✅کهن ترین سازه موسیقی جهان...
موزه ملی ایران فلوتی حیرتانگیز از استخوان پرنده را به نمایش گذاشته است که قدمتی ۸ هزار ساله دارد و احتمالا یکی از کهنترین سازهای موسیقی شناختهشده در جهان به شمار میرود.
#تاریخ_ایران
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
موزه ملی ایران فلوتی حیرتانگیز از استخوان پرنده را به نمایش گذاشته است که قدمتی ۸ هزار ساله دارد و احتمالا یکی از کهنترین سازهای موسیقی شناختهشده در جهان به شمار میرود.
#تاریخ_ایران
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅در راه تو کِی ارزشی دارد جان ما
پاینده باد خاک ایران ما
🔹مداحی حماسی مصطفی راغب در یزد
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
پاینده باد خاک ایران ما
🔹مداحی حماسی مصطفی راغب در یزد
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤4👎1
✅شجاع ترین کار، شروع صلح است نه شلیک گلوله...
آنچه از جنگ باقی میماند، ویرانی است و زخمهایی که سالها بعد از خاموش شدن صدای گلوله هم ادامه دارد.
برندهی جنگ فقط قصهگویان تاریخاند.
بازنده، مردم بینامی هستند که خانه و زندگیشان در آتش میسوزد.
وقتی صدای بمب میآید، صدای خندهی کودکان برای همیشه گم میشود. و هیچ چیز جای آن خندهها را نمیگیرد.
دنیا هنوز نفهمیده که شجاع ترین کار، شروع صلح است، نه شلیک گلوله…
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
آنچه از جنگ باقی میماند، ویرانی است و زخمهایی که سالها بعد از خاموش شدن صدای گلوله هم ادامه دارد.
برندهی جنگ فقط قصهگویان تاریخاند.
بازنده، مردم بینامی هستند که خانه و زندگیشان در آتش میسوزد.
وقتی صدای بمب میآید، صدای خندهی کودکان برای همیشه گم میشود. و هیچ چیز جای آن خندهها را نمیگیرد.
دنیا هنوز نفهمیده که شجاع ترین کار، شروع صلح است، نه شلیک گلوله…
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
❤4👍1🔥1
📸 عکسی که شب گذشته ثبت شد
🔺کوه صفه اصفهان + یک زوج
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔺کوه صفه اصفهان + یک زوج
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤5
✅سنگ و سر فروغی...
✍️ مهدی تدینی
محمدعلی فروغی، دولتمرد بزرگ ایران جدید، مرد دوران گذار بود. وقتی همهچیز ویران و آشوبزده بود، چونان معماری زبردست پلی میساخت برای گذار از فروپاشی به پایداری. او در زمان ثبات هم ریاست دولت را در دست داشت، اما شهرت و نقش بیهمتایش در سیاست ایران مهندسی و معماری دورانهای گذار است.
البته این گذار دشواریهای خود را داشت؛ اصلاً گذار سخت است، وگرنه در عهد ثبات هر میانمایهای میتواند امور را بر سبیل عادت و با سکان خودکار پیش برد. از تیرهترین روزهای ایران شهریور ۱۳۲۰ بود. در پی زیادهخواهی متفقین که انتظار داشتند ایران بیطرفیاش را در جنگ جهانی کنار بگذارد و به آغوش متفقین بغلتد، کشور از شمال و جنوب آماج تاخت مدرنترین ارتشهای جهان قرار گرفت. ساعت دوباره صفر شد؛ کیان ملی و شیرازۀ کشور دستخوش چپاول بیگانه و چنگال روزگار شد. رضاشاه در یکی از واپسین اقدامات، پیش از کنارهگیری از قدرت، فروغی را مأمور تشکیل کابینه کرد. فروغی شش سالی بود که در پی واقعۀ مسجد گوهرشاد مغضوب و خانهنشین بود. اگر بخواهیم یک نفر را بیابیم که معنای «مصلحت کشور» را عمیقاً درک کرده باشد و هیچگاه نفع ملی را فدای مطامع شخصی نکرده باشد، محمدعلی فروغی است.
رضاشاه دو هفته بعد به نفع ولیعهد جوان کنارهگیری کرد و گام در مسیر تبعید نهاد. فروغی باید شیرازهدار کشور میشد: در رأس کارهای مهم جلوس ولیعهد بر تخت بود. زیر پای فروغی نشسته بودند تا قاجار را برگردانند یا اعلام جمهوری کنند. اما فروغی، به عنوان یکی از مجریان اصلی گذار از قاجار به پهلوی و نویسندۀ متن سوگندنامۀ رضاشاه، کارکرد پادشاهی را از اعماقِ اسطوره تا سیاستِ روزمره میدانست و محال بود زیر بار جمهوری رود.
این دورۀ رئیسالوزرایی، آخرین فروغ فروغی در آسمان سرزمین شاهان بود؛ دورهای که شش ماه بیشتر طول نکشید، اما برای معمار چیرهدست همین نیمسال کافی بود تا ستونها را قوام بخشد و تَرکها را ترمیم کند. برای اینکه بدانید ادارۀ این دوره چقدر سخت بود، شرح مفصلی، فراتر از این مجال، لازم است: فوران و انفجاری در کشور رخ داده بود. کشور زیر اشغال بود؛ عصای پولادین رضاشاه شکسته بود و آزادی سیاسی فورانی از کنش سیاسی پدید آورده بود. هجوم برای تأسیس روزنامه به حدی بود که بررسی درخواستها یک سال طول میکشید! سکوتِ پیشاشهریوری به همهمهای سرسامآور بدل شده بود. روزنامهها بیهراس شکمِ هر فرد و مسئله را میدریدند. وقتی از تریبون مجلس به رضاشاه هر چه میخواستند میگفتند، تکلیف بقیه روشن بود.
فروغی باید زیر این فشار خردکننده، کِشتیِ نیمهغرق کشور را نجات میداد و در هر کار هم با مجلس درگیر بود؛ واپسین روزهای مجلس دوازدهم و مجلس سیزدهمی که در عدم آزادی سیاسی در دوران رضاشاه انتخاب شده بود. اما همین نمایندگان رام و دستچینشده اینک به شیران شرزه بدل شده بودند و ممکن بود سر هر چیز از سنگر مجلس با فروغی بجنگند. اینک مهمترین کار ساماندهی رابطه با اشغالگران بود؛ مسئلهای که بیشترین تأثیر را بر آیندۀ ایران داشت. او کوشید معاهدهای سهجانبه میان ایران و شوروی و بریتانیا ببندد. نجات تمامیت خاک ایران در سالهای بعد و رهاندن کشور از آروارۀ استالین نتیجۀ درایت فروغی در عقد این پیمان بود.
فروغی در سیام آذر این معاهده را تقدیم مجلس کرد. شدیدترین بحث در مجلس و فضای عمومی درگرفت. این پیمان نُه اصل داشت؛ اولینش این بود که شوروی و بریتانیا تمامیت ارضی و استقلال ایران را محترم شمردند. طبق اصل سوم در صورت تجاوز به ایران باید از ایران دفاع میکردند. اصل چهارم به آنها اجازه میداد قوای نظامی خود را در آب و خاک و آسمان ایران هر قدر لازم است نگه دارند، اما اصل پنجم حکم میکرد که متفقین ظرف شش ماه پس از پایان جنگ ایران را ترک کنند. پنج سال بعد، وقتی شوروی نیروی خود را از ایران بیرون نبرد و به طمع تجزیۀ ایران از طرق نیرویی دستنشانده افتاد، همین اصل به چماقی حقوقی برای بیرون راندن استالین و حفظ ایران بدل شد.
سرانجام مجلس در ششم بهمن با جنجال فراوان با ۸۰ رأی موافق از ۹۲ رأی این پیمان را تصویب کرد. اما یک روز قبل، وقتی فروغی برای بحث سر پیمان در مجلس بود، مردی از میان تماشاچیان به او حمله کرد، سنگی به سمتش پرتاب کرد و او را به باد کتک گرفت. فروغی را از دست ضارب رهاندند. فروغی پس از دقایقی دوباره پشت تریبون برگشت و گفت «جملۀ معترضهای کلام مرا قطع کرد» (تعبیرِ سنگ و کتک به «جملۀ معترضه» مجاز غمانگیزی است). سپس حق داد که برای برخی شبهاتی ایجاد شود و گفت: «ولی اینها نباید باعث شود عقلا حقیقت را در نظر نگیرند و مطابق مصلحت کشور رفتار نکنند.»
این بود متانت مردی که مصلحتدان ایران بود. فروغی یک ماه بعد از نخستوزیری کنارهگیری کرد و چند ماه بعد چشم از جهان فروبست.
✍️ مهدی تدینی
محمدعلی فروغی، دولتمرد بزرگ ایران جدید، مرد دوران گذار بود. وقتی همهچیز ویران و آشوبزده بود، چونان معماری زبردست پلی میساخت برای گذار از فروپاشی به پایداری. او در زمان ثبات هم ریاست دولت را در دست داشت، اما شهرت و نقش بیهمتایش در سیاست ایران مهندسی و معماری دورانهای گذار است.
البته این گذار دشواریهای خود را داشت؛ اصلاً گذار سخت است، وگرنه در عهد ثبات هر میانمایهای میتواند امور را بر سبیل عادت و با سکان خودکار پیش برد. از تیرهترین روزهای ایران شهریور ۱۳۲۰ بود. در پی زیادهخواهی متفقین که انتظار داشتند ایران بیطرفیاش را در جنگ جهانی کنار بگذارد و به آغوش متفقین بغلتد، کشور از شمال و جنوب آماج تاخت مدرنترین ارتشهای جهان قرار گرفت. ساعت دوباره صفر شد؛ کیان ملی و شیرازۀ کشور دستخوش چپاول بیگانه و چنگال روزگار شد. رضاشاه در یکی از واپسین اقدامات، پیش از کنارهگیری از قدرت، فروغی را مأمور تشکیل کابینه کرد. فروغی شش سالی بود که در پی واقعۀ مسجد گوهرشاد مغضوب و خانهنشین بود. اگر بخواهیم یک نفر را بیابیم که معنای «مصلحت کشور» را عمیقاً درک کرده باشد و هیچگاه نفع ملی را فدای مطامع شخصی نکرده باشد، محمدعلی فروغی است.
رضاشاه دو هفته بعد به نفع ولیعهد جوان کنارهگیری کرد و گام در مسیر تبعید نهاد. فروغی باید شیرازهدار کشور میشد: در رأس کارهای مهم جلوس ولیعهد بر تخت بود. زیر پای فروغی نشسته بودند تا قاجار را برگردانند یا اعلام جمهوری کنند. اما فروغی، به عنوان یکی از مجریان اصلی گذار از قاجار به پهلوی و نویسندۀ متن سوگندنامۀ رضاشاه، کارکرد پادشاهی را از اعماقِ اسطوره تا سیاستِ روزمره میدانست و محال بود زیر بار جمهوری رود.
این دورۀ رئیسالوزرایی، آخرین فروغ فروغی در آسمان سرزمین شاهان بود؛ دورهای که شش ماه بیشتر طول نکشید، اما برای معمار چیرهدست همین نیمسال کافی بود تا ستونها را قوام بخشد و تَرکها را ترمیم کند. برای اینکه بدانید ادارۀ این دوره چقدر سخت بود، شرح مفصلی، فراتر از این مجال، لازم است: فوران و انفجاری در کشور رخ داده بود. کشور زیر اشغال بود؛ عصای پولادین رضاشاه شکسته بود و آزادی سیاسی فورانی از کنش سیاسی پدید آورده بود. هجوم برای تأسیس روزنامه به حدی بود که بررسی درخواستها یک سال طول میکشید! سکوتِ پیشاشهریوری به همهمهای سرسامآور بدل شده بود. روزنامهها بیهراس شکمِ هر فرد و مسئله را میدریدند. وقتی از تریبون مجلس به رضاشاه هر چه میخواستند میگفتند، تکلیف بقیه روشن بود.
فروغی باید زیر این فشار خردکننده، کِشتیِ نیمهغرق کشور را نجات میداد و در هر کار هم با مجلس درگیر بود؛ واپسین روزهای مجلس دوازدهم و مجلس سیزدهمی که در عدم آزادی سیاسی در دوران رضاشاه انتخاب شده بود. اما همین نمایندگان رام و دستچینشده اینک به شیران شرزه بدل شده بودند و ممکن بود سر هر چیز از سنگر مجلس با فروغی بجنگند. اینک مهمترین کار ساماندهی رابطه با اشغالگران بود؛ مسئلهای که بیشترین تأثیر را بر آیندۀ ایران داشت. او کوشید معاهدهای سهجانبه میان ایران و شوروی و بریتانیا ببندد. نجات تمامیت خاک ایران در سالهای بعد و رهاندن کشور از آروارۀ استالین نتیجۀ درایت فروغی در عقد این پیمان بود.
فروغی در سیام آذر این معاهده را تقدیم مجلس کرد. شدیدترین بحث در مجلس و فضای عمومی درگرفت. این پیمان نُه اصل داشت؛ اولینش این بود که شوروی و بریتانیا تمامیت ارضی و استقلال ایران را محترم شمردند. طبق اصل سوم در صورت تجاوز به ایران باید از ایران دفاع میکردند. اصل چهارم به آنها اجازه میداد قوای نظامی خود را در آب و خاک و آسمان ایران هر قدر لازم است نگه دارند، اما اصل پنجم حکم میکرد که متفقین ظرف شش ماه پس از پایان جنگ ایران را ترک کنند. پنج سال بعد، وقتی شوروی نیروی خود را از ایران بیرون نبرد و به طمع تجزیۀ ایران از طرق نیرویی دستنشانده افتاد، همین اصل به چماقی حقوقی برای بیرون راندن استالین و حفظ ایران بدل شد.
سرانجام مجلس در ششم بهمن با جنجال فراوان با ۸۰ رأی موافق از ۹۲ رأی این پیمان را تصویب کرد. اما یک روز قبل، وقتی فروغی برای بحث سر پیمان در مجلس بود، مردی از میان تماشاچیان به او حمله کرد، سنگی به سمتش پرتاب کرد و او را به باد کتک گرفت. فروغی را از دست ضارب رهاندند. فروغی پس از دقایقی دوباره پشت تریبون برگشت و گفت «جملۀ معترضهای کلام مرا قطع کرد» (تعبیرِ سنگ و کتک به «جملۀ معترضه» مجاز غمانگیزی است). سپس حق داد که برای برخی شبهاتی ایجاد شود و گفت: «ولی اینها نباید باعث شود عقلا حقیقت را در نظر نگیرند و مطابق مصلحت کشور رفتار نکنند.»
این بود متانت مردی که مصلحتدان ایران بود. فروغی یک ماه بعد از نخستوزیری کنارهگیری کرد و چند ماه بعد چشم از جهان فروبست.
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
❤1
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅الموت؛ روایتگر تاریخ و افسانه و شکوه ایران
قلعهٔ اَلَموت (الموت: به معنای آشیانهٔ عقاب) یکی از قلعههای تاریخی ایران است که بخشهای زیادی از آن ویران شده و آثاری از آن برجا مانده است. دژ الموت در منطقهٔ الموت قزوین، شمال شرقی روستای گازرخان و در فاصلهٔ حدود ۱۰۵ کیلومتری از قزوین قرار دارد.[۲] موقعیت قلعه بر فراز صخرهای به بلندای ۲٬۱۶۳ متر از سطح دریا که بلندی صخره از زمینهای پیرامون خود ۲۰۰ متر و گسترهٔ دژ ۲۰٬۰۰۰ متر مربع میباشد که بنا به قول عطاملک جوینی به شکل شتر خوابیده است. این صخره با شیب تند و پرتگاههای عمیق و خطرناک و غیرقابل دسترسی است که بخشی از معماری استحکامات دژ را تشکیل میدهد.
#ایران_الموت زیبا
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
قلعهٔ اَلَموت (الموت: به معنای آشیانهٔ عقاب) یکی از قلعههای تاریخی ایران است که بخشهای زیادی از آن ویران شده و آثاری از آن برجا مانده است. دژ الموت در منطقهٔ الموت قزوین، شمال شرقی روستای گازرخان و در فاصلهٔ حدود ۱۰۵ کیلومتری از قزوین قرار دارد.[۲] موقعیت قلعه بر فراز صخرهای به بلندای ۲٬۱۶۳ متر از سطح دریا که بلندی صخره از زمینهای پیرامون خود ۲۰۰ متر و گسترهٔ دژ ۲۰٬۰۰۰ متر مربع میباشد که بنا به قول عطاملک جوینی به شکل شتر خوابیده است. این صخره با شیب تند و پرتگاههای عمیق و خطرناک و غیرقابل دسترسی است که بخشی از معماری استحکامات دژ را تشکیل میدهد.
#ایران_الموت زیبا
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤5👍2
Forwarded from برای ایران (فریاد مردم)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴صحبت های شجاعانه کاوه عباسی دانشجوی ستاره دار و اخراجی دهه ۸۰ که در ایام جنگ ۱۲ روزه اینچنین در استودیو BBC علیه تجاوز رژیم صهیونیستی موضع گیری کرد
✍شاید بد نباشد دستگاه های ضدجاسوسی عملکرد افراد پرونده ساز برای دانشجویان و فعالان سیاسی را بررسی کنند.افرادی که با پرونده سازی برای دانشجویان و فعالان مدنی منتقد آسیب های زیادی را به کشور وارد کردند/بامدادنو
#فریاد_مردم
@pezeshkian.ir
✍شاید بد نباشد دستگاه های ضدجاسوسی عملکرد افراد پرونده ساز برای دانشجویان و فعالان سیاسی را بررسی کنند.افرادی که با پرونده سازی برای دانشجویان و فعالان مدنی منتقد آسیب های زیادی را به کشور وارد کردند/بامدادنو
#فریاد_مردم
@pezeshkian.ir
👎4👍3❤1
🌲🌲🌲
پند دانای توس....
🔹بنیاد فردوسی
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
پند دانای توس....
🔹بنیاد فردوسی
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅امروز « روز قلم » است
چهاردهم تیرماه به عنوان «روز قلم» فرصتی است برای یادآوری منزلت و حرمت قلم و صاحبان آن که عمر خود را برای ارتقای فرهنگ و هنر این مرز و بوم در طبق اخلاص گذاشتهاند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
چهاردهم تیرماه به عنوان «روز قلم» فرصتی است برای یادآوری منزلت و حرمت قلم و صاحبان آن که عمر خود را برای ارتقای فرهنگ و هنر این مرز و بوم در طبق اخلاص گذاشتهاند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅۱۴تیر؛ روز قلم📝
*درود بر قلم،*
این نرمترین، سرسخت ترین، امن ترین و خطرناکترین ابزار ساختهی آدمی!!!!
گمان نمی کنم هیچکدام از ساخته های بشر چنین نقش جورواجوری در تمدن و توحش،
جنگ و صلح،
و عشق و نفرت، داشته و یا دارد.
با قلم همزمان که می توان شعر و داستان نوشت،
نقش نگاشت،
منشور حقوق بشر امضا کرد،
نسخه و دارو پیچید،
و از تاریخ یادداشت برداشت.
می توان، فرمان مرگ صادر کرد،
سیاهی را نقش زد،
و تباهی را رقم.
درود خدایان کلمه و کلام بر،
قلم های زندانی
قلم های پنهانی،
قلم های شکسته،
قلم های مستقل،
قلم های متعهد.
و لعن و نفرین و ننگ ابدی بر ،
آنان که با قلم از مرگ نوشتند،
و از نفرت نوشتند،
و دروغ نوشتند،
و خرافه ترویج کردند،
و فریب دادند،
و جنگ آوردند.
قلم ها، مقدساتی هستند که هیچ گنبد و بارگاهی ندارند.
خواهشا،
قلم را از نااهلان بگیرید،
و به کودکان بسپارید.
تا با آن،
الفبا را ناخوانا بنویسند،
نقاشی ها را نامفهوم بکشند،
و خطوط را کج و معوج.
چرا که از لابلای خطوطشان،
عشق و مهر، و صلح، و زیبایی می جوشد.....
✍🏻 *۱۴ تیر ماه،*
روز قلم، بر آنان که در مسیر نیک می اندیشند و می نویسند و می خوانند *مباااااارک*
📚📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
*درود بر قلم،*
این نرمترین، سرسخت ترین، امن ترین و خطرناکترین ابزار ساختهی آدمی!!!!
گمان نمی کنم هیچکدام از ساخته های بشر چنین نقش جورواجوری در تمدن و توحش،
جنگ و صلح،
و عشق و نفرت، داشته و یا دارد.
با قلم همزمان که می توان شعر و داستان نوشت،
نقش نگاشت،
منشور حقوق بشر امضا کرد،
نسخه و دارو پیچید،
و از تاریخ یادداشت برداشت.
می توان، فرمان مرگ صادر کرد،
سیاهی را نقش زد،
و تباهی را رقم.
درود خدایان کلمه و کلام بر،
قلم های زندانی
قلم های پنهانی،
قلم های شکسته،
قلم های مستقل،
قلم های متعهد.
و لعن و نفرین و ننگ ابدی بر ،
آنان که با قلم از مرگ نوشتند،
و از نفرت نوشتند،
و دروغ نوشتند،
و خرافه ترویج کردند،
و فریب دادند،
و جنگ آوردند.
قلم ها، مقدساتی هستند که هیچ گنبد و بارگاهی ندارند.
خواهشا،
قلم را از نااهلان بگیرید،
و به کودکان بسپارید.
تا با آن،
الفبا را ناخوانا بنویسند،
نقاشی ها را نامفهوم بکشند،
و خطوط را کج و معوج.
چرا که از لابلای خطوطشان،
عشق و مهر، و صلح، و زیبایی می جوشد.....
✍🏻 *۱۴ تیر ماه،*
روز قلم، بر آنان که در مسیر نیک می اندیشند و می نویسند و می خوانند *مباااااارک*
📚📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
✅کتابشناسی «نهضت امام حسین و قیام کربلا » اثر غلامحسین زرگرینژاد
«رسالت شهادت برای افشای بیداد و بیدادگری»(زرگرینژاد، 1391 : 186 ) جانمایهی اصلی «نهضت امام حسین و قیام کربلا» از دیدگاه غلامحسین زرگری نژاد است. قیامی که شهادت امام حسین در آن «پایان یک تراژدی و آغاز خروش یک خشم بود، خشمی که با الهام از خون امام حسین(ع)، در بستر تاریخ تشیع قوت گرفت و همواره بر کنگرهی بیدادگران تاریخ فروبارید. امام در کربلا به معراج عشق رفت و در تاریخ تشیع خود الگوی عاشقانه راه وحدانیت و عدالت شد.»(همان : 1391)
کتاب «نهضت امام حسین و قیام کربلا»در سال 1383 توسط انتشارات سمت به چاپ رسید و در همان سال عنوان «کتاب برگزیدهی سال» را از آن خود کرد. این اثر در قالب یک درآمد، «نقد و بررسی منابع و مآخذ تاریخ کربلا» و پس از آن هفت بخش اصلی تنظیم شده است. دکتر غلامحسین زرگرینژاد، استاد تاریخ دانشگاه تهران(متولد 1329)، صاحب آثار و پژوهشها و مقالات فراوانی در حوزههای مختلف تاریخ است. در این میان اما اهمیت «نهضت امام حسین و قیام کربلا» و نظریهی اصلی آن از آن رو است که در آن مورخی صاحب نام تلاش کرده با استناد به منابع مختلف تاریخ تشیع، موضعی معیّن در میان نظریات مختلف در باب هدف امام حسین از قیام کربلا اتخاذ کند. نزاعی که آغاز آن را میتوان به دههی 50 شمسی و نگارش «شهید جاوید»(1349) توسط نعمتالله صالحی نجف آبادی و انبوه نقدها و تقریظهای نوشته شده بر آن،طرح نظریهی «شهادت»(1350) امام حسین(ع)توسط علی شریعتی ، و دست آخر «حماسهی حسینی»(1347-1356) مرتضی مطهری و مجادلهی مکتوب او با صالحی نجفآبادی دانست. کسانی چون آیتالله مشکینی و آیتالله منتظری در تایید کتاب مرحوم صالحی نجف آبادی تقریظ نوشتند و آیت الله لطف الله صافی گلپایگانی با نگارش «شهید آگاه»(1350) به نقد آن پرداخت. هدف اصلی همهی این آثار پاسخ به یک پرسش محوری بوده است : «چرا امام حسین قیام کرد؟ »
انتخاب آگاهانهی شهادت(نظریهی شریعتی) یا حرکت به قصد تشکیل حکومت (نظریه صالحی نجفآبادی)، دو نظریهای بود که در برابر نظریهی سنتی و تقدیرگرایانهی «علم لدنی امام بر همهی حوادث»، به تحلیل اجتماعی-سیاسی قیام امام حسین میپرداخت و دکتر زرگرینژاد از پی انجام یک پژوهش تاریخی برگزیدن «استراتژی شهادت»(همان : 172) توسط امام، را مطابق واقع دانستهاند.
این اثر در ابتدابه «نقد و بررسی منابع و مآخذ تاریخ کربلا» پرداخته و جایگاه «مقتل ابومخنف» به عنوان مهمترین راوی حادثهی کربلا را ارزیابی نموده است. به طور کلی ارجاعات و استنادات دستهاول این اثر افقهای فراوانی را برای پژوهشهای تاریخی-اجتماعی در باب قیام امام حسین میگشاید.
زرگرینژاد در واکاوی «ریشههای تاریخی قیام» به «جنگهای ردّه و صعود پسران ابوسفیان بر مسند ولایت شام» و «ظهور اشرافیت زراندور و صحابه ثروت اندوز» اشاره کرده و «خلافت عثمان» را سبب ساز «تثبیت قدرت و ثروت قاتلان شهدای کربلا» دانسته است. عصر معاویه، با «اوج گیری انفعال سیاسی، جبرگرایی و رعب و خشونت» همراه شده و سبب سازرفتارهای دوگانه و مذبذب عراقیان و کوفیان می گردد.
در ادامه شرح مفصلی از دوران به حکومت رسیدن یزید و اقدامات امام حسین(ع) و سخنان آن حضرت و رفتارهای اطرافیان و جناح های مختلف سیاسی آن زمان به دست داده شده و واقعه عاشورا از زمان خروج امام حسین(ع) از مدینه تا ورود ایشان به دشت نینوا و شهادت و پس از آن حوادث مربوط به اسرا نقل و تحلیل شده است.
استدلالات متعددی در توضیح نظریهی اصلی کتاب یعنی برگزیدن «استراتژی شهادت» توسط امام آورده شده که از جمله مهمترین آنها میتوان به سخنان متعدد ناصحان و اطرافیان امام در باب فضای کوفه و تلاش فراوان آنها برای منصرف کردن حضرت از این سفر اشاره کرد. پارهای سخنان و سخنرانیهای امام در منازل مختلف سفر و به خصوص عدم تغییر مسیر پس از دریافت خبر شهادت پیکهای ارسالی به کوفه، -مسلم بن عقیل و قیس بن مُسَهَّر- از جمله دیگر استدلالات زرگرینژاد در این زمینه هستند. در نهایت در تبیین «اهداف و بنیادهای نظری و اعتقادی قیام حسینی» چهار عامل عمده شرح و بسط داده شده اند که عبارتند از «استبداد سیاسی و سلطنت اسلامی»، «تثبیت و مشروعیت اشرافیت و نظام طبقاتی»، «امحای عدالت و برابری» و «ارتقای اراذل و انزوای افاضل».
دو فصل پایانی کتاب به توضیحی در باب دو قیام مهم پس از شهادت امام حسین یعنی «قیام توابین» و «قیام مختار» اختصاص یافته و در نهایت فهرستی از «شخصیت و نام و نشان شهدای کربلا» نیز آورده شده است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
«رسالت شهادت برای افشای بیداد و بیدادگری»(زرگرینژاد، 1391 : 186 ) جانمایهی اصلی «نهضت امام حسین و قیام کربلا» از دیدگاه غلامحسین زرگری نژاد است. قیامی که شهادت امام حسین در آن «پایان یک تراژدی و آغاز خروش یک خشم بود، خشمی که با الهام از خون امام حسین(ع)، در بستر تاریخ تشیع قوت گرفت و همواره بر کنگرهی بیدادگران تاریخ فروبارید. امام در کربلا به معراج عشق رفت و در تاریخ تشیع خود الگوی عاشقانه راه وحدانیت و عدالت شد.»(همان : 1391)
کتاب «نهضت امام حسین و قیام کربلا»در سال 1383 توسط انتشارات سمت به چاپ رسید و در همان سال عنوان «کتاب برگزیدهی سال» را از آن خود کرد. این اثر در قالب یک درآمد، «نقد و بررسی منابع و مآخذ تاریخ کربلا» و پس از آن هفت بخش اصلی تنظیم شده است. دکتر غلامحسین زرگرینژاد، استاد تاریخ دانشگاه تهران(متولد 1329)، صاحب آثار و پژوهشها و مقالات فراوانی در حوزههای مختلف تاریخ است. در این میان اما اهمیت «نهضت امام حسین و قیام کربلا» و نظریهی اصلی آن از آن رو است که در آن مورخی صاحب نام تلاش کرده با استناد به منابع مختلف تاریخ تشیع، موضعی معیّن در میان نظریات مختلف در باب هدف امام حسین از قیام کربلا اتخاذ کند. نزاعی که آغاز آن را میتوان به دههی 50 شمسی و نگارش «شهید جاوید»(1349) توسط نعمتالله صالحی نجف آبادی و انبوه نقدها و تقریظهای نوشته شده بر آن،طرح نظریهی «شهادت»(1350) امام حسین(ع)توسط علی شریعتی ، و دست آخر «حماسهی حسینی»(1347-1356) مرتضی مطهری و مجادلهی مکتوب او با صالحی نجفآبادی دانست. کسانی چون آیتالله مشکینی و آیتالله منتظری در تایید کتاب مرحوم صالحی نجف آبادی تقریظ نوشتند و آیت الله لطف الله صافی گلپایگانی با نگارش «شهید آگاه»(1350) به نقد آن پرداخت. هدف اصلی همهی این آثار پاسخ به یک پرسش محوری بوده است : «چرا امام حسین قیام کرد؟ »
انتخاب آگاهانهی شهادت(نظریهی شریعتی) یا حرکت به قصد تشکیل حکومت (نظریه صالحی نجفآبادی)، دو نظریهای بود که در برابر نظریهی سنتی و تقدیرگرایانهی «علم لدنی امام بر همهی حوادث»، به تحلیل اجتماعی-سیاسی قیام امام حسین میپرداخت و دکتر زرگرینژاد از پی انجام یک پژوهش تاریخی برگزیدن «استراتژی شهادت»(همان : 172) توسط امام، را مطابق واقع دانستهاند.
این اثر در ابتدابه «نقد و بررسی منابع و مآخذ تاریخ کربلا» پرداخته و جایگاه «مقتل ابومخنف» به عنوان مهمترین راوی حادثهی کربلا را ارزیابی نموده است. به طور کلی ارجاعات و استنادات دستهاول این اثر افقهای فراوانی را برای پژوهشهای تاریخی-اجتماعی در باب قیام امام حسین میگشاید.
زرگرینژاد در واکاوی «ریشههای تاریخی قیام» به «جنگهای ردّه و صعود پسران ابوسفیان بر مسند ولایت شام» و «ظهور اشرافیت زراندور و صحابه ثروت اندوز» اشاره کرده و «خلافت عثمان» را سبب ساز «تثبیت قدرت و ثروت قاتلان شهدای کربلا» دانسته است. عصر معاویه، با «اوج گیری انفعال سیاسی، جبرگرایی و رعب و خشونت» همراه شده و سبب سازرفتارهای دوگانه و مذبذب عراقیان و کوفیان می گردد.
در ادامه شرح مفصلی از دوران به حکومت رسیدن یزید و اقدامات امام حسین(ع) و سخنان آن حضرت و رفتارهای اطرافیان و جناح های مختلف سیاسی آن زمان به دست داده شده و واقعه عاشورا از زمان خروج امام حسین(ع) از مدینه تا ورود ایشان به دشت نینوا و شهادت و پس از آن حوادث مربوط به اسرا نقل و تحلیل شده است.
استدلالات متعددی در توضیح نظریهی اصلی کتاب یعنی برگزیدن «استراتژی شهادت» توسط امام آورده شده که از جمله مهمترین آنها میتوان به سخنان متعدد ناصحان و اطرافیان امام در باب فضای کوفه و تلاش فراوان آنها برای منصرف کردن حضرت از این سفر اشاره کرد. پارهای سخنان و سخنرانیهای امام در منازل مختلف سفر و به خصوص عدم تغییر مسیر پس از دریافت خبر شهادت پیکهای ارسالی به کوفه، -مسلم بن عقیل و قیس بن مُسَهَّر- از جمله دیگر استدلالات زرگرینژاد در این زمینه هستند. در نهایت در تبیین «اهداف و بنیادهای نظری و اعتقادی قیام حسینی» چهار عامل عمده شرح و بسط داده شده اند که عبارتند از «استبداد سیاسی و سلطنت اسلامی»، «تثبیت و مشروعیت اشرافیت و نظام طبقاتی»، «امحای عدالت و برابری» و «ارتقای اراذل و انزوای افاضل».
دو فصل پایانی کتاب به توضیحی در باب دو قیام مهم پس از شهادت امام حسین یعنی «قیام توابین» و «قیام مختار» اختصاص یافته و در نهایت فهرستی از «شخصیت و نام و نشان شهدای کربلا» نیز آورده شده است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
✅تابلوی #عصر_عاشورا
🔹استاد #فرشچیان و ماجرای تابلوی عصر عاشورا
سه سال پیش از انقلاب، روز عاشورا بود، مادرم گفت: برو روضه گوش کن تا چند کلام حرف حساب بشنوی. گفتم: من حالا کاری دارم بعد خواهم رفت.
رفتم اتاق، اما خودم ناراحت شدم. حال عجیبی به من دست داد، قلم را برداشتم و تابلو" عصر عاشورا" را شروع کردم. قلم را که برداشتم همین تابلو شد که الان هست، بدون هیچ تغییری.
الان که بعد از سی سال به این تابلو نگاه می کنم، می بینم اگر می خواستم این کار را امروز بکشم، باز هم همین تابلو به وجود می آمد، بدون هیچ تغییری. یک چیزی دارد این تابلو که خود من هم گریه می کنم، و آن مرکز تصویر است که نیست و آن خود امام حسین (ع) است...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹استاد #فرشچیان و ماجرای تابلوی عصر عاشورا
سه سال پیش از انقلاب، روز عاشورا بود، مادرم گفت: برو روضه گوش کن تا چند کلام حرف حساب بشنوی. گفتم: من حالا کاری دارم بعد خواهم رفت.
رفتم اتاق، اما خودم ناراحت شدم. حال عجیبی به من دست داد، قلم را برداشتم و تابلو" عصر عاشورا" را شروع کردم. قلم را که برداشتم همین تابلو شد که الان هست، بدون هیچ تغییری.
الان که بعد از سی سال به این تابلو نگاه می کنم، می بینم اگر می خواستم این کار را امروز بکشم، باز هم همین تابلو به وجود می آمد، بدون هیچ تغییری. یک چیزی دارد این تابلو که خود من هم گریه می کنم، و آن مرکز تصویر است که نیست و آن خود امام حسین (ع) است...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅ماجرای بستنی خوردن میرزا رضای کرمانی در مغازه ممد ریش(قبل از ترور ناصرالدین شاه )...
🔹شکنجه و استنطاق ممد ریش در این باره که چه چیزی در بستنی هایش می ریزد که مردم پررو می شوند؟!!!
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹شکنجه و استنطاق ممد ریش در این باره که چه چیزی در بستنی هایش می ریزد که مردم پررو می شوند؟!!!
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤1👍1
✅مذاکره و دیپلماسی هیچوقت تعطیل نمی شود...
💢ویتنام شمالی سالها با امریکا میجنگید ولی حتی در زمانی که شهرهایش زیر بمباران شدید امریکا بودند، مذاکرات پاریس را ترک نکرد و سرانجام هم پیروز شد.
🔹مذاکره، معاشقه نیست که در وقت دوستی و محبت انجام شود. مذاکره همان جنگ است ولی با ابزار و شیوه دیگر.
🔹در طول تاریخ، قبل، بعد و حتی هنگامِ جنگِ سپاهیان دو طرف تخاصم، مذاکره با اهداف مختلف در جریان بوده و دیپلماسی هیچگاه تعطیل نشده.
🔹نتانیاهو و یاران مستقیم و غیرمستقیم او همواره با مذاکره ایران مخالف بودهاند…
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
💢ویتنام شمالی سالها با امریکا میجنگید ولی حتی در زمانی که شهرهایش زیر بمباران شدید امریکا بودند، مذاکرات پاریس را ترک نکرد و سرانجام هم پیروز شد.
🔹مذاکره، معاشقه نیست که در وقت دوستی و محبت انجام شود. مذاکره همان جنگ است ولی با ابزار و شیوه دیگر.
🔹در طول تاریخ، قبل، بعد و حتی هنگامِ جنگِ سپاهیان دو طرف تخاصم، مذاکره با اهداف مختلف در جریان بوده و دیپلماسی هیچگاه تعطیل نشده.
🔹نتانیاهو و یاران مستقیم و غیرمستقیم او همواره با مذاکره ایران مخالف بودهاند…
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
❤1👎1
✅انتظام و نظم جهان را که به ۵۰۰ گوسفند نمی فروشند...
🔹بازی عجیب روزگار...
فرمانفرما بر تخت که نشست کارهای زیادی کرد از آن جمله مخالفانش را گرفت و به زندان انداخت. حسین خان بلوچ که از بزرگان شهر بود را هم دستگیر ﻭ به همراه ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺧﺮﺩﺳﺎﻟﺶ روانه ی زندان کرد. ﻓﺮﺯﻧﺪ حسین خان در زندان ﺩﯾﻔﺘﺮﯼ گرفت. حسین خان ﺑﻪ ﺍﻓﻀﻞ ﺍﻟﻤﻠﮏ وزیر فرمانفرما ﮔﻔﺖ : ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎ ﺑﮕﻮ ۵۰۰ ﺗﻮﻣﺎﻥ می دهم و به جای آن فقط ﭘﺴﺮ خردسالم ﺭﺍ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺁﺯﺍﺩ ﮐﻨﺪ ﺗﺎ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺷﻮﺩ و نمیرد. بسیار هم التماس کرد تا هر طور شده دل سنگِ فرمانفرما نرم شود و نگذارد پدر داغ فرزند ببیند. حاکم مغرور و باد کرده وقتی پیشنهاد حسین خان را شنید پاسخ داد : ما فرمانرواییم و فرمانفرمای کرمان. بزرگ این مملکتیم. نظم و ﺍﻧﺘﻈﺎﻡ کشور ﺧﻮﺩمان ﺭﺍ ﺑﻪ ۵۰۰ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺭﺷﻮﻩ ﻧﻤﯽ ﻓﺮﻭشیم. این حرف و امتناع از درمان فرزند خردسال حسین خان باعث شد کودک معصوم ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ در مقابل چشمان پدر بمیرد.
این گذشت تا سال بعد که ﭘﺴﺮ ﺧﻮﺩ ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎ هم دیفتری گرفت. ﺑﺮﺍﯼ شفای پسر ۵۰۰ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﻧﺬﺭ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻓﻘﺮﺍ ﺩﺍﺩ. ﻭﻟﯽ افاقه نکرد ﻭ ﻓﺮﺯﻧﺪ او ﻫﻢ جلوی چشمان پدر جان داد. ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎ به وزیرش ﮔﻔﺖ : ﻋﺠﺐ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﯼ ﺳﺖ. ﺍﮔﺮ بنا این است که ﺧﺪﺍ ﻭ ﭘﯿﻐﻤﺒﺮﯼ در کار ﻧﯿﺴﺖ ؛ ﻻﺍﻗﻞ ﺑﻪ ﺩﻋﺎﻫﺎﯼ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻫﺎﯼ ﻓﻘﯿﺮ و گرسنه ای ﮐﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺁﻥ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﻫﺎ ﺍﻃﻌﺎﻡ ﮐﺮﺩﻡ ؛ باید که ﺑﭽﻪ ﺍﻡ ﺧﻮﺏ میﺷﺪ ﻭ زنده ﻣﯽ ﻣﺎﻧﺪ. اما در تعجبم که چرا نماند و مُرد. ﺍﻓﻀﻞ ﺍﻟﻤﻠﮏ وزیر خردمند فرمانفرما پاسخ داد : ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑ ﺭﺍ ﻧﺰﻧﯿﺪ ﻗﺮﺑﺎن. فرمانفرمای ﮐﻞ ﻋﺎﻟﻢ که اﻧﺘﻈﺎﻡ و نظم ﺟﻬﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ۵۰۰ گوﺳﻔﻨﺪ ﺭﺷﻮﻩ که ﻧﻤﯽ ﻓﺮﻭشند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹بازی عجیب روزگار...
فرمانفرما بر تخت که نشست کارهای زیادی کرد از آن جمله مخالفانش را گرفت و به زندان انداخت. حسین خان بلوچ که از بزرگان شهر بود را هم دستگیر ﻭ به همراه ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺧﺮﺩﺳﺎﻟﺶ روانه ی زندان کرد. ﻓﺮﺯﻧﺪ حسین خان در زندان ﺩﯾﻔﺘﺮﯼ گرفت. حسین خان ﺑﻪ ﺍﻓﻀﻞ ﺍﻟﻤﻠﮏ وزیر فرمانفرما ﮔﻔﺖ : ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎ ﺑﮕﻮ ۵۰۰ ﺗﻮﻣﺎﻥ می دهم و به جای آن فقط ﭘﺴﺮ خردسالم ﺭﺍ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺁﺯﺍﺩ ﮐﻨﺪ ﺗﺎ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺷﻮﺩ و نمیرد. بسیار هم التماس کرد تا هر طور شده دل سنگِ فرمانفرما نرم شود و نگذارد پدر داغ فرزند ببیند. حاکم مغرور و باد کرده وقتی پیشنهاد حسین خان را شنید پاسخ داد : ما فرمانرواییم و فرمانفرمای کرمان. بزرگ این مملکتیم. نظم و ﺍﻧﺘﻈﺎﻡ کشور ﺧﻮﺩمان ﺭﺍ ﺑﻪ ۵۰۰ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺭﺷﻮﻩ ﻧﻤﯽ ﻓﺮﻭشیم. این حرف و امتناع از درمان فرزند خردسال حسین خان باعث شد کودک معصوم ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ در مقابل چشمان پدر بمیرد.
این گذشت تا سال بعد که ﭘﺴﺮ ﺧﻮﺩ ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎ هم دیفتری گرفت. ﺑﺮﺍﯼ شفای پسر ۵۰۰ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﻧﺬﺭ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻓﻘﺮﺍ ﺩﺍﺩ. ﻭﻟﯽ افاقه نکرد ﻭ ﻓﺮﺯﻧﺪ او ﻫﻢ جلوی چشمان پدر جان داد. ﻓﺮﻣﺎﻧﻔﺮﻣﺎ به وزیرش ﮔﻔﺖ : ﻋﺠﺐ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﯼ ﺳﺖ. ﺍﮔﺮ بنا این است که ﺧﺪﺍ ﻭ ﭘﯿﻐﻤﺒﺮﯼ در کار ﻧﯿﺴﺖ ؛ ﻻﺍﻗﻞ ﺑﻪ ﺩﻋﺎﻫﺎﯼ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻫﺎﯼ ﻓﻘﯿﺮ و گرسنه ای ﮐﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺁﻥ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﻫﺎ ﺍﻃﻌﺎﻡ ﮐﺮﺩﻡ ؛ باید که ﺑﭽﻪ ﺍﻡ ﺧﻮﺏ میﺷﺪ ﻭ زنده ﻣﯽ ﻣﺎﻧﺪ. اما در تعجبم که چرا نماند و مُرد. ﺍﻓﻀﻞ ﺍﻟﻤﻠﮏ وزیر خردمند فرمانفرما پاسخ داد : ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑ ﺭﺍ ﻧﺰﻧﯿﺪ ﻗﺮﺑﺎن. فرمانفرمای ﮐﻞ ﻋﺎﻟﻢ که اﻧﺘﻈﺎﻡ و نظم ﺟﻬﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ۵۰۰ گوﺳﻔﻨﺪ ﺭﺷﻮﻩ که ﻧﻤﯽ ﻓﺮﻭشند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍4👏1
🟨#پند_دانای_ایران
همه نیکویی باید و مردمی
جوانمردی و خوردن و خرمی
#فردوسی
💠#بنیاد_فردوسی_توس
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
همه نیکویی باید و مردمی
جوانمردی و خوردن و خرمی
#فردوسی
💠#بنیاد_فردوسی_توس
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
✅بازآفرینیِ دیدار امیرکبیر و حسنکوزیر در جنت جاودان
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅بازآفرینیِ دیدار امیرکبیر و حسنکوزیر در جنت جاودان
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤1
✅مشتاقان جنگی که در هیچ جنگی نبوده اند!!!
🔹سریال شوگان یه دیالوگ جالب داشت:
چرا فقط کسایی که تا بهحال در هیچ نبردی نجنگیدن، اینقدر مشتاق نبرد هستن؟
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹سریال شوگان یه دیالوگ جالب داشت:
چرا فقط کسایی که تا بهحال در هیچ نبردی نجنگیدن، اینقدر مشتاق نبرد هستن؟
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
❤1
✅ ۱۷ تیر ۱۲۲۹ اعدام "سید علیمحمد شیرازی" ملقب به "باب"
📕در چنین روزی، سید علیمحمد شیرازی، معروف به "باب"، بنیانگذار جنبش بابیه، به دستور دولت قاجار و با تأیید امیرکبیر در تبریز اعدام شد.
📌 باب در سال ۱۲۶۰ قمری ادعای "بابیت" (دروازه ارتباط با امام غایب) کرد و در ادامه خود را "مظهر الهی" خواند. وی اندیشههای جدیدی را مطرح ساخت و کتابی با نام "بیان" نوشت که شالوده دینی نوین را بنیان میگذاشت.
📌 با گسترش پیروان او در شهرهای ایران و بالا گرفتن تنش با علمای مذهبی و حکومت، سرانجام حکومت قاجار تصمیم به سرکوب این جنبش گرفت.
📌 باب در ۳۱ سالگی اعدام شد و پس از آن پیروانش با نام بابیان، و بعدها بهاییان، مسیر جداگانهای یافتند.
🕊 گاهنامک روایت روزهای ایران
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
📕در چنین روزی، سید علیمحمد شیرازی، معروف به "باب"، بنیانگذار جنبش بابیه، به دستور دولت قاجار و با تأیید امیرکبیر در تبریز اعدام شد.
📌 باب در سال ۱۲۶۰ قمری ادعای "بابیت" (دروازه ارتباط با امام غایب) کرد و در ادامه خود را "مظهر الهی" خواند. وی اندیشههای جدیدی را مطرح ساخت و کتابی با نام "بیان" نوشت که شالوده دینی نوین را بنیان میگذاشت.
📌 با گسترش پیروان او در شهرهای ایران و بالا گرفتن تنش با علمای مذهبی و حکومت، سرانجام حکومت قاجار تصمیم به سرکوب این جنبش گرفت.
📌 باب در ۳۱ سالگی اعدام شد و پس از آن پیروانش با نام بابیان، و بعدها بهاییان، مسیر جداگانهای یافتند.
🕊 گاهنامک روایت روزهای ایران
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤3👏2
✅ زنان در شاهنامه فردوسی چگونه به تصویر کشیده شدهاند؟
❇️حدود ۸۰ زن در شاهنامه زندگی میکنند که امروز هم ما نامهای برخی از آنان را در کوچه و برزن میشنویم: تهمینه، رودابه، شهرناز، ارنواز، فرانک، ماهآفرید، منیژه، کتایون، گلنار، نوبهار، سیندخت، گردآفرید، فرنگیس، پریزاد، پوراندخت، آزرمدخت، چهرزاد، گردیه، سودابه و...؛ این زنان که با صفاتی چون پاکرای، پاکدامن، پرمنش، فرزانه زن، هشیوار زن، زیرک و هوشیار، شوخ لشکرشکن، زن شیرین سخن، شیرزن، به کردار شیر و...در شاهنامه آمدهاند، گاه با ستایش فردوسی مواجه شدهاند و گاه با سرزنش او.
◀️ در شاهنامه زنان اندکی هستند که از نگاه فردوسی فتنه انگیزند؛ از آن جمله میتوان به "سودابه"، همسر کیکاووس اشاره کرد که باعث شد سیاوش آزمایش شود و به خاطر اثبات بیگناهی از آتش بگذرد و سرانجام پاک از آزمایش ناپاکان بیرون بیاید. اما مطالب جالبی در ادبیات و سنتهای کهن ایرانی درباره زنان وجود دارد که به برخی از آنها اشاره میکنیم:
🔹 خواستگاری زنان از مردان؛ اگر چه در برخی از کشورهای آسیایی هنوز هم چنین رسمی معمول است، (اشتباه نکنید؛ آن روزها ارتباطات به شیوه امروزی نبود و زن و مرد نمیتوانستند پیش از ازدواج همدیگر را ببینند.)، آنها بیشتر از راه شنیدهها درباره مردان افسانهایشان اطلاعات کسب میکردند. در آن زمان نه به شکل رسم و اینکه نهادینه شده باشد، اما در برخی مواقع زنان از مردان خواستگاری میکردند و این کار مورد سرزنش کسی قرار نمیگرفت. در این نوع پیوند میتوان به پیوند زال و رودابه (پدر رستم و دختر مهراب شاه کابل)، تهمینه و رستم (پدر و مادر سهراب که دختر پادشاه شهر سمنگان بود)، بیژن و منیژه (پسر گیو و دختر افراسیاب) و کتایون و گشتاسپ اشاره کرد. در این ازدواجها به هر ترفندی که بود، دختران پیغامی به پسران میرساندند که به قول آن روزگاران دل در گروشان دارند. البته عشقها در شاهنامه، پایانی جز ازدواج ندارند.
🔹حلقه نشان (نامزدی) در دست مردان؛ تا آنجایی که سن ما و مادران و مادربزرگهایمان قد میدهد، شنیدهایم که مردان برای اینکه بگویند کسی نشان کرده آنهاست و زنان هم برای این که همین مورد را تأکید کنند، به رسم سنت انگشتری از خانواده پسر به دختر اهدا میشود؛ اما در ادامه خواستگاری دختران از پسران، در شاهنامه رسم بر این بوده که زنان حلقه نشان به دست مردان میکردند. به عنوان مثال رودابه پس از آن که "زال" رضایت پدر و شاه را برای زناشویی با او جلب میکند، برایش هدیه و حلقه نشان میفرستند.
🔹 شهر در دست زنان؛ شاهنامه از شهری حرف میزند با نام "هروم". البته هنوز به طور قطعی معلوم نشده که این شهر در کجا قرار داشته ( احتمالا در قفقاز)، مسلما مورد توجه ایرانیان هم بوده است. در این شهر در تمام مناصب اجرایی و لشکری، زنان همه کاره بودهاند. جالب است بدانید حکایتی در شاهنامه هم به نگارش درآمده که در آن به زمان حمله اسکندر به این شهر اشاره میکند. متن نثر آن اینگونه روایت میشود:
"" " اسکندر همچنان با نامداران و لشکریانش میرفت تا به شهر "هروم" رسید. هروم، شهر زنان بود و هیچ مردی را در آن راه نبود.
چو دانا به نزدیک ایشان رسید
همه شهر زن دید و مردی ندید
زنان این شهر، سمت چپ بدن خود را چون مردان جنگجو به جوشن (زره و ابزار جنگی) میآراستند و سمت راست را چون زنان به حریر. اسکندر، نامهای به سر کرده زنان شهر هروم نوشت:
" در سراسر گیتی هیچ یک از شاهان سر از فرمان من برنتافتهاند. اما من با شما جنگی ندارم و برای افزونخواهی و کشورگشایی به شهر شما نیامدهام. درد دانش مرا به اینجا کشانده، که نمیخواهم جایی در جهان بر من نهان بماند. پس پند مرا بشنوید و بگذارید تا با آشتی از شهرتان دیدن کنم، زیرا از من زیانی بر شما نخواهد رسید ".
- اما پس از رسیدن نامه به شهر هروم در آنجا چه اتفاقی افتاد: زنان گرد آمدند و دانای شهر نامه را برای آنها خواند و همگی از نظر اسکندر آگاه شدند. پس نشستند و پاسخی بر آن نوشتند:
اگر لشکر آری به شهر هروم
نبینی ز نعل و پی اسپ بوم
بیاندازه در شهر ما برزنست
بهر برزنی بر هزاران زنست
همه شب به خفتان جنگ اندریم
ز بهر فزونی به تنگ اندریم
ز چندین یکی را نبودست شوی
که دوشیزگانیم و پوشیدهروی
ز هر سو که آیی برین بوم و بر
بجز ژرف دریا نبینی گذر
اسکندر چون آن نامه را خواند، پیام داد که:
" من با زنان جنگ ندارم و آرزویم تنها دیدار شهر و آیین شماست " "".
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❇️حدود ۸۰ زن در شاهنامه زندگی میکنند که امروز هم ما نامهای برخی از آنان را در کوچه و برزن میشنویم: تهمینه، رودابه، شهرناز، ارنواز، فرانک، ماهآفرید، منیژه، کتایون، گلنار، نوبهار، سیندخت، گردآفرید، فرنگیس، پریزاد، پوراندخت، آزرمدخت، چهرزاد، گردیه، سودابه و...؛ این زنان که با صفاتی چون پاکرای، پاکدامن، پرمنش، فرزانه زن، هشیوار زن، زیرک و هوشیار، شوخ لشکرشکن، زن شیرین سخن، شیرزن، به کردار شیر و...در شاهنامه آمدهاند، گاه با ستایش فردوسی مواجه شدهاند و گاه با سرزنش او.
◀️ در شاهنامه زنان اندکی هستند که از نگاه فردوسی فتنه انگیزند؛ از آن جمله میتوان به "سودابه"، همسر کیکاووس اشاره کرد که باعث شد سیاوش آزمایش شود و به خاطر اثبات بیگناهی از آتش بگذرد و سرانجام پاک از آزمایش ناپاکان بیرون بیاید. اما مطالب جالبی در ادبیات و سنتهای کهن ایرانی درباره زنان وجود دارد که به برخی از آنها اشاره میکنیم:
🔹 خواستگاری زنان از مردان؛ اگر چه در برخی از کشورهای آسیایی هنوز هم چنین رسمی معمول است، (اشتباه نکنید؛ آن روزها ارتباطات به شیوه امروزی نبود و زن و مرد نمیتوانستند پیش از ازدواج همدیگر را ببینند.)، آنها بیشتر از راه شنیدهها درباره مردان افسانهایشان اطلاعات کسب میکردند. در آن زمان نه به شکل رسم و اینکه نهادینه شده باشد، اما در برخی مواقع زنان از مردان خواستگاری میکردند و این کار مورد سرزنش کسی قرار نمیگرفت. در این نوع پیوند میتوان به پیوند زال و رودابه (پدر رستم و دختر مهراب شاه کابل)، تهمینه و رستم (پدر و مادر سهراب که دختر پادشاه شهر سمنگان بود)، بیژن و منیژه (پسر گیو و دختر افراسیاب) و کتایون و گشتاسپ اشاره کرد. در این ازدواجها به هر ترفندی که بود، دختران پیغامی به پسران میرساندند که به قول آن روزگاران دل در گروشان دارند. البته عشقها در شاهنامه، پایانی جز ازدواج ندارند.
🔹حلقه نشان (نامزدی) در دست مردان؛ تا آنجایی که سن ما و مادران و مادربزرگهایمان قد میدهد، شنیدهایم که مردان برای اینکه بگویند کسی نشان کرده آنهاست و زنان هم برای این که همین مورد را تأکید کنند، به رسم سنت انگشتری از خانواده پسر به دختر اهدا میشود؛ اما در ادامه خواستگاری دختران از پسران، در شاهنامه رسم بر این بوده که زنان حلقه نشان به دست مردان میکردند. به عنوان مثال رودابه پس از آن که "زال" رضایت پدر و شاه را برای زناشویی با او جلب میکند، برایش هدیه و حلقه نشان میفرستند.
🔹 شهر در دست زنان؛ شاهنامه از شهری حرف میزند با نام "هروم". البته هنوز به طور قطعی معلوم نشده که این شهر در کجا قرار داشته ( احتمالا در قفقاز)، مسلما مورد توجه ایرانیان هم بوده است. در این شهر در تمام مناصب اجرایی و لشکری، زنان همه کاره بودهاند. جالب است بدانید حکایتی در شاهنامه هم به نگارش درآمده که در آن به زمان حمله اسکندر به این شهر اشاره میکند. متن نثر آن اینگونه روایت میشود:
"" " اسکندر همچنان با نامداران و لشکریانش میرفت تا به شهر "هروم" رسید. هروم، شهر زنان بود و هیچ مردی را در آن راه نبود.
چو دانا به نزدیک ایشان رسید
همه شهر زن دید و مردی ندید
زنان این شهر، سمت چپ بدن خود را چون مردان جنگجو به جوشن (زره و ابزار جنگی) میآراستند و سمت راست را چون زنان به حریر. اسکندر، نامهای به سر کرده زنان شهر هروم نوشت:
" در سراسر گیتی هیچ یک از شاهان سر از فرمان من برنتافتهاند. اما من با شما جنگی ندارم و برای افزونخواهی و کشورگشایی به شهر شما نیامدهام. درد دانش مرا به اینجا کشانده، که نمیخواهم جایی در جهان بر من نهان بماند. پس پند مرا بشنوید و بگذارید تا با آشتی از شهرتان دیدن کنم، زیرا از من زیانی بر شما نخواهد رسید ".
- اما پس از رسیدن نامه به شهر هروم در آنجا چه اتفاقی افتاد: زنان گرد آمدند و دانای شهر نامه را برای آنها خواند و همگی از نظر اسکندر آگاه شدند. پس نشستند و پاسخی بر آن نوشتند:
اگر لشکر آری به شهر هروم
نبینی ز نعل و پی اسپ بوم
بیاندازه در شهر ما برزنست
بهر برزنی بر هزاران زنست
همه شب به خفتان جنگ اندریم
ز بهر فزونی به تنگ اندریم
ز چندین یکی را نبودست شوی
که دوشیزگانیم و پوشیدهروی
ز هر سو که آیی برین بوم و بر
بجز ژرف دریا نبینی گذر
اسکندر چون آن نامه را خواند، پیام داد که:
" من با زنان جنگ ندارم و آرزویم تنها دیدار شهر و آیین شماست " "".
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍3👏2