🌲🌲🌲
آنکه از راه نبرد با دشمن تامین معاش می کند،
علاقه دارد که دشمنش زنده بماند...
#نیچه
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
آنکه از راه نبرد با دشمن تامین معاش می کند،
علاقه دارد که دشمنش زنده بماند...
#نیچه
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍5
✅نخستین وزیر علوم ایران و ارثیه های تاریخی...
📝امیر ناظمی..
شکلگیری وزارت علوم در ایران پیامد یک تغییر جدی در ساختار حکمرانی در ایران بوده است.
در سال ۱۲۳۷ خورشیدی، ناصرالدینشاه که خودرایی میرزا آقاخان نوری را مانعی در حکمرانی مناسب میدانست، با دستخطی نوری را از صدارت اعظم خلع میکند.
ناصرالدینشاه مینویسد:
« جناب صدراعظم!
چون شما جميع امورات دولتى را به عهدۀ خود گرفتيد و احدى را شريك و سهيم خود قرار نمىداديد، معلوم شد قوۀ يك شخص شما از عهدۀ جميع خدمات ما برنيامد. ....
شما را از منصب صدارت ... معزول فرموديم.
در خانة خودت آسوده باش، درنهايت اطمينان و امنيت از جانب ما.. ».
به این ترتیب دوران حکمرانی بدون صدراعظمی آغاز میشود.
در این دوره برای نخستین بار شورای وزیران متشکل از شش وزیر تشکیل میشود.
به این ترتیب این شش وزارتخانه نخستین وزارتخانههای ایران میشوند:
۱-داخله [کشور]،
۲-خارجه [امور خارجه]
۳-جنگ [دفاع]
۴-ماليه [اقتصاد]
۵-عدليه [دادگستری]
و ۶-وظايف و اوقاف.
وزارتخانههایی که همچنان شاید اصلیترین وزارتخانههای کشور هستند.
یک سال بعدتر، در ۱۲۳۸ خورشیدی، دو وزارتخانه دیگر به شورای وزیران افزوده میشوند:
۷-وزارت علوم
و ۸-وزارت صنعت و تجارت.
نخستین وزیر علوم «عليقلى ميرزا اعتضادالسلطنه» است.
او پسر پنجاه و چهارم فتحعلیشاه است.
این وزیر دارای ویژگیهایی است که تبدیل به ارثیة انتظاراتی از وزارت علوم در طول حدود ۱۳۰ سال گذشته در وزارت علوم شده است.
به نظر میرسد یک وزیر علوم ایدهال برای نظام حکمرانی ایران بوده است و هنوز روسای جمهور شیفتة امثال اعتضادالسلطنهها هستند.
نخستین وزیر علوم ایران، پیش از وزارت رئیس دارلفنون بوده است.
آنگونه که همچنان ما از میان روسای دانشگاهها به دنبال وزیر علوم هستیم.
اعتضادالسلطنه برخوردار از انتشارات قابل توجه در دوران خود نیز بوده است.
اعتضادالسلطنه کتابهای متعددی در زمینههای مختلف از تاریخ تا نجوم تالیف نموده است.
نه تنها انتشارات بالا دارد..
بلکه تنوع آثارش او را در ردیف حکیم-دانشمندان قرار میدهد.
اعتضادالسلطنه در عرصة ورود علوم مدرن به ایران نیز کارنامة چشمگیری دارد.
خودش از اعضاء آن گروه ایرانی-فرانسوی بود که کتاب «گفتار در روش»، دکارت را به فارسی ترجمه کرد، کتابی که در سال ۱۲۴۱ با پشتیبانی وزارت علوم چاپ شد.
در این کتاب مترجمین علاوه بر مقدمه، پیوستهایی نیز به کتاب افزودند تا نظریههای مدرن علمی و مهم اروپایی به خصوص قوانین نیوتون به صورت خلاصه شرح میداد.
او همچنین ۴۲ نفر از دانشجویان دارلفنون را نیز به اروپا فرستاد تا علوم روز را بیاموزند.
این گروه اگرچه به عنوان بورسیههای رسمی دولتی شناخته نمیشوند و اطلاعات قابلتوجهی از آنان در دست نیست..
اما به نظر میرسد نخستین گروه منسجم و منتخب اعزام شده از ایران برای فراگیری علوم روز هستند.
نخستین وزیر علوم، البته اهل شعر و ادب بود و اغلب شعراء و ادیبان در جلسات وی حضور داشتند.
وی روزنامه هفتگی به نام «روزنامه ملت سنیه ایران» را به چاپ سنگی در سال ۱۲۴۵ ه.خ. منتشر میکند و پس از انتشار دو شماره نام آن به روزنامه ملتی تبدیل می شود.
پس از آن روزنامه علمی دولتی ایران را تاسیس میکند.
در کنار این کارها وی را میتوان تاریخنویسی قابل توجه دانست.
وی چندین کتاب در خصوص اوضاع زمانه خود، خصوصا در خصوص زندگی و فعالیتهای سید علی باب و اعدام او منتشر میکند.
کتابهایی که در حقیقت تنها منابع موجود از برخی از شخصیتهای بابیه و نحوة رشد آنها است.
اعتضادالسلطنه البته به دلیل رابطة خانوادگیاش، از ملتزمین رکاب ناصرالدینشاه در سفر به فرنگ است.
از افراد معتمد شاه است، آنگونه پس از مرگ شاه فرزندش را نیز به پیشخدمتی میپذیرد.
تجمیع تمامی آنچه اعتضادالسلطنه داشت، همچنان رویای رییس دولت ایران است.
فهم ما از وزیر علوم اندکی بیشتر از اعتضادالسلطنه نرفته است.
هنوز آنچه از وزارت علوم و وزیرش فهمیده و خواسته میشود.
در ۱۳۰ سال پیش مانده است.
تاریخ جلو میرود و سیاست در تاریخ جا مانده است.
#تاریخ معاصر
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
📝امیر ناظمی..
شکلگیری وزارت علوم در ایران پیامد یک تغییر جدی در ساختار حکمرانی در ایران بوده است.
در سال ۱۲۳۷ خورشیدی، ناصرالدینشاه که خودرایی میرزا آقاخان نوری را مانعی در حکمرانی مناسب میدانست، با دستخطی نوری را از صدارت اعظم خلع میکند.
ناصرالدینشاه مینویسد:
« جناب صدراعظم!
چون شما جميع امورات دولتى را به عهدۀ خود گرفتيد و احدى را شريك و سهيم خود قرار نمىداديد، معلوم شد قوۀ يك شخص شما از عهدۀ جميع خدمات ما برنيامد. ....
شما را از منصب صدارت ... معزول فرموديم.
در خانة خودت آسوده باش، درنهايت اطمينان و امنيت از جانب ما.. ».
به این ترتیب دوران حکمرانی بدون صدراعظمی آغاز میشود.
در این دوره برای نخستین بار شورای وزیران متشکل از شش وزیر تشکیل میشود.
به این ترتیب این شش وزارتخانه نخستین وزارتخانههای ایران میشوند:
۱-داخله [کشور]،
۲-خارجه [امور خارجه]
۳-جنگ [دفاع]
۴-ماليه [اقتصاد]
۵-عدليه [دادگستری]
و ۶-وظايف و اوقاف.
وزارتخانههایی که همچنان شاید اصلیترین وزارتخانههای کشور هستند.
یک سال بعدتر، در ۱۲۳۸ خورشیدی، دو وزارتخانه دیگر به شورای وزیران افزوده میشوند:
۷-وزارت علوم
و ۸-وزارت صنعت و تجارت.
نخستین وزیر علوم «عليقلى ميرزا اعتضادالسلطنه» است.
او پسر پنجاه و چهارم فتحعلیشاه است.
این وزیر دارای ویژگیهایی است که تبدیل به ارثیة انتظاراتی از وزارت علوم در طول حدود ۱۳۰ سال گذشته در وزارت علوم شده است.
به نظر میرسد یک وزیر علوم ایدهال برای نظام حکمرانی ایران بوده است و هنوز روسای جمهور شیفتة امثال اعتضادالسلطنهها هستند.
نخستین وزیر علوم ایران، پیش از وزارت رئیس دارلفنون بوده است.
آنگونه که همچنان ما از میان روسای دانشگاهها به دنبال وزیر علوم هستیم.
اعتضادالسلطنه برخوردار از انتشارات قابل توجه در دوران خود نیز بوده است.
اعتضادالسلطنه کتابهای متعددی در زمینههای مختلف از تاریخ تا نجوم تالیف نموده است.
نه تنها انتشارات بالا دارد..
بلکه تنوع آثارش او را در ردیف حکیم-دانشمندان قرار میدهد.
اعتضادالسلطنه در عرصة ورود علوم مدرن به ایران نیز کارنامة چشمگیری دارد.
خودش از اعضاء آن گروه ایرانی-فرانسوی بود که کتاب «گفتار در روش»، دکارت را به فارسی ترجمه کرد، کتابی که در سال ۱۲۴۱ با پشتیبانی وزارت علوم چاپ شد.
در این کتاب مترجمین علاوه بر مقدمه، پیوستهایی نیز به کتاب افزودند تا نظریههای مدرن علمی و مهم اروپایی به خصوص قوانین نیوتون به صورت خلاصه شرح میداد.
او همچنین ۴۲ نفر از دانشجویان دارلفنون را نیز به اروپا فرستاد تا علوم روز را بیاموزند.
این گروه اگرچه به عنوان بورسیههای رسمی دولتی شناخته نمیشوند و اطلاعات قابلتوجهی از آنان در دست نیست..
اما به نظر میرسد نخستین گروه منسجم و منتخب اعزام شده از ایران برای فراگیری علوم روز هستند.
نخستین وزیر علوم، البته اهل شعر و ادب بود و اغلب شعراء و ادیبان در جلسات وی حضور داشتند.
وی روزنامه هفتگی به نام «روزنامه ملت سنیه ایران» را به چاپ سنگی در سال ۱۲۴۵ ه.خ. منتشر میکند و پس از انتشار دو شماره نام آن به روزنامه ملتی تبدیل می شود.
پس از آن روزنامه علمی دولتی ایران را تاسیس میکند.
در کنار این کارها وی را میتوان تاریخنویسی قابل توجه دانست.
وی چندین کتاب در خصوص اوضاع زمانه خود، خصوصا در خصوص زندگی و فعالیتهای سید علی باب و اعدام او منتشر میکند.
کتابهایی که در حقیقت تنها منابع موجود از برخی از شخصیتهای بابیه و نحوة رشد آنها است.
اعتضادالسلطنه البته به دلیل رابطة خانوادگیاش، از ملتزمین رکاب ناصرالدینشاه در سفر به فرنگ است.
از افراد معتمد شاه است، آنگونه پس از مرگ شاه فرزندش را نیز به پیشخدمتی میپذیرد.
تجمیع تمامی آنچه اعتضادالسلطنه داشت، همچنان رویای رییس دولت ایران است.
فهم ما از وزیر علوم اندکی بیشتر از اعتضادالسلطنه نرفته است.
هنوز آنچه از وزارت علوم و وزیرش فهمیده و خواسته میشود.
در ۱۳۰ سال پیش مانده است.
تاریخ جلو میرود و سیاست در تاریخ جا مانده است.
#تاریخ معاصر
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👏1
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
✅۱۴ مرداد سالروز صدور فرمان مشروطه...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍2
✅به مناسبت سالروز صدور فرمان مشروطیت
✍️علی مرادی مراغه ای
🔹امروز یکی از درخشانترین روزهای تاریخ ماست روزی که مردم مشروطه گرفتند...
غالبا پرسیده می شود چرا مشروطیت ناکام ماند؟!
من می گویم چون مشروطه چندین دشمن کوچک داشت اما یک دشمن بزرگ!
مشروطه بر دشمنان کوچکش مانند تبعید محمدعلی شاه، اعدام شیخ فضل الله، امیر بهادر...پیروز شد اما عاقبت از آن دشمن بزرگش شکست خورد، این دشمن بزرگ همانا فرهنگ سیاسی عقب مانده بود!
♦️وقتی مظفرالدین شاه خواست فرمان مشروطیت را امضا کند کثیری از رذل ترین افراد مانند امیر بهادر وزیر دربار اطرافش را گرفته مخالف بودند امیر بهادر گفت: اگر مشروطه بدهید خودم را خواهم کشت!...
مظفرالدین شاه به آنها توجهی نکرد و داد!
اما بزرگترین مشکل این بود که آن مردم نمی دانستند چه گرفته اند؟!
پس، آنچه گرفته بودند نتوانستند نگه دارند، مدام می لغزید و از دست شان می افتاد و سرانجام نیز سر از دیکتاتوری رضاشاه درآوردند!.
برای روشن شدن آن بزرگترین دشمنی که مشروطه ایرانی از آن شکست خورد دو حکایت می آورم.
♦️حکایت اول:
در آن زمان، هيچ مدرسه دخترانه نبود زنان فرانسوی، یک مدرسه دخترانه در تهران(دروازه قزوين) باز کردند كه به «ژاندارك» معروف شد و برای تحصیل دختران ارمنی ایرانی بود...
وقتی شرایط تحصیل دختران در تهران چنین بود اوضاع شهرستانها را حدس بزنید...!
در آستانه مشروطه، زنان مبلغ انگليسی در یزد، يك درمانگاه زنانه برپا كرده و کنار آن، يك مدرسه سه كلاسه نیز ساختند كه به دختران زرتشتی آموزش دهند، نایب الحكومه يزد كه آدم روشنی بود خواست دخترانش خواندن و نوشتن یاد بگیرند، دخترانش را مخفيانه و با پوشش چادر به مدرسه انگليسيها فرستاد؛ اما اندکی بعد، وقتی قضیه برملا شد مردم يزد شوریدند و چنان خشمگین بودند که بازار را تعطيل و آشوب بزرگی به راه افتاد...
نايب الحكومه در اوضاع خطرناک، از ترس جان به تهران گريخت و خانواده اش نیز در يزد مخفی و سپس راهی تهران شدند...مدرسه دخترانه انگليسی نیز بسرعت منحل گردید»
(سیروس سعدونديان، اولين های تهران...صص۳۲۸الی۳۳۰.)
بقول ایرج میرزا:
ایمان و امان به سرعت برق میرفت که مومنین رسیدند...!
♦️حکایت دوم:
در زمان مشروطه، روزنامه حبل المتین مطلبی نوشته با عنوان «واقعه عبرت انگیز»:
«حاجی میرزا ابراهیم نام که در قزوین دوافروش بود صبح جمعه وفات کرد، خانواده اش می روند عقب غسال. چون حاجی مزبور شخص وطنپرست و غالب اوقات تواریخ و کتب و روزنامه میخوانده، بخاطر این، بعضی به او تهمت می زدند که بابی است.
بخاطر این، غسال میرود خدمت یکی دو نفر از آقایان علما که چه می فرمایید؟ آقایان اجازه دادند که اگر نزد تو اقرار به بابی نکرده غسل او تکلیف تو است غسال مشغول میشود اما در این بین، سیدی می آید و میگوید که حاج سیدجمال مجتهد فرموده این مرده را نباید بشویی، بابی است و نجس می شوی و سایر مرده های مسلمانان را هم نجس می کنی.
غسال بیچاره هرچه میگوید من سوال کردم آقایان علما اجازه دادند برای شستن. اما نشد. حاج سیدجمال مجتهد هم در بیرون مشغول جمع آوری عوام بوده که بیائید و نگذارید نعش را بردارند.
تا ظهر مرده بیچاره زمین بود، چون تحریک باعث شد کسی نیاید نعش را حرکت بدهد. مقصود این بود که پولی بگیرند تا مانع نشوند. اما چون صاحب مرده، سرپرستی نداشتند، مقصود را نفهمیدند، عاقبت فرستادند چهار تا حمال آمده، چهار تومان به آنها دادند که نعش را حرکت بدهند، سید موصوف اظهار کرد که آقا فرمودند این مرده را نباید در شهر بشویید، ببرید بیرون شهر. باز هم حضرات نفهمیدند مقصود از این مذاکرات گرفتن پول است. همینکه نعش را حرکت دادند اطفال را تحریک کرده بنای فحش دادن گذاردند، حمالها را هم چون تحریک کرده بودند حمالها نیز قدم به قدم، نعش را زمین انداخته، به نعش فحش زیادی می دادند و دو مرتبه نعش را برمی داشتند.
با این وضعیت، نعش را بردند بیرون شهر.
آقا در تهیه جمعیت بود که مبلغی بگیرد چون به مقصودش نرسید مردم را تحریک کرد در بیرون شهر مرده را از دست خانواده اش گرفته به درخت تکیه داده اول کبریت زدند، زلف و ریشش را آتش زدند و بعد نجاست آوردند به تمام سر و صورت و بدنش مالیدند،سپس حدود ۳۰۰ نفر عوام سنگ بارانش کردند و نگذاشتند دفن شود، همینطور مرده را انداخته به شهر آمدند، کسی جرأت نکرد که میت را دفن نماید!
از هیچکس صدایی نیامد که در کدام دین با مرده اینطور رفتار کنند، ولو کافر باشد.
مردم هم از ترس نرفتند دفن نمایند. شب در بیابان، مرده بدون کفن مانده سگها آمده قدری از بدنش را خورده...»
(روزنامه حبل المتین، ش ۴۶، ۴جمادی الثانی ۱۳۲۵)
و این عاقبت کتاب خواندن و روزنامه خواندن بوده...!
⏹این جامعه مثل اینکه سرِ تعادل ندارد، و حکایتش قیر و قیف است، گاهی شاه می دهد مردم نمی خواهند، گاهی مردم می خواهند و شاه نمی دهد...!
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
✍️علی مرادی مراغه ای
🔹امروز یکی از درخشانترین روزهای تاریخ ماست روزی که مردم مشروطه گرفتند...
غالبا پرسیده می شود چرا مشروطیت ناکام ماند؟!
من می گویم چون مشروطه چندین دشمن کوچک داشت اما یک دشمن بزرگ!
مشروطه بر دشمنان کوچکش مانند تبعید محمدعلی شاه، اعدام شیخ فضل الله، امیر بهادر...پیروز شد اما عاقبت از آن دشمن بزرگش شکست خورد، این دشمن بزرگ همانا فرهنگ سیاسی عقب مانده بود!
♦️وقتی مظفرالدین شاه خواست فرمان مشروطیت را امضا کند کثیری از رذل ترین افراد مانند امیر بهادر وزیر دربار اطرافش را گرفته مخالف بودند امیر بهادر گفت: اگر مشروطه بدهید خودم را خواهم کشت!...
مظفرالدین شاه به آنها توجهی نکرد و داد!
اما بزرگترین مشکل این بود که آن مردم نمی دانستند چه گرفته اند؟!
پس، آنچه گرفته بودند نتوانستند نگه دارند، مدام می لغزید و از دست شان می افتاد و سرانجام نیز سر از دیکتاتوری رضاشاه درآوردند!.
برای روشن شدن آن بزرگترین دشمنی که مشروطه ایرانی از آن شکست خورد دو حکایت می آورم.
♦️حکایت اول:
در آن زمان، هيچ مدرسه دخترانه نبود زنان فرانسوی، یک مدرسه دخترانه در تهران(دروازه قزوين) باز کردند كه به «ژاندارك» معروف شد و برای تحصیل دختران ارمنی ایرانی بود...
وقتی شرایط تحصیل دختران در تهران چنین بود اوضاع شهرستانها را حدس بزنید...!
در آستانه مشروطه، زنان مبلغ انگليسی در یزد، يك درمانگاه زنانه برپا كرده و کنار آن، يك مدرسه سه كلاسه نیز ساختند كه به دختران زرتشتی آموزش دهند، نایب الحكومه يزد كه آدم روشنی بود خواست دخترانش خواندن و نوشتن یاد بگیرند، دخترانش را مخفيانه و با پوشش چادر به مدرسه انگليسيها فرستاد؛ اما اندکی بعد، وقتی قضیه برملا شد مردم يزد شوریدند و چنان خشمگین بودند که بازار را تعطيل و آشوب بزرگی به راه افتاد...
نايب الحكومه در اوضاع خطرناک، از ترس جان به تهران گريخت و خانواده اش نیز در يزد مخفی و سپس راهی تهران شدند...مدرسه دخترانه انگليسی نیز بسرعت منحل گردید»
(سیروس سعدونديان، اولين های تهران...صص۳۲۸الی۳۳۰.)
بقول ایرج میرزا:
ایمان و امان به سرعت برق میرفت که مومنین رسیدند...!
♦️حکایت دوم:
در زمان مشروطه، روزنامه حبل المتین مطلبی نوشته با عنوان «واقعه عبرت انگیز»:
«حاجی میرزا ابراهیم نام که در قزوین دوافروش بود صبح جمعه وفات کرد، خانواده اش می روند عقب غسال. چون حاجی مزبور شخص وطنپرست و غالب اوقات تواریخ و کتب و روزنامه میخوانده، بخاطر این، بعضی به او تهمت می زدند که بابی است.
بخاطر این، غسال میرود خدمت یکی دو نفر از آقایان علما که چه می فرمایید؟ آقایان اجازه دادند که اگر نزد تو اقرار به بابی نکرده غسل او تکلیف تو است غسال مشغول میشود اما در این بین، سیدی می آید و میگوید که حاج سیدجمال مجتهد فرموده این مرده را نباید بشویی، بابی است و نجس می شوی و سایر مرده های مسلمانان را هم نجس می کنی.
غسال بیچاره هرچه میگوید من سوال کردم آقایان علما اجازه دادند برای شستن. اما نشد. حاج سیدجمال مجتهد هم در بیرون مشغول جمع آوری عوام بوده که بیائید و نگذارید نعش را بردارند.
تا ظهر مرده بیچاره زمین بود، چون تحریک باعث شد کسی نیاید نعش را حرکت بدهد. مقصود این بود که پولی بگیرند تا مانع نشوند. اما چون صاحب مرده، سرپرستی نداشتند، مقصود را نفهمیدند، عاقبت فرستادند چهار تا حمال آمده، چهار تومان به آنها دادند که نعش را حرکت بدهند، سید موصوف اظهار کرد که آقا فرمودند این مرده را نباید در شهر بشویید، ببرید بیرون شهر. باز هم حضرات نفهمیدند مقصود از این مذاکرات گرفتن پول است. همینکه نعش را حرکت دادند اطفال را تحریک کرده بنای فحش دادن گذاردند، حمالها را هم چون تحریک کرده بودند حمالها نیز قدم به قدم، نعش را زمین انداخته، به نعش فحش زیادی می دادند و دو مرتبه نعش را برمی داشتند.
با این وضعیت، نعش را بردند بیرون شهر.
آقا در تهیه جمعیت بود که مبلغی بگیرد چون به مقصودش نرسید مردم را تحریک کرد در بیرون شهر مرده را از دست خانواده اش گرفته به درخت تکیه داده اول کبریت زدند، زلف و ریشش را آتش زدند و بعد نجاست آوردند به تمام سر و صورت و بدنش مالیدند،سپس حدود ۳۰۰ نفر عوام سنگ بارانش کردند و نگذاشتند دفن شود، همینطور مرده را انداخته به شهر آمدند، کسی جرأت نکرد که میت را دفن نماید!
از هیچکس صدایی نیامد که در کدام دین با مرده اینطور رفتار کنند، ولو کافر باشد.
مردم هم از ترس نرفتند دفن نمایند. شب در بیابان، مرده بدون کفن مانده سگها آمده قدری از بدنش را خورده...»
(روزنامه حبل المتین، ش ۴۶، ۴جمادی الثانی ۱۳۲۵)
و این عاقبت کتاب خواندن و روزنامه خواندن بوده...!
⏹این جامعه مثل اینکه سرِ تعادل ندارد، و حکایتش قیر و قیف است، گاهی شاه می دهد مردم نمی خواهند، گاهی مردم می خواهند و شاه نمی دهد...!
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍2
No one has ever become poor by giving
Anne Frank
هیچ کس با بخشندگی فقیر نشده است...
شب خوش...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Anne Frank
هیچ کس با بخشندگی فقیر نشده است...
شب خوش...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅نیرنگ مستبدان و مرتجعان برای بدنام کردن مشروطه...
یکی از نیرنگهای مستبدين و ملاهای طرفدار مشروطه مشروعه برای بدنام کردن مشروطهخواهان و متهم کردن آنها به بیدینی، این بود که نظمیه جمعی از زنان فاحشه را با پولِ زیاد جمع کرده و در خفا به آنها دستور داد که در روز روشن بدون حجاب به بازار و خیابانهای پُر از جمعیت بروید و فریاد بکشید: «زندهباد مشروطه! زندهباد آزادی! مشروطه به ما زنان کمک کرد تا از قید و بندهای دینی آزاد باشیم و هرطور میل داریم زندگی کنیم» هدف مخالفان مشروطه این بود که به این وسیله به مردم متعصب بفهمانند که اگر از سیل بنیانکن مشروطه جلوگیری نشود، فردا روز، زنها و دخترهای شما هم همانند این زنانِ دورهگرد بدون حجاب به خیابان خواهند آمد و به هرز.گی مشغول خواهند شد و اینگونه مردم متعصب را برضد مشروطیت بشورانند. دولت آبادی مینویسد: محرک اصلی این نقشه سعدالدوله بود. اما این نیرنگ بجایی نرسید و مردم ساختگی بودن آن را به خوبی درک کردند و سعدالدوله و ملاهای مستبد که هوادار مشروطه مشروعه بودند رسوا شدند و مردم دانستند که این قوم برای رسیدن به مقصودشان از هیچ فعل زشت و پلیدی خودداری نخواهند کرد.
مأخذ تاریخ انقلاب مشروطیت ایران جلد سوم ص 505، مهدی ملکزاده. انتشارات سخن. تهران 1383
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
یکی از نیرنگهای مستبدين و ملاهای طرفدار مشروطه مشروعه برای بدنام کردن مشروطهخواهان و متهم کردن آنها به بیدینی، این بود که نظمیه جمعی از زنان فاحشه را با پولِ زیاد جمع کرده و در خفا به آنها دستور داد که در روز روشن بدون حجاب به بازار و خیابانهای پُر از جمعیت بروید و فریاد بکشید: «زندهباد مشروطه! زندهباد آزادی! مشروطه به ما زنان کمک کرد تا از قید و بندهای دینی آزاد باشیم و هرطور میل داریم زندگی کنیم» هدف مخالفان مشروطه این بود که به این وسیله به مردم متعصب بفهمانند که اگر از سیل بنیانکن مشروطه جلوگیری نشود، فردا روز، زنها و دخترهای شما هم همانند این زنانِ دورهگرد بدون حجاب به خیابان خواهند آمد و به هرز.گی مشغول خواهند شد و اینگونه مردم متعصب را برضد مشروطیت بشورانند. دولت آبادی مینویسد: محرک اصلی این نقشه سعدالدوله بود. اما این نیرنگ بجایی نرسید و مردم ساختگی بودن آن را به خوبی درک کردند و سعدالدوله و ملاهای مستبد که هوادار مشروطه مشروعه بودند رسوا شدند و مردم دانستند که این قوم برای رسیدن به مقصودشان از هیچ فعل زشت و پلیدی خودداری نخواهند کرد.
مأخذ تاریخ انقلاب مشروطیت ایران جلد سوم ص 505، مهدی ملکزاده. انتشارات سخن. تهران 1383
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
✅ عکس دسته جمعی مشروطه خواهان اصفهان بر روی پل خواجو
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🕊4👍1
«آموزش مقدماتی نگارش و خوانش خط سیاق»
چهارشنبه ۲۴ اَمرداد
ساعت ۱۸ تا ۱۹:۳۰
مرکز اصفهانشناسی و خانه ملل
(خیابان ابنسینا، کوچۀ شمارۀ ۴، عمارت هنرمند)
"شرکت در این نشست
رایگان است و نیازی به ثبتنام نیست"
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
چهارشنبه ۲۴ اَمرداد
ساعت ۱۸ تا ۱۹:۳۰
مرکز اصفهانشناسی و خانه ملل
(خیابان ابنسینا، کوچۀ شمارۀ ۴، عمارت هنرمند)
"شرکت در این نشست
رایگان است و نیازی به ثبتنام نیست"
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✅۱۰ ترور مهم تاریخ...
از ترور گاندی تا آبراهام لینکلن....
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
از ترور گاندی تا آبراهام لینکلن....
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅ کشف اسکلت دو سرباز هخامنشی در شهر باستانی ساردس ترکیه
خبرگزاری آناتولی ترکیه از کشف اسکلت دو سرباز «نبرد تیمبرا» به همراه تعدادی ادوات جنگی در شهر باستانی ساردس خبر داده است.
ساردس در عصر باستان، پایتخت کشور لیدیه بود. بر اساس یافتههای تاریخی، در سال ۵۴۷ پیش از میلاد بین کوروش پادشاه ایران و کرزوس شاه لیدیه، نبردی به نام «نبرد تیمبرا» روی میدهد که با پیروزی هخامنشیان پایان مییابد و به این ترتیب لیدیه به قلمرو امپراتوری هخامنشیان افزوده میشود.
کاوشها در شهر ساردس، به رهبری دکتر نیک کیهیل از دانشگاه ویسکانسین آمریکا ادامه دارد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
خبرگزاری آناتولی ترکیه از کشف اسکلت دو سرباز «نبرد تیمبرا» به همراه تعدادی ادوات جنگی در شهر باستانی ساردس خبر داده است.
ساردس در عصر باستان، پایتخت کشور لیدیه بود. بر اساس یافتههای تاریخی، در سال ۵۴۷ پیش از میلاد بین کوروش پادشاه ایران و کرزوس شاه لیدیه، نبردی به نام «نبرد تیمبرا» روی میدهد که با پیروزی هخامنشیان پایان مییابد و به این ترتیب لیدیه به قلمرو امپراتوری هخامنشیان افزوده میشود.
کاوشها در شهر ساردس، به رهبری دکتر نیک کیهیل از دانشگاه ویسکانسین آمریکا ادامه دارد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤1🤬1
✅به مناسبت ۲۵ امرداد...
🔹روزنامه اطلاعات روز یکشنبه ۲۵ امرداد ماه ۱۳۳۲
محمدرضا پهلوی چند روز پیش از كودتای آمریكایی - انگلیسی بیست و هشتم امرداد ۱۳۳۲ كه زمینه های آن از پیش ایجاد شده بود، مجبور به خروج از ایران شد. او ابتدا به رامسر بعد از آنجا به بغداد و سپس به ایتالیا رفت.
کودتای ۲۸ امرداد منجر به سقوط دولت دکتر محمد مصدق، نخست وزیر وقت و رهبر جنبش ملی صنعت نفت ایران، شد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹روزنامه اطلاعات روز یکشنبه ۲۵ امرداد ماه ۱۳۳۲
محمدرضا پهلوی چند روز پیش از كودتای آمریكایی - انگلیسی بیست و هشتم امرداد ۱۳۳۲ كه زمینه های آن از پیش ایجاد شده بود، مجبور به خروج از ایران شد. او ابتدا به رامسر بعد از آنجا به بغداد و سپس به ایتالیا رفت.
کودتای ۲۸ امرداد منجر به سقوط دولت دکتر محمد مصدق، نخست وزیر وقت و رهبر جنبش ملی صنعت نفت ایران، شد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅اخلاق حکمران یا اخلاق حکمرانی!!؟؟
✍ رضا تاران
«تلویزیون خانه یکی از مسئولان بلندپایه نظام را نشان میدهد و خبرنگار از آن شخص مسئول سوال میکند، چرا برای خانهتان فرش نو خریداری نمیکنید؟ او هم میگوید نیازی به فرش نو نیست، و اینچنین او به عنوان فردی زاهد پیشه و اخلاقی معرفی میشود در همان حال نهاد زیر نظر آن مسئول دهها عمل دور از عدالت را مرتکب میشود.
این ادبیات در رسانههای رسمی و ایدئولوژیک جا افتاده است و اخلاق فردی به حوزه اخلاق عمومی تسری داده شده است و اخلاق عمومی با معیارهای اخلاق فردی داوری میشود. هر بار درباره عملکرد سیستم مدیریتی یک مدیر یا مسئول سخن گفته میشود، فضایل اخلاقی در حوزه فردی او را برجسته میکنند و میگویند او نان و پنیر میخورد، خانه اش با گلیم مفروش شده است، اضافی کاری نمیگیرد، خانه ندارد و مستاجر است، اینها اگر چه ممکن است در حوزه فردی، آن مدیر را اخلاقی جلو دهد، اما معیارهای داوری درباره سیستم مدیریتی او نیست.
برای تخریب مدیران و شخصیتها نیز همین روش استفاده میشود، بجای آنکه عملکرد مدیریتی سیستم یک مدیر مورد نقد و بررسی قرار گیرد، تصاویر خانوادگی یا فیلمهای خانوادگی او را پخش میکنند و او را فردی بی اخلاق جلوه میدهند و همین بی اخلاقی را به سیستم مدیریتی آن مدیر تسری میدهند و حال آنکه ممکن است سیستم مورد هدایت آن مدیر عادلانه باشد.
وقتی از اخلاق در حوزه بانکداری سخن گفته میشود آیا منظور این است که رئیس بانک مرکزی دارای فضائل اخلاقی است، یا سخن درباره ساختار و خروجی سیستم بانکداری است؟ ساختاری که نه اجازه میدهد رئیس کار غیر اخلاقی انجام دهد و نه اجازه میدهد خروجیهای ساختار غیر اخلاقی باشد. رئیس بانک مرکزی میتواند فردی با اخلاق باشد، اما همزمان سیستم بانکی رباخوارترین سیستم بانکی دنیا باشد.
اخلاق در حوزه فردی به رعایت خوب و بد در رفتارهای فردی توجه میکند و در حوزه عمومی به عادلانه بودن یا ناعادلانه بودن رفتار یک نهاد یا ساختار یا یک سیستم میپردازد. اخلاقی بودن وصف یک نهاد است یا وصف رییس یا مدیر یک نهاد؟ در نظریههای کلاسیک سخن از ویژگیهای فردی بود، و سوال این بود که چه کسی باید حکومت کند؟ و ویژگیهایی برای رئیس یا حاکم شمرده میشد همین نگاه در نظریههای کلاسیک اسلامی هم ادامه داشت و در بررسی معیارهای حاکم یا خلیفه به قریشی بودن، علم، عقل، بلوغ، عدالت و... اشاره میشد، بنابر رویکردهای مدرن، عدالت و اخلاق صفت سیستم شمرده میشوند، سیستم باید به گونهای طراحی شود تا خروجیهای آن عادلانه و اخلاقی باشند. البته فضیلت شخصی حکمران مهم است، اما همین فضایل باید با معیارهای همه فهم تبدیل به قانون شده باشند.
مساله اصلی در اخلاق عمومی کیفیت اعمال قدرت در مدیریت امور عمومی برای جلوگیری از اعمال نابجای آن است. در اخلاق فردی با کنترل نفس مواجه هستیم، اما در اخلاق عمومی عدالت مساله اصلی است. آنچه در اخلاق عمومی مورد بحث قرار میگیرد آن است که چگونه میتوان قدرت را برای اجرای عدالت به کار برد و از کاربرد نابجای آن جلوگیری کرد. در اخلاق عمومی حاکمیت قانون و کنترل قدرت راهکار اصلی است.
تفکیک اخلاق در حوزه فردی و اخلاق در حوزه عمومی از مسالههایی است که میتواند به بازسازی اخلاقی سیستمها کمک کند، در بررسی هر یک از سیستمهای میتوان این سوال را مطرح کرد که آیا این نهاد، ساختار، یا سیستم، اخلاقی طراحی شده است؟ با این تفکیک است که یک مدیر با فضیلت نمیتواند بگوید «اگر میخواستیم نگوییم کسی نمیفهمید»
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
✍ رضا تاران
«تلویزیون خانه یکی از مسئولان بلندپایه نظام را نشان میدهد و خبرنگار از آن شخص مسئول سوال میکند، چرا برای خانهتان فرش نو خریداری نمیکنید؟ او هم میگوید نیازی به فرش نو نیست، و اینچنین او به عنوان فردی زاهد پیشه و اخلاقی معرفی میشود در همان حال نهاد زیر نظر آن مسئول دهها عمل دور از عدالت را مرتکب میشود.
این ادبیات در رسانههای رسمی و ایدئولوژیک جا افتاده است و اخلاق فردی به حوزه اخلاق عمومی تسری داده شده است و اخلاق عمومی با معیارهای اخلاق فردی داوری میشود. هر بار درباره عملکرد سیستم مدیریتی یک مدیر یا مسئول سخن گفته میشود، فضایل اخلاقی در حوزه فردی او را برجسته میکنند و میگویند او نان و پنیر میخورد، خانه اش با گلیم مفروش شده است، اضافی کاری نمیگیرد، خانه ندارد و مستاجر است، اینها اگر چه ممکن است در حوزه فردی، آن مدیر را اخلاقی جلو دهد، اما معیارهای داوری درباره سیستم مدیریتی او نیست.
برای تخریب مدیران و شخصیتها نیز همین روش استفاده میشود، بجای آنکه عملکرد مدیریتی سیستم یک مدیر مورد نقد و بررسی قرار گیرد، تصاویر خانوادگی یا فیلمهای خانوادگی او را پخش میکنند و او را فردی بی اخلاق جلوه میدهند و همین بی اخلاقی را به سیستم مدیریتی آن مدیر تسری میدهند و حال آنکه ممکن است سیستم مورد هدایت آن مدیر عادلانه باشد.
وقتی از اخلاق در حوزه بانکداری سخن گفته میشود آیا منظور این است که رئیس بانک مرکزی دارای فضائل اخلاقی است، یا سخن درباره ساختار و خروجی سیستم بانکداری است؟ ساختاری که نه اجازه میدهد رئیس کار غیر اخلاقی انجام دهد و نه اجازه میدهد خروجیهای ساختار غیر اخلاقی باشد. رئیس بانک مرکزی میتواند فردی با اخلاق باشد، اما همزمان سیستم بانکی رباخوارترین سیستم بانکی دنیا باشد.
اخلاق در حوزه فردی به رعایت خوب و بد در رفتارهای فردی توجه میکند و در حوزه عمومی به عادلانه بودن یا ناعادلانه بودن رفتار یک نهاد یا ساختار یا یک سیستم میپردازد. اخلاقی بودن وصف یک نهاد است یا وصف رییس یا مدیر یک نهاد؟ در نظریههای کلاسیک سخن از ویژگیهای فردی بود، و سوال این بود که چه کسی باید حکومت کند؟ و ویژگیهایی برای رئیس یا حاکم شمرده میشد همین نگاه در نظریههای کلاسیک اسلامی هم ادامه داشت و در بررسی معیارهای حاکم یا خلیفه به قریشی بودن، علم، عقل، بلوغ، عدالت و... اشاره میشد، بنابر رویکردهای مدرن، عدالت و اخلاق صفت سیستم شمرده میشوند، سیستم باید به گونهای طراحی شود تا خروجیهای آن عادلانه و اخلاقی باشند. البته فضیلت شخصی حکمران مهم است، اما همین فضایل باید با معیارهای همه فهم تبدیل به قانون شده باشند.
مساله اصلی در اخلاق عمومی کیفیت اعمال قدرت در مدیریت امور عمومی برای جلوگیری از اعمال نابجای آن است. در اخلاق فردی با کنترل نفس مواجه هستیم، اما در اخلاق عمومی عدالت مساله اصلی است. آنچه در اخلاق عمومی مورد بحث قرار میگیرد آن است که چگونه میتوان قدرت را برای اجرای عدالت به کار برد و از کاربرد نابجای آن جلوگیری کرد. در اخلاق عمومی حاکمیت قانون و کنترل قدرت راهکار اصلی است.
تفکیک اخلاق در حوزه فردی و اخلاق در حوزه عمومی از مسالههایی است که میتواند به بازسازی اخلاقی سیستمها کمک کند، در بررسی هر یک از سیستمهای میتوان این سوال را مطرح کرد که آیا این نهاد، ساختار، یا سیستم، اخلاقی طراحی شده است؟ با این تفکیک است که یک مدیر با فضیلت نمیتواند بگوید «اگر میخواستیم نگوییم کسی نمیفهمید»
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👏1
✅کودتا تا کودتا؛ روز اول: ۲۵ مرداد ۳۲ روزی که قرار بود مصدق، فاطمی و ریاحی اعدام شوند
✍امید ایرانمهر
خبر توطئه باید به اطلاع بیخبران میرسید، همین بود که از آغاز برنامه صبح رادیو تهران هر چند دقیقه یکبار گوینده رادیو نوید میداد که «هموطنان عزیز توجه فرمایید، توجه فرمایید! در ساعت هفت صبح اعلامیه دولت به اطلاع عموم خواهد رسید» و سپس برنامه عادی ادامه مییافت. این اخطار تا ساعت موعود چند بار تکرار شد و هر کس به رادیو گوش میداد با بیتابی منتظر فرا رسیدن ساعت ۷ بود. شهر هر روز در آغاز روز شلوغ بود و پر از جنب و جوش اما آن روز خاص هشدارهای چند دقیقه یکبار رادیو، ولولهای در میان مردم به راه انداخته بود. بازار حدس و گمانها درباره اعلامیه دولت داغ بود. برخی علاقهمندان به بحثهای سیاسی تلفنی از دوستان صاحب نفوذشان ماجرا را میپرسیدند. کمتر کسی مطلع بود که بامداد آن روز چه اتفاقی افتاده است. همه مشغول تبادل نظر درباره مضمون احتمالی اعلامیه دولت بودند. این اوضاع بود تا ساعت هفت. برنامه موسیقی صبحگاهی که تمام شد سیگنال آغاز برنامه رادیو تهران پخش شد. برخلاف معمول که چند لحظه بیشتر طول نمیکشید، این بار چند دقیقه به طول انجامید. انتظار مردم را کلافه کرده بود. لحظاتی بعد انتظار به سر آمد و صدای بشیر فرهمند، سرپرست اداره کل تبلیغات شروع به پخش کرد. فرهمند هم بیمقدمه اعلامیه دولت را به این شرح قرائت کرد: «ساعت یازده و نیم دیشب یک کودتای نظامی به وسیله افسران و افراد گارد شاهنشاهی به مرحله اجرا گذارده شد. بدین ترتیب که ابتدا از ساعت مذکور نفرات نظامی مسلح به شصتتیر و اسلحه دستی [دکتر حسین فاطمی] وزیر امور خارجه و [مهندس جهانگیر حقشناس] وزیر راه و [مهندس احمد زیرکزاده] از موسسین جبهه ملی و عضو ارشد حزب ایران را در شمیران توقیف نمودند و برای توقیف رییس ستاد ارتش نیز به منزلشان مراجعه نمودند ولی چون تیمسار ریاحی در ستاد ارتش مشغول به کار بود دستگیری ایشان موفق نشد.
در ساعت یک بعد از نیمه شب نیز سرهنگ نصیری رییس گارد شاهنشاهی با چهار کامیون نظامی مسلح و دو جیپ ارتشی و یک زرهپوش به منزل آقای نخستوزیر آمده به عنوان اینکه میخواهد نامهای بدهد قصد اشغال خانه را داشته است ولی چون محافظین منزل آقای نخستوزیر مراقب کار خود بودند بلافاصله سرهنگ مزبور را توقیف کردند. توطئهکنندگان قبل از توقیف اشخاص تلفنهای منازل آنان را قطع کردند. همچنین ارتباط تلفنی ستاد ارتش را با پادگان گارد شاهنشاهی باغشاه قطع و تلفنخانه بازار را به وسیله سرهنگ آزموده و همراهان مسلحش اشغال کرده بودند و معاون ستاد ارتش را که برای سرکشی به باغشاه رفته بود در همان جا توقیف نمودند.
وزیر خارجه و وزیر راه و مهندس زیرکزاده را از توقیفگاه سعدآباد به وسیله چهار کامیون مسلح به شهر آورده و به ستاد ارتش - به تصور اینکه همکارانش قبلا آنجا را اشغال کردهاند - بردند ولی چون در آنجا وضع را مساعد ندیدند آنان را مجددا به سعدآباد بردند و در توقیفگاه گارد شاهنشاهی تا ساعت پنج صبح نگاه داشتند. در این ساعت که نقشه کودتا بلااثر شده بود تیمسار سرتیپ کیانی معاون ستاد ارتش که از توقیف باغشاه رهایی یافته بود به سعدآباد رفته آنان را به منازلشان برگردانید. مامورین انتظامی از این ساعت ابتکار عملیات را به دست گرفتند و تاکنون چند تن از توطئهکنندگان را دستگیر کردهاند. جریان این واقعه به طور تفصیل بعدا به استحضار ملت ایران خواهد رسید.
این خبر که گروهی شبانه قصد داشتند دولت مصدق را ساقط کنند، به سرعت در شهر پخش شد و اعلامیه دولت نیز چندین بار از رادیو پخش شد و خبر آمد که علاوه بر نصیری و مامورانش گروه دیگری از افسران هم بازداشت شدهاند. سرهنگ دوم آزموده هنگام شب در حال قطع تلفنهای ناحیه بازار دستگیر شده بود. علاوه بر این آقایان امینی کفیل دربار، سرگرد مقدم افسر شهربانی و معاون اداره اماکن و بهبودی کاخدار سلطنتی، ارنست پرون یکی از وابستگان دربار، سرهنگ نوذری فرمانده تیپ ۲ زرهی، سرهنگ پرورش رییس باشگاه افسران، سرهنگ زندکریمی رییس ستاد تیپ کوهستانی، سرگرد پولاددژ افسر شهربانی، ستوان یکم ریاحی افسر ارتش هم از جمله افرادی بودند که به اتهام شرکت در توطئه علیه دولت به بازداشتگاه موقت اعزام شدند.
دنباله نوشتار:
http://www.iranboom.ir/drmosadegh/2981-kodeta-25-mordad-fatemi-mosadegh-edam.html
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
✍امید ایرانمهر
خبر توطئه باید به اطلاع بیخبران میرسید، همین بود که از آغاز برنامه صبح رادیو تهران هر چند دقیقه یکبار گوینده رادیو نوید میداد که «هموطنان عزیز توجه فرمایید، توجه فرمایید! در ساعت هفت صبح اعلامیه دولت به اطلاع عموم خواهد رسید» و سپس برنامه عادی ادامه مییافت. این اخطار تا ساعت موعود چند بار تکرار شد و هر کس به رادیو گوش میداد با بیتابی منتظر فرا رسیدن ساعت ۷ بود. شهر هر روز در آغاز روز شلوغ بود و پر از جنب و جوش اما آن روز خاص هشدارهای چند دقیقه یکبار رادیو، ولولهای در میان مردم به راه انداخته بود. بازار حدس و گمانها درباره اعلامیه دولت داغ بود. برخی علاقهمندان به بحثهای سیاسی تلفنی از دوستان صاحب نفوذشان ماجرا را میپرسیدند. کمتر کسی مطلع بود که بامداد آن روز چه اتفاقی افتاده است. همه مشغول تبادل نظر درباره مضمون احتمالی اعلامیه دولت بودند. این اوضاع بود تا ساعت هفت. برنامه موسیقی صبحگاهی که تمام شد سیگنال آغاز برنامه رادیو تهران پخش شد. برخلاف معمول که چند لحظه بیشتر طول نمیکشید، این بار چند دقیقه به طول انجامید. انتظار مردم را کلافه کرده بود. لحظاتی بعد انتظار به سر آمد و صدای بشیر فرهمند، سرپرست اداره کل تبلیغات شروع به پخش کرد. فرهمند هم بیمقدمه اعلامیه دولت را به این شرح قرائت کرد: «ساعت یازده و نیم دیشب یک کودتای نظامی به وسیله افسران و افراد گارد شاهنشاهی به مرحله اجرا گذارده شد. بدین ترتیب که ابتدا از ساعت مذکور نفرات نظامی مسلح به شصتتیر و اسلحه دستی [دکتر حسین فاطمی] وزیر امور خارجه و [مهندس جهانگیر حقشناس] وزیر راه و [مهندس احمد زیرکزاده] از موسسین جبهه ملی و عضو ارشد حزب ایران را در شمیران توقیف نمودند و برای توقیف رییس ستاد ارتش نیز به منزلشان مراجعه نمودند ولی چون تیمسار ریاحی در ستاد ارتش مشغول به کار بود دستگیری ایشان موفق نشد.
در ساعت یک بعد از نیمه شب نیز سرهنگ نصیری رییس گارد شاهنشاهی با چهار کامیون نظامی مسلح و دو جیپ ارتشی و یک زرهپوش به منزل آقای نخستوزیر آمده به عنوان اینکه میخواهد نامهای بدهد قصد اشغال خانه را داشته است ولی چون محافظین منزل آقای نخستوزیر مراقب کار خود بودند بلافاصله سرهنگ مزبور را توقیف کردند. توطئهکنندگان قبل از توقیف اشخاص تلفنهای منازل آنان را قطع کردند. همچنین ارتباط تلفنی ستاد ارتش را با پادگان گارد شاهنشاهی باغشاه قطع و تلفنخانه بازار را به وسیله سرهنگ آزموده و همراهان مسلحش اشغال کرده بودند و معاون ستاد ارتش را که برای سرکشی به باغشاه رفته بود در همان جا توقیف نمودند.
وزیر خارجه و وزیر راه و مهندس زیرکزاده را از توقیفگاه سعدآباد به وسیله چهار کامیون مسلح به شهر آورده و به ستاد ارتش - به تصور اینکه همکارانش قبلا آنجا را اشغال کردهاند - بردند ولی چون در آنجا وضع را مساعد ندیدند آنان را مجددا به سعدآباد بردند و در توقیفگاه گارد شاهنشاهی تا ساعت پنج صبح نگاه داشتند. در این ساعت که نقشه کودتا بلااثر شده بود تیمسار سرتیپ کیانی معاون ستاد ارتش که از توقیف باغشاه رهایی یافته بود به سعدآباد رفته آنان را به منازلشان برگردانید. مامورین انتظامی از این ساعت ابتکار عملیات را به دست گرفتند و تاکنون چند تن از توطئهکنندگان را دستگیر کردهاند. جریان این واقعه به طور تفصیل بعدا به استحضار ملت ایران خواهد رسید.
این خبر که گروهی شبانه قصد داشتند دولت مصدق را ساقط کنند، به سرعت در شهر پخش شد و اعلامیه دولت نیز چندین بار از رادیو پخش شد و خبر آمد که علاوه بر نصیری و مامورانش گروه دیگری از افسران هم بازداشت شدهاند. سرهنگ دوم آزموده هنگام شب در حال قطع تلفنهای ناحیه بازار دستگیر شده بود. علاوه بر این آقایان امینی کفیل دربار، سرگرد مقدم افسر شهربانی و معاون اداره اماکن و بهبودی کاخدار سلطنتی، ارنست پرون یکی از وابستگان دربار، سرهنگ نوذری فرمانده تیپ ۲ زرهی، سرهنگ پرورش رییس باشگاه افسران، سرهنگ زندکریمی رییس ستاد تیپ کوهستانی، سرگرد پولاددژ افسر شهربانی، ستوان یکم ریاحی افسر ارتش هم از جمله افرادی بودند که به اتهام شرکت در توطئه علیه دولت به بازداشتگاه موقت اعزام شدند.
دنباله نوشتار:
http://www.iranboom.ir/drmosadegh/2981-kodeta-25-mordad-fatemi-mosadegh-edam.html
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
www.iranboom.ir
کودتا تا کودتا؛ روز اول: ۲۵ مرداد ۳۲ روزی که قرار بود مصدق، فاطمی و ریاحی اعدام شوند
👍5
🌲🌲🌲
✅آثار شوم فرمانروای بیدادگر در شاهنامه
نهان گشت آیین فرزانگان
پراکنده شد کام دیوانگان
هنر خوار شد، جادویی ارجمند
نهان راستی، آشکارا گزند
#شاهنامه #فردوسی
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅آثار شوم فرمانروای بیدادگر در شاهنامه
نهان گشت آیین فرزانگان
پراکنده شد کام دیوانگان
هنر خوار شد، جادویی ارجمند
نهان راستی، آشکارا گزند
#شاهنامه #فردوسی
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
😢1🕊1
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅ گذری بر تاریخ ایران۸ 🔹حکومت مادها۱ آشنایی با پادشاهی آشور تقریبا از یک قرن به اين طرف، در نتيجه تلاش باستانشناسان، هزاران سند كتبى و آثار ارزنده تاريخى از زير خاک به دست آمد. با اينكه اين آثار مستقيما مربوط به تاريخ ماد نيست و از تاريخ بابل، آشور و ديگر…
✅ گذری بر تاریخ ایران۹
🔹حکومت مادها۲
تشکیل دولت ماد و پادشاهی دیاکو
مصائب و رنجهایی که دستاندازیهای آشوریها بر مردم ایران وارد میآورد، پیدایش یک اتحادیه نیرومند دربرابر آشوریان را ایجاب میکرد. ایرانیان مردمی مسالمتجو بودند، و به کشاورزی و دامداریشان مشغول بودند؛ ولی آشوریان زندگی آنها را با دست اندازیهای مداوم برهم میزدند. در دهه ۷۷۰ پم، نیروهای آشور مصروف مقابله با تهاجمات دولت آرمنیه درناحیه دریاچه وان بود که با شاهان "ماننا" و "پارسوائی" (همسایگان ایرانی آرمنیه در شرق و جنوب) وارد پیمان اتحاد شده و درصدد بود که زمینهای آرمنیه را که پیشترها به تصرف دولت آشور درآمده بود، بازپس گیرد. تلاش آرمنیه خطر بزرگی را در پشت مرزهای شمالی آشور ایجاد کرده بود. جنگهای آشور با آرمنیه برای قبایل غرب ایران اهمیت بسیار داشت، زیرا آنها را برای مدتی از تجاوز آشوریان مصون نگاه داشت، و در این فاصله اتحادیه نیرومندی را تشکیل دادند. دراین هنگام قبایل #ماد، به رهبری بزرگمردی که او را تاریخ به نام " #دیائوکو" میشناسد، تشکیل اتحادیه دادند (دهه ۷۶۰ پم) و نخستین سلطنتشان را با مرکزیت هگمتانه تاسیس کردند. هگمتانه که تلفظ نوترش "همهتنه" و "همهدانه" میشود (و اکنون #همدان گوئیم)، به معنای " #مرکز_همگان" است. #دیاکو یا #دیائوکو، بنیانگذار و نخستین شاه حکومت ماد بود. #هرودوت که نام وی را به صورت " #دیوکس" نوشته است. نام دیاکو برگرفته از واژه ایرانی "Dahyu-ka" به معنی #سرزمین است.
#هرودوت بنابر آنچه که از روایتهای ایرانیان شنیده بوده است، مینویسد که:
" دیائوکو پسر " #فرورتیش"، بزرگزادهای از #ماد بود، و ماد از آبادیهای بیشماری تشکیل شده بود. مادها بر آن شدند که یوغ بردگی آشوریها را که بیش از ۵۲۰ سال بود در آسیا فرمانروایی میکردند، از گردن بیندازند و به آزادی برسند. لذا برآن شدند که #دیائوکو را به رهبری خویش برگزینند و سلطنت را به او بسپارند".
در آن زمان در غرب آذربایجان کنونی یک سلطنت محدود اما نسبتا نیرومند به نام " #مان_نا" وجود داشت، که ازجنوب با آشور و از غرب با آرمنیه همسایه بود. این سلطت در همسایگی اتحادیهای واقع میشد که دیاکو ایجاد کرده بود. دیاکو برای آنکه در برابر دست اندازیهای آشوریها حمایت اطمینانبخشی داشته باشد، با #شاه "ماننا" که آشوریها نامش را #ایران_زو نام نوشتهاند، وارد پیمان دوستی و حمایت متقابل شد.
در سال ۷۴۴ پ.م، آشوریها در صدد گسترش قلمروشان در شمال به سرزمینهای جنوبی دریاچه وان که جزو قلمرو آرمنیه بود لشکر کشیدند. شاه آرمنیه از آنها شکست خورد و سرزمینهای جنوبی دریاچه وان مجددا به تصرف آشوریان درآمد. به دنبال آن، شاه آشور به " #ماننا" لشکر کشید، و شاه ماننا که خود را قادر به مقابله با وی نمیدید، ناچار از پیمان آرمنیه خارج شد و به اطاعت شاه آشور درآمد. #ایرانزو شاه ماننا پس از آن درصدد گسترش قلمرواش در آذربایجان تا دره سفیدرود را به تصرف درآورد. در همین سال آشوریها به سرزمین ایرانی نشین #پارس_وائی (ناحیه سلیمانه و شهرزور) لشکر کشیدند. مردم #پارس_وایی که تاب مقاومت در برابر آشوریها را نداشتند، آبادیها را رها کرده به درون کوهستان گریختند. آشوریها، آبادیها را ویران کردند و سرزمین پارسوائی را ضمیمه کشور آشور کردند و حاکمی از سوی خودشان برآن گماشتند. در کتیبه #تیگلات_پلاصر_سوم از بردن پیشهوران اسیر شده و رمههای اسپان پارسوائیهای کوهنشین به آشور، و از کوچاندن جماعاتی از پارس وائیها به سرزمینهائی در شمال سوریه کنونی در سال ۷۳۸ پ.م خبر داده شده است.
آشوریان پس از آن درصدد پیشروی درخاک ماد برآمدند. #دیاکو همپیمان شاه #مان_نا بود که متحد آشور به شمار میرفت؛ ولی شاه آشور به این همپیمانی توجه نکرد. هدف از این لشکرکشیها علاوه بر تاراج اموال و بردهگیری (آنچه دراسلام غنایم و سبایا نامیده میشود)، گسترش دین خدایشان بود. آنها معمولا در هر آبادی ایرانی که تصرف میکردند، معبدی برای خدایشان بر پا میداشتند و پیکرههای خدایانشان را در آن بر میافراشتند تا مغلوبشدگان را مجبور به پرستش آنها کنند. اتحاد #دیاکو با دولت آرمنیه که سرسختترین دشمن آشور بود نیز مزید بر خشم شاه آشور گردیده بود. در سال ۷۱۵ پ.م #سارگون_دوم به ماد لشکر کشید تا خطر این قدرت نوخاسته را از میان بردارد. دیاکو شکست خورده و به اسارت درآمد. سارگون، وی را با افراد خانوادهاش دستهجمعی به #حمات در سوریه تبعید کرد. طبق منابع دیاکو ۵۳ سال حکومت کرد.
✍محمد امیری
📚 منابع: بازخوانی تاریخ ایرانزمین، دکتر امیرحسین خنجی، جلد اول، گفتار چهارم: پادشاهی ماد، خلاصه ص۱۳۵ تا ۱۳۸.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹حکومت مادها۲
تشکیل دولت ماد و پادشاهی دیاکو
مصائب و رنجهایی که دستاندازیهای آشوریها بر مردم ایران وارد میآورد، پیدایش یک اتحادیه نیرومند دربرابر آشوریان را ایجاب میکرد. ایرانیان مردمی مسالمتجو بودند، و به کشاورزی و دامداریشان مشغول بودند؛ ولی آشوریان زندگی آنها را با دست اندازیهای مداوم برهم میزدند. در دهه ۷۷۰ پم، نیروهای آشور مصروف مقابله با تهاجمات دولت آرمنیه درناحیه دریاچه وان بود که با شاهان "ماننا" و "پارسوائی" (همسایگان ایرانی آرمنیه در شرق و جنوب) وارد پیمان اتحاد شده و درصدد بود که زمینهای آرمنیه را که پیشترها به تصرف دولت آشور درآمده بود، بازپس گیرد. تلاش آرمنیه خطر بزرگی را در پشت مرزهای شمالی آشور ایجاد کرده بود. جنگهای آشور با آرمنیه برای قبایل غرب ایران اهمیت بسیار داشت، زیرا آنها را برای مدتی از تجاوز آشوریان مصون نگاه داشت، و در این فاصله اتحادیه نیرومندی را تشکیل دادند. دراین هنگام قبایل #ماد، به رهبری بزرگمردی که او را تاریخ به نام " #دیائوکو" میشناسد، تشکیل اتحادیه دادند (دهه ۷۶۰ پم) و نخستین سلطنتشان را با مرکزیت هگمتانه تاسیس کردند. هگمتانه که تلفظ نوترش "همهتنه" و "همهدانه" میشود (و اکنون #همدان گوئیم)، به معنای " #مرکز_همگان" است. #دیاکو یا #دیائوکو، بنیانگذار و نخستین شاه حکومت ماد بود. #هرودوت که نام وی را به صورت " #دیوکس" نوشته است. نام دیاکو برگرفته از واژه ایرانی "Dahyu-ka" به معنی #سرزمین است.
#هرودوت بنابر آنچه که از روایتهای ایرانیان شنیده بوده است، مینویسد که:
" دیائوکو پسر " #فرورتیش"، بزرگزادهای از #ماد بود، و ماد از آبادیهای بیشماری تشکیل شده بود. مادها بر آن شدند که یوغ بردگی آشوریها را که بیش از ۵۲۰ سال بود در آسیا فرمانروایی میکردند، از گردن بیندازند و به آزادی برسند. لذا برآن شدند که #دیائوکو را به رهبری خویش برگزینند و سلطنت را به او بسپارند".
در آن زمان در غرب آذربایجان کنونی یک سلطنت محدود اما نسبتا نیرومند به نام " #مان_نا" وجود داشت، که ازجنوب با آشور و از غرب با آرمنیه همسایه بود. این سلطت در همسایگی اتحادیهای واقع میشد که دیاکو ایجاد کرده بود. دیاکو برای آنکه در برابر دست اندازیهای آشوریها حمایت اطمینانبخشی داشته باشد، با #شاه "ماننا" که آشوریها نامش را #ایران_زو نام نوشتهاند، وارد پیمان دوستی و حمایت متقابل شد.
در سال ۷۴۴ پ.م، آشوریها در صدد گسترش قلمروشان در شمال به سرزمینهای جنوبی دریاچه وان که جزو قلمرو آرمنیه بود لشکر کشیدند. شاه آرمنیه از آنها شکست خورد و سرزمینهای جنوبی دریاچه وان مجددا به تصرف آشوریان درآمد. به دنبال آن، شاه آشور به " #ماننا" لشکر کشید، و شاه ماننا که خود را قادر به مقابله با وی نمیدید، ناچار از پیمان آرمنیه خارج شد و به اطاعت شاه آشور درآمد. #ایرانزو شاه ماننا پس از آن درصدد گسترش قلمرواش در آذربایجان تا دره سفیدرود را به تصرف درآورد. در همین سال آشوریها به سرزمین ایرانی نشین #پارس_وائی (ناحیه سلیمانه و شهرزور) لشکر کشیدند. مردم #پارس_وایی که تاب مقاومت در برابر آشوریها را نداشتند، آبادیها را رها کرده به درون کوهستان گریختند. آشوریها، آبادیها را ویران کردند و سرزمین پارسوائی را ضمیمه کشور آشور کردند و حاکمی از سوی خودشان برآن گماشتند. در کتیبه #تیگلات_پلاصر_سوم از بردن پیشهوران اسیر شده و رمههای اسپان پارسوائیهای کوهنشین به آشور، و از کوچاندن جماعاتی از پارس وائیها به سرزمینهائی در شمال سوریه کنونی در سال ۷۳۸ پ.م خبر داده شده است.
آشوریان پس از آن درصدد پیشروی درخاک ماد برآمدند. #دیاکو همپیمان شاه #مان_نا بود که متحد آشور به شمار میرفت؛ ولی شاه آشور به این همپیمانی توجه نکرد. هدف از این لشکرکشیها علاوه بر تاراج اموال و بردهگیری (آنچه دراسلام غنایم و سبایا نامیده میشود)، گسترش دین خدایشان بود. آنها معمولا در هر آبادی ایرانی که تصرف میکردند، معبدی برای خدایشان بر پا میداشتند و پیکرههای خدایانشان را در آن بر میافراشتند تا مغلوبشدگان را مجبور به پرستش آنها کنند. اتحاد #دیاکو با دولت آرمنیه که سرسختترین دشمن آشور بود نیز مزید بر خشم شاه آشور گردیده بود. در سال ۷۱۵ پ.م #سارگون_دوم به ماد لشکر کشید تا خطر این قدرت نوخاسته را از میان بردارد. دیاکو شکست خورده و به اسارت درآمد. سارگون، وی را با افراد خانوادهاش دستهجمعی به #حمات در سوریه تبعید کرد. طبق منابع دیاکو ۵۳ سال حکومت کرد.
✍محمد امیری
📚 منابع: بازخوانی تاریخ ایرانزمین، دکتر امیرحسین خنجی، جلد اول، گفتار چهارم: پادشاهی ماد، خلاصه ص۱۳۵ تا ۱۳۸.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍1👏1
✅ فرزانگی و خردمندی؛ اصول حکمرانی در شاهنامه
فردوسی اصول حاکم بر جامعه را آن می داند که از سوی خردمندان و عقلای قوم و فرزانگان تعیین شده باشد و اگر چنین شود و زمام امور به دست بداندیشان و کج فکران سپرده شود، دیوانگان و اراذل بر مسند قدرت می نشینند «اذا ملک الاراذل هلک الافاضل»
نهان گشت آیین فرزاندگان
پراکنده شد کام دیوانگان
فراموشی اصل فرزانگی در کار حکومت، تخریب بنیادهای اساسی اجتماع است و فراگیری ترس و نومیدی در جامعه و بی بهره شدن مردم از نعمت اندیشه های فرزانگان حاصل آن خواهد بود. در جوامع داد پیشه، فرزانگان برای رسیدن به کمال مطلوب مورد مشورت قرار می گیرند. پندنامه های بزرگان اندیشه، نمودار همین مطلب است. در جامعه سالم، هنر و ارزش های اخلاقی، مقامی والا دارد. در جامعه متوازن، راستی و صداقت در گفتار و پندار و کردار از ستون های استواری است که دوام حکومت را تضمین می کند؛ برعکس در جامعه غیرمتوازن و ناسالم راستی گم می شود:
هنر خوار شد، جادویی ارجمند
نهان راستی، آشکارا گزند
محور حکومت، داد، راستی و صداقت است؛ صداقت با مردم و صداقت با خود. در حکومت بیداد، تجاوز به شرف و ناموس مردم کاری عادی می شود، به ویژه صاحبان قدرت بیشتر در این مورد دست اندر کارند. ضحاک وقتی به جمشید تسلط می یابد، دو تن از دختران جمشید را در اختیا رمی گیرد و درس کژی و جادویی به آنان می دهد:
بپرورد شان از ره بدخویی
بیاموختشان کژی و بدخویی
ندانست جز کژی آموختن
جزاز کشتن و غارت و سوختن
اما فریدون پس از تسلط بر ضحاک، مناصب و مشاغل مملکتی را بر اساس شایستگی ها و موازین خرد و عدالت به زیردستان سپرد تا نظام امور کشور که توسط ضحاک بشولیده بود قوام یابد و امن و عدل سایه گسترده شود:
نشست از بر تخت زرین او
بیفکند نا خوب آیین او
چو این کار آن جوید این کار آین
پر آشوب گردد سراسر زمین
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
فردوسی اصول حاکم بر جامعه را آن می داند که از سوی خردمندان و عقلای قوم و فرزانگان تعیین شده باشد و اگر چنین شود و زمام امور به دست بداندیشان و کج فکران سپرده شود، دیوانگان و اراذل بر مسند قدرت می نشینند «اذا ملک الاراذل هلک الافاضل»
نهان گشت آیین فرزاندگان
پراکنده شد کام دیوانگان
فراموشی اصل فرزانگی در کار حکومت، تخریب بنیادهای اساسی اجتماع است و فراگیری ترس و نومیدی در جامعه و بی بهره شدن مردم از نعمت اندیشه های فرزانگان حاصل آن خواهد بود. در جوامع داد پیشه، فرزانگان برای رسیدن به کمال مطلوب مورد مشورت قرار می گیرند. پندنامه های بزرگان اندیشه، نمودار همین مطلب است. در جامعه سالم، هنر و ارزش های اخلاقی، مقامی والا دارد. در جامعه متوازن، راستی و صداقت در گفتار و پندار و کردار از ستون های استواری است که دوام حکومت را تضمین می کند؛ برعکس در جامعه غیرمتوازن و ناسالم راستی گم می شود:
هنر خوار شد، جادویی ارجمند
نهان راستی، آشکارا گزند
محور حکومت، داد، راستی و صداقت است؛ صداقت با مردم و صداقت با خود. در حکومت بیداد، تجاوز به شرف و ناموس مردم کاری عادی می شود، به ویژه صاحبان قدرت بیشتر در این مورد دست اندر کارند. ضحاک وقتی به جمشید تسلط می یابد، دو تن از دختران جمشید را در اختیا رمی گیرد و درس کژی و جادویی به آنان می دهد:
بپرورد شان از ره بدخویی
بیاموختشان کژی و بدخویی
ندانست جز کژی آموختن
جزاز کشتن و غارت و سوختن
اما فریدون پس از تسلط بر ضحاک، مناصب و مشاغل مملکتی را بر اساس شایستگی ها و موازین خرد و عدالت به زیردستان سپرد تا نظام امور کشور که توسط ضحاک بشولیده بود قوام یابد و امن و عدل سایه گسترده شود:
نشست از بر تخت زرین او
بیفکند نا خوب آیین او
چو این کار آن جوید این کار آین
پر آشوب گردد سراسر زمین
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
🕊2👏1
Tasali o Salam
Mehdi Akhavan Sales
✅به مناسبت کودتای ۲۸ امرداد
🎼 به مناسبت سالگرد درگذشت دکتر مصدق
شعر «تسلّی و سلام» شعر و صدای #مهدی_اخوان_ثالث
این شعر برای دکتر #مصدق سروده شده بود که به دلیل خفقان بعد از کودتای ۲۸ مرداد و برخورد محمدرضا شاه با مصدقی ها اخوان ثالث به ناچار این شعر را با عنوان "برای پیرمحمد احمدآبادی" منتشر کرد.
موسیقی از مجید درخشانی از آلبوم «چاووشی»
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🎼 به مناسبت سالگرد درگذشت دکتر مصدق
شعر «تسلّی و سلام» شعر و صدای #مهدی_اخوان_ثالث
این شعر برای دکتر #مصدق سروده شده بود که به دلیل خفقان بعد از کودتای ۲۸ مرداد و برخورد محمدرضا شاه با مصدقی ها اخوان ثالث به ناچار این شعر را با عنوان "برای پیرمحمد احمدآبادی" منتشر کرد.
موسیقی از مجید درخشانی از آلبوم «چاووشی»
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
😢1
Forwarded from B.ahmadi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پست جدید رسول خادم از وضعیت کپرنشینهای بلوچستان
🕊2😡1
✅بازخوانی یک مصاحبه به مناسبت کودتای 28 مرداد
آ️یت الله سید ابوالقاسم کاشانی ، کمتر از ۳ هفته پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و سرنگونی دولت محمد مصدق در گفتگو با روزنامه مصری اخبار الیوم دیدگاه های خود را درباره دولت مصدق و کودتای ۲۸ مرداد تشریح کرد.
🔹 وی در پاسخ به سوال اخبار الیوم مبنی بر اینکه بهنظر شما بزرگترین اشتباه مصدق کدام است؟ گفت: «پایمال کردن قانون اساسی و و عدم اطاعت از اوامر شاه».
🔹 او همچنین اشتباه بزرگ مصدق را تلاش برای برقراری جمهوریت شمرد و گفت: «مصدق برای برقراری جمهوریت میکوشید. او شاه را مجبور کرد ایران را ترک کند؛ اما شاه با عزت و محبوبیت چند روز بعد برگشت. ملت شاه را دوست دارد.»
🔹 کاشانی در جواب روزنامهٔ مصری که پرسیده بود آیا عقیده دارید مصدق مستحق همین سرنوشتی بود که به او رسید؟ گفت:«خداوند عادل است و آنچه امروز بر مصدق گذشتهاست نتیجهٔ عدل خداوندی است.»
🔹 او همچنین در این مصاحبه مصدق را به مرگ محکوم کرد: «این مصدق راه را گم کرده و مستحق چنین عاقبتی بودهاست. تمام هم و غم او این شده بود که مردم فریاد بزنند زنده باد مصدق. مصدق به من و کشورش خیانت کرد. طبق شرع شریف اسلامی مجازات کسی که در فرماندهی و نمایندگی کشورش خیانت کند مرگ است.»
🔹 آیت الله کاشانی در ادامه این گفت و گو ، محمد مصدق را به داشتن جنون متهم کرد: «مصدق برای کشور کاری نکرد. نه یک خرابی را تعمیر کرد نه خیابانی را افتتاح کرد نه خزانه را نجات داد و نه ملت را متحد ساخت. حتی در مورد نفت که او ادعا داشت صاحب فکر ملی ساختن میباشد اگر این اتحادی که من در صفوف ملت بوجود آوردم نبود هرگز ملی نمیشد. او خیانت کرد. به من و کشور خیانت کرد. قبل از اینکه من با مصدق مخالفت کنم، ملت با او بود ولی پس از اینکه من با او مخالفت کردم ملت از دور او پراکنده شدند.مقام و کرسی صدارت مصدق را مسحور کرده بود. او دستخوش نوعی جنون شده بود.»
🔹 آیت الله کاشانی روی کار آمدن دولت کودتا را «سبب مسرت» دانست و ضمن تبریک به زاهدی گفت:«جای مسرت است که دولت جناب آقای زاهدی که خود یکی از طرفداران جبهه ملی بوده، تصمیم دارند که شرافتمندانه از حیثیت و آبروی ایران دفاع نموده و در راه صلاح و افق ملت حداکثر فداکاری را بنمایند.»
🔹 آیت الله کاشانی همچنین در این مصاحبه گفت:«من از ژنرال زاهدی مادام که به منفعت ایران قدم برمیدارد پشتیبانی میکنم… هر وقت که نظرم برسد او بر خلاف مصلحت ایران عمل میکند با او مخالفت میکنم. تا این لحظه راجع به کار او نمیتوان قضاوت کرد.»/منبع:پارسینه
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
آ️یت الله سید ابوالقاسم کاشانی ، کمتر از ۳ هفته پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و سرنگونی دولت محمد مصدق در گفتگو با روزنامه مصری اخبار الیوم دیدگاه های خود را درباره دولت مصدق و کودتای ۲۸ مرداد تشریح کرد.
🔹 وی در پاسخ به سوال اخبار الیوم مبنی بر اینکه بهنظر شما بزرگترین اشتباه مصدق کدام است؟ گفت: «پایمال کردن قانون اساسی و و عدم اطاعت از اوامر شاه».
🔹 او همچنین اشتباه بزرگ مصدق را تلاش برای برقراری جمهوریت شمرد و گفت: «مصدق برای برقراری جمهوریت میکوشید. او شاه را مجبور کرد ایران را ترک کند؛ اما شاه با عزت و محبوبیت چند روز بعد برگشت. ملت شاه را دوست دارد.»
🔹 کاشانی در جواب روزنامهٔ مصری که پرسیده بود آیا عقیده دارید مصدق مستحق همین سرنوشتی بود که به او رسید؟ گفت:«خداوند عادل است و آنچه امروز بر مصدق گذشتهاست نتیجهٔ عدل خداوندی است.»
🔹 او همچنین در این مصاحبه مصدق را به مرگ محکوم کرد: «این مصدق راه را گم کرده و مستحق چنین عاقبتی بودهاست. تمام هم و غم او این شده بود که مردم فریاد بزنند زنده باد مصدق. مصدق به من و کشورش خیانت کرد. طبق شرع شریف اسلامی مجازات کسی که در فرماندهی و نمایندگی کشورش خیانت کند مرگ است.»
🔹 آیت الله کاشانی در ادامه این گفت و گو ، محمد مصدق را به داشتن جنون متهم کرد: «مصدق برای کشور کاری نکرد. نه یک خرابی را تعمیر کرد نه خیابانی را افتتاح کرد نه خزانه را نجات داد و نه ملت را متحد ساخت. حتی در مورد نفت که او ادعا داشت صاحب فکر ملی ساختن میباشد اگر این اتحادی که من در صفوف ملت بوجود آوردم نبود هرگز ملی نمیشد. او خیانت کرد. به من و کشور خیانت کرد. قبل از اینکه من با مصدق مخالفت کنم، ملت با او بود ولی پس از اینکه من با او مخالفت کردم ملت از دور او پراکنده شدند.مقام و کرسی صدارت مصدق را مسحور کرده بود. او دستخوش نوعی جنون شده بود.»
🔹 آیت الله کاشانی روی کار آمدن دولت کودتا را «سبب مسرت» دانست و ضمن تبریک به زاهدی گفت:«جای مسرت است که دولت جناب آقای زاهدی که خود یکی از طرفداران جبهه ملی بوده، تصمیم دارند که شرافتمندانه از حیثیت و آبروی ایران دفاع نموده و در راه صلاح و افق ملت حداکثر فداکاری را بنمایند.»
🔹 آیت الله کاشانی همچنین در این مصاحبه گفت:«من از ژنرال زاهدی مادام که به منفعت ایران قدم برمیدارد پشتیبانی میکنم… هر وقت که نظرم برسد او بر خلاف مصلحت ایران عمل میکند با او مخالفت میکنم. تا این لحظه راجع به کار او نمیتوان قضاوت کرد.»/منبع:پارسینه
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
🤬1
✅حضور نوۀ دکتر مصدق در دادگاه رسیدگی به پرونده کودتای ۲۸ مرداد
🔹محمود مصدق: دولتهای آمریکا و انگلیس با ایجاد تفرقه، اختلاف، بدبینی و با بهکارگیری نفوذیهای داخلی، دولت مردمی مصدق را سرنگون و ۲۵ سال بر نفت ایران سلطه یافتند.
@tarbd
🔹محمود مصدق: دولتهای آمریکا و انگلیس با ایجاد تفرقه، اختلاف، بدبینی و با بهکارگیری نفوذیهای داخلی، دولت مردمی مصدق را سرنگون و ۲۵ سال بر نفت ایران سلطه یافتند.
@tarbd
👎3😢1