صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
1.64K subscribers
4.36K photos
1.84K videos
803 files
4.44K links
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Download Telegram
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
خالص سازی سیاست؛
ریشه ها، علل و اهداف؟

علی زمانیان

"قدرت" نه‌تنها میل به گسترش دارد و می‌خواهد همه‌ی ساحت‌های خصوصی و عمومی جامعه را فتح کند، بلکه در پی آن است که همه‌ی آدمیان تحت سیطره‌اش را از صافی باورها، اعتقادات و خواسته‌های خود بگذراند و کسانی را که از آن صافی عبور نکرده‌اند به‌عنوان افراد ناخالص کنار بگذارد. این مؤلفه از حکمرانی را می‌توان "خالص‌سازی سیاست" نام نهاد. پروژه‌ی "خالص‌سازی"، فضا و اتمسفر سیاسی جامعه را ماهیت‌زدایی می‌کند.

🔹 درحقیقت، "قدرت"، هم‌زمان در دو جهت و به موازات یک‌دیگر حرکت می‌کند:
اولا،"حرکت کمی"
و ثانیا، "حرکت کیفی".
با "حرکت کمی" تلاش می‌کند همه‌ی حوزه‌ها و جنبه‌های زندگی اجتماعی و فردی را تسخیر نماید و حضور خود را در همه‌ی منافذ اجتماعی و در تمامیت مناسبات، توسعه دهد.  حضور همه‌جانبه و کنترل حداکثری جامعه، ثمره‌ی حرکت کمی است. هم‌چنین با "حرکت کیفی"، می‌خواهد تکثر و تنوع اجتماعی را از میان بردارد. رنگین کمان متکثر سبک‌های مختلف زندگی و شیوه‌های متعدد زیستن آدميان را به یک رنگ و شکل تقلیل دهد. در این تلاش، هدف حکومت، شبیه خود کردنِ آحاد جامعه است. می‌خواهد جامعه را از هر آن‌چه ناخالصی می‌داند، برهاند و جامعه را به صورت خویش بازسازی نماید.

🔹 اگر از کسانی که پروژه‌ی خالص‌سازی و ناب‌گرایی را پیش‌می‌برند، سوال شود که آن امرِ خالص، کجا یافت می‌شود و الگوی خلوص شما چیست؟، به زبان حال و گاهی به زبان قال می‌گویند: "و آن نمونه‌ی ناب و خالص منم".
در واقع، مفهوم خالص و ناخالص، همان مفهوم شناخته شده‌ی "خودی" و "غیر خودی" است که در لفظی جدید بازنمایی می‌شود. حاکمانی که در اندیشه‌ی خالص‌سازی‌اند، توان و تحمل "دیگری" را ندارند و دیگری را مخل یک‌رنگی می‌بینند. از این‌رو دست به تصفیه و تسویه می‌برند. در نظر اینان، هر چه خودی است، خالص و هر چه غیر‌خودی است، ناخالص است.

رویکرد بسیار تاریک و خطرناک تقسیم جامعه به خودی و غیرخودی، یا خالص و ناخالص، و هم‌چنین احساس رسالت برای پاک‌سازی جهان از هر آن‌چه غیرخودی و غیرخالص است، به شقاوت‌های بزرگی مانند استالین و هیتلر و ...منتهی می‌شود. هیتلر هم پروژه‌ی خالص‌سازی را پیش می‌برد؛ از این‌رو تمام کسانی را که ناخالص تشخیص می‌داد، از میان می‌برد. رویکرد خالص‌سازی، بر ریشه‌های ایدئولوژیک و تقسیم جهان به خیر و شر و یا تقسیم افراد به شیطان و فرشته استوار است.

🔹 تکثر و تنوع در جهان طبیعی و اجتماعات انسانی، واقعیتی اجتناب‌ناپذیر است. از میان برداشتن تنوع و گوناگونی، نه ممکن است و نه مطلوب. تکثر سیاسی، تکثر فرهنگی، تکثر اعتقادی و دینی را نمی‌توان به وحدتی اجباری و خودساخته تقلیل داد. از این‌رو اساسا، "خالص"، توهمی بیش نیست؛ زیرا ضرورت ارتباطات و تعاملات انسانی از یک‌سو و صاحب اراده بودن آدمیان از سوی دیگر، جوامع را به گروه‌ها و شقوق مختلف تقسیم می‌کند؛ تقسیماتی که حذف ناشدنی‌اند. امروزه در هیچ کجای کره‌ی خاکی، نه زبان، نه فرهنگ و نه سایر حوزه‌های زندگی، و نیز ساحت سیاست، چیزی یک‌رنگ و خالص وجود ندارد. آنان‌که در اندیشه‌ی خالص‌سازی‌اند، در حقیقت خواهان حذف رقیب و دست‌اندازی بر همه‌چیزند. و این‌چنین روحیه‌ی سلطه‌گرایانه‌ی خود را پشت عبارت "خالص‌سازی"، پنهان می‌کنند. خواهش خام و آرزوی جاهلانه‌ی خالص‌سازی سیاسی جز به ستیز و نزاع نمی‌انجامد.

پروژه‌ی خالص‌سازی سیاسی از تلفیق پنج عامل شکل می‌گیرد:

۱. تصلب و جزمیت ایدئولوژیک (احساس می‌کند نه تنها تمام حقیقت را به‌صورت مطلق و غیرقابل تغییر در مشت خود دارد، بلکه هر آن چه را در اختیار دارد، جز حقیقت نیست)

۲. خودشیفتگی (خودش را تماما درجهت حقیقت می‌بیند و دیگری را در مسیر ضلالت، و می‌خواهد جهان، آن باشد که خوش دارد باشد.)

۳. اراده‌گرایی خام (فکر می‌کند می‌تواند با اراده به هر دگرگونی دست بزند. به‌تعبیر دیگر، گویی جهان و جامعه را مومی نرم در دستان خود می‌بیند)

۴. احساس رسالت تغییر جهان (به‌نحو بیمارگونه احساس می‌کند برای تغییر مهندسی جهان و جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کند، برگزیده شده است)

۵. به رسمیت نشناختن "دیگریِ متفاوت"، (تکثر، تنوع و گوناگونی جهان را نه می‌پذیرد و نه حقوقی برای دیگرانی که به‌نحو متفاوت می‌اندیشند و می‌زیند، قائل است)

@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍21
نظريه جامعه کوتاه مدت کاتوزيان

فرهاد قنبری

دکتر همایون کاتوزیان جامعه ایران را "جامعه کلنگی" یا "جامعه کوتاه مدت" می نامد، به عقیده او علت اصلی عدم شکل گیری و نهادینه شدن دموکراسی و قانون در این جامعه همین خصلت می باشد. در واقع در ایران به علت عدم وجود طبقه اشراف و وابسته بودن همه مقامات و سطوح کشور به شخص شاه و حاکم، عملا هیچگونه قانونی وجود نداشته و همه اشخاص جان و مال خود را از برای شاه می دانستند و شاه هر وقت اراده می کرد می توانست جان و مال هر کس(حتی اعضای خانواده خود و وزیران و سپهسالاران) را  بگیرد. کاتوزیان معتقد است این شیوه حکومتی استبدادی خاص جامعه ایران بوده و حتی در بدترین شیوه های دیکتاتوری غربی هم چنین چیزی غیر قابل تصور بوده است، در همه کشورهای استبدادی دنیا وجهی از قانون وجود داشته است و طبقه ای به نام آریستوکرات ها وجود داشتند که شاه استبدادی نیز قدرت و توان مصادره اموال و دارایی و گرفتن قدرت اجتماعی آنان را نداشته ولی در ایران همیشه این اراده شاه است که حرف اول و آخر را می زده است و قانون چیزی نبوده است جز گفتار و کردار شخص اول جامعه.
به همین دلیل هر گاه که شاهی از دنیا می رفت کشور دچار آشوب و هرج و مرج می شد ( مرکز ثقل و قانون و نگهدارنده جامعه از میان می رفت) تا زمانی که شاهزاده یا فرد دیگری با استفاده از قدرت شمشیر مدعیان و شورشیان را سرکوب کرده و خود را در جایگاه قانون می نشاند.
در این وضعیت ( آمد و شد سریع سلسله ها و شاهان) امکان شکل گيری طبقات و گروههای نهادینه شده، کاملا از بین می رفت و هر شاه یا سلسله جدیدی بازماندگان و متنفذان حکومت قبلی را از بین می برد و طبقه اشراف خاص خود را شکل می داد که آن هم در زمان سلسله یا شاه بعدی قلع و قمع شده و از میان می رفت. در ایران ( برعکس اکثر نقاط دنیا) این طبقات و گروهها بودند که زاییده دولت و حکومت بودند.

به نظر می رسد این ویژگی هنوز هم در  جامعه ما با قوت ساری و جاری است و هنوز حاکمان برآیند طبقات اجتماعی نیستند و این طبقات اجتماعی هستند که توسط نهادهای مختلف قدرت شکل می گیرند. به این دلیل است که افراد برای رسیدن به وزارت، معاون وزارت، نمایندگی مجلس، شهردار شدن و حتی عضویت در نهاد کم ارزشی مانند شورای یک شهرستان کوچک تلاش غیر قابل وصفی نشان می دهند، آنها به خوبی آگاهند که پس از رسیدن به چنین جایگاهی می توانند به قدرت اقتصادی و سیاسی و طبقه نوظهوری که هر سلسله ای با خود می آورد وارد شوند ( کاملا بر عکس جوامع غربی که قدرت اقتصادی افراد باعث رسیدن به قدرت سیاسی می شود)
البته با این تفاوت که در نظام شاهنشاهی چنین جایگاهی را شخص شاه اعطا می کرد و امروزه بخش مهمی از آن را انتخابات بر عهده گرفته است.

@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
👍1
جشن تیرگان و روز قلم


در گاهشماری ایرانی، سیزدهمین روز هر ماه و چهارمین ماه هر سال به نام «تیر» خوانده می‌شود و به فرخندگی هم‌نامی روز و ماه به نام ایزد تیر و بزرگداشت جایگاه آن در اندیشه ایرانیان، روز سیزدهم تیرماه «جشن تیرگان» یا «تیر و جشن» برگزار می‌شود.

در منابع ایرانی، برای برگزاری جشن تیرگان سه انگیزه اصلی را برشمرده‌اند که هریک ناظر بر تعریفی از واژه «تیر» است:
نخست: اختر یا ستاره تیر
دوم: اپاختر یا سیاره عطارد یا تیر
سوم: تیر که از کمان رها کنند.

یک) تیرگان و ستاره تیر: «تیر» یا «تِشتر» در فارسی، همان «تیشتر» در پهلوی و «تیشتریه» در اوستاست که نام ایزدستاره‌ای سپید و درخشنده است که در زبان فارسی به نام‌های دیگر همچون «شباهنگ»، «کاروان‌کُش»، «وَراهنگ»، «شب‌کش»، «ستاره خُنُک»، «ستاره سحری» هم نامیده شده و به عربی «شِعرای یمانی» یا «شِعری العَبور» گویند و همان «سیریوس/Sirius» لاتین است. تیر یا تشتر که درخشان‌ترین ستاره آسمان شبانه ‌است در استوره‌های ایرانی، ایزد باران و ترسالی است و سرود ستایش و داستان پرشور نبرد او با دیو خشکسالی یا «اَپوش» در«تیریشت» اوستا آمده است. به خجستگی ایزد باران و ترسالی، آب‌پاشی از آیین‌های شاد این جشن است که آن را به نام‌ جشن «آبریزگان» یا «آب‌پاشان» نیز مشهورکرده است.

دو) تیرگان و سیاره تیر: سیاره تیر یا عُطارِد نزدیک‌ترین سیاره به خورشید است و به علت نزدیکی این سیاره به خورشید و از طرفی فاصله کمی که با زمین دارد صبح‌های زود، قبل از طلوع خورشید در آسمان می‌درخشد به همین دلیل آن را «ستاره صبح» نام نهاده‌اند و چون اندکی پس از غروب خورشید در آسمان دیده می‌شود، آن را «ستاره غروب» نیز نامیده اند. بر این پایه، به واسه حضور نزدیک و ملموس این سیاره در زندگی روزانه مردم، در فرهنگ‌ ملل مختلف جلوه‌ای استوره‌ای یافته است. نام اروپاییِ این سیاره Mercury است و مرکوری در استوره‌های یونان و روم، خدای سخن‌وری و نویسندگی است. در ادبیات فارسی و عرب نیز تیر یا عطارد را «دبیر فلک» یا «تیر فلک» گفته‌اند و به سخن دیگر، تیر «نویسنده فلک» است.
بیرونی در آثارالباقیه روایت می‌کند نام دیگر این روز تیر است که همان عطارد است که ستاره نویسندگان است و در این روز هوشنگ پادشاه پیشدادی برادر خود را بزرگداشت و او را در شمار «دهقنه» درآورد و از مردم و ملوک و دهقانان و موبدان و ... خواست که لباس کاتبی بپوشند.
به سخن دیگر، هوشنگ در چنین روزی همه طبقات جامعه را به فراگرفتن نوشتن فراخواند و دهقنه یا آیین دهقانی را در بین دهقانان گسترد. بیرونی، دهقنه را «عمارت دنیا و زراعت» معنی می‌کند که به تعبیر امروزی تلاش برای آبادانی سرزمین و کشاورزی بر بنیان دانش است. به سخن دیگر دهقنه یا آیین دهقانی، شیوه دهقان‌ها یا دهگان‌ها شد و افزون بر کشاورزی، نوشتن آموختند و در آبادانی شهر و روستا کوشیدند و نگاهبان فرهنگ، جشن‌ها، سنت، باورهای کهن، و روایات ایرانی بودند و فرزندان خود را نیز آشنا با فرهنگ ایرانی پرورش دادند. مسعودی، طبری و مسکویه نیز برآمدن دهقانان را از دوره پیشدادی دانسته‌اند که در طول تاریخ امتداد یافته است و به گواهی ارداویراف‌نامه و کارنامه اردشیر بابکان، دهقانان در دوران ساسانی از جایگاه مهمی دربین طبقات اجتماعی برخوردار بودند.

سه) تیرگان، و تیر و کمان: بیرونی در «آثارالباقیه»، حماسه پرتاب تیر توسط «آرش ‌کمان‌گیر» و از جان‌فشانی او برای تعیین مرز ایران و توران را در روز تیرگان می‌داند. بیرونی تاکید می‌کند که روز پرتاب تیر آرش روز سیزدهم ماه بوده است که آن روز را «تیرگان کوچک» نامیدند و تیر پس از یک شبانروز یعنی در روز چهاردهم ماه یا «گوش‌روز» در مرز توران فرود آمد که آن روز را «تیرگان بزرگ» نام نهادند. به یادبود حماسه آرش کمان‌گیر و پرتاب تیر از فراز دماوند، سیزدهم تیرماه «روز ملی دماوند» نام گرفته است که چون در این روز مرزهای ایران گسترده و پاینده شد، می‌توان این روز را «روز ملی یکپارچگی سرزمینی ایران» نیز دانست.

مچ‌بند تیر و باد، یکی از آیین‌های جشن تیرگان است. این مچ‌بندها در روز تیر (۱۳تیرماه) بر مچ بسته می‌شود و در روز باد (۲۲تیرماه) باز شده و به باد سپرده می‌شود. تا یاد آرش که همه توانش را با دستانش به کار گرفت و کمان را برکشید و تیر را به ایزد باد سپرد تا مرز ایران گسترده و پهناور بماند، در یادها زنده بماند.

در سال ۱۳۸۱، انجمن قلم ایران با تاثیر از استوره تیرگان و تیر فلک، این روز را به عنوان «روز قلم» پیشنهاد کرد که به تصویب شورای فرهنگ عمومی رسید و چهاردهم تیرماه هرسال همزمان با «تیرگان بزرگ» به عنوان «روز قلم» در تقویم رسمی کشور ثبت شد.

✍️دکتر شاهین سپنتا

📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
🌲🌲🌲

"اگر کاری زیبا و عالی انجام می دهید و هیچ کس متوجه آن نمی شود، ناراحت نشوید:
طلوع خورشید به طور کلی زیباترین منظره در جهان است
اما بیشتر مردم هنوز در این زمان خواب هستند."

#جان_لنون
#پگاه_اندیشه۲


@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍4
نقل است که یکی با بِشر مشورت کرد که:
دو هزار درمِ حلال دارم، می‌خواهم که به حج روم.
گفت: تو به تماشا می‌روی. اگر برای رضای خدای می‌روی، وام درویشی چند بگزار، یا به یتیمی یا عیال‌داری ده، که راحتی که به دلِ ایشان رسد، از صد حج فاضل‌تر.
گفت: رغبتِ حج بیشتر دارم.
گفت: از آن که این مال نه از وجهِ نیک به دست آورده‌ای، تا به ناوَجْه خرج نکنی قرار نگیری.

#تذکرة‌الاولیاء
ذکر بِشر حافی
#عطار_نیشابوری


@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍1
Forwarded from سهام نیوز
نتایج اولیه‌‌ی انتخابات بریتانیا نشون می‌ده حزب کارگر با ۴۱۰ کرسی بزرگترین پیروزی تاریخ خودش رو به‌دست آورده. حزب محافظه‌کار هم سنگین‌ترین شکست تاریخ رو از قرن نوزدهم به این طرف داشته. اکثریتی که حزب کارگر به‌دست آورد از سال ۱۹۴۵ دیده نشده. از هرجهت این انتخابات تاریخی بوده. فردا کیر استارمر رهبر حزب کارگر نخست‌وزیر خواهد بود و ساعت ۱۱ صبح با پادشاه دیدار می‌کنه.امید کشتکار
@Sahamnewsorg
جشن  باستانی تیرگان اول تا دهم تیر

آب پاشونک

جشن آب پاشان یکی از آیین‌های آغاز تابستان که ظاهراً به صورت گسترده برگزار می شده است،
جشن‌ «آب پاشونک»، امروزه در فراهان، اراک، محلات و بسیاری از نواحی دیگر ایران در روز اول تابستان همراه با گردهمایی و مراسم آب‌پاشی برگزار می‌شود ...

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
پزشکِ ایران آمد...

نخستین پیام دکتر پزشکیان:

🔹 این تازه آغاز همراهی ماست

🔹 مسیر دشوار پیش‌رو جز با همراهی، همدلی و اعتماد شما هموار نخواهد شد

🔹 سوگند می‌خورم که در این راه تنهایتان نخواهم گذاشت؛ تنهایم نگذارید

✔️ @tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
6😢2🔥1👏1
Forwarded from اصفهان خبر
رئیس‌جمهور جدید ایران کیست؟

🔹مسعود پزشکیان سابقه نمایندگی در ادوار هشتم، نهم، دهم (نایب رئیس)، یازدهم و دوازهم مجلس از حوزه انتخابیه تبریز، آذرشهر و اسکو را در کارنامه سوابق خود دارد.

🔹او همچنین در دولت به عنوان وزیر وزیر بهداشت در دولت هشتم (اصلاحات) و ریاست بیمارستان قلب شهید مدنی تبریز را در کارنامه سوابق خود دارد.

🔹پزشکیان دارای مدرک دکترای حرفه‌ای پزشکی و تخصص جراحی عمومی از دانشگاه علوم پزشکی تبریز و همچنین فوق تخصص جراحی قلب از دانشگاه علوم پزشکی ایران است.

🔹وی پیشتر دو مرتبه برای نامزدی انتخابات ریاست جمهوری در دوره‌های یازدهم (سال ۱۳۹۲) و سیزدهم (سال ۱۴۰۰) نام نویسی کرده بود.

🔹در سال ۱۳۹۲ پیش از اعلام اسامی افراد احراز صلاحیت شده، به نفع هاشمی رفسنجانی از ادامه حضور در رقابت‌های انتخاباتی انصراف داد و در سال ۱۴۰۰ نیز از سوی شورای نگهبان احراز صلاحیت نشد.


📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
👍2
پیروزی و توسعه‌خواهی/ محسن رنانی

🔸دکتر پزشکیان پیروز شد.
اما نمی دانم تبریک باید گفت یا نه؟
ما کاری را که عقلمان می گفت درست است، انجام دادیم؛
اما نمی دانیم حتما خیرمان در آن بوده است یا نه؟!
پس باید تک‌تک گام‌ها را خیلی عقلانی و اخلاقی برداریم که از انتخاب ما شرّ تازه‌ای خلق نشود.

یکی از آن گام‌ها رعایت اخلاق پیروزی است. امید که آقای دکتر پزشکیان در همین روز اول، تراز متفاوتی از اخلاق سیاست‌ورزی را به نمایش بگذارد.

پیشنهاد من به خودمان هم این است که تک‌تک افرادی که به دکتر پزشکیان رای دادند:

نخست: مراقب شیوه بروز شادمانی خود باشند. شادمانی یک گروه نباید مولد ناشادی یا بی‌حرمتی برای دیگران یا بی‌نظمی برای جامعه باشد؛

دوم: مراقبت کنند که خود و اطرافیانشان هیچگونه گفتار و رفتاری که حاوی طنز و طعنه باشد بروز ندهند؛

سوم: هر یک از رای دهندگان به دکتر پزشکیان بر خود واجب بداند که امروز به یکی از اطرافیانش که به دکتر جلیلی رأی داده‌ است پیام همدلی و دوستی بدهد و از لغزش‌ها یا خطاهای رفتاری و اخلاقی یاران پزشکیان در ایام انتخابات پوزش‌خواهی کند.

من امشب با همسرم و یک شاخه گل به دیدار یکی از آن هم‌وطنان رأی دهنده به دکتر جلیلی خواهیم رفت. شما نیز چنین کنید. توسعه‌خواهی راهی جز همدلی، مدارا، تفاهم و همکاری ندارد.

یادمان نرود که نلسون ماندلا وقتی پیروز شد، زندان‌بان‌هایی که در زندان روی او ادرار کرده بودند را هم به جشن ریاست‌جمهوری خود دعوت کرد. پیروزی واقعی این است.

و دست آخر یک طنز هشدارگون:
یکی از تحریمی‌هایی که دیروز پیام داده بود «دکتر به خاطر تو رفتم رای دادم!»، امروز ساعت ۷ صبح پیام داد که: «دکتر پس تلگرام که هنوز فیلتره!!».
پاسخ دادم: الان هنوز ساعت اداری شروع نشده، ایشالا ساعت ۸ رفع فیلتر می شود.

مراقب انتظارات باشیم.
دکتر فرهاد نیلی نکته مهمی گفته است: «رئیس جمهور در ایران قدرت تخریب حداکثری و اصلاح حداقلی دارد». ما در این انتخابات احتمال وقوع بخش اول را خنثی کردیم؛ الان اگر همه مردم و نهادهای مدنی در صحنه بمانند و همکاری و نظارت کنند، امید‌ می‌رود آن قدرت حداقلیِ اصلاح بتواند موثر عمل کند.

@tarbd
👍2🔥1👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رئیس جمهور پزشکیان عزیز لطفا هر روز این فیلم را ببینید و امید رای دهندگانتان را به ناامیدی تبدیل نکنید..

🔸️چه قدر این چند دقیقه ساده، دلنشین و باصفاست...

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍32👎1👏1
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
واکنش روحانیون در زمان تهاجم مغول ۱ علی جلالپور   در ورای عقاید مذهبی مغولان و یا سرزمین‌هایی که در معرض تهاجم آنان قرار گرفت در سرعت پیروزی‌هایشان نقش مذهب و اختلافات داخلی و شدتِ رفتارِ رقبا نسبت به حذف یک دیگر از صحنه‌ی سیاسی قابل انکار نیست. این نقش…
واکنش روحانیون در زمان تهاجم مغول ۲
علی جلالپور

درباره‌ی این اختلافات کسروی با تعجب می‌نویسد که چرا مردم بغداد و دیگر شهرها در آن روزگار از مواعظ ابن جوزی‌ها به هیجان می‌آمده و می‌گریسته‌اند، ولی به یاری برادران مسلمان ماوراءالنهری و خراسانی خود نرفته‌اند یا چرا خلیفه‌ی عباسی گنجینه‌های خود را بیرون نریخته و به پرورش سرباز و ساختن سلاح نپرداخته ‌است. در این مورد همان طور که خود او نیز اشاره کرده است می‌توان گفت: در زیرِ ظاهرِ آراسته‌ی کشورها گرایش‌های خطرناکی ریشه دوانیده بوده است. گرایش به زهد و صوفیگری و بی پروایی به آبادی جهان، گرایش به جنگ هفتاد و دو ملت، گرایش به پذیرفتن باورهای سخیف، بی اعتنایی به سرنوشت جامعه و کشور، فردگرایی افراط آمیز و انتظار داشتنِ حادثه‌ای بزرگ و ویرانگر، هرچند این حادثه چون سیل از سرِ همه بگذرد و به خُرد و کلان رحم نکند. سوء سیاست خلیفه عباسی و شهریاران و دارندگان فرقه‌ها نیز از همین گرایش‌ها برمی‌خاسته است. ناصر خلیفه خشنود بود که چنگیز به ایران بیاید و دمار از روزگار خوارزمشاه و در واقع مردم ایران درآورد، ابن علقمی پروای آن نداشت که با فتح بغداد چندین هزار نفر جان خود را از دست بدهند، مسیحیان غم آن نمی‌خوردند که مغولان به حکومت جبّارانه‌ی خود ادامه دهند، صوفیان شادی می‌کردند که خراسانِ مسکین، انتقام بی ادبی خوارزمشاه را به بهاءالدین ولد پس می‌دهد. سعدی درباره ویرانی خراسان بزرگ خاموش بود، ولی برای کشته شدن مستعصم سوگچامه می‌ساخت. مولوی ویران کردن بغداد از سوی مغول را «داد» می‌شمرد. غافل از این که آن‌ها روزی به قونیه نیز خواهند آمد و زمانی که دیگر او زنده نیست به کشتار مردم خواهند پرداخت و حتی حامی عزیز او معین‌الدین پروانه را نیز خواهند کشت.»[1]


[1] - هجوم اردوی مغول به ایران، نوشته عبدالعلی دستغیب، نشر علم، 1367، صص 372 و 373

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
گشت‌های حجاب اجباری
و پالتوهایی برای جابه‌جایی نوارهای ویدئو ..


📝یادداشتی از جعفر شیرعلی‌نیا ( مورخ)

در آن زمان نیویورک‌ تایمز نوشته بود که در سال‌های اخیر، برخورد‌های اجتماعی کمتر شده و ماموران دیگر ماشین‌هایی را که در آن زن و مرد کنار هم نشسته‌اند، «برای بررسی مدارک ازدواج‌‌شان» متوقف نمی‌کنند و «یورش به منازل شخصی» کمتر از قبل شده است..
اما گشت‌ها همچنان پابرجاست.
اگر صدای موزیک غربی به گوش‌شان بخورد،
«در می‌زنند و بر اساس میزان تخلف... مسئله با مقداری رشوه یا دستگیری حل می‌شود.»

کاهش محدودیت‌های اجتماعی، یکی از اصلی‌ترین دلایل رأی جوانان به خاتمی در سال ۱۳۷۶ بود ..
جوانانی که سال‌های انقلاب را به یاد نداشتند و کودکی‌شان در اوج این محدودیت‌ها و برخوردهای بعضا خشن کمیته‌های انقلاب و سپاه و لباس شخصی ها سپری شده بود.

آن‌ها انتظار تغییر داشتند و خاتمی وعده‌ی تغییر داده بود.
نوشتن از این موضوعات در داخل، ممکن بود دردسرهایی برای نگارنده ایجاد کند و در نبود روایت‌های داخلی، رسانه‌های غربی از این محدودیت‌ها می‌گفتند که گاهی با اغراق همراه می‌شد.

نیویورک تایمز، چند روز پس از پیروزی خاتمی، در مقاله‌ای اصلی‌ترین محدودیت‌ها را برشمرد.

در این نوشته، به ممنوعیت روابط دختر و پسر، تماشای ویدئو، تماشای ماهواره، گوش دادن به موزیک‌های غربی، مصرف الکل و ورق‌بازی اشاره شده بود.

در مقاله، از قول مادری میان‌سال آمده بود:
«بچه‌های من می‌دانند وقتی معلم از آن‌ها می‌پرسد که ما در خانه [شراب] می‌نوشیم، آن‌ها باید بگویند نه.
اگر از آن‌ها بپرسند ما ورق‌بازی می‌کنیم یا می‌رقصیم، آن‌ها باید بگویند نه...
ولی واقعیت این است که ما [شراب] می‌نوشیم، ورق‌بازی می‌کنیم و می‌رقصیم و بچه‌ها هم این را می‌دانند.
پس آن‌ها دروغگو بار می‌آیند، دروغگوهایی که می‌دانند والدینشان هم دروغ می‌گویند و برای زنده ماندن در این کشور باید دروغ گفت.
این چیز خیلی بدی است و من می‌خواهم که تغییر کند.»

مسئله‌ی دیگر، تماشای فیلم بود..
«بعضی شرکت‌ها به طور پنهانی و با پیک موتوری، ویدئو اجاره می‌دهند.»
و در ادامه آمده بود که بعضی پیک‌ها، دو پالتو روی هم می‌پوشند که هر کدام تعداد زیادی جیب برای حمل کاست‌های ویدئویی دارد.

در نوشته آمده بود که بعضی فیلم‌ها، قبل از فروش در آمریکا به تهران می‌رسند..
«تقاضا به حدی است که بعضی ایرانی‌ها، در سفر و هنگام رفتن به سینما، با خود دوربین می‌برند و مستقیما از پرده‌ی سینما فیلم‌برداری می‌کنند.»
آن‌ها این فیلم‌ها را به طور مخفیانه به کشور وارد می‌کردند.
نیویورک تایمز از زن جوانی می‌گفت که ۱۰ سی‌دی را دور کمرش بسته بود تا به ایران بیاورد و خواهرش تعدادی مجله‌ی فشن را در پایین ساکش مخفی کرده بود.

روابط دختر و پسر قبل از ازدواج، در ایران تابوی بزرگی به حساب می‌آمد؛
«حتی اگر هیچ ارتباط فیزیکی در کار نباشد.»
اما این روابط به شکل پنهانی وجود داشت که در صورت کشف، با «پرداخت جریمه، زندان، یا در موارد شدید که رابطه‌ی جنسی اثبات شود، با شلاق زدن» همراه می‌شد.

همچنین اشاره شده بود که حجاب در ایران الزامی است و زنان باید «بدن‌شان را با لباس‌های گشاد و غیرشیک بپوشانند ...
اما در سال‌های اخیر تارهای مو شروع به نمایان شدن کردند.
بعضی زنان همراه خود رژ لب و لوازم آرایش دارند تا در جایی که خبری از پلیس و نیروهای مذهبی نیست، از آن‌ها استفاده کنند.»
(نیویورک تایمز؛ ۲۷ می ۱۹۹۷، مقاله‌ی "Beating the System, With Bribes and the Big Lie")

حالا ۲۷ سال از آن روزها می‌گذرد.
جامعه تغییرات زیادی داشته است اما روش‌های حکومت در برخورد با آن‌چه نمی‌پسندد تا چه حد تغییر کرده است؟

از سوی دیگر به نظر می‌رسد این روزها مردم جامعه برای توسعه‌ی آزادی‌های فردی و اجتماعی دست به کار شده‌اند و دولت‌ها نیز نمی‌توانند در شتاب مثبت یا منفی این روندها نقشی اساسی به عهده بگیرند.

این بار با التماس و خواهش و ترفندهای متنوع آرای مردم در مرحله‌ی دوم انتخابات به ۵۰ درصد نزدیک شد
اما اگر دولت و نظام نتوانند تغییرات اجتماعی را درک کنند و برای سوالات جدید همچنان پاسخ‌های قدیمی‌شان را تکرار کنند، آینده‌ی روشنی پیش روی دولت نخواهد بود.

اگر رأی کسانی که در انتخابات شرکت نکرده‌اند، رأی اعتراضی باشد، برای حکومت امیدوارکننده‌تر است تا این‌که دلیل رأی ندادن، بی‌تفاوتی، ناامیدی، سرشلوغی و داشتن اولویت‌های دیگر باشد.

می‌توان امیدوار بود که معترضان برخی کلیات را قبول داشته باشند اما در جزئیات، اعتراض و انتقاد داشته باشند؛
اما وای به روزی که مردم حکومت را حتی شایسته‌ی اعتراض و انتقاد هم ندانند...

@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
1👍1
.
.
👈 روستای نصف‌جهان

✍️ محسن رنانی

سالها پیش،‌ در ایام جوانی، مقاله‌ای نوشتم با عنوان «روستای نصف‌جهان» اما آن سالها جرأت انتشار آن را نداشتم. در آن‌جا به‌گونه‌ای‌ فراخ نشان داده‌ بودم که چگونه ساختار و بافتار این شهر از هر چهار منظر اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، هنوز رنگ روستا دارد: در خود فرورفته است؛ ساکن است؛ به‌خود مشغول است؛ قبیله-باز است؛ تا زانو در گِلِ سنت زمین‌گیر شده است؛ افق نگاهش کوتاه است و صحنه‌ بازی‌اش تنگ است؛ تکان می‌خوری به در و دیوار بر‌می‌خوری و صدای عده‌ای در‌می‌آید.

مگر می‌شود بعداز پایتخت، بیشترین صنایع بزرگ کشور در تو جای گرفته باشند اما حتی یک شرکت خصوصی با حاکمیت شرکتی نداشته باشی و همه فعالیت‌های اقتصادی‌ات، حتی بزرگ‌ مقیاس‌ها نیز، انفرادی یا خانوادگی باشند؟ مگر می‌شود شهر دوم یا سوم کشور باشی و روزانه یک تئاتر در تو اجرا نشود؟ (مقایسه کنید با پاریس که روزی دویست‌و‌پنجاه تئاتر در آن اجرا می‌شود). مگر می‌شود نخستین شهر گردشگری و دومین شهر صنعتی کشور باشی و روزانه کمتر از پنجاه پرواز داشته باشی؟ (مقایسه کنید با روزانه دو هزار پرواز در استانبول). مگر می‌شود دو رئیس‌جمهور دستور دهند که به وصیت ریچارد فرای (ایران‌شناس برجسته‌ آمریکایی که خدمات بزرگی به تاریخ ایران کرده است) عمل شود و جنازه او در مقبره آرتور پوپ در کنار زاینده‌رود دفن شود، اما کسی جرأت نکند دستور آنها را اجرا کند؟ مگر می‌شود در شهری با بیش از دو میلیون جمعیت هیچ کنسرت موسیقی اجازه برگزاری نداشته باشد؟ مگر می‌شود در یک کلان‌شهر در جنایت‌هایی سریالی به صورت دختران اسید بپاشند و کسی برای اعتراض به خیابان نریزد و هیچ مظنونی دستگیر نشود و هنوز پس از ده سال، هیچ گزارش رسمی درباره این حوادث به مردم داده نشود و تو افتخار کنی که شهروند کلان‌شهری؟

چرا کسی نمی‌تواند در این شهر یک کنگره ملی برای مولوی برگزار کند؟ حتی اگر تفسیر فصوص ابن‌عربی بگذاری و مشتاقان آن از چند ده نفر بگذرد تعطیلش خواهند کرد. تنها در یک روستا ممکن است امام‌جمعه‌اش به مسئولان میراث فرهنگی توصیه کند که برای کاهش بار هزینه‌ها، بازسازی و مرمت آثار تاریخی فرسوده و درحال تخریب را رها کنند و فقط از آنها نقشه‌برداری و عکس‌برداری کنند تا بشود در موزه‌‌ای به نمایش گذاشت و آیندگان را از تاریخچه وجود چنین آثاری مطلع کرد.

در آن مقاله دهها مثال آورده‌ام که حکایت از این دارد که اصفهان، هنوز روستاست. نقل است که در زمان عمربن عبدالعزیز، وقتی به شهرهای اسلامی فرمان فرستاد که دیگر در خطبه‌های جمعه، علی‌ابن ابی‌طالب را لعن نکنند، مردم اصفهان از حاکم شهر تقاضا کردند که چهل روز به آنها فرصت بدهد تا یک دلِ سیر علی را لعن کنند و بعد آن را ممنوع کند. هنوز همان روحیه باقی است؛ فقط جای علی را خلیفه ‌دیگری گرفته است.

امروز که ترکیب آراء اصفهان در انتخابات چهاردهم را دیدم و با آرای دیگر استانها مقایسه کردم، داغ آن مقاله‌ام تازه شد. / ۱۸ تیر ۱۴۰۳


https://renani.net

https://t.me/Renani_Mohsen.
.
👍12👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تهران / ۱۳۵۳ / هوش مصنوعی!!!


@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👏2😢2
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
🌲🌲🌲

نشانه های زوال حکومت ها از نگاه فردوسی


سرِ تختِ شاهان بپیچد سه‌ کار
نخستین ز بیدادگر شهریار

دگر آن‌که بی‌سود را برکِشَد
ز مرد هنرمند سَر درکِشَد

سوم آن‌که با گنج، خویشی کند
بکوشد به دینار بیشی کند

از نگاه فرزانه توس، حکیم فردوسی، عوامل زوال حکومت‌ها، سه چیز است:

۱) بیدادگری
۲) نخبه‌کُشی وجاهل پروری
۳) ثروت‌اندوزی حاکمان

#شاهنامه_فردوسی
#پگاه_اندیشه

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👏4
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 این فیلم قديمى ترين فيلم موجود از دخمه یا استودان زرتشتيان در يزد است که در سال ۱۹۶۹ توسط آلبرت موریس فیلمبرداری شد....

این فیلم تاریخی در سال ۱۹۷۴ برنده اسکار بهترین فیلم مستند شد....

زرتشتیان آب، باد، خاک و آتش را مقدس میشمرند به همین دلیل مردگان را دفن نکرده و نمیسوزاندند و در آب هم نمی‌انداختند،....
زیرا گوشت مردار را نجس میدانستند....
به همین جهت مردگان را در مکانی به نام استودان یا برج خاموشان رها کرده تا خوراک پرندگان و لاشخورها شوند...

پس از اینکه لاشه توسط کرکس‌ها خورده شد استخوان‌ها در چاه وسط ریخته میشد...
دخمه‌ها معمولا بر فراز بلندی‌های شهر ساخته میشد. زرتشتیان از دوران باستان مردگان خود را به دخمه می‌بردند و با آیین خاصی در مرکز این دخمه‌ها قرار می‌دادند.
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍32
تاریخ ایران باستان
🏛 حکومت هخامنشیان
🔹 قسمت اول: "دودمان اولیه هخامنشیان 1"


🔹در هزاره اول ق.م، اقوام ایرانی به سرزمینی در خاک ایران، که اکنون به #فارس مشهور است (و مناطق دیگر جنوبی)، مهاجرت کردند. این نام فارسی، عربی شده واژه #پارسه می‌باشد. ایران که مخفف واژه کهن ایرانی #آریانام است، معنی می‌دهد به سرزمین آرین‌ها، ایرانی‌ها و مادها، که در گذشته دور در فلات ایران زندگی می‌کردند، و خود را #آرین می‌دانستند و نام یاد شده از این‌رو پدید آمد. سرزمینی که ایرانی‌ها در آن مستقر شدند، سرزمین بومی عیلامی‌ها بود. مردمی که تمدنی اصیل را بنیاد نهادند...(۱)، بنابر نوشته های هرودوت می‌دانیم که پارسیان ده قبیله بودند. عبدالعظیم رضایی در کتاب #تاریخ_ده_هزارساله_ایران، جلد اول، می‌نویسد:

" پارسی‌ها از لحاظ وضع زندگی به دو دوسته تقسیم می‌شدند. افراد طبقه اول به کشاورزی مشغول بودند. بنا به گفته #هرودوت، این طبقه شش تیره بزرگ را در بر می‌گرفت: پازارگاد، مارافین، ماسپین، پانتالین، دروزین و کرمانین.

- و طبقه دوم که افراد بیابان‌گرد آن با چوپانی روزگار می‌گذرانیدند، از چهار عشیره تشکیل می‌گردید: دائن،‌ مارد، دروپیک و ساگارتین ".(۲)

پارسیان در اوایل هزاره ق.م در پارس، کرمان کنونی، و در زمین‌های شرقی و شمالی خوزستان کنونی جاگیر شدند و سلطنت‌های محلی کوچکی داشتند. در سده هشتم ق.م، دو تا از سلطنت‌های پارسیان، به دقت قابل شناخت است: یکی سلطنتی که مرکزش پاسارگاد بود، و دیگر سلطنتی که مرکزش انشان در خوزستان بود. این دو سلطنت را قبیله بزرگ هخامنشی تشکیل داده بودند، و هر دو تابع و خراجگزار عیلام بودند.(۳)

نخستین فرمانروای پارسیان که در تاریخ نام برده شده است، #هخامنش می‌باشد. بر اساس نوشته‌های هرودوت، هخامنش، سردودمان هخامنشیان از خاندان پاسارگادیان بوده‌اند که در پارس جای داشته‌اند. اطلاعات زیادی از هخامنش در دسترس نیست، جز اینکه وی از قبیله پاسارگاد بوده و این پاسارگادیان، گردنفرازترین قبیله‌های پارسی به شمار می‌رفته است. در آغاز سده هشتم ق.م، مادها تازه به پی‌ریزی شاهنشاهی خود آغاز کرده بودند و پادشاه عیلام با سناخریب آشوری در جنگ بود. در میان دشمنان پادشاه آشور، از پارسیان نیز نام برده شده است؛ از این رو گمان می‌کنند که هخامنش با عیلامیان همکاری می‌کرده است و با آشوریان در نبرد بوده است. روزگار فرمانروایی هخامنش، را ۷۰۰ تا ۶۷۵ ق.م دانسته‌اند.

در پیرامون ۶۷۵ ق.م، #چیش_پش، پسر هخامنش به جانشینی او رسید و خود را "شاه بزرگ، شاه انشان" خواند. درباره چیش‌پش هم اطلاعات زیادی نیست، جز آنکه وی به ناچار به اطاعت از فرورتیش، پادشاه دوم ماد آمده و به او باج می‌پرداخت، و در زمان او سپاه پارس در جز لشکریان ماد خدمت می‌کردند. فرورتیش که در برخورد با قوم سکاها در ۶۵۳ ق.م کشته شد، و سرزمین او ۲۸سال مورد تاخت و تاز سکاها قرار گرفت. همین ناتوانی مادها، به چیش‌پش زمان داد تا آرام آرام بنیاد فرمانروایی پارسیان را استوارتر سازد، و با سیاستی خردمندانه راه جنبش برومند ایرانیان را از دشواری‌ها نشان دهد. آشوربانیپال (شاه آشور)، در سال ۶۳۹ ق.م، دولت عیلام را برانداخت. با نابودی عیلامیان، چیش‌پش انشان را تصرف کرد و افزون بر پارس، بر انشان نیز چیره شد. وی پیش از مرگش در ۶۴۰ ق.م، پادشاهی خود را در میان دو پسرش یعنی #کوروش و #آریارمنه تقسیم کرده است؛ یعنی انشان را به کوروش (کوروش اول)، پارس را به آریارمنه سپرده است.(۴)

در جریان حمله آشور بانیپال به انشان، پارسی‌ها طبق یک پیمان محرمانه، که پیشتر با شاه آشور بسته بودند، بی‌طرف ماندند. در همین سال (۶۴۰ ق.م)، در همین سال که قلمرو چیش‌پش به فرزندانش رسیده بود، کوروش (کوروش اول) که در انشان مستقر شد، و برای تضمین قرارداد اطاعت از آشوربانیپال، یکی پسرانش بنام #آریائوکو را بنابر اسناد آشوری، به گروگان دربار آشوربانیپال سپرد. سپردن چنین گروگانی در آن زمان به مفهوم تضمین وابستگی یک سلطنت خودمختار محلی، به یک سلطنت بزرگتر و فراگیرتر بوده است. ولی آریارمنه که در پاسارگاد بود، معلوم نیست که تابعیت دولت آشور را پذیرفته باشد. دامنه سلطه آشوریان، هیچگاه به درون پارس نرسید. این کوروش، نیای بزرگ کوروش بزرگ، و آریارمنه، نیای بزرگ داریوش بزرگ بود.(۵)

محمد امیری

📚 منابع:

۱. تاریخ سیاسی هخامنشی، نوشته داندامایف، ترجمه فرید جواهرکلام، ص۱.
۲. تاریخ ده‌هزار ساله ایران، عبدالعظیم رضایی، جلد اول، ص۱۶۹.
۳. بازخوانی تاریخ ایران‌زمین، دکتر امیرحسین خنجی، جلد اول، خلاصه ص۱۸۱.
۴. کورش بزرگ، شاپور شهبازی، آبان‌ماه ۱۳۴۹، ص۲۷ تا ۳۱.
۵. خنجی، ج۱، ص۱۸۲.

@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍2👎1
Forwarded from اخبار منتخب
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📽#پزشکیان: مجتهدین ما هم وقتی بیمار می شوند دنبال پزشک حزب اللهی نمی روند، دنبال متخصص اند

40 سال است روشی انتحاب کرده ایم که روز به روز وضعیت را بدتر کرده است ؛ باید راه را اصلاح کرد
@Akhbar_montakhab
👍4😢1
فهرست کاخ‌ها و سنگ نوشته های سلسله هخامنشی ایران :

1. پارسه (تخت جمشید)
2. پارسه گرد (پاسارگاد)
3. نقش رستم (آرامگاه شاهان هخامنشی)
4. کاخ آپادانای شوش
5. دروازه کوروش (تل آجری مرودشت)
6. کاخ کوروش در چرخاب برازگان (برازجان)
7. شهر هخامنشی بردک سیاه (روستای تموکن، درودگاه برازگان)
8. شهر هخامنشی لیدوما (نورآباد ممسنی)
9. دهانه غلامان سیستان
10. سرخ داغ در زرنگ ایران خاوری (افغانستان)
11. کاخ هخامنشی تخت قباد در شهر قبادیان تاجیکستان
12. تپه اولوز آماسیای ترکیه (Oluz Höyük)
13. آرامگاه پارسی در ازمیر ترکیه (Pers Mezari)
14. کاخ هخامنشی قره جمیرلی شمکیر (جمهوری آذربایجان)
15. کاخ گنبدی در گرجستان
16. کاخ هخامنشی تل کیسان در شمال اسرائیل
17. کاخ هخامنشی هیبس در خورگاه مصر

🔹سنگ نوشته‌های هخامنشی:
1. تخت جمشید
2. نقش رستم
3. پاسارگاد
4. شوش
5. بیستون
6. گنج‌نامه هگمتانه
7. جزیره خارک
8. وان ترکیه
9. سوئز مصر
10. فاناگوریا روسیه
11. گرلا رومانی

@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
👏3👍2