🌲🌲🌲
تعصب در نژاد، دین، قوم
و ناسیونالیسم و ...
هیچ کاری نمی کنند،
جز اینکه یاد می دهند تا از مردمی که هیچ وقت ملاقات نکرده اید متنفر باشید!
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
تعصب در نژاد، دین، قوم
و ناسیونالیسم و ...
هیچ کاری نمی کنند،
جز اینکه یاد می دهند تا از مردمی که هیچ وقت ملاقات نکرده اید متنفر باشید!
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍9👎1
✅فرش بهار خسرو
🔹فرشی که اعراب مسلمان پس از نبرد قادسیه تکه تکه کردند و به غنیمت بردند...
بافتِ فرشهای هنرمندانه و بزرگ در زمانِ خسرو پرویز به اوجِ خود رسید. ثعالبی چهار فرشِ تختِ تاقدیس را توصیف میکند و حتی بینظیرتر《وهار خسرو》(بهار خسرو)بود که اعراب آن را القطف مینامیدند. طبری آن را چنین شرح میدهد:《فرش شصت ذراع بود. یکپارچه به اندازهی یک جریب که در آن راههای مصور بود. و آبنماها چون نهرها، و لابهلای آن همانندِ مروارید بود و حاشیهها چون کشتزار و سبزهزارِ بهاران بود، از حریر بر پودهای طلا که گلهای طلا و نقره و امثالِ آن داشت》. یا چنانکه در جای پسینتری توصیف میکند:《گویی در باغی بودند، فرشی بود شصت در شصت، زمینه از طلا بود و زینتِ آن نگینها، و میوهی آن جواهر ابریشم و برگها از ابریشم و آبِ طلا بود》.
اصولاً در هنر، پس از آنکه سنگنگارهها بازپس نشسته بود، نه آثارِ سترگ بلکه دلپذیر را ارجح میداشتند، قدرِ کالای مصرفی شکلِ هنرمندانه و هرگونه مادهی گرانبهایی را میدانستند، نه تنها فرش، بلکه ابریشم و دیباج، بعلاوه ظروفِ نقره و سبوهای برنزی، کارهای جواهرگذاری و شکیلی با مروارید و سنگِ قیمتی دلپسند بود.
📚 ساسانیان و هونها، فرانتس آلتهایم، ترجمهی هوشنگ صادقی، تهران، نشر فرزانروز، چاپ اول ۱۳۹۳، رویهی ۱۰۲ و ۱۰۳
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
🔹فرشی که اعراب مسلمان پس از نبرد قادسیه تکه تکه کردند و به غنیمت بردند...
بافتِ فرشهای هنرمندانه و بزرگ در زمانِ خسرو پرویز به اوجِ خود رسید. ثعالبی چهار فرشِ تختِ تاقدیس را توصیف میکند و حتی بینظیرتر《وهار خسرو》(بهار خسرو)بود که اعراب آن را القطف مینامیدند. طبری آن را چنین شرح میدهد:《فرش شصت ذراع بود. یکپارچه به اندازهی یک جریب که در آن راههای مصور بود. و آبنماها چون نهرها، و لابهلای آن همانندِ مروارید بود و حاشیهها چون کشتزار و سبزهزارِ بهاران بود، از حریر بر پودهای طلا که گلهای طلا و نقره و امثالِ آن داشت》. یا چنانکه در جای پسینتری توصیف میکند:《گویی در باغی بودند، فرشی بود شصت در شصت، زمینه از طلا بود و زینتِ آن نگینها، و میوهی آن جواهر ابریشم و برگها از ابریشم و آبِ طلا بود》.
اصولاً در هنر، پس از آنکه سنگنگارهها بازپس نشسته بود، نه آثارِ سترگ بلکه دلپذیر را ارجح میداشتند، قدرِ کالای مصرفی شکلِ هنرمندانه و هرگونه مادهی گرانبهایی را میدانستند، نه تنها فرش، بلکه ابریشم و دیباج، بعلاوه ظروفِ نقره و سبوهای برنزی، کارهای جواهرگذاری و شکیلی با مروارید و سنگِ قیمتی دلپسند بود.
📚 ساسانیان و هونها، فرانتس آلتهایم، ترجمهی هوشنگ صادقی، تهران، نشر فرزانروز، چاپ اول ۱۳۹۳، رویهی ۱۰۲ و ۱۰۳
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
❤3
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅همای سعادت؛ 🔹 نماد فرّ و شکوه و خوشبختی ایران خودنمایی کرد... 🔹همای سعادت در طالقان دیده شد... 🔺هما، پرندهای افسانهای در فرهنگ ایرانی، نماد سعادت و خوشبختی است که دیدن آن به ندرت اتفاق میافتد. @tarbd 📚📚📚📚📚 "تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه…
✅لحظه اکتشاف تنديس هما از دل خاک در کاوش های تخت جمشید
در سال ۱۳۱۰ شمسی
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
در سال ۱۳۱۰ شمسی
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤8
🌲🌲🌲
Life is really simple, but we insist on making it complicated
زندگی واقعا ساده است، اما ما اصرار داریم که آن را پیچیده کنیم...
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Life is really simple, but we insist on making it complicated
زندگی واقعا ساده است، اما ما اصرار داریم که آن را پیچیده کنیم...
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤2
✅ حق التالیفی برای ملت ایران...
#دهخدا
هفتم اسفندماه سالروز درگذشت علیاکبر دهخداست؛ کسی که حقالتألیف لغتنامهاش را به ملت ایران بخشید.
علیاکبر دهخدا، داستاننویس، شاعر، طنزپرداز، روزنامهنگار و مبارز سیاسی، سال 1258 هجری شمسی در محلهی سنگلج تهران به دنیا آمد. در سال 1271 مطالعه و آموزش صرف و نحو عربی و اصول و فقه اسلامی را آغاز کرد. یک سال بعد به تحصیل در مدرسه علوم اسلامی مشغول شد و در سال 1280 به عنوان دستیار محمدحسین فروغی به تدریس ادبیات فارسی در مدرسه علوم سیاسی پرداخت.
دهخدا در سال 1282 برای مأموریت از طرف سفارت ایران، به وین، رم، بخارست و پاریس سفر کرد و دو سال بعد به ایران بازگشت. در سال 1285 در امور راهداری و راه شوسه در خراسان به کار مشغول شد و در عین حال به فعالیتهای سیاسی علاقهمند بود.
مجله معروف «صوراسرافیل» را در سال 1286 منتشر کرد تا اینکه یک سال بعد و پس از انتشار 32 شماره، مجله بسته شد. بسیاری از انقلابیون و مشروطهخواهان، محاکمه، تبعید و یا اعدام شدند. میرزا جهانگیرخان شیرازی در باغ شاه کشته شد و دهخدا به سوییس گریخت و آنجا هم چند شمارهای از مجله را منتشر کرد.
او شعر معروف «یاد آر ز شمع مرده یاد آر» را شبی، پس از بهخواب دیدن جهانگیرخان سرود. دهخدا همزمان با آغاز جنگ جهانی اول مخفیانه به ایران بازگشت و تا پایان جنگ نزد خوانین چهارمحال و بختیاری ماند. آنجا با استفاده از کتابخانه خطی و سنگی یکی از خوانین، کار تألیف و گردآوری «امثال و حکم» و «لغتنامه» را شروع کرد.
در سال 1334 حاشیهای بر دیوان ناصرخسرو نوشت و دو سال بعد هم حاشیهای بر دیوان حافظ.
دهخدا در فاصله سالهای 1308 تا 1311 چهار جلد «امثال و حکم» را از سوی وزارت فرهنگ وقت به چاپ رسانید و اولین جلد لغتنامهاش نیز در سال 1318 منتشر شد. در سال 1320 از مدرسه عالی حقوق و علوم سیاسی بازنشسته شد.
این مبارز سیاسی همچنین از مسؤولان کنگره نویسندگان، متشکل از چهرههایی چون صادق هدایت، عبدالحسین نوشین، پرویز ناتل خانلری، علیاصغر حکمت، کشاورز، نیما یوشیج، پرتو علوی و احسان طبری بود.
در سال 1329 حاشیهای بر کتاب معروف «لغت فرس» اسدی توسی نوشت و در سال 1332 وقتی رادیو لندن از او درخواست مصاحبهای داشت، پاسخش این بود که: «من کارهای نیستم، با جوانها گفتوگو کنید».
دهخدا که در تاریخ فرهنگ و ادبیات ایران چهرهی درخشانی است، در جریان کودتای 28 مرداد و بهخاطر اعتقاد و دوستی با مصدق مورد بازجویی قرار گرفت. بازجوییها از او در دادستانی ارتش تا نیمهشب ادامه پیدا کرد، تا اینکه او را در سرما و در خیابان رها میکنند. دهخدا بعد از این واقعه با ابتلا به سینهپهلوی شدید، سرانجام در هفتم اسفندماه سال 1334 زندگی را بدرود میگوید.
او در واپسین روزهای عمرش، نامهای به رییس مجلس شورا نوشت و حقالتألیف لغتنامهاش را به ملت ایران بخشید.
معروف است که دهخدا بر اثر نوعی سرخوردگی ناشی از فضای سیاسی و اجتماعی وقت، به لغتنامهنویسی (حدود 30 سال) در زیرزمین منزلش روی آرود و بدین ترتیب، ادبیات معاصر ایران از خلاقیتآفرینی یکی از داستاننویسان خوشقریحهاش محروم ماند.
از جمله آثار ماندگار دهخدا تدوین لغتنامه بود؛ کاری که هنوز منشأ تدوین و تألیف سرفصل بسیاری از فرهنگنامههاست.
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
#دهخدا
هفتم اسفندماه سالروز درگذشت علیاکبر دهخداست؛ کسی که حقالتألیف لغتنامهاش را به ملت ایران بخشید.
علیاکبر دهخدا، داستاننویس، شاعر، طنزپرداز، روزنامهنگار و مبارز سیاسی، سال 1258 هجری شمسی در محلهی سنگلج تهران به دنیا آمد. در سال 1271 مطالعه و آموزش صرف و نحو عربی و اصول و فقه اسلامی را آغاز کرد. یک سال بعد به تحصیل در مدرسه علوم اسلامی مشغول شد و در سال 1280 به عنوان دستیار محمدحسین فروغی به تدریس ادبیات فارسی در مدرسه علوم سیاسی پرداخت.
دهخدا در سال 1282 برای مأموریت از طرف سفارت ایران، به وین، رم، بخارست و پاریس سفر کرد و دو سال بعد به ایران بازگشت. در سال 1285 در امور راهداری و راه شوسه در خراسان به کار مشغول شد و در عین حال به فعالیتهای سیاسی علاقهمند بود.
مجله معروف «صوراسرافیل» را در سال 1286 منتشر کرد تا اینکه یک سال بعد و پس از انتشار 32 شماره، مجله بسته شد. بسیاری از انقلابیون و مشروطهخواهان، محاکمه، تبعید و یا اعدام شدند. میرزا جهانگیرخان شیرازی در باغ شاه کشته شد و دهخدا به سوییس گریخت و آنجا هم چند شمارهای از مجله را منتشر کرد.
او شعر معروف «یاد آر ز شمع مرده یاد آر» را شبی، پس از بهخواب دیدن جهانگیرخان سرود. دهخدا همزمان با آغاز جنگ جهانی اول مخفیانه به ایران بازگشت و تا پایان جنگ نزد خوانین چهارمحال و بختیاری ماند. آنجا با استفاده از کتابخانه خطی و سنگی یکی از خوانین، کار تألیف و گردآوری «امثال و حکم» و «لغتنامه» را شروع کرد.
در سال 1334 حاشیهای بر دیوان ناصرخسرو نوشت و دو سال بعد هم حاشیهای بر دیوان حافظ.
دهخدا در فاصله سالهای 1308 تا 1311 چهار جلد «امثال و حکم» را از سوی وزارت فرهنگ وقت به چاپ رسانید و اولین جلد لغتنامهاش نیز در سال 1318 منتشر شد. در سال 1320 از مدرسه عالی حقوق و علوم سیاسی بازنشسته شد.
این مبارز سیاسی همچنین از مسؤولان کنگره نویسندگان، متشکل از چهرههایی چون صادق هدایت، عبدالحسین نوشین، پرویز ناتل خانلری، علیاصغر حکمت، کشاورز، نیما یوشیج، پرتو علوی و احسان طبری بود.
در سال 1329 حاشیهای بر کتاب معروف «لغت فرس» اسدی توسی نوشت و در سال 1332 وقتی رادیو لندن از او درخواست مصاحبهای داشت، پاسخش این بود که: «من کارهای نیستم، با جوانها گفتوگو کنید».
دهخدا که در تاریخ فرهنگ و ادبیات ایران چهرهی درخشانی است، در جریان کودتای 28 مرداد و بهخاطر اعتقاد و دوستی با مصدق مورد بازجویی قرار گرفت. بازجوییها از او در دادستانی ارتش تا نیمهشب ادامه پیدا کرد، تا اینکه او را در سرما و در خیابان رها میکنند. دهخدا بعد از این واقعه با ابتلا به سینهپهلوی شدید، سرانجام در هفتم اسفندماه سال 1334 زندگی را بدرود میگوید.
او در واپسین روزهای عمرش، نامهای به رییس مجلس شورا نوشت و حقالتألیف لغتنامهاش را به ملت ایران بخشید.
معروف است که دهخدا بر اثر نوعی سرخوردگی ناشی از فضای سیاسی و اجتماعی وقت، به لغتنامهنویسی (حدود 30 سال) در زیرزمین منزلش روی آرود و بدین ترتیب، ادبیات معاصر ایران از خلاقیتآفرینی یکی از داستاننویسان خوشقریحهاش محروم ماند.
از جمله آثار ماندگار دهخدا تدوین لغتنامه بود؛ کاری که هنوز منشأ تدوین و تألیف سرفصل بسیاری از فرهنگنامههاست.
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👏4👍2
🌲🌲🌲
مانده تا برفِ زمین آب شود
مانده تا بسته شود این همه نیلوفرِ وارونه ی چتر
ناتمام است درخت
زیرِ برف است
تمنای شنا کردنِ کاغذ در باد
و فروغِ ترِ چشمِ حشرات
و طلوعِ سرِ غوک
از افقِ درکِ حیات
مانده تا سینیِ ما پر شود از صحبتِ سمبوسه و عید
در هوایی که نه افزایشِ یک ساقه، طنینی دارد
و نه آوازِ پری میرسد از روزنِ منظومه ی برف
تشنه ی زمزمهام
مانده تا مرغِ سرِ چینه ی هذیانیِ اسفند صدا بردارد
پس چه باید بکنم
من که در لختترین موسمِ بیچهچهِ سال
تشنه ی زمزمهام؟
بهتر آن است که برخیزم
رنگ را بردارم
روی تنهاییِ خود، نقشه ی مرغی بکشم.
#سهراب_سپهری
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
مانده تا برفِ زمین آب شود
مانده تا بسته شود این همه نیلوفرِ وارونه ی چتر
ناتمام است درخت
زیرِ برف است
تمنای شنا کردنِ کاغذ در باد
و فروغِ ترِ چشمِ حشرات
و طلوعِ سرِ غوک
از افقِ درکِ حیات
مانده تا سینیِ ما پر شود از صحبتِ سمبوسه و عید
در هوایی که نه افزایشِ یک ساقه، طنینی دارد
و نه آوازِ پری میرسد از روزنِ منظومه ی برف
تشنه ی زمزمهام
مانده تا مرغِ سرِ چینه ی هذیانیِ اسفند صدا بردارد
پس چه باید بکنم
من که در لختترین موسمِ بیچهچهِ سال
تشنه ی زمزمهام؟
بهتر آن است که برخیزم
رنگ را بردارم
روی تنهاییِ خود، نقشه ی مرغی بکشم.
#سهراب_سپهری
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤4👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❄️❄️❄️
تصاویر زیبا و دیدنی از شب در ترومسو نروژ ...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
تصاویر زیبا و دیدنی از شب در ترومسو نروژ ...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤2👍1
✅آیا مردم حق براندازی (انقلاب) علیه حاکم خود را دارند؟
شاید در جوامعی که سالها از برقراری دموکراسی باکیفیت در آنها میگذرد، بحث دربارهی "حق براندازی" چندان ضرورت نداشته باشد..
اما در جوامعی که هنوز زیر چکمهی استبداد اما تحت نام جمهوری و دموکراسی هستند اندیشیدن به فلسفهی انقلاب و براندازی ضروریست.
توجه شود که هدف در این یادداشت صرفا پیش نهادن یک شرح بسیار فشرده از آراء سه اندیشمند سیاسی برجسته دربارهی انقلاب است تا با چند روش پاسخ دادن به پرسش آشنا شویم.
اولین فیلسوف مدرن سیاسی که دربارهی دولت و انقلاب به تفصیل نوشته تامس هابز (قرن ۱۶ و ۱۷ ) است.
هابز معتقد بود دولت مقتدر مرکزی برای حفظ جامعه ضروریست چرا که به گفتهی او «انسان، ِ گرگ انسان است» و در نبود یک قدرت مرکزی انسانها طبعا همدیگر را نابود میکنند.
به عبارتی، در اندیشهی بدبینانهی هابز دولت، افراد جامعه را از گزند همدیگر محفوظ میدارد.
به نظر هابز از بین بردن دولت به هر دلیلی که باشد به هرج و مرج و ناامنی منجر میشود. در نتیجه هابز استدلال میکند که شهروندان به هیچ وجه حق براندازی دولت را ندارند.
در عوض او معتقد بود اگر دولت مستقیم ضرر و زیان کشنده بر شهروندان خود وارد کرد، آن گاه شهروندان حق مقاومت (نه براندازی) دربرابر دولت را دارند.
درواقع، هابز هر نوع دولتی را بهتر از بی دولتی میدانست و امنیت بالاترین ارزش را برایش داشت که میشد آزادی و سایر حقوق را قربانیش کرد.
به عبارت دیگر، خطر انقلاب همیشه در نظر هابزِ محافظه کار همواره بیشتر از یک دولت مستبد ظالم بود.
متفکران و پژوهش گران بسیاری نشان دادهاند پیش فرض او از سرشت درنده خوی انسان با واقعیت سازگار نیست و از این رو استدلالش در نفی حق براندازی صحیح نیست.
دو قرن بعد از هابز، ایمانوئل کانت از مسیری متفاوت علیه حق براندازی فلسفید.
استدلال کانت که در کتاب «متافیزک اخلاق»ش طرح شده بدین صورت قابل بازنویسیست:
برای توجیه براندازی قدرت سیاسی موجود باید یک ارادهی همگانی واحد وجود داشته باشد چرا که در غیر این صورت براندزی معادل تحمیل ارادهی فردی (غیرهمگانی) است.
اما از آنجا که تنها نهاد مشروع برای اختیار دادن و تایید کردن ارادهی عمومی دولت است در نتیجه انقلاب هیچ گاه برحق نیست مگر دولت خودش خودش را ساقط کند.
کانت نگران این است که در انقلاب ارادهی غیرهمگانی بر همگان مسلط شود و قوانینی که ذاتا جهان شمول نیستند(چون مشتق از ارادهی همگانی نیستند) حاکم شود.
ایراد استدلال کانت این است که دولت مستقر میتواند چنان ظالم و مستبد شود که هیچ حق و قانون جهان شمولی قابل اجرا نباشد.
به عبارت دیگر، دولت مستبد هرچند برخواسته از ارادهی همگانیست اما وقتی دیکتاتور است در واقع دیگر مجری قوانین جهان شمول نبوده و فقط در کار اعمال ارادهی خود (غیرهمگانی) بر مردم است. از این رو، طبق معیار کانت دولت خودش را از مشروعیت ساقط کرده است.
در نقطهی مقابل تفکرات هابز و کانت، اندیشهی جان لاک ( فیلسوف انگلیسی قرن ١٧ ) قرار دارد که معتقد بود براندازی حق طبیعی و فسخ ناشدنی مردم است.
برخلاف هابز، لاک معتقد بود سرشت انسان بر ِخرد و رواداری استوار است و تمام انسانها حق «زندگی، سلامتی، آزادی، و تملک» دارند.
اما دولت که حاصل یک قرارداد میان مردم است ضروریست چرا که باید قدرتی باشد که این حقوق را تضمین کند.
درنتیجه، هرگاه هر دولتی (فارغ از ساختار و منشاء) حقوق طبیعی شهروندانش را زایل کند در واقع علیه مردم خود اعلام جنگ کرده و مشروعیتش باطل است.
در این شرایط لاک معتقد بود براندازی حق طبیعی مردم است چه نتیجهی این براندازی بازگشت به وضع طبیعی (بی دولت) باشد و چه نتیجهاش ساختن یک دولت جدید باشد.
لاک باور نداشت خطر ناامنی حاصل از انقلاب بیشتر از خطر آن دولتی باشد که حقوق شهروندانش را زایل میکند.
نظریهی لاک از حقوق فردی شهروندان در برابر دولت دفاع میکند.
پژواک این نظریه را میتوان به وضوح در بیانیه استقلال آمریکا (که بعد از پیروزی انقلاب در سال ۱۷۷۶ منتشر شد) شنید.
در آن بیانیه آمده:
زندگی, آزادی و پیگرفتن خوشبختی حق مسلم مردم است و هرگاه هر نوع حکومتی مانع از تحقق اين حقوق شود، براندازی حاکم و تشکیل حکومت جدیدی که آنها را به خواسته هاشان برساند حق مردم است.
#جانلاک
#توماسهابز
#ایمانوئل_کانت
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
شاید در جوامعی که سالها از برقراری دموکراسی باکیفیت در آنها میگذرد، بحث دربارهی "حق براندازی" چندان ضرورت نداشته باشد..
اما در جوامعی که هنوز زیر چکمهی استبداد اما تحت نام جمهوری و دموکراسی هستند اندیشیدن به فلسفهی انقلاب و براندازی ضروریست.
توجه شود که هدف در این یادداشت صرفا پیش نهادن یک شرح بسیار فشرده از آراء سه اندیشمند سیاسی برجسته دربارهی انقلاب است تا با چند روش پاسخ دادن به پرسش آشنا شویم.
اولین فیلسوف مدرن سیاسی که دربارهی دولت و انقلاب به تفصیل نوشته تامس هابز (قرن ۱۶ و ۱۷ ) است.
هابز معتقد بود دولت مقتدر مرکزی برای حفظ جامعه ضروریست چرا که به گفتهی او «انسان، ِ گرگ انسان است» و در نبود یک قدرت مرکزی انسانها طبعا همدیگر را نابود میکنند.
به عبارتی، در اندیشهی بدبینانهی هابز دولت، افراد جامعه را از گزند همدیگر محفوظ میدارد.
به نظر هابز از بین بردن دولت به هر دلیلی که باشد به هرج و مرج و ناامنی منجر میشود. در نتیجه هابز استدلال میکند که شهروندان به هیچ وجه حق براندازی دولت را ندارند.
در عوض او معتقد بود اگر دولت مستقیم ضرر و زیان کشنده بر شهروندان خود وارد کرد، آن گاه شهروندان حق مقاومت (نه براندازی) دربرابر دولت را دارند.
درواقع، هابز هر نوع دولتی را بهتر از بی دولتی میدانست و امنیت بالاترین ارزش را برایش داشت که میشد آزادی و سایر حقوق را قربانیش کرد.
به عبارت دیگر، خطر انقلاب همیشه در نظر هابزِ محافظه کار همواره بیشتر از یک دولت مستبد ظالم بود.
متفکران و پژوهش گران بسیاری نشان دادهاند پیش فرض او از سرشت درنده خوی انسان با واقعیت سازگار نیست و از این رو استدلالش در نفی حق براندازی صحیح نیست.
دو قرن بعد از هابز، ایمانوئل کانت از مسیری متفاوت علیه حق براندازی فلسفید.
استدلال کانت که در کتاب «متافیزک اخلاق»ش طرح شده بدین صورت قابل بازنویسیست:
برای توجیه براندازی قدرت سیاسی موجود باید یک ارادهی همگانی واحد وجود داشته باشد چرا که در غیر این صورت براندزی معادل تحمیل ارادهی فردی (غیرهمگانی) است.
اما از آنجا که تنها نهاد مشروع برای اختیار دادن و تایید کردن ارادهی عمومی دولت است در نتیجه انقلاب هیچ گاه برحق نیست مگر دولت خودش خودش را ساقط کند.
کانت نگران این است که در انقلاب ارادهی غیرهمگانی بر همگان مسلط شود و قوانینی که ذاتا جهان شمول نیستند(چون مشتق از ارادهی همگانی نیستند) حاکم شود.
ایراد استدلال کانت این است که دولت مستقر میتواند چنان ظالم و مستبد شود که هیچ حق و قانون جهان شمولی قابل اجرا نباشد.
به عبارت دیگر، دولت مستبد هرچند برخواسته از ارادهی همگانیست اما وقتی دیکتاتور است در واقع دیگر مجری قوانین جهان شمول نبوده و فقط در کار اعمال ارادهی خود (غیرهمگانی) بر مردم است. از این رو، طبق معیار کانت دولت خودش را از مشروعیت ساقط کرده است.
در نقطهی مقابل تفکرات هابز و کانت، اندیشهی جان لاک ( فیلسوف انگلیسی قرن ١٧ ) قرار دارد که معتقد بود براندازی حق طبیعی و فسخ ناشدنی مردم است.
برخلاف هابز، لاک معتقد بود سرشت انسان بر ِخرد و رواداری استوار است و تمام انسانها حق «زندگی، سلامتی، آزادی، و تملک» دارند.
اما دولت که حاصل یک قرارداد میان مردم است ضروریست چرا که باید قدرتی باشد که این حقوق را تضمین کند.
درنتیجه، هرگاه هر دولتی (فارغ از ساختار و منشاء) حقوق طبیعی شهروندانش را زایل کند در واقع علیه مردم خود اعلام جنگ کرده و مشروعیتش باطل است.
در این شرایط لاک معتقد بود براندازی حق طبیعی مردم است چه نتیجهی این براندازی بازگشت به وضع طبیعی (بی دولت) باشد و چه نتیجهاش ساختن یک دولت جدید باشد.
لاک باور نداشت خطر ناامنی حاصل از انقلاب بیشتر از خطر آن دولتی باشد که حقوق شهروندانش را زایل میکند.
نظریهی لاک از حقوق فردی شهروندان در برابر دولت دفاع میکند.
پژواک این نظریه را میتوان به وضوح در بیانیه استقلال آمریکا (که بعد از پیروزی انقلاب در سال ۱۷۷۶ منتشر شد) شنید.
در آن بیانیه آمده:
زندگی, آزادی و پیگرفتن خوشبختی حق مسلم مردم است و هرگاه هر نوع حکومتی مانع از تحقق اين حقوق شود، براندازی حاکم و تشکیل حکومت جدیدی که آنها را به خواسته هاشان برساند حق مردم است.
#جانلاک
#توماسهابز
#ایمانوئل_کانت
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
❤3👍1
🌲🌲🌲
جایی که بی عدالتی جایگزینِ قانون شود,
مبارزه تبدیل به وظیفه ی مبرم میگردد.
#برتولت_برشت
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
جایی که بی عدالتی جایگزینِ قانون شود,
مبارزه تبدیل به وظیفه ی مبرم میگردد.
#برتولت_برشت
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍3❤2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خوانش تصنیف بسیار زیابی «من زادگاه کوروشم» توسط یک شیر بانوی ایرانی...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤2👍1🤬1
✅آرامگاه کوروش در روزهای برفی اسفند ۱۴۰۲...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤8🤬1
✅بزرگترین برف و بوران ثبت شده ایران...
🔹بزرگترین برف و بوران کشورمان که در سال ۱۳۵۰ اتفاق افتاد و باعث جان باختن بسیاری از مردم شد ..
برف و بوران ۱۳۵۰ ایران کولاک و بورانی بود که در اواسط بهمن، بخش وسیعی از ایران را به گونهای در برف و یخبندان فرو برد که سرانجام منجر به مرگ بیش از ۴۰۰۰ نفر شد و به خشکسالی سیزده ساله کشور پایان داد...
برخی معتقدند، این رویداد به عنوان سختترین و مصیبتبارترین بوران در تاریخ نوشته شدهٔ بشر بوده است.
همچنین در این مدت برخی از شهرهای کشور به دمای منفی ۳۷ درجه رسید (سرد تر از کمترین دمای قطب شمال) که این حادثه در کتاب گینس نیز ثبت شدهاست.
دورهای از سرمای خیلی شدید و یخبندان گسترده بود که از چهاردهم بهمن سال ۱۳۵۰ آغاز شد.
تلفات جانی یا مرگ ناشی از گرسنگی دیده نشد و در بعضی شهرها تا ۳۶ ساعت بارید و در تمامی مناطق روستایی شمال غرب تا مرکز ایران به ارتفاع ۳ متر و در برخی نقاط جنوبیتر ارتفاع آن به ۸ متر رسید.
دمای فیروزکوه به منفی ۳۶ و خراسان نیز به منفی ۳۷ درجه رسید.
سه شنبه ۱۹ بهمن ماه ۱۳۵۰ وضع کشور به شکل کاملاً بحرانی درآمد و در بسیاری از شهرها وضع فوقالعاده اعلام شد...
در آن روز تعداد زیادی از نواحی جغرافیایی که به عنوان روستا یا دهستان از آنها یاد میشد، بهطور کامل از بین رفتند به طوری که بعضی از محققان میگویند نزدیک به ۲۰۰ روستا بهطور کامل از روی نقشه پاک شدند.
طبق گزارشهایی که در سایتهای خارجی، ایرانی و روزنامههای قدیمی دیده میشود، مصیبت بارترین حوادث اینها بودند..
مدفون شدن ۱۲ روستا در منطقه سمیرم، مرگ بیش از هزار نفر در ارتفاعات گیلان، ۴۰ خانوار در یکی از روستاهای کشور، مدفون شدن یک قطار بزرگ با تمام سرنشینانش...
بنابر گزارشهای روزنامهٔ اطلاعات در همان روزها، شهر اردکان در استان فارس و روستاهای اطراف آن از جمله مناطقی بودند که بیشترین تأثیر را بر اثر بوران متحمل شدند.
همچنین در روستاهای کاکان یاسوج و کمهر سپیدان فارس هیچ فرد زندهای باقی نماند.
در شمال غرب نیز، در نزدیکی مرز ایران و ترکیه، روستای شکلاب بههمراه صد نفری که در آن ساکن بودند در زیر انبوه برف دفن شد..
هشت روز از کولاک شدیدی که در ایران شروع شده بود میگذشت و اغلب جادههای کشور بسته شده بودند.
کامیون دارهایی که در راه مانده بودند و میدیدند مردم گرسنه هستند قید مال شان را زدند و خوراکیهایی که بار زده بودند را با مردم تقسیم کردند.
گاهی اوقات سرما آنقدر در جادهها شدت میگرفت که مردم مجبور میشدند هر چیزی را که دم دست شان است بسوزانند و خودشان را گرم کنند.
در این میان بار کامیونهای زیادی هم سوزانده شد تا مردم از سرما یخ نزنند.
حیوانات وحشی هم که دیگر خوراکی برای تغذیه نداشتند، از پناهگاههای خودشان به شهرها آمدند و به ترس مردم افزودند.
تقریباً از ۲۴ بهمن ماه ۱۳۵۰ دمای هوا کمکم افزایش پیدا کرد و بوران شدید و سهمگین به کار خود در کشور پایان داد اما تبعات آن همچنان ادامه یافت.
پس از آن بیماریهای آنفلوآنزا و سرماخوردگیهای شدید به سراغ مردم آمد و عده ای دیگر نیز به این دلیل جان سپردند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹بزرگترین برف و بوران کشورمان که در سال ۱۳۵۰ اتفاق افتاد و باعث جان باختن بسیاری از مردم شد ..
برف و بوران ۱۳۵۰ ایران کولاک و بورانی بود که در اواسط بهمن، بخش وسیعی از ایران را به گونهای در برف و یخبندان فرو برد که سرانجام منجر به مرگ بیش از ۴۰۰۰ نفر شد و به خشکسالی سیزده ساله کشور پایان داد...
برخی معتقدند، این رویداد به عنوان سختترین و مصیبتبارترین بوران در تاریخ نوشته شدهٔ بشر بوده است.
همچنین در این مدت برخی از شهرهای کشور به دمای منفی ۳۷ درجه رسید (سرد تر از کمترین دمای قطب شمال) که این حادثه در کتاب گینس نیز ثبت شدهاست.
دورهای از سرمای خیلی شدید و یخبندان گسترده بود که از چهاردهم بهمن سال ۱۳۵۰ آغاز شد.
تلفات جانی یا مرگ ناشی از گرسنگی دیده نشد و در بعضی شهرها تا ۳۶ ساعت بارید و در تمامی مناطق روستایی شمال غرب تا مرکز ایران به ارتفاع ۳ متر و در برخی نقاط جنوبیتر ارتفاع آن به ۸ متر رسید.
دمای فیروزکوه به منفی ۳۶ و خراسان نیز به منفی ۳۷ درجه رسید.
سه شنبه ۱۹ بهمن ماه ۱۳۵۰ وضع کشور به شکل کاملاً بحرانی درآمد و در بسیاری از شهرها وضع فوقالعاده اعلام شد...
در آن روز تعداد زیادی از نواحی جغرافیایی که به عنوان روستا یا دهستان از آنها یاد میشد، بهطور کامل از بین رفتند به طوری که بعضی از محققان میگویند نزدیک به ۲۰۰ روستا بهطور کامل از روی نقشه پاک شدند.
طبق گزارشهایی که در سایتهای خارجی، ایرانی و روزنامههای قدیمی دیده میشود، مصیبت بارترین حوادث اینها بودند..
مدفون شدن ۱۲ روستا در منطقه سمیرم، مرگ بیش از هزار نفر در ارتفاعات گیلان، ۴۰ خانوار در یکی از روستاهای کشور، مدفون شدن یک قطار بزرگ با تمام سرنشینانش...
بنابر گزارشهای روزنامهٔ اطلاعات در همان روزها، شهر اردکان در استان فارس و روستاهای اطراف آن از جمله مناطقی بودند که بیشترین تأثیر را بر اثر بوران متحمل شدند.
همچنین در روستاهای کاکان یاسوج و کمهر سپیدان فارس هیچ فرد زندهای باقی نماند.
در شمال غرب نیز، در نزدیکی مرز ایران و ترکیه، روستای شکلاب بههمراه صد نفری که در آن ساکن بودند در زیر انبوه برف دفن شد..
هشت روز از کولاک شدیدی که در ایران شروع شده بود میگذشت و اغلب جادههای کشور بسته شده بودند.
کامیون دارهایی که در راه مانده بودند و میدیدند مردم گرسنه هستند قید مال شان را زدند و خوراکیهایی که بار زده بودند را با مردم تقسیم کردند.
گاهی اوقات سرما آنقدر در جادهها شدت میگرفت که مردم مجبور میشدند هر چیزی را که دم دست شان است بسوزانند و خودشان را گرم کنند.
در این میان بار کامیونهای زیادی هم سوزانده شد تا مردم از سرما یخ نزنند.
حیوانات وحشی هم که دیگر خوراکی برای تغذیه نداشتند، از پناهگاههای خودشان به شهرها آمدند و به ترس مردم افزودند.
تقریباً از ۲۴ بهمن ماه ۱۳۵۰ دمای هوا کمکم افزایش پیدا کرد و بوران شدید و سهمگین به کار خود در کشور پایان داد اما تبعات آن همچنان ادامه یافت.
پس از آن بیماریهای آنفلوآنزا و سرماخوردگیهای شدید به سراغ مردم آمد و عده ای دیگر نیز به این دلیل جان سپردند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍2🔥2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅ بزرگترین بوران برف دنیا با بیشترین کشته که تو گینس هم ثبت شده مال ایرانه؟!
زمستان سال۱۳۵۰ خورشیدی...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
زمستان سال۱۳۵۰ خورشیدی...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤1😢1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌲🌲🌲
زيباترين صبح دنيا در چشم آدمهايى
طلوع میكند كه دست اميد را میگيرند
و پا به پاى تلاش و عشق و مهربانى،
هدفهايشان را دنبال میكنند...
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
زيباترين صبح دنيا در چشم آدمهايى
طلوع میكند كه دست اميد را میگيرند
و پا به پاى تلاش و عشق و مهربانى،
هدفهايشان را دنبال میكنند...
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤2
Forwarded from اخبار منتخب
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وضعیت این روزهای مردم منطقه دشتیاری بلوچستان که گرفتار سیل هستند اما صدایی برای دیده شدن ندارند.
✍عبید ملکرئیسی
@Akhbar_montakhab
✍عبید ملکرئیسی
@Akhbar_montakhab
😢8
✅از ائتلاف مصدق و مکی و الهیار صالح تا ائتلاف رائفي و رسايي و آقا طهراني!
اين پوستر تبليغات جمعي از نامزدهاي انتخابات مجلس شانزدهم شوراي ملي است كه با شعار « نفت بايد ملي شود» وارد مجلس شدند و قانون ملي شدن نفت را به تصويب رساندند.
نوشته هاي روي اين پوستر بويژه تركيبي از باورهاي ملي و مذهبي بويژه تبريك نوروز، از نكات جالب آن است، از همه جالب تر،اسامي نامزدهاي اين ائتلاف كوچك است كه با ورود به مجلس، كل فضاي مجلس و ايضا فضاي عمومي كشور را تغيير دادند.
از اين ائتلاف، دكتر مصدق به نخست وزيري رسيد، مظفر بقايي به مسير ديگري رفت اما ديگر نمايندگان نظير مكي، حائريزاده، آزاد، نريمان، شايگان و الهيار صالح نقش هاي تاريخي بازي كردند و در جريان ملي كردن صنعت نفت، با استعمار خارجي و استبداد داخلي در افتادند
بعد از آنها، پارلمان ايران، هيچ گاه چنين نمايندگاني به خود نديد. فقط كافي است تركيب اين ائتلاف ونوع ادبيات و مطالبات آنهارا با ائتلاف انتخاباتي رسايي و رائفي و آقا طهراني مقايسه كنيد تا متوجه بشويد چه ...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
اين پوستر تبليغات جمعي از نامزدهاي انتخابات مجلس شانزدهم شوراي ملي است كه با شعار « نفت بايد ملي شود» وارد مجلس شدند و قانون ملي شدن نفت را به تصويب رساندند.
نوشته هاي روي اين پوستر بويژه تركيبي از باورهاي ملي و مذهبي بويژه تبريك نوروز، از نكات جالب آن است، از همه جالب تر،اسامي نامزدهاي اين ائتلاف كوچك است كه با ورود به مجلس، كل فضاي مجلس و ايضا فضاي عمومي كشور را تغيير دادند.
از اين ائتلاف، دكتر مصدق به نخست وزيري رسيد، مظفر بقايي به مسير ديگري رفت اما ديگر نمايندگان نظير مكي، حائريزاده، آزاد، نريمان، شايگان و الهيار صالح نقش هاي تاريخي بازي كردند و در جريان ملي كردن صنعت نفت، با استعمار خارجي و استبداد داخلي در افتادند
بعد از آنها، پارلمان ايران، هيچ گاه چنين نمايندگاني به خود نديد. فقط كافي است تركيب اين ائتلاف ونوع ادبيات و مطالبات آنهارا با ائتلاف انتخاباتي رسايي و رائفي و آقا طهراني مقايسه كنيد تا متوجه بشويد چه ...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔥4👍1😢1
🌲🌲🌲
برای ملتی که سردشان است،
باریدن برف اصلا اتفاق رُمانتیکی نیست...
#ایلهان_برک
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
برای ملتی که سردشان است،
باریدن برف اصلا اتفاق رُمانتیکی نیست...
#ایلهان_برک
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤2👍1
✅آرش کمانگیر تاریخ معاصر ایران....
🔹امروز سالگرد شهادت برترین تک تیرانداز تاریخ جهان است...
🔺قهرمان شهید عبدالرسول زرین که بین بعثیها به صیاد خمینی معروف بود و شهید خرازی او را گردان تکنفره مینامید. این شهید با ۷۰۰ شلیکِ موفق [برخی منابع تعداد ۳۰۰۰ نفر را اعلام میکنند] برترین تک تیرانداز تاریخ شناخته میشود که در عملیات خیبر به شهادت رسید.
#عبدالرسول_زرین
#آرش_کمانگیر
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹امروز سالگرد شهادت برترین تک تیرانداز تاریخ جهان است...
🔺قهرمان شهید عبدالرسول زرین که بین بعثیها به صیاد خمینی معروف بود و شهید خرازی او را گردان تکنفره مینامید. این شهید با ۷۰۰ شلیکِ موفق [برخی منابع تعداد ۳۰۰۰ نفر را اعلام میکنند] برترین تک تیرانداز تاریخ شناخته میشود که در عملیات خیبر به شهادت رسید.
#عبدالرسول_زرین
#آرش_کمانگیر
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤3👍1🔥1👏1🕊1
✅اتمام انتخابات و "ایران"ی که ماند!
✍ رحیم قمیشی؛
با اندکی تغییر...
پرونده انتخابات با همه فراز و نشیبهایش بسته شد.
اطلاعیههای وزارت کشور میگوید حماسهای شورانگیز خلق شد و
بسیاری دیگر هم معتقدند انتخابات از این بیرمقتر نمیشد!
برخی سیاسیون مهم سابق، به قول خود وفادار ماندند و رای ندادند، برخی هم با وجود رد صلاحیت رفتند و رأی دادند!
برخی که توصیه به روزنهگشایی کرده بودند در عمل رأی ندادند، برخی هم رفتند و رأی سفید یا باطله دادند.
برخی بهخاطر ساختن ایران رأی دادند و برخی بهخاطر آینده ایران رأی ندادند.
قبل از اینکه آمار رسمی از مشارکت پخش شود صادقانه از مشاهداتم در تهران بگویم؛ انتخاباتی به خلوتی ۱۱ اسفند در عمرم ندیده بودم.
روز جمعه مجبور بودم در تهران بسیار تردد کنم و با چشم خود حوزههای بدون مراجع و یا با مراجعه بسیار کم را دیدم.
در جمع دوستانم که غالبا از بچههای جنگ بودند، شاید بیشتر از ۷۰ درصد هیچ علاقهای به شرکت نداشتند و بسیار هم محکم بر نظرشان بودند؛ که این انتخابات نیست، و با این میزان دزدی و ناکارآمدی، دیگر در انتخابات هرگز مشارکت نخواهند کرد.
به نظر من اکثر مردم ایران نشان دادند از وضع موجود هیچ رضایتی ندارند. حتی همانها که رأی دادند.
اکثر مردم ایران نشان دادند به دمکراسی واقعی علاقه دارند و آن را حلالمسایل کشور میدانند.
اکثر مردم ایران نشان دادند فرهنگ بالایی دارند و با هیاهو تصمیم نمیگیرند!
مبادا از فردا رأی دادن و یا ندادن مبنای اختلاف و دودستگی شود.
بپذیریم رأی دادن یک حق است و رأی ندادن هم یک حق.
بپذیریم بسیاری از آنها که رأی دادند دلسوز ایرانند و بسیاری که رأی ندادند نگران ایران.
بپذیریم بسیاری از مومنان رأی دادند و بسیاری از مومنان رأی ندادند. هیچ رابطهای بین مسلمان بودن و رأی دادن و ندادن وجود نداشت.
بسیاری نشان دادند حاکمیت در ایران جز ضرر برای دین نداشته.
مردم روستاها و شهرهای کوچک همانقدر تحلیل داشتند که مردم شهرهای بزرگ.
اقوام ایران همانقدر آگاه بودند که مرکز نشینان و این ویژگی مهم ما ایرانیهاست، که نباید دست کم گرفته شود.
نتایج انتخابات روزهای آینده تحلیل خواهد شد، اما هیچ تحلیلی نباید ما را از این نکته مهم غافل کند؛
ما مردم ایران مستعدترین مردم منطقه برای زندگی با دمکراسی هستیم.
ما ظرفیتهای اتخاذ تصمیمات مهم و برخورداری از آزادی را بخوبی داریم.
ما مردم ایران صلحجوترین مردمان منطقه هستیم.
فرهنگ مردم ما آنقدر رشد کرده که از آینده و هر تغییر مهمی نترسیم.
وقتی بشریت راه زندگی مسالمتجویانه و آگاهی از خواست عمومی را با استفاده از صندوق رأی آموخته، هیچ حاکمی حق ندارد آن را به صلاحدید خود محدود کند.
این مردم شایستگی دارند از آنها خواسته شود برای آینده خودشان تصمیم بگیرند؛
آیا با حاکمیت دینی موافقند؟
آیا ۴۵ سال حاکمیت جمهوری اسلامی اهدافشان را محقق کرده؟
آیا آنچه سال ۵۷ خواستند همین بوده؟
آیا جوانها و نسل جدید محکوم به پیروی از انتخاب نسل قدیمند؟
و اگر مردم گفتند نه، به احترام آنها گذار محترمانه را تدارک دید.
و اگر گفتند رضایت دارند، حتما اقلیتِ ناراضی خواهند پذیرفت.
انتخابِ مردم اگر معیار است
تقاضای رفراندوم نیز حق همین مردم است
و مردم از پیگیری آن هرگز دست نخواهند کشید!
سال ۱۴۰۳ میتواند سال گردن نهادن حاکمیت به خواست ها و مطالبات واقعی مردم باشد...
✍ رحیم قمیشی؛
با اندکی تغییر...
پرونده انتخابات با همه فراز و نشیبهایش بسته شد.
اطلاعیههای وزارت کشور میگوید حماسهای شورانگیز خلق شد و
بسیاری دیگر هم معتقدند انتخابات از این بیرمقتر نمیشد!
برخی سیاسیون مهم سابق، به قول خود وفادار ماندند و رای ندادند، برخی هم با وجود رد صلاحیت رفتند و رأی دادند!
برخی که توصیه به روزنهگشایی کرده بودند در عمل رأی ندادند، برخی هم رفتند و رأی سفید یا باطله دادند.
برخی بهخاطر ساختن ایران رأی دادند و برخی بهخاطر آینده ایران رأی ندادند.
قبل از اینکه آمار رسمی از مشارکت پخش شود صادقانه از مشاهداتم در تهران بگویم؛ انتخاباتی به خلوتی ۱۱ اسفند در عمرم ندیده بودم.
روز جمعه مجبور بودم در تهران بسیار تردد کنم و با چشم خود حوزههای بدون مراجع و یا با مراجعه بسیار کم را دیدم.
در جمع دوستانم که غالبا از بچههای جنگ بودند، شاید بیشتر از ۷۰ درصد هیچ علاقهای به شرکت نداشتند و بسیار هم محکم بر نظرشان بودند؛ که این انتخابات نیست، و با این میزان دزدی و ناکارآمدی، دیگر در انتخابات هرگز مشارکت نخواهند کرد.
به نظر من اکثر مردم ایران نشان دادند از وضع موجود هیچ رضایتی ندارند. حتی همانها که رأی دادند.
اکثر مردم ایران نشان دادند به دمکراسی واقعی علاقه دارند و آن را حلالمسایل کشور میدانند.
اکثر مردم ایران نشان دادند فرهنگ بالایی دارند و با هیاهو تصمیم نمیگیرند!
مبادا از فردا رأی دادن و یا ندادن مبنای اختلاف و دودستگی شود.
بپذیریم رأی دادن یک حق است و رأی ندادن هم یک حق.
بپذیریم بسیاری از آنها که رأی دادند دلسوز ایرانند و بسیاری که رأی ندادند نگران ایران.
بپذیریم بسیاری از مومنان رأی دادند و بسیاری از مومنان رأی ندادند. هیچ رابطهای بین مسلمان بودن و رأی دادن و ندادن وجود نداشت.
بسیاری نشان دادند حاکمیت در ایران جز ضرر برای دین نداشته.
مردم روستاها و شهرهای کوچک همانقدر تحلیل داشتند که مردم شهرهای بزرگ.
اقوام ایران همانقدر آگاه بودند که مرکز نشینان و این ویژگی مهم ما ایرانیهاست، که نباید دست کم گرفته شود.
نتایج انتخابات روزهای آینده تحلیل خواهد شد، اما هیچ تحلیلی نباید ما را از این نکته مهم غافل کند؛
ما مردم ایران مستعدترین مردم منطقه برای زندگی با دمکراسی هستیم.
ما ظرفیتهای اتخاذ تصمیمات مهم و برخورداری از آزادی را بخوبی داریم.
ما مردم ایران صلحجوترین مردمان منطقه هستیم.
فرهنگ مردم ما آنقدر رشد کرده که از آینده و هر تغییر مهمی نترسیم.
وقتی بشریت راه زندگی مسالمتجویانه و آگاهی از خواست عمومی را با استفاده از صندوق رأی آموخته، هیچ حاکمی حق ندارد آن را به صلاحدید خود محدود کند.
این مردم شایستگی دارند از آنها خواسته شود برای آینده خودشان تصمیم بگیرند؛
آیا با حاکمیت دینی موافقند؟
آیا ۴۵ سال حاکمیت جمهوری اسلامی اهدافشان را محقق کرده؟
آیا آنچه سال ۵۷ خواستند همین بوده؟
آیا جوانها و نسل جدید محکوم به پیروی از انتخاب نسل قدیمند؟
و اگر مردم گفتند نه، به احترام آنها گذار محترمانه را تدارک دید.
و اگر گفتند رضایت دارند، حتما اقلیتِ ناراضی خواهند پذیرفت.
انتخابِ مردم اگر معیار است
تقاضای رفراندوم نیز حق همین مردم است
و مردم از پیگیری آن هرگز دست نخواهند کشید!
سال ۱۴۰۳ میتواند سال گردن نهادن حاکمیت به خواست ها و مطالبات واقعی مردم باشد...
👍7