Forwarded from تاریخ معاصـر ایران
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
به مناسبت بیست و چهارم اسفند زادروز، رضا شاه در آلاشت مازندران..
فیلمی مستند و تاریخی در مورد خدماتی که رضا شاه در دوران رهبریش بر کشور انجام داد..
رضاشاه پهلوی در ۲۴ اسفند سال ۱۲۵۶ متولد و ۴ مرداد سال ۱۳۲۳ وفات یافت ..
او بنیانگذار دودمان پهلوی بود که از سال ۱۳۰۴ تا ۱۳۲۰ پادشاه ایران بود.
او پیشتر، از سال ۱۳۰۰ تا سال ۱۳۰۴ وزیر جنگ و از سال ۱۳۰۲ تا ۱۳۰۴ خورشیدی نخستوزیر ایران بود.
رضاشاه که تلاش ناکامی در جهت جمهوریخواهی کرد، با پایان دوره قاجار به پادشاهی رسید و با اشغال ایران توسط متفقین مجبور به استعفا و واگذاری پادشاهی به ولیعهدش محمدرضا پهلوی شد.
او در دوران رهبری خود بر ایران کارها و خدمات بزرگی برای مدرن سازی و توسعه کشور انجام داد که تا به امروز بر سرنوشت ایرانیان تاثیر گذار بوده است..
به همین دلیل مورخان و مردم او را پدر ایران نوین می نامند..
#تاریخ_معاصرایران 👇👇👇
📚https://t.me/joinchat/AAAAAEEhqxx3Z00nJrdwFg
فیلمی مستند و تاریخی در مورد خدماتی که رضا شاه در دوران رهبریش بر کشور انجام داد..
رضاشاه پهلوی در ۲۴ اسفند سال ۱۲۵۶ متولد و ۴ مرداد سال ۱۳۲۳ وفات یافت ..
او بنیانگذار دودمان پهلوی بود که از سال ۱۳۰۴ تا ۱۳۲۰ پادشاه ایران بود.
او پیشتر، از سال ۱۳۰۰ تا سال ۱۳۰۴ وزیر جنگ و از سال ۱۳۰۲ تا ۱۳۰۴ خورشیدی نخستوزیر ایران بود.
رضاشاه که تلاش ناکامی در جهت جمهوریخواهی کرد، با پایان دوره قاجار به پادشاهی رسید و با اشغال ایران توسط متفقین مجبور به استعفا و واگذاری پادشاهی به ولیعهدش محمدرضا پهلوی شد.
او در دوران رهبری خود بر ایران کارها و خدمات بزرگی برای مدرن سازی و توسعه کشور انجام داد که تا به امروز بر سرنوشت ایرانیان تاثیر گذار بوده است..
به همین دلیل مورخان و مردم او را پدر ایران نوین می نامند..
#تاریخ_معاصرایران 👇👇👇
📚https://t.me/joinchat/AAAAAEEhqxx3Z00nJrdwFg
❤4👍2
✅سایه ما چه کسی است؟!!!
🔹سایه هر فرد از نگاه یونگ
یونگ میگوید سایهی ما آن کسیست که ترجیح میدهیم مانند او نباشیم. میتوانیم سایه را در یکی از اعضای خانوادهمان مشاهده کنیم که بیشتر دربارهی او قضاوت میکنیم، در افرادی که رفتارشان را محکوم میکنیم یا فرد مشهوری که با دیدنش سرمان را با نفرت تکان میدهیم.
اگر این موضوع را به درستی درک کنیم و متوجه شویم که سایهی ما، تمام چیزهای آزاردهنده، ترسناک و منزجرکنندهی دیگران و خودمان است، یکه میخوریم و به این حقیقت هشیار میشویم که «هرچیزی که سعی داریم از افراد مورد علاقهمان پنهان کنیم و همهی آن چیزهایی که نمیخواهیم دیگران دربارهی ما بدانند، سایهی ماست».
#یونگ
#سایهها
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://telegram.me/tarbd
🔹سایه هر فرد از نگاه یونگ
یونگ میگوید سایهی ما آن کسیست که ترجیح میدهیم مانند او نباشیم. میتوانیم سایه را در یکی از اعضای خانوادهمان مشاهده کنیم که بیشتر دربارهی او قضاوت میکنیم، در افرادی که رفتارشان را محکوم میکنیم یا فرد مشهوری که با دیدنش سرمان را با نفرت تکان میدهیم.
اگر این موضوع را به درستی درک کنیم و متوجه شویم که سایهی ما، تمام چیزهای آزاردهنده، ترسناک و منزجرکنندهی دیگران و خودمان است، یکه میخوریم و به این حقیقت هشیار میشویم که «هرچیزی که سعی داریم از افراد مورد علاقهمان پنهان کنیم و همهی آن چیزهایی که نمیخواهیم دیگران دربارهی ما بدانند، سایهی ماست».
#یونگ
#سایهها
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://telegram.me/tarbd
👏1
✅در کجای تاریخ ایستادهایم؟
🔹خواب های تاریخی سهمگین و سنگین هستند!!!!
✍دکتر حکمت اله ملاصالحی
🔸" در کجای تاریخ ایستاده ایم ؟"سوآل ِ کوتاه و به ظاهر سادهای ست. مخاطبش نودولتیان و مردمان هر جامعه و جمعیتی دیگر میتواند باشد.
🔸در نوشتار کوتاه پیشارو، مخاطب حاکمان و مردمان جامعه پسا انقلاب ایران است و ما ایرانیانِ اکنون، نه دیروز و نه فردا.اینک و اکنون!
🔸طراحان، مهندسان، معماران و سازندگان و پدیدآورندگان پاسارگاد و تخت جمشید روزگار شهریاران هخامنشی، میدانستند در چگونه اقلیم و عالم، در چگونه روزگار و جامعه و جهانی زندگی میکنند و بر چه سنت و میراثی تکیه زدهاند.
🔸میدانستند که چنان بناهای غنی و پرمایه از هنر و هنرمندانگی، ذوق و زیبایی، شکوه و والایی، حکمت و خرد و خردمندانگی، سیاست و مملکت داری را پدیدآورده بودند. زیبایی و والائی و مانایی آن بناها، چنین گواهی میدهند "
🔸ایکتینوس " و " کالیکراتیس "طراحان و معماران و مهندسانی که معبد پارتنون و مجموعه در هم تنیده پرستشگاههای پیرامون پرستشگاه الهه آتنا، ایزدبانوی شهر آتن را در روزگار باستان و کلاسیک یونان طراحی و مهندسی کرده و بنیاد نهاده و پدید آورده بودند نیز میدانستند در چگونه اقلیم و عالم و در چگونه جامعه وجهانی زندگی میکنند و برکدام سنت و میراثی تکیه زدهاند.
🔸الکساندرگوستاوایفل طراح و مهندس فرانسویِ آلمانی تبار نیز وقتی برج ایفلش را طراحی میکرد و پدید می آورد؛ میدانست و میفهمید در سده چه قیامتی از تحولات تاریخی و فکری و فرهنگی و علمی و فنی زندگی میکند.میدانست و میفهمید که در چگونه جامعه و جهان و در چه سده قیامتی از خیزشها و ریزشها در اندیشه و آگاهی انسان، زندگی میکند . هندسه قامت بلند برج ایفلش چنین گواهی میدهد.
🔸گواهی میدهد که تاچه میزان جامعه و جهان روزگار او شتابان بسوی ریاضی و هندسی و معرفت ومنظرمکانیکی از جهان گام و کام بر میگیرد. مقلدان ایفل نیز به ما میگویند تاچه میزان مسحور چنین جامعه و جهانی شدهاند. مقهور و مسحور شدهاند که این چنین تقلیدش میکنند. تقلیدی کور.
🔸طراحان و مهندسان ومعماران و هنرمندان و سازندگان خوشفکر و خوش ذوق روزگار شهریاری صفویان ایران و ایرانی هم نیک و عمیق میدانستند و میفهمیدند برچه سنت و میراثی غنی تکیه زدهاند و در چگونه جامعه و جهان و عصر و عالمی زندگی میکنند.آنها نیک میدانستند و عمیق میفهمیدند در چگونه جامعه و جهانی زندگی میکنند و بر کدام سنت و میراثی تکیه زدهاند که چنان میدان پرشکوه و غنی و پرمایه از هنر و هنرمندانگی، ذوق و زیبایی، شکوه و والایی را با آن همه دقت ریاضی و نظم هندسی و البته و صدالبته دقت ریاضی و نظم هندسی وهندسه کیفی و باکیفیت ساخته وآفریده و پدیدآورده بودند.
🔸ما ایرانیان "معاصر" ، ایرانیان" مواجه" با دنیای مدرن و ارزشهای مدرنیتهاش تاچه میزان میدانیم و میفهمیم یا دانسته و فهمیدهایم در چگونه جامعه وجهانی زندگی می کنیم. بر کدام سنت و میراثی تکیه زندهایم و در کجای تاریخ ایستادهایم؟
🔸برج میلاد تهران و پل فلزی" طبیعت" و معماری نازیبا و شلخته و ناهماهنگ شهر و میدان انقلاب تهران به ما گواهی میدهند که نه میدانیم نه میفهمیم در چگونه عصر و عالمی زندگی میکنیم و نه نیک دانسته و عمیق فهمیدهایم برکدام سنت و میراثی تکیه زدهایم و در کجای تاریخ ایستادهایم.
🔸خواب تاریخ از خواب طبیعی بسیار سنگینتر و سهمگینتر است.خوابهای طبیعی سهمگین نیستند. طبیعی هستند و به حکم و اقتضای طبیعت ما عمل میکنند. تاکید میکنم عمل میکنند. فکر نمیکنند و عمل میکنند. محاسبه نمیکنند و عمل میکنند. عمل میکنند. عمل ِ عمل هستند. خوابهای تاریخی هم سنگین و هم سهمگین هستند. چنانکه زلزلههای ارض تاریخ سنگینتر و سهمگین و پرخسارت و پرتلفاتتر از زلزلههای طبیعی هستند. برج میلاد و پل فلزی "طبیعت"! و معماری شلخته و نازیبا وناهماهنگ وبیگانه به ذوق و زیبایی و تهی از حکمت و هنر وهنرمندانگی شهر و میدان انقلاب تهران همه گواه برخواب عمیقی است که در آن فرو غلتیدهایم .
🔸 در خواب و خوابگرفته و خوابگرد هربار که کوشیدهایم آثار زیبا و مانا و پرشکو و والا خلق کنیم و پدید آوریم سرمان بسنگ و صخره خورده است و بیهنری و بیخردی خوابگرفتگی خود را عیان و عریانتر از پیش آشکار کردهایم.
🔸معماری آشفته و آشوبناک و شلخته و نازیبا و ناهماهنگ و بیروح و بی رنگ وبیسبک و بیسیاق، بیسنت و بیهویت، بیریشه بافتها و فضاهای شهری جامعه پساانقلاب میهن ما همه گواه بر بیخبری، خوابگرفتگی تاریخی حاکمان و مردمان جامعهای ست که نه میدانند در کجای تاریخ ایستادهاند و نه میفهمند در چگونه جامعه و جهانی زندگی میکنند و برکدام سنت و میراثی تکیه زدهاند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://telegram.me/tarbd
🔹خواب های تاریخی سهمگین و سنگین هستند!!!!
✍دکتر حکمت اله ملاصالحی
🔸" در کجای تاریخ ایستاده ایم ؟"سوآل ِ کوتاه و به ظاهر سادهای ست. مخاطبش نودولتیان و مردمان هر جامعه و جمعیتی دیگر میتواند باشد.
🔸در نوشتار کوتاه پیشارو، مخاطب حاکمان و مردمان جامعه پسا انقلاب ایران است و ما ایرانیانِ اکنون، نه دیروز و نه فردا.اینک و اکنون!
🔸طراحان، مهندسان، معماران و سازندگان و پدیدآورندگان پاسارگاد و تخت جمشید روزگار شهریاران هخامنشی، میدانستند در چگونه اقلیم و عالم، در چگونه روزگار و جامعه و جهانی زندگی میکنند و بر چه سنت و میراثی تکیه زدهاند.
🔸میدانستند که چنان بناهای غنی و پرمایه از هنر و هنرمندانگی، ذوق و زیبایی، شکوه و والایی، حکمت و خرد و خردمندانگی، سیاست و مملکت داری را پدیدآورده بودند. زیبایی و والائی و مانایی آن بناها، چنین گواهی میدهند "
🔸ایکتینوس " و " کالیکراتیس "طراحان و معماران و مهندسانی که معبد پارتنون و مجموعه در هم تنیده پرستشگاههای پیرامون پرستشگاه الهه آتنا، ایزدبانوی شهر آتن را در روزگار باستان و کلاسیک یونان طراحی و مهندسی کرده و بنیاد نهاده و پدید آورده بودند نیز میدانستند در چگونه اقلیم و عالم و در چگونه جامعه وجهانی زندگی میکنند و برکدام سنت و میراثی تکیه زدهاند.
🔸الکساندرگوستاوایفل طراح و مهندس فرانسویِ آلمانی تبار نیز وقتی برج ایفلش را طراحی میکرد و پدید می آورد؛ میدانست و میفهمید در سده چه قیامتی از تحولات تاریخی و فکری و فرهنگی و علمی و فنی زندگی میکند.میدانست و میفهمید که در چگونه جامعه و جهان و در چه سده قیامتی از خیزشها و ریزشها در اندیشه و آگاهی انسان، زندگی میکند . هندسه قامت بلند برج ایفلش چنین گواهی میدهد.
🔸گواهی میدهد که تاچه میزان جامعه و جهان روزگار او شتابان بسوی ریاضی و هندسی و معرفت ومنظرمکانیکی از جهان گام و کام بر میگیرد. مقلدان ایفل نیز به ما میگویند تاچه میزان مسحور چنین جامعه و جهانی شدهاند. مقهور و مسحور شدهاند که این چنین تقلیدش میکنند. تقلیدی کور.
🔸طراحان و مهندسان ومعماران و هنرمندان و سازندگان خوشفکر و خوش ذوق روزگار شهریاری صفویان ایران و ایرانی هم نیک و عمیق میدانستند و میفهمیدند برچه سنت و میراثی غنی تکیه زدهاند و در چگونه جامعه و جهان و عصر و عالمی زندگی میکنند.آنها نیک میدانستند و عمیق میفهمیدند در چگونه جامعه و جهانی زندگی میکنند و بر کدام سنت و میراثی تکیه زدهاند که چنان میدان پرشکوه و غنی و پرمایه از هنر و هنرمندانگی، ذوق و زیبایی، شکوه و والایی را با آن همه دقت ریاضی و نظم هندسی و البته و صدالبته دقت ریاضی و نظم هندسی وهندسه کیفی و باکیفیت ساخته وآفریده و پدیدآورده بودند.
🔸ما ایرانیان "معاصر" ، ایرانیان" مواجه" با دنیای مدرن و ارزشهای مدرنیتهاش تاچه میزان میدانیم و میفهمیم یا دانسته و فهمیدهایم در چگونه جامعه وجهانی زندگی می کنیم. بر کدام سنت و میراثی تکیه زندهایم و در کجای تاریخ ایستادهایم؟
🔸برج میلاد تهران و پل فلزی" طبیعت" و معماری نازیبا و شلخته و ناهماهنگ شهر و میدان انقلاب تهران به ما گواهی میدهند که نه میدانیم نه میفهمیم در چگونه عصر و عالمی زندگی میکنیم و نه نیک دانسته و عمیق فهمیدهایم برکدام سنت و میراثی تکیه زدهایم و در کجای تاریخ ایستادهایم.
🔸خواب تاریخ از خواب طبیعی بسیار سنگینتر و سهمگینتر است.خوابهای طبیعی سهمگین نیستند. طبیعی هستند و به حکم و اقتضای طبیعت ما عمل میکنند. تاکید میکنم عمل میکنند. فکر نمیکنند و عمل میکنند. محاسبه نمیکنند و عمل میکنند. عمل میکنند. عمل ِ عمل هستند. خوابهای تاریخی هم سنگین و هم سهمگین هستند. چنانکه زلزلههای ارض تاریخ سنگینتر و سهمگین و پرخسارت و پرتلفاتتر از زلزلههای طبیعی هستند. برج میلاد و پل فلزی "طبیعت"! و معماری شلخته و نازیبا وناهماهنگ وبیگانه به ذوق و زیبایی و تهی از حکمت و هنر وهنرمندانگی شهر و میدان انقلاب تهران همه گواه برخواب عمیقی است که در آن فرو غلتیدهایم .
🔸 در خواب و خوابگرفته و خوابگرد هربار که کوشیدهایم آثار زیبا و مانا و پرشکو و والا خلق کنیم و پدید آوریم سرمان بسنگ و صخره خورده است و بیهنری و بیخردی خوابگرفتگی خود را عیان و عریانتر از پیش آشکار کردهایم.
🔸معماری آشفته و آشوبناک و شلخته و نازیبا و ناهماهنگ و بیروح و بی رنگ وبیسبک و بیسیاق، بیسنت و بیهویت، بیریشه بافتها و فضاهای شهری جامعه پساانقلاب میهن ما همه گواه بر بیخبری، خوابگرفتگی تاریخی حاکمان و مردمان جامعهای ست که نه میدانند در کجای تاریخ ایستادهاند و نه میفهمند در چگونه جامعه و جهانی زندگی میکنند و برکدام سنت و میراثی تکیه زدهاند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://telegram.me/tarbd
👍3
بهار دلنشین
غلامحسین بنان
4⃣روز تا بهار 🌱
🎼غلامحسین بنان : بهار دلنشین
تا بهار دلنشین آمده سوی چمن
ای بهار آرزو بر سرم سایه فکن
چون نسیم نو بهار، بر آشیانم کن گذر
تا که گلباران شود کلبه ویران من
تا بهار زندگی آمد بیا آرام جان
تا نسیم از سوی گل آمد بیا دامن کشان
چون سپندم بر سر آتش نشان بنشین دمی
چون سرشکم در کنار بنشین نشان سوز نهان...
#بنان
#غلامحسین_بنان
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://telegram.me/tarbd
🎼غلامحسین بنان : بهار دلنشین
تا بهار دلنشین آمده سوی چمن
ای بهار آرزو بر سرم سایه فکن
چون نسیم نو بهار، بر آشیانم کن گذر
تا که گلباران شود کلبه ویران من
تا بهار زندگی آمد بیا آرام جان
تا نسیم از سوی گل آمد بیا دامن کشان
چون سپندم بر سر آتش نشان بنشین دمی
چون سرشکم در کنار بنشین نشان سوز نهان...
#بنان
#غلامحسین_بنان
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://telegram.me/tarbd
👏2👍1
✅ چهارشنبهسوری و داستان سیاوش
✍شاهین سپنتا
چند سال است که در آستانه چهارشنبهسوری شایعهای در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشود که ریشههای کهن چهارشنبهسوری را به داستان سیاوش در شاهنامه فردوسی پیوندمیزند. درحالی که پیوندی بین این دو به دلایلی که در ادامه یادآور خواهم شد وجود ندارد.
🔹 نخست خلاصه متن شایعه را بخوانید:
«سیاوش يكى از مظلومترين چهرههاى شاهنامه است كه وقتى زنپدرش سودابه، به او دل بست هرگز به مكر نامادرى گرفتار نشد. تا اينكه اين جسارت به گوش پدرش كيكاووس رسيد و شديدا مورد خشم او گرديد. سياوش از پدر خواست تا براى اثبات پاكى و بیگناهيش از هفت تونل آتش گذر كند و اگر سالم بيرون آمد، آن را دليل بى گناهيش بداند. این آزمون آتش در آخرين سهشنبه (بهرامشید) سال انجامید و او سرفرازانه بيرون آمد. به دستور پدر قرار شد که فردایش یعنی چهارشنبه (بهرام شید) در وسط میدان اصلی شهر سوری به کل مردم بدهد که شد چهارشنبهسوری و اين روز جشن ملى شناخته شد.»
🔹 درباره پیوند نداشتن داستان سیاوش با چهارشنبهسوری چند نکته را یادآوری میکنم:
یک- در داستان سیاوش از «سور سیاوش» پس از آزمون گذر آتش و «سوگ سیاوش» پس از کشتهشدن به کینه گرسیوز، یادشده است اما منظور از «سور» در داستان سیاوش بههیچروی چهارشنبهسوری نیست.
در این داستان، پس از آن که سیاوش در اثبات بیگناهیخود از آزمون «گذرآتش» سربلند بیرون میآید، کیکاوس از این رویداد شادمان میشود، رامشگران را فرامیخواند و سهشبانه روز جشنی برپاکرده و کامروایی میکند: « سه روز اندر آن سور می درکشید.»
🔹 در داستان سیاوش در شاهنامه، به این مساله که این جشن چه روزی در هفته بوده اشاره نشده است و هیچ ارتباط معنیداری نیز بین «سور سیاوش» و آیینهای پیشواز نوروز نیست.
دو- ریشههای تاریخی چهارشنبهسوری به جشن کهن آخرین گاهانبارِ سال، یا جشن «همس پت میدیم گاه»، یا «گاهانبار پنجه» بازمیگردد که در پنج روز پایانی سال برگزار میشده است و آخرین روز آن با آتشافروختن بر بام خانه همراه بوده است.
پس از اسلام و به گواهی کتاب «تاریخ بخارا» نوشته «ابوبکرمحمدبنجعفر نرشخی» در قرن چهارم، از این جشن با نام «شبسوری» نام برده شده است.
سه- در زبان فارسی «سور» به معنی «جشن» است که برای نمونه در ترکیباتی همچون «سیرسور»، «ختنهسوران» و «سورچران» میتوان یافت.
🔹 اما واژه «سوری» به معنی «سرخ آتشین» است که در ترکیباتی همچون «گلسوری» به معنی گل سرخ یا «شبسوری» به معنی شب سرخ و آتشین بهکار میرود.
پس منظور از چهارشنبهسوری نیز چهارشنبه سرخ یا آتشین است که در برخی شهرها گولچارشَمبه (اردبیل)، گوله-گوله چارشمبه (گیلان)، و یا چارشمبه-سُرخی(اصفهان) نیز گویند که همگی تاکیدی بر این دیدگاه است.
این تعبیر «سرخی/ سوری» در شب چهارشنبه را در زبانزد نیایشگونه «زردی من از تو، سرخی تو از من» که در چهارشنبه سوری هنگام گذر از آتش خواندهمیشود، می توان یافت.
تنها شباهت آیینهای امروزی چهارشنبهسوری با داستان سیاوش، «گذرآتش» است که آن هم به جایگاه مقدس آتش در فرهنگ ایران و باور کهن پاکی آتش، پاککنندکی و نسوزاندن پاکان در آزمون گذر از آتش است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✍شاهین سپنتا
چند سال است که در آستانه چهارشنبهسوری شایعهای در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشود که ریشههای کهن چهارشنبهسوری را به داستان سیاوش در شاهنامه فردوسی پیوندمیزند. درحالی که پیوندی بین این دو به دلایلی که در ادامه یادآور خواهم شد وجود ندارد.
🔹 نخست خلاصه متن شایعه را بخوانید:
«سیاوش يكى از مظلومترين چهرههاى شاهنامه است كه وقتى زنپدرش سودابه، به او دل بست هرگز به مكر نامادرى گرفتار نشد. تا اينكه اين جسارت به گوش پدرش كيكاووس رسيد و شديدا مورد خشم او گرديد. سياوش از پدر خواست تا براى اثبات پاكى و بیگناهيش از هفت تونل آتش گذر كند و اگر سالم بيرون آمد، آن را دليل بى گناهيش بداند. این آزمون آتش در آخرين سهشنبه (بهرامشید) سال انجامید و او سرفرازانه بيرون آمد. به دستور پدر قرار شد که فردایش یعنی چهارشنبه (بهرام شید) در وسط میدان اصلی شهر سوری به کل مردم بدهد که شد چهارشنبهسوری و اين روز جشن ملى شناخته شد.»
🔹 درباره پیوند نداشتن داستان سیاوش با چهارشنبهسوری چند نکته را یادآوری میکنم:
یک- در داستان سیاوش از «سور سیاوش» پس از آزمون گذر آتش و «سوگ سیاوش» پس از کشتهشدن به کینه گرسیوز، یادشده است اما منظور از «سور» در داستان سیاوش بههیچروی چهارشنبهسوری نیست.
در این داستان، پس از آن که سیاوش در اثبات بیگناهیخود از آزمون «گذرآتش» سربلند بیرون میآید، کیکاوس از این رویداد شادمان میشود، رامشگران را فرامیخواند و سهشبانه روز جشنی برپاکرده و کامروایی میکند: « سه روز اندر آن سور می درکشید.»
🔹 در داستان سیاوش در شاهنامه، به این مساله که این جشن چه روزی در هفته بوده اشاره نشده است و هیچ ارتباط معنیداری نیز بین «سور سیاوش» و آیینهای پیشواز نوروز نیست.
دو- ریشههای تاریخی چهارشنبهسوری به جشن کهن آخرین گاهانبارِ سال، یا جشن «همس پت میدیم گاه»، یا «گاهانبار پنجه» بازمیگردد که در پنج روز پایانی سال برگزار میشده است و آخرین روز آن با آتشافروختن بر بام خانه همراه بوده است.
پس از اسلام و به گواهی کتاب «تاریخ بخارا» نوشته «ابوبکرمحمدبنجعفر نرشخی» در قرن چهارم، از این جشن با نام «شبسوری» نام برده شده است.
سه- در زبان فارسی «سور» به معنی «جشن» است که برای نمونه در ترکیباتی همچون «سیرسور»، «ختنهسوران» و «سورچران» میتوان یافت.
🔹 اما واژه «سوری» به معنی «سرخ آتشین» است که در ترکیباتی همچون «گلسوری» به معنی گل سرخ یا «شبسوری» به معنی شب سرخ و آتشین بهکار میرود.
پس منظور از چهارشنبهسوری نیز چهارشنبه سرخ یا آتشین است که در برخی شهرها گولچارشَمبه (اردبیل)، گوله-گوله چارشمبه (گیلان)، و یا چارشمبه-سُرخی(اصفهان) نیز گویند که همگی تاکیدی بر این دیدگاه است.
این تعبیر «سرخی/ سوری» در شب چهارشنبه را در زبانزد نیایشگونه «زردی من از تو، سرخی تو از من» که در چهارشنبه سوری هنگام گذر از آتش خواندهمیشود، می توان یافت.
تنها شباهت آیینهای امروزی چهارشنبهسوری با داستان سیاوش، «گذرآتش» است که آن هم به جایگاه مقدس آتش در فرهنگ ایران و باور کهن پاکی آتش، پاککنندکی و نسوزاندن پاکان در آزمون گذر از آتش است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔥3
Forwarded from برای ایران (فریاد مردم)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🗣 حاجی دلیگانی طراح استیضاح همتی:
به نمایندگی از نمایندگان مجلس به ملت ایران اطمینان می دهم اگر همتی استیضاح شود، قیمت ارز کاهش پیدا میکند
⁉️امروز جواب این نمایندگان انقلابی چیست؟
پی نوشت: پس از استیضاح همتی هروز سکه یک میلیون تومان گرانتر شده است!!
@pezeshkian.ir✅️
به نمایندگی از نمایندگان مجلس به ملت ایران اطمینان می دهم اگر همتی استیضاح شود، قیمت ارز کاهش پیدا میکند
⁉️امروز جواب این نمایندگان انقلابی چیست؟
پی نوشت: پس از استیضاح همتی هروز سکه یک میلیون تومان گرانتر شده است!!
@pezeshkian.ir
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🤬4
✅"شب سوری" چنان که عادت قدیم است، آتشی عظیم افروختند.
.
🔹 اشاره به «شب سوری» در سال ۳۳۲ هجری قمری (۹۴۴ میلادی) در #تاریخ_بخارا؛که در آن برای #شب_سوری از لفظ «عادت قدیم» استفاده شده و نشاندهندهی پیشینهی این جشن است:
«و چون امیر منصور بن نوح به مُلک بنشست، فرمود تا آن سرای را دیگر بار عمارت کردند و هر چه هلاک و ضایع شده بود، بهتر از آن به حاصل کردند. آنگاه امیر به سرای بنشست و هنوز سال تمام نشده بود که «شبِ سوری» چنانکه «عادت قدیم» است، آتشی عظیم افروختند...»
«تاریخ بخارا» که با نام «مزارات بخارا» هم شناخته میشود، مهمترین و قدیمیترین تاریخ محلی بر جای مانده درباره #بخارا به #زبان_فارسی است.
این کتاب را ابتدا ابوبکر محمد بن جعفر نَرشَخی، مشهور به #نرشخی (۲۸۶–۳۴۷ هجری قمری/۸۹۹–۹۵۹ میلادی)، تاریخنگار #ایرانی سغدیتبار و نخستین مورخ شناختهشده در آسیای میانه به زبان عربی نوشت و در سال ۳۳۲ ه.ق به نوح یکم سامانی تقدیم کرد. سپس در سال ۵۲۲ ه.ق، ابونصر احمد قباوی آن را به #فارسی ترجمه کرد.
.
🔥 چهارشنبهسوری یا جشن سوری خجسته باد 🔥
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://telegram.me/tarbd
.
🔹 اشاره به «شب سوری» در سال ۳۳۲ هجری قمری (۹۴۴ میلادی) در #تاریخ_بخارا؛که در آن برای #شب_سوری از لفظ «عادت قدیم» استفاده شده و نشاندهندهی پیشینهی این جشن است:
«و چون امیر منصور بن نوح به مُلک بنشست، فرمود تا آن سرای را دیگر بار عمارت کردند و هر چه هلاک و ضایع شده بود، بهتر از آن به حاصل کردند. آنگاه امیر به سرای بنشست و هنوز سال تمام نشده بود که «شبِ سوری» چنانکه «عادت قدیم» است، آتشی عظیم افروختند...»
«تاریخ بخارا» که با نام «مزارات بخارا» هم شناخته میشود، مهمترین و قدیمیترین تاریخ محلی بر جای مانده درباره #بخارا به #زبان_فارسی است.
این کتاب را ابتدا ابوبکر محمد بن جعفر نَرشَخی، مشهور به #نرشخی (۲۸۶–۳۴۷ هجری قمری/۸۹۹–۹۵۹ میلادی)، تاریخنگار #ایرانی سغدیتبار و نخستین مورخ شناختهشده در آسیای میانه به زبان عربی نوشت و در سال ۳۳۲ ه.ق به نوح یکم سامانی تقدیم کرد. سپس در سال ۵۲۲ ه.ق، ابونصر احمد قباوی آن را به #فارسی ترجمه کرد.
.
🔥 چهارشنبهسوری یا جشن سوری خجسته باد 🔥
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://telegram.me/tarbd
👍3
Forwarded from برای ایران (فریاد مردم)
لطفا شرکت کنید و این نظر سنجی را برای دیگران ارسال کنید
جنگ یا توافق؟
جنگ یا توافق؟
Anonymous Poll
73%
توافق
20%
جنگ
7%
جه جنگ نه توافق
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅قاشق زنی در چارشنبه سوری
چقدر زنده کردن این رسمها خوب است. چه دشمنیها که با آیین ملی چارشنبهسوری نشد. اما مردم آیین ملی خود را نگه داشتند. نه فقط شعلهٔ آتش دیرینه نمرد که رسوم اقماری آن هم دارد زنده میشود. خدا را شکر. تن و جان این جمع قاشقزن از بلا دور باد.
این قافلهٔ بهار است. لشکر نوروز نامدار. با سماع و شادی و پایکوبی و نوروز روز خرمی بیعدد بود. نوروز همیشه مبارک بوده و همواره مبارک است برای ملت ایران. نوروز کهن با یکیک آداب و آیینهایش.
خدایا مکر دشمنان نوروز را در هر لباسی که هستند به خودشان برگردان.حیلتهای کهن و نوآیینشان را بیاثر و بیاعتبار کن. دیو و دروج و خشکسالی را از ایران بتاران.آمین.
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://telegram.me/tarbd
چقدر زنده کردن این رسمها خوب است. چه دشمنیها که با آیین ملی چارشنبهسوری نشد. اما مردم آیین ملی خود را نگه داشتند. نه فقط شعلهٔ آتش دیرینه نمرد که رسوم اقماری آن هم دارد زنده میشود. خدا را شکر. تن و جان این جمع قاشقزن از بلا دور باد.
این قافلهٔ بهار است. لشکر نوروز نامدار. با سماع و شادی و پایکوبی و نوروز روز خرمی بیعدد بود. نوروز همیشه مبارک بوده و همواره مبارک است برای ملت ایران. نوروز کهن با یکیک آداب و آیینهایش.
خدایا مکر دشمنان نوروز را در هر لباسی که هستند به خودشان برگردان.حیلتهای کهن و نوآیینشان را بیاثر و بیاعتبار کن. دیو و دروج و خشکسالی را از ایران بتاران.آمین.
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://telegram.me/tarbd
👍7❤2
📸 تصویر ساخته شده توسط هوش مصنوعی از بزرگداشت چهارشنبه آخر سال در زمان هخامنشیان در پارسه
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://telegram.me/tarbd
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://telegram.me/tarbd
👍2❤1
✅۲۹ اسفند در گاهشماری ایرانی، روز #ملی_شدن_نفت است.
🔹طرح ملیشدن نفت در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ درست پنج دهه بعد از کشف نفت در ایران با تلاشهای #محمد_مصدق به قانون تبدیل شد. جنبش ملی شدن نفت ایران، یکی از بزرگترین جنبش های ملی ایران و جهان در تاریخ معاصر است که آثار و پیامدهای بسیاری بر ایران و جهان داشت.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹طرح ملیشدن نفت در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ درست پنج دهه بعد از کشف نفت در ایران با تلاشهای #محمد_مصدق به قانون تبدیل شد. جنبش ملی شدن نفت ایران، یکی از بزرگترین جنبش های ملی ایران و جهان در تاریخ معاصر است که آثار و پیامدهای بسیاری بر ایران و جهان داشت.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤2
✅خوانش آناکرونیستی (مغالطه گاه نگارانه) از ملی شدن نفت و تقلیل آن به دولتی شدن...
🔹 هفتاد و چهارمین سالگشت ملی شدن نفت خجسته باد
۲۹ اسفند بی گمان روزی درخشان در تاریخ معاصر ایران است.ملتی که از چیرگی یک سویۀ بریتانیا و شرکت نفت انگلیس و ایران بر ثروتش به ستوه آمده و با دولت و شرکتی زیاده خواه رو در رو بودند که سر هیچ گفت و گو و بازبینی پیرامون پیمانی یک سویه و نابرابر را نمی داشتند،ملی کردن صنعت نفت ایران را به سیاست مداران ایران که بسیاری از ایشان لنگ لنگان و با احتیاط به این کاروان پیوستند، تحمیل کردند و برازندگی مصدق در این بود که در رهبری این جنبش نشست و خوش درخشید.
همان ملتی که درسال ۱۲۸۵بانهضت مشروطیت نخستین جنبش ملی مطالبه پارلمان ملی را سامان داد بعید بود در قبال افزون خواهی بیگانه از سوی هر استعمارگری سکوت پیشه کند و البته نکرد.
اگرکسانی این گزاره ها راخوش نمی دارندگله ای نیست. آنها ازمردی کینه به دل دارندکه همیشه برمردمش تکیه کرد و با رعایت پرنسیپ های جهانی و پی ریزی جنبشی بدون خشونت و آزاد نشان داد باید حق ملت بزرگ ایران بر ثروتش ادا شود و البته اعاده این حق مبتنی بر احترام و خواست آنها و متکی بر اراده ملی و بر اساس گفتمانی آکنده از آزادی و دموکراسی و البته در نظر گرفتن حق مخالفان نیز باید باشد و در عمل این را نشان داد.
چه زمانی که وزیر و نماینده مجلس بود و چه در دوران کوتاه نخست وزیری اش و چه در سالهای حبس و حصر ناعادلانه در احمد آباد. به هر میزانی در اعاده حق ملت بزرگ ایران در سالهای بعد بی مهری و بی عدالتی تحمیل شده باشد نفس ملی شدن نفت نقطه عطفی نه در تنها در ایران بلکه در جهان آن روزگار بود و استعمارگران خوب دانستند عصر سیاه چپاول ثروت های دیگر ملت ها تمام شده است و در به همان پاشنه پیشین نمی چرخد و این را می توان از اسناد و اعتراف خود بیگانگان دریافت که تا چه میزان مخالف این جنبش بودند و واهمه داشتند روزی برسد که هر ملتی آزادانه صاحب اختیار ثروتها و منابع خود باشد.به این دلیل بود که پیروزی ملت ایران در جنبش ملی خود ، الگویی برای بسیاری از کشورها شد و به مثابه نقطه عطفی در سیاست آن روزگاران جهان بود. در کشوری که تا چند سال پیش از پیروزی جنبش، احزابی چون حزب توده و کسانی چون احسان طبری و پیشه وری ، و برخی جریانات راست وابسته به بیگانه به جای تاکید بر استقلال ملی، به بهانه تسلط بریتانیا بر نفت جنوب، آرزو و تلاش داشتند، نفت شمال ایران نیز از آن روسها و بقول بی اساس خودشان میهن جهانی سوسیالیسم باشد!
در چنین زمین و زمانه ای بود که ملت ایران با پی افکنی نهضت ملی خود، خواست رهبر جنبش دکتر محمد مصدق را مبنی بر سیاست موازنه منفی محقق کرد و با تکیه بر توان و راهبرد استقلال ملی ،بیگانگان و دست های داخلی آنها را ناکام و منزوی نمود.
تقلیل هدفهای جنبش ملی شدن صنعت نفت به عامل اقتصادی در واقع نگاهی تک بعدی و ناقص به این نهضت تاریخی است. اگر عوامل اقتصادی موتور محرک اصلی نهضت ملی شدن صنعت نفت بود، شاید در جریان مذاکرات نفتی و با گرفتن امتیازاتی همچون تقسیم سود به میزان پنجاه درصد که در آن سالها بهترین قرارداد نفتی محسوب می شد، امکان دستیابی به موفقیت میان دولت ملی و بریتانیا به وجود می آمد اما ایرانیها تنها به دنبال سود بیشتر از فروش نفت نبودند. ملت ایران و رهبران نهضت ملی هرچند افزایش درآمدهای کشور از طریق ثروت ملی و کنترل منابع نفتی را دنبال می کردند اما نفت در واقع بهانه ای بود برای پایان دادن به حضور انگلستان به عنوان نماینده اصلی استعمار در ایران.شگفت آنکه این روزها برخی که اعتقادی به آزادی و دمکراسی ندارند سعی دارند با باژگونه خوانی تاریخ و روشی زمان پریشانه( آناکرونیستی)،ملی شدن نفت را به دولتی شدن در زمانه ای تقلیل دهند که در بسیاری از کشورهای اروپایی،سرمایه های طبیعی متعلق به بخش خصوصی نبودند.
ملی شدن نفت، اگر چه جلوه نهضت ملی ایران بود، اما بیشک جنبشی بوجود آمد که تعهد به آرمان آزادی و دموکراسی متکی بر اراده جمهور ملت ایران، تاکید بر استقلال ملی، به رسمیت شناختن حق مخالفان، اخلاق مداری و فساد ناپذیری و پاکی و صداقت ورزی از چارچوب های بنیادین جنبش بود.کافیست در شخصیت و ادبیات مخالفان امروز و دیروز آن جنبش اصیل اندکی تامل و ژرف نگری داشته باشیم تا دریابیم اکثریت مطلق آن خرده گیران فاقد اصولی هستند که دکتر مصدق و یارانش بر اساس آن ویژگی های یاد شده جنبش ملی را هدایت و راهبری کردند.
✍۲۹ اسفند ۱۴۰۳/افشین جعفرزاده
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹 هفتاد و چهارمین سالگشت ملی شدن نفت خجسته باد
۲۹ اسفند بی گمان روزی درخشان در تاریخ معاصر ایران است.ملتی که از چیرگی یک سویۀ بریتانیا و شرکت نفت انگلیس و ایران بر ثروتش به ستوه آمده و با دولت و شرکتی زیاده خواه رو در رو بودند که سر هیچ گفت و گو و بازبینی پیرامون پیمانی یک سویه و نابرابر را نمی داشتند،ملی کردن صنعت نفت ایران را به سیاست مداران ایران که بسیاری از ایشان لنگ لنگان و با احتیاط به این کاروان پیوستند، تحمیل کردند و برازندگی مصدق در این بود که در رهبری این جنبش نشست و خوش درخشید.
همان ملتی که درسال ۱۲۸۵بانهضت مشروطیت نخستین جنبش ملی مطالبه پارلمان ملی را سامان داد بعید بود در قبال افزون خواهی بیگانه از سوی هر استعمارگری سکوت پیشه کند و البته نکرد.
اگرکسانی این گزاره ها راخوش نمی دارندگله ای نیست. آنها ازمردی کینه به دل دارندکه همیشه برمردمش تکیه کرد و با رعایت پرنسیپ های جهانی و پی ریزی جنبشی بدون خشونت و آزاد نشان داد باید حق ملت بزرگ ایران بر ثروتش ادا شود و البته اعاده این حق مبتنی بر احترام و خواست آنها و متکی بر اراده ملی و بر اساس گفتمانی آکنده از آزادی و دموکراسی و البته در نظر گرفتن حق مخالفان نیز باید باشد و در عمل این را نشان داد.
چه زمانی که وزیر و نماینده مجلس بود و چه در دوران کوتاه نخست وزیری اش و چه در سالهای حبس و حصر ناعادلانه در احمد آباد. به هر میزانی در اعاده حق ملت بزرگ ایران در سالهای بعد بی مهری و بی عدالتی تحمیل شده باشد نفس ملی شدن نفت نقطه عطفی نه در تنها در ایران بلکه در جهان آن روزگار بود و استعمارگران خوب دانستند عصر سیاه چپاول ثروت های دیگر ملت ها تمام شده است و در به همان پاشنه پیشین نمی چرخد و این را می توان از اسناد و اعتراف خود بیگانگان دریافت که تا چه میزان مخالف این جنبش بودند و واهمه داشتند روزی برسد که هر ملتی آزادانه صاحب اختیار ثروتها و منابع خود باشد.به این دلیل بود که پیروزی ملت ایران در جنبش ملی خود ، الگویی برای بسیاری از کشورها شد و به مثابه نقطه عطفی در سیاست آن روزگاران جهان بود. در کشوری که تا چند سال پیش از پیروزی جنبش، احزابی چون حزب توده و کسانی چون احسان طبری و پیشه وری ، و برخی جریانات راست وابسته به بیگانه به جای تاکید بر استقلال ملی، به بهانه تسلط بریتانیا بر نفت جنوب، آرزو و تلاش داشتند، نفت شمال ایران نیز از آن روسها و بقول بی اساس خودشان میهن جهانی سوسیالیسم باشد!
در چنین زمین و زمانه ای بود که ملت ایران با پی افکنی نهضت ملی خود، خواست رهبر جنبش دکتر محمد مصدق را مبنی بر سیاست موازنه منفی محقق کرد و با تکیه بر توان و راهبرد استقلال ملی ،بیگانگان و دست های داخلی آنها را ناکام و منزوی نمود.
تقلیل هدفهای جنبش ملی شدن صنعت نفت به عامل اقتصادی در واقع نگاهی تک بعدی و ناقص به این نهضت تاریخی است. اگر عوامل اقتصادی موتور محرک اصلی نهضت ملی شدن صنعت نفت بود، شاید در جریان مذاکرات نفتی و با گرفتن امتیازاتی همچون تقسیم سود به میزان پنجاه درصد که در آن سالها بهترین قرارداد نفتی محسوب می شد، امکان دستیابی به موفقیت میان دولت ملی و بریتانیا به وجود می آمد اما ایرانیها تنها به دنبال سود بیشتر از فروش نفت نبودند. ملت ایران و رهبران نهضت ملی هرچند افزایش درآمدهای کشور از طریق ثروت ملی و کنترل منابع نفتی را دنبال می کردند اما نفت در واقع بهانه ای بود برای پایان دادن به حضور انگلستان به عنوان نماینده اصلی استعمار در ایران.شگفت آنکه این روزها برخی که اعتقادی به آزادی و دمکراسی ندارند سعی دارند با باژگونه خوانی تاریخ و روشی زمان پریشانه( آناکرونیستی)،ملی شدن نفت را به دولتی شدن در زمانه ای تقلیل دهند که در بسیاری از کشورهای اروپایی،سرمایه های طبیعی متعلق به بخش خصوصی نبودند.
ملی شدن نفت، اگر چه جلوه نهضت ملی ایران بود، اما بیشک جنبشی بوجود آمد که تعهد به آرمان آزادی و دموکراسی متکی بر اراده جمهور ملت ایران، تاکید بر استقلال ملی، به رسمیت شناختن حق مخالفان، اخلاق مداری و فساد ناپذیری و پاکی و صداقت ورزی از چارچوب های بنیادین جنبش بود.کافیست در شخصیت و ادبیات مخالفان امروز و دیروز آن جنبش اصیل اندکی تامل و ژرف نگری داشته باشیم تا دریابیم اکثریت مطلق آن خرده گیران فاقد اصولی هستند که دکتر مصدق و یارانش بر اساس آن ویژگی های یاد شده جنبش ملی را هدایت و راهبری کردند.
✍۲۹ اسفند ۱۴۰۳/افشین جعفرزاده
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👎2👍1
☘🌺☘
می ده که بـهـار می رسد ای ساقی
بـوی خوش یار می رسد ای ساقی
آن نـفحهٔ جـان فـزای نوروز بـه ما
از کـوی نگـار می رسد ای ساقی
☘🌺☘
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://telegram.me/tarbd
می ده که بـهـار می رسد ای ساقی
بـوی خوش یار می رسد ای ساقی
آن نـفحهٔ جـان فـزای نوروز بـه ما
از کـوی نگـار می رسد ای ساقی
☘🌺☘
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://telegram.me/tarbd
❤2
🌺🌺🌺
هموطن نوروز تو پیروز باد
ای وطن هر روز تو نوروز باد
بعد از این هر روز بهتر روز ما
جــاودانه تا ابــد نوروز مــا
رویش سبز بهار بر شما مبارک
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
هموطن نوروز تو پیروز باد
ای وطن هر روز تو نوروز باد
بعد از این هر روز بهتر روز ما
جــاودانه تا ابــد نوروز مــا
رویش سبز بهار بر شما مبارک
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤2
Forwarded from کانال هواداران استقلال (Jafar Ahmadi)
این فقط گوشه کوچکی از صدها توئیت اکانتهای بزرگ و معروف عربی درباره اتفاقات عجیب بازی امشبه. آبروی چندانی نمونده بود ولی همونم به کل در سطح جهانی رفت!
معنی یکی از توئیت های نواف الآسیوی: بخدا قسم فاجعه است. در سال ۲۰۲۵ مسابقه برای روشنایی ورزشگاه متوقف میشود!
@havadarn_Esteglal 🌟🌟
معنی یکی از توئیت های نواف الآسیوی: بخدا قسم فاجعه است. در سال ۲۰۲۵ مسابقه برای روشنایی ورزشگاه متوقف میشود!
@havadarn_Esteglal 🌟🌟
😢4🤬2👍1
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
🍁🍂🍁🍂🍁🍂
من اینجا ریشه در خاکم
من اینجا عاشق این خاک اگر آلوده یا پاکم
من اینجا تا نفس باقیست می مانم
من از اینجا چه می خواهم، نمی دانم
امید روشنایی گر چه در این تیره گی ها نیست
من اینجا باز در این دشت خشک تشنه می رانم
من اینجا روزی آخر از دل این خاک با دست تهی
گل بر می افشانم
من اینجا روزی آخر از سِتیغ کوه چون خورشید
سرود فتح می خوانم
و می دانم
تو روزی باز خواهی گشت
#فریدون_مشیری
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
من اینجا ریشه در خاکم
من اینجا عاشق این خاک اگر آلوده یا پاکم
من اینجا تا نفس باقیست می مانم
من از اینجا چه می خواهم، نمی دانم
امید روشنایی گر چه در این تیره گی ها نیست
من اینجا باز در این دشت خشک تشنه می رانم
من اینجا روزی آخر از دل این خاک با دست تهی
گل بر می افشانم
من اینجا روزی آخر از سِتیغ کوه چون خورشید
سرود فتح می خوانم
و می دانم
تو روزی باز خواهی گشت
#فریدون_مشیری
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍4❤2
✅نام استانهای ایران در زمان ساسانیان
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍3❤2👎1🤬1
✅مگر نمی دانید که امروز نوروز است؟!!!
از دور که سواد شهر پیدا شد ،دود و آتش بود که از شهر زبانه همی کشید.
به شهر که رسیدم، کشته بود که بر جای جای شهر فتاده بود ، زنان ومردان و کودکان.
مهاجمان حتی بر حیوانات رحم نکرده آنها را نیز کشته بودند.
ناگاه از برزنی صدای بربط شنیدیم، به کوی وارد شدیم و مردی را در حال بَربط نوازی و رقص دیدیم .
گفتیم: ای مرد!این چه حال است؟
با چشمانی گریان و حالی پریشان گفت: سپاهیان مسلمان بر نیمروز تاخته و یزید بن مهلب دستور کشتار همگان داد و کشتند و سوختند، من به همراه اندکی بیرون از شهر بودیم و پس از رفتن آنان آمدیم .
حیرت زده گفتیم: پس این نواختن و رقص از برای چیست؟
گفت:مگر نمی دانید که امروز نوروز است؟
تاریخ سیستان
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
از دور که سواد شهر پیدا شد ،دود و آتش بود که از شهر زبانه همی کشید.
به شهر که رسیدم، کشته بود که بر جای جای شهر فتاده بود ، زنان ومردان و کودکان.
مهاجمان حتی بر حیوانات رحم نکرده آنها را نیز کشته بودند.
ناگاه از برزنی صدای بربط شنیدیم، به کوی وارد شدیم و مردی را در حال بَربط نوازی و رقص دیدیم .
گفتیم: ای مرد!این چه حال است؟
با چشمانی گریان و حالی پریشان گفت: سپاهیان مسلمان بر نیمروز تاخته و یزید بن مهلب دستور کشتار همگان داد و کشتند و سوختند، من به همراه اندکی بیرون از شهر بودیم و پس از رفتن آنان آمدیم .
حیرت زده گفتیم: پس این نواختن و رقص از برای چیست؟
گفت:مگر نمی دانید که امروز نوروز است؟
تاریخ سیستان
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
❤6
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
✅نوروز به روایت شاهنامه...
🔹بخش۱
پیدایش جشن نوروز در شاهنامه به دوران جمشید نسبت داده شده است. زمانی که جمشید تمامی اقدامات لازم برای شکل گیری تمدن بشری را به سرانجام رساند، در روز اورمزد از فروردین جشن باشکوهی برگزار کرد که نوروز نام گرفت..
همه کردنیها چو آمد به جای
ز جای مهی برتر آورد پای
به فرّ کیانی یکی تخت ساخت
چه مایه بدو گوهر اندر نشاخت
که چون خواستی دیو برداشتی
ز هامون به گردون برافراشتی
چو خورشید تابان میان هوا
نشسته بر او شاه فرمانروا
جهان انجمن شد بر آن تخت او
شگفتی فرومانده از بخت او
به جمشید بر گوهر افشاندند
مر آن روز را روز نو خواندند
سر سال نو هرمز فرودین
بر آسوده از رنج روی زمین
بزرگان به شادی بیاراستند
می و جام و رامشگران خواستند
چنین جشن فرخ از آن روزگار
به ما ماند از آن خسروان یادگار
✍مهدی احمدی اختیار
#شاهنامه
#فردوسی
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹بخش۱
پیدایش جشن نوروز در شاهنامه به دوران جمشید نسبت داده شده است. زمانی که جمشید تمامی اقدامات لازم برای شکل گیری تمدن بشری را به سرانجام رساند، در روز اورمزد از فروردین جشن باشکوهی برگزار کرد که نوروز نام گرفت..
همه کردنیها چو آمد به جای
ز جای مهی برتر آورد پای
به فرّ کیانی یکی تخت ساخت
چه مایه بدو گوهر اندر نشاخت
که چون خواستی دیو برداشتی
ز هامون به گردون برافراشتی
چو خورشید تابان میان هوا
نشسته بر او شاه فرمانروا
جهان انجمن شد بر آن تخت او
شگفتی فرومانده از بخت او
به جمشید بر گوهر افشاندند
مر آن روز را روز نو خواندند
سر سال نو هرمز فرودین
بر آسوده از رنج روی زمین
بزرگان به شادی بیاراستند
می و جام و رامشگران خواستند
چنین جشن فرخ از آن روزگار
به ما ماند از آن خسروان یادگار
✍مهدی احمدی اختیار
#شاهنامه
#فردوسی
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤3👍1
✅ نوروز نزد ایرانیان
✍علی مرادی مراغه ای
نوروز همیشه عزیز بوده اگرچه پس از حمله اعراب مدتی در زمان بنىاميه کمرنگ شد اما بلافاصله در دوره عباسيان به يك عيد ملى تبدیل شد چون نفوذ رجال ايرانی در دستگاه عباسی، بسيارى از رسوم و سنن ايرانيان را در بين خلفاى عباسى رواج داد.
به عقيده فن كرمر، از عهد عباسيان نه تنها تشكيلات دينى و دولتى در قالب ايرانى ريخته شد حتى شكل لباس، انواع غذا و سبك موسيقى و امثال آن نيز تحت تأثير نفوذ ايرانى بود در بغداد، جشنهاى نوروز را به رسميت شناخته و لباس ايرانى لباس رسمى دربار شد.
نوروز پس از اسلام نيز باقیماند هرچند، متشرعین افراطی بودند كه اقامه جشن نوروز را مخالف دين شمرده و آنرا «رسم گبرگان» می نامیدند اما به مرور، نوروز با اسلام درهم آمیخت.
صفوی ها که با دو شعار تشیع و ناسیونالیسم ایرانی در مقابل امپراطوری عثمانی ظهور کردند یکبار، روز عاشورا با نوروز در یک روز افتاد و شاه صفوی دستور داد آنروز را به عنوان عاشورا عزاداری کنند و فردایش را به عنوان عید نوروز، جشن بگیرند.
اما برعکس او، در زمان نادرشاه وقتی در نهم ربيع الاول ۱۱۶۰نوروز با مرگ عمربن الخطاب مقارن گردید، نادرشاه، مراسم جشن نوروزى را موقوف كرده خودش«ملبس به البسه كدر گشته مكدر نشسته بود، آقا فتحعلى نام كلانتر شهر به حضور اقدس آمد بايستاد، آن بيچاره به حمام رفته و حنا به دست ماليده بود. تا چشم شاه به كف خضيب او افتاد فرمود يقين به جهت اين عيد خضاب كردى؟ و فحش زيادى به سلاطين صفويه بداد و حكم به قتل آقافتحعلى نمود"
اما در کل، نوروز چنان گرامی بود که برخی شاهان، زمانِ تاجگذاری خود را در نوروز برگزار میکردند:
آغامحمدخان پس از سرکوب دشمنانش، در نوروز ۱۲۱۰ه.ق در تهران تاجگذارى كرد.
نوروز در سیاهترین دوره ها نیز عزیز بود.
تاریخ از مردی در سیستان خبر می دهد که در آن هنگامی که عرب سراسر ايران را در زیر شمشیر آرام کرده از قتل عام شهر ها و ویرانی خانه ها و آوارگی سپاهيان می گفت و مردم را می گریاند و سپس، چنگ خویش را بر می گرفت و می گفت :«ابا تیمار، اندکی شادی باید»!
ابن حوقل در خصوص نوروز در اصفهان، مىنويسد:
«كرينه» بازارى دارد كه مردم در نوروز به مدت هفت روز در آن گرد مىآيند و به عيش و نوش و تفريح مىپردازند"
پل سيمون نویسد:
«روز عيد نوروز هر يك از امرا و رجال هر قدر تهيدست باشند به نسبت دارائى و مقام خويش به نادرشاه عيدى مىدهد"
جاحظ در كتاب التاج گويد:
«روز نوروز هركس از بزرگان، از اقرباى شاهنشاه يا بيگانگان بايستى به خدمت شاهنشاه آيند و هركدام به مناسبت شخصيّت خود، هديهاى به رسم نوروزى تقديم دارند و در آخر، شاعر، شعر هديه مىكرده است...»
سرجان ملكم نویسد:
«فتحعلى شاه در عيد نوروز سى ميليون تومان از حكام ايالات و ولايات و ساير اعيان پيشكش مىگرفت ولى ناصر الدين شاه به اخذ نصف اين مبلغ هم موفق نگرديد و در سنوات اخير اين مبلغ بطور محسوسى تقليل يافته اين مى رساند كه تحصيلداران ماليات چگونه خون رعاياى بدبخت را مكيده اند كه ديگر قادر به پرداخت مداخل نيستند!"
هدايت مىنويسد:
«سلام نوروز در زمان ناصرالدين شاه ابهّتى داشت و روزهاى عيد براى مردم تفريحى بود صاحب منصبها جلو تالار صف مىكشيدند يكى از معمّرين محترم مخاطب سلام بود در مدت سلام ۱۱۰ تير توپ انداخته بعضى شاهزادگان در تالار مرمر، مى ايستادند...سلام تحويل منعقد مىشد عده مدعوين به ۷۰۰ یا ۸۰۰مىرسيد، مطابق صورت براى همه طبقات عيدى مقرر بود"
ساعت تحويل را، منجم باشى اعلام مىكرد بى درنگ شروع به نواختن موزيك و انداختن توپ مىشد خوانسالار، دو مجموعه پر از شاهى سفيد و مسكوكات طلا پيش مىآورد، شاه چند دانه برمىداشت عيدى علما را به دست خود داده علما كه مىرفتند شاه روى صندلى جلوس مىنمود طبقات انده عيدى مىگرفتند و مرخص مىشدند.
حتی مظفرالدين شاه نیز با وجود بعضا مریضی برصندلى جلوس كرده سينى هاى عيدى را به حضور می آوردند و تمام اين ۱۲۰۰نفر دسته به دسته جلو آمده«هريك از دست مبارك كيسه عيدى گرفتند»
پادشاهان ساسانى، سالى دو بار در اعياد نوروز و مهرگان بارعام ميدادند و بزرگان هدايايى تقديم شاه مىكردند. اغنيا طلا و نقره پيشكش مى بردند شعراء اشعار خود را عرضه ميكردند و نديمان نخستين گياههاى سال را تقديم مينمودند. اگر يكى از زنان شاه كنيزى زيبا با زينت و زيور پيشكش مىنمود، پادشاه نیز در عوض پيشكشهاى نوروز و مهرگان هداياى ذيقيمتى عطا می نمود
البته این عیدی دادن و گرفتن، بعضا شکل مسخره بخود می گرفت مثلا شاه ساده لوح «سلطان حسین هر سال در روز نوروز يكى از امراى عظام را مىفرمود كه: ريش وى را به قیمتی بخرد»!
و ظریفی نیز چنین سروده بود:
اينجا فروش ريش كه اين جمع پر زراند
جاى دگر مبر كه به گوزى نمى خرند! نوروز نزد ایرانیان
✍علی مرادی مراغه ای
نوروز همیشه عزیز بوده اگرچه پس از حمله اعراب مدتی در زمان بنىاميه کمرنگ شد اما بلافاصله در دوره عباسيان به يك عيد ملى تبدیل شد چون نفوذ رجال ايرانی در دستگاه عباسی، بسيارى از رسوم و سنن ايرانيان را در بين خلفاى عباسى رواج داد.
به عقيده فن كرمر، از عهد عباسيان نه تنها تشكيلات دينى و دولتى در قالب ايرانى ريخته شد حتى شكل لباس، انواع غذا و سبك موسيقى و امثال آن نيز تحت تأثير نفوذ ايرانى بود در بغداد، جشنهاى نوروز را به رسميت شناخته و لباس ايرانى لباس رسمى دربار شد.
نوروز پس از اسلام نيز باقیماند هرچند، متشرعین افراطی بودند كه اقامه جشن نوروز را مخالف دين شمرده و آنرا «رسم گبرگان» می نامیدند اما به مرور، نوروز با اسلام درهم آمیخت.
صفوی ها که با دو شعار تشیع و ناسیونالیسم ایرانی در مقابل امپراطوری عثمانی ظهور کردند یکبار، روز عاشورا با نوروز در یک روز افتاد و شاه صفوی دستور داد آنروز را به عنوان عاشورا عزاداری کنند و فردایش را به عنوان عید نوروز، جشن بگیرند.
اما برعکس او، در زمان نادرشاه وقتی در نهم ربيع الاول ۱۱۶۰نوروز با مرگ عمربن الخطاب مقارن گردید، نادرشاه، مراسم جشن نوروزى را موقوف كرده خودش«ملبس به البسه كدر گشته مكدر نشسته بود، آقا فتحعلى نام كلانتر شهر به حضور اقدس آمد بايستاد، آن بيچاره به حمام رفته و حنا به دست ماليده بود. تا چشم شاه به كف خضيب او افتاد فرمود يقين به جهت اين عيد خضاب كردى؟ و فحش زيادى به سلاطين صفويه بداد و حكم به قتل آقافتحعلى نمود"
اما در کل، نوروز چنان گرامی بود که برخی شاهان، زمانِ تاجگذاری خود را در نوروز برگزار میکردند:
آغامحمدخان پس از سرکوب دشمنانش، در نوروز ۱۲۱۰ه.ق در تهران تاجگذارى كرد.
نوروز در سیاهترین دوره ها نیز عزیز بود.
تاریخ از مردی در سیستان خبر می دهد که در آن هنگامی که عرب سراسر ايران را در زیر شمشیر آرام کرده از قتل عام شهر ها و ویرانی خانه ها و آوارگی سپاهيان می گفت و مردم را می گریاند و سپس، چنگ خویش را بر می گرفت و می گفت :«ابا تیمار، اندکی شادی باید»!
ابن حوقل در خصوص نوروز در اصفهان، مىنويسد:
«كرينه» بازارى دارد كه مردم در نوروز به مدت هفت روز در آن گرد مىآيند و به عيش و نوش و تفريح مىپردازند"
پل سيمون نویسد:
«روز عيد نوروز هر يك از امرا و رجال هر قدر تهيدست باشند به نسبت دارائى و مقام خويش به نادرشاه عيدى مىدهد"
جاحظ در كتاب التاج گويد:
«روز نوروز هركس از بزرگان، از اقرباى شاهنشاه يا بيگانگان بايستى به خدمت شاهنشاه آيند و هركدام به مناسبت شخصيّت خود، هديهاى به رسم نوروزى تقديم دارند و در آخر، شاعر، شعر هديه مىكرده است...»
سرجان ملكم نویسد:
«فتحعلى شاه در عيد نوروز سى ميليون تومان از حكام ايالات و ولايات و ساير اعيان پيشكش مىگرفت ولى ناصر الدين شاه به اخذ نصف اين مبلغ هم موفق نگرديد و در سنوات اخير اين مبلغ بطور محسوسى تقليل يافته اين مى رساند كه تحصيلداران ماليات چگونه خون رعاياى بدبخت را مكيده اند كه ديگر قادر به پرداخت مداخل نيستند!"
هدايت مىنويسد:
«سلام نوروز در زمان ناصرالدين شاه ابهّتى داشت و روزهاى عيد براى مردم تفريحى بود صاحب منصبها جلو تالار صف مىكشيدند يكى از معمّرين محترم مخاطب سلام بود در مدت سلام ۱۱۰ تير توپ انداخته بعضى شاهزادگان در تالار مرمر، مى ايستادند...سلام تحويل منعقد مىشد عده مدعوين به ۷۰۰ یا ۸۰۰مىرسيد، مطابق صورت براى همه طبقات عيدى مقرر بود"
ساعت تحويل را، منجم باشى اعلام مىكرد بى درنگ شروع به نواختن موزيك و انداختن توپ مىشد خوانسالار، دو مجموعه پر از شاهى سفيد و مسكوكات طلا پيش مىآورد، شاه چند دانه برمىداشت عيدى علما را به دست خود داده علما كه مىرفتند شاه روى صندلى جلوس مىنمود طبقات انده عيدى مىگرفتند و مرخص مىشدند.
حتی مظفرالدين شاه نیز با وجود بعضا مریضی برصندلى جلوس كرده سينى هاى عيدى را به حضور می آوردند و تمام اين ۱۲۰۰نفر دسته به دسته جلو آمده«هريك از دست مبارك كيسه عيدى گرفتند»
پادشاهان ساسانى، سالى دو بار در اعياد نوروز و مهرگان بارعام ميدادند و بزرگان هدايايى تقديم شاه مىكردند. اغنيا طلا و نقره پيشكش مى بردند شعراء اشعار خود را عرضه ميكردند و نديمان نخستين گياههاى سال را تقديم مينمودند. اگر يكى از زنان شاه كنيزى زيبا با زينت و زيور پيشكش مىنمود، پادشاه نیز در عوض پيشكشهاى نوروز و مهرگان هداياى ذيقيمتى عطا می نمود
البته این عیدی دادن و گرفتن، بعضا شکل مسخره بخود می گرفت مثلا شاه ساده لوح «سلطان حسین هر سال در روز نوروز يكى از امراى عظام را مىفرمود كه: ريش وى را به قیمتی بخرد»!
و ظریفی نیز چنین سروده بود:
اينجا فروش ريش كه اين جمع پر زراند
جاى دگر مبر كه به گوزى نمى خرند! نوروز نزد ایرانیان
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd