صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
1.64K subscribers
4.36K photos
1.84K videos
803 files
4.44K links
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Download Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
#قبله_عالم #ناصرالدینشاه_قاجار #عباس_امانت #حسن_کامشاد 📚 کتاب " قبله عالم؛ ناصرالدین شاه قاجار و پادشاهی ایران " نوشته عباس امانت 📝 ترجمه حسن کامشاد 🔹"قبله عالم"، عنوان کتابی است که در سال ۱۳۸۴، به قلم "عباس امانت"، رئیس شورای مطالعات خاورميانه در دانشگاه…
ناصرالدین‌شاه و کودکی او

🔹ناصرالدین میرزا، نخستین فرزند 
باقیمانده محمدمیرزا و ملک‌جهان، در 
روز ششم صفر سال ۱۲۴۷، در دهکده
 کهنمیر، حدودا در ۲۵ کیلومتری تبریز، متولد شد. شاید تولد او در قریه‌ای 
دورافتاده این سوال را مطرح کند که 
چرا این نوزاد در آنجا و نه در خود تبریز متولد شد. عباس امانت در پاسخ این سوال نوشته است:

" شاید ملک‌جهان آبستن را به این روستای ییلاقی برده بودند تا از شر گرما و یا شاید ابتلا به وبای
 شایع در شهر تبریز برحذر بماند. 
خاندان سلطنتی قاجار در آن زمان هنوز عادت داشت هفته‌ها، حتی ماه‌ها، 
بیرون شهر در دشت و روستا به سر برد ".

نام این فرزند برخلاف اسامی اجدادی خاندان قاجار، ناصرالدین، به معنای
 یاری‌دهنده دین گذاشته شد. دلیل آن 
هم شاید به واقعه‌ای در زمان تولد او 
برگردد. در آن دوره محمدمیرزا همراه 
پدرش عباس‌میرزا، ولیعهد درگیر پیکار با ایلات سرکش
 شمال شرقی خراسان بود و شاید نام 
ناصرالدین هم به امید و آرزوی پیروزی پدر بر ایلات سنی ترکمن به فرزند داده شد. در وقایع آن نبرد اتفاقاتی رخ داد 
که با تولد فرزند تازه‌رسیده پیوند خورد

" لشکر قاجار متجاوز از بیست هزار اسیر شیعه را آزاد ساخت و مانع از فروش
 آن‌ها در بازارهای برده‌فروشی آسیای 
میانه شد، و این عمل خیرخواهانه 
مسلما مایه تفاخر رزمی محمدمیرزا 
گردید. جد بزرگ ناصرالدین میرزا، 
فتحعلی‌شاه، که در همین هنگام، سرگرم سان دیدن از قشون در اردویی در مرکز ایران بود به گفته هدایت، وقایع‌نگار 
دربار، تولد جدید را بر سبزه زمردفام با شرابی چون لعل مذاب جشن گرفت ".

ناصرالدین میرزا دوران کودکی تلخی
 داشت. اطلاعاتی نه‌چندان زیاد از 
دوران طفولیت او در تبریز به دست داده شده و این هم به خاطر نامزدی او به ولایت‌عهدی در ۱۲۵۱ هجری قمری است. سالی قبل از آن و هنگام جلوس محمدشاه بر تخت، اختلافات قابل پیش‌بینی بر سر جانشینی، ناصرالدین را که هنوز کودکی بیش نبود، برای اولین‌بار در
 کانون مناقشه‌ای دیرپا قرار داد. 
برادران تنی شاه که از حمایت مادر شاه و تمامی طایفه دولو برخوردار بودند، 
چنین استدلال می‌کردند که: 

" طفل سه ساله که هنوز در خور مهد
 است لایق نیست که در دول خارجه به ولایت عهد نام‌بردار شود ".

اما با وجود این اختلافات ناصرالدین
 میرزای کم‌سال به ولیعهدی منصوب 
می‌شود تا دست شاه در مقابل خانواده سلطنتی قاجار قوی‌تر شود. فرمان 
نامزدی در تبریز یعنی در محل اقامت 
شاهزاده در مجمعی از امرای لشکر و
 مقامات ایالتی خوانده می‌شود و در
 این مراسم، " زیور و نشان‌های تشریفاتی ولایت‌عهدی، که همه به خاطر عباس‌‌میرزا در زمان 
پادشاهیِ فتحعلی‌شاه احیا شده بود، یعنی قبای 
کیانی مکلل به جواهر و خنجر و بازوبند، و نشان شیر و خورشید، که اکنون 
علامت رسمی دولت ایران بود، به 
شاهزاده خردسال اهدا گردید ".

با فرازونشیب‌هایی سرانجام نامزدی
 ناصرالدین میرزا توسط نمایندگان
 کشورهای خارجی هم پذیرفته می‌شود. کمی پس از آن که نامزدی او رسمیت 
پیدا می‌کند، کاپیتان استوارت، دبیر 
سفارت بریتانیا، به دیدن شاه‌زاده جوان در تبریز می‌رود و گفته او نشان 
می‌دهد که دیگر هیچ تردید و 
مناقشه‌ای در ولیعهدی ناصرالدین میرزا وجود نداشته است.او به گونه‌ای مبالغه‌آمیز درباره شاه‌زاده کم‌سال نوشته:

" من در عمرم بچه‌ای به این زیبایی ندیده‌ام، چهره‌اش حالتی غمگین دارد و 
طفلک ظاهرا خجالتی است ".
 
یک سال پس از این استوارت دوباره به آذربایجان می‌رود و این‌بار با همان 
چهره زیبا ولی غمگین روبرو می‌شود و البته این‌بار شاه‌زاده را " بی‌اندازه بی‌حوصله" می‌بیند. امانت درباره سیمای غمگین 
ناصرالدین میرزا در دوران کودکی‌اش
 نوشته:

" حالت اندوهناک سیمای ناصرالدین میرزا شاید ناشی از ضعف جسمی او بوده
 است. نیکلای اول تزار روسیه که در
 اکتبر ۱۸۳۸ شاه‌زاده ایرانی را در ایروان دید نتوانست از اظهارنظر در خصوص قیافه بی‌رمق او خودداری کند.
 وقایع‌نگاران قاجار نگرانی تزار را از 
مزاج نحیف و بنیه ضعیف ولی‌عهد
 ابراز کرده‌اند. در این زمینه هیچ‌گونه 
بیماری یا ناتوانی خاصی گزارش نشده 
است، ولی دشوار بتوان این ضعف بنیه ناصرالدین را از کمبودهای عاطفی 
دوران کودکی‌اش مجزا پنداشت ".

بر اساس گزارش‌های موجود ناصرالدین میرزا در دوران کودکی آموزش دقیق و کاملی، آن‌طور که مثلا پدرش تربیت 
شده بود، کسب نکرد. او تا مد‌ت‌ها 
ارتباط چندانی با دنیای خارج از خانه 
نداشت و اغلب در اندرونی به سر 
می‌برد: او منزوی از دنیای خارج، تا شش یا 
هفت سالگی در چهار دیواری اندرون
 مادرش محبوس بود، جایی که انبوهی از 
خواجگان، خدمت‌کاران و همبازیان 
کمبود چشم‌گیر حضور والدینش را 
جبران می‌کردند. بشیرخان، غلامی 
حبشی که 
زرخرید ملک‌جهان بود، مامور نظارت بر 
امور شاه‌زاده بود.
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تصاویری زیبا و جدید از آبشار نیاگارا در کشور کانادا!

شکوه و زیبایی هستی

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جام عدالت...

این ظرف سفالی در سال ۱۳۸۱ طی حفاری‌های وسمه و میانرود رضوانشهر توسط دکتر محمد خلعتبری کشف شد.

راز شگفت‌انگیزش چیه؟
اگر جام رو تا حد مشخصی پر کنید، همه‌چیز عادیه. اما همین‌که طمع کنید و بیشتر بریزید، مکانیسم پنهانش فعال می‌شه و تمام نوشیدنی از دست میره!

این جام ساده اما هوشمندانه، نمادی از عدالت، تعادل و پرهیز از افراطه. گفته می‌شه فیثاغورث اون رو طراحی کرده تا به شاگردانش یاد بده؛

"میانه روی کلید ماندگاریه"

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍43
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
آغاز صدارت امیرکبیر؛ و سایه روشن‌های یک قهرمان


@tarbd

📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
1
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
آغاز صدارت امیرکبیر؛ و سایه روشن‌های یک قهرمان

🔹دوره زمامداری امیرکبیر به‌عنوان شخص اول ایران، که در فرمان حکومتش به آن تصریح شده بود، از شب شنبه بیست‌ودوم ذیقعده ۱۲۶۴ تا چهارشنبه نوزدهم محرم ۱۲۶۸ (از ۱۹ اکتبر ۱۸۴۸ تا ۱۶ نوامبر ۱۸۵۱) یعنی سه سال و یک ماه و بیست و هفت روز قمری طول کشید. پس از مرگ محمدشاه در میانه شهریور ۱۲۲۷ (ششم شوال ۱۲۶۴)، عرصه قدرت پیش روی ناصرالدین میرزای ولیعهد قرار گرفت که در تبریز بود و از همان لحظه‌ای که ولیعهد قصد عزیمت به تهران کرد، میرزاتقی‌خان وزیر نظام آذربایجان، نقشی مهم بر عهده داشت. ولیعهد می‌خواست به تهران عزیمت کند، اما پولی در بساط نبود و این میرزاتقی‌خان بود که پول را فراهم کرد. او مبلغی را از یکی از بازرگانان تبریز وام گرفت که سی‌هزارتومان نقل شده است و درواقع مقدمات حرکت شاه را فراهم کرد. فریدون آدمیت معتقد است که "این خدمت اعتماد شاه را به او افزود".

ناصرالدین میرزا 18 شوال تاجداری خود را در تبریز اعلام کرد و روز بعدش همراه وزیر نظام، با سپاه کافی به سمت پایتخت حرکت کرد. آدمیت دربار تهران را در آن دوران چنین تصویر کرده است:

" با مرگ محمدشاه دستگاه نیمه‌استوار دولت در هم فرو ریخت. میراثی که گذاشت خزانه خالی، بی‌سروسامانی دستگاه دولت و آشفتگی سرتاسر کشور بود، مگر خطه آذربایجان که به دست وزیرنظام انتظام داشت. به علاوه ناتوانی حکومت، مداخله روس و انگلیس را در امور کشور به حد رسانید. شاه و وزیر هر دو مسئول این احوال بودند. محمدشاه نه سلامت عقل داشت و نه مزاجی تندرست؛ به وزیرش ارادت صوفیانه می‌ورزید. حاجی میرزا آقاسی در فن حکومت ناشایسته و در عین حال بامبول‌زن و جاه‌طلب بود ".

پس از مرگ محمدشاه، نزدیک شش هفته طول کشید تا ناصرالدین‌شاه و امیرنظام به تهران برسند. با مرگ محمدشاه درباریان علیه حاجی شوریدند و او به شاه‌عبدالعظیم رفت و بست نشست. اما آنچه در این میان رخ داد، بازگشت میرزا آقاخان نوری بود که پیش‌تر با دستور شاه از وزارت لشکر عزل شده بود و در تبعیدگاه کاشان به سر می‌برد. او با حمایت انگلیس و نیز مهدعلیا مادر ناصرالدین‌شاه، به دربار بازگشت. آدمیت درباره مواجهه امیرکبیر با میرزا آقاخان نوشته:

" امیر که به پشتیبانی سفارت انگلیس و مهدعلیا از میرزا آقاخان آگاه بود –و هنوز مقام خویش را کاملاً استوار نمی‌دید- مصلحت ندانست امر کتبی مهدعلیا را نقض کند و میرزا آقاخان را از دربار براند و دست او را از هر کاری کوتاه بسازد. پس وی را پس کشید، اما خدمت عمده‌ای به او ارجاع نکرد، و خبری هم از وزارت لشکر او نبود ".

با گذشت زمان اما نفوذ میرزا آقاخان بیشتر شد و امیر او را واسطه رساندن پیام‌های خود به سفارت انگلیس قرار داد. آدمیت این موضوع را یکی از خطاهای امیرکبیر دانسته و نوشته:

" امیر غفلت کرد و خطای جبران‌ناپذیری مرتکب شد. اگر در آغاز، از راه مصلحت‌اندیسی مجبور گردید با میرزاآقاخان از در مجامله درآید _ می‌بایست پس از آنکه قدرت را به دست آورد، او را براندازد. در سیاست هرگاه قدرت صالح به‌جا و درست اعمال نگردد، ریشه خود را می‌سوزاند. امیر این کار را نکرد، به خود و به ایران صدمه عظیم زد ".

پیش از آنکه شاه و امیر به پایتخت برسند، دربار عرصه‌ای برای زورآزمایی و زمینه‌چینی‌های سیاسی بود. اما زمانی که شاه و امیر نظام به تهران رسیدند، آشکار شد که صدراعظم آینده ایران میرزاتقی‌خان است. شب شنبه ۲۲ ذیقعده ۱۲۶۴، ناصرالدین‌شاه به تخت سلطنت نشست و همان شب هم لقب اتابک اعظم به اسم میرزاتقی‌خان اضافه شد. از این لحظه بود که به قول آدمیت، میرزاتقی‌خان به "جلیل‌ترین القاب کشور"،  یعنی امیرکبیر اتابک اعظم خوانده شد و لقب امیرنظامی را هم محفوظ داشت. شاه دستخطی به این مضمون به عنوان میرزاتقی‌خان صادر کرد: " امیر نظام، ما تمام امور ایران را به دست شما سپردیم، و شما را مسئول هر خوب و بدی که اتفاق افتد می‌دانیم. همین امروز شما را شخص اول ایران کردیم، و به عدالت و حسن رفتار شما با مردم کمال اعتماد و وثوق داریم، و به جز شما به هیچ شخص دیگری چنین اعتقادی نداریم. و به همین جهت این دستخط را نوشتیم ".

‌ عباس امانت در کتاب "قبله عالم"، نوشته که در تاریخ سلطنت قاجار هیچگاه این همه قدرت به یک نفر از اهل دیوان تفویض نشده بود. روایت عباس امانت از دوران صدارت امیرکبیر روایتی است که تفاوت‌هایی با دیگر روایت‌ها درباره امیرکبیر دارد. امیرکبیر در تاریخ معاصر ایران به عنوان الگو و نمادی تاریخی شناخته می‌شود که در نظامی ناکارآمد و فاسد دست به اصلاحات بزرگی زد و دوران صدرات او مواهب بسیاری برای ایران به همراه داشت. تصویر امیرکبیر تصویری از قهرمانی ملی است، که در دل شبی تاریک روزنه نوری برافروخته بود و الگویی از حکمرانی درست را نشان داده بود.
@tarbd

👇👇👇
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
👆👆👆

اغلب مورخان و پژوهشگران چنین روایتی به دست داده‌اند، اما امانت در کتاب "قبله عالم"، به موضوع قدرت اشاره می‌کند. امانت نوشته:

" امیرنظام، به گفته خودش، وسیله تحکیم قدرت بود و ارزش بی‌مثال خود را از این راه به شاه نشان داد. هنگامی که هنوز بیرون پایتخت منتظر فرارسیدن ساعت مسعود بودند، امیرنظام نه تنها موانع بالقوه به تخت نشستن پادشاه ولی‌نعمتش را از میان برداشت، بلکه راه صدارت خود را هم هموار ساخت. نظام جدیدی که از آذربایجان همراه آورد، البته، بیش‌تر حربه احراز قدرت خودش گردید تا وسیله جلوس ناصرالدین به تخت زیرا که در این مرحله دیگر شاه رقیب و معاندی نداشت. از این‌رو تعجب‌آور نبود که شاه در هنگام تاجگذاری‌اش، یا اندک زمانی بعد، عنوان امیرکبیر را به صدراعظم اعطا کرد، لقبی که آیندگان وی را بدان شناختند. این مقام خود افتخاری بزرگ برای فردی غیرقجر بود که نه تنها او را فرمانده نظام جدید آذربایجان بلکه فرمانده کل تمامی قشون ایران می‌کرد "؛ امانت همچنین می‌گوید؛ " همین که امیرکبیر زمام قشون را یک‌سره در اختیار گرفت، شاه جوان دیگر چاره‌ای جز پذیرش درخواست او برای کسب قدرت کامل نداشت. وضع بحرانی مملکت نیز تفویض این اختیارات اضطراری را تا اندازه زیادی جایز می‌ساخت ".

امانت امیرکبیر را چهره‌ای می‌داند که به انگلیس هم نزدیک و حتی تا حدی وابسته بود، که این نیز برخلاف تصویری است که از قهرمان ملی ارائه شده است. امانت می‌نویسد:

" امیرکبیر پرورده حکومت تبریز بود و در آن‌جا آموخته بود که برای مهار زدن به بلندپروازی‌های خطرناک همسایه شمالی، می‌باید خواست‌های همسایه جنوبی را گردن نهاد. بنابراین جای تعجب نیست که وزیرمختار بریتانیا که با امیرکبیر سالیان زیاد دوستی خصوصی داشته است مشعوف شود که صدراعظم جدید اهمیت دوستی با بریتانیا را کاملا بازشناخته و قول داده است که ارزش این دوستی را پیوسته یادآور شاه شود ".

زمامداری ایران در آن دوران مخاطرات زیادی به همراه داشت. دوره زمامداری میرزا تقی‌خان به عنوان شخص اول ایران که در فرمان حکومتش به آن تصریح شده بود، از شب شنبه ۲۲ ذیقعده ۱۲۶۴ تا چهارشنبه ۱۹ محرم ۱۲۶۸، یعنی سه سال و یک ماه و بیست و هفت روز قمری طول کشید. او در این مدت "پیشکار دربار همایون" و "امارت نظام" و منصب اتابکی ولیعهد و امور کشوری همه را به عهده داشت. او در بیستم محرم از همه آن شغل‌ها عزل شد مگر امارت نظام که تا پنج روز بعد همچنان در دست داشت. در تاریخ چهارشنبه ۲۵ محرم ۱۲۶۸ از این شغل هم برکنار شد و دیگر هیچ کار و لقب و منصبی نداشت. فریدون آدمیت درباره مقام رسمی میرزاتقی‌خان و جایگاه او در مدتی که او در قدرت بود نوشته:

" از نظر تشکیلات سیاسی ایران، مقام رسمی میرزا تقی‌خان باید به درستی شناخته شود. حکم صدارت هیچ‌گاه به نام امیر صادر نگشت. همچنان‌که قائم‌مقام چون به زمامداری دولت محمدشاه رسید، همان عنوان قائم‌مقامی را برای خود نگاه داشت، میرزا تقی‌خان هم به عنوان امیر نظامی قناعت ورزید. اما در معنی اختیارات رسمی و قانونی او از صدارت گسترده‌تر بود، از آنکه امور لشکر و کشور هر دو را به طور مطلق در دست داشت ".

محمدحسن اعتمادالسلطنه نیز در "صدرالتواریخ" نوشته که: " این وزیر بزرگ هم وزارت کشور و هم امارت لشکر داشته است، ذوالریاستین بود... و سایر صدور همین در وزارت داخله خود به امور کشوری می‌پرداختند، ولی در امور سپاه و لشکر اقتدار کلی نداشتند، الا اینکه تعیین سرداران و سپه‌سالاران هم باز به تصویب آنها بوده است ".

در این میان محمدعلی همایون کاتوزیان نیز روایتی از امیرکبیر به دست می‌دهد که با روایت غالب تفاوت‌هایی دارد و او نیز به مسئله قدرت و جاه‌طلبی اشاره کرده و حتی امیرکبیر و رضاخان را با هم قیاس کرده و معتقد است که امیرکبیر " در پیشینه اجتماعی، مقام نظامی، جاه‌طلبی‌های شخصی و روش‌ها و آرمان‌های شبه‌مدرنیستی، به گونه‌ای شگفت‌انگیز به رضاخان پهلوی می‌ماند ". با همه این اوصاف، مسلم این است که آغاز صدارت امیرکبیر آغاز دورانی تازه در حکومت پادشاهان قاجار بود.
منابع:

۱. اقتصاد سیاسی ایران از مشروطیت تا پایان سلسله پهلوی، محمدعلی همایون کاتوزیان، ترجمه محمدرضا نفیسی و کامبیز عزیزی، نشر مرکز.
۲. زندگانی میرزا تقی‌خان امیرکبیر، حسین مکی، چاپخانه محمدعلی علمی.
۳. قبله عالم، عباس امانت، نشر کارنامه.
۴. امیرکبیر و ایران، فریدون آدمیت، انتشارات خوارزمی.

کانال کتابهای ممنوعه
@tarbd

📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍1👏1
کارت پستالی از تهران و ساختمان پلاسکو در حال ساخت دهه ۴۰ خورشیدی


@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
😢1
اختلاس ۳۵ میلیاردی محمدرضا شاه!!!

امروز کلیپی در تابناک دیدم که یک روحانی جوان ادعا می‌کند محمدرضا شاه هنگام خروج از ایران ۳۵ میلیارد دلار اختلاس کرده است. بر آنم که کندوکاوی در این باره داشته باشم:

۱. اعتبار تاریخی و رقمی

کل درآمد نفتی ایران در عصر پهلوی دوم، بر پایه داده‌های بانک مرکزی، وزارت نفت و منابع غربی مانند «World Bank» و «BP Statistical Review»، تقریباً چنین بوده است:

1950–1969: حدود 20–25 میلیارد دلار؛

1970–1978: حدود 90–100 میلیارد دلار؛

جمع کل (1950–1978): حدود 110 تا 125 میلیارد دلار
بنابراین کل درآمد نفتی در تمام دوران محمدرضا شاه کمتر از ۱۳۰ میلیارد دلار بوده است.

۲. شایعه۳۶ میلیارد دلار اختلاس

این شایعه در سال‌های ۱۳۵۷–۱۳۵۸ در رسانه‌های انقلابی پخش شد و گفته می‌شد شاه هنگام خروج، ۳۶ میلیارد دلار با خود برده است.
ولی بررسی‌های بعدی — از جمله گزارش سنا و وزارت خزانه‌داری آمریکا و کمیسیون دارایی دولت موقت ایران — نشان داد:

کل دارایی‌های شناخته‌شده خانواده سلطنتی در بانک‌های خارجی حدود ۱ تا ۲ میلیارد دلار بوده، نه ده‌ها میلیارد؛
بخش عمده این دارایی‌ها در قالب املاک، سهام و حساب‌های امانی بود که بیشترشان پس از انقلاب بلوکه یا مصادره شد؛
هیچ سند معتبری از وجود حساب‌های ۳۰ یا ۳۶ میلیارد دلاری تاکنون منتشر نشده است.


۳. تحلیل منطقی

اگر شاه ۳۶ میلیارد دلار خارج کرده بود:

این رقم معادل نزدیک به یک‌سوم کل درآمد نفتی تاریخ پهلوی دوم بود — تقریباً غیرممکن از نظر حساب‌های رسمی؛

در سال ۱۹۷۸، کل ذخیره ارزی ایران در بانک مرکزی حدود ۱۱/۷ میلیارد دلار بود؛ بنابراین خروج ۳۶ میلیارد دلار عملاً غیرممکن بود؛

هیچ اثر بانکی یا اقتصادی در نظام بانکی غربی یافت نشده که چنین رقم عظیمی جابه‌جا شده باشد (در آن زمان نظارت مالی سخت بود).

۴. نتیجه تحلیلی

بر پایه اسناد معتبر:

ادعای خروج ۳۶ میلیارد دلار توسط محمدرضا شاه، نادرست و اغراق‌آمیز است.

برآورد واقعی خروج دارایی‌های شخصی او و خانواده سلطنتی در زمان انقلاب، حدود ۱ تا ۲ میلیارد دلار بوده است — رقمی البته بزرگ، ولی نه غیرقابل تصور در مقیاس کشوری با درآمد نفتی عظیم.

۵. چرا این شایعه ماندگار شد؟

در فضای انقلابی ۱۳۵۷، هر عدد بزرگی باورپذیر بود؛
فساد در دربار و نارضایتی اجتماعی، پذیرش این روایت را آسان‌تر کرد؛
نبود شفافیت مالی در حکومت پهلوی، میدان را برای اغراق‌ها باز گذاشته بود.

به این روحانی جوان و تابناک که شعارش را مثلا حقیقت می‌خواند، توصیه می‌کنم این وجیزه را خوانده و بازگو و منتشر کند تا حقیقت روشن شود؛ که می دانم متأسفانه اغلب چنین نمی‌شود.

#یدالله_کریمی‌پور

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍3
انجمن علمی معلمان تاریخ و گروه تاریخ برگزار میکند:

بازدید علمی باسخنرانی خانم دکتر گودرزی

📆سه شنبه ۶ آبان ماه ۱۴۰۴

ساعت: ۱۵:۳۰

مکان :چهارباغ بالا، فضای سبز کنار هتل پل

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌲🌲🌲

زندگی زیباست....
پاییزتون سرشار از زیبایی و شور و نشاط زندگی....

🍂🍁🍂🍁

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
3
Forwarded from اصفهان خبر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺من برده داری را بر انداختم، به بدبختی آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم که همه ی مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند. فرمان دادم که هیچکس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند.

👤کوروش بزرگ
۷ آبان روز بزرگداشت کوروش گرامی باد
👏3
Forwarded from پادکست رخ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
هفتم آبان ماه روز بزرگداشت کوروش و روز زایش کشور متحد ایران فرخنده باد⚘️
داستان سه قسمتی زندگی کوروش را از پادکست رخ بشنوید🙏

📍دانلود قسمت اول داستان زندگی کوروش
📍دانلود قسمت دوم داستان زندگی کوروش
📍دانلود قسمت سوم داستان زندگی کوروش

@Rokhpodcast
🕊2
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
فتح بابل

🔹روز بزرگداشت کوروش، یعنی هفتم آبان، روز ورود صلح جویانه کوروش بزرگ به بابل و استقبال با شکوه از این پادشاه خوشنام است. بر اساس یک کتیبه باستانی معتبر که "رویداد نامه نبونئید" نام گرفته است، روز سوم ماه Arahsamna بابلی، کوروش بزرگ پس از ورود به شهر، با استقبال با شکوه مردم روبرو شد.
(رویدادنامه نبونئید، ستون ۳، بند ۱۸ و ۱۹؛ ن،ک: ارفعی، ۱۳۸۹: ص۱۴).

🔹این روز مصادف با ۲۹ اکتبر سال ۵۳۹ پیش از میلاد میباشد و ۲۹ اکتبر برابر هفتم آبان است. تردیدی نیست که شهر بابل بدون جنگ به دست سپاهیان کوروش بزرگ افتاد و سپاهیان ایرانی رفتار بسیار خوبی با مردم بابل داشتند. #دکتر_شاهرخ_رزمجو، درباره ورود کوروش بزرگ به بابل و اقدامات او مینویسد:

" با اینکه به نظر میرسد بابلیان پیشاپیش از جانب کورش آسوده خاطر بودند، اما احتمالا مردم شهر از ورود یک سپاه بیگانه و تصرف شهرشان نگران بوده اند. آنگونه که کورش در کتیبه بیان کرده است، او به نگرانیهای مردم پایان داده و در پی آرامش شهر بابل بوده است. از متن کتیبه روشن است که کورش به سپاهیانش اجازه خونریزی، تاراج و بدرفتاری با مردم را نداده است و در آن از احترام به مردم و باورهای دینی آنها سخن گفته شده است. این رفتار کورش، تنها به بابل محدود نمیشد. در کتیبه "روایت منظوم" نوشته شده که کورش به سربازانش، اجازه نزدیک شدن به اِکور (خانهی کوهستان = E-Kur) پرستشگاه باستانی انلیل در نیپور را نداده است. رفتار دوستانه کورش، شامل نبونئید نیز گردید و جانش بخشیده شد ".
(استوانه کوروش بزرگ، دکتر شاهرخ رزمجو، تهران: فرزان روز، ۱۳۸۹، ص۷۱-۷۲)

🔹دکتر داندامایف، درباره فرمانروایی کوروش بزرگ و حکومت هخامنشی بر بابل مینویسد:

" فرهنگ بابل باستان در طول دو سده تسلط پارسها گسترش یافت. اختر شناسی ریاضی بابل تحت فرمانروایی هخامنشیان پیشرفت ویژه ای داشت. توفیقات آن از جمله بزرگترین پیشرفتهای تاثیر گذار تمدن باستان به شمار میرود. در همان دوران حقوق بابل به شکوفایی رسید. تحولات چشمگیری نیز در روابط اجتماعی- اقتصادی کشور روی داد ".
(ایرانیان در بابل هخامنشی، محمد داندامایف، ترجمه محمود جعفری دهقی، تهران، انتشارات ققنوس، ۱۳۹۱، ص۹)

هفتم آبان، روز جهانی کوروش بزرگ

کانال کتابهای ممنوعه
@tarbd

📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
5
محمد‌علی فروغی:

«ما ایرانیان، وارث دو چیز بزرگ هستیم: یکی شعر فردوسی، دیگری منشور کوروش. اولی روح ماست، دومی قانون ماست. هر دو می‌گویند انسان، آزاد آفریده شده است.»


@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
9
تشکیلات فراماسونری
فراماسونری در لغت به معنای بنایان آزاد می باشد و منظور از آن تشکیلاتی مخفیانه است که به صورت سازمان یافته از ابتدای قرن هیجدهم در کشور انگلستان شروع به فعالیت نمود. آن ها شعار آزادی و برابری و برادری را هدف و آرمان خود اعلام کردند.
برخی سابقه تشکیلات فراماسونری را به هزاره های قبل بر می گردانند؛ تا جایی که عده ای پیدایش آن را به زمان حضرت آدم و برخی دیگر سابقه ی آن را به زمان حضرت سلیمان و اتحادیه بنایان معابد منتسب ساخته اند. به نظر میرسد ساختن چنین سوابقی بیشتر به منظور مشروعیت بخشی و راز آلود جلوه دادن هرچه بیشتر این تشکیلات باشد.
اما ادعای فوق کاملا هم بی پایه نمی باشد. به نظر میرسد در قرون وسطا بنا به ضرورت حفظ اسرار شغلی و حفظ موقعیت اجتماعی و امتیازات ناشی از آن بنایان را به تشکیل تجمعات سری سوق داد. به دلیل ارزش و اعتبار بالای شغل بنایی و معماری صاحبان این مشاغل در پی پنهان نگه داشتن رموز و مهارت های حرفه ای خود بر آمده و مجامعی به نام «لژ» تشکیل دادند که به دلیل دوره گردی صاحبان بنایان؛ این تشکیلات در سراسر اروپا گسترش یافت.
بنابراین لژهای فراماسونری تا قرون جدید بیشتر ماهیت شغلی و حرفه ای داشت تا این که با زوال سبک معماری گوتیک و از بین رفتن جایگاه آن٬کم کم زمینه های زوال فراماسونری حرفه ای فراهم شد و جای آن را در قرن هفدهم فراماسونری فلسفی و علمی گرفت. افراد غیر بنا هم به درون این تشکیلات راه یافتند و بالاخره در آغاز قرن هیجدهم فراماسونری علمی جای فراماسونری عملی را گرفت.
برخی بر آنند که از این تاریخ به بعد فراماسونری به ابزاری در دست استعمارگران بدل شد. البته برخی هم با رد این دیدگاه بر این باورند که فراماسونری سازمانی برای گسترش آزادی و انسانیت می باشد.
ادامه دارد...


@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
1👍1
حافظیه...
شیراز دهه پنجاه خورشیدی



-مردم ایران-

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
4
از میان صاحبان صنایع بزرگ ایران، هیچ کس سرنوشتی غم انگیز تر از محسن آزمایش مالک و موسس شرکت آزمایش نیافت. بعد از فوت پدر، از 11 سالگي در كارگاه آهنگري شروع به كار كرد. خیلی ها فکر می کردند که اگر بخت با او یار باشد. نهايتا روزی مالک یک کارگاه مستقل آهنگری خواهد شد. اما محسن آزمایش اشتهاردی تبدیل به یکی از بزرگترین کارخانه داران ایران شد.

💎 در این کارخانه چندین نوع یخچال، کولر، آب‌گرم‌کن، تختخواب فلزی، بخاری و اجاق گاز تولید می‌شد. کم‌کم زیربنای کارخانه از ۲ هزار متر در سال‌های آغازین، به ۷۳ هزار متر در اواسط سال‌های دهه پنجاه رسید. تعداد شاغلین مستقیم کارخانه آزمایش تا سال 57 حدود 1500 نفر بود. كل بازار افغانستان در كنترل محصولات آزمايش بود

💎 کارخانه آزمایش در سال 58 مصادره شد. محسن آزمایش که از سرمایه داران و خیرین بزرگ ایران بود در تنگنای مالی شدید قرار گرفت. بطوریکه همسر و فرزندانش از او جدا شدند. این نابغه کارآفرینی ایران نهایتا با غم و اندوه در سال 1377و در سن 67 سالگی در مراکش درگذشت


@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
3😢2
اعدام رئیس جمهور آمریکا...

اعدام نمایشی جیمی‌ کارتر توسط دانشجویان انقلابی در برابر سفارت امریکا در تهران، سال ۱۳۵۸، عکس از رضا دقتی

علی ملیحی

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👏1🤬1
زهران ممدانی، اولین شهردار مسلمان و شیعه نیویورک، پرجمعیت‌ترین شهر آمریکا شد

🔹ممدانی ۳۴ ساله، شیعه، مهاجر، ضد ترامپ و ضد نتانیاهو است و شهردار مهم‌ترین شهر آمریکا شد.

🔹 زهران ممدانی با پیروزی تاریخی خود در انتخابات شهرداری نیویورک، به‌عنوان صد و یازدهمین شهردار این شهر انتخاب شد.

🔹 طبق گزارش شبکه «سی‌بی‌اس»، ممدانی توانست رای اکثریت را به دست آورد و رقبای خود، اندرو کومو و کرتیس سلیوا، را پشت سر بگذارد.

🔹 این پیروزی نقطه‌عطفی در سیاست شهری نیویورک محسوب می‌شود؛ چرا که برای نخستین‌بار یک سیاستمدار مسلمان و مهاجر‌زاده به مقام شهرداری بزرگ‌ترین شهر آمریکا می‌رسد.

🔹 کارزار انتخاباتی ممدانی با شعار «شهری برای همه» توانست حمایت گسترده‌ای از جوانان، اقلیت‌ها و طبقه کارگر جلب کند.

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍3👎31
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قسمت اول سریال کوروش بزرگ

برای این اثر زحمات بسیاری کشیده شده است.

کارگردان و نویسنده: امیررضارضایی
تصویرساز: فرنوش چنگیزی
ریگر:نازنین نعمتی
انیماتور:علی قنبر علیپور
استوری برد و مشاور کارگردان: محمد صدرا پژوهیده
گویندگان:کوروش: حسن رضایی
راوی و هارپاگ: محمدرضا حیدری
ماندانا: سودابه حشمتی
استیاگ: علیرضا خدری
(گروه دوبلاژ طنین صدا)
موسیقی: میلاد یوسفی. کیان قرایی
تدوین: نیما رجایی

از پیج اینستاگرام _poyanava_

ساخت سریال کوروش بزرگ با دستان خالی به‌دست نوجوانانی از نسل زد

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
1