صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
1.64K subscribers
4.36K photos
1.84K videos
803 files
4.44K links
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Download Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
گذری بر تاریخ ایران۱۹ 🔹هخامنشیان۵ #کورش_بزرگ آرامگاه کورش بزرگ روایت است کورش در جنگ با قبیله‌ای به نام ماساژت‌ها (از اقوام سکایی)، به‌شدت زخمی شد و پس از سه روز تحمل درد، از دنیا رفت؛ اما «گزنفون»، مرگ بر این عقیده است که کورش به‌صورت طبیعی به‌دلیل سن…
گذری بر تاریخ ایران۲۰
🔹هخامنشیان۶
#کورش_بزرگ
منشور کوروش کبیر
در منابع مختلف، جملات متعددی به کوروش کبیر منسوب شده است؛ اما هیچ‌گونه سند موثقی برای انتساب این سخنان به وی وجود ندارد. تنها سند به‌جا‌‌ی‌مانده از نخستین پادشاه هخامنشی، منشور کوروش یا استوانه کوروش محسوب می‌شود که تا حدودی قابلیت اتکا دارد و از آن به‌عنوان نخستین منشور حقوق بشر در جهان نیز یاد شده است. 

در ادامه به ترجمه فارسی این منشور از متن اصلی بابلی نگاهی خواهیم داشت که به کوشش دکتر شاهرخ رزمجو، استاد دانشگاه تهران، فراهم شده است:
۱) [آن هنگام که...................مردوک]، پادشاه همه آسمان‌ها و زمین، کسی که........، ... که با ....یَش سرزمین‌های دشمنانش (؟) را لگدکوب می‌کند.
۲) [........................................................] با دانایی گسترده،...کسی که گوشه‌های جهان را زیر نظر دارد،
۳) [.....................................................................] .......... فرزند ارشد [او] (=بِلشَزَر)، فرومایه‌ای به سروری سرزمینش گمارده شد.
۴) [..................................................................................] (نبونئید) [ او [فرمانروایی؟ سا]ختگی بر آنان قرارداد،
۵) نمونه‌ای ساختگی از اِسَگیل سا[خت و] .......................................برای (شهر) اور و دیگر جایگاه‌های مقدس [فرستاد؟]
۶) آیین‌هایی که شایسته آنان (خدایان/پرستشگاه‌ها) نبود. پیشکشی[هایی ناپاک] ......................گستاخانه [....] هرروز یاوه‌سرایی می‌کرد و [اها]نت آمیز
۷) (او) پیشکشی‌های روزانه را بازداشت. او در [آیین‌ها دست برد و ] .............درون پرستشگاه‌ها برقرار [کرد]. در اندیشه‌اش به ترس از مردوک -شاه خدایان- پایان داد.
۸) هرروز به شهرش (=شهر مردوک) بدی روا می‌داشت. ................................................همه مردما [نش را ....] (=مردمان مردوک) را با یوغی رها نشدنی به نابودی کشاند.
۹) اِنلیلِ خدایان (=مردوک)، از شِکوِه ایشان بسیار خشمگین شد، و........................قلمرو آنان. خدایانی که درون آن‌ها می‌زیستند محراب‌هایشان را رها کردند.
۱۰) خشمگین از اینکه او (=نبونئید) (آنان را) (=خدایان غیر بابلی) به شواَنّهَ (=بابِل) وارد کرده بود. [دلِ] مردوکِ بلند [پایه، انلیلِ خدایان] به رحم آمد....(او) بر همه زیستگاه‌هایی که جایگاه‌های مقدسشان ویران شده بود.
۱۱) و مردم سرزمین سومر و اَکَد که همچون کالبد مردگان شده بودند، اندیشه کرد (و) بر آنان رحم آورد. او همه سرزمین‌ها را جست و بررسی کرد.
۱۲) شاهی دادگر را جست‌و‌جو کرد که دلخواهش باشد. او کورش، شاه (شهر) اَنشان را به دستانش گرفت، و او را به نام خواند، (و) شهریاری او بر همگان را به آوای بلند اعلام کرد.
۱۳) او (=مردوک) سرزمین گوتی (و) همه سپاهیان مادی را در برابر پاهای او (=کورش) به کرنش درآورد و همه مردمان سر سیاه (=عامه مردم) را که (مردوک) به دستان او (=کورش) سپرده بود.
۱۴) به دادگری و راستی شبانی کرد. مردوک، سرور بزرگ، که پرورندۀ مردمانش است، به کارهای نیک او (=کورش) و دل راستینش به شادی نگریست
۱۵) (و) او را فرمان داد تا به سوی شهرش شهر مردوک)، بابل، برود. او را واداشت (تا) راه تین تیر (=بابل) را در پیش گیرد و همچون دوست و همراهی در کنارش گام برداشت.
۱۶) سپاهیان گسترده‌اش که شمارشان همچون آب یک رودخانه شمردنی نبود، پوشیده در جنگ‌افزارها در کنارش روان بودند.
۱۷) (مردوک) او را بدون جنگ و نبرد به درون شواَنّهَ (=بابل) وارد کرد. او شهرش، بابل را از سختی رهانید. او (=مردوک) نبونئید، شاهی را که از او نمی‌هراسید، در دستش (=دست کورش) نهاد.
۱۸) همه مردم تین تیر (=بابل)، تمامی سرزمین‌های سومر و اَکَد، بزرگان و فرمانداران در برابرش کرنش کردند (و) بر پاهایش بوسه زدند، از پادشاهی او شادمان گشتند (و) چهره‌هایشان درخشان شد.
۱۹) (مردوک) سروری که با یاری‌اش به مردگان زندگی‌بخشید (و) آن که همه را از سختی و دشواری رهانید، آنان او را به شادی ستایش کردند و نامش را ستودند.
۲۰) منم کوروش، شاه جهان، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه نیرومند، شاه بابل، شاه سومر و اَکَد، شاه چهار گوشه جهان.
۲۱) پسر کمبوجیه، شاه بزرگ، شاه شهر انشان، نوه کورش، شاه بزرگ، شا[ه شهر] انشان، از نسل چیش پیش، شاه بزرگ، شاه شهر انشان.
۲۲) دودمان جاودانه پادشاهی که (خدایان) بِل و نَبو فرمانرواییش را دوست دارند (و) پادشاهی او را با دلی شاد یاد می‌کنند. آنگاه که با آشتی به در[ون] بابل آمدم،
۲۳) جایگاه سروری (خود) را با جشن و شادمانی در کاخ شاهی برپا کردم. مردوک، سرور بزرگ، قلب گشاده کسی که بابل را دوست دارد، [همچون سرنو]شتم به من [بخشید] (و) من هرروز ترسنده در پی نیایش او بودم.

@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
گذری بر تاریخ ایران۲۰ 🔹هخامنشیان۶ #کورش_بزرگ منشور کوروش کبیر در منابع مختلف، جملات متعددی به کوروش کبیر منسوب شده است؛ اما هیچ‌گونه سند موثقی برای انتساب این سخنان به وی وجود ندارد. تنها سند به‌جا‌‌ی‌مانده از نخستین پادشاه هخامنشی، منشور کوروش یا استوانه…
گذری بر تاریخ ایران۲۱
🔹هخامنشیان۷
#کورش_بزرگ

ادامه منشور کورش
۲۴) سپاهیان گسترده‌ام با آرامش درون بابل گام بر می‌داشتند. نگذاشتم کسی در همۀ [سومر و] اَکَد هراس آفرین باشد.
۲۵) در پیِ امنیتِ [شهرِ] بابل و همه جایگاه‌های مقدسش بودم. برای مردم بابل .....................؛ که برخلاف خوا[ست خدایان] یوغی بر آنان نهاده بود که شایسته‌شان نبود.
۲۶) خستگی‌هایشان را تسکین دادم (و) از بندها(؟) رهایشان کردم. مردوک، سرور بزرگ، از رفتار [نیک من] شادمان گشت (و)
۲۷) به من کورش، شاهی که از او می‌ترسد و کمبوجیه پسر تنی [ام و به] همه سپاهیانم،
۲۸) برکتی نیکو ارزانی داشت. بگذار ما با شادی در برابرش باشیم، در آرامش. به [فرمان] والایش، همه شاهانی که بر تخت نشسته‌اند،
۲۹) از هر گوشه (جهان)، از دریای پایین، آنان که در سرزمین‌های دوردست می‌زیند، (و) همه شاهان سرزمین اَمورّو که در چادرها زندگی می‌کنند، همه آنان،
۳۰) باج سنگینشان را به شواَنّهَ (بابل) آوردند و بر پاهایم بوسه زدند. از [شواَنّهَ=بابل] تا شهر آشور و شوش،

۳۱) اَکَد، سرزمین اِشنونهَ، زَمبَن، شهر مِتورنو، دِر، تا مرز گوتی، جا[یگاه‌های مقدس آن سو]ی دجله که از دیرباز محراب‌هایشان ویران شده بود،
۳۲) خدایانی را که درون آن‌ها ساکن بودند، به جایگاه‌هایشان بازگرداندم و (آنان را) در جایگاه ابدی خودشان نهادم. همۀ مردمانِ آنان (=آن خدایان) را گرد آوردم و به سکونتگاه‌هایشان بازگرداندم و
۳۳) خدایانِ سرزمین سومر و اَکَد را که نبونَئید – در میان خشم سرور خدایان- به شواَنّهَ (=بابل) آورده بود، به فرمان مردوک، سرور بزرگ، به سلامت
۳۴) به جایگاهشان بازگرداندم، جایگاهی که دل‌شادشان می‌سازد. باشد تا خدایانی که به درون نیایشگاه‌هایشان بازگرداندم،
۳۵) هرروز در برابر بِل و نَبو، روزگاری دراز (=عمری طولانی) برایم خواستار شوند (و) کارهای نیکم را یادآور شوند و به مردوک، سرورم چنین بگویند که "کورش، شاهی که از تو می‌ترسد و کمبوجیه پسرش
۳۶) ..... بگذار آنان سهمیه رسانِ نیایشگاه‌هایمان باشند، تا روزگاران دراز(؟)...؛ و باشد که مردمان بابل [شاهیِ] [او را] بستایند." من همه سرزمین‌ها را در صلح قراردادم.
۳۷) ....................[غا]ز، دو مرغابی، ده کبوتر، بیشتر از [پیشکشی پیشینِ] غاز و مرغابی و کبوتری که.......
۳۸) ...[روزا] نه افزودم......................................در پی استوار کردن باروی دیوار ایمگور- اِنلیل، دیوار بزرگ بابل برآمدم
۳۹) .....دیواری از آجر پخته، بر کنارۀ خندقی که شاه پیشین ساخته بود؛ ولی ساختش را به پایان [نبرده بود] ... کار آن را [من ....به پایان بردم.]
۴۰) ...؛ که [شهر را از بیرون در بر نگرفته بود]، که هیچ شاهی پیش از من (با) کارگرانِ به بیگاری [گرفته‌شده سرزمینش در] شواَنّهَ (=بابل) نساخته بود.
۴۱) .... (آن را) [با قیر] و آجر پخته از نو بر پا کردم و [ساختش را به پایان رساندم].
۴۲) .... [دروازه‌های بزرگ از چوب سدر] با روکش مفرغین. من همۀ آن درها را با آستانه[ها و قطعات مسی] کار گذاردم.
۴۳) .... [ ... کتیبه‌ای از] آشوربانیپال، شاهی پیش از من، [(روی آن) نو]شته شده بود، [درون آن دید]م.
۴۴) [..............] او ..... مردوک، سرور بزرگ، آفریننده (؟)[.................................................................]
۴۵) [.................................................] ... من ..... همچون هدیه‌ای [پیشکش کردم] ........... (برای) خشنودی‌ات تا به جاودان.

@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
🌲🌲🌲


کسی که کتاب می خواند هزاران زندگی را قبل از مرگش زندگی می کند.
کسی که هرگز کتاب نمی خواند فقط یکبار زندگی می کند.

#جورج_مارتین
#پگاه_اندیشه

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روستای گردشگری سازمان جهانی گردشگری

روستای اصفهک طبس در رقابت با ۱۵۰ روستا در سطح جهان، به عنوان یکی از بهترین مقاصد گردشگری سازمان جهانی گردشگری درسال ۲۰۲۴ انتخاب شد.


@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خلق چهره کوروش بزرگ، داریوش بزرگ، خشایارشا، آریو برزن و انوشیروان عادل با هوش مصنوعی


@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شبیه‌سازی زندگی مردم در مصر باستان (۳۳۲۴ سال پیش) به کمک هوش مصنوعی

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍3
امروز سالروزِ خاموشیِ مردی است که نامش به دو کلمه پیوند خورده است، آموزشِ کودکانِ ناشنوا و آموزشِ پیش از دبستان: «جبارِ باغچه‌بان.»
رنج و مرارتِ او در آموزش و ترویجِ دانش برایِ آسیب پذیرترین و محروم‌ترین کودکانِ ایران هرگز در تاریخِ علم به ویژه برایِ ایرانیان فراموش ناشدنی است. تکریم و تجلیل از پیشگامانِ علم آموزشی است برایِ پاسداشتِ خرد و کرامتِ انسان در مقابله با تاریک‌اندیشان و علم‌ستیزانِ منادیِ جهل و تعصب و نابخردی.

یادش گرامی و راهش پررهرو🥀


@tarbd
👍74🕊2
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
قصه پرغصه عباس میرزا ...

سهند ایرانمهر

🔸امروز سالگرد درگذشت عباس میرزای قاجار، ولیعهد فتحعلی شاه و فرمانده ارتش ایران در جنگ با روسیه تزاری است.. عباس میرزا را برخی سرسلسله‌ اولین اصلاحات  و تجددخواهان می‌نامند . مورخین و وقایع نگاران از منش انسانی و رفتار مصلحانه او به تواتر سخن گفته‌اند.
موریس دوکوتز، سفیر کبیر روسیه تزاری از جمله افرادی است که در توصیف خود از ایران آن روزگار تصویر دقیقی از نابسامانی‌ها می‌دهد و در این راه گاه از حدود ادب نیز پا فراتر می‌گذارد وقتی به عباس میرزا می رسد چنین می نویسد:

«عباس‌میرزا … دشمن واقعی تجمّل است … حرکات و اطوارش خیلی جالب توجه و مظهر اصالت و نجابت است... چشمانش آیینه ضمیر اوست. مکر و کید در آن مشاهده نمی‌شود. فجایعی که در نتیجه قوانین سخن مملکت معمول است هر جا دستش برسد جلوگیری می‌کند».

وقتی دوکوتز در جریان یکی از مراودات خود به باغ «عباس میرزا » دعوت می‌شود و در آن باغ زیبا متوجه می‌‌شود که بخشی از دیوار در حال فروریختن است اما برای تعمیر آن  اقدامی نشده  از ولیعهد چرایی این ماجرا را می پرسد:

«از حضرت ولیعهد پرسیدم که چرا این دیوار را خراب نکرده‌اید؟ فرمود: زمانی که این باغ را وسعت می‌دادم محتاج به خریداری مقداری از اراضی مالک مجاور شدم، ولی چون مالک زمینی که این دیوار زشت و خراب متعلق به آن است، دهقان سالخورده‌ای است که به ماترک آباء و اجدادش علاقه تامی دارد، به قیمتی که به او دادم راضی به فروش زمینش نشد. من هم نه تنها دلتنگ نشدم، بلکه علاقه او را هم به یادگار اجدادش، تقدیس و تمجید کردم و نیز جسارت او مقبول طبع من واقع شد. فعلا صبر می‌کنم شاید بتوانم با ورثه او کنار بیایم».
  موریس دوکوتز بوئه که شاهد استبداد مزمن در ایران روزگار خود بوده است با تعجب در این باره می‌نویسد:
«تمام قطعه آسیا ذلیل شدیدترین استبدادهاست، اگر بگردید چنین عقیده‌ای یافت نشود».
( موریس دوکوتزبوئه، مسافرت به ایران، ترجمه محمود هدایت، امیرکبیر، ص۷۰)

🔸مکاتبات عباس میرزا نشان می‌دهد که ذهن وی بر خلاف اذهان آرام سایر رجال زمانه‌اش به شدت درگیر چرایی عقب ماندگی ایرانیان بوده است چنانکه در نامه به ژوبر فرستاده ناپلئون می نویسد:
«نمی‌دانم این قدرتی که شما (اروپایی‌ها) را بر ما مسلط کرده چیست و موجب ضعف ما و ترقی شما چه؟ شما در قشون، جنگیدن و فتح کردن و بکار بردن قوای عقلیه متبحرید و حال آنکه ما در جهل و شغب غوطه‌ور و به ندرت آتیه را در نظر می‌گیریم. مگر جمعیت و حاصلخیزی و ثروت مشرق زمین از اروپا کمتر است؟ یا آفتاب که قبل از رسیدن به شما به ما می‌تابد تأثیرات مفیدش در سر ما کمتر از شماست؟ …»
(حماسه کویر، محمدابراهیم باستانی پاریزی، ص ۶۶۹)

🔸بی کفایتی پادشاه، دسیسه چینی ها و عقب ماندگی مزمن ساختار حکومت  و جامعه، در کنار شکست عباس میرزا از روس ها و ازهمه بدتر هزیمت اصلاندوز سرانجام رمق را از مردی که به تعبیر رجال روس« می‌توانست پطر کبیر آینده ایران» باشد (علی بینا، تاریخ سیاسی و دیپلماسی، ج ۱،  ص ۲۵۷ )گرفت و نادیده گرفتن شرایط و موقعیت متزلزل کشور -که امکان فتح تهران را برای پاسکوویچ فراهم می کرد و به مدد فراست عباس میرزا در عهدنامه ترکمنچای به "ارس" محدود گردید  - فراموش و  اینطور وانمود شد که گویی ایران چنان توانمندی و ارتشی داشته است که می توانست روس را تا پترزبورگ هم عقب بنشاند!. مخالفان و سعایت کنندگان چنین ترویج دادند که وی در مذاکرات مزدور روس‌ها یا عثمانی بوده و جاسوسی آنان را کرده و در ازای آن رشوت گرفته است. خود او این فشار و قضاوت غیرمنصفانه را اینگونه منعکس کرده است:

«یک ‌بار کشتن، بهتر است از اینکه هر بار در مجلس‌های دارالخلافه طوری مذکور شوم که العیاذبالله اسلام را مغلوب کفر می‌خواهم و فتح‌نامه روس را در جنگ عثمانلو ، به دروغ، شهرت می‌دهم تا پولی از خزانه همایون درآرم و به دشمن دولت عاید کنم. سختا که آدمی است بر احداث روزگار».
نامه به علی‌نقی‌ میرزا رکن‌الدوله، در محرم ــ صفر ۱۲۴۵٫ق

🔸سرانجام آن درد کهنه نخبه‌کشی و آن افت مزمن که در سپهر سیاست ایران زیر پای مصلحان و دلسوزان این سرزمین را خالی کرده است گریبان این شاهزاده با کفایت را نیز گرفت. در مورد مرگ او گفته‌اند که بیماری مزمن گوارش و کلیه -که درمان آن هربار بخاطر مشغله های جنگی و سیاسی او به تاخیر می افتاد -عاقبت والی متجدد آذربایجان را از پای انداخت تا در کارنامه تاریخ سرزمینی که خود بر فرزندانش تیغ می‌کشد، سیاهه‌ای دیگر ثبت شود .


@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍1
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (مهدی احمدی)
📕عباس میرزا و ژوبر

ارنست ژوبر که از سوی ناپلئون بناپارت به ایران اعزام شده بود، در سال ۱۲۲۱ هـ. ق در اردوگاه جنگی عباس میرزا با روس‌ها، از او دیدار می‌کند. او می‌گوید: در مدت زمان کوتاهی که در خدمت عباس میرزا بودم همواره به مسائل مهم می‌پرداخت. او از امور پوچ و یاوه‌گویی خودداری و همواره نکته‌های دقیقی را مطرح می‌کرد. یک بار از سر درد به من چنین گفت:

مردم به کارهای من افتخار می‌کنند، ولی چون من، از ضعیفی من بی‌خبرند. چه کرده‌ام که قدر و قیمت جنگجویان مغرب زمین را داشته باشم؟ چه شهری را تسخیر کرده‌ام و چه انتقامی توانسته‌ام از تاراج ایلات خود بکشم؟... از شهرت فتوحات قشون فرانسه دانستم که رشادت قشون روسیه در برابر آنان هیچ است، مع‌الوصف تمام قوای مرا یک مشت اروپایی (روسی) سرگرم داشته، مانع پیشرفت کار من می‌شوند… نمی‌دانم این قدرتی که شما (اروپایی‌ها) را بر ما مسلط کرده چیست و موجب ضعف ما و ترقی شما چه؟ شما در قشون، جنگیدن و فتح کردن و بکار بردن قوای عقلیه متبحرید و حال آنکه ما در جهل و شغب غوطه‌ور و به ندرت آتیه را در نظر می‌گیریم. مگر جمعیت و حاصلخیزی و ثروت مشرق زمین از اروپا کمتر است؟ یا آفتاب که قبل از رسیدن به شما به ما می‌تابد تأثیرات مفیدش در سر ما کمتر از شماست؟ یا خدایی که مراحمش بر جمیع ذرات عالم یکسان است خواسته شما را بر ما برتری دهد؟ گمان نمی‌کنم. اجنبی حرف بزن! بگو من چه باید بکنم که ایرانیان را هشیار نمایم.
https://telegram.me/tarbd
👍1
تهران در نیمه‌ی دهه‌ ی پنجاه خورشیدی، عکس از صفحه‌ ی تهران پریروز در فیسبوک
✍🏻 علی ملیحی

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔥2
موسسه فرهنگی و هنری رویش برگزار می کند:

٭زنان نامدار شاهنامه٭

🔹ویژه بزرگسالان


@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
4👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگر مردم شما را نخواهند، چیکار می کنید؟


خبرنگار : « اگر در پنج یا ده سال آینده ، مردم بگویند که اعلاحضرتا ما دیگر نمی خواهیم شما بر ما حکومت کنید، شما چه پاسخی به مردم می دهید ؟؟..»

شاه: «اگر مردم از من بخواهند که کنار بروم، من هم بخواست مردم احترام می گذارم، هیچ کس هرگز نخواهد توانست بر خلاف خواست مردم بر آنها حکومت کند ..»


@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍104
Forwarded from M G
👏2
Forwarded from Quiz
فتحعلی شاه قاجار چند سال بر ایران حکومت کرد؟
Anonymous Quiz
22%
۳۰سال
19%
۵۰سال
38%
۳۷سال
21%
۲۷سال
Forwarded from اصفهان خبر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
♦️تجسم هوش مصنوعی از دوران امپراطوری هخامنشی

🔹شاهنشاهی هخامنشی یا نخستین امپراطوری پارس ۲۵۰۰ سال پیش توسط کوروش بزرگ بنیان‌گذاری شد.
🔹شاهنشاهی هخامنشی نخستین و تنها پادشاهی بود که بخش بزرگی از جهان را برای بیش از ۲۰۰ سال یکپارچه کرد.


📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
4
«جشن مهرگان» ثبت جهانی شد

جشن مهرگان به‌عنوان بیست‌وپنجمین عنصر میراث‌فرهنگی ناملموس ایران، چهارشنبه ۱۴ آذرماه در کمیته بین‌الدولی میراث‌فرهنگی یونسکو در پاراگوئه ثبت جهانی شد.

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👏5
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
«جشن مهرگان» ثبت جهانی شد جشن مهرگان به‌عنوان بیست‌وپنجمین عنصر میراث‌فرهنگی ناملموس ایران، چهارشنبه ۱۴ آذرماه در کمیته بین‌الدولی میراث‌فرهنگی یونسکو در پاراگوئه ثبت جهانی شد. @tarbd 📚📚📚📚📚 "تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"…
مهرگان
🍁🍂🍁🍂🍁
مهرماه؛ مهر روز - آغاز جشن مهرگان به مدت شش روز
مهرگان از بزرگترین جشن‌های ایران است که در مهر روز از برج مهر برگزار می‌شود. «مهرگان» پس از نوروز بزرگترین جشن ایرانیان است. این جشن در مهر روز(شانزدهمین روز مهر در تاریخ زرتشتی)=(دهمین روز در تاریخ شمسی) آغاز می‌شود و شش روز به درازا می‌انجامد و در روز رام روز به پایان می‌رسد.
  از دیر باز ایرانیان بر این باور بودند که در این روز کاوه آهنگر علیه ضحاک به پاخواست و فریدون بر اژی دهاک(ضحاک) غلبه کرد. جشن مهرگان نیز همانند نوروز با آیین یگانه و آداب و رسوم ویژه برگزار می‌شود. فلسفه جشن مهرگان سپاسگزاری از خداوند به خاطر نعمت‌هایی است که به انسان ارزانی داشته و استوار کردن دوستی‌ها و مهرورزی میان انسانهاست.

پیشینه جشن مهرگان به هزاره دوم پیش از میلاد بر می‌گردد و بیش از ۴۰۰۰ سال قدمت دارد. دیرینگی جشن مهرگان دست کم تا دوران شاهان باستانی و بزرگی چون فریدون باز می‌گردد. فردوسی در شاهنامه به روشنی به این جشن کهن و پیدایش آن در دوران پادشاهی فریدون اشاره کرده‌است.

دل از داوری‌ها بپرداختند
به آیین یکی جشن نو ساختند
نشستند فرزانگان شادکام
گرفتند هر یک ز یاقوت جام
می روشن و چهرهٔ شاه نو
جهان نو ز داد و سر ماه نو
بفرمود تا آتش افروختند
همه عنبر و زعفران سوختند
پرستیدن مهرگان دین اوست
تن‌آسانی و خوردن آیین اوست

خوان یا سفره مهرگانی که از پارچه‌ای ارغوانی رنگ تشکیل شده را با گل‌ها آذین می‌کنند در پیرامون این گل‌ها، چند شاخه درخت گز و شراب می‌گذارند و گونه‌هایی از میوه‌های پاییزی به رنگ سرخ به این سفره اضافه می‌شود. میوه‌هایی مانند: سنجد، انگور، انار، سیب، به، ترنج (بالنگ)، انجیر، بادام، پسته، فندق
آنان پس از خوردن نان و نوشیدنی، به موسیقی و پایکوبی‌های گروهی می‌پردازند. در پایان مراسم، شعله‌های فروزان آتش، نظاره‌گر دستانی میشود که بطور دسته‌جمعی و برای تجدید پایبندی خود بر پیمان‌های گذشته، در هم فشرده می‌شوند .

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
2👍2🔥2
برگرفته از کتاب نفیس و   تاریخی :« اندیشه‌های میرزاآقاخان کرمانی »

نویسنده : « فریدون آدمیت» ( سال ۱۳۵۷، ص ۱۷۱_۱۷۲ ) ..

وضع حکمرانی ایران، همیشه عامل جدایی ملت و دولت گردیده و به همین علت «ترقی و تنزل و ضعف و قوت دولت ایران تابع شخص رهبر یا  پادشاه» بوده است...

اگر رهبران کشور دانا و کاردان بودند، کشور را به مقامی بلند رسانیده‌اند و هرآینه، ناتوان و بیکاره، مملکت را به خرابی و پریشانی کشانیده‌اند..

و این خود سببی دارد:
این جبلت[سرشت] از دیرباز، در نهاد قوم ایرانی مرکوز [نهادینه] گردیده که همه چیز، حتی تغییرات فصول سال و ازمنه را به رهبران و پادشاهان نسبت دهند و خرابی و آبادانی را بسته به اراده آنان دانند..

این تصور خود نتیجهٔ اعتقاد مقدسی بود که ایرانیان، شاه و رهبر  را خدای روی زمین و اطاعت و بلکه پرستش او را، وظیفه مقدس و بندگی خود می‌دانستند...

بر اثر آن بدبختی‌ها را به پای گناهکاری و روسیاهی خود، نزد یزدان پاک می‌گذاشتند و خویشتن را سزاوار آن عقوبت‌ها می‌پنداشتند..

گمان می‌بردند که این ایزدی‌کاری است و هورمزد چنین خواسته است که ایران، خراب گردد و مردم در بیم و پریشانی بمانند، مگر این‌که خداوند، از نو زردشت را بفرستد و آن بنیاد را براندازد...

اثر مهم تاریخی که از این تصور دینی و مذهبی روییده، اینکه ایرانیان، جمهور مردم را «هیچ وقعی ننهاده و منشأ اثر و قدرتی» نمی‌شمرده، افراد را «ابداً در تغییرات ملکیه ذی‌مدخل ندانسته و گمان نمی‌کردند که ملت «در دنیا به قدر ذره‌ای می‌توان منشا اثری» باشد...

سبب عدم ترقی ملت ایران همین «اعتقاد باطل» بود که خود را، «در حقوق مملکت حصه‌دار» نمی‌دانستند..

نتیجه غایی این کیفیات، همان شد که اوضاع مملکت و ترقی و تنزل دولت، پیوسته تابع احوال رهبران و  پادشاهان باشد و حال آن‌که قدرت سایر ملل، علاوه بر کاردانی رئیس مملکت، بنیاد دیگر داشته که «مجلس سنا و قانون حکمت و اتحاد عموم اهالی ملت در منافع و خسارات باشد.

لاجرم اگر ضعفی در شخص رهبر و یا  شاه حاصل بشود، اتحاد ملت برای عدم تاثیر آن، مقاومت تواند کرد.
حیف که این گونه اتحاد، هرگز در ملت ایران پیدا نشد



( میرزاآقاخان کرمانی نویسنده و روشنفکر و از نمونه‌های ممتاز نسل اول ملی‌گرایان سکولار ایران است
میرزا آقاخان را می‌توان در کنار میرزا فتحعلی آخوندزاده، از بنیان‌گذاران ناسیونالیسم نوین ایرانی دانست.
پس از کشته شدن ناصرالدین‌شاه، دولت عثمانی، احمد روحی، خبیرالملک و میرزا آقاخان را که در طرابوزان زندانی کرده بود، به ایران تحویل داد.
در سال ۱۳۱۴ هجری قمری، مطابق با ۱۸ ژوئیه ۱۸۹۶ میلادی، محمدعلی میرزا، ولیعهد، آنان را به اتهام بابی بودن در باغ شمال تبریز سربرید و سرها را پر از کاه کرده به تهران فرستاد.
)

@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
👏31👍1