✅ دشمنی ایران با امریکا به روایت باراک اوباما؛ کمترین چالش و بیشترین تنبیه
🔵 باراک اوباما در کتاب خاطراتش جملهای بسیار پرمعنا در رابطه با جمهوری اسلامی ایران نوشته است:
"ایران کمترین چالش را در برابر منافع بلند مدت امریکا ایجاد کرده است، اما جایزه خصمانه ترین دشمن را از آن خود کرده است ".
یعنی اوباما دارد میگوید شما حتی دشمنی کردن هم بلد نیستید، حتی در دشمنی کردن هم کم کیفیت و ناکارآمد هستید. بیشتر از اینکه به ما ضربه بزنید، سر و صدا داشتید و به خودتان ضربه زدید.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔵 باراک اوباما در کتاب خاطراتش جملهای بسیار پرمعنا در رابطه با جمهوری اسلامی ایران نوشته است:
"ایران کمترین چالش را در برابر منافع بلند مدت امریکا ایجاد کرده است، اما جایزه خصمانه ترین دشمن را از آن خود کرده است ".
یعنی اوباما دارد میگوید شما حتی دشمنی کردن هم بلد نیستید، حتی در دشمنی کردن هم کم کیفیت و ناکارآمد هستید. بیشتر از اینکه به ما ضربه بزنید، سر و صدا داشتید و به خودتان ضربه زدید.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍3👎1
✅زمستان سخت اروپا را به تعطیلی و خاموشی کشاند!!!
ما در اروپا زندگی میکنیم، اینجا زمستان بسیار سختی در جریان است، ایران ما را تحریم کرده و گاز و نفت به ما نمیفروشد، روسیه و چین و قطر و عربستان هم از ترس تحریمهای ثانویه ایران، صادراتشان را قطع کردهاند، زیرساختهای استخراج نفت و گاز و تولید برقمان هم فرسوده شده، هر روز دستکم دو ساعت قطع برق داریم، از همه کارهایمان وامیمانیم، نه صنعت برایمان باقی مانده، نه آموزش، نه تجارت، نه انرژی.
به جز دو روز تعطیلی آخر هفته، یکی دو روز دیگر هم تعطیل میشود، همه ادارهها، مدارس، دانشگاهها، همه اروپا!
سکه الیزابت تمام، ظرف یکسال گذشته، قیمتش دوبرابر شده است، یورو روزبهروز بیارزشتر میشود.
پارسال یک کارشناسی ایرانی به نام پروفسور محمد مرندی به ما هشدار داده بود که زمستان سختی را در پیش داریم، ولی ما به سخن او توجه نکردیم. حالا باید در سرما و تاریکی منتظر بنشینیم تا محموله هیزم اهدایی دانشجویان خیرخواه ایرانی به دستمان برسد. تا آن وقت باید مدفوع گربهها و سگهایمان را جمع کنیم و به جای سوخت، استفاده کنیم، بدبختی از این بیشتر؟!
امروز یکشنبه به کلیسا رفتیم و همگی دعا کردیم و از Jesus خواستیم که پیشبینی روزنامه کیهان نیوز حقیقت پیدا نکند که تیتر زده است: اروپا به عصر تاریکی فرو خواهد رفت!
فردا، دوشنبه ۲۴ فوریه ۲۰۲۵, ادارات و مدارس و دانشگاههای استانهای پاریس، برلین، آمستردام، لندن، هامبورگ، ویَن و استکهلم به دلیل ورود یک جبهه هوای سرد و مدیریت شایسته انرژی و ترازمندیِ سوخت و نبودِ بحران تعطیل است!
God bless us!
محمد سلطانی رنانی
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
ما در اروپا زندگی میکنیم، اینجا زمستان بسیار سختی در جریان است، ایران ما را تحریم کرده و گاز و نفت به ما نمیفروشد، روسیه و چین و قطر و عربستان هم از ترس تحریمهای ثانویه ایران، صادراتشان را قطع کردهاند، زیرساختهای استخراج نفت و گاز و تولید برقمان هم فرسوده شده، هر روز دستکم دو ساعت قطع برق داریم، از همه کارهایمان وامیمانیم، نه صنعت برایمان باقی مانده، نه آموزش، نه تجارت، نه انرژی.
به جز دو روز تعطیلی آخر هفته، یکی دو روز دیگر هم تعطیل میشود، همه ادارهها، مدارس، دانشگاهها، همه اروپا!
سکه الیزابت تمام، ظرف یکسال گذشته، قیمتش دوبرابر شده است، یورو روزبهروز بیارزشتر میشود.
پارسال یک کارشناسی ایرانی به نام پروفسور محمد مرندی به ما هشدار داده بود که زمستان سختی را در پیش داریم، ولی ما به سخن او توجه نکردیم. حالا باید در سرما و تاریکی منتظر بنشینیم تا محموله هیزم اهدایی دانشجویان خیرخواه ایرانی به دستمان برسد. تا آن وقت باید مدفوع گربهها و سگهایمان را جمع کنیم و به جای سوخت، استفاده کنیم، بدبختی از این بیشتر؟!
امروز یکشنبه به کلیسا رفتیم و همگی دعا کردیم و از Jesus خواستیم که پیشبینی روزنامه کیهان نیوز حقیقت پیدا نکند که تیتر زده است: اروپا به عصر تاریکی فرو خواهد رفت!
فردا، دوشنبه ۲۴ فوریه ۲۰۲۵, ادارات و مدارس و دانشگاههای استانهای پاریس، برلین، آمستردام، لندن، هامبورگ، ویَن و استکهلم به دلیل ورود یک جبهه هوای سرد و مدیریت شایسته انرژی و ترازمندیِ سوخت و نبودِ بحران تعطیل است!
God bless us!
محمد سلطانی رنانی
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
😢4❤1👎1🤬1
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
🌲🌲🌲
آنکه از راه نبرد با دشمن تامین معاش می کند،
علاقه دارد که دشمنش زنده بماند...
#نیچه
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
آنکه از راه نبرد با دشمن تامین معاش می کند،
علاقه دارد که دشمنش زنده بماند...
#نیچه
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅نشست علمی با موضوع:
زن ایرانی در گذر از سنت به مدرن
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
زن ایرانی در گذر از سنت به مدرن
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤2
Forwarded from اصفهان خبر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 رسول بخشی نماینده اصفهان در مجلس:
⚠️ میدونم به حرفم میخندید ولی امروز تنها پولی که در مقابل دلار ایستاده ریال ایران است 😐!
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
⚠️ میدونم به حرفم میخندید ولی امروز تنها پولی که در مقابل دلار ایستاده ریال ایران است 😐!
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
🤬5👍1👎1😡1
✅درباره ترور احمد کسروی در عمارت دادگستری
س- راجع به قتل احمد کسروی اگر شما خاطراتی دارید برای ما توضیح بفرمایید چون این مسئلهای است که جایی به دقت ثبت نشده که به وسیلهی ناظری گفته شده باشد.
ج- بنده یک صبحی از منزلم که آنوقت سه راه امینحضور بود [...] به دادگستری آمدم. آنموقع بنده معاون ادارهی بازرسی وزارت دادگستری بودم که رئیس نداشت تقریباً بنده کفیل آن اداره بودم. چون رئیس قبلیاش آقای فولادوند برای انتخابات رفته بود وکیل بشود. عمارت دادگستری هم هنوز در اختیار دادگستری نبود فقط قسمت دادسرا آنجا آمده بود و همین ادارهی بازرسی فقط. [...] بنده همینجور که توی اتاقم نشسته بودم که مشرف به حیاط بود [...] دیدم صدای الله اکبری میآید و شلوغ شده.
بنده پا شدم نگاه کردم شلوغ است به پیشخدمت گفتم برو ببین چه خبر شده. رفت برگشت گفت آقا کسرایی را کشتند. ما یک بازپرسی داشتیم بازپرس شعبهی یک دادسرای تهران به اسم کسرایی. بنده خیلی ناراحت شدم دویدم آمدم پایین که بروم ببینم چی شده، رفتم توی آن قسمت دادسرا دیدم جلوی شعبهی هفت بازپرسی شلوغ است. خب بنده پرسیدم گفتند نخیر کسروی کشته شده. بنده وارد شدم آن پیشخدمتها چون راه باز کردند بنده رفتم توی اتاق دیدم دم در اتاق یک جوانی افتاده کارد خورده و مرده که معلوم شد بادیگارد سید احمد کسروی است و وسط اتاق هم کسروی افتاده از شکمش مقدار زیادی روده اینطور چیزها بیرون آمده، دندان مصنوعیاش افتاده بیرون و فوت کرده و زیر میز هم آقای بلیغ بازپرس شعبه هفت غش کرده افتاده.
بنده آقای بلیغ را با پیشخدمتها کشیدیم بیرون و بردیم اتاق دیگر. دادستان تهران -که آقای مجلسی بود- آمدند. بعد ایشان تلفن کرد که خود بنده هم توی اتاق بودم تلفن کردیم به فرماندار نظامی چون جرمی واقع شده بود در صلاحیت فرماندار نظامی آنوقتها بود. سرگرد شجره از دادسرای حکومت نظامی آمد. بنده کاری که کردم تلفن کردم به وزارتخانه و گفتم چنین وضعی شده گفتند شما اجازه بدهید ما امروز دادسرا را تعطیل کنیم [...] بعد جلوی این راهروی شعبهی هفت را هم بنده بستم پیشخدمتهای دادگستری گذاشتم تا کسی نرود تا تکلیف جنازه ایشان معلوم بشود.
یکوقت دیدم یک جوانی آمد مشت زد صف را باز کرد رفتم گفتم آقا چه خبره؟ گفت آقا کجاست؟ پدر من کجا افتاده است؟ گفتم پدر شما کی هست؟ گفت کسروی، من البته سلام به ایشان کردم معلوم شد که آقای جلال کسروی است پسر [احمد] کسروی. تسلیت گفتم و خب او را من بردم توی اتاق دید جنازه پدرش را. معلوم شد که آن روز کسروی را برای ادای توضیحاتی برای توضیحات راجع به همین کتاب شیعهگری و ظاهراً اهانتهایی که به امام جعفر صادق شده است یا… بازپرس احضار کرد. البته این احضار کردن او در خارج منعکس شده بود و بنابراین دستهی فدائیان اسلام میدانست که کسروی آن روز به دادگستری خواهد آمد. یک روز هم همین آقایانی که آن روز آمدند و باعث قتل کسروی شدند، امامیها در درشکه به کسروی حمله کرده بودند.
ولی آن روز بهطوری که خود بلیغ بعداً به من گفت و من از او پرسیدم گفت که وقتی که کسروی نشست و من شروع کردم که از او تحقیق بکنم و یقیناً دو نفر وارد شدند. یکی آمد بالای سر کسروی با کارد آخته به گردن ایشان زد و وقتی که کارد زد آن بادیگارد کسروی که دم در نشسته بود از این به قول ما میگفتیم «پیشتو» از چیزهای روسی داشت بلند کرد که این ضارب را بزند ولی برادر این امامی که دم در بود او با کارد زد به دست آن حدادپور. اسمش هم حدادپور بود اگر حافظهام یاری بکند که دست این تکان خورد به جای اینکه این گلوله بخورد به ضارب، خورد به شکم کسروی و از توی شکم کسروی بیرون میآید و میخورد به رادیاتور شوفاژ و میخورد به سقف که پوکهاش توی اتاق بود.
و ظاهراً در فرمانداری نظامی دادگاه هم همین بساط را درست کردند که باعث قتل کسروی آن گلولهای است که منشیاش زده، آن کارد باعث قتلش نشده، باعث قتل آن گلوله شده بنابراین آنها را روی اعمال نفوذی که کردند دستگاهی که از فدائیان اسلام حمایت میکردند که آن ضاربین تبرئه شدند و مجازات نشدند. ما گرفتار شدیم آقای دکتر! توی همین جریانات. برای اینکه این جنازه کسروی را هیچ مسجدی و هیچ قبرستانی حاضر نبود قبول بکند و روی همین سروصدا. تا بالاخره چهار بعدازظهر با زحمتی آن آقای مهندس متین که آنوقت رئیس انتظامات دادگستری بود و بنده هم بودم و اقدام کردیم تا بالاخره این جنازه را از دادگستری بردند. [...] این اطلاعی بود که میخواستم بگویم.
بخشی از مصاحبه نصرتالله امینی (۱۲۹۴-۱۳۸۸) با پروژه تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد، نوار سیزدهم و چهاردهم
تاریخ مصاحبه: ۲۴ اردیبهشت ۱۳۶۲
مصاحبه کننده: ضیاء صدقی
#تکه_مصاحبه
https://t.me/tarikh_shafahi_iran_project
س- راجع به قتل احمد کسروی اگر شما خاطراتی دارید برای ما توضیح بفرمایید چون این مسئلهای است که جایی به دقت ثبت نشده که به وسیلهی ناظری گفته شده باشد.
ج- بنده یک صبحی از منزلم که آنوقت سه راه امینحضور بود [...] به دادگستری آمدم. آنموقع بنده معاون ادارهی بازرسی وزارت دادگستری بودم که رئیس نداشت تقریباً بنده کفیل آن اداره بودم. چون رئیس قبلیاش آقای فولادوند برای انتخابات رفته بود وکیل بشود. عمارت دادگستری هم هنوز در اختیار دادگستری نبود فقط قسمت دادسرا آنجا آمده بود و همین ادارهی بازرسی فقط. [...] بنده همینجور که توی اتاقم نشسته بودم که مشرف به حیاط بود [...] دیدم صدای الله اکبری میآید و شلوغ شده.
بنده پا شدم نگاه کردم شلوغ است به پیشخدمت گفتم برو ببین چه خبر شده. رفت برگشت گفت آقا کسرایی را کشتند. ما یک بازپرسی داشتیم بازپرس شعبهی یک دادسرای تهران به اسم کسرایی. بنده خیلی ناراحت شدم دویدم آمدم پایین که بروم ببینم چی شده، رفتم توی آن قسمت دادسرا دیدم جلوی شعبهی هفت بازپرسی شلوغ است. خب بنده پرسیدم گفتند نخیر کسروی کشته شده. بنده وارد شدم آن پیشخدمتها چون راه باز کردند بنده رفتم توی اتاق دیدم دم در اتاق یک جوانی افتاده کارد خورده و مرده که معلوم شد بادیگارد سید احمد کسروی است و وسط اتاق هم کسروی افتاده از شکمش مقدار زیادی روده اینطور چیزها بیرون آمده، دندان مصنوعیاش افتاده بیرون و فوت کرده و زیر میز هم آقای بلیغ بازپرس شعبه هفت غش کرده افتاده.
بنده آقای بلیغ را با پیشخدمتها کشیدیم بیرون و بردیم اتاق دیگر. دادستان تهران -که آقای مجلسی بود- آمدند. بعد ایشان تلفن کرد که خود بنده هم توی اتاق بودم تلفن کردیم به فرماندار نظامی چون جرمی واقع شده بود در صلاحیت فرماندار نظامی آنوقتها بود. سرگرد شجره از دادسرای حکومت نظامی آمد. بنده کاری که کردم تلفن کردم به وزارتخانه و گفتم چنین وضعی شده گفتند شما اجازه بدهید ما امروز دادسرا را تعطیل کنیم [...] بعد جلوی این راهروی شعبهی هفت را هم بنده بستم پیشخدمتهای دادگستری گذاشتم تا کسی نرود تا تکلیف جنازه ایشان معلوم بشود.
یکوقت دیدم یک جوانی آمد مشت زد صف را باز کرد رفتم گفتم آقا چه خبره؟ گفت آقا کجاست؟ پدر من کجا افتاده است؟ گفتم پدر شما کی هست؟ گفت کسروی، من البته سلام به ایشان کردم معلوم شد که آقای جلال کسروی است پسر [احمد] کسروی. تسلیت گفتم و خب او را من بردم توی اتاق دید جنازه پدرش را. معلوم شد که آن روز کسروی را برای ادای توضیحاتی برای توضیحات راجع به همین کتاب شیعهگری و ظاهراً اهانتهایی که به امام جعفر صادق شده است یا… بازپرس احضار کرد. البته این احضار کردن او در خارج منعکس شده بود و بنابراین دستهی فدائیان اسلام میدانست که کسروی آن روز به دادگستری خواهد آمد. یک روز هم همین آقایانی که آن روز آمدند و باعث قتل کسروی شدند، امامیها در درشکه به کسروی حمله کرده بودند.
ولی آن روز بهطوری که خود بلیغ بعداً به من گفت و من از او پرسیدم گفت که وقتی که کسروی نشست و من شروع کردم که از او تحقیق بکنم و یقیناً دو نفر وارد شدند. یکی آمد بالای سر کسروی با کارد آخته به گردن ایشان زد و وقتی که کارد زد آن بادیگارد کسروی که دم در نشسته بود از این به قول ما میگفتیم «پیشتو» از چیزهای روسی داشت بلند کرد که این ضارب را بزند ولی برادر این امامی که دم در بود او با کارد زد به دست آن حدادپور. اسمش هم حدادپور بود اگر حافظهام یاری بکند که دست این تکان خورد به جای اینکه این گلوله بخورد به ضارب، خورد به شکم کسروی و از توی شکم کسروی بیرون میآید و میخورد به رادیاتور شوفاژ و میخورد به سقف که پوکهاش توی اتاق بود.
و ظاهراً در فرمانداری نظامی دادگاه هم همین بساط را درست کردند که باعث قتل کسروی آن گلولهای است که منشیاش زده، آن کارد باعث قتلش نشده، باعث قتل آن گلوله شده بنابراین آنها را روی اعمال نفوذی که کردند دستگاهی که از فدائیان اسلام حمایت میکردند که آن ضاربین تبرئه شدند و مجازات نشدند. ما گرفتار شدیم آقای دکتر! توی همین جریانات. برای اینکه این جنازه کسروی را هیچ مسجدی و هیچ قبرستانی حاضر نبود قبول بکند و روی همین سروصدا. تا بالاخره چهار بعدازظهر با زحمتی آن آقای مهندس متین که آنوقت رئیس انتظامات دادگستری بود و بنده هم بودم و اقدام کردیم تا بالاخره این جنازه را از دادگستری بردند. [...] این اطلاعی بود که میخواستم بگویم.
بخشی از مصاحبه نصرتالله امینی (۱۲۹۴-۱۳۸۸) با پروژه تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد، نوار سیزدهم و چهاردهم
تاریخ مصاحبه: ۲۴ اردیبهشت ۱۳۶۲
مصاحبه کننده: ضیاء صدقی
#تکه_مصاحبه
https://t.me/tarikh_shafahi_iran_project
Telegram
پروژه تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد
مصاحبههای پروژه تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد به کوشش حبیب لاجوردی
این کانال زیرنظر مدیران پروژه اصلی نیست.
@AmirHAzad
آدرس سایت:
https://iranhistory.net/
حمایت مالی:
https://hamibash.com/iranhistory
این کانال زیرنظر مدیران پروژه اصلی نیست.
@AmirHAzad
آدرس سایت:
https://iranhistory.net/
حمایت مالی:
https://hamibash.com/iranhistory
👍3😢2🔥1
عبدالقهّار عاصی
بگو به خاکفروش
▪️بگو به خاکفروش
که دست، از سرِ این خاکتوده بردارد
که پایِ مرکبِ بیگانهپرورِ خود را
به این قلمروِ بسیارکشته نگذارد.
بگو به خاکفروش
زمانهایست که افشا شدهست، کهنه شدهست
و آفتابِ دروغینِ دست و دامانش،
در این گذرگهِ آشوب، رنگ باخته است.
بگو به خاکفروش
معاملاتِ دکانداریش در این بازار
ز رونق افتادهست.
دگر، حضورِ گدایانهی جهنّمیش
کلاه بر سرِ این سرزمین نخواهد بود
دگر پیازِ فریبش نه رنگ میآرد،
نه بیخ میگیرد.
بگو به خاکفروش
رهش بگیرد و از این میانه برخیزد
که زخمِ کهنهٔ این ملک را نمک نزند
و دردهایِ قدیمیِ روزگاران را،
عصب نینگیزد.
بگو به خاکفروش
که خیمه از سرِ این گریهگاه برچیند...
#عبدالقهار_عاصی
شاعر مبارز و فقید افغانستان
#ایران_زمین
#به_وقت_سرزمین
«این زمستانهای سرخ»
رافائل آنتون ایریساری
#خلوت_بیغولگی
۸ خرداد ۱۴۰۱
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
که دست، از سرِ این خاکتوده بردارد
که پایِ مرکبِ بیگانهپرورِ خود را
به این قلمروِ بسیارکشته نگذارد.
بگو به خاکفروش
زمانهایست که افشا شدهست، کهنه شدهست
و آفتابِ دروغینِ دست و دامانش،
در این گذرگهِ آشوب، رنگ باخته است.
بگو به خاکفروش
معاملاتِ دکانداریش در این بازار
ز رونق افتادهست.
دگر، حضورِ گدایانهی جهنّمیش
کلاه بر سرِ این سرزمین نخواهد بود
دگر پیازِ فریبش نه رنگ میآرد،
نه بیخ میگیرد.
بگو به خاکفروش
رهش بگیرد و از این میانه برخیزد
که زخمِ کهنهٔ این ملک را نمک نزند
و دردهایِ قدیمیِ روزگاران را،
عصب نینگیزد.
بگو به خاکفروش
که خیمه از سرِ این گریهگاه برچیند...
#عبدالقهار_عاصی
شاعر مبارز و فقید افغانستان
#ایران_زمین
#به_وقت_سرزمین
«این زمستانهای سرخ»
رافائل آنتون ایریساری
#خلوت_بیغولگی
۸ خرداد ۱۴۰۱
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍1👏1
✅آموزش و پرورش درحال #احتضار!
🔸️آموزش و پرورش ایران حال و روز خوشی ندارد،بیمار و بلکه در حال احتضار است!
#علائم_بیماریاش عبارت است از:
1⃣افت آموزش و بازماندگی از تحصیل[۳-۱ میلیون نفر] و نابرابری
2⃣روشهای سنتی و عقب افتاده آموزش، تکیه بر محفوظات بجای حل مساله و مهارت افزائی
3⃣کمبود شدید معلم هم از نظر تعداد
[حدود ۲۰۰،۰۰۰] و هم از نظر کیفیت
4⃣فقدان تجهیزات کمکآموزشی جدید [فقط ۵۰ درصد مدارس در حد استاندارد]
5⃣نبود نوآوری و ابتکار، عدم شناسائی استعدادها و پرورش خلاقیتها
6⃣عدم تناسب آموزش با نیاز بازار کار و مهارتهای زندگی
7⃣مدارس فرسوده و کلنگی و ناایمن
[فقط ۳۸ درصد در حدّ استاندارد ایمنی]
8⃣کسری شدید بودجه سالانه و تخصیص ۹۹ درصد بودجه به هزینههای جاری [فقط یک درصد بودجه عمرانی)
9⃣ سیاستزدگی و سایه سنگین ایدئولوژیک بر فضای آموزشی و تربیتی مدرسه
🔟 کیفیت نازل آموزش
[رتبه ۵۳ از بین ۵۷ کشور دنیا] در آزمون بینالمللی ارزشیابی تحصیلی پرلز (کیفیت خواندن و درک مطلب)
و قرارگرفتن در [۱۰ درصد آخر کشورها] در آزمون بینالمللی تیمز (سواد علوم و ریاضیات)
دکترمرتضی نظری
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔸️آموزش و پرورش ایران حال و روز خوشی ندارد،بیمار و بلکه در حال احتضار است!
#علائم_بیماریاش عبارت است از:
1⃣افت آموزش و بازماندگی از تحصیل[۳-۱ میلیون نفر] و نابرابری
2⃣روشهای سنتی و عقب افتاده آموزش، تکیه بر محفوظات بجای حل مساله و مهارت افزائی
3⃣کمبود شدید معلم هم از نظر تعداد
[حدود ۲۰۰،۰۰۰] و هم از نظر کیفیت
4⃣فقدان تجهیزات کمکآموزشی جدید [فقط ۵۰ درصد مدارس در حد استاندارد]
5⃣نبود نوآوری و ابتکار، عدم شناسائی استعدادها و پرورش خلاقیتها
6⃣عدم تناسب آموزش با نیاز بازار کار و مهارتهای زندگی
7⃣مدارس فرسوده و کلنگی و ناایمن
[فقط ۳۸ درصد در حدّ استاندارد ایمنی]
8⃣کسری شدید بودجه سالانه و تخصیص ۹۹ درصد بودجه به هزینههای جاری [فقط یک درصد بودجه عمرانی)
9⃣ سیاستزدگی و سایه سنگین ایدئولوژیک بر فضای آموزشی و تربیتی مدرسه
🔟 کیفیت نازل آموزش
[رتبه ۵۳ از بین ۵۷ کشور دنیا] در آزمون بینالمللی ارزشیابی تحصیلی پرلز (کیفیت خواندن و درک مطلب)
و قرارگرفتن در [۱۰ درصد آخر کشورها] در آزمون بینالمللی تیمز (سواد علوم و ریاضیات)
دکترمرتضی نظری
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍11❤1
خیابان #سعدی جنوبی و میدان مخبرالدوله ،
سال ۱۳۳۱ خورشیدی
#تهران
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
سال ۱۳۳۱ خورشیدی
#تهران
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅۵۱ سال پیش در چنین روزی؛
🗣️وزیر صنایع اتریش:
🔹کیفیت تولید پیکان در سطح استاندارد اروپای غربی است
نیم قرن پیش ژوزف استاری باخره وزیر وقت بازرگانی و صنایع اتریش و هیات همراه برای بازدید از خط تولید پیکان وارد کارخانجات ایران ناسیونال شدند. روزنامه اطلاعات اسفند ۱۳۵۲ گزارشی از این بازدید منتشر کرد و علاقه هیات اتریشی از کیفیت پیکان مدل ۱۳۵۳ را بازتاب داد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🗣️وزیر صنایع اتریش:
🔹کیفیت تولید پیکان در سطح استاندارد اروپای غربی است
نیم قرن پیش ژوزف استاری باخره وزیر وقت بازرگانی و صنایع اتریش و هیات همراه برای بازدید از خط تولید پیکان وارد کارخانجات ایران ناسیونال شدند. روزنامه اطلاعات اسفند ۱۳۵۲ گزارشی از این بازدید منتشر کرد و علاقه هیات اتریشی از کیفیت پیکان مدل ۱۳۵۳ را بازتاب داد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Rabanna
MohammadReza Shajaryan ~ Music-Fa.Com
🎧 دعای ربنا— استاد شجریان
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🕊1
✅تاریخ ایران ایلان ماسک را هم مسحور خود ساخت...
ایلان ماسک با انتشار این تصویر میگوید در حال خواندن تاریخ ایران است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
ایلان ماسک با انتشار این تصویر میگوید در حال خواندن تاریخ ایران است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤6👎2
✅پول در مملکت مثل خون در بدن!
🔹شاهزاده شلوارش را خیس می کرد، لَلِه را می زدند...
✍علی مرادی مراغه ای
♦️حاج سیاح نویسد:
«در قصر دیدم ناصرالدین شاه بر صندلی نشسته، بنده را نزدیکتر خواند، فرمود:
بسیار جای دنیا را دیده ای؟
عرض کردم بلی به قدری که ممکن بود.
فرمود: حالِ آنوقت ایران با الان تفاوت کرده؟
با تمام توصیه ها که به من شده بود نتوانستم تقیه کنم گفتم، بگذار تا در مقابل تملقهای دیگران، یک نفر هم برای یکبار حقیقتی را به گوش او برساند.
گفتم: بلی بسیار. یکی از تغییرات مهم، تنزل ارزش پول است پول در مملکت مثل خون است در بدن که زندگی مملکت با حرارت و دَوَران آن است، می بینم در اندک زمان، این مشت نقد ایران شکسته و سوخته و فنا میشود و اینکار عاقبت خوشی ندارد»
♦️حالا مجلس یقه همتی را گرفته دلار چرا گران شده؟!
یاد قدیم ها افتادم هر کدام از شاهزادگان، سرپرستی داشتند که لَلِه می گفتند و هر موقع، آن شاهزاده ها کار بد می کردند لَلِه را می زدند!
مثلا وقتی شاهزاده شلوارش را خیس می کرد، لَلِه را می زدند!
حالا این همتی شده لَلِه!
⏹️مجلس به او رأی اعتماد نداد.
اگر فردا دلار همچنان بالا رفت پس ادعای ما درست بوده، لله را زده اند!
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹شاهزاده شلوارش را خیس می کرد، لَلِه را می زدند...
✍علی مرادی مراغه ای
♦️حاج سیاح نویسد:
«در قصر دیدم ناصرالدین شاه بر صندلی نشسته، بنده را نزدیکتر خواند، فرمود:
بسیار جای دنیا را دیده ای؟
عرض کردم بلی به قدری که ممکن بود.
فرمود: حالِ آنوقت ایران با الان تفاوت کرده؟
با تمام توصیه ها که به من شده بود نتوانستم تقیه کنم گفتم، بگذار تا در مقابل تملقهای دیگران، یک نفر هم برای یکبار حقیقتی را به گوش او برساند.
گفتم: بلی بسیار. یکی از تغییرات مهم، تنزل ارزش پول است پول در مملکت مثل خون است در بدن که زندگی مملکت با حرارت و دَوَران آن است، می بینم در اندک زمان، این مشت نقد ایران شکسته و سوخته و فنا میشود و اینکار عاقبت خوشی ندارد»
♦️حالا مجلس یقه همتی را گرفته دلار چرا گران شده؟!
یاد قدیم ها افتادم هر کدام از شاهزادگان، سرپرستی داشتند که لَلِه می گفتند و هر موقع، آن شاهزاده ها کار بد می کردند لَلِه را می زدند!
مثلا وقتی شاهزاده شلوارش را خیس می کرد، لَلِه را می زدند!
حالا این همتی شده لَلِه!
⏹️مجلس به او رأی اعتماد نداد.
اگر فردا دلار همچنان بالا رفت پس ادعای ما درست بوده، لله را زده اند!
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍6❤1
Forwarded from اصفهان خبر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥ثابتی: ۱۶ میلیون نفر با رأی به پزشکیان اشتباه بزرگی کردند، اما ۴۸۰ هزار نفر با رأی به رسایی تصمیم درستی گرفتند!
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
🤬8👎2😢2
✅درباره «عقده مسیح» چه میدانید؟
✍رضی الدین طبیب
در روانشناسی اصطلاحی با نام «عقده مسیح» وجود دارد که احتمالا کمتر کسی نام آن را شنیده است و نسبت به عقدههای دیگری مانند «عقده ادیپ» یا «عقده الکترا» بسیار کمتر به آن پرداخته شده است.
«عقده مسیح» حالت روانی خاصی است که در آن فرد مبتلا عمیقاً بر این باور است که برگزیده شده تا نقش «ناجی» یا «یاری رساننده» به دیگران را ایفا کند. اما تعریف فوق را میتوان به این شکل کاملتر بیان کرد:
ذهن افرادی که دچار «عقده مسیح» شده است، همیشه بین دو حالت در نوسان است؛ یا در توهم این امر هستند که از سوی نیرویی برتر برگزیده شدهاند تا «ناجی» و «قهرمان» دیگران (ملت، سرزمین و...) شوند و موجبات رهایی مظلوم از دست ظالم را فراهم آورند و دسته دوم در این توهماند که چون از سوی نیرویی برتر برگزیده شدهاند، پس به ناچار میبایست در زندگی دنیوی، بسیار بیشتر از دیگر افراد متحمل رنج و عذابهای بیشمار و گوناگون شوند و البته مصائب فوق را برای رسیدن به هدفی خاص با جان و دل پذیرا باشند.
بسیاری از دیکتاتورها و رهبران تندرو کشورهای دارای نظامهای سیاسی توتالیتر، کمونیست، فاشسیت و... (قریب به اکثریت کشورهای جهان سوم) دچار عقده مسیح نوع اولاند و البته بسیاری از پیروان و هواخواهان آنها در چنین کشورهایی مبتلا به بیماری عقده مسیح نوع دوم هستند.
افراد گروه دوم همان کسانی هستند که به قول برخی سیاستمداران، "خودشان انتخاب کردهاند تا اینگونه زندگی کنند!"
به زعم این سیاستمداران، گروه دوم برگزیده شدهاند تا علاوه بر رنج و مصیبتهای بی پایان خود، رنج ملل دیگر را هم با هر کیفیتی_ولو به قیمت نابودی خود و خانواده و جامعهشان_ متحمل شوند!
در این میان نکته قابل توجه، تعداد فراوان افراد مبتلا به عقده مسیح نوع دوم نسبت به نوع اول است. آنها از گروه اول بسیار خطرناکترند؛ از اینرو که گروه دوم بیتردید بوجود آورنده افرادی با عقدههای مسیح نوع اولاند.
اما باید دانست که درمان عقده مسیح بهویژه نوع دوم آن، بسیار ساده و کم هزینه است: مطالعه، آگاهی، رهایی از توهمات خرافی، پذیرش اشتباهات و جبران و همچنین «مواجهه با واقعیت امور» از جمله راهکارهای اساسی و موثر در درمان فرد مبتلا است.
اغلب مبتلایان به عقده مسیح نوع اول همچون معمر قذافی، صدام حسین، انور خوجه، نیکلای چائوشسکو و بسیاری از نامهای آشنا برای ما، شوربختانه تنها در واپسین لحظات عمر، هنگام تنبیه توسط ملتهای تحت فرمان خود و یا مواجهه با شدیدترین مجازاتها و کیفرها، متوجه حاد بودن بیماری ویرانگر خود میشوند و در حقیقت باید گفت که در مراحل پیشرفته، این بیماری روانی واقعاً غیرقابل درمان است.
آنچه که بیشتر از هرچیز قابل تأمل مینماید، هزینه ها و آسیبهای جبرانناپذیر و نابودکننده این بیماری برای اطرافیان فرد مبتلا است و قرار گرفتن افرادی از این دست در سطوح بالای مدیریتی کلان و یا حکومتی، منجر به نابودی منابع مالی، سیاسی و اجتماعی یک کشور و تباه ساختن زندگی نسلهای بیشمار میگردد!
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✍رضی الدین طبیب
در روانشناسی اصطلاحی با نام «عقده مسیح» وجود دارد که احتمالا کمتر کسی نام آن را شنیده است و نسبت به عقدههای دیگری مانند «عقده ادیپ» یا «عقده الکترا» بسیار کمتر به آن پرداخته شده است.
«عقده مسیح» حالت روانی خاصی است که در آن فرد مبتلا عمیقاً بر این باور است که برگزیده شده تا نقش «ناجی» یا «یاری رساننده» به دیگران را ایفا کند. اما تعریف فوق را میتوان به این شکل کاملتر بیان کرد:
ذهن افرادی که دچار «عقده مسیح» شده است، همیشه بین دو حالت در نوسان است؛ یا در توهم این امر هستند که از سوی نیرویی برتر برگزیده شدهاند تا «ناجی» و «قهرمان» دیگران (ملت، سرزمین و...) شوند و موجبات رهایی مظلوم از دست ظالم را فراهم آورند و دسته دوم در این توهماند که چون از سوی نیرویی برتر برگزیده شدهاند، پس به ناچار میبایست در زندگی دنیوی، بسیار بیشتر از دیگر افراد متحمل رنج و عذابهای بیشمار و گوناگون شوند و البته مصائب فوق را برای رسیدن به هدفی خاص با جان و دل پذیرا باشند.
بسیاری از دیکتاتورها و رهبران تندرو کشورهای دارای نظامهای سیاسی توتالیتر، کمونیست، فاشسیت و... (قریب به اکثریت کشورهای جهان سوم) دچار عقده مسیح نوع اولاند و البته بسیاری از پیروان و هواخواهان آنها در چنین کشورهایی مبتلا به بیماری عقده مسیح نوع دوم هستند.
افراد گروه دوم همان کسانی هستند که به قول برخی سیاستمداران، "خودشان انتخاب کردهاند تا اینگونه زندگی کنند!"
به زعم این سیاستمداران، گروه دوم برگزیده شدهاند تا علاوه بر رنج و مصیبتهای بی پایان خود، رنج ملل دیگر را هم با هر کیفیتی_ولو به قیمت نابودی خود و خانواده و جامعهشان_ متحمل شوند!
در این میان نکته قابل توجه، تعداد فراوان افراد مبتلا به عقده مسیح نوع دوم نسبت به نوع اول است. آنها از گروه اول بسیار خطرناکترند؛ از اینرو که گروه دوم بیتردید بوجود آورنده افرادی با عقدههای مسیح نوع اولاند.
اما باید دانست که درمان عقده مسیح بهویژه نوع دوم آن، بسیار ساده و کم هزینه است: مطالعه، آگاهی، رهایی از توهمات خرافی، پذیرش اشتباهات و جبران و همچنین «مواجهه با واقعیت امور» از جمله راهکارهای اساسی و موثر در درمان فرد مبتلا است.
اغلب مبتلایان به عقده مسیح نوع اول همچون معمر قذافی، صدام حسین، انور خوجه، نیکلای چائوشسکو و بسیاری از نامهای آشنا برای ما، شوربختانه تنها در واپسین لحظات عمر، هنگام تنبیه توسط ملتهای تحت فرمان خود و یا مواجهه با شدیدترین مجازاتها و کیفرها، متوجه حاد بودن بیماری ویرانگر خود میشوند و در حقیقت باید گفت که در مراحل پیشرفته، این بیماری روانی واقعاً غیرقابل درمان است.
آنچه که بیشتر از هرچیز قابل تأمل مینماید، هزینه ها و آسیبهای جبرانناپذیر و نابودکننده این بیماری برای اطرافیان فرد مبتلا است و قرار گرفتن افرادی از این دست در سطوح بالای مدیریتی کلان و یا حکومتی، منجر به نابودی منابع مالی، سیاسی و اجتماعی یک کشور و تباه ساختن زندگی نسلهای بیشمار میگردد!
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍6
اصفهان خبر
🎥ثابتی: ۱۶ میلیون نفر با رأی به پزشکیان اشتباه بزرگی کردند، اما ۴۸۰ هزار نفر با رأی به رسایی تصمیم درستی گرفتند! 📌پایگاه اصفهان خبر @khabar_isf
🌲🌲🌲
افراد به اندازه [نادانی] و کمبودهایشان دیگران را آزار میدهند!
#ژان_پل_سارتر
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
افراد به اندازه [نادانی] و کمبودهایشان دیگران را آزار میدهند!
#ژان_پل_سارتر
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍3🤬1
✅نیای چنگیزخان مغول در هالهای از تقدس ۱
🔹چنگیز پسر آسمان آبی جاویدان...
گویا قراردادن شرح زندگی حاکمان در هالهای از تقدس منحصر به فرهنگ سنتی و بت سازی ما نیست و در نواحی دیگر نیز کم و بیش وجود داشته است. در این رابطه به معرفی اجداد و نیای چنگیزخان میتوان اشاره داشت که متوسل به این روایت افسانهای از آلان قوا شدهاند. «آلان قوا یکی از مهمترین قهرمانان تاریخ مغول است. از اوست که قدرت، اهمیت و تشخیص خاندان چنگیزی آغاز میگردد. این خاندان در هالهای از تقدّس و روحانیت پیچیده میشود و مؤسس امپراتوری را جنبهی روحانی و آسمانی میبخشد. به قسمی که تا به امروز چنگیز و خاندان او در مغولستان مقدس و محترم باقی میمانند. امپراتوری مغول برای این که بتواند بر قلمرو وسیعی از اقیانوس کبیر تا دریای مدیترانه حاکمیت مطلق داشته باشد علاوه بر قدرت مادی، احتیاج مبرم به قدرتهای معنوی داشت. به خصوص از اینروست که چنگیز و خاندان او جنبهی مقدس به خود میگیرند. مسلم است که تقدس هیچ گاه نمیتواند خلقالساعه باشد و احتیاج به ریشههای کهن دارد. این ریشهها را در زندگی آلان قوا مییابیم که جدهی سلالهی سلاطین مغول است. دوبون مارگان از اجداد چنگیز روزی بر قله کوه بورقان قلدون (Burqan-qaldun) نشسته بود. از دور افرادی را در حال کوچ کردن دید و در جلو ارابهها دختر زیبایی نظرش را جلب کرد و به خواستگاریاش رفت و او را که آلان قوا نام داشت زیبا و اصیل یافت. پدر وی از بزرگان ایل قوری تومات به نام قوریلای مارگان و مادرش رئیس ایل کول برقوجین تومات بود. این ازدواج انجام گرفت که ثمرهی آن دو پسر بود.
افسانهی الهی مغول به خصوص از این جا آغاز میشود که پس از مرگ دوبون مارگان، آلان قوا بدون اختیار کردن شوهری دیگر سه پسر به دنیا آورد. میدانیم که مغول برای عفت و نجابت زن اهیمت فوقالعادهای قائل بوده و به هیچ وجه تحمل خیانت و زناکاری را نمیکرد. از اینرو دو پسر اولی او و سایر خویشاوندان و بزرگان ایل شروع به سرزنش و بدگویی از وی کردند. آلان قوا که از این موضوع آگاه گردیده بود روزی پسران خود را جمع کرد و به ایشان چنین گفت: شما دو فرزند من درباره من ظنی بردید و با یکدیگر گفتید: او این سه پسر را به دنیا آورده.... اینان پسران کهاند و چه طور؟ شما ظن بردید و صحیح هم بود. هر شب مردی زرد نورانی (رشیدالدین واژه زرد نورانی را اشقرانی اشهل ترجمه کرده که کنایه از انوار ربانی بودایی است.) از روزن خرگاه یا از درز روشن پنجره وارد میشد. بر شکم من دست میمالید و پرتو نورانیاش در شکم من فرو میرفت. چون خارج میشد مانند سگ زردی در اشعهی آفتاب یا ماه میخزید و خارج میشد. چه ثمر که با گفته جواب شما را بدهم؟ برای کسی که درک کند این علامت مسلّمی است که این سه پسر میبایستی فرزندان آسمان باشند. چگونه شما آنان را با مردان سرسیاه مقایسه میکنید؟ ایشان سلاطین همه خلایق خواهند شد و آنگاه مردم عادی به خوبی درخواهند یافت. سپس اضافه میکند اگر میخواستم آیا نمیتوانستم شوهری بیابم؟ من بنا به خواستهی قومم حکومت میکنم. آیا من تا این حد سست عنصرم که خود را رها کنم تا چنین عمل دیوانهواری از من سر زند که موجب شرمساری خود و ایل و خویشان و دو پسرم گردد؟ گذشته از آن فرزندانی که از من به دنیا آمدهاند تنها شبیه مناند و به هیچ کس دیگری شباهت ندارند. این خود علامت بزرگی است که آنان بی پدر به دنیا آمدهاند و با این علامت شما درخواهید یافت که این کار خواست آسمان جاویدان است.
✍علی جلالپور
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹چنگیز پسر آسمان آبی جاویدان...
گویا قراردادن شرح زندگی حاکمان در هالهای از تقدس منحصر به فرهنگ سنتی و بت سازی ما نیست و در نواحی دیگر نیز کم و بیش وجود داشته است. در این رابطه به معرفی اجداد و نیای چنگیزخان میتوان اشاره داشت که متوسل به این روایت افسانهای از آلان قوا شدهاند. «آلان قوا یکی از مهمترین قهرمانان تاریخ مغول است. از اوست که قدرت، اهمیت و تشخیص خاندان چنگیزی آغاز میگردد. این خاندان در هالهای از تقدّس و روحانیت پیچیده میشود و مؤسس امپراتوری را جنبهی روحانی و آسمانی میبخشد. به قسمی که تا به امروز چنگیز و خاندان او در مغولستان مقدس و محترم باقی میمانند. امپراتوری مغول برای این که بتواند بر قلمرو وسیعی از اقیانوس کبیر تا دریای مدیترانه حاکمیت مطلق داشته باشد علاوه بر قدرت مادی، احتیاج مبرم به قدرتهای معنوی داشت. به خصوص از اینروست که چنگیز و خاندان او جنبهی مقدس به خود میگیرند. مسلم است که تقدس هیچ گاه نمیتواند خلقالساعه باشد و احتیاج به ریشههای کهن دارد. این ریشهها را در زندگی آلان قوا مییابیم که جدهی سلالهی سلاطین مغول است. دوبون مارگان از اجداد چنگیز روزی بر قله کوه بورقان قلدون (Burqan-qaldun) نشسته بود. از دور افرادی را در حال کوچ کردن دید و در جلو ارابهها دختر زیبایی نظرش را جلب کرد و به خواستگاریاش رفت و او را که آلان قوا نام داشت زیبا و اصیل یافت. پدر وی از بزرگان ایل قوری تومات به نام قوریلای مارگان و مادرش رئیس ایل کول برقوجین تومات بود. این ازدواج انجام گرفت که ثمرهی آن دو پسر بود.
افسانهی الهی مغول به خصوص از این جا آغاز میشود که پس از مرگ دوبون مارگان، آلان قوا بدون اختیار کردن شوهری دیگر سه پسر به دنیا آورد. میدانیم که مغول برای عفت و نجابت زن اهیمت فوقالعادهای قائل بوده و به هیچ وجه تحمل خیانت و زناکاری را نمیکرد. از اینرو دو پسر اولی او و سایر خویشاوندان و بزرگان ایل شروع به سرزنش و بدگویی از وی کردند. آلان قوا که از این موضوع آگاه گردیده بود روزی پسران خود را جمع کرد و به ایشان چنین گفت: شما دو فرزند من درباره من ظنی بردید و با یکدیگر گفتید: او این سه پسر را به دنیا آورده.... اینان پسران کهاند و چه طور؟ شما ظن بردید و صحیح هم بود. هر شب مردی زرد نورانی (رشیدالدین واژه زرد نورانی را اشقرانی اشهل ترجمه کرده که کنایه از انوار ربانی بودایی است.) از روزن خرگاه یا از درز روشن پنجره وارد میشد. بر شکم من دست میمالید و پرتو نورانیاش در شکم من فرو میرفت. چون خارج میشد مانند سگ زردی در اشعهی آفتاب یا ماه میخزید و خارج میشد. چه ثمر که با گفته جواب شما را بدهم؟ برای کسی که درک کند این علامت مسلّمی است که این سه پسر میبایستی فرزندان آسمان باشند. چگونه شما آنان را با مردان سرسیاه مقایسه میکنید؟ ایشان سلاطین همه خلایق خواهند شد و آنگاه مردم عادی به خوبی درخواهند یافت. سپس اضافه میکند اگر میخواستم آیا نمیتوانستم شوهری بیابم؟ من بنا به خواستهی قومم حکومت میکنم. آیا من تا این حد سست عنصرم که خود را رها کنم تا چنین عمل دیوانهواری از من سر زند که موجب شرمساری خود و ایل و خویشان و دو پسرم گردد؟ گذشته از آن فرزندانی که از من به دنیا آمدهاند تنها شبیه مناند و به هیچ کس دیگری شباهت ندارند. این خود علامت بزرگی است که آنان بی پدر به دنیا آمدهاند و با این علامت شما درخواهید یافت که این کار خواست آسمان جاویدان است.
✍علی جلالپور
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
❤1
🌲🌲🌲
جای مردان سیاست بنشانید درخت،
که هوا تازه شود...
🌲روز درختکاری مبارک
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
جای مردان سیاست بنشانید درخت،
که هوا تازه شود...
🌲روز درختکاری مبارک
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅نیای چنگیزخان مغول در هالهای از تقدس ۱ 🔹چنگیز پسر آسمان آبی جاویدان... گویا قراردادن شرح زندگی حاکمان در هالهای از تقدس منحصر به فرهنگ سنتی و بت سازی ما نیست و در نواحی دیگر نیز کم و بیش وجود داشته است. در این رابطه به معرفی اجداد و نیای چنگیزخان میتوان…
✅نیای چنگیزخان مغول در هالهای از تقدس ۲
پسران و خویشان آلان قوا که از پاکی و خصوصیات اخلاقی وی آگاهی داشتند گفتههایش را باور کردند. معهذا عدهای از اشراف مغول چند شب در کمین او بودند و پس از آن که مشاهده کردند که هر شب نوری از بالای خرگاه به داخل چادر او فرو میرود و سپس بیرون میآید آن گاه صدق مقال آن پسندیده خصال روشن و آشکار گشته و بدگویان و عیب جویان زبان در کام خاموشی کشیدند. بعدها هنگامی که به تدریج این سه پسر موفق شدند شعبات متعدد ایلی را به وجود آورند همهی آنها را نیرون (Nirun) گفتند که سرانجام تشکیل ایل نیرومند و مهمی را دادند. نیرون به معنی از صلب طاهر ظاهر شده است که اشارت به صلب و بطن پاک آلان قوا و از میان قبایل، چون درّاند از صدف دارد. مسأله آلان قوا شباهت کاملی با وضع مریم مقدس پیدا میکند که او نیز بدون داشتن شوهری پیامبر مسیحیان را به دنیا آورد. حتی در منابع به روایاتی برمیخوریم که این شباهت را دریافته و آن دو را با یکدیگر مقایسه کردهاند که برای نمونه شعر زیر را نقل میکنیم:
حکایت مریم اگر بشنوی به آلان قوا همچنان بنگری
تنها منبعی که این مسأله را با شک تلقی کرده جامعالتواریخ رشیدی است، منتها چون جرأت ابراز آن را به صراحت نداشته در لفافه و عبارت گول زننده اصل موضوع را که همان احتیاج خاندان چنگیزی به داشتن قدرت معنوی است به نوعی به خوانندهی هوشیار القاء میکند: به زعم مغول والعهدة علیالرّاوی! از بطن پاک او بیواسطه ازدواج و رابطهی امتزاج در وجود آمدند. در تمام مواردی که رشیدالدین از این موضوع بحث میکند جملهی«العهدةالراوی» را به یاد خواننده میآورد و سپس اضافه میکند مقتضی حکمت ایزد تعالی و تقدس آن است که اظهار آثار قدرت خود را به هر وقت در عالم کون و فساد امری غریب بدیع حاصل کرده و محل ظهور آن حال وجود شخصی شریف بیهمال باشد. به نظر عنایت ربانی ملحوظ و از نعمت مرحمت یزدانی محفوظ. بدین ترتیب مشاهده میکنیم که منابع دوره مغول سعی داشتهاند که شروع حکومت چنگیز را بالاتر برانند و به اجداد او برسانند که از آلان قوا جدهی نهم وی آغاز میشود.»[1]
✍علی جلالپور
[1] - زن در ایران عصر مغول، تألیف دکتر شیرین بیانی، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ چهارم، 1397، صص 122 تا 123
2- نقش زنان دربار در تاریخ ایران، علی جلال پور، انتشارات گفتمان اندیشه معاصر، 1403، ص 292
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
پسران و خویشان آلان قوا که از پاکی و خصوصیات اخلاقی وی آگاهی داشتند گفتههایش را باور کردند. معهذا عدهای از اشراف مغول چند شب در کمین او بودند و پس از آن که مشاهده کردند که هر شب نوری از بالای خرگاه به داخل چادر او فرو میرود و سپس بیرون میآید آن گاه صدق مقال آن پسندیده خصال روشن و آشکار گشته و بدگویان و عیب جویان زبان در کام خاموشی کشیدند. بعدها هنگامی که به تدریج این سه پسر موفق شدند شعبات متعدد ایلی را به وجود آورند همهی آنها را نیرون (Nirun) گفتند که سرانجام تشکیل ایل نیرومند و مهمی را دادند. نیرون به معنی از صلب طاهر ظاهر شده است که اشارت به صلب و بطن پاک آلان قوا و از میان قبایل، چون درّاند از صدف دارد. مسأله آلان قوا شباهت کاملی با وضع مریم مقدس پیدا میکند که او نیز بدون داشتن شوهری پیامبر مسیحیان را به دنیا آورد. حتی در منابع به روایاتی برمیخوریم که این شباهت را دریافته و آن دو را با یکدیگر مقایسه کردهاند که برای نمونه شعر زیر را نقل میکنیم:
حکایت مریم اگر بشنوی به آلان قوا همچنان بنگری
تنها منبعی که این مسأله را با شک تلقی کرده جامعالتواریخ رشیدی است، منتها چون جرأت ابراز آن را به صراحت نداشته در لفافه و عبارت گول زننده اصل موضوع را که همان احتیاج خاندان چنگیزی به داشتن قدرت معنوی است به نوعی به خوانندهی هوشیار القاء میکند: به زعم مغول والعهدة علیالرّاوی! از بطن پاک او بیواسطه ازدواج و رابطهی امتزاج در وجود آمدند. در تمام مواردی که رشیدالدین از این موضوع بحث میکند جملهی«العهدةالراوی» را به یاد خواننده میآورد و سپس اضافه میکند مقتضی حکمت ایزد تعالی و تقدس آن است که اظهار آثار قدرت خود را به هر وقت در عالم کون و فساد امری غریب بدیع حاصل کرده و محل ظهور آن حال وجود شخصی شریف بیهمال باشد. به نظر عنایت ربانی ملحوظ و از نعمت مرحمت یزدانی محفوظ. بدین ترتیب مشاهده میکنیم که منابع دوره مغول سعی داشتهاند که شروع حکومت چنگیز را بالاتر برانند و به اجداد او برسانند که از آلان قوا جدهی نهم وی آغاز میشود.»[1]
✍علی جلالپور
[1] - زن در ایران عصر مغول، تألیف دکتر شیرین بیانی، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ چهارم، 1397، صص 122 تا 123
2- نقش زنان دربار در تاریخ ایران، علی جلال پور، انتشارات گفتمان اندیشه معاصر، 1403، ص 292
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍1