صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
1.64K subscribers
4.36K photos
1.84K videos
803 files
4.44K links
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Download Telegram
از مهندس بازرگان کراواتی تا پیشانی های پینه بسته...

🔹مدیر عشقی دَمِ رفتن وام میلیاردی به خودش داد، بازرگان دم رفتن پول ناهار زنش را برگرداند! / درِ دیزی بازه، حیای گربه کجا رفته؟!

عصرایران:
🔸مرحوم مهندس بازرگان دَمِ رفتن از نخست وزیری در آبان 1358 چکی شخصی صادر کرد که مبلغ دقیق آن در خاطرات هاشم صباغیان ذکر شده و در اسناد مالی نخست‌وزیری هم موجود است . به موجب آن او پول ناهارهای میهمانان خود را که برای کاری غیر امور مملکت - بر اساس احتیاط او - در دفتر نخست‌وزیری نزد او میهمان بودند بازگرداند همچنین کل پول ناهارهای همسرش در نخست‌وزیری را (‌که به اقتضای فضای بعد از ترورها در سال 58 ‌به نخست‌وزیری آمده بود) مسترد کرد. منتها بازرگان مطلوب نبود چون کراوات می‌‌بست و لیبرال بود ولی اینها چون کراوات نمی‌زنند و ظاهر ارزشی دارند خیلی مطلوب‌اند!
📌تخصص خروجی های دانشگاه امام صادق را در دوران سه ساله خالص سازی دیده بودیم و دل مان خوش بود به آنچه تعهد می‌نامند.

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍5👎1
Forwarded from اخبار منتخب
۱۸ شهریور #روز_دختر_آبی است.

🔺در ۱۸ شهریور ۱۳۹۸ #سحر_خدایاری جان‌باخت. او از هواداران تیم فوتبال استقلال تهران بود و ۱۱ شهریور ۹۸ در اعتراض به دستگیری و صدور حکم حبس به اتهام «تلاش برای ورود به ورزشگاه آزادی»، مقابل دادگاه انقلاب تهران اقدام به خودسوزی کرد/روزها
@Akhbar_montakhab
7🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نئولیبرالیسم چیست؟ و نقش آن در نجات یا سقوط اقتصاد ایران؟


▪️در سال‌های اخیر، واژه‌ نئولیبرالیسم بین اقتصاددانان و فعالین رسانه بسیار پررنگ شده و عده‌ای از آنان، سیاست‌های نئولیبرالیستی را عامل اوضاع نابه‌سامان اقتصادی و شرایط اسفناک کشور معرفی می‌کنند.در این ویدیو کوشش شده با تعریف نئولیبرالیسم و بررسی علمی آن با استفاده از شاخص‌های معتبر جهانی، جایگاه ایران را از منظر آزادی اقتصادی در جهان بسنجیم و ببینیم که ایران به کدام یک از دوسر طیف سیستم‌های اقتصادی نزدیک‌تر است؛ اقتصاد دستوری یا مبتنی بر بازار؟

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
نگاه ویژه امیر عباس هویدا به وضعیت دانش آموزان و آموزش و پرورش کشور

📝برگرفته از خاطرات مهندس مصطفی عبداللهی...

#بخش_اول...

در یکی از سفرهای استانی که نخست وزیر «هویدا» به استان سیستان و بلوچستان آمده بود،
دستور ‌داد، دانش آموزان نخبه ای که شرایط مالی خوبی ندارند ،
میتوانند با هزینه دولت (بورسیه)ادامه تحصیل دهند،
فقط معدلشان بالای نوزده باشد،،
در تمام استان چهار نفر بودیم که این شرایط را داشتیم،
پس از شنیدن این خبر رفتیم استانداری و خود را به هویدا معرفی کردیم و مدارک تحصیلی خودرا ارائه کردیم،
سه نفر اهل سنت و یک نفر اهل تشیع بودیم،
ایشان بعداز دیدن مدارک ما گفتند فورا پیگیر کارهای تان باشید و به رییس آموزش و پروش دستور داد هرچه زود تر ما را به دانشگاه فردوسی مشهد معرفی نماید.
ما خوشحال و شادمان،در پوست خود نمی گنجیدیم،
چون واقعا توان ادامه تحصیل در یک شهر دیگر را نداشتیم،
فردا صبح،
با مدارک تکمیلی رفتیم آموزش و پرورش استان تا مراحل اعزام را طی کنیم،
اما رییس آموزش و پرورش گفت :
متأسفانه شما نمیتوانید بروید.
پرسیدیم چرا...؟
گفت : این بورسیه لغو شده و سال آینده شاید اجرا شود.
شما آدرستونو بدید اگر خبری شد، بشما اطلاع میدیم.
من گفتم:
ولی دیروز که جناب هویدا گفتند.......
حرفم را قطع کرد وگفت :
همان جناب هویدا دیشب که تشریف بردند پایتخت، بمن گفتند اگر این نخبه گانتان آمدند بگویید فعلا دست نگهدارند تا سال بعد...

انگار آب سردی روی مان ریختند، جواب پدر و مادر و فامیلی که به همه گفته بودیم ما «مهندس» شدیم را چی بدهیم...؟
آنقدر ناراحت بودیم که یادمان رفت از رییس خداحافظی کنیم.
داشتیم با ناراحتی و بد و بیراه گفتن به هویدا و شاه و همه مسئولین از ساختمان که نه از چهار دیواری آموزش و پرورش بیرون می آمدیم که یکی ما را صدا زد.
برگشتیم ، نمی شناختیمش، سلام کردیم و گفت :
شما همون دانش آموزان نخبه هستین...؟
گفتیم : بله،
گفت : رییس آموزش و پرورش میخاد چهارتا از فامیلاشو که شرایط شما رو ندارن ، به دانشگاه مشهد معرفی کنه.
شما باید برید تهران و این مسئله رو به شخص هویدا بگید.
و رفت....
چهار نفری به هم نگاه کردیم و دراین فکر بودیم که ، ما که پول نداریم تا تهران برویم، ضمن اینکه تا حالا تهران نرفتیم، چطور پیدا کنیم هویدا را...؟
اما از طرفی ازاینکه داشت آینده مون ازبین میرفت ناراحت بودیم.
وضع مان طوری نبود که به پدر و مادرمون بگیم پول بدید ما بریم تهران.
من دایی داشتم که قاچاق سیگار میکرد و وضعش خیلی خوب بود.
چهار نفری رفتیم خونه اش و جریان رو گفتیم.
دایی ام بما پنجاه تومان،(پنج تا صد ریالی)بما داد ،آنقدر خوشحال شدیم که خدامیداند.
تازه آدرس یکی از مشتریانش را که برایش سیگار می فرستاد تهران بما داد و گفت با تاکسی مستقیم برید منزل این بنده خدا.
سر از پا نمیشناختیم، همانروز عصر بلیط اتوبوس گرفتیم و حالا به چه بدبختی رسیدیم تهران بماند،
لباسهای کهنه مان گرد و خاکی شده بود و موها و سروصورتمان همه خاکی.
بعداز شستشوی سروصورتمان و تکاندن لباسهامان در سرویس بهداشتی ترمینال ، تاکسی گرفتیم و آدرس دوست دایی ام را دادم.
اتفاقا منزلش نزدیک ترمینال بود و راننده تاکسی انسان شریفی بود، ما محو ساختمانها و خیابانها و مناظر تهران شده بودیم که راننده تاکسی گفت این همون منزل مورد نظرشماست.
بعد از تشکر و حساب کردن کرایه رفتیم  درب منزل را زدیم و آقا پسری آمد و خودمان را معرفی کردیم ، و رفت داخل و بعد از چند دقیقه مرد جا افتاده و خوش چهره ای آمد و بعداز احوالپرسی ما را برد داخل ، و بهترین و لذیذ ترین «چای» عمرم را آنجا خوردم، چون من چای زیاد میخورم ولی سه روزی بود که چای نخورده بودم.
از نگاه خانواده این بنده خدا می فهمیدیم که از دیدن لباسها(محلی)و کهنه و چهره های بهم ریخته مان بسیار متعجب بودن.
قرارشد استراحتی بکنیم و آخر وقت بریم دفتر نخست وزیری.
وقتی از خواب بیدار شدیم ، هوا کاملا تاریک شده بود‌.
سریع دوستان رو بیدار کردم و گفتم بلند شید شب شد.
مثل دیوانه ها دور خود میچرخیدیم و حرص میخوردیم.
دوست دایی ام که صدای ما را شنیده بود وارد اطاق شد و گفت خیلی خسته بودین.
گفتیم ،چرا بیدارمان نکردین...؟گقت ،دیدم حسابی خسته اید حیفم آمد ،مشکلی نیست فردا صبح اول وقت میریم.
بنده خدا حسابی برای ما زحمت کشیدن.
به درخواست «علی» آقا، دوست دایی ام ، رفتیم دوشی هم گرفتیم و حسابی سرحال شدیم.
شاید بخاطر راه زیادی که در اتوبوس بودیم بدنمان بو میداده.
هرچی بود خیلی حال داد.

#ادامه_دارد..👇

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍2👏21
نگاه ویژه امیر عباس هویدا به وضعیت دانش آموزان و آموزش و پرورش کشور..

📝برگرفته از خاطرات مهندس مصطفی عبداللهی....

#بخش_دوم..

بعدم شام آورد و ما چون خیلی گرسنه بودیم امان ندادیم.
و سرسفره شام ،که با سفره های ما خیلی فرق داشت، جریان خود را برایشان تعریف کردم، چون برای اولین بار بود که می دیدیم سر سفره که یک یا چند غریبه نشستن ، خانواده میزبان هم مینشینند، ما اصلا رسم نداشتیم.

بعد از شام هم با ماشین ژیان علی آقا رفتیم چرخی در شهر زدیم و حسابی خوش گذشت.
ومن همیشه به این فکر میکردم، اگر علی آقا نبود با این پول ما که فقط برای برگشت بود چکار میکردیم...؟ شاید دوستان من هم همین فکر را میکردند،
برگشتیم منزل و بعداز چند ساعت صحبت از وضعیت مردم استان مان و فقرو محرومیتها، خوابیدیم،  من و دوستانم خیلی استرس داشتیم.
فردا صبح به اتفاق علی آقا رفتیم دفتر جناب هویدا،
بدون فوت وقت رفتیم به دفتر ایشان و همه محو لباسها و سر وضع ما که تازه بهتر شده بود ، بودند.
ایشان تا ما وارد اطاقشان شدیم از پشت میزش بلند شد و با تک تک ما دست و روبوسی کرد، و ما را روی مبل های چرم مشکی کنار میزش نشاند و خودش هم کنار ما نشست، و گفت :
خب بسلامتی رفتید ثبت نام کردید...؟
من به نمایندگی از طرف دوستانم گفتم :
نخیر، قربان، رییس آموزش و پرورش استان میخاد چهار نفر از فامیلاشو جای ما بفرسته، برای همین آمدیم خدمت شما.
چنان برافروخته شد که ماهم ترسیدیم، بلند شد، ماهم بلند شدیم و گفت :
گوه خورده مردیکه دزد،
غلط کرده بی پدر ...،
و به شخصی که اونجا نشسته بود گفت فورا تلفن رییس آموزش و پرورش زاهدان را برایم بگیر.
آن مرد گرفت و گوشی را داد به جناب هویدا،
فریاد میزد :
از امروز میری نیکشهر(یکی از شهرستانهای واقعا محروم و دور افتاده استان) و بعنوان نامه بر خودتو معرفی میکنی،
الان ابلاغت را میفرستم، نمیدونم اون بابا چی گفت ،که هویدا گفت :
چرا میخایی حق این جوانان رو ضایع کنی...؟
چرا نمیذاری اینها فردا برای کشورشون کسی بشن...؟
اگر فامیلهای تو امتیازات رو دارن میگفتی.
ولی حق این جوونا را ضایع نمیکردی.
فردا صبح نامه ی شروع به کارت در نیکشهر رو برایم تلگراف کن،
و گوشی را داد به همان مرد.
و بما گفت میروید و وسایلتان برمیدارید و میروید مشهد،
معرفی نامه هم نمیخاد،
خودم هماهنگ میکنم، فقط اسامی ونام پدر تونو به منشی من بدید.
و منشی را خواست و گفت اسامی اینها رو بگیر و کمکشان کن.
از ایشان خداحافظی کردیم و ایشان تا دم درب اطاقشان همراهمان آمدند،
ما همانجا احساس کردیم برای خودمان شخصیتی هستیم.
رفتیم خدمت منشی و اسامی خود و پدر مان را دادیم و ایشون پاکتی بما داد‌
ما فکر کردیم آدرس و یا معرفی نامه به دانشگاه مشهد هست.
رفتیم منزل علی آقا و هر چه اصرار کرد شب نروید، گفتیم هر لحظه اش دیره و بابت همه زحمات خودش و خانواده ش ازش تشکر کردیم، و دعوت کردیم حتما تشریف بیارن استان ما تا جبران کنیم،
ایشان مارا تا ترمینال هم رساند، وقتی رفت به دوستانم گفتم نه نهار میخوریم و نه شام، یکم نان خشک و پنیر میگیریم و میخوریم چون پول بلیط کم میاریم.
بلیط خریدیم و منتظر حرکت اتوبوس بودیم که من  پاکتی که منشی داده بود را درآوردم تا ببینم چه نوشته.
دیدم مبلغ چهارصد تومان(چهارتا هزارریالی) داخلش هست که برای هرنفرمان صدتومانه.
اونجا بود که فهمیدم چرا به منشی گفت ،«کمکشان کنید»،،

📌اینکه در اون روزگار چقدر به باسواد شدن مردم مخصوصا مردم محروم سیستان و بلوچستان، اهمیت میدادن،
اینکه بخاطر تخلف یک مدیر سریعا او را عزل کرد و حق مظلوم را از ظالم گرفت،
اینکه ،انسانیت و شرافت از راننده تاکسی گرفته تا علی آقایی که با وجودی که غریبه بودیم و ناآشنا به شهر نه کرایه بیشتر گرفت و نه بیخودی چرخاندمان درشهر، و با اینکه علی آقا هنوز دایی بنده را ندیده و فقط باهم کار تجاری میکردن ولی برایمان سنگ تمام گذاشت،
اینها همه بماند،
اینکه چهار نفر از محرومترین منطقه کشور، با ظاهری متوسط و لباس محلی، بدون تشریفات و وقت قبلی گرفتن، با «نخست وزیر» کشور دیدار میکنن، رو هرگز نمیشود اسمی برایش گذاشت.

امروز این چهار دانشجو بورسیه ای که من افتخار آشنایی از نزدیک با دو نفرشان را دارم ، از بهترین و بزرگترین مهندسین «سازه» کشور هستند که خدمات بسیار زیادی به مردم استان مان کردند، و درحال حاضر دوران باز نشستگی خود را میگذرانند،..

#تاریخ_معاصرایران

@tarbd
📚📚📚📚📚
👏9👍2🕊1
آغاز به کار بانک ملی ایران با دو میلیون تومان!!!

🔹۲۰ شهریور #روز_بانک_ملی  است.

بانک ملی در ۲۰ شهریور ۱۳۰۷ در تهران رسما کار خود را آغاز کرد و سرمایه اولیه  آن ۲۰میلیون ریال بود. کارکنان این بانک در روز افتتاحیه شامل ۲۷  ایرانی و آلمانی بودند.

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
درگذشت آیت الله طالقانی، بدموقع یا خوش موقع؟
روایتی عجیب از برکات یک مرگ!!!

📝 جعفرشیرعلی‌نیا(بازنشر به مناسبت ۴۵ مین سالگشت درگذشت آیت الله طالقانی)

آقای بهشتی وقتی خبر درگذشت طالقانی را شنید بسیار غمگین شد و به روایت بادامچیان چند دقیقه‌ای نتوانست سخن بگوید و بعد گفت: «عجب! عجب! خیلی بد شد! کارهایی به عهده‌ی ایشان بود که فعلا کس دیگری نمی‌تواند آن‌ها را برای انقلاب انجام دهد.» اما برخی نیز درگذشت آیت‌الله طالقانی را بسیار خوش موقع تفسیر می‌کردند.

مرحوم سيد منیرالدین حسینی از اعضای تاثیرگذار مجلس خبرگان قانون اساسی در کتاب خاطراتش با اشاره به درگذشت آیت‌الله طالقانی گفته است: «رحلت ایشان برای این کشور و قانون اساسی و نیز خود آن بزرگ‌مرد، برکاتی به همراه داشت.»

19 شهریور 58 آیت‌الله طالقانی درگذشت و 21 شهریور اصل 5 یکی از چالشي‌ترین اصل‌های قانون اساسی پیرامون ولایت فقیه در جلسه‌ي پانزدهم مجلس خبرگان قانون اساسی تصویب شد. در خاطرات سيد منیرالدین حسینی که از اعضای فعال مجلس خبرگان قانون اساسی به‌ویژه در بحث‌های مربوط به ولایت فقیه بود به مخالفت‌های کسانی مانند حجتی کرمانی، بنی‌صدر و دیگران با اصل ولایت فقیه اشاره شده. به روايت او حجتی کرمانی خطاب به منیرالدین گفته است: «تو می‌خواهی استبداد سیاه را بار دیگر بر این کشور حاکم کنی.» در ادامه منیرالدین مي‌گويد: «از دیگر مخالفان صاحب‌نام می‌توان به مرحوم طالقانی اشاره کرد.» منیرالدین معتقد بود اگر آیت‌الله طالقانی تا تصویب قانون اساسی و در تمام بحث‌های آن؛ «در قید حیات بودند، شاید به سختی می‌شد کار را پیش برد.» او معتقد بود شیوه کار آیت‌الله طالقانی با سایر مخالفان متفاوت بود؛ «ایشان سعی می‌کرد هیجان‌هاي مجلس را وارد جامعه کند و به سطح توده‌ي مردم بکشاند.»

در ادامه به سخنانی از آیت‌الله طالقانی علیه مجلس خبرگان در آخرین خطبه نماز جمعه پیش از درگذشتش اشاره کرده است و نوشته که آیت‌الله طالقانی گفته: «حضرات در حال دوختن قبایی هستند که برازنده‌ی قد و قامت خودشان باشد.» البته این جمله در خطبه‌ی آخر آيت‌الله طالقانی نیست و احتمالا منيرالدين در جای دیگري این جمله را شنیده است.

آيت‌الله طالقاني بر فعاليت شورايي و حضور مردم در قدرت تاكيد داشت و در آخرين خطبه‌اش در ١٦ شهريور ٥٨ نيز روي همين موضوع دست گذاشت: «صدها بار من گفتم که مسئله شورا از اساسی‌ترین مسئله[مسائل] اسلامی است، حتی به پیغمبرش با آن عظمت می‌گوید با این مردم مشورت کن، به این‌ها شخصیت بده، بدانند که مسئولیت دارند، متکی به شخص رهبر نباشند، ولی نه این‌که نکردند، می‌دانم که چرا نکردند، هنوز هم در مجلس خبرگان بحث می‌کنند، در این اصل اساسی قرآن، که به چه صورت پیاده بشود: باید، شاید، یا این‌که می‌توانند؟ نه، این اصل اسلامیه. یعنی همه مردم از خانه و زندگی و واحدها باید با هم مشورت کنند در کارشان... شاید بعضی از دوستان ما بگویند آقا شما چرا این مسائل را در میان توده مردم مطرح می‌کنید؟ بیائید در مجلس خبرگان! می‌گویم بین موکلین شما من مطرح می‌کنم، این‌ها هستند که ما را وکیل کردند... باید دردها، اندیشه‌ها، بدبختی‌ها، ناراحتی‌ها، عقب‌ماندگی‌های این مردم را جبران کنیم. با قوانین نجات‌بخش و حیات‌بخش اسلامی. امیدواریم که همه ما هشیار بشویم. فرد، فرد، مسئولیت قبول بکنیم و این مسائل عظیم اسلامی را پیاده بکنیم، خودرأیی و خودخواهی را کنار بگذاریم، گروه‌خواهی، فرصت‌طلبی و تحمیل عقیده یا خدای نخواسته استبداد زیر پرده‌ي دین را کنار بگذاریم و بیاییم با مردم، با دردمندها، با رنج‌کشیده‌ها، با محروم‌ها هم‌صدا بشویم.»

منیرالدین نگران بود كه طالقاني ساير بحث‌ها را نيز به ميان مردم بكشد و پس از اشاره به حمله‌ي طالقاني به مجلس خبرگان در آخرين خطبه او گفته است: «برداشت من این است که اگر رشته حیات ایشان نمی‌گسست، به احتمال بسیار زیاد، مردم را به صحنه می‌کشاند و آنان را علیه مصوبات خبرگان و اصول قانون اساسی می‌شوراند.»

📝خاطرات سيد منيرالدين حسيني شيرازي توسط مركز اسناد انقلاب اسلامي منتشر شده است.

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍3
روس‌ها چه کاری علیه ما می‌توانستند بکنند و نکردند؟ / یک روز با عرب‌ها بیانیه علیه ایران امضا می‌کنند و روز دیگر با علی‌اف هم پیاله می‌شوند

روزنامه جمهوری اسلامی نوشت:

بی‌توقعی از خود ماست که هر توقع روس‌ها را دولا پهنا برآورده کرده‌ایم. غرب دارد ما را به اتهام حمایت از روسیه در جنگ اکراین، یقه می‌گیرد و گلو می‌فشارد آن وقت روسیه هم با ماجراهایی چون جزایر سه‌گانه ایران و کریدور زنگزور ما را تحت فشار قرار می‌دهد.

دوستان "روسوفیل" چه دارند که بگویند اما از دولت پزشکیان انتظار می‌رود هرگز بیش از آنچه روس‌ها روی میز می‌گذارند، به میان نیاورد. توقع است که در تعامل با همه کشورها به اولویت منافع ملی توجه داشته باشد. به هیاهوی "شرق‌زدگان" توجه نکند همان‌طور که حرفِ "غرب‌زدگان" را نمی‌شنود.

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍1👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گوشه ای از زیبایی خیال انگیز معماری ایرانی...

#اینجا_ایران_است
🎥چهل ستون با تمام زیبایی های خیره کننده اش

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
3🤬1
Forwarded from بشکن Beshkan
PsiphonAndroid.apk
11.1 MB
آخرین نسخه فیلترشکن سایفون برای اندروید

#سایفون #فایل_نصبی

@beshkan
👍1👏1
اتوبوس‌های ایرانی در جاده‌های مصر و اردن!
و  قابی تاریخی از صادرات خودروی سیتروئن از ایران به امارات در دهه ۵۰


اردن در تابستان سال ۱۳۵۳ تعداد ۴۵ دستگاه اتوبوس بیابانی و ۵ دستگاه اتوبوس شهری به مبلغ بیش از ۲ میلیون دلار از ایران خریداری کرد. این معامله بعد از فروش ۱۰۰۰ دستگاه اتوبوس به مصر برای مدیران کارخانجات خودروسازی ایران ناسیونال موفقیت تجاری قابل توجهی بود.
شرکت ایران‌ناسیونال همچنین از دهه 40 تا 50 یکی از صادرکنندگان خودرو به کشورهای حوزه خلیج فارس بود. یکی از محصولات صادره، خودروهای سیتروئن بود که مشتری زیادی در امارات داشت.
این تصویر هم خودروهای سیتروئن تولید ایران در دهه 50 شمسی را نشان می‌دهد که در گمرک خرمشهر آماده صادرات به امارات متحده عربی هستند.
📝روزنامه اطلاعات ۲ شهریور ۱۳۵۳ این خبر را در صفحه اول خود منعکس کرد. خبر را بخوانید و عکسی از جلسه معامله اتوبوس با نمایندگان کشور اردن به همراه عکسی از اعزام اتوبوس‌ها تماشا کنید.

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍2😢1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 نجات یک کودک توسط نیروهای اورژانس

🔸فیلم دوربین مداربسته از نجات امیدبخش یک کودک توسط نیروهای اورژانس اصفهان در مقابل یکی از پایگاه های اورژانس

❇️ @baamdadeno
👍21
‌‌
چرا کوروش برای ماکیاوللی مهم شد؟

✍️ سالار سیف‌الدینی

ماکیاوللی مهمترین و نخستین اندیشمندِ دورۀ رنسانس و از حلقۀ اولیۀ اومانیست‌های فلورانس است. نویسندۀ بی‌بدیلی که نوشتنِ او چونان جواهرسازی ماهر که دقت در چینش گوهرها دارد، دقیق و ظریف و هر کلمه‌ای در جای خودش بود. همان‌طور که لئو اشتراوس به درستی گفته است، ماکیاوللی اولین ضربۀ موجِ تجدّد بر کِشتی سُنّت بود. یکی از مفاهیمی که او در دو کتابِ مهمِ خود، «شهریار» و «گفتارها»، بر روی آنها کار کرده، مفهومِ بنیادگذاری و تأسیس است. فلسفۀ وحدت و استراتژی تأسیسِ اولیه از نظر ماکیاوللی مهم‌اند و در مسیرِ تحولِ تاریخی، الزامات خود را بر شهر/کشور تحمیل می‌کنند.

آنچه ماکیاوللی تحلیل می‌کرد بر مبنای عمل بود، یعنی ابتدا روایتی از تاریخِ تأسیسِ رُم (به نقل از تیتوس لیویوس) نقل می‌کرد و سپس نظریه‌ای نسبتاً کلی، ولی پیچیده‌ای را بر مبنای آن، استخراج می‌کرد. البته او از روایتِ تاریخی سرزمین‌های دیگر نیز غافل نیست، همچنان که در گفتارها، چندین بار از وقایعِ نظامی و سیاسی دوران کوروش و داریوش نام برده است.

از نظر ماکیاوللی، جهانِ آن عصر، سه بنیادگذار بزرگ داشت: تتئوس (بانی آتن)، روملوس (بانی رُم) و کوروش (مؤسسِ ایران).

در فصلِ ششم شهریار از این سه نام می‌برد که با فضیلت و مردانگی خود (ویرتوی خود) به شهریاری رسیدند و نه فقط به یاری فرشتۀ بخت (فورتونا)؛ زیرا بخت صرفاً «فرصتی» به آنها بخشیده بود. سپس اشاره می‌کند که بزرگی آنها در تأسیس ترتیبات (اوردینی) نوآئینی است که استواری دولتِ نوبنیاد به آن وابسته است و کاری دشوارتر از تأسیسِ نظمِ جدید نیست، زیرا بنیادگذاری نظم جدید همه برخورداران از نظمِ قدیم را می‌تواند به دشمن تبدیل کند.

اهمیت این بنیادگذاران در آن است که می‌توان از عمل آنها تقلید کرد. از منظرِ ماکیاوللی، تقلید مجاز نیست، مگر اینکه تقلید از تأسیس باشد. زیرا از تأسیس نمی‌توان تقلید کرد، مگر اینکه منطق آن را فهمید و این خود، عینِ تأسیس است.

ماکیاوللی در شهریار یک‌بار دیگر به سراغ کوروش می‌رود. آنجا که با اغراق‌های خاص و عامدانه خود می‌گوید، شهریار نباید هیچ هدفی جز مطالعه در بابِ جنگ و استراتژی‌های نظامی و نیز مطالعۀ تاریخ داشته باشد. به نظر او، پس از جنگ، دومین کاری که یک شهریار باید انجام دهد «مطالعۀ تاریخ» است. «برای این‌که کردارِ مردانِ بزرگ را دریابد و ببیند به هنگامِ جنگ چه می‌کرده‌اند و دلیل شکست‌ها و پیروزی آنها چه بوده است» تا از آن بپرهیزد و از این عبرت بگیرد و مهمتر از همه، چنان کُند که مردانِ بزرگ ِپیشین کرده‌اند. همان‌طور که اسکندر از آشیل، ژولیوس سزار از اسکندر و اسکیپیو از کوروش تقلید کرد. او سپس شرحی از تجربۀ کشورداری کوروش با جزئیات و ذکر ویژگی‌هایش، روایت می‌کند و اهمیت آن را در این می‌داند که «هرکس شرح زندگی کوروش به قلم گزنفون را بخواند، خواهد دید اسکیپیو تا چه اندازه نیک‌نامی خود را مدیون پیروی از کوروش است و در عفت، مدارا و انسانیت و آزادگی تا چه مایه خود را با تصویری که گزنفون از کوروش داده بود، همسان کرده است».

به طور خلاصه باید گفت، اهمیت کوروش در اندیشۀ سیاسی ماکیاوللی‌ در منطقِ نظامِ تأسیس و خصلت‌های خوب یک فرمانروا، نهفته است که شجاعت، تدبیر و پاک‌دامنی در کنارِ «سلحشوری» (فصل ششم کتابِ شهریار) موجب تأسیسِ بی‌نظیر «کشوری» شده که نمونه‌ای از واقعیّتِ مؤثر verità  effettuale dela cosa  را تداعی می‌کند:
«از آنجا که آهنگ آن دارم، برای آن‌که گوش فرادارد، مطلب سودمندی بنویسم، به نظرم مناسب‌تر رسیده است که حقیقتِ مؤثر را دنبال کنم تا خیالی از آن را.
بسیارند، آنان‌که طرح خیالی از پادشاهی‌ها و جمهوری‌ها به دست داده‌اند، بی‌آنکه کسی هرگز، آنها را به واقع، دیده یا دربارۀ آن سخنی شنیده باشد».

بعدها هگل خواهد گفت که واقعیتِ مؤثر  Wirklichkeit واقعیتی است که ماندگار است، نه زودگذر و دولت‌های خوب «ایدۀ اخلاقی واقعیتِ مؤثر» هستند، و او نیز دولت هخامنشی را اولین تداعی آن می‌داند و سپس به یونان و رُم و در نهایت به فرهنگِ نوردیک می‌رسد./ایران دل

@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
1👍1
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
گذری بر تاریخ ایران۱۲ 🔹مادها۵ 🔵زوال دولت آشور هووخشتر پس از آنکه سکاها را از ایران بیرون راند، باز به اجرای خیال دیرین خود، یعنی انقراض آشور پرداخت. آشور در نیمه قرن هفتم ق.م، یعنی تقریبا چهل سال قبل انقراض به اوج عظمت خود رسید: مصر مطیع شد، لیدیه پست گردید،…
گذری بر تاریخ ایران۱۳
🔹مادها۶
🔵تصرف کشور آرمنیه توسط هووخشتر

آشوری‌ها، آرمنیه را " #اورارتو" می‌نامیدند و درتورات " #آرارات" آمده است. آشوراوبالیت (پادشاه آشور) حمایت فرعون مصر، #نخاو را با خود داشت، و با آرمنیه نیز وارد مذاکره شده و از شاه آرمنیه یاوری طلبید. شاه آرمنیه که از قدرت‌گیری دولت همسایه‌اش ماد به بیم افتاده بود، سپاهیانی به یاری او گسیل کرد. این اقدام در عرف دنیای قدیم به مفهوم اعلان جنگ از طرف شاه آرمنیه به شاه ایران بود. شاید هم شاه آرمنیه به شاه ایران اولتیماتوم و احتمالا اعلان جنگ داده باشد، یا نیروهایش را به کنار مرزهای غربی آذربایجان منتقل کرده باشد. آنچه مسلم است آنکه #هووخشتر به آرمنیه لشکر کشید. لشکرکشی به پیروزی قاطع هووخشتر بر شاه آرمنیه و بر افتادن دولت آرمنیه و الحاق سرزمین آرمنیه به‌ ایران شد. یکی از امیران آرمنی به سلطنت آرمنیه منصوب گردید و آرمنیه که روزگاری یک امپراتوری پرقدرت بود، به یک امیرنشین تابع ایران تبدیل شد. #آرمنیه را #ارمنستان نامیدند؛ زیرا این نامی است که از زمان شاهنشاهی پارت (اشکانی‌ها) به بعد به این امیرنشین تابع ایران داده شد و تا امروز پابرجا است.

‌ در میان رخدادهای ارمنستان، سپاه بابل به فرماندهی #نبوکدنصر (ولیعهد نبوپولاصر) به آشوری‌ها و متحد مصری‌شان در کرخه میش لشکر کشید. متحدین شکست خوردند، فرعون #نخاو به حمات (در سوریه امروزی) عقب‌نشینی کرد (اوائل سال ۶۰۵ پ م). نبوکدنصر به حمات لشکر کشید، در اینجا نیز فرعون شکست یافت و حمات به تصرف نبوکدنصر درآمد. در این اثناء #نبوپولاصر درگذشت، و نبوکدنصر با شتاب به بابل برگشته و به سلطنت نشست. او سال بعد به شام لشکر کشید. و در چندین نبرد بسیار سخت و پرهزینه که سه سال ادامه داشت، نیروهای مصری را قدم به قدم عقب راند. ضمن این جنگ‌ها از مقاومت شهر َشکلون (اکنون #عسقلان) در #فلسطین سخن به میان آمده و #نبوکدنصر با افتخار گزارش کرده که مردم شهر را کشتار و شهر را تبدیل به تپه خاک کرده است. تصرف سراسر شام و فلسطین تا اواخر سال ۶۰۱ پ.م، وقت گرفت، و نبوکدنصر به مرزهای مصر رسید؛ ولی با مقاومت بسیار شدید مصریان روبرو شد و با دادن تلفاتی عقب‌نشینی کرد. در یک سند بابلی آمده که:

" شاه مصر با همه نیروهایش بیرون آمد، نبردهای شدیدی درگرفت و دو طرف کشتگان بسیار دادند، و شاه اکاد به بابل برگشت ".

‌ او سال بعد برای مطیع کردن قبایل شمال عربستان لشکرکشی کرده و تا درون حجاز پیش رفت و غنایمی از عرب‌ها گرفت. لشکرکشی بعدی او به کشور کوچک #یهودا (اورشلیم) بود. او شاه یهودا (نامش یهویاقیم) و اعضای خاندان سلطنتی را به اسارت گرفت، و غنایم بسیاری، شامل خزاین سلطنتی اورشلیم را با خود به بابل برد. شرح این رخدادها را نبوکدنصر بر الواحی نوشته است که اکنون به " #سالنامه_نبوپولاصر" معروف است. در تورات نیز شرح  مفصلی از این لشکرکشی آمده که داستان جنایت‌های ضدبشری نبوکذنصر است. (همان بخت‌النصر افسانه‌ها که توسط تورات و از راه مسیحیان و سپس مسلمین به ما معرفی شده است).

محمد امیری


📚 منابع: بازخوانی تاریخ ایران‌زمین، دکتر امیرحسین خنجی، جلد اول، گفتار چهارم: پادشاهی ماد، خلاصه ص۱۶۵-۱۶۶.


https://tinyurl.com/mup2brzj

📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 عشق پزشکیان⁩ به صلح با دنیا؟ یا نفرت جلیلی⁩ از مردم؟/ پای جراحت‌برداشته‌ی «جلیلی» در ازای جانِ ملّتِ ۸۰ میلیونی؟/مصطفی فقیهی

🔸چه خوب که این مشاورِ زبان‌بسته با زبانِ بی‌زبانی، همه‌چیز را شفاف و فاش گفت.

🔸حالا دیگر همه می‌دانیم که چرا شرکت‌کنندگان در انتخابات، به جلیلی رأی ندادند! و چرا حتی تحریمی‌ها نیز تهِ دل‌شان از رأی‌آوریِ او وحشت داشتند!

🔸دقیقا به همین دلیل، محتوای تذکرِ این مشاورِ صادق به پزشکیان صحنه را شفاف‌تر کرد: «عشق به صلح در برابر نفرت از جامعه!»

🔸افاضات این طیف اما، به قدری شائبه‌بار است که به نظر، قطعی می‌آید که چون جلیلی در جوانی مثل میلیون‌ها ایرانی دیگر، به جنگ رفته و پای‌ش جراحت برداشته، تا انتقامش را از تک‌تک مردم نگیرد و یک پای‌شان یا همه‌ی جان‌شان را نستاند، دست‌بردار نیست و همچنان خود و کیف‌کش‌های‌ ارتقا یافته‌اش، مانع صلح و دوستی با دنیا خواهد ماند!

🔸ناراحتید؟لشکرِ مشاورانِ شکست‌خورده را به نبرد با اسرائیل بفرستید؛ تا هم از بی‌کاری و بی‌عاری درآیند و هم، کم‌تر به جانِ مجروح و پایِ پینه‌بسته‌ی مردم در ازای پای جراحت‌برداشته‌ی خود، چشم بدوزید.

❇️ @baamdadeno
😡2👍1🔥1
دام های اخلاقی...

دین تقریبا در تمام فرهنگ‌ها، همواره یکی از منابع الهام‌بخش اخلاق بوده است. البته یکی از منابع بی‌رحمی و نزاع نیز بوده است. گاندی تحت تأثیر باور‌‌های دینی خود قرار داشت. قاتل او هم تحت تأثیر اعتقادات خود بود.

ادیان اهمیت مهربانی و عدالت را آموزش می‌دهند، اما گاهی اوقات این ایده را نیز گسترش می‌دهند که نابودی کافران فضیلت است. تاریخ گویای قساوت‌‌های فراوانی است که به نام اخلاق اصیل انجام شده است. آیا می‌توان درس‌‌هایی از این رویداد‌ها آموخت؟

در ضرب‌المثل "راه جهنم با نیت‌‌های خوب فرش شده است" واقعیتی نهفته است. کار‌‌های بسیار بدی توسط افرادی انجام شده که معتقد بودند درست عمل می‌کنند.

▪️حداقل سه دلیل وجود دارد:

۱. واگذار کردن قضاوت اخلاقی به دیگران

ما قضاوت اخلاقی را به دیگران واگذار می‌کنیم، زیرا معتقدیم آن‌ها دانش خاصی در مورد درست و غلط دارند و ما می‌توانیم با پیروی از دستورات آن‌ها احساس پارسایی کنیم، حتی زمانی که آن‌ها به ما می‌گویند هزاران نفر را قربانی نماییم (همان‌طور که در جنگ‌‌های صلیبی و بسیاری از جنگ‌‌های مقدس قبل و بعد از آن رخ داده است).سلب مسئولیت اخلاقی از خود در نهاد‌‌های مدنی نیز رخ می‌دهد، خصوصا زمانی که "اطاعت از ما فوق" به‌عنوان یک فضیلت به‌حساب می‌آید. معمولا به سربازان آموزش داده می‌شود که "ارتش چرا ندارد!" این وضعیت به آن‌ها امکان می‌دهد تا بی‌رحمی‌‌های وحشتناک را تنها با این مطلب که "من فقط از دستورات اطاعت می‌کنم"، توجیه کنند.

۲. نامطلوب دانستن دیگران

زمانی که دیگران ذاتا حقیر و نامطلوب در نظر گرفته می‌شوند، می‌توان با چهره‌ای حق به جانب آن‌ها را منزوی کرد، به بردگی کشید، یا حتی نیست و نابود کرد. قوانین اخلاقی گروه ما، در مورد عناصر ذاتا نامطلوب اعمال نمی‌شوند. سیاه‌پوستان و همجنسگرایان در میان قربانیان همیشگی این کنارگذاری‌‌های اخلاقی بوده‌اند، اما بیشتر نژاد‌ها، ادیان، ملیت‌ها، گروه‌‌های طبقاتی و اقوام در بخش‌‌هایی از تاریخ مشمول بدگویی و آزار و اذیت بوده‌اند. راه‌حل این مشکل، پرورش کودکانی است که معتقدند هیچ انسانی فاقد کرامت انسانی نیست، هیچ کسی ذاتا حقیر یا نامطلوب نیست، و هیچ انسانی هرچند متفاوت، بیرون از مرز‌‌های اخلاقی قرار نمی‌گیرد.

۳. سرکوب افکار بد

افکار به اصطلاح بد، مانند افکاری که به‌همراه خشم و حسادت می آیند، رایج و طبیعی‌اند. اما افرادی که معتقدند "یک فکر بد به اندازه یک عمل بد نامطلوب است" اغلب به‌منظور حفظ خودپنداره مثبتشان، به این افکار، ناخواسته برچسب‌‌های ناجور می‌زنند یا آن‌ها را انکار می‌نمایند (یک روانشناس ممکن است خشم آن‌ها را ناهشیار بداند). این امر به مشکلات جدی در خودنظم‌دهی منجر می‌شود. برای مثال، خشم، چه تشخیص داده شود و یا ناشناخته باقی بماند، اشتهایی برای پرخاشگری ایجاد می‌نماید. اما قبل از این که ارتباط میان خشم و پرخاشگری را قطع کنیم، باید ابتدا تشخیص دهیم که در حال تجربه خشم هستیم. تنها پس از این است که می‌توانیم به خود بگوییم، "من اکنون عصبانی هستم، پس باید مراقب رفتار خود در قبال این فرد باشم". برچسب‌زدن نامناسب، زمانی که یاد می‌گیریم بر اساس آن‌چه انجام می‌دهیم در مورد اخلاقی‌بودن خویش قضاوت کنیم، نه بر اساس آن‌چه فکر می‌کنیم، کمتر اتفاق می‌افتد.

📚 انسان اخلاقی؛ چگونه به یک فرد اخلاقی تبدیل می‌شویم؟ میشل اسکالمن، ترجمه محمدرضا جهانگیرزاده

@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
👏1
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
🌲🌲🌲

هر صبح دیروزهای مبهم خود را
در نامعلوم‌ترین جای کائنات دفن کن
و هیچ گذشته‌ی تلخی را به یاد نیاور.
هر آدمی می‌تواند با هر صبح متولد شود...

#پگاه_اندیشه

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍1
Forwarded from اصفهان خبر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
متن دردناک یک ایرانی پشت ماشینش در کانادا


📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
7👍1
خطر نابودی نقوش تخت جمشید...

🔹«تعدادی از نقوش تخت جمشید به علت رشد گلسنگ‌ها از بین رفته است»

خبرگزاری فرانسه در گزارشی از ایران خبر داده که گلسنگ‌ها آرام آرام در حال از بین بردن بقایای بنای باستانی تخت جمشید هستند و تاکنون نیز تعدادی از نقوش برجسته آن از بین رفته است. بر اساس گزارش این خبرگزاری، شدت فراگیری گلسنگ‌ها در تخت جمشید به حدی است که رنگ‌های قرمز و زرد گلسنگ‌ها از دور و به ویژه روی بسیاری از ستون‌های غول‌پیکر این بنای باستانی قابل مشاهده است./انتخاب

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آلپ ایران...


دامنه ی اشترانکوه، آلپ ایران در استان لرستان

#ایران_زیبا
#لرستان_زیبا

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍1