Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌲🌲🌲
✅هر آنچه در مورد
زندگی آموختم را
میتوانم در سه کلمه خلاصه کنم:
زندگی
ادامه
دارد...
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅هر آنچه در مورد
زندگی آموختم را
میتوانم در سه کلمه خلاصه کنم:
زندگی
ادامه
دارد...
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅تخت جمشید ــ سال ۱۳۱۱ خورشیدی
🔹این قدیمیترین ویدئوییه که از تخت جمشید وجود داره. ویدئو در سال ۱۳۱۱ برداشته شده. هنوز حفاری صورت نگرفته و بخشی از سازههایی که امروز چشممون بهش عادت کرده، تا نیمه زیر
خاک بودند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹این قدیمیترین ویدئوییه که از تخت جمشید وجود داره. ویدئو در سال ۱۳۱۱ برداشته شده. هنوز حفاری صورت نگرفته و بخشی از سازههایی که امروز چشممون بهش عادت کرده، تا نیمه زیر
خاک بودند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍2
✅معرفی کامل نقش رستم ( آرامگاهها و سنگ نگاره ها )
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤4
🌲🌲🌲🌲🌲
۱۳مهر / 5اکتبر... روز جهانی معلم مبارک باد...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
۱۳مهر / 5اکتبر... روز جهانی معلم مبارک باد...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤7
✅ به مناسبت روزجهانی معلم ...
روز جهانی معلم هر ساله در ۵ اکتبر (معادل ۱۳ مهر در تقویم شمسی) توسط سازمان یونسکو گرامی داشته میشود. این روز فرصتی برای قدردانی از نقش معلمان در آموزش و پرورش نسلهای آینده است.
شعار روز جهانی معلم در سال ۲۰۲۵:
Redesigning Teaching as a Collaborative Profession
=«بازطراحی تدریس به عنوان حرفهای مشارکتی»، توسط توسط سازمان یونسکو انتخاب شده است. این شعار بر اهمیت تحول در نقش معلمان و تقویت همکاری در حرفه معلمی تأکید دارد. به نظرم بعضی از مفاهیم و فرایندهای کلیدی و اجرایی این شعار عبارتنداز:
۱. مفهوم شعار:
این شعار به دنبال بازتعریف حرفه معلمی از یک فعالیت فردی به یک حرفه مشارکتی و جمعی است. در گذشته، تدریس اغلب بهعنوان فعالیتی منزوی تلقی میشد که معلم بهتنهایی در کلاس درس با دانشآموزان تعامل داشت. اما با توجه به چالشهای پیچیده نظامهای آموزشی مدرن، مانند فناوریهای نوین، نیازهای متنوع دانشآموزان و فشارهای اجتماعی، نیاز به همکاری بین معلمان، مدیران، والدین و حتی جوامع محلی بیش از پیش احساس میشود.
شعار سال۲۰۲۵ بر این ایده تأکید دارد که معلمان باید در شبکههای حرفهای با یکدیگر همکاری کنند، دانش و تجربیات خود را به اشتراک بگذارند و از فناوریهای جدید و روشهای نوین آموزشی بهصورت جمعی بهره ببرند. این رویکرد میتواند به بهبود کیفیت آموزش، افزایش انگیزه معلمان و پاسخگویی بهتر به نیازهای دانشآموزان منجر شود.
۲. چرا همکاری در تدریس مهم است؟
تبادل دانش و تجربه: معلمان با بهاشتراکگذاری روشهای تدریس موفق، میتوانند یکدیگر را تقویت کنند. برای مثال، یک معلم ممکن است روشی خلاقانه برای آموزش مفاهیم پیچیده ریاضی داشته باشد که میتواند با دیگران به اشتراک بگذارد.
📌حمایت از معلمان جدید: معلمان تازهکار اغلب با چالشهایی مانند مدیریت کلاس یا طراحی برنامه درسی مواجهاند. همکاری با معلمان باتجربه میتواند به آنها کمک کند تا سریعتر پیشرفت کنند.
📌نوآوری در آموزش: استفاده از فناوریهای دیجیتال، مانند پلتفرمهای یادگیری آنلاین، نیازمند همکاری بین معلمان و متخصصان فناوری است تا ابزارهای مناسب طراحی و اجرا شوند.
📌حل چالشهای محلی و جهانی: مسائل آموزشی مانند نابرابری در دسترسی به آموزش، تأثیر تغییرات اقلیمی یا آموزش در شرایط بحران (مانند همهگیریها) نیازمند همکاری گسترده بین معلمان، سیاستگذاران و جوامع است.
۳-تحقیقات بینالمللی (از جمله گزارشهای یونسکو و سازمان همکاری اقتصادی و توسعه – OECD) بهوضوح نشان میدهد که کیفیت آموزش مستقیماً با کیفیت معلمان رابطه علّی دارد. هیچ اصلاح ساختاری در نظام آموزشی، بدون توجه جدی به آموزش معلمان، حمایت حرفهای از آنان، بهبود وضعیت معیشتی و ارتقای جایگاه اجتماعیشان، نمیتواند پایدار یا اثربخش باشد.
معلم امروز، نه تنها انتقالدهنده دانش است، بلکه طراح محیط یادگیری، تسهیلگر تفکر انتقادی، الگوی اخلاقی و پیونددهنده دانش با زندگی واقعی است. در عصر دیجیتال و تحولات شتابان فناوری، معلم نیازمند دسترسی به فرصتهای یادگیری مداوم، زیرساختهای حرفهای و فضایی امن برای نوآوری آموزشی است.
📌بنابراین، سرمایهگذاری در معلمان یعنی:
📍سرمایهگذاری در آموزش اولیه و توانمندسازی حرفهای معلمان؛
📍سرمایهگذاری در حقوق، رفاه و امنیت شغلی آنان؛
📍سرمایهگذاری در احترام اجتماعی و جایگاه فرهنگی این شغل مقدس؛
📍 سرمایهگذاری در هویت ملی، امنیت فکری و ظرفیتهای آیندهساز جامعه.
در این روز معناگین، ضمن قدردانی عمیق از تمامی معلمانِ خستگیناپذیر کشور و جهان، بر این باوریم که آیندهای روشن تنها با معلمانی قوی، متعهد و مورد حمایت ساخته میشود.
اجازه ندهیم بزرگترین سرمایههای انسانی ما، در سکوت و فراموشی ماندگار شوند.
«هر کشوری که به معلم خود احترام نگذارد، به آینده خود خیانت کرده است.»
#روز_جهانی_معلم_بر_همه_معلمان_گرامی_خجسته_باد.
✍علی نیکخواه
روز جهانی معلم – ۵ اکتبر ۲۰۲۵ (۱3 مهر ۱۴۰۴)
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
روز جهانی معلم هر ساله در ۵ اکتبر (معادل ۱۳ مهر در تقویم شمسی) توسط سازمان یونسکو گرامی داشته میشود. این روز فرصتی برای قدردانی از نقش معلمان در آموزش و پرورش نسلهای آینده است.
شعار روز جهانی معلم در سال ۲۰۲۵:
Redesigning Teaching as a Collaborative Profession
=«بازطراحی تدریس به عنوان حرفهای مشارکتی»، توسط توسط سازمان یونسکو انتخاب شده است. این شعار بر اهمیت تحول در نقش معلمان و تقویت همکاری در حرفه معلمی تأکید دارد. به نظرم بعضی از مفاهیم و فرایندهای کلیدی و اجرایی این شعار عبارتنداز:
۱. مفهوم شعار:
این شعار به دنبال بازتعریف حرفه معلمی از یک فعالیت فردی به یک حرفه مشارکتی و جمعی است. در گذشته، تدریس اغلب بهعنوان فعالیتی منزوی تلقی میشد که معلم بهتنهایی در کلاس درس با دانشآموزان تعامل داشت. اما با توجه به چالشهای پیچیده نظامهای آموزشی مدرن، مانند فناوریهای نوین، نیازهای متنوع دانشآموزان و فشارهای اجتماعی، نیاز به همکاری بین معلمان، مدیران، والدین و حتی جوامع محلی بیش از پیش احساس میشود.
شعار سال۲۰۲۵ بر این ایده تأکید دارد که معلمان باید در شبکههای حرفهای با یکدیگر همکاری کنند، دانش و تجربیات خود را به اشتراک بگذارند و از فناوریهای جدید و روشهای نوین آموزشی بهصورت جمعی بهره ببرند. این رویکرد میتواند به بهبود کیفیت آموزش، افزایش انگیزه معلمان و پاسخگویی بهتر به نیازهای دانشآموزان منجر شود.
۲. چرا همکاری در تدریس مهم است؟
تبادل دانش و تجربه: معلمان با بهاشتراکگذاری روشهای تدریس موفق، میتوانند یکدیگر را تقویت کنند. برای مثال، یک معلم ممکن است روشی خلاقانه برای آموزش مفاهیم پیچیده ریاضی داشته باشد که میتواند با دیگران به اشتراک بگذارد.
📌حمایت از معلمان جدید: معلمان تازهکار اغلب با چالشهایی مانند مدیریت کلاس یا طراحی برنامه درسی مواجهاند. همکاری با معلمان باتجربه میتواند به آنها کمک کند تا سریعتر پیشرفت کنند.
📌نوآوری در آموزش: استفاده از فناوریهای دیجیتال، مانند پلتفرمهای یادگیری آنلاین، نیازمند همکاری بین معلمان و متخصصان فناوری است تا ابزارهای مناسب طراحی و اجرا شوند.
📌حل چالشهای محلی و جهانی: مسائل آموزشی مانند نابرابری در دسترسی به آموزش، تأثیر تغییرات اقلیمی یا آموزش در شرایط بحران (مانند همهگیریها) نیازمند همکاری گسترده بین معلمان، سیاستگذاران و جوامع است.
۳-تحقیقات بینالمللی (از جمله گزارشهای یونسکو و سازمان همکاری اقتصادی و توسعه – OECD) بهوضوح نشان میدهد که کیفیت آموزش مستقیماً با کیفیت معلمان رابطه علّی دارد. هیچ اصلاح ساختاری در نظام آموزشی، بدون توجه جدی به آموزش معلمان، حمایت حرفهای از آنان، بهبود وضعیت معیشتی و ارتقای جایگاه اجتماعیشان، نمیتواند پایدار یا اثربخش باشد.
معلم امروز، نه تنها انتقالدهنده دانش است، بلکه طراح محیط یادگیری، تسهیلگر تفکر انتقادی، الگوی اخلاقی و پیونددهنده دانش با زندگی واقعی است. در عصر دیجیتال و تحولات شتابان فناوری، معلم نیازمند دسترسی به فرصتهای یادگیری مداوم، زیرساختهای حرفهای و فضایی امن برای نوآوری آموزشی است.
📌بنابراین، سرمایهگذاری در معلمان یعنی:
📍سرمایهگذاری در آموزش اولیه و توانمندسازی حرفهای معلمان؛
📍سرمایهگذاری در حقوق، رفاه و امنیت شغلی آنان؛
📍سرمایهگذاری در احترام اجتماعی و جایگاه فرهنگی این شغل مقدس؛
📍 سرمایهگذاری در هویت ملی، امنیت فکری و ظرفیتهای آیندهساز جامعه.
در این روز معناگین، ضمن قدردانی عمیق از تمامی معلمانِ خستگیناپذیر کشور و جهان، بر این باوریم که آیندهای روشن تنها با معلمانی قوی، متعهد و مورد حمایت ساخته میشود.
اجازه ندهیم بزرگترین سرمایههای انسانی ما، در سکوت و فراموشی ماندگار شوند.
«هر کشوری که به معلم خود احترام نگذارد، به آینده خود خیانت کرده است.»
#روز_جهانی_معلم_بر_همه_معلمان_گرامی_خجسته_باد.
✍علی نیکخواه
روز جهانی معلم – ۵ اکتبر ۲۰۲۵ (۱3 مهر ۱۴۰۴)
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅جهل مقدس....
🎥 رسم تیمیتی یا «راه رفتن روی آتش» یک رسم مذهبی هندو است که در آن پیروان برای حاجت گرفتن از الهه دروپادی روی آتش راه میروند!
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🎥 رسم تیمیتی یا «راه رفتن روی آتش» یک رسم مذهبی هندو است که در آن پیروان برای حاجت گرفتن از الهه دروپادی روی آتش راه میروند!
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤2😢1😡1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅سفر به اندیکا؛ روایت خاموش گور دخمههای تنگ دز بر فراز کارون
مجموعه گور دخمههای تنگ دز در قسمت جنوبی کوه شو در دامنه لندر. مشرف بر رودخانه کارون میباشد که ۱۵۰ متر از سطح رود کارون و ۲۷۰ متر ارتفاع از سطح دریا قرار دارد.
به نظر می رسد این مجموعه تاریخی مربوط به دوره اشکانیان باشد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
مجموعه گور دخمههای تنگ دز در قسمت جنوبی کوه شو در دامنه لندر. مشرف بر رودخانه کارون میباشد که ۱۵۰ متر از سطح رود کارون و ۲۷۰ متر ارتفاع از سطح دریا قرار دارد.
به نظر می رسد این مجموعه تاریخی مربوط به دوره اشکانیان باشد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤3👏1
✅ایجاد بهشت برای انسان ها...
🔹 مردی در دههی ۱۹۶۰ چکسلواکی نصف قرص نان در دست دارد و جلوی دوربین ایستاده است. به سرووضع مرد نگاه کنید. پشت سرش روی دیوار نوشته شده: "سیاست حزب کمونیست چکسلواکی، ایجاد بهشت برای انسانهاست."
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹 مردی در دههی ۱۹۶۰ چکسلواکی نصف قرص نان در دست دارد و جلوی دوربین ایستاده است. به سرووضع مرد نگاه کنید. پشت سرش روی دیوار نوشته شده: "سیاست حزب کمونیست چکسلواکی، ایجاد بهشت برای انسانهاست."
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👎1😢1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅دلربایی اسبهایی وحشی در دامنه دماوند باشکوه
ویدئو : هادی محسن تبار ، مهرماه ۱۴۰۴
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
ویدئو : هادی محسن تبار ، مهرماه ۱۴۰۴
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤2
✅جمعی از دختران و پسران دوچرخه سوار اصفهان در حاشیه کوه دنبه اصفهان، کوهی که هولستر آن را شبیه مجسمه ابوالهول می داند.
📸 ارنست هولتسر
🔹🔹ارنْست هولْتْسِر (به آلمانی: Ernst Hoeltzer) (زادهٔ ۷ ژانویهٔ ۱۸۳۵ – درگذشتهٔ ۳ ژوئیهٔ ۱۹۱۱) مهندس آلمانی و از عکاسان پیشگام نیمهٔ دوم قرن نوزدهم میلادی بود. او در دوران حکومت ناصرالدینشاه قاجار به ایران آمد و حدود ۲۰ سال در اصفهان بود و عکسهای ارزشمندی از این شهر و اطراف آن تهیه کرد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
📸 ارنست هولتسر
🔹🔹ارنْست هولْتْسِر (به آلمانی: Ernst Hoeltzer) (زادهٔ ۷ ژانویهٔ ۱۸۳۵ – درگذشتهٔ ۳ ژوئیهٔ ۱۹۱۱) مهندس آلمانی و از عکاسان پیشگام نیمهٔ دوم قرن نوزدهم میلادی بود. او در دوران حکومت ناصرالدینشاه قاجار به ایران آمد و حدود ۲۰ سال در اصفهان بود و عکسهای ارزشمندی از این شهر و اطراف آن تهیه کرد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅ویدئویی دیدنی از مراحل ساخت تختجمشید که به وسیله هوش مصنوعی به تصویر کشیده شدهاست
#پارسه
#داریوش_بزرگ
#هخامنشیان
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
#پارسه
#داریوش_بزرگ
#هخامنشیان
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤2👍1😢1
✅چرا فریدون ضحاک را اعدام نکرد!؟
🔹نگاهی به فرازی از شاهنامه به بهانه دهم اکتبر روز جهانی مبارزه در راه لغو حکم اعدام
به روایت شاهنامه، «ضحاک» بزرگترین ساستار (فرمانروای ستمگر خونریز) در تاریخ روایی ایران است، این تازی جادوپرست وارونهخوی اژدهافش هزار سال بر جهان فرمان راند و هر روز مغز دو جوان خوراک مارهای دوشش بود!
برای ماردوش تازی نیز همچون همه ساستاران تاریخ انجامی جز شکست در برابر خواست و رای مردم (با نماد فریدون) نبود و در پی انقلاب فرهنگی و دانشبنیان مردمی از تخت ستم به زیر کشیده شد! غارت و شکنجه و کشتار هزارسالۀ ساستار برای برانگیختن خشم و کین ستمدیدگان بسنده بود! بویژه که آبتین(پدر فریدون) به فرمان ضخاک کشته شده بود!
اُزآسیب او پرهنر آبتین،
چو سیماب لرزان شده بر زمین،
گریزان و از خویشتن گشته سیر،
برآویخت ناگاه بر کام شیر!
اکنون این فریدون بود و فرمانفرمای سرنگون شده و کین هزارسال ستم و کشتار و بویژه خون پدر!!
نغزنکته این که ناهمسو با چشمداشتی که از دگرگشت(انقلاب)ها داریم، فرزندان میهن که بنگشت را از درون خویش آغازیده بودند، گوش به پیامآور خرد (ایزد سروش) دادند و دست به کشتار دژخیمان و شکنجهگران نیازیدند!
شاهنامه وسوسه درون فریدون به کشتن ضحاک و سپس گوش دادن او به ندای اهورایی سروش ایزد (خرد روشن) برای خودداری از کشتار(اعدام) سران ستم را به زیبایی به نمایش میکشد! نخست، پس از دستگیری ضحاک،
بدان گرزۀ گاوسر دست برد؛
بزد بر سرش، ترگ بشکست خرد!
بیامد سروش خجسته، دمان؛
«مزن!» گفت «ک اورا نیامد زمان»
به زبان ساده، رهبران انقلاب مردمی را ندای ایزدی نهیب میزند که -به گفته زندهیاد «فریدون مشیری»- اگر جان را خدا دادهست، چرا باید تو بستانی!!؟؟
به گفته دیگر، شاهنامه، این نامه خرد نیاکان کشتار و اعدام را هرچند برای کسانی که دستشان به خون هزاران جوان بیگناه آلوده باشد روا نمیدارد و پادافره این خونریزان را به بند کشیدن همیشگی (حبس ابد) میداند!
ایزد سروش، فریدون (رهبر خردمند انقلاب رهاییبخش) را فرمان میدهد تا از کشتن ضحاک خودداری و او را در کوه و دور از خویش و پیوند به بند کشد!
اوج زیبایی داستان این که خشم و کین درون فریدون در مسیر بردن ضحاک تا زندانی که جایگاه همیشگی او خواهد بود، باز او را به کشتن ضحاک بر میانگیزد و دیگربار خرد او را نهیب میزند و از این کار بازمیدارد:
همی راند او را به کوهاندرون؛
همی خواست کردن سرش را نگون،
همانگه بیامد خجسته سروش،
به چربی یکی راز گفتش به گوش،
که «این بسته را تا دماوندکوه
ببر همچنین تازنان بیگروه!
پس فریدون به فرمان خرد روشن گوش میسپارد و
بیاورد ضحاک را چون نَوَند؛
به کوه دماوند کردش به بند!
بسا، اگر پیروزمندان آن روزگار در پی شکست ستمگران تازی، همچون بسیار دگرگشتهای تاریخ دست به کشتار ساستاران میگشودند، انقلاب فریدونی نیز در کوتاهزمان راه به بازآفرینی ستم میبُرد!
این دگرش بنیادین در اندیشه و گفتار و کردار گروهیِ زادمان(نسل) نو، زمینه پایان خودکامگی و ستم و غارت و شکنجه هزارساله ساستار بابلیان و پایان بدیها و پرداختن دلها از داوریها را فراهم آورد!
زمانه بیاندوه گشت از بدی،
گرفتند هرکس ره ایزدی؛
دل از داوریها بپرداختند؛
بآیین، یکی جشن نو ساختند.
این داستان گویای آن است که نیاکان خردمند ما خشونت را پسندیده نمیشمردند و «اعدام» -گرچه برای خونریزان و ستمگران- را پادافره شایسته و کارسازی نمیدانستند!
ایدون باد!
نگارش : سیروس حامی
درگاه «رازها و نمادها و آموزههای شاهنامه»
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹نگاهی به فرازی از شاهنامه به بهانه دهم اکتبر روز جهانی مبارزه در راه لغو حکم اعدام
به روایت شاهنامه، «ضحاک» بزرگترین ساستار (فرمانروای ستمگر خونریز) در تاریخ روایی ایران است، این تازی جادوپرست وارونهخوی اژدهافش هزار سال بر جهان فرمان راند و هر روز مغز دو جوان خوراک مارهای دوشش بود!
برای ماردوش تازی نیز همچون همه ساستاران تاریخ انجامی جز شکست در برابر خواست و رای مردم (با نماد فریدون) نبود و در پی انقلاب فرهنگی و دانشبنیان مردمی از تخت ستم به زیر کشیده شد! غارت و شکنجه و کشتار هزارسالۀ ساستار برای برانگیختن خشم و کین ستمدیدگان بسنده بود! بویژه که آبتین(پدر فریدون) به فرمان ضخاک کشته شده بود!
اُزآسیب او پرهنر آبتین،
چو سیماب لرزان شده بر زمین،
گریزان و از خویشتن گشته سیر،
برآویخت ناگاه بر کام شیر!
اکنون این فریدون بود و فرمانفرمای سرنگون شده و کین هزارسال ستم و کشتار و بویژه خون پدر!!
نغزنکته این که ناهمسو با چشمداشتی که از دگرگشت(انقلاب)ها داریم، فرزندان میهن که بنگشت را از درون خویش آغازیده بودند، گوش به پیامآور خرد (ایزد سروش) دادند و دست به کشتار دژخیمان و شکنجهگران نیازیدند!
شاهنامه وسوسه درون فریدون به کشتن ضحاک و سپس گوش دادن او به ندای اهورایی سروش ایزد (خرد روشن) برای خودداری از کشتار(اعدام) سران ستم را به زیبایی به نمایش میکشد! نخست، پس از دستگیری ضحاک،
بدان گرزۀ گاوسر دست برد؛
بزد بر سرش، ترگ بشکست خرد!
بیامد سروش خجسته، دمان؛
«مزن!» گفت «ک اورا نیامد زمان»
به زبان ساده، رهبران انقلاب مردمی را ندای ایزدی نهیب میزند که -به گفته زندهیاد «فریدون مشیری»- اگر جان را خدا دادهست، چرا باید تو بستانی!!؟؟
به گفته دیگر، شاهنامه، این نامه خرد نیاکان کشتار و اعدام را هرچند برای کسانی که دستشان به خون هزاران جوان بیگناه آلوده باشد روا نمیدارد و پادافره این خونریزان را به بند کشیدن همیشگی (حبس ابد) میداند!
ایزد سروش، فریدون (رهبر خردمند انقلاب رهاییبخش) را فرمان میدهد تا از کشتن ضحاک خودداری و او را در کوه و دور از خویش و پیوند به بند کشد!
اوج زیبایی داستان این که خشم و کین درون فریدون در مسیر بردن ضحاک تا زندانی که جایگاه همیشگی او خواهد بود، باز او را به کشتن ضحاک بر میانگیزد و دیگربار خرد او را نهیب میزند و از این کار بازمیدارد:
همی راند او را به کوهاندرون؛
همی خواست کردن سرش را نگون،
همانگه بیامد خجسته سروش،
به چربی یکی راز گفتش به گوش،
که «این بسته را تا دماوندکوه
ببر همچنین تازنان بیگروه!
پس فریدون به فرمان خرد روشن گوش میسپارد و
بیاورد ضحاک را چون نَوَند؛
به کوه دماوند کردش به بند!
بسا، اگر پیروزمندان آن روزگار در پی شکست ستمگران تازی، همچون بسیار دگرگشتهای تاریخ دست به کشتار ساستاران میگشودند، انقلاب فریدونی نیز در کوتاهزمان راه به بازآفرینی ستم میبُرد!
این دگرش بنیادین در اندیشه و گفتار و کردار گروهیِ زادمان(نسل) نو، زمینه پایان خودکامگی و ستم و غارت و شکنجه هزارساله ساستار بابلیان و پایان بدیها و پرداختن دلها از داوریها را فراهم آورد!
زمانه بیاندوه گشت از بدی،
گرفتند هرکس ره ایزدی؛
دل از داوریها بپرداختند؛
بآیین، یکی جشن نو ساختند.
این داستان گویای آن است که نیاکان خردمند ما خشونت را پسندیده نمیشمردند و «اعدام» -گرچه برای خونریزان و ستمگران- را پادافره شایسته و کارسازی نمیدانستند!
ایدون باد!
نگارش : سیروس حامی
درگاه «رازها و نمادها و آموزههای شاهنامه»
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👏2👍1
انجمن علمی و گروه تاریخ استان اصفهان برگزار می کند:
کارگاه آموزشی : یادگیری گام به گام هوش مصنوعی در دنیای امروز
سخنران: خانم دکتر نفیسه صالحی
⏰: چهارشنبه ۲۳ مهر از ساعت ۱۵:۳۰ الی ۱۷
🏚️: مرکز تحقیقات معلمان، خیابان شمس آبادی ، چهارراه قصر ،کلاس ۳۰۳
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
📚📚📚📚
https://eitaa.com/joinchat/373883245C9cae5f7873
کارگاه آموزشی : یادگیری گام به گام هوش مصنوعی در دنیای امروز
سخنران: خانم دکتر نفیسه صالحی
⏰: چهارشنبه ۲۳ مهر از ساعت ۱۵:۳۰ الی ۱۷
🏚️: مرکز تحقیقات معلمان، خیابان شمس آبادی ، چهارراه قصر ،کلاس ۳۰۳
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
📚📚📚📚
https://eitaa.com/joinchat/373883245C9cae5f7873
👍1
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅20 مهر روز بزرگداشت لسان الغیب، حافظ شیرازی گرامی باد
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍2
✅ جلال آلاحمد، ایدئولوگ بنیادگرایی
جلال آلاحمد در کتاب «غربزدگی» هزار استعاره آورده تا اثبات کند آدم غربزده بیمار است، وبازده و طاعونزده است. اما واقعیت این است که آلاحمد خود به پارانویا یا روانرنجوری حاد دیگری مبتلاست که بیدرنگ به دارودرمانی و برقدرمانی نیاز دارد. از من خرده نگیرید که چرا چنین گستاخ و قدرنشناسِ بزرگانمان شدهام، بلکه از فرهنگی خرده بگیرید که مهملگویی و یاوهسرایی را هر چه غلیظتر باشد روشنفکری میپندارد! از فرهنگی خرده بگیرید که عظمتی پوشالی به اشخاص میبخشد و سپس مقهور عظمت خودساختهاش حنجرۀ انتقاد به آن اشخاص را گِل میگیرد!
اول با مثالی شیوۀ استدلال آلاحمد را نشان دهم: او در مورد همهچیز ابتدا میگوید تخصص من نیست و بعد قاطعانهترین حکمها را در آن باره میدهد. مثل اینکه من بگویم من نمیدانم سرطان کبد چگونه پدید میآید، اما چند سطر به یقین بگویم: «دلیل سرطان کبد خوردن خیار نشسته است!» استدلالم چیست؟ استدلالم همین است که ادعایی را با یقین اساطیری بیان میکنم.
از ادعاهای اصلی آلاحمد در این کتاب این است که غربیها در جنگهای صلیبی با اقتباس از فنون و معارف اسلامی پس از «پنج شش قرن» به خداوندان فن و سرمایه و معرفت تبدیل شدند و پس از هشت قرن به خداوندان صنعت و ماشین و تکنولوژی. حتماً انتظار دارید او اثبات کند چگونه این فرایند رخ داد؟ واقعاً منتظرید آلاحمد ادعایش را اثبات کند؟ مگر قرار است روشنفکر خودپیامبرپندارِ جهانسومی فرض بنیادین نظریههایش را اثبات کند؟ او فقط از جایگاهی جبروتی امر میکند چنین و چنان است.
او بر همین مبنا مطالبۀ اصلیاش را مطرح میکند. میگوید غرب به دلیل ترس از نیستی در برابر شرق بیدار شد و تعرض کرد، حالا ما باید از ترس نیستی بیدار شویم و تعرض کنیم (۴۵). یعنی حالا ما باید به غرب حمله کنیم. اما چگونه؟
کلیدواژۀ آلاحمد مفهوم «ماشین» است. کلاً ماشین و هر چیز ماشینی را غربی میداند. بزرگترین مشکل او این است که ماشین را غربیها ساختهاند. میگوید ماشین طلسمی است که غربیها بر سینۀ ما آویختند تا ما را بترسانند و بدوشند! چاره را چه میداند؟ میگوید خودمان باید ماشین بسازیم! در واقع خودمان باید از نو چرخ را اختراع کنیم. به صراحت میگوید ماشین مانند اسب است، باید رام شود و ما تا خودمان ماشین را نسازیم راممان نمیشود. میگوید باید اقتصاد و آموزش و روشی «مستقل» ایجاد کنیم. اما وقتی میپرسیم چگونه؟ پاسخ میدهد: «دیگر از من نخواهید وارد جزئیات بشوم که من اینکاره نیستم...» (97)
آلاحمد یا خواب است یا خود را به خواب زده است! میگوید ما باید ترس را کنار بگذاریم و این طلسم را بگشاییم. اما صد سال پیش از او کسانی به این ضرورت پی بردند و برای همین دارالفنون تأسیس شد و دانشجو به غرب فرستادند، اما او اتفاقاً دشمن متعصب همان دولتمردانی است که در پی بومیسازی ماشین و علومند! او از هر ازفرنگبرگشتهای سخت بیزار است! از خودشان و علمشان! و تهوعآورترین مسئله برایش این است که ما از مستشاران غربی راهوچاه چیزی را بپرسیم. درست در زمانی که آلاحمدِ همهچیزدان متن «غربزدگی» را مینوشت، برادران خیامی ایرانخودرو را پایهگذاری میکردند و چشموچراغ صنایع ایران شدند، البته آلاحمد قطعاً به این غربزدهها به دیدۀ تحقیر مینگریست، چون آنها به فکر انتقال فناوری بودند.
حال از نظر آلاحمد چه کسانی بر ایران حاکم بودند؟ خس و خاشاک، لومپنها، وازدهها و بیکارهها، بیارادهها، بیشخصیتها، بیریشهها، اراذل. بیبخارترین، ورشکستهترین، بیکارهترین، بیاعتبارترین افراد (و صد ناسزای دیگر به این بدگوییها بیفزایید! همۀ اینها روشنفکری است!)
در نهایت توصیه میکنم «غربزدگی» را بخوانید تا ادب را از بیادب و اندیشیدن را از نااندیشمند فراگیرید! البته خواندن این کتاب سخت است، مانند این است که دائم باید تشت زیر دهان بیماری بگیری که مدام بالا میآورد و هر چه بالا میآورد تمام نمیشود این استفراغنامه!
آلاحمد نویسندۀ بسیار توانایی است، و به جای استدلال، به شیوۀ ادبی آسمانوریسمان به هم میبافد (مانند شارل موراسِ فرانسوی و گابریله دانونتزیویِ ایتالیایی که هر دو از نیاکان فاشیسم بودند). او شعبدهبازی است که در میانۀ نمایش فکر میکند پیامبر است! عصا میاندازد تا اژدها شود، اما نمیشود؛ عصا بر نیل میزند تا رود بشکافد، اما آب از آب تکان نمیخورد، برای همین از همه خشمگین است و راهش تاختن به همه است! آلاحمد را میتوان ایدئولوگِ نوعی «محافظهکاری انقلابی» دانست، نوعی بنیادگرایی که اتفاقاً بسیار به اسلام دل بسته است، شیخ فضلالله و مشروعهاش را میستاید و حتا مشروطه را غربزدگی میداند.
✍مهدی تدینی
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
جلال آلاحمد در کتاب «غربزدگی» هزار استعاره آورده تا اثبات کند آدم غربزده بیمار است، وبازده و طاعونزده است. اما واقعیت این است که آلاحمد خود به پارانویا یا روانرنجوری حاد دیگری مبتلاست که بیدرنگ به دارودرمانی و برقدرمانی نیاز دارد. از من خرده نگیرید که چرا چنین گستاخ و قدرنشناسِ بزرگانمان شدهام، بلکه از فرهنگی خرده بگیرید که مهملگویی و یاوهسرایی را هر چه غلیظتر باشد روشنفکری میپندارد! از فرهنگی خرده بگیرید که عظمتی پوشالی به اشخاص میبخشد و سپس مقهور عظمت خودساختهاش حنجرۀ انتقاد به آن اشخاص را گِل میگیرد!
اول با مثالی شیوۀ استدلال آلاحمد را نشان دهم: او در مورد همهچیز ابتدا میگوید تخصص من نیست و بعد قاطعانهترین حکمها را در آن باره میدهد. مثل اینکه من بگویم من نمیدانم سرطان کبد چگونه پدید میآید، اما چند سطر به یقین بگویم: «دلیل سرطان کبد خوردن خیار نشسته است!» استدلالم چیست؟ استدلالم همین است که ادعایی را با یقین اساطیری بیان میکنم.
از ادعاهای اصلی آلاحمد در این کتاب این است که غربیها در جنگهای صلیبی با اقتباس از فنون و معارف اسلامی پس از «پنج شش قرن» به خداوندان فن و سرمایه و معرفت تبدیل شدند و پس از هشت قرن به خداوندان صنعت و ماشین و تکنولوژی. حتماً انتظار دارید او اثبات کند چگونه این فرایند رخ داد؟ واقعاً منتظرید آلاحمد ادعایش را اثبات کند؟ مگر قرار است روشنفکر خودپیامبرپندارِ جهانسومی فرض بنیادین نظریههایش را اثبات کند؟ او فقط از جایگاهی جبروتی امر میکند چنین و چنان است.
او بر همین مبنا مطالبۀ اصلیاش را مطرح میکند. میگوید غرب به دلیل ترس از نیستی در برابر شرق بیدار شد و تعرض کرد، حالا ما باید از ترس نیستی بیدار شویم و تعرض کنیم (۴۵). یعنی حالا ما باید به غرب حمله کنیم. اما چگونه؟
کلیدواژۀ آلاحمد مفهوم «ماشین» است. کلاً ماشین و هر چیز ماشینی را غربی میداند. بزرگترین مشکل او این است که ماشین را غربیها ساختهاند. میگوید ماشین طلسمی است که غربیها بر سینۀ ما آویختند تا ما را بترسانند و بدوشند! چاره را چه میداند؟ میگوید خودمان باید ماشین بسازیم! در واقع خودمان باید از نو چرخ را اختراع کنیم. به صراحت میگوید ماشین مانند اسب است، باید رام شود و ما تا خودمان ماشین را نسازیم راممان نمیشود. میگوید باید اقتصاد و آموزش و روشی «مستقل» ایجاد کنیم. اما وقتی میپرسیم چگونه؟ پاسخ میدهد: «دیگر از من نخواهید وارد جزئیات بشوم که من اینکاره نیستم...» (97)
آلاحمد یا خواب است یا خود را به خواب زده است! میگوید ما باید ترس را کنار بگذاریم و این طلسم را بگشاییم. اما صد سال پیش از او کسانی به این ضرورت پی بردند و برای همین دارالفنون تأسیس شد و دانشجو به غرب فرستادند، اما او اتفاقاً دشمن متعصب همان دولتمردانی است که در پی بومیسازی ماشین و علومند! او از هر ازفرنگبرگشتهای سخت بیزار است! از خودشان و علمشان! و تهوعآورترین مسئله برایش این است که ما از مستشاران غربی راهوچاه چیزی را بپرسیم. درست در زمانی که آلاحمدِ همهچیزدان متن «غربزدگی» را مینوشت، برادران خیامی ایرانخودرو را پایهگذاری میکردند و چشموچراغ صنایع ایران شدند، البته آلاحمد قطعاً به این غربزدهها به دیدۀ تحقیر مینگریست، چون آنها به فکر انتقال فناوری بودند.
حال از نظر آلاحمد چه کسانی بر ایران حاکم بودند؟ خس و خاشاک، لومپنها، وازدهها و بیکارهها، بیارادهها، بیشخصیتها، بیریشهها، اراذل. بیبخارترین، ورشکستهترین، بیکارهترین، بیاعتبارترین افراد (و صد ناسزای دیگر به این بدگوییها بیفزایید! همۀ اینها روشنفکری است!)
در نهایت توصیه میکنم «غربزدگی» را بخوانید تا ادب را از بیادب و اندیشیدن را از نااندیشمند فراگیرید! البته خواندن این کتاب سخت است، مانند این است که دائم باید تشت زیر دهان بیماری بگیری که مدام بالا میآورد و هر چه بالا میآورد تمام نمیشود این استفراغنامه!
آلاحمد نویسندۀ بسیار توانایی است، و به جای استدلال، به شیوۀ ادبی آسمانوریسمان به هم میبافد (مانند شارل موراسِ فرانسوی و گابریله دانونتزیویِ ایتالیایی که هر دو از نیاکان فاشیسم بودند). او شعبدهبازی است که در میانۀ نمایش فکر میکند پیامبر است! عصا میاندازد تا اژدها شود، اما نمیشود؛ عصا بر نیل میزند تا رود بشکافد، اما آب از آب تکان نمیخورد، برای همین از همه خشمگین است و راهش تاختن به همه است! آلاحمد را میتوان ایدئولوگِ نوعی «محافظهکاری انقلابی» دانست، نوعی بنیادگرایی که اتفاقاً بسیار به اسلام دل بسته است، شیخ فضلالله و مشروعهاش را میستاید و حتا مشروطه را غربزدگی میداند.
✍مهدی تدینی
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
❤3👍1
Forwarded from تحلیل زمانه
🔻عکسهایی از چشمهعلی، چشمه حیاتِ تهران
به ترتیب:
چشمهعلی در سالهایی که محل شستن فرش و قالی بود.
نمونهای از سفالهای کشف شده در چشمهعلی که در موزه ملی ایران نگهداری میشود.
اسکلت کشف شده در نزدیکی چهارراه مولوی که همدوره تمدن چشمهعلی است و اکنون در موزه ملی ایران نگهداری میشود.
نقشبرجسته فتحعلیشاه قاجار در چشمهعلی
چشمه در واپسین سالهای پرآبی (اویل دهه ۱۳۹۰)./ناف تهرون
#تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane
به ترتیب:
چشمهعلی در سالهایی که محل شستن فرش و قالی بود.
نمونهای از سفالهای کشف شده در چشمهعلی که در موزه ملی ایران نگهداری میشود.
اسکلت کشف شده در نزدیکی چهارراه مولوی که همدوره تمدن چشمهعلی است و اکنون در موزه ملی ایران نگهداری میشود.
نقشبرجسته فتحعلیشاه قاجار در چشمهعلی
چشمه در واپسین سالهای پرآبی (اویل دهه ۱۳۹۰)./ناف تهرون
#تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane
❤3
✅فلسطین: از نام تا نهاد
سرزمین فلسطین در هزارهی دوم پیش از میلاد زیستگاه اقوامی چون کنعانیها و فلشتیها (Philistines) بود؛ قومی دریانورد که در سواحل جنوبی شام، میان مدیترانه و صحرای سینا، زیست میکردند. نام «فلسطین» از آنان بر جای ماند. در سدهی دوم میلادی، پس از شورش یهودیان، امپراتوری روم برای محو نام تاریخی «یهودا»، این ناحیه را «سوریه فلسطین» نامید. از آن پس، «فلسطین» بیش از آنکه دولت باشد، نام یک اقلیم و محدودهی فرهنگی – مذهبی بود.
با گسترش اسلام، منطقه در قالب واحدی اداری به نام جُند فلسطین وارد قلمرو خلافت شد. در قرون میانه، تحت سلطهی امویان، عباسیان، فاطمیان و سپس سلجوقیان، این نام همچنان بار جغرافیایی داشت، نه سیاسی. در دورهی عثمانی نیز، فلسطین بهصورت ایالتی مستقل وجود نداشت؛ بخشی از ولایت شام و سنجق قدس محسوب میشد.
پس از فروپاشی عثمانی و جنگ جهانی اول، بریتانیا بر اساس تصمیم جامعهی ملل، ادارهی سرزمین فلسطین را بر عهده گرفت (۱۹۲۰–۱۹۴۸). در این دوره، «فلسطین» برای نخستینبار عنوانی حقوقی و بینالمللی یافت.
با پایان قیمومت و تأسیس اسرائیل در ۱۹۴۸، کشور فلسطین تحقق نیافت؛ اما از دههی ۱۹۶۰ بهبعد، با شکلگیری سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف)، ایدهی ملت و دولت فلسطینی به تدریج صورتبندی سیاسی پیدا کرد.
در نتیجه، فلسطین در طول تاریخ سرزمینی کهن ولی بیدولت بوده است؛ و تنها در سدهی بیستم، مفهوم «کشور فلسطین» بهعنوان پروژهای سیاسی و ملی معنا یافت.
#یدالله_کریمیپور
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
سرزمین فلسطین در هزارهی دوم پیش از میلاد زیستگاه اقوامی چون کنعانیها و فلشتیها (Philistines) بود؛ قومی دریانورد که در سواحل جنوبی شام، میان مدیترانه و صحرای سینا، زیست میکردند. نام «فلسطین» از آنان بر جای ماند. در سدهی دوم میلادی، پس از شورش یهودیان، امپراتوری روم برای محو نام تاریخی «یهودا»، این ناحیه را «سوریه فلسطین» نامید. از آن پس، «فلسطین» بیش از آنکه دولت باشد، نام یک اقلیم و محدودهی فرهنگی – مذهبی بود.
با گسترش اسلام، منطقه در قالب واحدی اداری به نام جُند فلسطین وارد قلمرو خلافت شد. در قرون میانه، تحت سلطهی امویان، عباسیان، فاطمیان و سپس سلجوقیان، این نام همچنان بار جغرافیایی داشت، نه سیاسی. در دورهی عثمانی نیز، فلسطین بهصورت ایالتی مستقل وجود نداشت؛ بخشی از ولایت شام و سنجق قدس محسوب میشد.
پس از فروپاشی عثمانی و جنگ جهانی اول، بریتانیا بر اساس تصمیم جامعهی ملل، ادارهی سرزمین فلسطین را بر عهده گرفت (۱۹۲۰–۱۹۴۸). در این دوره، «فلسطین» برای نخستینبار عنوانی حقوقی و بینالمللی یافت.
با پایان قیمومت و تأسیس اسرائیل در ۱۹۴۸، کشور فلسطین تحقق نیافت؛ اما از دههی ۱۹۶۰ بهبعد، با شکلگیری سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف)، ایدهی ملت و دولت فلسطینی به تدریج صورتبندی سیاسی پیدا کرد.
در نتیجه، فلسطین در طول تاریخ سرزمینی کهن ولی بیدولت بوده است؛ و تنها در سدهی بیستم، مفهوم «کشور فلسطین» بهعنوان پروژهای سیاسی و ملی معنا یافت.
#یدالله_کریمیپور
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
❤1👍1👎1