This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅ تصاویری از سواحل زیبای چابهار
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅ نژادپرستی یا نژاد ستیزی ؟ تفاوت ها و چگونگی اینها در باورهای زرتشتی.
واژه " پَرَست " به معنی پرستاری و نگهبانی است. در این صورت ما به راستی پاسدار و نگاهبان نژاد و دودمان و کشور و فرهنگ خود هستیم و کوشش ما در راستای نگهداری اینهاست. افزون بر آن، زرتشتیان خویشکاری (وظیفه) دارند تا بنا بر هنجار هستی و آیین راستی، در نگهداری بسیار چیزهای دیگر نیز بکوشند؛ زرتشتیان بنابر آیین پاک مزدیسنا بایستی پرستار و نگهدار تمام آفریدگان نیک مینوی و مادی باشند.
و اما چنانچه واژه " پَرَست " را به معانی نادرست آن یعنی خودبرتربینی و تحقیر دیگران و برتری طلبی و تمامیت خواهی بدانیم ، این با آیین زرتشتی در تضاد است. معانی نادرست یاد شده ، در اصل مربوط به واژه ی" نژاد ستیزی " هستند که در این حالت به وجود میآیند... در این حالت فردی یا گروهی با برتر دانستن خود یا گروهشان، به دنبال یافتن جایگاه بالاتری نسبت به دیگر افراد و گروه ها هستند و دیگران را جز خودشان کوچک میشمارند.
در ادامه دیدگاه آیین زرتشتی را در این باره بررسی میکنیم..
اشو زرتشت در گاهان اوستا به همه کسانی که به دین زرتشتی روی آورند نوید بهترین چیزها را داده است و اعلام میدارد که یار و یاور همه آنهاست.
🔸 آن کس که به دین من بپیوندد، من خود او را بهترین یاورم و در پرتو منش نیک، بهترین چیزها را بدو نوید میدهم...[1]
بنابراین هرکس در این جهان هستی مطابق با وجدان و اندیشه زرتشت زندگی کند، چه خود را زرتشتی بداند و چه نداند، زرتشت نوید بهترین ها را به او داده. در اینجا هیچ نشانی از قوم و نژاد و گروهی خاص دیده نمیشود و روی سخن با همه انسانهاست.
اشو زرتشت بار دیگر میفرماید که هرکس همسو با خرد خداوند اهورامزدا و پیام زرتشت باشد از پاداش راستی و خویشتن داری برخوردار میشود به آرامش درون دست مییابد. اشو زرتشت یاور مادی و مینوی آنها خواهد بود.
🔸ای مزدا اهورا ! هرکس (چه مرد و چه زن) آنچه را که تو در زندگی بهترین کار شناخته ای بورزد، در پرتو منش نیک از پاداش اَشا و شهریاری مینوی برخوردار خواهد شد. من چنین کسانی را به نیایش تو رهنمون خواهم شد و همه آنان را از گذرگاه داوری خواهم گذراند.[2]
اشو زرتشت همه مردان و زنان را به ستایش و نیایش مزدا اهورا یعنی دانایی و آگاهی بیکران در هستی فرا میخواند و اعلام میدارد که خواستاران را از همه گذرگاه های داوری در جهان مادی و مینو خواهد گذراند.
و اما رویکرد آیین زرتشتی درمورد دیگر مردمان غیر زرتشتی و غیر ایرانی چیست؟ آیا لازمه همسویی با پیام زرتشت اینست که حتما شخصی یا گروهی نام زرتشتی بر خود بگذارند؟
در دین زرتشتی ملاک سنجش افراد، همسویی آنها با اَشا (هنجار راستین هستی) و دروج (ضد هنجار هستی) است. افراد با نام [ اَشَوَن و دُروَند ] شناخته میشوند؛
اَشونان به آن دسته کسانی گفته میشود که اندیشه و گفتار و کردارشان همسو با راستی و درستی باشد. این افراد رستگار خواهند شد.
و دُروَند کسی است که اندیشه و گفتار و کردارش با دروج پیوسته است. اینها در تباهی و افسوس زندگی خواهند کرد.
در دین زرتشت، بر خلاف دیگر مذاهب و ادیان واژه هایی نظیر کافر و مومن وجود ندارد و هرکی آزاد است تا آیین خود را در پرتو منش نیک و آگاهی برگزیند. بنابر این هرکسی میتواند جز اَشَونان باشد و همچنین دروندان.
یکی از دوستان و یاران اَشو زرتشت اسپنتمان "فریان تورانی" بود که با خانواده اش از قوم تورانیان به آیین زرتشت روی آورده بودند. اشو زرتشت در گاهان اوستا به آنها اشاره میکند و آنها را از رستگاران میداند.
🔸 هنگامی که اَشا به نوادگان و خویشان نامورِ فریان تورانی روی آورد، جهان با تُخشایی آرمئیتی پیشرفت خواهد کرد. پس آنگاه منش نیک آنان را به هم خواهد پیوست و سرانجام مزدا اهورا به ایشان رامش و رستگاری خواهد بخشید. [3]
هچنین در فروردین یشت اوستا به روان تمام اَشَوَن مردان و اَشَوَن زنان سرتاسر جهان درود فرستاده است.
🔸 فروهر های اَشون مردان همه سرزمین ها را میستاییم. فروهر های اَشون زنان همه سرزمین ها را میستاییم. همه فروهر های نیکِ توانایِ پاکِ اَشَونان، از کیومرث تا سوشیانت پیروزمند را میستاییم.[4]
اوستا در اینجا از دو استوره بهره میگیرد (کیومرث: نخستین انسان، سوشیانت : منجی تخیلی) که هر دو زمانی نامشخص و نامحدود دارند و این ادبیات نشان دهنده جهان شمولی و همگانی بودن پیام و اندیشه اَشو زرتشت در همه جا و همه زمانها است.
💎 پیروز و پاینده باشید.
✍ پارسا
پ.ن :
[1] اوستا - گاهان، هات ۴۶ : ۱۸
[2] اوستا - گاهان، هات ۴۶ : ۱۰
[3] اوستا - گاهان، هات ۴۶ : ۱۲
[4] اوستا - یشتها، فروردین یشت : ۱۴۵
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
واژه " پَرَست " به معنی پرستاری و نگهبانی است. در این صورت ما به راستی پاسدار و نگاهبان نژاد و دودمان و کشور و فرهنگ خود هستیم و کوشش ما در راستای نگهداری اینهاست. افزون بر آن، زرتشتیان خویشکاری (وظیفه) دارند تا بنا بر هنجار هستی و آیین راستی، در نگهداری بسیار چیزهای دیگر نیز بکوشند؛ زرتشتیان بنابر آیین پاک مزدیسنا بایستی پرستار و نگهدار تمام آفریدگان نیک مینوی و مادی باشند.
و اما چنانچه واژه " پَرَست " را به معانی نادرست آن یعنی خودبرتربینی و تحقیر دیگران و برتری طلبی و تمامیت خواهی بدانیم ، این با آیین زرتشتی در تضاد است. معانی نادرست یاد شده ، در اصل مربوط به واژه ی" نژاد ستیزی " هستند که در این حالت به وجود میآیند... در این حالت فردی یا گروهی با برتر دانستن خود یا گروهشان، به دنبال یافتن جایگاه بالاتری نسبت به دیگر افراد و گروه ها هستند و دیگران را جز خودشان کوچک میشمارند.
در ادامه دیدگاه آیین زرتشتی را در این باره بررسی میکنیم..
اشو زرتشت در گاهان اوستا به همه کسانی که به دین زرتشتی روی آورند نوید بهترین چیزها را داده است و اعلام میدارد که یار و یاور همه آنهاست.
🔸 آن کس که به دین من بپیوندد، من خود او را بهترین یاورم و در پرتو منش نیک، بهترین چیزها را بدو نوید میدهم...[1]
بنابراین هرکس در این جهان هستی مطابق با وجدان و اندیشه زرتشت زندگی کند، چه خود را زرتشتی بداند و چه نداند، زرتشت نوید بهترین ها را به او داده. در اینجا هیچ نشانی از قوم و نژاد و گروهی خاص دیده نمیشود و روی سخن با همه انسانهاست.
اشو زرتشت بار دیگر میفرماید که هرکس همسو با خرد خداوند اهورامزدا و پیام زرتشت باشد از پاداش راستی و خویشتن داری برخوردار میشود به آرامش درون دست مییابد. اشو زرتشت یاور مادی و مینوی آنها خواهد بود.
🔸ای مزدا اهورا ! هرکس (چه مرد و چه زن) آنچه را که تو در زندگی بهترین کار شناخته ای بورزد، در پرتو منش نیک از پاداش اَشا و شهریاری مینوی برخوردار خواهد شد. من چنین کسانی را به نیایش تو رهنمون خواهم شد و همه آنان را از گذرگاه داوری خواهم گذراند.[2]
اشو زرتشت همه مردان و زنان را به ستایش و نیایش مزدا اهورا یعنی دانایی و آگاهی بیکران در هستی فرا میخواند و اعلام میدارد که خواستاران را از همه گذرگاه های داوری در جهان مادی و مینو خواهد گذراند.
و اما رویکرد آیین زرتشتی درمورد دیگر مردمان غیر زرتشتی و غیر ایرانی چیست؟ آیا لازمه همسویی با پیام زرتشت اینست که حتما شخصی یا گروهی نام زرتشتی بر خود بگذارند؟
در دین زرتشتی ملاک سنجش افراد، همسویی آنها با اَشا (هنجار راستین هستی) و دروج (ضد هنجار هستی) است. افراد با نام [ اَشَوَن و دُروَند ] شناخته میشوند؛
اَشونان به آن دسته کسانی گفته میشود که اندیشه و گفتار و کردارشان همسو با راستی و درستی باشد. این افراد رستگار خواهند شد.
و دُروَند کسی است که اندیشه و گفتار و کردارش با دروج پیوسته است. اینها در تباهی و افسوس زندگی خواهند کرد.
در دین زرتشت، بر خلاف دیگر مذاهب و ادیان واژه هایی نظیر کافر و مومن وجود ندارد و هرکی آزاد است تا آیین خود را در پرتو منش نیک و آگاهی برگزیند. بنابر این هرکسی میتواند جز اَشَونان باشد و همچنین دروندان.
یکی از دوستان و یاران اَشو زرتشت اسپنتمان "فریان تورانی" بود که با خانواده اش از قوم تورانیان به آیین زرتشت روی آورده بودند. اشو زرتشت در گاهان اوستا به آنها اشاره میکند و آنها را از رستگاران میداند.
🔸 هنگامی که اَشا به نوادگان و خویشان نامورِ فریان تورانی روی آورد، جهان با تُخشایی آرمئیتی پیشرفت خواهد کرد. پس آنگاه منش نیک آنان را به هم خواهد پیوست و سرانجام مزدا اهورا به ایشان رامش و رستگاری خواهد بخشید. [3]
هچنین در فروردین یشت اوستا به روان تمام اَشَوَن مردان و اَشَوَن زنان سرتاسر جهان درود فرستاده است.
🔸 فروهر های اَشون مردان همه سرزمین ها را میستاییم. فروهر های اَشون زنان همه سرزمین ها را میستاییم. همه فروهر های نیکِ توانایِ پاکِ اَشَونان، از کیومرث تا سوشیانت پیروزمند را میستاییم.[4]
اوستا در اینجا از دو استوره بهره میگیرد (کیومرث: نخستین انسان، سوشیانت : منجی تخیلی) که هر دو زمانی نامشخص و نامحدود دارند و این ادبیات نشان دهنده جهان شمولی و همگانی بودن پیام و اندیشه اَشو زرتشت در همه جا و همه زمانها است.
💎 پیروز و پاینده باشید.
✍ پارسا
پ.ن :
[1] اوستا - گاهان، هات ۴۶ : ۱۸
[2] اوستا - گاهان، هات ۴۶ : ۱۰
[3] اوستا - گاهان، هات ۴۶ : ۱۲
[4] اوستا - یشتها، فروردین یشت : ۱۴۵
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👏2🔥1
🌲🌲🌲
چه کسی گفته زمان طلاست؟
من مزه مزه اش کردم.
زمان عین الکل است...ثانیه ثانیه میسوزاند و میرود در عمق وجودت...
مستِ مست که شدی ، چشم هایت را باز میکنی و میبینی عمرت گذشته؛
و تو ماندی و خماری از دست رفتن یک عمر!
#فروغ_فرخزاد
#پگاه_اندیشه
یاد و نامش پرفروغ
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
چه کسی گفته زمان طلاست؟
من مزه مزه اش کردم.
زمان عین الکل است...ثانیه ثانیه میسوزاند و میرود در عمق وجودت...
مستِ مست که شدی ، چشم هایت را باز میکنی و میبینی عمرت گذشته؛
و تو ماندی و خماری از دست رفتن یک عمر!
#فروغ_فرخزاد
#پگاه_اندیشه
یاد و نامش پرفروغ
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤6
✅کشف نخستین رژ لب جهان در جیرفت...
🔹کشف «نخستین رژ لب جهان» متعلق به ۳۶۰۰ سال پیش در جنوب ایران
🔺 باستانشناسان در میان آثار تاریخی به دست آمده در منطقه جیرفت در استان کرمان ایران، یک ویال کوچک کشف کردهاند که میگویند حاوی یک محصول آرایشی قرمز تیره به رنگ لب است. تجزیه و تحلیل شیمیایی ماده بجا مانده در داخل این ویال از جنس کانی کلینوکلر، نشان میدهد که احتمالا ایرانیان در عصر برنز نخستین اختراعکنندگان رژ لب بودهاند.
🔺محققان با بهرهگیری از روشهای تابش پرتو ایکس و طیفسنجی جرمی ماده به این نتیجه رسیدند که بقایای مانده در ظرف از کانیهایی همچون هماتیت، منگنیت، برونیت، گالن و آنگلزیت همراه با مومهای گیاهی و سایر مواد آلی تشکیل شده است. به گفته آنان، این مخلوط شباهت زیادی به دستورالعملهای تهیه رژهای لب در زمان معاصر دارد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹کشف «نخستین رژ لب جهان» متعلق به ۳۶۰۰ سال پیش در جنوب ایران
🔺 باستانشناسان در میان آثار تاریخی به دست آمده در منطقه جیرفت در استان کرمان ایران، یک ویال کوچک کشف کردهاند که میگویند حاوی یک محصول آرایشی قرمز تیره به رنگ لب است. تجزیه و تحلیل شیمیایی ماده بجا مانده در داخل این ویال از جنس کانی کلینوکلر، نشان میدهد که احتمالا ایرانیان در عصر برنز نخستین اختراعکنندگان رژ لب بودهاند.
🔺محققان با بهرهگیری از روشهای تابش پرتو ایکس و طیفسنجی جرمی ماده به این نتیجه رسیدند که بقایای مانده در ظرف از کانیهایی همچون هماتیت، منگنیت، برونیت، گالن و آنگلزیت همراه با مومهای گیاهی و سایر مواد آلی تشکیل شده است. به گفته آنان، این مخلوط شباهت زیادی به دستورالعملهای تهیه رژهای لب در زمان معاصر دارد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍1👎1
.
✅ شاه چگونه در مسیر سقوط قرار گرفت؟
✍️خداداد فرمانفرمائیان (رییس بانک مرکزی پهلوی)
🔹من شاه را از همان ابتدای حکومتش و تا یک هفته قبل از رفتنش در سال ۱۳۵۷ میشناختم. این مرد در طول ۲۰ سال به شدت تغییر کرد. در آغاز، بسیار دموکراتیک بود. به سادگی در دسترس بود. مسائل را خوب میفهمید و درک میکرد. از انتقاد گریزی نداشت. او واقعاً اجازه میداد تا بحثهای مرتبط با مسائل مردم به صورت شفاف با او در میان گذاشته شود. ما از آزادی زیادی در مخالفت با او و طرحهایش برخوردار بودیم. اما در سالهای آخر و قبل از سقوط حکومتش، دیگر امکان هیچ مخالفتی با او وجود نداشت. در آن ماههای پایانی، این مرد، حتی حوصله گوشدادن و شنیدن جزئیات را نداشت.
🔹در خلوت به صحبتهای نخستوزیر گوش میکرد اما تاثیری بر او نداشت. شاه مرد بسیار پیچیدهای بود. آدم خیلی سادهای نبود که بخواهد با چاپلوسی، فریب بخورد. او بین تعصبات مذهبی و دینی و به معنای واقعی کلمه در ایمان به مذهب سرگردان بود. خیلی کلی به دین و خدا اعتقاد داشت. ملحد نبود ولی به مراسم مذهبی هم اهمیت چندانی نمیداد، یعنی مردی نبود که هر روز نماز بخواند یا روزه بگیرد. او مشروب میخورد و نوشیدنی مورد علاقهاش ویسکی بود. به سرنوشت اعتقاد داشت و میگفت، «هرکس تقدیری دارد، هرکسی سرنوشتی دارد». به نظر من او فردی آموزشدیده و روشنفکر هم نبود. قدرت تحلیلی خیلی بالایی نداشت.
🔹اهل کتاب خواندن نبود اما دقت بالایی در خواندن گزارشهای مکتوبِ وزرایش داشت. من گزارشهایی را در سازمان طرح داشتم که او با دستورات دقیق و جزئیات کامل علامت زده بود، حتی اگر در مورد شرکت نفت یا ارتش بودند. او همه گزارشها را میخواند، مستقیم دستورش را میداد و اگر نکتهای را رد میکرد زیر آن خط کشیده و برایش دلیل میآورد. حتی بارها گزارشهای شرکت نفت را جلوی من میگذاشتند و میگفتند، «ببین! این و این و این را رد کرده است». این رویهها ادامه داشت و خوب پیش میرفت تا اینکه «مگالومانیا» به سراغش آمد.
🔹 توهم خودبزرگبینی و اختلالات شخصیتی خیلی چیزها را خراب کرد و همه ما مقصر بودیم. همه کسانی که در اطراف او بودند به پیشرفت این بیماری هولناک کمک کردند؛ از نخستوزیر و وزرا گرفته تا همسرش. همه میخواستند او را خوشحال کنند، بنابراین چیزهایی میگفتند که او دوست داشت بدون توجه به صحتشان بشنود. حتی سازمان اطلاعات هم در برابر او دیگر یک سرویس اطلاعاتی بزرگ نبود که خودش هم در اواخر سلطنتش این را به من گفت.
🔹 در طول سالهای آخر حکومتش، شروع به تحقیر ژنرالها و وزرای خود کرده بود. آنقدر از مردم ناامید شده بود که باورکردنی نبود. برای همین او را در سالهای قبل از انقلاب میشد به عنوان یک مرد پارانویا، یک فرد مبتلا به اسکیزوفرنی دید؛ هرچند از نظر جسمی هم وضعیت خوبی نداشت. من سه ماه قبل از رفتنش، وقتی خواستند او را ببینم، فهمیدم که سرطان دارد. با من تماس گرفتند و گفتند او خیلی تنهاست، بیا با او صحبت کن.
🔹آن زمان من هنوز رئیس بانک بودم. به دیدنش رفتم. او را که دیدم، انگار نشناختمش. مردی را دیدم که بیمار و کاملاً ناامید، سرگردان و بلاتکلیف بود. از او پرسیدم، «چه بر سر قدرتِ دولت آمده، چه بر سر دستگاههای اطلاعاتی آمده، چرا دیگر خبری از آن رجزخوانیها نیست؟». ناگهان برگشت و با صدایی تیز که قبلاً هرگز آن را نشنیده بودم، فریاد زد، «آنها هرگز چیزی نمیدانستند». در مورد اطلاعات ارتش از او پرسیدم. با همان صدا گفت، «آن هم هرگز وجود نداشته است». با سرعتی غیرعادی در اتاق قدم میزد و هرازگاهی با پایش محکم به دیوار میکوبید. مثل یک شیرِ درقفسمانده انگار میدانست که آخرش است و دیگر نمیتوان کاری کرد. او بهطور کلی کنترل خود را از دست داده بود. وضعیت غمانگیزی بود. از مردی که همیشه از تبدیل شدنِ ایران به پنجمین قدرت نظامی و صنعتی جهان حرف میزد، چیزی نمانده بود. از مردی که درباره چگونگی دستیابی به تمدنی بزرگ و چندهزارساله در ایران حرف میزد، فقط یک بیمار رنجور مانده بود.
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
✅ شاه چگونه در مسیر سقوط قرار گرفت؟
✍️خداداد فرمانفرمائیان (رییس بانک مرکزی پهلوی)
🔹من شاه را از همان ابتدای حکومتش و تا یک هفته قبل از رفتنش در سال ۱۳۵۷ میشناختم. این مرد در طول ۲۰ سال به شدت تغییر کرد. در آغاز، بسیار دموکراتیک بود. به سادگی در دسترس بود. مسائل را خوب میفهمید و درک میکرد. از انتقاد گریزی نداشت. او واقعاً اجازه میداد تا بحثهای مرتبط با مسائل مردم به صورت شفاف با او در میان گذاشته شود. ما از آزادی زیادی در مخالفت با او و طرحهایش برخوردار بودیم. اما در سالهای آخر و قبل از سقوط حکومتش، دیگر امکان هیچ مخالفتی با او وجود نداشت. در آن ماههای پایانی، این مرد، حتی حوصله گوشدادن و شنیدن جزئیات را نداشت.
🔹در خلوت به صحبتهای نخستوزیر گوش میکرد اما تاثیری بر او نداشت. شاه مرد بسیار پیچیدهای بود. آدم خیلی سادهای نبود که بخواهد با چاپلوسی، فریب بخورد. او بین تعصبات مذهبی و دینی و به معنای واقعی کلمه در ایمان به مذهب سرگردان بود. خیلی کلی به دین و خدا اعتقاد داشت. ملحد نبود ولی به مراسم مذهبی هم اهمیت چندانی نمیداد، یعنی مردی نبود که هر روز نماز بخواند یا روزه بگیرد. او مشروب میخورد و نوشیدنی مورد علاقهاش ویسکی بود. به سرنوشت اعتقاد داشت و میگفت، «هرکس تقدیری دارد، هرکسی سرنوشتی دارد». به نظر من او فردی آموزشدیده و روشنفکر هم نبود. قدرت تحلیلی خیلی بالایی نداشت.
🔹اهل کتاب خواندن نبود اما دقت بالایی در خواندن گزارشهای مکتوبِ وزرایش داشت. من گزارشهایی را در سازمان طرح داشتم که او با دستورات دقیق و جزئیات کامل علامت زده بود، حتی اگر در مورد شرکت نفت یا ارتش بودند. او همه گزارشها را میخواند، مستقیم دستورش را میداد و اگر نکتهای را رد میکرد زیر آن خط کشیده و برایش دلیل میآورد. حتی بارها گزارشهای شرکت نفت را جلوی من میگذاشتند و میگفتند، «ببین! این و این و این را رد کرده است». این رویهها ادامه داشت و خوب پیش میرفت تا اینکه «مگالومانیا» به سراغش آمد.
🔹 توهم خودبزرگبینی و اختلالات شخصیتی خیلی چیزها را خراب کرد و همه ما مقصر بودیم. همه کسانی که در اطراف او بودند به پیشرفت این بیماری هولناک کمک کردند؛ از نخستوزیر و وزرا گرفته تا همسرش. همه میخواستند او را خوشحال کنند، بنابراین چیزهایی میگفتند که او دوست داشت بدون توجه به صحتشان بشنود. حتی سازمان اطلاعات هم در برابر او دیگر یک سرویس اطلاعاتی بزرگ نبود که خودش هم در اواخر سلطنتش این را به من گفت.
🔹 در طول سالهای آخر حکومتش، شروع به تحقیر ژنرالها و وزرای خود کرده بود. آنقدر از مردم ناامید شده بود که باورکردنی نبود. برای همین او را در سالهای قبل از انقلاب میشد به عنوان یک مرد پارانویا، یک فرد مبتلا به اسکیزوفرنی دید؛ هرچند از نظر جسمی هم وضعیت خوبی نداشت. من سه ماه قبل از رفتنش، وقتی خواستند او را ببینم، فهمیدم که سرطان دارد. با من تماس گرفتند و گفتند او خیلی تنهاست، بیا با او صحبت کن.
🔹آن زمان من هنوز رئیس بانک بودم. به دیدنش رفتم. او را که دیدم، انگار نشناختمش. مردی را دیدم که بیمار و کاملاً ناامید، سرگردان و بلاتکلیف بود. از او پرسیدم، «چه بر سر قدرتِ دولت آمده، چه بر سر دستگاههای اطلاعاتی آمده، چرا دیگر خبری از آن رجزخوانیها نیست؟». ناگهان برگشت و با صدایی تیز که قبلاً هرگز آن را نشنیده بودم، فریاد زد، «آنها هرگز چیزی نمیدانستند». در مورد اطلاعات ارتش از او پرسیدم. با همان صدا گفت، «آن هم هرگز وجود نداشته است». با سرعتی غیرعادی در اتاق قدم میزد و هرازگاهی با پایش محکم به دیوار میکوبید. مثل یک شیرِ درقفسمانده انگار میدانست که آخرش است و دیگر نمیتوان کاری کرد. او بهطور کلی کنترل خود را از دست داده بود. وضعیت غمانگیزی بود. از مردی که همیشه از تبدیل شدنِ ایران به پنجمین قدرت نظامی و صنعتی جهان حرف میزد، چیزی نمانده بود. از مردی که درباره چگونگی دستیابی به تمدنی بزرگ و چندهزارساله در ایران حرف میزد، فقط یک بیمار رنجور مانده بود.
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍2😢2❤1👎1
✅همزیستی کویر و دریا...
🔹جایی که کویر و دریا به هم میرسند
🔸روستای درک، سیستان و بلوچستان
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹جایی که کویر و دریا به هم میرسند
🔸روستای درک، سیستان و بلوچستان
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤7
🌲🌲🌲
✅ترسناک ترین منظره...
«ﺁﻟﻔﺮﺩ ﻫﯿﭽﮑﺎﮎ» اﺳﺘﺎﺩ ﺑﺰﺭﮒ ﺳﯿﻨﻤﺎ که در ترساندن مردم با فیلم هایش شهره عام و خاص است ، ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﯽ ﺩﺭ ﺟﺎﺩﻩﻫﺎﯼ ﺳﻮﺋﯿﺲ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺍﺯ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺑﻪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ:
اﯾﻦ ﺗﺮﺳﻨﺎﮎ ﺗﺮﯾﻦ ﻣﻨﻈﺮﻩ ﺍﯾﺴﺖ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺩﯾﺪﻩ ﺍﻡ!
ﺍﻣﺘﺪﺍﺩ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺍﻭ ، ﮐﺸﯿﺸﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺳﺖ ﺑﺮ ﺷﺎﻧﻪ ﭘﺴﺮﮎ ﺧﺮﺩﺳﺎﻟﯽ گذاشته ﺑﻮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ.
ﻫﯿﭽﮑﺎﮎ ﺍﺯ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺑﻪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺧﻢ ﺷﺪ ﻭ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩ :
ﻓﺮﺍﺭ ﮐﻦ ﭘﺴﺮﺟﺎﻥ!
نگذار عقايدش را به تو تحميل كند ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﺭﺍ ﻧﺠﺎﺕ ﺑﺪﻩ ، فرار کن!!!
#آلفرد_هیچکاک
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅ترسناک ترین منظره...
«ﺁﻟﻔﺮﺩ ﻫﯿﭽﮑﺎﮎ» اﺳﺘﺎﺩ ﺑﺰﺭﮒ ﺳﯿﻨﻤﺎ که در ترساندن مردم با فیلم هایش شهره عام و خاص است ، ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﯽ ﺩﺭ ﺟﺎﺩﻩﻫﺎﯼ ﺳﻮﺋﯿﺲ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺍﺯ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺑﻪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ:
اﯾﻦ ﺗﺮﺳﻨﺎﮎ ﺗﺮﯾﻦ ﻣﻨﻈﺮﻩ ﺍﯾﺴﺖ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺩﯾﺪﻩ ﺍﻡ!
ﺍﻣﺘﺪﺍﺩ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺍﻭ ، ﮐﺸﯿﺸﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺳﺖ ﺑﺮ ﺷﺎﻧﻪ ﭘﺴﺮﮎ ﺧﺮﺩﺳﺎﻟﯽ گذاشته ﺑﻮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ.
ﻫﯿﭽﮑﺎﮎ ﺍﺯ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺑﻪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺧﻢ ﺷﺪ ﻭ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩ :
ﻓﺮﺍﺭ ﮐﻦ ﭘﺴﺮﺟﺎﻥ!
نگذار عقايدش را به تو تحميل كند ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﺭﺍ ﻧﺠﺎﺕ ﺑﺪﻩ ، فرار کن!!!
#آلفرد_هیچکاک
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👏4👍1👎1
✅واژه موبد و جایگاه موبد در دین زرتشتی
واژه «موبَد» از واژه «مَگوپَت» در اوستا برگرفته شده که به معنی دانا است.
به روزگار باستان، کسانی که بیشتر از دیگران دانش های گوناگون زندگی را باتجربه و در نزد دانایان فراگرفته بودند وبه راهنمایی بشر می پرداختند، «مگوپتان» (:دانایان) نامیده می شدند.
چون این افراد آگاهی آموزه های دینی را نیز دنبال می کردند، به پیشوایان دینی نیز معروف شدند.
آنها بایستی ویژگی های یک فرد آگاه، دانا، فرهیخته، پارسا، نیک اندیش، خوش گفتار و درست کردار را داشته باشند. باساده زیستی خود، الگوی زندگی برای دیگران نیز باشند.
از هنگامی که موبدان در زمان ساسانی برآن شدند تا دولت و پادشاهی را نیز در دست بگیرند، به نیروی سیاسی پیش بینی نشده ای در تاریخ دین زرتشتی دست یافتند.
در این دوران به دلیل آشنایی از جایگاه پیشوایان دینی(:روحانیان) پس از آن که در ایران نیز نیایشگاه، کنیسه، کلیسا و معبدهایی را برای پیروان خود برپا کرده بودند، برخی از موبدان آن زمان نیز جایگاه خود را بالاتر از دیگران پنداشته وهمانند پیشوایان دین های دیگر، باوری نادرست را دراندیشه مردم جایگزین کردند که آنان واسطه و رابطه بین انسان و خداوند خواهند بود.
آشکار است که بینش زرتشت، چنین باوری را نمی پذیرد، اشوزرتشت که در جایگاه آموزگار و پیام آور راستی برای مردم جهان، از آن زمان تاکنون بوده نیز هیچگاه خود را بالاتر از دیگران ندانسته و خود را واسطه بین انسان واهورامزدا ندانسته است.
اکنون نیز کسی که خود را به جایگاه مَگوپَت(:موبد، آگاه ودانا) رسانده است. پوشش ویژه موبدی برتن کرده است.تنها شایستگی شناخت و راهنمایی دیگران به راه راستی وآیین خردمندی را داشته و وظیفه دیگری ندارد.
شاید موبدانی نیز باشند که خویش را همچنان برتر و برجسته تر از دیگران بدانند که باور شخصی آنان خواهد بود.
موبدان از دوران ساسانی، همانند دیگر پیشه ها مانند آهنگری، کشاورزی، دبیری، ارتشی و ...پیشه پدران خویش را آموزش دیده و پیوسته با نگهداری و خوانش اوستا، از دین و فرهنگ نیاکان پاسداری کرده اند.
از نیم سده پیش فرزندان موبدان با فراگیری دانش های دیگر به شغل های دیگر مانند پزشکی، مهندسی، دبیری وپیشه آزاد، روی آوردند. بدین روی پیشوایان دینی برای برگزاری آیین درگذشتگان، جشن و مراسم کمیاب شدند، به همین روی فرزندان دیگری با آموزه های دینی وبرگزاری مراسم، پوشش سپید موبدی برتن کرده، به این کار روی آوردند. آنان جایگزین موبدان قراردادی در جامعه زرتشتی شدند. گاهی به آنان موبدیار گفته می شود.
«موبدیار»، یک واژه ساختگی پس از انقلاب اسلامی در ایران است که نادرست بوده و در فرهنگ دینی زرتشتیان جایگاهی ندارد. زیرا تا پیش از انقلاب ایران، هیچگاه چنین واژه ای به کار نرفته است وبرای زرتشتیان کشورهای دیگر نیز واژه «موبدیار» تازگی دارد.
نام وجایگاه پیشوایان دینی به یادگار مانده از روزگار باستان چنین است:
موبد یا مَگوپت(:دانای دین).
هیربَد(:آموزگاردینی).
دَهموبَد(:همکار موبد)
اینها سه جایگاه کسانی بوده، که در بخش دینی خدمتگزار جامعه زرتشتی بوده اند.
🔹گزینش ونگرش: موبدکورش نیکنام
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
واژه «موبَد» از واژه «مَگوپَت» در اوستا برگرفته شده که به معنی دانا است.
به روزگار باستان، کسانی که بیشتر از دیگران دانش های گوناگون زندگی را باتجربه و در نزد دانایان فراگرفته بودند وبه راهنمایی بشر می پرداختند، «مگوپتان» (:دانایان) نامیده می شدند.
چون این افراد آگاهی آموزه های دینی را نیز دنبال می کردند، به پیشوایان دینی نیز معروف شدند.
آنها بایستی ویژگی های یک فرد آگاه، دانا، فرهیخته، پارسا، نیک اندیش، خوش گفتار و درست کردار را داشته باشند. باساده زیستی خود، الگوی زندگی برای دیگران نیز باشند.
از هنگامی که موبدان در زمان ساسانی برآن شدند تا دولت و پادشاهی را نیز در دست بگیرند، به نیروی سیاسی پیش بینی نشده ای در تاریخ دین زرتشتی دست یافتند.
در این دوران به دلیل آشنایی از جایگاه پیشوایان دینی(:روحانیان) پس از آن که در ایران نیز نیایشگاه، کنیسه، کلیسا و معبدهایی را برای پیروان خود برپا کرده بودند، برخی از موبدان آن زمان نیز جایگاه خود را بالاتر از دیگران پنداشته وهمانند پیشوایان دین های دیگر، باوری نادرست را دراندیشه مردم جایگزین کردند که آنان واسطه و رابطه بین انسان و خداوند خواهند بود.
آشکار است که بینش زرتشت، چنین باوری را نمی پذیرد، اشوزرتشت که در جایگاه آموزگار و پیام آور راستی برای مردم جهان، از آن زمان تاکنون بوده نیز هیچگاه خود را بالاتر از دیگران ندانسته و خود را واسطه بین انسان واهورامزدا ندانسته است.
اکنون نیز کسی که خود را به جایگاه مَگوپَت(:موبد، آگاه ودانا) رسانده است. پوشش ویژه موبدی برتن کرده است.تنها شایستگی شناخت و راهنمایی دیگران به راه راستی وآیین خردمندی را داشته و وظیفه دیگری ندارد.
شاید موبدانی نیز باشند که خویش را همچنان برتر و برجسته تر از دیگران بدانند که باور شخصی آنان خواهد بود.
موبدان از دوران ساسانی، همانند دیگر پیشه ها مانند آهنگری، کشاورزی، دبیری، ارتشی و ...پیشه پدران خویش را آموزش دیده و پیوسته با نگهداری و خوانش اوستا، از دین و فرهنگ نیاکان پاسداری کرده اند.
از نیم سده پیش فرزندان موبدان با فراگیری دانش های دیگر به شغل های دیگر مانند پزشکی، مهندسی، دبیری وپیشه آزاد، روی آوردند. بدین روی پیشوایان دینی برای برگزاری آیین درگذشتگان، جشن و مراسم کمیاب شدند، به همین روی فرزندان دیگری با آموزه های دینی وبرگزاری مراسم، پوشش سپید موبدی برتن کرده، به این کار روی آوردند. آنان جایگزین موبدان قراردادی در جامعه زرتشتی شدند. گاهی به آنان موبدیار گفته می شود.
«موبدیار»، یک واژه ساختگی پس از انقلاب اسلامی در ایران است که نادرست بوده و در فرهنگ دینی زرتشتیان جایگاهی ندارد. زیرا تا پیش از انقلاب ایران، هیچگاه چنین واژه ای به کار نرفته است وبرای زرتشتیان کشورهای دیگر نیز واژه «موبدیار» تازگی دارد.
نام وجایگاه پیشوایان دینی به یادگار مانده از روزگار باستان چنین است:
موبد یا مَگوپت(:دانای دین).
هیربَد(:آموزگاردینی).
دَهموبَد(:همکار موبد)
اینها سه جایگاه کسانی بوده، که در بخش دینی خدمتگزار جامعه زرتشتی بوده اند.
🔹گزینش ونگرش: موبدکورش نیکنام
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍3
✅نسل متاورس و تربیت حوزوی!
یادداشتی از فرشته مزینانی
ابتدایی که بودیم، هر سال آبان که می شد ما عزا می گرفتیم! ۴ آبان تولد شاه و ۹ آبان تولد ولیعهد بود.
در این روزها جشنهای خیابانی برپا می شد و دانش آموزان را برای رژه به خیابان می بردند.
البته نقش اصلی را پیشاهنگان داشتند که هیچ وقت عضوشان نشدم.
بابا شدیدا با این برنامه ها مخالف بود. مهمترین دلیلش هم این بود که دختر و پسر مختلط بودند و باید بدون ححاب در این مراسم و نمایشها شرکت می کردیم.
آن وقتها در خانواده های سنتی، دختر همین که مدرسه می رفت کافی بود! بقیه قر و فرها مثل پیشاهنگی و اردو و رژه و ... دیگر زیادی بود و مایه آبروریزی!
البته همان موقع خانواده های زیادی بودند که با این برنامه ها مشکلی نداشتند و فرزندانشان با رضایت کامل همراه نظام به سمت مدرن شدن پیش می رفتند.
دخترانی که پس از دیپلم به خدمت احضار می شدند و به عنوان سپاه دانش و سپاه بهداشت و ترویج کشاورزی به روستاها می رفتند، از همین خانواده های عمدتا تکنوکرات بودند، ولی ما که در خانواده ای شدیدا سنتی زندگی می کردیم، حتی آرزوی این کارها را هم نداشتیم.
برعکس، همانطور که گفتم، باید در روزهای جشن که به اجبار ما را به خیابان می بردند، در لابلای بچه ها پنهان می شدیم تا نکند بابا یا آشنایی ما را در آن شکل و شمایل ببیند.
حالا پس از گذشت ۵۰ سال از آن روزها و رفتن رژیمی که می خواست کشور و ملتی را که هنوز آمادگی نداشت مدرن کند و به دروازه های تمدن بزرگ برساند، نظامی کاملا ایدئولوژیک، می خواهد مردمی مدرن را به سنت و دین برگرداند!
بدون توجه به تغییرات شگفت زمانه و بدون اعتنا به سابقه ناموفق سالها حکومت دینی، و کاربرد همان روشهای قدیمی در ارائه دین!
تربیت نیروهای حوزوی برای ورود به آموزش و پرورش همانقدر دیرهنگام و مسخره است که مدرن کردن یک جامعه دینی و سنتی در ۵۰ سال پیش شتابزده بود.
ورود روحانیون و آموزش دیدگان حوزوی با تربیت فقه سنتی منجمد و نه پویا به مدارسی که دانش آموزانش تحت تاثیر فضای مجازی و رسانه های آزادند، همان اندازه اشتباه و بی نتیجه است که بردن دختران خانواده های سنتی به جشنهای خیابانی.
با این تفاوت که آن روزها فضای مجازی و ارتباطات جهانی نبود و امروز هست.
آن روزها پدربزرگها و مادربزرگهای خانواده برای نوجوان و جوان مرجعیت و احترام داشتند و این روزها نوجوان با گروه همسالانش در تمام دنیا حال می کند و مرتبط است!
آن روزها اصلا دنیای دیگری بود و انسانهای دیگری! تمام دنیای نوجوانان آن روز به آخرین دیوار شهرشان ختم می شد و دنیای نسل امروز دنیای مجازی (متاورس) است!
حالا پس از تنها ۵۰ سال، به اندازه ۵۰۰۰ سال از آن روزها دور شده ایم و جمهوری اسلامی می خواهد حوزویانی را که نسبتی ناچیز با شرایط کنونی دارند، مسئول تربیت نسلی کند که مدرنیته را پشت سر گذاشته و پست مدرن شده اند.
نسلی که دغدغه شان هوش مصنوعی و دنیای متاورس است.
نسلی که برای خودش اعتبار بیشتری قائل است از تمام گذشتگانش! نسلی که به قول جان دیویدسون، شاعر اسکاتلندی، فریاد میزند که هیچ عملی، هیچ اندیشه ای، هیچ رسمی و هیچ حرمتی وجود ندارد که نشود از آن تخطی کرد!
با این حال و وضعیت، می خواهند این نسل را با همان روشهای قدیمی تربیت کنند تا همچون نسل ما مطیع و سر به زیر و بدون چون و چرا به احکام شریعت عمل کنند.
اگر می خواهید تبلیغ و ترویج دین سیاسی هم بکنید، دین و سیاستی بر مبنای عقلانیت را به این نسل معرفی کنید و نه اطاعت، که به قول ماکس وبر، این نسل دیگر از چهرههای کاریزماتیک عبور کرده و به نوعی تعقل گرایی در حوزه سیاست رسیده است.
#تاریخ_معاصرایران
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
یادداشتی از فرشته مزینانی
ابتدایی که بودیم، هر سال آبان که می شد ما عزا می گرفتیم! ۴ آبان تولد شاه و ۹ آبان تولد ولیعهد بود.
در این روزها جشنهای خیابانی برپا می شد و دانش آموزان را برای رژه به خیابان می بردند.
البته نقش اصلی را پیشاهنگان داشتند که هیچ وقت عضوشان نشدم.
بابا شدیدا با این برنامه ها مخالف بود. مهمترین دلیلش هم این بود که دختر و پسر مختلط بودند و باید بدون ححاب در این مراسم و نمایشها شرکت می کردیم.
آن وقتها در خانواده های سنتی، دختر همین که مدرسه می رفت کافی بود! بقیه قر و فرها مثل پیشاهنگی و اردو و رژه و ... دیگر زیادی بود و مایه آبروریزی!
البته همان موقع خانواده های زیادی بودند که با این برنامه ها مشکلی نداشتند و فرزندانشان با رضایت کامل همراه نظام به سمت مدرن شدن پیش می رفتند.
دخترانی که پس از دیپلم به خدمت احضار می شدند و به عنوان سپاه دانش و سپاه بهداشت و ترویج کشاورزی به روستاها می رفتند، از همین خانواده های عمدتا تکنوکرات بودند، ولی ما که در خانواده ای شدیدا سنتی زندگی می کردیم، حتی آرزوی این کارها را هم نداشتیم.
برعکس، همانطور که گفتم، باید در روزهای جشن که به اجبار ما را به خیابان می بردند، در لابلای بچه ها پنهان می شدیم تا نکند بابا یا آشنایی ما را در آن شکل و شمایل ببیند.
حالا پس از گذشت ۵۰ سال از آن روزها و رفتن رژیمی که می خواست کشور و ملتی را که هنوز آمادگی نداشت مدرن کند و به دروازه های تمدن بزرگ برساند، نظامی کاملا ایدئولوژیک، می خواهد مردمی مدرن را به سنت و دین برگرداند!
بدون توجه به تغییرات شگفت زمانه و بدون اعتنا به سابقه ناموفق سالها حکومت دینی، و کاربرد همان روشهای قدیمی در ارائه دین!
تربیت نیروهای حوزوی برای ورود به آموزش و پرورش همانقدر دیرهنگام و مسخره است که مدرن کردن یک جامعه دینی و سنتی در ۵۰ سال پیش شتابزده بود.
ورود روحانیون و آموزش دیدگان حوزوی با تربیت فقه سنتی منجمد و نه پویا به مدارسی که دانش آموزانش تحت تاثیر فضای مجازی و رسانه های آزادند، همان اندازه اشتباه و بی نتیجه است که بردن دختران خانواده های سنتی به جشنهای خیابانی.
با این تفاوت که آن روزها فضای مجازی و ارتباطات جهانی نبود و امروز هست.
آن روزها پدربزرگها و مادربزرگهای خانواده برای نوجوان و جوان مرجعیت و احترام داشتند و این روزها نوجوان با گروه همسالانش در تمام دنیا حال می کند و مرتبط است!
آن روزها اصلا دنیای دیگری بود و انسانهای دیگری! تمام دنیای نوجوانان آن روز به آخرین دیوار شهرشان ختم می شد و دنیای نسل امروز دنیای مجازی (متاورس) است!
حالا پس از تنها ۵۰ سال، به اندازه ۵۰۰۰ سال از آن روزها دور شده ایم و جمهوری اسلامی می خواهد حوزویانی را که نسبتی ناچیز با شرایط کنونی دارند، مسئول تربیت نسلی کند که مدرنیته را پشت سر گذاشته و پست مدرن شده اند.
نسلی که دغدغه شان هوش مصنوعی و دنیای متاورس است.
نسلی که برای خودش اعتبار بیشتری قائل است از تمام گذشتگانش! نسلی که به قول جان دیویدسون، شاعر اسکاتلندی، فریاد میزند که هیچ عملی، هیچ اندیشه ای، هیچ رسمی و هیچ حرمتی وجود ندارد که نشود از آن تخطی کرد!
با این حال و وضعیت، می خواهند این نسل را با همان روشهای قدیمی تربیت کنند تا همچون نسل ما مطیع و سر به زیر و بدون چون و چرا به احکام شریعت عمل کنند.
اگر می خواهید تبلیغ و ترویج دین سیاسی هم بکنید، دین و سیاستی بر مبنای عقلانیت را به این نسل معرفی کنید و نه اطاعت، که به قول ماکس وبر، این نسل دیگر از چهرههای کاریزماتیک عبور کرده و به نوعی تعقل گرایی در حوزه سیاست رسیده است.
#تاریخ_معاصرایران
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍8👏4❤1
✅همه چیز مثل روز روشن است...
در کشور روسیه تازه انقلاب شده بود.
بلشویکها تمام خانوادهی تزار را قتلعام کرده بودند...
مردی در میدان سرخ مسکو اعلامیه پخش میکرد.
کاگب او را دستگیر کرد.
پس از بازرسی متوجه شدند که همهی اعلامیههایش سفید است.
به او گفتند: چرا برگه سفید پخش میکنی و چیزی رویش ننوشتهای؟
جواب داد: دیگر چیزی برای نوشتن نمانده،
همهچیز مثل روز روشن است...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
در کشور روسیه تازه انقلاب شده بود.
بلشویکها تمام خانوادهی تزار را قتلعام کرده بودند...
مردی در میدان سرخ مسکو اعلامیه پخش میکرد.
کاگب او را دستگیر کرد.
پس از بازرسی متوجه شدند که همهی اعلامیههایش سفید است.
به او گفتند: چرا برگه سفید پخش میکنی و چیزی رویش ننوشتهای؟
جواب داد: دیگر چیزی برای نوشتن نمانده،
همهچیز مثل روز روشن است...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍6👎1
✅تهران، ۱۵ بهمن۱۳۵۷، راهپیمایی در حمایت از نخستوزیری بازرگان، عکس از آرشیو کتابخانه ملی...
🔹پوشش متفاوت و متنوع بانوان...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹پوشش متفاوت و متنوع بانوان...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
😢3👍1👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅تهران، سال ۱۳۵۴..
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤2
✅پس خدا کجاست...
گالیله: به خلاف تصور همگان، جهان با عظمت با همه صورت های فلکیش به دور زمین ناچیز ما نمی گردد.
ساگردو: پس یعنی همه این ها فقط ستاره است؟ پس خدا کجاست؟
گالیله: مقصودت چیست؟
ساگردو: خدا ! خدا کجاست؟
گالیله: آن بالا نیست. همان طور که اگر موجوداتی در آن بالا باشند و بخواهند خدا را در اینجا پیدا کنند، در زمین گیرش نمی آورند.
ساگردو: پس خدا کجاست ؟
گالیله: من که در الهیات کار نکرده ام. من ریاضی دانم.
ساگردو: قبل از هر چیز تو آدمی. و من از تو می پرسم که در دستگاه دنیایی تو، خدا کجاست؟
«گالیله: یا در ما یا هیچ جا»
#گالیله
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
گالیله: به خلاف تصور همگان، جهان با عظمت با همه صورت های فلکیش به دور زمین ناچیز ما نمی گردد.
ساگردو: پس یعنی همه این ها فقط ستاره است؟ پس خدا کجاست؟
گالیله: مقصودت چیست؟
ساگردو: خدا ! خدا کجاست؟
گالیله: آن بالا نیست. همان طور که اگر موجوداتی در آن بالا باشند و بخواهند خدا را در اینجا پیدا کنند، در زمین گیرش نمی آورند.
ساگردو: پس خدا کجاست ؟
گالیله: من که در الهیات کار نکرده ام. من ریاضی دانم.
ساگردو: قبل از هر چیز تو آدمی. و من از تو می پرسم که در دستگاه دنیایی تو، خدا کجاست؟
«گالیله: یا در ما یا هیچ جا»
#گالیله
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍8❤1
✅هوا را از من بگیر، خنده ات را نه!
هوا را از من بگیر خندهات را نه!
نان را از من بگیر، اگر میخواهی
هوا را از من بگیر، اما
خندهات را نه
گل سرخ را از من بگیر
سوسنی را که میکاری
آبی را که به ناگاه
در شادی تو سرریز میکند
موجی ناگهانی از نقره را
که در تو میزاید
از پس نبردی سخت باز میگردم
با چشمانی خسته
که دنیا را دیده است
بی هیچ دگرگونی
اما خندهات که رها میشود
و پروازکنان در آسمان مرا میجوید
تمامی درهای زندگی را
به رویم میگشاید
عشق من، خنده تو
در تاریکترین لحظهها میشکند
و اگر دیدی، به ناگاه
خون من بر سنگفرش خیابان جاری است
بخند، زیرا خنده تو
برای دستان من
شمشیری است آخته
خنده تو، در پاییز
در کناره دریا
موج کفآلودهاش را
باید برافروزد،
و در بهاران، عشق من
خنده ات را میخواهم
چون گلی که در انتظارش بودم
بخند بر شب
بر روز، بر ماه
بخند بر پیچاپیچ خیابانهای جزیره،
بر این پسر بچه کمرو
که دوستت دارد
اما آنگاه که چشم میگشایم و میبندم،
آنگاه که پاهایم میروند و باز میگردند
نان را، هوا را
روشنی را، بهار را
از من بگیر
اما خندهات را هرگز!
تا چشم از دنیا نبندم
🔹پابلو نرودا
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
هوا را از من بگیر خندهات را نه!
نان را از من بگیر، اگر میخواهی
هوا را از من بگیر، اما
خندهات را نه
گل سرخ را از من بگیر
سوسنی را که میکاری
آبی را که به ناگاه
در شادی تو سرریز میکند
موجی ناگهانی از نقره را
که در تو میزاید
از پس نبردی سخت باز میگردم
با چشمانی خسته
که دنیا را دیده است
بی هیچ دگرگونی
اما خندهات که رها میشود
و پروازکنان در آسمان مرا میجوید
تمامی درهای زندگی را
به رویم میگشاید
عشق من، خنده تو
در تاریکترین لحظهها میشکند
و اگر دیدی، به ناگاه
خون من بر سنگفرش خیابان جاری است
بخند، زیرا خنده تو
برای دستان من
شمشیری است آخته
خنده تو، در پاییز
در کناره دریا
موج کفآلودهاش را
باید برافروزد،
و در بهاران، عشق من
خنده ات را میخواهم
چون گلی که در انتظارش بودم
بخند بر شب
بر روز، بر ماه
بخند بر پیچاپیچ خیابانهای جزیره،
بر این پسر بچه کمرو
که دوستت دارد
اما آنگاه که چشم میگشایم و میبندم،
آنگاه که پاهایم میروند و باز میگردند
نان را، هوا را
روشنی را، بهار را
از من بگیر
اما خندهات را هرگز!
تا چشم از دنیا نبندم
🔹پابلو نرودا
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
❤3👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅نزدیکترین لحظات ماه؛ سحرانگیز و شگفت...
🎥این ویدئو در داخل دایره قطب شمال، درست بین مرزهای کانادا، آلاسکا و روسیه گرفته شده است که تنها چند ثانیه طول میکشد.
این پدیده فقط یک بار در سال به مدت 36 ثانیه قابل مشاهده است. ماه با تمام شکوه ظاهر میشود و سپس ناپدید میگردد. آنقدر نزدیک است که قریب الوقوع به نظر میرسد که با زمین برخورد خواهد کرد، پس از آن خورشید گرفتگی کامل به مدت 5 ثانیه رخ خواهد داد که در آن همه چیز تاریک خواهد شد.
این پدیده تنها در حضیض (نقطه ای که ماه در نزدیک ترین نقطه به زمین قرار دارد) و زمانی که ما میتوانیم سرعت بزرگی را که سیاره ما با آن در حال حرکت است ببینیم، رخ میدهد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🎥این ویدئو در داخل دایره قطب شمال، درست بین مرزهای کانادا، آلاسکا و روسیه گرفته شده است که تنها چند ثانیه طول میکشد.
این پدیده فقط یک بار در سال به مدت 36 ثانیه قابل مشاهده است. ماه با تمام شکوه ظاهر میشود و سپس ناپدید میگردد. آنقدر نزدیک است که قریب الوقوع به نظر میرسد که با زمین برخورد خواهد کرد، پس از آن خورشید گرفتگی کامل به مدت 5 ثانیه رخ خواهد داد که در آن همه چیز تاریک خواهد شد.
این پدیده تنها در حضیض (نقطه ای که ماه در نزدیک ترین نقطه به زمین قرار دارد) و زمانی که ما میتوانیم سرعت بزرگی را که سیاره ما با آن در حال حرکت است ببینیم، رخ میدهد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍3👎2
✅ موج عظیم
🔹مائو با یک حرکت ساده هفتصد میلیون نفر را نجات داد.!!!...
✍بیژن اشتری
کتاب "موج عظیم " استیون رادلت به راستی شگفتزدهام کرد.این داستان توسعه چقدر شیرین است و باید هم که شیرین باشد حکایت خروج یک میلیارد انسان کره خاکی از زیر خط فقر و رسیدنشان به آموزش و بهداشت و مسکن و دموکراسی طی بیست سال گذشته.و افسوس میخورم برای مملکت خودم که بنا به آمار رسمیاش حداقل یک سوم جمعیتش طی همین چند سال گذشته به زیر خط فقر سقوط کردهاند.رادلت میگوید که دوران دیکتاتورهای مصلح و غیرمصلح گذشته و حالا فقط حرکت به سوی دموکراسی است که میتواند توسعه و رفاه به همراه بیاورد.هر چه حرکت به سمت دموکراسی بیشتر باشد رفاه و ثروت جامعه بیشتر خواهد شد و دیکتاتوری چیزی جز فقر و تباهی به همراه نخواهد آورد.رادلت شصت کشور در حال توسعه را برای ما مثال میزند که این راه را رفتهاند و به نتیجه رسیدهاند:هندوستان ،کره جنوبی، بوتسوانا ، برزیل ، شیلی،فیلیپین،بلغارستان،مولداوی،غنا،لیبریا،سنگال وغیره.
رادلت از عقبگردها و استثناها هم سخن میگوید اما یادآور میشود که در دهه هشتاد میلادی حدود هشتاد کشور دیکتاتوری در حال توسعه داشتیم اما امروز تعداد این کشورها به بیست کشور رسیده و بقیه از بند فقر و استبداد نجات یافتهاند.
برگردم به این جمله معروف رادلت درباره مائو رهبر سابق چین کمونیست : « مائو با یک حرکت ساده در هزار و نهصد و هفتاد و شش باعث شد هفتصد میلیون چینی از زیر خط فقر بالا بیایند : او مرد." بله جمله تامل برانگیزی است.دیکتاتور قلدر چین تا موقعی که زنده بود اجازه اصلاحات اقتصادی نداد و با سیاست های انقلابی غلطش صدها میلیون چینی را در قعر فقر و فلاکت نگهداشت.اما به محض مردنش، چین توانست سیاست داخلی خود را تا حدی اصلاح کند،از شدت ناآزادیهای عمومی(به قول آمارتیا سن،اقتصاددان هندی برنده نوبل)بکاهد و رفرمهای موفق اقتصادیاش را جامه عمل بپوشاند.حتی چین دیکتاتوری هم فقط زمانی توانست توسعه پیدا کند که نظام سیاسیاش به سمت آزادسازی،گشودگی، فاصلهگیری از جزمیات ایدئولوژیک سابق، و از همه مهمتر پایان دادن به منازعات جهانی، حرکت کرد.
استیون رادلت به ما بشارت میدهد که دموکراسی به رغم همه کمبودها و نقایصش، امروزه تبدیل به هنجار شده و بدون وجود آن هیچ توسعه اقتصادی و اجتماعیای ممکن نیست و هیچ راه میانبری وجود ندارد.
خواندن این کتاب را به هموطنان خودم اکیدا توصیه میکنم.
ضمنا نمیدانم این کتاب به فارسی ترجمه شده یا نه.اگر شده، حتما آن را بخوانید.
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
🔹مائو با یک حرکت ساده هفتصد میلیون نفر را نجات داد.!!!...
✍بیژن اشتری
کتاب "موج عظیم " استیون رادلت به راستی شگفتزدهام کرد.این داستان توسعه چقدر شیرین است و باید هم که شیرین باشد حکایت خروج یک میلیارد انسان کره خاکی از زیر خط فقر و رسیدنشان به آموزش و بهداشت و مسکن و دموکراسی طی بیست سال گذشته.و افسوس میخورم برای مملکت خودم که بنا به آمار رسمیاش حداقل یک سوم جمعیتش طی همین چند سال گذشته به زیر خط فقر سقوط کردهاند.رادلت میگوید که دوران دیکتاتورهای مصلح و غیرمصلح گذشته و حالا فقط حرکت به سوی دموکراسی است که میتواند توسعه و رفاه به همراه بیاورد.هر چه حرکت به سمت دموکراسی بیشتر باشد رفاه و ثروت جامعه بیشتر خواهد شد و دیکتاتوری چیزی جز فقر و تباهی به همراه نخواهد آورد.رادلت شصت کشور در حال توسعه را برای ما مثال میزند که این راه را رفتهاند و به نتیجه رسیدهاند:هندوستان ،کره جنوبی، بوتسوانا ، برزیل ، شیلی،فیلیپین،بلغارستان،مولداوی،غنا،لیبریا،سنگال وغیره.
رادلت از عقبگردها و استثناها هم سخن میگوید اما یادآور میشود که در دهه هشتاد میلادی حدود هشتاد کشور دیکتاتوری در حال توسعه داشتیم اما امروز تعداد این کشورها به بیست کشور رسیده و بقیه از بند فقر و استبداد نجات یافتهاند.
برگردم به این جمله معروف رادلت درباره مائو رهبر سابق چین کمونیست : « مائو با یک حرکت ساده در هزار و نهصد و هفتاد و شش باعث شد هفتصد میلیون چینی از زیر خط فقر بالا بیایند : او مرد." بله جمله تامل برانگیزی است.دیکتاتور قلدر چین تا موقعی که زنده بود اجازه اصلاحات اقتصادی نداد و با سیاست های انقلابی غلطش صدها میلیون چینی را در قعر فقر و فلاکت نگهداشت.اما به محض مردنش، چین توانست سیاست داخلی خود را تا حدی اصلاح کند،از شدت ناآزادیهای عمومی(به قول آمارتیا سن،اقتصاددان هندی برنده نوبل)بکاهد و رفرمهای موفق اقتصادیاش را جامه عمل بپوشاند.حتی چین دیکتاتوری هم فقط زمانی توانست توسعه پیدا کند که نظام سیاسیاش به سمت آزادسازی،گشودگی، فاصلهگیری از جزمیات ایدئولوژیک سابق، و از همه مهمتر پایان دادن به منازعات جهانی، حرکت کرد.
استیون رادلت به ما بشارت میدهد که دموکراسی به رغم همه کمبودها و نقایصش، امروزه تبدیل به هنجار شده و بدون وجود آن هیچ توسعه اقتصادی و اجتماعیای ممکن نیست و هیچ راه میانبری وجود ندارد.
خواندن این کتاب را به هموطنان خودم اکیدا توصیه میکنم.
ضمنا نمیدانم این کتاب به فارسی ترجمه شده یا نه.اگر شده، حتما آن را بخوانید.
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
❤3👍2
✅سال ۱۳۴۷ خورشیدی، اصفهان، منار علی
📸عکس از مجله مد و لباس وُگ
🔹مناره علی، منارهای مدور در شهر اصفهان است که در مقابل آرامگاه هارون ولایت، در اوایل سده ششم هجری و در نزدیکی مسجد جامع اصفهان بنا گردیده و در دوره صفویان جزئی از ساختمان مسجد علی شدهاست. این سازه از نظر هماهنگی در ابعاد و اندازهها و نیز از لحاظ آراستگی نمای سردر یکی از شاهکارهای معماری منارهها بهشمار میآید.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
📸عکس از مجله مد و لباس وُگ
🔹مناره علی، منارهای مدور در شهر اصفهان است که در مقابل آرامگاه هارون ولایت، در اوایل سده ششم هجری و در نزدیکی مسجد جامع اصفهان بنا گردیده و در دوره صفویان جزئی از ساختمان مسجد علی شدهاست. این سازه از نظر هماهنگی در ابعاد و اندازهها و نیز از لحاظ آراستگی نمای سردر یکی از شاهکارهای معماری منارهها بهشمار میآید.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍1🔥1
🌲🌲🌲
و ما زمستان دیگرى را سپرى خواهیم کرد.
با عصیان بزرگى که درونمان هست
و تنها چیزى که گرممان مىدارد،
آتش مقدس امیدوارى ست!
🔹ناظم حکمت شاعر و مبارز سیاسی ترک
#ناظم_حکمت
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
و ما زمستان دیگرى را سپرى خواهیم کرد.
با عصیان بزرگى که درونمان هست
و تنها چیزى که گرممان مىدارد،
آتش مقدس امیدوارى ست!
🔹ناظم حکمت شاعر و مبارز سیاسی ترک
#ناظم_حکمت
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍2
✅میدان حسن آباد تهران دهه ی بیست خورشیدی
مجسمه ی حاجی میرزا نصرالله ملکالمتکلمین از خطیبان مشهور دوره مشروطیت و از اولین بنیان گذارن مدارس جدید ایرانی که پس از توپ بستن مجلس دستگیر شد و در باغشاه در مقابل محمدعلیشاه به قتل رسید.
🔹 مجسمه اثریست از ابوالحسن خان صدیقی
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
مجسمه ی حاجی میرزا نصرالله ملکالمتکلمین از خطیبان مشهور دوره مشروطیت و از اولین بنیان گذارن مدارس جدید ایرانی که پس از توپ بستن مجلس دستگیر شد و در باغشاه در مقابل محمدعلیشاه به قتل رسید.
🔹 مجسمه اثریست از ابوالحسن خان صدیقی
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤2