This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅تصاویر واقعی مربوط به ۶۰ سال پیش و حال و هوای ادم های اون روز
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤3👎1👏1😢1
✅به مناسبت هفدهم دیماه
🔹این دو بخشنامه قانون کشف حجاب رضاشاه هست که درواقع فقط کشف چاقچور مشکی و روبنده بود. متن، بسیار محافظه کارانهست و حتی حق شکایت زنان پیرامون رفتار بد ماموران با اونها لحاظ شده.
تاکید بر سادگی، دوری از مد و تجمل گرایی و عدم تقلید از بیگانگان...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹این دو بخشنامه قانون کشف حجاب رضاشاه هست که درواقع فقط کشف چاقچور مشکی و روبنده بود. متن، بسیار محافظه کارانهست و حتی حق شکایت زنان پیرامون رفتار بد ماموران با اونها لحاظ شده.
تاکید بر سادگی، دوری از مد و تجمل گرایی و عدم تقلید از بیگانگان...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤4
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
✅۱۷ دی، روز اجرای فرمان کشف حجاب...
در ۱۷ دی ۱۳۱۴ فرمان #کشف_حجاب به دستور #رضا_شاه اجرا شد. به موجب این قانون زنان حق پوشیدن چاقچور، روبنده و روسری نداشتند.
🔺 در این روز رضا شاه همراه همسر و دخترانش که بدون حجاب بودند به دانشسرای دختران رفت.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
در ۱۷ دی ۱۳۱۴ فرمان #کشف_حجاب به دستور #رضا_شاه اجرا شد. به موجب این قانون زنان حق پوشیدن چاقچور، روبنده و روسری نداشتند.
🔺 در این روز رضا شاه همراه همسر و دخترانش که بدون حجاب بودند به دانشسرای دختران رفت.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤11👎2😡1
✅گذری بر تاریخ ایران۱
🔹تمدن ایلام۱
ایلام (یا عیلام)، قطعهای از خاور نزدیک، در محل امروزی استانهای ایلام و خوزستان در جنوب ایران (و قسمتهایی از جنوب عراق) قرار داشت و تمدنی چند هزار ساله را در برهۀ تاریخی حدود 3200 تا حدود 539 پیش از میلاد دربر میگرفت.
نام ایلام در متنهای اکدی و سومری بهجا مانده، و در این زبانها به معنی «بلندیها» یا «سرزمین مرتفع» بوده است، اما خود ایلامیها سرزمینشان را هَلتَمی (یا هَلتَمتی) مینامیدند که به معنی «زمین خدا» بود. در کتاب عهد عتیق (سِفر پیدایش، باب 10، آیۀ 22) ادعا شده که این خطه بهنام عِلام یا عیلام، پسر شِم (سام)، پسر نوح نامگذاری شده بود، اما این ادعا شاهدی به جز برخی روایتهای دینیِ موجود در خود کتاب مقدس ندارد.
زبان ایلامیها با زبان شناختهشدۀ دیگری همخانواده نیست، هرچند خط ایلامی هنوز رمزگشایی نشده و تاریخچۀ کهن این قوم را باید از روی دیگر منابع میان رودانی استخراج کرد. این خطِ رمزگشایینشده را «خطینوشت ایلامی» مینامند، اما زبان ایلامی فقط پس از درگیری این قوم با سومریان بود که در منابع سومری و در قالب خط میخی به ثبت رسید.
خاستگاه قوم ایلامی همانند زبان این قوم در هالهای از رمز و راز فرو رفته است، اما بنا بر قویترین احتمال ایلامیها از مردمان بومی فلات ایران بودند که فرهنگشان در دورۀ میانرودانیِ عُبِید (حدود 5000 تا 4100 پیش از میلاد) شروع به شکلگیری کرد. تمدن ایلامی در قاموس پژوهشگری به سه دورۀ متمایز تقسیم میشود:
دورۀ نیا-ایلامی (حدود 3200 تا حدود 2700 پیش از میلاد)
دورۀ ایلام باستان (حدود 2700 تا حدود 1600 پیش از میلاد)
دورۀ ایلام میانه (حدود 1500 تا حدود 1100 پیش از میلاد)
دورۀ نو-ایلامی یا ایلامِ نو (حدود 1100 تا حدود 539 پیش از میلاد)
بهپایان رسیدن تمدن ایلامی را در ارتباط مستقیم با نخستین سالهای اوجگیری امپراتوری هخامنشی (حدود 550 تا 330 پیش از میلاد) در ایران و نتیجۀ کشورگشاییهای نخستین پادشاه هخامنشی، کورش دوم («بزرگ»، فرمانروایی حدود 550 تا 530 پیش از میلاد) میدانند، اما این به معنای رنگ باختنِ اهمیت و نفوذ فرهنگ ایلامی در دورۀ هخامنشی نیست. یکی از مهم ترین شواهد این امر ظاهر شدن زبان نوشتاری ایلامی (در قالب خط میخی) در مقام یکی از سه زبان بهکاررفته در کتیبۀ بیستون داریوش اول («بزرگ»، فرمانروایی 522 تا 486 پیش از میلاد) است. گواه دیگر نیز این که ایزدان ایلامی پیش از رواج زرتشتی گری در منطقه به جمع ایزدان مورد پرستش ایرانیان باستان راه یافتند.
شواهد کهن مربوط به ایلامیان بهطور عمده از متنهای اکدی، سومری، و آشوری و نیز اشارههای جسته گریخته در عهد عتیق بهدست میآید. بنا بر کهننوشتی از یکی از پادشاهان نو-آشوری، آشوربانیپال (فرمانروایی 668 تا 627 پیش از میلاد)، او باید در فاصلۀ حدود 647 تا 646 پیش از میلاد شهرهای ایلام را تسخیر و با خاک یکسان کرده باشد، اما شواهد باستانشناسی از اغراقآمیز بودن این ادعا خبر میدهند چون بنا بر این شواهد شهرها و فرهنگ ایلامی پس از دوران فرمانروایی این پادشاه نیز همچنان از رشد و رونق برخوردار بودهاند.
ایلامیها هرگز یک قوم یکپارچه نبودند، بلکه اتحادیهای از مردمان گوناگون ساکن در ناحیهای به این نام محسوب میشدند که بیشتر جمعیت آن در اطراف چند شهر مرکزی متمرکز بود.
ایلامیها هرگز یک قوم یکپارچه نبودند، بلکه اتحادیهای از مردمان گوناگون ساکن در ناحیهای به این نام محسوب میشدند که بیشتر جمعیت آن در اطراف چند شهر مرکزی مثل اَوان، اَنشان، شیمَشکی، و شوش متمرکز بود. اشیای بهدستآمده از حفاریهای باستانشناسی در این ناحیه، بهویژه شوش، از وجود رابطههای تجاری گستردهای خبر میدهند که دامنۀ آن تا هند ادامه داشت و ایلام را به کانون اصلی دادوستد بین میانرودان و آسیای مرکزی و شرقی تبدیل میکرد. رونق اقتصادی ایلام در «دورۀ ایلام میانه» به اوج خود رسید و قدرت سیاسیای با خود بههمراه آورد که موجب شکلگیری «امپراتوری ایلام» شد.
📚دانشنامه تاریخ جهان
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
🔹تمدن ایلام۱
ایلام (یا عیلام)، قطعهای از خاور نزدیک، در محل امروزی استانهای ایلام و خوزستان در جنوب ایران (و قسمتهایی از جنوب عراق) قرار داشت و تمدنی چند هزار ساله را در برهۀ تاریخی حدود 3200 تا حدود 539 پیش از میلاد دربر میگرفت.
نام ایلام در متنهای اکدی و سومری بهجا مانده، و در این زبانها به معنی «بلندیها» یا «سرزمین مرتفع» بوده است، اما خود ایلامیها سرزمینشان را هَلتَمی (یا هَلتَمتی) مینامیدند که به معنی «زمین خدا» بود. در کتاب عهد عتیق (سِفر پیدایش، باب 10، آیۀ 22) ادعا شده که این خطه بهنام عِلام یا عیلام، پسر شِم (سام)، پسر نوح نامگذاری شده بود، اما این ادعا شاهدی به جز برخی روایتهای دینیِ موجود در خود کتاب مقدس ندارد.
زبان ایلامیها با زبان شناختهشدۀ دیگری همخانواده نیست، هرچند خط ایلامی هنوز رمزگشایی نشده و تاریخچۀ کهن این قوم را باید از روی دیگر منابع میان رودانی استخراج کرد. این خطِ رمزگشایینشده را «خطینوشت ایلامی» مینامند، اما زبان ایلامی فقط پس از درگیری این قوم با سومریان بود که در منابع سومری و در قالب خط میخی به ثبت رسید.
خاستگاه قوم ایلامی همانند زبان این قوم در هالهای از رمز و راز فرو رفته است، اما بنا بر قویترین احتمال ایلامیها از مردمان بومی فلات ایران بودند که فرهنگشان در دورۀ میانرودانیِ عُبِید (حدود 5000 تا 4100 پیش از میلاد) شروع به شکلگیری کرد. تمدن ایلامی در قاموس پژوهشگری به سه دورۀ متمایز تقسیم میشود:
دورۀ نیا-ایلامی (حدود 3200 تا حدود 2700 پیش از میلاد)
دورۀ ایلام باستان (حدود 2700 تا حدود 1600 پیش از میلاد)
دورۀ ایلام میانه (حدود 1500 تا حدود 1100 پیش از میلاد)
دورۀ نو-ایلامی یا ایلامِ نو (حدود 1100 تا حدود 539 پیش از میلاد)
بهپایان رسیدن تمدن ایلامی را در ارتباط مستقیم با نخستین سالهای اوجگیری امپراتوری هخامنشی (حدود 550 تا 330 پیش از میلاد) در ایران و نتیجۀ کشورگشاییهای نخستین پادشاه هخامنشی، کورش دوم («بزرگ»، فرمانروایی حدود 550 تا 530 پیش از میلاد) میدانند، اما این به معنای رنگ باختنِ اهمیت و نفوذ فرهنگ ایلامی در دورۀ هخامنشی نیست. یکی از مهم ترین شواهد این امر ظاهر شدن زبان نوشتاری ایلامی (در قالب خط میخی) در مقام یکی از سه زبان بهکاررفته در کتیبۀ بیستون داریوش اول («بزرگ»، فرمانروایی 522 تا 486 پیش از میلاد) است. گواه دیگر نیز این که ایزدان ایلامی پیش از رواج زرتشتی گری در منطقه به جمع ایزدان مورد پرستش ایرانیان باستان راه یافتند.
شواهد کهن مربوط به ایلامیان بهطور عمده از متنهای اکدی، سومری، و آشوری و نیز اشارههای جسته گریخته در عهد عتیق بهدست میآید. بنا بر کهننوشتی از یکی از پادشاهان نو-آشوری، آشوربانیپال (فرمانروایی 668 تا 627 پیش از میلاد)، او باید در فاصلۀ حدود 647 تا 646 پیش از میلاد شهرهای ایلام را تسخیر و با خاک یکسان کرده باشد، اما شواهد باستانشناسی از اغراقآمیز بودن این ادعا خبر میدهند چون بنا بر این شواهد شهرها و فرهنگ ایلامی پس از دوران فرمانروایی این پادشاه نیز همچنان از رشد و رونق برخوردار بودهاند.
ایلامیها هرگز یک قوم یکپارچه نبودند، بلکه اتحادیهای از مردمان گوناگون ساکن در ناحیهای به این نام محسوب میشدند که بیشتر جمعیت آن در اطراف چند شهر مرکزی متمرکز بود.
ایلامیها هرگز یک قوم یکپارچه نبودند، بلکه اتحادیهای از مردمان گوناگون ساکن در ناحیهای به این نام محسوب میشدند که بیشتر جمعیت آن در اطراف چند شهر مرکزی مثل اَوان، اَنشان، شیمَشکی، و شوش متمرکز بود. اشیای بهدستآمده از حفاریهای باستانشناسی در این ناحیه، بهویژه شوش، از وجود رابطههای تجاری گستردهای خبر میدهند که دامنۀ آن تا هند ادامه داشت و ایلام را به کانون اصلی دادوستد بین میانرودان و آسیای مرکزی و شرقی تبدیل میکرد. رونق اقتصادی ایلام در «دورۀ ایلام میانه» به اوج خود رسید و قدرت سیاسیای با خود بههمراه آورد که موجب شکلگیری «امپراتوری ایلام» شد.
📚دانشنامه تاریخ جهان
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
🌲🌲🌲
روزگار همیشه بر یک قرار نمیمانَد؛
روز و شب دارد،
روشنی دارد،
تاریکی دارد.
کم دارد،
بیش دارد.
دیگر چیزی از زمستان باقی نمانده،
تمام می شود بهار می آید...
جای خالی سلوچ/محمود دولت آبادی
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
روزگار همیشه بر یک قرار نمیمانَد؛
روز و شب دارد،
روشنی دارد،
تاریکی دارد.
کم دارد،
بیش دارد.
دیگر چیزی از زمستان باقی نمانده،
تمام می شود بهار می آید...
جای خالی سلوچ/محمود دولت آبادی
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍5❤3
✅اسباب زوال حکومت ها
از نظر فردوسی سه کار سبب زوال سلطنت میشود که فرمانروایان باید از آنها بپرهیزند:
۱- بیدادگری؛ ستمگری و بی عدالتی و فساد
۲- ترجیح بیکارهگان (افراد ناشایست) بر مردان کارا؛
۳- آزمندی ـ پادشاهی که در پی جمعآوری گنج باشد.
سر تخت شاهان بپیچد سه کار
نخستین ز بیدادگر شهریار
دگر آنکه بیسود را برکشد
ز مرد هنرمند برتر کشد
سدیگر که با گنج خویشی کند
به دینار کوشد که بیشی کند
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
از نظر فردوسی سه کار سبب زوال سلطنت میشود که فرمانروایان باید از آنها بپرهیزند:
۱- بیدادگری؛ ستمگری و بی عدالتی و فساد
۲- ترجیح بیکارهگان (افراد ناشایست) بر مردان کارا؛
۳- آزمندی ـ پادشاهی که در پی جمعآوری گنج باشد.
سر تخت شاهان بپیچد سه کار
نخستین ز بیدادگر شهریار
دگر آنکه بیسود را برکشد
ز مرد هنرمند برتر کشد
سدیگر که با گنج خویشی کند
به دینار کوشد که بیشی کند
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤4
✅من اینجا بس دلم تنگ است...
بسان رهنوردانی که در افسانهها گويند،
گرفته کولبار زادِ ره بر دوش،
فشرده چوبدست خيزران در مشت،
گهی پرگوی و گه خاموش،
در آن مهگون فضای خلوت افسانگیشان راه میپويند،
ما هم راه خود را میکنيم آغاز.
سه ره پيداست.
نوشته بر سر هر يک به سنگ اندر،
حديثی کهش نمیخوانی بر آن ديگر.
نخستين: راه نوش و راحت و شادی
به ننگ آغشته، اما رو به شهر و باغ و آبادی.
دو ديگر: راهِ نيمش ننگ، نيمش نام،
اگر سر بر کنی غوغا، و گر دم در کشی آرام.
سه ديگر: راه بیبرگشت، بیفرجام.
من اينجا بس دلم تنگست
و هر سازی که میبينم بدآهنگست.
بيا رهتوشه برداريم،
قدم در راه بیبرگشت بگذاريم،
ببينيم آسمانِ "هر کجا" آيا همين رنگست؟
تو دانی کاين سفر هرگز بسوی آسمانها نيست.
سوی بهرام، اين جاويدِ خونآشام،
سوی ناهيد، اين بد بيوهی گرگِ قحبهی بیغم،
که میزد جام شومش را به جام حافظ و خيام،
و میرقصيد دستافشان و پاکوبان بسان دختر کولی،
و اکنون میزند با ساغر "مکنيس" يا "نيما"
و فردا نيز خواهد زد به جام هر که بعد از ما،
سوی اينها و آنها نيست.
بسوی پهندشتِ بیخداوندیست،
که با هر جنبش نبضم
هزاران اخترش پژمرده و پرپر بخاک افتند...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
بسان رهنوردانی که در افسانهها گويند،
گرفته کولبار زادِ ره بر دوش،
فشرده چوبدست خيزران در مشت،
گهی پرگوی و گه خاموش،
در آن مهگون فضای خلوت افسانگیشان راه میپويند،
ما هم راه خود را میکنيم آغاز.
سه ره پيداست.
نوشته بر سر هر يک به سنگ اندر،
حديثی کهش نمیخوانی بر آن ديگر.
نخستين: راه نوش و راحت و شادی
به ننگ آغشته، اما رو به شهر و باغ و آبادی.
دو ديگر: راهِ نيمش ننگ، نيمش نام،
اگر سر بر کنی غوغا، و گر دم در کشی آرام.
سه ديگر: راه بیبرگشت، بیفرجام.
من اينجا بس دلم تنگست
و هر سازی که میبينم بدآهنگست.
بيا رهتوشه برداريم،
قدم در راه بیبرگشت بگذاريم،
ببينيم آسمانِ "هر کجا" آيا همين رنگست؟
تو دانی کاين سفر هرگز بسوی آسمانها نيست.
سوی بهرام، اين جاويدِ خونآشام،
سوی ناهيد، اين بد بيوهی گرگِ قحبهی بیغم،
که میزد جام شومش را به جام حافظ و خيام،
و میرقصيد دستافشان و پاکوبان بسان دختر کولی،
و اکنون میزند با ساغر "مکنيس" يا "نيما"
و فردا نيز خواهد زد به جام هر که بعد از ما،
سوی اينها و آنها نيست.
بسوی پهندشتِ بیخداوندیست،
که با هر جنبش نبضم
هزاران اخترش پژمرده و پرپر بخاک افتند...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
❤2😢2👍1🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
توهین به جانباختگان اخیر و سقوط آزاد صداوسیمای جبلی و جلیلی
🤬24😡8😢2👎1
✅توهین به جانباختگان اخیر و سقوط آزاد صداوسیما
🔹در شبکههای اجتماعی فیلمی منتشر شده که مجری یکی از برنامههای شبکه افق نگهداری مردگان و جانباختگان اخیر را به تمسخر گرفته است.
🔹شوخی با مردگان، در هر کشوری، رفتاری ناپسند و عبور آشکار از مرزهای اخلاق انسانی است.
🔹مرده پیش از آنکه دستمایه سیاسی قرار گیرد، متعلق به خانوادهی داغدار است. متعلق به مادر عزادار، پدری که فرو ریخته، یا فرزندی که دیگر پاسخ نمیگیرد.
🔹تمسخر وضعیت جانباختگان، بازی با رنج زندههاست. تمسخر مرگ، تمسخر رنج زندههاست.
🔹افسوس بر این رسانه که عنوان ملی را یدک میکشد اما عزای ملی را به سخره گرفته و جان باختگان اخیر را که بیش از ۸۰ درصد آنها شهید اعلام شدند تخفیف میکند.
🔹مسئولیت این خطا هم بر گردن مجری حقیر برنامه است، هم تهیهکنندهی نادانی که اجازه پخش داده و هم سردبیر و هم ناظری که کمترین درک و شعوری ندارند تابر چنین محتوای نظارت بیشتری داشته باشند و نظارت را رها کردهاند. همه آنها در این خباثت و توهین به مردگان و شهدا شریک هستند./باشگاه روزنامه نگاران
🔹در شبکههای اجتماعی فیلمی منتشر شده که مجری یکی از برنامههای شبکه افق نگهداری مردگان و جانباختگان اخیر را به تمسخر گرفته است.
🔹شوخی با مردگان، در هر کشوری، رفتاری ناپسند و عبور آشکار از مرزهای اخلاق انسانی است.
🔹مرده پیش از آنکه دستمایه سیاسی قرار گیرد، متعلق به خانوادهی داغدار است. متعلق به مادر عزادار، پدری که فرو ریخته، یا فرزندی که دیگر پاسخ نمیگیرد.
🔹تمسخر وضعیت جانباختگان، بازی با رنج زندههاست. تمسخر مرگ، تمسخر رنج زندههاست.
🔹افسوس بر این رسانه که عنوان ملی را یدک میکشد اما عزای ملی را به سخره گرفته و جان باختگان اخیر را که بیش از ۸۰ درصد آنها شهید اعلام شدند تخفیف میکند.
🔹مسئولیت این خطا هم بر گردن مجری حقیر برنامه است، هم تهیهکنندهی نادانی که اجازه پخش داده و هم سردبیر و هم ناظری که کمترین درک و شعوری ندارند تابر چنین محتوای نظارت بیشتری داشته باشند و نظارت را رها کردهاند. همه آنها در این خباثت و توهین به مردگان و شهدا شریک هستند./باشگاه روزنامه نگاران
❤11😢7👍4
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
🌲🌲🌲
هانا آرنت
خطرناکترین شکل قدرت،
نه در هیولاها، که در #آدمهای_عادی است؛
آنها که فقط اطاعت میکنند.
و فکر نمیکنند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
هانا آرنت
خطرناکترین شکل قدرت،
نه در هیولاها، که در #آدمهای_عادی است؛
آنها که فقط اطاعت میکنند.
و فکر نمیکنند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍11❤5
✅پایان بازیِ "سیاست تعلیق"...
ساموئل هانتینگتون در کتاب "سامان سیاسی در جوامع دستخوش دگرگونی" به موضوع کارآمدی حکومتها و توانایی آنها در مدیریت تنشهای داخلی و بینالمللی پرداخته است. هانتینگتون معتقد است،
🔹 از معیارهای اصلی کارآمدی یک نظام سیاسی:
الف) توانایی در مدیریت مشارکت سیاسی و حل منازعات داخلی است.
او بهویژه بر این نکته تأکید دارد که حکومتهای کارآمد باید بتوانند تنشها را قبل از آنکه به بحران تبدیل شوند، حل کنند.
ب) سرعت حل و فصل تنشها و خصومات بینالمللی.
برای همهی نظام سیاسی در تمامی ادوار تاریخی، همواره تنشها و مسئلههای داخلی و خارجی ایجاد میشود. اما مهم این است که حاکمانِ در قدرت، در چه مدت زمانی میتوانند تنش را کاهش دهند، مسئله را حل کنند و اجازه ندهند مسئله، به مشکل و سپس به بحران تبدیل شود.
🔹 در واقع، معیاری را که هانتینگتین برای سنجش کارآمدی نظامهای سیاسی معرفی میکند، این است که مناقشات داخلی و تنشهای بینالمللی، در چه بازهی زمانی رفع و حل میشود. او معتقد است که زمانبندی و ظرفیت پاسخگویی حکومتها به بحرانها، تعیینکننده ثبات یا فروپاشی آنهاست. از نظر او، حکومتهای با نهادهای ضعیف، معمولاً واکنشهای دیرهنگام یا نامتناسبی به چالشها نشان میدهند، درحالیکه نظامهای سیاسی نهادینهشده میتوانند بحرانها را بهموقع و به نحو مؤثر مدیریت کنند.
آن چه سبب میشود که حکومت رو به "تعلیق مسئلههایش" بیاورد، این است که پیش از این، سیاست به محاق رفته و در تعلیق بوده است.
🔹 مختصات مشترک این دسته از نظامها عبارت است از:
✔️ضعف نهادینهشدن سیاست،
✔️کاهش مشارکت سیاسی شهروندان،
✔️فقدان آزادی
✔️سرکوب نهادهای مدنی،
✔️کاهش عقلانیت سیاسی
این عوامل در نهایت به کاهش ظرفیت حکمرانی در توانایی حل مناقشات میانجامد. و هنگامی نظام سیاسی، تواناییاش را در حل و فصل تنشها از دست میدهد و نمیتواند در زمان مطلوب، تصمیم کارآمدی را اتخاذ نماید، آن گاه رو به تعلیق مسئله ها میبرد.
🔹 در این دیدگاه، ثبات سیاسی وابسته به میزان نهادینهشدن ساختارهای حکومتی است. نظامهایی که نهادهای سیاسی قوی ندارند (مانند احزاب ضعیف، بوروکراسی ناکارآمد، یا قوه قضائیه وابسته) معمولا:
✔️در مدیریت بحرانها کند عمل میکنند.
✔️در برابر تغییرات اجتماعی انعطافناپذیرند.
✔️تصمیمگیریهایشان بیشتر واکنشی است تا پیشگیرانه.
در نتیجه، چنین نظامهایی مجبور میشوند رو به سیاست تعلیق ببرند. "سیاست تعلیق"، همان "سیاست خرید زمان" است. تاکتیکی که در آن حکومتها یا بازیگران سیاسی بهجای حل ریشهای مشکلات، از تأخیر، انحراف توجه، یا اقدامات موقتی استفاده میکنند. اما هنگامی که تاکتیک خرید زمان و محول کردن حل مسئله به آیندهی نامعلوم، به یک استراتژی مبنایی تبدیل میشود، آنگاه سیاست به مثابه کنش عقلانی فرو میریزد و به جای آن، تاخیر، تعلل و نادیده گرفتن امور مینشیند.
🔹 عدم تصمیمگیریِ به موقع، در نهایت:
۱. به انباشت مشکلات حل نشده و انباشت نارضایتی منتهی میشود.
۲. اعتماد عمومی دچار فرسایش شدید میشود
۳. و سبب تشدید خشونت میگردد. زیرا وقتی معترضان دریابند که حکومت قصد واقعی برای تغییر ندارد، ممکن است به اشکال رادیکالتری از کنش روی بیاورند.
سیاست "تعلیق تصمیمگیری"، به نحو سمبلیک، همان بازی موش و گربه است. یعنی فرآیند طولانیکردن یا نمایشی شدن بحرانها، بدون حل ریشهای آنها است. با این تفاوت که در بازی موش و گربه، بازی هیچگاه به پایان قطعی نمیرسد. اما در "سیاست تعلیق"، تصمیمگیری، حکومت و بحران در یک چرخهٔ بیپایان قرار میگیرند. به نحوی که بحران فقط به تعویق میافتد، اما حل نمیشود و دوباره سر باز میزند. نوعی نمایش جنگ و گریز، در میانه ی آری و نه گفتن. چیزی شبیه آن چه در فرهنگ ایرانی به آن "کجدار و مریز" میگویند. بازی موش و گربه بیپایان است، اما در واقعیت سیاسی، بحرانهای انباشتهشده سرانجام در قالب انقلابها یا فروپاشی نظام مستقر به نمایش درمیآید و پایان غمانگیزی را رقم میزند.
✔️ "سیاست تعلیق" یا انجماد موقت موقعیت و فقدان تصمیمگیری موًثر و کارآمد، ممکن است به صورت مقطعی، موردی و کوتاه مدت به کار آید، اما وقتی از این تاکتیک، به منزلهی یک استراتژی دراز مدت در مقابل همهی مسئلهها استفاده میشود، به ضد خودش تبدیل میگردد، و نظام را در بدترین شرایط و سختترین موقعیتها قرار میدهد. به نحوی که جز کرنش و شکست در برابر واقعیتی که از آن میگریخت، راهی نمیماند.
✍علی زمانیان
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
ساموئل هانتینگتون در کتاب "سامان سیاسی در جوامع دستخوش دگرگونی" به موضوع کارآمدی حکومتها و توانایی آنها در مدیریت تنشهای داخلی و بینالمللی پرداخته است. هانتینگتون معتقد است،
🔹 از معیارهای اصلی کارآمدی یک نظام سیاسی:
الف) توانایی در مدیریت مشارکت سیاسی و حل منازعات داخلی است.
او بهویژه بر این نکته تأکید دارد که حکومتهای کارآمد باید بتوانند تنشها را قبل از آنکه به بحران تبدیل شوند، حل کنند.
ب) سرعت حل و فصل تنشها و خصومات بینالمللی.
برای همهی نظام سیاسی در تمامی ادوار تاریخی، همواره تنشها و مسئلههای داخلی و خارجی ایجاد میشود. اما مهم این است که حاکمانِ در قدرت، در چه مدت زمانی میتوانند تنش را کاهش دهند، مسئله را حل کنند و اجازه ندهند مسئله، به مشکل و سپس به بحران تبدیل شود.
🔹 در واقع، معیاری را که هانتینگتین برای سنجش کارآمدی نظامهای سیاسی معرفی میکند، این است که مناقشات داخلی و تنشهای بینالمللی، در چه بازهی زمانی رفع و حل میشود. او معتقد است که زمانبندی و ظرفیت پاسخگویی حکومتها به بحرانها، تعیینکننده ثبات یا فروپاشی آنهاست. از نظر او، حکومتهای با نهادهای ضعیف، معمولاً واکنشهای دیرهنگام یا نامتناسبی به چالشها نشان میدهند، درحالیکه نظامهای سیاسی نهادینهشده میتوانند بحرانها را بهموقع و به نحو مؤثر مدیریت کنند.
آن چه سبب میشود که حکومت رو به "تعلیق مسئلههایش" بیاورد، این است که پیش از این، سیاست به محاق رفته و در تعلیق بوده است.
🔹 مختصات مشترک این دسته از نظامها عبارت است از:
✔️ضعف نهادینهشدن سیاست،
✔️کاهش مشارکت سیاسی شهروندان،
✔️فقدان آزادی
✔️سرکوب نهادهای مدنی،
✔️کاهش عقلانیت سیاسی
این عوامل در نهایت به کاهش ظرفیت حکمرانی در توانایی حل مناقشات میانجامد. و هنگامی نظام سیاسی، تواناییاش را در حل و فصل تنشها از دست میدهد و نمیتواند در زمان مطلوب، تصمیم کارآمدی را اتخاذ نماید، آن گاه رو به تعلیق مسئله ها میبرد.
🔹 در این دیدگاه، ثبات سیاسی وابسته به میزان نهادینهشدن ساختارهای حکومتی است. نظامهایی که نهادهای سیاسی قوی ندارند (مانند احزاب ضعیف، بوروکراسی ناکارآمد، یا قوه قضائیه وابسته) معمولا:
✔️در مدیریت بحرانها کند عمل میکنند.
✔️در برابر تغییرات اجتماعی انعطافناپذیرند.
✔️تصمیمگیریهایشان بیشتر واکنشی است تا پیشگیرانه.
در نتیجه، چنین نظامهایی مجبور میشوند رو به سیاست تعلیق ببرند. "سیاست تعلیق"، همان "سیاست خرید زمان" است. تاکتیکی که در آن حکومتها یا بازیگران سیاسی بهجای حل ریشهای مشکلات، از تأخیر، انحراف توجه، یا اقدامات موقتی استفاده میکنند. اما هنگامی که تاکتیک خرید زمان و محول کردن حل مسئله به آیندهی نامعلوم، به یک استراتژی مبنایی تبدیل میشود، آنگاه سیاست به مثابه کنش عقلانی فرو میریزد و به جای آن، تاخیر، تعلل و نادیده گرفتن امور مینشیند.
🔹 عدم تصمیمگیریِ به موقع، در نهایت:
۱. به انباشت مشکلات حل نشده و انباشت نارضایتی منتهی میشود.
۲. اعتماد عمومی دچار فرسایش شدید میشود
۳. و سبب تشدید خشونت میگردد. زیرا وقتی معترضان دریابند که حکومت قصد واقعی برای تغییر ندارد، ممکن است به اشکال رادیکالتری از کنش روی بیاورند.
سیاست "تعلیق تصمیمگیری"، به نحو سمبلیک، همان بازی موش و گربه است. یعنی فرآیند طولانیکردن یا نمایشی شدن بحرانها، بدون حل ریشهای آنها است. با این تفاوت که در بازی موش و گربه، بازی هیچگاه به پایان قطعی نمیرسد. اما در "سیاست تعلیق"، تصمیمگیری، حکومت و بحران در یک چرخهٔ بیپایان قرار میگیرند. به نحوی که بحران فقط به تعویق میافتد، اما حل نمیشود و دوباره سر باز میزند. نوعی نمایش جنگ و گریز، در میانه ی آری و نه گفتن. چیزی شبیه آن چه در فرهنگ ایرانی به آن "کجدار و مریز" میگویند. بازی موش و گربه بیپایان است، اما در واقعیت سیاسی، بحرانهای انباشتهشده سرانجام در قالب انقلابها یا فروپاشی نظام مستقر به نمایش درمیآید و پایان غمانگیزی را رقم میزند.
✔️ "سیاست تعلیق" یا انجماد موقت موقعیت و فقدان تصمیمگیری موًثر و کارآمد، ممکن است به صورت مقطعی، موردی و کوتاه مدت به کار آید، اما وقتی از این تاکتیک، به منزلهی یک استراتژی دراز مدت در مقابل همهی مسئلهها استفاده میشود، به ضد خودش تبدیل میگردد، و نظام را در بدترین شرایط و سختترین موقعیتها قرار میدهد. به نحوی که جز کرنش و شکست در برابر واقعیتی که از آن میگریخت، راهی نمیماند.
✍علی زمانیان
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
❤1👏1
✅شوروی و تغذیه از احکام مرده!!!
الکساندر دوبچک درباره دلایل فروپاشی شوروی می نویسد:
این نظام جلوی تغییر را می گرفت، از احکام مرده تغذیه می کرد و از جابجا شدن طبیعی رهبران جلوگیری می کرد. سرانجام، وقتی خواستند دست به اقدامی بزنند، کار از کار گذشته و نوشداروی پس از مرگ سهراب بود.
📌الکساندر دوبچک (اسلواکی: Alexander Dubček)، سیاستمدار برجستهی کشور چکسلواکی بود که به عنوان دبیر اول هیئت رئیسه کمیته مرکزی حزب کمونیست چکسلواکی (رهبر دوفاکتو حزب کمونیست چکسلواکی) از ژانویه ۱۹۶۸ تا آوریل ۱۹۶۹ خدمت کرد. او در طول بهار پراگ تلاش کرد تا دولت کمونیستی را اصلاح کند، اما در پی تهاجم پیمان ورشو در اوت ۱۹۶۹ مجبور به استعفا شد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
الکساندر دوبچک درباره دلایل فروپاشی شوروی می نویسد:
این نظام جلوی تغییر را می گرفت، از احکام مرده تغذیه می کرد و از جابجا شدن طبیعی رهبران جلوگیری می کرد. سرانجام، وقتی خواستند دست به اقدامی بزنند، کار از کار گذشته و نوشداروی پس از مرگ سهراب بود.
📌الکساندر دوبچک (اسلواکی: Alexander Dubček)، سیاستمدار برجستهی کشور چکسلواکی بود که به عنوان دبیر اول هیئت رئیسه کمیته مرکزی حزب کمونیست چکسلواکی (رهبر دوفاکتو حزب کمونیست چکسلواکی) از ژانویه ۱۹۶۸ تا آوریل ۱۹۶۹ خدمت کرد. او در طول بهار پراگ تلاش کرد تا دولت کمونیستی را اصلاح کند، اما در پی تهاجم پیمان ورشو در اوت ۱۹۶۹ مجبور به استعفا شد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤3👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هیچچیز ابدی نیست؛
پس بارِ رنج را بر جانت سنگین مکن.
آنچه امروز گره ای سخت است،
فردا خاطرهای کمرنگ خواهد شد.
زمان میگذرد،
و تو، بیآنکه بدانی چگونه،
از این فصل نیز عبور خواهی کرد...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
پس بارِ رنج را بر جانت سنگین مکن.
آنچه امروز گره ای سخت است،
فردا خاطرهای کمرنگ خواهد شد.
زمان میگذرد،
و تو، بیآنکه بدانی چگونه،
از این فصل نیز عبور خواهی کرد...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤4👍2😢1
اولین مذاکره هسته ای ۲۲ سال پیش انجام شد، آن زمان دلار ۸۰۰ تومان و هر گرم طلا ۸هزار تومان بود.
حقوق کارگر سال ۸۲ حوالی ۹۰ تا ۱۰۰ هزار تومن بوده
معادل ۱۲ گرم طلا یعنی ۲۳۰ میلیون الان
حقوق کارگر سال ۸۲ حوالی ۹۰ تا ۱۰۰ هزار تومن بوده
معادل ۱۲ گرم طلا یعنی ۲۳۰ میلیون الان
😢7
✅حمایت دولت های اروپایی و آمریکایی از انقلاب سال ۵۷..
شرکت آمریکایی ها و انگلیسی های مقیم ایران در تظاهرات های سال ۵۷ برعلیه شاه ..
تصویری تاریخی از خبری که نشان می دهد امریکایی ها و انگلیسی های مقیم ایران در انقلاب ۵۷ به نفع آیت الله خمینی در تظاهرات ها شرکت می کردند!
آنها شعار می دادند :
« .. درود بر خمینی ، زنده باد مردم ایران ، زنده باد ملت های ایران و آمریکا و انگلیس .. »
و در پایان قطعنامه ای را که در سه ماده بر علیه حکومت شاه تنظیم شده بود را قرائت کردند
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
شرکت آمریکایی ها و انگلیسی های مقیم ایران در تظاهرات های سال ۵۷ برعلیه شاه ..
تصویری تاریخی از خبری که نشان می دهد امریکایی ها و انگلیسی های مقیم ایران در انقلاب ۵۷ به نفع آیت الله خمینی در تظاهرات ها شرکت می کردند!
آنها شعار می دادند :
« .. درود بر خمینی ، زنده باد مردم ایران ، زنده باد ملت های ایران و آمریکا و انگلیس .. »
و در پایان قطعنامه ای را که در سه ماده بر علیه حکومت شاه تنظیم شده بود را قرائت کردند
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍5😢1😡1
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
✅ در باب دموکراسی...
✍یووال نوح هراری
♈️ کارل پوپر، فیلسوف انگلیسی میگوید دموکراسی نه به معنای حاکمیت مردم است، نه حاکمیت اکثریت! مردم یا اکثریت هیچوقت حکومت نکردهاند. مبنا و معیار دیگری نیاز است. آنچه دموکراسی را دموکراسی میکند «توانایی و حقِ عزل حاکمان است از سوی مردم، بدون خونریزی و براندازی».
♈️ وآنچه دیکتاتوری را دیکتاتوری میکند، «بینصیب ماندن مردم از این توان و حق است، مگر با انقلاب و سرنگونی».
دموکراسی این سؤال افلاطونی را که «چهکس باید حکومت کند؟» کنار میزند و به جای آن میپرسد «چگونه باید حکومت کرد؟»
چنان باید حکومت کرد که شرورترین و رذلترین حاکم را بتوان پایین آورد.
♈️ اگر این درس مهم و اساسی پوپر را بسط دهیم، میتوانیم بگوییم حکومت دموکراتیک، نهادها و قوانین و دستگاههایی دارد که از این توان و حق مردمی حمایت میکنند.
بر این اساس، خطاست اگر دموکراسی را به مجلس و رأی و چیزهایی از این جنس، تقلیل دهیم.
صندوق رأی و پارلمان، دموکراسی را تضمین نمیکنند. مقصود این نیست که دموکراسی بدون رأی گرفتن از مردم ممکن است، بلکه هر رأیگرفتنی، به معنای اجرای دموکراسی نیست.
♈️ البته که انتخابات ابزار لازم و ضروری است، اما این وسیله باید در خدمت غایتِ دموکراسی باشد؛ حقیقت انتخاباتِ و دموکراسی، عزل است نه نصب!
برای دستیابی به دموکراسی، به دستگاه و نظامی نیاز است که از حق و حقوق مردمان، و در ذیل آن حقِ عزل، پشتیبانی کند.
این موضوع برای آموزش عمومی و افزایش آگاهی عامه مردم لازم است. بخصوص اینروزها که در بسیاری از کشورها، همه در حال فکر کردن به راه چاره هستند؛ اینکه از کجا ضربه خوردهاند و چرا همه حرکتها و جنبشهای عدالتخواهانه به نتیجه نمیرسد؟
♈️ ژنرال شارل دوگل در جنگ جهانی دوم، رهبر آزادی بخش فرانسه بود. او بعد از جنگ به ریاست جمهوری رسید و غیر از تلاشهایی که برای آزادسازی فرانسه از اشغال آلمانِ نازی کرد، از اقدامات ارزشمند او آزاد سازی ۱۲ مستعمره آفریقایی فرانسه بود. او در سال ۱۹۶۹، رفراندومی برای اصلاحات قانونی و اجتماعی برگزار کرد.
دوگل مدعی بود برای رفع مشکلاتی که اعتراضات وسیع سال ۱۹۶۸ یکی از نشانههایش بود، رئیس جمهور به قدرت و اختیارات بیشتری نیاز دارد.
♈️ مردم فرانسه علیرغم احترامی که برای شارل دوگل قائل بودند، به آن رفراندوم رأی منفی دادند و دوگل که نتوانسته بود اعتماد و موافقت مردم را جلب کند، از قدرت کنارهگیری کرد. درس بزرگ مردمِ فرانسه برای مردم دنیا این بود که: سوابقِ جانفشانی و خدمت یک قهرمان, دلیل و توجیه کافی برای سپردن مقدرات زندگی یک ملت و کشور به دست آن قهرمان نیست؛ چون به سادگی امکان هیولا شدن را به قهرمان میدهد.
♈️ دموکراسی، متضمن برابری افراد جامعه و تبعیت حاکم از ملت است، هیچ حاکم فرهمندی نباید اختیار بیابد ارادهاش را بر ملت تحمیل کند. دموکراسی فقط آن نیست که بتوان با رأی مردم کسی را به مقامی منصوب کرد، بلکه دموکراسی آنست که بشود آنکس را که در مسند قدرت است، با رأی مردم از قدرت عزل کرد.
در جامعهٔ برخوردار از دموکراسی، هیچ کسی در هیچ مکانیزمی نباید اختیاراتی بر ملت بیابد که بعداً نتوان جز به جنگ و جبر از او پس گرفت.
♈️ هیچ فضیلتی اعم از زهد، علم، قول، عهد و سوابق، ضمانت نمیکند که شخص حاکم، منافع خودش یا صنف و گروهش را در پای حقیقت و یا پای مردم قربانی کند. پس قدرت باید محدود، موقت، قابل نظارت و قابل استرداد باشد.
این سر رشتهای است که اگر در جامعهای گم شود، زندگی در آن جامعه، زندان و جهنم میشود و هر بار وعده تازهای برای رهایی و رستگاری، ما را به دنبال خود میکشد تا روزی برسد که بتوان از جهنمی که خود ساختهایم نجات یابیم.
♈️ اگر در سال ۱۹۶۹، مردم طبق میل ژنرال دوگل رأی داده بودند، احتمالاً امروز دوگل به شدت فردی منفور شده بود مثل ژنرال فرانکو، معمرقذافی، موگابه، صدام حسین، حاکمان کره شمالی، کوبا، و... و تا آخر عمر دوگل رئیس جمهور میماند و هرگز بدون جنگ داخلی و انقلاب و شورش نمیشد قدرت را از او پس گرفت و به منتخبی دیگر انتقال داد، چه رسد به تحت تعقیب قرار دادن رئیس جمهور مجرم یا جنایتکار.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✍یووال نوح هراری
♈️ کارل پوپر، فیلسوف انگلیسی میگوید دموکراسی نه به معنای حاکمیت مردم است، نه حاکمیت اکثریت! مردم یا اکثریت هیچوقت حکومت نکردهاند. مبنا و معیار دیگری نیاز است. آنچه دموکراسی را دموکراسی میکند «توانایی و حقِ عزل حاکمان است از سوی مردم، بدون خونریزی و براندازی».
♈️ وآنچه دیکتاتوری را دیکتاتوری میکند، «بینصیب ماندن مردم از این توان و حق است، مگر با انقلاب و سرنگونی».
دموکراسی این سؤال افلاطونی را که «چهکس باید حکومت کند؟» کنار میزند و به جای آن میپرسد «چگونه باید حکومت کرد؟»
چنان باید حکومت کرد که شرورترین و رذلترین حاکم را بتوان پایین آورد.
♈️ اگر این درس مهم و اساسی پوپر را بسط دهیم، میتوانیم بگوییم حکومت دموکراتیک، نهادها و قوانین و دستگاههایی دارد که از این توان و حق مردمی حمایت میکنند.
بر این اساس، خطاست اگر دموکراسی را به مجلس و رأی و چیزهایی از این جنس، تقلیل دهیم.
صندوق رأی و پارلمان، دموکراسی را تضمین نمیکنند. مقصود این نیست که دموکراسی بدون رأی گرفتن از مردم ممکن است، بلکه هر رأیگرفتنی، به معنای اجرای دموکراسی نیست.
♈️ البته که انتخابات ابزار لازم و ضروری است، اما این وسیله باید در خدمت غایتِ دموکراسی باشد؛ حقیقت انتخاباتِ و دموکراسی، عزل است نه نصب!
برای دستیابی به دموکراسی، به دستگاه و نظامی نیاز است که از حق و حقوق مردمان، و در ذیل آن حقِ عزل، پشتیبانی کند.
این موضوع برای آموزش عمومی و افزایش آگاهی عامه مردم لازم است. بخصوص اینروزها که در بسیاری از کشورها، همه در حال فکر کردن به راه چاره هستند؛ اینکه از کجا ضربه خوردهاند و چرا همه حرکتها و جنبشهای عدالتخواهانه به نتیجه نمیرسد؟
♈️ ژنرال شارل دوگل در جنگ جهانی دوم، رهبر آزادی بخش فرانسه بود. او بعد از جنگ به ریاست جمهوری رسید و غیر از تلاشهایی که برای آزادسازی فرانسه از اشغال آلمانِ نازی کرد، از اقدامات ارزشمند او آزاد سازی ۱۲ مستعمره آفریقایی فرانسه بود. او در سال ۱۹۶۹، رفراندومی برای اصلاحات قانونی و اجتماعی برگزار کرد.
دوگل مدعی بود برای رفع مشکلاتی که اعتراضات وسیع سال ۱۹۶۸ یکی از نشانههایش بود، رئیس جمهور به قدرت و اختیارات بیشتری نیاز دارد.
♈️ مردم فرانسه علیرغم احترامی که برای شارل دوگل قائل بودند، به آن رفراندوم رأی منفی دادند و دوگل که نتوانسته بود اعتماد و موافقت مردم را جلب کند، از قدرت کنارهگیری کرد. درس بزرگ مردمِ فرانسه برای مردم دنیا این بود که: سوابقِ جانفشانی و خدمت یک قهرمان, دلیل و توجیه کافی برای سپردن مقدرات زندگی یک ملت و کشور به دست آن قهرمان نیست؛ چون به سادگی امکان هیولا شدن را به قهرمان میدهد.
♈️ دموکراسی، متضمن برابری افراد جامعه و تبعیت حاکم از ملت است، هیچ حاکم فرهمندی نباید اختیار بیابد ارادهاش را بر ملت تحمیل کند. دموکراسی فقط آن نیست که بتوان با رأی مردم کسی را به مقامی منصوب کرد، بلکه دموکراسی آنست که بشود آنکس را که در مسند قدرت است، با رأی مردم از قدرت عزل کرد.
در جامعهٔ برخوردار از دموکراسی، هیچ کسی در هیچ مکانیزمی نباید اختیاراتی بر ملت بیابد که بعداً نتوان جز به جنگ و جبر از او پس گرفت.
♈️ هیچ فضیلتی اعم از زهد، علم، قول، عهد و سوابق، ضمانت نمیکند که شخص حاکم، منافع خودش یا صنف و گروهش را در پای حقیقت و یا پای مردم قربانی کند. پس قدرت باید محدود، موقت، قابل نظارت و قابل استرداد باشد.
این سر رشتهای است که اگر در جامعهای گم شود، زندگی در آن جامعه، زندان و جهنم میشود و هر بار وعده تازهای برای رهایی و رستگاری، ما را به دنبال خود میکشد تا روزی برسد که بتوان از جهنمی که خود ساختهایم نجات یابیم.
♈️ اگر در سال ۱۹۶۹، مردم طبق میل ژنرال دوگل رأی داده بودند، احتمالاً امروز دوگل به شدت فردی منفور شده بود مثل ژنرال فرانکو، معمرقذافی، موگابه، صدام حسین، حاکمان کره شمالی، کوبا، و... و تا آخر عمر دوگل رئیس جمهور میماند و هرگز بدون جنگ داخلی و انقلاب و شورش نمیشد قدرت را از او پس گرفت و به منتخبی دیگر انتقال داد، چه رسد به تحت تعقیب قرار دادن رئیس جمهور مجرم یا جنایتکار.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
🔥2❤1👏1
