صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅گذری بر تاریخ ایران۱ 🔹تمدن ایلام۱ ایلام (یا عیلام)، قطعهای از خاور نزدیک، در محل امروزی استانهای ایلام و خوزستان در جنوب ایران (و قسمتهایی از جنوب عراق) قرار داشت و تمدنی چند هزار ساله را در برهۀ تاریخی حدود 3200 تا حدود 539 پیش از میلاد دربر میگرفت.…
✅گذری بر تاریخ ایران۲
🔹تمدن ایلام۲
از معروفترین پادشاهان ایلام میتوان به اونتاش-نَپیریشا (فرمانروایی حدود 1275 تا 1240 پیش از میلاد) اشاره کرد که زیگورات و مجموعه پرستشگاههای معروفِ «دور-اونتاش» (چغازنبیل) را ساخت و بیش از 50 بنای دیگر نیز به دستور او ساخته شد؛ پادشاه دیگر شوتروک-ناخونته (یا شوتروک-ناهونته؛ فرمانروایی 1184 تا 1155 پیش از میلاد) بود که بنیانگذار امپراتوری کوتاهمدت ایلام بهشمار میآید. ایلام با پیوستن به اتحاد مادها، بابلیها و چند قوم دیگر در تهاجم و سرنگونی «امپراتوری نو-آشوری» نقش مؤثری ایفا کرد، اما پس از آن از شکوه و عظمت افتاد و جایگاه برتری خود را در منطقه به مادها سپرد.
حکومت ماد نیز مدتی بعد به زیر لوای پارسیان و پادشاه آنان، کورش دوم، درآمد و بدینترتیب ایلام تا سقوط ساسانیان در 651 میلادی به دست عربهای مسلمان بخشی از شاهنشاهیها و امپراتوریهای حاکم بر منطقه باقی ماند.
دورۀ نیا-ایلامی
دربارۀ دورۀ نیا-ایلامی چندان اطلاعی در دست نیست، مگر این که رمزگشایی نوشتارِ خاص این دوره امکانپذیر شود. نوشتار نیا-ایلامی در حدود 3200 پیش از میلاد بهوجود آمد و استفاده از آن تا حدود 2700 پیش از میلاد بهطور پیوسته ادامه داشت تا سرانجام برخورد با سومری ها در این زمان موجب اقتباس و رواج خط میخیِ سومری در ایلام شد. بدینترتیب، تاریخ دورۀ نیا-ایلامی همچنان در ابهام باقی است. ف. والات در این مورد در دانشنامۀ ایرانیکا مینویسد:
📚دانشنامه تاریخ جهان
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
🔹تمدن ایلام۲
از معروفترین پادشاهان ایلام میتوان به اونتاش-نَپیریشا (فرمانروایی حدود 1275 تا 1240 پیش از میلاد) اشاره کرد که زیگورات و مجموعه پرستشگاههای معروفِ «دور-اونتاش» (چغازنبیل) را ساخت و بیش از 50 بنای دیگر نیز به دستور او ساخته شد؛ پادشاه دیگر شوتروک-ناخونته (یا شوتروک-ناهونته؛ فرمانروایی 1184 تا 1155 پیش از میلاد) بود که بنیانگذار امپراتوری کوتاهمدت ایلام بهشمار میآید. ایلام با پیوستن به اتحاد مادها، بابلیها و چند قوم دیگر در تهاجم و سرنگونی «امپراتوری نو-آشوری» نقش مؤثری ایفا کرد، اما پس از آن از شکوه و عظمت افتاد و جایگاه برتری خود را در منطقه به مادها سپرد.
حکومت ماد نیز مدتی بعد به زیر لوای پارسیان و پادشاه آنان، کورش دوم، درآمد و بدینترتیب ایلام تا سقوط ساسانیان در 651 میلادی به دست عربهای مسلمان بخشی از شاهنشاهیها و امپراتوریهای حاکم بر منطقه باقی ماند.
دورۀ نیا-ایلامی
دربارۀ دورۀ نیا-ایلامی چندان اطلاعی در دست نیست، مگر این که رمزگشایی نوشتارِ خاص این دوره امکانپذیر شود. نوشتار نیا-ایلامی در حدود 3200 پیش از میلاد بهوجود آمد و استفاده از آن تا حدود 2700 پیش از میلاد بهطور پیوسته ادامه داشت تا سرانجام برخورد با سومری ها در این زمان موجب اقتباس و رواج خط میخیِ سومری در ایلام شد. بدینترتیب، تاریخ دورۀ نیا-ایلامی همچنان در ابهام باقی است. ف. والات در این مورد در دانشنامۀ ایرانیکا مینویسد:
تاریخ ایلام هنوز تا حد زیادی یک تاریخ پارهپاره است. از آنجا که منابع بومی چندانی از این منطقه بهدست نیامده، تلاش برای بازسازی تصویری از آن در دورههای کهن بیش از هرچیز در گرو مدارک و شواهد میانرودانی است. بزرگترین بخش متنهای ایلامی شناختهشده از کاوشهای باستانشناسی در شوش بهدست آمدهاند، چون این شهر از زمان پیدایش خود در حدود 4000 پیش از میلاد بارها بین قدرتهای ایلامی و میانرودانی دست به دست شده بود. (دانشنامۀ ایرانیکا، 2)اشیای یافتشده در شوش و جاهای دیگر حکایت از این دارند که ایلامیها صنعتگرانی ماهر بودهاند و سفالینههای کمنظیر و دیگر دستساختههای آنان بین همسایگانشان شاخص است. نخستین تصویر تاریخی ایلام در حدود 2700 پیش از میلاد در کهننوشتهای سومری ظاهر شده که ماجرای نخستین جنگ ثبتشده در تاریخ بشر را بازگو میکنند. در این جنگ پادشاه سومریان، اِنِمهباراگِسی فرمانروای کیش، سپاه ایلام را شکست داد و غنایم جنگی فراوانی با خود به سومر آورد. گزارش پیروزی او در تبارنامۀ پادشاهان سومر به ثبت رسیده، و همین اشارۀ کوتاه است که امروز سرآغاز تاریخ مکتوب ایلام بهحساب میآید.
📚دانشنامه تاریخ جهان
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
Renani Mohsen / محسن رنانی
. . 👈 روستای نصفجهان ✍️ محسن رنانی سالها پیش، در ایام جوانی، مقالهای نوشتم با عنوان «روستای نصفجهان» اما آن سالها جرأت انتشار آن را نداشتم. در آنجا بهگونهای فراخ نشان داده بودم که چگونه ساختار و بافتار این شهر از هر چهار منظر اقتصادی، اجتماعی،…
*🟥 عشق من روستای نصفجهان*
✍️محسن رنانی ۲۱ تیر ۱۴۰۳
بهگمان من از آن روز که مردم اصفهان هلهلهکنان در قفای ملاباشی دویدند تا فرمان اخراج ملاصدرا از اصفهان را از پادشاه صفوی بگیرند تا ده سال پیش که برخی جوانان جزماندیش به مقبره آرتور پوپ هجوم بردند و هَرولهکنان دورِ آن سینه زدند و به آن رنگ پاشیدند تا مانع اجرای فرمان سه رئیسجمهور برای دفن جنازه ریچارد فرای در آن مقبره شوند، اصفهان هنوز یکگام به پیش نرفته است، همان نصفجهان عصر صفوی است، خواه شهر باشد خواه روستا.
اوج فاجعه البته در زمان حمله محمود افغان رخ نمود که شهر شش ماه در محاصره بود و کار به جایی رسید که گربهها و سگها را کشتند و خوردند، اما هیچ جنبشی برای دفاع از شهر نکردند؛ نشستند تا شاه اقدام کند و شاه هم فقط نذر میکرد و تسبیح میانداخت و دعا میخواند. شهر، روح دارد، هویت دارد؛ وقتی میبیند شاهش بیعمل است خود دست به اقدام میزند، سازماندهی و قیام میکند. فقط یک جامعه مرده و عقبمانده مینشیند تا بهجای کشته شدن در مقابله با دشمن، قحطی حاصل از محاصره، هشتاد هزار نفر از نفوسش را بکشد.
اصفهان چهار بار نشست و نظاره کرد تا نابود شود؛ آخرینش همین بود که نشست تا زندهرودش را غارت کنند. نه تنها نشست، بلکه همانند جنگهای قبلی، شریک مجرمان شد، با مشارکتِ هلهلهکنانش در توسعه نامتوازن و دیوانهوارِ صنعت و کشاورزی و صادرات آب. شهر اگر بود، بینش داشت، مقاومت میکرد.
بار اول و دوم نیز حمله اعراب و مغول بود. اعراب که آمدند آنقدر مردم اصفهان در پایداری و آمادگی برای جنگ تعلل کردند که مرزبان شهر ناامید شد و گریخت. دشمن او را گرفت و با او صلح کرد و قرار شد هر کس خواهد از شهر برود و هر کس میماند باید جزیه بدهد. و مرزبان بازگشت و به مردم گفت «آنچه کردم شایسته شما بود».
اما مغولان که آمدند شافعیهای شهر پوشیده با مغولان قرار نهادند که دروازههای شهر را بگشایند به شرط آنکه مغولان پس از تسخیر شهر، حنفیها را قتلعام کنند. اما مغولان وقتی شهر را گرفتند، هر دو گروه را قتلعام کردند و با اصفهان همان کردند که با نیشابور کرده بودند.
تنها باری که باور دارم اصفهان، شهروَش، شهریاری و شهربانی کرده است در جنگ تحمیلی بود که بیش از هر شهر دیگری، به نسبت جمعیتش، شهید داد.
و اکنون که این جملهها را مینویسم، اشک امانم نمیدهد. اصفهان، شهر فیروزه من، چهار قرن است تا زانو در گلِ سنت فرورفته و گامازگام برنداشته است. که اگر توان حرکت داشت، نمیگذاشت زندهرودش را بسوزانند؛ هوایش را از سرب داغ بیاکنند؛ تمدن چند هزار ساله شرقش را با دو هزار اثر تاریخی به یغمای کویر بسپارند؛ حمام خسروآغایش را شبانه بکوبند و آسفالت کنند؛ خانههای تاریخیاش را آب بیندازند تا خراب شود؛ کاریزهای باستانی و مادیها و نهرهای تاریخیاش را (که رگهای حیاتش بودند) در زیر بزرگراهها و خیابانکشیها مدفون کنند؛ و برجهای کبوتری مزارع اطرافش را (که ارزانترین و پیچیدهترین فناوری تولید کود کشاورزی بوده است) به هجوم باد و باران بسپارند تا نابود شوند.
پس از انتشار مقاله «روستای نصفجهان» همشهریان زیادی به انتقاد برخاستند و کسان زیادی در فضای مجازی حمله و اهانت کردند؛ حتی برخی فرهیختگان شهر برآشفتند و نوشتند یا پیام دادند که من با این نوشته، به اعتبار اصفهان آسیبزدهام. پاسخ من این است: همینکه اعتبار اصفهان با یادداشت کوتاهی از آدم یکلاقبایی مثل من آسیب میبیند یعنی هنوز روستاست! و همینکه برخی فرهیختگان شهر همچنان نسبت به اصفهان غیرت قبیلهای دارند، یعنی ما هنوز قبیلهایم. جامعه توسعهگرا و متروپولیتن (کلانشهر) جایی است که به هر کس نقدش کند مدال میدهد. متروپولیتن از نقد آسیب نمیبیند بلکه صیقل میخورد و جلا مییابد.
سالها پیش در مقاله «توسعه یعنی شهری با تندیس شاطر رمضان» نوشتم که تا زمانی که تندیس شاطر در اصفهان نصب نشده یعنی اصفهان «توسعهنیافته» است و اکنون با صدای بلند میگویم اصفهان آنگاه کلانشهر خواهد بود که بهپاس همان یادداشت کوتاه به من «مدال شهامت نقد» بدهد. و اکنون با این حملهها و گلهها فهمیدم که چه خوب کردم بیست سال پیش مقاله کامل «روستای نصفجهان» را منتشر نکردم و هنوز نمیدانم کی جرأت خواهم کرد.
شهری که تا دو دهه پیش، تحمل نام «جمالزاده» را بر روی یک خیابانش نداشت و هرچه شهرداری تابلوی آن را کاشت، شبانه کندند؛ تا بالاخره شهرداری خسته شد و نام خیابان را عوض کرد؛ و وقتی عوض کرد، هیچکدام از آن بزرگانی که اکنون به من تذکر دادند، یقه چاک نکردند که جمالزاده هیچ دستکمی از سیوسهپل ندارد؛ و اگر شهرداری حق ندارد سیوسه پل را خراب کند یا نامش را به «پل آیهالله میرزا وِردی خان» تغییر دهد، نیز حق ندارد نام بزرگ جمالزاده را از خیابانهای اصفهان حذف کند.
✍️محسن رنانی ۲۱ تیر ۱۴۰۳
بهگمان من از آن روز که مردم اصفهان هلهلهکنان در قفای ملاباشی دویدند تا فرمان اخراج ملاصدرا از اصفهان را از پادشاه صفوی بگیرند تا ده سال پیش که برخی جوانان جزماندیش به مقبره آرتور پوپ هجوم بردند و هَرولهکنان دورِ آن سینه زدند و به آن رنگ پاشیدند تا مانع اجرای فرمان سه رئیسجمهور برای دفن جنازه ریچارد فرای در آن مقبره شوند، اصفهان هنوز یکگام به پیش نرفته است، همان نصفجهان عصر صفوی است، خواه شهر باشد خواه روستا.
اوج فاجعه البته در زمان حمله محمود افغان رخ نمود که شهر شش ماه در محاصره بود و کار به جایی رسید که گربهها و سگها را کشتند و خوردند، اما هیچ جنبشی برای دفاع از شهر نکردند؛ نشستند تا شاه اقدام کند و شاه هم فقط نذر میکرد و تسبیح میانداخت و دعا میخواند. شهر، روح دارد، هویت دارد؛ وقتی میبیند شاهش بیعمل است خود دست به اقدام میزند، سازماندهی و قیام میکند. فقط یک جامعه مرده و عقبمانده مینشیند تا بهجای کشته شدن در مقابله با دشمن، قحطی حاصل از محاصره، هشتاد هزار نفر از نفوسش را بکشد.
اصفهان چهار بار نشست و نظاره کرد تا نابود شود؛ آخرینش همین بود که نشست تا زندهرودش را غارت کنند. نه تنها نشست، بلکه همانند جنگهای قبلی، شریک مجرمان شد، با مشارکتِ هلهلهکنانش در توسعه نامتوازن و دیوانهوارِ صنعت و کشاورزی و صادرات آب. شهر اگر بود، بینش داشت، مقاومت میکرد.
بار اول و دوم نیز حمله اعراب و مغول بود. اعراب که آمدند آنقدر مردم اصفهان در پایداری و آمادگی برای جنگ تعلل کردند که مرزبان شهر ناامید شد و گریخت. دشمن او را گرفت و با او صلح کرد و قرار شد هر کس خواهد از شهر برود و هر کس میماند باید جزیه بدهد. و مرزبان بازگشت و به مردم گفت «آنچه کردم شایسته شما بود».
اما مغولان که آمدند شافعیهای شهر پوشیده با مغولان قرار نهادند که دروازههای شهر را بگشایند به شرط آنکه مغولان پس از تسخیر شهر، حنفیها را قتلعام کنند. اما مغولان وقتی شهر را گرفتند، هر دو گروه را قتلعام کردند و با اصفهان همان کردند که با نیشابور کرده بودند.
تنها باری که باور دارم اصفهان، شهروَش، شهریاری و شهربانی کرده است در جنگ تحمیلی بود که بیش از هر شهر دیگری، به نسبت جمعیتش، شهید داد.
و اکنون که این جملهها را مینویسم، اشک امانم نمیدهد. اصفهان، شهر فیروزه من، چهار قرن است تا زانو در گلِ سنت فرورفته و گامازگام برنداشته است. که اگر توان حرکت داشت، نمیگذاشت زندهرودش را بسوزانند؛ هوایش را از سرب داغ بیاکنند؛ تمدن چند هزار ساله شرقش را با دو هزار اثر تاریخی به یغمای کویر بسپارند؛ حمام خسروآغایش را شبانه بکوبند و آسفالت کنند؛ خانههای تاریخیاش را آب بیندازند تا خراب شود؛ کاریزهای باستانی و مادیها و نهرهای تاریخیاش را (که رگهای حیاتش بودند) در زیر بزرگراهها و خیابانکشیها مدفون کنند؛ و برجهای کبوتری مزارع اطرافش را (که ارزانترین و پیچیدهترین فناوری تولید کود کشاورزی بوده است) به هجوم باد و باران بسپارند تا نابود شوند.
پس از انتشار مقاله «روستای نصفجهان» همشهریان زیادی به انتقاد برخاستند و کسان زیادی در فضای مجازی حمله و اهانت کردند؛ حتی برخی فرهیختگان شهر برآشفتند و نوشتند یا پیام دادند که من با این نوشته، به اعتبار اصفهان آسیبزدهام. پاسخ من این است: همینکه اعتبار اصفهان با یادداشت کوتاهی از آدم یکلاقبایی مثل من آسیب میبیند یعنی هنوز روستاست! و همینکه برخی فرهیختگان شهر همچنان نسبت به اصفهان غیرت قبیلهای دارند، یعنی ما هنوز قبیلهایم. جامعه توسعهگرا و متروپولیتن (کلانشهر) جایی است که به هر کس نقدش کند مدال میدهد. متروپولیتن از نقد آسیب نمیبیند بلکه صیقل میخورد و جلا مییابد.
سالها پیش در مقاله «توسعه یعنی شهری با تندیس شاطر رمضان» نوشتم که تا زمانی که تندیس شاطر در اصفهان نصب نشده یعنی اصفهان «توسعهنیافته» است و اکنون با صدای بلند میگویم اصفهان آنگاه کلانشهر خواهد بود که بهپاس همان یادداشت کوتاه به من «مدال شهامت نقد» بدهد. و اکنون با این حملهها و گلهها فهمیدم که چه خوب کردم بیست سال پیش مقاله کامل «روستای نصفجهان» را منتشر نکردم و هنوز نمیدانم کی جرأت خواهم کرد.
شهری که تا دو دهه پیش، تحمل نام «جمالزاده» را بر روی یک خیابانش نداشت و هرچه شهرداری تابلوی آن را کاشت، شبانه کندند؛ تا بالاخره شهرداری خسته شد و نام خیابان را عوض کرد؛ و وقتی عوض کرد، هیچکدام از آن بزرگانی که اکنون به من تذکر دادند، یقه چاک نکردند که جمالزاده هیچ دستکمی از سیوسهپل ندارد؛ و اگر شهرداری حق ندارد سیوسه پل را خراب کند یا نامش را به «پل آیهالله میرزا وِردی خان» تغییر دهد، نیز حق ندارد نام بزرگ جمالزاده را از خیابانهای اصفهان حذف کند.
👍9
Renani Mohsen / محسن رنانی
. . 👈 روستای نصفجهان ✍️ محسن رنانی سالها پیش، در ایام جوانی، مقالهای نوشتم با عنوان «روستای نصفجهان» اما آن سالها جرأت انتشار آن را نداشتم. در آنجا بهگونهای فراخ نشان داده بودم که چگونه ساختار و بافتار این شهر از هر چهار منظر اقتصادی، اجتماعی،…
اکنون نیز تا زمانی که اصفهان هیچ خیابانی به نام بزرگانی چون تاج و شهناز و کسایی ندارد بعید است بتوان از نام شهر برای اصفهان دفاع کرد چه رسد به نام «کلان شهر».
و اکنون من این سخن منسوب به شاه را باور دارم که گفته بود: شیراز شهری کوچک و اصفهان دهی بزرگ است. چون هیچگاه نشنیدهام که شیرازیها بهخاطر این بیت حضرت حافظ برآشفته باشند:
آب و هوای فارس عجب سفله پرور است
کو همرهی؟ که خیمه از این خاک بر کنم
اما با همه اینها، من خوردن چای در گرمابه شازده در اصفهان را به خوردن قهوه در خیابان شانزهلیزه در پاریس ترجیح میدهم. چون روستای نصفجهان، مادر جغرافیایی و فرهنگی من است و مثل مادرم دوستش دارم و شاهدش همینکه تاکنون پیشنهادها و فرصتهای فراوانی برای اشتغال و زندگی در تهران و کشورهای خارجی داشتهام اما حاضر نشدهام اصفهان را ترک کنم. من اصفهان را دوستش دارم و به همین علت به خودم حق میدهم نقدش کنم.
و اکنون همه امید من به نسلهای «زد» و «پسا زد» است که شاید بتواند اصفهان را از این چرخه فروبسته تاریخی بیرون کشد، آزاد کند و شهروندی بیاموزد.
برخی دوستان از آن مقاله برداشت تخفیف یا اهانت به برخی رای دهندگان یا روستائیان کرده بودند. چنین قصدی نبود و اگر چنین برداشتی از متن من شده است، متاسفم و پوزش میخواهم.
محسن رنانی / ۲۱ تیر ۱۴۰۳
و اکنون من این سخن منسوب به شاه را باور دارم که گفته بود: شیراز شهری کوچک و اصفهان دهی بزرگ است. چون هیچگاه نشنیدهام که شیرازیها بهخاطر این بیت حضرت حافظ برآشفته باشند:
آب و هوای فارس عجب سفله پرور است
کو همرهی؟ که خیمه از این خاک بر کنم
اما با همه اینها، من خوردن چای در گرمابه شازده در اصفهان را به خوردن قهوه در خیابان شانزهلیزه در پاریس ترجیح میدهم. چون روستای نصفجهان، مادر جغرافیایی و فرهنگی من است و مثل مادرم دوستش دارم و شاهدش همینکه تاکنون پیشنهادها و فرصتهای فراوانی برای اشتغال و زندگی در تهران و کشورهای خارجی داشتهام اما حاضر نشدهام اصفهان را ترک کنم. من اصفهان را دوستش دارم و به همین علت به خودم حق میدهم نقدش کنم.
و اکنون همه امید من به نسلهای «زد» و «پسا زد» است که شاید بتواند اصفهان را از این چرخه فروبسته تاریخی بیرون کشد، آزاد کند و شهروندی بیاموزد.
برخی دوستان از آن مقاله برداشت تخفیف یا اهانت به برخی رای دهندگان یا روستائیان کرده بودند. چنین قصدی نبود و اگر چنین برداشتی از متن من شده است، متاسفم و پوزش میخواهم.
محسن رنانی / ۲۱ تیر ۱۴۰۳
👍5👎1🕊1
Forwarded from تاریخ معاصـر ایران
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ایران و تنهاییاش
دکتر اسلامی ندوشن :
ایرانی حکم کسی را داشته که یک قدحِ چینیِ گرانبها زیرِ بغلش بوده و همهی سرمایهاش همان بوده، میترسیده که اگر بیفتد این قدح بشکند؛ به هر قیمت خواسته است آن را نگاه دارد.
از اینرو دست به عصا راه میرفته.
با خود نگفته: «یا زنگیِ زنگ یا رومیِ روم»
با خود نگفته: «مرگ یکبار، شیون یکبار»!
این قدح عبارت بوده است از «موجودیّت ایرانی» که او میخواسته است حفظ کند، برای حفظِ این امانت خود را به هر آب و آتشی زده.
به هر رنگی که لازم بوده درآمده و از همینروست که در تاریخِ ایران بهترین انسانها دیده شدهاند و بدترین نیز.
میتوان دریافت که راه چقدر ناهموار و پُرخطر بوده است و ایرانی میبایست شخصیّتِ دوگانه به خود بگیرد
تمام نیروی این ملّتِ نگونبخت در طیّ تاریخ به این نحو مصرف شده است؛
این که هم خود باشد و هم آنچه به آن واداشته میشده است، باشد.
"دینامیسمِ" فرهنگیِ او نیز از همین خصوصیّت سرچشمه میگیرد.
فرهنگِ ایران، فرهنگِ ناشی از دوگانگی و مقاومت است و فرهنگی بسیار نیرومند..
#تاریخ_معاصرایران👇👇👇
📚https://t.me/joinchat/AAAAAEEhqxx3Z00nJrdwFg
دکتر اسلامی ندوشن :
ایرانی حکم کسی را داشته که یک قدحِ چینیِ گرانبها زیرِ بغلش بوده و همهی سرمایهاش همان بوده، میترسیده که اگر بیفتد این قدح بشکند؛ به هر قیمت خواسته است آن را نگاه دارد.
از اینرو دست به عصا راه میرفته.
با خود نگفته: «یا زنگیِ زنگ یا رومیِ روم»
با خود نگفته: «مرگ یکبار، شیون یکبار»!
این قدح عبارت بوده است از «موجودیّت ایرانی» که او میخواسته است حفظ کند، برای حفظِ این امانت خود را به هر آب و آتشی زده.
به هر رنگی که لازم بوده درآمده و از همینروست که در تاریخِ ایران بهترین انسانها دیده شدهاند و بدترین نیز.
میتوان دریافت که راه چقدر ناهموار و پُرخطر بوده است و ایرانی میبایست شخصیّتِ دوگانه به خود بگیرد
تمام نیروی این ملّتِ نگونبخت در طیّ تاریخ به این نحو مصرف شده است؛
این که هم خود باشد و هم آنچه به آن واداشته میشده است، باشد.
"دینامیسمِ" فرهنگیِ او نیز از همین خصوصیّت سرچشمه میگیرد.
فرهنگِ ایران، فرهنگِ ناشی از دوگانگی و مقاومت است و فرهنگی بسیار نیرومند..
#تاریخ_معاصرایران👇👇👇
📚https://t.me/joinchat/AAAAAEEhqxx3Z00nJrdwFg
👍2❤1😢1
✅پزشکیان آخرین سنگر و فرصت کشور است؛ نگرانم دولت پزشکیان مصادره شود
بیژن عبدالکریمی:
🔸اکثریت افرادی هم که در انتخابات شرکت کردند، خواستار تغییر هستند. یعنی بخش اعظم جامعه به تفسیر تندروانه و ظاهراندیشانه از انقلاب، «نه» گفتند.
🔸اتفاق مهم دیگری هم در این انتخابات رخ داد و آن اینکه حاکمیت سیاسی، موضع هوشمندانه و عاقلانهای را اتخاذ کرد و اجازه ورود را به مسعود پزشکیان داد. با این تصمیم سیگنال معناداری به جامعه صادر شد و حاکمیت اعلام کرد که صدای مطرودشدگان و نادیده انگاشتگان را شنیده است.
🔸پزشکیان آخرین سنگر و آخرین فرصت کشور است. در صورت عدم توفیق مسعود پزشکیان خشم و ناامیدی بیشتر مردم زبانه میکشد و صندوقها از کشور رخت بر میبندد.
🔸من نگرانم که مسعود پزشکیان، مصادره شود و همان تجربه دولت اصلاحات و دولت اعتدال تکرار شود. در واقع همان بلایی که سر خاتمی و روحانی آمد خدای ناکرده سر پزشکیان هم بیاید. بنابراین باید هوشیار بود./ اعتماد
@tarbd
بیژن عبدالکریمی:
🔸اکثریت افرادی هم که در انتخابات شرکت کردند، خواستار تغییر هستند. یعنی بخش اعظم جامعه به تفسیر تندروانه و ظاهراندیشانه از انقلاب، «نه» گفتند.
🔸اتفاق مهم دیگری هم در این انتخابات رخ داد و آن اینکه حاکمیت سیاسی، موضع هوشمندانه و عاقلانهای را اتخاذ کرد و اجازه ورود را به مسعود پزشکیان داد. با این تصمیم سیگنال معناداری به جامعه صادر شد و حاکمیت اعلام کرد که صدای مطرودشدگان و نادیده انگاشتگان را شنیده است.
🔸پزشکیان آخرین سنگر و آخرین فرصت کشور است. در صورت عدم توفیق مسعود پزشکیان خشم و ناامیدی بیشتر مردم زبانه میکشد و صندوقها از کشور رخت بر میبندد.
🔸من نگرانم که مسعود پزشکیان، مصادره شود و همان تجربه دولت اصلاحات و دولت اعتدال تکرار شود. در واقع همان بلایی که سر خاتمی و روحانی آمد خدای ناکرده سر پزشکیان هم بیاید. بنابراین باید هوشیار بود./ اعتماد
@tarbd
👎6👍1
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅گذری بر تاریخ ایران۲ 🔹تمدن ایلام۲ از معروفترین پادشاهان ایلام میتوان به اونتاش-نَپیریشا (فرمانروایی حدود 1275 تا 1240 پیش از میلاد) اشاره کرد که زیگورات و مجموعه پرستشگاههای معروفِ «دور-اونتاش» (چغازنبیل) را ساخت و بیش از 50 بنای دیگر نیز به دستور او…
✅گذری بر تاریخ ایران۳
🔹تمدن ایلام۳
دورۀ ایلام باستان
در زمان آغاز دورۀ ایلام باستان فرهنگ ایلامی بهطور کامل شکل گرفته بود، اما خاندانهایی که در این دوره، به ترتیب، قدرت سیاسی را در شهرهای بزرگ منطقه یعنی اَوان، اَنشان، و شوش تصاحب کردند، هرکدام بهشکلی مایۀ پیشرفت و اعتلای هرچه بیشتر این فرهنگ شدند. اَوان و اَنشان تا مدتها دو شهر جداگانه تصور میشدند، اما امروزه پژوهشگران بیشتر احتمال میدهند که اَوان نام قدیمیتر اَنشان، مرکز پادشاهی ایلام، بوده باشد. در اینجا گاهشماری برای سلسلههای حاکم بر ایلام در این دوره ارائه میکنیم که تاریخهای آن، مثل همۀ اطلاعهای دیگر درمورد ایلام باستان، تقریبی هستند:
سلسلۀ اَوانی (حدود 2350 تا حدود 2150 پیش از میلاد) – این نخستین خاندانی است که به گواه نوشتههای باستانی بر اساس پیماننامههای از پیش تنظیمشده با دولتشهرهای میانرودانی و همسایگان شرقی خود داد و ستد میکرد. سارگُن اَکَدی (فرمانروایی 2334 تا 2279 پیش از میلاد) در زمان فرمانروایی هشتمین پادشاه اَوان، لو-ایشان (حدود 2300 پیش از میلاد)، این شهر را تسخیر کرد و شوش را نیز در اختیار گرفت. اَکَدیها هردوی این مرکزهای حکومتی را به قلمرو خود ضمیمه کردند و به ترویج فرهنگ و زبان خود در آنها پرداختند، بدینترتیب بود که نوشتار میخی، که سومریها آغازگر آن بودند، در سراسر ایلام رواج پیدا کرد. نوۀ سارگُن، نارام-سین (فرمانروایی 2261 تا 2224 پیش از میلاد) پس از سرکوب شورشهای گوناگون در منطقه، پیمان صلحی با ایلام بست و «لوح یادبود پیروزی» او منبع اطلاع پژوهشگران از نام بسیاری از ایزدان و فرمانروایان ایلامی و دیگر جنبههای تاریخ ایلام بهشمار میرود. با سقوط امپراتوری اَکَد به دست گوتی ها، سلسلۀ اَوانی بار دیگر حکومت اَوان و شوش را بهدست گرفت، اما چیزی نگذشت که گوتیها قلمرو آنان را نیز مورد تهاجم قرار دادند.
سلسلۀ شیمَشکی (حدود 2200 تا 1900 پیش از میلاد) – معروفترین رویداد تاریخی مربوط به این سلسله، نبرد آنان با شهر سومری اور در «دورۀ سوم اور» (2047 تا 1750 پیش از میلاد) است. پادشاه اور در آن زمان، اور-نامّو (فرمانروایی 2047 تا 2030 پیش از میلاد) بود که گوتیها را از سومر بیرون راند، و پس از او پسرش، شولگی (فرمانروایی 2029 تا 1982 پیش از میلاد)، موفق شد آنها را برای همیشه شکست دهد و ایلام را از وجودشان پاک کند. شولگی پس از فتح شوش حکومت سومری قدرتمندی در ایلام برقرار کرد که تا زمان فرمانروایی ایبّی-سین (فرمانروایی حدود 2027 تا 2004 پیش از میلاد) پایدار ماند. در این زمان اتحادی از نیروهای ایلامی و آموری به اور یورش بردند، شهر را غارت کردند و ایبّی-سین را به اسارت گرفتند.
بدین ترتیب سلطۀ سومریها بر منطقه بهدست ایلامیها پایان یافت و این سرآغازی بود برای زوال تمدن سومری و محو شدن تدریجی آن از صفحۀ روزگار.
📚دانشنامه تاریخ جهان
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
🔹تمدن ایلام۳
دورۀ ایلام باستان
در زمان آغاز دورۀ ایلام باستان فرهنگ ایلامی بهطور کامل شکل گرفته بود، اما خاندانهایی که در این دوره، به ترتیب، قدرت سیاسی را در شهرهای بزرگ منطقه یعنی اَوان، اَنشان، و شوش تصاحب کردند، هرکدام بهشکلی مایۀ پیشرفت و اعتلای هرچه بیشتر این فرهنگ شدند. اَوان و اَنشان تا مدتها دو شهر جداگانه تصور میشدند، اما امروزه پژوهشگران بیشتر احتمال میدهند که اَوان نام قدیمیتر اَنشان، مرکز پادشاهی ایلام، بوده باشد. در اینجا گاهشماری برای سلسلههای حاکم بر ایلام در این دوره ارائه میکنیم که تاریخهای آن، مثل همۀ اطلاعهای دیگر درمورد ایلام باستان، تقریبی هستند:
سلسلۀ اَوانی (حدود 2350 تا حدود 2150 پیش از میلاد) – این نخستین خاندانی است که به گواه نوشتههای باستانی بر اساس پیماننامههای از پیش تنظیمشده با دولتشهرهای میانرودانی و همسایگان شرقی خود داد و ستد میکرد. سارگُن اَکَدی (فرمانروایی 2334 تا 2279 پیش از میلاد) در زمان فرمانروایی هشتمین پادشاه اَوان، لو-ایشان (حدود 2300 پیش از میلاد)، این شهر را تسخیر کرد و شوش را نیز در اختیار گرفت. اَکَدیها هردوی این مرکزهای حکومتی را به قلمرو خود ضمیمه کردند و به ترویج فرهنگ و زبان خود در آنها پرداختند، بدینترتیب بود که نوشتار میخی، که سومریها آغازگر آن بودند، در سراسر ایلام رواج پیدا کرد. نوۀ سارگُن، نارام-سین (فرمانروایی 2261 تا 2224 پیش از میلاد) پس از سرکوب شورشهای گوناگون در منطقه، پیمان صلحی با ایلام بست و «لوح یادبود پیروزی» او منبع اطلاع پژوهشگران از نام بسیاری از ایزدان و فرمانروایان ایلامی و دیگر جنبههای تاریخ ایلام بهشمار میرود. با سقوط امپراتوری اَکَد به دست گوتی ها، سلسلۀ اَوانی بار دیگر حکومت اَوان و شوش را بهدست گرفت، اما چیزی نگذشت که گوتیها قلمرو آنان را نیز مورد تهاجم قرار دادند.
سلسلۀ شیمَشکی (حدود 2200 تا 1900 پیش از میلاد) – معروفترین رویداد تاریخی مربوط به این سلسله، نبرد آنان با شهر سومری اور در «دورۀ سوم اور» (2047 تا 1750 پیش از میلاد) است. پادشاه اور در آن زمان، اور-نامّو (فرمانروایی 2047 تا 2030 پیش از میلاد) بود که گوتیها را از سومر بیرون راند، و پس از او پسرش، شولگی (فرمانروایی 2029 تا 1982 پیش از میلاد)، موفق شد آنها را برای همیشه شکست دهد و ایلام را از وجودشان پاک کند. شولگی پس از فتح شوش حکومت سومری قدرتمندی در ایلام برقرار کرد که تا زمان فرمانروایی ایبّی-سین (فرمانروایی حدود 2027 تا 2004 پیش از میلاد) پایدار ماند. در این زمان اتحادی از نیروهای ایلامی و آموری به اور یورش بردند، شهر را غارت کردند و ایبّی-سین را به اسارت گرفتند.
بدین ترتیب سلطۀ سومریها بر منطقه بهدست ایلامیها پایان یافت و این سرآغازی بود برای زوال تمدن سومری و محو شدن تدریجی آن از صفحۀ روزگار.
📚دانشنامه تاریخ جهان
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
❤1
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅گذری بر تاریخ ایران۳ 🔹تمدن ایلام۳ دورۀ ایلام باستان در زمان آغاز دورۀ ایلام باستان فرهنگ ایلامی بهطور کامل شکل گرفته بود، اما خاندانهایی که در این دوره، به ترتیب، قدرت سیاسی را در شهرهای بزرگ منطقه یعنی اَوان، اَنشان، و شوش تصاحب کردند، هرکدام بهشکلی…
✅گذری بر تاریخ ایران۴
🔹تمدن ایلام۴
سلسلۀ سوکَلماخ (یا سلسلۀ ایپارتی، حدود 1970 تا حدود 1770 پیش از میلاد) – این سلسله، که بنیانگذار آن احتمالن ایپارتی اول (تاریخ نامعلوم) بود، سلطۀ ایلام بر اَنشان و شوش را تحکیم کرد و مرزهای ایلام را تا سومر گسترش داد. سوکَلماخها قدرت بسیار زیادی داشتند، میتوانستند برای لشگرکشیهای خود سپاهی عظیم گردآوری کنند، و داراییهاشان به چنان درجهای میرسید که پادشاهان دولتشهرهای میانرودان، که معمولن یکدیگر را «برادر» صدا میکردند، در اشاره یا خطاب به پادشاهان ایلامی سلسلۀ سوکَلماخ لفظ «پدر» را بهکار میبردند تا میزان تکریم خود را نشان دهند. پادشاهان سوکَلماخ میتوانستند هر پادشاهی را به میل خود به تخت بنشانند و کم پیش نمیآمد که فرمانروایان شهرهای مختلف میانرودان در نبردهای خود از آنان کمک بخواهند. یک نمونه، حمورابی پادشاه بابِل (فرمانروایی 1792 تا 1750 پیش از میلاد) بود که در جریان لشگرکشی موفقیتآمیز خود به میانرودان از کمک سلسلۀ سوکَلماخ بهره برد، اما پس از رسیدن به قدرتِ موردنظر تغییرجهت داد و به ایلام حمله کرد تا آن سرزمین را به امپراتوری خود اضافه کند.
بااینکه در این دوره شواهد روشنی از فرهنگ ایلامی در دست نیست، بهنظر میرسد داد و ستد با رونق کامل و در حد تجمل جریان داشته است. در حفاریهای شوش دستساختههایی از هند در شرق و از قلمروهای گوناگون میانرودانی در غرب تا کرانههای لِوانت بهدست آمده است. دین نیز در این دوران سامان پیدا کرد و محوطههای قدسی در کوهها و تپهها و غارها و بیشهها ایجاد شد. فهرست زیر شماری از مهمترین ایزدان دین ایلامی را معرفی میکند:
نَپیریشا – خدای زمین و آفرینندۀ انسانها
اینشوشیناک – خدای شوش، داور مردگان، حامی ضعیفان
هومبان – خدای اَنشان، نگاهدار پادشاه (و خانوادۀ سلطنتی)، ایزد آسمان
کیریریشا – همسر و شریک قدرتِ اینشوشیناک و هومبان، مادر ایزدان، ایزدبانوی مادر
پینیکیر – ملکۀ بهشت، ایزدبانوی آسمان
ناهونته – خدای عدالت، ایزد داد و ستد و پیمانهای عادلانه
سیموت – خدای ایلام و ایلامیان
نَروندی – ایزدبانوی پیروزی
ایسمهکَراب – ایزدبانوی جهان زیرین، شنونده/نگاهبان سوگندها
لاماگال – (یا لاماکار) ایزدبانوی مردگان و داور ارواح
علاوه بر این ده ایزد، بیش از 200 الوهیت دیگر در جایجای سرزمین ایلام مورد پرستش مردم بودند. اما معبدها و مجموعههای پرستشگاهی نه برای برگزاری آیینهای دینی بلکه برای نگهداری از تندیس یک ایزد یا ایزدبانوی خاص ساخته میشدند. شماری از ایزدان میانرودانی نیز در جمع خدایان ایلامی وجود دارند، از جمله ئِهآ، اِنکی، نینهورساگ، نیسابه، شَمَش، و ایزدان همپیوند با نِرگال، تجسم جنگ و آشوبگری. مرگ و جهان آخرت از دغدغههای اصلی انسان بهشمار میرفت، و دعاها و کتیبههای فراوانی در طلب گذر راحت و بیگزند به زندگی ابدی در دست است، بااینحال هنوز دقیقن نمیدانیم ایلامیها چه تصویری از آخرت در ذهن داشتند. فقط با توجه به نفوذ گستردۀ فرهنگ میانرودانی در این خطه، این تصویر به احتمال قوی بازتابهایی از تصور سومریان از سرنوشت پس از مرگ را شامل میشده است: جهانی تیره و خوفناک در زیرِ زمین، قلمرو فرمانروایی ایزدبانوی مردگان، جایی که خوراک ارواح خاک است و نوشیدنیشان آبِ جوب.
ساختار سیاسی، به گواه شواهدی که از دورۀ ایلامی میانه بهدست آمده، در همین دوره شروع به شکلگیری کرد. پادشاهان مشروعیت و حقانیت خود را از ایزدان دریافت میکردند و به پاس این موهبت برای آنان پرستشگاه و بناهای یادمانی عظیم میساختند تا آنان نیز در مقابل پشتیبان برتری نظامی، آبادی مُلک، و تندرستی و سرفرازی خاندان سلطنتی باشند. بنا بر کهننوشتهایی که در آنها از «پسر خواهر پادشاه» یاد شده، تا مدتها تصور میشد رسم بر این بوده که خواهرزادۀ پادشاه جانشین او باشد، اما اکنون میتوان گفت این نوع اشاره حکایت از رسم وصلت کردن پادشاهان با خواهرانشان دارد تا خون تبار شاهی پاک بماند. بنابراین، جانشین پادشاه کسی جز پسر او نبود، و اگر پادشاهی پسر نداشت فرمانروایی پس از او به برادرش میرسید.
📚دانشنامه تاریخ جهان
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
🔹تمدن ایلام۴
سلسلۀ سوکَلماخ (یا سلسلۀ ایپارتی، حدود 1970 تا حدود 1770 پیش از میلاد) – این سلسله، که بنیانگذار آن احتمالن ایپارتی اول (تاریخ نامعلوم) بود، سلطۀ ایلام بر اَنشان و شوش را تحکیم کرد و مرزهای ایلام را تا سومر گسترش داد. سوکَلماخها قدرت بسیار زیادی داشتند، میتوانستند برای لشگرکشیهای خود سپاهی عظیم گردآوری کنند، و داراییهاشان به چنان درجهای میرسید که پادشاهان دولتشهرهای میانرودان، که معمولن یکدیگر را «برادر» صدا میکردند، در اشاره یا خطاب به پادشاهان ایلامی سلسلۀ سوکَلماخ لفظ «پدر» را بهکار میبردند تا میزان تکریم خود را نشان دهند. پادشاهان سوکَلماخ میتوانستند هر پادشاهی را به میل خود به تخت بنشانند و کم پیش نمیآمد که فرمانروایان شهرهای مختلف میانرودان در نبردهای خود از آنان کمک بخواهند. یک نمونه، حمورابی پادشاه بابِل (فرمانروایی 1792 تا 1750 پیش از میلاد) بود که در جریان لشگرکشی موفقیتآمیز خود به میانرودان از کمک سلسلۀ سوکَلماخ بهره برد، اما پس از رسیدن به قدرتِ موردنظر تغییرجهت داد و به ایلام حمله کرد تا آن سرزمین را به امپراتوری خود اضافه کند.
بااینکه در این دوره شواهد روشنی از فرهنگ ایلامی در دست نیست، بهنظر میرسد داد و ستد با رونق کامل و در حد تجمل جریان داشته است. در حفاریهای شوش دستساختههایی از هند در شرق و از قلمروهای گوناگون میانرودانی در غرب تا کرانههای لِوانت بهدست آمده است. دین نیز در این دوران سامان پیدا کرد و محوطههای قدسی در کوهها و تپهها و غارها و بیشهها ایجاد شد. فهرست زیر شماری از مهمترین ایزدان دین ایلامی را معرفی میکند:
نَپیریشا – خدای زمین و آفرینندۀ انسانها
اینشوشیناک – خدای شوش، داور مردگان، حامی ضعیفان
هومبان – خدای اَنشان، نگاهدار پادشاه (و خانوادۀ سلطنتی)، ایزد آسمان
کیریریشا – همسر و شریک قدرتِ اینشوشیناک و هومبان، مادر ایزدان، ایزدبانوی مادر
پینیکیر – ملکۀ بهشت، ایزدبانوی آسمان
ناهونته – خدای عدالت، ایزد داد و ستد و پیمانهای عادلانه
سیموت – خدای ایلام و ایلامیان
نَروندی – ایزدبانوی پیروزی
ایسمهکَراب – ایزدبانوی جهان زیرین، شنونده/نگاهبان سوگندها
لاماگال – (یا لاماکار) ایزدبانوی مردگان و داور ارواح
علاوه بر این ده ایزد، بیش از 200 الوهیت دیگر در جایجای سرزمین ایلام مورد پرستش مردم بودند. اما معبدها و مجموعههای پرستشگاهی نه برای برگزاری آیینهای دینی بلکه برای نگهداری از تندیس یک ایزد یا ایزدبانوی خاص ساخته میشدند. شماری از ایزدان میانرودانی نیز در جمع خدایان ایلامی وجود دارند، از جمله ئِهآ، اِنکی، نینهورساگ، نیسابه، شَمَش، و ایزدان همپیوند با نِرگال، تجسم جنگ و آشوبگری. مرگ و جهان آخرت از دغدغههای اصلی انسان بهشمار میرفت، و دعاها و کتیبههای فراوانی در طلب گذر راحت و بیگزند به زندگی ابدی در دست است، بااینحال هنوز دقیقن نمیدانیم ایلامیها چه تصویری از آخرت در ذهن داشتند. فقط با توجه به نفوذ گستردۀ فرهنگ میانرودانی در این خطه، این تصویر به احتمال قوی بازتابهایی از تصور سومریان از سرنوشت پس از مرگ را شامل میشده است: جهانی تیره و خوفناک در زیرِ زمین، قلمرو فرمانروایی ایزدبانوی مردگان، جایی که خوراک ارواح خاک است و نوشیدنیشان آبِ جوب.
ساختار سیاسی، به گواه شواهدی که از دورۀ ایلامی میانه بهدست آمده، در همین دوره شروع به شکلگیری کرد. پادشاهان مشروعیت و حقانیت خود را از ایزدان دریافت میکردند و به پاس این موهبت برای آنان پرستشگاه و بناهای یادمانی عظیم میساختند تا آنان نیز در مقابل پشتیبان برتری نظامی، آبادی مُلک، و تندرستی و سرفرازی خاندان سلطنتی باشند. بنا بر کهننوشتهایی که در آنها از «پسر خواهر پادشاه» یاد شده، تا مدتها تصور میشد رسم بر این بوده که خواهرزادۀ پادشاه جانشین او باشد، اما اکنون میتوان گفت این نوع اشاره حکایت از رسم وصلت کردن پادشاهان با خواهرانشان دارد تا خون تبار شاهی پاک بماند. بنابراین، جانشین پادشاه کسی جز پسر او نبود، و اگر پادشاهی پسر نداشت فرمانروایی پس از او به برادرش میرسید.
📚دانشنامه تاریخ جهان
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍1
✅کتابشناسی «نهضت امام حسین و قیام کربلا » اثر غلامحسین زرگرینژاد
✍آرمان ذاکری
«رسالت شهادت برای افشای بیداد و بیدادگری»(زرگرینژاد، 1391 : 186 ) جانمایهی اصلی «نهضت امام حسین و قیام کربلا» از دیدگاه غلامحسین زرگری نژاد است. قیامی که شهادت امام حسین در آن «پایان یک تراژدی و آغاز خروش یک خشم بود، خشمی که با الهام از خون امام حسین(ع)، در بستر تاریخ تشیع قوت گرفت و همواره بر کنگرهی بیدادگران تاریخ فروبارید. امام در کربلا به معراج عشق رفت و در تاریخ تشیع خود الگوی عاشقانه راه وحدانیت و عدالت شد.»(همان : 1391)
کتاب «نهضت امام حسین و قیام کربلا»در سال 1383 توسط انتشارات سمت به چاپ رسید و در همان سال عنوان «کتاب برگزیدهی سال» را از آن خود کرد. این اثر در قالب یک درآمد، «نقد و بررسی منابع و مآخذ تاریخ کربلا» و پس از آن هفت بخش اصلی تنظیم شده است. دکتر غلامحسین زرگرینژاد، استاد تاریخ دانشگاه تهران(متولد 1329)، صاحب آثار و پژوهشها و مقالات فراوانی در حوزههای مختلف تاریخ است. در این میان اما اهمیت «نهضت امام حسین و قیام کربلا» و نظریهی اصلی آن از آن رو است که در آن مورخی صاحب نام تلاش کرده با استناد به منابع مختلف تاریخ تشیع، موضعی معیّن در میان نظریات مختلف در باب هدف امام حسین از قیام کربلا اتخاذ کند. نزاعی که آغاز آن را میتوان به دههی 50 شمسی و نگارش «شهید جاوید»(1349) توسط نعمتالله صالحی نجف آبادی و انبوه نقدها و تقریظهای نوشته شده بر آن،طرح نظریهی «شهادت»(1350) امام حسین(ع)توسط علی شریعتی ، و دست آخر «حماسهی حسینی»(1347-1356) مرتضی مطهری و مجادلهی مکتوب او با صالحی نجفآبادی دانست. کسانی چون آیتالله مشکینی و آیتالله منتظری در تایید کتاب مرحوم صالحی نجف آبادی تقریظ نوشتند و آیت الله لطف الله صافی گلپایگانی با نگارش «شهید آگاه»(1350) به نقد آن پرداخت. هدف اصلی همهی این آثار پاسخ به یک پرسش محوری بوده است : «چرا امام حسین قیام کرد؟ »
انتخاب آگاهانهی شهادت(نظریهی شریعتی) یا حرکت به قصد تشکیل حکومت (نظریه صالحی نجفآبادی)، دو نظریهای بود که در برابر نظریهی سنتی و تقدیرگرایانهی «علم لدنی امام بر همهی حوادث»، به تحلیل اجتماعی-سیاسی قیام امام حسین میپرداخت و دکتر زرگرینژاد از پی انجام یک پژوهش تاریخی برگزیدن «استراتژی شهادت»(همان : 172) توسط امام، را مطابق واقع دانستهاند.
این اثر در ابتدابه «نقد و بررسی منابع و مآخذ تاریخ کربلا» پرداخته و جایگاه «مقتل ابومخنف» به عنوان مهمترین راوی حادثهی کربلا را ارزیابی نموده است. به طور کلی ارجاعات و استنادات دستهاول این اثر افقهای فراوانی را برای پژوهشهای تاریخی-اجتماعی در باب قیام امام حسین میگشاید.
زرگرینژاد در واکاوی «ریشههای تاریخی قیام» به «جنگهای ردّه و صعود پسران ابوسفیان بر مسند ولایت شام» و «ظهور اشرافیت زراندور و صحابه ثروت اندوز» اشاره کرده و «خلافت عثمان» را سبب ساز «تثبیت قدرت و ثروت قاتلان شهدای کربلا» دانسته است. عصر معاویه، با «اوج گیری انفعال سیاسی، جبرگرایی و رعب و خشونت» همراه شده و سبب سازرفتارهای دوگانه و مذبذب عراقیان و کوفیان می گردد.
در ادامه شرح مفصلی از دوران به حکومت رسیدن یزید و اقدامات امام حسین(ع) و سخنان آن حضرت و رفتارهای اطرافیان و جناح های مختلف سیاسی آن زمان به دست داده شده و واقعه عاشورا از زمان خروج امام حسین(ع) از مدینه تا ورود ایشان به دشت نینوا و شهادت و پس از آن حوادث مربوط به اسرا نقل و تحلیل شده است.
استدلالات متعددی در توضیح نظریهی اصلی کتاب یعنی برگزیدن «استراتژی شهادت» توسط امام آورده شده که از جمله مهمترین آنها میتوان به سخنان متعدد ناصحان و اطرافیان امام در باب فضای کوفه و تلاش فراوان آنها برای منصرف کردن حضرت از این سفر اشاره کرد. پارهای سخنان و سخنرانیهای امام در منازل مختلف سفر و به خصوص عدم تغییر مسیر پس از دریافت خبر شهادت پیکهای ارسالی به کوفه، -مسلم بن عقیل و قیس بن مُسَهَّر- از جمله دیگر استدلالات زرگرینژاد در این زمینه هستند. در نهایت در تبیین «اهداف و بنیادهای نظری و اعتقادی قیام حسینی» چهار عامل عمده شرح و بسط داده شده اند که عبارتند از «استبداد سیاسی و سلطنت اسلامی»، «تثبیت و مشروعیت اشرافیت و نظام طبقاتی»، «امحای عدالت و برابری» و «ارتقای اراذل و انزوای افاضل».
دو فصل پایانی کتاب به توضیحی در باب دو قیام مهم پس از شهادت امام حسین یعنی «قیام توابین» و «قیام مختار» اختصاص یافته و در نهایت فهرستی از «شخصیت و نام و نشان شهدای کربلا» نیز آورده شده است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✍آرمان ذاکری
«رسالت شهادت برای افشای بیداد و بیدادگری»(زرگرینژاد، 1391 : 186 ) جانمایهی اصلی «نهضت امام حسین و قیام کربلا» از دیدگاه غلامحسین زرگری نژاد است. قیامی که شهادت امام حسین در آن «پایان یک تراژدی و آغاز خروش یک خشم بود، خشمی که با الهام از خون امام حسین(ع)، در بستر تاریخ تشیع قوت گرفت و همواره بر کنگرهی بیدادگران تاریخ فروبارید. امام در کربلا به معراج عشق رفت و در تاریخ تشیع خود الگوی عاشقانه راه وحدانیت و عدالت شد.»(همان : 1391)
کتاب «نهضت امام حسین و قیام کربلا»در سال 1383 توسط انتشارات سمت به چاپ رسید و در همان سال عنوان «کتاب برگزیدهی سال» را از آن خود کرد. این اثر در قالب یک درآمد، «نقد و بررسی منابع و مآخذ تاریخ کربلا» و پس از آن هفت بخش اصلی تنظیم شده است. دکتر غلامحسین زرگرینژاد، استاد تاریخ دانشگاه تهران(متولد 1329)، صاحب آثار و پژوهشها و مقالات فراوانی در حوزههای مختلف تاریخ است. در این میان اما اهمیت «نهضت امام حسین و قیام کربلا» و نظریهی اصلی آن از آن رو است که در آن مورخی صاحب نام تلاش کرده با استناد به منابع مختلف تاریخ تشیع، موضعی معیّن در میان نظریات مختلف در باب هدف امام حسین از قیام کربلا اتخاذ کند. نزاعی که آغاز آن را میتوان به دههی 50 شمسی و نگارش «شهید جاوید»(1349) توسط نعمتالله صالحی نجف آبادی و انبوه نقدها و تقریظهای نوشته شده بر آن،طرح نظریهی «شهادت»(1350) امام حسین(ع)توسط علی شریعتی ، و دست آخر «حماسهی حسینی»(1347-1356) مرتضی مطهری و مجادلهی مکتوب او با صالحی نجفآبادی دانست. کسانی چون آیتالله مشکینی و آیتالله منتظری در تایید کتاب مرحوم صالحی نجف آبادی تقریظ نوشتند و آیت الله لطف الله صافی گلپایگانی با نگارش «شهید آگاه»(1350) به نقد آن پرداخت. هدف اصلی همهی این آثار پاسخ به یک پرسش محوری بوده است : «چرا امام حسین قیام کرد؟ »
انتخاب آگاهانهی شهادت(نظریهی شریعتی) یا حرکت به قصد تشکیل حکومت (نظریه صالحی نجفآبادی)، دو نظریهای بود که در برابر نظریهی سنتی و تقدیرگرایانهی «علم لدنی امام بر همهی حوادث»، به تحلیل اجتماعی-سیاسی قیام امام حسین میپرداخت و دکتر زرگرینژاد از پی انجام یک پژوهش تاریخی برگزیدن «استراتژی شهادت»(همان : 172) توسط امام، را مطابق واقع دانستهاند.
این اثر در ابتدابه «نقد و بررسی منابع و مآخذ تاریخ کربلا» پرداخته و جایگاه «مقتل ابومخنف» به عنوان مهمترین راوی حادثهی کربلا را ارزیابی نموده است. به طور کلی ارجاعات و استنادات دستهاول این اثر افقهای فراوانی را برای پژوهشهای تاریخی-اجتماعی در باب قیام امام حسین میگشاید.
زرگرینژاد در واکاوی «ریشههای تاریخی قیام» به «جنگهای ردّه و صعود پسران ابوسفیان بر مسند ولایت شام» و «ظهور اشرافیت زراندور و صحابه ثروت اندوز» اشاره کرده و «خلافت عثمان» را سبب ساز «تثبیت قدرت و ثروت قاتلان شهدای کربلا» دانسته است. عصر معاویه، با «اوج گیری انفعال سیاسی، جبرگرایی و رعب و خشونت» همراه شده و سبب سازرفتارهای دوگانه و مذبذب عراقیان و کوفیان می گردد.
در ادامه شرح مفصلی از دوران به حکومت رسیدن یزید و اقدامات امام حسین(ع) و سخنان آن حضرت و رفتارهای اطرافیان و جناح های مختلف سیاسی آن زمان به دست داده شده و واقعه عاشورا از زمان خروج امام حسین(ع) از مدینه تا ورود ایشان به دشت نینوا و شهادت و پس از آن حوادث مربوط به اسرا نقل و تحلیل شده است.
استدلالات متعددی در توضیح نظریهی اصلی کتاب یعنی برگزیدن «استراتژی شهادت» توسط امام آورده شده که از جمله مهمترین آنها میتوان به سخنان متعدد ناصحان و اطرافیان امام در باب فضای کوفه و تلاش فراوان آنها برای منصرف کردن حضرت از این سفر اشاره کرد. پارهای سخنان و سخنرانیهای امام در منازل مختلف سفر و به خصوص عدم تغییر مسیر پس از دریافت خبر شهادت پیکهای ارسالی به کوفه، -مسلم بن عقیل و قیس بن مُسَهَّر- از جمله دیگر استدلالات زرگرینژاد در این زمینه هستند. در نهایت در تبیین «اهداف و بنیادهای نظری و اعتقادی قیام حسینی» چهار عامل عمده شرح و بسط داده شده اند که عبارتند از «استبداد سیاسی و سلطنت اسلامی»، «تثبیت و مشروعیت اشرافیت و نظام طبقاتی»، «امحای عدالت و برابری» و «ارتقای اراذل و انزوای افاضل».
دو فصل پایانی کتاب به توضیحی در باب دو قیام مهم پس از شهادت امام حسین یعنی «قیام توابین» و «قیام مختار» اختصاص یافته و در نهایت فهرستی از «شخصیت و نام و نشان شهدای کربلا» نیز آورده شده است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅ویدیو: فیلم رنگی و بازسازی شده از ایام محرم تهران در سال ۱۳۰۰ خورشیدی و عزاداریهای سردار سپه که به کوشش سهند ایرانمهر تهیه شده است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from amir amini
جلد ۷ تاریخ طبری بیشتر حقایق تا سوعا وعاشورا،که بسیاری از آن آگاهی چندانی ندارند را باز گو کرده است .
Forwarded from amir amini
تاریخ طبری (7).pdf
52.1 MB
✅ معرفی 15 کتاب عاشورایی به قلم نویسندگان معاصر
📚1-شهید جاوید : نعمت اله صالحی نجف آبادی
📚2-پس از پنجاه سال، قیام امام حسین(ع) : سید جعفر شهیدی
📚3_ عاشورا شناسی : محمد اسفندیاری
📚4_نگاهی به حماسه حسینی شهید مطهری : نعمت الله صالحی نجف آبادی
📚5_زوایای ناپیدای نهضت امام حسین(ع) :احمد عابدینی
📚6_حسین وارث آدم : علی شریعتی
📚7_حماسه حسینی : مرتضی مطهری
📚8_فاجعه جهل مقدس :مصطفی محقق داماد
📚9_ درسایه سرو آزادی : عبدالعلی بازرگان
📚ده_التنزیه الاعمال الشبیه : سید محسن امین
📚11_سفر شهادت: سید موسی صدر
📚12_برترین هدف در برترین نهاد:عبد الله علائلی
📚 13_لولو ومرجآن : محدث نوری
📚14- عاشوراپژوهی : محمد صحتی سردرودی
📚15- تاملی در نهضت عاشورا: رسول جعفریان
✍مهدی احمدی اختیار
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
📚1-شهید جاوید : نعمت اله صالحی نجف آبادی
📚2-پس از پنجاه سال، قیام امام حسین(ع) : سید جعفر شهیدی
📚3_ عاشورا شناسی : محمد اسفندیاری
📚4_نگاهی به حماسه حسینی شهید مطهری : نعمت الله صالحی نجف آبادی
📚5_زوایای ناپیدای نهضت امام حسین(ع) :احمد عابدینی
📚6_حسین وارث آدم : علی شریعتی
📚7_حماسه حسینی : مرتضی مطهری
📚8_فاجعه جهل مقدس :مصطفی محقق داماد
📚9_ درسایه سرو آزادی : عبدالعلی بازرگان
📚ده_التنزیه الاعمال الشبیه : سید محسن امین
📚11_سفر شهادت: سید موسی صدر
📚12_برترین هدف در برترین نهاد:عبد الله علائلی
📚 13_لولو ومرجآن : محدث نوری
📚14- عاشوراپژوهی : محمد صحتی سردرودی
📚15- تاملی در نهضت عاشورا: رسول جعفریان
✍مهدی احمدی اختیار
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
✅پایان جنگ...
۲۷ تیر ۱۳۶۷ ایران #قطعنامه۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل را پس از تاخیری یکساله پذیرفت و جنگ ایران و عراق پس از هشت سال به پایان رسید.
#جنگ #پایان_جنگ
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
۲۷ تیر ۱۳۶۷ ایران #قطعنامه۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل را پس از تاخیری یکساله پذیرفت و جنگ ایران و عراق پس از هشت سال به پایان رسید.
#جنگ #پایان_جنگ
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍2
Forwarded from اخبار منتخب
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چقدر دردناک بود!
کودکانی که لذت و بازی و خوشی های بچگیشان اسباب بازی باید باشد، آن لذت ها را با دمپایی معامله میکنند🥺😢
@Akhbar_montakhab
کودکانی که لذت و بازی و خوشی های بچگیشان اسباب بازی باید باشد، آن لذت ها را با دمپایی معامله میکنند🥺😢
@Akhbar_montakhab
😢3
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅گذری بر تاریخ ایران۴ 🔹تمدن ایلام۴ سلسلۀ سوکَلماخ (یا سلسلۀ ایپارتی، حدود 1970 تا حدود 1770 پیش از میلاد) – این سلسله، که بنیانگذار آن احتمالن ایپارتی اول (تاریخ نامعلوم) بود، سلطۀ ایلام بر اَنشان و شوش را تحکیم کرد و مرزهای ایلام را تا سومر گسترش داد.…
✅گذری بر تاریخ ایران۵
🔹تمدن ایلام۵
دورۀ ایلام میانه
دورۀ ایلام میانه نیز سه سلسلۀ پادشاهی متمایز را در خود جا داده است. گروهی از پژوهشگران «ایلامی شدن» منطقه (به ویژه قسمت شمالی آن یعنی شوشیانا) را دستاورد این دوره میدانند. فراگیر شدن تدریجی فرهنگ ایلامی در نگاه کلی بهمعنای اعتلا و گسترش زبان، فرهنگ، و دین ایلامی از جنوب به شمال منطقه است.
این واقعیت که فرمانروایان محلی ضرورت سیاسی شرکت در این فرآیند را پذیرفته بودند نشان میدهد که تا پیش از این دوره گروههای قومیای که اکنون زیر عنوان کلی «ایلامیها» شناخته میشوند ماهیتی پراکنده داشتند، و «ایلامی شدن» آنها، بنا بر شواهد موجود، حاصل سیاستگذاریهای فرهنگسازی و تحمیل فرهنگ از جانب خاندانهای حاکم، بهویژه سلسلههای پادشاهی در شوشیانا، بوده است. تاریخ ظهور و سقوط این سلسلهها، مثل دورۀ ایلام باستان، تقریبی و به ترتیب زیر است:
سلسلۀ کیدینویی (حدود 1500 تا حدود 1400 پیش از میلاد) – این سلسله بهنام پادشاه بنیانگذار آن، کیدینو، شناخته میشود. این نخستین سلسلهای است که عنوانهای شاهی قدیم را کنار گذاشت و در مکاتبهها و فرمانهای خود از عنوان «پادشاه اَنشان و شوش» استفاده کرد. فرمانروایان کیدینویی با این عمل حکومت خود بر شمال و جنوب منطقۀ ایلام را اعلام میکردند تا وضعیت سیاسی شهرهایی را که تا آن زمان بهعنوان مرکز قدرت دست به دست میشدند، زیر این لوا تثبیت کنند. کیدینوییها آغازکنندۀ روند ایلامی شدن منطقه شمرده میشوند که توسط سلسلههای بعدی نیز ادامه پیدا کرد.
سلسلۀ ایگیخالکی (حدود 1400 تا حدود 1200 پیش از میلاد) – معروفترین فرمانروای این سلسله، که نام آن را در تاریخ برجسته نگه می دارد، اونتاش-ناپیریشا بود که مجموعۀ پرستشگاهی دور-اونتاش (چغازنبیل) را بنا کرد و نقش مهمی نیز در ترویج و تقویت رواداری دینی و همزیستی پیروان دینهای گوناگون داشت. دور-اونتاش، در نزدیکی شوش، به احتمال زیاد برای این ساخته شد که کانون پرستش ایزد حامی این شهر، اینشوشیناک، باشد، اما زیگورات اولیۀ این ایزد بعدها تخریب شد و زیگوراتی بسیار بزرگتر و باشکوهتر جای آن را گرفت. دور-اونتاش به مرکز دینی پرستش همۀ ایزدان سراسر ایلام تبدیل شد و زیگورات عظیم آن، که تا امروز باقی است، با مجموعه بناهای یادمانی مرتفع دورتادور خود محوطههای مقدسی برای همۀ ایزدان مورد پرستش در اَوان/اَنشان، شوش، و سایر دولتشهرهای میانرودانی فراهم میکرد. بااینحال این مجموعۀ پرستشگاهی پس از مرگ اونتاش-ناپیریشا به دلایل نامعلومی به حال خود رها شد.
📚دانشنامه تاریخ جهان
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
🔹تمدن ایلام۵
دورۀ ایلام میانه
دورۀ ایلام میانه نیز سه سلسلۀ پادشاهی متمایز را در خود جا داده است. گروهی از پژوهشگران «ایلامی شدن» منطقه (به ویژه قسمت شمالی آن یعنی شوشیانا) را دستاورد این دوره میدانند. فراگیر شدن تدریجی فرهنگ ایلامی در نگاه کلی بهمعنای اعتلا و گسترش زبان، فرهنگ، و دین ایلامی از جنوب به شمال منطقه است.
این واقعیت که فرمانروایان محلی ضرورت سیاسی شرکت در این فرآیند را پذیرفته بودند نشان میدهد که تا پیش از این دوره گروههای قومیای که اکنون زیر عنوان کلی «ایلامیها» شناخته میشوند ماهیتی پراکنده داشتند، و «ایلامی شدن» آنها، بنا بر شواهد موجود، حاصل سیاستگذاریهای فرهنگسازی و تحمیل فرهنگ از جانب خاندانهای حاکم، بهویژه سلسلههای پادشاهی در شوشیانا، بوده است. تاریخ ظهور و سقوط این سلسلهها، مثل دورۀ ایلام باستان، تقریبی و به ترتیب زیر است:
سلسلۀ کیدینویی (حدود 1500 تا حدود 1400 پیش از میلاد) – این سلسله بهنام پادشاه بنیانگذار آن، کیدینو، شناخته میشود. این نخستین سلسلهای است که عنوانهای شاهی قدیم را کنار گذاشت و در مکاتبهها و فرمانهای خود از عنوان «پادشاه اَنشان و شوش» استفاده کرد. فرمانروایان کیدینویی با این عمل حکومت خود بر شمال و جنوب منطقۀ ایلام را اعلام میکردند تا وضعیت سیاسی شهرهایی را که تا آن زمان بهعنوان مرکز قدرت دست به دست میشدند، زیر این لوا تثبیت کنند. کیدینوییها آغازکنندۀ روند ایلامی شدن منطقه شمرده میشوند که توسط سلسلههای بعدی نیز ادامه پیدا کرد.
سلسلۀ ایگیخالکی (حدود 1400 تا حدود 1200 پیش از میلاد) – معروفترین فرمانروای این سلسله، که نام آن را در تاریخ برجسته نگه می دارد، اونتاش-ناپیریشا بود که مجموعۀ پرستشگاهی دور-اونتاش (چغازنبیل) را بنا کرد و نقش مهمی نیز در ترویج و تقویت رواداری دینی و همزیستی پیروان دینهای گوناگون داشت. دور-اونتاش، در نزدیکی شوش، به احتمال زیاد برای این ساخته شد که کانون پرستش ایزد حامی این شهر، اینشوشیناک، باشد، اما زیگورات اولیۀ این ایزد بعدها تخریب شد و زیگوراتی بسیار بزرگتر و باشکوهتر جای آن را گرفت. دور-اونتاش به مرکز دینی پرستش همۀ ایزدان سراسر ایلام تبدیل شد و زیگورات عظیم آن، که تا امروز باقی است، با مجموعه بناهای یادمانی مرتفع دورتادور خود محوطههای مقدسی برای همۀ ایزدان مورد پرستش در اَوان/اَنشان، شوش، و سایر دولتشهرهای میانرودانی فراهم میکرد. بااینحال این مجموعۀ پرستشگاهی پس از مرگ اونتاش-ناپیریشا به دلایل نامعلومی به حال خود رها شد.
📚دانشنامه تاریخ جهان
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍1
مژده مژده 🤩🤩
توری جذاب و بیادماندنی 😍
🍃۸ الی ۱۲ امرداد ۱۴۰۳ 🍃
💥اردبیل_تبریز-جلفا💥
" تور ۴ روزه " (۲شب اقامت در هتل های چهار ستاره و چهار ستاره تاپ)
🚌 حرکت دوشنبه ۸ امرداد
👈 ساعت ۲۱
🚍 برگشت، آدینه ۱۲ امرداد
👈 آدینه (ظهر) اصفهان هستیم
✅ همراه ما باشید برای بازدید از:
💠 آبگرم سرعین و بازارهای محلی و خرید سوغات و محصولات محلی خوشمزه😋
💠 کلیسای سنت استپانوس⛪️ (لوکیشن زیبا برای عکاسی)
💠 خانه استاد شهریار
💠 مسجد کبود
💠 ائل گلی
💠 آبشار آسیاب خرابه
💠 دریاچه شورابیل
💠 بقعه شیخ صفی اردبیلی
🌟این برنامه در مناسبترین و بهترین فصل انجام می گردد.
✅خدمات تور:
🔸اتوبوس توریستی (vip) ۲۵ نفره
🔸 ۲ شب اقامت در هتل 🌟۴ و 🌟۴ تاپ (اتاق های۲، ۳ و ۴ تخته)
🔸صبحانه 👈 ۴ وعده 🤩
🔸پذیرایی 👈 ۷ وعده😋
🔸بیمه مسئولیت مدنی، مجوز و راهنمای رسمی میراث فرهنگی و طبیعتگردی
🔸عکاسی و سرگرمی😉
🔸 ورودی ها برای مسافران عزیز رایگان و با تور میباشد🥰
💠 تم تور رنگ های شاد🌈 + لبخند در طول سفر☺️
😎 شماره صندلی بر اساس قطعی شدن نامنویسی می باشد.
🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸
💰سرمایه گذاری شما برای این تجربه بینظیر: ۷،۶۵۰،۰۰۰ تومان
✅ وعده های ناهار و شام در رستوران صرف و هزینه های آن بر عهده مسافر گرامی می باشد.
🥸 *مهلت اعلام همراهی شما: یکم امرداد*
💫 ارتباط با ما:
📞 ۰۹۱۳۳۵۳۱۴۰۳ خانم دهقانی
https:/t.me/IranMaisaTravel
توری جذاب و بیادماندنی 😍
🍃۸ الی ۱۲ امرداد ۱۴۰۳ 🍃
💥اردبیل_تبریز-جلفا💥
" تور ۴ روزه " (۲شب اقامت در هتل های چهار ستاره و چهار ستاره تاپ)
🚌 حرکت دوشنبه ۸ امرداد
👈 ساعت ۲۱
🚍 برگشت، آدینه ۱۲ امرداد
👈 آدینه (ظهر) اصفهان هستیم
✅ همراه ما باشید برای بازدید از:
💠 آبگرم سرعین و بازارهای محلی و خرید سوغات و محصولات محلی خوشمزه😋
💠 کلیسای سنت استپانوس⛪️ (لوکیشن زیبا برای عکاسی)
💠 خانه استاد شهریار
💠 مسجد کبود
💠 ائل گلی
💠 آبشار آسیاب خرابه
💠 دریاچه شورابیل
💠 بقعه شیخ صفی اردبیلی
🌟این برنامه در مناسبترین و بهترین فصل انجام می گردد.
✅خدمات تور:
🔸اتوبوس توریستی (vip) ۲۵ نفره
🔸 ۲ شب اقامت در هتل 🌟۴ و 🌟۴ تاپ (اتاق های۲، ۳ و ۴ تخته)
🔸صبحانه 👈 ۴ وعده 🤩
🔸پذیرایی 👈 ۷ وعده😋
🔸بیمه مسئولیت مدنی، مجوز و راهنمای رسمی میراث فرهنگی و طبیعتگردی
🔸عکاسی و سرگرمی😉
🔸 ورودی ها برای مسافران عزیز رایگان و با تور میباشد🥰
💠 تم تور رنگ های شاد🌈 + لبخند در طول سفر☺️
😎 شماره صندلی بر اساس قطعی شدن نامنویسی می باشد.
🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸
💰سرمایه گذاری شما برای این تجربه بینظیر: ۷،۶۵۰،۰۰۰ تومان
✅ وعده های ناهار و شام در رستوران صرف و هزینه های آن بر عهده مسافر گرامی می باشد.
🥸 *مهلت اعلام همراهی شما: یکم امرداد*
💫 ارتباط با ما:
📞 ۰۹۱۳۳۵۳۱۴۰۳ خانم دهقانی
https:/t.me/IranMaisaTravel
👍2❤1😢1
VID-20240518-WA0000.mp4
48.9 MB
✅گرشاسپ از نخستین پهلوانان تاریخ اساطیری ایران....
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔥1
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅گذری بر تاریخ ایران۵ 🔹تمدن ایلام۵ دورۀ ایلام میانه دورۀ ایلام میانه نیز سه سلسلۀ پادشاهی متمایز را در خود جا داده است. گروهی از پژوهشگران «ایلامی شدن» منطقه (به ویژه قسمت شمالی آن یعنی شوشیانا) را دستاورد این دوره میدانند. فراگیر شدن تدریجی فرهنگ ایلامی…
✅گذری بر تاریخ ایران۶
🔹تمدن ایلام۶
ادامه ایلام میانه
سلسلۀ سوتروکی (حدود 1200 تا حدود 1100 پیش از میلاد) – فرمانروایان سوتروکی، که بزرگترین سلسلۀ ایلام میانه بهشمار میرود، سرحدهای امپراتوری ایلام را به وسیعترین حد خود رساندند که تا جنوب میانرودان در کرانۀ شمالی خلیج فارس ادامه داشت. بیشترین سهم در این گسترش بیسابقه از آنِ بزرگترین پادشاه این سلسله، شوتروک-ناهونته (یا ناخونته) بود، که در آغاز فرمانروایی خود دست به ساختوسازهایی زد که عظمت و قدرت ایلام را به رخ میکشیدند، و پس از آن، همراه پسرانش، راهی لشگرکشی و کشورگشایی شد. او شهر سومری سیپّار را غارت کرد و مجسمۀ ایزد بزرگ حامی بابِل، مردوک، را که در سیپّار «مهمان» بود با خود به شوش برد. سپس فرمانروای کاسیِ بابِل را شکست داد و پسر بزرگ خود را به تخت حکومت این شهر نشاند. در همین لشگرکشی بود که لوح سنگی «یادبود پیروزی» نارام-سین و «سنگ یادبود حمورابی» که قوانین معروف او روی آن حک شده بود به عنوان غنیمت به شوش منتقل شدند. کشورگشایی سوتروکیها همچنان ادامه داشت تا این که دولت آشور در شمال آنان را شکست داد و متوقف کرد. بااینهمه، امپراتوری ایلامیای که فرمانروایان سوتروکی بنا کردند چندان ماندگار نبود و در زمان فرمانروایی کوچکترین پسر شوتروک-ناهونته بر اثر جنگ داخلی بین او و برادرانش بر سر تاج و تخت، کشتارهای سیاسی و دودمانی، و در نتیجه از میان رفتن چهرههای قدرتمندِ شایستۀ رهبری سیاسی، سقوط کرد.
📚دانشنامه تاریخ جهان
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
🔹تمدن ایلام۶
ادامه ایلام میانه
سلسلۀ سوتروکی (حدود 1200 تا حدود 1100 پیش از میلاد) – فرمانروایان سوتروکی، که بزرگترین سلسلۀ ایلام میانه بهشمار میرود، سرحدهای امپراتوری ایلام را به وسیعترین حد خود رساندند که تا جنوب میانرودان در کرانۀ شمالی خلیج فارس ادامه داشت. بیشترین سهم در این گسترش بیسابقه از آنِ بزرگترین پادشاه این سلسله، شوتروک-ناهونته (یا ناخونته) بود، که در آغاز فرمانروایی خود دست به ساختوسازهایی زد که عظمت و قدرت ایلام را به رخ میکشیدند، و پس از آن، همراه پسرانش، راهی لشگرکشی و کشورگشایی شد. او شهر سومری سیپّار را غارت کرد و مجسمۀ ایزد بزرگ حامی بابِل، مردوک، را که در سیپّار «مهمان» بود با خود به شوش برد. سپس فرمانروای کاسیِ بابِل را شکست داد و پسر بزرگ خود را به تخت حکومت این شهر نشاند. در همین لشگرکشی بود که لوح سنگی «یادبود پیروزی» نارام-سین و «سنگ یادبود حمورابی» که قوانین معروف او روی آن حک شده بود به عنوان غنیمت به شوش منتقل شدند. کشورگشایی سوتروکیها همچنان ادامه داشت تا این که دولت آشور در شمال آنان را شکست داد و متوقف کرد. بااینهمه، امپراتوری ایلامیای که فرمانروایان سوتروکی بنا کردند چندان ماندگار نبود و در زمان فرمانروایی کوچکترین پسر شوتروک-ناهونته بر اثر جنگ داخلی بین او و برادرانش بر سر تاج و تخت، کشتارهای سیاسی و دودمانی، و در نتیجه از میان رفتن چهرههای قدرتمندِ شایستۀ رهبری سیاسی، سقوط کرد.
📚دانشنامه تاریخ جهان
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd