صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅گذری بر تاریخ ایران۱۰ 🔹مادها۳ قدرت یافتن فرورتیش، فرزند دیااکو، و آشوری ها در لشکرکشیهای بعدی #سارگون_دوم به سرزمینهای ماد، گروههای بزرگی از مادها از جمله ۴۶ تن از امیران محلی (کاویها) به اسارت او درآمدند و چندین آبادی توسط او ویران شد. اینها را او…
✅گذری بر تاریخ ایران۱۱
🔹مادها۴
به قدرت رسیدن هووخشتر و نابودی سکاها
پس از کشته شدن فرورتیش، قلمرو ماد مورد غارت و تاخت و تاز طوایف سکایی قرار گرفت، و مادها تا حدود بیست و هشت سال نتوانستند از این ضربت سر راست کنند. در تمام این مدت قلمرو ماد و تمام سرزمین ماننای عرضه تاخت و تاز سکاها بود. این سلطه سکاها نه تنها قلمرو پادشاهان ماد را به ویرانی کشید، بلکه برای خود آشور هم که آنها را به این هجوم برانگیخته بود، مایه تهدید بود. سکائیان که در طی سالها تاخت و تاز، آشور را هم از خود رنجانیدند، با کیمریها که در آغاز تا حدی برای تعقیب آنها به داخل فلات ریخته بودند، متحد شدند و تا سوریه و فلسطین تاخت و تاز کردند. با آنکه اکثر طوایف آن آریایی بودند، و با طوایف ماد و پارس هم خویشاوندی داشتند، زندگی بیابانگردی، آنها را در حال نیمهوحشی نگه داشته بود و در اعمال خود خشونت و قصاوت بسیار نشان میدادند. از این رو در کلام پیامبران یهود، #هلاک_کننده_امتها خوانده شدند. آنها سوریه را به باد غارت دادند و مصر را هم تهدید نمودند و تقریبا عرصه بینالنهرین را عرضه کشتار و ویرانی کردند. سرانجام بعد از سالها وقتی که به حدود زاگرس رسیدند، قدرت و خشونت آنها فروکش کرده بود. میل به شادخواری و خوشباشی که کثرت غنایم و مالهای غارتی انگیزه آن بود، آنها را به تنآسایی و عشرتطلبی واداشت.(۱)
پس از فرورتیش، پسرش هووخشتر (یا کیاکسار) به سلطنت رسید. اسم این شاه را هرودوت کیاکسار نوشته، ولی از کتیبه بیستون داریوش اول معلوم است نام او هووخشتر بود. وی سرداری شایسته و در اداره کارهای کشور، فرمانروایی بیهمتا بود. شکشت پدرش از سکاییان، به وی این درس را آموخت که سپاهیان مزدور و سربازانی که بوسیله قبایل متحد فراهم میآیند، نمیتوانند در میدان نبرد با لشکریان منظم و کارآزموده آشوریان برابری کند. این امر وی را بر آن داشت که به پیروی از آشوریان، سپاهی منظم گردآوری و تربیت کند، نیروی مرتبی متشکل از سوارهنظام و پیادهنظام بوجود آورد. سوارهنظام وی از جهت شایستگی و ارزش سربازی بر سوارهنظام آشوریان برتری داشت و نیروهای پیادهاش به تیر و نیزه و کمان مسلح و مجهز شد. کشور ماد یکی از مراکز مهم پرورش اسب بود، و همین امر توفیق هووخشتر را در فراهم ساختن افراد سوارهنظام که از کودکی در فن سواری، تجربه و آزمودگی داشته و علاوه بر آن به تیر و کمان مسلح بودند، تامین و تضمین میکرد. با توجه به این خصایص و امتیازات، هووخشتر به نینوا لشکر کشید، در میان راه گروهی از سواران آشوری را منهدم ساخت؛ و زمانی دراز آن شهر در محاصره طولانی خود قرار داد. اون بر آن شد تا با قطع رابطه نینوا با خارج و طول مدت محاصره، دشمن سرسخت را وادار به تسلیم نماید.
اما در همین اوان به وی خبر رسید که سکاییان، متصرفاتش را مورد تاخت و تاز و غارت قرار دادهاند. پس دست از محاصره نینوا برداشت و به کشورش بازگشت. سکاییان که از دربند قفقاز گذشته، و آذربایجان را مورد تاخت و تاز قرار داده بودند. هووخشتر پس از ترک محاصره نینوا به آذربایجان شتافت، و در شمال دریاچه ارومیه با سکاییان روبرو شده، و شکست سختی از آنها خورد. بنابراین ناگزیر شد آنچه را که دشمن بر او تحمیل کرد، بپذیرد. (سال ۶۳۳ ق.م)؛ سکاییان سراسر منصرفات ماد را در نوردیده، از کشت و کشتار روی برنتافتند، و تنها بعضی از مناطق مستحکم و مجهز در برابر این حمله، که دنبالهاش تا دریای مدیترانه کشیده میشد، پایداری کردند. هووخشتر که در صحنه نبرد ناکام مانده بود، پس به حیله و تدبیر روی آورد. هووخشتر، #مادیس (پادشاه سکاییان) و سران سپاه او را به مهمانی با شکوهی فراخواند. به آنان باده فراوان نوشانید، و چون از خود بیخود شدند، همگی را به هلاکت رسانید. سکاییان که شاه و فرمانده نظامی خود را از دست داده بودند، با وجود پایداری شدید، از مادها شکست خورده و در سال ۶۰۵ ق.م، از قلمرو سلطنت ماد رانده شدند، و با این تدبیر، به سلطه و نفوذ بیست و هشت ساله سکاها پایان داده شد.(۲)
✍محمد امیری
📚 منابع:
۱. روزگاران (تاریخ ایران از آغاز تا سقوط پهلوی)، (شامل جلد اول و دوم) عبدالحسین زرین کوب، صفحات ۵۴-۵۵.
۲. تاریخ دههزارساله ایران، عبدالعظیم رضایی، جلد اول: از پیدایش آریاها تا انقراض پارتها، انتشارات اقبال، پاییز ۱۳۶۴ ص۱۵۶ / تاریخ ایران باستان، حسن پیرنیا، انتشارات نگاه، جلد اول، صفحات ۱۶۲ تا ۱۶۴ / تاریخ هرودوت، ترجمه مرتضی ثاقبفر، جلد اول، انتشارات اساطیر، تهران، ۱۳۸۹، صفحات ۱۴۸-۱۴۹.
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹مادها۴
به قدرت رسیدن هووخشتر و نابودی سکاها
پس از کشته شدن فرورتیش، قلمرو ماد مورد غارت و تاخت و تاز طوایف سکایی قرار گرفت، و مادها تا حدود بیست و هشت سال نتوانستند از این ضربت سر راست کنند. در تمام این مدت قلمرو ماد و تمام سرزمین ماننای عرضه تاخت و تاز سکاها بود. این سلطه سکاها نه تنها قلمرو پادشاهان ماد را به ویرانی کشید، بلکه برای خود آشور هم که آنها را به این هجوم برانگیخته بود، مایه تهدید بود. سکائیان که در طی سالها تاخت و تاز، آشور را هم از خود رنجانیدند، با کیمریها که در آغاز تا حدی برای تعقیب آنها به داخل فلات ریخته بودند، متحد شدند و تا سوریه و فلسطین تاخت و تاز کردند. با آنکه اکثر طوایف آن آریایی بودند، و با طوایف ماد و پارس هم خویشاوندی داشتند، زندگی بیابانگردی، آنها را در حال نیمهوحشی نگه داشته بود و در اعمال خود خشونت و قصاوت بسیار نشان میدادند. از این رو در کلام پیامبران یهود، #هلاک_کننده_امتها خوانده شدند. آنها سوریه را به باد غارت دادند و مصر را هم تهدید نمودند و تقریبا عرصه بینالنهرین را عرضه کشتار و ویرانی کردند. سرانجام بعد از سالها وقتی که به حدود زاگرس رسیدند، قدرت و خشونت آنها فروکش کرده بود. میل به شادخواری و خوشباشی که کثرت غنایم و مالهای غارتی انگیزه آن بود، آنها را به تنآسایی و عشرتطلبی واداشت.(۱)
پس از فرورتیش، پسرش هووخشتر (یا کیاکسار) به سلطنت رسید. اسم این شاه را هرودوت کیاکسار نوشته، ولی از کتیبه بیستون داریوش اول معلوم است نام او هووخشتر بود. وی سرداری شایسته و در اداره کارهای کشور، فرمانروایی بیهمتا بود. شکشت پدرش از سکاییان، به وی این درس را آموخت که سپاهیان مزدور و سربازانی که بوسیله قبایل متحد فراهم میآیند، نمیتوانند در میدان نبرد با لشکریان منظم و کارآزموده آشوریان برابری کند. این امر وی را بر آن داشت که به پیروی از آشوریان، سپاهی منظم گردآوری و تربیت کند، نیروی مرتبی متشکل از سوارهنظام و پیادهنظام بوجود آورد. سوارهنظام وی از جهت شایستگی و ارزش سربازی بر سوارهنظام آشوریان برتری داشت و نیروهای پیادهاش به تیر و نیزه و کمان مسلح و مجهز شد. کشور ماد یکی از مراکز مهم پرورش اسب بود، و همین امر توفیق هووخشتر را در فراهم ساختن افراد سوارهنظام که از کودکی در فن سواری، تجربه و آزمودگی داشته و علاوه بر آن به تیر و کمان مسلح بودند، تامین و تضمین میکرد. با توجه به این خصایص و امتیازات، هووخشتر به نینوا لشکر کشید، در میان راه گروهی از سواران آشوری را منهدم ساخت؛ و زمانی دراز آن شهر در محاصره طولانی خود قرار داد. اون بر آن شد تا با قطع رابطه نینوا با خارج و طول مدت محاصره، دشمن سرسخت را وادار به تسلیم نماید.
اما در همین اوان به وی خبر رسید که سکاییان، متصرفاتش را مورد تاخت و تاز و غارت قرار دادهاند. پس دست از محاصره نینوا برداشت و به کشورش بازگشت. سکاییان که از دربند قفقاز گذشته، و آذربایجان را مورد تاخت و تاز قرار داده بودند. هووخشتر پس از ترک محاصره نینوا به آذربایجان شتافت، و در شمال دریاچه ارومیه با سکاییان روبرو شده، و شکست سختی از آنها خورد. بنابراین ناگزیر شد آنچه را که دشمن بر او تحمیل کرد، بپذیرد. (سال ۶۳۳ ق.م)؛ سکاییان سراسر منصرفات ماد را در نوردیده، از کشت و کشتار روی برنتافتند، و تنها بعضی از مناطق مستحکم و مجهز در برابر این حمله، که دنبالهاش تا دریای مدیترانه کشیده میشد، پایداری کردند. هووخشتر که در صحنه نبرد ناکام مانده بود، پس به حیله و تدبیر روی آورد. هووخشتر، #مادیس (پادشاه سکاییان) و سران سپاه او را به مهمانی با شکوهی فراخواند. به آنان باده فراوان نوشانید، و چون از خود بیخود شدند، همگی را به هلاکت رسانید. سکاییان که شاه و فرمانده نظامی خود را از دست داده بودند، با وجود پایداری شدید، از مادها شکست خورده و در سال ۶۰۵ ق.م، از قلمرو سلطنت ماد رانده شدند، و با این تدبیر، به سلطه و نفوذ بیست و هشت ساله سکاها پایان داده شد.(۲)
✍محمد امیری
📚 منابع:
۱. روزگاران (تاریخ ایران از آغاز تا سقوط پهلوی)، (شامل جلد اول و دوم) عبدالحسین زرین کوب، صفحات ۵۴-۵۵.
۲. تاریخ دههزارساله ایران، عبدالعظیم رضایی، جلد اول: از پیدایش آریاها تا انقراض پارتها، انتشارات اقبال، پاییز ۱۳۶۴ ص۱۵۶ / تاریخ ایران باستان، حسن پیرنیا، انتشارات نگاه، جلد اول، صفحات ۱۶۲ تا ۱۶۴ / تاریخ هرودوت، ترجمه مرتضی ثاقبفر، جلد اول، انتشارات اساطیر، تهران، ۱۳۸۹، صفحات ۱۴۸-۱۴۹.
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
✅ردپای تمدن ایرانی در سرزمین وایکینگ ها
ظرف نقرهای کمیاب در گنجینه وایکینگها در اسکاتلند متعلق به شاهنشاهی ساسانی از آب درآمد/یورونیوز
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
ظرف نقرهای کمیاب در گنجینه وایکینگها در اسکاتلند متعلق به شاهنشاهی ساسانی از آب درآمد/یورونیوز
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅روز ابوریحان بیرونی
۱۳ شهریور در تقویم ایرانی #روز_ابوریحان_بیرونی دانشمند، ستاره شناس، رياضيدان، مورخ و جغرافیدان و موسیقیدان ایرانی است. این روز #روز_نجوم نیز نام دارد. ابوریحان بیرونی و ابن سینا از جامع ترین و بزرگترین دانشمندان تاریخ به شمار می روند.
برخی از پژوهشگران حوزه تاریخ علم، ابوریحان را بزرگترین دانشمند تاریخ ایران و جهان اسلام می دانند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
۱۳ شهریور در تقویم ایرانی #روز_ابوریحان_بیرونی دانشمند، ستاره شناس، رياضيدان، مورخ و جغرافیدان و موسیقیدان ایرانی است. این روز #روز_نجوم نیز نام دارد. ابوریحان بیرونی و ابن سینا از جامع ترین و بزرگترین دانشمندان تاریخ به شمار می روند.
برخی از پژوهشگران حوزه تاریخ علم، ابوریحان را بزرگترین دانشمند تاریخ ایران و جهان اسلام می دانند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅گذری بر تاریخ ایران۱۱ 🔹مادها۴ به قدرت رسیدن هووخشتر و نابودی سکاها پس از کشته شدن فرورتیش، قلمرو ماد مورد غارت و تاخت و تاز طوایف سکایی قرار گرفت، و مادها تا حدود بیست و هشت سال نتوانستند از این ضربت سر راست کنند. در تمام این مدت قلمرو ماد و تمام سرزمین…
✅گذری بر تاریخ ایران۱۲
🔹مادها۵
🔵زوال دولت آشور
هووخشتر پس از آنکه سکاها را از ایران بیرون راند، باز به اجرای خیال دیرین خود، یعنی انقراض آشور پرداخت. آشور در نیمه قرن هفتم ق.م، یعنی تقریبا چهل سال قبل انقراض به اوج عظمت خود رسید: مصر مطیع شد، لیدیه پست گردید، دولت عیلام، دشمن موروثی آشور ویران گشت، مملکت وان دیگر جرات تخطی را به حدود آشور نداشت...(۱)، قدرت آشور به عنوان یک امپراتوری نیرومند بر نقاط وسیعی از خاورمیانه مسلط بود، در درجه نخست متکی بر خشونت بسیار زیادی بود که درلشکرکشیها به کار میبردند، به گونهای بود که وقتی به شهری نزدیک میشدند، هراس ازخشونتهای آنها زمینه پیروزی آنان رافراهم میآورد.(نصرت به رعب)؛ در درجه دوم متکی بر سازمان بسیار منضبط نظامی و #جنگ_افزارهای پیشرفتهشان بود که همسایگانشان از آن برخوردار نبودند؛ و در درجه سوم متکی بر دستگاه پیچیده خبرگیری و خبررسانیشان بود که در سرزمینهای زیر سلطه انجام وظیفه میکردند. ولی این قدرت سیاسی در خود میانرودان که مرکز امپراتوری بود بر شالودههای غیر مستحکمی بنا شده بود. میانرودان از اقوام و ادیان متعددی تشکیل شده بود (بابلیها، کلدانیها، سومریها، اکدیها، آرامیها، و آشوریها).
ثبات در میانرودان وابسته به مقدار خشونتی بود که شاه آشور نسبت به اقوام میانرودان به کار میبرد. اقوام زیر سلطه آشور در شام، فلسطین و اسرائیل به علت رفتارهای بسیار خشونتآمیز آشوریان که در گردآوری مالیاتهای غیرقابل تحمل که معمولا با کشتارها و شهرسوزیها و تبعیدهای دسته جمعی ناراضیان و نافرمانان همراه بود، نفرت از آشور را تا سر حد غیرقابل وصفی بالا برده بود. جماعتهای بسیاری که از سرزمینهای اصلیشان کوچانده شده و در خاک اصلی آشور، یا در بابل، و برخی سرزمینهای بیرون از خاک اصلی آشور جا داده شده بودند و همچون بردگان واقعی با آنها رفتار میشد که جز بیگاری کردن برای شاه آشور هیچ حقی برایشان در نظر گرفته نشده بود، و نیروهای بالقوهای بودند که میتوانستند در فرصت مناسب برای در هم کوفتن قدرت آشور با هر نیروی به پاخاستهای همکاری کنند.
آنچه اطاعت اقوام زیرسلطه از دولت آشور را دراز مدت کرده بود، هراس از خشونتهای آشوریان بود. فرو ریختن این دیوار هراس، کافی بود که امپراتوری آشور را از هم بپاشاند. این دیوار هراس به همراه اوجگیری قدرت ایران و آزادسازی سرزمینهای ایرانینشین از سلطه آشوریان فرو ریخت. طلوع دولت ایران و افول قدرت سیاسی آشور به طور همزمان صورت گرفت، و زمانی که #هووخشتر بر تخت سلطنت ماد نشست، دولت آشور آخرین نفسهای تاریخیاش را برمی آورد.
#آشوربانیپال در سال ۶۲۵ ق.م درگذشته و پسرش " #آشور_اتیل_ایلانی" پس از یک دوره جنگ قدرت خانگی به سلطنت رسیده بود. چهار سال بعد یک مدعی به نام " #سین_شوم_لی_شیر" وی را کنار زده و سلطنت را به دست گرفته بود. این نیز گرفتار یک رقیب خاندانی به نام " #سین_شارایشکون" شد. در شورش " #سین_شوم_لی_شیر "، یکی از افسران کلدانی به نام " #نبوپولاصر" از او حمایت کرد، و "سین شوم لی شیر" وقتی به سلطنت رسید، وی را به پادشاهی بابل منصوب کرد. با کشته شدن "سین شوم لی شیر" و روی کارآمدن "سین شارایشکون"، نبوپولاصر از اطاعت آشور بیرون شده و در صدد کسب حمایت از شاه ماد بر آمد تا استقلال بابل را حفظ کند. به دنبال مذاکراتی که او با #هووخشتر انجام داد، یک پیمان دوستی مستحکم میان دو شاه ماد و بابل منعقد گردید.
وقتی شاه آشور خواست که با قوه قهریه بابل را به اطاعت بازآورد، شاه ماد در حمایت از بابل به آشور اعلان جنگ داد. اقوام کلدانی و آرامی (بومیان نیمه جنوبی میانرودان) عموما از نبوپولاصر حمایت میکردند؛ و او از نیروی قابل توجهی برخورداربود که میتوانست با قدرت تمام با دولت آشور که جنگهای خانگی سالهای اخیر ناتوانش کرده بود، بستیزد. شاه آشور برای برکنار کردن نبوپولاصر به بابل لشکر کشید. در این زمان کلیه اقوام خارج از سرزمین اصلی آشور که پیشتر زیر سلطه آشور بودند، در شورش سراسری بر ضد آشور به سر میبردند. جنگهای خانگی چند ساله ارتش آشور را ضعیف کرده بود.(۲)
✍محمد امیری
📚 منابع:
۱. تاریخ ایران باستان، حسن پیرنیا، انتشارات نگاه، جلد اول، ص۱۶۶.
۲. بازخوانی تاریخ ایرانزمین، دکتر امیرحسین خنجی، جلد اول، گفتار چهارم: پادشاهی ماد، خلاصه ص۱۵۷ تا۱۵۹.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹مادها۵
🔵زوال دولت آشور
هووخشتر پس از آنکه سکاها را از ایران بیرون راند، باز به اجرای خیال دیرین خود، یعنی انقراض آشور پرداخت. آشور در نیمه قرن هفتم ق.م، یعنی تقریبا چهل سال قبل انقراض به اوج عظمت خود رسید: مصر مطیع شد، لیدیه پست گردید، دولت عیلام، دشمن موروثی آشور ویران گشت، مملکت وان دیگر جرات تخطی را به حدود آشور نداشت...(۱)، قدرت آشور به عنوان یک امپراتوری نیرومند بر نقاط وسیعی از خاورمیانه مسلط بود، در درجه نخست متکی بر خشونت بسیار زیادی بود که درلشکرکشیها به کار میبردند، به گونهای بود که وقتی به شهری نزدیک میشدند، هراس ازخشونتهای آنها زمینه پیروزی آنان رافراهم میآورد.(نصرت به رعب)؛ در درجه دوم متکی بر سازمان بسیار منضبط نظامی و #جنگ_افزارهای پیشرفتهشان بود که همسایگانشان از آن برخوردار نبودند؛ و در درجه سوم متکی بر دستگاه پیچیده خبرگیری و خبررسانیشان بود که در سرزمینهای زیر سلطه انجام وظیفه میکردند. ولی این قدرت سیاسی در خود میانرودان که مرکز امپراتوری بود بر شالودههای غیر مستحکمی بنا شده بود. میانرودان از اقوام و ادیان متعددی تشکیل شده بود (بابلیها، کلدانیها، سومریها، اکدیها، آرامیها، و آشوریها).
ثبات در میانرودان وابسته به مقدار خشونتی بود که شاه آشور نسبت به اقوام میانرودان به کار میبرد. اقوام زیر سلطه آشور در شام، فلسطین و اسرائیل به علت رفتارهای بسیار خشونتآمیز آشوریان که در گردآوری مالیاتهای غیرقابل تحمل که معمولا با کشتارها و شهرسوزیها و تبعیدهای دسته جمعی ناراضیان و نافرمانان همراه بود، نفرت از آشور را تا سر حد غیرقابل وصفی بالا برده بود. جماعتهای بسیاری که از سرزمینهای اصلیشان کوچانده شده و در خاک اصلی آشور، یا در بابل، و برخی سرزمینهای بیرون از خاک اصلی آشور جا داده شده بودند و همچون بردگان واقعی با آنها رفتار میشد که جز بیگاری کردن برای شاه آشور هیچ حقی برایشان در نظر گرفته نشده بود، و نیروهای بالقوهای بودند که میتوانستند در فرصت مناسب برای در هم کوفتن قدرت آشور با هر نیروی به پاخاستهای همکاری کنند.
آنچه اطاعت اقوام زیرسلطه از دولت آشور را دراز مدت کرده بود، هراس از خشونتهای آشوریان بود. فرو ریختن این دیوار هراس، کافی بود که امپراتوری آشور را از هم بپاشاند. این دیوار هراس به همراه اوجگیری قدرت ایران و آزادسازی سرزمینهای ایرانینشین از سلطه آشوریان فرو ریخت. طلوع دولت ایران و افول قدرت سیاسی آشور به طور همزمان صورت گرفت، و زمانی که #هووخشتر بر تخت سلطنت ماد نشست، دولت آشور آخرین نفسهای تاریخیاش را برمی آورد.
#آشوربانیپال در سال ۶۲۵ ق.م درگذشته و پسرش " #آشور_اتیل_ایلانی" پس از یک دوره جنگ قدرت خانگی به سلطنت رسیده بود. چهار سال بعد یک مدعی به نام " #سین_شوم_لی_شیر" وی را کنار زده و سلطنت را به دست گرفته بود. این نیز گرفتار یک رقیب خاندانی به نام " #سین_شارایشکون" شد. در شورش " #سین_شوم_لی_شیر "، یکی از افسران کلدانی به نام " #نبوپولاصر" از او حمایت کرد، و "سین شوم لی شیر" وقتی به سلطنت رسید، وی را به پادشاهی بابل منصوب کرد. با کشته شدن "سین شوم لی شیر" و روی کارآمدن "سین شارایشکون"، نبوپولاصر از اطاعت آشور بیرون شده و در صدد کسب حمایت از شاه ماد بر آمد تا استقلال بابل را حفظ کند. به دنبال مذاکراتی که او با #هووخشتر انجام داد، یک پیمان دوستی مستحکم میان دو شاه ماد و بابل منعقد گردید.
وقتی شاه آشور خواست که با قوه قهریه بابل را به اطاعت بازآورد، شاه ماد در حمایت از بابل به آشور اعلان جنگ داد. اقوام کلدانی و آرامی (بومیان نیمه جنوبی میانرودان) عموما از نبوپولاصر حمایت میکردند؛ و او از نیروی قابل توجهی برخورداربود که میتوانست با قدرت تمام با دولت آشور که جنگهای خانگی سالهای اخیر ناتوانش کرده بود، بستیزد. شاه آشور برای برکنار کردن نبوپولاصر به بابل لشکر کشید. در این زمان کلیه اقوام خارج از سرزمین اصلی آشور که پیشتر زیر سلطه آشور بودند، در شورش سراسری بر ضد آشور به سر میبردند. جنگهای خانگی چند ساله ارتش آشور را ضعیف کرده بود.(۲)
✍محمد امیری
📚 منابع:
۱. تاریخ ایران باستان، حسن پیرنیا، انتشارات نگاه، جلد اول، ص۱۶۶.
۲. بازخوانی تاریخ ایرانزمین، دکتر امیرحسین خنجی، جلد اول، گفتار چهارم: پادشاهی ماد، خلاصه ص۱۵۷ تا۱۵۹.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
✅تحول سیاسی توهم زا !!!
✍دکتر محمد فاضلی
🔹 اول ۳ پرده از تاریخ را مرور کنیم:
پرده اول. روحالله رمضانی محقق و استاد مطالعات سیاست خارجی ایران راهبرد سیاست خارجی ایران در عصر مشروطه را ناواقعگرایی سیاسی ناشی از ملیگرایی بیحد و حصر میداند. معتقد است ایرانیان سودای «استقلال کامل» داشتند و از این زاویه «سیاست بیطرفی» در جنگ جهانی اول را اعلام کردند، در حالی که بخشهایی از کشور در هنگام اعلام این سیاست از سوی روسیه و انگلستان اشغال بود، و همگان بیطرفی را نقض میکردند، ایران هم ظرفیت جلوگیری از نقض بیطرفی نداشت. (شرح کامل این بحث در اینجا)
پرده دوم. انقلاب ۱۳۵۷ به پیروزی رسیده و گروههایی از سیاسیون ایرانی، سودای «استقلال کامل» دارند و از بیرون راندن ابرقدرت آمریکا از کشورشان تا راندن ابرقدرتها از خاورمیانه را در سر میپرورانند. جهتگیری سیاست خارجی ایران از آن زمان تا به امروز هم کموبیش با همین ایدهها هدایت شده است.
پرده سوم. اصلاحطلبان در دوم خرداد ۱۳۷۶ انتخابات را برنده شدهاند در حالی که خودشان هم انتظار چنین موفقیتی را نداشتهاند. آمده بودند که در صحنه سیاست دستآوردهایی داشته باشند، به سرعت و ظرف مدت کوتاهی بر صدر نشستند. قدرت را در دست گرفتند و خواستند همه مناسبات سیاسی را عوض کنند، دموکراسی را به سرعت به بازی غالب سیاست بدل کنند و بساط اقتدارگرایی را برچینند.
اندکی تحلیل: کوتاهترین زمانهای تحول اقتصادی مؤثر که سبب تغییر معنادار در توان اقتصادی کشورها شده در کشورهایی نظیر ژاپن، کره، سنگاپور یا چین امروز رخ داده است. حدود چهار دهه طول کشیده تا اقتصادی توسعهنیافته به قدرتی اقتصادی بدل شود.
کشوری برای آنکه به یک قدرت نظامی پایدار با توان تهاجمی و دفاعی مطمئن تبدیل شود، چند دهه زمان نیاز دارد. پشتیبانی اقتصادی پویا و فناورانه، دیپلماسی مؤثر و توسعه شبکهای از زیرساختها و توافقات بینالمللی و خیلی ملزومات دیگر لازم است که چنین اتفاقی حاصل شود.
در جریان تحولات اقتصادی یا نظامی به شرحی که در بالا گفته شد، ظرفیتهای سختافزاری - ظرفیتهایی برای اعمال قدرت یا رفع نیاز - ساخته میشود.
تحول سیاسی – بالاخص تحولات انقلابی – برخلاف تحول اقتصادی و نظامی (همچنین تحول علمی)، میتواند خیلی سریع، بدون ساخته شدن ظرفیتهای سختافزاری اعمال قدرت، و حتی گاه با تخریب ظرفیتهای سختافزاری موجود به دست آید. چند مثال:
یک. انقلاب مشروطه، تحولی سیاسی بود، اما ایران همان ایران سابق بود بدون کارخانه، ارتش، سازمان اداری، توان تولیدی یا جایگاه جدیدی در نظام بینالمللی. گوشهای از روابط سیاسی تغییر کرده بود. اما تحول سیاسی این توهم را پدید آورده بود که میشود مدعی بازگرداندن سرزمینهای قفقاز و اراضی ایران در عراق تا رود فرات شد.
دو. بعد از انقلاب ۱۳۵۷، ایران همان ایران سابق بود، با تضعیف بیشتر کارخانهها، ارتش، جایگاه در نظام بینالمللی و بر هم خوردن مجموعهای از روابط مولد قدرت. توان تولیدی کشور هم کاهش یافته بود.
سه. در فردای دوم خرداد، ایران همان ایران سابق بود، با همان توان تولیدی، روابط قدرت، قانون اساسی، و اندکی تغییر در جایگاه بینالمللی بهواسطه تحول سیاسی حاصلشده.
تحولات سیاسی میتوانند بسیجگر احساسات، عواطف، نوع جدیدی از روابط اجتماعی، و شروعکننده نوع جدیدی از روابط باشند، اما در نقطه آغاز هیچ توان تولیدی، نظامی، قدرت سخت یا ظرفیت پاسخگویی به نیازها خلق نمیکنند. کارخانه، سلاح، فناوری یا علم جدیدی در فردای یک تحول سیاسی در کوتاهمدت خلق نمیشود.
اما تحولات سیاسی به دلیل بسیج احساسات و عواطف، خصیصه توهمزایی دارند؛ همان توهماتی که در فردای انقلاب مشروطه، انقلاب ۱۳۵۷ و دوم خرداد ۱۳۷۶ خلق شدند. تحولات سیاسی یکی از شروط لازم برای دست یافتن به تحولات اقتصادی، نظامی، اجتماعی و فناورانه مهمتر هستند، اما ابداً شرط کافی نیستند. توهم، اشتباه گرفتن یکی از شروط لازم به جای شرط کافی است.
تحول سیاسی، با مراقبت، دوراندیشی، واقعبینی، تداوم عقلانیت و شناختن حدود، میتواند تدریجاً به بنیانهای کافی برای تحول اقتصادی، اجتماعی و فناورانه منتهی شود. رویکرد غیرتوهمی به تحول سیاسی، هم به یکی از شروط لازم بودن آن توجه میکند و هم شرط کافی نبودن آنرا در نظر میگیرد.
یکی از درسهایی که میتوان از تاریخ آموخت و دوباره راههای بیسرانجام را تکرار نکرد، همواره به خاطر داشتن اثر توهمزایی تحولات سیاسی است. این اثر توهمزایی همانقدر که برای سال ۱۲۸۵، ۱۳۵۷ و ۱۳۷۶ شمسی مؤثر و معنادار بود، میتواند برای ۱۴۰۳ نیز معنادار و مؤثر باشد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
✍دکتر محمد فاضلی
🔹 اول ۳ پرده از تاریخ را مرور کنیم:
پرده اول. روحالله رمضانی محقق و استاد مطالعات سیاست خارجی ایران راهبرد سیاست خارجی ایران در عصر مشروطه را ناواقعگرایی سیاسی ناشی از ملیگرایی بیحد و حصر میداند. معتقد است ایرانیان سودای «استقلال کامل» داشتند و از این زاویه «سیاست بیطرفی» در جنگ جهانی اول را اعلام کردند، در حالی که بخشهایی از کشور در هنگام اعلام این سیاست از سوی روسیه و انگلستان اشغال بود، و همگان بیطرفی را نقض میکردند، ایران هم ظرفیت جلوگیری از نقض بیطرفی نداشت. (شرح کامل این بحث در اینجا)
پرده دوم. انقلاب ۱۳۵۷ به پیروزی رسیده و گروههایی از سیاسیون ایرانی، سودای «استقلال کامل» دارند و از بیرون راندن ابرقدرت آمریکا از کشورشان تا راندن ابرقدرتها از خاورمیانه را در سر میپرورانند. جهتگیری سیاست خارجی ایران از آن زمان تا به امروز هم کموبیش با همین ایدهها هدایت شده است.
پرده سوم. اصلاحطلبان در دوم خرداد ۱۳۷۶ انتخابات را برنده شدهاند در حالی که خودشان هم انتظار چنین موفقیتی را نداشتهاند. آمده بودند که در صحنه سیاست دستآوردهایی داشته باشند، به سرعت و ظرف مدت کوتاهی بر صدر نشستند. قدرت را در دست گرفتند و خواستند همه مناسبات سیاسی را عوض کنند، دموکراسی را به سرعت به بازی غالب سیاست بدل کنند و بساط اقتدارگرایی را برچینند.
اندکی تحلیل: کوتاهترین زمانهای تحول اقتصادی مؤثر که سبب تغییر معنادار در توان اقتصادی کشورها شده در کشورهایی نظیر ژاپن، کره، سنگاپور یا چین امروز رخ داده است. حدود چهار دهه طول کشیده تا اقتصادی توسعهنیافته به قدرتی اقتصادی بدل شود.
کشوری برای آنکه به یک قدرت نظامی پایدار با توان تهاجمی و دفاعی مطمئن تبدیل شود، چند دهه زمان نیاز دارد. پشتیبانی اقتصادی پویا و فناورانه، دیپلماسی مؤثر و توسعه شبکهای از زیرساختها و توافقات بینالمللی و خیلی ملزومات دیگر لازم است که چنین اتفاقی حاصل شود.
در جریان تحولات اقتصادی یا نظامی به شرحی که در بالا گفته شد، ظرفیتهای سختافزاری - ظرفیتهایی برای اعمال قدرت یا رفع نیاز - ساخته میشود.
تحول سیاسی – بالاخص تحولات انقلابی – برخلاف تحول اقتصادی و نظامی (همچنین تحول علمی)، میتواند خیلی سریع، بدون ساخته شدن ظرفیتهای سختافزاری اعمال قدرت، و حتی گاه با تخریب ظرفیتهای سختافزاری موجود به دست آید. چند مثال:
یک. انقلاب مشروطه، تحولی سیاسی بود، اما ایران همان ایران سابق بود بدون کارخانه، ارتش، سازمان اداری، توان تولیدی یا جایگاه جدیدی در نظام بینالمللی. گوشهای از روابط سیاسی تغییر کرده بود. اما تحول سیاسی این توهم را پدید آورده بود که میشود مدعی بازگرداندن سرزمینهای قفقاز و اراضی ایران در عراق تا رود فرات شد.
دو. بعد از انقلاب ۱۳۵۷، ایران همان ایران سابق بود، با تضعیف بیشتر کارخانهها، ارتش، جایگاه در نظام بینالمللی و بر هم خوردن مجموعهای از روابط مولد قدرت. توان تولیدی کشور هم کاهش یافته بود.
سه. در فردای دوم خرداد، ایران همان ایران سابق بود، با همان توان تولیدی، روابط قدرت، قانون اساسی، و اندکی تغییر در جایگاه بینالمللی بهواسطه تحول سیاسی حاصلشده.
تحولات سیاسی میتوانند بسیجگر احساسات، عواطف، نوع جدیدی از روابط اجتماعی، و شروعکننده نوع جدیدی از روابط باشند، اما در نقطه آغاز هیچ توان تولیدی، نظامی، قدرت سخت یا ظرفیت پاسخگویی به نیازها خلق نمیکنند. کارخانه، سلاح، فناوری یا علم جدیدی در فردای یک تحول سیاسی در کوتاهمدت خلق نمیشود.
اما تحولات سیاسی به دلیل بسیج احساسات و عواطف، خصیصه توهمزایی دارند؛ همان توهماتی که در فردای انقلاب مشروطه، انقلاب ۱۳۵۷ و دوم خرداد ۱۳۷۶ خلق شدند. تحولات سیاسی یکی از شروط لازم برای دست یافتن به تحولات اقتصادی، نظامی، اجتماعی و فناورانه مهمتر هستند، اما ابداً شرط کافی نیستند. توهم، اشتباه گرفتن یکی از شروط لازم به جای شرط کافی است.
تحول سیاسی، با مراقبت، دوراندیشی، واقعبینی، تداوم عقلانیت و شناختن حدود، میتواند تدریجاً به بنیانهای کافی برای تحول اقتصادی، اجتماعی و فناورانه منتهی شود. رویکرد غیرتوهمی به تحول سیاسی، هم به یکی از شروط لازم بودن آن توجه میکند و هم شرط کافی نبودن آنرا در نظر میگیرد.
یکی از درسهایی که میتوان از تاریخ آموخت و دوباره راههای بیسرانجام را تکرار نکرد، همواره به خاطر داشتن اثر توهمزایی تحولات سیاسی است. این اثر توهمزایی همانقدر که برای سال ۱۲۸۵، ۱۳۵۷ و ۱۳۷۶ شمسی مؤثر و معنادار بود، میتواند برای ۱۴۰۳ نیز معنادار و مؤثر باشد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍2
Forwarded from کانال خبری بامدادنو
🔴 واکنش کاربران فضای مجازی به سند ارائه شده از فاجعه وام های مدیران در بورس: در واپسین روزهای حضورشان در هیات مدیره #بورس ده میلیارد تومان ناقابل وام چهار درصدی برای خودشون مصوب کردهاند.
بهترین توصیف مدیریت #بازار_سرمایه در دولت سیزدهم همین سخن جوینی است که: آمدند و کندند و سوختند و کشتند و بردند و رفتند
«جیببر ها به بهشت نمیروند»
❇️ @baamdadeno
بهترین توصیف مدیریت #بازار_سرمایه در دولت سیزدهم همین سخن جوینی است که: آمدند و کندند و سوختند و کشتند و بردند و رفتند
«جیببر ها به بهشت نمیروند»
❇️ @baamdadeno
👍4
✅شاهنامه یک اقیانوس است...
🔹شهرام ناظری استاد موسیقی ایران:
شاهنامه یک اقیانوس بزرگ است که همه هنرها از موسیقی، نقاشی، سینما، داستان و ... دانشهایی چون تاریخ، جامعهشناسی، روانشناسی و ... و معارفی از جمله عرفان در آن متجلی است. بدون اغراق هر چه در دنیا میتوان تصویر کرد یا موجودیت دارد، در شاهنامه گنجانده شده است.تصویرسازی شاهنامه به معجزه میماند، انسانگراییاش بسیار امروزی است، روانشناسی دقیق شخصیت دارد، جامعه را خوب تحلیل میکند و ... برای همین میتوانم بگویم فردوسی دنیا را در شاهنامه فشرده کرده و به درستی و به حق عنوان حکیم را به دست آورده است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹شهرام ناظری استاد موسیقی ایران:
شاهنامه یک اقیانوس بزرگ است که همه هنرها از موسیقی، نقاشی، سینما، داستان و ... دانشهایی چون تاریخ، جامعهشناسی، روانشناسی و ... و معارفی از جمله عرفان در آن متجلی است. بدون اغراق هر چه در دنیا میتوان تصویر کرد یا موجودیت دارد، در شاهنامه گنجانده شده است.تصویرسازی شاهنامه به معجزه میماند، انسانگراییاش بسیار امروزی است، روانشناسی دقیق شخصیت دارد، جامعه را خوب تحلیل میکند و ... برای همین میتوانم بگویم فردوسی دنیا را در شاهنامه فشرده کرده و به درستی و به حق عنوان حکیم را به دست آورده است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👏3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌲🌲🌲
زندگی بهشت است،
برای کسانی که
عاشقانه عشق میورزند،
بیپروا محبت میکنند،
و کمتر از دیگران انتظار دارند...
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
زندگی بهشت است،
برای کسانی که
عاشقانه عشق میورزند،
بیپروا محبت میکنند،
و کمتر از دیگران انتظار دارند...
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤3
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅شاهنامه یک اقیانوس است... 🔹شهرام ناظری استاد موسیقی ایران: شاهنامه یک اقیانوس بزرگ است که همه هنرها از موسیقی، نقاشی، سینما، داستان و ... دانشهایی چون تاریخ، جامعهشناسی، روانشناسی و ... و معارفی از جمله عرفان در آن متجلی است. بدون اغراق هر چه در دنیا…
✅در موسیقی مقامی است که با شاهنامه به راحتی به حرکت در می آید
#شهرام_ناظری
فردوسی ابرمرد تاریخ ایران است و خدمتی بزرگ به فرهنگ ما کرده ، چرا که زبان فارسی را از زیر آوار بیرون کشیده است. با خواندن شاهنامه و اجرای آن، آموزههای شعر و فرهنگ فارسی را به همگان یادآوری میکنم. با نگاه تغزلی موسیقی سنتی نمیتوان سراغ شاهنامهخوانی رفت؛ در موسیقی مقامی است که شاهنامه بهراحتی به حرکت در میآید، همانطور که در موسیقی قومهای گوناگون ایران این اتفاق میافتد. من به خاطر کرد بودنم همیشه علاقه خاصی به ادبیات حماسی داشتهام و لحن و بیانی حماسی در آواز من هست که با شاهنامه عجین است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
#شهرام_ناظری
فردوسی ابرمرد تاریخ ایران است و خدمتی بزرگ به فرهنگ ما کرده ، چرا که زبان فارسی را از زیر آوار بیرون کشیده است. با خواندن شاهنامه و اجرای آن، آموزههای شعر و فرهنگ فارسی را به همگان یادآوری میکنم. با نگاه تغزلی موسیقی سنتی نمیتوان سراغ شاهنامهخوانی رفت؛ در موسیقی مقامی است که شاهنامه بهراحتی به حرکت در میآید، همانطور که در موسیقی قومهای گوناگون ایران این اتفاق میافتد. من به خاطر کرد بودنم همیشه علاقه خاصی به ادبیات حماسی داشتهام و لحن و بیانی حماسی در آواز من هست که با شاهنامه عجین است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👏2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅اینجا یزد، میدان امیرچخماق/شهر بادگیرها و سرزمین آفتاب
#ایران_زیبا
#یزد
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
#ایران_زیبا
#یزد
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅مرگ آرام تختجمشید زیر سلطه آلایندههای پتروشیمی
رویش گلسنگها بر میراث تاریخی تختجمشید سالهاست کتیبهها و نقوش این بنا را تهدید میکند و اخیراً هم باستانشناسان و مسئولان شهرستان مرودشت در همایشی تحت عنوان «نقش جامعه محلی در توسعه پایدار تختجمشید» اعلام کردند که آلایندههای شیمیایی حاصل از مجتمع پتروشیمی همجوار تأثیر مستقیمی بر رشد این گلسنگها گذاشته که اگر ادامه یابد آسیبهای برگشتناپذیری را به همراه دارد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
رویش گلسنگها بر میراث تاریخی تختجمشید سالهاست کتیبهها و نقوش این بنا را تهدید میکند و اخیراً هم باستانشناسان و مسئولان شهرستان مرودشت در همایشی تحت عنوان «نقش جامعه محلی در توسعه پایدار تختجمشید» اعلام کردند که آلایندههای شیمیایی حاصل از مجتمع پتروشیمی همجوار تأثیر مستقیمی بر رشد این گلسنگها گذاشته که اگر ادامه یابد آسیبهای برگشتناپذیری را به همراه دارد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
😢3👍1
Forwarded from کانال خبری بامدادنو
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤1😢1
✅از مهندس بازرگان کراواتی تا پیشانی های پینه بسته...
🔹مدیر عشقی دَمِ رفتن وام میلیاردی به خودش داد، بازرگان دم رفتن پول ناهار زنش را برگرداند! / درِ دیزی بازه، حیای گربه کجا رفته؟!
عصرایران:
🔸مرحوم مهندس بازرگان دَمِ رفتن از نخست وزیری در آبان 1358 چکی شخصی صادر کرد که مبلغ دقیق آن در خاطرات هاشم صباغیان ذکر شده و در اسناد مالی نخستوزیری هم موجود است . به موجب آن او پول ناهارهای میهمانان خود را که برای کاری غیر امور مملکت - بر اساس احتیاط او - در دفتر نخستوزیری نزد او میهمان بودند بازگرداند همچنین کل پول ناهارهای همسرش در نخستوزیری را (که به اقتضای فضای بعد از ترورها در سال 58 به نخستوزیری آمده بود) مسترد کرد. منتها بازرگان مطلوب نبود چون کراوات میبست و لیبرال بود ولی اینها چون کراوات نمیزنند و ظاهر ارزشی دارند خیلی مطلوباند!
📌تخصص خروجی های دانشگاه امام صادق را در دوران سه ساله خالص سازی دیده بودیم و دل مان خوش بود به آنچه تعهد مینامند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹مدیر عشقی دَمِ رفتن وام میلیاردی به خودش داد، بازرگان دم رفتن پول ناهار زنش را برگرداند! / درِ دیزی بازه، حیای گربه کجا رفته؟!
عصرایران:
🔸مرحوم مهندس بازرگان دَمِ رفتن از نخست وزیری در آبان 1358 چکی شخصی صادر کرد که مبلغ دقیق آن در خاطرات هاشم صباغیان ذکر شده و در اسناد مالی نخستوزیری هم موجود است . به موجب آن او پول ناهارهای میهمانان خود را که برای کاری غیر امور مملکت - بر اساس احتیاط او - در دفتر نخستوزیری نزد او میهمان بودند بازگرداند همچنین کل پول ناهارهای همسرش در نخستوزیری را (که به اقتضای فضای بعد از ترورها در سال 58 به نخستوزیری آمده بود) مسترد کرد. منتها بازرگان مطلوب نبود چون کراوات میبست و لیبرال بود ولی اینها چون کراوات نمیزنند و ظاهر ارزشی دارند خیلی مطلوباند!
📌تخصص خروجی های دانشگاه امام صادق را در دوران سه ساله خالص سازی دیده بودیم و دل مان خوش بود به آنچه تعهد مینامند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍5👎1
Forwarded from اخبار منتخب
۱۸ شهریور #روز_دختر_آبی است.
🔺در ۱۸ شهریور ۱۳۹۸ #سحر_خدایاری جانباخت. او از هواداران تیم فوتبال استقلال تهران بود و ۱۱ شهریور ۹۸ در اعتراض به دستگیری و صدور حکم حبس به اتهام «تلاش برای ورود به ورزشگاه آزادی»، مقابل دادگاه انقلاب تهران اقدام به خودسوزی کرد/روزها
@Akhbar_montakhab
🔺در ۱۸ شهریور ۱۳۹۸ #سحر_خدایاری جانباخت. او از هواداران تیم فوتبال استقلال تهران بود و ۱۱ شهریور ۹۸ در اعتراض به دستگیری و صدور حکم حبس به اتهام «تلاش برای ورود به ورزشگاه آزادی»، مقابل دادگاه انقلاب تهران اقدام به خودسوزی کرد/روزها
@Akhbar_montakhab
❤7🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅نئولیبرالیسم چیست؟ و نقش آن در نجات یا سقوط اقتصاد ایران؟
▪️در سالهای اخیر، واژه نئولیبرالیسم بین اقتصاددانان و فعالین رسانه بسیار پررنگ شده و عدهای از آنان، سیاستهای نئولیبرالیستی را عامل اوضاع نابهسامان اقتصادی و شرایط اسفناک کشور معرفی میکنند.در این ویدیو کوشش شده با تعریف نئولیبرالیسم و بررسی علمی آن با استفاده از شاخصهای معتبر جهانی، جایگاه ایران را از منظر آزادی اقتصادی در جهان بسنجیم و ببینیم که ایران به کدام یک از دوسر طیف سیستمهای اقتصادی نزدیکتر است؛ اقتصاد دستوری یا مبتنی بر بازار؟
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
▪️در سالهای اخیر، واژه نئولیبرالیسم بین اقتصاددانان و فعالین رسانه بسیار پررنگ شده و عدهای از آنان، سیاستهای نئولیبرالیستی را عامل اوضاع نابهسامان اقتصادی و شرایط اسفناک کشور معرفی میکنند.در این ویدیو کوشش شده با تعریف نئولیبرالیسم و بررسی علمی آن با استفاده از شاخصهای معتبر جهانی، جایگاه ایران را از منظر آزادی اقتصادی در جهان بسنجیم و ببینیم که ایران به کدام یک از دوسر طیف سیستمهای اقتصادی نزدیکتر است؛ اقتصاد دستوری یا مبتنی بر بازار؟
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅ نگاه ویژه امیر عباس هویدا به وضعیت دانش آموزان و آموزش و پرورش کشور
📝برگرفته از خاطرات مهندس مصطفی عبداللهی...
#بخش_اول...
در یکی از سفرهای استانی که نخست وزیر «هویدا» به استان سیستان و بلوچستان آمده بود،
دستور داد، دانش آموزان نخبه ای که شرایط مالی خوبی ندارند ،
میتوانند با هزینه دولت (بورسیه)ادامه تحصیل دهند،
فقط معدلشان بالای نوزده باشد،،
در تمام استان چهار نفر بودیم که این شرایط را داشتیم،
پس از شنیدن این خبر رفتیم استانداری و خود را به هویدا معرفی کردیم و مدارک تحصیلی خودرا ارائه کردیم،
سه نفر اهل سنت و یک نفر اهل تشیع بودیم،
ایشان بعداز دیدن مدارک ما گفتند فورا پیگیر کارهای تان باشید و به رییس آموزش و پروش دستور داد هرچه زود تر ما را به دانشگاه فردوسی مشهد معرفی نماید.
ما خوشحال و شادمان،در پوست خود نمی گنجیدیم،
چون واقعا توان ادامه تحصیل در یک شهر دیگر را نداشتیم،
فردا صبح،
با مدارک تکمیلی رفتیم آموزش و پرورش استان تا مراحل اعزام را طی کنیم،
اما رییس آموزش و پرورش گفت :
متأسفانه شما نمیتوانید بروید.
پرسیدیم چرا...؟
گفت : این بورسیه لغو شده و سال آینده شاید اجرا شود.
شما آدرستونو بدید اگر خبری شد، بشما اطلاع میدیم.
من گفتم:
ولی دیروز که جناب هویدا گفتند.......
حرفم را قطع کرد وگفت :
همان جناب هویدا دیشب که تشریف بردند پایتخت، بمن گفتند اگر این نخبه گانتان آمدند بگویید فعلا دست نگهدارند تا سال بعد...
انگار آب سردی روی مان ریختند، جواب پدر و مادر و فامیلی که به همه گفته بودیم ما «مهندس» شدیم را چی بدهیم...؟
آنقدر ناراحت بودیم که یادمان رفت از رییس خداحافظی کنیم.
داشتیم با ناراحتی و بد و بیراه گفتن به هویدا و شاه و همه مسئولین از ساختمان که نه از چهار دیواری آموزش و پرورش بیرون می آمدیم که یکی ما را صدا زد.
برگشتیم ، نمی شناختیمش، سلام کردیم و گفت :
شما همون دانش آموزان نخبه هستین...؟
گفتیم : بله،
گفت : رییس آموزش و پرورش میخاد چهارتا از فامیلاشو که شرایط شما رو ندارن ، به دانشگاه مشهد معرفی کنه.
شما باید برید تهران و این مسئله رو به شخص هویدا بگید.
و رفت....
چهار نفری به هم نگاه کردیم و دراین فکر بودیم که ، ما که پول نداریم تا تهران برویم، ضمن اینکه تا حالا تهران نرفتیم، چطور پیدا کنیم هویدا را...؟
اما از طرفی ازاینکه داشت آینده مون ازبین میرفت ناراحت بودیم.
وضع مان طوری نبود که به پدر و مادرمون بگیم پول بدید ما بریم تهران.
من دایی داشتم که قاچاق سیگار میکرد و وضعش خیلی خوب بود.
چهار نفری رفتیم خونه اش و جریان رو گفتیم.
دایی ام بما پنجاه تومان،(پنج تا صد ریالی)بما داد ،آنقدر خوشحال شدیم که خدامیداند.
تازه آدرس یکی از مشتریانش را که برایش سیگار می فرستاد تهران بما داد و گفت با تاکسی مستقیم برید منزل این بنده خدا.
سر از پا نمیشناختیم، همانروز عصر بلیط اتوبوس گرفتیم و حالا به چه بدبختی رسیدیم تهران بماند،
لباسهای کهنه مان گرد و خاکی شده بود و موها و سروصورتمان همه خاکی.
بعداز شستشوی سروصورتمان و تکاندن لباسهامان در سرویس بهداشتی ترمینال ، تاکسی گرفتیم و آدرس دوست دایی ام را دادم.
اتفاقا منزلش نزدیک ترمینال بود و راننده تاکسی انسان شریفی بود، ما محو ساختمانها و خیابانها و مناظر تهران شده بودیم که راننده تاکسی گفت این همون منزل مورد نظرشماست.
بعد از تشکر و حساب کردن کرایه رفتیم درب منزل را زدیم و آقا پسری آمد و خودمان را معرفی کردیم ، و رفت داخل و بعد از چند دقیقه مرد جا افتاده و خوش چهره ای آمد و بعداز احوالپرسی ما را برد داخل ، و بهترین و لذیذ ترین «چای» عمرم را آنجا خوردم، چون من چای زیاد میخورم ولی سه روزی بود که چای نخورده بودم.
از نگاه خانواده این بنده خدا می فهمیدیم که از دیدن لباسها(محلی)و کهنه و چهره های بهم ریخته مان بسیار متعجب بودن.
قرارشد استراحتی بکنیم و آخر وقت بریم دفتر نخست وزیری.
وقتی از خواب بیدار شدیم ، هوا کاملا تاریک شده بود.
سریع دوستان رو بیدار کردم و گفتم بلند شید شب شد.
مثل دیوانه ها دور خود میچرخیدیم و حرص میخوردیم.
دوست دایی ام که صدای ما را شنیده بود وارد اطاق شد و گفت خیلی خسته بودین.
گفتیم ،چرا بیدارمان نکردین...؟گقت ،دیدم حسابی خسته اید حیفم آمد ،مشکلی نیست فردا صبح اول وقت میریم.
بنده خدا حسابی برای ما زحمت کشیدن.
به درخواست «علی» آقا، دوست دایی ام ، رفتیم دوشی هم گرفتیم و حسابی سرحال شدیم.
شاید بخاطر راه زیادی که در اتوبوس بودیم بدنمان بو میداده.
هرچی بود خیلی حال داد.
#ادامه_دارد..👇
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
📝برگرفته از خاطرات مهندس مصطفی عبداللهی...
#بخش_اول...
در یکی از سفرهای استانی که نخست وزیر «هویدا» به استان سیستان و بلوچستان آمده بود،
دستور داد، دانش آموزان نخبه ای که شرایط مالی خوبی ندارند ،
میتوانند با هزینه دولت (بورسیه)ادامه تحصیل دهند،
فقط معدلشان بالای نوزده باشد،،
در تمام استان چهار نفر بودیم که این شرایط را داشتیم،
پس از شنیدن این خبر رفتیم استانداری و خود را به هویدا معرفی کردیم و مدارک تحصیلی خودرا ارائه کردیم،
سه نفر اهل سنت و یک نفر اهل تشیع بودیم،
ایشان بعداز دیدن مدارک ما گفتند فورا پیگیر کارهای تان باشید و به رییس آموزش و پروش دستور داد هرچه زود تر ما را به دانشگاه فردوسی مشهد معرفی نماید.
ما خوشحال و شادمان،در پوست خود نمی گنجیدیم،
چون واقعا توان ادامه تحصیل در یک شهر دیگر را نداشتیم،
فردا صبح،
با مدارک تکمیلی رفتیم آموزش و پرورش استان تا مراحل اعزام را طی کنیم،
اما رییس آموزش و پرورش گفت :
متأسفانه شما نمیتوانید بروید.
پرسیدیم چرا...؟
گفت : این بورسیه لغو شده و سال آینده شاید اجرا شود.
شما آدرستونو بدید اگر خبری شد، بشما اطلاع میدیم.
من گفتم:
ولی دیروز که جناب هویدا گفتند.......
حرفم را قطع کرد وگفت :
همان جناب هویدا دیشب که تشریف بردند پایتخت، بمن گفتند اگر این نخبه گانتان آمدند بگویید فعلا دست نگهدارند تا سال بعد...
انگار آب سردی روی مان ریختند، جواب پدر و مادر و فامیلی که به همه گفته بودیم ما «مهندس» شدیم را چی بدهیم...؟
آنقدر ناراحت بودیم که یادمان رفت از رییس خداحافظی کنیم.
داشتیم با ناراحتی و بد و بیراه گفتن به هویدا و شاه و همه مسئولین از ساختمان که نه از چهار دیواری آموزش و پرورش بیرون می آمدیم که یکی ما را صدا زد.
برگشتیم ، نمی شناختیمش، سلام کردیم و گفت :
شما همون دانش آموزان نخبه هستین...؟
گفتیم : بله،
گفت : رییس آموزش و پرورش میخاد چهارتا از فامیلاشو که شرایط شما رو ندارن ، به دانشگاه مشهد معرفی کنه.
شما باید برید تهران و این مسئله رو به شخص هویدا بگید.
و رفت....
چهار نفری به هم نگاه کردیم و دراین فکر بودیم که ، ما که پول نداریم تا تهران برویم، ضمن اینکه تا حالا تهران نرفتیم، چطور پیدا کنیم هویدا را...؟
اما از طرفی ازاینکه داشت آینده مون ازبین میرفت ناراحت بودیم.
وضع مان طوری نبود که به پدر و مادرمون بگیم پول بدید ما بریم تهران.
من دایی داشتم که قاچاق سیگار میکرد و وضعش خیلی خوب بود.
چهار نفری رفتیم خونه اش و جریان رو گفتیم.
دایی ام بما پنجاه تومان،(پنج تا صد ریالی)بما داد ،آنقدر خوشحال شدیم که خدامیداند.
تازه آدرس یکی از مشتریانش را که برایش سیگار می فرستاد تهران بما داد و گفت با تاکسی مستقیم برید منزل این بنده خدا.
سر از پا نمیشناختیم، همانروز عصر بلیط اتوبوس گرفتیم و حالا به چه بدبختی رسیدیم تهران بماند،
لباسهای کهنه مان گرد و خاکی شده بود و موها و سروصورتمان همه خاکی.
بعداز شستشوی سروصورتمان و تکاندن لباسهامان در سرویس بهداشتی ترمینال ، تاکسی گرفتیم و آدرس دوست دایی ام را دادم.
اتفاقا منزلش نزدیک ترمینال بود و راننده تاکسی انسان شریفی بود، ما محو ساختمانها و خیابانها و مناظر تهران شده بودیم که راننده تاکسی گفت این همون منزل مورد نظرشماست.
بعد از تشکر و حساب کردن کرایه رفتیم درب منزل را زدیم و آقا پسری آمد و خودمان را معرفی کردیم ، و رفت داخل و بعد از چند دقیقه مرد جا افتاده و خوش چهره ای آمد و بعداز احوالپرسی ما را برد داخل ، و بهترین و لذیذ ترین «چای» عمرم را آنجا خوردم، چون من چای زیاد میخورم ولی سه روزی بود که چای نخورده بودم.
از نگاه خانواده این بنده خدا می فهمیدیم که از دیدن لباسها(محلی)و کهنه و چهره های بهم ریخته مان بسیار متعجب بودن.
قرارشد استراحتی بکنیم و آخر وقت بریم دفتر نخست وزیری.
وقتی از خواب بیدار شدیم ، هوا کاملا تاریک شده بود.
سریع دوستان رو بیدار کردم و گفتم بلند شید شب شد.
مثل دیوانه ها دور خود میچرخیدیم و حرص میخوردیم.
دوست دایی ام که صدای ما را شنیده بود وارد اطاق شد و گفت خیلی خسته بودین.
گفتیم ،چرا بیدارمان نکردین...؟گقت ،دیدم حسابی خسته اید حیفم آمد ،مشکلی نیست فردا صبح اول وقت میریم.
بنده خدا حسابی برای ما زحمت کشیدن.
به درخواست «علی» آقا، دوست دایی ام ، رفتیم دوشی هم گرفتیم و حسابی سرحال شدیم.
شاید بخاطر راه زیادی که در اتوبوس بودیم بدنمان بو میداده.
هرچی بود خیلی حال داد.
#ادامه_دارد..👇
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍2👏2❤1
✅ نگاه ویژه امیر عباس هویدا به وضعیت دانش آموزان و آموزش و پرورش کشور..
📝برگرفته از خاطرات مهندس مصطفی عبداللهی....
#بخش_دوم..
بعدم شام آورد و ما چون خیلی گرسنه بودیم امان ندادیم.
و سرسفره شام ،که با سفره های ما خیلی فرق داشت، جریان خود را برایشان تعریف کردم، چون برای اولین بار بود که می دیدیم سر سفره که یک یا چند غریبه نشستن ، خانواده میزبان هم مینشینند، ما اصلا رسم نداشتیم.
بعد از شام هم با ماشین ژیان علی آقا رفتیم چرخی در شهر زدیم و حسابی خوش گذشت.
ومن همیشه به این فکر میکردم، اگر علی آقا نبود با این پول ما که فقط برای برگشت بود چکار میکردیم...؟ شاید دوستان من هم همین فکر را میکردند،
برگشتیم منزل و بعداز چند ساعت صحبت از وضعیت مردم استان مان و فقرو محرومیتها، خوابیدیم، من و دوستانم خیلی استرس داشتیم.
فردا صبح به اتفاق علی آقا رفتیم دفتر جناب هویدا،
بدون فوت وقت رفتیم به دفتر ایشان و همه محو لباسها و سر وضع ما که تازه بهتر شده بود ، بودند.
ایشان تا ما وارد اطاقشان شدیم از پشت میزش بلند شد و با تک تک ما دست و روبوسی کرد، و ما را روی مبل های چرم مشکی کنار میزش نشاند و خودش هم کنار ما نشست، و گفت :
خب بسلامتی رفتید ثبت نام کردید...؟
من به نمایندگی از طرف دوستانم گفتم :
نخیر، قربان، رییس آموزش و پرورش استان میخاد چهار نفر از فامیلاشو جای ما بفرسته، برای همین آمدیم خدمت شما.
چنان برافروخته شد که ماهم ترسیدیم، بلند شد، ماهم بلند شدیم و گفت :
گوه خورده مردیکه دزد،
غلط کرده بی پدر ...،
و به شخصی که اونجا نشسته بود گفت فورا تلفن رییس آموزش و پرورش زاهدان را برایم بگیر.
آن مرد گرفت و گوشی را داد به جناب هویدا،
فریاد میزد :
از امروز میری نیکشهر(یکی از شهرستانهای واقعا محروم و دور افتاده استان) و بعنوان نامه بر خودتو معرفی میکنی،
الان ابلاغت را میفرستم، نمیدونم اون بابا چی گفت ،که هویدا گفت :
چرا میخایی حق این جوانان رو ضایع کنی...؟
چرا نمیذاری اینها فردا برای کشورشون کسی بشن...؟
اگر فامیلهای تو امتیازات رو دارن میگفتی.
ولی حق این جوونا را ضایع نمیکردی.
فردا صبح نامه ی شروع به کارت در نیکشهر رو برایم تلگراف کن،
و گوشی را داد به همان مرد.
و بما گفت میروید و وسایلتان برمیدارید و میروید مشهد،
معرفی نامه هم نمیخاد،
خودم هماهنگ میکنم، فقط اسامی ونام پدر تونو به منشی من بدید.
و منشی را خواست و گفت اسامی اینها رو بگیر و کمکشان کن.
از ایشان خداحافظی کردیم و ایشان تا دم درب اطاقشان همراهمان آمدند،
ما همانجا احساس کردیم برای خودمان شخصیتی هستیم.
رفتیم خدمت منشی و اسامی خود و پدر مان را دادیم و ایشون پاکتی بما داد
ما فکر کردیم آدرس و یا معرفی نامه به دانشگاه مشهد هست.
رفتیم منزل علی آقا و هر چه اصرار کرد شب نروید، گفتیم هر لحظه اش دیره و بابت همه زحمات خودش و خانواده ش ازش تشکر کردیم، و دعوت کردیم حتما تشریف بیارن استان ما تا جبران کنیم،
ایشان مارا تا ترمینال هم رساند، وقتی رفت به دوستانم گفتم نه نهار میخوریم و نه شام، یکم نان خشک و پنیر میگیریم و میخوریم چون پول بلیط کم میاریم.
بلیط خریدیم و منتظر حرکت اتوبوس بودیم که من پاکتی که منشی داده بود را درآوردم تا ببینم چه نوشته.
دیدم مبلغ چهارصد تومان(چهارتا هزارریالی) داخلش هست که برای هرنفرمان صدتومانه.
اونجا بود که فهمیدم چرا به منشی گفت ،«کمکشان کنید»،،
📌اینکه در اون روزگار چقدر به باسواد شدن مردم مخصوصا مردم محروم سیستان و بلوچستان، اهمیت میدادن،
اینکه بخاطر تخلف یک مدیر سریعا او را عزل کرد و حق مظلوم را از ظالم گرفت،
اینکه ،انسانیت و شرافت از راننده تاکسی گرفته تا علی آقایی که با وجودی که غریبه بودیم و ناآشنا به شهر نه کرایه بیشتر گرفت و نه بیخودی چرخاندمان درشهر، و با اینکه علی آقا هنوز دایی بنده را ندیده و فقط باهم کار تجاری میکردن ولی برایمان سنگ تمام گذاشت،
اینها همه بماند،
اینکه چهار نفر از محرومترین منطقه کشور، با ظاهری متوسط و لباس محلی، بدون تشریفات و وقت قبلی گرفتن، با «نخست وزیر» کشور دیدار میکنن، رو هرگز نمیشود اسمی برایش گذاشت.
امروز این چهار دانشجو بورسیه ای که من افتخار آشنایی از نزدیک با دو نفرشان را دارم ، از بهترین و بزرگترین مهندسین «سازه» کشور هستند که خدمات بسیار زیادی به مردم استان مان کردند، و درحال حاضر دوران باز نشستگی خود را میگذرانند،..
#تاریخ_معاصرایران
@tarbd
📚📚📚📚📚
📝برگرفته از خاطرات مهندس مصطفی عبداللهی....
#بخش_دوم..
بعدم شام آورد و ما چون خیلی گرسنه بودیم امان ندادیم.
و سرسفره شام ،که با سفره های ما خیلی فرق داشت، جریان خود را برایشان تعریف کردم، چون برای اولین بار بود که می دیدیم سر سفره که یک یا چند غریبه نشستن ، خانواده میزبان هم مینشینند، ما اصلا رسم نداشتیم.
بعد از شام هم با ماشین ژیان علی آقا رفتیم چرخی در شهر زدیم و حسابی خوش گذشت.
ومن همیشه به این فکر میکردم، اگر علی آقا نبود با این پول ما که فقط برای برگشت بود چکار میکردیم...؟ شاید دوستان من هم همین فکر را میکردند،
برگشتیم منزل و بعداز چند ساعت صحبت از وضعیت مردم استان مان و فقرو محرومیتها، خوابیدیم، من و دوستانم خیلی استرس داشتیم.
فردا صبح به اتفاق علی آقا رفتیم دفتر جناب هویدا،
بدون فوت وقت رفتیم به دفتر ایشان و همه محو لباسها و سر وضع ما که تازه بهتر شده بود ، بودند.
ایشان تا ما وارد اطاقشان شدیم از پشت میزش بلند شد و با تک تک ما دست و روبوسی کرد، و ما را روی مبل های چرم مشکی کنار میزش نشاند و خودش هم کنار ما نشست، و گفت :
خب بسلامتی رفتید ثبت نام کردید...؟
من به نمایندگی از طرف دوستانم گفتم :
نخیر، قربان، رییس آموزش و پرورش استان میخاد چهار نفر از فامیلاشو جای ما بفرسته، برای همین آمدیم خدمت شما.
چنان برافروخته شد که ماهم ترسیدیم، بلند شد، ماهم بلند شدیم و گفت :
گوه خورده مردیکه دزد،
غلط کرده بی پدر ...،
و به شخصی که اونجا نشسته بود گفت فورا تلفن رییس آموزش و پرورش زاهدان را برایم بگیر.
آن مرد گرفت و گوشی را داد به جناب هویدا،
فریاد میزد :
از امروز میری نیکشهر(یکی از شهرستانهای واقعا محروم و دور افتاده استان) و بعنوان نامه بر خودتو معرفی میکنی،
الان ابلاغت را میفرستم، نمیدونم اون بابا چی گفت ،که هویدا گفت :
چرا میخایی حق این جوانان رو ضایع کنی...؟
چرا نمیذاری اینها فردا برای کشورشون کسی بشن...؟
اگر فامیلهای تو امتیازات رو دارن میگفتی.
ولی حق این جوونا را ضایع نمیکردی.
فردا صبح نامه ی شروع به کارت در نیکشهر رو برایم تلگراف کن،
و گوشی را داد به همان مرد.
و بما گفت میروید و وسایلتان برمیدارید و میروید مشهد،
معرفی نامه هم نمیخاد،
خودم هماهنگ میکنم، فقط اسامی ونام پدر تونو به منشی من بدید.
و منشی را خواست و گفت اسامی اینها رو بگیر و کمکشان کن.
از ایشان خداحافظی کردیم و ایشان تا دم درب اطاقشان همراهمان آمدند،
ما همانجا احساس کردیم برای خودمان شخصیتی هستیم.
رفتیم خدمت منشی و اسامی خود و پدر مان را دادیم و ایشون پاکتی بما داد
ما فکر کردیم آدرس و یا معرفی نامه به دانشگاه مشهد هست.
رفتیم منزل علی آقا و هر چه اصرار کرد شب نروید، گفتیم هر لحظه اش دیره و بابت همه زحمات خودش و خانواده ش ازش تشکر کردیم، و دعوت کردیم حتما تشریف بیارن استان ما تا جبران کنیم،
ایشان مارا تا ترمینال هم رساند، وقتی رفت به دوستانم گفتم نه نهار میخوریم و نه شام، یکم نان خشک و پنیر میگیریم و میخوریم چون پول بلیط کم میاریم.
بلیط خریدیم و منتظر حرکت اتوبوس بودیم که من پاکتی که منشی داده بود را درآوردم تا ببینم چه نوشته.
دیدم مبلغ چهارصد تومان(چهارتا هزارریالی) داخلش هست که برای هرنفرمان صدتومانه.
اونجا بود که فهمیدم چرا به منشی گفت ،«کمکشان کنید»،،
📌اینکه در اون روزگار چقدر به باسواد شدن مردم مخصوصا مردم محروم سیستان و بلوچستان، اهمیت میدادن،
اینکه بخاطر تخلف یک مدیر سریعا او را عزل کرد و حق مظلوم را از ظالم گرفت،
اینکه ،انسانیت و شرافت از راننده تاکسی گرفته تا علی آقایی که با وجودی که غریبه بودیم و ناآشنا به شهر نه کرایه بیشتر گرفت و نه بیخودی چرخاندمان درشهر، و با اینکه علی آقا هنوز دایی بنده را ندیده و فقط باهم کار تجاری میکردن ولی برایمان سنگ تمام گذاشت،
اینها همه بماند،
اینکه چهار نفر از محرومترین منطقه کشور، با ظاهری متوسط و لباس محلی، بدون تشریفات و وقت قبلی گرفتن، با «نخست وزیر» کشور دیدار میکنن، رو هرگز نمیشود اسمی برایش گذاشت.
امروز این چهار دانشجو بورسیه ای که من افتخار آشنایی از نزدیک با دو نفرشان را دارم ، از بهترین و بزرگترین مهندسین «سازه» کشور هستند که خدمات بسیار زیادی به مردم استان مان کردند، و درحال حاضر دوران باز نشستگی خود را میگذرانند،..
#تاریخ_معاصرایران
@tarbd
📚📚📚📚📚
Telegram
attach 📎
👏9👍2🕊1
✅آغاز به کار بانک ملی ایران با دو میلیون تومان!!!
🔹۲۰ شهریور #روز_بانک_ملی است.
بانک ملی در ۲۰ شهریور ۱۳۰۷ در تهران رسما کار خود را آغاز کرد و سرمایه اولیه آن ۲۰میلیون ریال بود. کارکنان این بانک در روز افتتاحیه شامل ۲۷ ایرانی و آلمانی بودند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹۲۰ شهریور #روز_بانک_ملی است.
بانک ملی در ۲۰ شهریور ۱۳۰۷ در تهران رسما کار خود را آغاز کرد و سرمایه اولیه آن ۲۰میلیون ریال بود. کارکنان این بانک در روز افتتاحیه شامل ۲۷ ایرانی و آلمانی بودند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅درگذشت آیت الله طالقانی، بدموقع یا خوش موقع؟
روایتی عجیب از برکات یک مرگ!!!
📝 جعفرشیرعلینیا(بازنشر به مناسبت ۴۵ مین سالگشت درگذشت آیت الله طالقانی)
آقای بهشتی وقتی خبر درگذشت طالقانی را شنید بسیار غمگین شد و به روایت بادامچیان چند دقیقهای نتوانست سخن بگوید و بعد گفت: «عجب! عجب! خیلی بد شد! کارهایی به عهدهی ایشان بود که فعلا کس دیگری نمیتواند آنها را برای انقلاب انجام دهد.» اما برخی نیز درگذشت آیتالله طالقانی را بسیار خوش موقع تفسیر میکردند.
مرحوم سيد منیرالدین حسینی از اعضای تاثیرگذار مجلس خبرگان قانون اساسی در کتاب خاطراتش با اشاره به درگذشت آیتالله طالقانی گفته است: «رحلت ایشان برای این کشور و قانون اساسی و نیز خود آن بزرگمرد، برکاتی به همراه داشت.»
19 شهریور 58 آیتالله طالقانی درگذشت و 21 شهریور اصل 5 یکی از چالشيترین اصلهای قانون اساسی پیرامون ولایت فقیه در جلسهي پانزدهم مجلس خبرگان قانون اساسی تصویب شد. در خاطرات سيد منیرالدین حسینی که از اعضای فعال مجلس خبرگان قانون اساسی بهویژه در بحثهای مربوط به ولایت فقیه بود به مخالفتهای کسانی مانند حجتی کرمانی، بنیصدر و دیگران با اصل ولایت فقیه اشاره شده. به روايت او حجتی کرمانی خطاب به منیرالدین گفته است: «تو میخواهی استبداد سیاه را بار دیگر بر این کشور حاکم کنی.» در ادامه منیرالدین ميگويد: «از دیگر مخالفان صاحبنام میتوان به مرحوم طالقانی اشاره کرد.» منیرالدین معتقد بود اگر آیتالله طالقانی تا تصویب قانون اساسی و در تمام بحثهای آن؛ «در قید حیات بودند، شاید به سختی میشد کار را پیش برد.» او معتقد بود شیوه کار آیتالله طالقانی با سایر مخالفان متفاوت بود؛ «ایشان سعی میکرد هیجانهاي مجلس را وارد جامعه کند و به سطح تودهي مردم بکشاند.»
در ادامه به سخنانی از آیتالله طالقانی علیه مجلس خبرگان در آخرین خطبه نماز جمعه پیش از درگذشتش اشاره کرده است و نوشته که آیتالله طالقانی گفته: «حضرات در حال دوختن قبایی هستند که برازندهی قد و قامت خودشان باشد.» البته این جمله در خطبهی آخر آيتالله طالقانی نیست و احتمالا منيرالدين در جای دیگري این جمله را شنیده است.
آيتالله طالقاني بر فعاليت شورايي و حضور مردم در قدرت تاكيد داشت و در آخرين خطبهاش در ١٦ شهريور ٥٨ نيز روي همين موضوع دست گذاشت: «صدها بار من گفتم که مسئله شورا از اساسیترین مسئله[مسائل] اسلامی است، حتی به پیغمبرش با آن عظمت میگوید با این مردم مشورت کن، به اینها شخصیت بده، بدانند که مسئولیت دارند، متکی به شخص رهبر نباشند، ولی نه اینکه نکردند، میدانم که چرا نکردند، هنوز هم در مجلس خبرگان بحث میکنند، در این اصل اساسی قرآن، که به چه صورت پیاده بشود: باید، شاید، یا اینکه میتوانند؟ نه، این اصل اسلامیه. یعنی همه مردم از خانه و زندگی و واحدها باید با هم مشورت کنند در کارشان... شاید بعضی از دوستان ما بگویند آقا شما چرا این مسائل را در میان توده مردم مطرح میکنید؟ بیائید در مجلس خبرگان! میگویم بین موکلین شما من مطرح میکنم، اینها هستند که ما را وکیل کردند... باید دردها، اندیشهها، بدبختیها، ناراحتیها، عقبماندگیهای این مردم را جبران کنیم. با قوانین نجاتبخش و حیاتبخش اسلامی. امیدواریم که همه ما هشیار بشویم. فرد، فرد، مسئولیت قبول بکنیم و این مسائل عظیم اسلامی را پیاده بکنیم، خودرأیی و خودخواهی را کنار بگذاریم، گروهخواهی، فرصتطلبی و تحمیل عقیده یا خدای نخواسته استبداد زیر پردهي دین را کنار بگذاریم و بیاییم با مردم، با دردمندها، با رنجکشیدهها، با محرومها همصدا بشویم.»
منیرالدین نگران بود كه طالقاني ساير بحثها را نيز به ميان مردم بكشد و پس از اشاره به حملهي طالقاني به مجلس خبرگان در آخرين خطبه او گفته است: «برداشت من این است که اگر رشته حیات ایشان نمیگسست، به احتمال بسیار زیاد، مردم را به صحنه میکشاند و آنان را علیه مصوبات خبرگان و اصول قانون اساسی میشوراند.»
📝خاطرات سيد منيرالدين حسيني شيرازي توسط مركز اسناد انقلاب اسلامي منتشر شده است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
روایتی عجیب از برکات یک مرگ!!!
📝 جعفرشیرعلینیا(بازنشر به مناسبت ۴۵ مین سالگشت درگذشت آیت الله طالقانی)
آقای بهشتی وقتی خبر درگذشت طالقانی را شنید بسیار غمگین شد و به روایت بادامچیان چند دقیقهای نتوانست سخن بگوید و بعد گفت: «عجب! عجب! خیلی بد شد! کارهایی به عهدهی ایشان بود که فعلا کس دیگری نمیتواند آنها را برای انقلاب انجام دهد.» اما برخی نیز درگذشت آیتالله طالقانی را بسیار خوش موقع تفسیر میکردند.
مرحوم سيد منیرالدین حسینی از اعضای تاثیرگذار مجلس خبرگان قانون اساسی در کتاب خاطراتش با اشاره به درگذشت آیتالله طالقانی گفته است: «رحلت ایشان برای این کشور و قانون اساسی و نیز خود آن بزرگمرد، برکاتی به همراه داشت.»
19 شهریور 58 آیتالله طالقانی درگذشت و 21 شهریور اصل 5 یکی از چالشيترین اصلهای قانون اساسی پیرامون ولایت فقیه در جلسهي پانزدهم مجلس خبرگان قانون اساسی تصویب شد. در خاطرات سيد منیرالدین حسینی که از اعضای فعال مجلس خبرگان قانون اساسی بهویژه در بحثهای مربوط به ولایت فقیه بود به مخالفتهای کسانی مانند حجتی کرمانی، بنیصدر و دیگران با اصل ولایت فقیه اشاره شده. به روايت او حجتی کرمانی خطاب به منیرالدین گفته است: «تو میخواهی استبداد سیاه را بار دیگر بر این کشور حاکم کنی.» در ادامه منیرالدین ميگويد: «از دیگر مخالفان صاحبنام میتوان به مرحوم طالقانی اشاره کرد.» منیرالدین معتقد بود اگر آیتالله طالقانی تا تصویب قانون اساسی و در تمام بحثهای آن؛ «در قید حیات بودند، شاید به سختی میشد کار را پیش برد.» او معتقد بود شیوه کار آیتالله طالقانی با سایر مخالفان متفاوت بود؛ «ایشان سعی میکرد هیجانهاي مجلس را وارد جامعه کند و به سطح تودهي مردم بکشاند.»
در ادامه به سخنانی از آیتالله طالقانی علیه مجلس خبرگان در آخرین خطبه نماز جمعه پیش از درگذشتش اشاره کرده است و نوشته که آیتالله طالقانی گفته: «حضرات در حال دوختن قبایی هستند که برازندهی قد و قامت خودشان باشد.» البته این جمله در خطبهی آخر آيتالله طالقانی نیست و احتمالا منيرالدين در جای دیگري این جمله را شنیده است.
آيتالله طالقاني بر فعاليت شورايي و حضور مردم در قدرت تاكيد داشت و در آخرين خطبهاش در ١٦ شهريور ٥٨ نيز روي همين موضوع دست گذاشت: «صدها بار من گفتم که مسئله شورا از اساسیترین مسئله[مسائل] اسلامی است، حتی به پیغمبرش با آن عظمت میگوید با این مردم مشورت کن، به اینها شخصیت بده، بدانند که مسئولیت دارند، متکی به شخص رهبر نباشند، ولی نه اینکه نکردند، میدانم که چرا نکردند، هنوز هم در مجلس خبرگان بحث میکنند، در این اصل اساسی قرآن، که به چه صورت پیاده بشود: باید، شاید، یا اینکه میتوانند؟ نه، این اصل اسلامیه. یعنی همه مردم از خانه و زندگی و واحدها باید با هم مشورت کنند در کارشان... شاید بعضی از دوستان ما بگویند آقا شما چرا این مسائل را در میان توده مردم مطرح میکنید؟ بیائید در مجلس خبرگان! میگویم بین موکلین شما من مطرح میکنم، اینها هستند که ما را وکیل کردند... باید دردها، اندیشهها، بدبختیها، ناراحتیها، عقبماندگیهای این مردم را جبران کنیم. با قوانین نجاتبخش و حیاتبخش اسلامی. امیدواریم که همه ما هشیار بشویم. فرد، فرد، مسئولیت قبول بکنیم و این مسائل عظیم اسلامی را پیاده بکنیم، خودرأیی و خودخواهی را کنار بگذاریم، گروهخواهی، فرصتطلبی و تحمیل عقیده یا خدای نخواسته استبداد زیر پردهي دین را کنار بگذاریم و بیاییم با مردم، با دردمندها، با رنجکشیدهها، با محرومها همصدا بشویم.»
منیرالدین نگران بود كه طالقاني ساير بحثها را نيز به ميان مردم بكشد و پس از اشاره به حملهي طالقاني به مجلس خبرگان در آخرين خطبه او گفته است: «برداشت من این است که اگر رشته حیات ایشان نمیگسست، به احتمال بسیار زیاد، مردم را به صحنه میکشاند و آنان را علیه مصوبات خبرگان و اصول قانون اساسی میشوراند.»
📝خاطرات سيد منيرالدين حسيني شيرازي توسط مركز اسناد انقلاب اسلامي منتشر شده است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍3
✅روسها چه کاری علیه ما میتوانستند بکنند و نکردند؟ / یک روز با عربها بیانیه علیه ایران امضا میکنند و روز دیگر با علیاف هم پیاله میشوند
روزنامه جمهوری اسلامی نوشت:
بیتوقعی از خود ماست که هر توقع روسها را دولا پهنا برآورده کردهایم. غرب دارد ما را به اتهام حمایت از روسیه در جنگ اکراین، یقه میگیرد و گلو میفشارد آن وقت روسیه هم با ماجراهایی چون جزایر سهگانه ایران و کریدور زنگزور ما را تحت فشار قرار میدهد.
دوستان "روسوفیل" چه دارند که بگویند اما از دولت پزشکیان انتظار میرود هرگز بیش از آنچه روسها روی میز میگذارند، به میان نیاورد. توقع است که در تعامل با همه کشورها به اولویت منافع ملی توجه داشته باشد. به هیاهوی "شرقزدگان" توجه نکند همانطور که حرفِ "غربزدگان" را نمیشنود.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
روزنامه جمهوری اسلامی نوشت:
بیتوقعی از خود ماست که هر توقع روسها را دولا پهنا برآورده کردهایم. غرب دارد ما را به اتهام حمایت از روسیه در جنگ اکراین، یقه میگیرد و گلو میفشارد آن وقت روسیه هم با ماجراهایی چون جزایر سهگانه ایران و کریدور زنگزور ما را تحت فشار قرار میدهد.
دوستان "روسوفیل" چه دارند که بگویند اما از دولت پزشکیان انتظار میرود هرگز بیش از آنچه روسها روی میز میگذارند، به میان نیاورد. توقع است که در تعامل با همه کشورها به اولویت منافع ملی توجه داشته باشد. به هیاهوی "شرقزدگان" توجه نکند همانطور که حرفِ "غربزدگان" را نمیشنود.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍1👎1