صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅گذری بر تاریخ ایران۱۳ 🔹مادها۶ 🔵تصرف کشور آرمنیه توسط هووخشتر آشوریها، آرمنیه را " #اورارتو" مینامیدند و درتورات " #آرارات" آمده است. آشوراوبالیت (پادشاه آشور) حمایت فرعون مصر، #نخاو را با خود داشت، و با آرمنیه نیز وارد مذاکره شده و از شاه آرمنیه یاوری…
✅گذری بر تاریخ ایران۱۴
🔹حکومت ماد۷
آستیاگ / ایشتوویگو
ایشتوویگو یا آستیاگ (به بابلی :Iš-tu-me-gu، در تاریخ هرودوت: آستیاگ (به یونانی: Ἀστυάγης، لاتیننویسی: Astuágēs)، در گزارش کتزیاس: Astuigâs، در گزارش دیودور: Aspadas) چهارمین و آخرین پادشاه ماد بود. بر اساس تواریخ هرودوت ایشتوویگو حدوداً از سال ۵۸۵ تا ۵۵۰ پیش از میلاد به مدت ۳۵ سال حکومت کرد.
ایشتوویگو پس از مرگ پدرش هووخشتره به حکومت ماد رسید. از اقدامهای ایشتوویگو، جنگ با لیدیه بود که در نهایت، موجب پیمان صلح او با پادشاه لیدیه و ازدواج او با آرینیس، خواهر کرزوس شد. از دیگر اقدامهای منتسب شده به ایشتوویگو لشکرکشی به قفقاز و ایلام است.
ایشتوویگو پدر ماندانا و آمیتیس بود. ماندانا با کمبوجیه یکم ازدواج کرد که حاصل این ازدواج تولد کوروش دوم یا کوروش بزرگ بود. کوروش در ۵۵۰ پیش از میلاد بر علیه سلطنت پدربزرگش شورش کرد و او را از سلطنت خلع کرد. با خلع ایشتوویگو از سلطنت حکومت ۱۲۸ ساله مادها پایان یافت و شاهنشاهی هخامنشی بنیان نهاده شد.
اطلاعات زیادی در مورد دوران حکومت ایشتوویگو در دسترس نیست و قضاوت در مورد شخصیت و دوران حکومت او به دلیل کمبود منابع و گزارشهای متناقض ممکن نیست.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹حکومت ماد۷
آستیاگ / ایشتوویگو
ایشتوویگو یا آستیاگ (به بابلی :Iš-tu-me-gu، در تاریخ هرودوت: آستیاگ (به یونانی: Ἀστυάγης، لاتیننویسی: Astuágēs)، در گزارش کتزیاس: Astuigâs، در گزارش دیودور: Aspadas) چهارمین و آخرین پادشاه ماد بود. بر اساس تواریخ هرودوت ایشتوویگو حدوداً از سال ۵۸۵ تا ۵۵۰ پیش از میلاد به مدت ۳۵ سال حکومت کرد.
ایشتوویگو پس از مرگ پدرش هووخشتره به حکومت ماد رسید. از اقدامهای ایشتوویگو، جنگ با لیدیه بود که در نهایت، موجب پیمان صلح او با پادشاه لیدیه و ازدواج او با آرینیس، خواهر کرزوس شد. از دیگر اقدامهای منتسب شده به ایشتوویگو لشکرکشی به قفقاز و ایلام است.
ایشتوویگو پدر ماندانا و آمیتیس بود. ماندانا با کمبوجیه یکم ازدواج کرد که حاصل این ازدواج تولد کوروش دوم یا کوروش بزرگ بود. کوروش در ۵۵۰ پیش از میلاد بر علیه سلطنت پدربزرگش شورش کرد و او را از سلطنت خلع کرد. با خلع ایشتوویگو از سلطنت حکومت ۱۲۸ ساله مادها پایان یافت و شاهنشاهی هخامنشی بنیان نهاده شد.
اطلاعات زیادی در مورد دوران حکومت ایشتوویگو در دسترس نیست و قضاوت در مورد شخصیت و دوران حکومت او به دلیل کمبود منابع و گزارشهای متناقض ممکن نیست.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍2
Forwarded from اصفهان خبر
📸 رتبه ۱۸۰ کنکور سراسری سال ۹۱ فرهاد پیرزاد
🔹جانباخته حادثه معدن طبس از شهرستان قوچان
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
🔹جانباخته حادثه معدن طبس از شهرستان قوچان
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
😢11😡1
✅بیگانه - فن - هراسی در ایران
اعتمادالسلطنه در خاطرات روزانهاش روایتی دارد، از جنس رویدادهای کوچکی که پدیدهای بزرگ را آشکار میسازد (ص۴۶۲):
«موسیو بوآتالِ بلژیکی نمونه کوچکی از تراموا [را] آورده بوده که ناصرالدین شاه فرموده بودند: «گُه خورده بود، شتر و قاطر و خر صد هزار مرتبه از راه آهن بهتر است. حالا [که] چهل پنجاه فرنگی در تهران هستند ما عاجزیم، اگر راه آهن ساخته شود هزار نفر بیایند؛ چه خواهیم کرد!».
تمامی این فرمودهی شاه را میتوان در دو نوع از هراس ما ایرانیان تقسیمبندی کرد:
۱)فنهراسی (Technophobia)
۲)بیگانههراسی (Xenophobia)
پدیدهای که در آن مواجههی ما ایرانیان با فناوری همزمان پدیدآورندهی دو هراس بوده است.
همانگونه که آبراهامیان در کتاب «ایران بین دو انقلاب» میگوید: «هنگامی که ناصرالدینشاه برای احداث خط آهن تهران به حضرت عبدالعظیم، با یک شرکت بلژیکی قرارداد بست، گاریچیها به دلیل ترس از پدید آمدن رقیبی ارزانقیمت، روحانیون به دلیل مخالفت با نفوذ اجنبی و زائران نیز به دلیل هراس ناشی از مرگ یکی از زائران در زیر موتوربخار، دست به دست هم دادند تا خط آهن را ویران کنند».
نمونهی دیگر از این فناوریهراسی مخالفت عین الدوله با تلگراف بود. او معتقد بود: «اگر رعایا دارای تلگراف شدند در ولایات و ایالات مملکت محروسه ایران، در جلوی تلگرافخانه تجمع میکنند و از احوال یکدیگر با خبر میشوند و علیه سلطنت آشوب میکنند.»
اما هراس ما از فناوری، با هراس از بیگانگان تثبیت و تحکیم میشود. شاید ریشههای بیگانههراسیِ تاریخیِ ما ایرانیان به دلیل جغرافیای این سرزمین در اتصال آسیا-اروپا باشد؛ واقعیتی قابل ادراک که ما را همواره در معرض تهاجم قرار داده است.
شاهکلید اصلی در فرمودهی شاه این جمله طلایی است که «اگر راه آهن ساخته شود هزار نفر [فرنگی]بیایند؛ چه خواهیم کرد!» ناصرالدین شاه باور دارد که حضور خارجیها و افزایش ارتباط با خارجیها یک تهدید بزرگ است. این هراس البته تنها متعلق به نهاد حاکمیت نیست؛ بلکه هراسی عمومی است.
اما نقطهی اوج این خاطره در ادامهی آن است. اعتمادالسلطنه ادامه میدهد:
«خانهٔ کتابچی رفتم. صحبت راه آهن شد.
گفت امین السلطان صورت راهآهن انگلیس را به من داده که انتقاد کنم.من صریح نوشتم که «راه آهن مضر است برای استقلال شما». این بود که موقوف شد.»توقف فناوری اما نیاز به بیش از هراس دارد. اینجاست که نظریهپردازانی همچون کتابچی پا به میدان میگذارند، و اغلب نظریهی آنان بر یک موضوع استوار است: «برای استقلال مضر است!»
این روایت کوتاه نشانهای از پدیدهای است ایرانی، که در طول دویست سال اخیر اصلیترین شیوهی مواجههی ایرانیان، از هر قشر و گروهی، با فناوری بوده است و من این پدیده را با واژهای خودساختهای به نام «بیگانه-فن-هراسی» ( Xechnophobia) معرفی خواهم کرد. هراس از شبکههای اجتماعی نمونهای از این «بیگانه-فن-هراسی» ماست. اگرچه شواهد زیادی میتواند این هراس را تقویت کند اما شاید اکنون زمان مواجههای از نوع دیگر باشد.
پنجره را که باز میکنیم، پشهها و مگسها هم وارد اتاق میشوند؛ اما راه حل بستن پنجره نیست!خداحافظی با این «بیگانه-فن-هراسی» در هوشمندی ماست وقتی هم پنجره باز باشد و هم پشهها آسیبرسان نباشند!
زمان اما میگذرد تا ما ایرانیان با همان فناوری که هراسیدهایم، آشتی کنیم. زمان است که گرچه آشتی میدهد؛ افسوس که از دست هم میرود. زمان از دست میرود و همچنان دروغ بزرگ باقی میماند: «ماهی را هر وقت از آب بگیرید تازه است!»
✍امیر ناظمی
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
اعتمادالسلطنه در خاطرات روزانهاش روایتی دارد، از جنس رویدادهای کوچکی که پدیدهای بزرگ را آشکار میسازد (ص۴۶۲):
«موسیو بوآتالِ بلژیکی نمونه کوچکی از تراموا [را] آورده بوده که ناصرالدین شاه فرموده بودند: «گُه خورده بود، شتر و قاطر و خر صد هزار مرتبه از راه آهن بهتر است. حالا [که] چهل پنجاه فرنگی در تهران هستند ما عاجزیم، اگر راه آهن ساخته شود هزار نفر بیایند؛ چه خواهیم کرد!».
تمامی این فرمودهی شاه را میتوان در دو نوع از هراس ما ایرانیان تقسیمبندی کرد:
۱)فنهراسی (Technophobia)
۲)بیگانههراسی (Xenophobia)
پدیدهای که در آن مواجههی ما ایرانیان با فناوری همزمان پدیدآورندهی دو هراس بوده است.
همانگونه که آبراهامیان در کتاب «ایران بین دو انقلاب» میگوید: «هنگامی که ناصرالدینشاه برای احداث خط آهن تهران به حضرت عبدالعظیم، با یک شرکت بلژیکی قرارداد بست، گاریچیها به دلیل ترس از پدید آمدن رقیبی ارزانقیمت، روحانیون به دلیل مخالفت با نفوذ اجنبی و زائران نیز به دلیل هراس ناشی از مرگ یکی از زائران در زیر موتوربخار، دست به دست هم دادند تا خط آهن را ویران کنند».
نمونهی دیگر از این فناوریهراسی مخالفت عین الدوله با تلگراف بود. او معتقد بود: «اگر رعایا دارای تلگراف شدند در ولایات و ایالات مملکت محروسه ایران، در جلوی تلگرافخانه تجمع میکنند و از احوال یکدیگر با خبر میشوند و علیه سلطنت آشوب میکنند.»
اما هراس ما از فناوری، با هراس از بیگانگان تثبیت و تحکیم میشود. شاید ریشههای بیگانههراسیِ تاریخیِ ما ایرانیان به دلیل جغرافیای این سرزمین در اتصال آسیا-اروپا باشد؛ واقعیتی قابل ادراک که ما را همواره در معرض تهاجم قرار داده است.
شاهکلید اصلی در فرمودهی شاه این جمله طلایی است که «اگر راه آهن ساخته شود هزار نفر [فرنگی]بیایند؛ چه خواهیم کرد!» ناصرالدین شاه باور دارد که حضور خارجیها و افزایش ارتباط با خارجیها یک تهدید بزرگ است. این هراس البته تنها متعلق به نهاد حاکمیت نیست؛ بلکه هراسی عمومی است.
اما نقطهی اوج این خاطره در ادامهی آن است. اعتمادالسلطنه ادامه میدهد:
«خانهٔ کتابچی رفتم. صحبت راه آهن شد.
گفت امین السلطان صورت راهآهن انگلیس را به من داده که انتقاد کنم.من صریح نوشتم که «راه آهن مضر است برای استقلال شما». این بود که موقوف شد.»توقف فناوری اما نیاز به بیش از هراس دارد. اینجاست که نظریهپردازانی همچون کتابچی پا به میدان میگذارند، و اغلب نظریهی آنان بر یک موضوع استوار است: «برای استقلال مضر است!»
این روایت کوتاه نشانهای از پدیدهای است ایرانی، که در طول دویست سال اخیر اصلیترین شیوهی مواجههی ایرانیان، از هر قشر و گروهی، با فناوری بوده است و من این پدیده را با واژهای خودساختهای به نام «بیگانه-فن-هراسی» ( Xechnophobia) معرفی خواهم کرد. هراس از شبکههای اجتماعی نمونهای از این «بیگانه-فن-هراسی» ماست. اگرچه شواهد زیادی میتواند این هراس را تقویت کند اما شاید اکنون زمان مواجههای از نوع دیگر باشد.
پنجره را که باز میکنیم، پشهها و مگسها هم وارد اتاق میشوند؛ اما راه حل بستن پنجره نیست!خداحافظی با این «بیگانه-فن-هراسی» در هوشمندی ماست وقتی هم پنجره باز باشد و هم پشهها آسیبرسان نباشند!
زمان اما میگذرد تا ما ایرانیان با همان فناوری که هراسیدهایم، آشتی کنیم. زمان است که گرچه آشتی میدهد؛ افسوس که از دست هم میرود. زمان از دست میرود و همچنان دروغ بزرگ باقی میماند: «ماهی را هر وقت از آب بگیرید تازه است!»
✍امیر ناظمی
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
😢1
Forwarded from کانال خبری بامدادنو
🔴بازگشت ۱۱۰۰ لوح تاریخی با رئیسجمهور به کشور
🔸همزمان با بازگشت رئیسجمهور از نیویورک به ایران، ۱۱۰۰ لوح تاریخی متعلق به دوران هخامنشی و داریوش اول، از آمریکا به ایران بازگردانده شد.
🔸این لوحها به خط میخی و به زبان عیلامی است.
❇️ @baamdadeno
🔸همزمان با بازگشت رئیسجمهور از نیویورک به ایران، ۱۱۰۰ لوح تاریخی متعلق به دوران هخامنشی و داریوش اول، از آمریکا به ایران بازگردانده شد.
🔸این لوحها به خط میخی و به زبان عیلامی است.
❇️ @baamdadeno
🔥2👍1🕊1
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅گذری بر تاریخ ایران۱۴ 🔹حکومت ماد۷ آستیاگ / ایشتوویگو ایشتوویگو یا آستیاگ (به بابلی :Iš-tu-me-gu، در تاریخ هرودوت: آستیاگ (به یونانی: Ἀστυάγης، لاتیننویسی: Astuágēs)، در گزارش کتزیاس: Astuigâs، در گزارش دیودور: Aspadas) چهارمین و آخرین پادشاه ماد بود. بر…
✅گذری بر تاریخ ایران۱۵
🔹هخامنشیان۱
دودمان اولیه هخامنشیان
در هزاره اول ق.م، اقوام ایرانی به سرزمینی در خاک ایران، که اکنون به #فارس مشهور است (و مناطق دیگر جنوبی)، مهاجرت کردند. این نام فارسی، عربی شده واژه #پارسه میباشد. ایران که مخفف واژه کهن ایرانی #آریانام است، معنی میدهد به سرزمین آرینها، ایرانیها و مادها، که در گذشته دور در فلات ایران زندگی میکردند، و خود را #آرین میدانستند و نام یاد شده از اینرو پدید آمد. سرزمینی که ایرانیها در آن مستقر شدند، سرزمین بومی عیلامیها بود. مردمی که تمدنی اصیل را بنیاد نهادند...(۱)، بنابر نوشته های هرودوت میدانیم که پارسیان ده قبیله بودند. عبدالعظیم رضایی در کتاب #تاریخ_ده_هزارساله_ایران، جلد اول، مینویسد:
" پارسیها از لحاظ وضع زندگی به دو دوسته تقسیم میشدند. افراد طبقه اول به کشاورزی مشغول بودند. بنا به گفته #هرودوت، این طبقه شش تیره بزرگ را در بر میگرفت: پازارگاد، مارافین، ماسپین، پانتالین، دروزین و کرمانین.
- و طبقه دوم که افراد بیابانگرد آن با چوپانی روزگار میگذرانیدند، از چهار عشیره تشکیل میگردید: دائن، مارد، دروپیک و ساگارتین ".(۲)
پارسیان در اوایل هزاره ق.م در پارس، کرمان کنونی، و در زمینهای شرقی و شمالی خوزستان کنونی جاگیر شدند و سلطنتهای محلی کوچکی داشتند. در سده هشتم ق.م، دو تا از سلطنتهای پارسیان، به دقت قابل شناخت است: یکی سلطنتی که مرکزش پاسارگاد بود، و دیگر سلطنتی که مرکزش انشان در خوزستان بود. این دو سلطنت را قبیله بزرگ هخامنشی تشکیل داده بودند، و هر دو تابع و خراجگزار عیلام بودند.(۳)
نخستین فرمانروای پارسیان که در تاریخ نام برده شده است، #هخامنش میباشد. بر اساس نوشتههای هرودوت، هخامنش، سردودمان هخامنشیان از خاندان پاسارگادیان بودهاند که در پارس جای داشتهاند. اطلاعات زیادی از هخامنش در دسترس نیست، جز اینکه وی از قبیله پاسارگاد بوده و این پاسارگادیان، گردنفرازترین قبیلههای پارسی به شمار میرفته است. در آغاز سده هشتم ق.م، مادها تازه به پیریزی شاهنشاهی خود آغاز کرده بودند و پادشاه عیلام با سناخریب آشوری در جنگ بود. در میان دشمنان پادشاه آشور، از پارسیان نیز نام برده شده است؛ از این رو گمان میکنند که هخامنش با عیلامیان همکاری میکرده است و با آشوریان در نبرد بوده است. روزگار فرمانروایی هخامنش، را ۷۰۰ تا ۶۷۵ ق.م دانستهاند.
در پیرامون ۶۷۵ ق.م، #چیش_پش، پسر هخامنش به جانشینی او رسید و خود را "شاه بزرگ، شاه انشان" خواند. درباره چیشپش هم اطلاعات زیادی نیست، جز آنکه وی به ناچار به اطاعت از فرورتیش، پادشاه دوم ماد آمده و به او باج میپرداخت، و در زمان او سپاه پارس در جز لشکریان ماد خدمت میکردند. فرورتیش که در برخورد با قوم سکاها در ۶۵۳ ق.م کشته شد، و سرزمین او ۲۸سال مورد تاخت و تاز سکاها قرار گرفت. همین ناتوانی مادها، به چیشپش زمان داد تا آرام آرام بنیاد فرمانروایی پارسیان را استوارتر سازد، و با سیاستی خردمندانه راه جنبش برومند ایرانیان را از دشواریها نشان دهد. آشوربانیپال (شاه آشور)، در سال ۶۳۹ ق.م، دولت عیلام را برانداخت. با نابودی عیلامیان، چیشپش انشان را تصرف کرد و افزون بر پارس، بر انشان نیز چیره شد. وی پیش از مرگش در ۶۴۰ ق.م، پادشاهی خود را در میان دو پسرش یعنی #کوروش و #آریارمنه تقسیم کرده است؛ یعنی انشان را به کوروش (کوروش اول)، پارس را به آریارمنه سپرده است.(۴)
در جریان حمله آشور بانیپال به انشان، پارسیها طبق یک پیمان محرمانه، که پیشتر با شاه آشور بسته بودند، بیطرف ماندند. در همین سال (۶۴۰ ق.م)، در همین سال که قلمرو چیشپش به فرزندانش رسیده بود، کوروش (کوروش اول) که در انشان مستقر شد، و برای تضمین قرارداد اطاعت از آشوربانیپال، یکی پسرانش بنام #آریائوکو را بنابر اسناد آشوری، به گروگان دربار آشوربانیپال سپرد. سپردن چنین گروگانی در آن زمان به مفهوم تضمین وابستگی یک سلطنت خودمختار محلی، به یک سلطنت بزرگتر و فراگیرتر بوده است. ولی آریارمنه که در پاسارگاد بود، معلوم نیست که تابعیت دولت آشور را پذیرفته باشد. دامنه سلطه آشوریان، هیچگاه به درون پارس نرسید. این کوروش، نیای بزرگ کوروش بزرگ، و آریارمنه، نیای بزرگ داریوش بزرگ بود.(۵)
✍محمد امیری
📚 منابع:
۱. تاریخ سیاسی هخامنشی، نوشته داندامایف، ترجمه فرید جواهرکلام، ص۱.
۲. تاریخ دههزار ساله ایران، عبدالعظیم رضایی، جلد اول، ص۱۶۹.
۳. بازخوانی تاریخ ایرانزمین، دکتر امیرحسین خنجی، جلد اول، خلاصه ص۱۸۱.
۴. کورش بزرگ، شاپور شهبازی، آبانماه ۱۳۴۹، ص۲۷ تا ۳۱.
۵. خنجی، ج۱، ص۱۸۲.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹هخامنشیان۱
دودمان اولیه هخامنشیان
در هزاره اول ق.م، اقوام ایرانی به سرزمینی در خاک ایران، که اکنون به #فارس مشهور است (و مناطق دیگر جنوبی)، مهاجرت کردند. این نام فارسی، عربی شده واژه #پارسه میباشد. ایران که مخفف واژه کهن ایرانی #آریانام است، معنی میدهد به سرزمین آرینها، ایرانیها و مادها، که در گذشته دور در فلات ایران زندگی میکردند، و خود را #آرین میدانستند و نام یاد شده از اینرو پدید آمد. سرزمینی که ایرانیها در آن مستقر شدند، سرزمین بومی عیلامیها بود. مردمی که تمدنی اصیل را بنیاد نهادند...(۱)، بنابر نوشته های هرودوت میدانیم که پارسیان ده قبیله بودند. عبدالعظیم رضایی در کتاب #تاریخ_ده_هزارساله_ایران، جلد اول، مینویسد:
" پارسیها از لحاظ وضع زندگی به دو دوسته تقسیم میشدند. افراد طبقه اول به کشاورزی مشغول بودند. بنا به گفته #هرودوت، این طبقه شش تیره بزرگ را در بر میگرفت: پازارگاد، مارافین، ماسپین، پانتالین، دروزین و کرمانین.
- و طبقه دوم که افراد بیابانگرد آن با چوپانی روزگار میگذرانیدند، از چهار عشیره تشکیل میگردید: دائن، مارد، دروپیک و ساگارتین ".(۲)
پارسیان در اوایل هزاره ق.م در پارس، کرمان کنونی، و در زمینهای شرقی و شمالی خوزستان کنونی جاگیر شدند و سلطنتهای محلی کوچکی داشتند. در سده هشتم ق.م، دو تا از سلطنتهای پارسیان، به دقت قابل شناخت است: یکی سلطنتی که مرکزش پاسارگاد بود، و دیگر سلطنتی که مرکزش انشان در خوزستان بود. این دو سلطنت را قبیله بزرگ هخامنشی تشکیل داده بودند، و هر دو تابع و خراجگزار عیلام بودند.(۳)
نخستین فرمانروای پارسیان که در تاریخ نام برده شده است، #هخامنش میباشد. بر اساس نوشتههای هرودوت، هخامنش، سردودمان هخامنشیان از خاندان پاسارگادیان بودهاند که در پارس جای داشتهاند. اطلاعات زیادی از هخامنش در دسترس نیست، جز اینکه وی از قبیله پاسارگاد بوده و این پاسارگادیان، گردنفرازترین قبیلههای پارسی به شمار میرفته است. در آغاز سده هشتم ق.م، مادها تازه به پیریزی شاهنشاهی خود آغاز کرده بودند و پادشاه عیلام با سناخریب آشوری در جنگ بود. در میان دشمنان پادشاه آشور، از پارسیان نیز نام برده شده است؛ از این رو گمان میکنند که هخامنش با عیلامیان همکاری میکرده است و با آشوریان در نبرد بوده است. روزگار فرمانروایی هخامنش، را ۷۰۰ تا ۶۷۵ ق.م دانستهاند.
در پیرامون ۶۷۵ ق.م، #چیش_پش، پسر هخامنش به جانشینی او رسید و خود را "شاه بزرگ، شاه انشان" خواند. درباره چیشپش هم اطلاعات زیادی نیست، جز آنکه وی به ناچار به اطاعت از فرورتیش، پادشاه دوم ماد آمده و به او باج میپرداخت، و در زمان او سپاه پارس در جز لشکریان ماد خدمت میکردند. فرورتیش که در برخورد با قوم سکاها در ۶۵۳ ق.م کشته شد، و سرزمین او ۲۸سال مورد تاخت و تاز سکاها قرار گرفت. همین ناتوانی مادها، به چیشپش زمان داد تا آرام آرام بنیاد فرمانروایی پارسیان را استوارتر سازد، و با سیاستی خردمندانه راه جنبش برومند ایرانیان را از دشواریها نشان دهد. آشوربانیپال (شاه آشور)، در سال ۶۳۹ ق.م، دولت عیلام را برانداخت. با نابودی عیلامیان، چیشپش انشان را تصرف کرد و افزون بر پارس، بر انشان نیز چیره شد. وی پیش از مرگش در ۶۴۰ ق.م، پادشاهی خود را در میان دو پسرش یعنی #کوروش و #آریارمنه تقسیم کرده است؛ یعنی انشان را به کوروش (کوروش اول)، پارس را به آریارمنه سپرده است.(۴)
در جریان حمله آشور بانیپال به انشان، پارسیها طبق یک پیمان محرمانه، که پیشتر با شاه آشور بسته بودند، بیطرف ماندند. در همین سال (۶۴۰ ق.م)، در همین سال که قلمرو چیشپش به فرزندانش رسیده بود، کوروش (کوروش اول) که در انشان مستقر شد، و برای تضمین قرارداد اطاعت از آشوربانیپال، یکی پسرانش بنام #آریائوکو را بنابر اسناد آشوری، به گروگان دربار آشوربانیپال سپرد. سپردن چنین گروگانی در آن زمان به مفهوم تضمین وابستگی یک سلطنت خودمختار محلی، به یک سلطنت بزرگتر و فراگیرتر بوده است. ولی آریارمنه که در پاسارگاد بود، معلوم نیست که تابعیت دولت آشور را پذیرفته باشد. دامنه سلطه آشوریان، هیچگاه به درون پارس نرسید. این کوروش، نیای بزرگ کوروش بزرگ، و آریارمنه، نیای بزرگ داریوش بزرگ بود.(۵)
✍محمد امیری
📚 منابع:
۱. تاریخ سیاسی هخامنشی، نوشته داندامایف، ترجمه فرید جواهرکلام، ص۱.
۲. تاریخ دههزار ساله ایران، عبدالعظیم رضایی، جلد اول، ص۱۶۹.
۳. بازخوانی تاریخ ایرانزمین، دکتر امیرحسین خنجی، جلد اول، خلاصه ص۱۸۱.
۴. کورش بزرگ، شاپور شهبازی، آبانماه ۱۳۴۹، ص۲۷ تا ۳۱.
۵. خنجی، ج۱، ص۱۸۲.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍2
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
🌲🌲🌲🌲🌲
هرگز منتظر فردای خیالی نباش
سهمت را از شادی های زندگی
همین امروز بگیر
فراموش نکن “مقصد”،
همیشه جایی در “انتهای مسیر” نیست!
“مقصد” لذت بردن از قدمهاییست، که بر میداریم!
ـ#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
هرگز منتظر فردای خیالی نباش
سهمت را از شادی های زندگی
همین امروز بگیر
فراموش نکن “مقصد”،
همیشه جایی در “انتهای مسیر” نیست!
“مقصد” لذت بردن از قدمهاییست، که بر میداریم!
ـ#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍2
Forwarded from اخبار منتخب
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اعلام خبر شهادت سیدحسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان در شبکه خبر
@Akhbar_montakhab
@Akhbar_montakhab
🔥5❤1😢1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌲🌲🌲
شجاع بودن یعنی بیدارشدن از خواب، در مواجهه با روزی که ترجیح میدهید از خواب بیدار نشوید...
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
شجاع بودن یعنی بیدارشدن از خواب، در مواجهه با روزی که ترجیح میدهید از خواب بیدار نشوید...
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔥2
✅سخت و تلخ اما درمانپذیر...
روایت اول. دانشگاهها گرفتار مرگ کاذب، فساد و جیرهخواری بودند و اغلب اساتید دانشگاه تمایلی به تدریس نداشتند. آقای ... فقط با جواب دادن به دو سؤال که پاسخ هر کدام یک کلمه بود فارغالتحصیل شد. داوران چیز دیگری از او نپرسیدند.
روایت دوم. مجلس ساختن ساختمان جدیدی را تصویب کرد ولی تصویب کرد که هزینه ساخت آن از 250000 واحد بیشتر نشود. چهار سال بعد ساختمان هنوز تکمیل نشده بود و آقای ایکس مجوز یک میلیون واحد برای تکمیل آنرا گرفت. نه سال بعد هنوز ساختمان تمام نشده بود در حالی که مخارج ساخت به 13 میلیون واحد رسیده بود. کمیسیونی تشکیل شد تا ساخت آنرا بررسی کند. کمیسیون در اختیار آقای ایکس بود و 14000 واحد برای انتشار گزارش بررسی ساختمانی که شرکت خودش مسئول ساخت آن بود، دریافت کرد.
روایت سوم. ستاد انتخابات در اختیار آقای ایگرگ بود و در بین هواداران خود غذا، ذغال سنگ، بورسیه تحصیلی، مجوزهای تجاری، حقوق بازنشستگی و شغل توزیع میکرد. او نهایتاً به مجلس راه یافت و از طریق آنچه «زد و بند شرافتمندانه» مینامید، ثروت هنگفتی به جیب زد.
روایت چهارم. سفارش 16 میلیون تن خرید بتن جهت ساخت مجموعهای از تأسیسات نظامی و دیگر پروژههای بلندپروازانه داده شد. واردات این کالا چهار برابر شد اما نتوانستند آنها را خالی کنند زیرا نیازی به آنها وجود نداشت. مسئولان این مقدار بتن سفارش داده بودند تا بتوانند پول پرداختی بابت دموراژ (دیرکرد تخلیه بار) را به جیب بزنند. بتن در مخازن کشتیها سفت شد و میزان قابل توجهی از آن باید همان جا دفع میشد، امری که تا مدتها بندر را آلوده کرد.
فکر میکنید این چهار روایت مربوط به فساد در نظام اداری کدام کشورهاست؟ نیجریه، انگلستان، آمریکا، ایران؟ نوع حکمرانی کدام کشور به این نوع فسادها میخورد؟ واقعیت این است که هیچ کدام از این چهار روایت متعلق به ایران نیست. روایت اول مربوط به انگلستان قرن نوزدهم و دانشگاه آکسفورد است، روایتهای دوم و سوم متعلق به آمریکای قرن نوزدهم است، و روایت چهارم متعلق به نیجریه قرن بیستم است. این چهار روایت را از کتاب «نظم و زوال سیاسی» نوشته فرانسیس فوکویاما انتخاب کردهام که رحمن قهرمانپور آنرا ترجمه کرده و انتشارات روزنه منتشر کرده است.
ما امروز که به نظامهای حکمرانی کشورهای توسعهیافته نگاه میکنیم غالباً تصور میکنیم اینها از ابتدا به کارآمدی و سلامت امروزشان بودهاند. فوکویاما نشان میدهد که دستگاه اداری فاسد و انباشته از حامیپروری و ویژهخواری بریتانیا چگونه سالها پس از گزارش نورثکوت-ترویلیان در سال 1854 روند درازمدت اصلاحات را آغاز کرد. فوکویاما همچنین شرحی دقیق از عملکرد رؤسای جمهور آمریکا، خرید رأی و فساد در بوروکراسی آمریکا پیش از 1920 ارائه میکند. بریتانیا و آمریکا توانستند بر فساد بوروکراسی غلبه کنند و امروز علوم سیاسی، جامعهشناسی و مطالعات حکمرانی راههای این موفقیت را کم و بیش نشان دادهاند. نیجریه البته به همان روال سابق طی مسیر میکند.
مثال روشنتر و نزدیکتر به زمانه ما، بوروکراسی کره جنوبی بعد از جنگ جهانی دوم است. بوروکراسی سراسر فساد دوران ریاست جمهوری «سینگمان ری» تا سال 1960 و پس از آن بوروکراسی نسبتاً فاسد نظامیان تا دهه 1980، که هنوز تاحدودی باقیست، مثال روشنی از توانایی کشورها برای غلبه کردن بر فساد است. نظام اداری کره جنوبی امروز از کارآمدترینها در زمینه فراهم کردن امکانات توسعه است.
تاریخ اصلاحات اداری و بهبود حکمرانی به این درد میخورد که بدانیم همه آنها که امروز کارآمدند – حتی نظامهای اداری کشورهایی نظیر سوئد و مجموعه کشورهای اسکاندیناوی که در کتاب «دامهای اجتماعی و مسأله اعتماد» نوشته بو روثستاین شرح آن آمده است – چنین بودهاند، و نه آنها که امروز ناکارآمدند همواره چنین خواهند ماند (میتوانند بدتر یا بهتر شوند.)
بدتر یا بهتر شدن دستگاه اداری در ایران و کارآمد ساختن آن امکانپذیر است، به همان اندازه که بدتر شدن و فراگیرتر شدن فساد و ناکارآمدیش ممکن است. انتخابهای تاریخی سیاستمداران، میزان دانش و آگاهی تولیدشده توسط نخبگان، مطالبه اجتماعی مردم و گروههای مدنی، فضای بینالمللی، و اتفاقهای پیشبینینشده سرنوشت را تعیین خواهند کرد؛ اما مهمترین عامل بیگمان عزم و اراده سیاسی گروهی است که قدرت را در دست دارند. تاریخ به روی انتخابهای ما گشوده است: اصلاح میکنیم و جهش خواهیم کرد، یا فرسوده میشویم و بدنام خواهیم شد. فساد و ناکارآمدی سخت و تلخ، اما درمانپذیر است. امیدوار، شجاع و سختکوش باید بود.
✍محمد فاضلی
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
روایت اول. دانشگاهها گرفتار مرگ کاذب، فساد و جیرهخواری بودند و اغلب اساتید دانشگاه تمایلی به تدریس نداشتند. آقای ... فقط با جواب دادن به دو سؤال که پاسخ هر کدام یک کلمه بود فارغالتحصیل شد. داوران چیز دیگری از او نپرسیدند.
روایت دوم. مجلس ساختن ساختمان جدیدی را تصویب کرد ولی تصویب کرد که هزینه ساخت آن از 250000 واحد بیشتر نشود. چهار سال بعد ساختمان هنوز تکمیل نشده بود و آقای ایکس مجوز یک میلیون واحد برای تکمیل آنرا گرفت. نه سال بعد هنوز ساختمان تمام نشده بود در حالی که مخارج ساخت به 13 میلیون واحد رسیده بود. کمیسیونی تشکیل شد تا ساخت آنرا بررسی کند. کمیسیون در اختیار آقای ایکس بود و 14000 واحد برای انتشار گزارش بررسی ساختمانی که شرکت خودش مسئول ساخت آن بود، دریافت کرد.
روایت سوم. ستاد انتخابات در اختیار آقای ایگرگ بود و در بین هواداران خود غذا، ذغال سنگ، بورسیه تحصیلی، مجوزهای تجاری، حقوق بازنشستگی و شغل توزیع میکرد. او نهایتاً به مجلس راه یافت و از طریق آنچه «زد و بند شرافتمندانه» مینامید، ثروت هنگفتی به جیب زد.
روایت چهارم. سفارش 16 میلیون تن خرید بتن جهت ساخت مجموعهای از تأسیسات نظامی و دیگر پروژههای بلندپروازانه داده شد. واردات این کالا چهار برابر شد اما نتوانستند آنها را خالی کنند زیرا نیازی به آنها وجود نداشت. مسئولان این مقدار بتن سفارش داده بودند تا بتوانند پول پرداختی بابت دموراژ (دیرکرد تخلیه بار) را به جیب بزنند. بتن در مخازن کشتیها سفت شد و میزان قابل توجهی از آن باید همان جا دفع میشد، امری که تا مدتها بندر را آلوده کرد.
فکر میکنید این چهار روایت مربوط به فساد در نظام اداری کدام کشورهاست؟ نیجریه، انگلستان، آمریکا، ایران؟ نوع حکمرانی کدام کشور به این نوع فسادها میخورد؟ واقعیت این است که هیچ کدام از این چهار روایت متعلق به ایران نیست. روایت اول مربوط به انگلستان قرن نوزدهم و دانشگاه آکسفورد است، روایتهای دوم و سوم متعلق به آمریکای قرن نوزدهم است، و روایت چهارم متعلق به نیجریه قرن بیستم است. این چهار روایت را از کتاب «نظم و زوال سیاسی» نوشته فرانسیس فوکویاما انتخاب کردهام که رحمن قهرمانپور آنرا ترجمه کرده و انتشارات روزنه منتشر کرده است.
ما امروز که به نظامهای حکمرانی کشورهای توسعهیافته نگاه میکنیم غالباً تصور میکنیم اینها از ابتدا به کارآمدی و سلامت امروزشان بودهاند. فوکویاما نشان میدهد که دستگاه اداری فاسد و انباشته از حامیپروری و ویژهخواری بریتانیا چگونه سالها پس از گزارش نورثکوت-ترویلیان در سال 1854 روند درازمدت اصلاحات را آغاز کرد. فوکویاما همچنین شرحی دقیق از عملکرد رؤسای جمهور آمریکا، خرید رأی و فساد در بوروکراسی آمریکا پیش از 1920 ارائه میکند. بریتانیا و آمریکا توانستند بر فساد بوروکراسی غلبه کنند و امروز علوم سیاسی، جامعهشناسی و مطالعات حکمرانی راههای این موفقیت را کم و بیش نشان دادهاند. نیجریه البته به همان روال سابق طی مسیر میکند.
مثال روشنتر و نزدیکتر به زمانه ما، بوروکراسی کره جنوبی بعد از جنگ جهانی دوم است. بوروکراسی سراسر فساد دوران ریاست جمهوری «سینگمان ری» تا سال 1960 و پس از آن بوروکراسی نسبتاً فاسد نظامیان تا دهه 1980، که هنوز تاحدودی باقیست، مثال روشنی از توانایی کشورها برای غلبه کردن بر فساد است. نظام اداری کره جنوبی امروز از کارآمدترینها در زمینه فراهم کردن امکانات توسعه است.
تاریخ اصلاحات اداری و بهبود حکمرانی به این درد میخورد که بدانیم همه آنها که امروز کارآمدند – حتی نظامهای اداری کشورهایی نظیر سوئد و مجموعه کشورهای اسکاندیناوی که در کتاب «دامهای اجتماعی و مسأله اعتماد» نوشته بو روثستاین شرح آن آمده است – چنین بودهاند، و نه آنها که امروز ناکارآمدند همواره چنین خواهند ماند (میتوانند بدتر یا بهتر شوند.)
بدتر یا بهتر شدن دستگاه اداری در ایران و کارآمد ساختن آن امکانپذیر است، به همان اندازه که بدتر شدن و فراگیرتر شدن فساد و ناکارآمدیش ممکن است. انتخابهای تاریخی سیاستمداران، میزان دانش و آگاهی تولیدشده توسط نخبگان، مطالبه اجتماعی مردم و گروههای مدنی، فضای بینالمللی، و اتفاقهای پیشبینینشده سرنوشت را تعیین خواهند کرد؛ اما مهمترین عامل بیگمان عزم و اراده سیاسی گروهی است که قدرت را در دست دارند. تاریخ به روی انتخابهای ما گشوده است: اصلاح میکنیم و جهش خواهیم کرد، یا فرسوده میشویم و بدنام خواهیم شد. فساد و ناکارآمدی سخت و تلخ، اما درمانپذیر است. امیدوار، شجاع و سختکوش باید بود.
✍محمد فاضلی
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👏2
Forwarded from اصفهان خبر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صحبتهای قابل تامل این دختر، واکنش های متفاوتی رو از سوی کاربران فضای مجازی داشته است
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
👍1
✅هنر ایرانی در درازنای تاریخ
کاشی ایرانی، ۸۰۰ سال پیش. فوقالعاده اس!
محل نگهداری: موزه لوور.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
کاشی ایرانی، ۸۰۰ سال پیش. فوقالعاده اس!
محل نگهداری: موزه لوور.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👏2👍1
4_6032881273515545927.mp4
18.3 MB
✅فرخ رو پارسا، اولین وزیر زن،
اسطوره فرهنگ ایران
➕ فَرُّخروی پارسای (۱۳ اسفند ۱۳۰۱ – ۱۸ اردیبهشت ۱۳۵۹) پزشک، آموزگار، استاد دانشگاه، فعال حقوق زنان و سیاستمدار ایرانی بود. وی در کابینهٔ دوّم و سوّمِ امیرعبّاس هویدا از ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۴ بهعنوان وزیر آموزش و پرورش ایران فعالیت میکرد. او نخستین مدیرکل زن در ایران در سال ۱۳۳۹، از نخستین زنهای راهیافته به مجلس شورای ملی و نخستین زن ایرانی بود که در دوران حکومت پهلوی به مقام وزارت رسید. او در سال ۱۳۴۲ نمایندهٔ تهران در دورهٔ ۲۱ مجلس شورای ملی بود. وی پس از انقلاب ۱۳۵۷ اعدام شد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
اسطوره فرهنگ ایران
➕ فَرُّخروی پارسای (۱۳ اسفند ۱۳۰۱ – ۱۸ اردیبهشت ۱۳۵۹) پزشک، آموزگار، استاد دانشگاه، فعال حقوق زنان و سیاستمدار ایرانی بود. وی در کابینهٔ دوّم و سوّمِ امیرعبّاس هویدا از ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۴ بهعنوان وزیر آموزش و پرورش ایران فعالیت میکرد. او نخستین مدیرکل زن در ایران در سال ۱۳۳۹، از نخستین زنهای راهیافته به مجلس شورای ملی و نخستین زن ایرانی بود که در دوران حکومت پهلوی به مقام وزارت رسید. او در سال ۱۳۴۲ نمایندهٔ تهران در دورهٔ ۲۱ مجلس شورای ملی بود. وی پس از انقلاب ۱۳۵۷ اعدام شد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍2🔥1🕊1
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
🌲🌲🌲
آنکه از راه نبرد با دشمن تامین معاش می کند،
علاقه دارد که دشمنش زنده بماند...
#نیچه
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
آنکه از راه نبرد با دشمن تامین معاش می کند،
علاقه دارد که دشمنش زنده بماند...
#نیچه
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍3
✅بزرگترین پزشک تاریخ و یک پوزیتویست تمام عیار!!!
رازی کاشف الکل، جوهر گوگرد (اسید سولفوریک)، نخستین داروهای آلکالوئیدی و نفت سفید است . جرج سارتن در کتاب تاریخ علم،رازی را پدر علم شیمی میداند. رازی اولین فیلسوف تجربی ایرانی است. برخی در ایران، به اشتباه، متکلمین را فیلسوف قلمداد می کنند و به این اعتبار رازی از معدود فیلسوفان خردگرای محض(قبل از دکارت)و یک پوزیتویست تمام عیار است(حتی قبل از بیکن). رازی از اولین منادیان عقل استقرایی بوده است، همان عقلی که محمد غزالی بعدها متعرض آن شد و آثارش تا به امروز ادامه دارد.
اگرچه همگان منجمله ابن الندیم در الفهرست از تواضع و مردمداری رازی گفتهاند اما نگاه علمی محض رازی به وقایع و تعمیم آن به حوزه فلسفه و دین، باعث شده است که جریانی وی را دهری(ملحد و ماده گرا) بداند. فارابی و شهید بلخی و ابن هیثم به همین دلیل ردیه هایی علیه وی نوشتهاند و ابنسینا در موردش می گوید:المتکلف الفضولی المتکلم بما لا یعنیه. در هرحال رازی معتقد به جدایی فلسفه و عقل از دین بوده و با انتقاد از ادیان ،آنها را ضد عقل (فأما المذهب فأنّه ممّا يحتاج فيه الي كلام يبّين به انّه عرضّ هوايي لاعقلي) میدانست و بر جامعیت عقل تاکید داشت :«با ابزار خرد است که ساختن کشتیها یافتهایم، دانش پزشکی را هم با خرد حاصل کردهایم و هم بدان امور بس پیچیده و پنهان از دیده را شناختهایم ، چنان که شکل زمین و سپهر و بزرگی خور و ماه و دیگر اختران ، فواصل و حرکات آنها را دریافتهایم ، و نیز بدان خود به شناخت آفریدگار گرامی نائل شدهایم ، خرد اگر نبود، وضع ما همچون حال چارپایان میمانست ».
رازی به سبب این افکار مورد انتقاد بوده، ابن حزم، رازی را «جاهل خرافاتی»مینامد، موسيبنميمون(دلاله الحائرین) که فیلسوفی یهودی است افكار رازی را« هذيان»می داند، ابوريحان بيروني هم در نامه ای که به ابن سینا مینویسد در جایی به آرای رازی استناد و موجب آزردگی بوعلی می شود چنانکه بوعلی با آنکه خود پزشکی برجسته است و در نگارش «قانون» از کتاب «الحاوی» رازی استفاده زیادی کرده است، می نویسد:«گويي تو اين اعتراض را از محمدبنزكرياي رازي آن متكلف فضولي گرفتهای كه بر الهيات شرح ها نوشت و از حد خود تجاوز كرد و نظر در شيشههاي ادرار بيماران را فرو گذاشت». (نامه دانشوران ج.1).
به نظر زکریای رازی، استبداد و خود کامگی، از پلیدترین احساسات بشری است. در باب نوزدهم کتاب «طب روحانی»رازی آن نوع از حکومت را میستاید که مبتنی بر عدالت و برادری و مصالح و منافع اکثریت است. در باب بیستم کتاب«طب روحانی» (في الخوف من الموت) ، وی مردم را به شجاعت اخلاقی و مدنی فرا میخواند.علمای بغداد معتقد بودند که اجتماع بدون نبوت و شریعت استقرار پیدا نمیکند و احکام و قوانین باید حتما آسمانی و به تصدی امام و خليفه باشد. زکریای رازی که هم فيلسوفی زبردست بود و زبان عربی را بهتر از خلیفه میدانست به آنها جواب داد که این ادعا دروغ است ، به دلیل این که مردمان قفچ یاکوچ که در قسمت شرقی کرمان حکومتی كوچك دارند. با آنکه به هيچ يك از کتابهای اسمانی معتقد نیستند از بهترین قوانین و در نتیجه از بهترین شرایط زندگی برخوردارند.(منبع:زندگی مسلمانان در قرون وسطا/ علیاکبر مظاهری، مرتضی راوندی)
دوکتاب رازی که منعکس کننده افکار انتقادی اوست عبارتند از«فیالنبوات» و«فی حیل المتنبین» که بواسطه صراحت در نفی حجیبت دین و پیامبران در بین علمای دین به نام های «نقص الادیان » و «مخاریق الانبیاء» مشهور شد و در قرون بعد به فتوای هم آنان از بین رفت(در زمان خود رازی سامانیان ایرانی تبار نوعی فضای آزاد اندیشی فراهم کرده بودند). نقل قولهای بجامانده از رازی دراین حوزه، بیشتر بر اساس گفته های«ابوحاتم رازی»نویسنده «أعلام النبوه»است که با رازی مناظرههای متعددی داشته است.
مرتضی مطهری با استناد به رساله «فی تثبیت المعاد »معتقد است رازی معتقد به توحید و معاد و چون اهل ری، حتما شیعه بوده بنابراین طبیعی است که بخاطر انتقاد فارابی و ابن سینا باب انتقاد از او بازشود و علمای اهل سنت رازی را ملحد معرفی کنند با این حال همین اظهارنظر شاید این نکته رو نادیده گرفته است که حتی فردی مثل ناصر خسرو که شیعه اسماعيلي بوده است در کتاب «زادالمسافرین»، رازی را غافل میداند بنابراین نمیتوان، دلیل اتهام الحاد وی را به مذهبش تقلیل داد .
✍سهند ایرانمهر
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
رازی کاشف الکل، جوهر گوگرد (اسید سولفوریک)، نخستین داروهای آلکالوئیدی و نفت سفید است . جرج سارتن در کتاب تاریخ علم،رازی را پدر علم شیمی میداند. رازی اولین فیلسوف تجربی ایرانی است. برخی در ایران، به اشتباه، متکلمین را فیلسوف قلمداد می کنند و به این اعتبار رازی از معدود فیلسوفان خردگرای محض(قبل از دکارت)و یک پوزیتویست تمام عیار است(حتی قبل از بیکن). رازی از اولین منادیان عقل استقرایی بوده است، همان عقلی که محمد غزالی بعدها متعرض آن شد و آثارش تا به امروز ادامه دارد.
اگرچه همگان منجمله ابن الندیم در الفهرست از تواضع و مردمداری رازی گفتهاند اما نگاه علمی محض رازی به وقایع و تعمیم آن به حوزه فلسفه و دین، باعث شده است که جریانی وی را دهری(ملحد و ماده گرا) بداند. فارابی و شهید بلخی و ابن هیثم به همین دلیل ردیه هایی علیه وی نوشتهاند و ابنسینا در موردش می گوید:المتکلف الفضولی المتکلم بما لا یعنیه. در هرحال رازی معتقد به جدایی فلسفه و عقل از دین بوده و با انتقاد از ادیان ،آنها را ضد عقل (فأما المذهب فأنّه ممّا يحتاج فيه الي كلام يبّين به انّه عرضّ هوايي لاعقلي) میدانست و بر جامعیت عقل تاکید داشت :«با ابزار خرد است که ساختن کشتیها یافتهایم، دانش پزشکی را هم با خرد حاصل کردهایم و هم بدان امور بس پیچیده و پنهان از دیده را شناختهایم ، چنان که شکل زمین و سپهر و بزرگی خور و ماه و دیگر اختران ، فواصل و حرکات آنها را دریافتهایم ، و نیز بدان خود به شناخت آفریدگار گرامی نائل شدهایم ، خرد اگر نبود، وضع ما همچون حال چارپایان میمانست ».
رازی به سبب این افکار مورد انتقاد بوده، ابن حزم، رازی را «جاهل خرافاتی»مینامد، موسيبنميمون(دلاله الحائرین) که فیلسوفی یهودی است افكار رازی را« هذيان»می داند، ابوريحان بيروني هم در نامه ای که به ابن سینا مینویسد در جایی به آرای رازی استناد و موجب آزردگی بوعلی می شود چنانکه بوعلی با آنکه خود پزشکی برجسته است و در نگارش «قانون» از کتاب «الحاوی» رازی استفاده زیادی کرده است، می نویسد:«گويي تو اين اعتراض را از محمدبنزكرياي رازي آن متكلف فضولي گرفتهای كه بر الهيات شرح ها نوشت و از حد خود تجاوز كرد و نظر در شيشههاي ادرار بيماران را فرو گذاشت». (نامه دانشوران ج.1).
به نظر زکریای رازی، استبداد و خود کامگی، از پلیدترین احساسات بشری است. در باب نوزدهم کتاب «طب روحانی»رازی آن نوع از حکومت را میستاید که مبتنی بر عدالت و برادری و مصالح و منافع اکثریت است. در باب بیستم کتاب«طب روحانی» (في الخوف من الموت) ، وی مردم را به شجاعت اخلاقی و مدنی فرا میخواند.علمای بغداد معتقد بودند که اجتماع بدون نبوت و شریعت استقرار پیدا نمیکند و احکام و قوانین باید حتما آسمانی و به تصدی امام و خليفه باشد. زکریای رازی که هم فيلسوفی زبردست بود و زبان عربی را بهتر از خلیفه میدانست به آنها جواب داد که این ادعا دروغ است ، به دلیل این که مردمان قفچ یاکوچ که در قسمت شرقی کرمان حکومتی كوچك دارند. با آنکه به هيچ يك از کتابهای اسمانی معتقد نیستند از بهترین قوانین و در نتیجه از بهترین شرایط زندگی برخوردارند.(منبع:زندگی مسلمانان در قرون وسطا/ علیاکبر مظاهری، مرتضی راوندی)
دوکتاب رازی که منعکس کننده افکار انتقادی اوست عبارتند از«فیالنبوات» و«فی حیل المتنبین» که بواسطه صراحت در نفی حجیبت دین و پیامبران در بین علمای دین به نام های «نقص الادیان » و «مخاریق الانبیاء» مشهور شد و در قرون بعد به فتوای هم آنان از بین رفت(در زمان خود رازی سامانیان ایرانی تبار نوعی فضای آزاد اندیشی فراهم کرده بودند). نقل قولهای بجامانده از رازی دراین حوزه، بیشتر بر اساس گفته های«ابوحاتم رازی»نویسنده «أعلام النبوه»است که با رازی مناظرههای متعددی داشته است.
مرتضی مطهری با استناد به رساله «فی تثبیت المعاد »معتقد است رازی معتقد به توحید و معاد و چون اهل ری، حتما شیعه بوده بنابراین طبیعی است که بخاطر انتقاد فارابی و ابن سینا باب انتقاد از او بازشود و علمای اهل سنت رازی را ملحد معرفی کنند با این حال همین اظهارنظر شاید این نکته رو نادیده گرفته است که حتی فردی مثل ناصر خسرو که شیعه اسماعيلي بوده است در کتاب «زادالمسافرین»، رازی را غافل میداند بنابراین نمیتوان، دلیل اتهام الحاد وی را به مذهبش تقلیل داد .
✍سهند ایرانمهر
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
❤4👍2
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
✅رنج بزرگان...
ارنست همینگوی یکی از بزرگترین نویسندگان قرن بیستم است که از افسردگی رنج میبرد. او که تلاش کرد از طریق شوک درمانی خود را معالجه کند موفق نشد و در سال ۱۹۶۱ با شلیک گلوله خودکشی کرد.
نیچه فیلسوفی که فلسفه غرب را در قرن بیستم زیر و رو کرد از افسردگی شدید، حمله های میگرنی و حتی نشانه های جنون رنج میبرده! او حتی مدت زیادی در یک آسایشگاه روانی بستری بوده!
پابلو پیکاسو که پایه گذار سبک کوبیسم در جهان است در دورهای از زندگی دچار افسردگی شدیدی شد. در طول این دوره تمام نقاشی هایش را با موضوع و مفهوم غم و حزن و اندوه کشید و رنگ آبی عنصری جدا نشدنی از آثارش بود. بعدها به این برهه از زندگیش "دوره آبی پیکاسو" میگفتند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
ارنست همینگوی یکی از بزرگترین نویسندگان قرن بیستم است که از افسردگی رنج میبرد. او که تلاش کرد از طریق شوک درمانی خود را معالجه کند موفق نشد و در سال ۱۹۶۱ با شلیک گلوله خودکشی کرد.
نیچه فیلسوفی که فلسفه غرب را در قرن بیستم زیر و رو کرد از افسردگی شدید، حمله های میگرنی و حتی نشانه های جنون رنج میبرده! او حتی مدت زیادی در یک آسایشگاه روانی بستری بوده!
پابلو پیکاسو که پایه گذار سبک کوبیسم در جهان است در دورهای از زندگی دچار افسردگی شدیدی شد. در طول این دوره تمام نقاشی هایش را با موضوع و مفهوم غم و حزن و اندوه کشید و رنگ آبی عنصری جدا نشدنی از آثارش بود. بعدها به این برهه از زندگیش "دوره آبی پیکاسو" میگفتند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍2🕊1
✅برگی از تاریخ
▪️جالبه بدونید در روزگاری نهچندان دور، مردم بحرین بهزبان فارسی روزنامه منتشر میکردند.
▪️و در تیتر اول روژنامههای محلی خود، مردم را به حمایت از دولت و یکپارچگی ایران فرا میخواندند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
▪️جالبه بدونید در روزگاری نهچندان دور، مردم بحرین بهزبان فارسی روزنامه منتشر میکردند.
▪️و در تیتر اول روژنامههای محلی خود، مردم را به حمایت از دولت و یکپارچگی ایران فرا میخواندند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🕊2👍1
✅روز جهانی معلم
شعار روز جهانی معلم ۲۰۲۴:
بها دادن به صدای معلمان
به سوی قرار داد اجتماعی تازه برای آموزش
❤️۵ اکتبر، ۱۴مهر، روز جهانی معلم گرامی باد
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
شعار روز جهانی معلم ۲۰۲۴:
بها دادن به صدای معلمان
به سوی قرار داد اجتماعی تازه برای آموزش
❤️۵ اکتبر، ۱۴مهر، روز جهانی معلم گرامی باد
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤3
Forwarded from اخبار منتخب
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در هند، یک مرتاض بالای ۱۲۰ سال که تمام عمر خود را در غاری به مدیتیشن سپری کرده بود، برای اولین بار از غار خارج شد.
@Akhbar_montakhab
@Akhbar_montakhab
👎1😢1
✅سوگیری شناختی؛
اثر نتیجه معکوس
🔹 چرا تلاش برای تغییر عقاید دیگران ممکن است نتیجه عکس داشته باشد؟
اگر انسان موجودی کاملاً منطقی بود، با روبهرو شدن با شواهد جدید و معتبر، به راحتی باور خود را تغییر میداد. اما واقعیت این است که اغلب افراد، حتی با وجود ارائه شواهد قوی و قانعکننده، بر باورهای قبلی خود اصرار میورزند.
حتماً تاکنون با افرادی برخورد کردهاید که در بحثها، با وجود ارائه حقایق و دادههای علمی، همچنان بر دیدگاه و باورهای اشتباه خود پافشاری میکنند. این پدیده، که به "اثر نتیجه معکوس" معروف است، نشان میدهد که گاهی تلاش برای تغییر عقیدهی دیگران، ممکن است نتیجهای برعکس داشته باشد.
اثر نتیجۀ معکوس باعث میشود هرچه بیشتر تلاش میکنید تا با ارائۀ حقایق و اطلاعات معتبر و منطقی، شخص مقابل را متقاعد کنید که اشتباه میکند، او بیشتر متقاعد شود که باور قبلیاش درست است و بر آن پافشاری کند.
در واقع اثر نتیجۀ معکوس نوعی سوگیری شناختی است که باعث میشود افراد شواهدی که باورهایشان را به چالش میکشد، نادیده بگیرند و به جای آن، به دنبال توجیهاتی برای تقویت باورهای قبلی خود باشند.
اصطلاح «اثر نتیجۀ معکوس» را اولینبار دو دانشمند حوزۀ علوم سیاسی به نامهای برندان نیهان و جیسون ریفلر برای تشریح اینکه افراد هنگام مواجهه با شواهد و اطلاعات متعارض با باورهای خود تا چه اندازه موضع اولیۀ خود را، حتی با قوت بیشتری حفظ میکنند، به کار بردند. آنها در یک مطالعه با بررسی تصورات غلط پیرامون موضوعات بحث برانگیز سیاسی _ازجمله سلاحهای کشتار جمعی و جنگ عراق_ دریافتند که ارائۀ اطلاعات دقیق و صحیح دربارۀ این مباحث به افراد اغلب باعث میشود در مواردی که اطلاعات جدید با باورها و عقاید قبلی آنها مغایر است، افراد اعتقاد راسختری به باورهای پیشین خود بیابند.
✍ حسین حسینی پناه
▪️ ذهن فریبکار من: 140 سوگیری شناختی که ناخودآگاه دچار آنها میشویم
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
اثر نتیجه معکوس
🔹 چرا تلاش برای تغییر عقاید دیگران ممکن است نتیجه عکس داشته باشد؟
اگر انسان موجودی کاملاً منطقی بود، با روبهرو شدن با شواهد جدید و معتبر، به راحتی باور خود را تغییر میداد. اما واقعیت این است که اغلب افراد، حتی با وجود ارائه شواهد قوی و قانعکننده، بر باورهای قبلی خود اصرار میورزند.
حتماً تاکنون با افرادی برخورد کردهاید که در بحثها، با وجود ارائه حقایق و دادههای علمی، همچنان بر دیدگاه و باورهای اشتباه خود پافشاری میکنند. این پدیده، که به "اثر نتیجه معکوس" معروف است، نشان میدهد که گاهی تلاش برای تغییر عقیدهی دیگران، ممکن است نتیجهای برعکس داشته باشد.
اثر نتیجۀ معکوس باعث میشود هرچه بیشتر تلاش میکنید تا با ارائۀ حقایق و اطلاعات معتبر و منطقی، شخص مقابل را متقاعد کنید که اشتباه میکند، او بیشتر متقاعد شود که باور قبلیاش درست است و بر آن پافشاری کند.
در واقع اثر نتیجۀ معکوس نوعی سوگیری شناختی است که باعث میشود افراد شواهدی که باورهایشان را به چالش میکشد، نادیده بگیرند و به جای آن، به دنبال توجیهاتی برای تقویت باورهای قبلی خود باشند.
اصطلاح «اثر نتیجۀ معکوس» را اولینبار دو دانشمند حوزۀ علوم سیاسی به نامهای برندان نیهان و جیسون ریفلر برای تشریح اینکه افراد هنگام مواجهه با شواهد و اطلاعات متعارض با باورهای خود تا چه اندازه موضع اولیۀ خود را، حتی با قوت بیشتری حفظ میکنند، به کار بردند. آنها در یک مطالعه با بررسی تصورات غلط پیرامون موضوعات بحث برانگیز سیاسی _ازجمله سلاحهای کشتار جمعی و جنگ عراق_ دریافتند که ارائۀ اطلاعات دقیق و صحیح دربارۀ این مباحث به افراد اغلب باعث میشود در مواردی که اطلاعات جدید با باورها و عقاید قبلی آنها مغایر است، افراد اعتقاد راسختری به باورهای پیشین خود بیابند.
✍ حسین حسینی پناه
▪️ ذهن فریبکار من: 140 سوگیری شناختی که ناخودآگاه دچار آنها میشویم
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍2
✅چرا انقلاب ۵۷ برای ایرانیان دموکراسی نیاورد؟
انقلابها با نوید آیندهای درخشان و سودای آفرینش یک جامعه ایدهآل فرا میرسند. تودهها نیز به امید فردایی بهتر که در آن آشتی دوگانههایی مانند پیشرفت و عدالت، دین و دنیا، آزادی و برابری امکانپذیر باشد خیابان را تسخیر و به امواج انقلاب میپیوندند. اما واقعیت این است که تاکنون انقلابها نتوانستهاند به وعدههای خود جامه عمل بپوشانند. البته انقلاب اسلامی هم از این قاعده مستثنی نبوده و قادر نشده با ارائه یک گفتمان دموکراتیک، برای ایرانیان دموکراسی به ارمغان بیاورد. دستکم شاید به دلایل زیر:
تداوم انقلابهای جهانی: انقلاب اسلامی تداوم خروش دگرگونیهایی بود که در اواخر دهه ۱۹۶۰ جهان را فرا گرفت، از پایتختهای اروپایی که جولانگاه نسل جوان انقلابی شده بودند تا مستعمرات پیشین که جنگهای چریکی در دستور کار آنها قرار داشتند. روشنفکران ایرانی هم از این الگو پیروی کرده و توجه خود را بیش از پیش متوجه جهان سوم ساخته بودند. تجربه موفق انقلابهای الجزایر و کوبا در کنار شکست اخلاقی امریکا در ویتنام این دسته از روشنفکران را تشویق میکرد که بخشی از این جنبش انقلابی فراگیر باشند.
تجویز خشونت از سوی برخی روشنفکران: در روزگاری که چپ گفتمان غالب بر کشورهای جهان سوم محسوب میشد روشنفکران ایرانی هم دغدغه آزادی از سلطه امپریالیسمای را داشتند که توانسته بود با استعمار نو آنها را به انقیاد بکشاند. در مواجهه با این دشمن فریبکار و با الهام از آموزههای سارتر و فانون، برخی از روشنفکران ایرانی کوشیدند تا بهرهگیری از خشونت مشروع علیه حکومت پهلوی را به عنوان نماد این نوع از استعمار تئوریزه نمایند. به عنوان مثال حاج سید جوادی آشکارا بر ضرورت انبار کردن مهمات جهت پیروزی در مبارزه تاکید میکرد.
غرب در مسیر انحطاط: روشنفکران این دوره با استناد به آثار توینبی و اشپنگلر مدعی بودند که غرب در مسیر انحطاط است و متفکران آن دیار این حقیقت را حتی پیش از ما دریافتهاند. آوردن نقل قول هایی از سارتر، مارکوزه و فروم نیز بساط زوال فروشی غرب را در ایران پر رونقتر ساخته بود. از آل احمد و شریعتی تا داریوش آشوری و احسان نراقی هم روشنفکرانی بودند که در این کوره میدمیدند. پرسش اساسی این بود که؛ اگر غرب در حال زوال و انحطاط است چگونه میتوان به دموکراسی آن تاسی جست و از آن به مثابه یک ارمغان بهره گرفت؟! شاید بازگشت به خویش تجویز بهتری باشد.
روشنفکران و دغدغه اصالت: در این دوره روشنفکران ایرانی با بهرهگیری گسترده از مفهوم امپریالیسم فرهنگی به دنبال تجویز نسخه ای از بومیگرایی بودند. تهدید غرب صرفا تفوق صنعتی آشکار آنها نبود بلکه خطر بزرگ.تر در تلاش آنها در کنترل رشد فکری ملل عقبافتاده خلاصه میشد. بر همین اساس رسالت روشنفکران جهان سومی معطوف به مبارزه با این خطر از راه تبلیغ فرهنگی جدید و آرمانی نو بود. دغدغه اصالت در آثار شریعتی، هزارخانی و کسمایی در حقیقت شکوه از توانمندی گذشته ما در ساختن چیزهایی بود که صرفا به ما تعلق داشت. محصولاتی که اگر چه بهترین نبودند ولی نشان اصالت ما را بر خود داشتند.
🔹 نکته پایانی: جوانانی که در فیلم این چنین پرحرارت بر انتخاب نخست وزیر ضد امپریالیستی تاکید می ورزند مهدی بازرگان را نشانه رفته.اند. کرین برینتون در کالبد شکافی چهار انقلاب کنارهگیری میانهروها در دوران تکوین نظام پساانقلابی را با تاسی از تجربه انقلابهای انگلیس، امریکا، فرانسه و روسیه پیش بینی کرده است بنابراین شاید بتوان گفت که استعفای بازرگان نتیجه محتوم انقلاب بود.
✍مهران صولتی
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
انقلابها با نوید آیندهای درخشان و سودای آفرینش یک جامعه ایدهآل فرا میرسند. تودهها نیز به امید فردایی بهتر که در آن آشتی دوگانههایی مانند پیشرفت و عدالت، دین و دنیا، آزادی و برابری امکانپذیر باشد خیابان را تسخیر و به امواج انقلاب میپیوندند. اما واقعیت این است که تاکنون انقلابها نتوانستهاند به وعدههای خود جامه عمل بپوشانند. البته انقلاب اسلامی هم از این قاعده مستثنی نبوده و قادر نشده با ارائه یک گفتمان دموکراتیک، برای ایرانیان دموکراسی به ارمغان بیاورد. دستکم شاید به دلایل زیر:
تداوم انقلابهای جهانی: انقلاب اسلامی تداوم خروش دگرگونیهایی بود که در اواخر دهه ۱۹۶۰ جهان را فرا گرفت، از پایتختهای اروپایی که جولانگاه نسل جوان انقلابی شده بودند تا مستعمرات پیشین که جنگهای چریکی در دستور کار آنها قرار داشتند. روشنفکران ایرانی هم از این الگو پیروی کرده و توجه خود را بیش از پیش متوجه جهان سوم ساخته بودند. تجربه موفق انقلابهای الجزایر و کوبا در کنار شکست اخلاقی امریکا در ویتنام این دسته از روشنفکران را تشویق میکرد که بخشی از این جنبش انقلابی فراگیر باشند.
تجویز خشونت از سوی برخی روشنفکران: در روزگاری که چپ گفتمان غالب بر کشورهای جهان سوم محسوب میشد روشنفکران ایرانی هم دغدغه آزادی از سلطه امپریالیسمای را داشتند که توانسته بود با استعمار نو آنها را به انقیاد بکشاند. در مواجهه با این دشمن فریبکار و با الهام از آموزههای سارتر و فانون، برخی از روشنفکران ایرانی کوشیدند تا بهرهگیری از خشونت مشروع علیه حکومت پهلوی را به عنوان نماد این نوع از استعمار تئوریزه نمایند. به عنوان مثال حاج سید جوادی آشکارا بر ضرورت انبار کردن مهمات جهت پیروزی در مبارزه تاکید میکرد.
غرب در مسیر انحطاط: روشنفکران این دوره با استناد به آثار توینبی و اشپنگلر مدعی بودند که غرب در مسیر انحطاط است و متفکران آن دیار این حقیقت را حتی پیش از ما دریافتهاند. آوردن نقل قول هایی از سارتر، مارکوزه و فروم نیز بساط زوال فروشی غرب را در ایران پر رونقتر ساخته بود. از آل احمد و شریعتی تا داریوش آشوری و احسان نراقی هم روشنفکرانی بودند که در این کوره میدمیدند. پرسش اساسی این بود که؛ اگر غرب در حال زوال و انحطاط است چگونه میتوان به دموکراسی آن تاسی جست و از آن به مثابه یک ارمغان بهره گرفت؟! شاید بازگشت به خویش تجویز بهتری باشد.
روشنفکران و دغدغه اصالت: در این دوره روشنفکران ایرانی با بهرهگیری گسترده از مفهوم امپریالیسم فرهنگی به دنبال تجویز نسخه ای از بومیگرایی بودند. تهدید غرب صرفا تفوق صنعتی آشکار آنها نبود بلکه خطر بزرگ.تر در تلاش آنها در کنترل رشد فکری ملل عقبافتاده خلاصه میشد. بر همین اساس رسالت روشنفکران جهان سومی معطوف به مبارزه با این خطر از راه تبلیغ فرهنگی جدید و آرمانی نو بود. دغدغه اصالت در آثار شریعتی، هزارخانی و کسمایی در حقیقت شکوه از توانمندی گذشته ما در ساختن چیزهایی بود که صرفا به ما تعلق داشت. محصولاتی که اگر چه بهترین نبودند ولی نشان اصالت ما را بر خود داشتند.
🔹 نکته پایانی: جوانانی که در فیلم این چنین پرحرارت بر انتخاب نخست وزیر ضد امپریالیستی تاکید می ورزند مهدی بازرگان را نشانه رفته.اند. کرین برینتون در کالبد شکافی چهار انقلاب کنارهگیری میانهروها در دوران تکوین نظام پساانقلابی را با تاسی از تجربه انقلابهای انگلیس، امریکا، فرانسه و روسیه پیش بینی کرده است بنابراین شاید بتوان گفت که استعفای بازرگان نتیجه محتوم انقلاب بود.
✍مهران صولتی
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
😢2👎1