🔴 محمدعلی کاتوزیان (استاد دانشگاه آکسفورد و متخصص برجستهٔ تاریخ اجتماعی ایران):
به نظرم اگر مسعود پزشکیان رئیسجمهور شود وضع مردم بهتر از وضع فعلیشان میشود. رای دادن به او عاقلانه و موضع محمد خاتمی در حمایت از او مسئولانه است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
به نظرم اگر مسعود پزشکیان رئیسجمهور شود وضع مردم بهتر از وضع فعلیشان میشود. رای دادن به او عاقلانه و موضع محمد خاتمی در حمایت از او مسئولانه است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍5👎4
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
#تضاد_دولت_و_ملت
#محمدعلی_همایون_کاتوزیان
📘 کتاب " تضاد دولت و ملت "
♦️ نظریه تاریخ و سیاست در ایران
نوشته "محمدعلی همایون کاتوزیان"
📝 با ترجمه علیرضا طیب
🔹این کتاب مجموعه مقالاتی مستقل و، درعین حال، وابسته به هماند که در مجموع دلایل و شواهد موید نظریهه حکومت خودکامه را به دست میدهند؛ و در آنها ریشهها و اعتبار علمی نظریه حکومت خودکامه و مطالعات موردی مرتبط با آن ارائه شده است. همچنین نظریه عمومی انقلابهای ایرانی، فره ایزدی و حق الهی پادشاهان، لیبرالیسم اروپایی و مفاهیم نو آزادی در ایران، و ... مورد بررسی قرار گرفته است.
@tarbd
#محمدعلی_همایون_کاتوزیان
📘 کتاب " تضاد دولت و ملت "
♦️ نظریه تاریخ و سیاست در ایران
نوشته "محمدعلی همایون کاتوزیان"
📝 با ترجمه علیرضا طیب
🔹این کتاب مجموعه مقالاتی مستقل و، درعین حال، وابسته به هماند که در مجموع دلایل و شواهد موید نظریهه حکومت خودکامه را به دست میدهند؛ و در آنها ریشهها و اعتبار علمی نظریه حکومت خودکامه و مطالعات موردی مرتبط با آن ارائه شده است. همچنین نظریه عمومی انقلابهای ایرانی، فره ایزدی و حق الهی پادشاهان، لیبرالیسم اروپایی و مفاهیم نو آزادی در ایران، و ... مورد بررسی قرار گرفته است.
@tarbd
👍3👎1😡1
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
4_5994381452962171278.pdf
4.7 MB
📘 کتاب " تضاد دولت و ملت "
♦️ نظریه تاریخ و سیاست در ایران
✍ نوشته "محمدعلی همایون کاتوزیان"
📝 با ترجمه علیرضا طیب
@tarbd
♦️ نظریه تاریخ و سیاست در ایران
✍ نوشته "محمدعلی همایون کاتوزیان"
📝 با ترجمه علیرضا طیب
@tarbd
❤2
Forwarded from کانال خبری بامدادنو
🔴دکتر عبدالکریم سروش نواندیش دینی از رای به #پزشکیان حمایت کرد.
🔸️«#عبدالکریم_سروش با مخالفت با تحریم انتخابات، با بیان اینکه باید از روزنهها جهت بهبود استفاده کرد، گفت در انتخابات پیش رو شرکت میکند.
❇️ @baamdadeno
🔸️«#عبدالکریم_سروش با مخالفت با تحریم انتخابات، با بیان اینکه باید از روزنهها جهت بهبود استفاده کرد، گفت در انتخابات پیش رو شرکت میکند.
❇️ @baamdadeno
👍5👎4
✅روستایی که مردمش رومانیایی صحبت می کنند و لاتین می نویسند...
روستایی به نام #زرگر بین تهران و قزوین و در 100 کیلومتری غرب تهران واقع شده که رومانیایی صحبت می کنند و لاتین مینویسند!!
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
روستایی به نام #زرگر بین تهران و قزوین و در 100 کیلومتری غرب تهران واقع شده که رومانیایی صحبت می کنند و لاتین مینویسند!!
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍1
🌲🌲🌲
#برتولت_برشت :
آقای رییسجمهور مشروب نمیخورد
آقای رییسجمهور سیگار نمیکشد
آقای رئیس جمهور در خانهای کوچک اقامت دارد..
ولی مردم بیچاره حتی خانۀ کوچکی هم ندارند!
کاش گفته میشد:
آقای رییسجمهور مست است
آقای رییسجمهور دودی است
اما حتی یک فقیر میان مردم نیست!
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
#برتولت_برشت :
آقای رییسجمهور مشروب نمیخورد
آقای رییسجمهور سیگار نمیکشد
آقای رئیس جمهور در خانهای کوچک اقامت دارد..
ولی مردم بیچاره حتی خانۀ کوچکی هم ندارند!
کاش گفته میشد:
آقای رییسجمهور مست است
آقای رییسجمهور دودی است
اما حتی یک فقیر میان مردم نیست!
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍6
✅میراث ۱۱۸ ساله تاریخ ایران...
انتخابات و صندوق رای در ایران، یادگار انقلاب مشروطه است که نخستین بار مردم ایران در سال ۱۲۸۵ خورشیدی آن را تجربه کردند...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
انتخابات و صندوق رای در ایران، یادگار انقلاب مشروطه است که نخستین بار مردم ایران در سال ۱۲۸۵ خورشیدی آن را تجربه کردند...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍3👎2🕊1
📌📌📌
🔴علی شریفی زارچی، استاد دانشگاه:
دوستی گفت: در ایران یک رییسجمهور خوب قدرت بهبود اندکی دارد، ولی یک رییسجمهور بد قدرت تخریب بسیار.
به امید روزهای بهتر برای ایران عزیزمان.
🔴علی شریفی زارچی، استاد دانشگاه:
دوستی گفت: در ایران یک رییسجمهور خوب قدرت بهبود اندکی دارد، ولی یک رییسجمهور بد قدرت تخریب بسیار.
به امید روزهای بهتر برای ایران عزیزمان.
👍15👎2❤1
📌📌📌
✅وقت همدلی...
آنان که رأی دادند "فعلا" ایران را از شر رادیکالیسم حفظ کردند و آنهایی هم که رأی ندادند "نه" بزرگی گفتند و قدرت شان را نشان دادند. الان وقت همدلی است.
✅وقت همدلی...
آنان که رأی دادند "فعلا" ایران را از شر رادیکالیسم حفظ کردند و آنهایی هم که رأی ندادند "نه" بزرگی گفتند و قدرت شان را نشان دادند. الان وقت همدلی است.
👍8👎3
✅در کنار هم و با هم برای ایران..
سرنوشت ایران مهم است!
یادداشتی از رحیم قمیشی
لطفا آنها که رأی دادند، کسانی را که رأی ندادهاند، سرزنش نکنند.
آنها که رأی ندادهاند، آنها را که رأی دادهاند، سرزنش نکنند.
هر کدام با مراجعه به عقلانیتشان اقدام شجاعانه خود را انجام دادهاند.
هر دسته به فکر نجات کشور از بحرانها بودهاند.
تفرقه مهمترین ضربهای است که ممکن است در این شرایط گریبانگیر جامعه ما شود.
بزرگان و اندیشمندانی رأی دادهاند.
بزرگان و اندیشمندانی رأی ندادهاند.
نه رأی دادن کشور را نجات میدهد
نه رأی ندادن!
هر کدام از دو اقدام، با توجه به آنچه پس از این مرحله اتفاق میافتد، میتواند کشور را بهبود بخشیده و یا به مشقت بیندازد.
مهم باقی ماندن مردم در صحنه است و باور قدرتشان در تغییر.
اکثریت مطلق مردم پیام دادند وضعیت فعلی غیر قابل تحمل و غیر قابل تداوم است.
چه آنها که به پزشکیان رأی دادند و چه آنها که رأی ندادند اکثریتی قابل ملاحظه بودند که فریاد زدند:
"ما نمیخواهیم نابودی ایران را ببینیم"
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
سرنوشت ایران مهم است!
یادداشتی از رحیم قمیشی
لطفا آنها که رأی دادند، کسانی را که رأی ندادهاند، سرزنش نکنند.
آنها که رأی ندادهاند، آنها را که رأی دادهاند، سرزنش نکنند.
هر کدام با مراجعه به عقلانیتشان اقدام شجاعانه خود را انجام دادهاند.
هر دسته به فکر نجات کشور از بحرانها بودهاند.
تفرقه مهمترین ضربهای است که ممکن است در این شرایط گریبانگیر جامعه ما شود.
بزرگان و اندیشمندانی رأی دادهاند.
بزرگان و اندیشمندانی رأی ندادهاند.
نه رأی دادن کشور را نجات میدهد
نه رأی ندادن!
هر کدام از دو اقدام، با توجه به آنچه پس از این مرحله اتفاق میافتد، میتواند کشور را بهبود بخشیده و یا به مشقت بیندازد.
مهم باقی ماندن مردم در صحنه است و باور قدرتشان در تغییر.
اکثریت مطلق مردم پیام دادند وضعیت فعلی غیر قابل تحمل و غیر قابل تداوم است.
چه آنها که به پزشکیان رأی دادند و چه آنها که رأی ندادند اکثریتی قابل ملاحظه بودند که فریاد زدند:
"ما نمیخواهیم نابودی ایران را ببینیم"
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍9👎2
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
🌲🌲🌲
در سیاست و طبابت
هر کس وعده زیاد بدهد،
شارلاتان است.
#کارل_پوپر
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
در سیاست و طبابت
هر کس وعده زیاد بدهد،
شارلاتان است.
#کارل_پوپر
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍8👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅فیلمی تاریخی از نخستین حضور زنان در پای صندوقهای رأی گیری در انتخابات شهریور سال ۱۳۴۳..
🔹نخستین بار در لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی در سال ۱۳۴۱ حق رای به زنان مطرح شد که این لایحه با مخالفت شدید روحانیون مواجه شد و لغو گردید. اما چند ماه بعد با همه پرسی اصول شش گانه-انقلاب سفید- در بهمن ۱۳۴۱، زنان ایران حق رای بدست آوردند. افزون بر این حق کاندیدا شدن نیز به زنان داده شد..
#تاریخ_معاصرایران
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹نخستین بار در لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی در سال ۱۳۴۱ حق رای به زنان مطرح شد که این لایحه با مخالفت شدید روحانیون مواجه شد و لغو گردید. اما چند ماه بعد با همه پرسی اصول شش گانه-انقلاب سفید- در بهمن ۱۳۴۱، زنان ایران حق رای بدست آوردند. افزون بر این حق کاندیدا شدن نیز به زنان داده شد..
#تاریخ_معاصرایران
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍6😢1
Forwarded from اخبار منتخب
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 نماینده #جلیلی: قرار نیست دختران بی حجاب را شلاق بزنیم فقط تنبیه ملایم میکنیم مثل زندان!
@Akhbar_montakhab
@Akhbar_montakhab
🤬10👍1
✅ معجزه ملی..!!!
✍یادداشتی از دکتر محسن رنانی
معجزه این انتخابات، «بلوغ ملی» بود.
ملت ما عمیقاً رشید و بالغ شده است.
نه تنها دیگر نمیترسد..
نه تنها دیگر جوّگیر نمیشود..
نه تنها دیگر با شعارهای چربوشیرینی مثل یارانه طلایی و مسکن رایگان فریب نمیخورد..
بلکه دیگر تحلیلها و درخواستهای روشنفکران و کنشگران و دانشگاهیان هم در او اثری ندارد.
او فقط به تشخیص خود عمل میکند و این، پیشرفت بزرگی در رفتار دموکراسیخواهی ملی ما در تاریخ پس از مشروطیت ایران است.
به گمان من کنش مردم ایران در این انتخابات، در کلِ تاریخ پساز مشروطیت، بزرگترین کنش مبتنی بر یک توافق بینالاذهانی خشونتپرهیز سیاسی بود که بدون حضور یک رهبری واحد یا متحد و بدون یک ایدئولوژی انسجام بخش رخ داده است.
این یعنی اکنون «روح جمعی ایرانیان» هم نقش رهبری سیاسی را برعهده گرفته است و هم نقش ایدئولوژی را...
این همان اکسیر فرهنگی ایرانی است که در تاریخ ایران بارها شاهدش بودهایم.
اکنون دیگر روح جمعی ایرانیان، با اینهمه تنوع و تفاوت، خوب میداند که چه وقت باید چه کنشی را داشته باشند.
کی در خیابان اعتراض کند..
کی به خانه برگردد..
کی سکوت کند..
کی فریاد بزند..
کی رأی بدهد و کی رأی ندهد...
زیباترین دستاورد انتخابات چهاردهم همین جلوه بلوغ ملی مردم ایران بود.
در روزهای پیشین دهها پیام از دوستان و دانشجویانم داشتم که میگفتند دوستت داریم و احترامت میگذاریم و میدانیم که خیرخواهی!!
اما با نگاه تو به انتخابات مخالفیم و رأی نمیدهیم!
و این پیامها چقدر عمیق، بوی توسعهیافتگی میداد.
دستبوس همه مردمی هستم که براساس خِرد و تحلیل و تشخیص خود عمل کردند.
هم آنانی که با رأی دادن خود اجازه دادند تا نماینده نیروهای توسعهخواه به مرحله دوم برود..
و هم آنانی که با «رأی ندادن» پاسخ منفی خود را خیلی روشن و بیلکنت به همه ما رساندند:
هم به حاکمانی که گفتند هر رأی در این انتخابات یک رأی به جمهوری اسلامی است
و هم به محکومانی مثل من که از روی نگرانی، میگفتیم رأی ندادن فقط افق آینده ایران را تیره و تار میکند.
واقعیت این است که رأی ندادن شما هم افقها را روشنتر کرد
و هم قدرت شما را آشکارتر کرد
و هم صحنهبازی را عوض کرد.
دستمریزاد.
این عدم مشارکت فراگیر، یک گام به پیش بود.
همه ما تحلیلگران باید برخیزیم و به احترام مردم ایران کلاه از سر برداریم و تعظیم کنیم.
به گمان من ملت ایران بعد از جنبش مهسا، سطح بازی سیاسی را به نحو حیرتانگیزی دگرگون کرده است.
تنوع خیره کننده افکار مردم ما و در عینحال همکاری نانوشته و دلپذیری که در دور اول این انتخابات بین این همه تنوع افکار رخ داد این انتخابات را به یک پدیده منحصربهفرد تبدیل کرده است:
آن ۶۰ درصد تغییرطلب و معترض و مخالفی که شرکت نکردند، دور اول انتخابات را به یک رفراندوم تبدیل کردند؛
و آن ۲۰ درصد تحولخواه و اصلاحجو و توسعهخواهی که شرکت کردند و به تنها نامزد خارج از گفتمان رسمی رأی دادند
نیز این فرصت را ایجاد کردند که ملت ایران اکنون در مرحله دوم انتخابات بتواند با داشتن دو کاندیدا از دو طیف کاملا ناهمگون فکری، زمینه را برای شکلگیری یک رقابت قطبیشده و شفاف فراهم آورد.
من اکنون پس از شوک بزرگ این انتخابات و مشاهده بلوغ و رفتار پیچیدهای که ملت ایران از خود بروز داده است چیدمان انگارههای ذهنیام تغییر کرده است و مدتی می گذرد تا چارچوب اندیشگی خود را بازیابم.
بنابراین دیگر بهخودم اجازه نمیدهم که برای مرحله دوم انتخابات توصیهای داشته باشم.
یعنی معتقدم که مردم فهیم ایران، آنچه بهینه است را انجام خواهند داد
و در دور دوم نیز میان رأی دادن و ندادن، گزینهای را انتخاب خواهند کرد که گمان میکنند پیام قاطع آنها را ابلاغ میکند و برای بازیگری مجدد ملت ایران، «خلق امکان» میکند.
توسعه نیاز به قصهای دارد که انتهای آن باز باشد.
اصولا دموکراسی یک قصه جمعی با انتهای باز است.
من بهطور شهودی احساس میکنم مردم ایران در فضای غیردموکراتیک کنونی دارند قصهای با انتهای باز رقم میزنند.
📌بنابراین شاید مردم ایران تصمیم بگیرند با همکاری هر دو گروه معترض و تحولخواه، با مشارکت گسترده و رأی به مسعود پزشکیان، به عنوان مخالفت یکپارچه با شیوه حکمرانی جاری، اینبار با «رأی دادن» خود، بزرگترین رفراندوم غیررسمی ملی، پس از تاسیس جمهوری اسلامی را رقم بزنند.
ادامه مطلب را در پیوند زیر بخوانید:
https://renani.net/texts/notes/national-miracle/
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✍یادداشتی از دکتر محسن رنانی
معجزه این انتخابات، «بلوغ ملی» بود.
ملت ما عمیقاً رشید و بالغ شده است.
نه تنها دیگر نمیترسد..
نه تنها دیگر جوّگیر نمیشود..
نه تنها دیگر با شعارهای چربوشیرینی مثل یارانه طلایی و مسکن رایگان فریب نمیخورد..
بلکه دیگر تحلیلها و درخواستهای روشنفکران و کنشگران و دانشگاهیان هم در او اثری ندارد.
او فقط به تشخیص خود عمل میکند و این، پیشرفت بزرگی در رفتار دموکراسیخواهی ملی ما در تاریخ پس از مشروطیت ایران است.
به گمان من کنش مردم ایران در این انتخابات، در کلِ تاریخ پساز مشروطیت، بزرگترین کنش مبتنی بر یک توافق بینالاذهانی خشونتپرهیز سیاسی بود که بدون حضور یک رهبری واحد یا متحد و بدون یک ایدئولوژی انسجام بخش رخ داده است.
این یعنی اکنون «روح جمعی ایرانیان» هم نقش رهبری سیاسی را برعهده گرفته است و هم نقش ایدئولوژی را...
این همان اکسیر فرهنگی ایرانی است که در تاریخ ایران بارها شاهدش بودهایم.
اکنون دیگر روح جمعی ایرانیان، با اینهمه تنوع و تفاوت، خوب میداند که چه وقت باید چه کنشی را داشته باشند.
کی در خیابان اعتراض کند..
کی به خانه برگردد..
کی سکوت کند..
کی فریاد بزند..
کی رأی بدهد و کی رأی ندهد...
زیباترین دستاورد انتخابات چهاردهم همین جلوه بلوغ ملی مردم ایران بود.
در روزهای پیشین دهها پیام از دوستان و دانشجویانم داشتم که میگفتند دوستت داریم و احترامت میگذاریم و میدانیم که خیرخواهی!!
اما با نگاه تو به انتخابات مخالفیم و رأی نمیدهیم!
و این پیامها چقدر عمیق، بوی توسعهیافتگی میداد.
دستبوس همه مردمی هستم که براساس خِرد و تحلیل و تشخیص خود عمل کردند.
هم آنانی که با رأی دادن خود اجازه دادند تا نماینده نیروهای توسعهخواه به مرحله دوم برود..
و هم آنانی که با «رأی ندادن» پاسخ منفی خود را خیلی روشن و بیلکنت به همه ما رساندند:
هم به حاکمانی که گفتند هر رأی در این انتخابات یک رأی به جمهوری اسلامی است
و هم به محکومانی مثل من که از روی نگرانی، میگفتیم رأی ندادن فقط افق آینده ایران را تیره و تار میکند.
واقعیت این است که رأی ندادن شما هم افقها را روشنتر کرد
و هم قدرت شما را آشکارتر کرد
و هم صحنهبازی را عوض کرد.
دستمریزاد.
این عدم مشارکت فراگیر، یک گام به پیش بود.
همه ما تحلیلگران باید برخیزیم و به احترام مردم ایران کلاه از سر برداریم و تعظیم کنیم.
به گمان من ملت ایران بعد از جنبش مهسا، سطح بازی سیاسی را به نحو حیرتانگیزی دگرگون کرده است.
تنوع خیره کننده افکار مردم ما و در عینحال همکاری نانوشته و دلپذیری که در دور اول این انتخابات بین این همه تنوع افکار رخ داد این انتخابات را به یک پدیده منحصربهفرد تبدیل کرده است:
آن ۶۰ درصد تغییرطلب و معترض و مخالفی که شرکت نکردند، دور اول انتخابات را به یک رفراندوم تبدیل کردند؛
و آن ۲۰ درصد تحولخواه و اصلاحجو و توسعهخواهی که شرکت کردند و به تنها نامزد خارج از گفتمان رسمی رأی دادند
نیز این فرصت را ایجاد کردند که ملت ایران اکنون در مرحله دوم انتخابات بتواند با داشتن دو کاندیدا از دو طیف کاملا ناهمگون فکری، زمینه را برای شکلگیری یک رقابت قطبیشده و شفاف فراهم آورد.
من اکنون پس از شوک بزرگ این انتخابات و مشاهده بلوغ و رفتار پیچیدهای که ملت ایران از خود بروز داده است چیدمان انگارههای ذهنیام تغییر کرده است و مدتی می گذرد تا چارچوب اندیشگی خود را بازیابم.
بنابراین دیگر بهخودم اجازه نمیدهم که برای مرحله دوم انتخابات توصیهای داشته باشم.
یعنی معتقدم که مردم فهیم ایران، آنچه بهینه است را انجام خواهند داد
و در دور دوم نیز میان رأی دادن و ندادن، گزینهای را انتخاب خواهند کرد که گمان میکنند پیام قاطع آنها را ابلاغ میکند و برای بازیگری مجدد ملت ایران، «خلق امکان» میکند.
توسعه نیاز به قصهای دارد که انتهای آن باز باشد.
اصولا دموکراسی یک قصه جمعی با انتهای باز است.
من بهطور شهودی احساس میکنم مردم ایران در فضای غیردموکراتیک کنونی دارند قصهای با انتهای باز رقم میزنند.
📌بنابراین شاید مردم ایران تصمیم بگیرند با همکاری هر دو گروه معترض و تحولخواه، با مشارکت گسترده و رأی به مسعود پزشکیان، به عنوان مخالفت یکپارچه با شیوه حکمرانی جاری، اینبار با «رأی دادن» خود، بزرگترین رفراندوم غیررسمی ملی، پس از تاسیس جمهوری اسلامی را رقم بزنند.
ادامه مطلب را در پیوند زیر بخوانید:
https://renani.net/texts/notes/national-miracle/
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍6
✅واکنش روحانیون در زمان تهاجم مغول ۱
✍علی جلالپور
در ورای عقاید مذهبی مغولان و یا سرزمینهایی که در معرض تهاجم آنان قرار گرفت در سرعت پیروزیهایشان نقش مذهب و اختلافات داخلی و شدتِ رفتارِ رقبا نسبت به حذف یک دیگر از صحنهی سیاسی قابل انکار نیست. این نقش در تحولات سیاسی و اجتماعی بشر سابقهای طولانی و زیانبار داشته و از نتایج مثبت آن که در جهت حفظ منافع مردم باشد چیزی قابل درک و مشاهده نیست و تنها آمال و اهداف قدرت طلبان را پوشش داده است. با کمی تفکر و تعمق به تأثیر شگرف این عقاید در هر مرحله از تاریخ میتوان پی برد. عصر مغول نیز سرشار از این نمونهها میباشد که زمینه را برای جهانگشایی و تسلط آنان فراهم ساخته است. تأثیر این عقاید تنها شامل سرزمین ایران و یا حوزههای اسلامی نمیباشد، بلکه اروپا و دیگر نواحی جهان نیز درگیر این مسائل بوده و از کشتار و نابودی رقیبان خود جام مستی نوشیدهاند. جای بسی شگفتی است مردمی که بزرگترین صدمات را به دلیل پراکندگی خود از مغولان دیدهاند، باز هم دست از تنشهای سیاسی و دینی خود برنداشته و برای نابودی همنوعان خود و تنها به خاطر اختلافات فکری از دشمنی خطرناک استمداد طلبیدهاند. در این میان که آژیر خطر در بالای سر همه به صدا درآمده بود همواره بر شعلهور شدن آتش دمیدهاند. مسلمانان از کشته شدن مسیحیان و همچنین مسیحیان از کشته شدن مسلمانان شادی میکردند، در صورتی که چنگیزخان و ایلخانان مغول تنها به زمامداری خود فکر میکردند و تفکر مسیحی و مسلمان و یهودی و زردشتی برای آنها تفاوتی نداشت. در این مانور و شطرنج سیاسی بعضی از حاکمان مغول به مصلحت یا انگیزهی شخصی توجه بیشتری به یکی از ادیان نشان میدادند و گاهی نیز در اثر شدت تضادهای مذهبی به همان قوانین یاسایی خود باز میگشتند. به عنوان نمونه به اختلافات حنفی و شافعیان میتوان اشاره کرد. «جدال حنفی و شافعی به جایی رسید که در نشستی در حضور اولجایتو که به شافعیان گرائیده بود پیشوایان هر دو کیش عرض فضایح مذاهب دیگر کردند و رسواییها به بار آوردند. سلطان از سرِ خشم برخاست و به وثاق رفت. قتلغشاه با دیگر امیران گفت که این چه کار بود که ما کردیم و یاسای چنگیزخان و دین پدران خود بگذاشتیم و به دین اینها روآوردیم که به چندین قسم منقسم است و این رسوایی میان ایشان قائم. ما به دین اسلاف خود میرویم و میان امیران و خواتین و اصحاب اردو این خبر شایع شد، متنفّر شدند و هر که را از اصحاب عمایم میدیدند طنز و افسوس آغاز میکردند. هم در آن ایام سلطان در کوشکی که غازان ساخته بود به عشرت مشغول شد. شب رعد و برق و بارانی عظیم بود و چند کس از نزدیکان سلطان به صاعقه بمردند و سلطان از آن حالت مستشعر گشت و بر فور کوچ فرمود بر عزیمت سلطانیه، و بعضی از امیران عرضه داشتند که به موجب قواعد مغول و یاسای چنگیزخان بر آتش میباید گذشت. بخشیان را که صاحب این فن بودند حاضر کردند. آنها گفتند که این واقعه از شومی مسلمانی است. اگر پادشاه تَرک آن گیرد از آتش گذشتن مُنجح (موفق و کامروا) آید و در مدت سه ماه در فتور و تذبذب میبودند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✍علی جلالپور
در ورای عقاید مذهبی مغولان و یا سرزمینهایی که در معرض تهاجم آنان قرار گرفت در سرعت پیروزیهایشان نقش مذهب و اختلافات داخلی و شدتِ رفتارِ رقبا نسبت به حذف یک دیگر از صحنهی سیاسی قابل انکار نیست. این نقش در تحولات سیاسی و اجتماعی بشر سابقهای طولانی و زیانبار داشته و از نتایج مثبت آن که در جهت حفظ منافع مردم باشد چیزی قابل درک و مشاهده نیست و تنها آمال و اهداف قدرت طلبان را پوشش داده است. با کمی تفکر و تعمق به تأثیر شگرف این عقاید در هر مرحله از تاریخ میتوان پی برد. عصر مغول نیز سرشار از این نمونهها میباشد که زمینه را برای جهانگشایی و تسلط آنان فراهم ساخته است. تأثیر این عقاید تنها شامل سرزمین ایران و یا حوزههای اسلامی نمیباشد، بلکه اروپا و دیگر نواحی جهان نیز درگیر این مسائل بوده و از کشتار و نابودی رقیبان خود جام مستی نوشیدهاند. جای بسی شگفتی است مردمی که بزرگترین صدمات را به دلیل پراکندگی خود از مغولان دیدهاند، باز هم دست از تنشهای سیاسی و دینی خود برنداشته و برای نابودی همنوعان خود و تنها به خاطر اختلافات فکری از دشمنی خطرناک استمداد طلبیدهاند. در این میان که آژیر خطر در بالای سر همه به صدا درآمده بود همواره بر شعلهور شدن آتش دمیدهاند. مسلمانان از کشته شدن مسیحیان و همچنین مسیحیان از کشته شدن مسلمانان شادی میکردند، در صورتی که چنگیزخان و ایلخانان مغول تنها به زمامداری خود فکر میکردند و تفکر مسیحی و مسلمان و یهودی و زردشتی برای آنها تفاوتی نداشت. در این مانور و شطرنج سیاسی بعضی از حاکمان مغول به مصلحت یا انگیزهی شخصی توجه بیشتری به یکی از ادیان نشان میدادند و گاهی نیز در اثر شدت تضادهای مذهبی به همان قوانین یاسایی خود باز میگشتند. به عنوان نمونه به اختلافات حنفی و شافعیان میتوان اشاره کرد. «جدال حنفی و شافعی به جایی رسید که در نشستی در حضور اولجایتو که به شافعیان گرائیده بود پیشوایان هر دو کیش عرض فضایح مذاهب دیگر کردند و رسواییها به بار آوردند. سلطان از سرِ خشم برخاست و به وثاق رفت. قتلغشاه با دیگر امیران گفت که این چه کار بود که ما کردیم و یاسای چنگیزخان و دین پدران خود بگذاشتیم و به دین اینها روآوردیم که به چندین قسم منقسم است و این رسوایی میان ایشان قائم. ما به دین اسلاف خود میرویم و میان امیران و خواتین و اصحاب اردو این خبر شایع شد، متنفّر شدند و هر که را از اصحاب عمایم میدیدند طنز و افسوس آغاز میکردند. هم در آن ایام سلطان در کوشکی که غازان ساخته بود به عشرت مشغول شد. شب رعد و برق و بارانی عظیم بود و چند کس از نزدیکان سلطان به صاعقه بمردند و سلطان از آن حالت مستشعر گشت و بر فور کوچ فرمود بر عزیمت سلطانیه، و بعضی از امیران عرضه داشتند که به موجب قواعد مغول و یاسای چنگیزخان بر آتش میباید گذشت. بخشیان را که صاحب این فن بودند حاضر کردند. آنها گفتند که این واقعه از شومی مسلمانی است. اگر پادشاه تَرک آن گیرد از آتش گذشتن مُنجح (موفق و کامروا) آید و در مدت سه ماه در فتور و تذبذب میبودند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
🔥1
🔹نشست هفدهم...
🔹 ایران به روایت شاهنامه:
"نبرد هاماوران"
🔹چهارشنبه 13 تیر ماه - ساعت ۹/۳۰ صبح
🔹خ شمس آبادی، مرکز تحقیقات معلمان
📌📌📌طبقه اول.. اتاق 204
👌شرکت در نشست برای عموم آزاد است..
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹 ایران به روایت شاهنامه:
"نبرد هاماوران"
🔹چهارشنبه 13 تیر ماه - ساعت ۹/۳۰ صبح
🔹خ شمس آبادی، مرکز تحقیقات معلمان
📌📌📌طبقه اول.. اتاق 204
👌شرکت در نشست برای عموم آزاد است..
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤1
Forwarded from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ) (Dr.m Ahmadi)
✅ خالص سازی سیاست؛
ریشه ها، علل و اهداف؟
✍علی زمانیان
"قدرت" نهتنها میل به گسترش دارد و میخواهد همهی ساحتهای خصوصی و عمومی جامعه را فتح کند، بلکه در پی آن است که همهی آدمیان تحت سیطرهاش را از صافی باورها، اعتقادات و خواستههای خود بگذراند و کسانی را که از آن صافی عبور نکردهاند بهعنوان افراد ناخالص کنار بگذارد. این مؤلفه از حکمرانی را میتوان "خالصسازی سیاست" نام نهاد. پروژهی "خالصسازی"، فضا و اتمسفر سیاسی جامعه را ماهیتزدایی میکند.
🔹 درحقیقت، "قدرت"، همزمان در دو جهت و به موازات یکدیگر حرکت میکند:
اولا،"حرکت کمی"
و ثانیا، "حرکت کیفی".
با "حرکت کمی" تلاش میکند همهی حوزهها و جنبههای زندگی اجتماعی و فردی را تسخیر نماید و حضور خود را در همهی منافذ اجتماعی و در تمامیت مناسبات، توسعه دهد. حضور همهجانبه و کنترل حداکثری جامعه، ثمرهی حرکت کمی است. همچنین با "حرکت کیفی"، میخواهد تکثر و تنوع اجتماعی را از میان بردارد. رنگین کمان متکثر سبکهای مختلف زندگی و شیوههای متعدد زیستن آدميان را به یک رنگ و شکل تقلیل دهد. در این تلاش، هدف حکومت، شبیه خود کردنِ آحاد جامعه است. میخواهد جامعه را از هر آنچه ناخالصی میداند، برهاند و جامعه را به صورت خویش بازسازی نماید.
🔹 اگر از کسانی که پروژهی خالصسازی و نابگرایی را پیشمیبرند، سوال شود که آن امرِ خالص، کجا یافت میشود و الگوی خلوص شما چیست؟، به زبان حال و گاهی به زبان قال میگویند: "و آن نمونهی ناب و خالص منم".
در واقع، مفهوم خالص و ناخالص، همان مفهوم شناخته شدهی "خودی" و "غیر خودی" است که در لفظی جدید بازنمایی میشود. حاکمانی که در اندیشهی خالصسازیاند، توان و تحمل "دیگری" را ندارند و دیگری را مخل یکرنگی میبینند. از اینرو دست به تصفیه و تسویه میبرند. در نظر اینان، هر چه خودی است، خالص و هر چه غیرخودی است، ناخالص است.
رویکرد بسیار تاریک و خطرناک تقسیم جامعه به خودی و غیرخودی، یا خالص و ناخالص، و همچنین احساس رسالت برای پاکسازی جهان از هر آنچه غیرخودی و غیرخالص است، به شقاوتهای بزرگی مانند استالین و هیتلر و ...منتهی میشود. هیتلر هم پروژهی خالصسازی را پیش میبرد؛ از اینرو تمام کسانی را که ناخالص تشخیص میداد، از میان میبرد. رویکرد خالصسازی، بر ریشههای ایدئولوژیک و تقسیم جهان به خیر و شر و یا تقسیم افراد به شیطان و فرشته استوار است.
🔹 تکثر و تنوع در جهان طبیعی و اجتماعات انسانی، واقعیتی اجتنابناپذیر است. از میان برداشتن تنوع و گوناگونی، نه ممکن است و نه مطلوب. تکثر سیاسی، تکثر فرهنگی، تکثر اعتقادی و دینی را نمیتوان به وحدتی اجباری و خودساخته تقلیل داد. از اینرو اساسا، "خالص"، توهمی بیش نیست؛ زیرا ضرورت ارتباطات و تعاملات انسانی از یکسو و صاحب اراده بودن آدمیان از سوی دیگر، جوامع را به گروهها و شقوق مختلف تقسیم میکند؛ تقسیماتی که حذف ناشدنیاند. امروزه در هیچ کجای کرهی خاکی، نه زبان، نه فرهنگ و نه سایر حوزههای زندگی، و نیز ساحت سیاست، چیزی یکرنگ و خالص وجود ندارد. آنانکه در اندیشهی خالصسازیاند، در حقیقت خواهان حذف رقیب و دستاندازی بر همهچیزند. و اینچنین روحیهی سلطهگرایانهی خود را پشت عبارت "خالصسازی"، پنهان میکنند. خواهش خام و آرزوی جاهلانهی خالصسازی سیاسی جز به ستیز و نزاع نمیانجامد.
پروژهی خالصسازی سیاسی از تلفیق پنج عامل شکل میگیرد:
۱. تصلب و جزمیت ایدئولوژیک (احساس میکند نه تنها تمام حقیقت را بهصورت مطلق و غیرقابل تغییر در مشت خود دارد، بلکه هر آن چه را در اختیار دارد، جز حقیقت نیست)
۲. خودشیفتگی (خودش را تماما درجهت حقیقت میبیند و دیگری را در مسیر ضلالت، و میخواهد جهان، آن باشد که خوش دارد باشد.)
۳. ارادهگرایی خام (فکر میکند میتواند با اراده به هر دگرگونی دست بزند. بهتعبیر دیگر، گویی جهان و جامعه را مومی نرم در دستان خود میبیند)
۴. احساس رسالت تغییر جهان (بهنحو بیمارگونه احساس میکند برای تغییر مهندسی جهان و جامعهای که در آن زندگی میکند، برگزیده شده است)
۵. به رسمیت نشناختن "دیگریِ متفاوت"، (تکثر، تنوع و گوناگونی جهان را نه میپذیرد و نه حقوقی برای دیگرانی که بهنحو متفاوت میاندیشند و میزیند، قائل است)
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
ریشه ها، علل و اهداف؟
✍علی زمانیان
"قدرت" نهتنها میل به گسترش دارد و میخواهد همهی ساحتهای خصوصی و عمومی جامعه را فتح کند، بلکه در پی آن است که همهی آدمیان تحت سیطرهاش را از صافی باورها، اعتقادات و خواستههای خود بگذراند و کسانی را که از آن صافی عبور نکردهاند بهعنوان افراد ناخالص کنار بگذارد. این مؤلفه از حکمرانی را میتوان "خالصسازی سیاست" نام نهاد. پروژهی "خالصسازی"، فضا و اتمسفر سیاسی جامعه را ماهیتزدایی میکند.
🔹 درحقیقت، "قدرت"، همزمان در دو جهت و به موازات یکدیگر حرکت میکند:
اولا،"حرکت کمی"
و ثانیا، "حرکت کیفی".
با "حرکت کمی" تلاش میکند همهی حوزهها و جنبههای زندگی اجتماعی و فردی را تسخیر نماید و حضور خود را در همهی منافذ اجتماعی و در تمامیت مناسبات، توسعه دهد. حضور همهجانبه و کنترل حداکثری جامعه، ثمرهی حرکت کمی است. همچنین با "حرکت کیفی"، میخواهد تکثر و تنوع اجتماعی را از میان بردارد. رنگین کمان متکثر سبکهای مختلف زندگی و شیوههای متعدد زیستن آدميان را به یک رنگ و شکل تقلیل دهد. در این تلاش، هدف حکومت، شبیه خود کردنِ آحاد جامعه است. میخواهد جامعه را از هر آنچه ناخالصی میداند، برهاند و جامعه را به صورت خویش بازسازی نماید.
🔹 اگر از کسانی که پروژهی خالصسازی و نابگرایی را پیشمیبرند، سوال شود که آن امرِ خالص، کجا یافت میشود و الگوی خلوص شما چیست؟، به زبان حال و گاهی به زبان قال میگویند: "و آن نمونهی ناب و خالص منم".
در واقع، مفهوم خالص و ناخالص، همان مفهوم شناخته شدهی "خودی" و "غیر خودی" است که در لفظی جدید بازنمایی میشود. حاکمانی که در اندیشهی خالصسازیاند، توان و تحمل "دیگری" را ندارند و دیگری را مخل یکرنگی میبینند. از اینرو دست به تصفیه و تسویه میبرند. در نظر اینان، هر چه خودی است، خالص و هر چه غیرخودی است، ناخالص است.
رویکرد بسیار تاریک و خطرناک تقسیم جامعه به خودی و غیرخودی، یا خالص و ناخالص، و همچنین احساس رسالت برای پاکسازی جهان از هر آنچه غیرخودی و غیرخالص است، به شقاوتهای بزرگی مانند استالین و هیتلر و ...منتهی میشود. هیتلر هم پروژهی خالصسازی را پیش میبرد؛ از اینرو تمام کسانی را که ناخالص تشخیص میداد، از میان میبرد. رویکرد خالصسازی، بر ریشههای ایدئولوژیک و تقسیم جهان به خیر و شر و یا تقسیم افراد به شیطان و فرشته استوار است.
🔹 تکثر و تنوع در جهان طبیعی و اجتماعات انسانی، واقعیتی اجتنابناپذیر است. از میان برداشتن تنوع و گوناگونی، نه ممکن است و نه مطلوب. تکثر سیاسی، تکثر فرهنگی، تکثر اعتقادی و دینی را نمیتوان به وحدتی اجباری و خودساخته تقلیل داد. از اینرو اساسا، "خالص"، توهمی بیش نیست؛ زیرا ضرورت ارتباطات و تعاملات انسانی از یکسو و صاحب اراده بودن آدمیان از سوی دیگر، جوامع را به گروهها و شقوق مختلف تقسیم میکند؛ تقسیماتی که حذف ناشدنیاند. امروزه در هیچ کجای کرهی خاکی، نه زبان، نه فرهنگ و نه سایر حوزههای زندگی، و نیز ساحت سیاست، چیزی یکرنگ و خالص وجود ندارد. آنانکه در اندیشهی خالصسازیاند، در حقیقت خواهان حذف رقیب و دستاندازی بر همهچیزند. و اینچنین روحیهی سلطهگرایانهی خود را پشت عبارت "خالصسازی"، پنهان میکنند. خواهش خام و آرزوی جاهلانهی خالصسازی سیاسی جز به ستیز و نزاع نمیانجامد.
پروژهی خالصسازی سیاسی از تلفیق پنج عامل شکل میگیرد:
۱. تصلب و جزمیت ایدئولوژیک (احساس میکند نه تنها تمام حقیقت را بهصورت مطلق و غیرقابل تغییر در مشت خود دارد، بلکه هر آن چه را در اختیار دارد، جز حقیقت نیست)
۲. خودشیفتگی (خودش را تماما درجهت حقیقت میبیند و دیگری را در مسیر ضلالت، و میخواهد جهان، آن باشد که خوش دارد باشد.)
۳. ارادهگرایی خام (فکر میکند میتواند با اراده به هر دگرگونی دست بزند. بهتعبیر دیگر، گویی جهان و جامعه را مومی نرم در دستان خود میبیند)
۴. احساس رسالت تغییر جهان (بهنحو بیمارگونه احساس میکند برای تغییر مهندسی جهان و جامعهای که در آن زندگی میکند، برگزیده شده است)
۵. به رسمیت نشناختن "دیگریِ متفاوت"، (تکثر، تنوع و گوناگونی جهان را نه میپذیرد و نه حقوقی برای دیگرانی که بهنحو متفاوت میاندیشند و میزیند، قائل است)
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍2❤1
✅نظريه جامعه کوتاه مدت کاتوزيان
✍فرهاد قنبری
دکتر همایون کاتوزیان جامعه ایران را "جامعه کلنگی" یا "جامعه کوتاه مدت" می نامد، به عقیده او علت اصلی عدم شکل گیری و نهادینه شدن دموکراسی و قانون در این جامعه همین خصلت می باشد. در واقع در ایران به علت عدم وجود طبقه اشراف و وابسته بودن همه مقامات و سطوح کشور به شخص شاه و حاکم، عملا هیچگونه قانونی وجود نداشته و همه اشخاص جان و مال خود را از برای شاه می دانستند و شاه هر وقت اراده می کرد می توانست جان و مال هر کس(حتی اعضای خانواده خود و وزیران و سپهسالاران) را بگیرد. کاتوزیان معتقد است این شیوه حکومتی استبدادی خاص جامعه ایران بوده و حتی در بدترین شیوه های دیکتاتوری غربی هم چنین چیزی غیر قابل تصور بوده است، در همه کشورهای استبدادی دنیا وجهی از قانون وجود داشته است و طبقه ای به نام آریستوکرات ها وجود داشتند که شاه استبدادی نیز قدرت و توان مصادره اموال و دارایی و گرفتن قدرت اجتماعی آنان را نداشته ولی در ایران همیشه این اراده شاه است که حرف اول و آخر را می زده است و قانون چیزی نبوده است جز گفتار و کردار شخص اول جامعه.
به همین دلیل هر گاه که شاهی از دنیا می رفت کشور دچار آشوب و هرج و مرج می شد ( مرکز ثقل و قانون و نگهدارنده جامعه از میان می رفت) تا زمانی که شاهزاده یا فرد دیگری با استفاده از قدرت شمشیر مدعیان و شورشیان را سرکوب کرده و خود را در جایگاه قانون می نشاند.
در این وضعیت ( آمد و شد سریع سلسله ها و شاهان) امکان شکل گيری طبقات و گروههای نهادینه شده، کاملا از بین می رفت و هر شاه یا سلسله جدیدی بازماندگان و متنفذان حکومت قبلی را از بین می برد و طبقه اشراف خاص خود را شکل می داد که آن هم در زمان سلسله یا شاه بعدی قلع و قمع شده و از میان می رفت. در ایران ( برعکس اکثر نقاط دنیا) این طبقات و گروهها بودند که زاییده دولت و حکومت بودند.
به نظر می رسد این ویژگی هنوز هم در جامعه ما با قوت ساری و جاری است و هنوز حاکمان برآیند طبقات اجتماعی نیستند و این طبقات اجتماعی هستند که توسط نهادهای مختلف قدرت شکل می گیرند. به این دلیل است که افراد برای رسیدن به وزارت، معاون وزارت، نمایندگی مجلس، شهردار شدن و حتی عضویت در نهاد کم ارزشی مانند شورای یک شهرستان کوچک تلاش غیر قابل وصفی نشان می دهند، آنها به خوبی آگاهند که پس از رسیدن به چنین جایگاهی می توانند به قدرت اقتصادی و سیاسی و طبقه نوظهوری که هر سلسله ای با خود می آورد وارد شوند ( کاملا بر عکس جوامع غربی که قدرت اقتصادی افراد باعث رسیدن به قدرت سیاسی می شود)
البته با این تفاوت که در نظام شاهنشاهی چنین جایگاهی را شخص شاه اعطا می کرد و امروزه بخش مهمی از آن را انتخابات بر عهده گرفته است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
✍فرهاد قنبری
دکتر همایون کاتوزیان جامعه ایران را "جامعه کلنگی" یا "جامعه کوتاه مدت" می نامد، به عقیده او علت اصلی عدم شکل گیری و نهادینه شدن دموکراسی و قانون در این جامعه همین خصلت می باشد. در واقع در ایران به علت عدم وجود طبقه اشراف و وابسته بودن همه مقامات و سطوح کشور به شخص شاه و حاکم، عملا هیچگونه قانونی وجود نداشته و همه اشخاص جان و مال خود را از برای شاه می دانستند و شاه هر وقت اراده می کرد می توانست جان و مال هر کس(حتی اعضای خانواده خود و وزیران و سپهسالاران) را بگیرد. کاتوزیان معتقد است این شیوه حکومتی استبدادی خاص جامعه ایران بوده و حتی در بدترین شیوه های دیکتاتوری غربی هم چنین چیزی غیر قابل تصور بوده است، در همه کشورهای استبدادی دنیا وجهی از قانون وجود داشته است و طبقه ای به نام آریستوکرات ها وجود داشتند که شاه استبدادی نیز قدرت و توان مصادره اموال و دارایی و گرفتن قدرت اجتماعی آنان را نداشته ولی در ایران همیشه این اراده شاه است که حرف اول و آخر را می زده است و قانون چیزی نبوده است جز گفتار و کردار شخص اول جامعه.
به همین دلیل هر گاه که شاهی از دنیا می رفت کشور دچار آشوب و هرج و مرج می شد ( مرکز ثقل و قانون و نگهدارنده جامعه از میان می رفت) تا زمانی که شاهزاده یا فرد دیگری با استفاده از قدرت شمشیر مدعیان و شورشیان را سرکوب کرده و خود را در جایگاه قانون می نشاند.
در این وضعیت ( آمد و شد سریع سلسله ها و شاهان) امکان شکل گيری طبقات و گروههای نهادینه شده، کاملا از بین می رفت و هر شاه یا سلسله جدیدی بازماندگان و متنفذان حکومت قبلی را از بین می برد و طبقه اشراف خاص خود را شکل می داد که آن هم در زمان سلسله یا شاه بعدی قلع و قمع شده و از میان می رفت. در ایران ( برعکس اکثر نقاط دنیا) این طبقات و گروهها بودند که زاییده دولت و حکومت بودند.
به نظر می رسد این ویژگی هنوز هم در جامعه ما با قوت ساری و جاری است و هنوز حاکمان برآیند طبقات اجتماعی نیستند و این طبقات اجتماعی هستند که توسط نهادهای مختلف قدرت شکل می گیرند. به این دلیل است که افراد برای رسیدن به وزارت، معاون وزارت، نمایندگی مجلس، شهردار شدن و حتی عضویت در نهاد کم ارزشی مانند شورای یک شهرستان کوچک تلاش غیر قابل وصفی نشان می دهند، آنها به خوبی آگاهند که پس از رسیدن به چنین جایگاهی می توانند به قدرت اقتصادی و سیاسی و طبقه نوظهوری که هر سلسله ای با خود می آورد وارد شوند ( کاملا بر عکس جوامع غربی که قدرت اقتصادی افراد باعث رسیدن به قدرت سیاسی می شود)
البته با این تفاوت که در نظام شاهنشاهی چنین جایگاهی را شخص شاه اعطا می کرد و امروزه بخش مهمی از آن را انتخابات بر عهده گرفته است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍1