Forwarded from کانال خبری بامدادنو
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 پزشکیان: نیروی انتظامی نوجوانان ما را هدایت نمی کند تخریب میکند و مدرسه است که جوانان ما را هدایت می کند
❇️ @baamdadeno
❇️ @baamdadeno
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅فرمول شادی...
شاد بودن بزرگترین انتقامیست که میتوان از زندگی گرفت .
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
شاد بودن بزرگترین انتقامیست که میتوان از زندگی گرفت .
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤2👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅تا می توانی از اسرائیل بد بگو تا وانمود کنی دشمن شماره یک اسرائیل هستی...
فیلمی از لحظه اعدام الی کوهن جاسوس اسرائیلی در دمشق
او تا معاونت وزارت دفاع سوریه پیش رفت. کوهن در مجلس سوریه نیز حضور داشت و بدترین چیز ها را به اسرائیل نسبت میداد. دستور موساد بر این بود که تا می توانی از اسرائیل بد بگو تا وانمود کنی دشمن شماره یک اسرائیل هستی!
@tarbd
فیلمی از لحظه اعدام الی کوهن جاسوس اسرائیلی در دمشق
او تا معاونت وزارت دفاع سوریه پیش رفت. کوهن در مجلس سوریه نیز حضور داشت و بدترین چیز ها را به اسرائیل نسبت میداد. دستور موساد بر این بود که تا می توانی از اسرائیل بد بگو تا وانمود کنی دشمن شماره یک اسرائیل هستی!
@tarbd
👍1
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
🌲🌲🌲
تغییر قانون اساسی در یک کشور بسته به تغییر اندیشهها و فهمهاست....
باید اندیشهها و فهمها بالاتر رود و جنبشی در توده پدید آید تا زمینه برای تغییر قانون اساسی آماده گردد....
تغییری که بی زمینه باشد نتیجه درستی از آن بدست نخواهد آمد...
بلکه اگر حقیقت را بخواهیم زیانها از آن پدیدار خواهد گردید....
#کسروی
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
تغییر قانون اساسی در یک کشور بسته به تغییر اندیشهها و فهمهاست....
باید اندیشهها و فهمها بالاتر رود و جنبشی در توده پدید آید تا زمینه برای تغییر قانون اساسی آماده گردد....
تغییری که بی زمینه باشد نتیجه درستی از آن بدست نخواهد آمد...
بلکه اگر حقیقت را بخواهیم زیانها از آن پدیدار خواهد گردید....
#کسروی
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍2
✅بانوی اول موسیقی ایران
روی پاهام بند نبودم، انگار پَر درآورده بودم. نمیرقصیدم، اما چون خیلی شنگول و خوش بودم. یهجوری راه میرفتم که فقط مخصوص اون شب بود. اما ننه، یهدفعه ورق برگشت. دم ماشین بودم اما همینکه راننده در رو وا کرد سوار شم، چند تا مأمور گردنگلفت اومدن سراغم و من رو بردن نظمیه. انگار خواب میدیدم. همهی خوشیهام یه طرف، این نظمیهی وامونده یه طرف! تو دلم گفتم زن نترس، گیرم اعدامت کردن، مهم نیس. چون بالاخره کار خودت رو کردی. کمکم آروم شدم. در این وقت یه افسر خوشگل و جوون اومد تو و پشت میز نشست. آدم فهمیده و پدرومادرداری بود. یه خرده سینجیم کرد و من جوابش رو دادم. بعدش شروع کرد راجع به موسیقی حرفزدن و گفت خودش هم کمی تار میزنه. خوشحال شدم و گفتم حالا میخوای منو زندونی کنی. گفت نه، فقط یککمی نگهتون میداریم و بعدش میری خونه، فقط باید زیر این ورقه رو امضا کنی. اونجا من باید تعهد میدادم که دیگه کنسرت ندم و مخصوصاً بیحجاب جایی نرم... .
این روایت "قمرالملوک وزیری" در سال ۱۳۰۳ در زمان احمدشاه قاجار است که او برای اولین بار در سالن گراندهتل تهران کنسرت داد. "زبیده جهانگیری" (با تخلص شعریِ «شبنم»)، دخترخواندهی او، در کتاب قمری که ماه شد، داستان این کنسرت را از قول "قمر" تعریف کرده است.
"قمر" بهعنوان اولین زن خواننده وقتی بیحجاب روی صحنه رفت، خشم متشرعان را برانگیخت و پس از خروج از سالن گراندهتل به نظمیه برده شد تا تعهد بدهد که دیگر بیحجاب جایی نرود و کنسرت ندهد.
در این دوره سردارسپه همهکاره بود، اما هنوز "رضاشاه" نشده بود. فضای اجتماعی طوری نبود که زنان، بیدردسر حجاب از سر بردارند و در میانِ مردان و زنان در فضای عمومی بخوانند. مجلهی خواندنیها در گزارشی در فروردین ۱۳۳۴، وقتی "قمر" دیگر نمیتوانست بخواند، دراینباره نوشت:
در آن موقع خوانندهای در تهران نبود و "قمر" چشم وچراغ مردم بود. شبی که میخواست با سرِ باز جلوی مردم بخواند، عدهای قصد کشتن او را داشتند. تهران، تهران امروز نبود. خاموشی و همآور تعصب بر همه سایه انداخته بود. زنها با چادر سیاه و پیچه [نقاب و روبنده] بیرون میآمدند. "قمر" اولین خوانندهی ایرانی بود که حجاب زنان را از چهره گرفت.
مجلهی تهران مصور نیز در فروردین ۱۳۳۵ در گزارشی از زندگی و فعالیت هنری "قمر" نوشت: «قمر از خوانندگانی است که برای اولین بار بیچادر و روبنده در گراندهتل تهران که سی سال پیش مجللترین سالن تهران بود، آواز خواند و البته چنین کاری در آن روزها، متهورانهترین و شاید هم خطرناکترین کاری بود که با توجه به تعصبات شدید امکان داشت.»
بهنوشتهی "زبیده جهانگیری"، در این کنسرت «قریب ششصد نفر صاحب شماره و صندلی بودند و بقیه که با بهای کمتری بلیت خریده بودند، با تکیه به یکدیگر و دیوارها» آمده بودند تا صدای زنی را بشنوند که با اولین کنسرت عمومیاش راه را برای زنان باز میکرد. "قمر" با این حرکت زمینهی حضور هنرمندان زن دیگر نظیر "روحانگیز"، "ملوک ضرابی"، "پروانه"، "مرضیه"، "دلکش"، "پریسا" و دیگران را هموار کرد.
او در این کنسرت با شعری از "ایرجمیرزا" شروع کرد که میگوید:
نقاب دارد و دل را به جلوهی آب کند / نعوذبالله اگر جلوهی بینقاب کند
روایتها دربارهی اینکه "قمر" در این کنسرت «مرغ سحر»، ساختهی "مرتضی نیداوود" با شعر "ملکالشعرا بهار"، را خوانده، متفاوت است. "زبیده جهانگیری" مینویسد که «قمر آن را اولین بار در گراندهتل خواند و بعد بارها در کنسرتهایش تکرار کرد» اما برخی معتقدند که "قمر" هیچگاه "مرغ سحر" را نخوانده و اولین بار آن را "ملوک ضرابی" خوانده و بعد از او افراد دیگری مثل "مرضیه"، "عبدالوهاب شهیدی" و "محمدرضا شجریان" نیز آن را اجرا کردهاند.
در آن زمان "قمر" دختر جوانی بود در آستانهی بیستسالگی. او در سال ۱۲۸۴ در محلهی سنگلج در خانوادهای کاشانی به دنیا آمد. پس از تولد او «پدرش، میرزا حسنخان، کارمند سادهای بود که بر اثر بیماری درگذشت و [قمر] پیش از آنکه دوساله شود، مادرش، طوبیخانم، را از دست داد.»
در این زمان مادربزرگش، خیرالنساء ملقب به «افتخارالذاکرین»، سرپرستی او را بر عهده گرفت. خیرالنساء صدایی خوش داشت و «از جوانی در حرم "ناصرالدینشاه" در جشنهای مذهبی مولودی میخواند». چند سال بعد، وقتی "قمر" ده سال بیشتر نداشت، مادربزرگش دایهای برای نگهداری او استخدام کرد که بهنوشتهی "زبیده جهانگیری"، «تا آخر دوران حیات "قمر" چون سایهای بر زندگی او سنگینی میکرد».
مادربزرگش او را به مکتب فرستاد اما او در آنجا دوام نیاورد و مدتی نزد یکی از همسایگان درس خواند و وقتی متوجه شد که «میتواند شعرها را بهآسانی بخواند، از ادامهتحصیل سر باز زد».
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
روی پاهام بند نبودم، انگار پَر درآورده بودم. نمیرقصیدم، اما چون خیلی شنگول و خوش بودم. یهجوری راه میرفتم که فقط مخصوص اون شب بود. اما ننه، یهدفعه ورق برگشت. دم ماشین بودم اما همینکه راننده در رو وا کرد سوار شم، چند تا مأمور گردنگلفت اومدن سراغم و من رو بردن نظمیه. انگار خواب میدیدم. همهی خوشیهام یه طرف، این نظمیهی وامونده یه طرف! تو دلم گفتم زن نترس، گیرم اعدامت کردن، مهم نیس. چون بالاخره کار خودت رو کردی. کمکم آروم شدم. در این وقت یه افسر خوشگل و جوون اومد تو و پشت میز نشست. آدم فهمیده و پدرومادرداری بود. یه خرده سینجیم کرد و من جوابش رو دادم. بعدش شروع کرد راجع به موسیقی حرفزدن و گفت خودش هم کمی تار میزنه. خوشحال شدم و گفتم حالا میخوای منو زندونی کنی. گفت نه، فقط یککمی نگهتون میداریم و بعدش میری خونه، فقط باید زیر این ورقه رو امضا کنی. اونجا من باید تعهد میدادم که دیگه کنسرت ندم و مخصوصاً بیحجاب جایی نرم... .
این روایت "قمرالملوک وزیری" در سال ۱۳۰۳ در زمان احمدشاه قاجار است که او برای اولین بار در سالن گراندهتل تهران کنسرت داد. "زبیده جهانگیری" (با تخلص شعریِ «شبنم»)، دخترخواندهی او، در کتاب قمری که ماه شد، داستان این کنسرت را از قول "قمر" تعریف کرده است.
"قمر" بهعنوان اولین زن خواننده وقتی بیحجاب روی صحنه رفت، خشم متشرعان را برانگیخت و پس از خروج از سالن گراندهتل به نظمیه برده شد تا تعهد بدهد که دیگر بیحجاب جایی نرود و کنسرت ندهد.
در این دوره سردارسپه همهکاره بود، اما هنوز "رضاشاه" نشده بود. فضای اجتماعی طوری نبود که زنان، بیدردسر حجاب از سر بردارند و در میانِ مردان و زنان در فضای عمومی بخوانند. مجلهی خواندنیها در گزارشی در فروردین ۱۳۳۴، وقتی "قمر" دیگر نمیتوانست بخواند، دراینباره نوشت:
در آن موقع خوانندهای در تهران نبود و "قمر" چشم وچراغ مردم بود. شبی که میخواست با سرِ باز جلوی مردم بخواند، عدهای قصد کشتن او را داشتند. تهران، تهران امروز نبود. خاموشی و همآور تعصب بر همه سایه انداخته بود. زنها با چادر سیاه و پیچه [نقاب و روبنده] بیرون میآمدند. "قمر" اولین خوانندهی ایرانی بود که حجاب زنان را از چهره گرفت.
مجلهی تهران مصور نیز در فروردین ۱۳۳۵ در گزارشی از زندگی و فعالیت هنری "قمر" نوشت: «قمر از خوانندگانی است که برای اولین بار بیچادر و روبنده در گراندهتل تهران که سی سال پیش مجللترین سالن تهران بود، آواز خواند و البته چنین کاری در آن روزها، متهورانهترین و شاید هم خطرناکترین کاری بود که با توجه به تعصبات شدید امکان داشت.»
بهنوشتهی "زبیده جهانگیری"، در این کنسرت «قریب ششصد نفر صاحب شماره و صندلی بودند و بقیه که با بهای کمتری بلیت خریده بودند، با تکیه به یکدیگر و دیوارها» آمده بودند تا صدای زنی را بشنوند که با اولین کنسرت عمومیاش راه را برای زنان باز میکرد. "قمر" با این حرکت زمینهی حضور هنرمندان زن دیگر نظیر "روحانگیز"، "ملوک ضرابی"، "پروانه"، "مرضیه"، "دلکش"، "پریسا" و دیگران را هموار کرد.
او در این کنسرت با شعری از "ایرجمیرزا" شروع کرد که میگوید:
نقاب دارد و دل را به جلوهی آب کند / نعوذبالله اگر جلوهی بینقاب کند
روایتها دربارهی اینکه "قمر" در این کنسرت «مرغ سحر»، ساختهی "مرتضی نیداوود" با شعر "ملکالشعرا بهار"، را خوانده، متفاوت است. "زبیده جهانگیری" مینویسد که «قمر آن را اولین بار در گراندهتل خواند و بعد بارها در کنسرتهایش تکرار کرد» اما برخی معتقدند که "قمر" هیچگاه "مرغ سحر" را نخوانده و اولین بار آن را "ملوک ضرابی" خوانده و بعد از او افراد دیگری مثل "مرضیه"، "عبدالوهاب شهیدی" و "محمدرضا شجریان" نیز آن را اجرا کردهاند.
در آن زمان "قمر" دختر جوانی بود در آستانهی بیستسالگی. او در سال ۱۲۸۴ در محلهی سنگلج در خانوادهای کاشانی به دنیا آمد. پس از تولد او «پدرش، میرزا حسنخان، کارمند سادهای بود که بر اثر بیماری درگذشت و [قمر] پیش از آنکه دوساله شود، مادرش، طوبیخانم، را از دست داد.»
در این زمان مادربزرگش، خیرالنساء ملقب به «افتخارالذاکرین»، سرپرستی او را بر عهده گرفت. خیرالنساء صدایی خوش داشت و «از جوانی در حرم "ناصرالدینشاه" در جشنهای مذهبی مولودی میخواند». چند سال بعد، وقتی "قمر" ده سال بیشتر نداشت، مادربزرگش دایهای برای نگهداری او استخدام کرد که بهنوشتهی "زبیده جهانگیری"، «تا آخر دوران حیات "قمر" چون سایهای بر زندگی او سنگینی میکرد».
مادربزرگش او را به مکتب فرستاد اما او در آنجا دوام نیاورد و مدتی نزد یکی از همسایگان درس خواند و وقتی متوجه شد که «میتواند شعرها را بهآسانی بخواند، از ادامهتحصیل سر باز زد».
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
❤1
🌲🌲🌲
کسی که کتاب می خواند هزاران زندگی را قبل از مرگش زندگی می کند.
کسی که هرگز کتاب نمی خواند فقط یکبار زندگی می کند.
#جورج_مارتین
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
کسی که کتاب می خواند هزاران زندگی را قبل از مرگش زندگی می کند.
کسی که هرگز کتاب نمی خواند فقط یکبار زندگی می کند.
#جورج_مارتین
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅گذری بر تاریخ ایران۱۰ 🔹مادها۳ قدرت یافتن فرورتیش، فرزند دیااکو، و آشوری ها در لشکرکشیهای بعدی #سارگون_دوم به سرزمینهای ماد، گروههای بزرگی از مادها از جمله ۴۶ تن از امیران محلی (کاویها) به اسارت او درآمدند و چندین آبادی توسط او ویران شد. اینها را او…
✅گذری بر تاریخ ایران۱۱
🔹مادها۴
به قدرت رسیدن هووخشتر و نابودی سکاها
پس از کشته شدن فرورتیش، قلمرو ماد مورد غارت و تاخت و تاز طوایف سکایی قرار گرفت، و مادها تا حدود بیست و هشت سال نتوانستند از این ضربت سر راست کنند. در تمام این مدت قلمرو ماد و تمام سرزمین ماننای عرضه تاخت و تاز سکاها بود. این سلطه سکاها نه تنها قلمرو پادشاهان ماد را به ویرانی کشید، بلکه برای خود آشور هم که آنها را به این هجوم برانگیخته بود، مایه تهدید بود. سکائیان که در طی سالها تاخت و تاز، آشور را هم از خود رنجانیدند، با کیمریها که در آغاز تا حدی برای تعقیب آنها به داخل فلات ریخته بودند، متحد شدند و تا سوریه و فلسطین تاخت و تاز کردند. با آنکه اکثر طوایف آن آریایی بودند، و با طوایف ماد و پارس هم خویشاوندی داشتند، زندگی بیابانگردی، آنها را در حال نیمهوحشی نگه داشته بود و در اعمال خود خشونت و قصاوت بسیار نشان میدادند. از این رو در کلام پیامبران یهود، #هلاک_کننده_امتها خوانده شدند. آنها سوریه را به باد غارت دادند و مصر را هم تهدید نمودند و تقریبا عرصه بینالنهرین را عرضه کشتار و ویرانی کردند. سرانجام بعد از سالها وقتی که به حدود زاگرس رسیدند، قدرت و خشونت آنها فروکش کرده بود. میل به شادخواری و خوشباشی که کثرت غنایم و مالهای غارتی انگیزه آن بود، آنها را به تنآسایی و عشرتطلبی واداشت.(۱)
پس از فرورتیش، پسرش هووخشتر (یا کیاکسار) به سلطنت رسید. اسم این شاه را هرودوت کیاکسار نوشته، ولی از کتیبه بیستون داریوش اول معلوم است نام او هووخشتر بود. وی سرداری شایسته و در اداره کارهای کشور، فرمانروایی بیهمتا بود. شکشت پدرش از سکاییان، به وی این درس را آموخت که سپاهیان مزدور و سربازانی که بوسیله قبایل متحد فراهم میآیند، نمیتوانند در میدان نبرد با لشکریان منظم و کارآزموده آشوریان برابری کند. این امر وی را بر آن داشت که به پیروی از آشوریان، سپاهی منظم گردآوری و تربیت کند، نیروی مرتبی متشکل از سوارهنظام و پیادهنظام بوجود آورد. سوارهنظام وی از جهت شایستگی و ارزش سربازی بر سوارهنظام آشوریان برتری داشت و نیروهای پیادهاش به تیر و نیزه و کمان مسلح و مجهز شد. کشور ماد یکی از مراکز مهم پرورش اسب بود، و همین امر توفیق هووخشتر را در فراهم ساختن افراد سوارهنظام که از کودکی در فن سواری، تجربه و آزمودگی داشته و علاوه بر آن به تیر و کمان مسلح بودند، تامین و تضمین میکرد. با توجه به این خصایص و امتیازات، هووخشتر به نینوا لشکر کشید، در میان راه گروهی از سواران آشوری را منهدم ساخت؛ و زمانی دراز آن شهر در محاصره طولانی خود قرار داد. اون بر آن شد تا با قطع رابطه نینوا با خارج و طول مدت محاصره، دشمن سرسخت را وادار به تسلیم نماید.
اما در همین اوان به وی خبر رسید که سکاییان، متصرفاتش را مورد تاخت و تاز و غارت قرار دادهاند. پس دست از محاصره نینوا برداشت و به کشورش بازگشت. سکاییان که از دربند قفقاز گذشته، و آذربایجان را مورد تاخت و تاز قرار داده بودند. هووخشتر پس از ترک محاصره نینوا به آذربایجان شتافت، و در شمال دریاچه ارومیه با سکاییان روبرو شده، و شکست سختی از آنها خورد. بنابراین ناگزیر شد آنچه را که دشمن بر او تحمیل کرد، بپذیرد. (سال ۶۳۳ ق.م)؛ سکاییان سراسر منصرفات ماد را در نوردیده، از کشت و کشتار روی برنتافتند، و تنها بعضی از مناطق مستحکم و مجهز در برابر این حمله، که دنبالهاش تا دریای مدیترانه کشیده میشد، پایداری کردند. هووخشتر که در صحنه نبرد ناکام مانده بود، پس به حیله و تدبیر روی آورد. هووخشتر، #مادیس (پادشاه سکاییان) و سران سپاه او را به مهمانی با شکوهی فراخواند. به آنان باده فراوان نوشانید، و چون از خود بیخود شدند، همگی را به هلاکت رسانید. سکاییان که شاه و فرمانده نظامی خود را از دست داده بودند، با وجود پایداری شدید، از مادها شکست خورده و در سال ۶۰۵ ق.م، از قلمرو سلطنت ماد رانده شدند، و با این تدبیر، به سلطه و نفوذ بیست و هشت ساله سکاها پایان داده شد.(۲)
✍محمد امیری
📚 منابع:
۱. روزگاران (تاریخ ایران از آغاز تا سقوط پهلوی)، (شامل جلد اول و دوم) عبدالحسین زرین کوب، صفحات ۵۴-۵۵.
۲. تاریخ دههزارساله ایران، عبدالعظیم رضایی، جلد اول: از پیدایش آریاها تا انقراض پارتها، انتشارات اقبال، پاییز ۱۳۶۴ ص۱۵۶ / تاریخ ایران باستان، حسن پیرنیا، انتشارات نگاه، جلد اول، صفحات ۱۶۲ تا ۱۶۴ / تاریخ هرودوت، ترجمه مرتضی ثاقبفر، جلد اول، انتشارات اساطیر، تهران، ۱۳۸۹، صفحات ۱۴۸-۱۴۹.
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹مادها۴
به قدرت رسیدن هووخشتر و نابودی سکاها
پس از کشته شدن فرورتیش، قلمرو ماد مورد غارت و تاخت و تاز طوایف سکایی قرار گرفت، و مادها تا حدود بیست و هشت سال نتوانستند از این ضربت سر راست کنند. در تمام این مدت قلمرو ماد و تمام سرزمین ماننای عرضه تاخت و تاز سکاها بود. این سلطه سکاها نه تنها قلمرو پادشاهان ماد را به ویرانی کشید، بلکه برای خود آشور هم که آنها را به این هجوم برانگیخته بود، مایه تهدید بود. سکائیان که در طی سالها تاخت و تاز، آشور را هم از خود رنجانیدند، با کیمریها که در آغاز تا حدی برای تعقیب آنها به داخل فلات ریخته بودند، متحد شدند و تا سوریه و فلسطین تاخت و تاز کردند. با آنکه اکثر طوایف آن آریایی بودند، و با طوایف ماد و پارس هم خویشاوندی داشتند، زندگی بیابانگردی، آنها را در حال نیمهوحشی نگه داشته بود و در اعمال خود خشونت و قصاوت بسیار نشان میدادند. از این رو در کلام پیامبران یهود، #هلاک_کننده_امتها خوانده شدند. آنها سوریه را به باد غارت دادند و مصر را هم تهدید نمودند و تقریبا عرصه بینالنهرین را عرضه کشتار و ویرانی کردند. سرانجام بعد از سالها وقتی که به حدود زاگرس رسیدند، قدرت و خشونت آنها فروکش کرده بود. میل به شادخواری و خوشباشی که کثرت غنایم و مالهای غارتی انگیزه آن بود، آنها را به تنآسایی و عشرتطلبی واداشت.(۱)
پس از فرورتیش، پسرش هووخشتر (یا کیاکسار) به سلطنت رسید. اسم این شاه را هرودوت کیاکسار نوشته، ولی از کتیبه بیستون داریوش اول معلوم است نام او هووخشتر بود. وی سرداری شایسته و در اداره کارهای کشور، فرمانروایی بیهمتا بود. شکشت پدرش از سکاییان، به وی این درس را آموخت که سپاهیان مزدور و سربازانی که بوسیله قبایل متحد فراهم میآیند، نمیتوانند در میدان نبرد با لشکریان منظم و کارآزموده آشوریان برابری کند. این امر وی را بر آن داشت که به پیروی از آشوریان، سپاهی منظم گردآوری و تربیت کند، نیروی مرتبی متشکل از سوارهنظام و پیادهنظام بوجود آورد. سوارهنظام وی از جهت شایستگی و ارزش سربازی بر سوارهنظام آشوریان برتری داشت و نیروهای پیادهاش به تیر و نیزه و کمان مسلح و مجهز شد. کشور ماد یکی از مراکز مهم پرورش اسب بود، و همین امر توفیق هووخشتر را در فراهم ساختن افراد سوارهنظام که از کودکی در فن سواری، تجربه و آزمودگی داشته و علاوه بر آن به تیر و کمان مسلح بودند، تامین و تضمین میکرد. با توجه به این خصایص و امتیازات، هووخشتر به نینوا لشکر کشید، در میان راه گروهی از سواران آشوری را منهدم ساخت؛ و زمانی دراز آن شهر در محاصره طولانی خود قرار داد. اون بر آن شد تا با قطع رابطه نینوا با خارج و طول مدت محاصره، دشمن سرسخت را وادار به تسلیم نماید.
اما در همین اوان به وی خبر رسید که سکاییان، متصرفاتش را مورد تاخت و تاز و غارت قرار دادهاند. پس دست از محاصره نینوا برداشت و به کشورش بازگشت. سکاییان که از دربند قفقاز گذشته، و آذربایجان را مورد تاخت و تاز قرار داده بودند. هووخشتر پس از ترک محاصره نینوا به آذربایجان شتافت، و در شمال دریاچه ارومیه با سکاییان روبرو شده، و شکست سختی از آنها خورد. بنابراین ناگزیر شد آنچه را که دشمن بر او تحمیل کرد، بپذیرد. (سال ۶۳۳ ق.م)؛ سکاییان سراسر منصرفات ماد را در نوردیده، از کشت و کشتار روی برنتافتند، و تنها بعضی از مناطق مستحکم و مجهز در برابر این حمله، که دنبالهاش تا دریای مدیترانه کشیده میشد، پایداری کردند. هووخشتر که در صحنه نبرد ناکام مانده بود، پس به حیله و تدبیر روی آورد. هووخشتر، #مادیس (پادشاه سکاییان) و سران سپاه او را به مهمانی با شکوهی فراخواند. به آنان باده فراوان نوشانید، و چون از خود بیخود شدند، همگی را به هلاکت رسانید. سکاییان که شاه و فرمانده نظامی خود را از دست داده بودند، با وجود پایداری شدید، از مادها شکست خورده و در سال ۶۰۵ ق.م، از قلمرو سلطنت ماد رانده شدند، و با این تدبیر، به سلطه و نفوذ بیست و هشت ساله سکاها پایان داده شد.(۲)
✍محمد امیری
📚 منابع:
۱. روزگاران (تاریخ ایران از آغاز تا سقوط پهلوی)، (شامل جلد اول و دوم) عبدالحسین زرین کوب، صفحات ۵۴-۵۵.
۲. تاریخ دههزارساله ایران، عبدالعظیم رضایی، جلد اول: از پیدایش آریاها تا انقراض پارتها، انتشارات اقبال، پاییز ۱۳۶۴ ص۱۵۶ / تاریخ ایران باستان، حسن پیرنیا، انتشارات نگاه، جلد اول، صفحات ۱۶۲ تا ۱۶۴ / تاریخ هرودوت، ترجمه مرتضی ثاقبفر، جلد اول، انتشارات اساطیر، تهران، ۱۳۸۹، صفحات ۱۴۸-۱۴۹.
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
✅ردپای تمدن ایرانی در سرزمین وایکینگ ها
ظرف نقرهای کمیاب در گنجینه وایکینگها در اسکاتلند متعلق به شاهنشاهی ساسانی از آب درآمد/یورونیوز
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
ظرف نقرهای کمیاب در گنجینه وایکینگها در اسکاتلند متعلق به شاهنشاهی ساسانی از آب درآمد/یورونیوز
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅روز ابوریحان بیرونی
۱۳ شهریور در تقویم ایرانی #روز_ابوریحان_بیرونی دانشمند، ستاره شناس، رياضيدان، مورخ و جغرافیدان و موسیقیدان ایرانی است. این روز #روز_نجوم نیز نام دارد. ابوریحان بیرونی و ابن سینا از جامع ترین و بزرگترین دانشمندان تاریخ به شمار می روند.
برخی از پژوهشگران حوزه تاریخ علم، ابوریحان را بزرگترین دانشمند تاریخ ایران و جهان اسلام می دانند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
۱۳ شهریور در تقویم ایرانی #روز_ابوریحان_بیرونی دانشمند، ستاره شناس، رياضيدان، مورخ و جغرافیدان و موسیقیدان ایرانی است. این روز #روز_نجوم نیز نام دارد. ابوریحان بیرونی و ابن سینا از جامع ترین و بزرگترین دانشمندان تاریخ به شمار می روند.
برخی از پژوهشگران حوزه تاریخ علم، ابوریحان را بزرگترین دانشمند تاریخ ایران و جهان اسلام می دانند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅گذری بر تاریخ ایران۱۱ 🔹مادها۴ به قدرت رسیدن هووخشتر و نابودی سکاها پس از کشته شدن فرورتیش، قلمرو ماد مورد غارت و تاخت و تاز طوایف سکایی قرار گرفت، و مادها تا حدود بیست و هشت سال نتوانستند از این ضربت سر راست کنند. در تمام این مدت قلمرو ماد و تمام سرزمین…
✅گذری بر تاریخ ایران۱۲
🔹مادها۵
🔵زوال دولت آشور
هووخشتر پس از آنکه سکاها را از ایران بیرون راند، باز به اجرای خیال دیرین خود، یعنی انقراض آشور پرداخت. آشور در نیمه قرن هفتم ق.م، یعنی تقریبا چهل سال قبل انقراض به اوج عظمت خود رسید: مصر مطیع شد، لیدیه پست گردید، دولت عیلام، دشمن موروثی آشور ویران گشت، مملکت وان دیگر جرات تخطی را به حدود آشور نداشت...(۱)، قدرت آشور به عنوان یک امپراتوری نیرومند بر نقاط وسیعی از خاورمیانه مسلط بود، در درجه نخست متکی بر خشونت بسیار زیادی بود که درلشکرکشیها به کار میبردند، به گونهای بود که وقتی به شهری نزدیک میشدند، هراس ازخشونتهای آنها زمینه پیروزی آنان رافراهم میآورد.(نصرت به رعب)؛ در درجه دوم متکی بر سازمان بسیار منضبط نظامی و #جنگ_افزارهای پیشرفتهشان بود که همسایگانشان از آن برخوردار نبودند؛ و در درجه سوم متکی بر دستگاه پیچیده خبرگیری و خبررسانیشان بود که در سرزمینهای زیر سلطه انجام وظیفه میکردند. ولی این قدرت سیاسی در خود میانرودان که مرکز امپراتوری بود بر شالودههای غیر مستحکمی بنا شده بود. میانرودان از اقوام و ادیان متعددی تشکیل شده بود (بابلیها، کلدانیها، سومریها، اکدیها، آرامیها، و آشوریها).
ثبات در میانرودان وابسته به مقدار خشونتی بود که شاه آشور نسبت به اقوام میانرودان به کار میبرد. اقوام زیر سلطه آشور در شام، فلسطین و اسرائیل به علت رفتارهای بسیار خشونتآمیز آشوریان که در گردآوری مالیاتهای غیرقابل تحمل که معمولا با کشتارها و شهرسوزیها و تبعیدهای دسته جمعی ناراضیان و نافرمانان همراه بود، نفرت از آشور را تا سر حد غیرقابل وصفی بالا برده بود. جماعتهای بسیاری که از سرزمینهای اصلیشان کوچانده شده و در خاک اصلی آشور، یا در بابل، و برخی سرزمینهای بیرون از خاک اصلی آشور جا داده شده بودند و همچون بردگان واقعی با آنها رفتار میشد که جز بیگاری کردن برای شاه آشور هیچ حقی برایشان در نظر گرفته نشده بود، و نیروهای بالقوهای بودند که میتوانستند در فرصت مناسب برای در هم کوفتن قدرت آشور با هر نیروی به پاخاستهای همکاری کنند.
آنچه اطاعت اقوام زیرسلطه از دولت آشور را دراز مدت کرده بود، هراس از خشونتهای آشوریان بود. فرو ریختن این دیوار هراس، کافی بود که امپراتوری آشور را از هم بپاشاند. این دیوار هراس به همراه اوجگیری قدرت ایران و آزادسازی سرزمینهای ایرانینشین از سلطه آشوریان فرو ریخت. طلوع دولت ایران و افول قدرت سیاسی آشور به طور همزمان صورت گرفت، و زمانی که #هووخشتر بر تخت سلطنت ماد نشست، دولت آشور آخرین نفسهای تاریخیاش را برمی آورد.
#آشوربانیپال در سال ۶۲۵ ق.م درگذشته و پسرش " #آشور_اتیل_ایلانی" پس از یک دوره جنگ قدرت خانگی به سلطنت رسیده بود. چهار سال بعد یک مدعی به نام " #سین_شوم_لی_شیر" وی را کنار زده و سلطنت را به دست گرفته بود. این نیز گرفتار یک رقیب خاندانی به نام " #سین_شارایشکون" شد. در شورش " #سین_شوم_لی_شیر "، یکی از افسران کلدانی به نام " #نبوپولاصر" از او حمایت کرد، و "سین شوم لی شیر" وقتی به سلطنت رسید، وی را به پادشاهی بابل منصوب کرد. با کشته شدن "سین شوم لی شیر" و روی کارآمدن "سین شارایشکون"، نبوپولاصر از اطاعت آشور بیرون شده و در صدد کسب حمایت از شاه ماد بر آمد تا استقلال بابل را حفظ کند. به دنبال مذاکراتی که او با #هووخشتر انجام داد، یک پیمان دوستی مستحکم میان دو شاه ماد و بابل منعقد گردید.
وقتی شاه آشور خواست که با قوه قهریه بابل را به اطاعت بازآورد، شاه ماد در حمایت از بابل به آشور اعلان جنگ داد. اقوام کلدانی و آرامی (بومیان نیمه جنوبی میانرودان) عموما از نبوپولاصر حمایت میکردند؛ و او از نیروی قابل توجهی برخورداربود که میتوانست با قدرت تمام با دولت آشور که جنگهای خانگی سالهای اخیر ناتوانش کرده بود، بستیزد. شاه آشور برای برکنار کردن نبوپولاصر به بابل لشکر کشید. در این زمان کلیه اقوام خارج از سرزمین اصلی آشور که پیشتر زیر سلطه آشور بودند، در شورش سراسری بر ضد آشور به سر میبردند. جنگهای خانگی چند ساله ارتش آشور را ضعیف کرده بود.(۲)
✍محمد امیری
📚 منابع:
۱. تاریخ ایران باستان، حسن پیرنیا، انتشارات نگاه، جلد اول، ص۱۶۶.
۲. بازخوانی تاریخ ایرانزمین، دکتر امیرحسین خنجی، جلد اول، گفتار چهارم: پادشاهی ماد، خلاصه ص۱۵۷ تا۱۵۹.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹مادها۵
🔵زوال دولت آشور
هووخشتر پس از آنکه سکاها را از ایران بیرون راند، باز به اجرای خیال دیرین خود، یعنی انقراض آشور پرداخت. آشور در نیمه قرن هفتم ق.م، یعنی تقریبا چهل سال قبل انقراض به اوج عظمت خود رسید: مصر مطیع شد، لیدیه پست گردید، دولت عیلام، دشمن موروثی آشور ویران گشت، مملکت وان دیگر جرات تخطی را به حدود آشور نداشت...(۱)، قدرت آشور به عنوان یک امپراتوری نیرومند بر نقاط وسیعی از خاورمیانه مسلط بود، در درجه نخست متکی بر خشونت بسیار زیادی بود که درلشکرکشیها به کار میبردند، به گونهای بود که وقتی به شهری نزدیک میشدند، هراس ازخشونتهای آنها زمینه پیروزی آنان رافراهم میآورد.(نصرت به رعب)؛ در درجه دوم متکی بر سازمان بسیار منضبط نظامی و #جنگ_افزارهای پیشرفتهشان بود که همسایگانشان از آن برخوردار نبودند؛ و در درجه سوم متکی بر دستگاه پیچیده خبرگیری و خبررسانیشان بود که در سرزمینهای زیر سلطه انجام وظیفه میکردند. ولی این قدرت سیاسی در خود میانرودان که مرکز امپراتوری بود بر شالودههای غیر مستحکمی بنا شده بود. میانرودان از اقوام و ادیان متعددی تشکیل شده بود (بابلیها، کلدانیها، سومریها، اکدیها، آرامیها، و آشوریها).
ثبات در میانرودان وابسته به مقدار خشونتی بود که شاه آشور نسبت به اقوام میانرودان به کار میبرد. اقوام زیر سلطه آشور در شام، فلسطین و اسرائیل به علت رفتارهای بسیار خشونتآمیز آشوریان که در گردآوری مالیاتهای غیرقابل تحمل که معمولا با کشتارها و شهرسوزیها و تبعیدهای دسته جمعی ناراضیان و نافرمانان همراه بود، نفرت از آشور را تا سر حد غیرقابل وصفی بالا برده بود. جماعتهای بسیاری که از سرزمینهای اصلیشان کوچانده شده و در خاک اصلی آشور، یا در بابل، و برخی سرزمینهای بیرون از خاک اصلی آشور جا داده شده بودند و همچون بردگان واقعی با آنها رفتار میشد که جز بیگاری کردن برای شاه آشور هیچ حقی برایشان در نظر گرفته نشده بود، و نیروهای بالقوهای بودند که میتوانستند در فرصت مناسب برای در هم کوفتن قدرت آشور با هر نیروی به پاخاستهای همکاری کنند.
آنچه اطاعت اقوام زیرسلطه از دولت آشور را دراز مدت کرده بود، هراس از خشونتهای آشوریان بود. فرو ریختن این دیوار هراس، کافی بود که امپراتوری آشور را از هم بپاشاند. این دیوار هراس به همراه اوجگیری قدرت ایران و آزادسازی سرزمینهای ایرانینشین از سلطه آشوریان فرو ریخت. طلوع دولت ایران و افول قدرت سیاسی آشور به طور همزمان صورت گرفت، و زمانی که #هووخشتر بر تخت سلطنت ماد نشست، دولت آشور آخرین نفسهای تاریخیاش را برمی آورد.
#آشوربانیپال در سال ۶۲۵ ق.م درگذشته و پسرش " #آشور_اتیل_ایلانی" پس از یک دوره جنگ قدرت خانگی به سلطنت رسیده بود. چهار سال بعد یک مدعی به نام " #سین_شوم_لی_شیر" وی را کنار زده و سلطنت را به دست گرفته بود. این نیز گرفتار یک رقیب خاندانی به نام " #سین_شارایشکون" شد. در شورش " #سین_شوم_لی_شیر "، یکی از افسران کلدانی به نام " #نبوپولاصر" از او حمایت کرد، و "سین شوم لی شیر" وقتی به سلطنت رسید، وی را به پادشاهی بابل منصوب کرد. با کشته شدن "سین شوم لی شیر" و روی کارآمدن "سین شارایشکون"، نبوپولاصر از اطاعت آشور بیرون شده و در صدد کسب حمایت از شاه ماد بر آمد تا استقلال بابل را حفظ کند. به دنبال مذاکراتی که او با #هووخشتر انجام داد، یک پیمان دوستی مستحکم میان دو شاه ماد و بابل منعقد گردید.
وقتی شاه آشور خواست که با قوه قهریه بابل را به اطاعت بازآورد، شاه ماد در حمایت از بابل به آشور اعلان جنگ داد. اقوام کلدانی و آرامی (بومیان نیمه جنوبی میانرودان) عموما از نبوپولاصر حمایت میکردند؛ و او از نیروی قابل توجهی برخورداربود که میتوانست با قدرت تمام با دولت آشور که جنگهای خانگی سالهای اخیر ناتوانش کرده بود، بستیزد. شاه آشور برای برکنار کردن نبوپولاصر به بابل لشکر کشید. در این زمان کلیه اقوام خارج از سرزمین اصلی آشور که پیشتر زیر سلطه آشور بودند، در شورش سراسری بر ضد آشور به سر میبردند. جنگهای خانگی چند ساله ارتش آشور را ضعیف کرده بود.(۲)
✍محمد امیری
📚 منابع:
۱. تاریخ ایران باستان، حسن پیرنیا، انتشارات نگاه، جلد اول، ص۱۶۶.
۲. بازخوانی تاریخ ایرانزمین، دکتر امیرحسین خنجی، جلد اول، گفتار چهارم: پادشاهی ماد، خلاصه ص۱۵۷ تا۱۵۹.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
✅تحول سیاسی توهم زا !!!
✍دکتر محمد فاضلی
🔹 اول ۳ پرده از تاریخ را مرور کنیم:
پرده اول. روحالله رمضانی محقق و استاد مطالعات سیاست خارجی ایران راهبرد سیاست خارجی ایران در عصر مشروطه را ناواقعگرایی سیاسی ناشی از ملیگرایی بیحد و حصر میداند. معتقد است ایرانیان سودای «استقلال کامل» داشتند و از این زاویه «سیاست بیطرفی» در جنگ جهانی اول را اعلام کردند، در حالی که بخشهایی از کشور در هنگام اعلام این سیاست از سوی روسیه و انگلستان اشغال بود، و همگان بیطرفی را نقض میکردند، ایران هم ظرفیت جلوگیری از نقض بیطرفی نداشت. (شرح کامل این بحث در اینجا)
پرده دوم. انقلاب ۱۳۵۷ به پیروزی رسیده و گروههایی از سیاسیون ایرانی، سودای «استقلال کامل» دارند و از بیرون راندن ابرقدرت آمریکا از کشورشان تا راندن ابرقدرتها از خاورمیانه را در سر میپرورانند. جهتگیری سیاست خارجی ایران از آن زمان تا به امروز هم کموبیش با همین ایدهها هدایت شده است.
پرده سوم. اصلاحطلبان در دوم خرداد ۱۳۷۶ انتخابات را برنده شدهاند در حالی که خودشان هم انتظار چنین موفقیتی را نداشتهاند. آمده بودند که در صحنه سیاست دستآوردهایی داشته باشند، به سرعت و ظرف مدت کوتاهی بر صدر نشستند. قدرت را در دست گرفتند و خواستند همه مناسبات سیاسی را عوض کنند، دموکراسی را به سرعت به بازی غالب سیاست بدل کنند و بساط اقتدارگرایی را برچینند.
اندکی تحلیل: کوتاهترین زمانهای تحول اقتصادی مؤثر که سبب تغییر معنادار در توان اقتصادی کشورها شده در کشورهایی نظیر ژاپن، کره، سنگاپور یا چین امروز رخ داده است. حدود چهار دهه طول کشیده تا اقتصادی توسعهنیافته به قدرتی اقتصادی بدل شود.
کشوری برای آنکه به یک قدرت نظامی پایدار با توان تهاجمی و دفاعی مطمئن تبدیل شود، چند دهه زمان نیاز دارد. پشتیبانی اقتصادی پویا و فناورانه، دیپلماسی مؤثر و توسعه شبکهای از زیرساختها و توافقات بینالمللی و خیلی ملزومات دیگر لازم است که چنین اتفاقی حاصل شود.
در جریان تحولات اقتصادی یا نظامی به شرحی که در بالا گفته شد، ظرفیتهای سختافزاری - ظرفیتهایی برای اعمال قدرت یا رفع نیاز - ساخته میشود.
تحول سیاسی – بالاخص تحولات انقلابی – برخلاف تحول اقتصادی و نظامی (همچنین تحول علمی)، میتواند خیلی سریع، بدون ساخته شدن ظرفیتهای سختافزاری اعمال قدرت، و حتی گاه با تخریب ظرفیتهای سختافزاری موجود به دست آید. چند مثال:
یک. انقلاب مشروطه، تحولی سیاسی بود، اما ایران همان ایران سابق بود بدون کارخانه، ارتش، سازمان اداری، توان تولیدی یا جایگاه جدیدی در نظام بینالمللی. گوشهای از روابط سیاسی تغییر کرده بود. اما تحول سیاسی این توهم را پدید آورده بود که میشود مدعی بازگرداندن سرزمینهای قفقاز و اراضی ایران در عراق تا رود فرات شد.
دو. بعد از انقلاب ۱۳۵۷، ایران همان ایران سابق بود، با تضعیف بیشتر کارخانهها، ارتش، جایگاه در نظام بینالمللی و بر هم خوردن مجموعهای از روابط مولد قدرت. توان تولیدی کشور هم کاهش یافته بود.
سه. در فردای دوم خرداد، ایران همان ایران سابق بود، با همان توان تولیدی، روابط قدرت، قانون اساسی، و اندکی تغییر در جایگاه بینالمللی بهواسطه تحول سیاسی حاصلشده.
تحولات سیاسی میتوانند بسیجگر احساسات، عواطف، نوع جدیدی از روابط اجتماعی، و شروعکننده نوع جدیدی از روابط باشند، اما در نقطه آغاز هیچ توان تولیدی، نظامی، قدرت سخت یا ظرفیت پاسخگویی به نیازها خلق نمیکنند. کارخانه، سلاح، فناوری یا علم جدیدی در فردای یک تحول سیاسی در کوتاهمدت خلق نمیشود.
اما تحولات سیاسی به دلیل بسیج احساسات و عواطف، خصیصه توهمزایی دارند؛ همان توهماتی که در فردای انقلاب مشروطه، انقلاب ۱۳۵۷ و دوم خرداد ۱۳۷۶ خلق شدند. تحولات سیاسی یکی از شروط لازم برای دست یافتن به تحولات اقتصادی، نظامی، اجتماعی و فناورانه مهمتر هستند، اما ابداً شرط کافی نیستند. توهم، اشتباه گرفتن یکی از شروط لازم به جای شرط کافی است.
تحول سیاسی، با مراقبت، دوراندیشی، واقعبینی، تداوم عقلانیت و شناختن حدود، میتواند تدریجاً به بنیانهای کافی برای تحول اقتصادی، اجتماعی و فناورانه منتهی شود. رویکرد غیرتوهمی به تحول سیاسی، هم به یکی از شروط لازم بودن آن توجه میکند و هم شرط کافی نبودن آنرا در نظر میگیرد.
یکی از درسهایی که میتوان از تاریخ آموخت و دوباره راههای بیسرانجام را تکرار نکرد، همواره به خاطر داشتن اثر توهمزایی تحولات سیاسی است. این اثر توهمزایی همانقدر که برای سال ۱۲۸۵، ۱۳۵۷ و ۱۳۷۶ شمسی مؤثر و معنادار بود، میتواند برای ۱۴۰۳ نیز معنادار و مؤثر باشد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
✍دکتر محمد فاضلی
🔹 اول ۳ پرده از تاریخ را مرور کنیم:
پرده اول. روحالله رمضانی محقق و استاد مطالعات سیاست خارجی ایران راهبرد سیاست خارجی ایران در عصر مشروطه را ناواقعگرایی سیاسی ناشی از ملیگرایی بیحد و حصر میداند. معتقد است ایرانیان سودای «استقلال کامل» داشتند و از این زاویه «سیاست بیطرفی» در جنگ جهانی اول را اعلام کردند، در حالی که بخشهایی از کشور در هنگام اعلام این سیاست از سوی روسیه و انگلستان اشغال بود، و همگان بیطرفی را نقض میکردند، ایران هم ظرفیت جلوگیری از نقض بیطرفی نداشت. (شرح کامل این بحث در اینجا)
پرده دوم. انقلاب ۱۳۵۷ به پیروزی رسیده و گروههایی از سیاسیون ایرانی، سودای «استقلال کامل» دارند و از بیرون راندن ابرقدرت آمریکا از کشورشان تا راندن ابرقدرتها از خاورمیانه را در سر میپرورانند. جهتگیری سیاست خارجی ایران از آن زمان تا به امروز هم کموبیش با همین ایدهها هدایت شده است.
پرده سوم. اصلاحطلبان در دوم خرداد ۱۳۷۶ انتخابات را برنده شدهاند در حالی که خودشان هم انتظار چنین موفقیتی را نداشتهاند. آمده بودند که در صحنه سیاست دستآوردهایی داشته باشند، به سرعت و ظرف مدت کوتاهی بر صدر نشستند. قدرت را در دست گرفتند و خواستند همه مناسبات سیاسی را عوض کنند، دموکراسی را به سرعت به بازی غالب سیاست بدل کنند و بساط اقتدارگرایی را برچینند.
اندکی تحلیل: کوتاهترین زمانهای تحول اقتصادی مؤثر که سبب تغییر معنادار در توان اقتصادی کشورها شده در کشورهایی نظیر ژاپن، کره، سنگاپور یا چین امروز رخ داده است. حدود چهار دهه طول کشیده تا اقتصادی توسعهنیافته به قدرتی اقتصادی بدل شود.
کشوری برای آنکه به یک قدرت نظامی پایدار با توان تهاجمی و دفاعی مطمئن تبدیل شود، چند دهه زمان نیاز دارد. پشتیبانی اقتصادی پویا و فناورانه، دیپلماسی مؤثر و توسعه شبکهای از زیرساختها و توافقات بینالمللی و خیلی ملزومات دیگر لازم است که چنین اتفاقی حاصل شود.
در جریان تحولات اقتصادی یا نظامی به شرحی که در بالا گفته شد، ظرفیتهای سختافزاری - ظرفیتهایی برای اعمال قدرت یا رفع نیاز - ساخته میشود.
تحول سیاسی – بالاخص تحولات انقلابی – برخلاف تحول اقتصادی و نظامی (همچنین تحول علمی)، میتواند خیلی سریع، بدون ساخته شدن ظرفیتهای سختافزاری اعمال قدرت، و حتی گاه با تخریب ظرفیتهای سختافزاری موجود به دست آید. چند مثال:
یک. انقلاب مشروطه، تحولی سیاسی بود، اما ایران همان ایران سابق بود بدون کارخانه، ارتش، سازمان اداری، توان تولیدی یا جایگاه جدیدی در نظام بینالمللی. گوشهای از روابط سیاسی تغییر کرده بود. اما تحول سیاسی این توهم را پدید آورده بود که میشود مدعی بازگرداندن سرزمینهای قفقاز و اراضی ایران در عراق تا رود فرات شد.
دو. بعد از انقلاب ۱۳۵۷، ایران همان ایران سابق بود، با تضعیف بیشتر کارخانهها، ارتش، جایگاه در نظام بینالمللی و بر هم خوردن مجموعهای از روابط مولد قدرت. توان تولیدی کشور هم کاهش یافته بود.
سه. در فردای دوم خرداد، ایران همان ایران سابق بود، با همان توان تولیدی، روابط قدرت، قانون اساسی، و اندکی تغییر در جایگاه بینالمللی بهواسطه تحول سیاسی حاصلشده.
تحولات سیاسی میتوانند بسیجگر احساسات، عواطف، نوع جدیدی از روابط اجتماعی، و شروعکننده نوع جدیدی از روابط باشند، اما در نقطه آغاز هیچ توان تولیدی، نظامی، قدرت سخت یا ظرفیت پاسخگویی به نیازها خلق نمیکنند. کارخانه، سلاح، فناوری یا علم جدیدی در فردای یک تحول سیاسی در کوتاهمدت خلق نمیشود.
اما تحولات سیاسی به دلیل بسیج احساسات و عواطف، خصیصه توهمزایی دارند؛ همان توهماتی که در فردای انقلاب مشروطه، انقلاب ۱۳۵۷ و دوم خرداد ۱۳۷۶ خلق شدند. تحولات سیاسی یکی از شروط لازم برای دست یافتن به تحولات اقتصادی، نظامی، اجتماعی و فناورانه مهمتر هستند، اما ابداً شرط کافی نیستند. توهم، اشتباه گرفتن یکی از شروط لازم به جای شرط کافی است.
تحول سیاسی، با مراقبت، دوراندیشی، واقعبینی، تداوم عقلانیت و شناختن حدود، میتواند تدریجاً به بنیانهای کافی برای تحول اقتصادی، اجتماعی و فناورانه منتهی شود. رویکرد غیرتوهمی به تحول سیاسی، هم به یکی از شروط لازم بودن آن توجه میکند و هم شرط کافی نبودن آنرا در نظر میگیرد.
یکی از درسهایی که میتوان از تاریخ آموخت و دوباره راههای بیسرانجام را تکرار نکرد، همواره به خاطر داشتن اثر توهمزایی تحولات سیاسی است. این اثر توهمزایی همانقدر که برای سال ۱۲۸۵، ۱۳۵۷ و ۱۳۷۶ شمسی مؤثر و معنادار بود، میتواند برای ۱۴۰۳ نیز معنادار و مؤثر باشد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍2
Forwarded from کانال خبری بامدادنو
🔴 واکنش کاربران فضای مجازی به سند ارائه شده از فاجعه وام های مدیران در بورس: در واپسین روزهای حضورشان در هیات مدیره #بورس ده میلیارد تومان ناقابل وام چهار درصدی برای خودشون مصوب کردهاند.
بهترین توصیف مدیریت #بازار_سرمایه در دولت سیزدهم همین سخن جوینی است که: آمدند و کندند و سوختند و کشتند و بردند و رفتند
«جیببر ها به بهشت نمیروند»
❇️ @baamdadeno
بهترین توصیف مدیریت #بازار_سرمایه در دولت سیزدهم همین سخن جوینی است که: آمدند و کندند و سوختند و کشتند و بردند و رفتند
«جیببر ها به بهشت نمیروند»
❇️ @baamdadeno
👍4
✅شاهنامه یک اقیانوس است...
🔹شهرام ناظری استاد موسیقی ایران:
شاهنامه یک اقیانوس بزرگ است که همه هنرها از موسیقی، نقاشی، سینما، داستان و ... دانشهایی چون تاریخ، جامعهشناسی، روانشناسی و ... و معارفی از جمله عرفان در آن متجلی است. بدون اغراق هر چه در دنیا میتوان تصویر کرد یا موجودیت دارد، در شاهنامه گنجانده شده است.تصویرسازی شاهنامه به معجزه میماند، انسانگراییاش بسیار امروزی است، روانشناسی دقیق شخصیت دارد، جامعه را خوب تحلیل میکند و ... برای همین میتوانم بگویم فردوسی دنیا را در شاهنامه فشرده کرده و به درستی و به حق عنوان حکیم را به دست آورده است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹شهرام ناظری استاد موسیقی ایران:
شاهنامه یک اقیانوس بزرگ است که همه هنرها از موسیقی، نقاشی، سینما، داستان و ... دانشهایی چون تاریخ، جامعهشناسی، روانشناسی و ... و معارفی از جمله عرفان در آن متجلی است. بدون اغراق هر چه در دنیا میتوان تصویر کرد یا موجودیت دارد، در شاهنامه گنجانده شده است.تصویرسازی شاهنامه به معجزه میماند، انسانگراییاش بسیار امروزی است، روانشناسی دقیق شخصیت دارد، جامعه را خوب تحلیل میکند و ... برای همین میتوانم بگویم فردوسی دنیا را در شاهنامه فشرده کرده و به درستی و به حق عنوان حکیم را به دست آورده است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👏3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌲🌲🌲
زندگی بهشت است،
برای کسانی که
عاشقانه عشق میورزند،
بیپروا محبت میکنند،
و کمتر از دیگران انتظار دارند...
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
زندگی بهشت است،
برای کسانی که
عاشقانه عشق میورزند،
بیپروا محبت میکنند،
و کمتر از دیگران انتظار دارند...
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤3
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅شاهنامه یک اقیانوس است... 🔹شهرام ناظری استاد موسیقی ایران: شاهنامه یک اقیانوس بزرگ است که همه هنرها از موسیقی، نقاشی، سینما، داستان و ... دانشهایی چون تاریخ، جامعهشناسی، روانشناسی و ... و معارفی از جمله عرفان در آن متجلی است. بدون اغراق هر چه در دنیا…
✅در موسیقی مقامی است که با شاهنامه به راحتی به حرکت در می آید
#شهرام_ناظری
فردوسی ابرمرد تاریخ ایران است و خدمتی بزرگ به فرهنگ ما کرده ، چرا که زبان فارسی را از زیر آوار بیرون کشیده است. با خواندن شاهنامه و اجرای آن، آموزههای شعر و فرهنگ فارسی را به همگان یادآوری میکنم. با نگاه تغزلی موسیقی سنتی نمیتوان سراغ شاهنامهخوانی رفت؛ در موسیقی مقامی است که شاهنامه بهراحتی به حرکت در میآید، همانطور که در موسیقی قومهای گوناگون ایران این اتفاق میافتد. من به خاطر کرد بودنم همیشه علاقه خاصی به ادبیات حماسی داشتهام و لحن و بیانی حماسی در آواز من هست که با شاهنامه عجین است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
#شهرام_ناظری
فردوسی ابرمرد تاریخ ایران است و خدمتی بزرگ به فرهنگ ما کرده ، چرا که زبان فارسی را از زیر آوار بیرون کشیده است. با خواندن شاهنامه و اجرای آن، آموزههای شعر و فرهنگ فارسی را به همگان یادآوری میکنم. با نگاه تغزلی موسیقی سنتی نمیتوان سراغ شاهنامهخوانی رفت؛ در موسیقی مقامی است که شاهنامه بهراحتی به حرکت در میآید، همانطور که در موسیقی قومهای گوناگون ایران این اتفاق میافتد. من به خاطر کرد بودنم همیشه علاقه خاصی به ادبیات حماسی داشتهام و لحن و بیانی حماسی در آواز من هست که با شاهنامه عجین است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👏2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅اینجا یزد، میدان امیرچخماق/شهر بادگیرها و سرزمین آفتاب
#ایران_زیبا
#یزد
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
#ایران_زیبا
#یزد
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅مرگ آرام تختجمشید زیر سلطه آلایندههای پتروشیمی
رویش گلسنگها بر میراث تاریخی تختجمشید سالهاست کتیبهها و نقوش این بنا را تهدید میکند و اخیراً هم باستانشناسان و مسئولان شهرستان مرودشت در همایشی تحت عنوان «نقش جامعه محلی در توسعه پایدار تختجمشید» اعلام کردند که آلایندههای شیمیایی حاصل از مجتمع پتروشیمی همجوار تأثیر مستقیمی بر رشد این گلسنگها گذاشته که اگر ادامه یابد آسیبهای برگشتناپذیری را به همراه دارد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
رویش گلسنگها بر میراث تاریخی تختجمشید سالهاست کتیبهها و نقوش این بنا را تهدید میکند و اخیراً هم باستانشناسان و مسئولان شهرستان مرودشت در همایشی تحت عنوان «نقش جامعه محلی در توسعه پایدار تختجمشید» اعلام کردند که آلایندههای شیمیایی حاصل از مجتمع پتروشیمی همجوار تأثیر مستقیمی بر رشد این گلسنگها گذاشته که اگر ادامه یابد آسیبهای برگشتناپذیری را به همراه دارد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
😢3👍1
Forwarded from کانال خبری بامدادنو
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤1😢1
✅از مهندس بازرگان کراواتی تا پیشانی های پینه بسته...
🔹مدیر عشقی دَمِ رفتن وام میلیاردی به خودش داد، بازرگان دم رفتن پول ناهار زنش را برگرداند! / درِ دیزی بازه، حیای گربه کجا رفته؟!
عصرایران:
🔸مرحوم مهندس بازرگان دَمِ رفتن از نخست وزیری در آبان 1358 چکی شخصی صادر کرد که مبلغ دقیق آن در خاطرات هاشم صباغیان ذکر شده و در اسناد مالی نخستوزیری هم موجود است . به موجب آن او پول ناهارهای میهمانان خود را که برای کاری غیر امور مملکت - بر اساس احتیاط او - در دفتر نخستوزیری نزد او میهمان بودند بازگرداند همچنین کل پول ناهارهای همسرش در نخستوزیری را (که به اقتضای فضای بعد از ترورها در سال 58 به نخستوزیری آمده بود) مسترد کرد. منتها بازرگان مطلوب نبود چون کراوات میبست و لیبرال بود ولی اینها چون کراوات نمیزنند و ظاهر ارزشی دارند خیلی مطلوباند!
📌تخصص خروجی های دانشگاه امام صادق را در دوران سه ساله خالص سازی دیده بودیم و دل مان خوش بود به آنچه تعهد مینامند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹مدیر عشقی دَمِ رفتن وام میلیاردی به خودش داد، بازرگان دم رفتن پول ناهار زنش را برگرداند! / درِ دیزی بازه، حیای گربه کجا رفته؟!
عصرایران:
🔸مرحوم مهندس بازرگان دَمِ رفتن از نخست وزیری در آبان 1358 چکی شخصی صادر کرد که مبلغ دقیق آن در خاطرات هاشم صباغیان ذکر شده و در اسناد مالی نخستوزیری هم موجود است . به موجب آن او پول ناهارهای میهمانان خود را که برای کاری غیر امور مملکت - بر اساس احتیاط او - در دفتر نخستوزیری نزد او میهمان بودند بازگرداند همچنین کل پول ناهارهای همسرش در نخستوزیری را (که به اقتضای فضای بعد از ترورها در سال 58 به نخستوزیری آمده بود) مسترد کرد. منتها بازرگان مطلوب نبود چون کراوات میبست و لیبرال بود ولی اینها چون کراوات نمیزنند و ظاهر ارزشی دارند خیلی مطلوباند!
📌تخصص خروجی های دانشگاه امام صادق را در دوران سه ساله خالص سازی دیده بودیم و دل مان خوش بود به آنچه تعهد مینامند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍5👎1
Forwarded from اخبار منتخب
۱۸ شهریور #روز_دختر_آبی است.
🔺در ۱۸ شهریور ۱۳۹۸ #سحر_خدایاری جانباخت. او از هواداران تیم فوتبال استقلال تهران بود و ۱۱ شهریور ۹۸ در اعتراض به دستگیری و صدور حکم حبس به اتهام «تلاش برای ورود به ورزشگاه آزادی»، مقابل دادگاه انقلاب تهران اقدام به خودسوزی کرد/روزها
@Akhbar_montakhab
🔺در ۱۸ شهریور ۱۳۹۸ #سحر_خدایاری جانباخت. او از هواداران تیم فوتبال استقلال تهران بود و ۱۱ شهریور ۹۸ در اعتراض به دستگیری و صدور حکم حبس به اتهام «تلاش برای ورود به ورزشگاه آزادی»، مقابل دادگاه انقلاب تهران اقدام به خودسوزی کرد/روزها
@Akhbar_montakhab
❤7🕊1