✅من اینجا بس دلم تنگ است...
بسان رهنوردانی که در افسانهها گويند،
گرفته کولبار زادِ ره بر دوش،
فشرده چوبدست خيزران در مشت،
گهی پرگوی و گه خاموش،
در آن مهگون فضای خلوت افسانگیشان راه میپويند،
ما هم راه خود را میکنيم آغاز.
سه ره پيداست.
نوشته بر سر هر يک به سنگ اندر،
حديثی کهش نمیخوانی بر آن ديگر.
نخستين: راه نوش و راحت و شادی
به ننگ آغشته، اما رو به شهر و باغ و آبادی.
دو ديگر: راهِ نيمش ننگ، نيمش نام،
اگر سر بر کنی غوغا، و گر دم در کشی آرام.
سه ديگر: راه بیبرگشت، بیفرجام.
من اينجا بس دلم تنگست
و هر سازی که میبينم بدآهنگست.
بيا رهتوشه برداريم،
قدم در راه بیبرگشت بگذاريم،
ببينيم آسمانِ "هر کجا" آيا همين رنگست؟
تو دانی کاين سفر هرگز بسوی آسمانها نيست.
سوی بهرام، اين جاويدِ خونآشام،
سوی ناهيد، اين بد بيوهی گرگِ قحبهی بیغم،
که میزد جام شومش را به جام حافظ و خيام،
و میرقصيد دستافشان و پاکوبان بسان دختر کولی،
و اکنون میزند با ساغر "مکنيس" يا "نيما"
و فردا نيز خواهد زد به جام هر که بعد از ما،
سوی اينها و آنها نيست.
بسوی پهندشتِ بیخداوندیست،
که با هر جنبش نبضم
هزاران اخترش پژمرده و پرپر بخاک افتند...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
بسان رهنوردانی که در افسانهها گويند،
گرفته کولبار زادِ ره بر دوش،
فشرده چوبدست خيزران در مشت،
گهی پرگوی و گه خاموش،
در آن مهگون فضای خلوت افسانگیشان راه میپويند،
ما هم راه خود را میکنيم آغاز.
سه ره پيداست.
نوشته بر سر هر يک به سنگ اندر،
حديثی کهش نمیخوانی بر آن ديگر.
نخستين: راه نوش و راحت و شادی
به ننگ آغشته، اما رو به شهر و باغ و آبادی.
دو ديگر: راهِ نيمش ننگ، نيمش نام،
اگر سر بر کنی غوغا، و گر دم در کشی آرام.
سه ديگر: راه بیبرگشت، بیفرجام.
من اينجا بس دلم تنگست
و هر سازی که میبينم بدآهنگست.
بيا رهتوشه برداريم،
قدم در راه بیبرگشت بگذاريم،
ببينيم آسمانِ "هر کجا" آيا همين رنگست؟
تو دانی کاين سفر هرگز بسوی آسمانها نيست.
سوی بهرام، اين جاويدِ خونآشام،
سوی ناهيد، اين بد بيوهی گرگِ قحبهی بیغم،
که میزد جام شومش را به جام حافظ و خيام،
و میرقصيد دستافشان و پاکوبان بسان دختر کولی،
و اکنون میزند با ساغر "مکنيس" يا "نيما"
و فردا نيز خواهد زد به جام هر که بعد از ما،
سوی اينها و آنها نيست.
بسوی پهندشتِ بیخداوندیست،
که با هر جنبش نبضم
هزاران اخترش پژمرده و پرپر بخاک افتند...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
❤2😢2👍1🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
توهین به جانباختگان اخیر و سقوط آزاد صداوسیمای جبلی و جلیلی
🤬24😡8😢2👎1
✅توهین به جانباختگان اخیر و سقوط آزاد صداوسیما
🔹در شبکههای اجتماعی فیلمی منتشر شده که مجری یکی از برنامههای شبکه افق نگهداری مردگان و جانباختگان اخیر را به تمسخر گرفته است.
🔹شوخی با مردگان، در هر کشوری، رفتاری ناپسند و عبور آشکار از مرزهای اخلاق انسانی است.
🔹مرده پیش از آنکه دستمایه سیاسی قرار گیرد، متعلق به خانوادهی داغدار است. متعلق به مادر عزادار، پدری که فرو ریخته، یا فرزندی که دیگر پاسخ نمیگیرد.
🔹تمسخر وضعیت جانباختگان، بازی با رنج زندههاست. تمسخر مرگ، تمسخر رنج زندههاست.
🔹افسوس بر این رسانه که عنوان ملی را یدک میکشد اما عزای ملی را به سخره گرفته و جان باختگان اخیر را که بیش از ۸۰ درصد آنها شهید اعلام شدند تخفیف میکند.
🔹مسئولیت این خطا هم بر گردن مجری حقیر برنامه است، هم تهیهکنندهی نادانی که اجازه پخش داده و هم سردبیر و هم ناظری که کمترین درک و شعوری ندارند تابر چنین محتوای نظارت بیشتری داشته باشند و نظارت را رها کردهاند. همه آنها در این خباثت و توهین به مردگان و شهدا شریک هستند./باشگاه روزنامه نگاران
🔹در شبکههای اجتماعی فیلمی منتشر شده که مجری یکی از برنامههای شبکه افق نگهداری مردگان و جانباختگان اخیر را به تمسخر گرفته است.
🔹شوخی با مردگان، در هر کشوری، رفتاری ناپسند و عبور آشکار از مرزهای اخلاق انسانی است.
🔹مرده پیش از آنکه دستمایه سیاسی قرار گیرد، متعلق به خانوادهی داغدار است. متعلق به مادر عزادار، پدری که فرو ریخته، یا فرزندی که دیگر پاسخ نمیگیرد.
🔹تمسخر وضعیت جانباختگان، بازی با رنج زندههاست. تمسخر مرگ، تمسخر رنج زندههاست.
🔹افسوس بر این رسانه که عنوان ملی را یدک میکشد اما عزای ملی را به سخره گرفته و جان باختگان اخیر را که بیش از ۸۰ درصد آنها شهید اعلام شدند تخفیف میکند.
🔹مسئولیت این خطا هم بر گردن مجری حقیر برنامه است، هم تهیهکنندهی نادانی که اجازه پخش داده و هم سردبیر و هم ناظری که کمترین درک و شعوری ندارند تابر چنین محتوای نظارت بیشتری داشته باشند و نظارت را رها کردهاند. همه آنها در این خباثت و توهین به مردگان و شهدا شریک هستند./باشگاه روزنامه نگاران
❤11😢7👍4
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
🌲🌲🌲
هانا آرنت
خطرناکترین شکل قدرت،
نه در هیولاها، که در #آدمهای_عادی است؛
آنها که فقط اطاعت میکنند.
و فکر نمیکنند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
هانا آرنت
خطرناکترین شکل قدرت،
نه در هیولاها، که در #آدمهای_عادی است؛
آنها که فقط اطاعت میکنند.
و فکر نمیکنند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍11❤5
✅پایان بازیِ "سیاست تعلیق"...
ساموئل هانتینگتون در کتاب "سامان سیاسی در جوامع دستخوش دگرگونی" به موضوع کارآمدی حکومتها و توانایی آنها در مدیریت تنشهای داخلی و بینالمللی پرداخته است. هانتینگتون معتقد است،
🔹 از معیارهای اصلی کارآمدی یک نظام سیاسی:
الف) توانایی در مدیریت مشارکت سیاسی و حل منازعات داخلی است.
او بهویژه بر این نکته تأکید دارد که حکومتهای کارآمد باید بتوانند تنشها را قبل از آنکه به بحران تبدیل شوند، حل کنند.
ب) سرعت حل و فصل تنشها و خصومات بینالمللی.
برای همهی نظام سیاسی در تمامی ادوار تاریخی، همواره تنشها و مسئلههای داخلی و خارجی ایجاد میشود. اما مهم این است که حاکمانِ در قدرت، در چه مدت زمانی میتوانند تنش را کاهش دهند، مسئله را حل کنند و اجازه ندهند مسئله، به مشکل و سپس به بحران تبدیل شود.
🔹 در واقع، معیاری را که هانتینگتین برای سنجش کارآمدی نظامهای سیاسی معرفی میکند، این است که مناقشات داخلی و تنشهای بینالمللی، در چه بازهی زمانی رفع و حل میشود. او معتقد است که زمانبندی و ظرفیت پاسخگویی حکومتها به بحرانها، تعیینکننده ثبات یا فروپاشی آنهاست. از نظر او، حکومتهای با نهادهای ضعیف، معمولاً واکنشهای دیرهنگام یا نامتناسبی به چالشها نشان میدهند، درحالیکه نظامهای سیاسی نهادینهشده میتوانند بحرانها را بهموقع و به نحو مؤثر مدیریت کنند.
آن چه سبب میشود که حکومت رو به "تعلیق مسئلههایش" بیاورد، این است که پیش از این، سیاست به محاق رفته و در تعلیق بوده است.
🔹 مختصات مشترک این دسته از نظامها عبارت است از:
✔️ضعف نهادینهشدن سیاست،
✔️کاهش مشارکت سیاسی شهروندان،
✔️فقدان آزادی
✔️سرکوب نهادهای مدنی،
✔️کاهش عقلانیت سیاسی
این عوامل در نهایت به کاهش ظرفیت حکمرانی در توانایی حل مناقشات میانجامد. و هنگامی نظام سیاسی، تواناییاش را در حل و فصل تنشها از دست میدهد و نمیتواند در زمان مطلوب، تصمیم کارآمدی را اتخاذ نماید، آن گاه رو به تعلیق مسئله ها میبرد.
🔹 در این دیدگاه، ثبات سیاسی وابسته به میزان نهادینهشدن ساختارهای حکومتی است. نظامهایی که نهادهای سیاسی قوی ندارند (مانند احزاب ضعیف، بوروکراسی ناکارآمد، یا قوه قضائیه وابسته) معمولا:
✔️در مدیریت بحرانها کند عمل میکنند.
✔️در برابر تغییرات اجتماعی انعطافناپذیرند.
✔️تصمیمگیریهایشان بیشتر واکنشی است تا پیشگیرانه.
در نتیجه، چنین نظامهایی مجبور میشوند رو به سیاست تعلیق ببرند. "سیاست تعلیق"، همان "سیاست خرید زمان" است. تاکتیکی که در آن حکومتها یا بازیگران سیاسی بهجای حل ریشهای مشکلات، از تأخیر، انحراف توجه، یا اقدامات موقتی استفاده میکنند. اما هنگامی که تاکتیک خرید زمان و محول کردن حل مسئله به آیندهی نامعلوم، به یک استراتژی مبنایی تبدیل میشود، آنگاه سیاست به مثابه کنش عقلانی فرو میریزد و به جای آن، تاخیر، تعلل و نادیده گرفتن امور مینشیند.
🔹 عدم تصمیمگیریِ به موقع، در نهایت:
۱. به انباشت مشکلات حل نشده و انباشت نارضایتی منتهی میشود.
۲. اعتماد عمومی دچار فرسایش شدید میشود
۳. و سبب تشدید خشونت میگردد. زیرا وقتی معترضان دریابند که حکومت قصد واقعی برای تغییر ندارد، ممکن است به اشکال رادیکالتری از کنش روی بیاورند.
سیاست "تعلیق تصمیمگیری"، به نحو سمبلیک، همان بازی موش و گربه است. یعنی فرآیند طولانیکردن یا نمایشی شدن بحرانها، بدون حل ریشهای آنها است. با این تفاوت که در بازی موش و گربه، بازی هیچگاه به پایان قطعی نمیرسد. اما در "سیاست تعلیق"، تصمیمگیری، حکومت و بحران در یک چرخهٔ بیپایان قرار میگیرند. به نحوی که بحران فقط به تعویق میافتد، اما حل نمیشود و دوباره سر باز میزند. نوعی نمایش جنگ و گریز، در میانه ی آری و نه گفتن. چیزی شبیه آن چه در فرهنگ ایرانی به آن "کجدار و مریز" میگویند. بازی موش و گربه بیپایان است، اما در واقعیت سیاسی، بحرانهای انباشتهشده سرانجام در قالب انقلابها یا فروپاشی نظام مستقر به نمایش درمیآید و پایان غمانگیزی را رقم میزند.
✔️ "سیاست تعلیق" یا انجماد موقت موقعیت و فقدان تصمیمگیری موًثر و کارآمد، ممکن است به صورت مقطعی، موردی و کوتاه مدت به کار آید، اما وقتی از این تاکتیک، به منزلهی یک استراتژی دراز مدت در مقابل همهی مسئلهها استفاده میشود، به ضد خودش تبدیل میگردد، و نظام را در بدترین شرایط و سختترین موقعیتها قرار میدهد. به نحوی که جز کرنش و شکست در برابر واقعیتی که از آن میگریخت، راهی نمیماند.
✍علی زمانیان
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
ساموئل هانتینگتون در کتاب "سامان سیاسی در جوامع دستخوش دگرگونی" به موضوع کارآمدی حکومتها و توانایی آنها در مدیریت تنشهای داخلی و بینالمللی پرداخته است. هانتینگتون معتقد است،
🔹 از معیارهای اصلی کارآمدی یک نظام سیاسی:
الف) توانایی در مدیریت مشارکت سیاسی و حل منازعات داخلی است.
او بهویژه بر این نکته تأکید دارد که حکومتهای کارآمد باید بتوانند تنشها را قبل از آنکه به بحران تبدیل شوند، حل کنند.
ب) سرعت حل و فصل تنشها و خصومات بینالمللی.
برای همهی نظام سیاسی در تمامی ادوار تاریخی، همواره تنشها و مسئلههای داخلی و خارجی ایجاد میشود. اما مهم این است که حاکمانِ در قدرت، در چه مدت زمانی میتوانند تنش را کاهش دهند، مسئله را حل کنند و اجازه ندهند مسئله، به مشکل و سپس به بحران تبدیل شود.
🔹 در واقع، معیاری را که هانتینگتین برای سنجش کارآمدی نظامهای سیاسی معرفی میکند، این است که مناقشات داخلی و تنشهای بینالمللی، در چه بازهی زمانی رفع و حل میشود. او معتقد است که زمانبندی و ظرفیت پاسخگویی حکومتها به بحرانها، تعیینکننده ثبات یا فروپاشی آنهاست. از نظر او، حکومتهای با نهادهای ضعیف، معمولاً واکنشهای دیرهنگام یا نامتناسبی به چالشها نشان میدهند، درحالیکه نظامهای سیاسی نهادینهشده میتوانند بحرانها را بهموقع و به نحو مؤثر مدیریت کنند.
آن چه سبب میشود که حکومت رو به "تعلیق مسئلههایش" بیاورد، این است که پیش از این، سیاست به محاق رفته و در تعلیق بوده است.
🔹 مختصات مشترک این دسته از نظامها عبارت است از:
✔️ضعف نهادینهشدن سیاست،
✔️کاهش مشارکت سیاسی شهروندان،
✔️فقدان آزادی
✔️سرکوب نهادهای مدنی،
✔️کاهش عقلانیت سیاسی
این عوامل در نهایت به کاهش ظرفیت حکمرانی در توانایی حل مناقشات میانجامد. و هنگامی نظام سیاسی، تواناییاش را در حل و فصل تنشها از دست میدهد و نمیتواند در زمان مطلوب، تصمیم کارآمدی را اتخاذ نماید، آن گاه رو به تعلیق مسئله ها میبرد.
🔹 در این دیدگاه، ثبات سیاسی وابسته به میزان نهادینهشدن ساختارهای حکومتی است. نظامهایی که نهادهای سیاسی قوی ندارند (مانند احزاب ضعیف، بوروکراسی ناکارآمد، یا قوه قضائیه وابسته) معمولا:
✔️در مدیریت بحرانها کند عمل میکنند.
✔️در برابر تغییرات اجتماعی انعطافناپذیرند.
✔️تصمیمگیریهایشان بیشتر واکنشی است تا پیشگیرانه.
در نتیجه، چنین نظامهایی مجبور میشوند رو به سیاست تعلیق ببرند. "سیاست تعلیق"، همان "سیاست خرید زمان" است. تاکتیکی که در آن حکومتها یا بازیگران سیاسی بهجای حل ریشهای مشکلات، از تأخیر، انحراف توجه، یا اقدامات موقتی استفاده میکنند. اما هنگامی که تاکتیک خرید زمان و محول کردن حل مسئله به آیندهی نامعلوم، به یک استراتژی مبنایی تبدیل میشود، آنگاه سیاست به مثابه کنش عقلانی فرو میریزد و به جای آن، تاخیر، تعلل و نادیده گرفتن امور مینشیند.
🔹 عدم تصمیمگیریِ به موقع، در نهایت:
۱. به انباشت مشکلات حل نشده و انباشت نارضایتی منتهی میشود.
۲. اعتماد عمومی دچار فرسایش شدید میشود
۳. و سبب تشدید خشونت میگردد. زیرا وقتی معترضان دریابند که حکومت قصد واقعی برای تغییر ندارد، ممکن است به اشکال رادیکالتری از کنش روی بیاورند.
سیاست "تعلیق تصمیمگیری"، به نحو سمبلیک، همان بازی موش و گربه است. یعنی فرآیند طولانیکردن یا نمایشی شدن بحرانها، بدون حل ریشهای آنها است. با این تفاوت که در بازی موش و گربه، بازی هیچگاه به پایان قطعی نمیرسد. اما در "سیاست تعلیق"، تصمیمگیری، حکومت و بحران در یک چرخهٔ بیپایان قرار میگیرند. به نحوی که بحران فقط به تعویق میافتد، اما حل نمیشود و دوباره سر باز میزند. نوعی نمایش جنگ و گریز، در میانه ی آری و نه گفتن. چیزی شبیه آن چه در فرهنگ ایرانی به آن "کجدار و مریز" میگویند. بازی موش و گربه بیپایان است، اما در واقعیت سیاسی، بحرانهای انباشتهشده سرانجام در قالب انقلابها یا فروپاشی نظام مستقر به نمایش درمیآید و پایان غمانگیزی را رقم میزند.
✔️ "سیاست تعلیق" یا انجماد موقت موقعیت و فقدان تصمیمگیری موًثر و کارآمد، ممکن است به صورت مقطعی، موردی و کوتاه مدت به کار آید، اما وقتی از این تاکتیک، به منزلهی یک استراتژی دراز مدت در مقابل همهی مسئلهها استفاده میشود، به ضد خودش تبدیل میگردد، و نظام را در بدترین شرایط و سختترین موقعیتها قرار میدهد. به نحوی که جز کرنش و شکست در برابر واقعیتی که از آن میگریخت، راهی نمیماند.
✍علی زمانیان
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
❤1👏1
✅شوروی و تغذیه از احکام مرده!!!
الکساندر دوبچک درباره دلایل فروپاشی شوروی می نویسد:
این نظام جلوی تغییر را می گرفت، از احکام مرده تغذیه می کرد و از جابجا شدن طبیعی رهبران جلوگیری می کرد. سرانجام، وقتی خواستند دست به اقدامی بزنند، کار از کار گذشته و نوشداروی پس از مرگ سهراب بود.
📌الکساندر دوبچک (اسلواکی: Alexander Dubček)، سیاستمدار برجستهی کشور چکسلواکی بود که به عنوان دبیر اول هیئت رئیسه کمیته مرکزی حزب کمونیست چکسلواکی (رهبر دوفاکتو حزب کمونیست چکسلواکی) از ژانویه ۱۹۶۸ تا آوریل ۱۹۶۹ خدمت کرد. او در طول بهار پراگ تلاش کرد تا دولت کمونیستی را اصلاح کند، اما در پی تهاجم پیمان ورشو در اوت ۱۹۶۹ مجبور به استعفا شد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
الکساندر دوبچک درباره دلایل فروپاشی شوروی می نویسد:
این نظام جلوی تغییر را می گرفت، از احکام مرده تغذیه می کرد و از جابجا شدن طبیعی رهبران جلوگیری می کرد. سرانجام، وقتی خواستند دست به اقدامی بزنند، کار از کار گذشته و نوشداروی پس از مرگ سهراب بود.
📌الکساندر دوبچک (اسلواکی: Alexander Dubček)، سیاستمدار برجستهی کشور چکسلواکی بود که به عنوان دبیر اول هیئت رئیسه کمیته مرکزی حزب کمونیست چکسلواکی (رهبر دوفاکتو حزب کمونیست چکسلواکی) از ژانویه ۱۹۶۸ تا آوریل ۱۹۶۹ خدمت کرد. او در طول بهار پراگ تلاش کرد تا دولت کمونیستی را اصلاح کند، اما در پی تهاجم پیمان ورشو در اوت ۱۹۶۹ مجبور به استعفا شد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤3👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هیچچیز ابدی نیست؛
پس بارِ رنج را بر جانت سنگین مکن.
آنچه امروز گره ای سخت است،
فردا خاطرهای کمرنگ خواهد شد.
زمان میگذرد،
و تو، بیآنکه بدانی چگونه،
از این فصل نیز عبور خواهی کرد...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
پس بارِ رنج را بر جانت سنگین مکن.
آنچه امروز گره ای سخت است،
فردا خاطرهای کمرنگ خواهد شد.
زمان میگذرد،
و تو، بیآنکه بدانی چگونه،
از این فصل نیز عبور خواهی کرد...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤4👍2😢1
اولین مذاکره هسته ای ۲۲ سال پیش انجام شد، آن زمان دلار ۸۰۰ تومان و هر گرم طلا ۸هزار تومان بود.
حقوق کارگر سال ۸۲ حوالی ۹۰ تا ۱۰۰ هزار تومن بوده
معادل ۱۲ گرم طلا یعنی ۲۳۰ میلیون الان
حقوق کارگر سال ۸۲ حوالی ۹۰ تا ۱۰۰ هزار تومن بوده
معادل ۱۲ گرم طلا یعنی ۲۳۰ میلیون الان
😢7
✅حمایت دولت های اروپایی و آمریکایی از انقلاب سال ۵۷..
شرکت آمریکایی ها و انگلیسی های مقیم ایران در تظاهرات های سال ۵۷ برعلیه شاه ..
تصویری تاریخی از خبری که نشان می دهد امریکایی ها و انگلیسی های مقیم ایران در انقلاب ۵۷ به نفع آیت الله خمینی در تظاهرات ها شرکت می کردند!
آنها شعار می دادند :
« .. درود بر خمینی ، زنده باد مردم ایران ، زنده باد ملت های ایران و آمریکا و انگلیس .. »
و در پایان قطعنامه ای را که در سه ماده بر علیه حکومت شاه تنظیم شده بود را قرائت کردند
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
شرکت آمریکایی ها و انگلیسی های مقیم ایران در تظاهرات های سال ۵۷ برعلیه شاه ..
تصویری تاریخی از خبری که نشان می دهد امریکایی ها و انگلیسی های مقیم ایران در انقلاب ۵۷ به نفع آیت الله خمینی در تظاهرات ها شرکت می کردند!
آنها شعار می دادند :
« .. درود بر خمینی ، زنده باد مردم ایران ، زنده باد ملت های ایران و آمریکا و انگلیس .. »
و در پایان قطعنامه ای را که در سه ماده بر علیه حکومت شاه تنظیم شده بود را قرائت کردند
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍5😢1😡1
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
✅ در باب دموکراسی...
✍یووال نوح هراری
♈️ کارل پوپر، فیلسوف انگلیسی میگوید دموکراسی نه به معنای حاکمیت مردم است، نه حاکمیت اکثریت! مردم یا اکثریت هیچوقت حکومت نکردهاند. مبنا و معیار دیگری نیاز است. آنچه دموکراسی را دموکراسی میکند «توانایی و حقِ عزل حاکمان است از سوی مردم، بدون خونریزی و براندازی».
♈️ وآنچه دیکتاتوری را دیکتاتوری میکند، «بینصیب ماندن مردم از این توان و حق است، مگر با انقلاب و سرنگونی».
دموکراسی این سؤال افلاطونی را که «چهکس باید حکومت کند؟» کنار میزند و به جای آن میپرسد «چگونه باید حکومت کرد؟»
چنان باید حکومت کرد که شرورترین و رذلترین حاکم را بتوان پایین آورد.
♈️ اگر این درس مهم و اساسی پوپر را بسط دهیم، میتوانیم بگوییم حکومت دموکراتیک، نهادها و قوانین و دستگاههایی دارد که از این توان و حق مردمی حمایت میکنند.
بر این اساس، خطاست اگر دموکراسی را به مجلس و رأی و چیزهایی از این جنس، تقلیل دهیم.
صندوق رأی و پارلمان، دموکراسی را تضمین نمیکنند. مقصود این نیست که دموکراسی بدون رأی گرفتن از مردم ممکن است، بلکه هر رأیگرفتنی، به معنای اجرای دموکراسی نیست.
♈️ البته که انتخابات ابزار لازم و ضروری است، اما این وسیله باید در خدمت غایتِ دموکراسی باشد؛ حقیقت انتخاباتِ و دموکراسی، عزل است نه نصب!
برای دستیابی به دموکراسی، به دستگاه و نظامی نیاز است که از حق و حقوق مردمان، و در ذیل آن حقِ عزل، پشتیبانی کند.
این موضوع برای آموزش عمومی و افزایش آگاهی عامه مردم لازم است. بخصوص اینروزها که در بسیاری از کشورها، همه در حال فکر کردن به راه چاره هستند؛ اینکه از کجا ضربه خوردهاند و چرا همه حرکتها و جنبشهای عدالتخواهانه به نتیجه نمیرسد؟
♈️ ژنرال شارل دوگل در جنگ جهانی دوم، رهبر آزادی بخش فرانسه بود. او بعد از جنگ به ریاست جمهوری رسید و غیر از تلاشهایی که برای آزادسازی فرانسه از اشغال آلمانِ نازی کرد، از اقدامات ارزشمند او آزاد سازی ۱۲ مستعمره آفریقایی فرانسه بود. او در سال ۱۹۶۹، رفراندومی برای اصلاحات قانونی و اجتماعی برگزار کرد.
دوگل مدعی بود برای رفع مشکلاتی که اعتراضات وسیع سال ۱۹۶۸ یکی از نشانههایش بود، رئیس جمهور به قدرت و اختیارات بیشتری نیاز دارد.
♈️ مردم فرانسه علیرغم احترامی که برای شارل دوگل قائل بودند، به آن رفراندوم رأی منفی دادند و دوگل که نتوانسته بود اعتماد و موافقت مردم را جلب کند، از قدرت کنارهگیری کرد. درس بزرگ مردمِ فرانسه برای مردم دنیا این بود که: سوابقِ جانفشانی و خدمت یک قهرمان, دلیل و توجیه کافی برای سپردن مقدرات زندگی یک ملت و کشور به دست آن قهرمان نیست؛ چون به سادگی امکان هیولا شدن را به قهرمان میدهد.
♈️ دموکراسی، متضمن برابری افراد جامعه و تبعیت حاکم از ملت است، هیچ حاکم فرهمندی نباید اختیار بیابد ارادهاش را بر ملت تحمیل کند. دموکراسی فقط آن نیست که بتوان با رأی مردم کسی را به مقامی منصوب کرد، بلکه دموکراسی آنست که بشود آنکس را که در مسند قدرت است، با رأی مردم از قدرت عزل کرد.
در جامعهٔ برخوردار از دموکراسی، هیچ کسی در هیچ مکانیزمی نباید اختیاراتی بر ملت بیابد که بعداً نتوان جز به جنگ و جبر از او پس گرفت.
♈️ هیچ فضیلتی اعم از زهد، علم، قول، عهد و سوابق، ضمانت نمیکند که شخص حاکم، منافع خودش یا صنف و گروهش را در پای حقیقت و یا پای مردم قربانی کند. پس قدرت باید محدود، موقت، قابل نظارت و قابل استرداد باشد.
این سر رشتهای است که اگر در جامعهای گم شود، زندگی در آن جامعه، زندان و جهنم میشود و هر بار وعده تازهای برای رهایی و رستگاری، ما را به دنبال خود میکشد تا روزی برسد که بتوان از جهنمی که خود ساختهایم نجات یابیم.
♈️ اگر در سال ۱۹۶۹، مردم طبق میل ژنرال دوگل رأی داده بودند، احتمالاً امروز دوگل به شدت فردی منفور شده بود مثل ژنرال فرانکو، معمرقذافی، موگابه، صدام حسین، حاکمان کره شمالی، کوبا، و... و تا آخر عمر دوگل رئیس جمهور میماند و هرگز بدون جنگ داخلی و انقلاب و شورش نمیشد قدرت را از او پس گرفت و به منتخبی دیگر انتقال داد، چه رسد به تحت تعقیب قرار دادن رئیس جمهور مجرم یا جنایتکار.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✍یووال نوح هراری
♈️ کارل پوپر، فیلسوف انگلیسی میگوید دموکراسی نه به معنای حاکمیت مردم است، نه حاکمیت اکثریت! مردم یا اکثریت هیچوقت حکومت نکردهاند. مبنا و معیار دیگری نیاز است. آنچه دموکراسی را دموکراسی میکند «توانایی و حقِ عزل حاکمان است از سوی مردم، بدون خونریزی و براندازی».
♈️ وآنچه دیکتاتوری را دیکتاتوری میکند، «بینصیب ماندن مردم از این توان و حق است، مگر با انقلاب و سرنگونی».
دموکراسی این سؤال افلاطونی را که «چهکس باید حکومت کند؟» کنار میزند و به جای آن میپرسد «چگونه باید حکومت کرد؟»
چنان باید حکومت کرد که شرورترین و رذلترین حاکم را بتوان پایین آورد.
♈️ اگر این درس مهم و اساسی پوپر را بسط دهیم، میتوانیم بگوییم حکومت دموکراتیک، نهادها و قوانین و دستگاههایی دارد که از این توان و حق مردمی حمایت میکنند.
بر این اساس، خطاست اگر دموکراسی را به مجلس و رأی و چیزهایی از این جنس، تقلیل دهیم.
صندوق رأی و پارلمان، دموکراسی را تضمین نمیکنند. مقصود این نیست که دموکراسی بدون رأی گرفتن از مردم ممکن است، بلکه هر رأیگرفتنی، به معنای اجرای دموکراسی نیست.
♈️ البته که انتخابات ابزار لازم و ضروری است، اما این وسیله باید در خدمت غایتِ دموکراسی باشد؛ حقیقت انتخاباتِ و دموکراسی، عزل است نه نصب!
برای دستیابی به دموکراسی، به دستگاه و نظامی نیاز است که از حق و حقوق مردمان، و در ذیل آن حقِ عزل، پشتیبانی کند.
این موضوع برای آموزش عمومی و افزایش آگاهی عامه مردم لازم است. بخصوص اینروزها که در بسیاری از کشورها، همه در حال فکر کردن به راه چاره هستند؛ اینکه از کجا ضربه خوردهاند و چرا همه حرکتها و جنبشهای عدالتخواهانه به نتیجه نمیرسد؟
♈️ ژنرال شارل دوگل در جنگ جهانی دوم، رهبر آزادی بخش فرانسه بود. او بعد از جنگ به ریاست جمهوری رسید و غیر از تلاشهایی که برای آزادسازی فرانسه از اشغال آلمانِ نازی کرد، از اقدامات ارزشمند او آزاد سازی ۱۲ مستعمره آفریقایی فرانسه بود. او در سال ۱۹۶۹، رفراندومی برای اصلاحات قانونی و اجتماعی برگزار کرد.
دوگل مدعی بود برای رفع مشکلاتی که اعتراضات وسیع سال ۱۹۶۸ یکی از نشانههایش بود، رئیس جمهور به قدرت و اختیارات بیشتری نیاز دارد.
♈️ مردم فرانسه علیرغم احترامی که برای شارل دوگل قائل بودند، به آن رفراندوم رأی منفی دادند و دوگل که نتوانسته بود اعتماد و موافقت مردم را جلب کند، از قدرت کنارهگیری کرد. درس بزرگ مردمِ فرانسه برای مردم دنیا این بود که: سوابقِ جانفشانی و خدمت یک قهرمان, دلیل و توجیه کافی برای سپردن مقدرات زندگی یک ملت و کشور به دست آن قهرمان نیست؛ چون به سادگی امکان هیولا شدن را به قهرمان میدهد.
♈️ دموکراسی، متضمن برابری افراد جامعه و تبعیت حاکم از ملت است، هیچ حاکم فرهمندی نباید اختیار بیابد ارادهاش را بر ملت تحمیل کند. دموکراسی فقط آن نیست که بتوان با رأی مردم کسی را به مقامی منصوب کرد، بلکه دموکراسی آنست که بشود آنکس را که در مسند قدرت است، با رأی مردم از قدرت عزل کرد.
در جامعهٔ برخوردار از دموکراسی، هیچ کسی در هیچ مکانیزمی نباید اختیاراتی بر ملت بیابد که بعداً نتوان جز به جنگ و جبر از او پس گرفت.
♈️ هیچ فضیلتی اعم از زهد، علم، قول، عهد و سوابق، ضمانت نمیکند که شخص حاکم، منافع خودش یا صنف و گروهش را در پای حقیقت و یا پای مردم قربانی کند. پس قدرت باید محدود، موقت، قابل نظارت و قابل استرداد باشد.
این سر رشتهای است که اگر در جامعهای گم شود، زندگی در آن جامعه، زندان و جهنم میشود و هر بار وعده تازهای برای رهایی و رستگاری، ما را به دنبال خود میکشد تا روزی برسد که بتوان از جهنمی که خود ساختهایم نجات یابیم.
♈️ اگر در سال ۱۹۶۹، مردم طبق میل ژنرال دوگل رأی داده بودند، احتمالاً امروز دوگل به شدت فردی منفور شده بود مثل ژنرال فرانکو، معمرقذافی، موگابه، صدام حسین، حاکمان کره شمالی، کوبا، و... و تا آخر عمر دوگل رئیس جمهور میماند و هرگز بدون جنگ داخلی و انقلاب و شورش نمیشد قدرت را از او پس گرفت و به منتخبی دیگر انتقال داد، چه رسد به تحت تعقیب قرار دادن رئیس جمهور مجرم یا جنایتکار.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
🔥2❤1👏1
✅ آن ۳ نفر...
🔹ماجرای سنگ قبر زنی که صد سال زودتر به دنیا آمده بود!!!
در دورانی که محمود احمدینژاد شهردار تهران بود به بهانهی گسترش محوطهی امامزاده اسماعیل و تبدیل آن به تفرجگاه با استفاده از بولدوزر و بیل مکانیکی چندین قبر را شکافته و تخریب کرد، سپس استخوانهای درون آنها را به همراه سنگ قبرها به درهی جاجرود انداخت و
کسی نمیدانست آن استخوانها که از زیر خاک بیرون کشیده شد
پیکر چه کسانی بود؟؟؟
آن استخوانها، باقیمانده اجساد یحیی دولت آبادی، صدیقه دولت آبادی و محمود نریمان بود که از زیر خاک بیرون کشیده شد! اما چرا؟!
.
یحیی دولت آبادی روحانی نواندیش و ادیب و یکی از مشهورترین چهرههای انقلاب مشروطه که به زبان فرانسه نیز مسلط بود و فرهنگ غرب را به خوبی میشناخت و شیفته دموکراسی بود. او به شدت با ارتجاع و کهنهگرایی مبارزه کرد و در تاسیس مدارس جدید در ایران نقش مهمی ایفا نمود و در این راه اتهامات بسیاری به او نسبت دادند.
.
شکافتن قبرش نوعی انتقام بود و تلاش برای آن که کسی نداند او که بود و درکجا به خاک شد؟!
.
از جمله اتهاماتی که به دولتآبادی نسبت میدادند، بابیگری بود! خودش در اینباره مینویسد:
.
ظل السلطان در زمان حکومتش در اصفهان، برخی را به اتهام بابی بودن از میدان بدر میکرد تا این عنوان مجوزی باشد برای تصاحب اموال و املاک آن شخص.
.
❌قبر دوم متعلق به دکتر محمود نریمان بود. یکی از برجستهترین یاران و وزیران دکتر مصدق که هیچگاه با ارتجاع کنار نیامد. مخالف زد و بند بود و هرگز عدالت را فدای مصلحت نکرد.
.
نریمان مدتی شهردار تهران و وزیر دارایی بود و همه آنها که تاریخ جنبش ملی را خواندهاند، میدانند که او یکی از پاکترین و صادقترین وزرای دولت بود و زمانی که فوت کرد، هنوز اجارهنشین بود و خانهای از خود نداشت.
.
دکتر نریمان در دوره دوم مجلس شورای ملی، روزی چنگ انداخت و گریبان سیدمهدی میراشرافی (یکی از تندروهای مجلس که مخالف اصلاحات و بعدها مخالف انقلاب سفید شاه بود) گرفت و فریاد زد این پدر سوخته عامل انگلیس است!
.
سرانجام در سال چهل، دکتر نریمان در نهایت فقر چشم بر جهان فرو بست. شهرداری تهران روی قبر او حجرهای بنا کرد که در آن کتابهای مذهبی میفروشند. این حجره یک متر در نیم متر است و به اندازه قبر خالی شده از استخوان نریمان. نام و خاطره او نیز باید از یادها برود.
❌سرگذشت قبر سوم
آن قبر سنگ سیاهی داشت که بسیار سنگین بود، که نتوانستند پیش از روشن شدن هوا آن را هم ببرند!
سنگ در گوشه ای از محوطه ی زرگنده باقی مانده و هنوز هم هست. گرچه تمام نوشته ها و اشعار روی آن را تراشیدند و پاک کردند! و امروزه سکویی شده برای بازی کودکان
این سنگ ، سنگ قبر صدیقه دولت آبادی بود!
📍صدیقه وصیت کرده بوده، بعد از مرگ کنار برادرش یحیی به خاک سپرده شود. از برجسته ترین زنان انقلاب مشروطه و جنبش زنان ایران و بنیانگذار انجمن مشروطه خواهانه و انجمن مخدرات وطن بود. نشریه زبان زنان را درباره حقوق زنان منتشر میکرد و چادر و حجاب اجباری را به چالش میکشید.
.
در سال ۱۲۹۶ نخستین مدرسه نوین دخترانه را با نام مکتب شرعیات تاسیس کرد. فریاد وا مصیبتای عدهای افراطی به هوا برخاست که مگر ما بیغیرت و بیناموس شدهایم که دختران مان را به مدرسه بفرستیم! سرانجام مخالفتها به قدری بالا گرفت که صدیقه به جرم تاسیس همان مدرسه دستگیر و مدتی زندانی و در آخر مدرسهاش نیز تعطیل شد.
.
بارها بخاطر فعالیتهایش در احقاق حق بانوان، به نظمیه فراخوانده شد. یکبار رئیس نظمیه به او گفته بود:
" خانم شما صد سال زود به دنیا آمدهای! " صدیقه دولت آبادی پاسخ داده بود آقا من صد سال دیر متولد شدهام، اگر زودتر به دنیا آمده بودم نمیگذاشتم زنان سرزمینم چنین خوار و خفیف و در زنجیر شما اسیر باشند.
صدیقه دولت آبادی در سال هزاروسیصدویک به آلمان رفت و در کنگره بین المللی زنان در برلین شرکت کرد. او اولین زن ایرانی بود که در یک کنگره بین المللی به نمایندگی از زنان ایران حاضر شد و سخنرانی کرد.
.
متاسفانه سنگ قبر او را پاک کردند و استخوانهایش را به جاجرود ریختند تا کسی نداند و یا فراموش کنند تلاشها و محنتهای او را برای بدست آوردن ابتداییترین حقوقی که ارتجاع سیاه از آنها سلب کرده بود. یکی از پیرمرد هایی که در بوستان زرگنده است میگوید: من خانم دولت آبادی را ندیده بودم. برادرش را هم ندیده بودم، اما آقای نریمان را میشناختم. روزی که اینجا دفنش میکردند حاضر بودم. او را در ضلع شمال غربی امامزاده، غریبانه دفن کردند. غلامرضا تختی با یک عده دانشجو تابوت را تا بالای قبر آورده بودند.
🔹ماجرای سنگ قبر زنی که صد سال زودتر به دنیا آمده بود!!!
در دورانی که محمود احمدینژاد شهردار تهران بود به بهانهی گسترش محوطهی امامزاده اسماعیل و تبدیل آن به تفرجگاه با استفاده از بولدوزر و بیل مکانیکی چندین قبر را شکافته و تخریب کرد، سپس استخوانهای درون آنها را به همراه سنگ قبرها به درهی جاجرود انداخت و
کسی نمیدانست آن استخوانها که از زیر خاک بیرون کشیده شد
پیکر چه کسانی بود؟؟؟
آن استخوانها، باقیمانده اجساد یحیی دولت آبادی، صدیقه دولت آبادی و محمود نریمان بود که از زیر خاک بیرون کشیده شد! اما چرا؟!
.
یحیی دولت آبادی روحانی نواندیش و ادیب و یکی از مشهورترین چهرههای انقلاب مشروطه که به زبان فرانسه نیز مسلط بود و فرهنگ غرب را به خوبی میشناخت و شیفته دموکراسی بود. او به شدت با ارتجاع و کهنهگرایی مبارزه کرد و در تاسیس مدارس جدید در ایران نقش مهمی ایفا نمود و در این راه اتهامات بسیاری به او نسبت دادند.
.
شکافتن قبرش نوعی انتقام بود و تلاش برای آن که کسی نداند او که بود و درکجا به خاک شد؟!
.
از جمله اتهاماتی که به دولتآبادی نسبت میدادند، بابیگری بود! خودش در اینباره مینویسد:
.
ظل السلطان در زمان حکومتش در اصفهان، برخی را به اتهام بابی بودن از میدان بدر میکرد تا این عنوان مجوزی باشد برای تصاحب اموال و املاک آن شخص.
.
❌قبر دوم متعلق به دکتر محمود نریمان بود. یکی از برجستهترین یاران و وزیران دکتر مصدق که هیچگاه با ارتجاع کنار نیامد. مخالف زد و بند بود و هرگز عدالت را فدای مصلحت نکرد.
.
نریمان مدتی شهردار تهران و وزیر دارایی بود و همه آنها که تاریخ جنبش ملی را خواندهاند، میدانند که او یکی از پاکترین و صادقترین وزرای دولت بود و زمانی که فوت کرد، هنوز اجارهنشین بود و خانهای از خود نداشت.
.
دکتر نریمان در دوره دوم مجلس شورای ملی، روزی چنگ انداخت و گریبان سیدمهدی میراشرافی (یکی از تندروهای مجلس که مخالف اصلاحات و بعدها مخالف انقلاب سفید شاه بود) گرفت و فریاد زد این پدر سوخته عامل انگلیس است!
.
سرانجام در سال چهل، دکتر نریمان در نهایت فقر چشم بر جهان فرو بست. شهرداری تهران روی قبر او حجرهای بنا کرد که در آن کتابهای مذهبی میفروشند. این حجره یک متر در نیم متر است و به اندازه قبر خالی شده از استخوان نریمان. نام و خاطره او نیز باید از یادها برود.
❌سرگذشت قبر سوم
آن قبر سنگ سیاهی داشت که بسیار سنگین بود، که نتوانستند پیش از روشن شدن هوا آن را هم ببرند!
سنگ در گوشه ای از محوطه ی زرگنده باقی مانده و هنوز هم هست. گرچه تمام نوشته ها و اشعار روی آن را تراشیدند و پاک کردند! و امروزه سکویی شده برای بازی کودکان
این سنگ ، سنگ قبر صدیقه دولت آبادی بود!
📍صدیقه وصیت کرده بوده، بعد از مرگ کنار برادرش یحیی به خاک سپرده شود. از برجسته ترین زنان انقلاب مشروطه و جنبش زنان ایران و بنیانگذار انجمن مشروطه خواهانه و انجمن مخدرات وطن بود. نشریه زبان زنان را درباره حقوق زنان منتشر میکرد و چادر و حجاب اجباری را به چالش میکشید.
.
در سال ۱۲۹۶ نخستین مدرسه نوین دخترانه را با نام مکتب شرعیات تاسیس کرد. فریاد وا مصیبتای عدهای افراطی به هوا برخاست که مگر ما بیغیرت و بیناموس شدهایم که دختران مان را به مدرسه بفرستیم! سرانجام مخالفتها به قدری بالا گرفت که صدیقه به جرم تاسیس همان مدرسه دستگیر و مدتی زندانی و در آخر مدرسهاش نیز تعطیل شد.
.
بارها بخاطر فعالیتهایش در احقاق حق بانوان، به نظمیه فراخوانده شد. یکبار رئیس نظمیه به او گفته بود:
" خانم شما صد سال زود به دنیا آمدهای! " صدیقه دولت آبادی پاسخ داده بود آقا من صد سال دیر متولد شدهام، اگر زودتر به دنیا آمده بودم نمیگذاشتم زنان سرزمینم چنین خوار و خفیف و در زنجیر شما اسیر باشند.
صدیقه دولت آبادی در سال هزاروسیصدویک به آلمان رفت و در کنگره بین المللی زنان در برلین شرکت کرد. او اولین زن ایرانی بود که در یک کنگره بین المللی به نمایندگی از زنان ایران حاضر شد و سخنرانی کرد.
.
متاسفانه سنگ قبر او را پاک کردند و استخوانهایش را به جاجرود ریختند تا کسی نداند و یا فراموش کنند تلاشها و محنتهای او را برای بدست آوردن ابتداییترین حقوقی که ارتجاع سیاه از آنها سلب کرده بود. یکی از پیرمرد هایی که در بوستان زرگنده است میگوید: من خانم دولت آبادی را ندیده بودم. برادرش را هم ندیده بودم، اما آقای نریمان را میشناختم. روزی که اینجا دفنش میکردند حاضر بودم. او را در ضلع شمال غربی امامزاده، غریبانه دفن کردند. غلامرضا تختی با یک عده دانشجو تابوت را تا بالای قبر آورده بودند.
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
❤6👍1😢1
.
پینوشت: یحیی دولت آبادی در بخشی از وصیت نامهاش چنین نوشته است: به پاس زحماتم برای تعلیم و تربیت فرزندان این کشور، وصیت میکنم که معلمان هر سال در سالروز مرگم، سه کلمه "خدا" "وطن" "وجدان" را بر روی تخته سیاه بنویسند....
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
پینوشت: یحیی دولت آبادی در بخشی از وصیت نامهاش چنین نوشته است: به پاس زحماتم برای تعلیم و تربیت فرزندان این کشور، وصیت میکنم که معلمان هر سال در سالروز مرگم، سه کلمه "خدا" "وطن" "وجدان" را بر روی تخته سیاه بنویسند....
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍11
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅پروژه منهتن یا "بلای آسمانی" !!!...
ساخت بمب اتم توسط آلمان نازی...
بهرهبرداری توسط ایالات متحده
به ریاست اوپن هایمر ...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
ساخت بمب اتم توسط آلمان نازی...
بهرهبرداری توسط ایالات متحده
به ریاست اوپن هایمر ...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍4
✅مولوخ یکی از خدایان بسیار کهن آمونیان
مولوخ که ملوک نیز نامیده میشود یکی از خدایان بسیار کهن آمونیان است. مولوخ در کنعان، فنیقیه، شمال آفریقا و شام پرستش میشد. پرستش مولوخ همراه با مراسم قربانی کردن کودکان توسط والدین آنها بود.
مولوخ به شکل نرینه گاوی با دو شاخ برآمده و گاهی دوبال تصویر شده است که بر تخت زرینی نشسته است و دستانش را رو به جلو دراز کرده تا کودک قربانی را بر روی دستانش قرار دهند. گاهی در کف دست او دو چشم نیز تصویر می کنند.
مراسم قربانی ملوک با عدد هفت ارتباط دارد. هفت پله در پیش پای تخت او قرار دارد و هفت حفره بر روی سینه او قرار دارد. حفره اول برای آرد، حفره دوم برای قربانی کردن کبوتر، سومی برای قربانی کردن یک میش، چهارمی برای قوچ، پنجمی برای قربانی کردن گوساله، ششمی برای گاومیش و آخرین حفره برای قربانی کردن کودک است.
در وصف آیین قربانی کردن برای ملوک آمده است...👇👇
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
مولوخ که ملوک نیز نامیده میشود یکی از خدایان بسیار کهن آمونیان است. مولوخ در کنعان، فنیقیه، شمال آفریقا و شام پرستش میشد. پرستش مولوخ همراه با مراسم قربانی کردن کودکان توسط والدین آنها بود.
مولوخ به شکل نرینه گاوی با دو شاخ برآمده و گاهی دوبال تصویر شده است که بر تخت زرینی نشسته است و دستانش را رو به جلو دراز کرده تا کودک قربانی را بر روی دستانش قرار دهند. گاهی در کف دست او دو چشم نیز تصویر می کنند.
مراسم قربانی ملوک با عدد هفت ارتباط دارد. هفت پله در پیش پای تخت او قرار دارد و هفت حفره بر روی سینه او قرار دارد. حفره اول برای آرد، حفره دوم برای قربانی کردن کبوتر، سومی برای قربانی کردن یک میش، چهارمی برای قوچ، پنجمی برای قربانی کردن گوساله، ششمی برای گاومیش و آخرین حفره برای قربانی کردن کودک است.
در وصف آیین قربانی کردن برای ملوک آمده است...👇👇
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤2
✅مولوخ یکی از خدایان بسیار کهن آمونیان
مولوخ که ملوک نیز نامیده میشود یکی از خدایان بسیار کهن آمونیان است. مولوخ در کنعان، فنیقیه، شمال آفریقا و شام پرستش میشد. پرستش مولوخ همراه با مراسم قربانی کردن کودکان توسط والدین آنها بود.
مولوخ به شکل نرینه گاوی با دو شاخ برآمده و گاهی دوبال تصویر شده است که بر تخت زرینی نشسته است و دستانش را رو به جلو دراز کرده تا کودک قربانی را بر روی دستانش قرار دهند. گاهی در کف دست او دو چشم نیز تصویر می کنند.
مراسم قربانی ملوک با عدد هفت ارتباط دارد. هفت پله در پیش پای تخت او قرار دارد و هفت حفره بر روی سینه او قرار دارد. حفره اول برای آرد، حفره دوم برای قربانی کردن کبوتر، سومی برای قربانی کردن یک میش، چهارمی برای قوچ، پنجمی برای قربانی کردن گوساله، ششمی برای گاومیش و آخرین حفره برای قربانی کردن کودک است.
در وصف آیین قربانی کردن برای ملوک آمده است که: بت مولوخ از فلز برنج ساخته شده بود، و آن را از زیر گرم میکردند، و دستهای او باز شده بود و داغ میشد. و آنان فرزند خود را بین دستهای او میگذاشتند تا بسوزد و در زمان گریه و فریاد کودک، کاهنین طبل میزدند تا پدر آن کودک صدای گریه او را نشنود و دلش به رحم نیاید.
در کتاب عهد عتیق آمده است که: جهنا ( یا گهینا که واژه جهنم نیز از آن گرفته شده است) منطقه ای در خارج اورشلیم بود که کودکان برای مولوخ و بعل توسط آتش قربانی میشدند. از این رو در عهد عتیق و در سایر ادیان ابراهیمی این منطقه به عنوان سمبلی از پلیدی و آتش جهنم است.
در قوانین دین یهود، بنی اسرائیل به شدت از انجام مراسم قربانی برای ملوک نهی شدند. برخی پژوهشگران بر این باورند که افسانه قربانی کردن اسماعیل (یا اسحاق) توسط ابراهیم که در همان منطقه کنعان رخ داده است در واقع روایت تغییر یافته مراسم قربانی کردن فرزند ابراهیم برای ملوک بوده است.
همچنین داستان گوساله سامری نیز می تواند روایتی دگرگون شده از مراسم پرستش ملوک توسط یهودیان باشد.
برخی نظریات وجود دارد که آیین ختنه کودکان در ادیان ابراهیمی به نوعی تغییر یافته مراسم قربانی کودکان در آیین های باستانی این منطقه است.
رابطه این مراسم اسرارآمیز با آیین یهودیت و کابالیسم و تاثیرگذاری آنها بر آیین های فراماسونری و همچنین نقش پررنگ اعداد در این اسطوره باعث شده نشانه هایی نمادین از این مراسم در آیین های این فرقه دیده شود.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
مولوخ که ملوک نیز نامیده میشود یکی از خدایان بسیار کهن آمونیان است. مولوخ در کنعان، فنیقیه، شمال آفریقا و شام پرستش میشد. پرستش مولوخ همراه با مراسم قربانی کردن کودکان توسط والدین آنها بود.
مولوخ به شکل نرینه گاوی با دو شاخ برآمده و گاهی دوبال تصویر شده است که بر تخت زرینی نشسته است و دستانش را رو به جلو دراز کرده تا کودک قربانی را بر روی دستانش قرار دهند. گاهی در کف دست او دو چشم نیز تصویر می کنند.
مراسم قربانی ملوک با عدد هفت ارتباط دارد. هفت پله در پیش پای تخت او قرار دارد و هفت حفره بر روی سینه او قرار دارد. حفره اول برای آرد، حفره دوم برای قربانی کردن کبوتر، سومی برای قربانی کردن یک میش، چهارمی برای قوچ، پنجمی برای قربانی کردن گوساله، ششمی برای گاومیش و آخرین حفره برای قربانی کردن کودک است.
در وصف آیین قربانی کردن برای ملوک آمده است که: بت مولوخ از فلز برنج ساخته شده بود، و آن را از زیر گرم میکردند، و دستهای او باز شده بود و داغ میشد. و آنان فرزند خود را بین دستهای او میگذاشتند تا بسوزد و در زمان گریه و فریاد کودک، کاهنین طبل میزدند تا پدر آن کودک صدای گریه او را نشنود و دلش به رحم نیاید.
در کتاب عهد عتیق آمده است که: جهنا ( یا گهینا که واژه جهنم نیز از آن گرفته شده است) منطقه ای در خارج اورشلیم بود که کودکان برای مولوخ و بعل توسط آتش قربانی میشدند. از این رو در عهد عتیق و در سایر ادیان ابراهیمی این منطقه به عنوان سمبلی از پلیدی و آتش جهنم است.
در قوانین دین یهود، بنی اسرائیل به شدت از انجام مراسم قربانی برای ملوک نهی شدند. برخی پژوهشگران بر این باورند که افسانه قربانی کردن اسماعیل (یا اسحاق) توسط ابراهیم که در همان منطقه کنعان رخ داده است در واقع روایت تغییر یافته مراسم قربانی کردن فرزند ابراهیم برای ملوک بوده است.
همچنین داستان گوساله سامری نیز می تواند روایتی دگرگون شده از مراسم پرستش ملوک توسط یهودیان باشد.
برخی نظریات وجود دارد که آیین ختنه کودکان در ادیان ابراهیمی به نوعی تغییر یافته مراسم قربانی کودکان در آیین های باستانی این منطقه است.
رابطه این مراسم اسرارآمیز با آیین یهودیت و کابالیسم و تاثیرگذاری آنها بر آیین های فراماسونری و همچنین نقش پررنگ اعداد در این اسطوره باعث شده نشانه هایی نمادین از این مراسم در آیین های این فرقه دیده شود.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
❤5
🌲🌲🌲
✅انجمن و گروه تاریخ معلمان اصفهان با همکاری مرکز تحقیقات معلمان اصفهان برگزار می کند:
🔹 موضوع : آیین حکمرانی در شاهنامه
❇️سخنران: آقای دکتر احمدی
🔹شنبه ۲۵ بهمن - ساعت ۱۵:۳۰
♌️همچنین انتخابات شورای اجرایی انجمن علمی تاریخ نیز در جلسه برگزار می شود
🔹خ شمس آبادی، مرکز تحقیقات معلمان، کلاس ۲۰۴
📚📚📚📚📚
✅انجمن و گروه تاریخ معلمان اصفهان با همکاری مرکز تحقیقات معلمان اصفهان برگزار می کند:
🔹 موضوع : آیین حکمرانی در شاهنامه
❇️سخنران: آقای دکتر احمدی
🔹شنبه ۲۵ بهمن - ساعت ۱۵:۳۰
♌️همچنین انتخابات شورای اجرایی انجمن علمی تاریخ نیز در جلسه برگزار می شود
🔹خ شمس آبادی، مرکز تحقیقات معلمان، کلاس ۲۰۴
📚📚📚📚📚
❤6🔥1
