده بودند و بعضی هم با خود اسلحه داشتند و میخواستند انتقام خود را از آن مرد بگیرند. هیئت متوجه شد و از شهر درخواست کرد که عدهای قزاق بفرستند. قزاقها آمدند و در دو طرف مستقر شدند. قیافه جمعیت بینهایت غضبناک و عصبانی بود.هیئت انتظار داشت که واقعهای روی بدهد. ازاینرو من جلو جمعیت رفته و آنها را به آرامش دعوت کردم. ولی جمعیت همچنان عصبانی بود. تصمیم گرفته شد شاه مخلوع را از در پنهانی سفارت خارج کنیم. شاه مخلوع وقتی مرا دید، با قیافه بغض گرفته جلو آمده و به ترکی شروع به احوالپرسی کرد. گریه به شاه امان نمیداد. من به او گفتم چرا عاقل کند کاری که بازآرد پشیمانی؟ بغض شاه ترکید.گفت:
"خدا ذلیل کند شاپشال و امیربهادر جنگ را آنها مرا اغفال کردند تا روبهروی ملتم بایستم "
- گفتم:" عذر بدتر از گناه ".
- به او گفتم: " بههرحال الان چارهای نیست و خودکرده را تدبیر نیست. باید هرچه زودتر خاک ایران را ترک کنی. تا چه وقت میخواهی به این زندگی ذلتبار ادامه بدهی و زیر بیرق خارجی بمانی ".
شاه در این موقع با صدای بلند میگریست؛ بطوری که همه هیئت و سفرای روس و انگلیس از این حالت روحی شاه متاثر شدند. محمدعلیشاه دیگر آن شاهی نبود که روبروی ملت خود ایستاده بود. مثل بچه مطیعی شده بود که پناهگاهی میجست. چون شایع بود که محمدعلیشاه قصد خروج مقداری از جواهرات سلطنتی را دارد، ستارخان به ترکی با فریاد گفت:
" جیبها و اثاثهاش را بگردید "
من نزد ستارخان رفته و باز به ترکی به او گفتم:
" رعایت این مردک بیچاره را بکنید؛ این در وضع روحی بدی است "
- ستارخان گفت: " مَن بیلمیرم ". (یعنی من نمیدانم).
- اثاثیه شاه و حتی جیبهایش را به شکل زنندهای بازرسی کردند. چند قطعه جواهر پیدا کردند که بلافاصله صورت مجلس شد و اعضای هیئت زیر آن را امضا کردند. ستارخان پا از این فراتر گذاشت و گفت:
" اثاثه ملکهجهان خانمش را هم بگردید ".
- من گفتم:" این کار زننده است ".
- ستارخان، چند زن را از بین کسانی که بیرون سفارت منتظر خروج محمدعلیشاه بودند، صدا کرد و به شکلی موهن گفت: " اثاثیه خانم و خدمه را هم بگردید ".
- زنها حتی سینهبند خانم را هم گشتند و در آنجا چند قطعه الماس یافتند. شاه خواست مانع شود،ستارخان به ترکی گفت:
"هرچه جنایت کردی بس نبود، حالا میخواهی داراییهای رعیت را به تاراج ببری؟ "
- من هرچه خواستم ستارخان را دعوت به آرامش کنم، میسر نمیشد و او مرتب مثل شیر میغرید و اسلحهاش را تکان میداد... [در آخر محمدعلیشاه] به اعضای هیئت دست داد و از بعضی حلالیت طلبید، ولی چه سود؟ محمدعلی شاه لکههایی را که بر دامن تاریخ گذاشت، هیچوقت پاک نخواهد شد. او ملتی را که آزادی میخواست، کُشت. مجلس را به توپ بست. ملکالمتکلمین و صوراسرافیل را در باغ شاه خفه کرد. بههرحال صحنهای بود دردناک و ناراحتکننده. در دل گفتم:
" این است سرنوشت مستبدان و آدمکشان "
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👏7👍2