Forwarded from پادکست رخ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
هفتم آبان ماه روز بزرگداشت کوروش و روز زایش کشور متحد ایران فرخنده باد⚘️
داستان سه قسمتی زندگی کوروش را از پادکست رخ بشنوید🙏
📍دانلود قسمت اول داستان زندگی کوروش
📍دانلود قسمت دوم داستان زندگی کوروش
📍دانلود قسمت سوم داستان زندگی کوروش
@Rokhpodcast
هفتم آبان ماه روز بزرگداشت کوروش و روز زایش کشور متحد ایران فرخنده باد⚘️
داستان سه قسمتی زندگی کوروش را از پادکست رخ بشنوید🙏
📍دانلود قسمت اول داستان زندگی کوروش
📍دانلود قسمت دوم داستان زندگی کوروش
📍دانلود قسمت سوم داستان زندگی کوروش
@Rokhpodcast
🕊2
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
✅فتح بابل
🔹روز بزرگداشت کوروش، یعنی هفتم آبان، روز ورود صلح جویانه کوروش بزرگ به بابل و استقبال با شکوه از این پادشاه خوشنام است. بر اساس یک کتیبه باستانی معتبر که "رویداد نامه نبونئید" نام گرفته است، روز سوم ماه Arahsamna بابلی، کوروش بزرگ پس از ورود به شهر، با استقبال با شکوه مردم روبرو شد.
(رویدادنامه نبونئید، ستون ۳، بند ۱۸ و ۱۹؛ ن،ک: ارفعی، ۱۳۸۹: ص۱۴).
🔹این روز مصادف با ۲۹ اکتبر سال ۵۳۹ پیش از میلاد میباشد و ۲۹ اکتبر برابر هفتم آبان است. تردیدی نیست که شهر بابل بدون جنگ به دست سپاهیان کوروش بزرگ افتاد و سپاهیان ایرانی رفتار بسیار خوبی با مردم بابل داشتند. #دکتر_شاهرخ_رزمجو، درباره ورود کوروش بزرگ به بابل و اقدامات او مینویسد:
" با اینکه به نظر میرسد بابلیان پیشاپیش از جانب کورش آسوده خاطر بودند، اما احتمالا مردم شهر از ورود یک سپاه بیگانه و تصرف شهرشان نگران بوده اند. آنگونه که کورش در کتیبه بیان کرده است، او به نگرانیهای مردم پایان داده و در پی آرامش شهر بابل بوده است. از متن کتیبه روشن است که کورش به سپاهیانش اجازه خونریزی، تاراج و بدرفتاری با مردم را نداده است و در آن از احترام به مردم و باورهای دینی آنها سخن گفته شده است. این رفتار کورش، تنها به بابل محدود نمیشد. در کتیبه "روایت منظوم" نوشته شده که کورش به سربازانش، اجازه نزدیک شدن به اِکور (خانهی کوهستان = E-Kur) پرستشگاه باستانی انلیل در نیپور را نداده است. رفتار دوستانه کورش، شامل نبونئید نیز گردید و جانش بخشیده شد ".
(استوانه کوروش بزرگ، دکتر شاهرخ رزمجو، تهران: فرزان روز، ۱۳۸۹، ص۷۱-۷۲)
🔹دکتر داندامایف، درباره فرمانروایی کوروش بزرگ و حکومت هخامنشی بر بابل مینویسد:
" فرهنگ بابل باستان در طول دو سده تسلط پارسها گسترش یافت. اختر شناسی ریاضی بابل تحت فرمانروایی هخامنشیان پیشرفت ویژه ای داشت. توفیقات آن از جمله بزرگترین پیشرفتهای تاثیر گذار تمدن باستان به شمار میرود. در همان دوران حقوق بابل به شکوفایی رسید. تحولات چشمگیری نیز در روابط اجتماعی- اقتصادی کشور روی داد ".
(ایرانیان در بابل هخامنشی، محمد داندامایف، ترجمه محمود جعفری دهقی، تهران، انتشارات ققنوس، ۱۳۹۱، ص۹)
✔هفتم آبان، روز جهانی کوروش بزرگ
کانال کتابهای ممنوعه
@tarbd
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹روز بزرگداشت کوروش، یعنی هفتم آبان، روز ورود صلح جویانه کوروش بزرگ به بابل و استقبال با شکوه از این پادشاه خوشنام است. بر اساس یک کتیبه باستانی معتبر که "رویداد نامه نبونئید" نام گرفته است، روز سوم ماه Arahsamna بابلی، کوروش بزرگ پس از ورود به شهر، با استقبال با شکوه مردم روبرو شد.
(رویدادنامه نبونئید، ستون ۳، بند ۱۸ و ۱۹؛ ن،ک: ارفعی، ۱۳۸۹: ص۱۴).
🔹این روز مصادف با ۲۹ اکتبر سال ۵۳۹ پیش از میلاد میباشد و ۲۹ اکتبر برابر هفتم آبان است. تردیدی نیست که شهر بابل بدون جنگ به دست سپاهیان کوروش بزرگ افتاد و سپاهیان ایرانی رفتار بسیار خوبی با مردم بابل داشتند. #دکتر_شاهرخ_رزمجو، درباره ورود کوروش بزرگ به بابل و اقدامات او مینویسد:
" با اینکه به نظر میرسد بابلیان پیشاپیش از جانب کورش آسوده خاطر بودند، اما احتمالا مردم شهر از ورود یک سپاه بیگانه و تصرف شهرشان نگران بوده اند. آنگونه که کورش در کتیبه بیان کرده است، او به نگرانیهای مردم پایان داده و در پی آرامش شهر بابل بوده است. از متن کتیبه روشن است که کورش به سپاهیانش اجازه خونریزی، تاراج و بدرفتاری با مردم را نداده است و در آن از احترام به مردم و باورهای دینی آنها سخن گفته شده است. این رفتار کورش، تنها به بابل محدود نمیشد. در کتیبه "روایت منظوم" نوشته شده که کورش به سربازانش، اجازه نزدیک شدن به اِکور (خانهی کوهستان = E-Kur) پرستشگاه باستانی انلیل در نیپور را نداده است. رفتار دوستانه کورش، شامل نبونئید نیز گردید و جانش بخشیده شد ".
(استوانه کوروش بزرگ، دکتر شاهرخ رزمجو، تهران: فرزان روز، ۱۳۸۹، ص۷۱-۷۲)
🔹دکتر داندامایف، درباره فرمانروایی کوروش بزرگ و حکومت هخامنشی بر بابل مینویسد:
" فرهنگ بابل باستان در طول دو سده تسلط پارسها گسترش یافت. اختر شناسی ریاضی بابل تحت فرمانروایی هخامنشیان پیشرفت ویژه ای داشت. توفیقات آن از جمله بزرگترین پیشرفتهای تاثیر گذار تمدن باستان به شمار میرود. در همان دوران حقوق بابل به شکوفایی رسید. تحولات چشمگیری نیز در روابط اجتماعی- اقتصادی کشور روی داد ".
(ایرانیان در بابل هخامنشی، محمد داندامایف، ترجمه محمود جعفری دهقی، تهران، انتشارات ققنوس، ۱۳۹۱، ص۹)
✔هفتم آبان، روز جهانی کوروش بزرگ
کانال کتابهای ممنوعه
@tarbd
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
❤5
✅محمدعلی فروغی:
«ما ایرانیان، وارث دو چیز بزرگ هستیم: یکی شعر فردوسی، دیگری منشور کوروش. اولی روح ماست، دومی قانون ماست. هر دو میگویند انسان، آزاد آفریده شده است.»
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
«ما ایرانیان، وارث دو چیز بزرگ هستیم: یکی شعر فردوسی، دیگری منشور کوروش. اولی روح ماست، دومی قانون ماست. هر دو میگویند انسان، آزاد آفریده شده است.»
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤9
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅تشکیلات فراماسونری
فراماسونری در لغت به معنای بنایان آزاد می باشد و منظور از آن تشکیلاتی مخفیانه است که به صورت سازمان یافته از ابتدای قرن هیجدهم در کشور انگلستان شروع به فعالیت نمود. آن ها شعار آزادی و برابری و برادری را هدف و آرمان خود اعلام کردند.
برخی سابقه تشکیلات فراماسونری را به هزاره های قبل بر می گردانند؛ تا جایی که عده ای پیدایش آن را به زمان حضرت آدم و برخی دیگر سابقه ی آن را به زمان حضرت سلیمان و اتحادیه بنایان معابد منتسب ساخته اند. به نظر میرسد ساختن چنین سوابقی بیشتر به منظور مشروعیت بخشی و راز آلود جلوه دادن هرچه بیشتر این تشکیلات باشد.
اما ادعای فوق کاملا هم بی پایه نمی باشد. به نظر میرسد در قرون وسطا بنا به ضرورت حفظ اسرار شغلی و حفظ موقعیت اجتماعی و امتیازات ناشی از آن بنایان را به تشکیل تجمعات سری سوق داد. به دلیل ارزش و اعتبار بالای شغل بنایی و معماری صاحبان این مشاغل در پی پنهان نگه داشتن رموز و مهارت های حرفه ای خود بر آمده و مجامعی به نام «لژ» تشکیل دادند که به دلیل دوره گردی صاحبان بنایان؛ این تشکیلات در سراسر اروپا گسترش یافت.
بنابراین لژهای فراماسونری تا قرون جدید بیشتر ماهیت شغلی و حرفه ای داشت تا این که با زوال سبک معماری گوتیک و از بین رفتن جایگاه آن٬کم کم زمینه های زوال فراماسونری حرفه ای فراهم شد و جای آن را در قرن هفدهم فراماسونری فلسفی و علمی گرفت. افراد غیر بنا هم به درون این تشکیلات راه یافتند و بالاخره در آغاز قرن هیجدهم فراماسونری علمی جای فراماسونری عملی را گرفت.
برخی بر آنند که از این تاریخ به بعد فراماسونری به ابزاری در دست استعمارگران بدل شد. البته برخی هم با رد این دیدگاه بر این باورند که فراماسونری سازمانی برای گسترش آزادی و انسانیت می باشد.
ادامه دارد...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
فراماسونری در لغت به معنای بنایان آزاد می باشد و منظور از آن تشکیلاتی مخفیانه است که به صورت سازمان یافته از ابتدای قرن هیجدهم در کشور انگلستان شروع به فعالیت نمود. آن ها شعار آزادی و برابری و برادری را هدف و آرمان خود اعلام کردند.
برخی سابقه تشکیلات فراماسونری را به هزاره های قبل بر می گردانند؛ تا جایی که عده ای پیدایش آن را به زمان حضرت آدم و برخی دیگر سابقه ی آن را به زمان حضرت سلیمان و اتحادیه بنایان معابد منتسب ساخته اند. به نظر میرسد ساختن چنین سوابقی بیشتر به منظور مشروعیت بخشی و راز آلود جلوه دادن هرچه بیشتر این تشکیلات باشد.
اما ادعای فوق کاملا هم بی پایه نمی باشد. به نظر میرسد در قرون وسطا بنا به ضرورت حفظ اسرار شغلی و حفظ موقعیت اجتماعی و امتیازات ناشی از آن بنایان را به تشکیل تجمعات سری سوق داد. به دلیل ارزش و اعتبار بالای شغل بنایی و معماری صاحبان این مشاغل در پی پنهان نگه داشتن رموز و مهارت های حرفه ای خود بر آمده و مجامعی به نام «لژ» تشکیل دادند که به دلیل دوره گردی صاحبان بنایان؛ این تشکیلات در سراسر اروپا گسترش یافت.
بنابراین لژهای فراماسونری تا قرون جدید بیشتر ماهیت شغلی و حرفه ای داشت تا این که با زوال سبک معماری گوتیک و از بین رفتن جایگاه آن٬کم کم زمینه های زوال فراماسونری حرفه ای فراهم شد و جای آن را در قرن هفدهم فراماسونری فلسفی و علمی گرفت. افراد غیر بنا هم به درون این تشکیلات راه یافتند و بالاخره در آغاز قرن هیجدهم فراماسونری علمی جای فراماسونری عملی را گرفت.
برخی بر آنند که از این تاریخ به بعد فراماسونری به ابزاری در دست استعمارگران بدل شد. البته برخی هم با رد این دیدگاه بر این باورند که فراماسونری سازمانی برای گسترش آزادی و انسانیت می باشد.
ادامه دارد...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
❤1👍1
✅حافظیه...
شیراز دهه پنجاه خورشیدی
-مردم ایران-
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
شیراز دهه پنجاه خورشیدی
-مردم ایران-
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤4
✅ از میان صاحبان صنایع بزرگ ایران، هیچ کس سرنوشتی غم انگیز تر از محسن آزمایش مالک و موسس شرکت آزمایش نیافت. بعد از فوت پدر، از 11 سالگي در كارگاه آهنگري شروع به كار كرد. خیلی ها فکر می کردند که اگر بخت با او یار باشد. نهايتا روزی مالک یک کارگاه مستقل آهنگری خواهد شد. اما محسن آزمایش اشتهاردی تبدیل به یکی از بزرگترین کارخانه داران ایران شد.
💎 در این کارخانه چندین نوع یخچال، کولر، آبگرمکن، تختخواب فلزی، بخاری و اجاق گاز تولید میشد. کمکم زیربنای کارخانه از ۲ هزار متر در سالهای آغازین، به ۷۳ هزار متر در اواسط سالهای دهه پنجاه رسید. تعداد شاغلین مستقیم کارخانه آزمایش تا سال 57 حدود 1500 نفر بود. كل بازار افغانستان در كنترل محصولات آزمايش بود
💎 کارخانه آزمایش در سال 58 مصادره شد. محسن آزمایش که از سرمایه داران و خیرین بزرگ ایران بود در تنگنای مالی شدید قرار گرفت. بطوریکه همسر و فرزندانش از او جدا شدند. این نابغه کارآفرینی ایران نهایتا با غم و اندوه در سال 1377و در سن 67 سالگی در مراکش درگذشت
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
💎 در این کارخانه چندین نوع یخچال، کولر، آبگرمکن، تختخواب فلزی، بخاری و اجاق گاز تولید میشد. کمکم زیربنای کارخانه از ۲ هزار متر در سالهای آغازین، به ۷۳ هزار متر در اواسط سالهای دهه پنجاه رسید. تعداد شاغلین مستقیم کارخانه آزمایش تا سال 57 حدود 1500 نفر بود. كل بازار افغانستان در كنترل محصولات آزمايش بود
💎 کارخانه آزمایش در سال 58 مصادره شد. محسن آزمایش که از سرمایه داران و خیرین بزرگ ایران بود در تنگنای مالی شدید قرار گرفت. بطوریکه همسر و فرزندانش از او جدا شدند. این نابغه کارآفرینی ایران نهایتا با غم و اندوه در سال 1377و در سن 67 سالگی در مراکش درگذشت
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤3😢2
✅اعدام رئیس جمهور آمریکا...
اعدام نمایشی جیمی کارتر توسط دانشجویان انقلابی در برابر سفارت امریکا در تهران، سال ۱۳۵۸، عکس از رضا دقتی
✍علی ملیحی
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
اعدام نمایشی جیمی کارتر توسط دانشجویان انقلابی در برابر سفارت امریکا در تهران، سال ۱۳۵۸، عکس از رضا دقتی
✍علی ملیحی
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👏1🤬1
✅ زهران ممدانی، اولین شهردار مسلمان و شیعه نیویورک، پرجمعیتترین شهر آمریکا شد
🔹ممدانی ۳۴ ساله، شیعه، مهاجر، ضد ترامپ و ضد نتانیاهو است و شهردار مهمترین شهر آمریکا شد.
🔹 زهران ممدانی با پیروزی تاریخی خود در انتخابات شهرداری نیویورک، بهعنوان صد و یازدهمین شهردار این شهر انتخاب شد.
🔹 طبق گزارش شبکه «سیبیاس»، ممدانی توانست رای اکثریت را به دست آورد و رقبای خود، اندرو کومو و کرتیس سلیوا، را پشت سر بگذارد.
🔹 این پیروزی نقطهعطفی در سیاست شهری نیویورک محسوب میشود؛ چرا که برای نخستینبار یک سیاستمدار مسلمان و مهاجرزاده به مقام شهرداری بزرگترین شهر آمریکا میرسد.
🔹 کارزار انتخاباتی ممدانی با شعار «شهری برای همه» توانست حمایت گستردهای از جوانان، اقلیتها و طبقه کارگر جلب کند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹ممدانی ۳۴ ساله، شیعه، مهاجر، ضد ترامپ و ضد نتانیاهو است و شهردار مهمترین شهر آمریکا شد.
🔹 زهران ممدانی با پیروزی تاریخی خود در انتخابات شهرداری نیویورک، بهعنوان صد و یازدهمین شهردار این شهر انتخاب شد.
🔹 طبق گزارش شبکه «سیبیاس»، ممدانی توانست رای اکثریت را به دست آورد و رقبای خود، اندرو کومو و کرتیس سلیوا، را پشت سر بگذارد.
🔹 این پیروزی نقطهعطفی در سیاست شهری نیویورک محسوب میشود؛ چرا که برای نخستینبار یک سیاستمدار مسلمان و مهاجرزاده به مقام شهرداری بزرگترین شهر آمریکا میرسد.
🔹 کارزار انتخاباتی ممدانی با شعار «شهری برای همه» توانست حمایت گستردهای از جوانان، اقلیتها و طبقه کارگر جلب کند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍3👎3❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅قسمت اول سریال کوروش بزرگ
برای این اثر زحمات بسیاری کشیده شده است.
کارگردان و نویسنده: امیررضارضایی
تصویرساز: فرنوش چنگیزی
ریگر:نازنین نعمتی
انیماتور:علی قنبر علیپور
استوری برد و مشاور کارگردان: محمد صدرا پژوهیده
گویندگان:کوروش: حسن رضایی
راوی و هارپاگ: محمدرضا حیدری
ماندانا: سودابه حشمتی
استیاگ: علیرضا خدری
(گروه دوبلاژ طنین صدا)
موسیقی: میلاد یوسفی. کیان قرایی
تدوین: نیما رجایی
از پیج اینستاگرام _poyanava_
ساخت سریال کوروش بزرگ با دستان خالی بهدست نوجوانانی از نسل زد
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
برای این اثر زحمات بسیاری کشیده شده است.
کارگردان و نویسنده: امیررضارضایی
تصویرساز: فرنوش چنگیزی
ریگر:نازنین نعمتی
انیماتور:علی قنبر علیپور
استوری برد و مشاور کارگردان: محمد صدرا پژوهیده
گویندگان:کوروش: حسن رضایی
راوی و هارپاگ: محمدرضا حیدری
ماندانا: سودابه حشمتی
استیاگ: علیرضا خدری
(گروه دوبلاژ طنین صدا)
موسیقی: میلاد یوسفی. کیان قرایی
تدوین: نیما رجایی
از پیج اینستاگرام _poyanava_
ساخت سریال کوروش بزرگ با دستان خالی بهدست نوجوانانی از نسل زد
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤1
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅قسمت اول سریال کوروش بزرگ برای این اثر زحمات بسیاری کشیده شده است. کارگردان و نویسنده: امیررضارضایی تصویرساز: فرنوش چنگیزی ریگر:نازنین نعمتی انیماتور:علی قنبر علیپور استوری برد و مشاور کارگردان: محمد صدرا پژوهیده گویندگان:کوروش: حسن رضایی راوی و هارپاگ:…
✅گذری بر تاریخ ایران۱۸
🔹هخامنشیان۴
#کورش_بزرگ
زندگینامه کورش بزرگ
شجرهنامه کورش از سمت خاندان پدری به پارسها میرسد؛ که سالها بر «انشان» (شمال خوزستان کنونی)، در جنوب غربی ایران، حاکم بودند؛ از سمت خاندان مادری به مادها میرسد.
از هرودوت روایت است که «آستیاگ» (پدربزرگ کورش) یک شب در خواب دید که از دخترش «ماندانا» نهر آب بزرگی روان است که نهتنها پایتخت او بلکه تمام آسیا را فراگرفت. معبرها خواب او را اینگونه تعبیر کردند که فرزند دخترش روزی بر تمام آسیا غلبه میکند؛ به همین دلیل آستیاگ دخترش را به کمبوجیه شاه شهر انشان داد که نواده هخامنش بود. در همان سال آستیاگ دوباره خواب دید که تاکی از بدن ماندانا روئیده و تمام آسیا را گرفته است. پس از وضع حمل ماندانا، آستیاگ فرزند دخترش را به یکی از بستگانش به نام «هارپاگ» سپرد و دستور داد که کودک را بکشد. هارپاگ، کورش را به یکی از چوپانهای شاه به نام «میترادات» داد و از او خواست که وی را به دستور شاه به کوهی در میان جنگل رها کند. چوپان کودک را به خانه برد. وقتی همسر چوپان از موضوع باخبر شد، با ناله و زاری به شوهرش اصرار کرد که بچه را نکشد و به جای او، فرزند خود را که مرده به دنیا آمده بود، در جنگل رها سازد. چوپان نظر همسرش را پذیرفت و جسد فرزندش را به ماموران هارپاگ سپرد و بهجای آن کورش را نزد خود نگه داشت.
زمانی که کورش به ۱۰ سالگی رسید و همراه کودکان همسالش در حین گلهداری بازی میکرد، دوستانش او را بهعنوان شاه انتخاب کردند. او در میان بازی، دستور داد یکی از کودکان را تنبیه کنند. پدر آن پسر به نام «آرتمبر» نزد آستیاگ شکایت کرد و ادعا کرد که یکی از بردگان او فرزند درباریان را زده است. کوروش کبیر را نزد آستیاگ فرستادند تا تنبیه شود. شاه با وجود شباهت کورش با خانواده خود، باور نکرد که نوهاش باشد. شاه، چوپان را تهدید کرد که اگر حقیقت را نگوید، شکنجه خواهد شد و چوپان حقیقت را به زبان آورد. پس از آن، شاه هارپاگ را فراخواند و از او پرسید: «طفل دخترم را که به تو سپرده بودم، چگونه کشتی؟» هارپاگ با دیدن چوپان پاسخ داد که: «پس از آنکه طفل را به خانه بردم، خواستم طوری رفتار کنم که امر تو اجرا شده باشد و قاتل پسر دخترت هم نباشم.» او گفت حالا که طفل زنده است، باید خدا را شکر کرد و ضیافتی داد و از هارپاگ خواست به این مهمانی بیاید و فرزندش را هم همراه بیاورد. بدین ترتیب، که هارپاگ را برای صرف شام دعوت کرد و بدون آنکه او خبردار شود از بدن فرزندش که همسن کورش کبیر بود، غذایی تهیه کرد و به پدرش داد.
آستیاگ کورش را نزد خود خواند و به او گفت: «فرزند عزیزم! بهدلیل خوابی که دیده بودم، درباره تو بداندیشی کردم؛ اما خوابم بهگونهای دیگر تعبیر شد و به برکت بخت بلندت از سرنوشتی که برایت در نظر گرفته شده بود رهایی یافتی. اکنون به پارس راهی خواهی شد و در آنجا پدر و مادرت را باز خواهی شناخت». بدین ترتیب کورش دربار آستیاگ را ترک کرد و به درگاه کمبوجیه و خانواده خود رفت. هنگامی که به سن بلوغ رسید، دلیرترین و دوست داشتنیترین نوجوان ایرانی شد.
کورش محل حکومت خاندانش را روی منشور استوانه شکل سفالی آورده است. بنیانگذار سلسله هخامنشی، شاه هخامنش انشان است. پس از مرگ شاه هخامنش، فرزندش چیشپیش به حکومت انشان رسید. حکومت چیشپیش نیز پس از مرگش توسط دو نفر از پسرانش کورش یکم شاه انشان و آریارامنه شاه پارس دنبال شد. سپس، پسران هرکدام، بهترتیب کمبوجیه یکم شاه انشان و آرشام شاه پارس، بعد از آنها حکومت کردند. کمبوجیه یکم با شاهدخت ماندانا دختر «ایشوویگو» (آژی دهاک یا آستیاگ) پادشاه ماد ازدواج کرد و کورش نتیجه این ازدواج بود.
کورش با کاساندان شاهزاده هخامنشی ازدواج کرد و صاحب دو پسر به نامهای کمبوجیه دوم و بردیا و سه دختر شد که دو تن از آنها آتوسا و آرتیستونه نام داشتند و سومی احتمالا رکسانا بود. کمبوجیه دوم پس از مرگ پدر بهجای او به تخت شاهی نشست و برادر دیگر خود بردیا را کشت. او زمانی که مصر را فتح کرد، در مسیر برگشت به ایران خودش را کشت.
منبع:
https://www.kojaro.com
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
🔹هخامنشیان۴
#کورش_بزرگ
زندگینامه کورش بزرگ
شجرهنامه کورش از سمت خاندان پدری به پارسها میرسد؛ که سالها بر «انشان» (شمال خوزستان کنونی)، در جنوب غربی ایران، حاکم بودند؛ از سمت خاندان مادری به مادها میرسد.
از هرودوت روایت است که «آستیاگ» (پدربزرگ کورش) یک شب در خواب دید که از دخترش «ماندانا» نهر آب بزرگی روان است که نهتنها پایتخت او بلکه تمام آسیا را فراگرفت. معبرها خواب او را اینگونه تعبیر کردند که فرزند دخترش روزی بر تمام آسیا غلبه میکند؛ به همین دلیل آستیاگ دخترش را به کمبوجیه شاه شهر انشان داد که نواده هخامنش بود. در همان سال آستیاگ دوباره خواب دید که تاکی از بدن ماندانا روئیده و تمام آسیا را گرفته است. پس از وضع حمل ماندانا، آستیاگ فرزند دخترش را به یکی از بستگانش به نام «هارپاگ» سپرد و دستور داد که کودک را بکشد. هارپاگ، کورش را به یکی از چوپانهای شاه به نام «میترادات» داد و از او خواست که وی را به دستور شاه به کوهی در میان جنگل رها کند. چوپان کودک را به خانه برد. وقتی همسر چوپان از موضوع باخبر شد، با ناله و زاری به شوهرش اصرار کرد که بچه را نکشد و به جای او، فرزند خود را که مرده به دنیا آمده بود، در جنگل رها سازد. چوپان نظر همسرش را پذیرفت و جسد فرزندش را به ماموران هارپاگ سپرد و بهجای آن کورش را نزد خود نگه داشت.
زمانی که کورش به ۱۰ سالگی رسید و همراه کودکان همسالش در حین گلهداری بازی میکرد، دوستانش او را بهعنوان شاه انتخاب کردند. او در میان بازی، دستور داد یکی از کودکان را تنبیه کنند. پدر آن پسر به نام «آرتمبر» نزد آستیاگ شکایت کرد و ادعا کرد که یکی از بردگان او فرزند درباریان را زده است. کوروش کبیر را نزد آستیاگ فرستادند تا تنبیه شود. شاه با وجود شباهت کورش با خانواده خود، باور نکرد که نوهاش باشد. شاه، چوپان را تهدید کرد که اگر حقیقت را نگوید، شکنجه خواهد شد و چوپان حقیقت را به زبان آورد. پس از آن، شاه هارپاگ را فراخواند و از او پرسید: «طفل دخترم را که به تو سپرده بودم، چگونه کشتی؟» هارپاگ با دیدن چوپان پاسخ داد که: «پس از آنکه طفل را به خانه بردم، خواستم طوری رفتار کنم که امر تو اجرا شده باشد و قاتل پسر دخترت هم نباشم.» او گفت حالا که طفل زنده است، باید خدا را شکر کرد و ضیافتی داد و از هارپاگ خواست به این مهمانی بیاید و فرزندش را هم همراه بیاورد. بدین ترتیب، که هارپاگ را برای صرف شام دعوت کرد و بدون آنکه او خبردار شود از بدن فرزندش که همسن کورش کبیر بود، غذایی تهیه کرد و به پدرش داد.
آستیاگ کورش را نزد خود خواند و به او گفت: «فرزند عزیزم! بهدلیل خوابی که دیده بودم، درباره تو بداندیشی کردم؛ اما خوابم بهگونهای دیگر تعبیر شد و به برکت بخت بلندت از سرنوشتی که برایت در نظر گرفته شده بود رهایی یافتی. اکنون به پارس راهی خواهی شد و در آنجا پدر و مادرت را باز خواهی شناخت». بدین ترتیب کورش دربار آستیاگ را ترک کرد و به درگاه کمبوجیه و خانواده خود رفت. هنگامی که به سن بلوغ رسید، دلیرترین و دوست داشتنیترین نوجوان ایرانی شد.
کورش محل حکومت خاندانش را روی منشور استوانه شکل سفالی آورده است. بنیانگذار سلسله هخامنشی، شاه هخامنش انشان است. پس از مرگ شاه هخامنش، فرزندش چیشپیش به حکومت انشان رسید. حکومت چیشپیش نیز پس از مرگش توسط دو نفر از پسرانش کورش یکم شاه انشان و آریارامنه شاه پارس دنبال شد. سپس، پسران هرکدام، بهترتیب کمبوجیه یکم شاه انشان و آرشام شاه پارس، بعد از آنها حکومت کردند. کمبوجیه یکم با شاهدخت ماندانا دختر «ایشوویگو» (آژی دهاک یا آستیاگ) پادشاه ماد ازدواج کرد و کورش نتیجه این ازدواج بود.
کورش با کاساندان شاهزاده هخامنشی ازدواج کرد و صاحب دو پسر به نامهای کمبوجیه دوم و بردیا و سه دختر شد که دو تن از آنها آتوسا و آرتیستونه نام داشتند و سومی احتمالا رکسانا بود. کمبوجیه دوم پس از مرگ پدر بهجای او به تخت شاهی نشست و برادر دیگر خود بردیا را کشت. او زمانی که مصر را فتح کرد، در مسیر برگشت به ایران خودش را کشت.
منبع:
https://www.kojaro.com
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
کجارو
پربازدیدترین رسانه گردشگری ایران – کجارو
تور مسافرتی، جاذبه های گردشگری، دیدنی های ایران و جهان، رزرو هتل و مقایسه قیمت هتل ارزان، رستوران و کافه و هر آن چه درباره سفر و گردشگری باید بدانید.
❤2
✅ در باب دموکراسی...
✍یووال نوح هراری
♈️ کارل پوپر، فیلسوف انگلیسی میگوید دموکراسی نه به معنای حاکمیت مردم است، نه حاکمیت اکثریت! مردم یا اکثریت هیچوقت حکومت نکردهاند. مبنا و معیار دیگری نیاز است. آنچه دموکراسی را دموکراسی میکند «توانایی و حقِ عزل حاکمان است از سوی مردم، بدون خونریزی و براندازی».
♈️ وآنچه دیکتاتوری را دیکتاتوری میکند، «بینصیب ماندن مردم از این توان و حق است، مگر با انقلاب و سرنگونی».
دموکراسی این سؤال افلاطونی را که «چهکس باید حکومت کند؟» کنار میزند و به جای آن میپرسد «چگونه باید حکومت کرد؟»
چنان باید حکومت کرد که شرورترین و رذلترین حاکم را بتوان پایین آورد.
♈️ اگر این درس مهم و اساسی پوپر را بسط دهیم، میتوانیم بگوییم حکومت دموکراتیک، نهادها و قوانین و دستگاههایی دارد که از این توان و حق مردمی حمایت میکنند.
بر این اساس، خطاست اگر دموکراسی را به مجلس و رأی و چیزهایی از این جنس، تقلیل دهیم.
صندوق رأی و پارلمان، دموکراسی را تضمین نمیکنند. مقصود این نیست که دموکراسی بدون رأی گرفتن از مردم ممکن است، بلکه هر رأیگرفتنی، به معنای اجرای دموکراسی نیست.
♈️ البته که انتخابات ابزار لازم و ضروری است، اما این وسیله باید در خدمت غایتِ دموکراسی باشد؛ حقیقت انتخاباتِ و دموکراسی، عزل است نه نصب!
برای دستیابی به دموکراسی، به دستگاه و نظامی نیاز است که از حق و حقوق مردمان، و در ذیل آن حقِ عزل، پشتیبانی کند.
این موضوع برای آموزش عمومی و افزایش آگاهی عامه مردم لازم است. بخصوص اینروزها که در بسیاری از کشورها، همه در حال فکر کردن به راه چاره هستند؛ اینکه از کجا ضربه خوردهاند و چرا همه حرکتها و جنبشهای عدالتخواهانه به نتیجه نمیرسد؟
♈️ ژنرال شارل دوگل در جنگ جهانی دوم، رهبر آزادی بخش فرانسه بود. او بعد از جنگ به ریاست جمهوری رسید و غیر از تلاشهایی که برای آزادسازی فرانسه از اشغال آلمانِ نازی کرد، از اقدامات ارزشمند او آزاد سازی ۱۲ مستعمره آفریقایی فرانسه بود. او در سال ۱۹۶۹، رفراندومی برای اصلاحات قانونی و اجتماعی برگزار کرد.
دوگل مدعی بود برای رفع مشکلاتی که اعتراضات وسیع سال ۱۹۶۸ یکی از نشانههایش بود، رئیس جمهور به قدرت و اختیارات بیشتری نیاز دارد.
♈️ مردم فرانسه علیرغم احترامی که برای شارل دوگل قائل بودند، به آن رفراندوم رأی منفی دادند و دوگل که نتوانسته بود اعتماد و موافقت مردم را جلب کند، از قدرت کنارهگیری کرد. درس بزرگ مردمِ فرانسه برای مردم دنیا این بود که: سوابقِ جانفشانی و خدمت یک قهرمان, دلیل و توجیه کافی برای سپردن مقدرات زندگی یک ملت و کشور به دست آن قهرمان نیست؛ چون به سادگی امکان هیولا شدن را به قهرمان میدهد.
♈️ دموکراسی، متضمن برابری افراد جامعه و تبعیت حاکم از ملت است، هیچ حاکم فرهمندی نباید اختیار بیابد ارادهاش را بر ملت تحمیل کند. دموکراسی فقط آن نیست که بتوان با رأی مردم کسی را به مقامی منصوب کرد، بلکه دموکراسی آنست که بشود آنکس را که در مسند قدرت است، با رأی مردم از قدرت عزل کرد.
در جامعهٔ برخوردار از دموکراسی، هیچ کسی در هیچ مکانیزمی نباید اختیاراتی بر ملت بیابد که بعداً نتوان جز به جنگ و جبر از او پس گرفت.
♈️ هیچ فضیلتی اعم از زهد، علم، قول، عهد و سوابق، ضمانت نمیکند که شخص حاکم، منافع خودش یا صنف و گروهش را در پای حقیقت و یا پای مردم قربانی کند. پس قدرت باید محدود، موقت، قابل نظارت و قابل استرداد باشد.
این سر رشتهای است که اگر در جامعهای گم شود، زندگی در آن جامعه، زندان و جهنم میشود و هر بار وعده تازهای برای رهایی و رستگاری، ما را به دنبال خود میکشد تا روزی برسد که بتوان از جهنمی که خود ساختهایم نجات یابیم.
♈️ اگر در سال ۱۹۶۹، مردم طبق میل ژنرال دوگل رأی داده بودند، احتمالاً امروز دوگل به شدت فردی منفور شده بود مثل ژنرال فرانکو، معمرقذافی، موگابه، صدام حسین، حاکمان کره شمالی، کوبا، و... و تا آخر عمر دوگل رئیس جمهور میماند و هرگز بدون جنگ داخلی و انقلاب و شورش نمیشد قدرت را از او پس گرفت و به منتخبی دیگر انتقال داد، چه رسد به تحت تعقیب قرار دادن رئیس جمهور مجرم یا جنایتکار.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✍یووال نوح هراری
♈️ کارل پوپر، فیلسوف انگلیسی میگوید دموکراسی نه به معنای حاکمیت مردم است، نه حاکمیت اکثریت! مردم یا اکثریت هیچوقت حکومت نکردهاند. مبنا و معیار دیگری نیاز است. آنچه دموکراسی را دموکراسی میکند «توانایی و حقِ عزل حاکمان است از سوی مردم، بدون خونریزی و براندازی».
♈️ وآنچه دیکتاتوری را دیکتاتوری میکند، «بینصیب ماندن مردم از این توان و حق است، مگر با انقلاب و سرنگونی».
دموکراسی این سؤال افلاطونی را که «چهکس باید حکومت کند؟» کنار میزند و به جای آن میپرسد «چگونه باید حکومت کرد؟»
چنان باید حکومت کرد که شرورترین و رذلترین حاکم را بتوان پایین آورد.
♈️ اگر این درس مهم و اساسی پوپر را بسط دهیم، میتوانیم بگوییم حکومت دموکراتیک، نهادها و قوانین و دستگاههایی دارد که از این توان و حق مردمی حمایت میکنند.
بر این اساس، خطاست اگر دموکراسی را به مجلس و رأی و چیزهایی از این جنس، تقلیل دهیم.
صندوق رأی و پارلمان، دموکراسی را تضمین نمیکنند. مقصود این نیست که دموکراسی بدون رأی گرفتن از مردم ممکن است، بلکه هر رأیگرفتنی، به معنای اجرای دموکراسی نیست.
♈️ البته که انتخابات ابزار لازم و ضروری است، اما این وسیله باید در خدمت غایتِ دموکراسی باشد؛ حقیقت انتخاباتِ و دموکراسی، عزل است نه نصب!
برای دستیابی به دموکراسی، به دستگاه و نظامی نیاز است که از حق و حقوق مردمان، و در ذیل آن حقِ عزل، پشتیبانی کند.
این موضوع برای آموزش عمومی و افزایش آگاهی عامه مردم لازم است. بخصوص اینروزها که در بسیاری از کشورها، همه در حال فکر کردن به راه چاره هستند؛ اینکه از کجا ضربه خوردهاند و چرا همه حرکتها و جنبشهای عدالتخواهانه به نتیجه نمیرسد؟
♈️ ژنرال شارل دوگل در جنگ جهانی دوم، رهبر آزادی بخش فرانسه بود. او بعد از جنگ به ریاست جمهوری رسید و غیر از تلاشهایی که برای آزادسازی فرانسه از اشغال آلمانِ نازی کرد، از اقدامات ارزشمند او آزاد سازی ۱۲ مستعمره آفریقایی فرانسه بود. او در سال ۱۹۶۹، رفراندومی برای اصلاحات قانونی و اجتماعی برگزار کرد.
دوگل مدعی بود برای رفع مشکلاتی که اعتراضات وسیع سال ۱۹۶۸ یکی از نشانههایش بود، رئیس جمهور به قدرت و اختیارات بیشتری نیاز دارد.
♈️ مردم فرانسه علیرغم احترامی که برای شارل دوگل قائل بودند، به آن رفراندوم رأی منفی دادند و دوگل که نتوانسته بود اعتماد و موافقت مردم را جلب کند، از قدرت کنارهگیری کرد. درس بزرگ مردمِ فرانسه برای مردم دنیا این بود که: سوابقِ جانفشانی و خدمت یک قهرمان, دلیل و توجیه کافی برای سپردن مقدرات زندگی یک ملت و کشور به دست آن قهرمان نیست؛ چون به سادگی امکان هیولا شدن را به قهرمان میدهد.
♈️ دموکراسی، متضمن برابری افراد جامعه و تبعیت حاکم از ملت است، هیچ حاکم فرهمندی نباید اختیار بیابد ارادهاش را بر ملت تحمیل کند. دموکراسی فقط آن نیست که بتوان با رأی مردم کسی را به مقامی منصوب کرد، بلکه دموکراسی آنست که بشود آنکس را که در مسند قدرت است، با رأی مردم از قدرت عزل کرد.
در جامعهٔ برخوردار از دموکراسی، هیچ کسی در هیچ مکانیزمی نباید اختیاراتی بر ملت بیابد که بعداً نتوان جز به جنگ و جبر از او پس گرفت.
♈️ هیچ فضیلتی اعم از زهد، علم، قول، عهد و سوابق، ضمانت نمیکند که شخص حاکم، منافع خودش یا صنف و گروهش را در پای حقیقت و یا پای مردم قربانی کند. پس قدرت باید محدود، موقت، قابل نظارت و قابل استرداد باشد.
این سر رشتهای است که اگر در جامعهای گم شود، زندگی در آن جامعه، زندان و جهنم میشود و هر بار وعده تازهای برای رهایی و رستگاری، ما را به دنبال خود میکشد تا روزی برسد که بتوان از جهنمی که خود ساختهایم نجات یابیم.
♈️ اگر در سال ۱۹۶۹، مردم طبق میل ژنرال دوگل رأی داده بودند، احتمالاً امروز دوگل به شدت فردی منفور شده بود مثل ژنرال فرانکو، معمرقذافی، موگابه، صدام حسین، حاکمان کره شمالی، کوبا، و... و تا آخر عمر دوگل رئیس جمهور میماند و هرگز بدون جنگ داخلی و انقلاب و شورش نمیشد قدرت را از او پس گرفت و به منتخبی دیگر انتقال داد، چه رسد به تحت تعقیب قرار دادن رئیس جمهور مجرم یا جنایتکار.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👏2❤1👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅ منشور حقوق بشر کوروش به رسمیت شناخته شد
🔹در نشست یونسکو، «استوانه کوروش» بهعنوان نخستین منشورهای حقوق بشر جهان به رسمیت شناخته شد.
🔹منشور کوروش هخامنشی، نخستین و کهنترین بیانیه حقوق بشر محسوب میشود و بخشی از هویت و تمدن ایرانیان به شمار میرود.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹در نشست یونسکو، «استوانه کوروش» بهعنوان نخستین منشورهای حقوق بشر جهان به رسمیت شناخته شد.
🔹منشور کوروش هخامنشی، نخستین و کهنترین بیانیه حقوق بشر محسوب میشود و بخشی از هویت و تمدن ایرانیان به شمار میرود.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤5
Forwarded from literature
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آمدهام پرنده یادم دهد ..
نگاهم چطور پرواز کند ...!
من آمدهام ..
در آتش بزرگ ِعشق به #وطن بسوزم ..!
تصاویر
مقبره شاه ماد(احتمالا دیااکو) مکان به شدت مقدس مردمان یارسان
#سرپلذهاب
#کرمانشاه
#ایران
نگاهم چطور پرواز کند ...!
من آمدهام ..
در آتش بزرگ ِعشق به #وطن بسوزم ..!
تصاویر
مقبره شاه ماد(احتمالا دیااکو) مکان به شدت مقدس مردمان یارسان
#سرپلذهاب
#کرمانشاه
#ایران
❤4👍1😢1
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅ منشور حقوق بشر کوروش به رسمیت شناخته شد 🔹در نشست یونسکو، «استوانه کوروش» بهعنوان نخستین منشورهای حقوق بشر جهان به رسمیت شناخته شد. 🔹منشور کوروش هخامنشی، نخستین و کهنترین بیانیه حقوق بشر محسوب میشود و بخشی از هویت و تمدن ایرانیان به شمار میرود. @tarbd…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✅ منشور کوروش نخستین سند مکتوب حقوق بشر شناخته شد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔥1
✅ روایات امامان شیعه درباره دلایل خشکسالی و بازماندن باران
در متون معتبر اسلامی و سخنان اهلبیت(ع)، علتهای گوناگونی برای حبس باران یا کاهش برکتهای آسمانی بیان شده است.
📖 این روایات بیشتر بر ظلم، فساد، دروغ و ترکِ حقوق اجتماعی (زکات و عدالت) تأکید دارند
🔹 ۱. امام سجاد (ع)
> «الذنوبُ الّتی تحبسُ غیثَ السماء: جورُ الحُکّام فی القَضاء، و شَهادةُ الزّور، و کِتمانُ الشهادة.»
گناهانى که بارش آسمان را باز مىدارند عبارتاند از:
قضاوت ناعادلانهی حاکمان، شهادت دروغ و کتمانِ شهادت.
📘 منبع: معانی الأخبار – شیخ صدوق
📗 بازنشر: خبرگزاری حوزه – «چه گناهانی سبب حبس باران میشود»
🔹 ۲. امام رضا (ع)
> «إذا كَذَبَ الوُلاةُ حُبِسَ المَطَرُ، وإذا جارَ السّلطانُ ضَعُفَتِ الدّولةُ، وإذا مُنِعَتِ الزَّكاةُ هَلَكَتِ المواشی.»
هرگاه حاکمان دروغ گویند، باران حبس میشود؛
هرگاه سلطان ستم کند، دولت ضعیف میگردد؛
و هرگاه زکات پرداخت نشود، چهارپایان تلف میشوند.
📘 منبع: عیون اخبار الرضا (ع)، ج ۲، ص ۲۹، ح ۱
🔹 ۳. روایات دیگر
در منابع دیگر نیز آمده است:
> ترکِ یاریِ نیازمندان، ظلم به یتیمان، و بیتوجهی به فقرا از علل بسته شدن درهای رحمت الهی و خشکسالی است.
📗 منبع: وسائلالشیعه، ج ۱۵، باب الاستسقاء
در متون معتبر اسلامی و سخنان اهلبیت(ع)، علتهای گوناگونی برای حبس باران یا کاهش برکتهای آسمانی بیان شده است.
📖 این روایات بیشتر بر ظلم، فساد، دروغ و ترکِ حقوق اجتماعی (زکات و عدالت) تأکید دارند
🔹 ۱. امام سجاد (ع)
> «الذنوبُ الّتی تحبسُ غیثَ السماء: جورُ الحُکّام فی القَضاء، و شَهادةُ الزّور، و کِتمانُ الشهادة.»
گناهانى که بارش آسمان را باز مىدارند عبارتاند از:
قضاوت ناعادلانهی حاکمان، شهادت دروغ و کتمانِ شهادت.
📘 منبع: معانی الأخبار – شیخ صدوق
📗 بازنشر: خبرگزاری حوزه – «چه گناهانی سبب حبس باران میشود»
🔹 ۲. امام رضا (ع)
> «إذا كَذَبَ الوُلاةُ حُبِسَ المَطَرُ، وإذا جارَ السّلطانُ ضَعُفَتِ الدّولةُ، وإذا مُنِعَتِ الزَّكاةُ هَلَكَتِ المواشی.»
هرگاه حاکمان دروغ گویند، باران حبس میشود؛
هرگاه سلطان ستم کند، دولت ضعیف میگردد؛
و هرگاه زکات پرداخت نشود، چهارپایان تلف میشوند.
📘 منبع: عیون اخبار الرضا (ع)، ج ۲، ص ۲۹، ح ۱
🔹 ۳. روایات دیگر
در منابع دیگر نیز آمده است:
> ترکِ یاریِ نیازمندان، ظلم به یتیمان، و بیتوجهی به فقرا از علل بسته شدن درهای رحمت الهی و خشکسالی است.
📗 منبع: وسائلالشیعه، ج ۱۵، باب الاستسقاء
👏5😢1
✅ در برابر منشور کوروش؛ نخستین معنای انسانیت
در سفری که به لندن داشتم، روزی به موزهٔ بریتانیا رفتم؛ با شوق دیدار منشور کوروش، آن لوح کوچکِ گِلی که قرنهاست نام انسان را بلند کرده است. در بدو ورود، خود را در تالار ایلامیان یافتم؛ جایی که شکوه نیاکانم از دل خاک برمیخاست. خیال میکردم در امتداد همان تالار، به بخش پارس میرسم، اما راه دیگری باید میرفتم. از راهنما پرسیدم و گفت: «برو به تالار پنجاهودو، طبقهٔ سوم.»
دیگر بخشها را وانهادم. پلهها را دوتا یکی بالا رفتم، گویی چیزی در من به سوی خود میخواندم. به تالار پارس که رسیدم، بوی خاک آشنا در فضا پیچیده بود؛ سنگنوشتهها، نقشها، جامها، همه از سرزمینی آمده بودند که مهرش در دل من میتپید. بر دیوارهای متن کوتاهی نوشته بودند که مخاطب را از هیاهوی قرنها دور میبرد و به سکوتِ خشت و خط میسپارد:
ایران باستان
از ۳۰۰۰ پیش از میلاد تا ۶۵۱ میلادی
هزاران سال، ایران یکی از مهمترین مراکز تمدن و امپراتوری در جهان باستان بود. اشیای موجود در این تالار، نمایانگر قدرت صنایع و هنرهای بومی آن و نیز پیوندهای تجاری نزدیکش با مناطق همسایهاند. قالبهای اطراف دیوارها، برگرفته از نقشبرجستههای پایتخت کهن پارس، یعنی تختجمشید هستند.
نگاهم را در تالار چرخاندم، در پی منشور کوروش — اما نبود. در میانهٔ تالار، جمعیتی گرد آمده بودند. از میان سرها گذشتم و آنگاه دیدمش: منشور کوچکِ گِلی، درون محفظهای شیشهای، خاموش و فروتن، اما با نوری نهفته در دل. لحظهای در جایم میخکوب شدم. نیرویی پنهان مرا میکشید. در آن لحظه حس کردم همهٔ آنانی که گرد آن نقطه آمده بودند، از هر زبان و رنگ و سرزمین، بیآنکه بدانند، به یک معنا خیرهاند — معنای انسان.
همچنان در حیرت بودم که چشمم به گروهی کودک افتاد؛ با لباسهای مدرسه، دفتر و قلم در دست، گردِ منشور ایستاده بودند. معلمشان با صدایی آرام از «حقوق بشر» سخن میگفت و آنها مینوشتند، از همان منشوری که روزگاری در خاک پارس نگاشته شده بود.
دلم لرزید. در محفظهٔ شیشهای، لوحی از خاک وطنم بود که اکنون در سرزمینی دیگر، درس انسانیت میداد. نفسم بند آمد. به گوشهای رفتم، بر سنگفرش سرد نشستم و گریستم — گریهای بیصدا، اما پر از فریاد. آه... اگر این منشور در همان خاستگاهش خوانده میشد، اگر ما هنوز به سخن او گوش میدادیم!
دوباره برگشتم و آهسته، دوربین را بالا بردم و ویدیویی از آن صحنه گرفتم. ویدیو کوتاه است، اما همهی آنچه باید گفته شود در همان چند ثانیه پیداست.
امروز، در خبرها خواندم که یونسکو منشور کوروش را بهعنوان نخستین منشور حقوق بشر جهان به رسمیت شناخته است. افتخاری بزرگ برای میهن من — اما در دل این افتخار، اندوهی آرام خانه دارد: که ما هنوز در سرزمین نخستین واژههای آزادی، از یاد بردهایم چگونه آزاد باشیم.
ما نخستین واژههای آزادی را نوشتیم، اما هنوز در جستوجوی معنایش سرگردانیم.
✍حسین ثنایی نژاد
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
در سفری که به لندن داشتم، روزی به موزهٔ بریتانیا رفتم؛ با شوق دیدار منشور کوروش، آن لوح کوچکِ گِلی که قرنهاست نام انسان را بلند کرده است. در بدو ورود، خود را در تالار ایلامیان یافتم؛ جایی که شکوه نیاکانم از دل خاک برمیخاست. خیال میکردم در امتداد همان تالار، به بخش پارس میرسم، اما راه دیگری باید میرفتم. از راهنما پرسیدم و گفت: «برو به تالار پنجاهودو، طبقهٔ سوم.»
دیگر بخشها را وانهادم. پلهها را دوتا یکی بالا رفتم، گویی چیزی در من به سوی خود میخواندم. به تالار پارس که رسیدم، بوی خاک آشنا در فضا پیچیده بود؛ سنگنوشتهها، نقشها، جامها، همه از سرزمینی آمده بودند که مهرش در دل من میتپید. بر دیوارهای متن کوتاهی نوشته بودند که مخاطب را از هیاهوی قرنها دور میبرد و به سکوتِ خشت و خط میسپارد:
ایران باستان
از ۳۰۰۰ پیش از میلاد تا ۶۵۱ میلادی
هزاران سال، ایران یکی از مهمترین مراکز تمدن و امپراتوری در جهان باستان بود. اشیای موجود در این تالار، نمایانگر قدرت صنایع و هنرهای بومی آن و نیز پیوندهای تجاری نزدیکش با مناطق همسایهاند. قالبهای اطراف دیوارها، برگرفته از نقشبرجستههای پایتخت کهن پارس، یعنی تختجمشید هستند.
نگاهم را در تالار چرخاندم، در پی منشور کوروش — اما نبود. در میانهٔ تالار، جمعیتی گرد آمده بودند. از میان سرها گذشتم و آنگاه دیدمش: منشور کوچکِ گِلی، درون محفظهای شیشهای، خاموش و فروتن، اما با نوری نهفته در دل. لحظهای در جایم میخکوب شدم. نیرویی پنهان مرا میکشید. در آن لحظه حس کردم همهٔ آنانی که گرد آن نقطه آمده بودند، از هر زبان و رنگ و سرزمین، بیآنکه بدانند، به یک معنا خیرهاند — معنای انسان.
همچنان در حیرت بودم که چشمم به گروهی کودک افتاد؛ با لباسهای مدرسه، دفتر و قلم در دست، گردِ منشور ایستاده بودند. معلمشان با صدایی آرام از «حقوق بشر» سخن میگفت و آنها مینوشتند، از همان منشوری که روزگاری در خاک پارس نگاشته شده بود.
دلم لرزید. در محفظهٔ شیشهای، لوحی از خاک وطنم بود که اکنون در سرزمینی دیگر، درس انسانیت میداد. نفسم بند آمد. به گوشهای رفتم، بر سنگفرش سرد نشستم و گریستم — گریهای بیصدا، اما پر از فریاد. آه... اگر این منشور در همان خاستگاهش خوانده میشد، اگر ما هنوز به سخن او گوش میدادیم!
دوباره برگشتم و آهسته، دوربین را بالا بردم و ویدیویی از آن صحنه گرفتم. ویدیو کوتاه است، اما همهی آنچه باید گفته شود در همان چند ثانیه پیداست.
امروز، در خبرها خواندم که یونسکو منشور کوروش را بهعنوان نخستین منشور حقوق بشر جهان به رسمیت شناخته است. افتخاری بزرگ برای میهن من — اما در دل این افتخار، اندوهی آرام خانه دارد: که ما هنوز در سرزمین نخستین واژههای آزادی، از یاد بردهایم چگونه آزاد باشیم.
ما نخستین واژههای آزادی را نوشتیم، اما هنوز در جستوجوی معنایش سرگردانیم.
✍حسین ثنایی نژاد
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
❤4
✅💧هشدار ۵۴ سال پیش که نادیده گرفته شد: در صورتی که جمعیت تهران از ۵ و نیم میلیون نفر تجاوز کند،آب اضافی برای ساکنین آن وجود نخواهد داشت!
👈 اکنون تهران شبها بیش از ۹ میلیون جمعیت دارد که این عدد روزها بعضا تا ۱۲ میلیون نفر هم میرسد!
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👈 اکنون تهران شبها بیش از ۹ میلیون جمعیت دارد که این عدد روزها بعضا تا ۱۲ میلیون نفر هم میرسد!
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤2😢2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅یاری کن... الهه یاری کن...
🔹جام سیمین (۴۰۰۰ ساله) #مرودشت؛
شما در حال تماشای ۲ سوی این جام فوقالعاده زیبا هستید.
جام نقرهای زن عیلامی یا ایزدبانویی که با نام جام سیمین مرودشت شناخته شده است، از آثار باستانی دوره عیلام است.
پس از تحویل این جام به موزه، (۱۳۴۵)، مرحوم محسن مقدم تصمیم به برگردانِ متن نوشتهی روی این جام گرفتند، چند ماه بعد پروفسور والتر هینتس (ایران شناس آلمانی) به ایران سفر کرده و در جریان خواندن کتیبه جام سیمین مرودشت قرار گرفت. وی پس از ترجمهی آن جام را متعلق به الهه ناروندی ( ایزد بانوی پیروزی ایلام باستان ) و كاهنهی کوری ناهیتی دانست.
یاری کن، الهه یاری کن، من کوری ناهی تی، اهداکننده آشامیدنی نذری برای پروردگار، این بخشنده پاداش نیک خیر و برکت، ای الهه مقدس نازل شو، لطف و مرحمت الهی پیوسته باید به برپادارنده معبد ارزانی شود، یاری کن تو این جام را که از سوی یک بنده برگزیده اهدا شده، برای وی روز به روز مقدس دار!
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹جام سیمین (۴۰۰۰ ساله) #مرودشت؛
شما در حال تماشای ۲ سوی این جام فوقالعاده زیبا هستید.
جام نقرهای زن عیلامی یا ایزدبانویی که با نام جام سیمین مرودشت شناخته شده است، از آثار باستانی دوره عیلام است.
پس از تحویل این جام به موزه، (۱۳۴۵)، مرحوم محسن مقدم تصمیم به برگردانِ متن نوشتهی روی این جام گرفتند، چند ماه بعد پروفسور والتر هینتس (ایران شناس آلمانی) به ایران سفر کرده و در جریان خواندن کتیبه جام سیمین مرودشت قرار گرفت. وی پس از ترجمهی آن جام را متعلق به الهه ناروندی ( ایزد بانوی پیروزی ایلام باستان ) و كاهنهی کوری ناهیتی دانست.
یاری کن، الهه یاری کن، من کوری ناهی تی، اهداکننده آشامیدنی نذری برای پروردگار، این بخشنده پاداش نیک خیر و برکت، ای الهه مقدس نازل شو، لطف و مرحمت الهی پیوسته باید به برپادارنده معبد ارزانی شود، یاری کن تو این جام را که از سوی یک بنده برگزیده اهدا شده، برای وی روز به روز مقدس دار!
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅برشی از جامعه ایران در سال ۱۳۳۸؛
۶۶ سال پیش....
با دیدن این فیلم زیر خاکی به گوشه هایی از رفتار ایرانیان در آن سال ها دقت کنیم:
به صف اتوبوس و فرهنگ مردم و لباسهای مرتب و تمیزی کوچه ها و آرامش آدمهای اون زمان دقت کنید... یک نفر از نفر جلویی سبقت نمیگیره که زودتر سوار بشه .....
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
۶۶ سال پیش....
با دیدن این فیلم زیر خاکی به گوشه هایی از رفتار ایرانیان در آن سال ها دقت کنیم:
به صف اتوبوس و فرهنگ مردم و لباسهای مرتب و تمیزی کوچه ها و آرامش آدمهای اون زمان دقت کنید... یک نفر از نفر جلویی سبقت نمیگیره که زودتر سوار بشه .....
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
😢4❤2👏1🤬1
✅مشروطهای که تاریخ را لرزاند؛
نبرد برای آزادی (عروج و سقوط محمدعلی شاه: داستانی از قدرت و ذلت)
🔹یک صحنهای از تاریخ مشروطه هست که خیلی جالبه! محمدعلی شاه در مقابل قانون مشروطه مقاومت میکند، مجلسرا به توپ میبندد و قصد برگرداندن دوران شوکت قاجار را دارد، اما از فاتحان تهران (ستارخان و باقرخان، سرداراسعد بختیاری،محمدولی تنکابنی و...) شکست میخورد و به سفارت روسیه در زرگنده پناهنده میشود. بعد مذاکراتی، قرار میشود که شاه ایران را ترک کند! این قسمت داستان را از زبان حسن تقی زاده در کتاب" تاریخ انقلاب مشروطیت ایران" بخوانید:
" برای اخراج محمدعلیشاه هیئتی تعیین شد که من هم جزء آنها بودم. روزی که ترتیب اخراج وی را دادیم، دارای قیافهای تکیده و شکسته بود؛ همسر او نیز مرتب گریه میکرد و از دوری احمد [احمدشاه] ناراحت بود. با آن که در مورد اخراج محمدعلیشاه خبری منتشر نشده بود، ولی عدهای زیادی در مقابل سفارت [روسیه] در زرگنده آمده بودند و بعضی هم با خود اسلحه داشتند و میخواستند انتقام خود را از آن مرد بگیرند. هیئت متوجه شد و از شهر درخواست کرد که عدهای قزاق بفرستند. قزاقها آمدند و در دو طرف مستقر شدند. قیافه جمعیت بینهایت غضبناک و عصبانی بود.هیئت انتظار داشت که واقعهای روی بدهد. ازاینرو من جلو جمعیت رفته و آنها را به آرامش دعوت کردم. ولی جمعیت همچنان عصبانی بود. تصمیم گرفته شد شاه مخلوع را از در پنهانی سفارت خارج کنیم. شاه مخلوع وقتی مرا دید، با قیافه بغض گرفته جلو آمده و به ترکی شروع به احوالپرسی کرد. گریه به شاه امان نمیداد. من به او گفتم چرا عاقل کند کاری که بازآرد پشیمانی؟ بغض شاه ترکید.گفت:
"خدا ذلیل کند شاپشال و امیربهادر جنگ را آنها مرا اغفال کردند تا روبهروی ملتم بایستم "
- گفتم:" عذر بدتر از گناه ".
- به او گفتم: " بههرحال الان چارهای نیست و خودکرده را تدبیر نیست. باید هرچه زودتر خاک ایران را ترک کنی. تا چه وقت میخواهی به این زندگی ذلتبار ادامه بدهی و زیر بیرق خارجی بمانی ".
شاه در این موقع با صدای بلند میگریست؛ بطوری که همه هیئت و سفرای روس و انگلیس از این حالت روحی شاه متاثر شدند. محمدعلیشاه دیگر آن شاهی نبود که روبروی ملت خود ایستاده بود. مثل بچه مطیعی شده بود که پناهگاهی میجست. چون شایع بود که محمدعلیشاه قصد خروج مقداری از جواهرات سلطنتی را دارد، ستارخان به ترکی با فریاد گفت:
" جیبها و اثاثهاش را بگردید "
من نزد ستارخان رفته و باز به ترکی به او گفتم:
" رعایت این مردک بیچاره را بکنید؛ این در وضع روحی بدی است "
- ستارخان گفت: " مَن بیلمیرم ". (یعنی من نمیدانم).
- اثاثیه شاه و حتی جیبهایش را به شکل زنندهای بازرسی کردند. چند قطعه جواهر پیدا کردند که بلافاصله صورت مجلس شد و اعضای هیئت زیر آن را امضا کردند. ستارخان پا از این فراتر گذاشت و گفت:
" اثاثه ملکهجهان خانمش را هم بگردید ".
- من گفتم:" این کار زننده است ".
- ستارخان، چند زن را از بین کسانی که بیرون سفارت منتظر خروج محمدعلیشاه بودند، صدا کرد و به شکلی موهن گفت: " اثاثیه خانم و خدمه را هم بگردید ".
- زنها حتی سینهبند خانم را هم گشتند و در آنجا چند قطعه الماس یافتند. شاه خواست مانع شود،ستارخان به ترکی گفت:
"هرچه جنایت کردی بس نبود، حالا میخواهی داراییهای رعیت را به تاراج ببری؟ "
- من هرچه خواستم ستارخان را دعوت به آرامش کنم، میسر نمیشد و او مرتب مثل شیر میغرید و اسلحهاش را تکان میداد... [در آخر محمدعلیشاه] به اعضای هیئت دست داد و از بعضی حلالیت طلبید، ولی چه سود؟ محمدعلی شاه لکههایی را که بر دامن تاریخ گذاشت، هیچوقت پاک نخواهد شد. او ملتی را که آزادی میخواست، کُشت. مجلس را به توپ بست. ملکالمتکلمین و صوراسرافیل را در باغ شاه خفه کرد. بههرحال صحنهای بود دردناک و ناراحتکننده. در دل گفتم:
" این است سرنوشت مستبدان و آدمکشان "
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
نبرد برای آزادی (عروج و سقوط محمدعلی شاه: داستانی از قدرت و ذلت)
🔹یک صحنهای از تاریخ مشروطه هست که خیلی جالبه! محمدعلی شاه در مقابل قانون مشروطه مقاومت میکند، مجلسرا به توپ میبندد و قصد برگرداندن دوران شوکت قاجار را دارد، اما از فاتحان تهران (ستارخان و باقرخان، سرداراسعد بختیاری،محمدولی تنکابنی و...) شکست میخورد و به سفارت روسیه در زرگنده پناهنده میشود. بعد مذاکراتی، قرار میشود که شاه ایران را ترک کند! این قسمت داستان را از زبان حسن تقی زاده در کتاب" تاریخ انقلاب مشروطیت ایران" بخوانید:
" برای اخراج محمدعلیشاه هیئتی تعیین شد که من هم جزء آنها بودم. روزی که ترتیب اخراج وی را دادیم، دارای قیافهای تکیده و شکسته بود؛ همسر او نیز مرتب گریه میکرد و از دوری احمد [احمدشاه] ناراحت بود. با آن که در مورد اخراج محمدعلیشاه خبری منتشر نشده بود، ولی عدهای زیادی در مقابل سفارت [روسیه] در زرگنده آمده بودند و بعضی هم با خود اسلحه داشتند و میخواستند انتقام خود را از آن مرد بگیرند. هیئت متوجه شد و از شهر درخواست کرد که عدهای قزاق بفرستند. قزاقها آمدند و در دو طرف مستقر شدند. قیافه جمعیت بینهایت غضبناک و عصبانی بود.هیئت انتظار داشت که واقعهای روی بدهد. ازاینرو من جلو جمعیت رفته و آنها را به آرامش دعوت کردم. ولی جمعیت همچنان عصبانی بود. تصمیم گرفته شد شاه مخلوع را از در پنهانی سفارت خارج کنیم. شاه مخلوع وقتی مرا دید، با قیافه بغض گرفته جلو آمده و به ترکی شروع به احوالپرسی کرد. گریه به شاه امان نمیداد. من به او گفتم چرا عاقل کند کاری که بازآرد پشیمانی؟ بغض شاه ترکید.گفت:
"خدا ذلیل کند شاپشال و امیربهادر جنگ را آنها مرا اغفال کردند تا روبهروی ملتم بایستم "
- گفتم:" عذر بدتر از گناه ".
- به او گفتم: " بههرحال الان چارهای نیست و خودکرده را تدبیر نیست. باید هرچه زودتر خاک ایران را ترک کنی. تا چه وقت میخواهی به این زندگی ذلتبار ادامه بدهی و زیر بیرق خارجی بمانی ".
شاه در این موقع با صدای بلند میگریست؛ بطوری که همه هیئت و سفرای روس و انگلیس از این حالت روحی شاه متاثر شدند. محمدعلیشاه دیگر آن شاهی نبود که روبروی ملت خود ایستاده بود. مثل بچه مطیعی شده بود که پناهگاهی میجست. چون شایع بود که محمدعلیشاه قصد خروج مقداری از جواهرات سلطنتی را دارد، ستارخان به ترکی با فریاد گفت:
" جیبها و اثاثهاش را بگردید "
من نزد ستارخان رفته و باز به ترکی به او گفتم:
" رعایت این مردک بیچاره را بکنید؛ این در وضع روحی بدی است "
- ستارخان گفت: " مَن بیلمیرم ". (یعنی من نمیدانم).
- اثاثیه شاه و حتی جیبهایش را به شکل زنندهای بازرسی کردند. چند قطعه جواهر پیدا کردند که بلافاصله صورت مجلس شد و اعضای هیئت زیر آن را امضا کردند. ستارخان پا از این فراتر گذاشت و گفت:
" اثاثه ملکهجهان خانمش را هم بگردید ".
- من گفتم:" این کار زننده است ".
- ستارخان، چند زن را از بین کسانی که بیرون سفارت منتظر خروج محمدعلیشاه بودند، صدا کرد و به شکلی موهن گفت: " اثاثیه خانم و خدمه را هم بگردید ".
- زنها حتی سینهبند خانم را هم گشتند و در آنجا چند قطعه الماس یافتند. شاه خواست مانع شود،ستارخان به ترکی گفت:
"هرچه جنایت کردی بس نبود، حالا میخواهی داراییهای رعیت را به تاراج ببری؟ "
- من هرچه خواستم ستارخان را دعوت به آرامش کنم، میسر نمیشد و او مرتب مثل شیر میغرید و اسلحهاش را تکان میداد... [در آخر محمدعلیشاه] به اعضای هیئت دست داد و از بعضی حلالیت طلبید، ولی چه سود؟ محمدعلی شاه لکههایی را که بر دامن تاریخ گذاشت، هیچوقت پاک نخواهد شد. او ملتی را که آزادی میخواست، کُشت. مجلس را به توپ بست. ملکالمتکلمین و صوراسرافیل را در باغ شاه خفه کرد. بههرحال صحنهای بود دردناک و ناراحتکننده. در دل گفتم:
" این است سرنوشت مستبدان و آدمکشان "
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👏3
Forwarded from تحلیل زمانه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠 بهره بردن نادرست از هوش مصنوعی فریاد استادان را در آورده است:
لامصب ها از چت جی پی تی استفاده نکنید
این کار تنبلی است. تقلب است. آخر باید برید مک دونالد کار کنید
پاینده ایران
✅ اهل قلم و فرهنگ:
#تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane
لامصب ها از چت جی پی تی استفاده نکنید
این کار تنبلی است. تقلب است. آخر باید برید مک دونالد کار کنید
پاینده ایران
✅ اهل قلم و فرهنگ:
#تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane
👍6