Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
قهرمانان وطن در مرز ارس/ سالروز هجوم متفقين به خاک ايران
🔹سه قهرمان وطن كه در سوم شهریور ۱۳٢٠، (در جريان جنگ جهانی دوم و علی رغم دستور به عدم مقاومت) در مقابل هجوم ارتش شوروی (متفقین) به خاک ايران ايستادند و ٤٨ ساعت در برابر آنها برروی پل مرزی ارس مقاومت كردند و سرانجام با آتش توپخانه روسها به شهادت رسیدند.
🔹ژاندارم سرجوخه ملک محمدی، سید محمد راثی هاشمی و عبدالله شهریاری
🔹همزمان انگليسی ها هم از جنوب به خاک ايران يورش آوردند كه منجر به شهادت پرسنل نيروی دریایی از جمله شهیدان بايندر (فرمانده وقت نيروی دریایی) نقدی، کهنمویی و میلانیان شد.
🔹بعدها ٤ ناو جنگی ايران به نام اين ٤ شهید نامگذاری شد.
ایران بوم
@tarbd
🔹سه قهرمان وطن كه در سوم شهریور ۱۳٢٠، (در جريان جنگ جهانی دوم و علی رغم دستور به عدم مقاومت) در مقابل هجوم ارتش شوروی (متفقین) به خاک ايران ايستادند و ٤٨ ساعت در برابر آنها برروی پل مرزی ارس مقاومت كردند و سرانجام با آتش توپخانه روسها به شهادت رسیدند.
🔹ژاندارم سرجوخه ملک محمدی، سید محمد راثی هاشمی و عبدالله شهریاری
🔹همزمان انگليسی ها هم از جنوب به خاک ايران يورش آوردند كه منجر به شهادت پرسنل نيروی دریایی از جمله شهیدان بايندر (فرمانده وقت نيروی دریایی) نقدی، کهنمویی و میلانیان شد.
🔹بعدها ٤ ناو جنگی ايران به نام اين ٤ شهید نامگذاری شد.
ایران بوم
@tarbd
❤7
✅چهارم شهریور؛ روز پدر در ایران باستان
روز چهارم شهریور جشن #شهریورگان یا #آذر_جشن، از جشنهای ایران باستان است.
🔹 این روز برای زرتشتیان #روز_پدر است. شهریور به معنای «پادشاهی آرزو شده» و یا «شهر آرمانی و شایسته» است
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
روز چهارم شهریور جشن #شهریورگان یا #آذر_جشن، از جشنهای ایران باستان است.
🔹 این روز برای زرتشتیان #روز_پدر است. شهریور به معنای «پادشاهی آرزو شده» و یا «شهر آرمانی و شایسته» است
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤4
Forwarded from کانال خبری بامدادنو
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 صحبتهای جنجالی تقی آزاد ارمکی در آنتن زنده صداوسیما
🔸️تقیآزاد ارمکی، جامعهشناس در برنامه شیوه: این همه دستگاه عریض و طویل جمهوری اسلامی میخواهد به آموزش دهد که چگونه نماز بخوانیم، غذا بخوریم و ..
🔸️صداوسیما ۵۰۰ کانال دارد و ۴۹۷ تا از آن در حال آموزش دین هستند؛ بابا ول کنید دیگر!
🔸️شما نمیتوانید جایی در کشور پیدا کنید که در آن روحانی و آخوند نباشد؛ آخر چرا انقدر روحانی تولید میکنید؟!
❇️ @baamdadeno
🔸️تقیآزاد ارمکی، جامعهشناس در برنامه شیوه: این همه دستگاه عریض و طویل جمهوری اسلامی میخواهد به آموزش دهد که چگونه نماز بخوانیم، غذا بخوریم و ..
🔸️صداوسیما ۵۰۰ کانال دارد و ۴۹۷ تا از آن در حال آموزش دین هستند؛ بابا ول کنید دیگر!
🔸️شما نمیتوانید جایی در کشور پیدا کنید که در آن روحانی و آخوند نباشد؛ آخر چرا انقدر روحانی تولید میکنید؟!
❇️ @baamdadeno
👍3
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
✅دو فاجعه برای میهن ما درشهریور ماه
📝برگرفته از ماهنامه خواندنی شماره 77، شهریور و مهر 1392، صفحه 18
💣یورش نظامی روس و انگلیس به ایران
در جریان جنگ دوم جهانی، ساعت 2 بامداد روز سوم شهریورماه 1320 سفیران روسیه و انگلیس به خانۀ نخستوزیر رفتند و آگاهی دادند که نیروهای نظامی کشورهایشان، خاک ایران را مورد تجاوز نظامی قرار دادهاند.
با آغاز جنگ دوم جهانی، دولت ایران اعلام بیطرفی کرد؛ اما با این وجود متفقین حتا بدون اعلام جنگ بیطرفی ایران را شکستند و از شمال و جنوب خاک کشور را مورد آفند نظامی قرار دادند. در جریان جنگ اول جهانی نیز همین ماجرا تکرار شده بود. در آن جنگ نیز ایران اعلام بیطرفی کرده بود؛ اما در آن زمان نیز از سوی نیروهای امپراتوری روس و بریتانیا مورد تجاوز نظامی قرارگرفت.
با وجود جوان بودن ارتش ایران و نداشتن جنگ افزارهای نوین، ارتش و مجموعۀ نیروهای مسلح کشور جانانه برابر تجاوز خارجی پایداری کردند. اگر خیانت برخی سران ارتش دراعلام آتشبس نبود، امکان به ایستایی کشاندن تجاوز وجود داشت.
دراین میان نیروی دریایی باپیشکش ۷۰۰ شهید، تا آخرین نفر و آخرین نفس پایداری کرد. در این نبرد دریادار غلامعلی بایندر همراه بابسیاری از فرماندهان، افسران، درجه داران و ناویان به درجۀ رفیع شهادت درراه ایران رسیدند. یگانهای نیروی زمینی جانانه جنگیدند و نیز نیروی هوایی باوجود مجهز بودن به هواپیماهای دوباله جنگ اول به رویارویی با روسها برخاست و همچنین نیروهای ژاندارمری و شهربانی، از بذل جان خودداری نکردند.
ملت ایران این تجاوز آشکار نیروهای روس و انگلیس را با وجود اعلام بی طرفی فراموش نخواهد کرد؛ البته فرموش نکنیم که چندی پس از اشغال ایران، نیروهای نظامی آمریکا نیز به صف اشغالگران پیوستند.
شادباد ، شادباد ، شاد باشید ای شهیدان راه ایران که به قرنها در دل دشتها ، کوهها و دریاهای میهن به خون خود کفن پوشیده و خفتهاید. نام شما و یاد شما، افتخار ماست و درس زندگی ما.
💣عراق درتجاوز نظامی به ایران ازیاریهای گسترده غرب و شرق برخوردار بود
روز سیویکم شهریور ماه ۱۳۵۹ حکومت بعث عراق که از پشتیبانی کامل غرب و شرق برخوردار بود، میهن ما را مورد آ فند نظامی قرار داد.
دراین نبرد که ۸ سال به درازا کشید، اتحاد شوروی برپایهٔ قرارداد دوستی باعراق، ارتش این کشور را با پیشرفتهترین جنگ افزارها تا دندان مسلح کرده بود. غرب و به ویژه فرانسه، پیشرفتهترین جنگ افزارها و نیز جنگندههای ساخت این کشور را در اختیار عراق گذارد؛ حتا برای این کشور یک نیروگاه هستهای درست کرد تا با خاکستر آن نیروگاه، عراق بتواتند جنگ افزار هستهای تولید کند.
آلمانیها، هلندیها و انگلیسیها کارخانهها و شگردشناسی ( تکنولوژی ) ساخت وکاربرد جنگافزارهای شیمیایی (شیمیایی) را در اختیار این کشور قرار دادند. عراق بارها و بارها در درازای جنگ از جنگافزارهای شیمیایی علیه ایران استفاده کرد. این کار با همآهنگی و آگاهی حکومت آمریکا انجام شده است. آمریکاییها برای اینکه بتوانند پول بیشتری صرف خرید جنگ افزارکند، چند صد میلیون دلار اعتبار خرید مواد خوراکی به حکومت عراق داد.
حکومت کشورهای عرب و عربزبان، با افزایش تولید نفت جای خالی نفت عراق را پرکردند و درآمد آن را دراختیار حکومت عراق قرار دادند. حکومت مصر بیش از یک میلیارد دلار از جنگ افزارهای روسی ارتش خود را با موافقت شوروی به عراق واگذار کرد و...
📌باوجودی که دبیرکل سازمان مللمتحد به روشنی عراق را آغازگر جنگ اعلام کرد، هنوز ایران اقدامی در راه ستاندن غرامتهای وارده برمردم و سرزمین ایران به عمل نیاورده است. هنوز اقدامی برای کشاندن سرانکشوری و لشگری حکومت متجاوز عراق به محاکمه انجام نگرفته است.
هنوز خون شهیدان تجاوز نظامی عراق میجوشد؛ هنوز جانبازان با درد و رنج برخاسته از جنایتهای حکومت عراق روزگار به سر میبرند و هنوز آزادگان رنج زندانهای مخوف را از یاد نبردهاند.
@tarbd
http://www.iranboom.ir/tarikh/tarikhemoaser/10377-2faje-baraye-mihan-dar-shahrivar-mah.html
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
📝برگرفته از ماهنامه خواندنی شماره 77، شهریور و مهر 1392، صفحه 18
💣یورش نظامی روس و انگلیس به ایران
در جریان جنگ دوم جهانی، ساعت 2 بامداد روز سوم شهریورماه 1320 سفیران روسیه و انگلیس به خانۀ نخستوزیر رفتند و آگاهی دادند که نیروهای نظامی کشورهایشان، خاک ایران را مورد تجاوز نظامی قرار دادهاند.
با آغاز جنگ دوم جهانی، دولت ایران اعلام بیطرفی کرد؛ اما با این وجود متفقین حتا بدون اعلام جنگ بیطرفی ایران را شکستند و از شمال و جنوب خاک کشور را مورد آفند نظامی قرار دادند. در جریان جنگ اول جهانی نیز همین ماجرا تکرار شده بود. در آن جنگ نیز ایران اعلام بیطرفی کرده بود؛ اما در آن زمان نیز از سوی نیروهای امپراتوری روس و بریتانیا مورد تجاوز نظامی قرارگرفت.
با وجود جوان بودن ارتش ایران و نداشتن جنگ افزارهای نوین، ارتش و مجموعۀ نیروهای مسلح کشور جانانه برابر تجاوز خارجی پایداری کردند. اگر خیانت برخی سران ارتش دراعلام آتشبس نبود، امکان به ایستایی کشاندن تجاوز وجود داشت.
دراین میان نیروی دریایی باپیشکش ۷۰۰ شهید، تا آخرین نفر و آخرین نفس پایداری کرد. در این نبرد دریادار غلامعلی بایندر همراه بابسیاری از فرماندهان، افسران، درجه داران و ناویان به درجۀ رفیع شهادت درراه ایران رسیدند. یگانهای نیروی زمینی جانانه جنگیدند و نیز نیروی هوایی باوجود مجهز بودن به هواپیماهای دوباله جنگ اول به رویارویی با روسها برخاست و همچنین نیروهای ژاندارمری و شهربانی، از بذل جان خودداری نکردند.
ملت ایران این تجاوز آشکار نیروهای روس و انگلیس را با وجود اعلام بی طرفی فراموش نخواهد کرد؛ البته فرموش نکنیم که چندی پس از اشغال ایران، نیروهای نظامی آمریکا نیز به صف اشغالگران پیوستند.
شادباد ، شادباد ، شاد باشید ای شهیدان راه ایران که به قرنها در دل دشتها ، کوهها و دریاهای میهن به خون خود کفن پوشیده و خفتهاید. نام شما و یاد شما، افتخار ماست و درس زندگی ما.
💣عراق درتجاوز نظامی به ایران ازیاریهای گسترده غرب و شرق برخوردار بود
روز سیویکم شهریور ماه ۱۳۵۹ حکومت بعث عراق که از پشتیبانی کامل غرب و شرق برخوردار بود، میهن ما را مورد آ فند نظامی قرار داد.
دراین نبرد که ۸ سال به درازا کشید، اتحاد شوروی برپایهٔ قرارداد دوستی باعراق، ارتش این کشور را با پیشرفتهترین جنگ افزارها تا دندان مسلح کرده بود. غرب و به ویژه فرانسه، پیشرفتهترین جنگ افزارها و نیز جنگندههای ساخت این کشور را در اختیار عراق گذارد؛ حتا برای این کشور یک نیروگاه هستهای درست کرد تا با خاکستر آن نیروگاه، عراق بتواتند جنگ افزار هستهای تولید کند.
آلمانیها، هلندیها و انگلیسیها کارخانهها و شگردشناسی ( تکنولوژی ) ساخت وکاربرد جنگافزارهای شیمیایی (شیمیایی) را در اختیار این کشور قرار دادند. عراق بارها و بارها در درازای جنگ از جنگافزارهای شیمیایی علیه ایران استفاده کرد. این کار با همآهنگی و آگاهی حکومت آمریکا انجام شده است. آمریکاییها برای اینکه بتوانند پول بیشتری صرف خرید جنگ افزارکند، چند صد میلیون دلار اعتبار خرید مواد خوراکی به حکومت عراق داد.
حکومت کشورهای عرب و عربزبان، با افزایش تولید نفت جای خالی نفت عراق را پرکردند و درآمد آن را دراختیار حکومت عراق قرار دادند. حکومت مصر بیش از یک میلیارد دلار از جنگ افزارهای روسی ارتش خود را با موافقت شوروی به عراق واگذار کرد و...
📌باوجودی که دبیرکل سازمان مللمتحد به روشنی عراق را آغازگر جنگ اعلام کرد، هنوز ایران اقدامی در راه ستاندن غرامتهای وارده برمردم و سرزمین ایران به عمل نیاورده است. هنوز اقدامی برای کشاندن سرانکشوری و لشگری حکومت متجاوز عراق به محاکمه انجام نگرفته است.
هنوز خون شهیدان تجاوز نظامی عراق میجوشد؛ هنوز جانبازان با درد و رنج برخاسته از جنایتهای حکومت عراق روزگار به سر میبرند و هنوز آزادگان رنج زندانهای مخوف را از یاد نبردهاند.
@tarbd
http://www.iranboom.ir/tarikh/tarikhemoaser/10377-2faje-baraye-mihan-dar-shahrivar-mah.html
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
www.iranboom.ir
دو فاجعه برای میهن ما درشهریورماه
🔥1
✅هویت ایرانی ورزشگاه امجدیه؛
#علی_اصغر_حکمت
🔹سوم شهریور سالروز درگذشت علی اصغر حکمت
روشنفکر دولتمرد عصر پهلوی است. آقای حکمت مدتی نسبتا طولانی از سال ۱۳۱۲ تا سال ۱۳۱۷ مسئولیت وزارت معارف(آموزش و پرورش کنونی) را برعهده داشت و در دوران وزارتش منشا خدماتی شد که بر زندگی ایرانیان اثر داشته است. در دورهی وزارت او تعداد مدارس کشور گسترش قابل توجهی یافت و دانشسراهای مقدماتی و عالی جهت تربیت معلم تاسیس شد. همچنین برگزاری کنگرهي بزرگداشت فردوسی و بنای آرامگاههای شاعران نامدار ایران همچون حافظ و خیام در دوران او صورت گرفت. بنای موزهی ایران باستان و دانشگاه تهران از جمله دیگر خدمات اوست.
یکی دیگر از خدمات علیاصغر حکمت راهاندازی و تقویت دورههای تربیت بدنی و پیشاهنگی در مدارس و تاسیس ورزشگاه امجدیه به عنوان مرکزی برای برگزاری مسابقات ورزشی بود. حکمت بهخصوص تلاش کرد بنای ورزشگاه امجدیه را با هویت ایرانی عجین سازد.
در خاطرات حکمت میخوانیم که او پس از جلب موافقت رضاشاه برای گسترش تربیت بدنی، اقدامات خود را چنین آغاز کرد: ««چهار زمین وسیع در چهار نقطۀ شهر، شمال (اراضی باغ امجدیه)، شرق (اراضی اکبرآباد دولاب)، غرب (اراضی پشت باغشاه) . جنوب (اراضی نزديك بيمارستان شیروخورشید سرخ) خریداری و به نام وزارت معارف قباله شد. بدین ترتیب میدانهای وسیع در چهار نقطهی شهر به وجود آمد که دانشآموزان مدارس هر کدام در ناحیهی خود به آنجا رفته به تمرین و ممارست مشقهای بدنی پرداختند». چنان که حکمت روایت کرده، زمینی که در باغ امجدیه انتخاب شد از همه وسیعتر بود و «ورزشگاه نمرهی یک» نام گرفت. حکمت این زمین به مساحت ۲۱هزار ذرع را از مخبرالسلطنه هدایت به بهای ذرعی ۳ قران خرید.
چند ماه بعد، دیوارههای استادیوم بالا رفت، روزی که رضاشاه هنگام سرکشی در خارج از شهر، عملیات ساختمانی در زمین امجدیه را دید، در هیئت وزیران از حکمت پرسید: «این قلعهی مدور که در بیرون دروازهی دولت میسازید، برای چیست؟»، پاسخ حکمت به شاه چنین بود: «این ورزشگاهی است که به سبك استادیومهای فرنگستان ساخته میشود و در آنجا جوانان زورآزمایی و هنرنمایی میکنند.»
حکمت تنها به ایجاد ساختمان ورزشگاه امجدیه اکتفا نکرد بلکه در جهت هویتسازی برای امجدیه، از علیاکبر دهخدا خواست یک بیت شعر از شاهنامه را به عنوان شعار ورزشکاران ایرانی پیشنهاد دهد و سپس دستور داد این شعر منتخب دهخدا از شاهنامه با خط نستعلیق در ورودی ورزشگاه امجدیه نوشته شود: «ز نیرو بود مرد را راستی/ ز سستی کجی زاید و کاستی». (حکمت پیشتر شعر «توانا بود هر که دانا بود» از فردوسی را به عنوان شعار عمومی آموزش و پرورش در شورای عالی معارف مصوب کرده بود).حکمت همچنین از ملکالشعرای بهار خواست شعری را به مناسبت احداث ورزشگاه امجدیه بسراید.
علیاصغر حکمت برای پیوند زدن اسطورههای ایرانی به امجدیه، سلیقه و وسواس عجیبی به خرج داد. مطابق با خاطراتش، به دستور کریمخان زند، صحنهي رزم رستم و دیو سپید، کاشیکاری شده و بر سردر عمارت ارگ وکیل نصب شده بود. آقامحمدخان قاجار پس از رسیدن به سلطنت دستور داد این کاشیکاری را به تهران منتقل کنند و در کاخاش نصب نمایند. حکمت، از رضاشاه درخواست کرد که این کاشیکاری از کاخ به ورزشگاه منتقل شود و پس از موافقت شاه، کاشیکاریهای عهد زندیه از رزم رستم و دیو سپید، به امجدیه منتقل و در ورودی غربی ورزشگاه نصب شد( مطابق با خاطرات حکمت این اثر با ارزش تاریخی در سال ۱۳۳۸ بر اثر بیمبالاتی تعمیرکنندگان امجدیه از میان رفت).
با افتتاح امجدیه در سال ۱۳۱۸، صفحات مطبوعات آن دوره، شاهد گزارشهای مختلفی از برگزاری رژههای ورزشی در این ورزشگاه بود، و بهخصوص رژه و مسابقات ورزش دستهجمعی دختران، مورد توجه مطبوعات قرار میگرفت. ماهنامهی آموزش و پرورش مراسم پیشاهنگی آبان ۱۳۱۸ در امجدیه را چنین گزارش داد: «ابتدا دستههای ورزشکار دختران و پسران پایتخت و سپس قهرمانان شهرستانها با پرچمهای مخصوص به حالت رژه از برابر شاهنشاهزاده محبوب خود عبور نمودند. [...] بعدازظهر مسابقات نهایی قهرمانی دو امدادی میان ورزشکاران پایتخت و شهرستانها آغاز گردید. [...] پس از اتمام مسابقه دو، قهرمانان کشتی به میدان آمده و دوبهدو به کشتی پرداختند. [...] سپس دو دسته از دوشیزگان به مدت یک ربع به بازی هندبال پرداختند. [...] در ادامه تیمهای تهران و اصفهان مسابقۀ فوتبال دادند که تهران چهار بر صفر به پیروزی رسید.» امجدیه و میراثی که حکمت باقی گذاشت، نقطهی مهمی بود برای گسترش تربیت بدنی و ورزشهای جمعی در ایران.
✍علی ملیحی
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
#علی_اصغر_حکمت
🔹سوم شهریور سالروز درگذشت علی اصغر حکمت
روشنفکر دولتمرد عصر پهلوی است. آقای حکمت مدتی نسبتا طولانی از سال ۱۳۱۲ تا سال ۱۳۱۷ مسئولیت وزارت معارف(آموزش و پرورش کنونی) را برعهده داشت و در دوران وزارتش منشا خدماتی شد که بر زندگی ایرانیان اثر داشته است. در دورهی وزارت او تعداد مدارس کشور گسترش قابل توجهی یافت و دانشسراهای مقدماتی و عالی جهت تربیت معلم تاسیس شد. همچنین برگزاری کنگرهي بزرگداشت فردوسی و بنای آرامگاههای شاعران نامدار ایران همچون حافظ و خیام در دوران او صورت گرفت. بنای موزهی ایران باستان و دانشگاه تهران از جمله دیگر خدمات اوست.
یکی دیگر از خدمات علیاصغر حکمت راهاندازی و تقویت دورههای تربیت بدنی و پیشاهنگی در مدارس و تاسیس ورزشگاه امجدیه به عنوان مرکزی برای برگزاری مسابقات ورزشی بود. حکمت بهخصوص تلاش کرد بنای ورزشگاه امجدیه را با هویت ایرانی عجین سازد.
در خاطرات حکمت میخوانیم که او پس از جلب موافقت رضاشاه برای گسترش تربیت بدنی، اقدامات خود را چنین آغاز کرد: ««چهار زمین وسیع در چهار نقطۀ شهر، شمال (اراضی باغ امجدیه)، شرق (اراضی اکبرآباد دولاب)، غرب (اراضی پشت باغشاه) . جنوب (اراضی نزديك بيمارستان شیروخورشید سرخ) خریداری و به نام وزارت معارف قباله شد. بدین ترتیب میدانهای وسیع در چهار نقطهی شهر به وجود آمد که دانشآموزان مدارس هر کدام در ناحیهی خود به آنجا رفته به تمرین و ممارست مشقهای بدنی پرداختند». چنان که حکمت روایت کرده، زمینی که در باغ امجدیه انتخاب شد از همه وسیعتر بود و «ورزشگاه نمرهی یک» نام گرفت. حکمت این زمین به مساحت ۲۱هزار ذرع را از مخبرالسلطنه هدایت به بهای ذرعی ۳ قران خرید.
چند ماه بعد، دیوارههای استادیوم بالا رفت، روزی که رضاشاه هنگام سرکشی در خارج از شهر، عملیات ساختمانی در زمین امجدیه را دید، در هیئت وزیران از حکمت پرسید: «این قلعهی مدور که در بیرون دروازهی دولت میسازید، برای چیست؟»، پاسخ حکمت به شاه چنین بود: «این ورزشگاهی است که به سبك استادیومهای فرنگستان ساخته میشود و در آنجا جوانان زورآزمایی و هنرنمایی میکنند.»
حکمت تنها به ایجاد ساختمان ورزشگاه امجدیه اکتفا نکرد بلکه در جهت هویتسازی برای امجدیه، از علیاکبر دهخدا خواست یک بیت شعر از شاهنامه را به عنوان شعار ورزشکاران ایرانی پیشنهاد دهد و سپس دستور داد این شعر منتخب دهخدا از شاهنامه با خط نستعلیق در ورودی ورزشگاه امجدیه نوشته شود: «ز نیرو بود مرد را راستی/ ز سستی کجی زاید و کاستی». (حکمت پیشتر شعر «توانا بود هر که دانا بود» از فردوسی را به عنوان شعار عمومی آموزش و پرورش در شورای عالی معارف مصوب کرده بود).حکمت همچنین از ملکالشعرای بهار خواست شعری را به مناسبت احداث ورزشگاه امجدیه بسراید.
علیاصغر حکمت برای پیوند زدن اسطورههای ایرانی به امجدیه، سلیقه و وسواس عجیبی به خرج داد. مطابق با خاطراتش، به دستور کریمخان زند، صحنهي رزم رستم و دیو سپید، کاشیکاری شده و بر سردر عمارت ارگ وکیل نصب شده بود. آقامحمدخان قاجار پس از رسیدن به سلطنت دستور داد این کاشیکاری را به تهران منتقل کنند و در کاخاش نصب نمایند. حکمت، از رضاشاه درخواست کرد که این کاشیکاری از کاخ به ورزشگاه منتقل شود و پس از موافقت شاه، کاشیکاریهای عهد زندیه از رزم رستم و دیو سپید، به امجدیه منتقل و در ورودی غربی ورزشگاه نصب شد( مطابق با خاطرات حکمت این اثر با ارزش تاریخی در سال ۱۳۳۸ بر اثر بیمبالاتی تعمیرکنندگان امجدیه از میان رفت).
با افتتاح امجدیه در سال ۱۳۱۸، صفحات مطبوعات آن دوره، شاهد گزارشهای مختلفی از برگزاری رژههای ورزشی در این ورزشگاه بود، و بهخصوص رژه و مسابقات ورزش دستهجمعی دختران، مورد توجه مطبوعات قرار میگرفت. ماهنامهی آموزش و پرورش مراسم پیشاهنگی آبان ۱۳۱۸ در امجدیه را چنین گزارش داد: «ابتدا دستههای ورزشکار دختران و پسران پایتخت و سپس قهرمانان شهرستانها با پرچمهای مخصوص به حالت رژه از برابر شاهنشاهزاده محبوب خود عبور نمودند. [...] بعدازظهر مسابقات نهایی قهرمانی دو امدادی میان ورزشکاران پایتخت و شهرستانها آغاز گردید. [...] پس از اتمام مسابقه دو، قهرمانان کشتی به میدان آمده و دوبهدو به کشتی پرداختند. [...] سپس دو دسته از دوشیزگان به مدت یک ربع به بازی هندبال پرداختند. [...] در ادامه تیمهای تهران و اصفهان مسابقۀ فوتبال دادند که تهران چهار بر صفر به پیروزی رسید.» امجدیه و میراثی که حکمت باقی گذاشت، نقطهی مهمی بود برای گسترش تربیت بدنی و ورزشهای جمعی در ایران.
✍علی ملیحی
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍1
Forwarded from کانال خبری بامدادنو
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴قائمپناه، معاون اجرایی رئیسجمهور:
🔸اگر جوانی استوری یا پیامی گذاشته یا لباسی پوشیده، با گزینش این افراد با گذشت برخورد کنید و معلمانی را که دانش بیشتری دارند را انتخاب کنید.
🔸هستههای گزینش تا ابلاغ جدید آیین نامههای گزینش با جوانان کشور مهربانانهتر برخورد کنند.
🔸با دختران این سرزمین مهربانتر باشند تا همه ایران را برای حل مشکلات یکپارچه کنند.
🔸هزاران نفر از تحصیلکردگان بهدلیل تنگنظریهای ما به خارج از کشور رفتند.
❇️ @baamdadeno
🔸اگر جوانی استوری یا پیامی گذاشته یا لباسی پوشیده، با گزینش این افراد با گذشت برخورد کنید و معلمانی را که دانش بیشتری دارند را انتخاب کنید.
🔸هستههای گزینش تا ابلاغ جدید آیین نامههای گزینش با جوانان کشور مهربانانهتر برخورد کنند.
🔸با دختران این سرزمین مهربانتر باشند تا همه ایران را برای حل مشکلات یکپارچه کنند.
🔸هزاران نفر از تحصیلکردگان بهدلیل تنگنظریهای ما به خارج از کشور رفتند.
❇️ @baamdadeno
👍6
✅بزرگترین پزشک تاریخ و یک پوزیتویست تمام عیار!!!
🔹 امروز روز بزرگداشت محمد بن زكريای رازی (روز داروساز)است.
رازی کاشف الکل، جوهر گوگرد (اسید سولفوریک)، نخستین داروهای آلکالوئیدی و نفت سفید است . جرج سارتن در کتاب تاریخ علم،رازی را پدر علم شیمی میداند. رازی اولین فیلسوف تجربی ایرانی است. برخی در ایران، به اشتباه، متکلمین را فیلسوف قلمداد می کنند و به این اعتبار رازی از معدود فیلسوفان خردگرای محض(قبل از دکارت)و یک پوزیتویست تمام عیار است(حتی قبل از بیکن). رازی از اولین منادیان عقل استقرایی بوده است، همان عقلی که محمد غزالی بعدها متعرض آن شد و آثارش تا به امروز ادامه دارد.
اگرچه همگان منجمله ابن الندیم در الفهرست از تواضع و مردمداری رازی گفتهاند اما نگاه علمی محض رازی به وقایع و تعمیم آن به حوزه فلسفه و دین، باعث شده است که جریانی وی را دهری(ملحد و ماده گرا) بداند. فارابی و شهید بلخی و ابن هیثم به همین دلیل ردیه هایی علیه وی نوشتهاند و ابنسینا در موردش می گوید:المتکلف الفضولی المتکلم بما لا یعنیه. در هرحال رازی معتقد به جدایی فلسفه و عقل از دین بوده و با انتقاد از ادیان ،آنها را ضد عقل (فأما المذهب فأنّه ممّا يحتاج فيه الي كلام يبّين به انّه عرضّ هوايي لاعقلي) میدانست و بر جامعیت عقل تاکید داشت :«با ابزار خرد است که ساختن کشتیها یافتهایم، دانش پزشکی را هم با خرد حاصل کردهایم و هم بدان امور بس پیچیده و پنهان از دیده را شناختهایم ، چنان که شکل زمین و سپهر و بزرگی خور و ماه و دیگر اختران ، فواصل و حرکات آنها را دریافتهایم ، و نیز بدان خود به شناخت آفریدگار گرامی نائل شدهایم ، خرد اگر نبود، وضع ما همچون حال چارپایان میمانست ».
رازی به سبب این افکار مورد انتقاد بوده، ابن حزم، رازی را «جاهل خرافاتی»مینامد، موسيبنميمون(دلاله الحائرین) که فیلسوفی یهودی است افكار رازی را« هذيان»می داند، ابوريحان بيروني هم در نامه ای که به ابن سینا مینویسد در جایی به آرای رازی استناد و موجب آزردگی بوعلی می شود چنانکه بوعلی با آنکه خود پزشکی برجسته است و در نگارش «قانون» از کتاب «الحاوی» رازی استفاده زیادی کرده است، می نویسد:«گويي تو اين اعتراض را از محمدبنزكرياي رازي آن متكلف فضولي گرفتهای كه بر الهيات شرح ها نوشت و از حد خود تجاوز كرد و نظر در شيشههاي ادرار بيماران را فرو گذاشت». (نامه دانشوران ج.1).
به نظر زکریای رازی، استبداد و خود کامگی، از پلیدترین احساسات بشری است. در باب نوزدهم کتاب «طب روحانی»رازی آن نوع از حکومت را میستاید که مبتنی بر عدالت و برادری و مصالح و منافع اکثریت است. در باب بیستم کتاب«طب روحانی» (في الخوف من الموت) ، وی مردم را به شجاعت اخلاقی و مدنی فرا میخواند.علمای بغداد معتقد بودند که اجتماع بدون نبوت و شریعت استقرار پیدا نمیکند و احکام و قوانین باید حتما آسمانی و به تصدی امام و خليفه باشد. زکریای رازی که هم فيلسوفی زبردست بود و زبان عربی را بهتر از خلیفه میدانست به آنها جواب داد که این ادعا دروغ است ، به دلیل این که مردمان قفچ یاکوچ که در قسمت شرقی کرمان حکومتی كوچك دارند. با آنکه به هيچ يك از کتابهای اسمانی معتقد نیستند از بهترین قوانین و در نتیجه از بهترین شرایط زندگی برخوردارند.(منبع:زندگی مسلمانان در قرون وسطا/ علیاکبر مظاهری، مرتضی راوندی)
دوکتاب رازی که منعکس کننده افکار انتقادی اوست عبارتند از«فیالنبوات» و«فی حیل المتنبین» که بواسطه صراحت در نفی حجیبت دین و پیامبران در بین علمای دین به نام های «نقص الادیان » و «مخاریق الانبیاء» مشهور شد و در قرون بعد به فتوای هم آنان از بین رفت(در زمان خود رازی سامانیان ایرانی تبار نوعی فضای آزاد اندیشی فراهم کرده بودند). نقل قولهای بجامانده از رازی دراین حوزه، بیشتر بر اساس گفته های«ابوحاتم رازی»نویسنده «أعلام النبوه»است که با رازی مناظرههای متعددی داشته است.
مرتضی مطهری با استناد به رساله «فی تثبیت المعاد »معتقد است رازی معتقد به توحید و معاد و چون اهل ری، حتما شیعه بوده بنابراین طبیعی است که بخاطر انتقاد فارابی و ابن سینا باب انتقاد از او بازشود و علمای اهل سنت رازی را ملحد معرفی کنند با این حال همین اظهارنظر شاید این نکته رو نادیده گرفته است که حتی فردی مثل ناصر خسرو که شیعه اسماعيلي بوده است در کتاب «زادالمسافرین»، رازی را غافل میداند بنابراین نمیتوان، دلیل اتهام الحاد وی را به مذهبش تقلیل داد .
✍سهند ایرانمهر
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
🔹 امروز روز بزرگداشت محمد بن زكريای رازی (روز داروساز)است.
رازی کاشف الکل، جوهر گوگرد (اسید سولفوریک)، نخستین داروهای آلکالوئیدی و نفت سفید است . جرج سارتن در کتاب تاریخ علم،رازی را پدر علم شیمی میداند. رازی اولین فیلسوف تجربی ایرانی است. برخی در ایران، به اشتباه، متکلمین را فیلسوف قلمداد می کنند و به این اعتبار رازی از معدود فیلسوفان خردگرای محض(قبل از دکارت)و یک پوزیتویست تمام عیار است(حتی قبل از بیکن). رازی از اولین منادیان عقل استقرایی بوده است، همان عقلی که محمد غزالی بعدها متعرض آن شد و آثارش تا به امروز ادامه دارد.
اگرچه همگان منجمله ابن الندیم در الفهرست از تواضع و مردمداری رازی گفتهاند اما نگاه علمی محض رازی به وقایع و تعمیم آن به حوزه فلسفه و دین، باعث شده است که جریانی وی را دهری(ملحد و ماده گرا) بداند. فارابی و شهید بلخی و ابن هیثم به همین دلیل ردیه هایی علیه وی نوشتهاند و ابنسینا در موردش می گوید:المتکلف الفضولی المتکلم بما لا یعنیه. در هرحال رازی معتقد به جدایی فلسفه و عقل از دین بوده و با انتقاد از ادیان ،آنها را ضد عقل (فأما المذهب فأنّه ممّا يحتاج فيه الي كلام يبّين به انّه عرضّ هوايي لاعقلي) میدانست و بر جامعیت عقل تاکید داشت :«با ابزار خرد است که ساختن کشتیها یافتهایم، دانش پزشکی را هم با خرد حاصل کردهایم و هم بدان امور بس پیچیده و پنهان از دیده را شناختهایم ، چنان که شکل زمین و سپهر و بزرگی خور و ماه و دیگر اختران ، فواصل و حرکات آنها را دریافتهایم ، و نیز بدان خود به شناخت آفریدگار گرامی نائل شدهایم ، خرد اگر نبود، وضع ما همچون حال چارپایان میمانست ».
رازی به سبب این افکار مورد انتقاد بوده، ابن حزم، رازی را «جاهل خرافاتی»مینامد، موسيبنميمون(دلاله الحائرین) که فیلسوفی یهودی است افكار رازی را« هذيان»می داند، ابوريحان بيروني هم در نامه ای که به ابن سینا مینویسد در جایی به آرای رازی استناد و موجب آزردگی بوعلی می شود چنانکه بوعلی با آنکه خود پزشکی برجسته است و در نگارش «قانون» از کتاب «الحاوی» رازی استفاده زیادی کرده است، می نویسد:«گويي تو اين اعتراض را از محمدبنزكرياي رازي آن متكلف فضولي گرفتهای كه بر الهيات شرح ها نوشت و از حد خود تجاوز كرد و نظر در شيشههاي ادرار بيماران را فرو گذاشت». (نامه دانشوران ج.1).
به نظر زکریای رازی، استبداد و خود کامگی، از پلیدترین احساسات بشری است. در باب نوزدهم کتاب «طب روحانی»رازی آن نوع از حکومت را میستاید که مبتنی بر عدالت و برادری و مصالح و منافع اکثریت است. در باب بیستم کتاب«طب روحانی» (في الخوف من الموت) ، وی مردم را به شجاعت اخلاقی و مدنی فرا میخواند.علمای بغداد معتقد بودند که اجتماع بدون نبوت و شریعت استقرار پیدا نمیکند و احکام و قوانین باید حتما آسمانی و به تصدی امام و خليفه باشد. زکریای رازی که هم فيلسوفی زبردست بود و زبان عربی را بهتر از خلیفه میدانست به آنها جواب داد که این ادعا دروغ است ، به دلیل این که مردمان قفچ یاکوچ که در قسمت شرقی کرمان حکومتی كوچك دارند. با آنکه به هيچ يك از کتابهای اسمانی معتقد نیستند از بهترین قوانین و در نتیجه از بهترین شرایط زندگی برخوردارند.(منبع:زندگی مسلمانان در قرون وسطا/ علیاکبر مظاهری، مرتضی راوندی)
دوکتاب رازی که منعکس کننده افکار انتقادی اوست عبارتند از«فیالنبوات» و«فی حیل المتنبین» که بواسطه صراحت در نفی حجیبت دین و پیامبران در بین علمای دین به نام های «نقص الادیان » و «مخاریق الانبیاء» مشهور شد و در قرون بعد به فتوای هم آنان از بین رفت(در زمان خود رازی سامانیان ایرانی تبار نوعی فضای آزاد اندیشی فراهم کرده بودند). نقل قولهای بجامانده از رازی دراین حوزه، بیشتر بر اساس گفته های«ابوحاتم رازی»نویسنده «أعلام النبوه»است که با رازی مناظرههای متعددی داشته است.
مرتضی مطهری با استناد به رساله «فی تثبیت المعاد »معتقد است رازی معتقد به توحید و معاد و چون اهل ری، حتما شیعه بوده بنابراین طبیعی است که بخاطر انتقاد فارابی و ابن سینا باب انتقاد از او بازشود و علمای اهل سنت رازی را ملحد معرفی کنند با این حال همین اظهارنظر شاید این نکته رو نادیده گرفته است که حتی فردی مثل ناصر خسرو که شیعه اسماعيلي بوده است در کتاب «زادالمسافرین»، رازی را غافل میداند بنابراین نمیتوان، دلیل اتهام الحاد وی را به مذهبش تقلیل داد .
✍سهند ایرانمهر
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
❤3👍1
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅ گذری بر تاریخ ایران۹ 🔹حکومت مادها۲ تشکیل دولت ماد و پادشاهی دیاکو مصائب و رنجهایی که دستاندازیهای آشوریها بر مردم ایران وارد میآورد، پیدایش یک اتحادیه نیرومند دربرابر آشوریان را ایجاب میکرد. ایرانیان مردمی مسالمتجو بودند، و به کشاورزی و دامداریشان…
✅گذری بر تاریخ ایران۱۰
🔹مادها۳
قدرت یافتن فرورتیش، فرزند دیااکو، و آشوری ها
در لشکرکشیهای بعدی #سارگون_دوم به سرزمینهای ماد، گروههای بزرگی از مادها از جمله ۴۶ تن از امیران محلی (کاویها) به اسارت او درآمدند و چندین آبادی توسط او ویران شد. اینها را او در کتیبهاش برای ما برجانهاده است. با این حال حمله سارگون به الحاق زمینهای ماد به آشور نیانجامید؛ زیرا مادها مصمم بودند که به هرقیمتی باشد، استقلال و هویت ایرانی خویش را حفظ کنند. شاه آشور به تجدید پیمان باجگزاری سابق اکتفا کرده، و خاک ماد را تخلیه کرد. مجموعه لشکرکشی آشوریها، نتوانست قدرت مادها را در هم بشکند و اتحادیه دیااکو را از بین ببرد.
جنایتهای بیرون از وصفی که آشوریها در آبادیهای ایرانی کرده بودند، قبایل ماد را بیش از پیش متحد کرد تا از موجودیت خویش در برابر او حفاظت کنند. ایرانیان هر چند که به خصیصه نژادی و قومیشان مردمی مسالمتجو بودند و اهل خشونت و جنگ و خونریزی نبودند، ولی تجاوزات آشوریهای خشن، مجبورشان میکرد که سلاحداری و آئین نبرد بیاموزند تا از هویت و موجودیت خویش دفاع کنند. همبستگی همگانی نیز ضرورتی بود که میبایست در تشکیل اتحادیه قبایلی نمود یابد. رهبر اتحادیه قبایل ماد پس از دیااکو، فرزندش #فرورتیش نام داشت.
#سارگون_دوم نخستین شاه آشوری بود که در حین جنگ کشته شد و سپاهیانش به سختی شکست یافتند. ازآنجا که آشوریها برای خدایشان آشور میجنگیدند و جنگهایشان را جهاد در راه خدایشان مینامیدند، و هدفشان تحمیل دین خودشان بر مردم مغلوب بود، کشته شدن سارگون به مثابه ناخشنودی خدا از سارگون تلقی شد و کاهنان آشوری فتوا دادند که نباید جسد او برای به خاکسپاری برگرفته شود. اکنون #سناخریب (پسر سارگون) جانشین پدر شده بود. به نظر میرسد که او چنان از ایرانیان ترسیده بود که با طرح موضوع خشم خدا بر پدرش خواست که خودداری از انتقامگیری از مادها را به این وسیله توجیه کند و جنگ دیگری با مادها به راه نیندازد. او از بیم مادها، شهری تازه ساز را که پدرش در شمال نینوا برای پایتخت ساخته بود - چونکه در سرزمین ایرانیان بود و بومیانش کوچانده شده بودند - رها کرد و مجددا نینوا را پایتخت آشور قرار داد. از این زمان #مادها به عنوان یک قوم قدرتمند در همسایگی آشور مطرح شدند و سیاست دولت آشور بر آن قرار گرفت که مناطق پشت مرزهای شرقی آشور را از ساکنان بومی تخلیه کرده، و به جای آنها جماعات غیر ایرانی اسکان دهد و ترکیب جمعیتی منطقه را به هم بزند. برای این منظور حملاتی به آبادیهای کوهستانی زاگرس که نوار غربی واقع در بیرون از اتحادیه ماد بود صورت گرفت و گروههایی از مردم منطقه کشتار شدند و آبادیها و مزارع به آتش کشیده شد، و جماعات مغلوب سریانی و اسرائیلی که از شام و فلسطین کوچانده شده بودند در آبادیهای اشغالی اسکان داده شدند، و حتی نام آبادیها نیز تغییر داده شد.
از این پس دیگر آشوریها هیچگاه جرات نکردند که به خاک ماد لشکرکشی کنند. اما سناخریب به #الیپی (لرستان کنونی) لشکر کشید تا اتحادی که میان شاه الیپی و شاه ماد برقرار شده بود را بشکند؛ ولی شاه الیپی که پیش از این با شاه عیلام هم پیمان شده بود به کمک نیروهای عیلامی با او روبرو شد؛ و تلاشهای سناخریب برای آنکه شـاه الیپی را مطیع خویش کند، به جایی نرسید. در این اثناء در بابل قیام ضد آشور به راه افتاد که شاه عیلام نیز از آن پشتیبانی میکرد. سناخریب مجبور شد که توجه خویش را به درون میانرودان برگرداند. او شورش مردم بابل را فرونشاند و بابل را ویران کرد (حوالی سال ۶۹۰ پ.م). اقدامات خشونتآمیزی که او در میانرودان انجام داد، خشم همگان را بر ضد او برانگیخت، و او در سال ۶۸۰ پ.م قربانی یک کودتا شد، و در حینی که در معبد #نینورتا در نینوا مشغول دادن قربانی بود، ترور شد.
پس از او جنگ خانگی پسرانش بر سر تصاحب مقام سلطنت آغاز شد؛ دوتا از آنها شکست یافته به نواحی کوهستانی شمال آشور گریختند، و یکی از آنها به نام #اسرحدون به سلطنت رسید. پیآمد این رخداد که برای ایرانیان میمون بود، ضعف و فترتی بود که به سبب اختلافها در ارتش آشور پدید آمد. آغاز سلطنت اسرحدون با تحولات نوینی همراه بود، که در منطقه رخ داد، از جمله به قدرت رسیدن #فرورتیش. اسرحدون که کشور آشور را از همه طرف در محاصره رقیبان نیرومند دیده بود، کوشید کشورش را با اوضاع نوین وفق دهد (اتحاد با قدرتهای دیگر). در زمان اسرحدون هیچ لشکرکشی به داخل خاک ماد انجام نگرفت.
✍محمد امیری
منبع: بازخوانی تاریخ ایرانزمین، دکتر امیرحسین خنجی، جلد اول، گفتار چهارم: پادشاهی ماد، خلاصه ص۱۳۸ تا ۱۴۵.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹مادها۳
قدرت یافتن فرورتیش، فرزند دیااکو، و آشوری ها
در لشکرکشیهای بعدی #سارگون_دوم به سرزمینهای ماد، گروههای بزرگی از مادها از جمله ۴۶ تن از امیران محلی (کاویها) به اسارت او درآمدند و چندین آبادی توسط او ویران شد. اینها را او در کتیبهاش برای ما برجانهاده است. با این حال حمله سارگون به الحاق زمینهای ماد به آشور نیانجامید؛ زیرا مادها مصمم بودند که به هرقیمتی باشد، استقلال و هویت ایرانی خویش را حفظ کنند. شاه آشور به تجدید پیمان باجگزاری سابق اکتفا کرده، و خاک ماد را تخلیه کرد. مجموعه لشکرکشی آشوریها، نتوانست قدرت مادها را در هم بشکند و اتحادیه دیااکو را از بین ببرد.
جنایتهای بیرون از وصفی که آشوریها در آبادیهای ایرانی کرده بودند، قبایل ماد را بیش از پیش متحد کرد تا از موجودیت خویش در برابر او حفاظت کنند. ایرانیان هر چند که به خصیصه نژادی و قومیشان مردمی مسالمتجو بودند و اهل خشونت و جنگ و خونریزی نبودند، ولی تجاوزات آشوریهای خشن، مجبورشان میکرد که سلاحداری و آئین نبرد بیاموزند تا از هویت و موجودیت خویش دفاع کنند. همبستگی همگانی نیز ضرورتی بود که میبایست در تشکیل اتحادیه قبایلی نمود یابد. رهبر اتحادیه قبایل ماد پس از دیااکو، فرزندش #فرورتیش نام داشت.
#سارگون_دوم نخستین شاه آشوری بود که در حین جنگ کشته شد و سپاهیانش به سختی شکست یافتند. ازآنجا که آشوریها برای خدایشان آشور میجنگیدند و جنگهایشان را جهاد در راه خدایشان مینامیدند، و هدفشان تحمیل دین خودشان بر مردم مغلوب بود، کشته شدن سارگون به مثابه ناخشنودی خدا از سارگون تلقی شد و کاهنان آشوری فتوا دادند که نباید جسد او برای به خاکسپاری برگرفته شود. اکنون #سناخریب (پسر سارگون) جانشین پدر شده بود. به نظر میرسد که او چنان از ایرانیان ترسیده بود که با طرح موضوع خشم خدا بر پدرش خواست که خودداری از انتقامگیری از مادها را به این وسیله توجیه کند و جنگ دیگری با مادها به راه نیندازد. او از بیم مادها، شهری تازه ساز را که پدرش در شمال نینوا برای پایتخت ساخته بود - چونکه در سرزمین ایرانیان بود و بومیانش کوچانده شده بودند - رها کرد و مجددا نینوا را پایتخت آشور قرار داد. از این زمان #مادها به عنوان یک قوم قدرتمند در همسایگی آشور مطرح شدند و سیاست دولت آشور بر آن قرار گرفت که مناطق پشت مرزهای شرقی آشور را از ساکنان بومی تخلیه کرده، و به جای آنها جماعات غیر ایرانی اسکان دهد و ترکیب جمعیتی منطقه را به هم بزند. برای این منظور حملاتی به آبادیهای کوهستانی زاگرس که نوار غربی واقع در بیرون از اتحادیه ماد بود صورت گرفت و گروههایی از مردم منطقه کشتار شدند و آبادیها و مزارع به آتش کشیده شد، و جماعات مغلوب سریانی و اسرائیلی که از شام و فلسطین کوچانده شده بودند در آبادیهای اشغالی اسکان داده شدند، و حتی نام آبادیها نیز تغییر داده شد.
از این پس دیگر آشوریها هیچگاه جرات نکردند که به خاک ماد لشکرکشی کنند. اما سناخریب به #الیپی (لرستان کنونی) لشکر کشید تا اتحادی که میان شاه الیپی و شاه ماد برقرار شده بود را بشکند؛ ولی شاه الیپی که پیش از این با شاه عیلام هم پیمان شده بود به کمک نیروهای عیلامی با او روبرو شد؛ و تلاشهای سناخریب برای آنکه شـاه الیپی را مطیع خویش کند، به جایی نرسید. در این اثناء در بابل قیام ضد آشور به راه افتاد که شاه عیلام نیز از آن پشتیبانی میکرد. سناخریب مجبور شد که توجه خویش را به درون میانرودان برگرداند. او شورش مردم بابل را فرونشاند و بابل را ویران کرد (حوالی سال ۶۹۰ پ.م). اقدامات خشونتآمیزی که او در میانرودان انجام داد، خشم همگان را بر ضد او برانگیخت، و او در سال ۶۸۰ پ.م قربانی یک کودتا شد، و در حینی که در معبد #نینورتا در نینوا مشغول دادن قربانی بود، ترور شد.
پس از او جنگ خانگی پسرانش بر سر تصاحب مقام سلطنت آغاز شد؛ دوتا از آنها شکست یافته به نواحی کوهستانی شمال آشور گریختند، و یکی از آنها به نام #اسرحدون به سلطنت رسید. پیآمد این رخداد که برای ایرانیان میمون بود، ضعف و فترتی بود که به سبب اختلافها در ارتش آشور پدید آمد. آغاز سلطنت اسرحدون با تحولات نوینی همراه بود، که در منطقه رخ داد، از جمله به قدرت رسیدن #فرورتیش. اسرحدون که کشور آشور را از همه طرف در محاصره رقیبان نیرومند دیده بود، کوشید کشورش را با اوضاع نوین وفق دهد (اتحاد با قدرتهای دیگر). در زمان اسرحدون هیچ لشکرکشی به داخل خاک ماد انجام نگرفت.
✍محمد امیری
منبع: بازخوانی تاریخ ایرانزمین، دکتر امیرحسین خنجی، جلد اول، گفتار چهارم: پادشاهی ماد، خلاصه ص۱۳۸ تا ۱۴۵.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍1
Forwarded from کانال خبری بامدادنو
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 پزشکیان: نیروی انتظامی نوجوانان ما را هدایت نمی کند تخریب میکند و مدرسه است که جوانان ما را هدایت می کند
❇️ @baamdadeno
❇️ @baamdadeno
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅فرمول شادی...
شاد بودن بزرگترین انتقامیست که میتوان از زندگی گرفت .
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
شاد بودن بزرگترین انتقامیست که میتوان از زندگی گرفت .
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤2👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅تا می توانی از اسرائیل بد بگو تا وانمود کنی دشمن شماره یک اسرائیل هستی...
فیلمی از لحظه اعدام الی کوهن جاسوس اسرائیلی در دمشق
او تا معاونت وزارت دفاع سوریه پیش رفت. کوهن در مجلس سوریه نیز حضور داشت و بدترین چیز ها را به اسرائیل نسبت میداد. دستور موساد بر این بود که تا می توانی از اسرائیل بد بگو تا وانمود کنی دشمن شماره یک اسرائیل هستی!
@tarbd
فیلمی از لحظه اعدام الی کوهن جاسوس اسرائیلی در دمشق
او تا معاونت وزارت دفاع سوریه پیش رفت. کوهن در مجلس سوریه نیز حضور داشت و بدترین چیز ها را به اسرائیل نسبت میداد. دستور موساد بر این بود که تا می توانی از اسرائیل بد بگو تا وانمود کنی دشمن شماره یک اسرائیل هستی!
@tarbd
👍1
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
🌲🌲🌲
تغییر قانون اساسی در یک کشور بسته به تغییر اندیشهها و فهمهاست....
باید اندیشهها و فهمها بالاتر رود و جنبشی در توده پدید آید تا زمینه برای تغییر قانون اساسی آماده گردد....
تغییری که بی زمینه باشد نتیجه درستی از آن بدست نخواهد آمد...
بلکه اگر حقیقت را بخواهیم زیانها از آن پدیدار خواهد گردید....
#کسروی
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
تغییر قانون اساسی در یک کشور بسته به تغییر اندیشهها و فهمهاست....
باید اندیشهها و فهمها بالاتر رود و جنبشی در توده پدید آید تا زمینه برای تغییر قانون اساسی آماده گردد....
تغییری که بی زمینه باشد نتیجه درستی از آن بدست نخواهد آمد...
بلکه اگر حقیقت را بخواهیم زیانها از آن پدیدار خواهد گردید....
#کسروی
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍2
✅بانوی اول موسیقی ایران
روی پاهام بند نبودم، انگار پَر درآورده بودم. نمیرقصیدم، اما چون خیلی شنگول و خوش بودم. یهجوری راه میرفتم که فقط مخصوص اون شب بود. اما ننه، یهدفعه ورق برگشت. دم ماشین بودم اما همینکه راننده در رو وا کرد سوار شم، چند تا مأمور گردنگلفت اومدن سراغم و من رو بردن نظمیه. انگار خواب میدیدم. همهی خوشیهام یه طرف، این نظمیهی وامونده یه طرف! تو دلم گفتم زن نترس، گیرم اعدامت کردن، مهم نیس. چون بالاخره کار خودت رو کردی. کمکم آروم شدم. در این وقت یه افسر خوشگل و جوون اومد تو و پشت میز نشست. آدم فهمیده و پدرومادرداری بود. یه خرده سینجیم کرد و من جوابش رو دادم. بعدش شروع کرد راجع به موسیقی حرفزدن و گفت خودش هم کمی تار میزنه. خوشحال شدم و گفتم حالا میخوای منو زندونی کنی. گفت نه، فقط یککمی نگهتون میداریم و بعدش میری خونه، فقط باید زیر این ورقه رو امضا کنی. اونجا من باید تعهد میدادم که دیگه کنسرت ندم و مخصوصاً بیحجاب جایی نرم... .
این روایت "قمرالملوک وزیری" در سال ۱۳۰۳ در زمان احمدشاه قاجار است که او برای اولین بار در سالن گراندهتل تهران کنسرت داد. "زبیده جهانگیری" (با تخلص شعریِ «شبنم»)، دخترخواندهی او، در کتاب قمری که ماه شد، داستان این کنسرت را از قول "قمر" تعریف کرده است.
"قمر" بهعنوان اولین زن خواننده وقتی بیحجاب روی صحنه رفت، خشم متشرعان را برانگیخت و پس از خروج از سالن گراندهتل به نظمیه برده شد تا تعهد بدهد که دیگر بیحجاب جایی نرود و کنسرت ندهد.
در این دوره سردارسپه همهکاره بود، اما هنوز "رضاشاه" نشده بود. فضای اجتماعی طوری نبود که زنان، بیدردسر حجاب از سر بردارند و در میانِ مردان و زنان در فضای عمومی بخوانند. مجلهی خواندنیها در گزارشی در فروردین ۱۳۳۴، وقتی "قمر" دیگر نمیتوانست بخواند، دراینباره نوشت:
در آن موقع خوانندهای در تهران نبود و "قمر" چشم وچراغ مردم بود. شبی که میخواست با سرِ باز جلوی مردم بخواند، عدهای قصد کشتن او را داشتند. تهران، تهران امروز نبود. خاموشی و همآور تعصب بر همه سایه انداخته بود. زنها با چادر سیاه و پیچه [نقاب و روبنده] بیرون میآمدند. "قمر" اولین خوانندهی ایرانی بود که حجاب زنان را از چهره گرفت.
مجلهی تهران مصور نیز در فروردین ۱۳۳۵ در گزارشی از زندگی و فعالیت هنری "قمر" نوشت: «قمر از خوانندگانی است که برای اولین بار بیچادر و روبنده در گراندهتل تهران که سی سال پیش مجللترین سالن تهران بود، آواز خواند و البته چنین کاری در آن روزها، متهورانهترین و شاید هم خطرناکترین کاری بود که با توجه به تعصبات شدید امکان داشت.»
بهنوشتهی "زبیده جهانگیری"، در این کنسرت «قریب ششصد نفر صاحب شماره و صندلی بودند و بقیه که با بهای کمتری بلیت خریده بودند، با تکیه به یکدیگر و دیوارها» آمده بودند تا صدای زنی را بشنوند که با اولین کنسرت عمومیاش راه را برای زنان باز میکرد. "قمر" با این حرکت زمینهی حضور هنرمندان زن دیگر نظیر "روحانگیز"، "ملوک ضرابی"، "پروانه"، "مرضیه"، "دلکش"، "پریسا" و دیگران را هموار کرد.
او در این کنسرت با شعری از "ایرجمیرزا" شروع کرد که میگوید:
نقاب دارد و دل را به جلوهی آب کند / نعوذبالله اگر جلوهی بینقاب کند
روایتها دربارهی اینکه "قمر" در این کنسرت «مرغ سحر»، ساختهی "مرتضی نیداوود" با شعر "ملکالشعرا بهار"، را خوانده، متفاوت است. "زبیده جهانگیری" مینویسد که «قمر آن را اولین بار در گراندهتل خواند و بعد بارها در کنسرتهایش تکرار کرد» اما برخی معتقدند که "قمر" هیچگاه "مرغ سحر" را نخوانده و اولین بار آن را "ملوک ضرابی" خوانده و بعد از او افراد دیگری مثل "مرضیه"، "عبدالوهاب شهیدی" و "محمدرضا شجریان" نیز آن را اجرا کردهاند.
در آن زمان "قمر" دختر جوانی بود در آستانهی بیستسالگی. او در سال ۱۲۸۴ در محلهی سنگلج در خانوادهای کاشانی به دنیا آمد. پس از تولد او «پدرش، میرزا حسنخان، کارمند سادهای بود که بر اثر بیماری درگذشت و [قمر] پیش از آنکه دوساله شود، مادرش، طوبیخانم، را از دست داد.»
در این زمان مادربزرگش، خیرالنساء ملقب به «افتخارالذاکرین»، سرپرستی او را بر عهده گرفت. خیرالنساء صدایی خوش داشت و «از جوانی در حرم "ناصرالدینشاه" در جشنهای مذهبی مولودی میخواند». چند سال بعد، وقتی "قمر" ده سال بیشتر نداشت، مادربزرگش دایهای برای نگهداری او استخدام کرد که بهنوشتهی "زبیده جهانگیری"، «تا آخر دوران حیات "قمر" چون سایهای بر زندگی او سنگینی میکرد».
مادربزرگش او را به مکتب فرستاد اما او در آنجا دوام نیاورد و مدتی نزد یکی از همسایگان درس خواند و وقتی متوجه شد که «میتواند شعرها را بهآسانی بخواند، از ادامهتحصیل سر باز زد».
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
روی پاهام بند نبودم، انگار پَر درآورده بودم. نمیرقصیدم، اما چون خیلی شنگول و خوش بودم. یهجوری راه میرفتم که فقط مخصوص اون شب بود. اما ننه، یهدفعه ورق برگشت. دم ماشین بودم اما همینکه راننده در رو وا کرد سوار شم، چند تا مأمور گردنگلفت اومدن سراغم و من رو بردن نظمیه. انگار خواب میدیدم. همهی خوشیهام یه طرف، این نظمیهی وامونده یه طرف! تو دلم گفتم زن نترس، گیرم اعدامت کردن، مهم نیس. چون بالاخره کار خودت رو کردی. کمکم آروم شدم. در این وقت یه افسر خوشگل و جوون اومد تو و پشت میز نشست. آدم فهمیده و پدرومادرداری بود. یه خرده سینجیم کرد و من جوابش رو دادم. بعدش شروع کرد راجع به موسیقی حرفزدن و گفت خودش هم کمی تار میزنه. خوشحال شدم و گفتم حالا میخوای منو زندونی کنی. گفت نه، فقط یککمی نگهتون میداریم و بعدش میری خونه، فقط باید زیر این ورقه رو امضا کنی. اونجا من باید تعهد میدادم که دیگه کنسرت ندم و مخصوصاً بیحجاب جایی نرم... .
این روایت "قمرالملوک وزیری" در سال ۱۳۰۳ در زمان احمدشاه قاجار است که او برای اولین بار در سالن گراندهتل تهران کنسرت داد. "زبیده جهانگیری" (با تخلص شعریِ «شبنم»)، دخترخواندهی او، در کتاب قمری که ماه شد، داستان این کنسرت را از قول "قمر" تعریف کرده است.
"قمر" بهعنوان اولین زن خواننده وقتی بیحجاب روی صحنه رفت، خشم متشرعان را برانگیخت و پس از خروج از سالن گراندهتل به نظمیه برده شد تا تعهد بدهد که دیگر بیحجاب جایی نرود و کنسرت ندهد.
در این دوره سردارسپه همهکاره بود، اما هنوز "رضاشاه" نشده بود. فضای اجتماعی طوری نبود که زنان، بیدردسر حجاب از سر بردارند و در میانِ مردان و زنان در فضای عمومی بخوانند. مجلهی خواندنیها در گزارشی در فروردین ۱۳۳۴، وقتی "قمر" دیگر نمیتوانست بخواند، دراینباره نوشت:
در آن موقع خوانندهای در تهران نبود و "قمر" چشم وچراغ مردم بود. شبی که میخواست با سرِ باز جلوی مردم بخواند، عدهای قصد کشتن او را داشتند. تهران، تهران امروز نبود. خاموشی و همآور تعصب بر همه سایه انداخته بود. زنها با چادر سیاه و پیچه [نقاب و روبنده] بیرون میآمدند. "قمر" اولین خوانندهی ایرانی بود که حجاب زنان را از چهره گرفت.
مجلهی تهران مصور نیز در فروردین ۱۳۳۵ در گزارشی از زندگی و فعالیت هنری "قمر" نوشت: «قمر از خوانندگانی است که برای اولین بار بیچادر و روبنده در گراندهتل تهران که سی سال پیش مجللترین سالن تهران بود، آواز خواند و البته چنین کاری در آن روزها، متهورانهترین و شاید هم خطرناکترین کاری بود که با توجه به تعصبات شدید امکان داشت.»
بهنوشتهی "زبیده جهانگیری"، در این کنسرت «قریب ششصد نفر صاحب شماره و صندلی بودند و بقیه که با بهای کمتری بلیت خریده بودند، با تکیه به یکدیگر و دیوارها» آمده بودند تا صدای زنی را بشنوند که با اولین کنسرت عمومیاش راه را برای زنان باز میکرد. "قمر" با این حرکت زمینهی حضور هنرمندان زن دیگر نظیر "روحانگیز"، "ملوک ضرابی"، "پروانه"، "مرضیه"، "دلکش"، "پریسا" و دیگران را هموار کرد.
او در این کنسرت با شعری از "ایرجمیرزا" شروع کرد که میگوید:
نقاب دارد و دل را به جلوهی آب کند / نعوذبالله اگر جلوهی بینقاب کند
روایتها دربارهی اینکه "قمر" در این کنسرت «مرغ سحر»، ساختهی "مرتضی نیداوود" با شعر "ملکالشعرا بهار"، را خوانده، متفاوت است. "زبیده جهانگیری" مینویسد که «قمر آن را اولین بار در گراندهتل خواند و بعد بارها در کنسرتهایش تکرار کرد» اما برخی معتقدند که "قمر" هیچگاه "مرغ سحر" را نخوانده و اولین بار آن را "ملوک ضرابی" خوانده و بعد از او افراد دیگری مثل "مرضیه"، "عبدالوهاب شهیدی" و "محمدرضا شجریان" نیز آن را اجرا کردهاند.
در آن زمان "قمر" دختر جوانی بود در آستانهی بیستسالگی. او در سال ۱۲۸۴ در محلهی سنگلج در خانوادهای کاشانی به دنیا آمد. پس از تولد او «پدرش، میرزا حسنخان، کارمند سادهای بود که بر اثر بیماری درگذشت و [قمر] پیش از آنکه دوساله شود، مادرش، طوبیخانم، را از دست داد.»
در این زمان مادربزرگش، خیرالنساء ملقب به «افتخارالذاکرین»، سرپرستی او را بر عهده گرفت. خیرالنساء صدایی خوش داشت و «از جوانی در حرم "ناصرالدینشاه" در جشنهای مذهبی مولودی میخواند». چند سال بعد، وقتی "قمر" ده سال بیشتر نداشت، مادربزرگش دایهای برای نگهداری او استخدام کرد که بهنوشتهی "زبیده جهانگیری"، «تا آخر دوران حیات "قمر" چون سایهای بر زندگی او سنگینی میکرد».
مادربزرگش او را به مکتب فرستاد اما او در آنجا دوام نیاورد و مدتی نزد یکی از همسایگان درس خواند و وقتی متوجه شد که «میتواند شعرها را بهآسانی بخواند، از ادامهتحصیل سر باز زد».
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
❤1
🌲🌲🌲
کسی که کتاب می خواند هزاران زندگی را قبل از مرگش زندگی می کند.
کسی که هرگز کتاب نمی خواند فقط یکبار زندگی می کند.
#جورج_مارتین
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
کسی که کتاب می خواند هزاران زندگی را قبل از مرگش زندگی می کند.
کسی که هرگز کتاب نمی خواند فقط یکبار زندگی می کند.
#جورج_مارتین
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅گذری بر تاریخ ایران۱۰ 🔹مادها۳ قدرت یافتن فرورتیش، فرزند دیااکو، و آشوری ها در لشکرکشیهای بعدی #سارگون_دوم به سرزمینهای ماد، گروههای بزرگی از مادها از جمله ۴۶ تن از امیران محلی (کاویها) به اسارت او درآمدند و چندین آبادی توسط او ویران شد. اینها را او…
✅گذری بر تاریخ ایران۱۱
🔹مادها۴
به قدرت رسیدن هووخشتر و نابودی سکاها
پس از کشته شدن فرورتیش، قلمرو ماد مورد غارت و تاخت و تاز طوایف سکایی قرار گرفت، و مادها تا حدود بیست و هشت سال نتوانستند از این ضربت سر راست کنند. در تمام این مدت قلمرو ماد و تمام سرزمین ماننای عرضه تاخت و تاز سکاها بود. این سلطه سکاها نه تنها قلمرو پادشاهان ماد را به ویرانی کشید، بلکه برای خود آشور هم که آنها را به این هجوم برانگیخته بود، مایه تهدید بود. سکائیان که در طی سالها تاخت و تاز، آشور را هم از خود رنجانیدند، با کیمریها که در آغاز تا حدی برای تعقیب آنها به داخل فلات ریخته بودند، متحد شدند و تا سوریه و فلسطین تاخت و تاز کردند. با آنکه اکثر طوایف آن آریایی بودند، و با طوایف ماد و پارس هم خویشاوندی داشتند، زندگی بیابانگردی، آنها را در حال نیمهوحشی نگه داشته بود و در اعمال خود خشونت و قصاوت بسیار نشان میدادند. از این رو در کلام پیامبران یهود، #هلاک_کننده_امتها خوانده شدند. آنها سوریه را به باد غارت دادند و مصر را هم تهدید نمودند و تقریبا عرصه بینالنهرین را عرضه کشتار و ویرانی کردند. سرانجام بعد از سالها وقتی که به حدود زاگرس رسیدند، قدرت و خشونت آنها فروکش کرده بود. میل به شادخواری و خوشباشی که کثرت غنایم و مالهای غارتی انگیزه آن بود، آنها را به تنآسایی و عشرتطلبی واداشت.(۱)
پس از فرورتیش، پسرش هووخشتر (یا کیاکسار) به سلطنت رسید. اسم این شاه را هرودوت کیاکسار نوشته، ولی از کتیبه بیستون داریوش اول معلوم است نام او هووخشتر بود. وی سرداری شایسته و در اداره کارهای کشور، فرمانروایی بیهمتا بود. شکشت پدرش از سکاییان، به وی این درس را آموخت که سپاهیان مزدور و سربازانی که بوسیله قبایل متحد فراهم میآیند، نمیتوانند در میدان نبرد با لشکریان منظم و کارآزموده آشوریان برابری کند. این امر وی را بر آن داشت که به پیروی از آشوریان، سپاهی منظم گردآوری و تربیت کند، نیروی مرتبی متشکل از سوارهنظام و پیادهنظام بوجود آورد. سوارهنظام وی از جهت شایستگی و ارزش سربازی بر سوارهنظام آشوریان برتری داشت و نیروهای پیادهاش به تیر و نیزه و کمان مسلح و مجهز شد. کشور ماد یکی از مراکز مهم پرورش اسب بود، و همین امر توفیق هووخشتر را در فراهم ساختن افراد سوارهنظام که از کودکی در فن سواری، تجربه و آزمودگی داشته و علاوه بر آن به تیر و کمان مسلح بودند، تامین و تضمین میکرد. با توجه به این خصایص و امتیازات، هووخشتر به نینوا لشکر کشید، در میان راه گروهی از سواران آشوری را منهدم ساخت؛ و زمانی دراز آن شهر در محاصره طولانی خود قرار داد. اون بر آن شد تا با قطع رابطه نینوا با خارج و طول مدت محاصره، دشمن سرسخت را وادار به تسلیم نماید.
اما در همین اوان به وی خبر رسید که سکاییان، متصرفاتش را مورد تاخت و تاز و غارت قرار دادهاند. پس دست از محاصره نینوا برداشت و به کشورش بازگشت. سکاییان که از دربند قفقاز گذشته، و آذربایجان را مورد تاخت و تاز قرار داده بودند. هووخشتر پس از ترک محاصره نینوا به آذربایجان شتافت، و در شمال دریاچه ارومیه با سکاییان روبرو شده، و شکست سختی از آنها خورد. بنابراین ناگزیر شد آنچه را که دشمن بر او تحمیل کرد، بپذیرد. (سال ۶۳۳ ق.م)؛ سکاییان سراسر منصرفات ماد را در نوردیده، از کشت و کشتار روی برنتافتند، و تنها بعضی از مناطق مستحکم و مجهز در برابر این حمله، که دنبالهاش تا دریای مدیترانه کشیده میشد، پایداری کردند. هووخشتر که در صحنه نبرد ناکام مانده بود، پس به حیله و تدبیر روی آورد. هووخشتر، #مادیس (پادشاه سکاییان) و سران سپاه او را به مهمانی با شکوهی فراخواند. به آنان باده فراوان نوشانید، و چون از خود بیخود شدند، همگی را به هلاکت رسانید. سکاییان که شاه و فرمانده نظامی خود را از دست داده بودند، با وجود پایداری شدید، از مادها شکست خورده و در سال ۶۰۵ ق.م، از قلمرو سلطنت ماد رانده شدند، و با این تدبیر، به سلطه و نفوذ بیست و هشت ساله سکاها پایان داده شد.(۲)
✍محمد امیری
📚 منابع:
۱. روزگاران (تاریخ ایران از آغاز تا سقوط پهلوی)، (شامل جلد اول و دوم) عبدالحسین زرین کوب، صفحات ۵۴-۵۵.
۲. تاریخ دههزارساله ایران، عبدالعظیم رضایی، جلد اول: از پیدایش آریاها تا انقراض پارتها، انتشارات اقبال، پاییز ۱۳۶۴ ص۱۵۶ / تاریخ ایران باستان، حسن پیرنیا، انتشارات نگاه، جلد اول، صفحات ۱۶۲ تا ۱۶۴ / تاریخ هرودوت، ترجمه مرتضی ثاقبفر، جلد اول، انتشارات اساطیر، تهران، ۱۳۸۹، صفحات ۱۴۸-۱۴۹.
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹مادها۴
به قدرت رسیدن هووخشتر و نابودی سکاها
پس از کشته شدن فرورتیش، قلمرو ماد مورد غارت و تاخت و تاز طوایف سکایی قرار گرفت، و مادها تا حدود بیست و هشت سال نتوانستند از این ضربت سر راست کنند. در تمام این مدت قلمرو ماد و تمام سرزمین ماننای عرضه تاخت و تاز سکاها بود. این سلطه سکاها نه تنها قلمرو پادشاهان ماد را به ویرانی کشید، بلکه برای خود آشور هم که آنها را به این هجوم برانگیخته بود، مایه تهدید بود. سکائیان که در طی سالها تاخت و تاز، آشور را هم از خود رنجانیدند، با کیمریها که در آغاز تا حدی برای تعقیب آنها به داخل فلات ریخته بودند، متحد شدند و تا سوریه و فلسطین تاخت و تاز کردند. با آنکه اکثر طوایف آن آریایی بودند، و با طوایف ماد و پارس هم خویشاوندی داشتند، زندگی بیابانگردی، آنها را در حال نیمهوحشی نگه داشته بود و در اعمال خود خشونت و قصاوت بسیار نشان میدادند. از این رو در کلام پیامبران یهود، #هلاک_کننده_امتها خوانده شدند. آنها سوریه را به باد غارت دادند و مصر را هم تهدید نمودند و تقریبا عرصه بینالنهرین را عرضه کشتار و ویرانی کردند. سرانجام بعد از سالها وقتی که به حدود زاگرس رسیدند، قدرت و خشونت آنها فروکش کرده بود. میل به شادخواری و خوشباشی که کثرت غنایم و مالهای غارتی انگیزه آن بود، آنها را به تنآسایی و عشرتطلبی واداشت.(۱)
پس از فرورتیش، پسرش هووخشتر (یا کیاکسار) به سلطنت رسید. اسم این شاه را هرودوت کیاکسار نوشته، ولی از کتیبه بیستون داریوش اول معلوم است نام او هووخشتر بود. وی سرداری شایسته و در اداره کارهای کشور، فرمانروایی بیهمتا بود. شکشت پدرش از سکاییان، به وی این درس را آموخت که سپاهیان مزدور و سربازانی که بوسیله قبایل متحد فراهم میآیند، نمیتوانند در میدان نبرد با لشکریان منظم و کارآزموده آشوریان برابری کند. این امر وی را بر آن داشت که به پیروی از آشوریان، سپاهی منظم گردآوری و تربیت کند، نیروی مرتبی متشکل از سوارهنظام و پیادهنظام بوجود آورد. سوارهنظام وی از جهت شایستگی و ارزش سربازی بر سوارهنظام آشوریان برتری داشت و نیروهای پیادهاش به تیر و نیزه و کمان مسلح و مجهز شد. کشور ماد یکی از مراکز مهم پرورش اسب بود، و همین امر توفیق هووخشتر را در فراهم ساختن افراد سوارهنظام که از کودکی در فن سواری، تجربه و آزمودگی داشته و علاوه بر آن به تیر و کمان مسلح بودند، تامین و تضمین میکرد. با توجه به این خصایص و امتیازات، هووخشتر به نینوا لشکر کشید، در میان راه گروهی از سواران آشوری را منهدم ساخت؛ و زمانی دراز آن شهر در محاصره طولانی خود قرار داد. اون بر آن شد تا با قطع رابطه نینوا با خارج و طول مدت محاصره، دشمن سرسخت را وادار به تسلیم نماید.
اما در همین اوان به وی خبر رسید که سکاییان، متصرفاتش را مورد تاخت و تاز و غارت قرار دادهاند. پس دست از محاصره نینوا برداشت و به کشورش بازگشت. سکاییان که از دربند قفقاز گذشته، و آذربایجان را مورد تاخت و تاز قرار داده بودند. هووخشتر پس از ترک محاصره نینوا به آذربایجان شتافت، و در شمال دریاچه ارومیه با سکاییان روبرو شده، و شکست سختی از آنها خورد. بنابراین ناگزیر شد آنچه را که دشمن بر او تحمیل کرد، بپذیرد. (سال ۶۳۳ ق.م)؛ سکاییان سراسر منصرفات ماد را در نوردیده، از کشت و کشتار روی برنتافتند، و تنها بعضی از مناطق مستحکم و مجهز در برابر این حمله، که دنبالهاش تا دریای مدیترانه کشیده میشد، پایداری کردند. هووخشتر که در صحنه نبرد ناکام مانده بود، پس به حیله و تدبیر روی آورد. هووخشتر، #مادیس (پادشاه سکاییان) و سران سپاه او را به مهمانی با شکوهی فراخواند. به آنان باده فراوان نوشانید، و چون از خود بیخود شدند، همگی را به هلاکت رسانید. سکاییان که شاه و فرمانده نظامی خود را از دست داده بودند، با وجود پایداری شدید، از مادها شکست خورده و در سال ۶۰۵ ق.م، از قلمرو سلطنت ماد رانده شدند، و با این تدبیر، به سلطه و نفوذ بیست و هشت ساله سکاها پایان داده شد.(۲)
✍محمد امیری
📚 منابع:
۱. روزگاران (تاریخ ایران از آغاز تا سقوط پهلوی)، (شامل جلد اول و دوم) عبدالحسین زرین کوب، صفحات ۵۴-۵۵.
۲. تاریخ دههزارساله ایران، عبدالعظیم رضایی، جلد اول: از پیدایش آریاها تا انقراض پارتها، انتشارات اقبال، پاییز ۱۳۶۴ ص۱۵۶ / تاریخ ایران باستان، حسن پیرنیا، انتشارات نگاه، جلد اول، صفحات ۱۶۲ تا ۱۶۴ / تاریخ هرودوت، ترجمه مرتضی ثاقبفر، جلد اول، انتشارات اساطیر، تهران، ۱۳۸۹، صفحات ۱۴۸-۱۴۹.
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
✅ردپای تمدن ایرانی در سرزمین وایکینگ ها
ظرف نقرهای کمیاب در گنجینه وایکینگها در اسکاتلند متعلق به شاهنشاهی ساسانی از آب درآمد/یورونیوز
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
ظرف نقرهای کمیاب در گنجینه وایکینگها در اسکاتلند متعلق به شاهنشاهی ساسانی از آب درآمد/یورونیوز
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅روز ابوریحان بیرونی
۱۳ شهریور در تقویم ایرانی #روز_ابوریحان_بیرونی دانشمند، ستاره شناس، رياضيدان، مورخ و جغرافیدان و موسیقیدان ایرانی است. این روز #روز_نجوم نیز نام دارد. ابوریحان بیرونی و ابن سینا از جامع ترین و بزرگترین دانشمندان تاریخ به شمار می روند.
برخی از پژوهشگران حوزه تاریخ علم، ابوریحان را بزرگترین دانشمند تاریخ ایران و جهان اسلام می دانند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
۱۳ شهریور در تقویم ایرانی #روز_ابوریحان_بیرونی دانشمند، ستاره شناس، رياضيدان، مورخ و جغرافیدان و موسیقیدان ایرانی است. این روز #روز_نجوم نیز نام دارد. ابوریحان بیرونی و ابن سینا از جامع ترین و بزرگترین دانشمندان تاریخ به شمار می روند.
برخی از پژوهشگران حوزه تاریخ علم، ابوریحان را بزرگترین دانشمند تاریخ ایران و جهان اسلام می دانند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅گذری بر تاریخ ایران۱۱ 🔹مادها۴ به قدرت رسیدن هووخشتر و نابودی سکاها پس از کشته شدن فرورتیش، قلمرو ماد مورد غارت و تاخت و تاز طوایف سکایی قرار گرفت، و مادها تا حدود بیست و هشت سال نتوانستند از این ضربت سر راست کنند. در تمام این مدت قلمرو ماد و تمام سرزمین…
✅گذری بر تاریخ ایران۱۲
🔹مادها۵
🔵زوال دولت آشور
هووخشتر پس از آنکه سکاها را از ایران بیرون راند، باز به اجرای خیال دیرین خود، یعنی انقراض آشور پرداخت. آشور در نیمه قرن هفتم ق.م، یعنی تقریبا چهل سال قبل انقراض به اوج عظمت خود رسید: مصر مطیع شد، لیدیه پست گردید، دولت عیلام، دشمن موروثی آشور ویران گشت، مملکت وان دیگر جرات تخطی را به حدود آشور نداشت...(۱)، قدرت آشور به عنوان یک امپراتوری نیرومند بر نقاط وسیعی از خاورمیانه مسلط بود، در درجه نخست متکی بر خشونت بسیار زیادی بود که درلشکرکشیها به کار میبردند، به گونهای بود که وقتی به شهری نزدیک میشدند، هراس ازخشونتهای آنها زمینه پیروزی آنان رافراهم میآورد.(نصرت به رعب)؛ در درجه دوم متکی بر سازمان بسیار منضبط نظامی و #جنگ_افزارهای پیشرفتهشان بود که همسایگانشان از آن برخوردار نبودند؛ و در درجه سوم متکی بر دستگاه پیچیده خبرگیری و خبررسانیشان بود که در سرزمینهای زیر سلطه انجام وظیفه میکردند. ولی این قدرت سیاسی در خود میانرودان که مرکز امپراتوری بود بر شالودههای غیر مستحکمی بنا شده بود. میانرودان از اقوام و ادیان متعددی تشکیل شده بود (بابلیها، کلدانیها، سومریها، اکدیها، آرامیها، و آشوریها).
ثبات در میانرودان وابسته به مقدار خشونتی بود که شاه آشور نسبت به اقوام میانرودان به کار میبرد. اقوام زیر سلطه آشور در شام، فلسطین و اسرائیل به علت رفتارهای بسیار خشونتآمیز آشوریان که در گردآوری مالیاتهای غیرقابل تحمل که معمولا با کشتارها و شهرسوزیها و تبعیدهای دسته جمعی ناراضیان و نافرمانان همراه بود، نفرت از آشور را تا سر حد غیرقابل وصفی بالا برده بود. جماعتهای بسیاری که از سرزمینهای اصلیشان کوچانده شده و در خاک اصلی آشور، یا در بابل، و برخی سرزمینهای بیرون از خاک اصلی آشور جا داده شده بودند و همچون بردگان واقعی با آنها رفتار میشد که جز بیگاری کردن برای شاه آشور هیچ حقی برایشان در نظر گرفته نشده بود، و نیروهای بالقوهای بودند که میتوانستند در فرصت مناسب برای در هم کوفتن قدرت آشور با هر نیروی به پاخاستهای همکاری کنند.
آنچه اطاعت اقوام زیرسلطه از دولت آشور را دراز مدت کرده بود، هراس از خشونتهای آشوریان بود. فرو ریختن این دیوار هراس، کافی بود که امپراتوری آشور را از هم بپاشاند. این دیوار هراس به همراه اوجگیری قدرت ایران و آزادسازی سرزمینهای ایرانینشین از سلطه آشوریان فرو ریخت. طلوع دولت ایران و افول قدرت سیاسی آشور به طور همزمان صورت گرفت، و زمانی که #هووخشتر بر تخت سلطنت ماد نشست، دولت آشور آخرین نفسهای تاریخیاش را برمی آورد.
#آشوربانیپال در سال ۶۲۵ ق.م درگذشته و پسرش " #آشور_اتیل_ایلانی" پس از یک دوره جنگ قدرت خانگی به سلطنت رسیده بود. چهار سال بعد یک مدعی به نام " #سین_شوم_لی_شیر" وی را کنار زده و سلطنت را به دست گرفته بود. این نیز گرفتار یک رقیب خاندانی به نام " #سین_شارایشکون" شد. در شورش " #سین_شوم_لی_شیر "، یکی از افسران کلدانی به نام " #نبوپولاصر" از او حمایت کرد، و "سین شوم لی شیر" وقتی به سلطنت رسید، وی را به پادشاهی بابل منصوب کرد. با کشته شدن "سین شوم لی شیر" و روی کارآمدن "سین شارایشکون"، نبوپولاصر از اطاعت آشور بیرون شده و در صدد کسب حمایت از شاه ماد بر آمد تا استقلال بابل را حفظ کند. به دنبال مذاکراتی که او با #هووخشتر انجام داد، یک پیمان دوستی مستحکم میان دو شاه ماد و بابل منعقد گردید.
وقتی شاه آشور خواست که با قوه قهریه بابل را به اطاعت بازآورد، شاه ماد در حمایت از بابل به آشور اعلان جنگ داد. اقوام کلدانی و آرامی (بومیان نیمه جنوبی میانرودان) عموما از نبوپولاصر حمایت میکردند؛ و او از نیروی قابل توجهی برخورداربود که میتوانست با قدرت تمام با دولت آشور که جنگهای خانگی سالهای اخیر ناتوانش کرده بود، بستیزد. شاه آشور برای برکنار کردن نبوپولاصر به بابل لشکر کشید. در این زمان کلیه اقوام خارج از سرزمین اصلی آشور که پیشتر زیر سلطه آشور بودند، در شورش سراسری بر ضد آشور به سر میبردند. جنگهای خانگی چند ساله ارتش آشور را ضعیف کرده بود.(۲)
✍محمد امیری
📚 منابع:
۱. تاریخ ایران باستان، حسن پیرنیا، انتشارات نگاه، جلد اول، ص۱۶۶.
۲. بازخوانی تاریخ ایرانزمین، دکتر امیرحسین خنجی، جلد اول، گفتار چهارم: پادشاهی ماد، خلاصه ص۱۵۷ تا۱۵۹.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹مادها۵
🔵زوال دولت آشور
هووخشتر پس از آنکه سکاها را از ایران بیرون راند، باز به اجرای خیال دیرین خود، یعنی انقراض آشور پرداخت. آشور در نیمه قرن هفتم ق.م، یعنی تقریبا چهل سال قبل انقراض به اوج عظمت خود رسید: مصر مطیع شد، لیدیه پست گردید، دولت عیلام، دشمن موروثی آشور ویران گشت، مملکت وان دیگر جرات تخطی را به حدود آشور نداشت...(۱)، قدرت آشور به عنوان یک امپراتوری نیرومند بر نقاط وسیعی از خاورمیانه مسلط بود، در درجه نخست متکی بر خشونت بسیار زیادی بود که درلشکرکشیها به کار میبردند، به گونهای بود که وقتی به شهری نزدیک میشدند، هراس ازخشونتهای آنها زمینه پیروزی آنان رافراهم میآورد.(نصرت به رعب)؛ در درجه دوم متکی بر سازمان بسیار منضبط نظامی و #جنگ_افزارهای پیشرفتهشان بود که همسایگانشان از آن برخوردار نبودند؛ و در درجه سوم متکی بر دستگاه پیچیده خبرگیری و خبررسانیشان بود که در سرزمینهای زیر سلطه انجام وظیفه میکردند. ولی این قدرت سیاسی در خود میانرودان که مرکز امپراتوری بود بر شالودههای غیر مستحکمی بنا شده بود. میانرودان از اقوام و ادیان متعددی تشکیل شده بود (بابلیها، کلدانیها، سومریها، اکدیها، آرامیها، و آشوریها).
ثبات در میانرودان وابسته به مقدار خشونتی بود که شاه آشور نسبت به اقوام میانرودان به کار میبرد. اقوام زیر سلطه آشور در شام، فلسطین و اسرائیل به علت رفتارهای بسیار خشونتآمیز آشوریان که در گردآوری مالیاتهای غیرقابل تحمل که معمولا با کشتارها و شهرسوزیها و تبعیدهای دسته جمعی ناراضیان و نافرمانان همراه بود، نفرت از آشور را تا سر حد غیرقابل وصفی بالا برده بود. جماعتهای بسیاری که از سرزمینهای اصلیشان کوچانده شده و در خاک اصلی آشور، یا در بابل، و برخی سرزمینهای بیرون از خاک اصلی آشور جا داده شده بودند و همچون بردگان واقعی با آنها رفتار میشد که جز بیگاری کردن برای شاه آشور هیچ حقی برایشان در نظر گرفته نشده بود، و نیروهای بالقوهای بودند که میتوانستند در فرصت مناسب برای در هم کوفتن قدرت آشور با هر نیروی به پاخاستهای همکاری کنند.
آنچه اطاعت اقوام زیرسلطه از دولت آشور را دراز مدت کرده بود، هراس از خشونتهای آشوریان بود. فرو ریختن این دیوار هراس، کافی بود که امپراتوری آشور را از هم بپاشاند. این دیوار هراس به همراه اوجگیری قدرت ایران و آزادسازی سرزمینهای ایرانینشین از سلطه آشوریان فرو ریخت. طلوع دولت ایران و افول قدرت سیاسی آشور به طور همزمان صورت گرفت، و زمانی که #هووخشتر بر تخت سلطنت ماد نشست، دولت آشور آخرین نفسهای تاریخیاش را برمی آورد.
#آشوربانیپال در سال ۶۲۵ ق.م درگذشته و پسرش " #آشور_اتیل_ایلانی" پس از یک دوره جنگ قدرت خانگی به سلطنت رسیده بود. چهار سال بعد یک مدعی به نام " #سین_شوم_لی_شیر" وی را کنار زده و سلطنت را به دست گرفته بود. این نیز گرفتار یک رقیب خاندانی به نام " #سین_شارایشکون" شد. در شورش " #سین_شوم_لی_شیر "، یکی از افسران کلدانی به نام " #نبوپولاصر" از او حمایت کرد، و "سین شوم لی شیر" وقتی به سلطنت رسید، وی را به پادشاهی بابل منصوب کرد. با کشته شدن "سین شوم لی شیر" و روی کارآمدن "سین شارایشکون"، نبوپولاصر از اطاعت آشور بیرون شده و در صدد کسب حمایت از شاه ماد بر آمد تا استقلال بابل را حفظ کند. به دنبال مذاکراتی که او با #هووخشتر انجام داد، یک پیمان دوستی مستحکم میان دو شاه ماد و بابل منعقد گردید.
وقتی شاه آشور خواست که با قوه قهریه بابل را به اطاعت بازآورد، شاه ماد در حمایت از بابل به آشور اعلان جنگ داد. اقوام کلدانی و آرامی (بومیان نیمه جنوبی میانرودان) عموما از نبوپولاصر حمایت میکردند؛ و او از نیروی قابل توجهی برخورداربود که میتوانست با قدرت تمام با دولت آشور که جنگهای خانگی سالهای اخیر ناتوانش کرده بود، بستیزد. شاه آشور برای برکنار کردن نبوپولاصر به بابل لشکر کشید. در این زمان کلیه اقوام خارج از سرزمین اصلی آشور که پیشتر زیر سلطه آشور بودند، در شورش سراسری بر ضد آشور به سر میبردند. جنگهای خانگی چند ساله ارتش آشور را ضعیف کرده بود.(۲)
✍محمد امیری
📚 منابع:
۱. تاریخ ایران باستان، حسن پیرنیا، انتشارات نگاه، جلد اول، ص۱۶۶.
۲. بازخوانی تاریخ ایرانزمین، دکتر امیرحسین خنجی، جلد اول، گفتار چهارم: پادشاهی ماد، خلاصه ص۱۵۷ تا۱۵۹.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
✅تحول سیاسی توهم زا !!!
✍دکتر محمد فاضلی
🔹 اول ۳ پرده از تاریخ را مرور کنیم:
پرده اول. روحالله رمضانی محقق و استاد مطالعات سیاست خارجی ایران راهبرد سیاست خارجی ایران در عصر مشروطه را ناواقعگرایی سیاسی ناشی از ملیگرایی بیحد و حصر میداند. معتقد است ایرانیان سودای «استقلال کامل» داشتند و از این زاویه «سیاست بیطرفی» در جنگ جهانی اول را اعلام کردند، در حالی که بخشهایی از کشور در هنگام اعلام این سیاست از سوی روسیه و انگلستان اشغال بود، و همگان بیطرفی را نقض میکردند، ایران هم ظرفیت جلوگیری از نقض بیطرفی نداشت. (شرح کامل این بحث در اینجا)
پرده دوم. انقلاب ۱۳۵۷ به پیروزی رسیده و گروههایی از سیاسیون ایرانی، سودای «استقلال کامل» دارند و از بیرون راندن ابرقدرت آمریکا از کشورشان تا راندن ابرقدرتها از خاورمیانه را در سر میپرورانند. جهتگیری سیاست خارجی ایران از آن زمان تا به امروز هم کموبیش با همین ایدهها هدایت شده است.
پرده سوم. اصلاحطلبان در دوم خرداد ۱۳۷۶ انتخابات را برنده شدهاند در حالی که خودشان هم انتظار چنین موفقیتی را نداشتهاند. آمده بودند که در صحنه سیاست دستآوردهایی داشته باشند، به سرعت و ظرف مدت کوتاهی بر صدر نشستند. قدرت را در دست گرفتند و خواستند همه مناسبات سیاسی را عوض کنند، دموکراسی را به سرعت به بازی غالب سیاست بدل کنند و بساط اقتدارگرایی را برچینند.
اندکی تحلیل: کوتاهترین زمانهای تحول اقتصادی مؤثر که سبب تغییر معنادار در توان اقتصادی کشورها شده در کشورهایی نظیر ژاپن، کره، سنگاپور یا چین امروز رخ داده است. حدود چهار دهه طول کشیده تا اقتصادی توسعهنیافته به قدرتی اقتصادی بدل شود.
کشوری برای آنکه به یک قدرت نظامی پایدار با توان تهاجمی و دفاعی مطمئن تبدیل شود، چند دهه زمان نیاز دارد. پشتیبانی اقتصادی پویا و فناورانه، دیپلماسی مؤثر و توسعه شبکهای از زیرساختها و توافقات بینالمللی و خیلی ملزومات دیگر لازم است که چنین اتفاقی حاصل شود.
در جریان تحولات اقتصادی یا نظامی به شرحی که در بالا گفته شد، ظرفیتهای سختافزاری - ظرفیتهایی برای اعمال قدرت یا رفع نیاز - ساخته میشود.
تحول سیاسی – بالاخص تحولات انقلابی – برخلاف تحول اقتصادی و نظامی (همچنین تحول علمی)، میتواند خیلی سریع، بدون ساخته شدن ظرفیتهای سختافزاری اعمال قدرت، و حتی گاه با تخریب ظرفیتهای سختافزاری موجود به دست آید. چند مثال:
یک. انقلاب مشروطه، تحولی سیاسی بود، اما ایران همان ایران سابق بود بدون کارخانه، ارتش، سازمان اداری، توان تولیدی یا جایگاه جدیدی در نظام بینالمللی. گوشهای از روابط سیاسی تغییر کرده بود. اما تحول سیاسی این توهم را پدید آورده بود که میشود مدعی بازگرداندن سرزمینهای قفقاز و اراضی ایران در عراق تا رود فرات شد.
دو. بعد از انقلاب ۱۳۵۷، ایران همان ایران سابق بود، با تضعیف بیشتر کارخانهها، ارتش، جایگاه در نظام بینالمللی و بر هم خوردن مجموعهای از روابط مولد قدرت. توان تولیدی کشور هم کاهش یافته بود.
سه. در فردای دوم خرداد، ایران همان ایران سابق بود، با همان توان تولیدی، روابط قدرت، قانون اساسی، و اندکی تغییر در جایگاه بینالمللی بهواسطه تحول سیاسی حاصلشده.
تحولات سیاسی میتوانند بسیجگر احساسات، عواطف، نوع جدیدی از روابط اجتماعی، و شروعکننده نوع جدیدی از روابط باشند، اما در نقطه آغاز هیچ توان تولیدی، نظامی، قدرت سخت یا ظرفیت پاسخگویی به نیازها خلق نمیکنند. کارخانه، سلاح، فناوری یا علم جدیدی در فردای یک تحول سیاسی در کوتاهمدت خلق نمیشود.
اما تحولات سیاسی به دلیل بسیج احساسات و عواطف، خصیصه توهمزایی دارند؛ همان توهماتی که در فردای انقلاب مشروطه، انقلاب ۱۳۵۷ و دوم خرداد ۱۳۷۶ خلق شدند. تحولات سیاسی یکی از شروط لازم برای دست یافتن به تحولات اقتصادی، نظامی، اجتماعی و فناورانه مهمتر هستند، اما ابداً شرط کافی نیستند. توهم، اشتباه گرفتن یکی از شروط لازم به جای شرط کافی است.
تحول سیاسی، با مراقبت، دوراندیشی، واقعبینی، تداوم عقلانیت و شناختن حدود، میتواند تدریجاً به بنیانهای کافی برای تحول اقتصادی، اجتماعی و فناورانه منتهی شود. رویکرد غیرتوهمی به تحول سیاسی، هم به یکی از شروط لازم بودن آن توجه میکند و هم شرط کافی نبودن آنرا در نظر میگیرد.
یکی از درسهایی که میتوان از تاریخ آموخت و دوباره راههای بیسرانجام را تکرار نکرد، همواره به خاطر داشتن اثر توهمزایی تحولات سیاسی است. این اثر توهمزایی همانقدر که برای سال ۱۲۸۵، ۱۳۵۷ و ۱۳۷۶ شمسی مؤثر و معنادار بود، میتواند برای ۱۴۰۳ نیز معنادار و مؤثر باشد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
✍دکتر محمد فاضلی
🔹 اول ۳ پرده از تاریخ را مرور کنیم:
پرده اول. روحالله رمضانی محقق و استاد مطالعات سیاست خارجی ایران راهبرد سیاست خارجی ایران در عصر مشروطه را ناواقعگرایی سیاسی ناشی از ملیگرایی بیحد و حصر میداند. معتقد است ایرانیان سودای «استقلال کامل» داشتند و از این زاویه «سیاست بیطرفی» در جنگ جهانی اول را اعلام کردند، در حالی که بخشهایی از کشور در هنگام اعلام این سیاست از سوی روسیه و انگلستان اشغال بود، و همگان بیطرفی را نقض میکردند، ایران هم ظرفیت جلوگیری از نقض بیطرفی نداشت. (شرح کامل این بحث در اینجا)
پرده دوم. انقلاب ۱۳۵۷ به پیروزی رسیده و گروههایی از سیاسیون ایرانی، سودای «استقلال کامل» دارند و از بیرون راندن ابرقدرت آمریکا از کشورشان تا راندن ابرقدرتها از خاورمیانه را در سر میپرورانند. جهتگیری سیاست خارجی ایران از آن زمان تا به امروز هم کموبیش با همین ایدهها هدایت شده است.
پرده سوم. اصلاحطلبان در دوم خرداد ۱۳۷۶ انتخابات را برنده شدهاند در حالی که خودشان هم انتظار چنین موفقیتی را نداشتهاند. آمده بودند که در صحنه سیاست دستآوردهایی داشته باشند، به سرعت و ظرف مدت کوتاهی بر صدر نشستند. قدرت را در دست گرفتند و خواستند همه مناسبات سیاسی را عوض کنند، دموکراسی را به سرعت به بازی غالب سیاست بدل کنند و بساط اقتدارگرایی را برچینند.
اندکی تحلیل: کوتاهترین زمانهای تحول اقتصادی مؤثر که سبب تغییر معنادار در توان اقتصادی کشورها شده در کشورهایی نظیر ژاپن، کره، سنگاپور یا چین امروز رخ داده است. حدود چهار دهه طول کشیده تا اقتصادی توسعهنیافته به قدرتی اقتصادی بدل شود.
کشوری برای آنکه به یک قدرت نظامی پایدار با توان تهاجمی و دفاعی مطمئن تبدیل شود، چند دهه زمان نیاز دارد. پشتیبانی اقتصادی پویا و فناورانه، دیپلماسی مؤثر و توسعه شبکهای از زیرساختها و توافقات بینالمللی و خیلی ملزومات دیگر لازم است که چنین اتفاقی حاصل شود.
در جریان تحولات اقتصادی یا نظامی به شرحی که در بالا گفته شد، ظرفیتهای سختافزاری - ظرفیتهایی برای اعمال قدرت یا رفع نیاز - ساخته میشود.
تحول سیاسی – بالاخص تحولات انقلابی – برخلاف تحول اقتصادی و نظامی (همچنین تحول علمی)، میتواند خیلی سریع، بدون ساخته شدن ظرفیتهای سختافزاری اعمال قدرت، و حتی گاه با تخریب ظرفیتهای سختافزاری موجود به دست آید. چند مثال:
یک. انقلاب مشروطه، تحولی سیاسی بود، اما ایران همان ایران سابق بود بدون کارخانه، ارتش، سازمان اداری، توان تولیدی یا جایگاه جدیدی در نظام بینالمللی. گوشهای از روابط سیاسی تغییر کرده بود. اما تحول سیاسی این توهم را پدید آورده بود که میشود مدعی بازگرداندن سرزمینهای قفقاز و اراضی ایران در عراق تا رود فرات شد.
دو. بعد از انقلاب ۱۳۵۷، ایران همان ایران سابق بود، با تضعیف بیشتر کارخانهها، ارتش، جایگاه در نظام بینالمللی و بر هم خوردن مجموعهای از روابط مولد قدرت. توان تولیدی کشور هم کاهش یافته بود.
سه. در فردای دوم خرداد، ایران همان ایران سابق بود، با همان توان تولیدی، روابط قدرت، قانون اساسی، و اندکی تغییر در جایگاه بینالمللی بهواسطه تحول سیاسی حاصلشده.
تحولات سیاسی میتوانند بسیجگر احساسات، عواطف، نوع جدیدی از روابط اجتماعی، و شروعکننده نوع جدیدی از روابط باشند، اما در نقطه آغاز هیچ توان تولیدی، نظامی، قدرت سخت یا ظرفیت پاسخگویی به نیازها خلق نمیکنند. کارخانه، سلاح، فناوری یا علم جدیدی در فردای یک تحول سیاسی در کوتاهمدت خلق نمیشود.
اما تحولات سیاسی به دلیل بسیج احساسات و عواطف، خصیصه توهمزایی دارند؛ همان توهماتی که در فردای انقلاب مشروطه، انقلاب ۱۳۵۷ و دوم خرداد ۱۳۷۶ خلق شدند. تحولات سیاسی یکی از شروط لازم برای دست یافتن به تحولات اقتصادی، نظامی، اجتماعی و فناورانه مهمتر هستند، اما ابداً شرط کافی نیستند. توهم، اشتباه گرفتن یکی از شروط لازم به جای شرط کافی است.
تحول سیاسی، با مراقبت، دوراندیشی، واقعبینی، تداوم عقلانیت و شناختن حدود، میتواند تدریجاً به بنیانهای کافی برای تحول اقتصادی، اجتماعی و فناورانه منتهی شود. رویکرد غیرتوهمی به تحول سیاسی، هم به یکی از شروط لازم بودن آن توجه میکند و هم شرط کافی نبودن آنرا در نظر میگیرد.
یکی از درسهایی که میتوان از تاریخ آموخت و دوباره راههای بیسرانجام را تکرار نکرد، همواره به خاطر داشتن اثر توهمزایی تحولات سیاسی است. این اثر توهمزایی همانقدر که برای سال ۱۲۸۵، ۱۳۵۷ و ۱۳۷۶ شمسی مؤثر و معنادار بود، میتواند برای ۱۴۰۳ نیز معنادار و مؤثر باشد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍2
Forwarded from کانال خبری بامدادنو
🔴 واکنش کاربران فضای مجازی به سند ارائه شده از فاجعه وام های مدیران در بورس: در واپسین روزهای حضورشان در هیات مدیره #بورس ده میلیارد تومان ناقابل وام چهار درصدی برای خودشون مصوب کردهاند.
بهترین توصیف مدیریت #بازار_سرمایه در دولت سیزدهم همین سخن جوینی است که: آمدند و کندند و سوختند و کشتند و بردند و رفتند
«جیببر ها به بهشت نمیروند»
❇️ @baamdadeno
بهترین توصیف مدیریت #بازار_سرمایه در دولت سیزدهم همین سخن جوینی است که: آمدند و کندند و سوختند و کشتند و بردند و رفتند
«جیببر ها به بهشت نمیروند»
❇️ @baamdadeno
👍4