صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
1.64K subscribers
4.36K photos
1.84K videos
803 files
4.44K links
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Download Telegram
روش آگنوستیکی و شک گرایی


شاید نخستین کسی که به‌جرم تشویش افکار عمومی رسما محکوم به اعدام شد، سقراط حکیم باشد. فیلسوف نام‌آور یونانی که چند قرن پیش از میلاد مسیح در آتن زندگی می‌کرد. سقراط ﺩﺭ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﺷﻬﺮ ﻭ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺁﻣﺪ ﻣﯽﮐﺮﺩ ﻭ ﭼﯿﺰی ﺍﺯ ﺩﻫﺎﻥ ﺍﻭ ﺩﺭ ﻧﻤﯽﺁﻣﺪ، ﻣﮕﺮ ﺳﻮﺍﻝ! ﺍﺯ ﻫﻤﻪ‌ﮐﺲ ﻣﯽﭘﺮﺳﯿﺪ ﻭ ﻫﻤﻪ‌ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﻣﻮﺭﺩ ﺳﻮﺍﻝ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽﺩﺍﺩ. ﻣﻔﺎﻫﯿﻤﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ‌ﻋﻘﯿﺪه ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ، ﻣﻄﻠﻖ ﻭ ﺍﺑﺪی ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺭﺍ ﻣﻮﺭﺩ ﭼﺎﻟﺶ ﻭ ﻧﻘﺪ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽﺩﺍﺩ. ﺗﻌﺮﯾﻒ ﺳﻘﺮﺍﻁ ﺍﺯ ﻋﻘﻼﻧﯿﺖ ﭼﯿﺰی ﺷﺒﯿﻪ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ: نقد‌ﮐﺮﺩﻥ ﺑﺪﻭﻥ خط ﻗﺮﻣﺰ.


ﻫﻤﻪ ﻣﺎ ﺗﺎﺣﺪﻭﺩی ﺍﻫﻞ ﻧﻘﺪ ﻭ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻭ ﭼﺎﻟﺶ ﻫﺴﺘﯿﻢ، ﺍﻣﺎ ﻫﺮﮐﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﻣﺎ ﻋﻘﺎﯾﺪ ﻭ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎﯾﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺁن‌ها ﺭﺍ ﭘﺸﺖ ﺧﻂ ﻗﺮﻣﺰ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩه ﺍﺳﺖ، ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﻌﻨﺎ، ﻣﺎ ﺩﭼﺎﺭ ﻋﻘﻼﻧﯿﺖ ﻣﺤﺪﻭﺩ ﻭ ﻣﺤﺼﻮﺭ ﻫﺴﺘﯿﻢ. ﻫﺮﮐﺪﺍﻡ ﺗﺎ ﺟﺎﯾﯽ ﺧﺮﺩﻭﺭﺯی ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ ﻭ ﺍﺯ ﺁن‌جا ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﺗﺤﺖ ﺳﻠﻄﻪی ﻋﻘﺎﯾﺪ ﻋﺎﺩﺗﯽ ﻭ ﻋﺎﻃﻔﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﯾﻢ. ﻋﻘﺎﯾﺪ ﻋﺎﺩﺗﯽ، ﻋﻘﺎﯾﺪی ﺍﺳﺖ ﮐﻪ آن‌قدر ﺑﻪ آن‌ها ﻋﺎﺩﺕ ﮐﺮﺩه‌ایم ﮐﻪ آن‌ها ﺭﺍ ﺑﺪﯾﻬﯽ ﻓﺮﺽ ﮐﺮﺩه‌ایم. عقاید ﻋﺎﻃﻔﯽ هم عقایدی هستند ﮐﻪ آن‌ها ﺭﺍ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﻘﺪ ﻗﺮﺍر ﻧﻤﯽﺩﻫﯿﻢ ﭼﻮﻥ ﺑﺎ آن‌ها ﺩﺭﮔﯿﺮی ﻋﺎﻃﻔﯽ ﺩﺍﺭﯾﻢ.ﺧﻄﺎﻫﺎی ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖﺷﺎﻥ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﺭﺍ ﻧﻤﯽﺑﯿﻨﯿﻢ ﻭ ﺧﻄﺎﻫﺎی ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺁﻥها ﮐﯿﻨﻪ ﻭ ﻧﻔﺮﺕ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﺑﺴﯿﺎر بزرگ‌تر ﺍﺯ ﺁﻥ‌ﭼﻪ ﻫﺴﺖ ﻣﯽﺑﯿﻨﯿﻢ.


ﺳﻘﺮﺍﻁ ﺑﺎ ﻣﻮﺭﺩ‌ﺳﻮﺍﻝ ﻗﺮﺍﺭﺩﺍﺩﻥ ﻫﻤﻪ‌چیز ﻭ ﻫﻤﻪ‌ﮐﺲ ﺑﻪ‌ﺭﺍﺳﺘﯽ ﺍﻗﺪﺍﻡ ﺑﻪ ﺗﺸﻮﯾﺶ ﺍﻓﮑﺎﺭ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﻣﯽﮐﺮﺩ. ﺍﻭ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﺸﻮﺵ ﻣﯽ‌ﮐﺮﺩ ﻭ ﻧﻤﯽ‌گذاشت ﺩﺭﺧﻤﻮﺩﮔﯽ‌ﻫﺎی ﻓﮑﺮی ﻭ ﻋﻘﯿﺪﺗﯽ ﺧﻮﺩ ﺗﺨﺪﯾﺮ ﺷﻮﻧﺪ. ﺍﻭ ﻣﺎﻧﻊ ﺧﻮﺍﺏ ﺭﺍﺣﺖ ﺁﻧﺎﻥ ﻣﯽﺷﺪ. ﺑﻪ‌همین ﺧﺎﻃﺮ ﻣﺮﺩﻡ ﺁﺗﻦ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺧﺮﻣﮕﺲ ﻣﯽﻧﺎﻣﯿﺪﻧﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻟﻘﺐ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﻣﯽ‌ﮐﺮﺩ ﭼﺮﺍﮐﻪ ﺧﺮﻣﮕﺲ ﻣﺎﻧﻊ ﭼﺮﺕﺯﺩﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﯽﺷﻮﺩ.او از راه پرخطر یقین‌زدایی منصرف نشد. ﺳﻘﺮﺍﻁ ﺑﺮﺍی ﺧﻮﺩ ﺭﺳﺎﻟﺘﯽ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻗﺎﺋﻞ ﺑﻮﺩ. ﺍﯾﻦ‌ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥﻫﺎ ﺑﯿﺎﻣﻮﺯﺩ ﮐﻪ ﺍﻓﮑﺎﺭ ﻭ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎی آن‌ها ﺩﺭ ﻫﺮ ﺟﺎﯾﮕﺎﻫﯽ ﮐﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﻧﺴﺒﯽ ﻭ ﺧﻄﺎﭘﺬﯾﺮ ﺍﺳﺖ.ﺩﺭ ﺗﺠﺮﺑﻪﺑﺸﺮی، ﺣﻘﯿﻘﺖ ﻣﻄﻠﻖ ﻭ ﺧﻄﺎﻧﺎﭘﺬﯾﺮ ﺍﻣﺮ ﻣﺤﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻧﺴﺒﯽ ﻭ ﻣﺘﮑﺜﺮ ﺍﺳﺖ.


امروزه روش سقراط را آگنوستیکی و شک‌گرایی(شک‌ورزی) یا سنت سقراطی می‌گویند. بسیاری از انسان‌ها مطابق عرف جامعه بودن (عرفی‌بودن) یا انباشتن اطلاعات را نشانه عقلانیت می‌دانند. اما سقراط نشان داد که این‌طورنیست، عقلانیت با فرآیند تفکر سر و کار دارد. ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺳﻘﺮﺍﻁ، ﻫﺮ ﺑﺎﻭﺭی ﻛﻪ ﺩﺭ ﺫﻫﻦ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻴﻢ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭼﺎﻟﺶ ﻧﻜﺸﻴﻢ ﻭ ﺍز ﻏﺮﺑﺎﻝ ﻧﻘﺪ ﻧﮕﺬﺭﺍﻧﻴﻢ، ﻫﺴﺘﻪﺍی میﮔﺮﺩﺩ ﺑﺮﺍی ﺯﻧﺪگی ﺍﺑﻠﻬﺎﻧﻪ ﻭ ﻣﺎنعیﺳﺖ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺯﻧﺪگی ﻋﺎﻗﻼﻧﻪ.



دکتر محمدرضا سرگلزایی


@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
1
معجزه‌ی کتاب

به نقشه جهان که نگاه می‌کنم، متوجه می‌شوم بسیارند سرزمین‌هایی که تا آخرین روزهایِ زندگی پایم به آنجا باز نخواهد شد، اما نکته جالب اینجاست که تقریباً از همه این سرزمین‌های دور و نزدیک خاطره دارم.
انگار با شهرها، خیابان‌ها و حتی کوچه‌های آنجا آشناییِ دیرینه‌ام.

هنوز کودک بودم که برایِ اردویِ تابستانی همراه با کریستین اندرسون، از جیرفت به دانمارک رفتم و در خیابان‌هایِ کپنهاک با دخترکِ کبریت فروشی آشنا شدم که جوجه اردکِ زشتی در دست داشت و با پریِ دریایی به لباس جدیدِ پادشاه می‌خندید.

در بازگشت به وطن، همراه با احمدِ شاملو به جشن عروسیِ دخترای ننه دریا وُ پسرای عمو صحرا رفتم، کمی بعد با صمد بهرنگی و کچلِ کفترباز ، بیست و چهار ساعت در خواب و بیداری با اندوهِ پسرکِ لبوفروش غصه خوردم و خنجر ماهی سیاه کوچولو رو تیز کردم !

مرادیِ کرمانی مرا از جیرفت به سیرچ دعوت کرد و با لهجه شیرینش گفت:
هم ولایتی"شما که غریبه نیستید"، آنجا بود که با بچه‌های قالیبافِ خانه، سرم را بر نازبالش گذاشته و در قصه هایِ مجید با قاشق چای‌خوری، مربای شیرین خوردم.

با دولت‌آبادی به کلیدر رفتم و آنجا بود که دور از چشم گُل ممد، دل به عشقِ مارال سپردم و در روزگارِ سپری شدهء مردمِ سالخورده، جایِ خالیِ سلوچ را پیدا کردم.

در ترکمن صحرا همدوش گالان به عشق سولماز ، آتشی بدون دود افروختم ...!


با جک لندن و سپید دندانش به آلاسکا رفتم تا اینکه از دور پیرمردی را در دریا دیدم که کنارِ همینگوِی نشسته و از مشکلاتش در  صیدِ ماهی می‌گوید !

سه‌شنبه‌ها همراه با میچ آلبوم به ملاقاتِ موری رفتم، خشم و هیاهو را در گور به گورِ فاکنر آموختم، با چارلز دیکنز تمامِ انگلستان را گشتم تا سرانجام در لندن با خواهران برونته آشنا شدم ....
همراه جورج اورول به قلعه حیوانات سر زدم، حس عجیبی بود، احساس می‌کردم ۱۹۸۴ سال در آن قلعه زندگی کرده‌ام، حال و روزشان شباهتِ عجیبی داشت با روزگارِ مردمِ سرزمینِ من!

کازانتزاکیس مرا با یونان آشنا کرد ...در سواحلِ کرت با زوربای یونانی هم پیاله شدم، با سیلونه به ایتالیایِ دوست داشتنی و فونتامارا رفتم و به مهمانیِ نان و شراب ...!
شبی کنارِ اوریانا فالاچی نامه‌ای را خواندم به کودکی که هرگز زاده نشد .

کلمبیایِ مارکز را  شناختم  بعد از صد سال تنهایی ، عشق در سال‌های وبا را تجربه کردم.
سرزمین پرو را در سال‌های سگی با یوسا پیمودم ، در مونیخ همدلِ هاینریش بُل در عقاید یک دلقک گریستم ، چند روزی هم در استکهلم مهمانِ فردریک بکمن بودم و در آنجا با مردی به نام اووه آشنا شدم و خلوص آدمی را درک کردم !

ویکتور هوگو مرا با بینوایانِ پاریس و گوژپشتی آشنا کرد که خاطراتِ آخرین روزِ یک محکوم را نجوا می‌کرد.
بالزاک در میانِ دهقانانِ فرانسه من را با زنِ زیبای سی ساله‌یی آشنا کرد و رومن رولان شبی من را به کنسرت موسیقیِ ژان کریستف در شانزه لیزه دعوت نمود، هر چند با وجودِ شیوعِ طاعون، با آلبر کامو هم چندان بیگانه نبودم و تجربه‌ی سقوط هم داشتم !

من در تمام جبهه‌هایِ جنگ به همراه مرل جنگیدم و در "نبردِ من"، هیتلر را بهتر شناختم، با هانا آرنت به دادگاهِ اورشلیم رفتم تا با چهره واقعیِ توتالیتاریسم آشنا شوم.

جومپا لاهیری را در کلکته ملاقات کردم و تا بمبئی با هم عاشقانه‌های تاگور را زمزمه کردیم.
تمامِ جزایرِ ژاپن را با موراکامی گشت زدم تا این که بعد از جنگلِ نروژی،
کافکا را در کرانه دیدم.

در ریگ‌های روان سیدنی با استیو تولتز آشنا شدم و گفتم هرچه بادا باد.
جنایاتِ روسیه تزاری را در جنگ و صلح و آناکارنینای تولستوی شناختم و  یک شب در مسکو مثل یک اَبله با داستایوسکی که هنوز یک جوان خام بود، قمار بازی کردم، اما او دائم از جنایت و مکافاتِ برادران کارامازوفِ سخن می‌گفت و من مجبور شدم با چخوف در باغِ آلبالو به میهمانی مادرِ ماکسیم گورکی بروم.

میلان کوندرا و ایوان کلیما را شبی در پراگ ملاقات کردم،
بر ویرانه‌های کابل با خالد حسینی گریستم، با شافاک در قونیه به ملاقاتِ شمس رفته و چهل قانونِ عشق را آموختم و با دستمالی که از مولانا گرفتم، اشک‌های کیمیا خاتون را پاک کردم.

در برزیل یازده دقیقه کافی بود تا در کنار پائولو کوئلیو با کیمیاگر آشنا شوم. در زمینِ سوخته اهواز با احمد محمود همسایه بودم و هر روز در مدارِ صفر درجه، درختِ انجیرِ معابد را تماشا می‌کردم.
سالِ بلوا با سمفونیِ مردگانِ عباس معروفی آشنا شدم و پس از آن بود که همراه با شوهرِ آهو خانمِ افغانی سری به کرمانشاه زدم تا شادکامان دره‌ی قره سو را از نزدیک ببینم .


این معجزه کتاب است ، بدون هیچ پاسپورت و ویزا و ارزی ، آدمی می‌تواند دورترین نقاطِ دنیا را ببیند، گشت بزند و شیرین‌ترین خاطرات را با مارال، اسکارلت و آناکارنینا به یادگار داشته باشد !


@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
👍63
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بعد از بیت المقدس.... همدان!!!

🔹گنجینه ها و فرصت های بی نظیر فرهنگی و دینی و تاریخی ایران

این آثار بر جای مانده از تاریخ پیشنیان ما، گواه روشنی بر همزیستی مسالمت آمیز و مدارای ایرانیان با اقوام و ملل و پیروان ادیان مختلف است.

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
خودکشی شیرین!

🔹شیرین، محبوب ترین همسر خسرو پرویز شاهنشاه ساسانی بود. داستان عشق و دلدادگی این دو دستمایه یکی از مشهورترین منظومه های عاشقانه ادبیات ایران شد.
بعد از این که خسروپرویز بدست پسرش شیرویه به قتل رسید، شیرویه دلبسته نامادری خود شیرین شد...
ادامه ماجرا به روایت ثعالبی:
وی [ شیرویه ] بیشتر اوقات خود را با زنان می گذراند که هوش و خرد خود را به آنان سپرده بود و در راه عشق ورزی به آنان خود را هلاک می ساخت. در شیرین [ همسر پدرش ] طمع بست که هنوز زیباییش برجای مانده بود. پیغام فرستاد و او را برای خود خواستگاری کرد . او درخواستش را پذیرفت و شرط کرد که دو نیاز او را از پیش بردارد: یکی آنکه اموال او و اموال فرزندانش را به او باز گرداند ودوم آنکه به او اجازت دهد به دخمه پرویز برود، پیش از آنکه ساخته و پرداخته شود.
شیرویه گفت : هردو نیازت برآورده می شود. دستور داد اموال او و فرزندانش را یکسره به او برگردانند. شیرین بخشی را به نیازمندان داد و کنیزکان خود را آزاد ساخت و به آنان چندان بخشید که بی نیاز شوند و در کارهای خیر و خدایی هرچه خواست هزینه کرد. آنگاه سر و تن بشست و پاکیزه ترین جامه های خود را بپوشید . انگشتری بر دست کرد که در زیر نگین آن زهری کشنده پنهان بود. درون گور پرویز رفت ، روی خود را بر روی پرویز نهاد ، نگین انگشتری را با دندان های خود برکند، آن زهر را بنوشید و جان بداد. حالی که دست در گردن پرویز داشت.
خبر آن را به شیرویه  رساندند. دریغ و افسوس گفت و دستور داد شیرین را همانگونه که هست ، در کنار پیکر پرویز ، باز گذارند و در دخمه را ببندند و چنان کردند.
تاریخ ثعالبی ص 463-464
#شیرین
#خسرو_پرویز
#ساسانیان
#شیرویه

@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
👍1
Forwarded from اخبار منتخب
تصویری تازه منتشر شده از سعید جلیلی با پرچم عراق حین پیاده‌روی اربعین در شبکه‌های اجتماعی خبرساز شد
@Akhbar_montakhab
🤬8👎2😡2
📷 تصاویری ازاعلامیه وتراکتهای نیروهای اشغالگر شوروی و بریتانیا(متفقین) طی جنگ جهانی دوم برای اقناع مردم ایران وتوجیه اشغال ایران.

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
😢2
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
سوم شهریور ؛ سالروز اشغال ایران توسط متفقین در جنگ جهانی دوم...

@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
😢3
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
قهرمانان وطن در مرز ارس/ سالروز هجوم متفقين به خاک ايران

🔹سه قهرمان وطن كه در سوم شهریور ۱۳٢٠، (در جريان جنگ جهانی دوم و علی رغم دستور به عدم مقاومت) در مقابل هجوم ارتش شوروی (متفقین) به خاک ايران ايستادند و ٤٨ ساعت در برابر آنها برروی پل مرزی ارس مقاومت كردند و سرانجام با آتش توپخانه روس‌ها به شهادت رسیدند.
🔹ژاندارم سرجوخه ملک محمدی، سید محمد راثی هاشمی و عبدالله شهریاری
🔹همزمان انگليسی ها هم از جنوب به خاک ايران يورش آوردند كه منجر به شهادت پرسنل نيروی دریایی از جمله شهیدان بايندر (فرمانده وقت نيروی دریایی) نقدی، کهنمویی و میلانیان شد.
🔹بعدها ٤ ناو جنگی ايران به نام اين ٤ شهید نامگذاری شد.

ایران بوم

@tarbd
7
چهارم شهریور؛ روز پدر در ایران باستان

روز چهارم شهریور جشن #شهریورگان یا #آذر_جشن، از جشن‌های ایران باستان است.

🔹 این روز برای زرتشتیان #روز_پدر است. شهریور به معنای «پادشاهی آرزو شده» و یا «شهر آرمانی و شایسته» است

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 صحبت‌های جنجالی تقی آزاد ارمکی در آنتن زنده صداوسیما

🔸️تقی‌آزاد ارمکی، جامعه‌شناس در برنامه شیوه: این همه دستگاه عریض و طویل جمهوری اسلامی می‌خواهد به آموزش دهد که چگونه نماز بخوانیم، غذا بخوریم و ..

🔸️صداوسیما ۵۰۰ کانال دارد و ۴۹۷ تا از آن در حال آموزش دین هستند؛ بابا ول کنید دیگر!

🔸️شما نمی‌توانید جایی در کشور پیدا کنید که در آن روحانی و آخوند نباشد؛ آخر چرا انقدر روحانی تولید می‌کنید؟!

❇️ @baamdadeno
👍3
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
دو فاجعه برای میهن ما درشهریور ماه

📝برگرفته از ماهنامه خواندنی شماره 77، شهریور و مهر 1392، صفحه 18

💣یورش نظامی روس و انگلیس به ایران

در جریان جنگ دوم جهانی، ساعت 2 بامداد روز سوم شهریورماه 1320 سفیران روسیه و انگلیس به خانۀ نخست‌وزیر رفتند و آگاهی دادند که نیروهای نظامی کشورهایشان، خاک ایران را مورد تجاوز نظامی قرار داده‌اند.
با آغاز جنگ دوم جهانی، دولت ایران اعلام بی‌طرفی کرد؛ اما با این وجود متفقین حتا بدون اعلام جنگ بی‌طرفی ایران را شکستند و از شمال و جنوب خاک کشور را مورد آفند نظامی قرار دادند. در جریان جنگ اول جهانی نیز همین ماجرا تکرار شده بود. در آن جنگ نیز ایران اعلام بی‌طرفی کرده بود؛ اما در آن زمان نیز از سوی نیروهای امپراتوری روس و بریتانیا مورد تجاوز نظامی قرارگرفت.

با وجود جوان بودن ارتش ایران و نداشتن جنگ افزارهای نوین، ارتش و مجموعۀ نیروهای مسلح کشور جانانه برابر تجاوز خارجی پایداری کردند. اگر خیانت برخی سران ارتش دراعلام آتش‌بس نبود، امکان به ایستایی کشاندن تجاوز وجود داشت.
دراین میان نیروی دریایی باپیش‌کش ۷۰۰ شهید، تا آخرین نفر و آخرین نفس پایداری کرد. در این نبرد دریادار غلامعلی بایندر همراه بابسیاری از فرماندهان، افسران، درجه داران و ناویان به درجۀ رفیع شهادت درراه ایران رسیدند. یگان‌های نیروی زمینی جانانه جنگیدند  و نیز نیروی هوایی باوجود مجهز بودن به هواپیماهای دوباله جنگ اول به رویارویی با روسها برخاست و همچنین نیروهای ژاندارمری و شهربانی، از بذل جان خودداری نکردند.

ملت ایران این تجاوز آشکار نیروهای روس و انگلیس را با وجود اعلام بی طرفی فراموش نخواهد کرد؛ البته فرموش نکنیم که چندی پس از اشغال ایران، نیروهای نظامی آمریکا نیز به صف اشغالگران پیوستند.
شادباد ، شادباد ، شاد باشید ای شهیدان راه ایران که به قرنها در دل دشتها ، کوهها و دریاهای میهن به خون خود کفن پوشیده و خفته‌اید. نام شما و یاد شما، افتخار ماست و درس زندگی ما.

💣عراق درتجاوز نظامی به ایران ازیاری‌های گسترده غرب و شرق برخوردار بود

روز سی‌ویکم شهریور ماه ۱۳۵۹ حکومت بعث عراق که از پشتیبانی کامل غرب و شرق برخوردار بود، میهن ما را مورد آ فند نظامی قرار داد.

دراین نبرد که ۸ سال به درازا کشید، اتحاد شوروی برپایهٔ قرارداد دوستی باعراق، ارتش این کشور را با پیشرفته‌ترین جنگ افزارها تا دندان مسلح کرده بود. غرب و به ویژه فرانسه، پیش‌رفته‌ترین جنگ افزارها و نیز جنگنده‌های ساخت این کشور را در اختیار عراق گذارد؛ حتا برای این کشور یک نیروگاه هسته‌ای درست کرد تا با خاکستر آن نیروگاه، عراق بتواتند جنگ افزار هسته‌ای تولید کند.

آلمانی‌ها، هلندی‌ها و انگلیسی‌ها کارخانه‌ها و شگردشناسی ( تکنولوژی ) ساخت وکاربرد جنگ‌افزارهای شیمیایی (شیمیایی) را در اختیار این کشور قرار دادند. عراق بارها و بارها در درازای جنگ از جنگ‌افزارهای شیمیایی علیه ایران استفاده کرد. این کار با همآهنگی و آگاهی حکومت آمریکا انجام شده است. آمریکایی‌ها برای اینکه بتوانند پول بیشتری صرف خرید جنگ افزارکند، چند صد میلیون دلار اعتبار خرید مواد خوراکی به حکومت عراق داد.

حکومت کشورهای عرب و عرب‌زبان، با افزایش تولید نفت جای خالی نفت عراق را پرکردند و درآمد آن را دراختیار حکومت عراق قرار دادند. حکومت مصر بیش از یک میلیارد دلار از جنگ افزارهای روسی ارتش خود را با موافقت شوروی به عراق واگذار کرد و...

📌باوجودی که دبیرکل سازمان ملل‌متحد به روشنی عراق را آغازگر جنگ اعلام کرد، هنوز ایران اقدامی در راه ستاندن غرامت‌های وارده برمردم و سرزمین ایران به عمل نیاورده است. هنوز اقدامی برای کشاندن سران‌کشوری و لشگری حکومت متجاوز عراق به محاکمه انجام نگرفته است.

هنوز خون شهیدان تجاوز نظامی عراق می‌جوشد؛ هنوز جانبازان با درد و رنج برخاسته از جنایت‌های حکومت عراق روزگار به سر می‌برند و هنوز آزادگان رنج زندان‌های مخوف را از یاد نبرده‌اند.

@tarbd

http://www.iranboom.ir/tarikh/tarikhemoaser/10377-2faje-baraye-mihan-dar-shahrivar-mah.html

@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
🔥1
هویت ایرانی ورزشگاه امجدیه؛
#علی_اصغر_حکمت

🔹سوم شهریور سالروز درگذشت علی اصغر حکمت

روشنفکر دولتمرد عصر پهلوی است. آقای حکمت مدتی نسبتا طولانی از سال ۱۳۱۲ تا سال ۱۳۱۷ مسئولیت وزارت معارف(آموزش و پرورش کنونی) را برعهده داشت و در دوران وزارتش منشا خدماتی شد که بر زندگی ایرانیان اثر داشته است. در دوره‌ی وزارت او تعداد مدارس کشور گسترش قابل توجهی یافت و دانشسراهای مقدماتی و عالی جهت تربیت معلم تاسیس شد. همچنین برگزاری کنگره‌ي بزرگداشت فردوسی و بنای آرامگاه‌های شاعران نامدار ایران همچون حافظ و خیام در دوران او صورت گرفت. بنای موزه‌ی ایران باستان و دانشگاه تهران از جمله دیگر خدمات اوست.

یکی دیگر از خدمات علی‌اصغر حکمت راه‌اندازی و تقویت دوره‌های تربیت بدنی و پیشاهنگی در مدارس و تاسیس ورزشگاه امجدیه به عنوان مرکزی برای برگزاری مسابقات ورزشی بود. حکمت به‌خصوص تلاش کرد بنای ورزشگاه امجدیه را با هویت ایرانی عجین سازد.

در خاطرات حکمت می‌خوانیم که او پس از جلب موافقت رضاشاه برای گسترش تربیت بدنی، اقدامات خود را چنین آغاز کرد: ««چهار زمین وسیع در چهار نقطۀ شهر، شمال (اراضی باغ امجدیه)، شرق (اراضی اکبرآباد دولاب)، غرب (اراضی پشت باغشاه) . جنوب (اراضی نزديك بيمارستان شیروخورشید سرخ) خریداری و به نام وزارت معارف قباله شد. بدین ترتیب میدان‌های وسیع در چهار نقطه‌ی شهر به وجود آمد که دانش‌آموزان مدارس هر کدام در ناحیه‌ی خود به آن‌جا رفته به تمرین و ممارست مشق‌های بدنی پرداختند». چنان که حکمت روایت کرده، زمینی که در باغ امجدیه انتخاب شد از همه وسیع‌تر بود و «ورزشگاه نمره‌ی یک» نام گرفت. حکمت این زمین به مساحت ۲۱هزار ذرع را از مخبرالسلطنه هدایت به بهای ذرعی ۳ قران خرید. 

چند ماه بعد، ‌دیواره‌های استادیوم بالا رفت، روزی که رضاشاه هنگام سرکشی در خارج از شهر، عملیات ساختمانی در زمین امجدیه را دید، در هیئت وزیران از حکمت پرسید: «این قلعه‌ی مدور که در بیرون دروازه‌ی دولت می‌سازید، برای چیست؟»، پاسخ حکمت به شاه چنین بود: «این ورزشگاهی است که به سبك استادیوم‌های فرنگستان ساخته می‌شود و در آن‌جا جوانان زورآزمایی و هنرنمایی می‌کنند.»

حکمت تنها به ایجاد ساختمان ورزشگاه امجدیه اکتفا نکرد بلکه در جهت هویت‌سازی برای امجدیه، از علی‌اکبر دهخدا خواست یک بیت شعر از شاهنامه را به عنوان شعار ورزشکاران ایرانی پیشنهاد دهد و سپس دستور داد این شعر منتخب دهخدا از شاهنامه با خط نستعلیق در ورودی ورزشگاه امجدیه نوشته شود: «ز نیرو بود مرد را راستی/ ز سستی کجی زاید و کاستی». (حکمت پیش‌تر شعر «توانا بود هر که دانا بود» از فردوسی را به عنوان شعار عمومی آموزش و پرورش در شورای عالی معارف مصوب کرده بود).حکمت همچنین از ملک‌الشعرای بهار خواست شعری را به مناسبت احداث ورزشگاه امجدیه بسراید.

علی‌اصغر حکمت برای پیوند زدن اسطوره‌های ایرانی به امجدیه، سلیقه‌ و وسواس عجیبی به خرج داد. مطابق با خاطراتش، به دستور کریم‌خان زند، صحنه‌ي رزم رستم و دیو سپید، کاشیکاری شده و بر سردر عمارت ارگ وکیل نصب شده بود. آقامحمدخان قاجار پس از رسیدن به سلطنت دستور داد این کاشیکاری را به تهران منتقل کنند و در کاخ‌اش نصب نمایند. حکمت، از رضاشاه درخواست کرد که این کاشیکاری از کاخ به ورزشگاه منتقل شود و پس از موافقت شاه، کاشیکاری‌های عهد زندیه از رزم رستم و دیو سپید، به امجدیه منتقل و در ورودی غربی ورزشگاه نصب شد( مطابق با خاطرات حکمت این اثر با ارزش تاریخی در سال ۱۳۳۸ بر اثر بی‌مبالاتی تعمیرکنندگان امجدیه از میان رفت).

با افتتاح امجدیه در سال ۱۳۱۸، صفحات مطبوعات آن دوره، شاهد گزارش‌های مختلفی از برگزاری رژه‌های ورزشی در این ورزشگاه بود، و به‌‌خصوص رژه و مسابقات ورزش دسته‌جمعی دختران، مورد توجه مطبوعات قرار می‌گرفت. ماهنامه‌ی آموزش و پرورش مراسم پیشاهنگی آبان ۱۳۱۸ در امجدیه را چنین گزارش داد: «ابتدا دسته‌های ورزشکار دختران و پسران پایتخت و سپس قهرمانان شهرستان‌ها با پرچم‌های مخصوص به حالت رژه از برابر شاهنشاه‌زاده محبوب خود عبور نمودند. [...] بعدازظهر مسابقات نهایی قهرمانی دو امدادی میان ورزشکاران پایتخت و شهرستان‌ها آغاز گردید. [...] پس از اتمام مسابقه دو، قهرمانان کشتی به میدان آمده و دوبه‌دو به کشتی پرداختند. [...] سپس دو دسته از دوشیزگان به مدت یک ربع به بازی هندبال پرداختند. [...] در ادامه تیم‌های تهران و اصفهان مسابقۀ فوتبال دادند که تهران چهار بر صفر به پیروزی رسید.» امجدیه و میراثی که حکمت باقی گذاشت، نقطه‌ی مهمی بود برای گسترش تربیت بدنی و ورزش‌های جمعی در ایران.

علی ملیحی

@tarbd
📚📚📚📚📚

https://t.me/tarbd
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جاده بریس
جاده‌ای جذاب بین دریا مکران و کوه های مریخی چابهار ، سیستان و بلوچستان

@tarbd
📚📚📚📚📚
👍31
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴قائم‌پناه، معاون اجرایی رئیس‌جمهور: 

🔸اگر جوانی استوری یا پیامی گذاشته یا لباسی پوشیده، با گزینش این افراد با گذشت برخورد کنید و معلمانی را که دانش بیشتری دارند را انتخاب کنید.

🔸هسته‌های گزینش تا ابلاغ جدید آیین نامه‌های گزینش با جوانان کشور مهربانانه‌تر برخورد کنند.

🔸با دختران این سرزمین مهربان‌تر باشند تا همه ایران را برای حل مشکلات یکپارچه کنند.

🔸هزاران نفر از تحصیل‌کردگان به‌دلیل تنگ‌نظری‌های ما به خارج از کشور رفتند.

❇️ @baamdadeno
👍6
بزرگترین پزشک تاریخ و یک پوزیتویست تمام عیار!!!

🔹 امروز روز بزرگداشت محمد بن زكريای رازی (روز داروساز)است.
رازی کاشف الکل، جوهر گوگرد (اسید سولفوریک)، نخستین داروهای آلکالوئیدی و نفت سفید است . جرج سارتن در کتاب تاریخ علم،رازی را پدر علم شیمی می‌داند. رازی اولین فیلسوف تجربی ایرانی است. برخی در ایران، به اشتباه، متکلمین را فیلسوف قلمداد می کنند و به این اعتبار رازی از معدود فیلسوفان خردگرای محض(قبل از دکارت)و یک پوزیتویست تمام عیار است(حتی قبل از بیکن). رازی از اولین منادیان عقل استقرایی بوده است، همان عقلی که محمد غزالی بعدها متعرض آن شد و آثارش تا به امروز ادامه دارد.

اگرچه همگان منجمله ابن الندیم در الفهرست از تواضع و مردمداری رازی گفته‌اند اما نگاه علمی محض رازی به وقایع و تعمیم آن به حوزه فلسفه و دین، باعث شده است که جریانی وی را دهری(ملحد و ماده گرا) بداند. فارابی و شهید بلخی و ابن هیثم به همین دلیل ردیه هایی علیه وی نوشته‌اند و ابن‌سینا در موردش می گوید:المتکلف الفضولی المتکلم بما لا یعنیه. در هرحال رازی معتقد به جدایی فلسفه و عقل از دین بوده و با انتقاد از ادیان ،آنها را ضد عقل (فأما المذهب‌ فأنّه‌ ممّا يحتاج‌ فيه‌ الي‌ كلام‌ يبّين‌ به‌ انّه‌ عرضّ هوايي‌ لاعقلي‌) می‌دانست و بر جامعیت عقل تاکید داشت :«با ابزار خرد است که ساختن کشتی‌ها یافته‌ایم،  دانش پزشکی را هم با خرد حاصل کرده‌ایم و هم بدان امور بس پیچیده و پنهان از دیده را شناخته‌ایم ، چنان که شکل زمین و سپهر و بزرگی خور و ماه و دیگر اختران ، فواصل و حرکات آنها را دریافته‌ایم ، و نیز بدان خود به شناخت آفریدگار گرامی نائل شده‌ایم ، خرد اگر نبود، وضع ما همچون حال چارپایان می‌مانست ». 


رازی به سبب این افکار مورد انتقاد بوده، ابن حزم، رازی را «جاهل خرافاتی»می‌نامد، موسي‌بن‌ميمون‌(دلاله الحائرین) که فیلسوفی یهودی است افكار رازی را« هذيان»می داند،‌ ابوريحان‌ بيروني‌ هم در نامه ای که به ابن سینا می‌نویسد در جایی به آرای رازی استناد و موجب آزردگی بوعلی می شود چنانکه بوعلی با آنکه خود پزشکی برجسته است و در نگارش «قانون» از کتاب «الحاوی» رازی استفاده زیادی کرده است،  می نویسد:«گويي‌ تو اين‌ اعتراض‌ را از محمدبن‌زكرياي ‌رازي‌ آن‌ متكلف‌ فضولي‌ گرفته‌ای كه‌ بر الهيات‌ شرح ها نوشت‌ و از حد خود تجاوز كرد و نظر در شيشه‌هاي‌ ادرار بيماران‌ را فرو گذاشت». (نامه دانشوران ج.1).

به نظر زکریای رازی، استبداد و خود کامگی، از پلیدترین احساسات بشری است. در باب نوزدهم  کتاب «طب روحانی»رازی آن نوع از حکومت را می‌ستاید که مبتنی بر عدالت و برادری و مصالح و منافع اکثریت است.  در باب بیستم کتاب«طب روحانی»  (في الخوف من الموت) ، وی مردم را به شجاعت اخلاقی و مدنی فرا می‌خواند.علمای بغداد معتقد بودند که اجتماع بدون نبوت و شریعت استقرار پیدا نمی‌کند و احکام و قوانین باید حتما آسمانی و به تصدی امام و خليفه باشد. زکریای رازی که هم فيلسوفی زبردست بود و زبان عربی را بهتر از خلیفه می‌دانست به آنها جواب داد که این ادعا دروغ است ، به دلیل این که مردمان قفچ یاکوچ که در قسمت شرقی کرمان حکومتی كوچك دارند. با آنکه به هيچ يك از کتابهای اسمانی معتقد نیستند از بهترین قوانین و در نتیجه از بهترین شرایط زندگی برخوردارند.(منبع:زندگی مسلمانان در قرون وسطا/ علی‌اکبر مظاهری، مرتضی راوندی)

دوکتاب رازی که منعکس کننده افکار انتقادی اوست عبارتند از«فی‌النبوات» و«فی حیل المتنبین» که بواسطه صراحت در نفی حجیبت دین و پیامبران در بین علمای دین به نام های «نقص الادیان » و «مخاریق الانبیاء» مشهور شد و در قرون بعد به فتوای هم آنان از بین رفت(در زمان خود رازی سامانیان ایرانی تبار نوعی فضای آزاد اندیشی فراهم کرده بودند). نقل قول‌های بجامانده از رازی دراین حوزه، بیشتر بر اساس گفته های«ابوحاتم رازی»نویسنده «أعلام‌ النبوه»است که با رازی مناظره‌های متعددی داشته است.

مرتضی مطهری با استناد به رساله «فی تثبیت المعاد »معتقد است رازی معتقد به توحید و معاد و چون اهل ری، حتما شیعه بوده بنابراین طبیعی است که بخاطر انتقاد فارابی و ابن سینا باب انتقاد از او بازشود و علمای اهل سنت رازی را ملحد معرفی کنند با این حال همین اظهارنظر شاید این نکته رو نادیده گرفته است که حتی فردی مثل ناصر خسرو  که شیعه اسماعيلي بوده است در کتاب «زادالمسافرین»، رازی را غافل می‌داند بنابراین  نمی‌توان، دلیل اتهام الحاد وی را به مذهبش تقلیل داد .
 

سهند ایرانمهر

@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
3👍1
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
گذری بر تاریخ ایران۹ 🔹حکومت مادها۲ تشکیل دولت ماد و پادشاهی دیاکو مصائب و رنج‌هایی که دست‌اندازی‌های آشوری‌ها بر مردم ایران وارد می‌آورد، پیدایش یک اتحادیه نیرومند دربرابر آشوریان را ایجاب می‌کرد. ایرانیان مردمی مسالمت‌جو بودند، و به کشاورزی و دامداری‌شان…
گذری بر تاریخ ایران۱۰
🔹مادها۳

قدرت یافتن فرورتیش، فرزند دیااکو، و آشوری ها

در لشکرکشی‌های بعدی #سارگون_دوم به سرزمین‌های ماد، گروه‌های بزرگی از مادها از جمله ۴۶ تن از امیران محلی (کاوی‌ها) به اسارت او درآمدند و چندین آبادی توسط او ویران شد. اینها را او در کتیبه‌اش برای ما برجانهاده است. با این حال حمله سارگون به الحاق زمین‌های ماد به آشور نیانجامید؛ زیرا مادها مصمم بودند که به هرقیمتی باشد، استقلال و هویت ایرانی خویش را حفظ کنند. شاه آشور به تجدید پیمان باج‌گزاری سابق اکتفا کرده، و خاک ماد را تخلیه کرد. مجموعه لشکرکشی آشوری‌ها، نتوانست قدرت مادها را در هم بشکند و اتحادیه‌ دیااکو را از بین ببرد.

جنایت‌های بیرون از وصفی که آشوری‌ها در آبادیهای ایرانی کرده بودند، قبایل ماد را بیش از پیش متحد کرد تا از موجودیت خویش در برابر او حفاظت کنند. ایرانیان هر چند که به خصیصه نژادی و قومی‌شان مردمی مسالمت‌جو بودند و اهل خشونت و جنگ و خون‌ریزی نبودند، ولی تجاوزات آشوری‌های خشن، مجبورشان می‌کرد که سلاح‌داری و آئین نبرد بیاموزند تا از هویت و موجودیت خویش دفاع کنند. همبستگی همگانی نیز ضرورتی بود که می‌بایست در تشکیل اتحادیه قبایلی نمود یابد. رهبر اتحادیه قبایل ماد پس از دیااکو، فرزندش #فرورتیش نام داشت.

#سارگون_دوم نخستین شاه آشوری بود که در حین جنگ کشته شد و سپاهیانش به سختی شکست یافتند. ازآنجا که آشوری‌ها برای خدایشان آشور می‌جنگیدند و جنگ‌هایشان را جهاد در راه خدایشان می‌نامیدند، و هدف‌شان تحمیل دین خودشان بر مردم مغلوب بود، کشته شدن سارگون به مثابه ناخشنودی خدا از سارگون تلقی شد و کاهنان آشوری فتوا دادند که نباید جسد او برای به خاکسپاری برگرفته شود. اکنون #سناخریب (پسر سارگون) جانشین پدر شده بود. به نظر می‌رسد که او چنان از ایرانیان ترسیده بود که با طرح موضوع خشم خدا بر پدرش خواست که خودداری از انتقام‌گیری از مادها را به این وسیله توجیه کند و جنگ دیگری با مادها به راه نیندازد. او از بیم مادها، شهری تازه ساز را که پدرش در شمال نینوا برای پایتخت ساخته بود - ­چونکه در سرزمین ایرانیان بود و بومیانش کوچانده شده بودند - رها کرد و مجددا نینوا را پایتخت آشور قرار داد. از این زمان #مادها به عنوان یک قوم قدرتمند در همسایگی آشور مطرح شدند و سیاست دولت آشور بر آن قرار گرفت که مناطق پشت مرزهای شرقی آشور را از ساکنان بومی تخلیه کرده، و به جای آنها جماعات غیر ایرانی اسکان دهد و ترکیب جمعیتی منطقه را به هم بزند. برای این منظور حملاتی به آبادی‌های کوهستانی زاگرس که نوار غربی واقع در بیرون از اتحادیه ماد بود صورت گرفت و گروه‌هایی از مردم منطقه کشتار شدند و آبادی‌ها و مزارع به آتش کشیده شد، و جماعات مغلوب سریانی و اسرائیلی که از شام و فلسطین کوچانده شده بودند در آبادی‌های اشغالی اسکان داده شدند، و حتی نام آبادی‌ها نیز تغییر داده شد.

‌ از این پس دیگر آشوری‌ها هیچگاه جرات نکردند که به خاک ماد لشکرکشی کنند. اما سناخریب به #الی‌پی (لرستان کنونی) لشکر کشید تا اتحادی که میان شاه الی‌پی و شاه ماد برقرار شده بود را بشکند؛ ولی شاه الی‌پی که پیش از این با شاه عیلام هم پیمان شده بود به کمک نیروهای عیلامی با او روبرو شد؛ و تلاش‌های سناخریب برای آنکه شـاه الی‌پی را مطیع خویش کند، به جایی نرسید. در این اثناء در بابل قیام ضد آشور به راه افتاد که شاه عیلام نیز از آن پشتیبانی می‌کرد. سناخریب مجبور شد که توجه خویش را به درون میانرودان برگرداند. او شورش مردم بابل را فرونشاند و بابل را ویران کرد (حوالی سال ۶۹۰ پ.م). اقدامات خشونت‌آمیزی که او در میانرودان انجام داد، خشم همگان را بر ضد او برانگیخت، و او در سال ۶۸۰ پ.م قربانی یک کودتا شد، و در حینی که در معبد #نینورتا در نینوا مشغول دادن قربانی بود، ترور شد.

پس از او جنگ خانگی پسرانش بر سر تصاحب مقام سلطنت آغاز شد؛ دوتا از آنها شکست یافته به نواحی کوهستانی شمال آشور گریختند، و یکی از آنها به نام #اسرحدون به سلطنت رسید. پیآمد این رخداد که برای ایرانیان میمون بود، ضعف و فترتی بود که به سبب اختلاف‌ها در ارتش آشور پدید آمد. آغاز سلطنت اسرحدون با تحولات نوینی همراه بود، که در منطقه رخ داد، از جمله به قدرت رسیدن #فرورتیش. اسرحدون که کشور آشور را از همه طرف در محاصره رقیبان نیرومند دیده بود، کوشید کشورش را با اوضاع نوین وفق دهد (اتحاد با قدرت‌های دیگر). در زمان اسرحدون هیچ لشکرکشی به داخل خاک ماد انجام نگرفت.

محمد امیری

منبع: بازخوانی تاریخ ایران‌زمین، دکتر امیرحسین خنجی، جلد اول، گفتار چهارم: پادشاهی ماد، خلاصه ص۱۳۸ تا ۱۴۵.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 پزشکیان: نیروی انتظامی نوجوانان ما را هدایت نمی کند تخریب میکند و مدرسه است که جوانان ما را هدایت می کند

❇️ @baamdadeno
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فرمول شادی...
شاد بودن بزرگترین انتقامیست که میتوان از زندگی گرفت .

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
2👍1