Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅20 مهر روز بزرگداشت لسان الغیب، حافظ شیرازی گرامی باد
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍2
✅ جلال آلاحمد، ایدئولوگ بنیادگرایی
جلال آلاحمد در کتاب «غربزدگی» هزار استعاره آورده تا اثبات کند آدم غربزده بیمار است، وبازده و طاعونزده است. اما واقعیت این است که آلاحمد خود به پارانویا یا روانرنجوری حاد دیگری مبتلاست که بیدرنگ به دارودرمانی و برقدرمانی نیاز دارد. از من خرده نگیرید که چرا چنین گستاخ و قدرنشناسِ بزرگانمان شدهام، بلکه از فرهنگی خرده بگیرید که مهملگویی و یاوهسرایی را هر چه غلیظتر باشد روشنفکری میپندارد! از فرهنگی خرده بگیرید که عظمتی پوشالی به اشخاص میبخشد و سپس مقهور عظمت خودساختهاش حنجرۀ انتقاد به آن اشخاص را گِل میگیرد!
اول با مثالی شیوۀ استدلال آلاحمد را نشان دهم: او در مورد همهچیز ابتدا میگوید تخصص من نیست و بعد قاطعانهترین حکمها را در آن باره میدهد. مثل اینکه من بگویم من نمیدانم سرطان کبد چگونه پدید میآید، اما چند سطر به یقین بگویم: «دلیل سرطان کبد خوردن خیار نشسته است!» استدلالم چیست؟ استدلالم همین است که ادعایی را با یقین اساطیری بیان میکنم.
از ادعاهای اصلی آلاحمد در این کتاب این است که غربیها در جنگهای صلیبی با اقتباس از فنون و معارف اسلامی پس از «پنج شش قرن» به خداوندان فن و سرمایه و معرفت تبدیل شدند و پس از هشت قرن به خداوندان صنعت و ماشین و تکنولوژی. حتماً انتظار دارید او اثبات کند چگونه این فرایند رخ داد؟ واقعاً منتظرید آلاحمد ادعایش را اثبات کند؟ مگر قرار است روشنفکر خودپیامبرپندارِ جهانسومی فرض بنیادین نظریههایش را اثبات کند؟ او فقط از جایگاهی جبروتی امر میکند چنین و چنان است.
او بر همین مبنا مطالبۀ اصلیاش را مطرح میکند. میگوید غرب به دلیل ترس از نیستی در برابر شرق بیدار شد و تعرض کرد، حالا ما باید از ترس نیستی بیدار شویم و تعرض کنیم (۴۵). یعنی حالا ما باید به غرب حمله کنیم. اما چگونه؟
کلیدواژۀ آلاحمد مفهوم «ماشین» است. کلاً ماشین و هر چیز ماشینی را غربی میداند. بزرگترین مشکل او این است که ماشین را غربیها ساختهاند. میگوید ماشین طلسمی است که غربیها بر سینۀ ما آویختند تا ما را بترسانند و بدوشند! چاره را چه میداند؟ میگوید خودمان باید ماشین بسازیم! در واقع خودمان باید از نو چرخ را اختراع کنیم. به صراحت میگوید ماشین مانند اسب است، باید رام شود و ما تا خودمان ماشین را نسازیم راممان نمیشود. میگوید باید اقتصاد و آموزش و روشی «مستقل» ایجاد کنیم. اما وقتی میپرسیم چگونه؟ پاسخ میدهد: «دیگر از من نخواهید وارد جزئیات بشوم که من اینکاره نیستم...» (97)
آلاحمد یا خواب است یا خود را به خواب زده است! میگوید ما باید ترس را کنار بگذاریم و این طلسم را بگشاییم. اما صد سال پیش از او کسانی به این ضرورت پی بردند و برای همین دارالفنون تأسیس شد و دانشجو به غرب فرستادند، اما او اتفاقاً دشمن متعصب همان دولتمردانی است که در پی بومیسازی ماشین و علومند! او از هر ازفرنگبرگشتهای سخت بیزار است! از خودشان و علمشان! و تهوعآورترین مسئله برایش این است که ما از مستشاران غربی راهوچاه چیزی را بپرسیم. درست در زمانی که آلاحمدِ همهچیزدان متن «غربزدگی» را مینوشت، برادران خیامی ایرانخودرو را پایهگذاری میکردند و چشموچراغ صنایع ایران شدند، البته آلاحمد قطعاً به این غربزدهها به دیدۀ تحقیر مینگریست، چون آنها به فکر انتقال فناوری بودند.
حال از نظر آلاحمد چه کسانی بر ایران حاکم بودند؟ خس و خاشاک، لومپنها، وازدهها و بیکارهها، بیارادهها، بیشخصیتها، بیریشهها، اراذل. بیبخارترین، ورشکستهترین، بیکارهترین، بیاعتبارترین افراد (و صد ناسزای دیگر به این بدگوییها بیفزایید! همۀ اینها روشنفکری است!)
در نهایت توصیه میکنم «غربزدگی» را بخوانید تا ادب را از بیادب و اندیشیدن را از نااندیشمند فراگیرید! البته خواندن این کتاب سخت است، مانند این است که دائم باید تشت زیر دهان بیماری بگیری که مدام بالا میآورد و هر چه بالا میآورد تمام نمیشود این استفراغنامه!
آلاحمد نویسندۀ بسیار توانایی است، و به جای استدلال، به شیوۀ ادبی آسمانوریسمان به هم میبافد (مانند شارل موراسِ فرانسوی و گابریله دانونتزیویِ ایتالیایی که هر دو از نیاکان فاشیسم بودند). او شعبدهبازی است که در میانۀ نمایش فکر میکند پیامبر است! عصا میاندازد تا اژدها شود، اما نمیشود؛ عصا بر نیل میزند تا رود بشکافد، اما آب از آب تکان نمیخورد، برای همین از همه خشمگین است و راهش تاختن به همه است! آلاحمد را میتوان ایدئولوگِ نوعی «محافظهکاری انقلابی» دانست، نوعی بنیادگرایی که اتفاقاً بسیار به اسلام دل بسته است، شیخ فضلالله و مشروعهاش را میستاید و حتا مشروطه را غربزدگی میداند.
✍مهدی تدینی
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
جلال آلاحمد در کتاب «غربزدگی» هزار استعاره آورده تا اثبات کند آدم غربزده بیمار است، وبازده و طاعونزده است. اما واقعیت این است که آلاحمد خود به پارانویا یا روانرنجوری حاد دیگری مبتلاست که بیدرنگ به دارودرمانی و برقدرمانی نیاز دارد. از من خرده نگیرید که چرا چنین گستاخ و قدرنشناسِ بزرگانمان شدهام، بلکه از فرهنگی خرده بگیرید که مهملگویی و یاوهسرایی را هر چه غلیظتر باشد روشنفکری میپندارد! از فرهنگی خرده بگیرید که عظمتی پوشالی به اشخاص میبخشد و سپس مقهور عظمت خودساختهاش حنجرۀ انتقاد به آن اشخاص را گِل میگیرد!
اول با مثالی شیوۀ استدلال آلاحمد را نشان دهم: او در مورد همهچیز ابتدا میگوید تخصص من نیست و بعد قاطعانهترین حکمها را در آن باره میدهد. مثل اینکه من بگویم من نمیدانم سرطان کبد چگونه پدید میآید، اما چند سطر به یقین بگویم: «دلیل سرطان کبد خوردن خیار نشسته است!» استدلالم چیست؟ استدلالم همین است که ادعایی را با یقین اساطیری بیان میکنم.
از ادعاهای اصلی آلاحمد در این کتاب این است که غربیها در جنگهای صلیبی با اقتباس از فنون و معارف اسلامی پس از «پنج شش قرن» به خداوندان فن و سرمایه و معرفت تبدیل شدند و پس از هشت قرن به خداوندان صنعت و ماشین و تکنولوژی. حتماً انتظار دارید او اثبات کند چگونه این فرایند رخ داد؟ واقعاً منتظرید آلاحمد ادعایش را اثبات کند؟ مگر قرار است روشنفکر خودپیامبرپندارِ جهانسومی فرض بنیادین نظریههایش را اثبات کند؟ او فقط از جایگاهی جبروتی امر میکند چنین و چنان است.
او بر همین مبنا مطالبۀ اصلیاش را مطرح میکند. میگوید غرب به دلیل ترس از نیستی در برابر شرق بیدار شد و تعرض کرد، حالا ما باید از ترس نیستی بیدار شویم و تعرض کنیم (۴۵). یعنی حالا ما باید به غرب حمله کنیم. اما چگونه؟
کلیدواژۀ آلاحمد مفهوم «ماشین» است. کلاً ماشین و هر چیز ماشینی را غربی میداند. بزرگترین مشکل او این است که ماشین را غربیها ساختهاند. میگوید ماشین طلسمی است که غربیها بر سینۀ ما آویختند تا ما را بترسانند و بدوشند! چاره را چه میداند؟ میگوید خودمان باید ماشین بسازیم! در واقع خودمان باید از نو چرخ را اختراع کنیم. به صراحت میگوید ماشین مانند اسب است، باید رام شود و ما تا خودمان ماشین را نسازیم راممان نمیشود. میگوید باید اقتصاد و آموزش و روشی «مستقل» ایجاد کنیم. اما وقتی میپرسیم چگونه؟ پاسخ میدهد: «دیگر از من نخواهید وارد جزئیات بشوم که من اینکاره نیستم...» (97)
آلاحمد یا خواب است یا خود را به خواب زده است! میگوید ما باید ترس را کنار بگذاریم و این طلسم را بگشاییم. اما صد سال پیش از او کسانی به این ضرورت پی بردند و برای همین دارالفنون تأسیس شد و دانشجو به غرب فرستادند، اما او اتفاقاً دشمن متعصب همان دولتمردانی است که در پی بومیسازی ماشین و علومند! او از هر ازفرنگبرگشتهای سخت بیزار است! از خودشان و علمشان! و تهوعآورترین مسئله برایش این است که ما از مستشاران غربی راهوچاه چیزی را بپرسیم. درست در زمانی که آلاحمدِ همهچیزدان متن «غربزدگی» را مینوشت، برادران خیامی ایرانخودرو را پایهگذاری میکردند و چشموچراغ صنایع ایران شدند، البته آلاحمد قطعاً به این غربزدهها به دیدۀ تحقیر مینگریست، چون آنها به فکر انتقال فناوری بودند.
حال از نظر آلاحمد چه کسانی بر ایران حاکم بودند؟ خس و خاشاک، لومپنها، وازدهها و بیکارهها، بیارادهها، بیشخصیتها، بیریشهها، اراذل. بیبخارترین، ورشکستهترین، بیکارهترین، بیاعتبارترین افراد (و صد ناسزای دیگر به این بدگوییها بیفزایید! همۀ اینها روشنفکری است!)
در نهایت توصیه میکنم «غربزدگی» را بخوانید تا ادب را از بیادب و اندیشیدن را از نااندیشمند فراگیرید! البته خواندن این کتاب سخت است، مانند این است که دائم باید تشت زیر دهان بیماری بگیری که مدام بالا میآورد و هر چه بالا میآورد تمام نمیشود این استفراغنامه!
آلاحمد نویسندۀ بسیار توانایی است، و به جای استدلال، به شیوۀ ادبی آسمانوریسمان به هم میبافد (مانند شارل موراسِ فرانسوی و گابریله دانونتزیویِ ایتالیایی که هر دو از نیاکان فاشیسم بودند). او شعبدهبازی است که در میانۀ نمایش فکر میکند پیامبر است! عصا میاندازد تا اژدها شود، اما نمیشود؛ عصا بر نیل میزند تا رود بشکافد، اما آب از آب تکان نمیخورد، برای همین از همه خشمگین است و راهش تاختن به همه است! آلاحمد را میتوان ایدئولوگِ نوعی «محافظهکاری انقلابی» دانست، نوعی بنیادگرایی که اتفاقاً بسیار به اسلام دل بسته است، شیخ فضلالله و مشروعهاش را میستاید و حتا مشروطه را غربزدگی میداند.
✍مهدی تدینی
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
❤3👍1
Forwarded from تحلیل زمانه
🔻عکسهایی از چشمهعلی، چشمه حیاتِ تهران
به ترتیب:
چشمهعلی در سالهایی که محل شستن فرش و قالی بود.
نمونهای از سفالهای کشف شده در چشمهعلی که در موزه ملی ایران نگهداری میشود.
اسکلت کشف شده در نزدیکی چهارراه مولوی که همدوره تمدن چشمهعلی است و اکنون در موزه ملی ایران نگهداری میشود.
نقشبرجسته فتحعلیشاه قاجار در چشمهعلی
چشمه در واپسین سالهای پرآبی (اویل دهه ۱۳۹۰)./ناف تهرون
#تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane
به ترتیب:
چشمهعلی در سالهایی که محل شستن فرش و قالی بود.
نمونهای از سفالهای کشف شده در چشمهعلی که در موزه ملی ایران نگهداری میشود.
اسکلت کشف شده در نزدیکی چهارراه مولوی که همدوره تمدن چشمهعلی است و اکنون در موزه ملی ایران نگهداری میشود.
نقشبرجسته فتحعلیشاه قاجار در چشمهعلی
چشمه در واپسین سالهای پرآبی (اویل دهه ۱۳۹۰)./ناف تهرون
#تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane
❤3
✅فلسطین: از نام تا نهاد
سرزمین فلسطین در هزارهی دوم پیش از میلاد زیستگاه اقوامی چون کنعانیها و فلشتیها (Philistines) بود؛ قومی دریانورد که در سواحل جنوبی شام، میان مدیترانه و صحرای سینا، زیست میکردند. نام «فلسطین» از آنان بر جای ماند. در سدهی دوم میلادی، پس از شورش یهودیان، امپراتوری روم برای محو نام تاریخی «یهودا»، این ناحیه را «سوریه فلسطین» نامید. از آن پس، «فلسطین» بیش از آنکه دولت باشد، نام یک اقلیم و محدودهی فرهنگی – مذهبی بود.
با گسترش اسلام، منطقه در قالب واحدی اداری به نام جُند فلسطین وارد قلمرو خلافت شد. در قرون میانه، تحت سلطهی امویان، عباسیان، فاطمیان و سپس سلجوقیان، این نام همچنان بار جغرافیایی داشت، نه سیاسی. در دورهی عثمانی نیز، فلسطین بهصورت ایالتی مستقل وجود نداشت؛ بخشی از ولایت شام و سنجق قدس محسوب میشد.
پس از فروپاشی عثمانی و جنگ جهانی اول، بریتانیا بر اساس تصمیم جامعهی ملل، ادارهی سرزمین فلسطین را بر عهده گرفت (۱۹۲۰–۱۹۴۸). در این دوره، «فلسطین» برای نخستینبار عنوانی حقوقی و بینالمللی یافت.
با پایان قیمومت و تأسیس اسرائیل در ۱۹۴۸، کشور فلسطین تحقق نیافت؛ اما از دههی ۱۹۶۰ بهبعد، با شکلگیری سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف)، ایدهی ملت و دولت فلسطینی به تدریج صورتبندی سیاسی پیدا کرد.
در نتیجه، فلسطین در طول تاریخ سرزمینی کهن ولی بیدولت بوده است؛ و تنها در سدهی بیستم، مفهوم «کشور فلسطین» بهعنوان پروژهای سیاسی و ملی معنا یافت.
#یدالله_کریمیپور
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
سرزمین فلسطین در هزارهی دوم پیش از میلاد زیستگاه اقوامی چون کنعانیها و فلشتیها (Philistines) بود؛ قومی دریانورد که در سواحل جنوبی شام، میان مدیترانه و صحرای سینا، زیست میکردند. نام «فلسطین» از آنان بر جای ماند. در سدهی دوم میلادی، پس از شورش یهودیان، امپراتوری روم برای محو نام تاریخی «یهودا»، این ناحیه را «سوریه فلسطین» نامید. از آن پس، «فلسطین» بیش از آنکه دولت باشد، نام یک اقلیم و محدودهی فرهنگی – مذهبی بود.
با گسترش اسلام، منطقه در قالب واحدی اداری به نام جُند فلسطین وارد قلمرو خلافت شد. در قرون میانه، تحت سلطهی امویان، عباسیان، فاطمیان و سپس سلجوقیان، این نام همچنان بار جغرافیایی داشت، نه سیاسی. در دورهی عثمانی نیز، فلسطین بهصورت ایالتی مستقل وجود نداشت؛ بخشی از ولایت شام و سنجق قدس محسوب میشد.
پس از فروپاشی عثمانی و جنگ جهانی اول، بریتانیا بر اساس تصمیم جامعهی ملل، ادارهی سرزمین فلسطین را بر عهده گرفت (۱۹۲۰–۱۹۴۸). در این دوره، «فلسطین» برای نخستینبار عنوانی حقوقی و بینالمللی یافت.
با پایان قیمومت و تأسیس اسرائیل در ۱۹۴۸، کشور فلسطین تحقق نیافت؛ اما از دههی ۱۹۶۰ بهبعد، با شکلگیری سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف)، ایدهی ملت و دولت فلسطینی به تدریج صورتبندی سیاسی پیدا کرد.
در نتیجه، فلسطین در طول تاریخ سرزمینی کهن ولی بیدولت بوده است؛ و تنها در سدهی بیستم، مفهوم «کشور فلسطین» بهعنوان پروژهای سیاسی و ملی معنا یافت.
#یدالله_کریمیپور
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
❤1👍1👎1
✅ شیخ زاید آل نهیان بر روی یک شتر همراه با شاهین خانگیاش در صحرای عربستان (حدود ژانویه ۱۹۴۹ میلادی).
🔹 او یک بدوی صحرا نشین بود که امارات متحده عربی را بنیانگذاری و آن را به یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان تبدیل کرد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹 او یک بدوی صحرا نشین بود که امارات متحده عربی را بنیانگذاری و آن را به یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان تبدیل کرد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍4👎1
✅جهانبینی فردوسی و فریدریش نیچه
در شاهنامه ، کسی را بیچاره و ناتوان نمییابیم. حتا زال، آن نوزاد چند روزه هم انسانی درمانده نیست. سوار بر بال سیمرغ به پرواز درمیآید، و در اوج سربلندی، در چکاد لانه میگزیند.
در شاهنامه قهرمانان در اوج توانایی و نازش میمیرند. فردوسی میخواسته زنگار درماندگی، بیچارگی و ترس را از دل ایرانیان بزداید. در شاهنامه حماسهها و قهرمانان در اوج سربلندی میزیند، و با سرافرازی میمیرند.
زنان شاهنامه هم، هیچیک درمانده و بیچاره و ناتوان نیستند. خود برای زندگی برنامهریزی میکنند. در گزینش همسر آزادند، و در میدان نبرد میجنگند. همه با هوش و با فرهنگ، و در جاهایی راهنمای مردان هستند.
جهان بینی فریدریش نیچه فیلسوف آلمانی همسو با اندیشههای فردوسی است. او آیین زرتشتی را میستود، اما آیین مسیحی را مایه درماندگی و زبونی میدانست و میگفت؛ آیین ترساییان میخواهد مردم چون گوسفند سر به زیر، درمانده و ناتوان بوده و همواره نیازمند کمک آسمان و سزاوار دلسوزی و یاری دیگران. برای همین بود که نیچه رَویه آن دین را بردگی میدانست، و آنرا مینکوهید.
✍️ دکتر یداللهی
@tarbd
در شاهنامه ، کسی را بیچاره و ناتوان نمییابیم. حتا زال، آن نوزاد چند روزه هم انسانی درمانده نیست. سوار بر بال سیمرغ به پرواز درمیآید، و در اوج سربلندی، در چکاد لانه میگزیند.
در شاهنامه قهرمانان در اوج توانایی و نازش میمیرند. فردوسی میخواسته زنگار درماندگی، بیچارگی و ترس را از دل ایرانیان بزداید. در شاهنامه حماسهها و قهرمانان در اوج سربلندی میزیند، و با سرافرازی میمیرند.
زنان شاهنامه هم، هیچیک درمانده و بیچاره و ناتوان نیستند. خود برای زندگی برنامهریزی میکنند. در گزینش همسر آزادند، و در میدان نبرد میجنگند. همه با هوش و با فرهنگ، و در جاهایی راهنمای مردان هستند.
جهان بینی فریدریش نیچه فیلسوف آلمانی همسو با اندیشههای فردوسی است. او آیین زرتشتی را میستود، اما آیین مسیحی را مایه درماندگی و زبونی میدانست و میگفت؛ آیین ترساییان میخواهد مردم چون گوسفند سر به زیر، درمانده و ناتوان بوده و همواره نیازمند کمک آسمان و سزاوار دلسوزی و یاری دیگران. برای همین بود که نیچه رَویه آن دین را بردگی میدانست، و آنرا مینکوهید.
✍️ دکتر یداللهی
@tarbd
❤1👏1
⭐ ابزارهای مطالعه سریع مقالات با هوشمصنوعی
✅ سایت summarizer.scholarcy.com
✔ خلاصه سازی مقاله
✔ تولید خودکار فلشکارت و پاورپوینت
✔ استخراج بخش های مهم مقاله
✔ توضیح نتایج در یک جمله
✅ سایت semanticscholar.org
✔ هایلایت بخش های مختلف مقاله
✔ کارت های رفرنس برای مقاله
✔ استخراج جملات مهم مقاله برای مطالعه سریع
✅ سایت perplexity.ai
✔ خلاصهسازی و نکته برداری علمی مقالات
✔ دسترسی به GPT-4
✅ سایت app.silatus.com
✔ خلاصهسازی مقالات
✔ امکان آپلود مقالات بسیار حجیم
✔ ارائه API برای خودکاریسازی
✅ سایت cubox.cc
✔ تولید خودکار فهرست محتوا
✔ توضیح تکمیلی برای هر بخش
✔ خلاصه سازی و سادهسازی متن
✅ سایت storywiz.io
✔ ساخت خودکار ارائه در قالب استوری
✔ افزونه مرورگر
✔ خلاصه سازی مقالات
✅ سایت chat.portal.so
✔ پاسخ به سوال براساس مقاله
✔ دسترسی به مدلهای GPT-4 vision
✔ دسترسی به مدلهای متن باز
✅ سایت threesigma.ai
✔ پاسخ به سوال از مقاله با رفرنس
✔ امکان آپلود مقاله تا حجم 30 مگابایت
✔ چت با یک یا چند مقاله
✅ سایت sread.ai
✔ طرح سوال از مقاله
✔ افزونه مرورگر
✔ تولید نقشه ذهنی از مقاله
✔ ساخت خودکار گراف دانش
#معرفی_سایت #هوش_مصنوعی #پرامپت_نویسی
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://telegram.me/tarbd
✅ سایت summarizer.scholarcy.com
✔ خلاصه سازی مقاله
✔ تولید خودکار فلشکارت و پاورپوینت
✔ استخراج بخش های مهم مقاله
✔ توضیح نتایج در یک جمله
✅ سایت semanticscholar.org
✔ هایلایت بخش های مختلف مقاله
✔ کارت های رفرنس برای مقاله
✔ استخراج جملات مهم مقاله برای مطالعه سریع
✅ سایت perplexity.ai
✔ خلاصهسازی و نکته برداری علمی مقالات
✔ دسترسی به GPT-4
✅ سایت app.silatus.com
✔ خلاصهسازی مقالات
✔ امکان آپلود مقالات بسیار حجیم
✔ ارائه API برای خودکاریسازی
✅ سایت cubox.cc
✔ تولید خودکار فهرست محتوا
✔ توضیح تکمیلی برای هر بخش
✔ خلاصه سازی و سادهسازی متن
✅ سایت storywiz.io
✔ ساخت خودکار ارائه در قالب استوری
✔ افزونه مرورگر
✔ خلاصه سازی مقالات
✅ سایت chat.portal.so
✔ پاسخ به سوال براساس مقاله
✔ دسترسی به مدلهای GPT-4 vision
✔ دسترسی به مدلهای متن باز
✅ سایت threesigma.ai
✔ پاسخ به سوال از مقاله با رفرنس
✔ امکان آپلود مقاله تا حجم 30 مگابایت
✔ چت با یک یا چند مقاله
✅ سایت sread.ai
✔ طرح سوال از مقاله
✔ افزونه مرورگر
✔ تولید نقشه ذهنی از مقاله
✔ ساخت خودکار گراف دانش
#معرفی_سایت #هوش_مصنوعی #پرامپت_نویسی
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
❤1
✅هرگز صلحی را که از جانب دشمن پیشنهاد می شود ، رد مکن
امام علی(ع): هرگز صلحی را که از جانب دشمن پیشنهاد میشود، رد مکن؛ چرا که صلح، برای سپاهت آرامش و برای خودت مایه راحتی از همّ و غمها و برای کشورت موجب امنیّت است؛ اما در برابر دشمنت پس از صلح، با او هوشیار باش، و دوراندیشی را به کار گیر.
نهج البلاغه/ نامه به مالک اشتر
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
امام علی(ع): هرگز صلحی را که از جانب دشمن پیشنهاد میشود، رد مکن؛ چرا که صلح، برای سپاهت آرامش و برای خودت مایه راحتی از همّ و غمها و برای کشورت موجب امنیّت است؛ اما در برابر دشمنت پس از صلح، با او هوشیار باش، و دوراندیشی را به کار گیر.
نهج البلاغه/ نامه به مالک اشتر
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
❤3👏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✅رد پای نئاندرتال ها در زاگرس...
نئاندرتالها ؛ انسانهایی که هزاران سال پیش در غارهای زاگرس و کرمانشاه زندگی میکردند.
📍 ردپای اونها در غار وزمه، دو اشکفت و باوهیوان، بخشی از شناسنامه باستانی این سرزمینه.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
نئاندرتالها ؛ انسانهایی که هزاران سال پیش در غارهای زاگرس و کرمانشاه زندگی میکردند.
📍 ردپای اونها در غار وزمه، دو اشکفت و باوهیوان، بخشی از شناسنامه باستانی این سرزمینه.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤4
✅اقتصاد مظفری!
در کتاب مظفرنامه چنین حکایت شده که در ایران گوشت از قرار هر کیلو دو ریال بوده ،روزی قصابی های تهران خودسرانه گوشت را یک ریال گران کردند.
مردم چون چنین دیدند عصبانی شدند و به خیابانها ریخته و بر علیه قصاب ها شعار دادند!
این خبر به گوش مظفرشاه رسید و اعضاء دولت برای آرام کردن مردم از او کمک خواستند! سلطان صاحب قران فکری کرد و گفت: بروید و به قصاب ها بگویید گوشت را دو ریال گران تر از آنچه خود گران کرده اند به مردم بفروشند! یعنی هر کیلو گوشت شد از قراری پنج ریال!
مردم چون دیدند قیمت گوشت بالاتر رفته این بار به خیابانها ریخته و این بار مغازه ها را به آتش کشیدند
هیئت دولت نزد قبله عالم رفتند و به عرض همایونی رساندند که تدبیر شاه شاهان کارساز نشد و مردم این کردند و آن نمودند! این دفعه مظفرالدین شاه گفت: حالا بروید و یک ریال گوشت را ارزانتر کنید! یعنی هر کیلو گوشت شد چهار ریال! و مردم هم پس از آن چون دیدند گوشت یک ریال ارزانتر شده برای سلامتی شاه دست به دعا شدند و در خیابان ها نماز شکرانه خواندند!
به این اقتصاد مظفری گفته میشود.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
در کتاب مظفرنامه چنین حکایت شده که در ایران گوشت از قرار هر کیلو دو ریال بوده ،روزی قصابی های تهران خودسرانه گوشت را یک ریال گران کردند.
مردم چون چنین دیدند عصبانی شدند و به خیابانها ریخته و بر علیه قصاب ها شعار دادند!
این خبر به گوش مظفرشاه رسید و اعضاء دولت برای آرام کردن مردم از او کمک خواستند! سلطان صاحب قران فکری کرد و گفت: بروید و به قصاب ها بگویید گوشت را دو ریال گران تر از آنچه خود گران کرده اند به مردم بفروشند! یعنی هر کیلو گوشت شد از قراری پنج ریال!
مردم چون دیدند قیمت گوشت بالاتر رفته این بار به خیابانها ریخته و این بار مغازه ها را به آتش کشیدند
هیئت دولت نزد قبله عالم رفتند و به عرض همایونی رساندند که تدبیر شاه شاهان کارساز نشد و مردم این کردند و آن نمودند! این دفعه مظفرالدین شاه گفت: حالا بروید و یک ریال گوشت را ارزانتر کنید! یعنی هر کیلو گوشت شد چهار ریال! و مردم هم پس از آن چون دیدند گوشت یک ریال ارزانتر شده برای سلامتی شاه دست به دعا شدند و در خیابان ها نماز شکرانه خواندند!
به این اقتصاد مظفری گفته میشود.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
😢2
#قبله_عالم
#ناصرالدینشاه_قاجار
#عباس_امانت
#حسن_کامشاد
📚 کتاب " قبله عالم؛ ناصرالدین شاه قاجار و پادشاهی ایران "
✍ نوشته عباس امانت
📝 ترجمه حسن کامشاد
🔹"قبله عالم"، عنوان کتابی است که در سال ۱۳۸۴، به قلم "عباس امانت"، رئیس شورای مطالعات خاورميانه در دانشگاه ييل آمریکا به رشته تحریر درآمده است. دوران پنجاه ساله حكومت ناصرالدين شاه قاجار، به لحاظ گستره و تنوع مسائل و موضوعات حادث در آن و نيز به خاطر تاثيرات و پيامدهای آن برای شكل دهی به روند وقايع و تحولات سياسی و اجتماعی پس از خود، جای آن را دارد كه مورد ارزيابس های جدی قرار گيرد. این كتاب سعی دارد با نگاهی متفاوت، به قول نويسنده به یک پرسش اساسی پاسخ گويد: "حكومت پادشاهی، كه خود تکیه گاه نظم سياسی كهنی بود، چگونه چالشهای داخلی و بين المللی را در عصر جديد تاب آورد و خود را با آنها وفق داد؟". نویسنده پاسخگویی به اين سوال را طی يازده بخش در كتاب خود انجام میدهد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
#ناصرالدینشاه_قاجار
#عباس_امانت
#حسن_کامشاد
📚 کتاب " قبله عالم؛ ناصرالدین شاه قاجار و پادشاهی ایران "
✍ نوشته عباس امانت
📝 ترجمه حسن کامشاد
🔹"قبله عالم"، عنوان کتابی است که در سال ۱۳۸۴، به قلم "عباس امانت"، رئیس شورای مطالعات خاورميانه در دانشگاه ييل آمریکا به رشته تحریر درآمده است. دوران پنجاه ساله حكومت ناصرالدين شاه قاجار، به لحاظ گستره و تنوع مسائل و موضوعات حادث در آن و نيز به خاطر تاثيرات و پيامدهای آن برای شكل دهی به روند وقايع و تحولات سياسی و اجتماعی پس از خود، جای آن را دارد كه مورد ارزيابس های جدی قرار گيرد. این كتاب سعی دارد با نگاهی متفاوت، به قول نويسنده به یک پرسش اساسی پاسخ گويد: "حكومت پادشاهی، كه خود تکیه گاه نظم سياسی كهنی بود، چگونه چالشهای داخلی و بين المللی را در عصر جديد تاب آورد و خود را با آنها وفق داد؟". نویسنده پاسخگویی به اين سوال را طی يازده بخش در كتاب خود انجام میدهد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
قبله عالم. @ketab_mamnouee.pdf
17 MB
🔴 کتاب " قبله عالم؛ ناصرالدین شاه قاجار و پادشاهی ایران "
🔵 نوشته عباس امانت
⚫ ترجمه حسن کامشاد
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔵 نوشته عباس امانت
⚫ ترجمه حسن کامشاد
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
#قبله_عالم #ناصرالدینشاه_قاجار #عباس_امانت #حسن_کامشاد 📚 کتاب " قبله عالم؛ ناصرالدین شاه قاجار و پادشاهی ایران " ✍ نوشته عباس امانت 📝 ترجمه حسن کامشاد 🔹"قبله عالم"، عنوان کتابی است که در سال ۱۳۸۴، به قلم "عباس امانت"، رئیس شورای مطالعات خاورميانه در دانشگاه…
✅ ناصرالدینشاه و کودکی او
🔹ناصرالدین میرزا، نخستین فرزند
باقیمانده محمدمیرزا و ملکجهان، در
روز ششم صفر سال ۱۲۴۷، در دهکده
کهنمیر، حدودا در ۲۵ کیلومتری تبریز، متولد شد. شاید تولد او در قریهای
دورافتاده این سوال را مطرح کند که
چرا این نوزاد در آنجا و نه در خود تبریز متولد شد. عباس امانت در پاسخ این سوال نوشته است:
" شاید ملکجهان آبستن را به این روستای ییلاقی برده بودند تا از شر گرما و یا شاید ابتلا به وبای
شایع در شهر تبریز برحذر بماند.
خاندان سلطنتی قاجار در آن زمان هنوز عادت داشت هفتهها، حتی ماهها،
بیرون شهر در دشت و روستا به سر برد ".
◀ نام این فرزند برخلاف اسامی اجدادی خاندان قاجار، ناصرالدین، به معنای
یاریدهنده دین گذاشته شد. دلیل آن
هم شاید به واقعهای در زمان تولد او
برگردد. در آن دوره محمدمیرزا همراه
پدرش عباسمیرزا، ولیعهد درگیر پیکار با ایلات سرکش
شمال شرقی خراسان بود و شاید نام
ناصرالدین هم به امید و آرزوی پیروزی پدر بر ایلات سنی ترکمن به فرزند داده شد. در وقایع آن نبرد اتفاقاتی رخ داد
که با تولد فرزند تازهرسیده پیوند خورد
" لشکر قاجار متجاوز از بیست هزار اسیر شیعه را آزاد ساخت و مانع از فروش
آنها در بازارهای بردهفروشی آسیای
میانه شد، و این عمل خیرخواهانه
مسلما مایه تفاخر رزمی محمدمیرزا
گردید. جد بزرگ ناصرالدین میرزا،
فتحعلیشاه، که در همین هنگام، سرگرم سان دیدن از قشون در اردویی در مرکز ایران بود به گفته هدایت، وقایعنگار
دربار، تولد جدید را بر سبزه زمردفام با شرابی چون لعل مذاب جشن گرفت ".
◀ ناصرالدین میرزا دوران کودکی تلخی
داشت. اطلاعاتی نهچندان زیاد از
دوران طفولیت او در تبریز به دست داده شده و این هم به خاطر نامزدی او به ولایتعهدی در ۱۲۵۱ هجری قمری است. سالی قبل از آن و هنگام جلوس محمدشاه بر تخت، اختلافات قابل پیشبینی بر سر جانشینی، ناصرالدین را که هنوز کودکی بیش نبود، برای اولینبار در
کانون مناقشهای دیرپا قرار داد.
برادران تنی شاه که از حمایت مادر شاه و تمامی طایفه دولو برخوردار بودند،
چنین استدلال میکردند که:
" طفل سه ساله که هنوز در خور مهد
است لایق نیست که در دول خارجه به ولایت عهد نامبردار شود ".
◀ اما با وجود این اختلافات ناصرالدین
میرزای کمسال به ولیعهدی منصوب
میشود تا دست شاه در مقابل خانواده سلطنتی قاجار قویتر شود. فرمان
نامزدی در تبریز یعنی در محل اقامت
شاهزاده در مجمعی از امرای لشکر و
مقامات ایالتی خوانده میشود و در
این مراسم، " زیور و نشانهای تشریفاتی ولایتعهدی، که همه به خاطر عباسمیرزا در زمان
پادشاهیِ فتحعلیشاه احیا شده بود، یعنی قبای
کیانی مکلل به جواهر و خنجر و بازوبند، و نشان شیر و خورشید، که اکنون
علامت رسمی دولت ایران بود، به
شاهزاده خردسال اهدا گردید ".
◀با فرازونشیبهایی سرانجام نامزدی
ناصرالدین میرزا توسط نمایندگان
کشورهای خارجی هم پذیرفته میشود. کمی پس از آن که نامزدی او رسمیت
پیدا میکند، کاپیتان استوارت، دبیر
سفارت بریتانیا، به دیدن شاهزاده جوان در تبریز میرود و گفته او نشان
میدهد که دیگر هیچ تردید و
مناقشهای در ولیعهدی ناصرالدین میرزا وجود نداشته است.او به گونهای مبالغهآمیز درباره شاهزاده کمسال نوشته:
" من در عمرم بچهای به این زیبایی ندیدهام، چهرهاش حالتی غمگین دارد و
طفلک ظاهرا خجالتی است ".
◀ یک سال پس از این استوارت دوباره به آذربایجان میرود و اینبار با همان
چهره زیبا ولی غمگین روبرو میشود و البته اینبار شاهزاده را " بیاندازه بیحوصله" میبیند. امانت درباره سیمای غمگین
ناصرالدین میرزا در دوران کودکیاش
نوشته:
" حالت اندوهناک سیمای ناصرالدین میرزا شاید ناشی از ضعف جسمی او بوده
است. نیکلای اول تزار روسیه که در
اکتبر ۱۸۳۸ شاهزاده ایرانی را در ایروان دید نتوانست از اظهارنظر در خصوص قیافه بیرمق او خودداری کند.
وقایعنگاران قاجار نگرانی تزار را از
مزاج نحیف و بنیه ضعیف ولیعهد
ابراز کردهاند. در این زمینه هیچگونه
بیماری یا ناتوانی خاصی گزارش نشده
است، ولی دشوار بتوان این ضعف بنیه ناصرالدین را از کمبودهای عاطفی
دوران کودکیاش مجزا پنداشت ".
◀بر اساس گزارشهای موجود ناصرالدین میرزا در دوران کودکی آموزش دقیق و کاملی، آنطور که مثلا پدرش تربیت
شده بود، کسب نکرد. او تا مدتها
ارتباط چندانی با دنیای خارج از خانه
نداشت و اغلب در اندرونی به سر
میبرد: او منزوی از دنیای خارج، تا شش یا
هفت سالگی در چهار دیواری اندرون
مادرش محبوس بود، جایی که انبوهی از
خواجگان، خدمتکاران و همبازیان
کمبود چشمگیر حضور والدینش را
جبران میکردند. بشیرخان، غلامی
حبشی که
زرخرید ملکجهان بود، مامور نظارت بر
امور شاهزاده بود.
🔹ناصرالدین میرزا، نخستین فرزند
باقیمانده محمدمیرزا و ملکجهان، در
روز ششم صفر سال ۱۲۴۷، در دهکده
کهنمیر، حدودا در ۲۵ کیلومتری تبریز، متولد شد. شاید تولد او در قریهای
دورافتاده این سوال را مطرح کند که
چرا این نوزاد در آنجا و نه در خود تبریز متولد شد. عباس امانت در پاسخ این سوال نوشته است:
" شاید ملکجهان آبستن را به این روستای ییلاقی برده بودند تا از شر گرما و یا شاید ابتلا به وبای
شایع در شهر تبریز برحذر بماند.
خاندان سلطنتی قاجار در آن زمان هنوز عادت داشت هفتهها، حتی ماهها،
بیرون شهر در دشت و روستا به سر برد ".
◀ نام این فرزند برخلاف اسامی اجدادی خاندان قاجار، ناصرالدین، به معنای
یاریدهنده دین گذاشته شد. دلیل آن
هم شاید به واقعهای در زمان تولد او
برگردد. در آن دوره محمدمیرزا همراه
پدرش عباسمیرزا، ولیعهد درگیر پیکار با ایلات سرکش
شمال شرقی خراسان بود و شاید نام
ناصرالدین هم به امید و آرزوی پیروزی پدر بر ایلات سنی ترکمن به فرزند داده شد. در وقایع آن نبرد اتفاقاتی رخ داد
که با تولد فرزند تازهرسیده پیوند خورد
" لشکر قاجار متجاوز از بیست هزار اسیر شیعه را آزاد ساخت و مانع از فروش
آنها در بازارهای بردهفروشی آسیای
میانه شد، و این عمل خیرخواهانه
مسلما مایه تفاخر رزمی محمدمیرزا
گردید. جد بزرگ ناصرالدین میرزا،
فتحعلیشاه، که در همین هنگام، سرگرم سان دیدن از قشون در اردویی در مرکز ایران بود به گفته هدایت، وقایعنگار
دربار، تولد جدید را بر سبزه زمردفام با شرابی چون لعل مذاب جشن گرفت ".
◀ ناصرالدین میرزا دوران کودکی تلخی
داشت. اطلاعاتی نهچندان زیاد از
دوران طفولیت او در تبریز به دست داده شده و این هم به خاطر نامزدی او به ولایتعهدی در ۱۲۵۱ هجری قمری است. سالی قبل از آن و هنگام جلوس محمدشاه بر تخت، اختلافات قابل پیشبینی بر سر جانشینی، ناصرالدین را که هنوز کودکی بیش نبود، برای اولینبار در
کانون مناقشهای دیرپا قرار داد.
برادران تنی شاه که از حمایت مادر شاه و تمامی طایفه دولو برخوردار بودند،
چنین استدلال میکردند که:
" طفل سه ساله که هنوز در خور مهد
است لایق نیست که در دول خارجه به ولایت عهد نامبردار شود ".
◀ اما با وجود این اختلافات ناصرالدین
میرزای کمسال به ولیعهدی منصوب
میشود تا دست شاه در مقابل خانواده سلطنتی قاجار قویتر شود. فرمان
نامزدی در تبریز یعنی در محل اقامت
شاهزاده در مجمعی از امرای لشکر و
مقامات ایالتی خوانده میشود و در
این مراسم، " زیور و نشانهای تشریفاتی ولایتعهدی، که همه به خاطر عباسمیرزا در زمان
پادشاهیِ فتحعلیشاه احیا شده بود، یعنی قبای
کیانی مکلل به جواهر و خنجر و بازوبند، و نشان شیر و خورشید، که اکنون
علامت رسمی دولت ایران بود، به
شاهزاده خردسال اهدا گردید ".
◀با فرازونشیبهایی سرانجام نامزدی
ناصرالدین میرزا توسط نمایندگان
کشورهای خارجی هم پذیرفته میشود. کمی پس از آن که نامزدی او رسمیت
پیدا میکند، کاپیتان استوارت، دبیر
سفارت بریتانیا، به دیدن شاهزاده جوان در تبریز میرود و گفته او نشان
میدهد که دیگر هیچ تردید و
مناقشهای در ولیعهدی ناصرالدین میرزا وجود نداشته است.او به گونهای مبالغهآمیز درباره شاهزاده کمسال نوشته:
" من در عمرم بچهای به این زیبایی ندیدهام، چهرهاش حالتی غمگین دارد و
طفلک ظاهرا خجالتی است ".
◀ یک سال پس از این استوارت دوباره به آذربایجان میرود و اینبار با همان
چهره زیبا ولی غمگین روبرو میشود و البته اینبار شاهزاده را " بیاندازه بیحوصله" میبیند. امانت درباره سیمای غمگین
ناصرالدین میرزا در دوران کودکیاش
نوشته:
" حالت اندوهناک سیمای ناصرالدین میرزا شاید ناشی از ضعف جسمی او بوده
است. نیکلای اول تزار روسیه که در
اکتبر ۱۸۳۸ شاهزاده ایرانی را در ایروان دید نتوانست از اظهارنظر در خصوص قیافه بیرمق او خودداری کند.
وقایعنگاران قاجار نگرانی تزار را از
مزاج نحیف و بنیه ضعیف ولیعهد
ابراز کردهاند. در این زمینه هیچگونه
بیماری یا ناتوانی خاصی گزارش نشده
است، ولی دشوار بتوان این ضعف بنیه ناصرالدین را از کمبودهای عاطفی
دوران کودکیاش مجزا پنداشت ".
◀بر اساس گزارشهای موجود ناصرالدین میرزا در دوران کودکی آموزش دقیق و کاملی، آنطور که مثلا پدرش تربیت
شده بود، کسب نکرد. او تا مدتها
ارتباط چندانی با دنیای خارج از خانه
نداشت و اغلب در اندرونی به سر
میبرد: او منزوی از دنیای خارج، تا شش یا
هفت سالگی در چهار دیواری اندرون
مادرش محبوس بود، جایی که انبوهی از
خواجگان، خدمتکاران و همبازیان
کمبود چشمگیر حضور والدینش را
جبران میکردند. بشیرخان، غلامی
حبشی که
زرخرید ملکجهان بود، مامور نظارت بر
امور شاهزاده بود.
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
❤1
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
#قبله_عالم #ناصرالدینشاه_قاجار #عباس_امانت #حسن_کامشاد 📚 کتاب " قبله عالم؛ ناصرالدین شاه قاجار و پادشاهی ایران " ✍ نوشته عباس امانت 📝 ترجمه حسن کامشاد 🔹"قبله عالم"، عنوان کتابی است که در سال ۱۳۸۴، به قلم "عباس امانت"، رئیس شورای مطالعات خاورميانه در دانشگاه…
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅تصاویری زیبا و جدید از آبشار نیاگارا در کشور کانادا!
شکوه و زیبایی هستی
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
شکوه و زیبایی هستی
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅جام عدالت...
این ظرف سفالی در سال ۱۳۸۱ طی حفاریهای وسمه و میانرود رضوانشهر توسط دکتر محمد خلعتبری کشف شد.
راز شگفتانگیزش چیه؟
اگر جام رو تا حد مشخصی پر کنید، همهچیز عادیه. اما همینکه طمع کنید و بیشتر بریزید، مکانیسم پنهانش فعال میشه و تمام نوشیدنی از دست میره!
این جام ساده اما هوشمندانه، نمادی از عدالت، تعادل و پرهیز از افراطه. گفته میشه فیثاغورث اون رو طراحی کرده تا به شاگردانش یاد بده؛
"میانه روی کلید ماندگاریه"
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
این ظرف سفالی در سال ۱۳۸۱ طی حفاریهای وسمه و میانرود رضوانشهر توسط دکتر محمد خلعتبری کشف شد.
راز شگفتانگیزش چیه؟
اگر جام رو تا حد مشخصی پر کنید، همهچیز عادیه. اما همینکه طمع کنید و بیشتر بریزید، مکانیسم پنهانش فعال میشه و تمام نوشیدنی از دست میره!
این جام ساده اما هوشمندانه، نمادی از عدالت، تعادل و پرهیز از افراطه. گفته میشه فیثاغورث اون رو طراحی کرده تا به شاگردانش یاد بده؛
"میانه روی کلید ماندگاریه"
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍4❤3